دسته ها

H 01. برترین برندها

  • اقلام لوكس، ارزش، قدرت
    گردنبند با تاريخچه‌ي درخشان خود به‌عنوان جايگاه نمايش برجسته‌ترين سنگ‌هاي جواهر، در حال‌حاضر وارد مرحله‌ي جديدي از حيات خود شده كه اين امر ناشي از زيبايي و نايابي طراحي‌هايش است.

     


    پس از سپري كردن چند سالي در برزخ مد روز و غيبت آشكار از صحنه‌ي نمايش جواهرات هنرپيشگان معروف، گردنبند در حال‌حاضر دومرتبه جايگاه اصلي خود را بازيافته است. در همين راستا فرصت را مغتنم مي‌شماريم و نگاهي دقيق‌تر به تاريخچه‌ي فرهنگي، زيبايي‌شناختي و پيشرفت‌هاي حاصل در زمينه‌ي طراحي آن مي‌اندازيم. 

    هنگامي‌كه بوچرون از مجموعه جواهرات نفيس خود با نام "اينسپايرا Inspira"‌ در آوريل 2010 پرده‌برداري كرد اين مجموعه شامل 20 گردنبند بود! مراسم پرده‌برداري در موزه‌ي هنرهاي زيباي مونترال انجام شد و تا آگوست 2010 در معرض ديد عموم قرار گرفت. هر يك از اين قطعات به همراه نقاشي‌هاي گواش و فيلمي ضبط شده درخصوص منبع الهام آن‌ها به نمايش گذاشته شد. 
    1-    گردنبندي زيبا از جنس "طلاي سياه Blackend gold" مزين به ياقوت كبود گلابي‌شكل به وزن 16 قيراط، ياقوت‌هاي كبود و بنفش و اونيكس، كاري از بوچرون. 

    اهميت اندازه 

    گردنبند به‌عنوان مقوله‌اي مجزا در مبحث جواهرات، داراي توانايي بسيار بالايي در به نمايش گذاشتن ارزش جواهرات است همچنين در اكثر مواقع عنصر اصلي زيورآلات را تشكيل مي‌دهد. زيورآلات به دليل برخورداري از نيروي حيات و سرزندگي، عرصه‌ي مناسبي براي نشان دادن ايده‌هاي جديد و تحسين‌برانگيز كردن اشخاص استفاده كننده از آن مي‌باشند. 
    شايد بتوان گفت كه درخصوص گردنبند، اندازه از اهميت خاصي برخوردار است. از نقطه‌نظر طول (بلندي)، گردنبندهاي كوتاه توجه بيننده را به سوي گردن شخص استفاده‌كننده معطوف مي‌كند در حالي‌كه رشته‌ي بلندي از مرواريد با حركت بدن به حركت درمي‌آيد و موجب مي‌شود كه لباس مشكي ساده جلوه‌ي بيشتري داشته باشد. در نمايشگاه امسال "بازل ورلد" بيشتر گردنبندها به حالت طوقي‌شكل كوتاه و Sautoir-Length عرضه شده بودند. گردنبندهاي Sautoir اغلب رشته‌هاي باريك و بلندي از جنس زنجير يا مرواريد و برخي اوقات در تركيب با ديگر سنگ‌هاي گران‌بها مي‌باشند. به‌طور مثال امكان جداسازي يك رشته از ديگر رشته‌ها يا جدا كردن آويز و استفاده از آن به‌عنوان گل‌سينه وجود دارد.

    انعطاف‌پذيري طرح    

    گردنبند را هم مي‌توان براي خانم‌ها و هم براي آقايان طراحي كرد، همچنين از طريق طراحي علاوه بر نقش زينتي و زيبايي‌شناختي مي‌توان مفاهيم مذهبي، اجتماعي يا سياسي را به آن افزود. استحكام گردنبند به ميزان انعطاف‌پذيري و طراحي آن برمي‌گردد. 
    صرف‌نظر از كوتاه يا بلند بودن، داشتن يا نداشتن آويز، گران يا ارزان، داشتن قفل تزييني در جلو يا پشت گردن، استفاده از گردنبند مدتي است كه مرسوم شده است. 

    اما چگونه اين اتفاق رخ داده است؟ 

    بشر از 30000 سال قبل از ميلاد مسيح از گردنبندها به‌عنوان تعاويذ طبي يا جادويي استفاده مي‌كرده است. مصريان باستان در هزاره‌ي چهارم قبل از ميلاد مسيح قفل (گيره) را براي طوق‌هاي بزرگ و رنگارنگ خود كشف كردند كه تا پيش از آن دو قسمت انتهايي آن‌ها در پشت گردن از يكديگر جدا بود. اما تنها نمونه‌هاي اندكي از آن به جا مانده‌اند زيرا گردنبندها با تغيير لباس‌ها بر اساس مد روز و اقتضاي زمان تغيير مي‌كردند بنابراين پس از جداسازي سنگ‌هاي گران‌بهاي نصب شده بر روي آن‌ها، ذوب و قطعات جديدي از آن‌ها ساخته مي‌شدند. 



    2-گوشواره ای از جنس طلای سفید مزین به سنگ های الماس و یاقوت کبود کاری از کارتیه.

    3-    گردنبندي از جنس پلاتين مزين به ياقوت نارنجي با تراش دامله، مرواريدهاي مرغوب، يك الماس با تراش فلامك و الماس‌هايي با تراش برليان كاري از كارتيه. 

    4-    "روياي گل" گردنبندي از جنس طلاسفيد 18 عيار مزين به 339 مرواريد آكويا، 197 مرواريد سوث‌سي و 77/54 قيراط الماس، كاري از ميكي مو‌تو 

    قفل (گيره‌ي) گردنبند 

    از قرن چهاردهم تا به امروز گردنبندها به‌منظور جلوه‌بخشي بيشتر، همواره تابع يقه‌ي لباس‌هاي خانم‌ها بوده‌اند. سنگ‌هاي قيمتي برخي اوقات بر روي فلزات گران‌بها نصب مي‌شدند يا اين‌كه به حالت رشته‌هايي از مهره‌ها، پارچه‌هاي ابريشمي يا مخمل از داخل آن‌ها عبور داده مي‌شدند. آويزها به همراه زنجيرهاي كوتاه يا بلند مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. ديده مي‌شد كه به‌منظور هماهنگي با لباس‌هاي يقه‌ بلند، ارتفاع گردنبندها حتي بر روي زانو هم مي‌رسيد. طي دوران روكوكو (1780-1715) گردنبندهايي با ارتفاع زياد استفاده مي‌شدند، به‌گونه‌اي كه بخش عمده‌ي گردن را مي‌پوشاندند همچنين پاپيون‌هاي بزرگ از جنس ابريشم يا ساتن بر روي موها نصب مي‌شدند. در قرن هجدهم جواهرات به دو دسته‌ي روز و شب تقسيم شدند. آنچه كه به‌عنوان جواهرات مناسب براي روز شهرت داشت بنا به برخورداري از قيمت‌هاي مناسب و معقول تا به امروز ماهيت خود را حفظ كرده است.  

    يكي از مهمترين تغييرات در قرن نوزدهم به وقوع پيوست. در اين زمان گردنبندها به وسيله‌ي قفل (گيره) در قسمت پشت گردن بسته مي‌شدند و به‌طور معمول گوشواره و دستبندهاي هماهنگ با آن‌ها ساخته مي‌شدند. 
    استفاده و ساخت گردنبندهاي الماس‌نشان، بين سال‌هاي 1885 تا 1910 به همراه Pearl Sautoirs مرسوم شد. Sautoirs طي دهه‌ي 1920 به اوج شهرت خود رسيدند كه هماهنگي زيادي با خطوط عمودي لباس‌هاي طراحي شده توسط "پاول پويرت Paul Poiret‌" داشتند. برخي از اين گردنبندها داراي قابليت تقسيم به اجزاء كوچك‌تر و استفاده به‌عنوان دستبند يا گل‌سينه بودند. پس از آغاز سبك "آرت دكو" منگوله‌ها جاي خود را به نقش‌مايه‌هاي كشيده‌ي هندسي دادند و آويزها به قسمت پشت گردن انتقال يافتند. 
    طي دهه‌ي 1930 دو‌مرتبه استفاده از Colliers مد شد. پس از جنگ جهاني دوم، خلق گردنبندهاي طوقي‌شكل يكي از بارزترين قطعات مجموعه جواهرات جديد "كريستين ديور" شد. دهه‌ي 1970 دومرتبه استفاده از Soutoir‌ به همراه آويزهاي بزرگ به شكل نقش‌مايه‌ي "علامت صلح" مرسوم گرديد. طي دهه‌ي 1980 كه به عرصه‌ي خودنمايي جوان‌هاي تحصيل‌كرده و پردرآمد شهرت دارد، خانم‌هاي تاجر و ثروتمند به سمت Collierهاي بزرگ مزين به مرواريدهاي درشت غلتان، گرايش فراواني پيدا كردند. با نزديك شدن به سال 2000 گرايش مد به سوي گوشواره، افزايش چشمگيري يافت اما با آغاز قرن جديد دومرتبه گردنبندها درخشش سابق خود را بازيافتند. 

    اجتناب‌ناپذيري محض 

    به‌يقين اگر اقلام لوكس گران‌بها، با ميزان اندك توليد شوند توجه بسياري از افراد را به سوي خود جلب مي‌كنند. "گايوس پينيوس دوم"، مورخ رومي در اين‌خصوص مي‌گويد:"هر قدر چيزي ناياب‌تر باشد افراد براي تصاحب آن تمايل بيشتري از خود نشان مي‌دهند."در عصر توليد انبوه، ثروتمندان بيشتر به سمت جواهرات دست‌ساز و منحصربفرد گرايش دارند زيرا از اين طريق مي‌توانند قدرت و ثروت خود را بهتر به نمايش بگذارند. جواهرات بي‌مانند به چهار دليل، ابتدا به سالن‌هاي مد منتقل مي‌شوند: اول آن‌كه تماشاگران اين قبيل مكان‌ها اغلب ترجيح مي‌دهند از جواهراتي استفاده كنند كه هيچ شخص ديگري مشابه آن را نداشته باشد، دوم به اين دليل كه تصويري از مد روز، در ذهن تماشاگران ايجاد كنند، سوم آن‌كه در تمامي شركت‌هاي جواهرسازي صاحب‌نام از گذشته‌هاي دور چنين رسمي وجود داشته است زيرا خلق مد پيش از ذهن طراح، در اين مكان‌ها شكل مي‌گيرد و چهارم به نمايش گذاشتن هنر و مهارت بي‌نظير خود در برابر ديدگان عموم. 
    دو گروه از جواهرات منحصربفرد وجود دارند كه تفاوت فراواني با انواع مطابق مد روز دارند: نوع اول جواهرات سنتي مي‌باشند كه به تعداد بسيار اندك توليد مي‌شوند. در اين نوع، طراحي يك قطعه بر اساس كمبود سنگ‌هاي گران‌بها نظير الماس‌هاي رنگي هرگز تغيير داده نمي‌شود. جواهرات ساخته شده توسط "هري وينستن"،"گراف‌دايموندز Graff Diamonds" و "ديانور Dianoor" جزء اين دسته از جواهرات به‌شمار مي‌آيند. الماس‌هاي درشت نشانگر ارزش رويايي سنگ و صنعت طلا و جواهر مي‌باشند. نوع ديگر، روشي است كه جواهرسازان صاحب نامي نظير "شنل" و "ديور" از آن پيروي مي‌كنند. به‌منظور تضمين لوكس‌بودن اين قبيل قطعه‌كارها تنها نسخه‌ي محدودي از آن ساخته مي‌شود كه در مورد مجموعه‌هاي ساخت "كارتيه"، "بولگاري"،"شوپارد" و "دگريسوگونو De Grisogono" صدق مي‌كند. هر يك از قطعات اين مجموعه‌ها نشان‌دهنده‌ي خط‌مشي شركت در تبعيت از دو روش مذكور است.        
      

       
    تصاويري تمام عيار

    گردنبند، به‌طور كلي تناسب بسياري براي اجراي تصاوير زيبا دارد و با توجه به ويژگي‌هاي خاص، همواره از نقطه‌نظر زيبايي‌شناختي و اقتصادي مهم‌ترين قطعه در ميان زيورآلات به‌شمار مي‌آيد با وجود آنكه بسياري از گردنبندهاي زيبا به حالت تك‌رنگ يا داراي سايه روشن رنگي مي‌باشند، رنگ، عنصري مهم در تاثيرگذاري بر روي بيننده محسوب مي‌شود. در اين ميان مي‌توان به "كارتيه جواهرساز فرانسوي" اشاره كرد. به‌طور تقريبي هر سه سال يك‌بار كارتيه مجموعه جواهراتي را به بازار عرضه مي‌كند كه پيرامون موضوعي خاص طراحي شده‌اند. به‌تازگي اين شركت با الهام از موتيف‌هاي سابق اقدام به عرضه‌ي جواهراتي با قيمت‌هاي مناسب به همراه عطر، كيف‌دستي، عينك آفتابي و روسري كرده است. با اين اقدام مجموعه‌هاي جديد گوياي سبك خاص اين جواهرساز حرفه‌اي مي‌باشند. 

    جواهرات مجموعه‌دارها 

    يكي ديگر از روش‌هاي عرضه‌ي ايده‌هاي ناب، استفاده از روش معكوس توسط شركت‌هايي نظير بولگاري است. به اين‌ترتيب كه ابتدا جواهرات يك مجموعه، با استفاده از مواد اوليه‌ي معمولي ساخته مي‌شوند، سپس درصورت موفقيت‌آميز بودن، همان نقش‌مايه‌ها با استفاده از فلزات و سنگ‌هاي گران‌بهاي درشت‌تر يا با تراش متفاوت توليد مي‌شوند. به‌طور مثال درصورتي‌كه ويژگي بارز مجموعه‌ي اوليه،‌ كاربرد سنگ‌هاي رنگي كوچك و ميناكاري است، مجموعه‌ي نفيس با استفاده از الماس‌هاي درشت سفيد ساخته مي‌شود. 
    با وجود بحران‌هاي اقتصادي اخير، بازار گردنبندهاي نفيس بسيار خوب است. علاقه‌ي مجموعه‌داران و كيفيت بسيار بالاي اين جواهرات متضمن به فروش رسيدن آن‌ها مي‌باشد."شوپارد" و "ميكي‌موتو" نمونه‌هاي بارز اين امر در نمايشگاه بازل ورلد امسال بودند زيرا هر دو آمار بسيار بالايي را حاصل از فروش اين قطعات تنها در روزهاي اوليه نمايشگاه گزارش كرده‌اند. 


  • اوپنهایمر، مالک دو بییرز و مرد اول الماس
    نیکی اوپنهایمر میلیاردری از جنوب آفریقا است که با ثروت 5 میلیارد دلار در جایگاه صد و پنجاه و چهارم ثروتمندان فهرست فوربز در سال 2010 قرار دارد. وی رييس شرکت استخراج الماس دو بییرز و شرکت زیر مجموعه آن، شرکت تجارت الماس، است. وی همچنین سهام زیادی از شرکت حفاری عظیم آنگلو آمریکن را در اختیار دارد که در سال 1917 توسط پدربزرگش تاسیس شد. نیکی اوپنهایمر و خانواده‌اش کنترل منطقه حفاظت شده تساوالو در کالاهاری را در دست دارد.

    نیکولاس اف اوپنهایمر در 8 ژوئن سال 1945 در آفریقای جنوبی متولد شد. او پسر هری اوپنهایمر و نوه ارنست اوپنهایمر، نخستین نسل خانواده که از سال 1929 ریاست شرکت دو بییرز در آفریقای جنوبی را به‌دست گرفتند، است. این شرکت در سال 1888 توسط سسیل جان رودز تاسیس شد.

    سر ارنست اوپنهایمر (1880-1957)، پدربزرگ نیکی، یک کارآفرین در زمینه استخراج طلا و الماس بود. وی که فرزند یک تاجر معروف دخانیات بود در آلمان متولد شد و کسب و کار خود را از سن 17 سالگی و با ورود به شرکت دونکلسبولر، یک شرکت دلال الماس در لندن، شروع کرد. تلاش چشمگیر او رييس‌اش را تحت تاثیر قرار داد، به طوری که در سال 1902 و زمانی که ارنست تنها 22 سال داشت به عنوان نماینده شرکت در نقش یک خریدار به آفریقای جنوبی فرستاده شد. وی در نهایت به مقام شهردار ارتقا پیدا کرد. ارنست اوپنهایمر در سال 1927 به مقام ریاست شرکت دو بییرز رسید و توانست یک منوپولی و امپراتوری الماس در صنعت الماس جهان را تا زمان بازنشستگی اش ایجاد کند. کسب و کار او پس از مرگش به پسرش هری اوپنهایمر (1908-2000 ) رسید. هری پس از به اتمام رساندن مدرسه در ژوهانسبورگ به مدرسه چارترهاوس در انگلستان رفت. وی سپس به دانشگاه آکسفورد رفت و در سال 1931 از این دانشگاه با مدرک فلسفه،‌ سیاست و اقتصاد فارغ التحصیل شد. وی به مدت 25 سال رييس شرکت آنگلو آمریکن و 27 سال رييس شرکت دو بییرز بود. او در سال‌های 1982 و 1984 به ترتیب از این دو شرکت بازنشسته شد.

    شرکت دو بییرز در حال حاضر بزرگترین تولیدکننده الماس در جهان است. این شرکت دارای تخصصی منحصر به فرد در اکتشاف، استخراج و بازاریابی الماس در جهان است. دوبییرز به واسطه شراکت‌هایش با دیگر شرکت‌ها در حال حاضر در بیش از 20 کشور دنیا در 6 قاره فعالیت می کند و بیش از 20 هزار نفر برای آن مشغول به کار هستند. درآمد شرکت دو بییرز در سال 2009 در حدود 8/6میلیارد دلار برآورد شده است.

    نیکی اوپنهایمر در مدرسه ‌هارو در انگلستان تحصیل کرد و سپس به دانشگاه آکسفورد رفته و با مدرک كارشناسي از رشته‌های فلسفه،‌ سیاست و اقتصاد از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. اوپنهایمر سپس از این دانشگاه مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد. وی در سال 1968 با دختر یک صنعتگر بزرگ،‌ به نام هلی لاسچ،‌ استریلی لاسچ،‌ ازدواج کرد. وی در همین سال به عنوان دستیار شخصی رييس به شرکت آنگلو آمریکن پیوست و سپس در بخش طلا و الماس این شرکت مشغول به کار شد. او 18 ماه را در دفتر لندن شرکت دو بییرز گذراند و در سال 1975 به ژوهانسبورگ بازگشت تا به بخش طلای این شرکت بپیوندد.

    اوپنهایمر در سال 1974 به عنوان مدیر شرکت آنگلو آمریکن و در سال 1978 به عنوان رييس شرکت دو بییرز انتخاب شد. وی در سال 1981 به عنوان یکی از اعضای کمیته اجرایی هیات مدیره شرکت آنگلو آمریکن منصوب شده و در سال 1983 نیز نایب رييس این شرکت شد.
    اوپنهایمر در سال 2001 از مقام نایب رييسی این شرکت استعفا داد و تنها در مقام مدیر غیر اجرایی هیات مدیره آن باقی ماند.

    نیکی اوپنهایمر در سال 2003 نخستین کسی بود که از تکنونیکون یک مدرک دکترای افتخاری دریافت کرد. وی همچنین در سال 2004 از سوی رييس‌جمهور بوتسوانا،‌ فستوس گونتبانی موگائه، نشان افتخار ریاست‌جمهوری را دریافت کرد. نیکی اوپنهایمر در ژوهانسبورگ سکونت دارد. وی در حال حاضر یک فرزند دارد.


  • برترین برندهای جواهر
     برترین برندهای جواهر  Premium


     
     

    1. Graff

    2. Cartier

    3. Harry Winston

    4. Van Cleef & Arpels

    5. Bvlguri

    6. Fred Leighton

    7. JAR

    8. Boucheron

    9. David Webb

    10. Leviev
     




      برترین برندهای جواهرLuxury 


     
     

     1.Chopard

    2. Tiffany & Co

    3. Piaget

    4. Mikimoto

    5. de Grisogono

    6. Buccellati

    7. Chaumet

    8. DeBeers

    9. Korloff

    10. Pasquale Bruni
     




    برترین برندهای جواهر Entry   


     
     

    1. Pandora

    2. Baccarat

    3. Swarovski

    4. Thomas Sabo

    5. Kenneth Jay Lane

    6. Juicy Couture

    7. Hello Kitty

    8. Judith Jack

    9. Judith Ripka

    10. Lagos
     




    برترین برندهای جواهر  Fashion



    1. Rebecca

    2. David Yurman

    3. Damiani

    4. Marco Bicego

    5. H. Stern

    6. Ippolita

    7. Carrera y Carrera

    8. Faberge

    9. Roberto Coin

    10. Erica Courtney
     




     برترین برندهای جواهر  Bridal



    1. Verragio

    2. Tacori

    3. Simon G

    4. JB Star

    5. Kwiat

    6. Natalie K

    7. Michael Beaudry

    8. Michael B

    9. Jeff Cooper

    10. Ritani
     



      
     برترین برندهای جواهر  Designers



    1. Alan Friedman

    2. Neil Lane

    3. Jose Hess

    4. Scott Kay

    5. Judy Evans

    6. Stephen Webster

    7. Yossi Harari

    8. John Hardy

    9. Aaron Basha

    10. Doris Panos
     


  • برترین برندهای جواهر و ساعت ‏
    برترین برندهای جواهر، الماس و ساعت به انتخاب United Brands LLC :

     برترین برندهای جواهر  Premium

    1. Graff
    2. Cartier
    3. Harry Winston
    4. Van Cleef & Arpels
    5. Bvlguri
    6. Fred Leighton
    7. JAR
    8. Boucheron
    9. David Webb
    10. Leviev

      برترین برندهای جواهرLuxury

     1.Chopard
    2. Tiffany & Co.
    3. Piaget
    4. Mikimoto
    5. de Grisogono
    6. Buccellati
    7. Chaumet
    8. DeBeers
    9. Korloff
    10. Pasquale Bruni

    برترین برندهای جواهر Entry  

    1. Pandora
    2. Baccarat
    3. Swarovski
    4. Thomas Sabo
    5. Kenneth Jay Lane
    6. Juicy Couture
    7. Hello Kitty
    8. Judith Jack
    9. Judith Ripka
    10. Lagos

    برترین برندهای جواهر  Fashion

    1. Rebecca
    2. David Yurman
    3. Damiani
    4. Marco Bicego
    5. H. Stern
    6. Ippolita
    7. Carrera y Carrera
    8. Faberge
    9. Roberto Coin
    10. Erica Courtney


     برترین برندهای جواهر  Bridal

    1. Verragio
    2. Tacori
    3. Simon G
    4. JB Star
    5. Kwiat
    6. Natalie K
    7. Michael Beaudry
    8. Michael B
    9. Jeff Cooper
    10. Ritani
     

     برترین برندهای جواهر  Designers

    1. Alan Friedman
    2. Neil Lane
    3. Jose Hess
    4. Scott Kay
    5. Judy Evans
    6. Stephen Webster
    7. Yossi Harari
    8. John Hardy
    9. Aaron Basha
    10. Doris Panos


    برترین برندهای ساعت

    1. Patek Philippe
    2. Vacheron Constantin
    3. A. Lange & Sohne
    4. Dubey & Schaldenbrand
    5. Maitres du Temps
    6. Richard Mille
    7. Panerai
    8. DeWitt
    9. Breguet
    10. Harry Winston

    برترین برندهای ساعت  Luxury

    1. Rolex
    2. Cartier
    3. Breitling
    4. IWC
    5. Franck Muller
    6. Blancpain
    7. Corum
    8. GIRARD-PERREGAUX
    9. Audemars Piguet
    10. Hublot


    برترین برندهای ساعت  Fashion

    1. TAG Heuer
    2. Chanel
    3. Michele
    4. Louis Vuitton
    5. Ebel
    6. Baume & Mercier
    7. Bell & Ross
    8. Gucci
    9. Omega
    10. Movado

    برترین برندهای ساعت  Entry

    1. Seiko
    2. Tissot
    3. Swatch
    4. Citizen
    5. Longines
    6. Bulova
    7. Fossil
    8. Victorinox Swiss Army
    9. ESQ
    10. Guess?

    برترین برندهای الماس

    1. Tolkowsky
    2. Lucida
    3. Leo
    4. Hearts on Fire
    5. Eighty-Eight
    6. Crisscut
    7. Eighternity
    8. Ashoka
    9. Lili
    10. Cento

     بهترین تراش های الماس

    1. Round Brilliant
    2. Princess
    3. Cushion
    4. Asscher
    5. Radiant
    6. Emerald
    7. Oval
    8. Pear
    9. Marquise
    10. Heart

    ده شرکت برتر در ساخت ساعت در دنیا

     Rolex-1
     Chopard-2
    Louis Moinet-3
    Vacheron Constantin-4
     Baume & Mercier-5
    Parmigiani-6
    Cartier-7
     Tag Heuer-8
     Ulysse Nardin-9
    Tissot-10


  • برترین برندهای جواهر، الماس و ساعت در جهان
     
    برترین برندهای جواهر، الماس و ساعت به انتخاب United Brands LLC :
     
     برترین برندهای جواهر  Premium


     
     
    1. Graff

    2. Cartier

    3. Harry Winston

    4. Van Cleef & Arpels

    5. Bvlguri

    6. Fred Leighton

    7. JAR

    8. Boucheron

    9. David Webb

    10. Leviev
     


      برترین برندهای جواهرLuxury 


     
     
     1.Chopard

    2. Tiffany & Co

    3. Piaget

    4. Mikimoto

    5. de Grisogono

    6. Buccellati

    7. Chaumet

    8. DeBeers

    9. Korloff

    10. Pasquale Bruni
     


    برترین برندهای جواهر Entry   


     
     
    1. Pandora

    2. Baccarat

    3. Swarovski

    4. Thomas Sabo

    5. Kenneth Jay Lane

    6. Juicy Couture

    7. Hello Kitty

    8. Judith Jack

    9. Judith Ripka

    10. Lagos
     


    برترین برندهای جواهر  Fashion



    1. Rebecca

    2. David Yurman

    3. Damiani

    4. Marco Bicego

    5. H. Stern

    6. Ippolita

    7. Carrera y Carrera

    8. Faberge

    9. Roberto Coin

    10. Erica Courtney
     


     برترین برندهای جواهر  Bridal



    1. Verragio

    2. Tacori

    3. Simon G

    4. JB Star

    5. Kwiat

    6. Natalie K

    7. Michael Beaudry

    8. Michael B

    9. Jeff Cooper

    10. Ritani


      
     برترین برندهای جواهر  Designers



    1. Alan Friedman

    2. Neil Lane

    3. Jose Hess

    4. Scott Kay

    5. Judy Evans

    6. Stephen Webster

    7. Yossi Harari

    8. John Hardy

    9. Aaron Basha

    10. Doris Panos
     


     برترین برندهای ساعت


     
     
    1. Patek Philippe

    2. Vacheron Constantin

    3. A. Lange & Sohne

    4. Dubey & Schaldenbrand

    5. Maitres du Temps

    6. Richard Mille

    7. Panerai

    8. DeWitt

    9. Breguet

    10. Harry Winston
     


    برترین برندهای ساعت  Luxury


     
     
    1. Rolex

    2. Cartier

    3. Breitling

    4. IWC

    5. Franck Muller

    6. Blancpain

    7. Corum

    8. GIRARD-PERREGAUX

    9. Audemars Piguet

    10. Hublot
     


    برترین برندهای ساعت  Fashion


     
     
    1. TAG Heuer

    2. Chanel

    3. Michele

    4. Louis Vuitton

    5. Ebel

    6. Baume & Mercier

    7. Bell & Ross

    8. Gucci

    9. Omega

    10. Movado
     


    برترین برندهای ساعت  Entry



    1. Seiko

    2. Tissot

    3. Swatch

    4. Citizen

    5. Longines

    6. Bulova

    7. Fossil

    8. Victorinox Swiss Army

    9. ESQ

    10. Guess
     


    برترین برندهای الماس



    1. Tolkowsky

    2. Lucida

    3. Leo

    4. Hearts on Fire

    5. Eighty-Eight

    6. Crisscut

    7. Eighternity

    8. Ashoka

    9. Lili

    10. Cento
     


     بهترین تراش های الماس



    1. Round Brilliant

    2. Princess

    3. Cushion

    4. Asscher

    5. Radiant

    6. Emerald

    7. Oval

    8. Pear

    9. Marquise

    10. Heart
     


    ده شرکت برتر در ساخت ساعت در دنیا



     
     Rolex-1

     Chopard-2

    Louis Moinet-3

    Vacheron Constantin-4

     Baume & Mercier-5

    Parmigiani-6

    Cartier-7

     Tag Heuer-8

     Ulysse Nardin-9

    Tissot-10 
     
     
     

     


  • بن بریج، از تلاش برای ماندن تا سیطره بر دنیا
    شرکت جواهری بن بریج یکی از خرده فروشان صنعت جواهرات و ساعت است که بیش از 70 مغازه در 11 ایالت غربی آمریکا دارد. اکثر مغازه‌های شرکت در مراکز خرید واقع است. تجارت خانوادگی بریج اکنون توسط نسل چهارم این خانواده مدیریت می‌شود.

    بن بریج با یک مغازه در سال 1912 آغاز به کار کرد. ساموئل سیلورمن که سازنده ساعت بود، مغازه‌ای را در مرکز سیاتل راه‌اندازی نمود البته برای مغازه از نام خود استفاده نکرد و نام بن بریج را که داماد او بود و از سال 1922 به عنوان شریک تجاری وارد کار شد، برای مغازه برگزید. در سال 1927 ساموئل ترجیح داد که به کالیفرنیا نقل مکان کند و سهام خود را به دامادش پیشنهاد داد. بن این سهام را خرید و تجارت خانوادگی را در صنعت جواهرات راه‌اندازی نمود. دو خصوصیت در تشکیلات بریج وجود دارد که نسل به نسل منتقل شده است. از زمانی که بریج در سال 1927 مالکیت کامل شرکت را به‌دست آورد، به سیاست ترفیع تنها از طریق کارکردن و کسب تجربه در شرکت توجه زیادی شد و این مساله باعث شد که شرکت یکی از کمترین جابه‌جایی‌ها را در نیروی کار در صنعت داشته باشد.

    تمامی مدیران و مدیران اجرایی کار خود را از فروش آغاز کرده اند و این قانون برای افراد خانواده هم صادق است. ویژگی دیگری که بر شرکت حاکم است رویکرد محافظه کارانه به گسترش است و مدیران شرکت نمی‌خواهند از دارایی‌های مالی خود برای رشد سریع و ناگهانی استفاده کنند.

    دهه اول تجارت بن بریج به گفته خودش تلاشی برای نجات یافتن بود. شرایط ضعیف اقتصادی در دهه 1930 باعث شد او اعلام ورشکستگی کند و در جایگاهی قرار بگیرد که آرزو داشت هیچگاه این مساله تکرار نشود. تامین‌کنندگان تقاضای پول داشتند و برای مدتی بریج از عهده آن برنمی‌آمد. وی در نهایت توانست همه بدهی‌های خود را با سودهای به دست آمده پرداخت کند، ولی آثار این تجربه سخت تا زمانی که اقتصاد از بحران عظیم مالی خارج نشد از بین نرفت. احتیاط مالی و رشد محتاطانه از مشخصات مدیریت پسران بن بریج به نام‌های هرب بریج و رابرت (باب) بریج بود. دو برادر زمانی که اولین فعالیت‌ها خارج از سیاتل آغاز شد به صورت فعال وارد تجارت خانوادگی شدند. در سال 1950 دومین فروشگاه خرده فروشی در نزدیکی برمرتون واشنگتن گشوده شد. باب مغازه برمرتون را مدیریت می کرد و پدر و برادر دیگر نمایندگی مرکزی را هدایت می کردند. در ابتدا مغازه‌ جدید خوب عمل کرد و به موفقیتی نظیر مغازه سیاتل دست یافت. پس از آن فروش کم شد و دیگر به حالت اولیه خود بازنگشت.

    در دهه 1960 تحت مدیریت باب و هرب شرکت دوباره گسترش یافت. مشکلاتی که در نحوه عملکرد مغازه برمرتون وجود داشت دو برادر را بر آن داشت تا مکان جدید را برای راه‌اندازی مغازه در نظر بگیرند. در اوایل دهه شصت فروشگاه‌های زنجیره‌ای «جی سی پنی» از بریج خواست که شعبه‌هایی را در مراکز این فروشگاه در سیاتل راه‌اندازی کنند. بن بریج نیز این پیشنهاد را پذیرفت. با این اقدام برادران با پیچیدگی‌های راه‌اندازی غرفه در فروشگاه‌های زنجیره ای آشنا شدند و زمانی که نسل بعدی خانواده وارد شرکت شد 6 مغازه عملیاتی مشغول به کار بود.

    نسل سوم بریج‌ها شامل دو عموزاده «اد» و «جان بریج» بود که تا قرن 21 رهبری شرکت را به‌عهده داشتند. اد فرزند باب اولین فردی بود که به‌صورت صاحب منصب به شرکت پیوست. البته هر دو این پسرعموها در زمان کودکی و نوجوانی خود به فعالیت‌های جزئی در شرکت گذرانده بودند. به عنوان مثال اد در محل شرکت در سیاتل زمین‌ها را تمیز می‌کرد و نقره‌جات را برق می انداخت. او پس از فارغ‌التحصیلی در رشته تجارت و حسابداری در سال 1978 در بخش فروش مشغول به کار شد. اد چندماه را در طبقه فروش گذرانده بود که ناگهان نامه ارتقایش را دریافت کرد. در دسامبر 1978 مدیریت مالی شرکت بعد از 29 سال خدمت در شرکت و بدون اطلاع قبلی، اعلام بازنشستگی کرد و باب بریج از فرزند 22 ساله خود خواست که مسوولیت مالی شرکت را به عهده بگیرد. بعد از چند سال فعالیت در این سمت در سال 1981 اد مسوولیت بازرگانی شرکت را پذیرفت و مسوولیت‌های پیشین خود را به جان بریج که پسر هرب بریج بود و در سال 1981، بعد از خدمت سربازی وارد شرکت شده بود، واگذار کرد.

    در سپتامبر 1990 مدیریت شرکت به‌طور کامل به اد و جان منتقل شد و نسل چهارم خانواده نیز وارد شرکت شد. شرکت در این زمان دارای شعبی در واشنگتن،اورگان، کالیفرنیا، آلاسکا و هاوایی بود. طبق گزارش ژورنال Puget sound مغازه‌های 1400 فوت مربعی این شرکت در سال بین 2/1 تا 2 میلیون دلار فروش داشتند و زنجیره خرده‌فروشی نیز 45 میلیون دلار فروش سالانه دارد.


  • بولگاری 1- وسواسی بی پایان در حفظ کیفیت
    سوتیرویو بولگاری، موسس مارک معروف و جهانی بولگاری، در سال ۱۸۵۷ در یونان متولد شد. سوتیرویو بولگاری پس ازگذراندن دوره‌های کارآموزی به عنوان طلاساز و نقره‌ساز، در سال ۱۸۷۹ به رم رفت و اولین فروشگاه جواهرات خود را در خیابان وایا سیستینا افتتاح کرد. 

    بعدها در سال ۱۹۰۵به مکان دیگری به نام ویادی‌کوندوتی نقل مکان کرد. پس از مرگ او در سال ۱۹۳۲، اداره این تجارت فامیلی به عهده پسرانبولگاری، جورجیو وکنتسانتینو افتاد. "جورجیو بولگاری" به عنوان مبتکر سبک خاص بولگاری همیشه موردسپاس و قدردانی قرار می‌گیرد. این سبک بیانگر تاثیر هنر کلاسیک و رنسانس بوده و اغلب دارای نقوشی پررنگ و جذاباست که اولین بار درموزاییک‌های باستانی مورد استفاده قرار گرفت. جورجیو بولگاری مبتکر تجدید مد و ادغام سکه‌های باستانی به صورت قطعات جواهر است.

     ما بین سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۹ بود که شرکت به سرعت شعبه‌های خود را درشهر‌های مختلف مانند نیویورک، ژنو، مونتا کارلو و پاریس گسترش داد و افتتاح کرد. از سال ۱۹۸۵ به بعد، این تجارت فامیلی به اداره و سرپرستی بوتیک‌های بولگاری در میلان، مونیخ، سنت‌مورتیز، توکیو، اوزاکا، هنگ‌کنگ، سنگاپور و ۲۱شهردیگر در سراسر دنیا پرداختند.

    سهام این شرکت بین‌المللی که به تازگی توسط پائولو ونیکولا بولگاری اداره می‌شود، اولین بار در سال ۱۹۹۵ در بازار بورس معامله شد. امروزه محصولات بولگاری تنها شامل جواهرات و در میان آن‌ ها لوازم جانبی متنوعی همچون عینک طبی، پارچه‌های زیبا، کیف و جدیدترین انواع آن‌ها مجموعه هوم دیزاین است. این مجموعه شامل جام‌های کریستال و میز نقره است که نتیجه همکاری موفقیت‌آمیز بولگاری با روزنتالپورسلاین است.

    فرانچسکوتراپانی ، اولین مرد شرکت بولگاری که در نهایت اقتدار در شرکتی که به نام مادرش معروف شده، کار می‌کند و در آینده فقط به تولید جواهرات و لوازم جانبی لوکس بسنده نخواهد کرد. 

    شعار این رهبر جوان لوکس بودن صرف و متنوع‌سازی است و برای پی بردن به نحوه استراتژی پیچیده و صنعتی او، باید به مثال فوق توجه کنید: یک زوج ژاپنی را تصور کنید که در ماه عسل هستند و شوهر، مدیر تراز اول یک شرکت ژاپنی است که ساعت مارک بولگاری به دست می‌بندد و برای تهیه هدیه عروسی برای همسر خود، جواهر بولگاری می‌خرد. عطری که این زوج ژاپنی استفاده می‌کنند، مارک ویاکونداتی است.

     بدیهی است که چنین اعمالی امروزه نیز امکان‌پذیر است، به طوری که بسیاری از مشتریان مربوط به ۱۲۶ فروشگاه‌ این جواهرفروشان ایتالیایی در اقصی نقاط دنیا مانند ویادلااسپیگا میلان، خیابان پنجم نیویورک، لندن، هنگ کنگ و توکیو، ژاپنی هستند. در مثال تراپانی یک مورد بسیار مهم قید نشده و آن یک هتل لوکس و تجملی متعلق به بولگاری است که تنها مختص افرادی که به ماه عسل می‌روند، نیست. هتل‌های بولگاری در خیابان‌های شهرهای دیگری همچون رم، نیویورک، پاریس، لندن، میامی و کالیفرنیای شمالی و یاجزایر دیگر نیزافتتاحخواهد شد اما این پروژه هنوز رسما اعلام نشده است.

    هفت آدرس و مکان دیگر نیز وجود دارد که قرار است به هتل‌های بولگاری تراپانی تبدیل شوند. اجرای این پروژه ها به ماریوت واگذار شده که گروهی آمریکایی متخصص و پیشرو هستند. برای اجرای این پروژه ظرف پنج سال آینده مبلغی حدود ۳۰۰ میلیون پوند سرمایه‌گذاری شده است. پروژه احداث مجموعه این هفت هتل انحصاری، غوغا برانگیزترین استراتژی سومین گروه معروف جواهرسازی (پس از کارتیه و تیفانی) محسوب می‌شود. طی چند سال اخیر بولگاری رقبای خود و دنیای مالی را به تعجب واداشته و حیرت‌زده کرده است. رقبا با شنیدن آمار نرخ رشد بولگاری تحت تاثیر قرار گرفتند که به شرح ذیل است: ۴۰درصد نرخ رشد مثبت مربوط به سال گذشته و ۲۰ درصد رشد مثبت نیز برای امسال تخمین زده شده که منجر به ۱۶۰۰بیلیون سود شده که این رقم چهار برابر رشد مثبت سال ۱۹۹۶ است.

    از سوی دیگر، کارشناسان امور مالی شرکت تمامی قوای خود را در جهت حفظ کیفیت رشد شرکت متمرکز کردند تا این مارک معروف را از هرگونه نابسامانی اقتصادی حفظ کنند. بولگاری موفقیت خود را مرهون وسواس و دقت ویژه خود در حفظ کیفیت و محصولات متنوع شرکت از جمله جواهرات، ساعت‌، روسری، کروات، عطر، محصولات چشمی (تولیدشده توسط لوکس وتیکا) و لوازم جانبی چرمی است.

     یکی از عوامل مهم موفقیت بولگاری، تنوع بازار، براساس نواحی مختلف جغرافیایی است که به این ترتیب از هرگونه محدودیت و ریسک احتمالی موجود در سرمایه‌گذاری در کشورهای خاص ممانعت شده است. ۱۳ درصد فروش محصولات بولگاری مربوط به ایتالیا، ۲۴ درصد مربوط به بقیه کشورهای اروپایی، ۲۱ درصد مربوط به آمریکا و ۲۱ درصد مربوط به ژاپن است.

     متنوع‌سازی بولگاری حتی در مورد فروشگاه‌های این شرکت نیز اعمال شده است. محصولات این شرکت در هر فروشگاه متشکل از موارد ذیل است: ۳۴ درصد جواهرات، ۴۶ درصد ساعت، ۱۴ درصد عطر، ۴ درصد لوازم جانبی و ۲ درصد حق امتیاز در استفاده از این مارک معروف برای سایر محصولات.

    فهرست موسسات سرمایه‌گذاری و پس‌انداز که سهام بولگاری را خریداری می‌کنند، از پایان سال ۱۹۹۹، به دو برابر افزایش یافته که اینروند مطابق پروسه کلی فهرست سایر بازارهای دنیا نیست که البته به گفته مورگان استانلی با توجه به رشدفزآینده و قابل ملاحظه‌ دنیای تجملات، این آمار کافی نیست.


  • بولگاری 2 - شیفتگی و جاودانگی
    بولگاری نام یک برند بسیار مشهور و گران‌قیمت ایتالیایی در زمینه جواهرات و عطر است. بولگاری  یکی از بزرگان صنعت جواهرسازی در سطح جهان است و آن را به مثابه آبروی جواهرگران و جواهرسازان سراسر جهان می دانند. بولگاری کار خود را در سال ۱۸۸۴ میلادی، با یک مغازه جواهرفروشی در کشور ایتالیا و شهر رم آغاز کرد و در ادامه در زمینه‌های دیکر مثل لباس و عطر، خطوط تولید خود را راه اندازی کرد. این شرکت در کنار شرکت‌هایی نظیر تیفانی، کارتیه و هری وینستون از معتبرترین و گران‌ترین عرضه کنندگان جواهر و از معروف‌ترین نام‌ها در بازارهای جهانی می باشد.



  • تاریخچه تیفانی 1 - بیش از 2 قرن خلاقیت
    سالهای 1830 در نیویورک سالهای رشد و پویایی بود ، فرصت های طلایی برای هر کسی که اندکی سرمایه و ایده های نو داشت به وفور یافت می شد. در 1837 ، نیویورک بستری برای رشد چارلز لوئیس تیفانی بیست و پنج ساله و جان بی یانگ شد کسانی که یک مغازه کالاهای تجملی و تزیینی را فقط با 1000 دلاری که از پدر تیفانی قرض گرفته بودند افتتاح کردند .

    آنها یک سبک جدید کشف کردند که برگرفته از هنر اروپا بود و در آداب و مذهب آن دوران ریشه داشت . موسس جوان ، از سادگی و نظم موجود در طبیعت الهام گرفته بود که ثمره آن ، نشان تیفانی شد. این نشان ابتدا در ظروف نقره پدیدار گشت که نخستین تولیدات شرکت محسوب می شدند و بعد ها در جواهرات درخشید ، عرصه ای که به اصلی ترین بستر بالندگی تیفانی مبدل شد.

     تیفانی اولین امریکایی بود که در نمایشگاه جهانی پاریس در سال 1867 به رسمیت شناخته و به دریافت جایزه بزرگ برای استاد کاری نقره مفتخر شد. این اولین بار بود که یک شرکت آمریکایی به این اندازه بوسیله داوران خارجی مورد تحسین واقع می شد. تیفانی همچنین اولین شرکت آمریکایی بود که از عیار 925 نقره برای مصنوعاتش استفاده کرد و  در سالهای بعد ، با تلاشهای فراوان چارلز لوئیس تیفانی ، این عیار از سوی کلیه دست اندر کاران این صنعت به عنوان عیار استاندارد نقره پذیرفته شد .

    کارگاه نقره تیفانی اولین مدرسه طراحی در نوع خود بود و همین ویژگی ها باعث شد تا شخص چارلز لوئیس تیفانی ملقب به  "معلم پیشرفت هنری" گردد . شاگردان تیفانی تشویق به رعایت سبک طبیعت می شدند . خروجی این آموزشگاه که جان سی مور مدیریت آنرا بر عهده داشت بسیاری از طرح های نوآورانه و همچنین طراحان مقتدری بود که هر یک گام های موثر و استواری در راه توسعه این صنعت بر داشتند . در 1870 تیفانی به تامین کننده اصلی جواهرات و ساعت در آمریکا مبدل گردید. در سالهای بعد، این روند توسعه نه تنها متوقف نشد بلکه شتاب مضاعفی یافت تا آنجا که در دروازه ورودی قرن بیستم ، تیفانی بیش از هزار کارمند داشت و دارای شعباتی در لندن ، پاریس و ژنو بود .

    یکی از نقاط عطف روند کاری شرکت در سال 1878 رقم می خورد سالی که تیفانی به یکی از درشت ترین الماس های رنگی جهان دست پیدا می کند . تیفانی تحت نظر دکتر جورج فردریک کانز ، جواهرشناس برجسته ، این الماس را که از معدن کیمبرلی افریقای جنوبی استخراج شده بود از 287.42 قیراط به 128.54 قیراط تراش می دهد . این برلیان با 82 پخ تراش خورده (اغلب تراش های برلیان 58 پخ دارند) و همین ویژگی درخشش یک آتش افسانه ای را به آن بخشیده است .

    در 1886 تیفانی حلقه های نامزدی خود را معرفی کرد اختراعی که برلیان را توسط 6 چنگ از جنس پلاتین ، بر بالای پایه نگاه می داشت . این روش به نور اجازه می دهد که بازتاب کاملی از برلیان داشته باشد و درخشش خود را دو چندان کند . امروزه حلقه های نامزدی تیفانی در نوع خود و در سراسر جهان ، مشهورترین می باشند .

    در 1902 با مرگ چارلز لوئیس تیفانی به عنوان بنیانگذار شرکت ، پسرش به نام لوئیس کامفورت تیفانی (Louis Comfort Tiffany) به عنوان اولین مدیر آتلیه طراحی منصوب و یک طبقه کامل به کارهای هنری او اختصاص داده شد البته از سال 1882 ، از لوئیس کامفورت تیفانی به عنوان یک طراح عالی با توانمندی و خلاقیت های کم نظیر یاد می شد که این به دلیل طرح های بدیع و جسورانه اش و همچنین به جهت پروژه های منحصر به فردی بود که سرشناس ترین چهره های جهان به او سفارش داده بودند.

    در زندگی جواهرگر داستان ما ، اشخاص معروف بسیاری به عنوان مشتریانش به چشم می خورند نظیر لیلیان راسل که یک دوچرخه نقره به او سفارش داد یا روسای جمهور و دیگر سیاستمدارانی که جواهرات خانواده خود را از تیفانی تهیه می کردند .همچنین می توان به فرانکلین روزولت جوان اشاره کرد که در سال 1904 حلقه های نامزدی خود را به تیفانی سفارش داد .

    همگام با پیشرفت قرن بیستم ، طرح های تیفانی همچنان تسخیرگر زمان ها بود چنانکه زیاده خواهی های سالهای 1920 ، مدرن گرایی سالهای 1930 و آیرودینامیک سال های 1940 و 1950 در طرح های تیفانی قابل مشاهده است . مهمانی های شام دولت ها مزین به چینی های تیفانی و جواهرات این شرکت ، مورد پسند و منتخب بانوان بود .  

    در خلال تاریخ تیفانی ،  سازمان ها و ارگان های بسیاری از طراحی های آن بهره جستند که به عنوان نمونه  می توان از کاپ جام جهانی راگبی نام برد جامی که تیفانی در سال 1967 نخستین نمونه آن را تولید کرد .

    به همین منوال کشورها و دولت های بسیاری ، سفارشات مخصوصی به تیفانی ارائه دادند که از جمله آنها  می توان به مهری اشاره کرد که در سال 1885 به سفارش دولت آمریکا توسط تیفانی طراحی شد و بر روی اسکناس های یک دلاری قابل مشاهده است .

    طرح ها و مدل های جدید تیفانی که بر اساس اصول و آموزه های سبک افسانه ای تیفانی طراحی و تولید شده اند هر ساله درمجموعه ای به نام "کتاب آبی" منتشر می شوند. این کتاب که مشتمل بر زیباترین جواهرات تیفانی از سراسر جهان می باشد از سال  1845 ، هر ساله به چاپ رسیده و از همه مهمتر آنکه به عنوان اولین کاتالوگ منتشر شده در آمریکا شناخته می شود. همین نکته اخیر ، به خوبی گویای میزان برنامه ریزی ، توجه و دقتی است که این شرکت به کلیه جنبه های فعالیتش معطوف می دارد و بی تردید رمز ماندگاری و جایگاه ویژه اش را در چنین مواردی باید جست.

    با بیش از دو قرن خلاقیت ، تیفانی شهرت و آوازه خود را به عنوان جواهرگر اول دنیا تثبیت کرده است چنانکه از آن به منزله نقطه جهش و بالندگی صنعت جواهر و زیور آلات و یکی از طلایه داران این عرصه یاد می کنند . تمام محصولات تیفانی در جعبه ای آبی رنگ ارائه می شوند که این هم نشانی دیگر از بی مانند بودن و شهرت جهانی آن است.

     

    تهیه و ترجمه : مهندس بهزاد برازنده 


  • تاریخچه تیفانی 2 - تلاشی بی مانند برای بهترین بودن
    «تیفانی.‌اند کو» یک کمپانی جواهرسازی، جواهرفروشی و نقره‌ساز آمریکایی است که توسط «چارلز لوئیس تیفانی» و «تدی یانگ» در سال 1837در شهر نیویورک به عنوان مرکز فروش محصولات فانتزی و لوازم التحریر افتتاح شد. این فروشگاه در ابتدا انواع مختلفی از نوشت افزار می‌فروخت و در منهتن نیز شعبه‌ای با نام «تیفانی، یانگ و الیس» داشت که بعدها کوتاه شده و به «تیفانی اند کو» تبدیل شد.

    محل استقرار تیفانی از آغاز كار شركت، شهرنیویورک بوده است. با اینکه امروز بیش از صد فروشگاه تیفانی در سراسر جهان وجود دارد ولی این برند هنوز به شدت با زادگاه اصلی خود یعنی نیویورک پیوند دارد. قیمت اجناس تیفانی زمانی که آغاز به کار کرد، مقطوع بود. در آن زمان این سیاست آن قدر منحصر به فرد بود که در صفحه اول بسیاری از روزنامه‌ها منعکس شد.

    در 1845، کتاب آبی تیفانی، اولین کاتالوگ خرده فروشی در آمریکا بود. نوآوری دیگری که خبرساز شد، این بود که در سال 1885 از تیفانی خواسته شد که «نشان ویژه آمریکا» (عقاب علامت آمریکا) را دوباره طراحی کند و این طراحی مجدد، هنوز روی همه اسکناس‌های یک دلاری آمریکا دیده می‌شود.

    در سال 1878، چارلز تیفانی یکی از بزرگ‌ترین و مرغوب‌ترین الماس‌های ممتاز زرد رنگ جهان را با وزن بیش از 287 قیراط به دست آورد که در معادن الماس کیمبرلی (kimberley) در آفریقای جنوبی کشف شده بود. «الماس تیفانی» زینت بخش آدری هپبورن در عکس‌های تبلیغاتی فیلم صبحانه در تیفانی بود که امروز

    می‌توان در طبقه اول فروشگاه تیفانی آن را مشاهده کرد. در سال 1887، تیفانی حتی موفق شد جواهرات تاج سلطنتی فرانسه را نیز بخرد. تیفانی، نمونه‌های متعددی از الماس و جواهرات دیگر هم می‌فروخت و با جواهر سازان برجسته دنیا از قبیل ژان‌اشلوم برگر (Jean Schlumberger) کار می‌کرد.

    در سال 1861، آبراهام لینکلن برای مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری خود، ساخت یک جام را به شرکت سفارش داد و در طول دوران ریاست جمهوری برای همسرش یک سری زینت آلات از مرواریدهای ریز، ساخت تیفانی خرید. این شرکت همچنین با طراحان برجسته مد، مثل پالوما پیکاسو (Paloma Picasso) و کوکو شانل همکاری کرده است همچنین برای سربازان جنگ‌های داخلی آمریکا، شمشیر می‌ساخت.

    طرح‌های نقره چارلز تیفانی مورد توجه "نمایشگاه جهانی پاریس" (Universal Exposition) در سال 1867، قرار گرفت که برایش "نشان شایستگی" (Merit) را به ارمغان آورد.  تیفانی اولین شرکت آمریکایی بود که به چنین افتخاری دست یافت. در کنار این ارتباطات که چارلز تیفانی و جانشینان متعددش، آنها را با موفقیت در اذهان مردم تقویت کرده‌اند، نام تجاری تیفانی همچنین توانسته است با گسترش محصولات برای طیف‌های گوناگون اجتماع، به موفقیت دست یابد.

    تردیدی نبود که تیفانی یک نام تجاری تجملی است؛ ولی هر کسی می‌توانست به یک فروشگاه تیفانی قدم بگذارد. گرچه قیمت بیشتر کالاها از توان مردم خارج بود، ولی همیشه نمونه‌های ارزان‌تری هم وجود داشت که هر کسی می‌توانست آنها را بخرد. این نمونه‌ها هم در جعبه‌های وسوسه انگیز آبی رنگ با روبان ابریشمین عرضه می‌گردد.

    تیفانی در ساخت و فروش طلا سابقه درخشانی دارد و در سال 1930، جام طلایی آمریکا، معتبرترین جایزه مسابقات قایقرانی را طراحی کرد. نام تجاری تیفانی، در فیلم محصول 1961، با هنرنمایی ادری هپبورن در نقش "هالی گولایتلی" (Holly Golightly) شخصیتی که عاشق پرسه زدن در راهروهای این فروشگاه بود، جاودانه شد.

    در ژوئن سال 2004 تیفانی شرکت eBay را به دلیل استفاده از محصولات خود محکوم کرد. در ژانویه 2008 گزارش شد که "سافت بنک" اپراتور ژاپنی تلفن همراه، با تیفانی قرارداد همکاری برای تولید محدود 10 عدد تلفن همراه امضا کرده است. این تلفن‌ها دارای بیش از 400 الماس مجموعا به وزن 20 قیراط بود. ارزش آنها نیز حدود 100 میلیون ین برآورد شده بود.

    گرچه امروزه تیفانی به دلیل کالاهای ساخت طراحان بزرگ و لوازم فرعی، یک پیشاهنگ محسوب می‌شود، ولی نام تجاری آن نشانه ثبات و استحکام است. تیفانی جایگاه خود را به خوبی می‌شناسد و در حالی که به گسترش و رشد و توسعه ادامه می‌دهد، هویت خود را نیز تقویت می‌کند. پس از افتتاح موفقیت‌آمیز بوتیک‌های تیفانی در توکیو و لندن، امروز در اکثر شهرهای مهم و بزرگ جهان هم فروشگاه دارد. این شرکت با داشتن حدود 9 هزار کارمند، در سال گذشته میلادی درآمدی بالغ بر 68/2 میلیارد دلار را از آن خود کرد.


  • تاریخچه تیفانی 3 - موفقیت،شهرت و رازهای تیفانی
    " تیفانی" منبع ذوق، هنر وعرضه‌کننده جعبه کوچک آبی رنگ است که به شهرتی‌جهانی دست ‌یافته‌ است.داستان از این قراراست که در یک سپیده‌دم بسیارسرد صبحگاهی در سال ۱۹۷۷ در"مانهاتان" یک راننده مشهورمسابقه (گمنام) با تعجیل فراوان درهای سنگین شرکت تیفانی را گشوده و به سوی پیشخوان‌های بلورین و حفره‌ مانند می‌شتابد و از یکی از افراد حاضر درآنجا، درخواست یک حلقه الماس برای خود می‌کند.


    دستیار عالی‌رتبه نیز با عینک لب طلایی‌اش به دقت او را ورانداز کرده و سپس تقاضایش را رد می‌کند و حلقه الماس را در شأن یک‌مرد نمی‌داند و هم‌اکنون به وضوح مشاهده می‌کنیم که شرایط تغییر بسیار یافته‌است و دنیای متنوع جواهرات دیگر این اجازه را به ما نمی‌دهد که برای مثال افرادی چون: "مایکل شوماچر Michael Schumacher" نتوانند از تیفانی، حلقه الماس‌نشانموردنظر خود را خریداری کنند. در هرحال، حکایت فوق نشان‌دهنده درک شرکت از مفهوم مناسب یا نامناسب بودن تقاضا است.

    در سال ۱۸۳۰، شهر نیویورک درآمریکا با ابداع و خلاقیتی منحصر به‌‌فرد مواجه شد که مثل بمب تمام شهر را تکان داد. تمایل به سلیقه‌های جدید و اغراق‌آمیز توسعه یافت و شانس‌های فوق‌العاده‌ای به‌سوی افرادی سرازیرشد که دارای سرمایه‌ای هنگفت بودند. در همان سال‌ها بود که دومرد جوان تاجر و جاه‌طلب، به نام‌های "چالز لوییس تیفانی" و "جان .ب.یانگ" در سنبیست‌سالگی‌ اقدام به افتتاح فروشگاه کادویی کردند، این فروشگاه در یک منطقه بسیار جدید و بزرگ واقع شده‌ بود و آن‌ها خرید چنین فروشگاهی را مدیون پولی بودند که از پدر چالز‌تیفانی قرض کرده بودند. به‌زودی تمامی بانوان‌ جوان با لباس‌های ساتن و ابریشم و کلاه‌های‌ مزین به روبان‌های روشن و براق از کوچه‌های باریک شهر عبور می‌کردند و با کالسکه و اسب‌هایخود برای خرید به فروشگاه ‌تیفانی می‌رفتند. اکنون فروشگاه تیفانی سمبل‌ مد وسبک جدید آمریکا شده بود که به کلی با زیبایی طرح‌های اروپایی و شکوه وجلال در دوره‌ی ویکتوریایی متفاوت بود.

    الهامات آوانگارد این دو مرد جوان از طبیعت سرچشمه می‌گرفت و منجر به طراحی مدل‌هایی فوق‌العاده ساده و در نهایت هارمونی می‌شد. این دو وی‍‍‍‍ژگی از مهمترین خصوصیات بارز سبک تیفانی است که ابتدا کارهای نقره‌آلات و سپس جواهرات خود را عرضه‌کرد. این سبک به‌دلیل سلیقه، کلاس‌ و اصل بودن طرح‌هایش در تمامی دنیا طرفدار پیدا کرد و مورداستقبال قرارگرفت در ۱۸۶۷ تیفانی اولین شرکت آمریکایی بود که موفق به اخذ جایزه بین‌المللی از یک هییت‌خارجی واقع در پاریس شد. لازم به‌ذکراست که این جایزه را به‌دلیل عرضه نقره‌آلات خود دریافت کرد. در ضمن تیفانی اولین شرکت آمریکایی بود که درجه خلوص استاندارد نقره ۹۲۵ را به‌کار ‌برد و بعدها کنگره این نسبت را به‌طور رسمی در کشور تایید کرد.

    قدرت" تیفانی" به‌عنوان یک شرکت تجاری، همواره در درک زیبایی قابل تمجید بوده‌است و امروزه ما نیز شاهد استمرار این‌جریان هستیم. هم‌اکنون شعبه‌های بسیاری از این شرکت‌ جواهر درسراسر جهان دایر شده‌است که از این لحاظ با گذشته قابل قیاس نیست لازم به ذکراست‌ که، ‌جهانی شدن این مارک تجاری موجب تقلیل ارزش واقعی جواهرات از نظر کیفی نشده‌است، ارزش‌هایی که ریشه در آغاز دورانی دارد که چارلز تیفانی ۲۵ ساله درسال ۱۸۳۷، ۱۰۰۰ دلار از پدر کارخانه‌دار خود قرض گرفت تا با دوستش "چارلز یانگ‌ "Charles Young مغازه لوازم‌التحریر و سفال‌گری خود را در بخش پایین "برود وی Broad way" واقع درنیویورک افتتاح کند.

    کارآموزان جوان در اولین روزهای کارشان تنها توانستند ۹۸/۴ دلار به‌دست‌آورند، اما زمانی که شروع به فروش جواهرات پاریسی و ظروف "درسدن Dresden" کردند میزان فروش تا حد چشمگیری افزایش یافت.

    انقلاب خرده فروشی اقلام لوکس، ناگهان تحت تاثیر شورش‌ها و ناآرامی‌های پس از انقلاب در فرانسه سبب کاهش قیمت الماس به میزان ۵۰ درصد درسراسر اروپا شد.

    با این حال این دو همکار تیزبین و هوشیار سعی کردند هرچه سریع‌تر تا آنجا که امکان دارد سنگ‌های قیمتی خریداری کنند و همچنین جواهرات مشهوری را مانند: کمربند الماس نشان "ماری آنتوانتMari Antoinette " الماس ۱۲۸ قیراطی تیفانی به رنگ زرد قناری به اندازه مشت انسان و جواهرات "پرنس استرهازی "Esterhazy شاهزاده مجارستان با قیمتی بیش از ۱۰۰ هزار دلار، به آمریکا بازگردانند.

    در اصل ضرر و خسارت اروپا، به نفع تیفانی بود. تا سال ۱۸۸۷ شرکت بیش از ۴۰ میلیون دلار سنگ قیمتی در اختیارداشت و از این جهت متقاضیان ثروتمند و مشهور، خریداران اصلی قرن ۱۹ به‌شمار می‌آمدند. با این وجود نسل امروز نیز اقلام گران‌بهایی را از تیفانی خریداری کرده‌ ‌است که در اینجا به آن‌ها اشاره‌ای داریم:

    "پی تی بورنام "PT Barnum مجری برنامه، از جواهرسازان درخواست نمود تا کالسکه‌ای نقره‌ای رنگ جهت هدیه عروسی برای جلب نظر" تام تامب Tom Thumb" و " لاوی نیا Lavinia " ساخته شود، "جی.دبلیو ماکی J.W Mackay" غول ثروت و قدرت از تیفانی درخواست طراحی و ساخت ۱۰۰۰ قطعه ظروف نقره کرد. "لینکلن" رییس جمهور، برای همسرش مروارید‌های بسیاری ‌خریداری کرد و

    تیفانی حتی برای اسب‌های مسابقه میلیونر دخانیات "پی لوری ‌لارد P Lori Lard" نعل‌هایی ساخت.

    کارگاه نقره شرکت تیفانی، تبدیل به مدرسه مرجع آموزش نقره در آمریکا شد و کلیه‌ی نوآموزان به آموزش و مطالعه مجموعه وسیعی از کارها و طرح‌ها می‌پرداختند و" ادوارد سی مور" مسئول آموزش این موارد بود. در سال ۱۸۷۰، تیفانی مهمترین و برجسته‌ترین تولید‌کننده‌جواهرات، ساعت و اقلام لوکس و تجملی برای منزل ومیز بود. مقارن با پایان قرن، دارای بیش از هزار‌کارمند بوده و شعبه‌های متعددی را در شهرهایی‌ همچون لندن، پاریس و ژنو افتتاح کرده بود.

    سپس "چالرز لوییس تیفانی" در زمینه‌ی یکی از بزرگترین معاملات سنگ‌های قیمتی در آن زمان به توافق و موفقیت رسید. تیفانی معادن الماس کیمبرلی واقع در جنوب آفریقا را خریداری کرد.

    به ‌دلیل همین شهرت شرکت، تیفانی کارخانه‌ای جهت‌ کنترل استانداردها تاسیس کرد و اولین نشان تجاری "نقره استرلینگ"U.S را معرفی کرد به‌طوری‌که مشتریان نسبت به ‌این‌که فلزات گران‌بهایشان از درجه خلوص۹۲۵ درصد برخوردار بود به‌طورکامل‌ آگاه‌ بودند. موفقیت کارخانه تا حدی بود که به آن در طی جنگ‌های داخلی سفارش ساخت شمشیر، تفنگ، سلاح‌های مزین بهسنگ‌های قیمتی ویژه ژنرال‌هایی چون "گرانت "Gerant و "شرمنSherman" داده شد. بعدها در طی جنگ جهانی اول تولید ملزومات جراحی و در جنگ جهانی دوم قطعات هواپیما را نیز بر عهده گرفت.

    در اواخر قرن ۱۹، تیفانی‌حتی دعوت‌نامه‌هایی کنده‌کاری شده‌ عرضه کرد که مختص به مراسم پرده‌برداری مجسمه آزادی و مهمانی‌های خاندان اشرافی چون "واندربلیتز "Vanderbilts بود. چارلز تیفانی در سال ۱۹۰۲ دار فانی را وداع گفت، سالی که در آن پسرش "لوییس کامفوزت Louis Comfozt" به‌عنوان مدیری هنرمند به خدمت شرکت درآمد. گسترش قلمرو کالای لوکس و معرفی لامپ‌های رنگی مشهور از جمله اهداف لوییس بود. تا سال ۱۹۱۹ فروش سالانه به مرز ۲۰ میلیون دلار رسیده ‌بود.

    تیفانی به‌طورتقریبی از رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ بدون آن‌که آسیب چندانی ببیند، نجات یافت (تنها گاهی اوقات از ذخایر خود برای دادن تقسیم سود استفاده می‌کرد) و توانست شهرت خود را در حوزه کالاهای لوکس حفظ کند.

    در اصل زیر بنای چنین شرایطی، شعبه‌های "مانهاتان" بودند که کارکنان آموزش داده شده و خوش‌رفتارشان هرگز فردی را وادار به خرید نمی‌کردند و تنها درباره ارزش حلقه مشهور و منحصر به فرد ۶ شاخه‌ای تیفانی به بحث می‌پرداختند. حسابداران نیز از مکانی دور از سر و‌ صدا به کار مشغول بودند.

    در سال ۱۹۴۰ " تیفانی" به بخش مرکزی و مشهور خود واقع در "خیابان پنجم "Fifth Avenue انتقال یافت. بر اساس محاسبه‌های به‌عمل‌آمده درباره ۱۰۰۰ کارمند این شرکت به ‌این نتیجه رسیدیم که آن‌ها بیش از ۲۵ سال در خدمت تیفانی بودند. کارکنان شرکت از لباس هماهنگی‌ که شامل یک دست کت وشلوارمشکی، کروات ساده، کفش‌های سیاه‌رنگ و بلوز یقه‌دارسفید می‌شد استفاده می‌کردند. با وجود آن‌که فروشندگان تیفانی هرگز محیط کارشان را ترک نکردند اما ۳ عامل و خطای ناشایست می‌توانست سبب اخراجشان شود: ۱- دزدی ۲- فروش یکی از جعبه‌های آبی رنگ پوست تخم مرغی مشهور تیفانی (برای اولین بار در سال ۱۸۳۷ معرفی شد) به غیرمشتری۳- بحث با مشتریان سالخورده.

    تیفانی هرگز برخورد تندی با این گونه افراد نداشت، تنها آن‌ها را به‌سوی در مخفی راهنمایی می‌کرد و خواستار عدم بازگشتشان به شرکت بود. در سال ۱۹۵۰ یکی از مشهورترین تالیفات در تاریخ جواهرات به نام "صرف صبحانه" در تیفانی از سوی "ترومن کاپوت Truman Capote" به چاپ رسید. قهرمان داستان "هالی گولایت‌لی Hally Golightly" دختر خوش شانسی بود (در سال ۱۹۶۱ به‌صورت فیلم عرضه شد) که از تیفانی به‌عنوان عاملی جهت مقابله با دوران رکود استفاده می‌کرد. او در داستان چنین می‌گوید: بهترین کار از نظر من رفتن به شرکت تیفانی بود زیرا آرامش روحی‌ام را به‌ دنبال داشت، سکوت حاکم بر محیط و سیمای مغرورش حاکی از آن بود که با وجود مردان محترم و مهربانی که لباس‌های زیبایی در برداشتند و رایحه دل‌انگیز نقره و کیف‌هایی از پوست سوسمار، هیچ‌گونه اتفاق بدی برایتان نخواهد افتاد.

    در سال ۱۹۵۵ مرد ثروتمندی تصمیم به خرید تیفانی گرفت. "والترهووینگ Walter Hoving" غول ثروت و قدرت قصد داشت سهام جواهرفروشان را خریداری کند تا بدین طریق از پذیرش مسئولیت درخواستی از سوی کارگزاران بنگاه معاملات ملکی "مانهاتان" مصون بماند.


  • تاریخچه طلا و جواهرات در ایران - 1
    کشور ایران از لحاظ جغرافیایی بر روی کمربند معدنی جهان قرار دارد و از ذخائر عظیم فلزات و کانی های با ارزش برخوردار است. همین موضوع ار نظر تاریخی موجبات گسترش دانش و صنعت فلز کاری از ایران به سایر مناطق جهان را فراهم ساخته، به طوری که ساکنین مصر، بابل، هند و جیحون با تمام پیشرفت هایی که در عصر خود داشتند نتوانستند در این زمینه بر ایرانیان پیشی بگیرند. صنعت طلا و جواهر و ساخت و تولید زیور آلات و مصنوعات فلزات قیمتی ایران در این رابطه سرآمد کشورهای جهان است.

    آثار هنری بسیار ارزشمند و گرانبهائی که امروزه موزه های معتبر داخلی و خارجی و مجموعه های خصوصی کلکسیونر های معروف دنیا را در سراسر جهان زینت بخشیده است، بیان گر این حقیقت می باشد که طلاسازان و جواهرسازان ایرانی در ادوار مختلف تاریخی چه پیش از اسلام و چه بعد از آن در ساختن اشیاء تزئینی و زیور آلات گرانبها، از مهارت خارق العاده ای برخوردار بوده اند و امروزه هر بیننده ای که آنها را در موزه های معروف بین المللی مشاهده می نماید، خلاقیت و توانمندی حیرت برانگیز سازندگان ایرانی این اشیاء را تحسین می کند. مجسمه مشهور بز بال دار، جام طلای افسانه زندگی، جام طلای مارلیک و ده ها اثر تاریخی دیگر اصیل ترین اسناد تاریخ فرهنگی و هنری صنعت گران ایرانی در گذرگاه زمان و کارنامه درخشان پیشینیان ما به شمار می روند.

    فرهنگ و تمدن ماد را می توان پیشگام سبک های هنری دانست، با تشکیل امپراطوری عظیم هخامنشی، روند نزدیکی فرهنگ ها و تمدن های شرق باستان به نقطه عطف خود رسید. هنر فلزکاری ماد و هخامنشی، به دلیل پیوستگی فرهنگی، به صورت دقیق قابل تفکیک نیست. شکوفایی و توسعه اقتصادی، سیاسی به خصوص در دوران هخامنشی، به خلق آثار بسیار با ارزش هنری در تمامی زمینه ها به خصوص در فلزکاری انجامید که نمونه های شاخص آن، از تخت جمشید، پاسارگاد، شوش و همدان، به دست آمده است.

    همچنین باید اشاره کرد که در دوره هخامنشیان برای اولین بار در جهان سکه طلا توسط داریوش کبیر در ایران ضرب گردید که به آن داریک گفته می شود. تا آن دوره در دنیای آن روز هنوز سکه های طلا ضرب نشده بود. سکه های رایج از مس، مفرغ و نقره بود و پس از داریوش در کشورهای دیگر هم سکه ی طلا ضرب شده است.

    در عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. براساس نوشته های مورخین سرشناسی نظیر ویل دورانت، گیرشمن، شاردن و دیگران، در ادوار مختلف تاریخی فعالیت های تولیدی وبازرگانی مصنوعات طلا و جواهر و سنگ ها و مواد طبیعی قیمتی رونق فراوانی داشته است و طبقه اشراف و ثروت مندان جامعه عموما از وسایل و اشیاء زینتی گرانبهائی که از طلا وجواهرات ساخته شده بود استفاده می کردند. از شکوه و عظمت دست ساخته های هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود کم است. پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مورخین را برانگیخته است. تئوفیلاکتوس مورخ بیزانسی و ثعالبی مورخ عرب در وصف تاج و تخت پادشاهان مذکور مطالبی نگاشته اند و اعتراف کرده اند که طلا و جواهر سازان ایرانی در عصر خود همواره شهره آفاق بوده اند.

    با گام نهادن به قرن بیستم صنعت طلا جواهر سازی ایران وارد عصر جدیدی شد. زیرا به تدریج لباس های ایرانیان از حالت سنتی گذشته خارج گردید و در اثر افزایش رفت و آمد های مردم ایران به ویژه با اروپائیان تاحدود زیادی صنعت طلا وجواهر سازی هم تحت تأثیر قرار گرفت و سبک های جدیدی در تولید مصنوعات مردم پسند به کار گرفته شد از جمله جورجیایی، ویکتوریایی و ادواردی. البته در تاریخ ایران پس از استقرار سلسله پهلوی نیز تزئینات شاهی نظیر تاج جدید، چوگان جدید، جامه های جدید و غیره ساخته شد که هم اکنون در موزه جواهرات بانک مرکزی نگهداری می شود.

    به هر صورت تاریخ طلا و جواهرات ایران سرشار از غرور و افتخارات فراوان برای سازندگان و هنرمندان این صنف و صنعت است و نشان می دهد که همواره در طول تاریخ این کشور طلا و جواهر سازان هنرمند ایرانی باخلق آفرینش های بی نظیر و بی همتا، توانسته اند توجه جهانیان را به خود جلب کنند.

    به امید آنکه صنعت جواهرسازی ایران همیشه بتواند در سطح بین المللی مطرح باشد و کارنامه این صنعت و هنر اصیل ایرانی در خشان تر از گذشته باقی بماند


  • تاریخچه طلا و جواهرات در ایران - 2
    بر پایه کاوش های باستان شناسی هنر جواهرسازی در ایران، همپای تمدن کهن آن از دیرباز شکل گرفته است. آثاری که در ‏این گستره باستانی به دست آمده است در جایگاه خود، زیبا، سنجیده و به شکل درست ساخته و پرداخته شده است. ا ین آثار بیشتر از مفرغ، سیم، زر و سفال است. از سوی دیگر ا ثرگذاری تمدن های پیرامونی بر ا ین هنر- صنعت در ایران، برجسته و کارا بوده است.

    گونه های بسیاری همچون گردنبند، گوشواره، آ ینه، کمربند و افزار و لوازم آراستن و بهداشت فردی (موچین، ناخن پاک کن، گوش پاک کن) در ا ین گستره به دست آمده که در جایگاه خود روشن ساز نکته های بسیاری است. در ا ین بوم و بر نیز همپای دیگر تمدن های آغازین، آرایه ها تنها از یک سو کاربرد نداشته است بلکه همپای کاربری تزیینی از لحاظ آیینی نیز مورد توجه بوده است. در ا ین دوره رنگ کردن رخسار با رنگ های گونا گون و بهره جویی از روغن ها و پودرها نیز به گواه افزارهای به دست آمده گسترش داشته است.

    آرایه سازی، پیوندی تنگاتنگ با فلزکاری داشته است و آنچه دستاورد ذوب فلزات و روش ریخته گری، چلنگری، ‏گوژ کاری و چکش کاری بوده است در آن موثر افتاده و کمکی برای رشد این صنعت در دوران باستان شده است.

    کنده کاری بر روی سنگ ها، رنگین ساختن آرایه و ساخت مهره هایی از جنس فلز و گل و بهره جویی از موادی با خاستگاه حیاتی چون عاج، صدف، چوب و استخوان نیز در ساخت آرایه ها وارد شده و به شکل یابی هر چه نیکوتر آن افزوده است.

    سرزمین پهناور ا یران دارای نهفته های فلزی پر مایه بوده است و همین امر موجب شده تا بستری مناسب برای کار با فلزات پد ید آ ید. در دوره مادها ازکانسارای زر پیرامون همدان بهره برداری می شده است. ویل دورانت در جلد اول کتاب مشرق زمین گاهواره تمدن نقل قول می کند که در کوههایی که این قوم ها (مادها) برای سکونت خویش برگزیده بودند مس، آهن، زر، سیم، سنگ مرمر و سنگ های گرانبها به دست می آمده است و درگفته  استرابون  Strabon جغرافی نویس یونانی آمده است که در ایران زر و سیم، مس، آهن، سرب و زرنیخ استخراج می شده است که ا ینها را از پیرامون کرمان به دست می آورده اند.

    براساس اشیای فلزی یافته شده ازکاوش های بمپور، تل ابلیس و د یگر مکان های تاریخی در جنوب فلات ایران، ثابت شده است که مردم ا ین سرزمین ها در نتیجه نزدیکی به کانسارهای فلزی به ویژه کانسار مس از هفت هزار سال پیش با ساخت فلزات به ویژه اشیای مسی و شیوه استفاده از آنها آشنا بوده اند. همچنین درکاوش های حاشیه دشت لوت ( پیدایش آ ثار هنری 4000 سال پ. م) شماری گردنبند و النگوی مسی وگوشواره و آویز بینی ساخته شده از آلیاژ سرب و نقره کشف شده است.

    سا کنان بومی ایران، مس را بی آنکه ذوب کنند چکش کاری می کردند و برای ساختن ابزارهایی مانند درفش و سنجاق به کار می گرفتند و از حدود 2000  ‏سال پ.م از مس ذوب شده در ساختن اشیا بهره گرفتند.

    در حدود 2500 تا 2800 سال پیش از میلاد، فلزات زر و سیم کشف شد و از همان نخست به دلیل کمیاب بودن و فساد ناپذیری و ازآنجا که اکسید نمی شدند و مناسب چکش خواری بودند برای ساخت آرایه و تهیه ساخته های زینتی مورد بهره برداری قرارگرفتند.

    ‏فن مفرغ ریزی در غرب ایران با مهاجرت اهالی قفقاز در 2500 پ.م گسترش تازه یافت. ساخته های مفرغی آنها به دلیل گرایش ا ین اقوام به تربیت اسب و چابک سواری شامل لگام و مهار اسب، حلقه های زین و برگ و نیز سلاح های گوناگون دستی چون تبر، گرز، شمشیر و خنجر بود. اینان گونه ای از مفرغ کاری با شیوه ای ویژه و بر پایه باورهای بدوی و زادبومی خویش را آفریدند که شاید از اولین سبک های شاخص منطقه ای بود. ساخته های به دست آمده شامل آرایه ها و اشیای آیینی و نیز وسایل زندگی همچون سرسنجاق، اشیایی به شکل توتم یا درفش قبیله ای که بیشتر ترکیب یافته با هیکل و رخسار عفریتان یا نگاره های جانوری دارای ویژگی های جادویی و با درون مایه ای عقیدتی و قومی و همچنین قمه و شمشیر می شده است.

    ا ین مفرغ ها با روش قالب گیری و ریخته گری دقیق با موم مذاب ساخته می شده اند، روش فلزکاری با ورق فلزات نیز گسترش داشته است و پیشه وران با چکش کاری، نگاره های غولان افسانه ای را بر صفحه ای گرد یا روی تیردان های فلزی نقش می دادند.

    ‏همچنین آثار مربوط به سده های نخستین هزاره اول و متعلق به ساکنان آغازین آذربایجان وکردستان (ماناییها، سکاها و مادها) از جمله زیبا ترین اشیای زینتی جهان محسوب می شوند.

    در بین ساکنان ا ین سرزمین ها و به ویژه ماناییها و مادها، زرگران و جواهرسازان چیره دستی وجود داشته اند. آنها با بهره بردن از زر و سیم و سنگ های پر بها، طرح های شگفت انگیزی را به شکل النگو، گردن بند، بازوبند، دکمه های تزیینی ویژه لباس، کمربند، پیشانی بند، انگشتر و سنجاق که بیشتر با سنگ های لعل و عقیق، گوهرنشان شده بود به وجود آوردند. با بررسی جواهرهای به جای مانده از تمدن های فلات ایران می توان شیوه های گوناگونی یافت که با ا ثرگذاری بر همدیگر در جهت ‏شکوفایی فن فلزکاری و جواهر سازی گام برداشته اند که در شماره های آتی به آنها خواهیم پرداخت.


  • تاریخچه فابرژه - برندی که همه چیز را از طلا ساخت
    فابرژه، نامي كه حتي امروزه از اهميت خاصي برخوردار و به طور جدايي ناپذيري با دوران شكوفايي روسيه پيش از انقلاب در ارتباط است. تخم‌مرغ‌هاي گران‌بهاي عيد پاك فابرژه كه براي خانواده تزار و ديگر شخصيت‌هاي صاحب نام قرن نوزدهم ساخته مي‌شدند، نشانگر دوران شكوفايي صنعت طلاسازي مي‌باشد. فابرژه تاجر و جواهرفروش خلاق و مبتكري بود كه با بهره‌گيري از سيستمي ابتكاري به عرضه‌ي مجموعه آثار جواهرنشان در سراسر اروپا پرداخت. جعبه‌هاي سيگار و شكلات، جام، شيشه‌هاي عطر، ساعت، نوشت افزار، قاب آيينه، دسته‌هاي عصا از جنس فلزات گران‌بها و سنگ‌هاي قيمتي، مجسمه‌هاي حيوانات حكاكي شده از سنگ‌هاي قيمتي و جواهرات، در مجموع بيش ازیکصد و پنجاه هزار شي قيمتي مزين به نشان فابرژه مي‌باشند. 

    سلسله‌ي جواهرساز فابرژه از نژاد "هوگونات Huguenot" مي‌باشد و در اصل به منطقه‌هاي پيكاردي Picardy تعلق دارد. در ابتدا اعضاي خانواده به "شوات در اردر Schwedt der order" مهاجرت كردند. در سال 1800، جد "پتر كارل Peter Carl" كه بعدها به كارل فابرژه شهرت يافت به بالتيك، شمال اروپا، مهاجرت كرد و در سال 1814 "گوستاو Gustav" متولد شد. او تحصيلات خود را در زمينه جواهرسازي در سنت پترزبورگ به اتمام رساند و اولين كارگاه خود را در سال 1842 گشود. نتيجه‌ي ازدواج گوستاو با "شارلوت جانگ ستد Charlott Jungstedt" اهل دانمارك دو پسر بود كه يك مركز بازرگاني بزرگ جواهرات را تاسيس كردند.



    گوستاو فابرژه در سال 1860 با خانواده به "درسدن Dresden" مهاجرت و طي اين زمان تجارت را به دوست و شريك خود واگذار كرد. پس از به اتمام رساندن تحصيلات در دانشكده‌ي تجارت درسدن، كارل فابرژه به همراه تور كارآموزي و مطالعاتي، عازم فرانكفورت شد و مدتي براي جواهرسازي به نام فردمن Friedmann كار كرد. او به منظور ادامه تحصيل به فلورانس سفر كرد و در آنجا هنر حكاكي بر روي سنگ را آموخت و سپس به لندن و پاريس رفت. در سال 1870، كارل به حرفه و تجارت پدرش در سنت پترزبورگ پيوست و دو سال بعد مديريت آن را بر عهده گرفت. 

    هنگامي‌كه كارل و برادرش "آگاتون Agaton" تعمير و تهيه فهرست از جواهرات آرميتاژ Hermitage را به اتمام رساندند، ايده‌ي خلق آثاري متعلق به خود در ذهن كارل پديد آمد، در آغاز سبك او بهره‌گيري از هنر روسي و قديمي در ساخت نسخه‌ي دوم از برخي آثار بود اما اين تنها شروع كار او بود. پيشرفت غيرمنتظره‌ي فابرژه هنگامي حاصل شد كه به ساخت تخم‌مرغ‌هاي عيد پاك براي خانواده‌ي تزار پرداخت و به دنبال آن در سال 1885 از جانب دربار به عنوان جواهرساز ملقب شد. هنگامي‌كه يكي از جواهرسازان ارشد شركت فابرژه به نام "كولين Kollin" كه موفق به ساخت نسخه‌ي المثني موجود در گنجينه "كرچ Kerch" شد، يك مدال طلا دريافت كرد.
    كولين همچنين به دليل طرح ايده‌ي تلفيق رسومات سنتي روسي عيد پاك و هنر جواهرسازي داراي شهرت است. پس از او جواهرسازان صاحب نامي نظير "پرچين Perchin" و "ويگستروم Wigström" از اين ايده در ساخت تخم‌مرغ‌هاي گران‌بها استفاده كردند. در مجموع، 56 عدد از اين تخم‌مرغ‌هاي ميناكاري شده و مزين به سنگ‌هاي قيمتي از جنس طلا ساخته شده است كه داخل آن‌ها كالسكه تاج‌گذاري، قلعه، قطار، جوجه و ديگر اشياي قيمتي با تمام جزييات مخفي شده بودند. 

    ارتفاع تخم‌مرغ‌ها بين 9 تا 12 سانتي‌متر است و مي‌توان آن را مانند جعبه باز و بسته كرد. ابتكار در ساخت تخم‌مرغ‌ها تا حدي است كه يكي از آن‌ها به شكل درخت پرتغال مي‌باشد. با فشار يكي از ميوه‌هاي روي درخت يك بلبل كوچك ظاهر مي‌شود كه قادر به تكان دادن بال‌هايش و حتي آواز خواندن مي‌باشد. طاووس ميناكاري شده‌ي فابرژه از جنس طلا قادر به حركت دادن سر و دمش مي‌باشد.



    دسته گل‌هاي جواهرنشان فابرژه از شهرت و اعتباري برابر با تخم‌مرغ‌هاي آن برخوردارند. شاخه‌هاي تمشك، گل‌هاي ازگيل، فراموشم مكن، آلاله و گل گندم چنان داخل گلدان‌هاي كريستال خود قرار گرفته‌اند كه گويا ساقه‌هاي آن‌ها داخل آب قرار دارد. سبد گل زنبق كه مخصوص تزار ساخته شده بود همچنان يك شاهكار هنري به شمار مي‌آيد. يك كوسن از جنس طلا داخل يك سبد بافته شده‌ي پهن به همراه نه عدد گل زنبق مزين به مرواريد و الماس قرار گرفته است. 

    از آنجايي‌كه خانواده‌ي تزار با بسياري از خانواده‌هاي سلطنتي اروپا در ارتباط بود، فابرژه نيز براي بسياري از اشراف‌زادگان به نامي شناخته شده مبدل شد و آثار هنري فابرژه در قالب هداياي كريسمس و روز تولد مورد استفاده قرار ‌گرفت. با كسب اين موفقيت، "سيستم فابرژه" گسترش يافت. بر روي اغلب اين آثار نام استاد جواهرساز حك مي‌شد، اين در حالي است كه او به ندرت يكي از آن‌ها را مي‌ساخت. شگفت‌انگيزتر آن‌كه، به رغم تاثيرات بسيار زياد از سبك "هيستوري‌سيزم Historicism" كه به سوي آرت نوو حركت كرد. سبك آثار فابرژه شامل عناصري از سبك‌هاي رنسانس، باروك، روكوكو و سكاها مي‌شود. گستره‌ي محصولات همچنين سبك جواهرات غربي و زيورآلاتي با استفاده از فلزات و سنگ‌هاي قيمتي را دربرمي‌گيرد. در دوران اوج موفقيت خانواده‌ي فابرژه صاحب چند شعبه بود كه شامل شعبي در مسكو، "اودسا Odessa" "كي‌او Kiev" و لندن با بيش از 700 كارمند بودند كه 500 نفر آن‌ها در شعبه مركزي واقع در سنت پترزبورگ به فعاليت اشتغال داشتند. 

    تعدادي از 150/000 عدد آثار هنري فابرژه بين سال‌هاي 1882 تا 1917 ساخته شده‌اند. در سال 1897، فابرژه به سمت جواهرساز دربار سلطنتي سوئد و نروژ منصوب شد و به دنبال نمايشگاه بين‌المللي پاريس (1900) اتحاديه جواهرسازان پاريس لقب او را به مايتره Maitre ترفيع داد. فابرژه در ميناكاري، قلم‌كاري و گويلوچ Guilloch، آلياژهاي رنگ‌هاي متفاوت مهارت بسياري كشف كرد. كاربرد استيل، مس، چوب‌هاي زيبا و حتي لايه‌هاي ساده نشانگر آن است كه هنر فابرژه تنها به كاربرد مواد گران‌بها محدود نمي‌شود آنچه كه حائز اهميت است طراحي و نحوه‌ي به‌كارگيري مواد مي‌باشد. گفته مي‌شود كه فابرژه يك چكش در ميز كار خود داشته كه با آن اشيايي را كه رضايتش را بر حسب معيارهاي عالي جلب نمي‌كرده، از بين مي‌برده است. 

    غناي ماندگار اشرافيت روسي توجه جواهرسازان فرانسوي را به خود جلب كرد. در سال 1904، كارتيه تصميم گرفت به فابرژه، جواهرساز محبوب تزار نزديك شود زيرا مي‌توانست خريدهاي انجام شده در روسيه را به نام خود در پاريس به فروش برساند. اين اشيا شامل قطعاتي بودند كه استادان جواهرساز فابرژه در كارگاه‌هاي سنت پترزبورگ مي‌ساختند. اندكي پس از آن كارتيه به توليد گل‌ها و حيوانات حكاكي شده بر روي سنگ، اشياي ميناكاري شده به روش فابرژه در پاريس پرداخت و آن‌ها را با موفقيتي روز افزون به مشتريان اروپايي مي‌فروخت. در سال 1908 هنرمندان محلي(روسيه) نسبت به اقدام مرد فرانسوي به منظور داير كردن پايگاهي در پايتخت روسيه اعتراض كردند اما از آنجايي‌كه اعضاي خانواده‌ي سلطنتي روسيه از اين استاد كار پاريسي حمايت كردند، اعتراضات آن‌ها به نتيجه نرسيد. 

    جنگ جهاني اول زمينه‌ي انحطاط فابرژه را فراهم كرد. به دستور دولت در كارگاه‌هاي فابرژه نارنجك دستي ساخته مي‌شد و با وقوع انقلاب روسيه تجارت فابرژه براي هميشه به اتمام رسيد. كارل فابرژه سهام خود را به كارمندانش واگذار كرد و به فنلاند و سپس به "ويسبادن Wies baden " گريخت. او در "لوسان Lausanne" سوئيس درگذشت و به همراه همسرش "آگوستا Augusta‌" در "كن Cannes" به خاك سپرده شد. با به پايان رسيدن عمر سزار، بلشويك‌ها تمامي تخم‌مرغ‌هاي عيد پاك را به غارت بردند، 40 عدد از آن‌ها در خارج از روسيه به فروش رسيدند. امروزه تنها 10 عدد از آن‌ها به همراه جواهرات گران‌بهاي خانواده‌ي رومانوف در زرادخانه‌ي كاخ كرملين موجود است. 

    مابقي تخم‌مرغ‌ها در موزه‌ها و كلكسيون‌هاي شخصي سراسر جهان پخش شده‌اند. در فوريه 2004، فردي اهل روسيه به نام "ويكتور وكسل برگ Viktor Vekselberg" كلكسيون شخصي فابرژه متعلق به خانواده آمريكايي "فوربز Forbes" را اندكي پيش از آن‌كه آن را در حراجي "ساوث‌باي Sotheby" عرضه كند، خريداري كرد.

    وكسل برگ مبلغ 100 ميليون دلار به منظور خريد بيش از 200 عدد از آثار فابرژه شامل نه تخم‌مرغ عيد پاك متعلق به تزار و شش تخم‌مرغ ديگر پرداخت. اين ميليونر پس از خريد و بازگرداندن آن‌ها به روسيه اظهار داشت: "تخم‌مرغ‌هاي فابرژه به مردم تعلق دارند." 



    فابرژه‌ي امروز- احياي يك افسانه

    هركس اشياي قديمي را دور بيندازد، اشياي جديد را به مدت طولاني نگه نخواهد داشت. اين ضرب‌المثل مصداق عملكرد "ويكتور ماير Victor Mayer"، توليدكننده‌ي جواهرات در "فورزيم Pforzheim" است. آرشيو شركت نشانگر آن است كه جواهرات و ميناكاري‌هاي به سبك فابرژه حتي پيش از جنگ اول جهاني در سنت پترزبورگ عرضه مي‌شده است. 
    كارل فابرژه جزء مديراني به شمار مي‌آيد كه در بازاريابي برون مرزي موفقيت بسياري كسب كرده بود و علاوه بر كارگاه مركزي، تعداد بيشماري كارگاه هنري به كار تكميل آثار مشغول بودند. جواهرسازان زبردست كه تحت عنوان يك قرارداد براي فابرژه كار مي‌كردند داراي اختيار استفاده رايگان از فضاي كارگاه و مواد اوليه و ابزار بودند. فابرژه و پسرانش تاكيد بسياري بر روي ايده‌هاي نو و طرح‌هاي بديع داشتند. اجراي فني و اصولي طرح‌ها به مهارت استادكاران و سرپرستان كارگاه‌ها بستگي داشت. درصورتي‌كه انجام امور تكميلي در چندين كارگاه صورت مي‌گرفت، نشان فابرژه توسط استاد جواهرساز ارشد و در غير اين صورت توسط استادكار كارگاه مربوطه بر روي آن حك مي‌شد. 
    پسران فابرژه، "اوگن Eugen" و "الكساندر Alexander‌" اميدوار بودند كه نام فابرژه به يك نشان قانوني در پاريس مبدل شود اما اين اتفاق رخ نداد. در دهه‌ي 1950 آن‌ها امتياز نام فابرژه را واگذار كردند. پس از آن با اقدام آخرين استادكار، ويكتور ماير، در سال 1989، احياي افسانه‌ي فابرژه آغاز شد. امروزه شركت همچنان دنباله‌رو سنت‌هاي باستاني است كه كارل فابرژه در قرن نوزدهم از آن بهره مي‌جست. تنها، كوره‌هاي ذغالي به ابزارهاي الكتروني دقيق تبديل شده‌اند. 

    اين كارخانه واقع در فورزيم، تنها مكاني است كه به طور قانوني مجوز استفاده از نشان فابرژه را دارد (در حال حاضر به زبان انگليسي نوشته مي‌شود) و VM، حروف اول نام و نام خانوادگي ويكتور ماير به نام فابرژه اضافه شده است. طرح‌هاي اشياء و زيورآلات امروزه توسط طراحان بين‌المللي ارائه و به وسيله‌ي خانواده‌ي مُهر- ماير Mohr-Mayer كنترل مي‌شوند. جزييات طرح براي "آرك دوك دكتر گزا ون هابسبرگ Archduke Dr.Geza Habsburg" و كميته‌ي طراحي فابرژه به منظور تحليل و بررسي ارسال مي‌شوند. 
    اولين تخم‌مرغ فابرژه كه پس از انقلاب اكتبر به صورت رسمي به كاخ كرملين اهدا شد، تخم‌مرغ صلح گورباچوف بود كه به مناسبت دريافت جايزه‌ي صلح نوبل به رئيس جمهور اسبق روسيه در سال 1991 هديه داده شد. در مجموع پنج نسخه از اين تخم‌مرغ موجود است. بازديد از دوتاي آن‌ها در موزه كاخ كرملين در مسكو براي عموم آزاد است و نسخه‌هاي ديگر در سال 1993 به موزه‌ي شواباچ Schwabach Museum داده شدند. 

    معرفي مجدد فابرژه به روسيه در جشن عيد پاك سال 2001 در زرادخانه‌ي كرملين انجام شد. ديگر اشياء شامل گران‌بهاترين تخم‌مرغ، به نام تخم‌مرغ اهله ماه متعلق به ويكتور ماير بودند. توليد اين اثر بيش از هيجده ماه به طول انجاميد. در اين اثر اهله‌ي قمر داخل سطح گنبدي شكل قرار دارد كه اعداد از دريچه كوچك كريستالي قابل رؤيت هستند. 
    ميناكاري، برجسته‌ترين تخصص ويكتور ماير است و ميناكاري آثار توليد شده در فورزيم از كيفيت بسيار بالايي برخوردار هستند. مراحل پرداخت (صيقل) دقيق ميناكاري‌ها به طور كامل شبيه به ميناكاري‌هاي امروزه هستند: پودر مينا(شيشه) با مايعي مخلوط و خمير با استفاده از برس يا كاردك مخصوص روي سطح كار قرار مي‌گيرد و سپس حرارت داده مي‌شود و تنها پس از آن‌كه اين كار 10 بار انجام گرفت سطح برش، با دست صيقل و براي آخرين بار در كوره حرارت داده مي‌شود. ويكتور ماير، همانند كارل فابرژه هيچ ترديدي در خصوص تركيب جواهرات گران‌بها با سنگ‌هاي نيمه قيمتي، چوب و ميناكاري طبيعي در تمامي رنگ‌هاي رنگين كمان ندارد. هر قطعه بر اساس مقتضيات رنگي خاص خلق مي‌شود.




    Guilloch: روشي از حكاكي است كه طرح‌هاي بسيار پيچيده و دقيق بر روي سطحي قلم‌كاري مي‌شود.  
    اهله‌ي قمر: در ستاره‌شناسي به حالت‌هاي متفاوت ديده شدن بخش روشن ماه از زمين گفته مي‌شود. 


  • تاریخچه کارتیر 1 - پادشاه جواهرگران

    کارتیه شرکتی فرانسوی در تولید جواهرات و ساعت است. نام کارتیه از نام خانواده‌ای که مدیریتش بر شرکت در سال 1964 پایان یافت، مانده است. دفتر مرکزی هم اکنون در پاریس واقع می‌باشد.

    این شرکت تاریخی بسیار گسترده در زمینه ارائه خدمات به افراد مشهور دارد. یکی از پرنس‌های والس به کارتیه لقب جواهر پادشاهان را داده است. کارتیه درخواستی مبنی بر تهیه 27 تاج برای مراسم تاج‌گذاری پادشاه آینده دریافت كرد. ادوارد ششم در سال 1902 تاج‌گذاری کرد و در سال 1904 امتیاز ساخت جواهرات سلطنتی را به کارتیه اعطا كرد و این مساله توسط کشورهای اسپانیا، پرتغال، روسیه، یونان، بلژیک، رومانی، مصر و ... دنبال شد. 

    کارتیه در سال 1847 در پاریس توسط لوئیس فرانکو کارتیه تاسیس شد. لوئیس به کسب و کار تجارت جواهرات تحت نظر آدولف پیکارد وارد شد و بعد از بازنشست شدن، او کل کسب و کارش را خریداری نمود و خانه کارتیه را راه‌اندازی كرد. در سال 1874 پسر او آلفرد عهده دار اداره شرکت شد ولی در واقع برند کارتیه توسط پسران آلفرد، لوئیس، پیره و جاکویس جهانی شد. در سال 1904 یکی از پیشگامان هوانوردی، آلبرتو سانتو دومونت برزیلی در مورد نارضایتی اش از ساعت‌های جیبی با دوست خود لوئیس کارتیه صحبت کرد و او ساعت مچی باریکی را با صفحه‌ای مربعی طراحی كرد. این ساعت نه تنها مورد استقبال آلبرتو قرار گرفت بلکه مورد توجه بسیاری از مشتریان دیگر کارتیه نیز واقع شد و در این زمان کوتاه، اولین ساعت مچی مردانه به نام «سانتو» ساخته شد. 



    در سال 1907 کارتیه قراردادی با ادموند جاگر به امضا رساند و حق حمل و نقل ساعت‌ها را به او اعطا نمود. در این زمان شرکت در لندن، نیویورک دارای شعبه بود و به سرعت به موفق‌ترین شرکت تولید ساعت در جهان تبدیل شد. معرفی مدل‌های BaignoireوTortue که هردو هنوز در خط تولید قرار دارند در سال 1912 انجام شد. مدل تانک توسط لوئیس طراحی شد که از ماشین‌های جنگی جدید در غرب سرمشق گرفته بود و این محصول هم با سی مدل متفاوت هنوز تولید می‌شود. 

    در سال 1920 کارتیه با ادوارد جاگر شرکتی مشترک را تشکیل دادند که منحصرا محصولات کارتیه را حمل نماید. در همین دوران بود که کارتیه شروع به کدگذاری ساعت‌ها كرد. این کدها اعدادی 4رقمی بودند که در پشت ساعت حک می‌شدند. 


    پیره کارتیه در سال 1909 شعبه نیویورک را تاسیس کرد و در سال 1917 به جایگاه کنونی‌اش منتقل شد. در سال 1923 دپارتمان S که از لغت سیلور به معنای نقره گرفته شده است، کلکسیونی جدید از جواهرات را که با نقره درست شده بودند ارائه داد. این جواهرات قیمت کمتری داشتند ولی سبک همیشگی کارتیه را داشتند. افراد دیگری هم در تیم کارتیه وارد شدند مانند جین توسینت که از تاریخ 1933 به عنوان سازنده جواهرات وارد شرکت شد. تحت رهبری لوئیس در پاریس، جاکویس در لندن و پیره در نیویورک کارتیه وارد دوران طلایی دستاوردهای خود شد، دوره ای که کارهای آن تمامی صنعت جواهرات را در جهان تحت تاثیر قرار داد. 

    پس از مرگ پیره در سال 1946 نمایندگی‌ها در آمریکا به فروش رسیدند. در سال 1972 گروهی از سرمایه‌گذاران با سرپرستی ژوزف کانویی، کارتیه را در پاریس خریداری کردند. رییس ‌هیات مدیره و مدیرعامل به سرعت شروع به معرفی محصولات جدید تولید شده که نماینده کیفیت و برازندگی کارتیه در گذشته بودند، نمودند و در سال‌ها 1974و 1976 کارتیه لندن و کارتیه نیویورک مجددا خریداری شدند و کارتیه مونته به وجود آمد که سرپرستی تمامی نمایندگی‌ها را به عهده داشت. این شرکت اکنون یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌ها در ساخت جواهرات است و حدود 200 مغازه خرده فروشی در بیش از 125 کشور دنیا دارد. 

    در سال 1981 کارتیه با شرکت Les Must de Cartier ادغام شدند و دومینیک پرین به عنوان ریاست ‌هیات مدیره انتخاب شد. سال‌ها بعد میشلین کانویی اولین کلکسیون جواهرات خود به نام Nouvelle Joaillerie به بازار عرضه کرد. در سال 1984 دومینیک شرکت هنری را برای ورود به قرن 21 و آغاز کار با هنرمندان پایه‌ریزی كرد. در سال 1986 وزارت فرهنگ فرانسه دومینیک را به عنوان مدیر کمیسیون حمایت از هنر انتخاب کرد. دو سال بعد کارتیه شرکت هلدینگ تشکیل داد و پیاژه و بومه مرسیه را خرید. در سال 1990-1989 اولین نمایشگاه کلکسیون‌های کارتیه آغاز به کار کرد. دومینیک در سال 1991 کمیته بین‌المللی را به‌وجود آورد که شامل نمایشگاهی بود که هر ساله متخصصان طراحی و تولید ساعت در آن گردهم می‌آمدند. به‌رغم بحران‌های مالی اروپا و آمریکا در دهه 1990 کارتیه شرکتی بود که توانست به رشد خود ادامه دهد. امروزه کارتیه بازیکن عمده بازار طلا و جواهرات و ساعت‌های لوکس می‌باشد.


     


  • تاریخچه کارتیر 2 - رازها و اعجازها
    "رازها و اعجازها" نام جديدترين و منحصربفردترين مجموعه‌ي جواهرات كارتيه است كه بر اساس چهار منبع الهام‌بخش، طراحي شده است. طاووس، مار، الماس و مرواريد چهار الهه‌ي هنر هستند كه بر مجموعه‌ي جديد كارتيه حكمراني مي‌كنند. گردنبندهايي كه داراي اجزاي نامتقارن هستند. بي‌ترديد قطعات منحصربفرد مجموعه‌ي " رازها و اعجازها " مي‌باشند، كه در تاريخ 9 الي 11 اكتبر2011 براي اولين بار به نمايش گذاشته شدند. دو سال صرف ساخت اين مجموعه متشكل از 66 قطعه حجيم و منحصربفرد شده است كه هويت موروثي " خانه كارتيه " را با خود به همراه دارد.

    داستان سنگ‌ها
    مدير خلاق كارتيه، خانم " ژاكلين كاراچي- لانگين " اين داستان را بازگو مي‌كند:" آنچه كه ما در كارتيه به‌دنبال آن هستيم ابديت و جاودانگي است. راهنماي ما در اين مسير، نرمي و لطافت، جنبش و سبكبالي، آب و خورشيد است. ما هرگز هنگام طراحي صحبت نمي‌كنيم، مسير را حس مي‌كنيم، البته منظور من از ما، همان تيم طراحي است. پس از آن كلمات و داستان خودبه‌خود از راه مي‌رسند. شايد بيان احساسات هنگام طراحي اين قطعات كاري دشوار باشد، حتي امروز كه از مسافرت سه هفته‌اي به " بالي Bali" به همراه خانواده‌ام بازگشته‌ام.
    به‌نظر مي‌رسد كه اين جزيره تأثير بصري خاص براي اين هنرمند طراح داشته است، او براي اولين بار موفق به مشاهده‌ي طاووس سفيد، الهام‌بخش يكي از مهم‌ترين قطعات مجموعه رازها و اعجازها، شد. كاراچي- لانگين آن‌ها را معجزه‌هاي دوست‌داشتني توصيف مي‌كند. 
    داستان خلق آثار كارتيه همواره با انتخاب سنگ‌هايي آغاز مي‌شود كه از نمايشگاه‌هاي متفاوت در سراسر جهان نظير نيويورك، لاس‌وگاس، بازل، توسكان، هند و ديگر نقاط خريداري شده‌اند. اين سنگ‌ها حس طراحي و در مرحله‌ي بعد، درون مايه و روح خلق اثر را در هنرمندان طراح كارتيه زنده مي‌كند. كاراچي- لانگين چنين توضيح مي‌دهد:" واضح است كه ما پيش از خريد سنگ، ايده‌هايي در ذهن داريم. به‌طور معمول يك مسير كلي براي خود انتخاب و بر مبناي آن حركت مي‌كنيم. ما جواهرات سيال را براي خانم‌هاي پرتحرك خلق مي‌كنيم. من جواهرات مزين به الماس را بسيار دوست دارم و خودم را به جاي خانمي فرض مي‌كنم كه قرار است از آن استفاده كند اما هرگز از آن‌ها استفاده نمي‌كنم، حتي آرزوي تصاحب آن‌ها را هم ندارم. خلق آن‌ها براي من كافيست." 
    طبق اظهارات كاراچي- لانگين، يكي از گردنبندهاي مجموعه، نمادي از توازن است." با وجود آن‌كه مزين به الماس‌هايي با تراش قلبي شكل است، بسيار ساده مي‌باشد." اما به‌نظر مي‌رسد كه مدير خلاق كارتيه بيشتر طرفدار عدم تقارن است، زيرا اعتقاد دارد " برخي اوقات احساس كردن تقارن بيش از حد ساده مي‌باشد! محاسبه‌ي عدم تقارن غيرممكن است. آثار بديع و منحصربفرد با كار دست خلق مي‌شوند و به همين دليل است كه تقليد و كپي‌برداري از آن امكان‌پذير نيست."

     انتظارات شما از مجموعه‌ي جديدتان "رازها و اعجازها " چيست؟
    لحظه‌اي كه يك خريدار، هنگام مشاهده‌ي قطعه‌كار مي‌گويد:" اين قطعه مخصوص من ساخته شده است " را بسيار دوست دارم. شنيدن اين جمله براي من بسيار رضايت‌بخش است. ما همواره اميد داريم كه مجموعه به‌سرعت به‌فروش برسد اما هرگز به‌درستي نمي‌دانيم كه آيا اين اتفاق به وقوع مي‌پيوندد يا خير؟
    ما همواره در كارتيه سعي داريم كه با رنگ‌ها بازي كنيم و آرشيو محصولاتمان گواهي بر اين ادعاست. درحقيقت مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه ما همگي عاشق بازي كردن هستيم. [با رضايت لبخندي مي‌زند] در اين‌خصوص مي‌توانم به دو نمونه اشاره كنم؛ به‌طور مثال منگوله، براي دستبندها و گوشواره‌هاي متحرك، نقش‌مايه (نگاره) ايست كه به دنبال ايده‌ي تحرك و جنبش در ذهن طراح ظاهر مي‌شود. نمونه‌ي ديگر، سرويسي مي‌باشد كه با استفاده از مرواريدهاي پرورشي بنفش ساخته شده است. ما هرگز از مرواريدهاي پرورشي در ساخت جواهرات نفيس استفاده نمي‌كنيم اما اين رنگ خاص بسيار درخور اهميت است و تصميم‌ گرفتيم از مرواريدهاي پرورشي بنفش در كنار لعل‌هاي بنفش استفاده كنيم. 

     چالش‌هاي طراحي جواهرات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
    هنگام آغاز به‌كار بر روي مجموعه‌ي جديد، همواره نگران اين موضوع هستيم كه مبادا انتظارات مردم را برآورده نكنيم اما به‌طور معمول با تحسين مشتريان مواجه مي‌شويم. با اين‌وجود همواره هنگام رونمايي از مجموعه‌ي جديد، نگراني‌هايي نيز وجود دارد اما با تمام وجود منتظر هستيم. بهترين بودن دشوار است، زيرا نمي‌خواهيم مشتريان خود را نااميد كنيم.

    چه موضوعي بيش از بقيه برايتان جذابيت دارد؟ 
    هنگامي‌كه اين سؤال را پرسيديد، تنها موضوعي كه به ذهنم رسيد " غرق شدن در معنويات " است. براي من،" كارتيه " رهبر جواهرات نفيس است. ما داراي تاريخچه‌اي طولاني براي داشتن بهترين كارگاه‌ها، استانداردها طي چندين نسل‌ هستيم. هر يك از آثار كارتيه براي من سمبل يك دوران معنوي در خانه كارتيه است. من هم مي‌توانم مثل پيكاسو بگويم كه دوران آبي، دوران ياقوت كبود، دوران الماس و غيره داشته‌ام. در حال‌حاضر مي‌توانم بگويم كه در دوران الماس و مرواريد هستم. به‌نظر من مرواريد سرشار از رنگ، طرح، لطافت و توازن است. مرواريدهاي طبيعي بسيار كمياب هستند و حيات و زندگي خود را به قطعه‌كار مي‌دهند، زيرا آن‌ها هرگز شبيه به يكديگر نيستند. جذابيت مرواريد با الماس‌هايي كه آن‌ها را احاطه كرده‌اند چند برابر مي‌شود." تراش فلامك Rose Cut " در حال‌حاضر تراشي است كه بيشتر از انواع ديگر تراش‌ها به آن علاقه دارم، زيرا بيش از هر تراشي با مرواريد هماهنگي دارد. تراش‌هاي خاص و غيرمعمول را خيلي دوست دارم. تجمل يعني تكامل و سنگ هم داراي تكامل است. ديدن سنگ‌هاي جديد برايم لذتي معنوي به دنبال دارد." 


     آرزوي شما براي بخش طراحي كارتيه چيست؟
    اين‌كه همواره مشتاق خلق‌كردن باشد. بدون عشق و اشتياق هرگز نمي‌توان كاري را انجام داد. اشتياق هميشگي من افزودن جنبش و سنگ به دنياي جواهرات است. كاربرد يك سنگ در قطعه‌كار امري خوب و تركيب دو سنگ با آن، كاري زيباست. سنگ‌هاي بيشتر بر روي قطعات، مردم را به هيجان مي‌آورند. فعال بودن آرزوي هميشگي من در زندگي است. بدون تحرك نمي‌توانم به زندگي ادامه دهم. هرگز به منافع مالي فكر نكرده‌ام و تنها جنبش و تحرك مدنظرم بوده است. 

    مدير خلاق كارتيه 
    " ژاكلين كاراچي لانگين " به مدت 27 سال در كارتيه مشغول به‌كار مي‌باشد. او فارغ‌التحصيل رشته گلدوزي از دانشكده‌ي هنر پاريس است. او با بيان شيواي خود مي‌گويد: " مي‌توان گفت كه من با سنگ‌هاي گران‌بها گلدوزي مي‌كنم." او خود را شخصي بي‌طرف در رابطه با جواهرات توصيف مي‌كند و تنها دو انگشتر ساده و يك ساعت كلاسيك كارتيه به دست مي‌كند. رنگ لباس‌هاي او به‌طور معمول، آبي‌تيره و سفيد است. 

    كارتيه در يك نگاه 
    كارتيه در سال 1847 توسط " لوئيس- فرانسواز كارتيه " (1904-1819) تأسيس شد. در حال‌حاضر كارتيه داراي 278 شعبه در سراسر جهان با بيش از 5050 كارمند است. با توجه به اين‌كه " كارتيه " ،" ون‌كليف "و" آرپلز " بخشي از "ريچمونت گروپ Richemont Group " به‌شمار مي‌آيند، صاحب 51 درصد از درآمد مي‌باشند. كل درآمد مالي، سال 2009 كارتيه، برابر با 5418 ميليون يورو بوده است كه 128 ميليون يورو ( يا2% ) بيشتر از سال 2010 مي‌باشد. 



    نقش مايه‌ها و مواد 
    • مار در باغ عدن(1) سمبل وسوسه، فرزانگي و گناه كبيره است. تاج پادشاهي فرمانروايان مصر داراي نشاني به شكل مار مي‌باشد. مار براي كارتيه به‌معناي اغوا، جادو و جذابيتي است كه به سنگ‌هاي گران‌بها تبديل شده است. 
    • طاووس نيز يك نقش مايه‌ي‌ پيچيده است. در اسطوره‌هاي فارسي، طاووس به‌معناي خورشيد و سمبل ابديت، باروري و بهشت مي‌‌باشد اما در نقاشي‌هاي مقدس مسيحيت، سمبل غرور، يكي از هفت گناه كبيره، است
    • سنگ‌هاي مورد استفاده: الماس ( سفيد، زرد، نارنجي، قهوه‌اي و سبز )، مرواريد ( مرغوب‌ترين مرواريدهاي طبيعي و پرورشي در رنگ‌هاي طوسي، سفيد، قهوه‌اي، زرد و بنفش )، ياقوت ( كبود، سبز، نارنجي، صورتي و زرد )، زمرد،‌ اوپال آتشين، لعل سرخ، توپاز و آكوآمارين. 
    • تراش: تراش فلامك، برليان، اشك، " تراش قايقي Navette "، " تراش بادبزني Fan "، باگت، تراش زمردگون، تراش كاشن ( بالشتكي )، تراش كايت ( به شكل لوزي )، تراش بيضي، مربع و قلبي شكل. علاوه‌بر تراش‌هاي مذكور، تراش دامله يا سنگ‌هاي داراي حكاكي نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 

    خط‌ مشي بي‌همتا 
    كارتيه داراي بزرگ‌ترين كارگاه طراحي و ساخت در پاريس است. طبق اظهارات مدير اسبق كارتيه، اين امر به‌دليل تقاضاي بسيار بالا براي محصولاتشان مي‌ّاشد كه بحران‌هاي اقتصادي اخير حتي ذره‌اي بر روي آن تاثير‌گذار نبوده است. سياست كلي شركت برمبناي، در اولويت قرار دادن هر يك از قطعات از مرحله‌ي آغاز تا انتها استوار است، بدين‌ترتيب كه تنها يك جواهرساز مسئول ساخت يك قطعه از ابتدا تا انتهاست. مدير اسبق كارتيه مي‌گويد:" كار دست هر شخص، با ديگري تفاوت دارد و ما مي‌خواهيم كه تمامي اجزاء يك گردنبند يكسان و يكدست باشد. درضمن هنگامي‌كه يك جواهرساز تمامي مراحل ساخت را تا انتها انجام مي‌دهد، موجب تشويق و دلگرمي او مي‌شود اما درنظر داشته باشيد كه در اين‌صورت امكان دارد كه توليد يك قطعه كار، يك سال و نيم طول بكشد، درنتيجه ما به‌صورت فني مراحل توليد را بين چند استادكار تقسيم مي‌كنيم و به اين‌ترتيب توليد آن تنها سه ماه طول مي‌كشد." 

    پاورقي
    باغ عدن: طبق شرحي كه در بخش "پيدايش" در " كتاب مقدس" آمده، جايي است كه اولين انسان يعني" آدم و حوا " پس از خلق شدن در آنجا زندگي مي‌كردند. مكان " عدن" هنوز موضوع جدل و تعمق در بين مسيحيان است.  
  • تایمکس، برترین برند ساعت ساز آمریکا
    داستان کمپانی واتربری از زمانی آغاز می شود که صنعت ساعت سازی آمریکا با شرکت‌های عظیم خود که اکثرا در ایالت کانتیکت قرار داشتند، میلیون‌ها عدد ساعت تولید می‌کرد بطوری که نام این منطقه را «سوئیس آمریکا» گذاشته بودند. شرکت واتربری یکی از بزرگ‌ترین این شرکت‌ها، هم در زمینه تولید داخلی و هم صادرات، به خصوص به کشورهای اروپایی بود. این شرکت، ساعت‌های دیواری خود را با قیمت تمام شده بسیار کمتری نسبت به رقبای اروپایی خود تولید می‌کرد.

    واتربری در سال 1887 شروع به تولید ساعت‌های جیبی کرده و آن را به نام فیل معروف آفریقایی، «جامبو» نامگذاری کرد. فروش اولیه این ساعت‌ها در نیویورک با استقبال خوبی مواجه شد و توانست نظر تاجر بزرگ «رابرت اینگرسول» را که از پیشگامان بازاریابی محسوب می‌شد به خود جلب کند. در اواخر قرن 19، واتربری با قرارداد جدیدی که با رابرت و برادرش بسته بود، میلیون‌ها عدد از این ساعت را با نام خود آنها تولید کرد.

    در سال 1896 اینگرسول نوعی ساعت جیبی یک دلاری به نام «اینگرسول یانکی» را نیز به واتربری سفارش داد که آنچنان محبوبیت بالایی پیدا کرد که لقب «ساعتی که دلار را معروف کرد» را گرفت.

    واتربری در اوایل قرن بیستم، به دلیل مشکلات مالی و بازاریابی نامناسب، تا مرز ورشکستگی پیش رفت و برای جبران آن روی تولید ساعت‌های گران قیمت متمرکز شد. ولی این کار نیز مانع ورشکستگی آنها نشد و نهایتا در سال 1914 این کارخانه توسط برادران اینگرسول خریداری و مجددا مشغول تولید شد.
    با آغاز جنگ جهانی اول، تقاضا برای نشانگرهای زمان بیشتر و بیشتر شد. توپچی‌های توپخانه نیاز به یک راه آسان و سریع برای اندازه گیری زمان در هنگام کار با سلاح داشتند. واتربری با اضافه کردن بندهای برزنتی به ساعت‌های جیبی کوچک زنانه و اضافه کردن عقربه‌های شب تاب، با تبدیل آنها به ساعت‌های مچی نظامی، این امر را محقق ساخت.
    پس از دوران رکود اقتصادی که برای شرکت بسیار سخت بود، این شرکت دوباره هویت خود را در بازار پیدا کرد. در سال 1930 طی قراردادی که با شرکت والت دیزنی منعقد شد، تولید ساعت‌های معروف میکی ماوس تحت نام اینگرسول آغاز شد و معرفی عمومی این محصول در نمایشگاه جهانی شیکاگو در ژوئن سال 1933، اولین سود چند میلیون دلاری شرکت را پس از گذراندن بحران مالی به ارمغان آورد. پس از آن این کارخانه تحت نام اینگرسول به تولید و فروش ساعت در اروپا و سایر بازارهای جهانی پرداخت.
    در سال 1940 «توماس اولسن» نروژی که به دلیل حمله نازی‌ها، با خانواده‌اش به آمریکا آمده و به دنبال سرمایه‌گذاری برای کمک به فعالیت‌های جنگ بود به همراه «لهمکول» بیشتر سهام این کارخانه را خریداری کرد. با ریاست و مدیریت این دو، کارخانه به بزرگ‌ترین تولیدکننده تایمر فیوز برای محصولات دفاعی تبدیل شد.

    در سال 1942 یک کارخانه جدید دیگر، طی 88 روز ساخته شد که در آن به تولید تایمرهای دقیق بپردازند. در آگوست سال بعد، جایزه برتر نظامی ارتش آمریکا برای تولید «فیوز آنگلو آمریکن» به این شرکت تعلق گرفت و به این دلیل در پایان سال، سهامداران رای به تغییر نام شرکت به «شرکت تایم آمریکا» دادند.

    پس از پایان جنگ، سفارشات کارخانه کاهش یافت و مدیران شرکت به این نتیجه رسیدند که یک ساعت ارزان، دقیق و بادوام، می‌تواند فروش موفقیت‌آمیزی در پی داشته باشد. این امر با استفاده از اتوماسیون بالای تولید فیوزهای جنگی و یک طراحی ساده امکان‌پذیر بود. دوام این ساعت نیز با استفاده از آلیاژهای سخت جدیدی که در جریان تحقیقات زمان جنگ کشف شده بود میسر شد. این نوآوری‌ها نهایتا منجر به تولید برند «تایمکس» در سال 1950 شد که اولین بار در فروش آزمایشی ساعت‌های ویژه پرستاران استفاده شد.
    این ساعت مچی برای تاکید روی دوام، با شعار تبلیغاتی «فقط یک گردگیری لازم دارد تا به کار خود ادامه دهد» به بازار معرفی شد. دوام که مشخصه اصلی این نام تجاری بود، بعدها در تبلیغاتی که تایمکس را در «تست شکنجه» قرار می‌دادند، شدیدا مورد تاکید قرار گرفت. این آگهی‌ها، ساعت‌های تایمکس را در شرایط دشوار گوناگون و ضربه‌های سخت و دماهای بسیار پایین قرار می‌دادند تا دوام آنها را به نمایش بگذارند.

    این آگهی‌ها باعث تبلیغات گسترده کلامی و معروفیت نام تایمکس شدند، تا جایی که در سال 1960، یک سوم ساعت‌های آمریکا نام تایمکس را یدک می‌کشیدند. پانزده سال بعد این نسبت بیشتر شد و برند تایمکس نیمی از بازار آمریکا را اشغال کرد.

    در سال‌های اخیر با پدید آمدن برندهای مختلف سوئیسی، فروش این کارخانه کاهش یافت و به همین دلیل ساختارهای کارخانه در سال 2008 تغییر یافت و ساعت‌های GPS دار، ساعت‌های دارای مانیتور ضربان قلب برای تمرینات ورزشی و سایر محصولات پیشرفته نیز به تولیدات آن اضافه شدند.
    اکنون تایمکس بزرگ‌ترین تولیدکننده ساعت در آمریکا است و سومین نام تجاری محبوب وسایل زینتی ویژه بانوان می‌باشد.


  • دوپونت، برجسته ترین نشان چرم،خودکار، فندک
    کارگاه تولید محصولات چرمی که 135 سال گذشته در پاریس بنا شده، امروزه تبدیل به یکی از مشهورترین شرکت‌های عرضه اقلام لوکس در جهان شده است.
    "سیمون تیسوت دوپونت Simon Tissot DuPont" موسس اين شرکت، 25 ساله بود که طرح تاسیس کارگاه دوپونت را در ذهن می‌پروراند. او جوانی شجاع  و احساساتی بود و قصد داشت علیرغم رویارویی با هر گونه مانعی، موفق شود، از این‌رو پس از شروع به کار، اقدام به تولید کیف‌های جیبی و "مارکوئینز maroquins" یا کیف‌های سفارت كرد که حروف اول نام کارمند بر رویشان حک شده بود. 

    او به سرعت در میان افراد طبقه بالای ساکن در پاریس به شهرت و موفقیت دست یافت و به‌طور رسمي مسئولیت عرضه محصول به "مگزین دولوور Magasins du Louvre" را که در آن زمان منبع و مرجع اصلی تهیه اقلام لوکس در سطح جهانی به شمار می‌آمد، بر عهده گرفت.

    دوپونت پس از گذشت 135 سال، هنوز در اوج قدرت به سر می‌برد. این شرکت به تازگی سالگرد 135 سالگی تاسیس خود را در 19 اکتبر 2007 جشن گرفت. این مراسم در نمایشگاهی واقع در آپارتمان تازه سازی که بخشی از اداره مرکزی دوپونت به شمار می‌آید برگزار شد. این مراسم فرصت مناسبی برای رئیس شرکت "آلین کروت Alain crevet" به شمار می‌آمد تا تولید نمونه جدیدی از چرم دیاموند را در معرض دید اجتماعی از فرانسویان، خبرنگاران بین‌المللی و میهمانان قرار دهد. علاوه بر این کیف، محصولی استثنایی و همچنین "نئوکلاسیک پرزیدنت "Neo classic president نمونه جدیدی از خودکارهای دوپونت و اولین محصول لوکس مجهز به کلید (USB (GO4 که مدتی قبل در فرانسه و ژاپن در اواسط ماه نوامبر عرضه شده بود، نیز به نمایش گذاشته شدند. 

    "ان ووگ En vogue" یکی از شرکت کنندگان در این مراسم با رئیس دوپونت، آلین کروت و 2 نفر از طراحان برجسته به نام "پابلو رینوسو Pablo Reinoso" و "کامیل توپت Camille toupet" گفت‌وگویی داشت که در اینجا خلاصه این مصاحبه ذکر شده است.

    چرا شما برای سومین بار ریاست شرکت دوپونت را می‌پذیرید در حالی‌که شرکت با مشکلات و دشواری‌های بسیاری روبروست؟
    از نظر شخصی، علاقه فراوانی به این شرکت دارم همان‌قدر که به سیگار کشیدن علاقه‌مندم. پدرم نیز سیگاری بود و هنگامی که 18 ساله بودم یک فندک دوپونت به من هدیه داد كه طرح آن را بسیار دوست داشتم اما متاسفانه این فندک گم شد. هرگز طرح رویارویی و فوق‌العاده زیبایش را فراموش نمی‌کنم و همیشه در خاطرم خواهد ماند.
    من تصمیم گرفتم تا در این زمینه تجربیاتی داشته باشم و معتقدم که یک شرکت مشهور حتی در شرایط دشوار می‌تواند کارهای مهمی را به انجام برساند. در هر حال مشکلات به طریقی حل و فصل می‌شوند و شرکت بار دیگر روال طبیعی خود را از سر می‌گیرد. قبل از پذیرش این سمت، تحقیقاتی درباره شرکت کردم و به این نتیجه رسیدم که هنوز هواخواهان بسیاری در خاورمیانه آسیا، روسیه و فرانسه به ویژه به خاطر قلم ها و فندک‌هایش دارد. به این منظور مایل بودم تا فصل جدیدی از حوادث را در این شرکت تجربه کنم و آن را زمینه‌ای برای برداشتن گام‌های موفقیت‌آمیزتر سازم.

    هنگامی که ریاست شرکت عطر "ژيوان چی Givenchy" را بر عهده داشتید، سعی می‌کردید تا عطرهای فوق‌العاده وسوسه انگیز و دوست داشتنی را عرضه كنید. آیا هم اکنون از همین شیوه در شرکت "دوپونت" استفاده می‌کنید؟
    من برای این کار 7 نفر از بهترین طراحان مبتکر فرانسه را بر می‌گزینم تا به بهترین وجه بتوانند جذاب ترین تصویر را از سبک زندگی فرانسوی‌ها ارائه كنند.
    شرکت ما وابسته به 4 هنر یا رکن است: هنرسفر، سیگار کشیدن، نوشتن و هنر لوازم فرعی. من حداکثر تلاش خود را کردم تا طراحان جدیدی پيدا كنم که ب‌توانند به قلمرو هنرهای مزبور هنر دیگری را بیافزایند.

    چرا تصمیم به برگزاری جشن‌ها و مراسمی به عنوان سالگرد 135 تاسیس شرکت گرفتید، زیرا این رقم در قیاس با یکصدمین (100) یا صد و بیست و پنجمین (125) اهمیت چندانی ندارد. آیا هدف شما بازسازی شرکت است؟
    این شرایط فرصت مناسبی به نظر می‌رسید تا هنگامی‌که سال گذشته به این شرکت آمدم، بار دیگر به فعال سازی و احیاء مجدد موقعیت آن بپردازم. من با نوه دوپونت ملاقات کردم و او مرا از این موضوع مطلع كرد که پدر بزرگش شرکت را در سال 1872 تاسیس كرد، در حالی‌که بسیاری از مردم در این باره اطلاعی نداشتند. مردم می‌دانند که دوپونت شرکت تولید کننده فندک‌های گران قیمت است، اما آن‌ها نمی‌دانند که در پشت پرده این پیشگام بین‌المللی تاریخچه‌ای طولانی از مهارت و تخصص نهفته شده است. 
    در مراسم سالگرد شرکت قصد داریم تا به مشتریان‌مان يادآوري كنيم که شرکت در زمینه تولیداتی همچون چرم، لوازم فرعی، نقره‌آلات و فندک پیشکسوت است.

    چه عاملی سبب می‌شود که از فندک و خودکار تبلیغ کنید در حالی‌که سیگار کشیدن در مکان‌های عمومی در فرانسه ممنوع شده است؟
    نظرتان صحیح است؛ اما باید به شما بگویم که ما هر سال 70 هزار فندک مدل بالا می‌فروشیم و در دنیا حدود 1 بیلیون سیگاری وجود دارد. فکر نمی‌کنم که سیگار کشیدن ریشه کن شود، زیرا این امر در دوران ما قبل تاریخ وسیله ارتباط با خدا محسوب می‌شد. از نظر من چنین رفتاری یکی از هنرهای زندگی است. همچنین دوپونت را یکی از بهترین شرکت‌های تهیه کننده لوازم فرعی زنانه و مردانه می‌دانم زیرا بازتاب سبک زندگی در پاریس است.

    آیا طرح‌هایی برای آینده در نظر دارید که نظر مشتریان خاورمیانه را جلب کند و یا قصد دارید محصولات خاصی را برایشان در نظر بگیرید؟
    "چال خوب هاوس Chalhoub House" با شناخت کامل منطقه، شریک بسیار خوبی برایمان در خاورمیانه به شمار می‌آید. ما هر دو سعی داریم با همکاری یکدیگر قلمرو فعالیت‌هایمان را در منطقه گسترش دهیم. مشتریان بسیاری خواهان محصولات ما هستند، گاهی اوقات حروف اول اسامی مالکان یا نام خانوادگی آن‌ها بر روی محصول حک می‌شود. در آینده نیز این استراتژی را حفظ خواهیم کرد.

    اس- تی- دوپونت در اصل یک شرکت تولید کننده لوازم فرعی مردانه است. آیا زنان نيز در آینده می‌توانند از این امکان بهره مند شوند؟
    در طی 50 سال اخیر، دوپونت بخش اعظم فعالیتش را منحصر به تولیدات مردانه كرده و چندان در اندیشه عرضه محصولاتی ویژه زنان عصر جدید نبوده است، اما طی ملاقاتی با نوه دوپونت به این موضوع پی بردم که او معتقد بود زنان نیز مانند مردان لوازم جانبی چرمی می‌خریدند، به طوری‌که شرایط مزبور مشوق زنان جوان و عصر نوین در امر خرید محصولات جدید می‌شد و من از طراح جوان "کامیلی توپت Camille toupet" درخواست کردم تا برای زنان نیز طرح‌هایی را ارائه کند. 
    پس از مصاحبه با آقای "آلین" با طراح مبتکر خانم "کامیلی تروپت" ملاقاتی داشتم که متن گفت‌وگویم با او را برايتان شرح مي‌دهم.

    پس از این‌که خانم دوپونت برای شرکت‌های بین‌المللی مانند "بوچرون" کار کرد درباره او چه فکری می‌کنید؟ به نظر می‌رسد که برای خانم‌ها چنین اقدامی مسئولیتی خطیر باشد؟
    به طور یقین چنین است، اما حرفه جالبی است؛ من یک زن فرانسوی هستم و قبل از طراحی جواهرات در بخش تولید و طراحی لوازم فرعی چرم فعالیت داشتم، برای همین احساس می‌کنم که توان کار در این گونه زمینه‌ها را دارم.

    چه خانمی الهام‌بخش شما بوده است؟ آیا او تاجر بود و یا زن زیبایی است که عشق به سفر دارد و یا خانم بسیار جذاب و سنگینی است؟
    فکر می‌کنم هدف من زنانی باشند که عشق به تحرک و مسافرت در اروپا دارند. طرح‌های من، ویژه زنانی جذاب است که گرایش به محصولات بسیار مرغوب و لوازم جانبی لوکس دارند.
    "کامیلی Camille" ثابت کرد که ابتکارات جدیدش در زمره محصولات جانبی و چرمی و قابل دوخت قرار می‌گیرند. او همچنین برای خلق بهترین کلکسیون‌هایش اقلام ظریف و دیگر کالاهای دوپونت را با یکدیگر ترکیب كرد. هدف من ارائه محصولاتی است که بتوان آن‌ها را در کیف دستی حمل کرد و همچنین خارج از آن نیز به به‌کار گرفت که شامل کمربند، کیف و دیگر وسایل می‌شوند.

    آیا می‌توانید درباره جایگاه دقیق زن شرقی در دوپونت نظرتان را مطرح كنيد؟
    من اطمینان دارم که زن شرقی به خاطر زیبا بودن و مراقبت از زیبایی‌اش گرایش فراوانی به کالاهای ما داشته باشد و ما اغلب او را به اقلام کوچک و همچنین طرح هایی که خودمان مي‌سازيم، علاقه‌مند می‌كنيم.
    گفته شد که رئیس دوپونت، نامه‌هایی را با رئیس جمهور فرانسه "نیکولاس سارکازی Nicolas Sarkozy" در طی کنفرانس مطبوعاتي مبادله کرد که بر اساس آن "پابلو رینوسو Pablo Rainoso" هنرمند مشهور خودکار نئوکلاسیک پرزیدنت، الهام گرفته از کلکسیون خودکار 1973 را معرفی کرد. به این منظور با ایشان ملاقاتی داشتیم که در قسمت زیر مصاحبه مذکور ارائه شده است. 

    آیا عرضه فندک و قلم برای معرفی کلکسیون جدید در مقایسه با عطر دشوارتر به نظر می‌رسد؟
    به طور حتم چنین است، تولید قلم به علت نیاز به رعایت برخی اصول طراحی بسیار مشکل است، البته از نظر من این شرایط جنبه مثبت قضیه را می‌رساند زیرا به شما فرصت بازگشت با اصول پایه تولید را می‌دهد. 
    برخی اوقات از نقطه نظر طراحی، طرح آزاد ممکن است منجر به تولید محصولی به طور اتفاقی شود.
    اولین اثر شما در دوپونت خودکار کلاسیک پرزیدنت بود. آیا شما مشتریان خاصی را در مد نظر داشتید؟
    خوب، این خودکار در اصل برای تصمیم گیرندگان پیشرو و پیشکسوتان این صنعت طراحی شد کسانی که علاوه بر داشتن قدرت و نفوذ، از توان مالی نیز برخوردار بودند و می‌توانستند با داشتن این محصول، آن را به عنوان سمبل قدرت و عزم و اراده معرفی كنند.


    آیا زنان هم می‌توانند از این قلم استفاده کنند؟ نظرتان درباره چیست؟
    با وجود اين‌كه این خودکار، ابتدا برای استفاده مردان طراحی شده است اما زنان نیز می‌توانند از سایزهای متوسط آن استفاده کنند.
    این روزها، زنان عهده‌دار مناصب و پست‌های مهمی هستند و از این رو می‌توانند از نمونه‌های مختلف این خودکار بهره برند.
     

    چگونه و چه عامل سبب شد که شما به فکر طرح این مدل خودکار بیافتید؟
    تصور عرضه چنین ابزار نوشتاری امری ساده است اما تولید آن هفته‌ها و ماه‌ها به طول می‌انجامید.
    مشکلی که با آن روبه‌رو بودیم، انتخاب مواد لازم و به‌کارگیری مکانیزمی بود که ما تنها کاربرد آن را در نمونه‌های بزرگ USB در بازار مشاهده می‌کردیم لذا ترجیح دادم تا طرح مناسبی را برای خودکار در نظر گیرم و حافظه USB نیز تبدیل به EGB شود. 
    من حداکثر تلاش خود را کردم تا خودکار مورد نظر از لحاظ اندازه، وزن، طرح و مکانیزم، محصولی منحصر به فرد باشد.

    آیا فکر می‌کنید که تاجران مرد در خاورمیانه نیز به این مدل قلم علاقه‌مند هستند؟
    خودنویس ما ویژه تجار هر منطقه از جمله تاجران غربی یا عرب طراحی شده است، لذا محصولی بی نظیر و نادر به‌شمار می‌آید و از این‌که به‌طور کامل منطبق با طرح است احساس رضایت می‌کنم.
    در هر حال، دوپونت مقصد واقعی محصولات فوق‌العاده مرغوب و زیبایی است که بازتاب سبک زندگی مردم پاریس در کشورهای آمریکا، ژاپن، هند، روسیه و امارات متحده عربی می‌باشد. 
    همه ما می‌دانیم که بیشتر مشتریان دوپونت عضو خانواده‌های سلطنتی مانند "ملکه سیام"، شاه فاروق در مصر، دوک و دوستش "ویندسور Windsor" و خانواده "روچل Rochelle" هستند.
    دوپونت رازدار موفقیت‌هایش است و تا کنون حداکثر تلاش خود را در امر توليد فندك، ابزار نوشتاري و ديگر لوازم جانبي كرده است تا تقاضاي فزاينده مشتريان خود را برطرف كند.
    همچنين، این شرکت، تولیدکننده کیف‌های چرمی مزین به الماس‌های سیاه نیز می باشد. واضح است که شرکت بین‌المللی دوپونت به سرعت در حال پیشرفت است و قلمرو و استراتژی‌های تولید خود را برای خلق محصولاتی با ارزش، کمیاب و منحصر به فرد توسعه می‌بخشد.


  • رقابت شركت‌هاي مشهور در عرضه جواهرات
    تابش نور خورشید یاقوت قرمز را چنان پررنگ جلوه‌گر می‌کند که ترکیبش با طلای زرد 18 عیار دست‌بندتان، به راستی مسحور کننده است. یاقوت در تمامی آثار "روبرتوکوین Roberto coin" سمبل جاودان عشق، سعادت و شجاعت است.

    از دیرباز انسان به قدرت و نفوذ خلسه آور سنگ‌های قیمتی در رنگ آبی هوس انگیز سفایر، سبز حیرت برانگیز زمرد و درخشش شیفته کننده الماس و جلوه لطیف و ملایم مروارید، پی برده است. 
    طبیعت به ما سنگ‌های قیمتی بسیاری را در قالب هر رنگی از طیف رنگین کمان ارزانی داشته است تا خود را با آنان بیاراییم؛ از این رو به ویژه در این فصل از سوی مراکز مشهور طراحی جهان طراح‌های زنانه جذابی ارائه می‌شود که حتی نظر سخت گیرترین افراد را به خود جلب می‌کنند. این شگفتی‌های جواهر نشان که از طبیعت، هنر و معماری و حتی دنیای مد الهام گرفته‌اند صورت برجسته و جدید زن امروزی را نمایان می‌سازند. 

    کارتیه 
     

    شرکت مشهور فرانسوی که جواهرات منحصر به فرد و بی نظیرش دنیا را مجذوب خود ساخته است، همواره سعی دارد تا با ارائه کلکسیون‌های جدیدش در قلمرو رقابت، حاکمیت‌اش را به اثبات برساند. 

    کلکسیون "دلیکس کارتیه Delices Cartier"، تحت عنوان "اوپاسopus " با به نمایش گذاشتن جاذبه گلبرگ‌ها چشم‌انداز زیبایی از بهار را به تصویر می‌کشاند. 
    با غوطه ور شدن در میان امواج نورانی سنگ‌های زیبا و گران‌بها به مجموعه ای از گردن‌بندهایی با طرح گل، حلقه، آویز، گوشواره و نیم تاج‌هایی بر می‌خوریم که نحوه انتخاب سنگ‌های موجود در آن به راستی حیرت انگیز است و موجب شادی و شعف فراوان‌ می‌شود، آنچنان‌که گویی در زیر چتر، پرتو ملایم سپیده دم وجودتان را از هر نوع آلودگی شستشو می‌دهند و این سنگ گارنت‌های ماندارین، کوارتز، تورمالین‌های صورتی، آماتیست لاوندر، پریدوت، آکوامارین، سفایرهای صورتی، تساوریت، گارنت، برلیان های سبز و زرد یاقوت و الماس‌های پر تلالو و درخشان هستند که با تراش‌های متفاوت خود همانند تراش برلیان، گلابی، کابوشن، هلال ماه، ایفای چنین نقش و وظیفه خطیری را بر عهده دارند. 
    طرح‌هایی با ماهیت زنانه در قالب گوشواره‌هایی آویخته به گوش خریدار که با درخشش فوق‌العاده‌شان تحت تاثیر گوهرهای قیمتی که با ترتیبی متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند به این کلکسیون، شکوهی چشمگیر بخشیده‌اند و حلقه‌ای مملو از سنگ‌های قیمتی با جذابیتی مفتون کننده که لحظه‌ای افکارمان را به حال خود رها نمی‌سازد. 

    شوپارد 
    "هات جویلری Haute joaillerie" جهانی است که در آن هر گونه افراط کاری و هنجار وجود دارد و قانون مورد بی اعتنایی قرار می‌گیرد. از جمله خصوصیاتی که در آثار شوپارد، سرمدار این قلمرو جادویی دیده می‌شود عبارت است از: اصالت، تکامل، و بی عیب و نقص بودن، باشکوه و لوکس و زیبا جلوه کردن که در هر فصلی به صورتی مسحور کننده جلوه‌گر می‌شود. 

    در "بازل ورلد Basel world" شوپارد حلقه‌ای مزین به الماس و سفایر که بر روی آن سفایر آبی 31 قیراطی با طرح قلب و 1250 برلیان درخشان نصب شده بود را در معرض تماشای دیدگان مجذوب تماشاچیان قرار داد. این کلکسیون به تبعیت از ترکیب درخشان شامپانی، یک جفت گوشواره آویز مانند کوتاه مزین به الماس سفید و صورتی را عرضه داشته است که از 2 الماس گلابی شکل تشکیل شده است. گوشواره‌های لوستر مانند یک جفت گوشواره سفایر "بریولیت Briolette" چند رنگ را به نمایش می‌گذارند که به کلکسیون "کوپاکابانا Copacabana" تعلق دارد و از حلقه‌های هم مرکزی ترکیب یافته است که در عین حال منگوله‌ای از سنگ‌های قیمتی در پایین آن آویزان است. دست‌بند مزین به الماس و سفایرهای بسیار مرغوب نیز با 105 سفایر به وزن 272 قیراط و 126 الماس زینت داده شده است. 

    استفان هافنر 

    یکی از با شکوه‌ترین کلکسیون‌های جواهر که در سال کنونی در نمایشگاه "بازل ورلد" به نمایش گذاشته می‌شود "ونوس  Venus" است که الهام گرفته از نقاشی مشهور عصر رنسانس "الاپریما ورای eLa primaverai" (تولد ونوس) متعلق به "باتی سیلس Botticelliis" است و در آن الهه عشق روم در قالب بهار به تصویر کشیده می‌شود و بر مبنای این نگرش گردن‌بند، آویز، گوشواره و حلقه با به‌کارگیری ترکیبی از مرواریدهای ساوت سی، الماس‌های گلابی شکل و طلا، طراحی می‌شوند. برای مثال: حلقه‌های موجود در آن طلای سفید پیچ در پیچی که پوشیده یا از یاقوت و الماس می‌باشد را همانند شکوفه گل رز به نمایش می‌گذارد. 

    گل‌ها و پروانه‌ها در هنر ظریف طراحی حلقه‌ها و گوشواره‌ها، زندگی دوباره‌ای می‌یابند. آنچه نظر شما را معطوف می‌کند قدرت و نفوذی است که جواهرات هافنر از خود متصاعد می‌سازند. در قطعات دیگر جواهر، شاهد ساقه‌های پر پیچ و تاب و دوگانه با گل‌های ظریفی هستیم که همراه با گوشواره‌های متناسب با خود زینت بخش گردن شما هستند. 



    گراف  

    مدل‌های زیبا و رنگارنگ "گراف" در قالب مجموعه‌ای حاوی دست‌بند، گوشواره، حلقه و گردن‌بند، درخشش چشمگیر الماس زرد را به نحوی شگفت انگیر نمایش می‌دهند. آثار بی‌شمار و فراوانی که هر یک بازتاب احساسات تند و پر شوری هستند و مظهر متخصص و مهارت در تصویر زیبایی‌های دست نخورده و بکر به شمار می‌آیند. 
    مجموعه با شکوهی از حلقه‌های بی‌نظیر، مزین به سنگ‌هایی که با تراش‌های گلابی، بیضی و پر نورشان بر جذبه آثار "گراف" افزوده‌اند. هر یک از سنگ‌های درخشان توسط تعدادی از الماس‌های سفید با تراش برلیان طبقه‌بندی می‌شوند تا نقش اصلی آن به ویژه الماس برجسته تر جلوه‌گر شود. گردن‌بند مزین به الماس‌های زرد بسیار شفاف با طرح ساده و چشمگیر خود که گردن خریدار را با الماس‌های براق به شکل منحنی زینت می‌دهد (هر یک از آن‌ها به علت طرح گلابی مانندشان انتخاب شده‌اند)، در نهایت به سنگ زرد حاوی تراش کاشن حیرت انگیزی منتهی می‌شوند که از آن آویزان است. شما با یک نظر می‌توانید به این علت که چرا "گراف" بر دنیای Bling سلطه دارد، پی ببرید. 

    پاس پالی 

    پاس پالی پیشگام طرح‌های مزین به مروارید و تولید کننده انواع گردن‌بند، زنجیر، گل سینه، آویز، حلقه و گوشواره‌های مختلف جواهر نشان آویز مانند و یا به شکل چلچراغ با عرضه کلکسیون عدن Eden، باغ اسرارآمیزی از شگفتی‌های فرح بخش طبیعت را به معرض تماشا گذاشت. از جمله یکی از قطعات سحرآمیز، شکوفه‌های زیبایی هستند که با یاقوت‌های قرمز پررنگ آراسته شده‌اند و جذابیت گردن‌بند ظریفی را که با 2 مروارید گران‌بها "ساوت سی" آویزان تزیین شده است را دو چندان کرده‌اند. هماهنگی این گردن‌بند با گوشواره‌های آویز مانند، اوج هنرمندی استاد کاران ماهر را می‌رساند. از این رو کسانی که درک هنری دارند گوشواره‌های نگین‌دار فوق‌العاده چشمگیر و آویز هماهنگ با آن را که به زنجیری حاوی دو قسمت متصل است و از سفایرهای آبی، الماس، مرواریدهای ساوت سی و طلای سفید تشکیل شده است با شکوفه‌هایی که گلبرگ‌هایش آزادانه بر هر سو گشوده می‌شوند را برمی‌گزینند. 

    آثار شکوهمند دیگر موجودات در کلکسیون "عدن" نیز بیانگر جایگاه رفیع طراح و دور اندیش و موقعیت ممتاز "پاس پالی" است. 


     

    روبرتو کوین 

    یکی از مشهورترین طراحان عصر کنونی که آثارش از شور و هیجان سنگ‌های قیمتی بهره‌ای فراوان برده است، روبرتو کوین است. حتی کلکسیون او نیز تحت عنوان "روزز هاوت Roses Haute " از این شرایط بی‌نصیب نمانده است. او جواهراتی بی‌نظیر را در قالب ترکیبی چشمگیر از سنگ‌های قیمتی و طلای سفید با طرح شکوفه‌های پیچ در پیچ گل رز به نمایش می‌گذارد که با هر نوع مد هماهنگی دارند. 

    گل سینه‌ای ظریف، ساخته شده از طلای سفید، سفایر و تساوریت با ماهیتی رمانتیک و سحرآمیز کلکسیونی زنانه را ترسیم می‌کند و در عین حال، گوشواره‌ها و حلقه جذاب طلای سفید و الماس‌های سفید رنگ را در هم می‌آمیزد. 

    پاسکوئل برونی 

    طراحی بسیار اصیل، و پر احساس با کارهای متنوع و رنگارنگ، شرکت طراحی ایتالیایی یعنی "برونی" را واداشته است تا در قلمرو و تاریخ جواهرات از جایگاه ممتازی برخوردار شود. 

    در سال جدید، این شرکت دهمین سالگرد تاسیس خود را جشن می‌گیرد، به این منظور 3 کلکسیون جدیدش را با اعتماد به نفس به نمایش می‌گذارد که شامل "چارمز دری کوردی "charms deiricordi، "آمورگلد "Amore Gold و "سی سی "sissi شده و در نمایشگاه بازل ورلد در معرض دید عموم قرار داده می‌شوند.
    کلکسیون با شکوه "سی سی" حاوی جذاب‌ترین گوشواره، حلقه و آویزها، بازتاب طبیعتی پر شور و زنانه است که حلقه‌هایش پیروزمندانه سنگ‌های قیمتی را در برگرفته و رشته باریکی از قلب‌ها و ستاره‌هایی از الماس احاطه‌شان کرده است.
    ترکیب طلای سفید، زرد و قرمز، الماس و سنگ‌های قیمتی همچون کوارتز لیمویی، آماتیست و توپاز در قالب طرح‌هایی زیبا و درخشان در نظر زنانی که خود را می‌شناسند و به راز زن بودن شان پی برده‌اند، وسوسه انگیز جلوه می‌کند. 

    تیفانی 

    عنوانی که یادآور آثاری حیرت انگیز تحت تاثیر مهارتی فوق‌العاده است. تیفانی خواهان به نمایش گذاشتن جواهراتش در قالب طرح‌هایی برجسته است و کلکسیون "استیت منت statement" او حاکی از چنین تقاضایی است. 

    سنگ‌های دست‌چین شده به صورت رنگین کمانی از رنگ‌های خیره کننده بر روی حلقه‌هایی از طلای سفید، نقش اصلی نمایش را به خود اختصاص می‌دهند و به این ترتیب با جلوه برجسته، با ابهت و چشمگیرشان چشم‌ها را خیره می‌کنند. 
    جواهراتی که با برلیان‌های بی‌عیب  و نقص احاطه شده‌اند همچنان توانمند و زینت بخش انگشتان خریدارند، گویی آمال و آرزوهایش را بازگو می‌کنند. 
    با مشاهده رنگ سبز تند پریدوت، آبی لاجوردی و جادویی آماتیست و آبی سفایر و آکوامارین یا طلایی ملایم توپاز، انتخاب یکی از میان آنان بسیار دشوار است و این خصوصیت ذاتی تیفانی است که همواره در اندیشه وسوسه نمودن ما است. 

    لیوالی 

    این شرکت خرده فروش مستقر در دبی، با عرضه جواهرات پرفروش که زیبایی شگفت انگیزشان نظرها را مضمون خود کرده‌اند، هم اکنون نیز نبض بازار را در دست دارد. 
    کلکسیون‌های جدید آن مرکب از حلقه‌های بی نظیری هستند که هر یک به نوعی ترکیب حیرت انگیز سنگ‌های قیمتی و دست‌چین شده را با طلای سفید نمایش می‌دهند. در یکی از برجسته‌ترین آثار آن شاهد شاخه‌ای از برلیان‌های الماس هستیم که برگ‌های توپاز گلابی شکل آن بر روی انگشت جلوه ای دلربا و فوق‌العاده چشمگیر بخشیده است. در حالی‌که حلقه آن، تولیدی از "برازیل Brazeel" طرح پویا و برجسته است و به داشتن سنگی درشت می‌بالد، سفایر آبی خیره‌کننده‌ای درخشش الماس آن را از هر سو احاطه کرده است. از طرف دیگر "ساکورانا لیالی" یکی از جاذبه‌های دیگر مرواریدهای درخشان است که قلب حلقه‌ای مرکب از گلبرگ‌هایی را در برگرفته است که پوشیده از سنگ‌های آماتیست و الماس هستند. بی تردید با مشاهده آن در جای خود میخکوب می‌شوید و در اندیشه عظمت چنین هنری فرو می روید. 

    اچ – استرن  

    با ذکر نام‌های مشهوری همچون: اوا لانگورای، "تری هاچر Teri Hatcher"، "بیونس نولس Beyonce Knowles" از میان طرفداران، این شرکت جواهرسازی آمریکایی از سال 1945 به بعد با جواهراتی که به سنگ‌های برزیلی مزین شده اند، دنیا را مفتون خود ساخته است. 

    امسال کلکسیون "ردکارپت Red carpet" شاهکاری شامل 59 قطعه جواهر به ارزش 6م یورو را به نمایش گذاشته است. 2 اثر با ارزش دیگری که شامل سنگ‌های توپاز امپریال می‌شوند در قالب کلکسیون‌هایی به تعداد محدود و به طور انحصاری برای خاورمیانه همراه با 2 مجموعه حاوی 6 قطعه جواهر مختلف توسط این شرکت ارائه خواهند شد. این نوع توپاز گران‌بها تنها در منطقه "اوروپرتو ouro preto"، "مینا گریس Mina Gerais" برزیل یافت می‌شود و در گذشته، بسیار مورد توجه خاندان‌های سلطنتی قرار داشت. گردن‌بند حاوی آن نیز حاوی برگ‌های ظریف و با شکوهی است که در قالب طرحی دو تایی و اشک مانند مرکب از 7 سنگ درشت توپاز امپریال عرضه می‌شود، اثری هنرمندانه که تاثیر جادویی‌اش انکار ناپذیر است.



    اتوپیا 

    جادوی طرح‌های آن، چنان است که گویی سنگ‌ها در کلکلسیون "کیورسن curious" در هاله‌ای از نور شناورند.
    گزینش دلپذیری از سنگ‌های قیمتی و هوس انگیز در رنگ‌ها چنان زیبا است که آرزو می‌کنید همواره و برای همیشه آنان را در اختیار داشته باشید.
    برای مثال: طراوت و هیجان انگیز بودن گل سینه اسپیلا مزین به مروارید درشت ساوت سی و لایه‌های لطیف و ساتن مانند طلای سفید و الماس که در میانشان گوهرهای درخشانی به شکل گلابی در رنگ‌های مختلف صورتی تعبیه شده است ما را با عظمت هنری بیش از پیش آشنا می‌کند.
    شما ممکن است با دست‌بند موج مانندی از طلای سفید و آراسته شده به برلیان رو به رو شوید که از 2 خط موازی که در نهایت با خطوط پرپیچ و تاب به یکدیگر پیوند می‌خورند تشکیل شده است و مرواریدهای بسیار جذاب ساوت سی و گوهرهای ظریف و کوچک آبی و صورتی رنگی را به نمایش می‌گذارد. گوشواره‌های چلچراغ، مانند دسته‌های گلی هستند که سنگ‌های قیمتی را همراه با یک مروارید طلایی ساوت سی گوهر محبوب اتوپیا در خود جای داده‌اند. 


  • روبرتو كوين، پیشتاز جواهرات رنگارنگ و باشکوه
    بيش از 25 سال است كه "روبرتو كوين Roberto Coin" يكي از مهره‌هاي صاحب‌نام صنعت طلا و جواهر به‌شمار مي‌آيد. آنچه كه بيش از به‌كارگيري رنگ‌هاي جذاب هنر رنسانس ايتاليايي جهان را به تحسين واداشته است، طراحي‌هاي خلاقانه و بديع اوست. 
    روبرتو كوين شركت خود را در سال 1977 در "ويچنزا Vicenza‌"، شهري معروف در زمينه طلا و جواهر، در ايتاليا تاسيس كرد. در مصاحبه‌ي زير اندكي بيشتر با يكي از معروف‌ترين مارك‌هاي شناخته شده در سطح جهاني در صنايع اقلام لوكس آشنا مي‌شويم. 


    چگونه وارد دنياي جواهرات شديد؟ 
    روبرتو كوين: از نه سالگي حسي دروني مرا به سمت دنياي مد مي‌كشاند. از دوران جواني گرايشي خاص نسبت به لباس داشتم اما طراحي جواهر با تمامي آن‌ها تفاوت داشت. مي‌دانستم كه خلاقيت موجود در جواهرات مي‌تواند به روياهاي من جامه‌ي عمل بپوشاند. 

     از چه زماني دريافتيد كه مي‌توانيد حرفه‌ي طراحي جواهر را به بخشي از زندگي‌تان تبديل كنيد؟ 
    روبرتو كوين: بيست و پنجم اكتبر 1975 در هتل ريچموند واقع در جزاير مانش هنگام صرف شام طي صحبتي با چند تن از دوستان تصميم نهايي خودرا گرفتم.

    چگونه مهارت‌هاي لازم براي اين كار را كسب كرديد؟ 
    روبرتو كوين: معتقدم كه هنر به صورت ژنتيكي، استعدادي طبيعي در ايتاليايي‌هاست، من هرگز به مدرسه‌ي طراحي نرفته‌ام اما طراحي مثل خون در رگ‌هايم جاري است. من از دوران راهنمايي عاشق هنر بوده‌ام: هر نوع هنري كه مرا به خود جذب كند. 

    براي خلق مجموعه‌هايتان چه چيزهايي برايتان الهام‌بخش هستند؟ 
    روبرتو كوين: من از روياهاي پياپي، خيالبافي‌هاي مداوم و حس كنجكاوي‌ام الهام مي‌گيرم. با نگاهي دقيق درمي‌يابيد كه ما با ايده‌هاي زيبا از طبيعت، حيوانات و هنر در سراسر جهان احاطه شده‌ايم. 

    در نمايشگاه ويچنزا، "طبيعت" درون‌مايه‌ي مورد علاقه‌ي بسياري از هنرمندان بود آيا اين موضوع در خصوص مجموعه‌ي شما هم صدق مي‌كند؟ 
    روبرتو كوين:زندگي و طبيعت زيباترين چيزهايي هستند كه ما در دنيا با آن‌ها مواجه هستيم و حيوانات هم بخشي از آن به‌شمار مي‌آيند، به علاوه، پيش‌بيني مد روز امري بسيار حائز اهميت است مانند نقش‌مايه‌هاي گوره‌خر، ببر، گربه وحشي و زرافه كه به مدت پنج سال در دنياي مد محبوب بوده‌اند. 

    فكر مي‌كنيد وجه تمايز شما با ديگر مارك‌هاي تجاري لوكس چيست؟ 
    روبرتو كوين: در بسياري از كشورها بنا به دلايل متفاوتي نظير سياست آن كشور، صنعت اقلام لوكس چندان مورد توجه نيست. به همين دليل است جواهرات بيشتر نشاني از شأن اجتماعي به شمار مي‌آيند تا ابزاري براي خودنمايي و تظاهر، بنابراين با مشاهده‌ي جواهرات ساخت شركت ما احساس مي‌كنيد كه آن‌ها متمايز هستند. 

    شما براي سبك رنگارنگ و باشكوه خود شهرت داريد. سنگ‌ها و رنگ‌هاي مورد علاقه‌ي شما كدامند؟ 
    روبرتو كوين: سنگ محبوب من الماس است اما به ياقوت هم علاقه‌ي فراواني دارم به همين دليل است كه در قطعه‌كارهايم از آن به عنوان امضاي كار استفاده مي‌كنم در مورد فلزات هم بايد گفت كه طلا به خصوص طلاي صورتي و نارنجي را بسيار دوست دارم زيرا بسيار جذاب و زنانه هستند. 

    كدام دسته از خانم‌ها مشتريان هميشگي روبرتو كوين هستند؟
    روبرتو كوين: خانم‌هاي متفاوت، خانم‌هايي كه كسل‌كننده نباشند و همواره دوستدار طبيعت و زندگي باشند. او بايد علاوه بر زيبارويي، داراي سرشتي زيبا هم باشد. به اين ترتيب من هم به او اين فرصت را مي‌دهم كه جواهراتي بي‌نظير مطابق با سليقه‌ي خود داشته باشد. هماهنگي با مد روز هيچ‌گونه محدوديت سني ندارد. 

    كداميك از مجموعه‌هايتان موفق‌تر بوده‌اند؟
    روبرتو كوين: ما همواره به دنبال كسب موفقيت‌هاي بزرگ‌تر هستيم. من هميشه به آينده نگاه مي‌كنم و عاشق تمامي مجموعه‌هايم هستم و احساس مي‌كنم هنوز بهترين مجموعه‌ام را خلق نكرده‌ام. 

    عمده‌ترين تاثير افزايش بهاي فلزات گران‌بها بر روي حرفه‌ي شما چيست و شما چگونه به آن پاسخ مي‌دهيد؟ آيا شما نگران بحران اقتصادي و ركود جهاني هستيد؟ يا اين‌كه اعتقاد داريد بازار جواهرات نفيس در برابر اين جريان‌ها ايمني دارد؟ 
    روبرتو كوين:بازارهاي جهاني در حال حاضر اوضاع دشواري دارند كه بازار جواهرات نيز شامل آن مي‌شود. افزايش بهاي مواد خام(فلزات گران‌بها) هنگامي‌كه به طور مداوم رخ دهد به طور حتم براي توليدكننده، عمده‌فروش‌، خرده‌فروش و از همه بيشتر براي مشتري نهايي مشكل‌ساز خواهد بود. هزينه‌ها بيش از پيش اهميت يافته‌اند و حرفه‌ي ما امروزه با مشكلات مالي روبه‌روست. 

    به لحاظ جغرافيايي كداميك از مناطق قوي‌ترين بازار شما محسوب مي‌شوند؟پيش‌بيني مي‌كنيد در آينده در كدام مناطق بيشترين رشد را داشته باشيد؟
    روبرتو كوين:سرمايه‌گذاري بر روي بازارهايي كه از گذشته‌ها با محصولات ما آشنايي داشته‌اند بسيار حائز اهميت است زيرا در اين شرايط فرصت‌هاي جديد، كمتر فراهم مي‌شوند. هم‌اكنون روسيه منطقه‌اي مناسب است و ورود به بازار چين همچنان دشوار مي‌باشد. سال‌ها وقت لازم است تا بتوان صادرات به چين را آسان‌تر انجام داد. به نظر من "بازار جديد" همان راضي نگه‌داشتن مشتريان دائمي است. 


    لطفاً توضيحي مختصر از فعاليت‌هاي روزانه‌ي خود به منظور آشنايي خوانندگان با زندگي طراح جواهر بين‌المللي ارائه دهيد. آيا شما هم از كارهاي تكراري مي‌پرهيزيد؟
    روبرتو كوين:در زندگي من هيچ كار تكراري وجود ندارد زيرا خودم را درگير مسائل متفاوتي مي‌كنم به همين دليل زندگي روزمره‌ي من به اين ترتيب است:
    اولين كارها از صبح و از باغچه‌ي منزلم، صرف صبحانه، صبح زود در محل كار حاضر شدن، پاسخ به تمامي مشتريان بين‌المللي‌ام با ارائه‌ي ايده‌هاي جديد، مفاهيم بديع، روش‌هاي جديد بازاريابي و به طور كلي به روز نگه‌داشتن آن‌ها آغاز مي‌شوند. 
    پس از آن تمامي كارهايم: انجام هر كاري كه ضرورت دارد، كسب اطلاعات بيشتر در زمينه‌ي بانكداري، طراحي و به طور احتمالي تماس با شركت‌هاي مربوطه به منظور آگاهي از ايده‌هاي جديد آن‌ها در مورد طراحي داخلي. 
    سپس برقراري تماس با تمامي شركت‌هاي تابعه‌ي روبرتوكوين در سراسر دنيا، صرف ناهار يا شام با خانواده و برخي اوقات دوستان و بعضي مواقع پختن غذا. در آخر هم پرداختن به امور منزل به طور مثال صحبت كردن با كوچك‌ترين پسرم، پياده‌روي يا تماشاي فيلم اما در صورت احساس خستگي يك راست به سوي تخت خواب مي‌روم. به هر حال من براي علاقه وافرم به زندگي معروف هستم.  


  • رولکس، سمبل پرستیژ و تمام
    نام رولکس در 15 نوامبر سال 1915 برای شرکتی به ثبت رسید که بعدها جهان را به احترام فراوان واداشت ویلسدورف خود این نام را ابداع کرده و گفته بود می‌خواهد در هر زبانی به راحتی قابل ‌تلفظ باشد.

    هانس برای شرکت ساعت‌سازی سوئیس «لا شو دو فوند» کار می‌کرد. او در سال 1905 به لندن نقل مکان کرد تا کسب‌وکار خود را با ارائه قطعات ساعت با کیفیت، اما با قیمت معقول راه‌اندازی کند. در همان سال او به همراه برادر زن خود آلفرد دیویس شرکت «ویلسدورف و دیویس» را در لندن تاسیس کرد. ویلسدورف سپس با یک تولید‌کننده ساعت در بیین (در نزدیکی برن در سوئیس) به نام هرمان آئگلر برای واردات ساعت مچی شریک شد.

    کار اصلی آنها در آن زمان واردات قطعات درونی ساعت‌های هرمان آئگلر سوئیسی به انگلستان و قرار دادن آنها در قاب‌های ساعت با کیفیت ساخته شده توسط شرکت دنیسون و شرکت‌های دیگر بود. ساعت‌های مچی اولیه به جواهرفروشی‌ها که در آن زمان نام خود را روی ساعت می‌نوشتند فروخته شد. در آن زمان در بخش درونی قاب‌های ساعت‌های اولیه‌ای که توسط شرکت ویلسدورف و دیویس ساخته می‌شد آرم W&D (اختصار نام شرکت) حک می‌شد.

    ویلسدورف در سال 1908 برند رولکس را خلق کرد تا تحت آن نام، ساعت‌های شرکت را بفروشد. در زمان جنگ جهانی اول، چون مالیات بر واردات کالاهای لوکس افزایش یافته بود، ویلسدورف لندن را ترک کرد و به سوئیس رفت و در لا شو دو فوند دفتری برای شرکت باز کرد.

    نام رولکس در 15 نوامبر سال 1915 برای شرکت به ثبت رسید. او همچنین بر این باور بود که از لحاظ صوتی نام رولکس مانند صدای کوک کردن ساعت است و به علاوه به اندازه کافی کوتاه است که روی صفحه ساعت جا شود.

    ویلسدورف در سال 1919 شرکت خود را به شهر ژنو سوئیس منتقل کرد و در آنجا شرکت را با نام شرکت ساعت رولکس ثبت کرد که بعدا به مونتر رولکس تغییر کرد اما نام شرکت نهایتا به Rolex SA تغییر پیدا کرد.

    ویلسدورف به این دلیل شرکت را به سوئیس منتقل کرد که مالیات و عوارض گمرکی نقره و طلای استفاده شده در بدنه ساعت، هزینه‌های تولید را به میزان زیادی بالا برده بود.

    هانس ویلسدورف پس از مرگ همسرش در سال 1944 بنیاد هانس ویلسدورف را تاسیس کرد و تمام سهام خود از رولکس را به آن اختصاص داد تا صرف بخشی از درآمد شرکت را برای امور خیریه تضمین کند. این بنیاد تا به امروز پا برجا مانده است.

    ویلسدورف در سال 1946 یک برند ساعت با کیفیت و ارزان‌قیمت به نام "تودر"  (Tudor) را نیز به عنوان یکی از شرکت‌های زیرمجموعه رولکس تاسیس کرد. هانس ویلسدورف در 6 جولای سال 1960 در شهر ژنو از دنیا رفت.
    رولکس که در حال حاضر نامی پیشتاز در بازار ساعت‌های مچی لوکس است، برای بیش از یک قرن است سمبل کارکرد و پرستیژ به حساب می‌آید. ساعت‌های رولکس از اعتبار و شهرت زیادی نزد مردم جهان برخوردارند. شرکت رولکس که دفتر مرکزی آن در ژنو در سوئیس واقع شده با بیش از 28 شریک در سرتاسر دنیا و با اتکا بر 4000 تولید‌کننده ساعت رولكس در بیش از 100 کشور دنیا همچنان به گسترش خود بر پایه نوآوری و دستاوردهای خود ادامه می‌دهد. در حال حاضر، برونو میر، مدیر عامل و میشائیل المز، مدیر مالی شرکت رولکس هستند. درآمد این شرکت در سال 2005 با بیش از 5800 کارمند در حدود 7/2 میلیارد دلار بوده است.

    رولکس با فاصله‌ای زیاد نسبت به دیگر شرکت‌ها، بزرگ‌ترین برند ساعت‌های تک لوکس به‌شمار می‌رود.

    میزان تولید این شرکت در حدود ۲۰۰۰ ساعت در روز می‌باشد. رولکس نوآوری‌های زیادی انجام داده است که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد تولید اولین ساعت مچی با تغییر تاریخ اتوماتیک روی صفحه، اولین ساعت مچی با تغییر تاریخ و روز اتوماتیک روی صفحه، اولین ساعت مچی ضد آب تا عمق 100 متری،‌ اولین ساعت مچی که زمان دو منطقه را همزمان نشان می‌دهد. به علاوه رولکس اولین تولید‌کننده ساعتی بود که مجوز نصب کرنومتر برای ساعت‌های مچی را دریافت کرد.


  • زاواروفسکی، برترین برند تولید کریستال و تراش جواهرات
    كمپاني زاواروفسكي (Swarovski) يك شركت توليد جواهرات برش خورده خاص و لنزهاي قوي و يكي از بزرگ‌ترين و بهترين شركت‌هاي توليدات صنايع اپتيك در جهان است كه بيش از يك قرن سابقه‌اي درخشان در توليدات اپتيكي، جواهرات و كريستال دارد. به جرات مي‌توان گفت كه هيچ دوستدار جواهراتي وجود ندارد كه نام زاواروفسكي را نشنيده باشد و حتي مي‌توان به جواهرسازاني اشاره كرد كه به دنبال تراش‌هاي خاص و منحصر به فرد براي جواهرات گران قيمت خود هستند.

    «دانيل زاواروفسكي» در ۲۴ اكتبر سال ۱۸۶۲ در جمهوري چك به دنيا آمد و در ابتداي كار در كارگاه برش شيشه و كريستال در حكومت سلطنتي اتريش كار مي‌كرد. كريستال‌هاي زاواروفسكي با افزايش شكست نور در ساخت جواهرات، مجسمه، طراحي لباس و نورپردازي خانه‌ها و چراغ‌ها استفاده مي‌شدند كه تمام مجسمه‌هاي توليدي با آرم يك گل توليد مي‌شدند. البته در سال ۱۹۸۸ اين گل تبديل به يك قو شده و نشان آن تغيير كرد.

    او در سال ۱۸۹۲ با بهره‌گيري از دستگاه‌هاي برش الكتريكي به توليد جواهرات خاص پرداخت. او در زمان خود براي توليد برق كارخانه خود از برق آبي بهره گرفت كه اين نيز از ابتكارات و اختراعات خودش بود. سرانجام در سال ۱۸۹۵ با سرمايه‌گذاري «آرماند كاسمن» و «فرانس وايز» شركت زاواروفسكي گسترش پيدا كرد و اين كارخانه در تيرول اتريش بنا شد. دانيل در ابتدا اسم كمپاني خود را «كمپاني كاسمن زاواروفسكي» گذاشت و پس از مدتي اسم آن را كوتاه‌تر كرده و به K.S Company تبديل نمود.

    كريستال‌هاي توليدي زاواروفسكي اين قابليت را داشتند كه با شكست نور، رنگين كمان زيبايي را درست كنند. شركت از اين كريستال‌ها در توليد كت كه با نوع خاصي از فلز تلفيق شده بود، استفاده كرده و كت‌هاي زيبايي توليد كرد. يكي از پارچه‌هاي پالتويي اين كمپاني كه در آن از كريستال و نوعي روغن استفاده مي‌شد، لباس‌ها را مانند يك رنگين كمان زيبا مي‌نمود. انسان‌ها از همان ابتدا سعي داشتند تا آن سوي حد ديد چشم خود را نيز بتوانند به آشكارا ببينند و اين جذابيت بيشتر براي ستاره شناسان و رياضيدانان وجود داشت تا با اين روش به گسترش علم بپردازند. اصول اوليه به كار بردن لنز از همان ابتدا در تلسكوپ‌ها بود كه اولين لنز ساده را «گاليله» ستاره‌شناس ايتاليايي اختراع كرد.

    دانيل زاواروفسكي نيز كه در سال ۱۸۹۵ با استفاده از برش الكتريكي دست به توليد جواهرات زده بود و با خانواده‌اش كمپاني خود را اداره مي‌كرد، دست به گسترش كمپاني خود زده و خطوط توليد جديدي تاسيس كرد كه شامل توليدات اپتيكي بود. او در سال ۱۹۳۵ با كمك پسرش «ويلهلم» كه در آن زمان ۱۷ سال سن داشته و از زمان كودكي علاقه زيادي به ستاره‌شناسي و نجوم داشت، دست به توليدات اپتيكي زدند.

    به گفته دانيل «اين جاه طلبي باعث پيشرفت كارخانه شد». ويلهلم در ابتدا ساخت دوربين دوچشمي‌را شروع كرد. اين لنز كه منشور آن در كارخانه جواهرسازي پدرش توليد شده بود، در اولين دوربين دو چشمي ‌او كه توسط خودش ساخته شده بود، مورد استفاده قرار گرفت.

    ويلهلم زاواروفسكي پايه‌گذار تجهيزات اپتيكي شركت پدرش بود و در سال ۱۹۴۹ دپارتمان نورشناسي و صنايع اپتيك ورزشي را در اين كمپاني تاسيس كرد كه اين كار او با شهرتي عمومي‌روبه‌رو شد. اين بخش از كمپاني، اولين محصول خود كه يك دوربين دو چشمي‌سري Habicht بود را ساخت. اين دوربين پايه و اساس يك استاندارد براي دوربين‌هاي شكاري شد كه هنوز هم از اين استاندارد در صنعت اپتيكي استفاده مي‌شود. پس از آن، كمپاني زاواروفسكي اپتيك جزو بهترين‌هاي صنايع اپتيكي در جهان  گردید.

    زاواروفسكي اولين دوربين تفنگ را در سال ۱۹۵۹ و اولين تلسكوپ متغير خود را در سال ۱۹۶۷ توليد كرد. اين شركت در سال ۱۹۷۱ اولين دوربين دوچشمي‌با زره لاستيكي و در سال ۱۹۷۶ اولين دوربين تفنگ خود را كه داراي خاصيتي ضدشوك بود و از صدمه زدن به چشم تيرانداز جلوگيري مي‌كرد را توليد نمود. در سال ۱۹۹۴ نيز موفق شد اولين تلسكوپ معروف خود را توليد كرده و پنج سال بعد اولين دوربين دو چشمي‌مدل EL خود را توليد كرده و روانه بازار كرد. اين مدل دوربين در بين كليه نشريات تخصصي بالاترين امتياز را گرفته و بهترين دوربين دو چشمي‌در جهان گرديد. محصولات زاواروفسكي جوايز زيادي را در كشورهاي مختلف نصيب خود كرد كه نشان دهنده استقبال جهاني و محبوبيت زاواروفسكي در بين مشتريان بود.

    كمپاني زاواروفسكي با تبحر خاصي كه در توليد كريستال و تراش جواهرات پيدا كرده بود با ۳ شركت تيروليت، سيگنيتي و Swareflex در هم ادغام شده و به توليد تجهيزات اپتيكي پرداختند. تجربه‌اي كه كمپاني زاواروفسكي در تراش كريستال داشت باعث توليدات اپتيكي بسيار خوبي شد كه شهرت جهاني پيدا كرد. كمپاني زاواروفسكي در سال ۲۰۰۷ با شركت فيليپس قراردادي منعقد كرد كه براي اين شركت لوازم الكتريكي با تزئينات كريستال توليد كند كه از آن جمله مي‌توان به چندين مدل حافظه جانبي و هدفون اشاره كرد. در سال ۲۰۰۸ نيز به توليد بلوتوث بي‌سيم رسيد و كريستال‌هاي خود را در زيباسازي وسايل مختلف از جمله يك خودرو بنز به كار برد. اين شركت با داشتن بيش از 25 هزار كارمند، سفارشات بزرگي از هنرمندان براي برش الماس مي‌گيرد و سالانه درآمدي بالغ بر 2 ميليارد دلار دارد.


  • زاوروفسکی، یک کریستال ساز جاه طلب
     
    کمپانی زاوروفسکی (Swarovski) یک شرکت تولید جواهرات برش خورده خاص و لنزهای قوی و یکی از بزرگ ترین و بهترین شرکت های تولیدات صنایع اپتیک در جهان است که بیش از یک قرن سابقه ای درخشان در تولیدات اپتیکی، جواهرات و کریستال دارد.
    در 24 اکتبر سال 1862 در جمهوری چک به دنیا آمد و در ابتدای کار در کارگاه برش شیشه و کریستال در حکومت سلطنتی اتریش کار می کرد.

    کمپانی زاوروفسکی (Swarovski) یک شرکت تولید جواهرات برش خورده خاص و لنزهای قوی و یکی از بزرگ ترین و بهترین شرکت های تولیدات صنایع اپتیک در جهان است که بیش از یک قرن سابقه ای درخشان در تولیدات اپتیکی، جواهرات و کریستال دارد.




    به جرئت می توان گفت که هیچ دوستدار جواهراتی وجود ندارد که نام زاوروفسکی را نشنیده باشد و حتی می توان به جواهرسازانی اشاره کرد که به دنبال تراش های خاص و منحصر به فرد برای جواهرات گران قیمت خود هستند.

    به گزارش برترین ها دانیل زاوروفسکی، در 24 اکتبر سال 1862 در جمهوری چک به دنیا آمد و در ابتدای کار در کارگاه برش شیشه و کریستال در حکومت سلطنتی اتریش کار می کرد.

    کریستال های زاوروفسکی با افزایش شکست نور در ساخت جواهرات، مجسمه، طراحی لباس و نورپردازی خانه ها و چراغ ها استفاده می شدند که تمام مجسمه های تولیدی با آرم یک گل تولید می شدند. البته در سال 1988 این گل تبدیل به یک قو شده و نشان آن تغییر کرد.

    او در سال 1892 با بهره گیری از دستگاه های برش الکتریکی به تولید جواهرات خاص پرداخت. او در زمان خود برای تولید برق کارخانه خود از برق آبی بهره گرفت که این نیز از ابتکارات و اختراعات خودش بود. سرانجام در سال 1895 با سرمایه گذاری «آرماند کاسمن» و «فرانس وایز» شرکت زاوروفسکی گسترش پیدا کرد و این کارخانه در تیرول اتریش بنا شد.

    دانیل در ابتدا اسم کمپانی خود را «کمپانی کاسمن زاوروفسکی» گذاشت و پس از مدتی اسم آن را کوتاه تر کرده و به K.S Company تبدیل نمود. کریستال های تولیدی زاوروفسکی این قابلیت را داشتند که با شکست نور، رنگین کمان زیبایی را درست کنند. شرکت از این کریستال ها در تولید کت که با نوع خاصی از فلز تلفیق شده بود، استفاده کرد و کت های زیبایی تولید کرد.




    یکی از پارچه های پالتویی این کمپانی که در آن از کریستال و نوعی روغن استفاده می شد، لباس ها را مانند یک رنگین کمان زیبا می نمود.

    انسان ها از همان ابتدا سعی داشتند تا آن سوی حد دید چشم خود را نیز بتوانند آشکارا ببینند و این جذابیت بیشتر برای ستاره شناسان و ریاضیدانان وجود داشت تا با این روش به گسترش علم بپردازند.

    اصول اولیه به کار بردن لنز از همان ابتدا در تلسکوپ ها بود که اولین لنز ساده را «گالیله» ستاره شناس ایتالیایی اختراع کرد.




    دانیل زاوروفسکی نیز که در سال 1895 با استفاده از برش الکتریکی دست به تولید جواهرات زده بود و با خانواده اش کمپانی خود را اداره می کرد، دست به گسترش کمپانی خود زده و خطوط تولید جدیدی تاسیس کرد که شامل تولیدات اپتیکی بود.

    او در سال 1935 با کمک پسرش «ویلهلم» که در آن زمان 17 ساله بود و از زمان کودکی علاقه زیادی به ستاره شناسی و نجوم داشت، دست به تولیدات اپتیکی زدند.

    به گفته دانیل، «این جاه طلبی باعث پیشرفت کارخانه شد». ویلهلم در ابتدا ساخت دوربین دوچشمی را شروع کرد. این لنز که منشور آن در کارخانه جواهرسازی پدرش تولید شده بودف در اولین دوربین دو چشمی او که توسط خودش ساخته شده بود، مورد استفاده قرار گرفت.

    ویلهلم زاوروفسکی، پایه گذار تجهیزات اپتیکی شرکت پدرش بود و در سال 1949 دپارتمان نورشناسی و صنایع اپتیک ورزشی را در این کمپانی تاسیس کرد که این کار او با استقبال عمومی رو به رو شد.




    این بخش از کمپانی، اولین محصول خود را که یک دوربین دو چشمی سری Habicht بود ساخت. این دوربین پایه و اساس یک استاندارد برای دوربین های شکاری شد که هنوز هم از این استاندارد در صنعت اپتیکی استفاده می شود. پس از آن، کمپانی زاوروفسکی اپتیک جزو بهترین های صنایع اپتیکی در جهان گردید.

    زاوروفسکی اولین دوربین تفنگ را هم در سال 1959 و اولین تلسکوپ متغیر خود را در سال 1967 تولید کرد. این شرکت در سال 1971 اولین دوربین دوچشمی با زره لاستیکی و در سال 1976 اولین دوربین تفنگ خود را که دارای خاصیتی ضدشوک بود و از صدمه زدن به چشم تیرانداز جلوگیری می کرد تولید نمود.

    در سال 1994 نیز موفق شد اولین تلسکوپ معروف خود را تولید کند و پنج سال بعد اولین دوربین دوچشمی مدل EL خود را تولید کرده و روانه بازار کرد. این مدل دوربین در بین تمامی نشریات تخصصی بالاترین امتیاز را گرفته و بهترین دوربین دوچشمی در جهان گردید.

    محصولات زاوروفسکی جوایز زیادی را در کشورهای مختلف نصیب خود کرد که نشان دهنده استقبال جهانی و محبوبیت زاوروفسکی در بین مشتریان بود.




    کمپانی زاوروفسکی با تبحر خاصی که در تولید کریستال و تراش جواهرات پیدا کرده بود با 3 شرکت تیرولیت، سیگنینی و Swareflex در هم ادغام شده و به تولید تجهیزات اپتیکی پرداختند. تجربه ای که کمپانی زاوروفسکی در تراش کریستال داشت، باعث تولیدات اپتیکی بسیار خوبی شد که شهرت جهانی پیدا کرد. کمپانی زاوروفسکی در سال 2007 با شرکت فیلیپس قراردادی منعقد کرد که برای این شرکت لوازم الکتریکی با تزئینات کریستال تولید کند که از آن جمله می توان به چندین مدل حافظه جانبی و هدفون اشاره کرد. در سال 2008 نیز به تولید بلوتوث بی سیم رسید و کریستال های خود را در زیباسازی وسایل مختلف ازجمله یک خودرو بنز به کار برد.

    به گزارش برترین ها در حال حاضر، این شرکت با داشتن بیش از 25 هزار کارمند، سفارشات بزرگی از هنرمندان برای برش الماس می گیرد و سالانه درآمدی بالغ بر 2 میلیارد دلار دارد.

     


  • ساخت گران ترین عینک جهان توسط چوپارد
     
    گران ترین عینک جهان، اخیراً توسط برند معروف طلا و جواهر سازی، برند چوپارد، ساخته شده است.
    گران ترین عینک جهان، اخیراً توسط برند معروف طلا و جواهر سازی، برند چوپارد، ساخته شده است. این عینک گران قیمت در تاریخ 25 اردیبهشت در دبی به نمایش گذاشته می شود.
    این عینک، چیزی در حدود 400000 هزار دلار قیمت داشته و از 60 گرم طلای 24 عیار در ساخت آن استفاده شده است.
    بر روی این عینک گران بها، 51 عدد الماس کار شده که وزن کل این الماس ها، در حدود 4 قیراط می باشد.
     
  • سبک جدیدی از جواهرات
    جواهرات زیبای "چنل" واقع در خیابان "پلیس وندام place vendome" در قلب دنیای اقلام لوکس می‌درخشند، مکانی که در آن دستان ماهر و توانا ایده‌ها و طرح های مبتکر و خلاق را تحقق می‌بخشند. 

    خانم چنل با عرضه اولین کلکسیون خود به نام "بی جوکس دو دایموند Bijoux de Diamonds" در سال 1932 به عنوان طراح قدرتمند در عرصه صنعت جواهرات مطرح شد، هنرمندی که بر آثار فوق‌العاده و استثنایی‌اش جلوه‌ای لوکس و تجملی بخشیده و معتقد است باید در کالبد هنر فرانسه حیاتی نوین و تازه بدمد.
    او کلکسیون خود را در عصری ارائه داد که جامعه با بحران اقتصادی رو به رو شده بود. در چنین شرایطی با جسارت تمام اولین کلکسیون خود را که به طورکامل به الماس مزین شده بود ارائه کرد و به این ترتیب جواهراتی با زیبایی منحصر به فرد در قلمرو تولید، پیشتاز و پیشگام شدند. 
    امروزه چنل با حفظ روحیه ابتکاری‌اش، سعی دارد به بهترین وجه به تفسیر زیبایی‌ها و جلوه‌های گویای آن بپردازد و برای تحقق چنین خواسته‌ای از بهترین کارگاه‌های پاریس بهره می‌جوید. 

    مراکز عرضه جواهرات خیره کننده چنل همواره چشم به نوآوری و ابتکارات جدید داشته است و گرایش به تنوع در تمامی آثار گویای چنین حقیقتی است. خلق مجدد و هرچه با شکوه‌تر دنیای مرموزی که هویت و شخصیت واقعی خانم چنل را آشکار می‌کند. 

    چنل در کارگاه‌های تولیدی‌اش واقع در پاریس، سعی دارد در طرح های مختلفی همچون حلقه و یا گردن‌بندهایی ویژه شب به تعبیر هر آنچه نامحسوس و نامشهود است بپردازد و همواره خواهان به کارگیری مهارت و تخصص در عرضه طرح‌هایی دقیق و با کیفیتی مطلوب است. عرضه کلکسیون‌های جدید سبب استمرار جریان نوآوری می‌شوند و خلاقیت را با سمبل‌های برجسته و جاودان دنیای تجارت در هم می‌آمیزند.

    "کوکوچنل" آثاری را به نمایش می‌گذارد که در آن جواهرات واقعی با سنگ‌های شیشه‌ای، مرواریدهای بدل و سنگ‌های مصنوعی رنگی ترکیب می‌شوند. امروزه جواهرات چنل از طلا، پلاتینیوم، سنگ‌های قیمتی، مروارید و دیگر سنگ‌ها ساخته شده‌اند و ممکن است مواد دیگری نیز همچون فلزات و یا سنگ‌هایی مانند سرامیک در ساخت آن‌ها به کار گرفته شوند. 

    چنل به کیفیت مواد فوق اهمیت بسیاری می‌دهد. زیبا بودن و کمیابی آن‌ها از جمله مواردی است که بیش از هر چیز دیگر در مد نظر قرار دارد. به کارگیری سنگ‌های قیمتی و مرواریدهای بی عیب و نقص از منابع مختلف از جمله اهداف این شرکت است. 

    "الماس" سنگ محبوب خانم چنل جواهری جاودان و تغییر ناپذیر است. درخشش قیاس ناپذیر، کمیابی، جذابیت و زیبایی بی نظیر این سنگ بر جامعیت آثار او می‌افزود. 
    در نوامبر سال 1932 اولین کلکسیون جواهرات چنل مرکب از قطعات جواهر مزین به الماس به کار رفته در فلز پلاتینیوم عرضه شد.
    امروزه، طرح های چنل الهام گرفته و بازتاب سبک کلاسیک می‌باشند، اما نگرش معاصر و آینده نگری طراح به طرز شگفت انگیزی بر جذابیت و جلوه جواهرات افزوده است و آنان را به ترکیبی بی نظیر تبدیل کرده است.  

    استمرار ابتکارات و هنرمندی و مهارت سازندگان به جواهرات چنل شهرتی جهانی بخشیده است.

    نوآوری 

    خلاقیت سرچشمه تفاوت و تنوع آثار بی نظیر چنل است. در شرایطی که تولید مجدد طرح‌های گذشته و نوآوری مد نظر می‌باشد، موضوعاتی که سمبل هویت جواهرات تجاری می‌باشند، بیانگر روحیه مبتکر این گونه طرح‌هاست.

    خصوصیاتی همچون قابلیت انعطاف و تغییر پذیری که به کلکسیون 1932 چنل اصالت خاصی می‌بخشد، بازتاب آزادی فنی و هنری است که همواره در آثارش به چشم می‌خورد.



    کلکسیون‌ها 
    حلقه‌های کلکسیون "آلترا Ultra" مرکب از اجزایی همچون: الماس، طلای سفید 18 عیار، سرامیک سیاه یا سفید، طرح‌های ساده و تناقضات چشمگیری را در معرض دید قرار می‌دهد. 

    قطعات روح انگیز و درخشان ساخته شده از کریستال "راک Rock"، سفایر، پلاتینیوم، طلای سفید و مرواریدهای تاهیتی و ژاپن، کلکسیون "کامتیس cometes" را شکل می‌دهند. حلقه‌ها، انگشترها، گوشواره‌ها، گل سینه با گردن‌بند و آویزها در مجموع طرح‌های زیبایی هستند که کاربرد الماس در آن‌ها برجستگی و جلوه ظاهریشان را چشمگیرتر می‌کند.

    کلکسیونی مرکب از حلقه، گوشواره و آویزهای مختلف با خطوط مورب جذابشان جواهرات "ماتیلسی چنل Matilesse chanel" را از دیگر نمونه‌ها متمایز می‌سازند. الماس‌های آویخته و برجستگی‌های الماس گونه‌ای از طلای سفید، آویزها و گوشواره‌ها را شکل می‌دهند.
    حلقه‌ها بیانگر طرح خطوط مورب مزین به الماس هستند که در درون طلای سفید و زرد تعبیه شده‌اند. 

    این کلکسیون الهام گرفته از عشق "کوکوچنل" به اشکال کروی مانند، گل "کاملیا" و تکامل منحصر به فرد آن است. علاوه بر آن حلقه‌ها، آویز، گوشواره‌هایی زیبا از طلا وجود دارد که مجموعه آثار چنل را تکمیل می‌کنند و به طور معمول مزین به الماس، آکوامارین، سفایر، تورمالین و الماس‌های شکلاتی هستند. این کلکسیون نیز مشابه کلکسیون‌های دیگر چنل ترکیبی زنانه از سنگ‌های رنگی، سفایرهای متنوع، مرواریدهای "فرش واتر" و طلای سفید، زرد، صورتی را به نمایش می‌گذارد. وجود دست‌بند، گردن‌بند، آویز و گوشواره و حلقه‌های محسور کننده، این کلکسیون را کامل‌تر می‌کنند.

    کلکسیون "المنت دی چنل Element de chanel" حاوی قطعات فوق العاده چشمگیری است. از جمله گردن‌بندی از طلای سفید در کنار آبشاری از آویزهای ثابت الماس که از الماسی واقعی در قسمت مرکزی آویزان شده‌اند و حلقه‌های با شکوه از مرواریدهای ساوت سی که در میان الماس‌ها و طلای سفید احاطه شده است.
    رنگ و طرح در کلکسیون "کوکوچنل " در بهترین شرایط خود به نمایش گذاشته شده‌اند. سنگ‌های تعبیه شده در درون قالب‌های ویژه و گل‌های مختلف بیانگر یکی از دیگر خصوصیات این کلکسیون است. 

    آکوامارین، پریدوت، سیترین، آماتیست، سفایرهای رنگی، تورمالین، "ایولیتز iolites" و مرواریدهای کرم رنگ فرش واتر با الماس‌ها و طلا به ایفای نقش پرداخته و جاذبه زنانه و فرح بخشی را به جواهرات می‌بخشند.

    جواهرات "وین تیج چنل Vintage chanel" الهام گرفته از جواهرات "بیزانس" و "باروک" هستند. سیمایی برجسته و چشمگیر توأم با جذابیتی زنانه، سال‌ها است که نظرها را به این نوع سبک ساخت معطوف داشته است. کاربرد این جواهرات علیرغم آن که متداول و معمول شده است، برای خریدار پر هزینه محسوب می‌شود زیرا علاوه بر نوآوری از ظرافت‌های خاصی در طرح نیز بهره‌مند است. 

    هر یک از کلکسیون‌های مزبور از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردارند و به راستی اثری هنری به شمار می‌آیند. چنل در آثار افسانه‌ای و شیک خود به تصویر زمان تا دوران مرگش می‌پردازد. امروزه ساخته‌های چنل بیانگر زیبایی‌های جاودان و جاذبه‌هایی شگفت انگیزی است که او در تمامی مدت عمرش شیفته‌شان بوده است.


  • سواچ، ساعتی برای زندگی
    سواچ که از لغات سوئیس و watch  به معنای ساعت ساخته شده است نام برندی از ساعت‌های مچی است که توسط گروه سواچ به مدیریت نیکلاس ج.هایاک تولید می‌شود.

    سواچ در سال 1984 به وجود آمد و در سال 1985 در سوئیس به بازار معرفی شد، البته این فکر در اوایل دهه 1980، تحت مدیریت ارنست تومکه، مدیر عامل ETA SA و نظارت تیمی از مهندسان ساعت علاقه‌مند به رهبری «المر ماک» و «جیکوز میلر» به وجود آمد.  از آنجا که این ساعت اولین وسیله پلاستیکی بود که زمان را اندازه می‌گرفت «فرانز اسپرچر» به عنوان مشاور بازاریابی انتخاب شد و این پروژه به سرعت از اینکه تنها یک ساعت جدید و قابل تقلید برای رقبا باشد به برندی برای سرگرمی با رویکرد بازاریابی تبدیل شد.

    سواچ بر این هدف بود که بازاری را که ساعت‌سازان سوئیسی به برندهای ژاپنی مانند سیکو و سیتی زن باخته بودند دوباره از آن خود نماید و محبوبیت ساعت آنالوگ را درمقابل ساعت دیجیتال دوباره زنده نماید. این ترکیب بازاریابی و تولید، سوئیس را دوباره به عنوان یکی از اعضای کلیدی در دنیای ساخت ساعت مطرح نمود. قطعات ترکیبی، عملیات تولید با سرعت زیاد و تکنولوژی مونتاژ کردن برای ساخت ساعت‌ها استفاده می‌شد.

    اولین معنای سواچ، ساعت دوم second watch بود زیرا این ساعت جدید با رویکردی جدید (سرگرمی و تزئینی) نسبت به سایر ساعت‌ها ساخته شد و بعدها توسط فرانز اسپرچر به عنوان ترکیبی از اسم سوئیس و watch در تمامی جهان شناخته شد.

    اولین کلکسیون سواچ که شامل 12 مدل بود در اول مارس سال 1983 در زوریخ با قیمتی مابین 9/49-9/39 فرانک سوئیس عرضه شد. در همان سال قیمت 50 فرانک به صورت استاندارد برای ساعت‌ها اعلام گردید. هدف دپارتمان فروش برای یک میلیون در سال 1983 و دو و نیم میلیون در سال بعد طراحی شده بود. با بازاریابی خوب و تعداد قطعات مناسب یک ساعت ساخت سوئیس، این ساعت به سرعت در میان مردم محبوبیت پیدا کرد زیرا از ساعت‌های معمول آن زمان 80 درصد ارزان تر بود و تعداد قطعات آن از 91 واحد به 51 واحد کاهش یافته بود.

    سواچ در اواسط دهه 1980 از محبوبیت بالای خود نهایت استفاده را کرد. علاقه‌مندان به مد، از سواچ به عنوان کش برای بستن موهای خود استفاده می‌کردند یا دو عدد ساعت را به دستان خود می‌بستند. در این مدت سواچ این ایده را مطرح کرد که با هنرمندان معروف همکاری نماید.

    سواچ ارائه محصولات خود را به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر می‌داد و در این زمان شرکت بیش از دوجین انواع مختلف ساعت را شامل ساعت‌های بدنه فلزی (سری Irony)، ساعت‌های ضد آب (سریScuba) ساعت‌هایی با بدنه باریک و تخت (Skin family) و ساعت‌هایی با قابلیت اتصال به اینترنت را که می‌توانستند قیمت سهام و سایر داده‌ها را دانلود نمایند (سری Paparazzi) به فروش می‌رساند.

    در سال 2003، سواچ قراردادی را با فدراسیون جهانی والیبال در سوئیس به امضا رساند که بر طبق آن این شرکت اسپانسر تمامی بازی‌های والیبال ساحلی می‌شد. سواچ که در زمینه نوآوری بسیار مطرح بود فدراسیون والیبال را از نظر مالی و از نظر وسائل مورد نیاز (تابلوی امتیاز، زمان سنج و وسیله‌ای که سرعت سرویس زدن بازیکنان را اندازه می‌گرفت) تحت پوشش قرارداد. سواچ در آغاز این همکاری، رشد علاقه مندی به بازی والیبال ساحلی را تضمین کرد و می‌دانست که این بازی به سرعت به یکی از پرطرفدارترین بازی‌های تابستانی تبدیل می‌شود. از اواسط دهه 1980 ورزشکاران موفق به صورت اعضای افتخاری و سفرای سواچ در فعالیت‌های آن شرکت می‌نمایند. اکنون سواچ به حمایت از مسابقات اسنوبرد، اسکی و والیبال ساحلی نیز می‌پردازد.

    امروز گروه سواچ به سرمایه گذاری‌های خود در تحقیق و توسعه ادامه می دهد و به توسعه مداوم خود مشغول می‌باشد و جایگاه رهبری خود را در تکنولوژی و عملیات ساخت و ابزارآلات حفظ کرده است. همین‌طور گروه سواچ به فعالیت در زمینه‌های مایکروالکترونیک و مایکرومکانیک و در بخش اتومبیل و خدمات وارد شده است. زمان بندی مسابقات به خصوص مسابقات المپیک و تکنولوژی‌های اندازه‌گیری که البته مزیت رقابتی برای شرکت نیستند، باعث شده است تا نام شرکت بیشتر در اذهان بماند.

    در سال‌های آینده این شرکت قصد دارد به فعالیت‌های نوآورانه خود در زمینه تولید ساعت‌های مختلف ادامه دهد. البته معرفی محصولات جواهرنشان این شرکت هم می‌تواند به نوع خود سودآوری زیادی برای شرکت داشته باشد. درسال 2009 این شرکت دارای 5.142 میلیاردفرانک سوئیس گردش مالی، 903 میلیون فرانک درآمد عملیاتی و 763 میلیون فرانک سود بوده است.


  • ماسریرا و شاهکار مدرنیسم
    بارسلونا Barcelona، روز سنت مارتین St. Marthineis Day، ۲۱دسامبر ۱۹۰۱.


    تنها چند روز پیش از کریسمسchristmac شاهد ازدحام بانوان و آقایان در پیاده‌روهای اطراف د کارر د فران The Carrer de Feranهستیم.

     در طرفین این پیاده‌روها مشعل‌های بر‌افروخته شده دیده می‌شود، در حالی که انبوه در‌شکه‌های در حال رفت‌وآمد، موجب راه‌بندان خیابان‌ها شده‌اند و همه چیز نشانی از انبوه مردمی دارد که مشتاقانه در حال انجام خرید‌های خود هستند تا اینکه به انبوه جمعیتی بر می‌خوریم که در مقابل پنجره ویترین درخشانجواهر‌ساز معروف، ماسریرا هرمانوس Masrira Hermanos ازدحام کرده‌اند: جواهرات آرت‌ نوآ Art Nouveoau jewely روح و سمبل مدرنیسم Modernicme در برابر دیدگان حیرت زده جمعیت می‌درخشید. پس از یکهفته خالی بودن ویترین فروشگاه، هم‌اکنون نام، &#۳۹;سریرا&#۳۹; با خود جلوه و سبکی جدید از هنر اروپا را به ارمغان آورده است.

    سوئیس ماسریرا Sieuis Macrira سومین نسل از جواهر سازان ماسریرا با کسب موفقیت‌های ناگهانی خود در ۱۹۰۱ بارسلونا را در بهت و حیرت فرو برد. وی در خانواده‌ای فرهنگی متولد شد که در آن &#۳۹;هنر و جامعه&#۳۹; ارتباط فشرده و تنگاتنگی با یکدیگر داشتند.

     پدر او جواهر‌ساز و عموها‌یش همگی نقاش، مجسمه‌ساز، موسیقیدان و مفسران ادبی بودند. سوئیس از همان دوران کودکی به طور ذهنی و حرفه‌ای در حال آموزش هنر بود. وی بعدها ناشر ژورنال‌های هنری شد و در زمینه نویسندگی، و نقاشی و طراحی دکوراسیون داخلی فروشگاه و فضای داخلی غرفه‌های نمایشگاه‌ها فعال شد و بالاخره خود را به امکانات و تجهیزات جواهرسازی مکانیزه کرد. داستان وی داستان خانواده و سلسله خاصی از جواهرسازان است که شیفته تاریخچه شهری زیبا بودند.

    تاثیر سنت. مقارن با ۱۸۳۹ و پس از تکمیل دوره کار آموزی معمول ۶ ساله و گذراندن امتحان استادی، پاسانتیا the pacantia بود که جوزوف ماسریرا فروشگاه عمده فروشی جواهرات در آن دوره، جز امتیازات ویژه خانواده‌های متمدن، اشراف و طبقه‌ خاصی از بازرگان بشمار میرفت که ارائه و ساخت محصولات جدید در انقلاب صنعتی بورژواری Bergeoing Industrial Revolution را می‌طلبید.

     ثمره ازدواج جوزفJosep , و فرانسیس و فردریک از ۱۳ سالگی وارد حرفه پدرشان شدند و به حرفه خانوادگی روی آوردند. این کودکان از آن و خارج از حوزه خاص جواهرسازی نقره‌سازی استعدادهای خاص و استثنایی از خود بروز داده بودند. جوزف و فرانسیس نقاشانی مجرب و فردریک به سوی مجسمه‌سازی سوق داده شد در ۱۸۶۰ شرکت جوزف ماسریرا در نمایشگاهی ملی شرکت جست و موفق به اخذ جوایز برجسته‌ای برای کارهای جواهر، طلا و نقره خود شد. جوزف ماسریرا در شرکتی دیگر در نمایشگاهی دیگر نیز شریک بود که آن شرکت به مدیریت روز وای ماسریرا Roses y Masrera . پوتز و ناخن فلزی تولید مینمود.

     این ترکیب عجیب بیانگر نبوغ ذاتی ماسریرا بود که بعدها از آن با عنوان نقطه اوج هنر و مهارت‌های فنی وی یاد شد. جوزف و فرانسیس در بارسلونا به آموزش و یاد‌گیری هنرهای زیبا مشغول شدند و در دهه ۱۸۶۰ به تشویق پدر، از نمایشگاه‌های بین‌المللی برگزار شده در لندن Lndan و پاریسPares دیدن نمودند.

    آنها سراسر اروپا را گشتند و در ۱۸۶۷ به منظور یاد‌گیری حاکی روی سنگهای قیمتی برای مدتی در پاریس اقامت گزیدند. در۱۸۶۸، ۱۸۷۱ مجددا شرکت در نمایشگاه‌های برگزار شده در اسپانیا Spain شرکت نموده و موفق به اخذ جوایزی برای کارهای جواهر خود شد و این در حالی بود که فرانسیس و جوزف نیز برای نقاشی‌های خود، مدال برنز دریافت نمودند.

     در ۱۸۷۰ فرانسیس و یکی از کارمندان آتلیه ماسریرا به ژنو Geneva اعزام شدند تا یکی از روشهای معروف سوئیسی Swissپیرامون نقاشی مینا Enemel را فرا بگیرند. در ۱۸۷۲ به یک محل ویژه یعنی شماره ۳۵ کارر د فران Krre de feran ، در میان پیشروان جواهرسازی بارسلونا نقل و مکان نمود. سبک جواهرسازی در آن دوره، گلچین از منابع مختلف تاریخی بود.

    طرح‌های بدست آمده از آرشیو ماسریرا نشاندهنده سنجاق سینه‌هایی به شکل پرندگان مختلف، گل‌ها و دیوهای نمادین و افسانه‌ای (اشکال پر طرفدار در سراسر اروپا از نیمه تا اواخر دهه ۱۸۰۰ ) و از جنس الماس و رنگهای نیمه قیمتی بود.

    پس از فوت جوزف ماسریرا در ۱۸۷۵ موفقیت‌های شرکت چند برابر شد گسترش بسزایی یافت. و دفتر حسابها و ثبت کارهای سفارشی کارهای جواهر، طلا، و نقره از سراسر اسپانیا Spain و آمریکایAmrica South به سوی آنان سرازیر شده بود. ماسریرا بویژه در زمینه ارائه کارهای سفارشی، کارهای نقره، تو خالی و کارهای دست ساز پر زرق و برق سفارشی هنری مذهبی به سفارش کلیساها یا اشخاص زبانزد خاص و عام بود. ضمنا جوزف و فردریک عضو آکادمی‌های هنری و علمی و هنرهای زیبا بودند.

     ویژگی عضویت در چنین سازمان‌هایی، شناسایی پیشروان این مقاطع بود و این آکادمی‌ها به نوعی ابزاری برای سنجش و ردیابی هر نوع کار هنری خاص محسوب می شدند. اعضا این آکادمی‌ها هر نوع ذوق و گرایش هنری و رشد و توسعه علمی برتر را گزارش می‌دادند. در سال را گزارش می‌دادند.

    در سال ۱۸۸۴ بود. معبدی هنری را افتتاح نمودند که ساختمانی عظیم با نمای معبد شکل یونانی بود و از این مکان بعنوان استودیو و ملجایی مملو از برگزیده آثار هنری برای الهام گرفتن در زمینه طراحی و نقاشی بهره می‌جستند.

     اما یکسال بعد. فردریک گرایش کاری خود را از جواهرات به تجارت کارهای ریخته‌گری تغییر داد و بعدها بعنوان تولید کننده مجسمه‌های برنز و یادبود مشهور شد. در ۱۸۸۶ شرکت به مدیریت دو برادر دیگر جوزف و فرانسیس ماسریرا به نام ماسریرا هرمانوس برادران ماسریرا Macrira Brader معروف شد.

     ظهور هنر جدید / پیدایش هنر نوین

    در ۱۸۸۸، بارسلون Bartclon میزبان نمایشگاهی بین المللی بود و در همان زمان بود که هنر مدرنیزم Modernisme شکوفا شد. در آن نمایشگاه، ماسریرا هرمانوس موفق به اخذ مدال طلا برای کارهای جواهر و نقره خود شد و علاوه بر آن یک جایزه و دیپلم افتخار به منظور قدردانی از زیبایی خود نمایشگاه نیز به آنان اعطا شد.

     در ۱۸۸۹ در نمایشگاه اکسپوزیون یونیور‌سال Exposihion Universall در پاریس نیز مدال افتخار به آنان داده شد. جوزف ماسریرا ای مانو‌ینز Gosep Macrirai Manovenez دارای ۴ پسر بود که دو تن از آنان به تجارت فامیلی خاندان خود اشتغال داشتند. نسل سوم، جوزف و لوئیس ماسریراGozp & Liuis Macrira در سنین ۱۹ و ۱۷ سالگی در نمایشگاه‌های ۱۸۸۹ برگزار شده در پاریس شرکت نمودند و به مانند پدر خود برای گذراندن دوره‌های آموزشی به مسافرت فرستاده شدند.

     سوئیس ماسریرا در سن ۱۵ سالگی و در حالی که در کلاسهای مدرسه هنرهای زیبا School of Fine Arts شرکت می نمود، در آتلیه فامیلی نیز مشغول به کار شد. اولین کار ساخته شده از طرح وی، تاجی برای عروس یک مارکیز Marquis بود. لوئیسLiuis در ۱۸۸۹ به ژنو فرستاده شد تا زیر نظر مستقیم هنرمند معروف ادوار لوسیر Frank-Edousrd Hossier به آموزش سنتی مینا‌ کاری Enomeling بپردازند. لوئیس به مطالعه نقاشی برنزه و برجسته‌کاری مینا پرداخت.

    مینا کاری نوعی مهارت خاص به شمار می‌رفت بدین معنا که جواهر سازان می‌بایست پلیت‌های Platet مربوطه را تهیهمی‌نمودند و سپس آنان را برای تکمیل به کار گاههای میناکاری ارسال می‌کردند. به ندرت یافت می‌شود که جواهرسازی این دو عملیات مجزا را همزمان و در یک محل انجام دهد.

    موفقیت ناگهانی. یکی از لحظات تاریخی و نقاط عطف زندگی لوئیس بازدیدی از نمایشگاه بین‌المللی ۱۹۰۰ پاریس ، مکان اوج و استیلای سبک آرت نوآ Art nouveou بود. در همین نمایشگاه بود که جواهرات رنه لالیک Rene lalique با استقبال و تحسین بی‌سابقه همگان مواجه شد.

    کارهای منحصر بفرد مینای لاکیک و اوج تبحر در فن‌آوری و طرح‌های جواهرات وی موجبات تحول و جرقه عظیم هنری در لوئیس شد. طبق روایات نقل شده، لوئیس به محض بازگشت از پاریس، فروشگاه را تعلیل نموده و انبار جواهرات را به قصد ابداع و خلق کارهای جدید، ذوب نمود. البته هیچ سند کتبی دال بر تایید این اعمال موجود نیست معهذا سرمایه‌گذاری و صرف وقت و مواد اولیه و انرژی برای ابداع و خلق این کارهای جدید، حقیقتا قابل ملاحظه بوده است.

     اگر چه که لوئیس بسیار جدال بود و در اواخر سالهای بیست زندگی خود به سر می‌برد، تعدادی بسیار بزرگ برداشتند و نحوه عملکرد شرکت را کلا متحول نمود. شیفتگی و علاقه آشکار وی به مینا Enamal و مهارت وی به عنوان نقاشی زبر دست کاملا در جواهرات وی نمودار است،

    بخش عظیمی از این کارها شامل میناهای پلیک آجدر Pligue a Jour یا باسه تایله Basse-Taille نوعی مینای شفاف یا نیمه شفاف است که در ظرفی نه چندان گود، حرارت داده می‌شود و به منظور برجسته کاری و کنده کاری مورد استفاده قرار می‌گیرد. د تور دی فورس The Tour de Force مهارت یک انا‌مالیست Enamalist ، پلیک آ جور Jour A Plique است. به مانند یک پنجره شیشه‌ای رنگی، پلیک آجور Plique A Jour واژگونه شده به سوی نور قرار می‌گیرد. و مینا در میان درزهای آن قرار داده می‌شود.

    روش‌های اوپن بلکه انامل Open-Bacred Enamel در ساخت اشیاء عتیقه استفاده می‌شود و در اواخر قرون ۱۹ هجری به موازات تمایل در به کارگیری نورهای طبیعی در نقاشی‌ رشد یافت. مانند حرکات نامنظم و تند قلم مورد سبک نقاشی‌های امپرسیونیستی Impressionist سایه روشن‌ها و اشکال متنوع به کار رفته در کارهای میناکاری، روح و حسی تازه را به آدمی القا می‌نمود.

     سبک پلیک آجور Plique a Jour با توسل به روشهای متعددی انجام می‌شد، روش ماسریرا متد پیشرفته تری از روش صنعتگر معروف پرافتیا Narcis Perafita محسوب می‌شد. شرکت ماسریرا در طی سالهای پر بار کاری خود به همکاری با گروه بی‌شماری از مجسمه‌‌سازان، طراحان و هنرمندان با استعداد و نابغه پرداخت. جواهرات لوئیس ماسریرا هرگز اغراق‌آمیز و خوفناک نبودند.

     به زبان کاتالانیایی Catalan آن با لغت سنی Seny یاد می‌شود که ترجمه دقیق آن نوعی حس تناسب و تعقل است. هماهنگی که اشکال جسمانی و رنگهای بدیع از جمله ویژگی‌های حائز اهمیت در جواهرات وی به شمار می‌روند. آلبوم طرح‌های لوئیس عمدا دارای موضوعات آرت‌نور است که پیرامون زن و طبیعت چرخ می‌زنند.

     فرم‌های مونث کمتر به طور کامل تشریح شده که نمونه اعجاب‌انگیز مدل‌های زیبا و Dropery محسوب می‌شوند. کارهای گلدار وی دارای آنچنان ظرافت و زیبایی بودند که پیش از آن در هیچ کاری دیده نشده بود. از بدن موجوداتی همچون قو و سنجاقک‌ها برای تزئین طرح‌های توری و زیبای بال‌ها و پر‌ها استفاده شده بود. فن‌آوری ماهرانه در ادای روش‌های هنرمندانه ارائه شده بود..

     بسیاری از کارها برای اعمال چند منظوره و یا انجام حرکات خاص و انعطاف‌پذیر طراحی شده بود. البته هنوز هم ابعاد بی‌شمار و قابل بحث و بررسی فراوانی وجود دارند که با مطالعه آنها بیش از پیش به هنرمندی و نبوغ لوئیس ماسریرا پی می‌بریم


  • معرفی مجموعه جدید ساعت های جواهر نشان پیاژه
     
    Piaget Ca، یکی از برند های شناخته شده در دنیای جواهرات و ساعت های لوکس است که در سال 1874 توسط Georges Piaget تاسیس شد. در طول 138 سال فعالیت، محصولات این شرکت به عنوان نمادی از کالاهای لوکس، با چاشنی خلاقیت و توجه به جزئیات شناخته می شوند حالا این ساعت ساز سوئیسی یکبار دیگر جواهرات، مد و مکانیزم های مدرن را در قالب 3 ساعت ظریف مزین به سنگ های قیمتی به نمایش گذاشته است.
     
     
    به منظور ساخت این ساعت که با تلفیق طرح ها کلاسیک و مدرن پدید آمده است،به زمانی بالغ بر 150 ساعت زمان نیاز است. این قطعه هنری که از 277 الماس تشکیل شده است چشم هر خانمی را به خود خیره میکند.الماس های به کار رفته برای زینت بخشیدن به این ساعت منحصر بفرد،به روش baguette-cut تراش داده شده اند.
     
    این ساعت که به نام تقویم ابدی امپراطور  شهرت یافته است، علاوه بر تاریخ، روزهای هفته و زمان 2 شهر مختلف را نمایش می دهد. بدنه این شاهکار طراحی از طلای 18 عیار ساخته شده است که با 18 الماس baguette-cut و 380 الماس brilliant cut تزئین شده است.
     
    این ساعت متفاوت، حاصل بیش از 700 ساعت طراحی و 325 ساعت گوهرتراشی است و باریکترین ساعت مکانیکی جهان نیز محسوب می شود که با جواهر تزئین شده است. این ساعت شامل 1194 الماس تراش خورده از نوع brilliant Cut و baguette cut است و در صفحه آن 8 یاقوت سیاه که نوعی یاقوت بسیار بسیار کمیاب است به کار برده شده اتد تا اوج هنر جواهر تراشی را در ساخت یک ساعت بی نظیر یادآور شوند. Piaget Caهنوز قیمت این ساعت های فوق العاده را اعلام نکرده است.
     
  • منوچهر روشن‌روان خالق 97 قطعه هنری
    منوچهر روشن‌روان فرزند سیدرضا در سال ۱۳۴۱ در خانواده‌ای هنرمند و هنرپرور دیده به جهان گشود. پدرش که جواهرسازی ماهر بود از همان ابتدا به استعداد و ذوق سرشار هنری و دقت‌نظر فوق‌العاده او پی برد و با ظرایف و دقایق هنر جواهرسازی و شناخت جواهرات قدیمی و دیگر آثار ارزنده هنری آشنا کرد. تجریه هنرآموزی او در کنار پدر تا سال ۱۳۵۹به‌صورت متمرکز با کسب تجربه و آگاهی بیشتر از دیگر رشته‌های هنری چون نقاشی، طراحی، خوشنویسی، تذهیب، تلفیق و ترکیب آنها برای خلق آثار هنری بدیع ادامه یافت.


     او در سال۱۳۶۴ در جریان سال‌ها فعالیت و ممارست در گستره آفرینش‌های هنری با جوششی درونی و حسی غریب و رازآمیز به تجریبه هنر"خطاطی ریزنگاری" روی‌آورد و از آن ایام به‌خلق آثاری چند در این زمینه پرداخت که تحسین و تشویق خانواده و دوستان را موجب‌شد. وی از۳ سال پیش به تشویق و ترغیب اهل‌نظر و اهالی هنر به‌صورت جدی و پیگیر برای برپایی نمایشگاهی بدیع و چشم‌نواز با بهره‌گیری از همه دستمایه‌های هنری آموخته در طی راهی دراز آهنگ به خلق آثاری تلفیقی از هنر"خطاطی ریزنگاری"، جواهرسازی، طراحی و نقاشی مبادرت ورزید که حاصل آن نودوهفت قطعه اثر ارزشمند هنری است.

    - از سابقه کارتان برای ما بگویید.

    از سال ۱۳۶۱ به‌صورت آماتوری وارد حرفه پدر شدم و از تجربیات ایشان استفاده‌کردم. پس از گذشت حدود ۵/۱ به رشته جواهرات آنتیک علاقه‌مند شدم و فعالیت در این رشته را آغاز کرده و تا کنون در این رشته فعالیت می‌کنم.

    - از کارهایی که در زمینه جواهرات آنتیک انجام‌داده‌اید برای ما بگویید.

    به‌قدری به جواهرات آنتیک علاقه‌مند هستم که سعی می‌کنم در هر زمینه‌ای از رشته‌های هنری مطلبی بی‌آموزم و با جواهرات آنتیک تلفیق کنم. همیشه از سن نوجوانی علاقه زیادی به هنر خط و نقاشی داشتم تا این‌که حدود سال ۱۳۶۵ بود که به چین رفتم و در هنگام بازدید یکی از فروشگاه‌های صنایع‌دستی نظرم را یک‌سری از کارهای هنری که به‌صورت خیلی ماهرانه و مرموزی روی دانه‌های برنج نقاشی شده بود جلب کرد. بعد از بازگشت علاقه‌مند شدم که آیا می‌توانم این کار را انجام دهم و از آن به بعد با تمرین و ممارست زیاد این استعداد را درون خود دیدم. به‌علت مشغله کاری زیاد مجبور شدم تا سال ۱۳۸۱ از این کار فاصله بگیرم. بعد از آغاز دوباره این‌کار هنری بر روی دانه‌های ریزتری کار خطاطی میکروسکوپی را آغاز کردم و در نهایت به‌دلیل علاقه، این دانه‌های ریز را با جواهرات آنتیک تلفیق کردم.

    - در هنگام نوشتن بر روی این دانه‌ها با چه مشکلاتی مواجه بودید؟

    اولین مشکل من قلم بود. چون برای این کار قلم خاصی وجود ندارد و من مجبور شدم خودم این وسیله را بسازم طوری‌که مرکب روی قلم قرارگیرد و توانایی نوشتن داشته‌باشد. که خوشبختانه بعد از مدتی تجربه و سختی با ساختن قلم مرکب مخصوص این کار را توانستم انجام دهم.

    - برای استحکام و از بین نرفتن این دانه‌ها از چه ماده‌ای استفاده کرده‌اید؟

    سال ۱۳۶۴ که این‌کار را برای اولین‌بار انجام دادم، روی دانه‌برنج بود و آن نمونه را هنوز دارم. در آن زمان چون تجربه کافی نداشتم هیچ کاری برای استحکام این دانه‌ها انجام ندادم ولی این‌بار چون کار به‌صورت گسترده‌ای انجام شده، با یک‌سری آزمایشات توانستم مایعی درست کنم که بعد از نوشتن و ساکن‌کردن مایع روی آن دانه‌ها را به قوتی برسانم که انشاا... تا ۱۰۰ سال یا ۲۰۰ سال باقی بمانند.

    - با چشم مسلح روی آنها را خطاطی می‌کردید؟ و ابزار کلی کارتان چه بود؟

    بله، با ذره‌بین ۷x و از قلمو و مرکب‌های دست‌ساز، گواش و موادی که قابلیت قرارگرفتن بر روی این دانه‌ها را داشته باشند و به‌طور کامل خوانا باشند.


  • میداس در تاریخ
    میداس یا شاه میداس (به یونانی Μίδας)، پادشاه فریگیه بود. او بنا بر اسطوره‌های یونانی هرآنچه را که لمس می‌کرد به طلا تبدیل می‌شد و این موضوع به لمس طلایی یا لمس میداس مشهور بود. میداس را هم‌چنین با شخصیتی تاریخی به‌نام میتا، شاه موشکی در آناتولی غربی در سدهٔ هشتم پیش از میلاد مرتبط می‌دانند. شاه میتا با سارگون دوم پادشاه آشور جنگید و از پادشاهی خود فریگیه دربرابر کیمری ها دفاع نمود.

    زندگینامه

    روایات مختلفی از زندگی میداس وجود دارد. بنا بر یکی از این روایات، میداس شاهِ پسینوس در فریگیه بود. او در کودکی توسط شاه کوردیاس و همسرش الهه کوبله به فرزندخواندگی گرفته شده بود و همچنین گاه چنین حکایت شده که کوبله، مادر-الههٔ میداس نیز بوده است. بنا بر روایاتی دیگر میداس دوران جوانیش را در برمیونِ مقدونیه گذرانده و به داشتن باغ گل سرخی در میگدونیای تراکیه  معروف بوده‌است.

    هرودوت به سکنی‌گزیدن پادشاهان باستانی مقدون در دامنه‌های کوه برمیون اشاره کرده و می‌نویسد: «این مکان را باغ میداس پسر گوردیاس می‌نامیدند و آن جایی بود که گل‌های سرخِ خودرو می‌روئیدند و هرکدام ۶۰ گل می‌دادند و بویی فراوان داشتند».

    به نوشتهٔ ایلیاد، میداس دارای پسری بود به نام لیتیرسس آدمکشی اهریمنی اما در برخی دیگر از روایات افسانه‌ای او را صاحب دختری به‌نام زوئه یا «زندگی» معرفی کرده‌اند.

    آریان، مورخ یونانی اما داستانی دیگر را از زندگی میداس نقل می‌کند. به نوشتهٔ او میداس، پسر دهقانی فقیر به‌نام گوردیوس و دوشیزه‌ای تلمیسی از تبار پیشگویان بود. زمانی که میداس بزرگ و به مردی خوش‌چهره و دلاور تبدیل شده بود، فریگیه‌ای‌ها که از اختلافات مدنی خود به‌ستوه آمده بودند به مشورت با پیشگویی پرداختند. به آنان گفته شد که ارابه‌ای از آنجا خواهد گذشت و شاهی برایشان خواهد آورد که به اختلافاتشان پایان خواهد داد. فریگیه‌ای‌ها هنوز در اندیشهٔ این سخن بودند که میداس همراه با پدر و مادرش سوار بر ارابه‌ای به کنار آنان رسید و ایستاد.

    فریگیه‌ای‌ها این رویداد را با پیشگویی انجام‌شده ربط داده و میداس را شاه خود ساختند. او به اختلافات آنان پایان داد و ارابهٔ پدرش را به نشانهٔ سپاسگزاری تقدیم به زئوس پادشاه کرد. همچنین درمورد این ارابه گفته شده که هرکس که می‌توانست ریسمان یوغش را شل نماید فرمانروای آسیا می‌شد. یک نفر توانست و او اسکندر مقدونی بود.

    افسانه

    روزی دیونیسوس آنگونه که اووید در متامورفیوس آورده است متوجهٔ گم‌شدن ساتیر] سیلنوس، پدرخواندهٔ خود شد. ساتیر پیر شراب نوشیده، مست کرده و سرگردان شده بود تا انکه تنی چند از دهقانان فریگیه‌ای او را یافته و او را پیش پادشاه خود میداس بردند (شق دیگر آن است که سیلنوس در باغ گل سرخ میداس از هوش رفته بود).

    میداس او را شناخت و برای ۱۰ روز به خوبی ازش پذیرایی کرد. در روز یازدهم او سیلنوس را پیش دیونیسوس در لیدیه بازگرداند، دیونیسوس به او گفت تا برای پاداش هرچه می‌خواهد بگوید و میداس خواست تا هرآنچه را که لمس می‌کند به طلا تبدیل شود. پس درخواستش برآورده شد.

    میداس خوشحال از قدرتی که به‌دست آورده بود اقدام به آزمودن آن کرد. او ترکه‌ای از درخت بلوط و سنگی را لمس نمود و هردو به طلا تبدیل شدند. او پس از بازگشت به کاخش با خوشحالی فراوان از مستخدمانش خواست تا میز مفصلی برایش بچینند تا جشن بگیرد. میداس که در آن لحظه مغرور از قدرتش بود پس از آنکه غذا و نوشیدنی‌اش نیز با لمس او به طلا تبدیل شدند به اشتباهش پی‌برد. در ویراست دیگری از این افسانه به قلم ناتانیل هاوثورن (۱۸۵۲) آمده است که میداس پس از آنکه دخترش نیز با تماس او به طلا تبدیل‌شد دریافت که چه اشتباهی کرده است. حال دیگر میداس از این تواناییش بیزار بود، پس به درگاه دیونیسوس دست به‌دعا برداشت و از او خواست تا او را از گرسنگی نجات بخشد. دیونیسوس لابهٔ او را شنید و به میداس گفت تا خود را در رود باکتولوس بشوید. میداس چنین کرد و وقتی دست بر آب زد، قدرتش به رودخانه منتقل و ماسه‌های کنار رودخانه به طلا تبدیل شد.

    میداس که اینک از ثروت و شکوه و جلال نفرت یافته بود، به روستایی نقل مکان کرده و به پرستش بان خدای دشت‌ها و ساتیرها پرداخت. روزی پان خواست تا موسیقی خود را با موسیقی آپولو، خدای جنگ مقایسه کند، پس او را به چالش طلبید. تیمولوس، خدای کوهستان به‌عنوان داور انتخاب شد. نخست پان در فلوتش دمید و آوای روستایی آن برای خودش و مرید باوفایش میداس که اتفاقاً در آن جمع حاضر بود بسیار خوشایند آمد. سپس آپولو دست بر چنگ برد و تارهای آن را لرزاند. تیمولوس بی‌درنگ آپولو را برندهٔ میدان اعلام کرد. همگی با این رأی موافق بودند مگر میداس. پس آپولو گوش‌های او را به گوش‌های الاغ تبدیل کرد. این موضوع در دو تابلوی نقاشی موسوم به «آپولو و مارسیاس» اثر بالما ایل حووانی (۱۵۴۴-۱۶۲۸) به تصویر کشیده‌شده که صحنهٔ قبل و بعد از این تنبیه را نمایش می‌دهد.

    میداس آزرده‌دل گوش‌هایش را پنهان می‌ساخت تا کسی آنها را نبیند اما آرایشگرش موضوع را می‌دانست و میداس از او خواسته بود تا به کسی چیزی نگوید. اما سلمانی که نمی‌توانست این راز را بیش از این در خود نگاه دارد به دشتی رفت، گودالی در زمین کند و راز را در آن زمزمه کرد. سپس گودال را پر کرد و رفت. پس از آن بستری انبوه از نی‌ها در آن مکان روئید که داستان میداس را زمزمه می‌کردند و می‌گفتند «شاه میداس گوش‌های الاغ دارد».


  • میستر، مشهورترین سازنده حلقه های ازدواج
    "تئومیسترTheo Meister" به‌عنوان مالک توانسته است نسبت به دیگر تولیدکنندگان جواهر در سطح ملی و بین‌المللی پیشتاز باشد. از سال ۱۹۶۵ به بعد این مدیر سوییسی، بدون وقفه و برمبنای فلسفه صریح و مشترک خود و اصل وحدت، شرکت میستر را اداره می‌کند.


    - توانمندی شبکه

    دو شرکت مرکزی و مهم به‌عنوان تولیدکنندگان مشهور حلقه عروسی و جواهرات، در سواحل دریاچه "کانستنس Constance" و "دریاچه زوریخ lake Zurich" واقع شده‌اند. ادارات مهم در"ولروwellerau" واقع در سوییس در کنار مراکز ارایه کننده تسهیلات تولید به‌طورتقریبی ۱۱۰ نفر پرسنل را تحت پوشش خود دارند.

    در سطح اروپا، شرکتی فراتراز شرکت "سنتی می‌سترMeister " نمی‌توان یافت که بتواند در زمینه تولید حلقه‌های عروسی، زیورآلات مردانه و جواهرات زنانه با آن ها برابری کند. این شرکت از زمان تاسیس در سوییس بیش از۱۰۰۰ سال پیش تاحدی پیشرفت کرده که توانسته است جایگاهی جهانی به‌دست بیاورد.

    طراحی بین‌المللی جواهرات و وجود شبکه‌های ارتباطی در بسیاری از کشورها و مکان‌های فروش در سراسر دنیا، موجب گسترش مستمر و بدون وقفه قلمرو شرکت و میزان آگاهی آن شده‌است.

    - توانمندی‌های محوری

    مهارت‌های ویژه سبب متمایزشدن یک شرکت از دیگر رقبا شده و سبب غلبه اداره بازار می‌شود. "می‌ستر" در حیطه عرضه حلقه‌های عروسی و زیورآلات مردانه جایگاه بلند مرتبه‌ای یافته‌است و اولین محل فروش، در این بخش از تجارت محسوب می‌شود. در طی۳۰ سال گذشته از نظر تولید جواهر اولین شرکتی بوده‌است که اقدام به عرضه جواهرات ساخته شده از پلاتینیوم کرده‌است.

    این فلز گرانبها در طول این سال‌ها در کلکسیون "می‌ستر" در قالب اشکال مختلف و متنوع ارایه شده و از این لحاظ توانسته‌است در سطح جهانی به ایفای نقش بپردازد. دستبند، گردنبند، آویز و حلقه در ترکیب با مواد غیرمتعارف همچون تیتانیوم، پلاستیک یا چرم هندی، از جمله نمونه‌های استانداردی هستند که در فهرست جواهرات اروپایی مردانه "می‌ستر" قرار می‌گیرند. "می‌ستر" همچنین مسئولیت عرضه اقلامی همچون ساعت خورشیدی، قطب‌نما و دیگر زیورآلات کاربردی مردانه را برعهده دارد. این شرکت هم‌اکنون در زمینه ارایه شیوه‌های خلاق و عقاید جدید پیشگام است. کسب جوایز و امتیازات متعدد بین‌المللی موید این نکته است.

    -  فلسفه نیاز

    علاوه بر طراحی، خدمت، کیفیت محصول، رعایت اصول اخلاقی و انسانیت از جمله مواردی هستند که به گفته "می‌ستر" فلسفه تشکیل این شرکت را شکل می‌دهند. موارد فوق همه افراد و حتی کارکنان شرکت را در برمی‌گیرد. ضمن آن که بر وجود هر فرد، محیط کار، سبک و نحوه فعالیت آن نیز تاثیرگذار است.

    به گفته "لیدیامی‌ستر Lydia Meister، نکات فوق به‌عنوان ضامن‌های موفقیت مبتنی بر این اصل است که همه کارکنان در هر سطحی هستند باید حداکثر تلاش خود را بکنند. او بر این موضوع تاکید می‌کند که تقاضای ما بسیار است. اما عرضه‌مان نیز با آن برابری می‌کند.

    بیش از۱۰۰ نفر متخصص در شرکت "می‌ستر" فعالیت دارند که شامل طراحان، گوهرشناسان، طلاسازان، پولیش‌دهندگان، تزیین‌کنندگان می‌شوند که از بهترین و گران قیمت‌ترین مواد در محیطی سرشار از وحدت و هماهنگی بهره می‌جویند. این و شرکت خانوادگی علاوه بر ایفای نقش در سطح بین‌المللی در حیطه اکولوژیکی نیز توانمندی‌های خود را به نمایش می‌گذارد. کاربرد منطقی منابع طبیعی و استفاده از درجه حرارت زمین به معنای آن است کل ساختمان شرکت در سوییس ازسیستم ذخیره هوای سرد و گرم برخوردار است.

    -  توانمندی‌های فرامرزی

    توانایی خدمت به مشتریان در سراسر جهان بیانگر وسعت شبکه ارتباطی این شرکت با دیگر کشورهای جهان است، نمونه بارز آن شعباتی است که در استرالیا، بریتانیا، ایرلند، پرتقال و اسپانیا دایر شده‌است.

    همچنین نمایندگی‌هایی در کشورهای سوئد و نروژ فعالیت می کنند. بخش اعظم آن ها در جمهوری قزاقستان، مجارستان، لهستان و روسیه فعالیت دارند. شرکت "می‌ستر" با دفاتر مرکزی خود واقع در" زوریخ Lake Zurich" دارای شبکه‌های لجستیکی در سوییس و همچنین ژاپن است. گسترش قلمرو این شرکت به‌زودی کشورهای ایالات متحده و چین را نیز دربرمی‌گیرد.

    صرف‌نظر از مکان استقرار در زوریخ یا مونیخ، پاریس، لندن، شانگهای توجه به خواسته‌های مشتریان و رفع آن ها به بهترین نحو، هدف اصلی این شرکت را تشکیل می‌دهد. تعیین اثر انگشت، کنده کاری‌های شخصی، ثبت نام زوجین روی حلقه‌های عروسی از جمله وظایفی هستند که دراین روابط به انجام می‌رسند. ضمن اینکه، با یک اشاره خواسته مشتری درهرجای دنیا به سرعت و با عرضه بهترین کیفیت برآورده می شود. این خصوصیت سبب شده است که شرکت سوییسی آلمانی تبدیل به قدرتی بین‌المللی شود. 

    دراین رابطه متذکر می شویم که وقتی "فابین می‌سترFabien Meister" در سال ۱۹۹۸ عضو شرکت شد، با تجدیدنظر در زمینه برخی نگرش‌های شرکت، استمرار مدیریت آن را تضمین کرد


  • میکی‌ موتو، مرد اول بازار مروارید
    “میکی موتو” برای رسیدن به اوج قله موفقیت و شهرت و دریافت لقب «سلطان مروارید» راه دشواری را پیمود. او مثل کوهنورد شجاعی بود که قصد فتح یک قله غیرقابل صعود را داشت؛ قله‌ای که تاکنون کسی آن را فتح ننموده بود! آنچه او را در این راه تشویق می‌کرد اراده‌ای قوی و عزمی خستگی‌ناپذیر برای رسیدن به رویای همیشگی او بود؛ «می‌خواهم مرواریدهایی پرورش دهم که به زیبایی مرواریدهای طبیعی باشند.» میکی موتو از خود می‌پرسید آیا ممکن است مرواریدهای پرورشی آنقدر زیبا باشند که تحسین تمامی مردم جهان را برانگیزند؟ او در ۳۲ سالگی تصمیم گرفت زندگی و دارایی‌اش را وقف این کار بزرگ و دلخواه کند...


    مبارزات و کشفیات میکی موتو

    میکی موتو در سال ۱۸۸۸ اولین محل پرورش مروارید را در شین می از توابع شهر شیما تأسیس نمود. او در حالی که پیگیر این کار بود تصمیم داشت اطمینان حاصل نماید که آیا می‌توان مرواریدها را به طور مصنوعی پرورش داده و تولید نمود یا خیر؟ او می‌دانست که در هزاران صدف فقط ۱ تا ۲ مروارید طبیعی یافت می‌شد. میکی موتو مشکلات عدیده‌ای را متحمل شد تا به رویاهایش در این زمینه جامه عمل بپوشاند. برای رسیدن به این هدف و یادگیری چگونگی پرورش مرواریدها، اولین قدم لازم و اساسی، مطالعه درباره صدفها بود. در این راه مشکلات بسیاری از نقطه نظر زیست‌شناسی و دریایی وجود داشت.

    او متعجب بود که دانشمندان چگونه مشکلاتی را توضیح داده‌اند. در سومین نمایشگاه داخلی که در آوریل سال ۱۸۹۰در پارک یوانو برپا شد میکی موتو صدف‌های زنده‌ای را که پرورش داده بود به همراه مروارید و محصولات آن به نمایش عموم گذاشت. درهمین نمایشگاه بود که میکی موتو، پروفسور کاکی چی میتسوکوری از دانشگاه توکیو را ملاقات نمود، پروفسور در آن زمان مسئول مطالعات زیست شناسی دریایی در ژاپن بود. طبق توضیحات او، اگر یک جسم خارجی به داخل پوسته صدف نفوذ کند و خارج نشود، صدف مادر سعی می‌کند که این جسم خارجی را پنهان نماید و بدین صورت یک مروارید طی گذر سالها به وجود می‌آید اما اگر یک جسم خارجی در بطن آن قرار داده شود و پوسته صدف مروارید پاره و باز شود، این ذرات کوچک توسط صدف مادر پنهان نمی‌شوند و می‌توان آنها را پیدا کرد.

    مسیری پر از مصائب

    دقیقاً پس از همان روز سرنوشت‌ساز ملاقات با پروفسور میتسوکوری بود که میکی موتو کار عظیم خود را بر روی مرواریدهای پرورشی آغاز نمود. میکی موتو به خوبی از سختیهایی که در این راه در پیش‌رو داشت، مطلع بود اما تصمیم قطعی گرفته بود تا هرگونه امکانی را در جهت محقق ساختن اهداف خود امتحان نماید.

    میکی موتو در آزمایشات اول، سبدی از صدف‌ها را در دریا قرار داد که در بطن صدف‌ها یک ماده خارجی قرار داده شده بود. وی سپس این سبد را در خلیج شین می در آگوبی و نزدیک تابا که امروزه «جزیره مروارید» نامیده می‌شود. قرارداد این مراحل هر روز تکرار می‌شد و میکی موتو با هیجان فراوان منتظر نتیجه کارش بود. با توجه به این واقعیت که مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا مروارید به وجود آید، آزمایشات میکی موتو بلافاصله نتیجه نمی‌داد. بنابراین، او هرچند ماه یکبار،‌ پوسته صدف‌ها را باز می‌کرد و مشاهده می‌کرد که بیشتر مواد خارجی، طرد شده بودند. و البته در تعدادی که واپس زده نمی‌شدند نیز هیچ تغییری مشاهده نمی‌شد . 

    عملیات او ماهها بدون هیچ نتیجه‌ای ادامه داشت. تمام دارائیش صرف خرید صدف‌ها شده بود و مردمی که قبلاً با اشتیاق و علاقه کارها و فعالیت‌های او را مورد تشویق قرار می‌دادند،‌ حال دیگر مسخره‌اش می‌کردند. بستگانش او را ترغیب نمی‌کردند که از حماقتش دست بردارد.

    مرواریدهای نیمه کروی

    در ۱۱ جولای سال ۱۸۹۳ بود که اومه یکی از سبدها را مطابق هر روز بالا کشید تا صدف‌های داخل آنها را بررسی کند. در همان زمان بود که تلألؤیی از نور از داخل پوسته به نرمی بر روی دستانش خزید. آری،‌ آن تلألؤ زیبا یک مروارید بود! اگرچه آن مروارید نیمه کروی بود ولی به هر حال یک مروارید به حساب می‌آمد. سرانجام رویای میکی موتو به واقعیت پیوست و اولین مرواریدپرورشی دنیا تولید شد. در واقع کوکیچی میکی موتو پیشرو راهی بود که بعدها جزو یکی از مهمترین صنایع دنیا قلمداد شد.

    تلاش برای مرواریدهای گرد

    در ژانویه‌ سال‌ ۱۹۰۵ بود که‌ مجدداً در دریا پدیده‌ خیزاب سرخ‌‌ روی‌ داد و یکبار دیگرهراس‌ مرگبار از خسارات‌ زیانبار این‌ پدیده‌، درون‌ میکی‌ موتو را فرا گرفت‌. اما او با تمام‌وجود در برابر این‌ حادثه‌ ایستادگی‌ و مقاومت‌ نشان‌ داد و با اراده‌ و عزمی‌ راسخ‌ مرگ‌صدف‌هایی‌ را تحمل‌ نمود که‌ با دقت‌ و زحمت‌ فراوان‌ آنها را پرورش‌ داده‌ بود. میکی‌ موتواز همان‌ ابتدای‌ کار نیز با عوامل‌ طبیعی‌ متعددی‌ می‌جنگید که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ موارد زیر را نام‌ برد: ترس‌ از اختاپوس‌ها، خیزاب‌های‌ سرد، جلبک‌های‌ دریایی‌ و مهمتر از همه خیزاب ‌سرخ. اما خیزاب سرخ‌ ژانویه‌ ۱۹۰۵ به‌ طور بیرحمانه‌ای‌ تمام‌ آب‌ را فراگرفت‌ ونتایج‌ مرگبار و تأسف‌آوری‌ بر جای‌ گذاشت‌.

    علی‌رغم‌ توانایی‌ بسیار و عزم‌ راسخی‌ که‌همیشه‌ موجب‌ شده‌ بود تا میکی‌ موتو از شکستهای‌ قبلی‌ سربلند بیرون‌ آید. بهار ۱۹۰۵یکی‌ از بزرگترین‌ مصیبتهایی‌ بود که‌ طی‌ دوران‌ فعالیت‌ این‌ مرد ۴۷ ساله‌ بر او نازل‌ شده‌ بود.۰۰۰/۸۵۰ صدف‌ مرده‌ بودند! میکی‌ موتو که خود را در آزمایشگاهش‌ زندانی‌ کرده بود. درحالی‌ که‌ در نهایت‌ غم‌ و اندوه‌ به‌ باز کردن‌ صدف‌های پرداخت،‌ ناگهان‌ از شادی‌ فریادی کشید. آری از پوسته یک‌ صدف‌ مرده‌ یک‌ مروارید کاملاً گرد بیرون‌ آمد! این‌ مروارید کروی‌ ازلحاظ‌ کیفیت‌ به‌ قدری‌ به‌ مرواریدهای‌ طبیعی‌ شباهت‌ داشت‌ که‌ تشخیص‌ آن غیرممکن‌ بود.

    ارزیابی‌ از خارج‌

    در زمان‌ کشف‌ این‌ روش‌، تأمین‌ و تهیه‌ مرواریدهای‌ طبیعی‌ هر ساله‌ رو به‌ کاهش‌داشت‌. در حالی‌ که‌ موج‌ تقاضای‌ مرواریدها نه‌ تنها در ژاپن‌ بلکه‌ در اروپا و آمریکاسیرصعودی‌ داشت‌. میکی‌ موتو مطمئن‌ بود که‌ اختراع‌ او دارای‌ اهمیت‌ بین‌المللی‌ است‌ وبه‌ همین‌ خاطر آگاهی‌ از نظرات‌ کارشناسان‌ مربوطه‌ در ژاپن‌ و خارج‌ بود. در حالی‌ که‌ مردم‌ژاپن‌ هنوز به ارزش نوآوری او کاملا پی نبرده بودند، تولیدات‌ میکی‌ موتو توجه‌ تمامی‌ مردم‌جهان‌ را به‌ خود جلب‌ کرده‌ بود. مقالات‌ قابل‌ توجهی‌ در روزنامه‌ها و مجلات‌ معروف‌برون‌ مرزی‌ به‌ شرح‌ نوآوری میکی‌ موتو اختصاص‌ داده‌ شد. محققان‌ و علاقمندان‌ بسیاری‌که‌ نسبت‌ به‌ این‌ شیوه مشتاق‌ بودند، از سراسر دنیا به‌ تاتوکو جیما سرازیر شدند تا از این‌جزیره‌ دیدن‌ نمایند .

    شرکت‌ در نمایشگاهها

    میکی‌ موتو معتقد بود که‌ به‌ عنوان‌ یک‌ مخترع‌ باید نوآوری‌ خود را به‌ قضاوت‌ عموم‌بگذارد و به‌ همین‌ دلیل‌ با شور و عزمی‌ راسخ‌ به‌ شرکت‌ در نمایشگاههای‌ داخلی‌ وخارجی‌ پرداخت‌. در سال‌ ۱۹۱۰ در نمایشگاه‌ آنگلو ـ جاپانیز لندن‌ شرکت‌ نمود وهمانجا مرواریدهای‌ پرورشی‌ و نمونه‌ای‌ از مزرعه‌ کاشت‌ مرواریدهایش‌ را به‌ نمایش‌گذاشت‌. آنچه‌ بیش‌ از همه‌ توجه‌ شرکت‌کنندگان‌ این‌ نمایشگاه‌ را به‌ خود جلب‌ نمود، یک‌بادبزن‌ و پاراوان‌ سبک‌ چینی‌ بود که‌ با مروارید تزئین‌ شده‌ بود.

     در نمایشگاه‌ جهانی‌ فیلادلفیا که‌ در سال‌ ۱۹۲۶ به‌ منظور بزرگداشت‌ صد و پنجاهمین‌ سالگرد استقلال‌ آمریکابرپا شده‌ بود، میکی‌ موتو مرواریدی‌ به‌ شکل‌ پاگودا در معبد هوریوجی‌ را به‌ نمایش‌گذاشت‌ که‌ از پلاتین‌ و ۲۰۵۰۲۰۷ دانه مروارید ساخته‌ شده‌ بود.

    این‌ مدل‌ یکی‌ از مواردی‌ بودکه‌ توجه‌ بسیاری‌ از بازدیدکنندگان‌ را به‌ خود جلب‌ نمود. در نمایشگاه‌ پیشرفتهای قرن که‌ در شیکاگو برگزار شده‌ میکی‌ موتو مدلی‌ در اندازه ۶۰/۱ از خانه‌پدری‌ جورج‌ واشینگتن‌ را به‌ معرض‌ نمایش‌ عموم‌ گذاشت‌ و پس‌ از اتمام‌ زمان‌ نمایشگاه‌، این‌ مدل‌ را به‌ انستیتو اسمیتونیان شهر واشینگتن‌ دی‌ سی‌ تقدیم‌ نمود. در نمایشگاه‌بین‌المللی‌ نیویورک یک‌ مدل‌ از زنگ‌ آزادی‌ را به‌ نمایش‌ گذاشت‌ که‌ از مرواریدساخته‌ شده‌ بود.

     تمام‌ مدل‌های‌ میکی‌ موتو در نمایشگاه‌ها تحسین‌ همگان‌ را برانگیختند وجایزه‌ گرفتند. میکی‌ موتو تصمیم‌ داشت‌ بدین‌ طریق‌ عقاید و اختراعش‌ را در سطح‌ جهانی‌تبلیغ‌ کند، اختراعی‌ که‌ دنیایی‌ از زیبایی‌ها را به‌ روی‌ همگان‌ می‌گشود.

    مخالفت‌ با مرواریدهای‌ میکی‌ موتو

    البته‌ این نوآوری‌ همیشه‌ هم‌ با تحسین‌ و تشویق‌ همراه‌ نبود. در میان‌ جواهرسازان‌ افرادی‌بودند که‌ نوآوری میکی‌ موتو را تهدیدی‌ جدی‌ برای‌ مرواریدهای‌ با ارزش‌ طبیعی‌ به‌ شمارمی‌آوردند و نظری‌ منفی‌ نسبت‌ به‌ مرواریدهای‌ پرورشی‌ وی‌ داشتند. در اروپا، تولیدمرواریدهای‌ پرورشی‌ با شباهتی‌ بسیار نزدیک‌ به‌ مرواریدهای‌ طبیعی‌، شور و شوق خاصی‌ به‌وجود آورده‌ بود. در لندن‌ هرج‌ و مرج‌ بسیاری‌ در رابطه‌ با این‌ مرواریدهای‌ پرورشی‌ ایجاد شده‌ بود. زیرا جواهرفروشان‌ معتقد بودند این‌ اختراع‌ جدید و تولیدمرواریدهای‌ غیرطبیعی‌ موجب‌ بروز نابسامانی‌ و رکود اقتصادی‌ در بازار جواهرات‌ خواهدشد.

     در پاریس‌ مخالفت‌ با اختراع‌ میکی‌ موتو شدیدتر از سایر نقاط‌ بود. مقالات‌مغرضانه‌ای‌ در این‌ رابطه‌ انتشار یافت‌ که‌ در نهایت‌ منجر به‌ شکایت‌ شد. ندای‌ این مخالفت‌ها از سراسر دنیا به‌ گوش‌ می‌رسید اما دور از انتظار نبود زیرا مخترعان‌ و پیشروان همیشه‌ باچنین‌ مسائلی‌ مواجه‌ بوده‌اند، البته‌ گاهی‌ وجود همین‌ مخالفت‌ها منجر به‌ اکتشافات‌ بزرگتری‌ می‌شود.

    ملاقات‌ با ادیسون

    بعد از تولید مرواریدهای‌ پرورشی‌، یکی‌ از مهمترین‌ و بیاد ماندنی‌ترین‌ حوادثی‌ که‌ در زندگی‌ میکی‌ موتو رخ‌ داد ملاقات‌ با توماس‌ادیسون‌ در سال‌ ۱۹۲۷ بود. میکی موتو زمانی‌ که‌ با یک‌ تور به‌ آمریکا و اروپا سفر می‌کرد، ادیسون‌ را در خانه‌اش‌ در وست‌ اورنج از توابع‌ نیوجرسی ملاقات‌ نمود و در آنجا، ساعات‌ بسیار خوبی‌ را بایکدیگر گذراندند. ادیسون‌ مرواریدی‌ را که‌ میکی‌ موتو به‌ عنوان‌ هدیه‌ به‌ او داده‌ بود، بادقت‌ بررسی‌ کرد و گفت‌ این‌ یک‌ مروارید پرورشی‌ نیست‌، این‌ یک‌ مروارید واقعی‌ است‌.

    فقط‌ دو چیز است‌ که‌ در لابراتوار من‌ ساخته‌ نمی‌شود: الماس‌ و مروارید. تولید مروارید پرورشی‌ یکی‌ از شگفت‌انگیزترین‌ وقایع‌ دنیا است‌. زیرا این‌ پدیده‌ از نظر زیست‌شناسی‌غیرممکن‌ به‌ نظر می‌رسید. میکی‌ موتو در مواجهه‌ با موجود زنده‌ای‌ که‌ اختراع‌ او را به‌خوبی‌ خودش‌ درک‌ می‌نمود، جزو شادترین‌ و خوشبخت‌ترین‌ انسانهای‌ روی‌ زمین‌ محسوب‌ می‌شد.

    میکی‌ موتو حتی‌ پس‌ از اختراع‌ مرواریدهای‌ کروی‌ هم‌ از تحقیقات‌ خوددست‌ بر نداشت‌. تحصیلات‌ میکی‌ موتو فقط‌ در آموزش‌ اولیه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ و ریاضیات‌ در یک‌ مدرسه‌ تک‌ اتاقی‌ خلاصه‌ می‌شد. اما آنچه‌ که‌ وی‌ بعدها آموخت‌ همه‌ نتیجه‌ تلاش‌ شخصی‌ او بود و از لحاظ‌ شباهت‌ بسیاری‌ به‌ ادیسون‌ داشت‌.

    میکی‌ موتو سلطان‌ مروارید

    میکی‌ موتو با نوآوری‌ خود شهرت‌ و افتخار بسزایی‌ برای‌ کشورش‌به‌ ارمغان‌ آورد. او بخش‌ عمده‌ زندگی‌ ۹۶ ساله‌اش‌ را وقف‌ مرواریدها نمود و راه‌ را برای‌علاقمندان‌ به‌ این‌ رشته‌ هموار کرد. میکی‌ موتو در زمان‌ حیات‌ مفتخر به‌ دریافت مدال ‌شایستگی‌ فورث‌ اوردر و پس‌ از مرگ‌ مفتخر به‌ دریافت مدال‌ شایستگی‌ فرست‌ اوردر شد. میکی‌ موتو در نزد مردم‌ جهان‌ با لقب‌ سلطان‌ مروارید معروف‌ و شناخته‌ شده‌ است‌.گفته‌ می‌شود که‌ این‌ لقب‌ یقیناً مایه‌ افتخار میکی‌ موتو بود. زمانی‌ که‌ تولید مرواریدهای‌پرورشی‌ به‌ عنوان‌ صنعتی‌ جدید و مهم‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شد، حق‌ امتیاز تولیدمرواریدهای‌ کروی‌ میکی‌ موتو لغو شد.

    البته‌ میکی‌ موتو از مشاهده‌ چنین‌ تحول‌ و پیشرفتی‌بسیار راضی‌ بود زیرا رفاه‌ و پیشرفت‌ جامعه‌، آرزوی‌ همیشگی‌ و دیرینه‌ او بود. درست‌ درهمین‌ زمان‌ بود که‌ وضعیتی‌ غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ و تأسف‌آور پیش‌ آمد، بدین‌ ترتیب‌ که‌ مرواریدهای‌ پرورشی‌ بسیار ارزان‌ و با کیفیت‌ بسیار پایین‌ وارد بازار شد به طوری که‌ شهرت‌ مرواریدهای‌ ژاپنی‌ را مورد تهدید قرار داد و با توجه‌ به‌ این‌ که‌ مرواریدهای‌ میکی‌ موتو،شهرتی‌ عالمگیر و جهانی‌ برای‌ مردم‌ جهان‌ به‌ همراه‌ آورده‌ بود، این‌ مسئله‌ خطری‌ حائزاهمیت‌ برای‌ ملت‌ ژاپن‌ محسوب‌ می‌شد.

    رویدادهای‌ تاریخی‌ و مهم‌ زندگی‌ میکی‌ موتو

    ۱۸۵۸: تولد در شهر توبا در استان‌ میه‌ پرفکچر، ژاپن‌.

    ۱۸۸۸: شروع‌ پرورش‌ صدف‌ها در نزدیکی‌ جزیره‌ بنتن‌ جیما در خلیج‌ شین می.

    ۱۸۹۳: ابداع‌ مرواریدهای‌ پرورشی‌. ایجاد مزرعه‌ پرورش‌ مروارید در جزیره‌ تاتو کوجیما.

    ۱۸۹۹: افتتاح‌ فروشگاه‌ مروارید میکی‌ موتو در گینزا، توکیو.

    ۱۹۰۸: کسب‌ حق‌ امتیاز انحصاری‌ مرواریدهای‌ پرورشی‌ گرد.

    ۱۹۲۴: احراز مقام‌ سرپرستی‌ خانه مرواریدها به‌ حکم‌ امپراطوری‌.

    ۱۹۲۷: ملاقات‌ با توماس‌ ادیسون‌ در وست‌ اورنج‌، نیوجرسی آمریکا.

    ۱۹۵۱: بازدید امپراطور ژاپن از جزیره‌ تاتوکوجیما.

    ۱۹۵۴: بازدید همسر امپراطور ژاپن‌ از جزیره‌ تاتوکوجیما.

    ۱۹۵۴: فوت‌ در سن‌ ۹۶ سالگی‌. اختصاص مدال‌ فرست‌ اوردر پس‌ از مرگ‌.


  • هتل نووتل – تهران
    هتل نووتل – تهران

    هتل نووتل مجموعه ای متفاوت با دکوری بی نظیر و نور گیری مناسب از تمام زوایای مختلف به عنوان نخستین هتل فرودگاهی ایران واقع در فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) هتلی ایده آل جهت شرکت های هواپیمایی و همچنین میهمانان تجاری و تفریحی می باشد. این هتل در 7 طبقه با بهره گیری از 296 اتاق شامل : : اتاق های دبل استاندارد، اتاق های توئین استاندارد ، اتاق های ویژه معلولین و اتاق خانوادگی(سوییت) ، رستوران بین المللی گلکسی، رستوران ایرانی وادی، 7سالن همایش، 2 مرکز مجزا برای خانم ها و آقایان شامل امکاناتی از قبیل سونا،استخر،سالن ورزشی،جکوزی و ماساژ و همچنین کرو لانچ اختصاصی کروی پروازی و مراکز فروشگاهی به عنوان یکی از مدرن ترین و استانداردترین هتل های ایران محسوب می گردد. هتل های فرودگاهی نووتل به جهت تسهیل در رفت و آمد مسافران محترم ورودی و خروجی از کشور از طریق فرودگاه امام، به صورت 24 ساعته در بازه زمانی 20 دقیقه ای ترانسفر رفت و برگشت رایگان به هتل و بالعکس ارایه می کند.





    رستوران ایرانی وادی این رستوران با القای فرهنگ و سنت شرقی و ایرانی با کنده کاری اشعار خیام بر روی درهای چوبی، نقاشی های سنتی بر روی درهای شیشه ای در پس زمینه ای آبی رنگ طراحی شده و مهمان را به فضایی آرام در میان طعم ها و رایحه های ایرانی برای صرف غذا دعوت می کند. ما در رستوران وادی هر شب از شش و نیم عصر تا ده و نیم شب به استقبال شما می آییم. ساعات پذیرایی شام : 18.00 الی 22.00




    سالن های همایش و کنفرانس هتل نووتل علاوه بر نزدیکی به فرودگاه در فاصله 45 دقیقه ای از مرکز شهر و مسافتی کوتاه تا حرم مطهر امام خمینی (ره) مجموعه ای پیشرو با 7سالن همایش در حوزه برگزاری همایش ها و سمینارها بر اساس برنامه ریزی دقیق همراه با آخرین تجهیزات بر اساس استانداردهای مدرن و روز دنیا می باشد.







    رستوران فرنگی گالکسی در رستوران گالکسی بشقابی سالم و لذیذ متناسب با رژیم ها و سلایق مختلف را امتحان کرده و اطمینان داشته باشید که ارزش غذایی لازم را دریافت کرده اید. ما مفتخریم که صبحانه ما با دارا بودن میوه و سبزیجات تازه، لبنیات متنوع و انواع نان با پخت روزانه تمامی رژیم های غذایی (گیاه خواری، دیابت، بدون لاکتوز و گلوتن، ...) را پوشش می دهد. -ساعات پذیرایی صبحانه : 06:00 صبح الی 10:00 صبح (روزهای پنج شنبه و جمعه 06:00 صبح الی 11:00 صبح ) شامل: بوفه سرد و گرم، انواع نان و شیرینی، آب میوه تازه، چای و دمنوش، قهوه و املت بار(live cooking)





    تماس با ما با تشکر از حسن انتخاب شما میهمان گرامی، اطلاعات مربوط به واحد های مختلف هتل نووتل جهت هماهنگی بیشتر تقدیم می گردد. فاکس:55677892 HA0H0-AM@ACCOR.COM تلفن: 55677892 دفتر مدیریت فاکس:55677945/55677910 HA0H0-RE@ACCOR.COM تلفن: 9-55677900 واحد رزرواسیون فاکس:55677948 HA0H0-FB@ACCOR.COM تلفن: 9-55677900 واحد غذا و نوشابه فاکس:55677945/55677910 HA0H0-SL@ACCOR.COM تلفن: 9-55677900 واحد بازار یابی و فروش

    واحد تجارب میهمان(دریافت پیشنهادات و انتقادات) تلفن: 55677900 ایمیل: HA0H0-GR@ACCOR.COM




  • هری وینستون، گران و مجلل
    هری وینستون (Harry Winston) ( اول مارس ۱۸۹۶ میلادی - ۸ دسامبر ۱۹۷۸ میلادیجواهرساز و نیکوکار مشهور آمریکایی بود که در سال ۱۹۵۸ میلادی، الماس امید را که زینت‌بخش تاج سلطنتی لوئی چهاردهم فرانسه بود و همچنین الماس پرتغالی را به موسسه اسمیتسونین که بزرگ‌ترین موزه علمی-فرهنگی-تحقیقاتی جهان است، اهدا کرد.

    هری وینستون برای اکثر هموطنان نامی شناخته شده نیست در حالیکه در سراسر جهان از اعتبار بی نظیری همطراز بزرگانی نظیر کارتیر و تیفانی برخوردار است و در زمره برترین های صنعت جواهرسازی جای دارد. این شرکت، یکی از گران‌ترین و مجلل ترین ترین نمایشگاه های جواهر در جهان است چنانکه روزنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۰ میلادی، ارزان‌ترین جواهر عرضه شده در جواهرفروشی هری وینستون را ۶۰۰۰ دلار آمریکا برآورد کرده بود.  

    جالب آنکه نایب رئیس شرکت جواهرسازی هری وینستون، یک زن ایرانی به نام گلبرگ پارس‌تبار است.

    در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی، چهار دزد مسلح با لباس‌های مبدل زنانه به شعبه جواهرفروشی هری وینستون در خیابان مون‌تین در پاریس حمله بردند و بیش از ۸۰ ميليون یورو (۱۰۰ میلیون دلار) جواهر را که «کم‌نظير» توصیف شده است به سرقت بردند. در جريان اين سرقت بزرگ، دزدان حتی يک گلوله نيز شليک نکردند و به راحتی از محل جرم گریختند.

    امروزه، شرکت جواهرسازی هری وینستون دارای تنها هفت شعبه در ایالات متحده آمریکا است. این شعبات در شهرهای نیویورک، بورلی هیلز، لاس وگاس، دالاس، هونولولو، بال هاربر و شیکاگو مستقر هستند. شرکت جواهرسازی هری وینستون همچنین دارای پنج شعبه در ژاپن (سه شعبه در توکیو، یک شعبه در اوساکا و یک شعبه در ناگویا) و دو شعبه در چین (شهرهای پکن و شانگ‌های) است. شرکت جواهرسازی هری وینستون همچنین دارای یک شعبه در شهر تایپه در کشور تایوان، شهر لندن در کشور انگلستان و شهر پاریس در کشور فرانسه است.


  • ون کلیف و آرپلز، تک ستاره دنیای جواهرات
    ون‌كليف و آرپلز نام يك شركت فرانسوي توليدكننده‌ي جواهرات و ساعت است كه در سال 1896 توسط "سالومون آر Salomon Arpels" و "آلفرد ون‌كليف Alfred Van Cleef" تاسيس شد. آن‌ها اولين فروشگاه خود را سال 1906 در "پليس وندوم Place vendôme" داير كردند همچنين به دليل تخصص و مهارتشان در زمينه سنگ‌هاي گران‌بها و شيوه نصب آن‌ها بر روي جواهرات، موفق به ثبت روشي از نصب سنگ‌هاي گران‌بها به نام "ميستري ستينگ Mystery setting" شدند. 




    تاريخچه 
    در سال 1896، "استل‌آرپلز Estelle Arpels"، دختر سالامون آرپلز، تاجر سنگ‌هاي گران‌بها، با آلفرد ون‌كليف ازدواج كرد كه پدرش تاجر كاغذ و ساكن نوزدهمين منطقه‌ي پاريس بود. (شهر پاريس به 20 منطقه‌ي اداري تقسيم مي‌شود) پيش از اين ازدواج در همان سال آلفرد ون‌كليف و سالامون آرپلز شركتي را به قصد انجام امور تجاري تاسيس كرده بودند. آن‌ها علامت تجاري "ون‌كليف و آرپلز Van Cleef & Arpels" را در سال 1906 ثبت و فروشگاه خود را در پليس وندوم داير كردند. پس از آن برادران استل به نام‌هاي جولز و لويس آرپلز به آن‌ها پيوستند. آلفرد ون‌كليف صاحب فرزندي به نام "رنه ريچل پويسنت Renée Rachel puissant" شد و در سال 1938 درگذشت. از سال 1909 تا 1939، شركت ون‌‌كليف و آرپلز فروشگاه‌هاي متعددي را در مناطق متفاوت داير كرد. 
    به دنبال آن نسل دوم نيز به اين تجارت پيوست. در سال 1942، خانواده آرپلز به آمريكا مهاجرت كرد و فروشگاهي را در شهر نيويورك واقع در "خيابان پنجم Fifth Avenue" تاسيس كرد. از آن پس ون‌كليف و آرپلز اولين جواهرفروشان فرانسوي بودند كه در چين و ژاپن شعب شركت خود را تاسيس كردند. طي سال‌ها، همواره مديريت شركت را نوادگان خانواده‌ي آرپلز برعهده داشتند تا اين‌كه در سال 1999، شركت "ريچمونت Richemont" اين پست را اشغال كرد. شهرت ون‌كليف و آرپلز به دليل سفارشات فراواني است كه از جانب خانواده‌هاي سلطنتي و اشراف، سرمايه‌داران، نجيب‌زادگان دريافت كرده و تا به امروز موجب رشد توسعه‌ي اين شركت، نه تنها در اروپا و آمريكا بلكه آسيا و خاورميانه شده‌ است. 



    سنگ‌هاي بي‌نظير
    به منظور پايبندي به اصول اعتقادي بنيانگذاران، هر يك از جواهرات ون‌كليف و آرپلز به گونه‌اي طراحي شده ‌است كه زيبايي سنگ‌هاي بي‌نظيرِ استفاده شده را افزايش دهد. در ساخت اين جواهرات از آكومارين، "گارنت مندرين Garnet manderian‌" و روپليت استفاده مي‌شود. ون‌كليف و آرپلز برخي اوقات از موادي استفاده مي‌كند كه كاربرد آن‌ها دور از انتظار است، نظير صدف، اسنيك وود و لاك.

    ميستري ستينگ Mystery Setting
    نوعي روش نصب سنگ‌هاي گران‌بها بر روي قطعه كار به شيوه پاوه(نصب سنگ‌فرشي) است كه بر روي سطح كار هيچ‌گونه چنگك يا پايه‌ي نگهدارنده سنگ مشاهده نمي‌شود. اين تكنيك طي ساليان متمادي توسط اين شركت بهبود بخشيده شد و جديدترين مجوز آن براي نصب الماس در سال 1990 به ثبت رسيد. سنگ‌ها، تك به تك بر روي شبكه‌اي از طلاي ناب يا پلاتين نصب مي‌شوند. كيفيت جواهرات با اين شيوه‌ي نصب، به شفافيت و همواري سطح سنگ بستگي دارد. تراش‌دهنده سنگ بر اساس معيارهاي دقيق سنگ‌ها و محل قرار گرفتن آن‌ها را تعيين مي‌كند كه به درجه كيفيت سنگ‌ها وابسته است. از آنجايي‌كه از ميزان فلز گران‌بهاي مورد استفاده به مقدار بسيار زيادي كاسته مي‌شود، بازتاب نور از سطح سنگ افزايش چشمگيري مي‌يابد و موجب مي‌شود كه سنگ‌ها حداكثر درخشش را بيابند. 

    آثار ون‌كليف و آرپلز 
    خلق آثاري منحصر به فرد، مراحل خاصي از تاريخچه‌ي ون‌كليف و آرپلز را برجسته‌تر كرده‌اند كه شامل موارد زير مي‌شوند:
    •    اولين ساعت از جنس طلاي زرد يا سفيد با بند چرمي 
    •    دستبندي با گل‌هايي سفيد و سرخ شكفته، مزين به الماس، ياقوت و زمرد كه جايزه اول نمايشگاه هنرهاي تزييني و صنايع مدرن را در سال 1925 به خود اختصاص داد. 
    •     "مينادييره Minaudière"، جعبه كوچك كرم پودر، روژلب، فندك و كليد كه الهام گرفته از آثار "فلورنس‌جِي‌گلد (Florence Jay Gould" (1930 است.
    •    ساعت مچي به شكل قفل آويز (1936)
    •     دستبندي كه داراي محفظه‌ي جاي عكس مي‌باشد.
    •     ساعت مچي با صفحه‌ي مدور با ضخامت بسيار كم  
    •     گردنبندي به شكل زيپ (1950) كه داراي قابليت باز و بسته كردن مانند زيپ مي‌باشد. 
    •     گردنبد الحمبرا (Alhambra (1968
    •     گيره‌ي هزاره (Millennium Clip (2000
    •     حلقه‌ي بين انگشتي لوتوس (Lotus)(2001)
    •     مجموعه‌ي "روياي شب‌هاي نيمه‌ي تابستان (A midsummer nights Dream" (2003
    •     مجموعه‌ي "كوچور (Couture" (2004
    •     مجموعه‌ي "سنگ‌هاي سيرت Stone of character" 
    •     مجموعه "آتلانتيس و رقص باله (Atlantis and precious Ballet" (2007
    •    مجموعه "باغ‌ها (Gardens" (2008
    •     "عطر افسونگر (Perfume Fairy" (2008

    شخصيت‌هاي برجسته 
    از آغاز، همواره ون‌كليف و آرپلز با رخدادهاي مهم زندگي شاهزادگان، خانواده‌هاي سلطنتي و اشراف‌زادگان سراسر جهان در ارتباط بوده است و اشخاصي نظير ملكه نازلي و "پادشاه فاروق Farouk‌ King مصر"، "شاه بودوين بلژيك Baudoin King"، "سيريكيت Sirikit" ملكه تايلند، شاهزاده‌ي ولز، "گريس Grace" و "راينيير Rainier" شاهزاده‌هاي موناكو(ناحيه جنوب شرقي فرانسه)، خانواده‌هاي آقاخان قاجار و همچنين تعداد بي‌شماري از هنرپيشگان از طرفداران جواهرات ون‌كليف و آرپلز به شمار مي‌آيند كه شامل "مادلين كارول Madeleine Carroll"، "آوا گاردنر Ava Gardner"، "اودري هپ برن Audrey Hepburn"، سوفيا لورن، اليزابت تيلور، "برژيت باردوت Brigitte Bardot"، كاترين دنور، شارون استون، جوليا رابرتز، اوما تورمن، اسكارلت جانسون و بسياري ديگر مي‌شود. 


  • پاریس جواهر نشان بر دست شما
     

    Louis Vuitton که یکی از مارک های مشهور و قدیمی کالاهای لوکس فرانسوی است به تازگی آخرین دستاوردهای خود را در قالب مجموعه ای از جواهرات موسوم به Escale á Paris (مقیاسی از پاریس) رو نمایی کرده است. این برند فعال در زمینه مد که از سال 1854 میلادی با تولید کیف کفش و زیور آلات... به فعالیت می پردازد با ارائه این مجموعه نوآوری طراحان خود را به رخ رقبا کشیده است.

    مجموعه جدید جواهرات شرکت Louis Vuitton  ، شامل ست گوشواره، انگشتر و گردنبند می شود که توسط Lorenz Bäumer طراحی شده اند.نکته قابل توجه در خصوص این مجموعه آن است که هر یک از اجزای تشکیل دهنده کل مجموعه با الگو برداری از نقشه شهر پاریس شکل گرفته اند.برای مثال، انگشتر و گوشوارهای  Place Vendôm درواقع موقعیت بوتیک جواهرات لویی ویتون را نشان میدهد در این انگشتر و گوشوار تکه های بسیاری از الماس زرد (yellow diamonds) برای نمایش بلوارها و از الماس سفید برای شکل دادن به نقشه که عیناً با واقعیت مطابقت دارد، استفاده شده است.

    در مرکز انگشتر لوگوی گل مانند این شرکت با تکه ای الماس تراش خورده بزرگ قرار داده شده است. حلقه و گردنبند Place Vendôm نیز از لحاظ جواهرات استفاده شده در آن شبهاهت بسیاری با انگشتر و گوشواره ها دارد با این تفاوت که مقایس وسیع تری از شهر پاریس را نمایش می دهند.


  • پیاژه، یکه تاز دنیای زمان
    شرکت پیاژه که یکی از برترین برندهای طلا و جواهر سازی و همچنین ساعت می باشد در سال 1874 توسط جورج پیاژه در دهکده لا کت اکس فه (La Côte aux Fées) تاسیس گردید.
    این شرکت سوئیسی با پرورش روح لوکس گرایی خود و در حالی که بر خلاقیت تاکید داشته است، توجه خود را به طور کامل به ساعت سازی و ساخت جواهرات لوکس نموده است.
    این شرکت از سال 1960 به ساخت ساعتهای جواهرنشان پرداخته و پس از این پیشرفت بزرگ تمامی تلاش خود را برای ساخت و طراحی جواهرات گران قیمت نموده است.
    شرکت پیاژه، در طول تاریخچه خود پیاژه جوایز متعددی دریافت کرده‌است :
    - در سال ٢٠٠٠ هیئت داوران ساعت‌های پسیون جایزه ساعت سال را به مدل امپرادور اهدا نموده‌است.
    - در مسابقه بزرگ ساعت سازی ژنو در سال ٢٠٠٢ ساعت مچی پیاژه ١٩٦٧ جایزه بهترین طراحی ساعت را به خود اختصاص داده  و ساعت مچی ﺁلتیپلانو ایکس ال پاداش باریکترین ساعت را به سا ل ٢٠٠٣ ازﺁن خود نموده‌است.
    - در سال ٢٠٠٦ پیاژه با ارائه مدل لایم لایت پارتی.
    - در مسابقه بزرگ ساعت سازی ژنو برنده جایزه بهترین ساعت مچی جواهری زنان شده‌است.
    - ساعت مچی پولو کرونوگراف پیاژه توسط هیئت داوران مجله فرانسوی لا روو د.
    - مونتر به عنوان بهترین ساعت مچی سال ٢٠٠٧در قسمت کرونوگرافی انتخاب شده‌است.
    مدل امپرادور در مسابقه (میدل ایست واچ ﺁف ﺜﻪ یر ﺁواردز ٢٠٠٧) که توسط مجله عالم الساعت - والمجاورت برگزار شده بود جایزه ساعت مچی مردانه سال ٢٠٠٧ را دریافت کرده‌است.
    - ساعت مخفی لایم لایت پارتی از طرف مجله بلژیکی پسیون دمونتر به عنوان ساعت مچی زنانه سال ٢٠٠٧انتخاب شده‌است.
  • گفت و گو با جان لورین، مدیر هنری تیفانی
    با وجود آن‌كه اين روزها به دنبال بحران‌هاي اخير اغلب مردم، رفتار و زندگي پرتنشي دارند؛" جان لورين " داراي وقار و آرامشي تحسين‌برانگيز است. البته، ماشين غول‌پيكر صنعت جواهرسازي امريكا " تيفاني " محكم و استوار از او حمايت مي‌كند. شركتي كه درهايش را بر روي جنگ داخلي امريكا گشود. تيفاني از هنگامي‌كه به سمبل زيبايي، سبك هنري و كيفيت تبديل شد به گردش مالي سالانه‌اي در حدود دو ميليارد يورو دست يافت. 

    با وجود آن‌كه جان لورين پس از سي سال از سمت مديريت تيفاني استعفا داد، همچنان سخنگوي رسمي تيفاني به‌شمار مي‌آيد. شايان ذكر است كه او بيش از 20 عنوان كتاب درخصوص تاريخچه و مباحث زيبايي‌شناختي اين شركت نوشته است. 


     

    طلا و جواهر: علاقه‌ي شما به جواهرات نفيس از كجا آغاز شد؟
    من عاشق اشياء زيبا هستم. مادرم صاحب جواهرات بسيار زيبا، اما ارزان‌قيمت بود. طي جنگ جهاني دوم، هنگامي‌كه كودكي بيش نبودم با آن‌ها به‌عنوان اسباب‌بازي، بازي مي‌كردم. شايد بازي شاهانه‌اي به نظر برسد اما دليلش اين بود كه غير از آن‌ها چيز ديگري براي بازي كردن نداشتم و اين آغاز كار من بود. بازي با جواهرات تا حدودي بي‌احترامي به آن‌ها به نظر مي‌رسيد اما براي من بسيار هيجان‌انگيز بود، ضمن آن‌كه جواهرات خوب به اندازه‌ي كافي استحكام دارند كه در برابر اين كار مقاومت كنند. ما يك مزرعه‌ي قديمي در آريزونا داشتيم كه امكان بازي كردن در يك معدن طلاي قديمي را به ما مي‌داد، در آنجا به جستجوي سنگ‌هاي معدني، كاري شبيه به جستجوي گنج مي‌پرداختيم. 
    اولين شغل رسمي من، مديريت پنجمين فروشگاه " ايو سن لورن " Yves saint laurant‌ در ونيز بود. به وسيله‌ي اين شغل با چگونگي عملكرد ذهن يك طراح لباس نابغه آشنا شدم،" زيبايي و سادگي اعجاب‌انگيز است، در اين بين هيچ حدوسطي وجود ندارد." اين نتيجه‌اي است كه پس از يك عمر تجربه به آن دست يافتم،" همواره بايد به دنبال كمال بود، اين شعاري است كه من هميشه در تمامي امور از آن پيروي مي‌كنم."

    طلا و جواهر: كداميك از قطعه‌كارهاي تيفاني بيش از بقيه مورد علاقه‌ شما است؟
    هرگز به دنبال چيزهاي محبوب نبوده‌ام، زيرا اينكار محدوديت ايجاد مي‌كند. هنگامي‌كه به سنگ‌هاي زيبا نگاه مي‌كنم تحت‌تاثير قرار مي‌گيرم در حال‌حاضر در ميان سنگ‌ها بيش از بقيه به " روبليت Rubellite "، سپس به تانزانيت علاقه دارم. سنگ‌هاي گران‌بها هر يك داراي ويژگي منحصربفرد هستند. بنابراين پاسخ به اين سؤال براي من امكان‌پذير نيست. پاسخ من به سؤال " روز عادي" هم همين است، زيرا براي من هيچ روزي شبيه به روز ديگر نيست، هرگز!



    طلا و جواهر:در طراحي جواهر به چه چيزهايي بسيار علاقه‌منديد؟
    ماجراجويي. اين‌كه هرگز نمي‌دانيد به كجا مي‌رويد. ماهيت طراحي جواهر به‌گونه‌اي‌ است كه بسياري از افراد را دربرمي‌گيرد. ايده‌ي اصلي متعلق به يك نفر است اما در ادامه يك كار گروهي انجام مي‌گيرد. جواهرسازان، افراد خلاقي هستند و قطعات زيبايي مي‌سازند، اما افراد زيادي درگير فرايند توليد يك قطعه‌كار مي‌باشند. بيش از 20 طراح تمام وقت، توسط شركت تيفاني استخدام شده‌اند و مشغول به كار مي‌باشند. 
    من در سال 1980 " پالوما پيكاسو Paloma Picasso " را به تيفاني دعوت كردم. يك قطعه‌ي جواهر پس از توليد، وارد دنياي پيرامون ( حتي كشورهاي متفاوت ) مي‌شود. اتفاقي كه براي بسياري از آثار هنري در ديگر زمينه‌هاي هنرهاي زيبا رخ نمي‌دهد، اين بخشي از كار طراحي مي‌باشد كه من بيش از بقيه به آن علاقه‌مندم.
    به نظر من نقره فلزي بي‌نظير براي خانم‌هاي پركار و فعال است و " السا پرتي Elsa Pretti‌ " اين شور و حرارت را با اتصال مستقيم نقره به بدن خانم‌ها، به آن بخشيد. فلسفه‌ي اصلي ما در تيفاني " سادگي " و بازگشت به سمبل‌هاي بنيادين است تا تمامي ملت‌ها و فرهنگ‌ها قادر به درك جواهراتمان باشند. در حال‌حاضر، سادگي مبناي كار تمامي طراحان شركت مي‌باشد، به‌همين دليل ما صاحب چنين فروشگاه بزرگي هستيم. موفقيت ما به دليل زيبايي، سادگي و رعايت تناسب است، به آن‌معنا كه هر شخص به محض رؤيت يك قطعه‌كار، قادر به درك معناي آن شود. 

    طلا و جواهر: نظر شما راجع‌ به مد روز چيست؟
    اعتقاد چنداني به مد روز به‌خصوص براي صنعت اقلام لوكس ندارم. جواهرات به‌معناي واقعي از هنگام انتقال به گنجه‌ها، به جزئي از آن تبديل مي‌شوند. به‌طور طبيعي، هنگام طراحي قطعه‌كار در تيفاني، مد روز در نظر گرفته مي‌شود اما طراحي به‌گونه‌اي است كه دربرگيرنده‌ي سبك زندگي باشد. بدان‌معنا كه قطعه‌كار بر اساس نيازها و علايق يك خانم خاص و نه براي مد روز طراحي مي‌شود. 
    امروزه خانم‌ها بيشتر از جواهرات استفاده مي‌كنند، اما جواهرات سبك‌تر، داراي اجزاي متحرك و كوچك‌تر هستند. انطباق‌پذيري يكي از اجزاي اصلي جواهرات است. درصورتي‌كه جواهر نقشي سرگرم‌كننده نداشته باشد، پس دليل ساخت و كاربرد آن چيست؟
    روياپردازي در تيفاني نوعي سرگرمي محسوب مي‌شود و شما توانايي به واقعيت مبدل كردن روياهايتان را پيدا مي‌كنيد. مد هم نوعي روياست، در نتيجه بايد سرگرم‌كننده باشد.

    طلا و جواهر: از نظر شما تجمل به چه معناست؟ و تعريف شما از موفقيت چيست؟
    آزادي و زمان. آزادي و زمان گران‌بهاترين چيزهايي هستند كه در دنيا وجود دارند. به نظر من موفقيت يعني شاد بودن در هر زمان و مكان. اگر شما دوستان و خانواده‌اي داريد كه شما را دوست دارند، پس شما شخص موفقي هستيد.

    طلا و جواهر:تيفاني چه تدابيري براي مقابله با بحران‌هاي مالي اخير انديشيده است و چالش‌هاي پنج سال آتي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
    چالش‌هاي جهان همواره يكسان هستند. به عقيده‌‌ي من، در حال‌حاضر ما در بهترين دوران زندگي مي‌كنيم. تفاوت ميان چالش و فرصت بسيار اندك است. چالش همواره در زندگي وجود دارد اما در كنار آن از فرصت‌ها نبايد غافل شد. بايد مسير حركت خود را مشخص كرد و در آن مسير به تلاش و كوشش پرداخت. 
    ماجراجويي‌ها، اكتشافات و چالش‌ها همه جا وجود دارند، شما هرگز نمي‌دانيد كه ممكن است با چه افرادي برخورد كنيد يا اين‌كه قرار است چه اتفاقي رخ دهد. از آنجايي‌كه شرايط همواره در حال تغيير هستند هرگز نمي‌توانيد براي هر چيزي برنامه‌ريزي داشته باشيد پس بايد بر اساس آنچه كه رخ مي‌دهد برنامه‌هاي خود را تنظيم كنيد. بحران‌هاي اخير جهان در مقايسه با معضلات جنگ جهاني دوم، يك پيك‌نيك آخر هفته به شمار مي‌آيد، بنابراين از زمان لذت ببريد و از مزاياي آن استفاده كنيد. هرگز به گذشته نگاه نكنيد و نگوييد كه شرايط چنين و چنان بود. حواستان را خوب جمع كنيد زيرا فرصت‌ها همواره در كمين شما نشسته‌اند. 


    زندگي خصوصي: افسانه‌ي جاودان 
    جان لورين داراي ليسانس ادبيات از دانشگاه " يل Yale " مي‌باشد. او به مدت چهارسال در " مدرسه‌ي هنرهاي زيبا Ecole des Beaux-Arts " پاريس تحصيل كرده است. نقاشي‌هاي او در اروپا و امريكا به نمايش گذاشته شده‌اند و برخي از آثار او بخشي از مجموعه‌هاي دائمي موزه‌ي هنرهاي مدرن در نيويورك " مؤسسه‌ي هنر Art Institute ‌" در شيكاگو، موزه‌ي هنرهاي زيبا در " بوستون Boston " و چندين مكان ديگر مي‌باشد. 
    جان لورين همچنين داراي دكتراي افتخاري از " انستيتو پرت Pratt Institute " مي‌باشد و مدتي به‌عنوان استاد رشته‌ي هنر در دانشگاه كاليفرنيا تدريس كرده است. علاوه بر 20 عنوان كتاب درخصوص تاريخچه و سبك آثار تيفاني، لورين كتاب‌هايي درخصوص طراحي و سبك‌هاي هنري نوشته است. او همچنين از مقاله‌نويسان هميشگي چندين مجله نظير " آركيتكچرال دايجست Architectural Digest " و مجموعه‌دار آثار هنري و سراميك از قرن بيستم مي‌باشد. او از سمت مديريت طراحي تيفاني كه از سال 1979 به آن اشتغال داشت در سال 2009 استعفا داد. 



    تاريخچه‌: طلوع تيفاني 
    اين شركت در 18 سپتامبر 1837 توسط " چارلز لوييس تيفاني (Charles Lewis Tiffany " (1902-1812و " جان پي يانگJohn P.Young " تأسيس شد. در آغاز، اين فروشگاه به فروش تعداد محدودي از جواهرات به همراه لوازم التحرير، چتر و بادبزن اشتغال داشت اما به سرعت جواهرات، به‌خصوص زيورآلات الماس‌نشان، به مهم‌ترين بخش اين فروشگاه مبدل شدند و شركت به طراحي و ساخت سفارشات خانواده‌هاي صاحب‌نام نظير " وندربيلت Vanderbilt "، " راك فلر RockeFeller ‌" و " آستر Astor" پرداخت. در سال 1845، چارلز تيفاني اقدام به انتشار كاتالوگ سالانه‌ي شركت با عنوان " كتاب آبي" كرد كه پس از آن از اين رنگ براي بسته‌بندي‌هاي جواهرات تيفاني تا به امروزاستفاده شده است. 
    "جان اشلومبرجر (Jean Schlumberger‌ " (1987-1907، "پالوما پيكاسو" و " السا پرتي" طراحان قرن بيستم تيفاني هستند. طرح‌هاي اشلومبرجر به لحاظ زيبايي شناختي، خيره‌كننده و جذاب بودند. السا پرتي، از سال 1974 به سبك "ميني ماليستي Minimalist‌ " و الهام گرفته از نقش مايه‌هاي قلب، اشك و لوبيا به كار طراحي براي تيفاني پرداخت. پالوما پيكاسو همكاري‌ خود را با تيفاني از سال 1979 با معرفي جان لورين آغاز كرده است. پيكاسو اجزاي ساده و سطوح براق و درخشان، مزين به سنگ‌هاي رنگارنگ نظير سيترين و تورمالين را ترجيح مي‌دهد.