کالایاب

دسته ها

H 09. مشاور تولید

  • آبکاری اجسام غیر هادی
    پوشش کاری مواد غیر هادی مثلا : شیشه٬ موادمعدنی٬ نیمه هادیها٬ سرامیک٬ چرم٬ برگ درختان٬ چوب٬ پارچه و مواد پلاستیکی) به روش گالوانیک (الکترولیتی با استفاده از منبع جریان خارجی)٬ در صورتی که سطح آنها قبلا توسط یک روکش هادی جریان پوشیده شده باشد٬ ممکن خواهد شد.
    مشکلات فلز اندود نمودن غیر هادی ها٬ در ترسیب الکترولیتی نیست٬ بلکه در چسبندگی روکش فلزی است. غیرهادی ها بعد از یک آماده سازی کامل٬ آماده فلزاندود کردن هستند که بر روی آنها بتوان یک پوشش فلز با چسبندگی خوب افزود. در نتیجه فلزاندود نمودن مواد پلاستیکی٬ خواص جالب پلاستیک (برای مثال٬ وزن سبک٬ تغییر شکل آسان با کیفیت سطح استثنایی٬ ارزان قیمت بودن نسبت به فلز) با خواص روکشهای فلزی حاصله از آبکاری با برق به دست میآید.
  • آبکاری با روی
     

    روی فلزی است به رنگ سفید متمایل به آبی٬ بالاتراز 100 درجه سانتیگراد شکننده٬ مابین100 الی 200 درجه سانتیگراد نرم٬ قابل انحنا و انبساط است و میتوان به صورت ورقههای نازک درآورد٬ بالای 200 درجه سانتیگراد دوباره شکننده میشود. خاصیت تکنیکی خیلی مهم روی حفاظت خیلی خوب پوششهای آن در مقابل خوردگی است. این خاصیت ترجیحا بواسطه تشکیل لایه یکنواخت و چسبنده اتمسفر ایجاد میشود و عموما شامل اکسید و هیدروکسید کربنات روی و گاهی نیز سولفات و کلرید روی میباشد.

    الکترولیتهای آبکاری روی

    الکترولیتهای اسیدی : اسید سولفوریک - اسید کلیدریک و اسید فلوبوریک.

    الکترولیتهای بازی : سیانیدی - زنکاتی و پیروفسفات.

    قدیمیترین نوع رویکاری گالوانیزاسیون است . در این روش روی کاری٬ قطعات آهنی بعد از عملیات پرداخت در داخل روی مذاب در درجه حرارتی مابین 420 الی 450 درجه سانتیگراد فرو برده میشود. برای اهداف تزئینی از رویکاری براق استفاده میشود. اساسا″ ترکیب حمامهای براق شبیه حمامهای مات است٬ فقط حمام های براق دارای درجه خلوص بالاتر و بعلاوه مواد براقکننده آلی و غیرآلی میباشند. 

    معمولا لایههای پوششی روی عملیات پسین شیمیایی توسط کروماته کردن و یا فسفاته کردن را پذیرا هستند. در نتیجه کروماته کردن لایه های روی خوردگی روی به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد.


  • آبکاری با فلزات گروه پلاتین
    به طو کلی پلاتین٬ پالادیوم٬ رودیوم٬ روتنیوم٬ اسمیوم و اریدیوم را فلزات گروه پلاتین می نامند. فلزات گروه پلاتین در صنعت مدرن رفته رفته اهمیت پیدا میکنند و از آنجایی که گرانبها هستند سعی می شود به جای استفاده از فلزات گروه پلاتین در صنعت پوشش کاری٬ از فلزات دیگر استفاده شود.
    فلزات گروه پلاتین در صنعت تجهیزات آزمایشگاهی پیشرفته و مدرن٬ در صنعت الکتروتکنیک٬ در زرگری و در صنعت شیمیایی به عنوان کاتالیزور استفاده میکنند.
  • آبکاری با قلع
     

    قلع فلزی است براق٬ دارای رنگ سفید نقرهای٬ در درجه حرارت معمولی در مقابل آب و هوا مقاوم است و اسیدها و بازهای ضعیف به سختی روی آن اثر میگذارند. برعکس اسید و بازهای قوی به آسانی روی آن اثر میگذارند. به راحتی لحیمپذیر است. قلع در مقابل مواد غذایی و اتمسفر معمولی تحت تاثیر قرار نمیگیرد. با توجه به اینکه سمی نیست٬ کاربرد زیادی در پوششکاری قطعات صنعتی مواد غذایی و صنعت کنسروسازی دارد. با توجه به لحیمکاری بسیار عالی در صنعت برق نیز به کار برده میشود.

    الکترولیتهای آبکاری قلع

    الکترولیتهای اسیدی : اسید فنل سولفونیک - اسید هیدروفلوریک و اسید فلوئوروبونیک.

    الکترولیتهای قلیایی : براساس استانات سدیم یا پتاسیم و هیدروکسیدهای مربرطه میباشد.

    پوششهای قلع ایجاد شده روی قطعات به طریق الکترولیتی ظاهری کدر دارند با فرو بردن قطعات در حمام روغن داغ (Surfuion) براق میشوند. حمامهای روغن داغ٬ خلل و فرج موجود در پوشش را از بین برده٬ مقاومت در مقابل خوردگی قشر را افزایش میدهند. همچنین با استفاده از یک محلول خیلی داغ کرومات قلیایی حاوی یک تر کننده٬ میتوان مقاومت در مقابل خوردگی قشر قلعاندود شده را بهتر نمود.


  • آبکاری با مس
    مس فلزی است با قابلیت کشش بدون پاره شدن٬ نرم و هادی بسیار خوب جریان برق و گرما. مس از هیدروژن نجیبتر است و در نتیجه نه تنها در مقابل آب و محلولهای نمکدار بلکه در مقابل اسیدهایی که اکسیدکننده نیستند نیز مقاومت دارد.

     اکسیدکنندهها و اکسیژن هوا به راحتی مس را به اکسید مس (I) و یا اکسید مس (II) تبدیل میکنند اکسیدهایی که برخلاف خود فلز در اکثر اسیدها حل میشوند. به دلیل وجود گازهای مخرب در محیط که دارای گوگرد هستند٬ روی اشیایی که از جنس مس هستند لایه هایی از سولفور مس به رنگهای تاریک و یا سبز تشکیل میشود.
  • آبکاری با نقره یا پوشش نقره
     

    نقره فلزی قیمتی (نجیب)٬ به رنگ سفید براق است. اسید کلریدریک٬ اسید سولفوریک و اسید استیک به طور جزیی بر آن اثر می کند٬ برعکس اسید نیتریک٬ آن را به صورت نیترات نقره حل میکند. نقره توسط سولفور هیدروژن و ترکیبات دیگر گوگرد تولید سولفور نقره به رنگ سیاه می نماید. اکسیژن هوا به نقره آسیبی نمیرساند. همچنین در مقابل اغلب محلولهای نمکی و غذایی نیز مقاومت دارد.

    الکترولیتهای آبکاری نقره

    حمام های نقره کاری شامل سیانید ساده نقره٬ کربنات پتاسیم٬ سیانید پتاسیم یا سیانید سدیم می باشد. هنگامی که از سیانید پتاسیم استفاده میشود پوشش به سختی می سوزد. ضمنا لایهها براق و حمامها دارای خاصیت هدایت جریان بیشتری هستند. سیانید قلیایی موجود در الکترولیت تحت تاثیر CO2 موجود در اتمسفر به طور جزیی تجزیه شده و تولید کربنات میکند. کربنات تولید شده خاصیت هدایت الکتریسیته و قدرت نفوذ الکترولیت را زیاد میکند.

    پوشش های نقره که در حمامهای سیانیدی ساده ایجاد میشود کدر هستندو باید در هنگام پوشش کاری برشکاری نمود. عملیات اجتناب ناپذیر جلاکاری علاوه بر اینکه قیمت را بالا میبرد٬ سبب از بین رفتن فلز نقره نیز میشوند. در حال حاضر حمام های نقره حاوی مواد افزودنی مختلف سبب ایجاد لایه های براق به کار برده میشوند. این حمامها معایب الکترولیتهای ساده را ندارند. 


  • آبکاری با نیکل
     

    نیکل یکی از مهمترین فلزاتی است که در آبکاری به کار گرفته میشود. تاریخچه آبکاری نیکل به بیش از صدها سال پیش باز میگردد این کار در سال 1843 هنگامی که R.Rotlger توانست رسوبات نیکل را از حمامی شامل سولفات نیکل و آمونیوم بدست آورد آغاز گردید بعد از آن Adams اولین کسی بود که توانست آبکاری نیکل را در موارد تجاری انجام دهد. نیکل رنگی سفید شبیه نقره دارد که کمی متمایل به زرد است و به راحتی صیقلپذیر و دارای خاصیت انبساط و انقباض٬ جوشپذیر بوده و مغناطیسی میبلاشد. آبکاری با نیکل اساسا به منظور ایجاد یک لایه براق برای یک لایه بعدی مانند کروم و به منظور فراهم آوردن جلای سطحی خوب و مقاومت در برابر خوردگی برای قطعات فولادی٬ برنجی و حتی بر روی پلاستیکهایی که با روشهای شیمیایی متالیزه شدهاند به کار میرود. مواد شیمیایی که در الکترولیتهای نیکل به کار میروند عبارتنداز:

    نمک فلزی (مهمترین آنها سولفات نیکل است و همچنین از کلرید نیکل و سولفومات نیکل نیز استفاده میشود.)

    نمک رسانا (برای بالا بودن قابلیت رسانایی ترجیحا از کلریدها مخصوصا کلرید نیکل استفاده میشود.)

    مواد تامپونه کننده (برای ثابت نگه داشتن PH اصولا اسید بوریک به کار برده میشود.)

    مواد ضد حفرهای شدن (برای جلوگیری از حفره ای شدن به الکترولیتهای نیکل موادی اضافه می کنند که مواد ترکننده نامیده می شوند. سابقا از مواد اکسید کننده به عنوان مواد ضد حفره استفاده میشد.)


  • آبکاری با کروم
    روکشهای لایه کروم رنگی شبیه نقره٬ سفید مایل به آبی دارند. قدرت انعکاس سطح کرومکاری شده و کاملاً صیقلی شده در حد 65% است (برای نقره 88%و نیکل 55%) در حالی که خاصیت انعکاس نقره و نیکل با گذشت زمان ضایع میشود٬ در مورد کروم تغییری حاصل نمیشود. لایههای کروم قابل جوشکاری نبوده و رنگکاری و نقاشی را نمی پذیرند.

     کروم در مقابل گازها٬ موادقلیایی و نمکها مقاوم است اما اسید سولفوریک و اسید کلریدریک و سایر اسیدهای هالوژندار در تمام غلظتها و در تمام درجه حرارتها بر روی کروم تاثیر می گذارند. به دنبال رویین شدن شیمیایی٬ روکشهای کروم مقاومت خوبی در اتمسفر از خود نشان می دهند و کدر نمی شوند. از این رو به تمیز کردن و یا نو نمودن توسط محلولها یا محصولات حل کننده اکسیدها را ندارند. 

    روکش های کروم تا 500 درجه سانتی گراد هیچ تغییری از نظر کدر شدن متحمل نمی شوند. رویین شدن حالتی است که در طی آن در سطح کروم٬ اکسید کروم (3+) تشکیل می شود. این عمل موجب جابهجایی پتانسیل کروم از 0.717 به 1.36 ولت می شود و کروم مثل یک فلز نجیب عمل می نماید. لایه های پوششی کروم براق با ضخامت پایین (در حدود 1 میکرومتر)که غالبا در کرومکاری تزیینی با آن روبه رو هستیم فولاد را در مقابل خوردگی حفاظت نمیکنند کروم کاری ضخیم که در مقابل خوردگی ضمانت کافی داشته باشد فقط از طریق کرومکاری سخت امکان پذیر است.

     با توجه به اینکه پوششهای کروم الکترولیتی سطح مورد آبکاری را به طور کامل نمیپوشانند از این رو کرومکاری تزیینی هرگز به تنهایی مورد استفاده قرار نمیگیرد بلکه همواره آن را به عنوان پوشش نهایی بر روی واکنشهایی که حفاظت سطح را در مقابل خوردگی ضمانت مینمایند به کار میروند. معمولا به عنوان پایه محافظ از نیکل استفاده میشود.
  • آبکاری و اصول آبکاری فلزات
     

    پوشاندن یک جسم بایک لایه نازک از یک فلز با کمک یک سلول الکترولیتی آبکاری نامیده می‌شود. جسمی که روکش فلزی روی آن ایجاد می‌شود باید رسانای جریان برق باشد. الکترولیت مورد استفاده برای آبکاری باید دارای یونهای آنفلزیباشد که قرار است لایه نازکی از آن روی جسم قرار بگیرند.

    - نگاه کلی

    فرایند آبکاری معمولاً با فلزات گرانبها چون طلا و نقره ‌و کروم جهت افزایش ارزش فلزات پایه مانند آهن ‌و مس ‌و غیره و همچنین ایجاد روکشی بسیار مناسب (در حدود میکرومتر) برای استفاده از خواص فلزات روکش کاربرد دارد. این خواص می‌تواند رسانایی الکتریکی و جلوگیری از خوردگی باشد. فعل و انفعال بین فلزها با واسطه‌های محیطی موجب تجزیه و پوسیدگی آنها می‌شود چون فلزها میل بازگشت به ترکیبات ثابت را دارند.

     پوسیدگی فلز ممکن است به صورت شیمیایی (توسط گازهای خشک و محلولهای روغنی گازوئیل و نفت و مانند اینها) و یا الکتروشیمیایی (توسط اسیدها و بازها و نمک‌ها) انجام پذیرد. طبیعت و میزان خوردگی به ویژگی‌های آن فلز٬ محیط و حرارت وابسته است. روش های زیادی برای جلوگیری از خوردگی وجود دارد که یکی از آنها ایجاد روکشی مناسب برای فلزها می‌باشد و معمول‌ترین روشهای روکش فلزها عبارتنداز: رنگین کردن فلزات ٬ لعاب کاری ٬ آبکاری با روکش پلاستیک٬ حفاظت کاتدیک‌ و آبکاری با فلزات دیگر.

    - اصول آبکاری

    به طور کلی ترسیب فلز با استفاده از یک الکترولیت را می‌توان به صورت واکنش زیر نشان داد:

    فلز<-------- الکترون) z + کاتیون فلزی)

    ترسیب فلز با روشهای زیر انجام می‌شود:

    - آبکاری الکتریکی

    در این روش ترسیب گالوانیک یک فلز بر پایه واکنشهای الکتروشیمیایی صورت می‌گیرد. هنگام الکترولیز در سطح محدود الکترود / الکترولیت در نتیجه واکنشهای الکتروشیمیایی الکترون‌ها یا دریافت می‌شوند (احیا) و یا واگذار می‌شوند (اکسیداسیون). برای اینکه واکنشها در جهت واحد مورد‌ نظر ادامه یابند لازم است به طور مداوم از منبع جریان خارجی استفاده شود.

    واکنشهای مشخص در آند و کاتد همچنین در الکترولیت همیشه به صورت همزمان صورت می‌گیرند. محلول الکترولیت باید شامل یونهای فلز رسوب‌کننده باشد و چون یونهای فلزها دارای بار مثبت می باشند به علت جذب بارهای مخالف تمایل به حرکت در جهت الکترود یا قطبی که دارای الکترون اضافی می‌باشد (قطب منفی یاکاتد) را دارند. قطب مخالف که کمبود الکترون دارد قطب مثبت یا آند نامیده می‌شود. به طور کلی سیکل معمول پوشش‌دهی را می‌توان به صورت زیر در نظرگرفت:

    - یک اتم در آند یک یا چند الکترون از دست می‌دهد و در محلول پوشش‌دهی به صورت یون مثبت در می‌آید.

    - یون مثبت به طرف کاتد یعنی محل تجمع الکترون‌ها جذب شده و در جهت آن حرکت می‌کند.

    - این یون الکترون‌های از دست داده را در کاتد به دست آورده و پس از تبدیل به اتم به صورت جزیی از فلز رسوب می‌کند.

    قوانین فارادی

    قوانین فارادی که اساس آبکاری الکتریکی فلزها را تشکیل می‌دهند نسبت بین انرژی الکتریکی و مقدار عناصر جا به جا شده در الکترودها را نشان می‌دهند.

    قانون اول: مقدار موادی که برروی یک الکترود ترسیب می‌شود مستقیماً با مقدار الکتریسیته‌ای که از الکترولیت عبور می‌کند متناسب است.

    قانون دوم: مقدار مواد ترسیب شده با استفاده از الکترولیت‌های مختلف توسط مقدارالکتریسیته یکسان به صورت جرم‌هایی با اکی‌والان مساوی از آنهاست.

    بر اساس این قوانین مشخص شده است که ۹۶۵۰۰ کولن الکتریسیته (یک کولن برابر استبا جریان یک آمپر در یک ثانیه) لازم است تا یک اکی‌والان گرم از یک عنصر را رسوب دهد یا حل کند.

    آبکاری بدون استفادهاز منبع جریان خارجی

    هنگام ترسیب فلز بدون استفاده از منبع جریان خارجی الکترون‌های لازم برای احیای یون‌های فلزی توسط واکنش‌‌های الکتروشیمیایی تامین می‌شوند. بر این اساس امکان وجود دارد:

    - ترسیب فلز به روش تبادل بار (تغییر مکان‌) یا فرایند غوطه‌وری: 

    اساس کلی این روشبر اصول جدول پتانسیل فلزها پایه‌ریزی شده است. فلزی که باید پوشیده شودباید پتانسیل آن بسیار ضعیف‌تر (فلز فعال) از پتانسیل فلز پوشنده (فلزنجیب) باشد.

    فلزی که باید ترسیب شود باید در محلول به حالت یونی وجود داشته باشد. برای مثال به هنگام غوطه‌ور نمودن یک میله آهنی در یک محلول سولفات مس فلز آهن فعال است و الکترون واگذار می‌کند و به شکل یون آهن وارد محلول می‌شود. دو الکترون روی میله آهن باقی می‌ماند.

    یون مس دو الکترون را دریافت کرده احیا می‌شود و بین ترتیب مس روی میله آهن می‌چسبد و هنگامی که فلز پایه که باید پوشیده شود (مثلا آهن) کاملاً توسط فلز پوشنده (مثلا مس) پوشیده شود آهن دیگر نمی‌تواند وارد محلول شود والکترون تشکیل نمی‌شود و در نتیجه عمل ترسیب خاتمه می‌یابد. موارد استعمال این روش در صنعت آبکاری عبارت است از: مس‌اندود نمودن فولاد٬ نقره‌کاری مس و برنج٬ جیوه‌کاری٬ حمام زنکات٬ روشهای مختلف کنترل و یا آزمایش٬ جمع‌آوری فلز از حمام‌های فلزات قیمتی غیر قابل استفاده (طلا) با استفاده از پودر روی.

    - ترسیب فلز به روش اتصال: 

    این روش عبارت است از ارتباط دادن فلز پایه با یک فلز اتصال. جسم اتصال نقش واگذارکننده الکترون را ایفا می‌کند. برای مثال هنگامی که یک میله آهنی (فلز پایه) همراه یک میله آلومینیومی٬ به عنوان جسم اتصال در داخل یک محلول سولفات مس فرو برده می‌شود٬ دو فلز آهن و آلومینیوم به جهت فعالتر بودن از مس٬ به صورت یون فلزی وارد محلول می‌شوند و روی آنها الکترون باقی می‌ماند و چون فشار انحلال آلومینیوم از آهن بیشتر است.

     از این رو اختلاف پتانسیلی بین دو فلز ایجاد شده و الکترون‌ها در روی یک سیم رابط٬ از سوی آلومینیوم به طرف آهن جاری می‌شوند. بنابراین مشاهده می‌شود که مقدار زیادی از یونهای مس محلول روی آهن ترسیب می‌شوند. ضخامت قشر ایجادشده نسبت به روش ساده تبادل بار بسیار ضخیم‌تر است. از روش اتصال برای پوشش‌کاری فلزات پیچیده استفاده می‌شود.

    - روش احیا:

     ترسیب فلز با استفاده از محلولهای حاوی مواد احیا کننده٬ روش احیا نامیده می‌شود. یعنی در این روش الکترون های لازم برایاحیای یونهای فلزات توسط یک احیا کننده فراهم می‌شود.

    پتانسیل احیاکننده‌ها باید از فلز پوشنده فعالتر باشند٬ اما بابد خاطر نشان ساخت که اختلاف پتانسیل به دلایل منحصراً کاربردی روکش‌ها٬ نباید بسیار زیاد باشد. برای مثال هیپوفسفیت سدیم یک احیا کننده برای ترسیب نیکل است ولی برای ترسیب مس که نجیب‌تر است٬ مناسب نیست.

    مزیت استفاده از این روش در این است که می‌توان لایه‌هایی با ضخامت دلخواه ایجاد نمود. زیرا اگر مقدار ماده احیا کننده در الکترولیت ثابت نگه داشته شود می‌توان واکنش ترسیب را کنترل نمود. به ویژه غیر هادی‌ها رانیز بعد از فعال نمودن آنها٬ می‌توان پوشش‌کاری کرد.

    - آماده سازی قطعات برای آبکاری

    برای بدست آوردن یک سطح فلزی مناسب نخستین عملی است که با دقت باید صورت گیرد٬ زیرا چسبندگی خوب زمانی به وجود می‌آید که فلز پایه٬ سطحی کاملا تمیز و مناسب داشته باشد.بدین علت تمام لایه‌ها و یا قشرهای مزاحم دیگر از جمله کثافات٬ لکه‌های روغنی٬ لایه‌های اکسید٬ رسوبات کالامین که روی آهن در درجه‌های بالا ایجاد می‌شوند را از بین برد. عملیات آماده سازی عبارتند از:

    - سمباده‌کاری و صیقل‌کاری:

    طی آن سطوح ناصاف رابه سطوح صاف و یکنواخت تبدیل می‌کنند.

    - چربی‌زدایی:

    طی آن چربی‌های روی سطح فلزات را می‌توان توسط عمل انحلال٬ پراکندگی٬ امولسیون٬ صابونی کردن و یابه روش تبادل بار از بین برد.

    - پرداخت:

     انحلال شیمیایی قشرهای حاصل از خوردگی روی سطح فلزات را پرداخت کردن می‌نامند که اساساً به کمک اسیدهای رقیق و در بعضی موارد توسط بازها انجام می‌گیرد.

    - آبکشی٬ خنثی‌سازی٬ آبکشی اسیدی٬ خشک کردن:

    خنثی‌سازی برای از بینبردن مقدار کم اسید یا مواد قلیایی که در خلل و فرج قطعه باقی می‌مانند و همچنین آبکشی اسیدی برای جلوگیری از امکان تشکیل قشر اکسید نازک غیرقابل رؤیت که موجب عدم چسبندگی لایه الکترولیتی می‌شود.


  • آبکاری یا روکش طلا
    آبکاری:
    روکش کردن یک قطعه طلا بوسیله طلا به روش الکترولیز را آبکاری می گویند. آبکاری به منظور زینت و یا حفظ قطعه از عوامل جوی می باشد که در ده مرحله انجام می­ گیرد.
    1. آماده سازی زیر کار: 
    براق کردن و تمیز کردن زیرکار در آبکاری طلا الزامی می باشد که این عمل معمولاً بوسیله دینام انجام می­گیرد. بر روی دینام   فرچه­های موئی و نمدی یا پنبه­ای قرار داده و برای از بین بردن خط های نسبتاً عمیق با فرچه موئی همراه با روغن معروف به  پنزا (PENZA) استفاده میگردد. و برای براق کردن روی کار از روغن پولیش مخصوص طلا همراه با فرچه موئی استفاده می کنند. در کارگاه­های طلاسازی برای براق نمودن از دستگاه ساچمه زن استفاده می­ گردد که به نسبت فرچه سیمی برای پرداخت در مورد وزن طلا از کسری کمتری برخوردار می باشد.
    2. شستشو با شوینده­ هائی که چربی را از بین می برند:
    پودرهای شستشو همراه با آب داغ هر گونه چربی و کثافات را از روی محل کارپاک کرده و زمینه مساعدی فراهم می نماید.
    بعد از اتمام شستشو با چربی گیرها آنرا با آب شهر آب می کشیم.
    برای از بردن لک انگشت دست و سایر چربی هائی که در گوشه کار ممکن است باشد بوسیله وانی شامل 30 گرم سیانور پتاسیم یا سدیم (NACN یا KCN) در یک لیتر آب مقطر و در ولتاژی بین 12-10 ولت به مدت حداکثر یک دقیقه انجام می­گردد. لازم به ذکر است که قطب منفی را به کاتد یا قطعه مورد نظر وصل می کنیم.
     شستشوی دوبار با آب شهر که باعث بهبود کیفیت کار خواهد شد.
     لیزگیری:
    عمل لیزگیری برای این منظور قطعه را دورانی شامل یک لیتر آب مقطر 100 یا یک استکان اسید سولفوریک غلیظ (H­2SO4) قرار می دهند.
    شستشو با آب مقطر مرحله بعدی می باشد.
    آبکاری (توضیح بعداً داده خواهد شد).
    شستشو کامل با آب شهر.
    خشک کردن که معمولاً از خاک اره استفاده می شود. خاک اره در کیفیت خشک شدن تأثیر بسزایی دارد و بهترین نوع خاک اره درخت شمشاد که گرم شده می باشد.
    تشکیل دادن وان آبکاری:
    استفاده از وانهای استیل بدون پوشش موجب تجزیه تدریجی سیانور شده و کیفیت الکترولیت را تغییر می دهد لذا ضروری است از وانهای شیشه­ای از نوع پیرکس- فایبر گلاس و یا وان فلزی با پوشش P.V.C استفاده نمود. در صورتی که غیر از وان استیل چیز دیگری در دسترس نباشد می توان از دو قطعه صفحه استیل که از وان عایق شده باشد استفاده نمود.
    نحوه تهیه الکترولیت:
    موارد مورد نیاز عبارتند از :
     - آب مقطر  
    - یک گرم طلای عیار 9/999  
    - 3گرم ئیدروژن   
    - 3 گرم کربنات سدیم یا پتاسیم  
    - 5 گرم سیانور سدیم یا پتاسیم  
    - یک استکان تیز آب سلطانی 
    - (HNO3­)  یک استکان جوهر نمک (HCL) 8) یک چهارم استکان محلول آمونیاک یا (NH­4OH)
    نحوه تهیه:
    ابتدا بشر شیشه­ای یک گرم طلای مورد نیاز را که کاملاً نازک شده ریزریز کرده و تیز آب سلطانی و اسید کلریدریک را به آن اضافه کرده و بر روی هیتر قرار می دهیم بر اساس حرارت طلا در تیز آب و جوهر نمک حل می شود.
    سپس بعد از سرد شدن مقدار یک چهارم استکان محلول آمونیاک(NH­4OH) به آن اضافه می شود و بعد به ترتیب مقدار 3 گرم هیدروژن فسفاته و 3 گرم کربنات سدیم و یا پتاسیم و مقدار5 گرم سیانور سدیم به آن اضافه کرده حجم محلول را با استفاده از آب مقطر یک لیتر می رسانیم. لازم به ذکر است که خالص بودن آب مقطر یکی از دلایل کیفیت کار می باشد برای امتحان آب مقطر، مقداری از آنرا برروی لام آزمایشگاهی بریزید، بعد از خشک شدن نباید هیچگونه رسوبی یا تغییر  رنگی مشاهده شود.
    مقادیر ذکر شده برای تهیه یک لیتر آب طلای معمولی کافی است. برای آبکاری به ضخامت بیشتر مقدار طلا را بیشتر در نظر میگیرند و آبکاری غیر استادارد برای بدلی کار از 5% گرم در لیتر استفاده می شود.
    بعد از آبکاری بر اثر استفاده، مقدای از غلظت طلای داخل وان کم می شود. برای تقویت وان می توان سیانور طلا 88% و یا حداقل 68% استفاده نمود. برای اضافه کردن سیانور طلا 88% بعلت غیر محلول بودن در آب کم کم در محلول میریزیم تا آرام آرام حل شود، ولی سیانور طلا 68% را می توان در مقداری آب مقطر حل کرده و بعد به محلول الکترولیت وان اضافه نمود.
    بعد از استفاده از محلول آنرا در داخل شیشه دهان تنگ و بدور از نور نگهداری نمائید و از ورود آب آشامیدنی و چربی به داخل محلول و وان آبکاری مجدداً خودداری فرمائید.
    در هنگام آبکاری حتماً موارد زیر را رعایت کنید:
    - سطح کار صاف و صیقلی باشد.
    - میزان طلای درون وان بیش از اندازه مورد نیاز باشد.
    - زمان آبکاری را حدوداً 30 ثانیه در نظر بگیرید، زمان زیاد باعث کدر شدن آبکاری می گردد.
    - فاصله کار را تا آند کم در نظر نگیرید.
    - دمای مورد نیاز در حدود بین 50 تا 70 نرمال است. بدیهی است که دمای زیاد کدری کار را بدنبال خواهد داشت.
    - قطعه را در وان به صورت افقی وارد کنید. تمام جهات کار را با حرکت دست در برابر آند قرار دهید، تاروکش یکنواخت گردد.
    - اگر روکش به قرمزی بزند نشان دهنده آن است که در الکترولیت املاح مس وجود داشته است.
    - اگر سیانور زیاد باشد، روکش کمرنگ یا بدرنگ است.
    - اگر سیانور وان کم شود، روکش قرمز شفاف است.
    - جنس آند می تواند از استیل و پلاتین و یا شمش طلا باشد.
    - ولتاژ مورد نیاز بین 8 تا 12 ولیت می باشد، قطب مثبت را به آند و قطب منفی را به کاتد (کار ) وصل کنید.
    - شستشوی سریع بعد از آبکاری یا آب مقطر باعث ثبات بیشتر آبکاری خواهد شد. محلول آب مقطری که بعنوان شستشو استفاده می شود، را به وان اضافه کنید تا از هدر رفتن طلا جلوگیری نمایئد.
    چند نکته مهم:
    - در اصطلاح حرفه ای زر گرها (نیم عیار) به عیار 12 گویند.
    - طلای متفرقه: 

     

    در اصطلاح زرگری به مصنوعات مستعمل و یا شکسته که به دلایل مختلف عیار آن مشخص نیست طلای متفرقه گویند و تفاوت آن با طلای آب شده این است که طلای آب شده دارای عیار تعیین شده است ولی عیار طلای متفرقه مشخص نیست.
    - فرق بین شمش تیزابی و شمش معمولی این است که درجه خلوص شمش تیزابی هیچوقت به 9/999 نمی رسد، در حالیکه درجه خلوص شمش 9/999 است.
    - اسیدهای مصرفی در طلاسازی:
    در طلاسازی از 4 نوع استفاده می گردد:
    - اسیدبوریک 
    - اسیدسولفوریک
    - اسید نیتریک
    - اسید کلریدریک
  • آلیاژهای طلا
    طلا و نقره به هر نسبتی با یكدیگر با یكدیگر تشكیل آلیاژ می‌دهند. هرگاه درچنین آلیاژی 60 – 50 در صد نقره بكار رود آلیاژی به رنگ زرد مایل به سفید تشكیل خواهد شد. هرگاه میزان نقره 25 درصد باشد آلیاژ حاصله سفید مایل سبز خواهد شد كه آلیاژ در طلا و جواهر سازی كاربرد زیادی دارد. آلیاژ طلا و مس با 75 درصد طلا و 25 درصد مس به رنگ به رنگ زرد مایل به سرخ در سكه سازی كاربرد دارد. طلای قرمز با افزایش درصد مس بدست می‌آید. طلای ارغوانی آلیاژی از 75.49 درصد طلا و بقیه آلومینیوم است و طلای آبی رنگ روشن حاوی 53.83 درصد ایندیوم و 46.17 درصد طلا می‌باشد. در هر صورت با تغییرات لازم در میزان درصد طلا و عناصر آلیاژی دیگر رنگهای متنوعی از طلا بدست می‌آید. 
    مقیاس عیار در حقیقت مقدار طلای خالص در 24 قسمت قسمت از كل فلز است یعنی اینكه عیار طلای 100 درصد خالص 24 در نظر گرفته می‌شود به عبارت دیگر واژه عیار بیامگر میزان خلوص آن در 24 قسمت می‌باشد. بهترین طلای تجاری كه در ساخت زیور آلات به كار می‌رود 22-14 عیار است. سكه های داخلی طلا عموما 21.6 عیار هستند یعنی در آنها 90 درصد طلا وجود دارد. 
    نسبت طلا را گاهی اوقات در هزار قسمت در نظر می‌گیرند با یك تناسب ساده می‌توان مثلا متوجه شد كه طلای 18 عیار در چند هزار است.
  • ابزار طلاسازی / سوهان
    سوهان یکی از ابزارهای دستی است که در درودگری و فلزکاری از جمله طلا و جواهرسازی بکار می‌رود.

    سوهان از یک میله فلزی با سطحی شیاردار و زبر و یک دسته درست شده است.  این شیارها را که بیشتر موازی هستند پیش از سخت‌شدن فلز میله، بوسیله یک اسکنه یا دستگاه روی آن می‌کَنند.

    از سوهان برای ساییدن و صاف کردن سطوح از جمله چوب و فلز و همچنین در صنایع دستی مانند معرق کاری استفاده می‌شود.

    بدیهی است که به کار با سوهان، سوهان‌کاری، به بکاربرنده این ابزار، سوهان‌کار یا سوهانگر، به عمل یک سوهان‌کار، سوهان زدن و به قابلیت سایش پذیری یک سطح توسط سوهان، سوهان‌خواری می‌گویند.

    گونه‌ها :

    • سوهان دوسرصاف
    • سوهان دوسرکج
    • سوهان سه‌پهلوی سه‌گوش
    • سوهان سه‌پهلوی صاف
    • سوهان نیم‌گرد
    • سوهان دم‌کاردی
    • سوهان دم‌موشی
    • سوهان گرد
    • سوهان چوب ساب (rasp)
    • سوهان ناخن
    • سوهان درشت
    • سوهان چهارگوش
    • سوهان نرم

  • ارباب طلا
     

    تنها محصولات طلایی به جا مانده از ۲۷۰۰ سال پیش ثابت کرد که آنان اقوا‌می وحشی نبودند!

    بررسی و مطالعه پیرامون اقلام یافت شده از معبدی که به تازگی کشف شده و تعلق به ۲۷۰۰ سال پیش دارد حاکی از این است نه تنها بربرها در سوارکاری شهره بودند بلکه تبحر و استعداد بی نظیری در تولیدات طلایی دارند بربرها ابتدا به فتح اسبها و سپس به فتح سرزمینی پرداختند که حیطه فرمانروایی آنها محسوب شد و آن را از رویای مرکزی تا سایبریا Siberia گسترش دادند.

    برای سایتینزها Seythians اسب سواری درهر وضعیت و برهه‌ای اعم از مرگ و زندگی و یا هنر- قابل تکریم و تقدیس بوده است. کشف آثار به جا مانده از این قوم در معبدی متعلق به یک زوج از طبقه اشراف در دره توآ Tova واقع در جمهوری روسیه Russias Republic بهترین گواه برای اثبات اهمیت بسزایی احترام و تقدس آنان نسبت به اسب سواری است.

     مشایعین همیشگی اجساد این زوج اشرافی، انبوهی از کارهای ساخته شده از طلای نفیس و قدیمی بود. و سیاهه این اقلام بیانگر آن بود که این زوج وارث ما ترک سلطنتی بودند. از جمله اقلامی که کشف شد تیردانی بود که پشت آن با تعداد زیادی خوک تزئین شده بود (طبق سلیقه زوج خاکسپاری شده). سایترین‌ها Scythians موجوداتی منجمله گوزن، ماهی و اشکال افسانه‌ای عقاب و شیر را می‌پرستیدند که شکل آنها بر دیواره‌های معبد کشیده شده بودند.

    کشف اقلام پنهان از چشم یغماگران

    کارگران به کمک کامیونها درصدد هموار کردن قطعه به جا مانده از سایتین‌ها Seythians بودند این قطعه که به اندازه یک زمین فوتبال بود! در تپه‌‌‌‌ای پیدا شد که سایتین‌ها از ماسه و سنگ ساخته بودند، برخی چنین تپه‌ای را کورگان Kurgan می‌نامند. دات توآ Dottuva ، دره تزار Vaalley Of Tsars ، نیز توسط بومیان به همین عنوان نامیده می‌شود. به نظر می‌رسد که شاهان بسیاری در این مکان مدفون شده‌اند.

    باستان شناسان در سال ۲۰۰۱ به خاکبرداری و تجلس در این کورگان پرداختند. یغما گران از دیرباز به غارت و چپاول معادن سایبریایی پرداختند.

     مرکز این کورگان معمولا محل دفن شاهان بوده که چپاولگران اغلب به غارت این نقاط می‌پرداختند و باستان شناسان هیچچیزی در این نقاط نیافتند.

     اما درست ۴۵ فیت Feet دورتر از مرکز، آنها موفق به کشف سردابی با دو جسد و ۴۴ پاوند طلا شدند و در محلی دیگر از اینکورگان قبرهای دیگری با بقایای اجساد و دارایی، تتمه لباس و گور اسبها و بسیاری از اقلام دیگر یافت شدند که بعضی متعلق به سایتین‌ها و برخی دیگر متعلق به تمدنهای دیگر بود.

     پاول لوئیس به سه باستان شناس دیگری نگریست که کنار گودال ایستاده بودند. او گفت: به مشکل برخوردیم باید پلیس را خبرکنیم. لوئیس با کند و کاو در کورگان‌ها یا تپه‌های مدفون واقع در جمهوری توآ Tuva منطقه کوچکی در سایبریا Siberia با سردابی ساخته شده از الوار برخوردند. او در این سرداب به دو اسکلت و مقادیر هنگفتی طلای درخشان برخورد.

     لوئیس می‌گوید: ابتدا گوریتوس Gorytus ساخته شده از طلا دیدم (گورتیوس از تیردان و کمان دان است) سپس با حرکت به سمتی دیگر به انواع و اقسام مختلفی از آویزها و اشیاء تزئینی بسیار بزرگ (به وزن حدود ۳/۳ پاوند) و دو سنجاق سر حکاکی شده طلا به طول یک فوت و خنجرهای منقوش و حکاکی شده و فرش بافته شده از تارهای بسیار نازک فلزات گرانبها، برخوردند.

     یکی از باستان شناسان مجربی که سالیان متمادی در گروه جستجوی روسی لوئیس Leus به فعالیت پرداخته بود اولین نفری محسوب می‌شد که پس از ۲۷۰۰ سال به اتاق این افراد اسرارآمیز از معبد سلطنتی پای نهاد که آنان را سایتین‌ها می‌نامیم. بیابان نشین‌ها و سربازهای دوره گرد و جنگجو در اویل قرن نهم پیش از میلاد مسیح در آسیای مرکزی می‌زیستند، که به تدریج تمدن این اقوام از غرب به جنوب روسیه و اوکراین Akraine و حتی به آلمان بسط یافته و پیش از حلول عهد مسیحیت Christian era ناپدید شد.

     کنستانتین چوگونوف، رئیس موزه هرمیتاز در سنت پطرزبورک و رهبر گروه اعزامی از جمله نخستین افرادی بود که به محض اعلام کشف معبد فوق از سوی Levs به این سرداب چوبی اسرارآمیز پای نهاد. سپس همکاران آلمانی او هرمان پارزنیگر و آناتولی نالگر از انستیتوی باستان شناسی برلین به سرعت خود را به این مکان اسرارآمیز رساندند و پس از مشاهده آن تائید کردند که خبردادن به پلیس ضروری است.

    جمهوری توآ Tuva سرزمینی محصور و با قله‌های پوشیده از برف، خوابیده به طرف شرق مسکو جزو مناطقی است که از لحاظ دزدی، دام و طیور در آن زمان بسیار مشهور بوده. به محض اعلام خبر کشف گنجی اسرارآمیز در یکی از چاههای باز واقع در یکی از مناطق مترو که خارج از شهر، باستان شناسان با ترس و بیم فراوان انتظار وقوع هرگونه حادثه‌ای را می‌داشتند. چوگوفوف باشتاب هرچه تمامتر به شهر توران Turan واقع در ده مایلی محل اقامت خود شتافت تا از دوستش نیکولای بوندار نکو تقاضا نماید تا با تفنگ شکاری خود از گنج تازه یافت شد محافظت کند و منتظر پلیس باشد .

    طی سه هفته آتی و درمیان اتخاذ تدابیر امنیتی شدید، حدود ۴۴ پاوند طلا از این مکان بیرون آورده شد. بزرگترین گنجی بود که تا کنون توسط باستان شناسان از معابد ساییریایی Siberian کشف شده بود. دره‌ای که درآن تعداد زیادی از قبور سایتینی با کورگانهای بیشمار یافت شد به دره تزار Valley of Tsars معروف شد. زیرا این مکان‌ها مدفن تعداد بیشماری از شاهان بود. تقریبا بیشتر کورگان‌ها به طور ساده متشکل از ستونهای خاکی با روکشی از سنگ بودند.

     شاید صدها کارگر سنگهای مورد نیاز را از لبه دره استخراج کرده و حامل‌ها این سنگها را کشان کشان حمل کرده و به شکل دایره چیده‌اند. تاجی متشکل از هزاران صخره به ارتفاع ۷ فیت و ۹۰ یارد ساخته شده بود، چوگونوف بعدها گفت: واقعا انتظار کشف اینهمه عجایب را نداشتیم باستان شناسان همچنین چند قبر سایتینی را کشف کرده بودند که احتمالا پیش از این توسط یغماگران به تاراج رفته بود.

     یغماگران کل طلاها و جواهرات موجود را چپاول کرده و فقط بقایای اجساد انسانی، سلاح و غذا را به گونه‌ای کاملا آشفته و درهم و برهم به جا گذاشته بودند. مشاهده اینهمه آشفتگی و نابسامانی در آنجا بیانگر خشونتها و مصیبتهای روی داده در این کورگان بود. پاززینگر می‌گوید: یغماگران فقط به جستجو در مرکز می‌پرداختند زیرا می‌دانستند شاهی در زیر این کورگان نهفته و طبیعی است که می‌تواند محلی مناسب برای کشف و تاراج اشیاء‌ قیمتی باشد.

    باستان شناسان از نقطه نظر رعایت مسائل اصولی برداشتن صخره‌ها را از محیط پیرامون کورگان آغاز کردند. در روز چهارم کندن بود که بیلها به چوب برخورد کرد آنها به سقف سرداب رسیده بودند که از چوبهای فاسد نشدنی لارکس ساخته شده بود و سپس با به کارگیری بیلهای مجهز، به تعدادی الوار برخورد کردند و با یک نظر اجمالی دریافتند که به بی نظیرترین آثار عتیقه به جا مانده از سایتینی‌ها برخورد کرده‌اند که طی دهه‌های اخیر کشف شده.

    بدون احتساب بیدها، در کل ۵۷۰۰ اثر ساخته شده از طلا کشف شد که اکثر آنها تمثیل کوچک حیواناتی نظیر ببر و گربه‌های پلنگ سان و خوک بودند. احتمالا این اقلام به جامه اجساد زنان و مردانی دوخته شده بود که در کف این سرداب به خاک سپرده شده بودند، حدود ۴۳۱ بید آمبرBead of amber بالتیکی Baltic نیز یافت شد که احتمال می‌رود یا بصورت کالای تجاری یاغنیمت جنگی به دست آورده شده است.

    البته اقلام متعدد دیگری نیز به شرح زیر یافت شدند ۱۶۵۷ بید تورکیز Turquoise Bead زوبینهای برنزی، استخوان، آهن، بقایا و شکسته‌های جام‌ها و ظروف مجلسی سنگی و غیره چوگونوف می‌گوید: حتی بدون در نظر گرفتن طلاها، سایر یافته‌ها نیز از ارزش بسیار زیادی برخوردارند. قدمت این اقلام به قرن هفتم پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد.

     اطراف اسکلت‌ها را آبشاری از اشکال حیوانات و بیدها فرا گرفته بود، گویی که آنان را در هاله‌ای از شکوه و تقدیر به خاک سپرده باشند. پارزینگر در این رابطه می‌گوید: ما دقیقا نمی‌دانیم که این جسد متعلق به ملکه یا زن صیغه‌ای پادشاه بوده، اما از شواهد چنین به نظر می‌رسد که هردو از مقام والایی برخوردار بوده‌اند زیرا آویزها و تزئینات آنها نیز مشابه بوده است.

    طبق آزمایشات بعمل آمده بر روی استخوان اجساد، سن مرد حدود ۴۰ تا ۴۵ و سن زن حدود ۳۰ تا ۳۵ سال تخمین زده شده، هر دو همزمان به خاک سپرده شده بودند، که ازاین نکته می‌توان احتمال صحت این فرضیه را دارد که زن را به عنوان قربانی در کنار مرد به خاک سپرده‌اند تا در زندگی پس از مرگ به وی ملحق شود! زیرا در مرد سالاری سایتینی راه دیگری وجود نداشته است.

     چوگونوف می‌گوید: احتمال می‌رود که زن را مسموم کرده و کشته باشند و یا خودش داوطلبانه تصمیم گرفته تا با همسرش بمیرد. ۴ کورگان سنگی دره در یک ردیف و بافاصله یک مایلی با هم قرار داشتند. چوگونوف، پارزینگر، ناگلر، حدس می‌زنند که این ۴ کورگان برای سلسله پادشاهان یک سلسله ساخته شده.

    در سال ۱۹۷۱ باستان شناس روسی از این کورگان، به آرزانArzhan۱ را کشف کردند که قدمت آن به اواخر قرن نهم قبل از میلاد مسیح یا آغاز قرن هشتم باز می‌گردد. این یکی از نخستین معابد سایتینی است که مورد تحقیق و تخصص و کشف قرار گرفته است.

     اگرچه این مکان قبلا مورد تاراج و یغما قرار گرفته بودند اما باستان شناسان بادر دست داشتن شواهد کافی به طور یقین اطمینان داشتند که این مکان در واقع مجموعه‌ای از قبور سلطنتی با مرکزیت قبر شاه در وسط بنا، بوده است. در رابطه با آرزانArzhan۲ چوگونوف و همکارش در مورد مکان کشف با شکوه خود متعجب بودند. آیا این بدین معنا بود که قبوری با ارزش تر در بخش میانی کورگان قراردارد؟

     باستان شناسان، تابستان گذشته به کندن بخش میانی پرداختند و در نهایت با دو فرورفتگی اندک در سطح زمین برخورد کردندو به دو قبر دست یافتند. حفاران به کندن محل یکی از این قبور فرضی پرداختند. آنها ۶ ،۱۰ و حتی ۱۲ فویت کندند و پایین رفتند. اما زمانیکه به انتهای گودال رسیدند، هیچ چیزی نیافتند و سپس به سراغ فرو رفتگی دوم رفتند و به سوراخی بکر دست یافتند.

     چوگونوف که براستی گیج شده بود، می‌گوید: ما تا کنون هرگز با چنین مواردی مواجه نشده بودیم. پارزینگر در نهایت تعجبمی‌گوید: چنین به نظر می‌رسد که این سوراخ‌ها دامی برای گمراه نمودن یغماگران و دزدان بوده و یا شاید مردم می‌دانسته‌ اند که یغماگران همیشه از مرکز به جستجو می‌پردازند و به همین دلیل قبر حکام و شاهان را به یک سمت دیگر منتقل کرده‌اند.

     چوگونوف ضمن تائید نظریات فوق معتقد است که شاید بتوان به شرح زیر نیز این مورد را توجیه نمود. با پذیرش طراحی این قبور به عنوان دامی برای گمراه نمودن یغماگران، می‌توان بدین نتیجه رسید که سایتینی‌ها علیرغم ساختن این کورگان‌ها، نسبت به اتفاقات آتی چندان مطمئن نبودند و با اتخاذ این سیاست تصمیم داشته‌اند قبرتزار خود را در مکانی پنهان نمایند که مطمئن‌ترین مکان باشد و شاید در همان زمان توسط گروههای دیگری مورد اخطار و تهدید قرار گرفته بودند.

     البته در اواخر قرن ششم پیش از میلاد مسیح یا اوایل قرن پنجم بود که قبایل بسیاری به این سرزمین حمله‌ور شدند. این قبایل چه افرادی بودند؟ این افراد تورکیک‌‌ها Turkic ساکنین امروزی توآ Tuva نبودند، زیرا این قوم قرنها بعد به این مکان آمدند.

    چوگونوف می‌گوید: شاید این افراد مزاحمین اولیه یعنی بیابانگردانی بودند که از قزاقستان مرکزی آمده بودند. باستان شناسان با تعمق در رابطه با راز بخش مرکزی خالی کشف شده، توجه خود را به بخشهای کم تراکم قبور سایتینی‌ها یعنی در زیر صخره‌ معطوف کردند. اجساد نهفته در تمام قبور از جمله شاه و ملکه همزمان به خاک سپرده شده بودند.

    درآن مکان اسکلتهای متعددی بود که با جواهرات نفیسی آراسته و تزئین شده بودند. کارشناسان می‌دانند که در آن زمان اجساد مردم عادی را هیچ‌گاه با جواهرات نمی‌آراستند آنهم با اقلام نفیسی مثل گوشواره‌ها و گردنبندهای چسبان طلا. 


  • استحصال طلا به روش ثقلي (جيگ)
    در اين روش‌ها از اختلاف وزن مخصوص كانيهاي مختلف براي جدايش آنها از يكديگر استفاده مي‌شود. در قديم از اين روش براي استخراج طلا از ذخاير آبرفتي( پلاسر ) استفاده مي‌شد. معمولا از اين روش براي جداكردن ذرات دانه درشت طلا استفاده مي‌شود. اگرچه اخيرا شركت‌هاي سازنده دستگاههاي كانه آرائي، دستگاههايي را معرفي كرده‌اند كه مي‌توانند ذرات طلا را حتي تا ابعاد يك ميكرون و كمتر جداكنند( مانند جداكننده نلسون و نادسن ). از روش‌هاي ثقلي كمتر به‌صورت مستقل در بهره‌برداري از معادن و استحصال طلا استفاده مي‌شود و اكثرا از اين روش به‌همراه روش سيانوراسيون و ملقمه‌سازي استفاده مي‌شود.


    از كنسانتره يا محصول پرعياري كه از روش‌هاي ثقلي بدست مي‌آيد مي‌توان طلا را به‌روش ملقمه جداكرد. جداكننده‌هاي ثقلي به چند گروه تقسيم مي‌شوند كه اساس كار همه آنها يكي است ولي مكانيزم جداسازي در آنها متفاوت است( جدايش در لايه نازك و يا جريان قائم ) در زير به چند روش متداول بصورت مختصر اشاره مي‌شود:

    جيگ( Jig ): جيگ يكي از قديمي‌ترين دستگاههاي پرعيار كردن ثقلي مواد است كه اصول كار آن هنوز به‌طور كامل شناخته نشده‌است. از اين دستگاه معمولا براي پر عيار كردن مواد نسبتا دانه‌درشت استفاده مي‌شود. طرز كار جيگ اينگونه است كه اگر سطح مشخصي در داخل جيگ به‌عنوان سطح مبنا در نظر گرفته شود آب نسبت به اين سطح داراي دو حركت است، يكي رو به بالا يا حركت جهشي و ديگري رو به پايين يا حركت كششي، فركانس اين حركت بين 55 تا 330 مرتبه در دقيقه متفاوت است.

    حركت نوساني آب در داخل جيگ توسط مكانيزمي( مانند پيستون ) كه داراي حركت موجي يكنواخت است ايجاد مي‌شود. اين حركت در طول لايه بار اوليه ايجاد حركت‌هاي جهشي و كششي مي‌كند كه اين حركت باعث لايه‌بندي مواد مي‌شوند. ذرات سبكتر كه در بالا قرار گرفته‌اند از قسمت سرريز خارج مي‌شوند و ذرات سنگين‌تر كه در قسمت پايين لايه قرار گرفته‌اند مي‌توانند از قسمت ته‌ريز خارج گردند. جيگ‌ها انواع گوناگوني دارند كه تعدادي از آنها عبارتند از: جيگ هارتس، جيگ دنور ، جيگ بوم، جيگ باتاگ و ...


  • استحصال طلا به روش ثقلي(مخروط ريچارد و ميز راندليز)
    مخروط ريچارد( Richard Cones ): در اوائل دهه 1960 براي اولين بار به‌منظور پرعيارسازي ماسه‌هاي ساحلي تيتانيوم‌دار، جداكننده‌هايي به‌نام مخروط ريچارد ساخته شد و كاربرد موفقيت‌آميز آن باعث شد كه در زمينه‌هاي ديگري مانند كانسنگ‌هاي آهن، تنگستن، قلع، طلا، مس، زيركن، اورانيوم و بسياري ديگر نيز مورد بهره‌برداري قرار گيرد.


    ظرفيت اين جداكننده زياد و بين 65 تا 90 تن در ساعت است و در مواردي خاص به 40 تا 100 تن نيز مي‌رسد. غلظت پالپ در بار ورودي محتوي 55 تا 70 درصد جامد است. دانه‌بندي بار اوليه بين 3 تا 0.03 ميليمتر ولي بازدهي جدايش براي ابعاد 100 تا 600ميكرون مطلوب‌تر است. اين جداكننده به‌عنوان وسيله پيش فرآوري استفاده مي‌شود.

    ميز راندليز( Rand Leases Table ): اين ميز براي اولين بار در راند " آفريقا " به جاي ميز " كوردوري " به‌منظور پرعيار سازي طلاساخته‌شداين دستگاه 3 تا 4 متر طول دارد و به سه بخش مساوي تقسيم مي‌شود. در بين هر بخش شكافي سرتاسري، عرض ميز را تشكيل مي‌دهدو بين هر بخش سطح بسمت پايين شيبدار است. بدين ترتيب ذرات درشت و سبكتر با سرعتي بيشتر از ذرات سنگين‌تر به بخش بعدي انتقال مي‌يابند و ذرات سنگين‌تر نيز به كانالي كه در سرتاسر بخش تحتاني قرار گرفته هدايت مي‌شوند.

    در سطح هر ميز موانع پلاستيكي به موارات يكديگر در جهت پالپ پيش بيني شده‌است از اين وسيله پس از هر مرحله آسياي ثانويه استفاده مي‌شود. غلظت پالپ محتوي 60 درصد جامد و ظرفيت ميز در حدود 60 تن در ساعت به ازاي هرمتر از عرض آن است. از اين جداكننده به‌عنوان پرعيارسازي اوليه طلا استفاده مي‌شود و پرعيارسازي نهايي كنسانتره به‌كمك ميزهاي لرزان انجام مي‌گيرد.


  • استحصال طلا به روش ثقلي(ميز لرزان)
    در ميان دستگاههاي آرايش ثقلي احتمالا ميز لرزان مؤثرترين آنها است، از اين وسيله براي آرايش مواد دانه‌ريز و گاهي آرايش نهايي موادي كه به‌وسيله ساير روش‌هاي ثقلي پرعيار شده‌اند استفاده مي‌شود. ميز لرزان از سطحي مستطيل شكل كه در جهت عرض، شيبي جزئي دارد تشكيل شده‌است.


     سطح ميز توسط موانعي كه معمولا در امتداد طول هستند پوشيده شده‌است. ارتفاع اين موانع از سمت ورود بار اوليه بطرف ديگر بتدريج كم مي‌شود به نحوي كه بخشي از ميز در انتهاي آن صاف و بدون مانع است.  

    بار اوليه با غلظت حدودا 25 درصد وزني جامد برروي ابتدا و بالاي ميز ريخته مي‌شود و در قسمت‌هاي بعدي ميز آب شستشو از بالا به آن اضافه مي‌گردد. توسط مكانيزمي حركت نوساني در جهت طول ميز به آن وارد مي‌شود، اين مكانيزم به‌گونه‌اي است كه ميز را به آرامي جلومي‌بردو به‌سرعت به عقب برمي‌گرداند.

    درنتيجه ذرات جامد برروي سطح در امتداد طول آن به جلو پرتاب مي‌شوند. اين عمل باعث مي‌شود كه ذرات سنگين‌تر در امتداد طول حركت كرده و به قسمت جمع‌كننده محصول پرعيار بروند و مواد سبكتر عرض ميز را طي كرده و در قسمت باطله ريخته مي‌شوند.


  • استحصال طلا به روش سيانوراسيون
    - عوامل موثردرحلاليت طلا 


    (1اثر غلظت سيانور

    مطالعات دقيقي بر روي عامل هاي موثر در شدت حلاليت طلا و نقره در محلول هاي رقيق سيانوري توسط اس. ج. اسواينسون و جي. براسکي انجام شده است که نخستين سري آزمايش براي تعيين تاثيرغلظت سيانور بر روي شدت حلاليت طلا و نقره است. در مقياس صنعتي غلظت سيانور حدود 05/0 درصد و يا در حدود يک پوند در تن محلول است.

    محلول هاي غليظ ترباعث تسريع و يا استخراج بيشتر طلا نشده و از آنجايي که اتلاف شيميايي و مکانيکي محلول قوي تر سيانوربيشتر است، بنابراين بهتر است که غلظت سيانور را در حداقل ممکن نگه داشت. ماکزيمم شدت حلاليت طلا در محلول هاي سيانور با استفاده از ورق نازک طلاي خالص تا غلظت ماکزيمم 05/0 درصد سيانور سديم و در PH=9 بون افزايش قلياها معين شده است. بنابراين ماکزيمم حلاليت در غلظت 05/0 درصد سيانور سديم به دست مي آيد که معادل غلظتي است که معمولا در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرد.

    (2اثرPH محيط

    با توجه به اين موضوع که محلول سيانوري در PH هاي پايين گاز سمي اسيدسيانيدريک ( HCN ) آزاد مي کند و هر چهPHکاهش پيدا کند، مقدار آزاد شدن اين گاز شديدتر خواهد شد . بنابراين در صنعت براي جلوگيري از آزاد شدن اين گاز، PH را تا حدي بالا مي برند تا آزاد شدن اين گاز در حداقل خود باشد. اين عمل توسط اضافه نمودن قلياهايي مانند آهک و سود حاصل مي شود. تاثير قلياييت بر روي انحلال طلا بررسي شده است. اين بررسي ها نشان مي دهد که افزايش PH تا مقدار معيني انحلال طلا را افزايش مي دهد ولي اگر از حد معيني، PH بالاتر رود، انحلال کاهش مي يابد. هرچند در PH هاي بالاتر مصرفسيانور کمتر مي شود ولي مصرف آهک افزايش پيدا مي کند. در صنعت PH محلول سيانوراسيون بين 5/9 تا 11 کنترل مي شود.

    3) اثر حرارت محيط

    هنگامي که محلول سيانوري حاوي طلا حرارت داده شود، نرخ انحلال طلا به دو طريق افزايش پيدا مي کند:

    اولا افزايش درجه حرارت باعث افزايش قدرت فعاليت محلول و بنابراين افزايش ميزان انحلال شده، ثانيا باعث کاهش ميزان اکسيژن حل شده مي شود. 

    زيرا حلاليت گازها با افزايش درجه حرارت کاهش پيدا مي کند.

    قابليت انحلال طلا در محلول 25 درصد سيانور پتاسيم براساس تابعي از درجه حرارت بررسي شده است که نشان مي دهد حداکثر نرخ انحلال در حرارت 85 درجه ي سانتي گراد اتفاق مي افتد. نرخ انحلال طلا در 100 درجه ي سانتي گراد مقداري کمتر از ماکزيمم انحلال است.

    اگرچه در اين دما، محلول سيانوري فاقد اکسيژن محلول است. دليل اين امر ظرفيت کمتر الکترود براي جذب يا نگهداري هيدروژن در سطحش در يک محلول گرم نسبت به يک محلول سرد مي باشد. بنابراين با حرارت دادن محلول حداکثر نيروي الکتروموتيو مخالف (EMF ) به علت پلاريزاسيون، کمتر و کمتر مي شود تااينکه EMF انحلال طلا بر پلاريزاسيون غلبه کند و انحلال طلا بدون وجود اکسيژن انجام مي شود.

    بنابراين مي توان با دو عامل از پلاريزاسيون سطح طلا جلوگيري کرد عامل اول، بااضافه نمودن اکسيژن که هيدروژن را از سطح طلا مي راند و به آن اجازه مي دهد که بدون اکسيژن در محلول سيانوري حل شود.

    (4اثر اکسيژن

    اثر اکسيژن در انحلال طلا نمي تواند بي اهميت تلقي شود. هرچند عوامل اکسيدکننده اي مانند پراکسيدسديم، پرمنگنات پتاسيم، بروماين و کلرين براي انحلال طلا قابل استفاده اند، اما هوادهي مناسب نتايج بهتري از اکسيدکننده هاي شيميايي با صرف هزينه هاي کمتر خواهد داشت. مقدار اکسيژن حل شده در محلول رقيق سيانوري به چهار عامل بستگي دارد:

    (1ارتفاع ( فشار هوا(

    2)حرارت محلول

    3)نوع و شدت هم زدن

     (4قدرت يوني محلول 

    در غلظت پايين سيانور، فشار اکسيژن در شدت انحلال طلا اثري نخواهد داشت. هرچند در غلظت هاي بالا جايي که شدت انحلال، مستقل از غلظت حلال است، آهنگ واکنش بستگي به فشار اکسيژن دارد. تاثير اصلي بر شدت انتقال جرم اکسيژن (به محلول ) بر سرعت سطحي هوا بيان شده است. (شدت جريان هوا در واحد سطح مقطع تانک، سرعت سطحي هوا تعريف مي شود ) .

     آهنگ انتقال جرم اکسيژن با افزايش چگالي پالپ و کاهش اندازه ذرات کاهش مي يابد. استفاده از اکسيژن خالص در سيانوراسيون در سال 1950 مطالعه شده است. اما اولين کاربرد تجاري آن براي سيانوراسيون تحت فشار در سال 1983 بوده است. در تعداد قابل توجهي از کارخانه هاي آفريقاي جنوبي معمولا از اکسيژن خالص در عمل سيانوراسيون استفاده مي شود.

    افزودن مواد اکسيدکننده، کمک فراواني به حل شدن طلا درمحلول سيانوري مي کند زيرا باعث فعال تر شدن يون هاي OH وبالعکس غير فعال شدن H+ مي شود. در اين حالت مقدار ماده ي اکسيدکننده در محلول بستگي به خاصيت احياکنندگي موادمعدني دارد تا اينکه محيط عمل انحلال، همواره در حالت اکسيدي باقي بماند. از موادي که مي تواند در اين امر موثر باشند درصدگاز اوزن موجود در هواي منطقه ي عمليات مي باشد.

    همراه با دميدن هوا به داخل محلول، مي توان از مواد و ترکيبات اکسيدکننده نيز استفاده نمود مانند آب اکسيژنه، اکسيد منگنز( ( IV، اکسيدسرب، پرمنگنات پتاسيم، پرکلرات پتاسيم، سولفات سديم، پراکسيدسديم، بروماين آمونيم پرسولفات و ... بيشترين تاثير در افزودن سولفات سديم و پتاسيم، پراکسيدسديم و پتاسيم، سيانيدآهن(( III مشاهده مي شود. همچنين سرعت حلاليت با افزايش مقدار ماده ي اکسيدکننده تا حد مناسبي افزايش مي يابد.

    مواد آلي اکسيدکننده نيز باعث تسريع در حلاليت طلا در محلول قليايي سيانور مي شوند مانند : نيتروبتانفتول، نيتروبنزن، نيتروبنزن، نيتروفنل، اسيد پيکريک و ... بدون شک افزودن مواد اکسيدکننده به محلول هاي سيانوري مفيد است اما به علت گران بودن آنها، استفاده ي درازمدت ازاين مواد، قابل مقايسه با استفاده از هواي فشرده درمحلول نيست در نتيجه در واحدهاي صنعتي عمدتا به جاي ترکيبات اکسيدکننده از هواي فشرده در داخل مخازن استفاده مي شود. در مورد کاني هاي آرسنوپيريت در عمل سيانوراسيون به اکسيژن نيازي نيست به همين خاطر در اين موارد از ترکيبات سيانيدبرم استفاده مي شود. دراثرواکنش سيانوربرم در محيط قليايي اکسيژن توليد مي گردد که عامل موثري در حلاليت طلا است.

    براي عمليات سيانوري کردن کاني هاي تغليظ شده ي تلورايدهاي طلا، از ترکيبات نمک هاي برم استفاده مي شود.

    (5اثر نور وسطح

    محلول سيانوري در برابر نور فعال تر از حالت تاريکي عمل مي نمايد، علت آن اين است که مقدار جذب اکسيژن در روشنايي نسبت به تاريکي بيشتر است همچنين سطح محلول سيانوري نسبت مستقيم در حلاليت آن با مقدار مشخصي از ماده دارد.

    (6اثراندازه ي ذرات

    ماده ي معدني طلا به صورت خيلي ريزخرد مي شود تا ذرات فلزات قيمتي به نحوي آزاد شوند که با سيانور ترکيب شوند. در شرايط ايده آل هوادهي و همزني پالپ، حداکثر نرخ انحلال طلا که محاسبه شده است 25/3 ميلي گرم بر هر سانتي مترمربع در ساعت است. اين معادل نفوذ 68/1 ميکرون بر هر طرف يک سطح يک سانتي متر مربع ذره طلا است.

    يا نفوذ کلي در ضخامت 36/3 ميکرون در هر ساعت است، بنابراين يک تکه طلا به ضخامت 37 ميکرون، 11 ساعت زمان ميخواهد تا حل شود. ذرات دانه درشت طلا معمولا به وسيله ي تغليظ ثقلي جدا مي شوند و به ندرت با سيانور فروشويي مي شوند، چون دانه هاي درشت ممکن است تماما در زمان سيانوراسيون قابل قبول اقتصادي حل نشوند.

    (7اثر مواد شيميايي استفاده شده در فلوتاسيون

    مواد معدني طلادار اکثرا قبل از سيانوراسيون به وسيله ي فلوتاسيون پرعيار مي شوند. معمولا کلکتورهاي نوع تيول ( زنتات ها، دايتيوفسفات ها و .....

    براي فلوتاسيون به کار برده مي شوند. اگر محصول فلوتاسيون خوب شسته نشود، حضورمقادير کوچک مواد تيول اثر منفي بر روي عمل سيانوراسيون دارد. تيول ها مانند يون هاي سولفايد اثر منفي زيادي بر روي واکنش سيانوراسيون مي گذارند، تاثير منفي آنها باغلظت و طول زنجير افزايش پيدا مي کند. اثر منفي تيول ها را مي توان با افزايش غلظت سيانور کاهش داد. ( فينکل استاين و آشورست 1970).

    دو مکانيسم براي توضيح وتفسير رفتار کلکتورهاي تيولي پيشنهاد شده است. اولين آن، جذب تيول ها بر روي سطح کاني است که آنها را آبران کرده و بنابراين در برابر نفوذ حلال آبي مقاومت مي کند. ذرات آبران شده، لخنه شده و در سطح مشترک هوا-مايع جمع مي شوند.

    در روش ديگر کلکتورها جذب شده سطح طلا را پوشانده و منتقل مي سازد. کلکتورهاي کاتيونيکي که براي فلوتاسيون پيريت از مواد معدني طلادار استفاده مي شود اثر منفي بر روي سيانوراسيون دارند. تاخير قابل ملاحظه اي براي موادي که غلظت آنها کمتراز 01/0 درصد است اتفاق مي افتد، به هر حال ، اثر اين مواد ممکن است به طورگسترده اي در حضور کاني هاي سيليکاته ي معيني که به صورت بسيار ريز خرد شده اند کاهش پيدا کند.

    ادعا شده است که مواد شيميايي فعال کننده ي سطح مانند کتن ها، اترها، الکل ها شد ت انحلال طلا در محلول هاي سيانوري را تسريع مي کند به شرطي که غلظت آنها در حدود Kmol/m3 10 -2 باشد، در غلظت هاي بالاتر شدت انحلال طلا سرعت کمتري پيدا مي کند . اين مطلب نيز گزارش شده است که اين مواد شيميايي با اکسيزن براي جا گرفتن در سطح طلا رقابت مي کنند. در غلظت هاي پايين اين رقابت در اثر فعال کردن سطح است، اما با افزايش غلظت، نرخ انحلال با توجه به کمبوداکسيژن در سطح کم مي شود.

    - عوامل مصرف کننده ي سيانور

    فرآيند سيانوراسيون در مورد سنگ هاي معدني طلادار معمولي به سادگي انجام مي گيرد و مصرف سيانور درحد متعارفي است. اما در بعضي از حالات سنگ معدني داراي کاني هايي است که سيانور مورد نياز فرآيند سيانوراسيون طلا را مصرف مي نمايند، به اين کاني ها سيانور کش يا مصرف کننده هاي سيانور مي گويند و اگر کاني هاي مصرف کننده ي سيانور به مقدارزيادي در کانسنگ موجود باشند و کانسنگ مستقيما سيانوراسيون گردد به علت مصرف بيش از حد سيانور استحصالطلاي آن کانسنگ غيراقتصادي مي گردد. بنابراين در مورد اين گونه سنگ هاي معدني عملياتي قبل از سيانوراسيون بايد انجام شود تا از مصرف بيش از حد سيانور توسط اين نوع کاني، جلوگيري شود که در ذيل به چند مورد اشاره مي گردد.

    (1کاني ها و ترکيبات مس :

    مس احتمالا فعال ترين و مزاحم ترين عنصر است و اصلي ترين مصرف کننده ي سيانور است، کاني هاي آزوريت (cu3(co3)(oH)2)، مالاکيت( cu2co3(oH)2)، کالکوپيريت ( cufes2 ) و ذرات مس فلزي ( مس ناتيو ) به سرعت و به طور کامل در شرايطمعمولي در محلول هاي سيانوري حل مي شوند. بورنيت عمدتا درشرايط عادي حل شده و 90 درصد از آن در محلول گرم سيانور در مدت 24 ساعت حل مي شود. انارژيت و تتراهدريت تا حدي که باعث کاهش سيانور و آلوده شدن محلول به آرسنيک و آنتيموان شود در سيانور حل مي شوند. کالکوپيريت در صورتي که تا ابعاد خيلي ريز خرد شود به صورت فعال عمل مي کند.

    سيانورهاي کمپلکس مس تاثيرقابل ملاحظه اي بر روي کاهش حلاليت طلا توسط سيانور مي گذراند. کمپلکس هاي مس به صورت Cu(CN)2،Cu(CN)-2، Cu(CN)-3 در محلول تشکيل مي گردند، اما عمدتا به صورت کمپلکس نوع اول مي باشند. همچنين تيوسيانات مس (Cu2(CNS)2 ( نيزدرمحلولهاي سيانوري به وجود مي آيد.

    در صورت وجود ترکيبات مس بازي مي توان با تشويه ي کنترل شده در 600 درجه ي سانتي گراد آن را به اکسيد تبديل واز مصرف سيانورتااندازه اي جلوگيري کرد که در دماهاي بيشتربه CuO.fe2O3 تبديل مي شود که سيانور مصرف نمي کند. درصورتوجود مس زياد درکاني، بايد نخست يک مرحله شستشو با اسيدسولفوريک انجام داد وسپس سيانوراسيون به کار برده شود. همچنين اگرنسبت کل سيانور به مس چهار به يک باشد قدرت حلاليت سيانور کم نمي شود.

    (2سولفورهاي آهن

    در حالي که کاني هاي اکسيدآهن تاثيرکمي در سيانوراسيون دارند، سولفورهاي آهن ( پيريت، مارکاسيت وپيروتيت ) درمحلول هاي سيانوري تمايل به تجزيه شدن دارند.

    پيريت پايدارترين وکم ضررترين نوع سولفورها در فرآيند سيانوراسيون است. کنسانتره فلوتاسيون غني از پيريت بدون مصرف زياد سيانور، فروشويي مي شود.

    پيريت با فرمول کلي :Fe 1-x Sx مي باشد. از لحاظ ترکيب شيميايي با پيريت به فرمول FeS2 تفاوت دارد. در اين کاني يک اتم گوگرد پيوند بسيار ضعيفي در ترکيب شيميايي دارد و به آساني مي تواند تشکيل ترکيباتي مانند تيوسيانات سديم ( NaSCN ) از محلول سيانور سديم بدهد. اين ترکيب در اثر هوازدگي به راحتي گوگرد عنصري ايجاد مي کند.FeS باقي مانده تمايل زيادي به اکسيداسيون داشته و ايجاد سولفات هاي آهن

       ( II ) و آهن (III ) مي کند که به نوبه ي خود با سيانور ترکيب شده و سيانورهاي کمپلکس را تشکيل مي دهند. اين واکنش نشان مي دهد که نه تنها پيروتيت يک مصرف کننده ي قوي سيانور است بلکه اکسيژن زيادي را براي حل کردن طلا، مورد نياز مي باشد مصرف مي کند. 

    سنگ هاي محتوي پيروتيت هميشه به علت تجزيه ي آسان آن مشکلاتي را در فرآيند استحصال به وجود مي آ ورند. اگرپيروتيت خشک نگه داشته شود پايدار است ولي در بسياري از محيط ها سريعا مي شکند و در تماس با آب، سرعت تجزيه شدن آن شتاب بيشتري مي گيرد. اين عمل يک قسمت از اکسيداسيون کاني بوده و محصول ايجاد شده بي شباهت به تجزيه ي پيريت يا مارکاسيت نبوده با اين تفاوت که آهنگ تجزيه در مورد پيروتيت خيلي سريع تر است.

    هوادهي قبل از سيانوراسيون و کنترل دقيق ميزان قلياييت محلول فروشويي در کارخانه ها تا حد قابل ملاحظه اي از اثرات منفي پيروتيت در عمل سيانوراسيون مي کاهد. مارکاسيت در عمل مانند پيروتيت است اما کندتر از پيروتيت تجزيه مي شود.

    - مشکلات سيانوراسيون سنگ هاي معدني پيچيده

    هنگامي که طلا همراه با کاني هاي آرسنيک، آنتيموان، تلور، جيوه و بعضي عناصرباشد، اکثرا مقدارکمي از طلا درمحلول هاي سيانوري حل مي شوند. مشکل بيشتر از نوع فيزيکي آن مي باشد تا يک مشکل شيميايي، ولي نيازبه اتخاذ روش هايي خاص جهت عمليات سيانوراسيون مي باشد.

    (1کانسنگ هاي آنتيموان

    استيبنيت ( سولفور آنتيموان ) يکي از کاني هاي مهم آنتيموان است. اين کاني از کاني هايي است که به صورت يک اسيد ضعيف عمل کرده و در واکنش با قلياها نمکهايي ايجاد مي کند و همچنين ترکيبات قليايي سولفانتيمونيت و سولفانتيمونات به خصوص در مجاورت سولفورهاي آهن ومحلول هاي آهکي با غلظت بالا به وجود مي آورد. بنابراين لازم است از مقادير کم آهک استفاده شود تا يک pH مناسب براي حفظ مقادير جزيي ترکيبات سولفانتيموني که در محلول ايجاد شده اند به دست آيد.

    در غير اين صورت ترکيبات سولفانتيموني توسط قدرت اسيدي نهان سنگ مورد حمله واقع شده و به آزاد شدن سولفيد هيدروژن منجر مي شود که يک مصرف کننده ي قوي سيانور بوده و تشکيل سولفورآنتيموان (V) ظرفيتي مي دهد. استفاده از محلول هاي ضعيف سيانوري جهت کاهش سرعت غيرتعادلي يون هاي سيانور قليايي و نيز خرد کردن مواد معدني تا حدي که فقططلاي خود را آزاد نمايد و نه ريزتر که باعث افزايش سطح واکنش با محلول سيانور شود پيشنهاد مي شود.

    بعضي از کاني هاي استيبنيت طلادار وقتي که قبلا امکان اکسيداسيون سطحي در دانه بندي هاي خيلي ريز به انها داده شدهباشد به علت تشکيل يک لايه ي نازک سولفاتي که در تماس با آب به صورت سولفات بازي نامحلول درمي آيد، در محلول هاي سيانوري بهتر جواب مي دهد.

    عمل اکسيداسيون را با هوادهي پالپ نيز مي توان ايجاد کرد ولي چنانچه در بعضي موارد پالپ را همراه با کمي آهک و پراکسيدسديم و هواي تزريقي قبل از عمل سيانوراسيون به هم زده شده باشد عمل اکسيداسيون سطحي بهتر انجام ميگيرد. در صورتي که ماده ي معدني تشويه شده باشد کنترل دقيق هوا ودرجه حرارت براي عمل سيانوراسيون لازم است.

    (2کانسنگ آرسنوپيريت

    هنگامي که طلا همراه و در ارتباط با کاني آرسنوپيريت (FeAsS ) باشد، فقط با عمل تشويه مي توان اين ماده ي معدني را براي عمليات سيانوراسيون آماده نمود. چنانچه تشويه به خوبي انجام گرفته باشد مقادير بالايي از طلاي موجود در ماده ي معدني استخراج شده و مصرف آهک و سيانور نيز کاهش مي يابد.

    (3کاني هاي تلور

       اگر در يک ماده ي معدني تلورهاي طلادار وجود داشته باشد، سيانور به راحتي نمي تواند تلور را حل نموده و موجب انحلال طلاي همراه آن شود .

    - بنابراين براي آزاد نمودن وانحلال طلا معمولا به دو روش زير عمل مي شود:

    (1ردايش زياد ( Ultra Fine Grinding ) کاني تا طلا در دسترس سيانور قرار گيرد.

    (2يه ي کاني که موجب از بين رفتن تلور و آزاد شدن طلا مي شود.

    کانسنگ هاي ديگري نيز هستند که به روش هاي معمولي سيانوري فرآوري نمي گردند و بايد با اعمال روش هايي قبل از سيانوراسيون، آنها را براي انجام عمل سيانوراسيون آماده کرد.

    - روش هاي بازيابي طلا

    همان طوري که در قسمت هاي قبل گفته شد، پس از انحلال طلا توسط محلول سيانور، به روش هاي مختلفي مي توان طلا را جدا کرد. قبل از به کارگيري کربن فعال، تنها روش موجود، روش استفاده از پودر روي بود ولي بعد از ابداع روش کربن فعال، روش پودر روي اهميت خود را به تدريج از دست داده است. به تازگي استفاده از رزين ها نيز براي بازيابي طلا در بعضي از کشورها شروع شده است. در زير به اختصاربه اين روش ها اشاره مي شود:

    الف) روش پودر روي (( Merrill Crowe

    در اين روش پالپ فروشويي شده، به تيکنري فرستاده مي شود، در اين تيکنر مواد جامد ته نشين شده و سرريز آن به قسمت رسوب طلا وارد مي شود و ته ريز تيکنر که غليظ شده به قسمت جدا نمودن مواد جامد مي رود که در آنجا به وسيله ي روش هاي مختلفي از جمله فيلترنمودن توسط فيلترهاي دوار، مواد جامد آبگيري مي شود. کيک حاصل به قسمت باطله انتقال پيدا مي کند. بر روي سرريزتيکنرکه به قسمت رسوب طلا منتقل شده است چهار فرآيند براي بازيابي طلا انجام مي شود:

    (1يند زلال سازي (clarification)

    در اين فرآيند توسط فيلترها، ذرات ريزي که در محلول وجود دارد جدا شده و محلولي کاملا زلال و صاف به دست مي آيد.

    (2اگيري (Deairition)

    محول صاف و زلالي که از قسمت زلال سازي به دست آمده، در اين قسمت در برج مخصوصي تحت فرآيند خلا قرار مي گيرد تا اکسيژن حل شده در داخل محلول خارج شود. زيرا خروج اکسيژن در رسوب کامل فلزات قيمتي تاثير زيادي دارد.

    (3افه کردن مواد شيميايي براي رسوب طلا

    محلول از قسمت هواگيري به يک مخزن مخروطي شکل انتقال داده مي ش

     


  • استحصال طلا به روش كوپلاسيون
    كوپلاسيون يا غالگذاري: كوپلاسيون مرحله اي از تجزيه حرارتي است كه فلزات گرانبها از سربي كه از يكي از روشها قبلي حاصل شده است؛ جدا مي شود. در اين مرحله طلا و نقره به صورت ْآلياژ همراه سرب هستند و در اثر اكسيد شدن سرب به PbO از آن جدا مي شوند. مرحله كوپلاسيون به طور خلاصه به صورت زير تشريح مي گردد:


    1)سرب بدست آمده از يكي از روشهاي تجزيه حرارتي در داخل يك كوپل قرار داده مي شود. كوپل استوانه اي است به قطرتقريبا 4 cm با سطح فوقاني مقعر جهت قرار دادن سرب. كوپل از 90% خاكستر استخوان و 10% سيمان و كمي آب ساخته مي شود. مواد سازنده را مخلوط نموده و در داخل يك پرس دستي شكل مي دهند. وزن كوپل بايد حداقل 30 گرم باشد؛ زيراقدرت جذب آن معادل هم وزن خود ليتارژ مي باشد. قبل از قرار دادن سرب در كوپل، بايد آن را در حرارت 875 درجه (نقطه ذوب ليتارژ) گرم نمود.  

    (2تا ذوب شدن كامل سرب، در كوره بايد بسته نگه داشته شود. سپس در كمي باز مي شود، تا شرايط اكسيد كننده در داخل كوره ايجاد شود. درجه حرارت كوره حتي الامكان نزديك به 875 نگهداشته مي شود

    (3 در مرحله كوپلاسيون، سرب مذاب اكسيد شده و به صورت ليتارژ به داخل كوپل نفوذ كرده و جذب آن مي گردد. وزن سرب نبايد از 30 گرم تجاوز نمايد.

    (4اغلب فلزات مزاحم نيز كه ممكن است به صورت آلياژ همراه سرب آمده باشند (مات) در اين مرحله اكسيد شده و با انحلال در ليتارژ همراه آن به داخل كوپل نفوذ نموده و جذب آن مي گردند. ولي در صورت وجود مقادير زياد مس و يا آنتيموان، كوپلاسيونمختل مي گردد. زيرا اكسيد شدن و انحلال آنها در ليتارژ مشكل است. در اين حالت قبل از مرحله كوپلاسيون، عملScorification ضروري مي باشد.  

    (5در صورت كاهش حرارت كوره به زير 875 درجه سانتيگراد، ليتارژ مذاب منجمد شده و عمل كوپلاسيون متوقف مي گردد. در اين حالت بايد نوك قطعه چوبي بر روي كوپل قرار داده شود تا در اثر سوختن آن ليتارژ منجمد احياء گرديده و مجددا به صورت سرب مذاب در آيد و اين عمل " بازكردن ليتارژ منجمد" خوانده مي شود.

    (6سطح سرب مذاب به علت كشش سطحي خيلي زياد آن محدب مي باشد. در جريان عمل كوپلاسيون، قطرات كوچك ليتارژ مذاب بر ديواره كوپل غلطيده و در داخل آن ناپديد مي گردند.

    در صورت وجود تلور، تلور يد طلا تشكيل مي گردد. كه آن نيز به داخل كوپل نفوذ نموده و باث كاهش مقدار طلا مي گردد.  

    7)نقطه ذوب طلا و نقره خيلي بيش از درجه حرارت كوره (875 درجه) مي باشد. به همين جهت پس از اتمام ليتارژ مذاب داخل كوپل، به شكل كروي منجمد شده و بر سطح كوپل باقي خواهند ماند.اكسيد شدن فلزات مزاحم در آخرين مرحله اكسيد شدن سرب صورت مي گيرد.

    به همين دليل در پايان عمل درجه حرارت كوره كيم افزايش داده مي شود(900 درجه). 8- پس از كامل شدن كوپلاسيون، كوپل از كوره خارج گرديده و پس از خنك شدن، دانه طلا و يا نقره توسط يك پنس ظريف به داخل يك بوته چيني منتقل مي گردد تا پس از تميز نمودن و عاري نمودن از مواد زائد، توزين گردد. 9- مرحله بعد جدا سازي طلا از نقره مي باشد.  


  • استحصال طلا به روش ليچينگ
    - اصول ليچينگ:


    در عمليات ليچينگ ، ماده معدني در تماس با حلالي مناسب قرار ميگيرد كه در نتيجه آن با انحلال كانيها يا تركيباتي خاص از ماده مورد نظر ، محلولي غني شده با غلظت كافي بدست مي آيد . در طي اين عمليات لازمست حلال مورد استفاده بر روي ساير كانيها ي تشكيل دهنده سنگ معدني تاثير زيادي نداشته باشد و ميزان آنها در محلول غني شده از حد مجاز بيشتر نباشد .

     بنابراين شناخت پارامترهاي موثر بر انحلال كاني با ارزش و كانيهاي گانگ از قبيل نوع و غلظت مواد شيميايي مورد استفاده ،درجه حرارت ، فشار و غيره ضروري است .

    اكسيدها و هيدروكسيدهاي فلزات رايج عملا" در آب غير محلول هستند . حلالهاي رايج اين تركيبات در سيستم هاي ليچينگ اسيدها و بازها هستند.

    - عوامل موثر بر ليچينگ عبارتند از :

     سطح خارجي كانيها ، دامنه نفوذ مواد شيميايي و غلظت مواد شيميايي . علاوه بر عوامل فوق ، پتانسيل اكسيداسيون- احيا ، درجه حرارت ، چگالي پالپ و ويسكوزيته پالپ نيز داراي تاثير قابل توجهي هستند. بعضي از اين عوامل بستگي به طبيعت ماده معدني دارند و براي يك كانه مشخص ثابت مي باشند . 

    بعضي از اين عوامل بستگي به طبيعت ماده معدني دارند و براي يك كانه مشخص ثابت ميباشند .

    در روش ليچينگ ، به عكس ساير روشهاي آرايش ، خرد كردن سنگ معدني براي دستيابي به درجه آزادي زياد ضرورتي ندارد ، بلكه كافي است بار اوليه تا ابعادي خرد شود كه دانه هاي كاني با ارزش موجود در آن حداقل يك سطح آزاد پيدا كنند . به طور كلي هر چه ماده معدني بيشتر خرد شود،انحلال و در نتيجه بازيابي بيشتر خواهد بود.


  • استخراج طلا بروش طلا شوئي
    - چگونگي عمل طلاشويي:


    لاوک ها با جنس هاي مختلف عرضه مي شوند مثل لاوک هايي از جنس چوب، فلزات ورقه اي، پلاستيک، بعضي لاوک ها داراي شيارها و يا برآمدگي هاي مخصوصي اند که به صورت يک تله براي طلا عمل مي کنند. لاوک هاي چهارگوش و لاوک هايي از پلاستيک هاي قابل انعطاف نيز وجود دارد.

    - براي انجام عمل طلاشويي موارد زير مورد نياز است:

    يک لاوک ، ده گلوله ي سربي کوچک، چند ليتر ماسه ( ترجيحا به رنگ روشن و ريزدانه ) و آب، البته وجود يک نهر مطلوب تر است.يک محل مناسب با جريان ملايم و آرام آب را، جهت انجام عمليات انتخاب کرده سپس لاوک توسط ماسه پر مي شود. ده گلوله ي سربي را در بالا قرار داده طوري که لاوک کاملا در آب فرو رفته و ماسه ها از آب اشباع شوند.

    - مرحله ي اول

    در حالي که لاوک در زير آب قرار دارد آن را به شدت از پهلويي به پهلوي ديگر تکان داده طوري که مخلوط خاک موجود در آن محفوظ بماند. در همين حال بايد به چگونگي ناپديد شدن گلوله هاي سربي به طرف پايين و رفتن آنها در داخل ماسه ها توجه شود. شدت تکان دادن بايد به حدي باشد که همه ي ماسه ها حرکت کنند، نه اين که فقط قسمت هاي بالايي جابه جا شوند. در صورت انجام طلاشويي به نحو غير اصولي نه تنها خاک ها، بلکه ماسه هاي سفيد نيز به همراه جريان آب شسته و خارج مي شوند.

    عمل تکان دادن را آنقدر ادامه داده تا توده ي ابري دودي شکل کاملا شسته شده و مواد موجود در لاوک ها کاملا تميز شوند. در هر تکان، گلوله هاي سربي که ديگر ناپديد شده اند، به خاطر جرم حجمي بالايشان حتي پايين تر از ماسه ها، در ته لاوک قرار مي گيرد.

    - مرحله ي دوم

    عمل تکان دادن را براي يک لحظه قطع کرده به طوري که مواد داخل لاوک به حالت سکون برسند، لاوک را تا اندازه اي سرازير کرده طوري که مواد داخل آن از کناره ها بيرون نريزد. بدين طريق چند قاشق از مواد سبک بالايي شسته مي شوند. مراحل 1و 2 را بايد آنقدر تکرار کرد تا يک قاشق از مواد در داخل لاوک باقي بمانند.

    - مرحله ي سوم

    در اين مرحله ذرات ريز و کوچک شسته شده و مواد متمرکز شده، به وسيله ي عمل تکان دادن، به گوشه اي از لاوک ها هدايت مي شوند، لاوک را از آب خارج کرده به طوري که نيم ليتر آب در داخل آن باقي بماند سپس لاوک را به سرعت از پهلو تکان داده ( با مختصري تغيير مکان ) تا مواد باقي مانده پخش و گسترده شوند. حال گلوله هاي سربي شمرده مي شوند، در اين حال تعداد آنها بايد به اندازه ي اوليه باشد.

    - مرحله ي چهارم

    دراين مرحله آب را دايره وار به حرکت درآورده در نتيجه در هنگامي که ماسه هاي باقي مانده شسته مي شوند، گلوله هاي سربي ساکن مي شوند. نهايتا گلوله هاي سربي از ماسه ها جدا مي شوند. گلوله ها را برداشته، در صورتي که تعداد آنها به اندازه ي يک يا بيشتر کم شده باشد، عمل طلاشويي به خوبي انجام نگرفته است.


  • استخراج طلا بروش لاروب
    - لاروب(The Dredge) 


    لاروب يا ماشين مکش گراول در حقيقت يک نوع جعبه ي شن شويي است که به وسيله ي موتورپمپ کار مي کند. اختلاف بين جعبه ي شن شويي و دستگاه لاروب اين است که دستگاه لاروب احتياج به حفاري ندارد.

    يک دستگاه لاروب در مدت زمان کوتاهي قادر است مقادير زيادي از مواد را شسته و در حقيقت قادر است کار 100 کارگر را انجام دهد.

    يکي از مزاياي لاروب اين است که توسط آن طلا از لابه لاي ترک هاي سنگ مبنا که دسترسي به آنها مشکل است مکيده مي شود.

    گرچه لاروب هايي با وزن کم هم توسط بعضي کارخانه ها ساخته مي شود ولي با اين حال لاروب به خاطر سنگين بودن وزنش بيشتر براي توليد و استخراج طلا مناسب است.

    انواع متنوعي از ماشين هاي طلاشويي نيز وجود دارد که عبارتند از: تمرکز دهنده هاي مارپيچي (spiral concertrator) وdrypan .

    - جمع بندي مطالب

    لاوک طلاشويي ساده، ارزان و حمل آن آسان است اما به طور مايوس کننده اي کند است.

    جعبه شويي تقريبا سريع بوده و ساختماني ساده دارد وليکن طلاهاي ريزدانه را به سختي در تله ي خود نگه مي دارد.

    وسايل شستشودهنده ي موتوري گران، بزرگ و سنگين است اين گونه وسايل در حقيقت فقط در هنگامي مناسب بوده که يک مکان خوب با مقادير بالايي از گراول هاي طلادار کشف شده و هدف، استخراج و توليد آنهاست. اين وسايل، طلاهاي ريزدانه را نيز با اشکال به دام مي اندازد.

    در هنگام اکتشاف تلفيق دو دستگاه لاوک طلاشويي (goldpan) و goldspear بسيار نتيجه بخش است. دستگاه يابنده(goldspear) به تنهاي بيش از 1000 برابر سريع تر از لاوک طلاشويي است.


  • استخراج معادن طلا بروش روباز
    - استخراج معادن طلا


    استخراج سنگ معدني طلادار از معادني که اکتشاف آنها به طور کامل به اتمام رسيده است، با توجه به اطلاعات زمين شناسي و معدني که از طريق عمليات اکتشافي حاصل شده طراحي ميگردد.

    شکل توده يا رگه ي ماده ي معدني در دل زمين در پايان اکتشافات تکميلي مشخص و موقعيت آن در ابعاد مختلف سطحي و عمقي معين مي شود. در صورتي که معدن از دو بخش زون اکسيده و سولفيدي تشکيل شده و نظر اين باشد بخش اکسيده به روشي جدا از روش مورد نظر جهت استحصال طلا از سنگ هاي سولفيدي عمل شود ( در نتيجه محدوده ي اين دو زون هم مشخص شده است(

    لذا با توجه به اطلاعات موجود طرح لازم و مناسب جهت معدن مورد نظر تهيه مي شود.

    - استخراج معدن عموما به يکي از دو طريق روباز و زيرزميني انجام مي گيرد:

    - روش استخراج روباز(openpite)

    اين روش در مورد ذخايري که داراي ضخامت قابل ملاحظه اي بوده و در قسمت سطح زمين نياز به خاک برداري و باطله برداري زيادي نداشته باشد به کار برده مي شود. براي استخراج سنگ معدن معمولا معدن را به صورت پلکاني باز مي کنند( معدن طلاي چاه خاتون موته – اصفهان ). باز کردن معدن و ايجاد پله ها در صورت نرم بودن طبقات تشکيل دهنده ي سنگ معدن به وسيله ي بلدوزر انجام مي پذيرد .

    در اين حالت پس از آماده شدن پله ها، استخراج و بهره برداري ماده ي معدني به وسيله ي بلدوزر انجام مي پذيرد در اين حالت پس از آماده شدن پله ها، استخراج و بهره برداري ماده ي معدني به وسيله بلدوزر و ماشين آلات بارگيري و حمل و نقل کننده ي مواد معدني و در بعضي موارد به وسيله ي ماشين آلات مدرن و بهره گيري از نوار نقاله صورت مي گيرد .

    در موادي که طبقات تشکيل دهنده ي ماده ي معدني از سنگ هاي سخت وسيليسي باشد استخراج و بهره برداري ماده ي معدني به وسيله ي حفر چال ها و آتش باري به وسيله ي مواد ناريه انجام مي گيرد. روش هاي روباز از نظر نوع و ارتفاع پله ها به انواع مختلفي تقسيم بندي مي شوند که هر يک به نام روش خاصي نامگذاري مي شوند


  • استخراج معادن طلا بروش زيرزميني
    اين روش در مورد ذخايري که داراي ضخامت قابل ملاحظه نبوده و در قسمت هاي عمقي زمين قرار گرفته و براي رسيدن به ماده ي معدني نياز به باطله برداري زيادي دارد به کار برده مي شود. روش هاي زيرزميني عموما به دو دسته تقسيم مي شوند، يکي روش هاي زيرزميني با استفاده از حفر تونل هاي استخراجي، دوم روش هاي استخراجي زيرزميني با استفاده از حفر چاه هاياستخراجي.


    (1استخراج با استفاده از تونل هاي استخراجي

    اين روش در مواردي به کار مي رود که معدن از نظر توپوگرافي به حالت کوهستاني و تپه ماهور هاي مرتفع باشد که افراد لازم جهت حفر تونل را داشته باشد در اين حالت در افق هاي مختلف اقدام به حفر تونل هاي استخراجي مناسب مي شود، در صورت وجود تونل هاي اکتشافي در داخل ماده ي معدني و مناسب بودن آنها براي انتخاب در طرح استخراج معدن ضمن عريض‌تر كردن تونل ها و اقدام در مورد نگهداري آنها از وجود همين تونل ها به عنوان تونل هاي استخراجي استفاده مي شود.

    در بعضي موارد که ضخامت رگه ي طلادار حدود چند ده سانتي متر بوده اما از نظر عيار طلا به ميزاني است که استخراج و بهرهبردري آن مقرون به صرفه مي باشد و از نظر مورفولوژي هم به نحوي است که استخراج آن بايستي به طريقه ي زيرزميني و با استفاده از حفر تونل هاي استخراجي صورت گيرد. اجبارا براي استخراج اين رگه ي کم ضخامت لازم است تونل هايي با سطح مقطع چند متر مربعي حفر شود تا تنها همين رگه ي كم ضخامت را استخراج کرد.

    (2استخراج با استفاده از چاه هاي استخراجي

    اين روش در مواردي به کار مي رود که معدن از نظر توپوگرافي طوري نيست که بتوان براي استخراج ماده ي معدني از حفر تونل هاي استخراجي استفاده کرد مثلا در مواقعي که ذخاير مورد نظر در زيرزمين در يک ناحيه ي مسطح (دشت) قرار گرفته و همچنين مواقعي که ذخيره ي آن قسمت از معدن که در قسمت هاي مرتفع واقع بوده استخراج شده و نوبت به ذخاير پايين تر از افق تونل هاي استخراجي رسيده است، در اين حالت ها از وجود حفر چاه هاي قائم و مورب استفاده مي شود.

    در مورد چاه هاي مورب اين گونه چاه ها به نحوي طراحي مي شود که رگه يا توده ي ماده ي معدني را در اعماق قطع کرده و سپس از افق هاي مختلف تونل هاي افقي حفر مي شود که با استفاده از اين تونل ها ماده ي معدني استخراج و از طريق چاه به بيرون از معدن حمل مي شود.

    در مورد چاه هاي قائم هم طراحي به نحوي صورت مي پذيرد که چاه در محل مناسبي نسبت به توده ي ماده ي معدني به صورت قائم حفر شده سپس در افق هاي مختلف از داخل چاه تونل هاي افقي استخراجي ايجاد مي شود در اين حالت همعمل استخراج با استفاده از تونل هاي افقي انجام و ماده ي استخراج شده از طريق چاه قائم به بيرون از معدن حمل ميشود.

    متناسب با چاه هاي قائم و مورب ماشين آلات استخراج و بابري معدني نصب و مورد استفاده قرار مي گيرند.


  • استراتژی فروش
     

    آیا اگر هزینه کمتری را برای آن تعیین می‌کردم، شما امروز حاضر به خرید آن بودید؟ و یا می‌توانم کمکتان کنم؟ نباید مطرح شوند زیرا مشتریان فکر می‌کنند که می‌خواهید به هر قیمتی که شده چیزی را به آن‌ها بفروشید.

     بهترین فروشنده کسی است که به سخنان خریداران خود به ‌طور کامل گوش دهد. برای مثال: اگر زوجی مایل به خرید حلقه الماس هستند، فروشنده معمولی می‌گوید: چه مدل حلقه الماس می‌خواهید؟ قسمت فروش حلقه‌های عروسی ما آنجاست.

    در ‌حالی‌که یک فروشنده ماهر در آغاز به گفته‌هایشان با دقت گوش داده و به جنبه عاطفی قضیه یعنی علاقه آن‌ها به نامزدی و نقشه‌هایی که برای عروسی و ماه عسل درسر دارند، توجه می‌کند. یا اگر زوجی می‌خواهند برای فرزندانشان هدیه‌ای جهت فارغ‌التحصیلی او خریداری کنند ممکن است پاسخ یک فروشنده عادی به آن‌ها چنین باشد: می‌خواهید برایش یک ساعت مچی یا جواهر بخرید؟

     اما فروشنده باتجربه به اهمیت موضوع یعنی فارغ‌التحصیل شدن فرزند آن‌ها از دانشکده وگرایش پدر و مادر نسبت به‌ این‌که مایلند در شادی او شریک باشند توجه می‌کند. لذا درباره مراسم فارغ‌التحصیلی و دانشکده و غیره با آن‌ها باب سخن را می‌گشاید، زیرا صرف چند دقیقه بحث و گفتگو با آن‌ها برای مشتری بسیار جالب است و احساس می‌کند که شما دوست او هستید. بنابراین طرح پرسش‌های منطقی و درک مسائل عاطفی از جمله مواردی است که تاثیر به‌‌سزایی در امر فروش دارد. از طرفی نباید توقع داشته باشیم که خریداران با هر بار ورود خود به فروشگاه جواهری را خریداری کنند؛ بلکه هدف اصلی آن‌ است که رابطه‌ای صمیمانه با آن‌ها برقرار کنیم تا با نیاز‌هایشان آشنا شویم. ارتباط دوستانه سبب می‌شود که آ‌ن‌ها شما را به دوستانشان نیز معرفی ‌کنند و مشتریان بیشتری مجذوبتان شوند.

     منافع حاصل از خرده‌فروشی

    - چه کسی می‌گوید که شما نمی‌توانید جواهر بیشتری را به فروش برسانید؟

     در صورتی‌که خریداران از شما درباره افزایش قیمت سؤال می‌کنند، فرصت مناسبی به‌دست می‌آورید تا چهارچوب قیمت را دوباره تعیین کنید. لذا می‌توانید بگویید: آری، این حقیقت دارد، در هر حال امروزه بیش از پیش به قیمت طلا و پلاتینیوم افزوده شده است. در نتیجه جواهراتی که هم‌ اکنون در اختیار دارید نیز به مراتب ارزش بیشتری یافته‌اند.

     در صورتی‌که انواع سایز‌ها و مدل‌های پلاتینیوم ویژه عروسی را در اختیار ندارید، فروش شما قابل مقایسه با رقیبتان نیست، زیرا جواهر مورد نیاز مشتری را در اختیار ندارید، بنابراین داشتن کلکسیونی از حلقه‌های عروسی و نامزدی ضرورت می‌یابد. از دیدگاه "مادرن براید Modern Bride " و "پلاتینوم گلید اینترنشنال Platinum guild international "، ۸۱ درصد از عروسان آینده ترجیح می‌دهند اولین حلقه‌شان پلاتینیوم باشد. فرصتی که کمتر در آمریکا مورد توجه قرار دارد. مردان علاقه‌مند به انتخاب حلقه عروسی، بیشتر مواقع تحت نفوذ زنان به خرید مبادرت می‌ورزند، عروسی که رویا‌های دوران کودکی و نوجوانی‌اش در انتخاب جواهر تاثیرگذار است.

    -  برای آن‌که فروش بیشتری داشته باشید باید چهار نکته را در نظر بگیرید:

    اول آن‌که، فروشندگان را در رویارویی با خریداری فرضی و ماهر آماده کنید. دوم، به آن‌ها بگویید اطلاعاتی که در اختیار دارید اساسی قلمداد شده و هدفتان افزایش تعداد خرید از امکان فروش است. سوم، یافته‌هایتان را با شیوه تجاری‌تان همگون کنید و به نقاط ضعف توجه نمایید و چهارم، با ورود مشتریان یا خانم‌ها به فروشگاه به آن‌ها خوش آمد گفته و خدمات لازم را نسبت به آن‌ها انجام دهید. به خاطر داشته باشید که حس مسئولیت‌پذیری کارکنان و تشویق به ‌موقع آن‌ها نقش موثری در امر پیشبرد اهدافتان ایفا می‌کند.

    -  تقویت روحیه انعطاف پذیری در مشتریان برای کسب موفقیت

    اغلب فروشند‌گان از این‌که خریدار نمی‌داند خواهان خرید چه چیزی است یا نمی‌توانند به سؤالاتشان پاسخ دهند شکایت دارند. آن‌ها اغلب عجله دارند و مطمئن نیستند که چه می‌خواهند بخرند. ممکن است عدم اطلاعات کافی از جواهرات و یا ترس از انتخاب نادرست علت اصلی چنین رفتاری تلقی شود.

    -  در هر حال فروشندگان باید سؤالاتشان را با نیاز‌های خریداران منطبق کنند:

    ۱)نیاز‌های خریداران را دریافته و پاسخگوی تقاضایشان نیز باشید: برای مثال با سؤالاتی چون: به ‌نظر می‌آید که امروز خیلی عجله دارید! می‌توانم به شما کمک کنم تا هرچه سریع‌تر جواهر مورد علاقه‌تان را پیدا کنید؟

     ۲) تاکتیک‌ها را منطبق برهم کنید: برای مشتریان مختلف از تاکتیک‌های متنوعی بهره جویید اما هدف استراتژیکی شما باید ثابت باقی بماند. ویژگی‌های اصلی محصولاهایتان را شناسایی کرده و بر اساس نیاز مشتری پاسخگوی سؤالات او باشید. هنگامی‌که خریدار می‌داند چه چیزی می‌خواهد، می‌توان به‌طور مستقیم از او سؤالاتی کرد. برای مثال: آیا طلای زرد دوستدارید یا سفید؟ یا چه نوع گردن‌بندی را می‌پسندید؟ نباید مطرح شود، به جای آن بهتر است بگویید کمک به شما، کمک به من است یا‌ این‌که همسرتان وقتش را صرف چه کاری می‌کند؟ سپس به تدریج سؤالات دیگر را مطرح کنید: مانند: چگونه خود را می‌آرایید یا در مراسم مختلف ممکن است از چه جواهراتی استفاده کنید؟

     ۳(نتیجه‌گیری‌هایتان را دوباره مورد بررسی قرار دهید. هر قدر پیشنهادهای شما دقیق‌تر باشد فروش بیشتری خواهید داشت. برای مثال، ممکن است نظر شما درباره پاسخ‌های خریدار چنین باشد: بسیار خوب همسرتان متخصص موفقی است که به طور معمول لباس کار برتن دارد. او رنگ آبی را دوست دارد اما به دستبند علاقه‌ای ندارد درعوض گل‌سینه را می‌پسندد از آنجا خرید شما به چهارمین سالگرد ازدواج‌تان ارتباط می‌یابد بهتر است گل‌سینه توپاز آبی را برایش انتخاب کنید.

    -  راه‌های چاره‌ای برگزینید

    در صورتی‌که خریدار مایل به انتخاب یک یا دو نمونه جواهر است از او بپرسید: به ‌نظر می‌رسد که شما این جواهر را بیشتر دوست دارید؟ در چنین شرایطی قبل از آن‌که خریدار صبر و تحملش را از دست بدهد شما با دو فرصت روبه‌رو هستید. هنگامی‌که کلکسیون دوم را عرضه می‌کنید سعی کنید به اطلاعات بیشتری درباره او دست پیدا کنید.

     در ‌صورتی‌که با او درباره خرید صحبت می‌کنید یا عزم او را راسخ می‌کنید، با شک و تردید مقابله کرده‌‌اید. سعی کنید علت علاقه او را نسبت به انتخاب کلکسیون محبوبش جویا شوید و با طرح پرسش‌هایی هماهنگ با نیاز‌هایش گرایش او را به خرید بیشتر کنید.


  • اصول حركت دانه ها در جيگ
    در جيگ جدا كردن كانيهايي با چگاليهاي متفاوت در لايه اي از دانه هاي جامد كه سيال در داخل آن داراي حركتي متناوب در جهت قائم است ، انجام مي شود و بدين ترتيب ايجاد يك لايه بندي در آن مي كند . در نتيجه اين حركت ، لايه متشكل از دانه هاي كانه به تناوب منبسط ميگردد .


     با كنترل ميزان اين انبساط مي توان شرايطي را بدست آورد كه كوچكترين دانه هاي كاني سنگين بتوانند در لايه نفوذ كرده ، به سمت پايين حركت كنند . دانه هاي درشت كاني سنگين نيز احتمالا" در شرايطي مشابه ته نشيني با مانع سقوط مي كنند.بنابراين به طور تئوري اگر مدت زمان سقوط دانه هايي با چگاليهاي متفاوت بقدر كافي كوتاه باشد ، تمام طول طي شده توسط دانه ها عمدتا" تحت تاثير چگالي آنها است و به سرعتهاي حد و بنابراين به ابعاد دانه ها ارتباطي ندارد .

    اصول كار جيگ بر مبناي ملاحضات فوق الذكر است . در اين وسيله دانه هاي جامد به صورت لايه اي بر روي يك بستر قرار مي گيرند . توسط مكانيزم مناسبي ، يك حركت نوساني از آب در داخل لايه مواد ايجاد مي شود . فركانس نوسانها در حدي تنظيم مي گردد كه در هر پريود از آن ، دانه ها در جريان ته نشين شدن نتوانند به سرعت حد خود برسند . بدين ترتيب در فاصلهزمانهاي كوتاه بتدريج دانه هاي سنگين از دانه هاي سبك جدا مي شوند .

    بديهي است در صورت طولاني تر شدن زمان ته نشيني ، با افزايش سرعت دانه ها و نزديك شدن آ ن به سرعت حد ، مقاومت سيال كه خود تابعي از ابعاد دانه ها است افزايش مي يابد و بر روي حركت دانه ها تاثير ميگذارد . لذا در اين شرايط احتمالا" مي توان تنها دانه هاي درشت كاني سنگين يا دانه هاي كوچك كاني سبك را از بقيه جدا كرد .

    آنچه در بالا گفته شد در شرايط سقوط آزاد صادق است . در داخل جيگ همانطور كه بيان شد ، دانه هاي ماده معدني به صورت لايه اي بر روي بستر جيگ قرار گرفته اند . در اين شرايط علاوه بر فركانس،دامنه نوسانها نيز بر روي كار جيگ تاثير مي گذارد . درنتيجه كوچك شدن اين دامنه ، فاصله طي شده توسط دانه ها كوتاه تر شده ، يا به عبارت ديگر زمان ته نشيني كوتاه مي شود.  

    چنانچه اين زمان كوتاهتر از زمان تناوب نوسانهاي جيگ باشد ، دانه هاي كوچك كاني سنگين فرصت خواهند داشت كه در لايه اي كه در شرايطي مشابه (شن روان) است ، نفوذ كرده ، به سمت پايين حركت كنند . اين عمل (چكيدن دانه ها) نام دارد بديهي است كه حركت دانه ها در اين مرحله سقوط با مانع است و نسبت سقوط با مانع در اين حالت بيشتر از نسبت سقوط آزاد است .

     


  • الکتروفرمینگ و‌ آبکاری
     

    زمانی که در مورد الکتروفرمینگ و‌ آبکاری بررسی و فکر می کنیم به‌طور ناخود آگاه استفاده از این تکنیک در صنعت به ذهن ما می رسد. این در حالی است که پرفسور Stanley Lechtzin رییس بخش هنر و صنعت دانشگاه Temple از الکتروفرمینگ به‌عنوان تکنیکی در کارهای هنری به ویژه جواهرسازی استفاده کرده است.

    داشتن ذوق هنری، اطلاعات علمی و فنی و بالاخره تجهیزات، جزء سه موردی است که در این زمینه لازم و ضروری هستند. استاد Lechtzin با دانستن این سه مورد اولین فرد هنرمندی است که تجربه بسیار عمیقی در استفاده از الکتروفرمینگ در حرفه جواهر سازی را دارا است. یکی از دروس جواهر سازی او در دانشگاه به‌طوراختصاصی در مورد استفاده از الکتروفرمینگ در جواهر سازی است.

    این روش، جواهرساز را قادر می سازد که با خیال راحت هر شکل و اندازه ای را طراحی و تولید کند. بدین معنی که با استفاده از الکتروفرمینگ در جواهر سازی دیگر محدودیت شکل و به ویژه اندازه جواهر وجود ندارد.

    با استفاده از این روش نه تنها امکان ساخت جواهر آلات بزرگ امکان پذیر است بلکه با توجه به اینکه در روش الکتروفرمینگ می توان آنها را تو خالی در آورد. بنابراین بسیار سبک هستند و از لحاظ قیمت ارزان تمام می شوند و هم این که به آسانی می‌توان بر روی گردن آنها را حمل کرد و از سنگینی آنها خسته نشد، در عین حال که زیبایی کاملی دارند.

    یکی از استادان جواهرسازی الکتروفرمینگ را در سال ۱۹۶۲ با چند وان بسیار کوچک ۸/۳ لیتری و یک رکتیفایر با قابلیت "جریان سازی معکوسperiodic reverse" شروع کرد و در سال پیش، با یک خط جدید که شامل ۹ وان بود کار را ادامه و توسعه داد.

    وان های مزبور شامل:

    - وان ۸۹ لیتری تمیز کاری الکتریکی. وان ۷۶ لیتری نقره سیانوری.

    - وان ۱۸۹ لیتری شستشو با آب. وان ۷۶ لیتری شستشو با آب.

    - وان ۱۸۹ لیتری اسید شویی. وان ۷۶ لیتری آبکاری نقره با ضخامت ظریف.

    - وان ۱۸۹ لیتری سولفات مس اسیدی. وان ۲۶ لیتری آبکاری طلا.

    - وان ۱۸۹ لیتری نیکل براق.

     عمل الکتروفرمینگ بر روی مومی که به طور معمول از مشتقات نفت است انجام می‌گیرد. بدین معنی که موم مورد نظر تحت ذوب و ریخته گری در یک قالب فلزی و یا غیر فلزی مانند پلاستیک با مواد معدنی شکل دلخواه را به خود می‌گیرد.


  • الکترولیتهای آبکاری مس: الکترولیتهای سیانیدی
    الکترولیتهایی بر پایه اسید سولفوریک یا اسید فلوریدریک

     

    الکترولیتهایی که فسفات در بر دارند

    الکترولیتهای سیانیدی

    الکترولیتهای اسیدی بر پایه سولفات مس به غیر از مس اندود نمودن مستقیم سرب٬ مس و نیکل برای دیگر فلزات مناسب نیستند. اینها روی آهن٬ آلومینیم و روی به طور مستقیم تولید روکش نمیکنند اگر در یک الکترولیت اسید اشیایی از جنس آهن٬ آلومینیم و روی فرو ببریم یک لایه اسفنجی در نتیجه مبادله یونی ایجاد میشود. این یک لایه پایداری بدون چسبندگی برای لایههای دیگر خواهد بود.

     بنابراین قبل از مس اندود نمودن این فلزات در محیط اسیدی باید حتما یک عملیات مساندود نمودن در محیط اسیدی انجام گرفته باشد. الکترولیتهای سیانیدی٬ علیرغم سمی بودنشان به علت دارا بودن خواص خوب اهمیت زیادی پیدا کردهاند. پوششهای حاصل از حمامهای سیانیدی دارای توان پوششی خوبی میباشند٬ آنها دارای دانهبندی حاصل از چسبندگی فوق العاده اند.

     در نتیجه پدیده های شدید پلاریزاسیون٬ قدرت نفوذ الکترولیتهای سیانیدی بهتر از حمام های مس کاری اسید است. الکترولیتهای پیروفسفات مس برای ایجاد روکشهای زینتی روی زاماک٬ فولاد٬ آلیاژهای آلومینیم و برای پوشش سطحی فولاد بعد از عملیات سمانتاسیون به کار برده میشود. موارد کابردی دیگر میتوان مس کاری سیمها و شکل یابی با برق را نام برد.


  • انواع آلیاژ لحیم
    انواع آلیاژ لحیم:
    1) لحیم نرم
    2) لحیم متوسط
    3) لحیم سخت
    طرز تهیه نقره نرم:
    5 گرم نقره خالص را با 5 گرم آلیاژ برنج مخلوط میکنند و لحیم نرم را بدست می آورند که درجه حرارت ذوب آن 450 درجه سانتیگراد است.
    طرز تهیه لحیم نقره متوسط:
    لحیم نقره متوسط که آنرا لحیم همه کاره میگویند و ترکیبی از 5 گرم نقره خالص به اضافه 4 گرم برنج می باشد که درجه ذوب این لحیم بین 450 تا 550 درجه سانتیگراد می باشد.
    طرز تهیه لحیم نقره سخت:
    5 گرم نقره خالص را با 5/2 گرم آلیاژ برنج مخلوط کرده و لحیم سخت را بدست می-آوریم که درجه ذوب این لحیم بیشتر از 550 درجه سانتیگراد می باشد.
    طرز تهیه لحیم طلا:
    1) طرز تهیه لحیم نرم طلا: مقدار 5 گرم طلا و 500 سوت کادمیوم را با هم ترکیب نموده لحیم نرم بدست می آوریم.
    2) طرز تهیه لحیم معمولی یا متوسط: 5 گرم طلا و 500 سوت کادمیوم را با هم ترکیب نموده لحیم معمولی یا متوسط بدست می آوریم.
    3) طرز تهیه لحیم سخت: از مخلوط نمودن 5 گرم طلا و 200 سوت کادمیوم آنرا تهیه مینمائیم، طرز درست نمودن بدین صورت است که: 5 گرم شمش طلا را در بوته کاملاً ذوب مینمائیم سپس کادمیوم را به آن اضافه نموده و سریعا بوته حاوی این ترکیب را تکان داده تا کاملاً مخلوط گردد آنگاه در ریژه می ریزیم.
    طرز تهیه لحیم از طلای 18 عیار:
    1) لحیم سخت و طرز تهیه آن از طلای 18 عیار: لحیم سخت که آنرا از ترکیب 10 گرم طلای 18 عیار و 3 گرم طلای شمش واگرم کادمیوم آنرا بدست می آوریم.
    2) لحیم متوسط و طرز تهیه آن را از طلای 18 عیار: لحیم متوسط که از ترکیب 7 گرم طلای 18 عیار و 3 گرم طلای شمش واگرم کادمیوم آنرا بدست  می آوریم.
    لحیم نرم و طرز تهیه آن:
    لحیم نرم که از ترکیب 5 گرم طلای 18 عیار و 3 گرم طلای شمش واگرم کادمیوم آنرا تهیه می نمائیم.
    طرز تهیه لحیم پلاتینی و پالادیم:
    لحیم پلاتینی که 60 تا 70 درصد آن طلا و بقیه نقره و پالادیم می باشد.
    باید بدانیم که لحیم کاری پلاتین با طلای سفید یا طلای زرد یا معمولی و موارد مشابه آنها مثل نقره با برنج و روش لحیم کاری سخت امکانپذیر می باشد.
    لحیم نقره باید به رنگ نقره استرلینگ باشد و یا نزدیک به رنگ آن.
  • انواع روشهاي استحصال طلا
    طلا در رگه ها و نهشته هاي آبرفتي وجود دارد و اغلب از سنگها و ديگر مواد معدني بوسيله استخراج و عمليات گل شويي جدا مي گردد. طلا از كانه هاي آن به روشهاي سيانيداسيون (Cyaniding)، ملقمه سازي (Amalgamating) و گداختن (Smelting) استحصال مي شود.تصفيه و خالص سازي طلا نيز با الكتروليز آن انجام مي گيرد. طلا در آب دريا به مقدار 2-1/0 ميلي گرم در تن وجود دارد كه هنوز روشي براي استحصال آن يافت نشده است.


    روش‌هاي كانه‌آرايي

    - كانسنگ‌هاي طلا :

    روش‌هاي مختلفي براي فرآوري كانسنگ‌هاي طلا وجود دارد كه بايد با مطالعاتي كه بر روي كانسنگ انجام مي‌شود روش مناسبي براي فرآوري آن انتخاب كرد. اگر طلا بصورت ذخاير آبرفتي باشد براي فرآوري آن روشهاي ثقلي مناسبترين روش است،اگر طلا بصورت آزاد يا ناتيو باشد روش ثقلي پيش فرآوري و روش نهايي آمالگاسيون است، اگر بصورت ذرات خيلي ريز در داخل سنگ باشد روش سيانوراسيون قابل توصيه خواهد بود.

    اگر طلا بصورت تركيب با كاني‌هاي ديگر باشد فرآوري مشكل‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود و هزينه سرمايه‌گذاري لازم براي فرآوري و استحصال كانسارهاي پيچيده طلا زياد مي‌شود. حتي بعضي كانسارهاي طلا وجود دارند كه هنوز روش فرآوري مناسبي براي آنها پيدا نشده‌است، در زير به روش‌هاي مختلف فرآوري اشاره مي‌گردد.

    - روش آمالگاسيون يا ملقمه سازي:

    در طي قرن‌ها روش ملقمه‌سازي عمده‌ترين روش براي جداكردن طلا و نقره آزاد يا طبيعي از كانه‌هاي حاوي آنها بوده‌است. اساس اين روش بر خاصيت جذب طلا و نقره توسط جيوه استوار است. با استفاده از اين روش به‌سادگي مي‌توان طلا را از ديگر كاني‌هاي باطله جدا نمود. اين روش براي كانسارهايي كه طلاي آزاد با عيار قابل ملاحظه‌اي دارند كاربرد دارد. در ابتدا از اين روش به‌تنهايي استفاده مي‌شد ولي بعد از استفاده از روش سيانوراسيون، روش ملقمه‌سازي به عنوان روش مكمل سيانوراسيون به‌كار برده مي‌شود.  

    - اصول روش ملقمه‌سازي :

    عمولا در اين روش ماده معدني تا 75 درصد زير 75 ميكرون( 200 مش ) خرد شده و سپس پالپي با غلظت 40 درصد وزني جامد تهيه مي‌شود. پالپ را داخل يك آسياي گلوله‌اي مي‌ريزند و حداقل به اندازه وزن طلا و نقره موجود در ماده معدني، به آن جيوه اضافه مي‌كنند( البته هميشه 10 تا 20 درصد بيشتر از وزن طلا و نقره موجود به آن جيوه اضافه مي‌شود ). تعداد كمي هم گلوله به آن اضافه مي‌كنند و به مدت 2 تا 12 ساعت آسيا را به كار مي‌اندازند.

     پس از آنكه طلا و نقره كاملا جذب جيوه شد محتويات آنرا خارج كرده داخل آسيا را كاملا تميز مي‌كنند. در زير آسيا چند ميز كه با هم اختلاف ارتفاعي حدود 10 تا 15 سانتي‌متر دارند وجود دارد و سه عدد ظرف جداگانه در بين ميزها قرار دارد. محتويات داخل آسيا را با آب به‌داخل اولين ظرف ريخته، ضمن شستشو مواد خارج شده و از اولين ظرف روي اولين ميز ريخته و سپس از آن وارد دومين ميز مي‌گردد.

     از ظرف دوم مواد بر روي ميز دوم ريخته مي‌شود. ميز دوم از جنس مس ساخته شده كه روي ان جيوه اندود شده‌است هنگامي كه پالپ به آرامي از روي ميز دوم عبور مي‌كند ذرات جيوه حاوي طلا كه در كف ميز حركت مي‌كنند به ميز مي‌چسبند. سپس اين مخلوط را شستشو مي‌دهند تا گل و لاي آن كاملا جدا شود ، جيوه‌اي كه روي ميز باقيمانده را جمع‌آوري مي‌كنند و بوسيله فيلتر كردن برروي پارچه ضخيمي آب و جيوه بوسيله فشار هوا تبخير مي‌شود و طلا و نقره باقيمانده برروي فيلتر جمع‌آوري شده و به بخش ذوب ارسال مي‌گردد.


  • انواع پایه انگشتر - مخراج کاری نگین
     

    نحوه و قرار گرفتن نگین ها بر روی پایه یا همان مخراج کاری، قسمتی از طراحی درست انگشتر می باشد.

    - پایه چنگه ای (prong):

    این نوع پایه بیشتر برای مدل های تک نگین (solitare)، استفاده می شود و توجه بیننده را بیشتر به نگین معطوف می کند تا به فلزی که آن را احاطه کرده است.

    وظیفه اصلی پایه، نگهداری نگین به صورتی امن است، ضمن اینکه اجازه دهد تا نور به راحتی وارد الماس شده و بیشترین درخشش را داشته باشد.

    هرچه میزان فلز به کار رفته در پایه بیشتر باشد، نگین محفوظ تر است و هرچه کمتر باشد، امکان درخشش الماس بیشتر می شود.

    - پایه چنگه ای وی (V) شکل (V-prong):

    چنگه هایی که از بالا به صورت (V) شکل، انحنا داشته باشند را مدل چنگه ای وی شکل می گویند.

    این نوع پایه معمولاً برای الماس هایی با گوشه های زاویه دار مثل گوشه های برش مربع شکل پرنسی یا نوک الماس گلابی شکل استفاده می شود.

    این نوع چنگه حفاظتی مضاعف را به زاویه هایی که ظریف و شکننده هستند و یا در معرض آسیب دیدگی قرار داند را می دهد.

    نوع دیگر  مدل پایه چنگه ای ، اشتراکی (common prong) است. در این مدل سنگ ها را طوری کنار هم قرار می دهند که چنگه های اضافی در آن استفاده نمی شوند.

    - پایه دیواره دار یا حفره ای (Bezel )

    در این مدل، یک دیواره از فلز گرانبها دورتادور الماس را احاطه می کند. 

    نوع دیگر آن به صورت قوسی، فقط قسمتی از الماس را در بر می گیرد که به این مدل نیمه دیواره می گویند که شاهری مدرن به آن می دهد.

    این نوع پایه برای مدل هایی با برش فانتزی استفاده می شود، مانند مدل گلابی شکل که یک قوس از فلز گرانبها به دور گوشه پهن گلابی و چنگه وی شکل ، قسمت باریک آن را در بر می گیرد.

    - پایه کانالی (Channel)

    این پایه مخصوص، الماس های گرد است و ظاهری براق و مجلل را به وجود می آورد. با انتخاب الماس های گرد، طراح صفی مرتب از سنگها را با درخششی بیشتر از سنگهای باگت خلق می کند. در این مدل، نگین ها به خوبی محافظت شده و لبه های آنها در معرض هیچ گونه ضربه و سائیدگی قرار نمی گیرد.

    - پایه سنگفرشی (Pavé)

    وقتی که سطح انگشتر از تعدادی الماس ریز پوشیده شده باشد، پایه سنگفرشی (Pavé) نامیده می شود. این نام، اسمی مناسب می باشد، زیرا سطح آن مانند یک تکه از خیابان زیبا فرش شده با سنگ های گرانیتی است.

    در این نوع پایه، اندازه الماس ها باید دقیقاً یکسان باشند. اگرچه سایز آنها کوچک است، در مجموع هر سنگ به پراکندگی نور این مدل کمک می کند.

    برای تشخیص کیفیت انگشتر، دقت کنید سطح آن مانند فرشی از جواهرات به نظر برسد.

    ارزش چنین انگشتری، مانند مدل تک نگین چندان مشهود نیست اما وقتی شما زحمت ساخت آنرا در نظر بگیرید، قیمت عادلانه ای را برای آن می پردازید.

    - پایه مهره ای (Bead)

    وقتی که الماس ها طوری قرار گرفته اند که از هم کمی فاصله داشته باشند، اصطلاحاً پایه مهره ای (Bead)، نامیده می شوند.

    در این مدل، نگین ها بزرگتر و برجسته تر هستند.

    طراح جواهر با ایجاد تنوع در اندازه سنگها و اندازه پایه می تواند مدل های زیبا و خلاقانه ای را ایجاد نماید.

    - پایه خوشه ای (cluster)

    نوع دیگر از طرح یک پایه و تعدادی الماس ریز است که می توانند به صورت یک گل یا طرحی تخیلی در کنار هم قرار گیرند.

    این پایه معمولاً در چند سطح با ارتفاعی قابل ملاحظه بالای دست قرار می گیرد که ممکن است بسیار باز و فضاگیر باشد و یا ممکن است فشرده تر باشد.

    شکل انگشت در انتخاب هر کدام از اینها موثر است. به خاطر داشته باشید، نوع باز توجه را از انگشتان دور و بر عکس نوع فشرده، توجه را به سمت دشت و انگشتان جلب می کند.

    - پایه تراز (Flush)

    در این نوع پایه سطح نگین با سطح پایه هم تراز بوده و فقط سطح خارجی و کمی هم از قسمت بالایی نگین دیده می شود. این مدل کاملاً بر خلاف اصل ارتباط الماس با نور است، ولی کاملاً در حال رواج پیدا کردن است و برای کسانی مناسب است که ایده درخشش نوری مانند ستاره در آسمان را می پسندند.

    - پایه بالرین (Ballerina)

    یکی از انواع انگشترهای کلاسیک، مدل چند نگین بالرین است که زیبایی خود را از نحوه قرار گرفتن باگت هایی گرفته اند که به صورت مخروطی به دور یک مرکز ردیف شده اند و ظاهری مانند دامن بالرین ها را به وجود می آورند.

     


  • اهمیت طلا در گذشته و حال
    ● چند نکته درباره طلا:
    ـ کل طلای استخراج شده در طول تاریخ در حدود ۱۴۵۰۰۰ تن است.
    ـ ارزش این طلا معادل ۴۱۷۰ میلیارد دلار است. (یک اونس طلا= ۹۰۰ دلار)
    ـ در مقایسه ارزش بورس ایران حدود ۵۰ میلیارد دلار است.
    ـ ارزش کل بورسهای جهان در حدود ۴۳۶۰۰ میلیارد دلار است.
    ـ تولید ناخالص داخلی امریکا ۱۴۰۰۰ میلیارد دلار است.
    ـ بودجه دولت امریکا برای سال مالی آینده ۳۱۰۰ میلیارد دلار است.
    ـ ۱۹% این طلا در اختیار بانک های مرکزی است.
    ـ ایران ۶۵ تن ذخیره طلا دارد.
    ـ امریکا ۸۱۳۳ تن، اروپا ۱۱۰۶۵ تن، (آلمان ۳۴۲۷، فرانسه ۲۸۹۲، ایتالیا ۲۴۵۱، و سوئیس ۱۲۹۰) ذخیره دارند.
    بیشتر ذخیره طلا امریکا در ایالت کنتاکی و در محلی به نام Fort Knoxنگهداری می شود.
    بسیاری از بانکهای مرکزی ذخیره طلای خود را در بانک مرکزی نیویورک در منهاتان نگه می دارند. اگر بانک مرکزی یک کشور مقداری طلا به کشور دیگر بفروشد کارمندان بانک مرکزی نیویورک آن طلا را از قسمت مربوط به آن کشور به قسمت مربوط به کشور خریدار منتقل می کنند.
    طلا در شکل گیری تاریخ بشریت اهمیت زیادی دارد. قبل از اینکه پول به شکل امروزی آن رواج پیدا کند سکه های ضرب شده از طلا کار مبادله و تجارت را در میان آدمیان تسهیل می کرده است. تجارت آسانتر هم رفاه ورونق بیشتر می آورد.
    به همین دلیل هم هنوز عده ای تصور می کنند که داشتن طلای بیشتر به معنی رفاه است. در قدیم چنین بوده است به این دلیل که این فلز گرانبها مانند روغنی که حرکت مکانیکی را تسهیل می کند حرکت اقتصادی (تجارت) را آسانتر می کرده است. اکنون اما این فلز گرانبها نقش خود را به پول مدرن سپرده که پشتوانه اش اعتبار دولتهاست.
    داستان طلا شاید از آن روزی شروع شده باشد که عاشقی، در پی یافتن راهی برای ابراز احساسات عشقولانه به معشوق خود، سنگ درخشانی را که در ته رودخانه یافته به قصد فریفتن به معشوق داده و در مقابل بوس میسر شده و کنار هم. به مرور زمان بقیه جوانان قبیله هم به ارزش!
    این سنگ درخشان پی برده اند. طلا اما بسیار کمیاب بوده است و فقط جوان اولی می دانسته که در کجا و چگونه می توان آن را یافت. مابقی جوانان مجبور بوده اند که در مقابل دریافت سنگ طلا از این جوان چیز با ارزشی مانند تخم مرغ یا ران یک گوسفند به او بدهند.
    ویژگی دیگر طلا این است که بسیار با دوام است. جوان دوراندیش دیگری که یک ران اضافه گوسفند داشته اما معشوقی نداشته، احتمالا دریافته است که اگر امروز ران اضافه گوسفند را با یک تکه سنگ درخشان عوض کند، فردا که معشوقش هست و گوسفندش نیست تکه سنگ درخشان را برای هدیه دادن خواهد داشت.
    اگر هم معشوقش نباشد تکه سنگ درخشان را با ران اضافه گوسفند جوانی دیگر مبادله خواهد کرد. ران گوسفند را نمی شد ذخیره کرد اما تکه سنگ درخشان را می شد. بدین ترتیب سنگ طلا وسیله مبادله شد.
    تا اینجا سنگ طلا سه ویژگی داشت، با دوام بود (ارزش را ذخیره می کرد) کمیاب بود (ارزش آن به سادگی با عرضه فراوان از بین نمی رفت) و حداقل یک کاربرد باارزش داشت (ابراز احساسات عشقولانه). مشکلی که بود این بود که ارزش یک سنگ طلا به سادگی مشخص نمی شد. کسی پیدا شد که ناخالصی را از سنگ جدا کرد، شکل استانداردی به آن داد و روی آن عددی نوشت تا بقیه هم از میزان طلای آن مطلع باشند. بدین طریق وسیله ایده آل مبادله اختراع شد.
    دو مشکل بزرگ طلا و دیگر فلزات کمیاب باعث شد که پول کاغذی و سپس پول الکترونیکی جایگزین آنها شوند. یکی مشکل امنیت است (دنیایی را تصور کنید که در آن ایران برای خرید یک نیروگاه بایستی ۴۰ تن طلا را به آلمان بفرستد.) و مشکل بزرگتر کمیابی طلاست که کنترل عرضه را غیرممکن می کند.
    کنترل عرضه به دو دلیل عمده مهم است یکی آنکه بدون کنترل عرضه اعمال سیاستهای پولی غیر ممکن است و دیگر آنکه (بدلیل آنکه قیمتها چسبندگی دارند) حجم پول بایستی به اندازه رشد اقصادی افزایش یابد و الا رکود ایجاد می شود.
    (یادآوری آنکه اقتصاددانها در موضوع طریقه اعمال سیاستهای پولی اختلاف نظرهای عمده ای دارند.) پول مدرن این دو مشکل را حل می کند و علاوه بر آن ویژگیهای سکه طلا را هم دارد: با دوام است، کمیاب است (بانک مرکزی عرضه آن را کنترل می کند) و حداقل یک کاربرد باارزش دارد(بدهی به دولت را می توان با آن پرداخت)؛ استاندارد است؛ و ارزش آن برای عموم معلوم. و لذا طلا آن اهمیت خارق العاده اقتصادی خود را از دست داده است.
  • بيوليچينگ
    - فرآيند بيوليچينگ


    - تعريف

    بيوليچينگ روشي براي استفاده از ميکروارگانيسم ها براي جدا کردن فلزات باارزش از کانسنگ مي باشد. مخصوصاً براي بازيافت فلزات با عيار پايين مانند طلا استفاده مي شود. بيوليچينگ کاني هاي سولفيده روشي صنعتي براي بازيافت طلا از کانسنگ پيريت آرسنيکي و بيوليچينگ مس مي باشد. 

    کانسنگ در تماس با ميکروارگانيسم انتخابي سولفور اکسيده قرار مي گيرد. سولفور شامل ترکيبي ازميکروارگانيسم هاي قبلي، در طول يا بعد از تماس با اسيد سولفوريک براي ليچينگ فلزات از کانسنگ مي باشد. در اين صورت کانسنگ به شکل محلول در مي آيد. فلزات مي توانند از مايع غني از فلز جدا شوند.

    ليچينگ ميکروبيال کانيهاي سولفيدي (پيريت و آرسنوپيريت) به منظور بازيابي طلا به خواص فيزيکوشيميايي بيوشيميايي و ژنتيک اجزاء شامل باکتريهاي (سولفوبوس و تيوباسيلوس)، برمي گردد. 

    جزئيات شيمي اسيد و ليچينگ بيولوژيکال پيريت و آرسنوپيريت که اغلب به صورت کمپلکس هستند، در واکنش شناخته شده نيست. از مهمترين عوامل مؤثر در اين فرآيند بيوليچينگ ميتوان به PH، پتانسيل احياء، دماي تعادل، ثابت تعادل، سولفور فلزاتواپتيم کردن فعاليت باکتريها اشاره کرد ، در اين فرآيند باکتريها، گوگرد کانيها را با اکسيداسيون محلول حذف مي کنند و طلا با محلول سيانيد استخراج ميشود.

    در فرآيند تانک ليچينگ، شرايط خاصي براي کاني هاي حذف کننده ماده معدني طلا وجود دارد که اغلب اين کانيها شامل پيريت-آرسنوپيريت و يا هردو هستند. 

    بازيابي طلا توسط استخراج و سيانوراسيون کانيها اغلب آرام و لازمه برخورد بيشتر است که اين روش با ليچينگ تحت فشار و ليچينگ بيولوژيکال انجام ميشود.

    - مکانيسم ليچينگ

    انحلال باکتريايي سولفيدي فلزات، در بيوليچينگ شامل باکتريهايي مانند فرواکسيد تيوباسيلوس، فرواکسيد لپتوسپيريلوم، تيواکسيد تيوباسيلوس، نمونه هاي سيلفولوبوس مي باشد. اين ميکروارگانيسم ها انرژي براي بقاي خود را بوسيله اکسيده کردن قسمت هاي سولفيده کانيها و يون هاي فروس بدست مي آورند. انحلال باکتريايي کانيهاي سولفيده شامل دو مکانيزم مستقيم و غيرمستقيم مي باشند. 

    در طول ليچينگ مستقيم، باکتريها خود را به بلورهاي فلزات سولفيده درون سنگ مي چسباند. در مدت فعاليت بيوشيميايي کهبه نام اکسيداسيون شناخته مي شود، باکتريها بلورهاي سولفيده فلزي را تغيير داده و به صورت محلول سولفات که فلزات در آن حل شده اند، درمي آيند. 

    در طول ليچينگ غيرمستقيم باکتريها به تماس مستقيم با سطح کاني ها نيازي ندارند. نقش باکتريها، اکسيده کردن مجدد آهن هاي فرو و تبديل به فرم فريک همانند عناصر سولفوري اکسيده شده است که در بعضي از نمونه ها تشکيل شده اند. سپس آهن فريک به صورت شيميايي کانيهاي سولفيده را اکسيده کرده و آهن فروس توليد مي نمايد. باکتريها تنها اثر کاتاليزوري داشته و باعث سرعت بخشيدن به اکسيداسيون مجدد آهن فروس به فريک شده که در صورت عدم وجود باکتريها بسيار آهسته انجام خواهد شد. 

    ممکن است اغلب کانيهاي طلا شامل مقداري نقره باشند، معمولاً فلزاتي که به صورت کمپلکس هستند، مثلاً نقره، ميتواند با محلول سيانيد ليچ شود و در هنگام بازيابي طلا معمولاً نقره آن آزاد مي شود و اين مسئله مشکل ساز مي شود. هرچند که بهعلت اختلاف قيمت طلا و نقره، نقره جزء پارامترهايي است که در پروسه بازيابي طلا مؤثر است.

    اگر طلا از کانسنگ بوسيله ليچينگ سيانيد بازيابي شده باشد، يک PH مناسب لازم دارد تا به صورت سيانيد هيدروژن درآيد. استفاده از تيواوره معمولاً استفاده از سيانور را کاهش ميدهد ولي معمولاً از لحاظ اقتصادي به صرفه نيست، بيوليچينگ شامل مقادير فلزاتي است که ميتوانند با آهن بازيابي شوند.

    پيريت و آرسنوپيريت از جمله موادي هستند که خواص شبيه به هم دارند ولي نرخ اکسيداسيون پيريت و آرسنوپيريت متفاوت است، اکسيداسيون آرسنوپيريت سريعتر شروع ميشود و اکسيداسيون آرام با اسيدسولفوريک بيشتري شروع ميشود، مشکل مهم ديگر، اضافه کردن کربن آلي به ماده معدني است.

    اگر ماده معدني حاوي بيش از 15/0 % مواد کربني باشد در طي فرآيند مقداري که با سيانيد طلا کمپلکس ميدهند کم است. 

    حلاليت مناسب دراين واکنش شامل ¯FeHso4 و FeHso4¯² و FeHso4 وAS(oH)3 نسبت به سنتيک است. ليچينگ باکتريايي ميتواند با توسعه مدل هاي سنتيک واکنش بهينه شود و مدل هاي مختلف با کنسانتره پيريت و آرسنوپيريت که در داخلآرسنوپيريت است، نشان داده شده است، نرخ اکسيداسيون آرسنوپيريت سريعتر از اکسيداسيون پيريت است. بنابراين اکسيداسيون سولفيدها را نميتوان مانند سيستم هموژن با نمونه خطي بين اکسيداسيون سولفيدها و آزادي گوگرد نشان داد. 

    - دما

    دما پارامتري است که در فعاليت متابوليکي و سرعت ثابت واکنش اثر دارد. اثردما روي اکسيداسيون آرسنوپيريت مشخص نيست. محدوده دمايي براي مسوسولفيليک و اسيدوفيليک تيوباسيل ها بين 4 تا 40 درجه است، اما بهترين ميزان آن در حدود 23_28 است.

     ليچينگ به صورت تانک اغلب براي ليچينگ باکتريايي کنسانتره ها زير رنج عمل کنترل، انجام مي شود. درحال حاضر بيشتر مکان ها از سوي باکتري مسوفيليک اشغال شده است.

    - عملکرد باکتري ها

    پرورش باکتري ها در دماي بين 45 تا 60 درجه، در PH پايين تر از 2 و ميزان هواي کافي امکان پذير است. اين واکنش ها به دو صورت مستقيم و غيرمستقيم استفاده مي شود، در روش مستقيم باکتري ها به کاني هاي سولفيده مي چسبند واکسيدهاي آهن و سولفور در کانيهاي يون هاي فلزي در داخل محلول آزاد مي شوند. در روش غيرمستقيم باکتريها به کاني هاي درگير حمله کرده و در فرآيند اکسيداسيون باعث تبديل کاني هاي فروس به فريک مي شود.آهن فريک عامل اکسيداسيون قوي بوده و به کاني هاي سولفيدي حمله مي نمايد. 

    - فوايد و زيان هاي بيوليچينگ

    از گذشته تا به حال فرآيند سيانوراسيون يون هاي آلوده کننده محيط زيست را توليد ميکرده است. فرآيند حذف بيولوژيکي با چرخش باکتريها اغلب براي کم عيار کردن سيانيد و تيوسيانيد در آسيا استفاده مي شده است. 

    ممکن است شرکت هاي معدني قادر به استفاده از بيوليچينگ به عنوان روشي براي بهره برداري از کانسنگ هاي عيار پايين و يا ذخايري که در مناطق دوراز دسترس واقع شده اند، باشند ولي درهر صورت روشي بسيار گرانقيمت به شمار مي رود. بيوليچينگ داراي مضرات زيست محيطي کمتري نسبت به روش هاي سنتي استخراج است، که اين به علت مصرف پايين انرژي و عدم توليد So2 در طول فرآيند مي باشد.

    مشکلاتي هم با فرآيند بيوليچينگ موجود است، مانند سرعت کندتر استخراج بيوليچينگ نسبت به تکنيک هاي قديمي که ممکن است قيمت را افزايش دهد، همچنين در اين روش تمام کانسنگ ها نمي توانند بيوليچ شوند فقط کانسنگ هاي سولفوره بيوليچ مي شوند.

    بسياري از فلزات باارزش موجود در ذخاير طبيعي جهان در لايه هاي عميق کانسارهاي سولفيده قرار گرفته اند. امروزه معدنکاران جديد، سنگ را از قسمت هاي عميق خارج کرده و آنها را به صورت توده هاي چند ميليون تني انباشته مي نمايند. آنها کاني هاي باارزش مانند طلا را شستشو مي دهند. اما کمتر از 40 درصد از فلزات در اين توده ها بازيافت مي شود. 

    محققان در شرکت Idaho National Engineering و آزمايشگاه محيط زيست بر روي تسريع بازيافت ميکروبي فلزات از کاني هاي سولفيده عيار پايين تحقيق کردند. آنها سلامتي يک جامعه ميکروبي را در معدنکاري توده اي بررسي کردند و به ديگر شرکت ها توصيه کردند که بازيافت ليچينگ را توسعه داده و يا آغاز نمايند. در آزمايشگاه، محيط توده اي کانسنگ را دستکاري کردند و حدود 40 تا 50 درصد فلز را از کانسنگ سولفيده بدست آوردند، و توليدات را چندين ميليون دلار افزايش دادند. 

    - انواع بيوليچينگ

    دو روش معمول بيوليچينگ وجود دارد، يکي تانک بيوليچينگ و ديگري بيوليچينگ توده اي است. روش دوم شامل قرار دادن توده اي کانسنگ خرد شده و ريختن محلول اسيد سولفوريک شامل باکتري ها و مواد مغذي روي آنها بوده است. سپس جريان هايانحلالي به درون ذخيره ها هدايت شده و مجدداً بر روي ذخيره ها پخش مي شوند. هنگاميکه اين محلول به اندازه کافي غني شد، فلزات درون آن جدا مي شوند.

    کشور کانادا اولين کشوري بود که تحقيقات درمورد بيوليچينگ را در دهه هاي 1970 و 1980 آغاز کرد. گرچه شرکت هاي معدني کانادايي نسبت به کاربرد تکنولوژي بيوليچينگ به علت ثابت نشدن استفاده از اين تکنولوژي در آب و هواي سرد، علارقم موفقيت بسياري از کشورها، بي ميل بودند. 

    گرچه هر دو نوع اکسيداسيون باکتريايي و فاقد باکتري بر خواص طلا و مس طرح ريزي شده است، اما ترکيب آنها در استخراج نيکل هم استفاده مي شود. فرآيند بيوهيپ، کانسنگ هاي خردشده را به منظور آماده کردن خرده سنگ هاي ريز و مراحل تمرکز که نياز به تکنيک هاي اکسيداسيون باکتريايي دارد، فراهم مي نمايد.

    ديگر شکل مهم بيوليچينگ، تانک متحرک است. با توجه به نام اين فرآيند بدون نياز به توضيح، به فرآيندي گفته مي شود که نياز به تانک هايي که تحت تأثير هوازگي قرار گرفته اند، و معمولاً در سري هايي مرتب شده اند. در اين روش رآکتور مي تواند در جريان با دبي ثابت عمل کند و کانسنگ تازه به تانک اول اضافه شود و هنگاميکه اين جريان به تانک آخري رسيد، کانسنگ حذف مي شود. کانسنگ معمولاً خرد شده و به اندازه هاي بسيار کوچک درمي آيد و باقيمانده هاي جامد در مواد مايع معلق مي شود. 


  • تاريخچه طلا
     

       Gold(طلا) از اسم گوتيك Gult گرفته‌ شده‌است. اين فلز از قديمي‌ترين فلزات شناخته ‌شده است كه مورد استفاده قرارگرفته است، زيرا به سادگي شكل‌پذير مي‌باشد. هندي‌ها اولين بار در كتاب مقدسشان(4000 سال قبل از ميلاد مسيح) به طلا اشاره كرده‌اند. قديمي‌ترين معدن طلا(4000 سال قبل از ميلاد مسيح) در بين‌النهرين، در خاورميانه و مربوط به سومريان بوده‌است.يافته‌ها نشان مي‌دهد بين سال‌هاي2654 تا 2685 قبل از ميلاد در آبيدوس(Abydos) و نگده(Nagada) مصر، زرگري مرسوم بوده‌است.

    اين زمان به پيش از تاريخ استفاده از نقره برمي‌گردد. در اين زمان استفاده از طلا در جواهرسازي و تزئينات، بجز براي فرعونيان، خانواده آن‌ها، كاهنين و مقامات بلند پايه ممنوع بود. براساس اطلاعات محلي در مصر، طلا براي اولين بار در نيل آبي و معادن خاص گزارش شده كه به سال 2200 قبل از ميلاد برمي‌گردد.

    گنجينه‌هاي فوق‌العاده يافت شده در مقبره فرعون توتانخامون(TutanKhamun) كه در سال 1350 قبل از ميلاد مسيح دفن شده، شاهدي بر استانداردهاي بالاي زرگري در مصر است. تابوت او شامل 110 كيلوگرم طلاي ناب است كه چهره وي بر روي آن با دست كنده‌كاري و تزئين شده است(شكل1). صدها سال بعد در تمدن اينكاها(Incas)، طلا ارتباط تنگاتنگي با پرستش خدا داشت؛ چنانكه معبدي براي خورشيد، بنام كوري‌كانچا(Coricancha) در كوزكو(Cuzco) بنا نهاده شد كه پايتخت اينكاها در قرن14 شد. سقف كاه‌گلي آن داراي رشته‌هايي از طلا و روي آن سرشار از تزئينات و سرير زرين بود(O.Medenbach,H.Wilk1986).

    در يونان باستان سكه‌هاي طلا در سده‌هاي هفتم و هشتم پيش از ميلاد رايج بوده است و در ارمنستان استفاده از سكه‌هاي طلا در سده اول پيش از ميلاد شروع شد.


  • تاريخچه ي طلا در ايران
     

    طلا فلزي گرانبها است که در زبان هاي فارسي به زر، فرانسه بهOR ، انگليسي به GOLD ، آلماني به GOLD ، ايتاليايي به ORO و عربي به ذهب معروف است.زر از جمله فلزاتي است که از زمان هاي باستان مورد استفاده ي بشر قرار گرفته است.

     احتمال مي رود در ابتدا ريزه هاي براق آن در کنار رودخانه ها جلب توجه او را کرده باشد.دانشمندان عقيده دارند که تاکنون از پوسته ي زمين قريب 95000 تن طلا استخراج شده که اين مقدار از يک ميليونيم حجم موجود در پوسته ي زمين، کمتر است(ذخيره ي طلاي پوسته ي زمين را پانصد ميليونيم درصد برآورد کرده اند) تنها در آب اقيانوس ها قريب يک ميليارد تن طلا وجود دارد. البته همه ي طلاي موجود در پوسته ي زمين قابل بهره برداري نيست. در ايران گيرشمن، در کتاب ايران از آغاز تا اسلام مي نويسد:در دوره ي مادها از معادن طلاي اطراف همدان بهره برداري مي شده است.

    ويل دورانت در جلد اول کتاب مشرق زمين گاهواره ي تمدن از گفتار G.HAUART نقل مي کند:

    در کوره هايي که اين قوم (مادها) براي سکونت خود انتخاب کرده بودند مس، آهن، طلا، نقره، سنگ مرمر و سنگ هاي گرانبها به دست آوردند.از گفتار استرابون جغرافي نويس يوناني نقل شده که در ايران، طلا، نقره، مس،آهن،سرب و زرنيخ استخراج مي شده و بيشتر از ناحيه ي کرمان به دست مي آمده است.

    در دوره ي ساسانيان نمايندگان چين که بين سال هاي 455 و 531 ميلادي به دربار ايران رفت و آمد داشته اند مي نويسند:

    در تيسفون پايتخت ساساني محصولات طبيعي عبارتست از طلا، نقره، مرجان، عنبر، مرواريد و اشياء زجاجي- بلور، آهن، مس، شنگرف و جيوه بود...

    باستان شناسان عقيده دارند که در ايران طلا از هزاره ي سوم قبل از ميلاد مورد استفاده قرار گرفته و از آن اشياء زينتي درست مي کرده اند.قسمتي ازاين اشياء در حفريات باستان شناسي به دست آمده است. و در جاي ديگر مي نويسد:

    در ايران معادن طلا و نقره هم يافت مي شود که در قديم در آنها کار مي کرده اند. شاه عباس هم خواست آنها را استخراج کند اما چون خرجش بيشتر از دخلش بود از آن منصرف شد.

    شاردن، از معادن طلاي نزديک تبريز نام مي برد و مي نويسد مدت مديدي است که استخراج آن موقوف شده است چون معلوم شد که عايدات حاصله تکافوي مخارجش را نمي کند.

    در دوره ي قاجاريه و مخصوصا در زمان اميرکبير اقداماتي براي بهره برداري از معادن طلا به عمل آمد. از معدن طلاي موته واقع در نزديک لنجان ( البته نزديک دليجان صحيح است و احتمالا مولف نام شهر را اشتباها نوشته باشد) در اين دوره بهره برداري شده است.

    پس از مشروطيت، امتياز معدن طلاي آستانه (اراک) در رود ازنا، به اشخاص واگذار شد( درسال 1328 ه . ق ) ولي نتيجه اي از آن به دست نيامد. دمرگان هم در گزارش ماموريت علمي در ايران درباره ي طلا مي نويسد:

    در ايران طلا به طور طبيعي کم است، در بعضي از رودخانه هاي کردستان، خراسان و قره داغي نزديک ارس يافت مي شود ولي درباره ي بهره برداري از آنها چيزي ننوشته است.


  • تاریخچه مهندسی طلا سازی
     

    ر ادبیات هنری می‌توان به دفعات کارهای طلاسازی مشابه و مشهوری را مشاهده نمود . از این رو بی مناسبت نیست در اینجا از نمونه‌هایی که معروفیت کمتری دارند ولی در کنار کیفبت طراحی هنر دست در آنها جلوه خاصی به آنها داده‌است نیز سخن به میان آوریم . با توجه به اینکه اساس تکنیکهای طلا و جواهر سازی در طول قرنها ثابت مانده‌است . زیورآلات قدیم نیز مثالهای کاربردی برای روشهای تولید مورد بحث در اینجا را نشکیل می‌دهند. فقط جواهرات نفیس در گنجینه‌های معروف نیستند که انسان را به شگفتی وا می‌دارند بلکه گاهی کارهای هنری قدیمی موجود در کلیساهای روستایی و موزه‌های محلی نیز ارزش دیدن را دارند.

    تاریخ زیور آلات را می‌توان نا دوران ما قبل تاریخ نیز دنبال نمود . تا قبل از ۲۰۰۰۰ سال پیش هیچ محصول طبیعی کار شده به عنوان چیزی که امروزه به آن زیور آلات گفته شود مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. هر چند ممکن است جنبه‌های زیبایی و لذت بردن از زیورآلات نقش داشته‌است . اما در جدال سخت برای بقاء ودر برخورد با نیروهای طبیعت چاره‌ای جز قناعت به آنچه برایزندگی ضروری است نبود از این رو چیزی که امروزه به آن زیوزآلات گفته می‌شود متناسب با دیدگاه هر دوره دارای عملکرد منحصر به فرد نیاز زندگی بوره‌است:

    1) زنجیرهایی از جنس استخوان دیدان و چنگال حیوانات برای جادوی شکار ضروری بوده‌است.

    ۲(طلسمها به منظور حفاظت بدن از نیروهای موهوم طبیعت به کار گرفته می‌شدند و می‌بایستی ارواح خبیث را دور نمایند.

    مهارتها و تجربیات به دست آمده در تولید ابزار برای تزئین استخوان کهربا و سنگ با موضوعات حکاکی شده و حتی طراحی اشکال مجسم از این مواد مورد استفاده قرار گرفتند . همینکه انسانها در تقریبا ۶۰۰۰ سال قبل آموختند که چگونه با فلز کار کنند بهره وری کار به میزان زیادی افزایش یافت . با تقسیم کار به دامداری کشاورزی و پیشه وری امکان آن به وجود آمد که هر کس بیشتر از ح نیاز خود تولید کند .

    دیگر ضرورتی برای تولید دسته جمعی نبود . هر آنچه از فلز بود مانند ابزارها سلاحها و نیز آلات توسط یک آهنگر ساخته می‌شد . پیشرفت فزاینده روشهای فلز کاری و افزایش تنوع روشهای صنعتگری منجر به رشد تخصص صنعتگران و فلز کاران گردید و در این میان رفته رفته آهنگران و طلاسازانی به وجود آمدند که تخصص آنها ساخت زیورآلات و وسایل تزیینی از طلا نقره مس برنز و آهن بود .

    با توجه به اینکه فرایند تخصصی شدن در یک زمان طولانی در میان فرهنگها و در زمانهای گوناگون اتفاق افتاد نمی‌توان گفت از چه زمانی طلاسازی به وجود آمده‌است .

    در دوره ابتدایی آهن یعنی تقریبا ۳۰۰۰ سال قبل نیروهای تولیدی آنچنان گسترش یافتند که ایجاد یک تولید چند گانه ممکن گردید و ارزش آن را داشت که اسیران جنگی زنده بمانند و به تمدنهای باستانی در محدوده دریا مدیترانه گسترش یافتند.

    با توجه به اینکه وابستگان قشرهای فوقانی خواهان تظاهر و نمایش خارجی موقعیت اجتماعی خود بودند . لباسهای آنها زرق و برق بیشتری به خود می‌گرفت و این قشرها با زیور آلات گرانقیمت جایگاه خود را به نمایش می‌گذاشتند . به این ترتیب جواهر و زیورآلات دارای یک عملکرد مهم وجدیدی به عنوان نشانه‌ای از شان حاکم گردید ولی عملکرد جادویی آن همچنان بدون تغییر باقی ماند . وابستگان قشرهای فوقانی جامعه در سطوح مختلف مشتریان اصلی طلاسازان بودند . این قشرها با سفارشات خود موجودیت و معیشت این صنعتگران را تامین می‌نمودند و با خواسته‌های خود حتی محتوی و شکل زیورآلات و وسایل تزیینیاز فلزات گرانقیمت را تعیین می‌کردند.

    در تمدنهای کهن شرق یعنی در خاور نزدیک و مصر صنعت طلاسازی به اوج خود رسید. به غیر از انواع زیورآلات مخصوص عموم مردم شاهکارهای هنر طلاسازی با بالاترین درجه فنی و هنری به سفارش پادشاهان وقشرهای فوقانی خلق شدند . به عنوان مثال فقط از شاهکارهای با شکوه به دست آمده قبر توتانخامون (Tutanchamun) یاد می‌شود و اگر در نظر گرفته شود همه اینها برای یک حاکم نسبتا کم اهمیت که در جوانی فوت کرده‌است نهیه شده بود .

    می‌توان تقریبا حدس زد چیزهایی که برای یک حاکم مقتدر سرزمین مصر فراهم گردیده و از بین رفته چه بوده‌است. در تمدن یونان نیز هنر طلاسازی به پیشرفت خود ادامه داد. به غیر از کارهای قابل توجه سرزمین اصلی کارهای برجسته تراکر (Thrakar)و اسکیتن(Skythen) در این ارتباط نیز شایان توجه‌است.

    هر چند هنر طلاسازی رم نوآوری قابل ملاحظه‌ای را ارایه نداده‌است اما با وجود این سنتهای کسب شده از ناحیه دریای مدیترانه را حفظ نمود . در اولین قرن‌های میلادی تجزیه داخلی کشور مقتدر رم آغاز شد که منجر به تقابل بین شکل سازمان سیاسی و پیشرفت اقتصادی آن گردید تا اینکه بالاخره در قرن پنجم میلادی امپراتوری رم جای خود را به قبایل اسلاوها ژرمنها داد .

    در اقوامی که از مرحله بالای بربریت به وجود آمدند و هنوز مالکیت مشترک بر زمین و ابزار تولید را می‌شناختند در اروپای غربی گذر به شیوه تولید فئودالی پدید آمد. به جای برده‌ها وابستگان و غلامان استثمار می‌شدند. اقوام ژرمن از عهد برنز درک و تلقی مستقلی از زیورآلات را به وجود آوردند . هر چند تمام رم تاثیر نمایانی در غنای فن وهنر طراحی پدید آورد اما برداشت اولیه حفظ گردید . از عهد جابه جایی اقوام کارهای برجسته‌ای از طلاسازان ژرمن به دست آمده‌است .

    بخصوص زیورآلات دفن شده در قبرهای اشراف فرانکها و تورینگنها جلوه خاصی دارند . در این رابطه می‌توان از کارهای وایکینگها مثل جواهر مشهور Hiddensee نام برد. می‌توان تصور نمود که هم در تمدن عهد عتیق و هم در اقوام ژرمن جنبه‌های زیبایی زیورآلات کاملا مهم بوده‌است یعنی اینکه حمل کننده قصد زینت و آراستن خود را داشته‌است . ویژگی شخصیت حمل کننده در کمال آگاهی توسط زیورآلات بیان می‌شد .

    زیورآلات اغلب یک منظور کاملا عملی دیگری نیز داشته‌است زیرا به خاطر ناقص بودن هنر خیاطی بایستی لباسها با قلابهای زینتی و سگکها دوخته شوند .

     با همه اینها هنوز توضیحی برای پیچیدگیهای فنی و طراحی و رواج عمومی زیورآلات به ویژه قلابها و سگکهایی از جنس فلزات نجیب و برنز ارائه نگردیده‌است. از همه مهمتر بایستی توجه داشت که زیوزآلاتی که به شکل اژدها و حیوانات عرضه شده‌اند و نیز طلسمهای ما قبل تاریخ در تقابل با محیط وسیله حفاظتی حیاتی در برابر نیروهای موهومی طبیعت و ارواج در نظام ایدئولوژیکی هر زمان تشکیل می‌دادند. با گسترش مسیحیت در اروپا مرکزی بعد از قرن ۹ میلادی محدوده مسائل طلاسازی تغییر کرد.

     زیورآلات مربوط به بدن گناهکار معنی خود را از دست داد و بجای آن زیورآلات محراب کلیسای مسیحی و فراهم کردن وسائل مقدس ضروری برای مراسم مذهبی وارد میدان شدند. بخصوص در عصر رمانتیک دیرهای مسیحی به مراکز روحانی و فرهنگی تبدیل شدند و در آنجا نیز کارگاههای پیشه وران در جامعه فئودالی اولیه متمرکز گردیدند و به این ترتیب تا پایان قرن ۱۲ میلادی کارگاههای مربوط به دیرهای مسیحی سطح هنر طلاسازی را تعیین می‌کردند . اولین کتاب جامع آموزشی طلاسازی مربوط به سال ۱۱۲۰ میلادی به دست ما رسیده‌است .

     کشیش راهب Theophilus در کتاب خود “ Do diversis artibus “ جزئیات کاملی راجع به فنون عصر خود ارائه می‌دهد . به خاطر رشد کند نیروهای تولیدی می‌توان از این مسئله حتی به نتایجی در باره قرنهای قبل و بعد از آن نیز دست یافت .

    قرن ۱۲ میلادی عصر گذر فئودالیسم بدوی به فئودالیسم است . شهرکها و مناطقی مسکونی در مسیرهای مناسب تجاری تبدیل به شهرهای بزرگ شدند و در آنجا پیشه وران به طور فزاینده‌ای متمرکز گردیدند . اصناف طلاساز نیز در این شهرها شکل گرفتند کارگاههای مربوط به دیرهای مسیحی اهمیت خود را از دست دادند . در کنار کارهای مقدس اشیاء تزیینی و زیورآلات نیز به سفارش فئودالها و شهروندان تازه به دوران رسیده ساخته می‌شدند)


  • تجهيزات اكتشافي طلا
    - دستگاه هاي مورد استفاده در امر اکتشاف‌طلا از رسوبات آبرفتي 


    روش هاي مختلفي با استفاده از دستگاه هاي متفاوت به منظور پي جويي، اکتشاف و استخراج فلز طلا از رسوبات طلا وجود دارد که گذشته از لاوک طلاشويي که شرح مفصل آن در پيش آمده است متداول ترين آنها عبارتند از:

    - دستگاه يابنده ي طلا(Goldspear)

    دستگاه يابنده، وسيله اي است که فقط براي کشف طلا طراحي شده است. اين دستگاه شبيه هيچکدام از يابنده هاي ديگر نبوده و داراي اساس کاري متفاوت از ديگر دستگاه ها مي باشد.

    اين دستگاه در نواحي مختلف از جمله جبال کاليفرنيا، بيابان هاي آمريکاي جنوبي، صحاري استراليا، رودخانه هاي آلاسکا، سواحل و خاک هاي جنگل هاي اسکانديناوي، به کار گرفته شده و دقت عمل خوبي از خود نشان داده است.

    - جعبه ي شن شويي(sluice box)

    با استفاده از يک جعبه ي شن شويي در مقايسه با لاوک طلاشويي، مقدار مواد بيشتري را با سرعت زيادتر، مي توان شستشو کرد. در رابطه با استفاده از جعبه شويي اين مسئله قابل اهميت است که براي رضايت بخش بودن نتيجه، به جرياناب فراواني نياز مي‌باشد. بدين منظور آب جويبارهاي کوچک اغلب کافي نبوده و در بسياري از رودخانه ها و رودها سرعت آب براي چنين کاري بسيار پايين است، بنابراين کافي بودن مقدار آب و سرعت آن از نکات قابل توجه است.

    به هنگام مستقر کردن جعبه، آن را به وسيله ي تعدادي از سنگ هاي بزرگ محکم کرده و با قرار دادن سنگ در زير پايه هاي آن، شيب آن را تنظيم مي کنيم. در يک تنظيم صحيح در شيب در جعبه، مگنتيت black sand و طلا در پشت 4-3 ريفل (riffle ) جلويي قرار مي گيرند و ماسه ها معمولاً در پشت ريفل هاي عقبي قرار مي‌گيرند.

    در صورت قوي بودن بيش از حد جريان موجود در جعبه، همه چيز شسته شده و خارج مي شود و در صورت ضعيف بودن بيش از حد جريان، فضاي موجود در پشت ريفل ها توسط ماسه ها پر شده و در نتيجه ي آن نمي‌تواند يک عملکرد طولاني به عنوان تله براي طلا از خود نشان دهند.

    استفاده از جعبه شن شويي در اکتشاف متحمل زيان هايي نيز است استفاده از آن پردردسر بوده و دانه هاي ريز طلا به راحتي از آن خارج مي شوند، با اين حال مي توان از جعبه ي شن شويي در کارهاي اکتشافي طلا استفاده کرد ولي کاربرد آن در در هنگام توليد و استخراج سود بخش‌تر است.


  • تجهیزات و ابزار صنعت طلا و جواهر درد نیای امروز
     

    تکنیک‌‌های برش قالب پلاستیک

    ریخته‌گری موم گمشده یاLost Wax روش ساده، سریع و دقیق در زمینه تولید انبوه قطعات محسوب می‌شود. باوجود آنکه داشتن یک مدل اصلی و باکیفیت، امری اساسی به‌شمار می‌آید، لازمست که نسبت به انواع تکنیک‌های برش پلاستیک در مرحله آماده‌سازی به‌طور کامل مسلط باشیم.

    عناوین ذیل برگرفته از مطالب "دکتر هوبرت" رییس انستیتو تکنولوژی جواهرات در ویچنزای ایتالیا است که در آن برخی شیوه‌های برش قالب مورد بحث قرار می‌گیرد.

    اهداف اولیه برش قالب عبارتند از:

    ۱) الگوهای مومیWax، از داخل قالب‌ها به‌راحتی و بدون هیچگونه تغییر شکلی خارج شوند. برای انجام این‌کار می‌توان از پلاستیک‌های سفت و مقاومSilicon Rubber استفاده کرد که نیازی به اسپری یا پودر ندارد، اما شیوه برش الگو نیز بسیار حائز اهمیت است.

    ۲)خطوط تفکیک الگو قابل رویت نباشد. برای دستیابی به این شرایط، الگو باید بدون استفاده از پودر جداکننده برش داده شود.

    ۳)به‌دقت موم را به‌کار ببرید و عمل پرسازی را کامل کنید. نتایج حاصله به انواع مختلف سیستم‌های رهاسازی هوا در قالب و نوع موم بستگی دارد.

    ۴( سطحی کامل و بی‌نقص. این شرایط به‌نوع پلاستیک مربوط می‌شود. پلاستیک‌های سیلیکون سفت و مقاوم بهترین راه‌حل است. اما نوع موم همانند سیستم تزریق نقش مهمی در دستیابی به‌هدف ایفاء می‌کند.

    جداسازی توسط پودر

    این سیستم به‌مهارت دستی زیادی احتیاج ندارد. آماده‌سازی لاستیک زمان بسیاری می‌خواهد اما نتیجه آن، قالب‌هایی است که به‌راحتی باز می‌شوند. محصول کار ما همواره بی‌نقص نیست و خط انفصال ممکن است قابل رویت باشد. شیوه فوق برای اشیاء پیچیده مناسب نیست اما لاستیک‌های سیلیکونی و طبیعی باکیفیت می‌توانند خواسته شما را برآورده کنند. پودر تالکوم، وازلین، روغن سیلیکون یا مواد دیگر را می‌توانند برای جداسازی به‌کاربرد.

    برش قالب

    رایج‌ترین سیستم جداسازی که برای هرنوع لاستیک و مدل ساده یا پیچیده مناسب است، برش قالب است که می‌تواند خط انفصال بسیار دقیقی را در امتداد لبه‌ها یا هر نوع خطی ایجاد کند. بررسی دقیق برش که موجب شکل‌گیری خطی بر روی مدل اصلی می‌شود، با علامتی قبل از قرار دادن آن در قالب پلاستیکی مشخص می‌شود.

    جداسازی پودر و برش

    در مواقع مختلف، چنین سیستمی راحت‌ترین راه‌حل محسوب می‌شود و دستیابی به بهترین نتایج را تضمین می‌کند.

    قالب‌بندی دو مرحله‌ای

    این شیوه چندان کاربرد ندارد اما می‌تواند جایگزین روش انفصال و تفکیک از طریق پارگی یا حتی برش شود. این اقدام بسیار وقت‌گیر و پرزحمت است، به‌همین منظور برای اشکال پیچیده و یا نمونه‌هایی که به‌سختی از قالب درمی‌آیند توصیه نمی‌شود.


  • تحلیل بازار طلا و سرمایه گذاری بر روی طلا
     
    سرمایه گذاری طلا

    طلا معمول ترین فلز گرانبها برای سرمایه گذاری است. سرمایه داران، طلا را به عنوان بهترین گزینه در شرایط بحران اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا سایر بحران های مالی خریداری می کنند. این بحران ها می تواند شامل رکود بازار بورس، کاهش نقدینگی، تورم، جنگ و ناآرامی های اجتماعی باشد. همچنین سرمایه گذاران طلا را هنگام رونق بازار سهام خریداری می کنند تا به سود مالی دست یابند.


    ارزش طلا

    در طول تاریخ، طلا را اغلب به عنوان پول استفاده می کردند و به جای تعیین قیمت طلا، سایر قیمت ها بر پایه آن تعیین می گردید. بعد از جنگ جهانی دوم و در پی کنفرانس برتون وودز (Bretton Woods) در سال 1946، استاندارد طلا با تثبیت قیمت آن در 35 دلار بر هر اونس تعیین شد. این سیستم تا سال 1971 برقرار بود تا آنکه ایالات متحده، تبدیل مستقیم دلار آمریکا به طلا را متوقف کرد. از سال 1968 معیار معمول برای تعیین قیمت طلا، کنفرانس های تلفنی است که روزی دو بار با حضور نمایندگان پنج بنگاه معامله کننده شمش انجام می شود و به آن «معیار طلای لندن» (London Gold Fixing) می گویند. علاوه بر این، شاخص روزانه دیگری نیز وجود دارد که به آن «بهای لحظه ای» (Spot Price) گفته می شود که عبارت است از قیمت هر لحظه این فلز با توجه به بهای آن در بورس های سراسر دنیا. جدول زیر قیمت طلا را نسبت به کالاها و سایر شاخص ها نشان می دهد.


    در مارس سال 2008 طلا به بالاترین قیمت اسمی خود، یعنی 80/1002 دلار دست یافت. اما در واقع هنوز با رکورد 850 دلاری سال 1980 فاصله دارد. سپس به پایین تر از 50/709 دلار در ماه نوامبر رسید و دوباره سیری صعودی به خود گرفت و بار دیگر در سپتامبر سال جاری موقتا از مرز 1000 دلار فراتر رفت. 

    عوامل موثر بر قیمت طلا

    بهای این فلز گرانبها، همانند سایر کالاها و سرمایه گذاری ها، برپایه عرضه و تقاضا تعیین می شود. اما برخلاف دیگر اقلام قابل سرمایه گذاری، ذخیره و یا در معرض فروش قرار دادن آن در بازار نقش مهمی در تعیین قیمت بازی می کند، زیرا تقریبا تمام حجم طلایی که تا به امروز استخراج شده است، قابلیت آن را دارد که با قیمتی مناسب به بازار عرضه شود. در اواخر سال 2006 کل طلای استخراج شده تا آن زمان 158 هزار تن تخمین زده شد. این میزان طلا حجمی برابر با یک مکعب به ابعاد 2/20 متر را اشغال می کند. با این میزان زیاد طلای ذخیره شده در مقایسه با تولید سالانه، قیمت طلا بیشتر تحت تاثیر شرایط است تا میزان تولید. طبق گزارش شورای جهانی طلا (World Gold Council)، تولید طلای معدنی در چند سال اخیر نزدیک به سالانه 2500 تن است که حدود 2000 تن آن در صنعت جواهرسازی و تولید محصولات صنعتی و دندانپزشکی به مصرف می رسد و 500 تن دیگر به بخش سرمایه گذاری های کوچک و معاملات بورس طلا (ETF) وارد می شود. تقاضای سالانه برای طلا 1000 تن بیشتر از تولید معدنی آن است که از فروش بانک های مرکزی و سایر منابع تامین می شود.

    بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول نقش مهمی در تعیین قیمت طلا بازی می کنند. در اواخر سال 2004، بانک مرکزی و سازمان های رسمی 19 درصد از تمام طلای موجود در روی زمین را به عنوان ذخایر رسمی طلا معرفی کردند. براساس تفاهمنامه طلای واشنگتن یا WAG (Washington Agreement on Gold) که در سپتامبر 1999 به اجرا درآمد، فروش طلا توسط اعضای این تفاهمنامه، از جمله اروپا، ایالات متحده، ژاپن، استرالیا، بانک پرداخت های بین المللی (BIS) و صندوق بین المللی پول را به کمتر 400 تن در سال محدود شده است. در این مدت بانک های مرکزی اروپا، مانند بانک انگلستان و بانک ملی سوییس، از فروشندگان اصلی طلا بوده اند. اگرچه معمول نیست که بانک های مرکزی خرید طلا را از قبل اعلام کنند، اما برخی کشورها همانند موردی که در اواخر سال 2005 برای روسیه اتفاق افتاد، علاقمندی خود را به افزایش هرچه بیشتر ذخایر طلا نشان داده اند. در اوایل سال 2006، چین که تنها 3/1 درصد از ذخایر خود را به صورت طلا نگهداری می کرد، اعلام داشت در جستجوی راه هایی است تا بتواند درآمدهای این کشور را به ذخایر رسمی تبدیل کند. بازارهای بورس امیدوارند این امر به معنی آن باشد که چین می خواهد ذخایر خود را مانند دیگر بانک های مرکزی بر پایه طلا قرار دهد.

    ورشکستگی بانک ها: در زمانی که می شد دلار را کاملا به طلا تبدیل کرد، هر دو حکم پول را داشتتند. اما اکثر مردم ترجیح می دادند به جای سکه های سنگین طلا، پول کاغذی بانکی با خود حمل کنند. اگر مردم احتمال می دادند ممکن است بانکشان ورشکسته شود، یکباره سپرده های خود را از بانک خارج می کردند. این اتفاقی بود که طی بحران جهانی و سقوط اقتصاد ایالات متحده در سال 1930 رخ داد. در آن زمان روزولت، رییس جمهوری ایالات متحده وضعیت فوق العاده اعلام کرد و مالکیت طلا توسط شهروندان آمریکایی را غیر قانونی خواند.

    نرخ بهره کم یا منفی: اگر اوراق بهادار، سرمایه و مستغلات به میزان کافی سود نداشته باشد، آنگاه تقاضا برای طلا و سایر انواع سرمایه گذاری افزایش می یابد. مثالی از این شرایط، دوره تورم همراه با رکود است که در سال 1970 رخ داد و منجر به تشکیل حباب اقتصادی در بازار فلزات گرانبها شد.

    جنگ، تعرض، غارت، بحران: هنگام بروز بحران های ملی، مردم می ترسند که سهامشان توقیف شود و یا آنکه که پول رایج ارزش خود را از دست بدهد. در این حالت، طلا را محصولی می بینند که می تواند همواره تامین کننده مخارجشان باشد. بنابراین وقتی یک عدم قطعیت بزرگ، مثلا جنگ بروز می کند، تقاضا برای طلا افزایش می یابد.

    سرمایه گذاری های طلایی

    سرمایه گذاران طلا را به دو دلیل عمده خریداری می کنند؛ یکی کسب درآمد در هنگام افزایش قیمت آن و دوم ذخیره آن به منظور هجینگ در شرایط بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا مالی. سرمایه گذاری طلا به صورت مستقیم، یعنی مالکیت سکه یا شمش و به صورت غیرمستقیم، یعنی ETF، سندها، حساب، سهام و ... امکانپذیر است. لذا با توجه به جذابیت های موجود و تنوع روش های سرمایه گذاری، بررسی های مقتضی و استراتژی های لازم برای این مهم همواره مورد توجه سرمایه گذاران است. 

    تحلیل پایه 

    سرمایه گذاران با استفاده از تحلیل پایه، وضعیت اقتصاد کلان را بررسی می کنند که شامل شاخص های بین المللی اقتصاد، مانند نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)، تورم، نرخ بهره، بهره وری و بهای انرژی است. همچنین نسبت سالانه عرضه به تقاضای طلا را نیز بررسی می کنند. در انتهای سال 2005، شورای جهانی طلا تولید این فلز را در سراسر جهان 3859 و تقاضای جهانی آن را 3754 تن برآورد کرد. بر این اساس در سال 2005 مازاد عرضه ای بالغ بر 105 تن وجود داشت. در حالی که انتظار نمی رود تولید طلا در آینده ای نزدیک تغییر کند، نسبت عرضه و تقاضا به دلیل مالکیت خصوصی به سرعت قابل تغییر خواهد بود.

    نقش شمش های طلا اغلب با سهام مقایسه می شود. این دو نوع سرمایه اساسا متفاوت هستند. برخی معتقدند طلا، ذخیره ارزش (بدون رشد) می باشد، در حالی که سهام را بازگشت ارزش می دانند یعنی رشدی که از افزایش واقعی قیمت آن به علاوه سود به دست می آید. در شرایط پایدار سیاسی، سهام و اوراق بهادار بهترین گزینه سرمایه گذاری هستند. از سال 1800، ارزش سهام در مقایسه با طلا ارزش بیشتری کسب کرده که دلیل آن پایداری سیاسی آمریکا بوده است. این افزایش ارزش، به صورت دوره ای تغییر می کند، گاهی ارزش طلا بیشتر می شود و گاهی ارزش سهام. شاخص داو جونز در سال 1980 (پایان بازار بی رونق 1970)، با ثبت نسبت یک به یک به پایین ترین حد خود رسید و در دهه های 1980 و 1990 دوباره به همان نقطه های اوج قبل بازگشت. پیک سال 1980 با حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و تهدید جهانی گسترش کمونیسم همزمان بود. این نسبت در ژانویه سال 2000 به اوج خود رسید و بعد از آن سقوط سریعی را در پیش گرفت.

    در نوامبر سال 2005، ریک موناریز (Rick Munarriz) این سوال را مطرح کرد که یک سهم از سهام شرکت گوگل (google) سرمایه بهتری است یا یک اونس طلا! مقایسه خاص میان این دو نوع سرمایه بسیار متفاوت، ذهن بسیاری را درگیر کرد و این مساله بسیار بحث برانگیز شد. در آن زمان قیمت یک سهم گوگل و یک اونس طلا نزدیک به 700 دلار بود. در چهارم ژانویه سال 2008، قیمت یک اونس طلا به اندازه 77/30 درصد از قیمت هر سهم گوگل پیش افتاد. چون در آن تاریخ و در بازار بورس ایالات متحده، قیمت هر اونس طلا به 19/859 دلار و قیمت هر سهم گوگل به 657 دلار رسید. در 24 ژانویه سال 2008، قیمت هر اونس طلا برای اولین بار به 900 دلار و به دنبال آن در مارس همان سال، در پی آغاز بحران اقتصادی ایالات متحده، به 1000 دلار رسید. در پایان این سال هر سهم گوگل برابر با 65/307 دلار و هر اونس طلا برابر با 866 دلار بود.

    اگر فقط به سرمایه گذاری طلا دل خوش کنیم، به دلیل حساس بودن آن، ریسک را پذیرفته ایم. اما به خاطر ارزشی که این فلز دارد، باید ریسک آن را هجینگ کرد و از آنجا که این کار هزینه اضافی بر سرمایه گذار تحمیل می کند، برخی تمایل دارند سرمایه ای مشترک را برگزینند. 

    تحلیل تکنیکی

    سرمایه گذاران طلا مانند سهامداران، ممکن است که تصمیم گیری هایشان را منوط به تحلیل هایی نمایند که مطالعه دیاگرام، میانگین متحرک، تبادلات بازار و سیکل اقتصادی به منظور پیش بینی قیمت آینده را شامل می شود.

    استفاده از اهرم 

    سرمایه گذاران سرسخت موقعیت خود را با قرض گرفتن پول در مقابل دارایی های طلایشان تقویت و به نوعی اهرم می کنند و با سرمایه قرضی به خریداری مقدار بیشتری طلا اقدام می ورزند. این روش Carry Trade نامیده می شود. اهرم کردن جزو لاینفک خرید طلا و سهام شرکت های تولید کننده آن است. اهرم و Carry Trade می تواند درآمد سهام و ریسک های مربوطه را نیز افزایش دهد.

    پیش فروش و پیش خرید

    از آوریل سال 2001 تاکنون، قیمت طلا بر حسب دلار آمریکا بیش از سه برابر افزایش یافته است. گزارش شورای جهانی طلا در فوریه 2009 نشان داد که تقاضای طلا در نیمه دوم سال 2008 به سرعت افزایش یافته است. تقاضای طلا برای سرمایه گذاری که شامل ETF، شمش و سکه است در سال 2008 به میزان 64 درصد بیشتر از سال پیش از آن بود. 


    در قرن اخیر بیشتر بحران های اقتصادی (مانند افول بزرگ، جنگ دوم جهانی، اولین و دومین بحران نفت) نسبت شاخص داو جونز به طلا را کاهش داد. این نسبت در فوریه سال 2009 به زیر 8 رسید. در شرایط بحران، سرمایه گذاران سعی می کنند با تبدیل دارایی هایشان به فلزات گرانبهایی چون مس و طلا، آنها را از خطر زوال به دور دارند.
     
  • تشخیص طلای خالص
    جهت پیش آزمایش ابتدا یک نمونه از فلز را بدون افزودن ماده سیال کننده ذوب می کنند . در این حال بایستی یک رنگ زیتونی روشن به دست آید و نیز بعد از سرد شدن فاقد لکه باشد . یک روکش قهوه ای حاکی از وجود ناخالصیها میباشد. در صورت موفقیت آمیز بودن آزمایش تست لوله آزمایش به کار برده می شود :

    - حدود ۱گرم از نمونه ماده که به صورت نازک نورد شده است در حدودا ۶ ml تیزاب سلطانی حل می گردد. برای تجزیه کردن اسید نیتریک اضافی آن را می جوشانیم . در اینحال نبایستی دانه های سفید متمایل به زرد و برفی شکل کلرید نقره پدیدار گردند. ۲- محلول را بایستی با۲۰ ml تا ۳۰ ml آب مقطر رقیق نمود . ۳- ۵ کلرهیدرات هیدرازین افزوده و محلول را هم می زنند . هر چه طلا است به صورت لجن قهوه ای رنگ در ته ظرف رسوب می کند تا اینکه محلول بالای آن مثل آب زلال در آید . ۴- از مایع زلال قدری برداشته و با آمونیاک ( جوهر نشادر ) مخلوط می کنند . رنگ آبی به معنی وجود مس است . تشکیل گلوله های برفی شکل می تواند به مفهوم وجود سرب ویسموت آهن و آلومینیم و غیره باشد . ۵- اگر محلول مورد آزمایش تا اینجا آزمایش را با موفقیت پشت سر گذراند به آن چند قطره محلول سولفید آمونیم می افزایند . اگر باز هم رسوبی تشکیل نگردید می توان تقریبا با اطمینان گفت که فلز مورد نظر طلای خالص است .
  • تعيين ذخيره و زون اكسيده در معادن طلا
    - تعيين زون اکسيده


       در معادني که نوع سنگ معدن سولفيد مي‌باشد معمولاً در قسمت سطحي اين معادن، سنگ هاي سولفوره به علت قرار گرفتن در هواي آزاد و ريزش آب‌هاي سطحي، هوازده و اکسيد مي‌شوند، امروزه چون نحوه‌ي برخورد روش هاي استحصال طلا در سنگ هاي سولفوره با روش هاي استحصال طلا از سنگ هاي اکسيده متفاوت است( البته در صورتي که ضخامت زون اکسيده به ميزان قابل ملاحظه اي باشد ) لذا تعيين زون اکسيده و مشخص کردن محدوده‌ي اين زون از سنگ‌هاي سولفيدي و نهايتاً تعيين ذخيره ي هر يک از دو قسمت اکسيده و سولفوره لازم الاجرا مي‌باشد.

     ( سنگ‌هاي اکسيده به روش healing leaching و سپس CIP و سنگ‌هاي سولفيدي به روش فلوتاسيون و سپسسيانوراسيون )، اين عمل در حين انجام عمليات اکتشافي عملي مي‌باشد از نظر سطحي برداشت نمونه‌هاي سنگي مي‌تواند اکسيده بودن آنها را نشان دهد، از نظر عمقي حفر ترانشه‌ها، چاهک‌ها، تونل‌هاي اکتشافي ( مخصوصاً دويل‌ها ) و گمانه‌هاي اکتشافي مغزه گيري و بررسي نمونه هاي مربوط به هر يک از اين حفريات مي تواند سنگ هاي اکسيده را از سولفيد جدا کرده و در نتيجه ي حد زون اکسيده چه از نظر گسترش سطحي و چه از نظر عمقي مشخص مي‌شود، با داشتن محدوده ي گسترش اين زون در جهات مختلف، ذخيره ي بخش اکسيده را نيز مي توان جداگانه محاسبه کرد.

    - تعيين ذخيره ي معدن

       با در دست داشتن محدوده ي کانسار در جهات مختلف و در دست بودن اندازه ي ابعاد سه گانه ي توده يا رگه ي ماده ي معدني حجم آن محاسبه و با توجه به معين شدن جرم حجمي سنگ معدن، مقدار ذخيره محاسبه مي شود ( البته در مورد محاسبه ي حجم روش هاي متفاوتي وجود دارد که بسته به نوع معدن مورد استفاده قرار مي گيرند) در مورد تعيين ذخيره ي هر معدن سه نوع ذخيره به شرح زير معين مي شود:

    الف) ذخيره ي قطعي(proved) 

       اين نوع ذخيره در مواردي است که کانسار با عمليات زيرزميني و حفاري کاملا احاطه شده و از قسمت هاي مختلف نمونه گيري کامل انجام شده باشد، به طوري که تناژ و عيار متوسط واقعي در دست باشد ( ماده ي معدني از چهار طرف مورد مطالعه قرار گرفته است)

    ب)ذخيره ي احتمالي(probable) 

       اين نوع ذخيره در مواردي که همه ي قسمت هاي کانسار مورد مطالعه ي کامل به وسيله ي عمليات زيرزميني و حفاري قرار نگرفته و قسمتي از آن از نظر ابعاد مشخص نبوده و نمونه گيري هم به صورت کامل و به اندازه ي کافي نباشد، ولي اطلاعات زمين شناسي به اندازه اي باشد که بتوان به طور مدل عيار و تناژ آن را پيش بيني کرد، محاسبه مي شود. تعريف ديگري نيز براي ذخاير احتمالي وجود دارد طبق اين تعريف، ذخاير احتمالي، ذخايري اند که از سه طرف مورد مطالعه و نمونه برداري قرار مي‌گيرند.

    ج) ذخيره ي ممکن(possible)

    اين نوع ذخيره موقعي اعلام مي شود که اطلاعات ما بر اساس تعداد کمي از نمونه ها پايه گذاري شده و مشاهدات زمين شناسي نيز به اندازه ي کافي نباشد در اين حالت در بعضي مواقع مقدار ذخيره بدون رقم عيار اعلام مي‌شود. ( در اين نوع ذخيره ماده ي معدني از دو طرف مورد مطالعه قرار گرفته است ). ( تقسيم بندي ذخائر به شرح فوق به وسيله ي مهندسين ارزياب به کار برده مي شود اما توسط زمين شناسان و سازمان هاي زمين شناسي تقسيم بندي هاي ديگري نيز وجود دارد، حتي بين کشورهاي بلوک غرب و بلوک شرق هم تفاوت هاي کوچکي در تقسيم بندي انواع ذخاير به چشم مي خورد(تعيين ذخيره ي دقيق هر معدن مورد اکتشاف، نتيجه ي اصلي و نهايي اکتشافات محسوب مي شود که بايستي بسيار بااهميت تلقي شود، زيرا تمامي برنامه ريزي هاي فني و اقتصادي بعدي بر اساس اعلام ذخيره ي يک معدن پايه ريزي مي‌شود..


  • تکنیک ها / ریخته گری
    ریخته‌گری فن شکل دادن فلزات و آلیاژها از طریق ذوب، ریختن مذاب در محفظه‌ای به نام قالب و آنگاه سرد کردن و انجماد آن مطابق شکل محفظه قالب می‌باشد. این روش قدیمی‌ترین فرآیند شناخته شده برای بدست آوردن شکل مطلوب فلزات است. اولین کوره‌های ریخته‌گری از خاک رس ساخته می‌شدند و لایه‌هایی از مس و چوب به تناوب در آن چیده می‌شد.

    ریخته گری در حوزه های متفاوت علم، هنر و فن آوری مطرح است. به هر میزان که ریخته‌گری از حیث علمی پیشرفت می‌کند، ولی در عمل هنوز تجربه، سلیقه و هنر قالب ساز و ریخته‌گر است که تضمین کننده تهیه قطعه‌ای سالم و بدون عیب است. این فن از اساسی‌ترین روشهای تولید می‌باشد. به دلیل اینکه بیشتر از ۵۰ درصد از قطعات انواع ماشین آلات به این طریق تهیه می‌شوند. فلزاتی که خاصیت پلاستیک کمی دارند با قطعاتی که دارای اشکال پیچیده هستند، به روش ریخته‌گری شکل داده می‌شوند.

    از دیدگاه نوع قالب روش‌های ریخته‌گری به دو دسته تقسیم می‌شوند: ریخته‌گری

    در قالبهای تکبار (Expendable Molds)

    در قالبهای دایمی (Permanent Molds).

    اما ریخته گری با توجه به تکنولوژی و مجموعه تجهیزاتی که در قالب گیری دخیل هستند شامل موارد زیر می شود: ریخته گری در قالب ماسه ای، ریخته گری به روش ریژه (قالب‌های فلزی)، ریخته گری در قالب فلزی و با فشار کم، ریخته گری در قالب فلزی و با فشار بالا، دیزاماتیک، ریخته گری دقیق، ریخته گری در قالب‌های کوبشی و غیره. هر یک از موارد فوق دارای کاربردی است، که با توجه به میزان تولید قطعه، کیفیت مورد نظر آن، ابعاد و جنس قالب، از هر یک از این روشها استفاده می شود.

     

    ریخته‌گری در قالبهای تک بار(Expendable)

    در این دسته روش‌های از قالب‌های موقت استفاده می‌شود. این قالبها پس از یک بار ذوب ریزی از بین می روند تا قطعه را بتوان از قالب جدا کرد.

    پرکاربردترین نوع این قالبها، قالبهای ماسه ای است که به تبع به این نوع ریخته گری، ریخته گری در قالب ماسه ای Sand casting)، گفته می شود.

    ماسه ها انواع گوناگونی دارند، مانند ماسه های سیلیسی، شامورتی، ماسه Co2 و غیره.

     

    ریخته‌گری در قالبهای دایمی (Permanent)

    این نوع ریخته گری در قالبهای فلزی انجام می گیرد. منظور از ریخته گری غیر انبساطی ریخته گری در قالبی است که قابلیت انبساط ندارد. این قالب‌ها را قالب‌های دایمی (Permanent Mold) نیز می نامند. از ویژگیهای این قالب‌ها می توان به بازگرداندن فشار مذاب به خود آن اشاره کرد، که این امر باعث کاهش درصد انقباض و عیوب ناشی از آن می شود. همچنین در قالبهای فلزی به دلیل بالا بودن سرعت انتقال حرارت نسبت به قالب‌های ماسه ای ساختارهای ریخته گری ریز تر و خواص مکانیکی اغلب بالاتر است.

    از روشهای ویژه و پر کاربرد این نوع ریخته گری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    1. ریخته گری با فشار کم(Low Pressure Die Casting) : ریخته گری با فشار کم مذاب در قالب فلزی. در این روش مذاب بدون تلاطم و از پایین وارد فضای قالب می شود. این روش یکی از پر کاربردترین روشها در تولید قطعات آلومینیومی با خواص مکانیکی بالا است.
    2. ریخته گری با فشار بالا(High Pressure Die Casting): ریخته گری با فشار بالای مذاب در قالب فلزی. در این روش مذاب با فشار بالا وارد محفظه قالب می شود. در اینجا خواص مکانیکی اهمیت کمتری دارد ولی تعداد تولید بالا بسیار مهم است.

     

    عیوب ریخته گری

    با توجه به دو فرآیند اصلی در ریخته گری شامل جریان سیال و انجماد، عیوب ریخته گری در آن شامل موارد زیر می شوند:

    1. عیوب ناشی از جریان سیال:  نیامد، جوش سرد، حبس هوا، ورود آخال و سرباره
    2. عیوب ناشی از انجماد:  حفرات درشت، حفرات ریز، حفرات گازی، تنش باقیمانده، ترک گرم و ترک سرد

     

    دیگر روشهای ریخته گری

    شامل روش‌های زیر:

    • ریخته گری در ماسه تر(Green sand casting): ریخته گری در قالب ماسه ای خشک نشده.
    • ریخته گری در ماسه خشک(Dry sand casting): ریخته گری در قالب ماسه ای خشک شده. در این روش، قالب ماسه ای در گرمخانه ای بادمای حدود 300 درجهٔ سانتیگراد به مدت مناسبی قرار داده شده و خشک می گردد.
    • ریخته گری در قالب رو خشک (Skin-dried mould casting) : ریخته گری در آن دسته از قالب‌های ماسه ای که سطوح آن ها -اغلب با یک مشعل-  تا عمق معینی خشک شده است.
    • ریخته گری روباز در ماسه (Open sand casting) : ریخته گری در قالب‌های ماسه ای بدون لنگهٔ رویی. از این روش در تولید قطعات نا دقیقی که یک سطح تخت دارند استفاده می شود.
    • ریخته گری در حالت نیمه جامد (Semi solid casting)
    • ریخته گری در حالت خمیری.
    • ریخته گری در گچ
    • ریخته گری در قالب گچی (Plaster mould casting) : روش ریخته گری با استفاده از قالب‌ های ساخته شده از گچ فرنگی و افزودنی‌های دیگر. در تولید قطعاتی با دقت ابعادی بالا، از آلیاژهای غیر آهنی، به کار می رود.

     


  • تکنیک ها / قلم زنی
    قلم‌زنی عبارت است از تزیین و کندن نقوش بر روی اشیای فلزی به ویژه مس، طلا، نقره، برنج و یا به عبارت دیگر ایجاد خطوط و نقوش به وسیله قلم با ضربه چکش و بر روی اجسام فلزی. قلم‌زنی یکی از رشته‌های هنرهای سنتی ایران است که در دسته بندی، در رده هنرهای صناعی و در گروه فلزکاری قرار دارد.

    امروزه برای قلم‌زنی نخست داخل یا زیر ظرف یا سینی مورد نظر را که معمولاً از جنس نقره یا طلا است از محلول قیر و گچ پر می‌کنند تا سروصدای قلم کمتر به گوش برسد و همچنین مانع از سوراخ شدن ظرف در حین کار شود. سپس نقش مورد نظر را روی ظرف رسم کرده و قلم مناسب را انتخاب کرده و روی سطح ظرف قرار می‌دهند و با چکش بر انتهای قلم می‌کوبند تا شیارها و نقش‌ها با تغییر شدت ضربه روی ظرف ایجاد شوند.

    قلم‌های این هنر متنوع هستند و نام‌های خاص خود را دارند مانند قلم سایه و قلم نیم‌بر. پس از ایجاد نقش‌ها، قیر را جدا می‌کنند و روی شیارها گرده زغال می‌ریزند و روی ظرف را با روغن جلای سیاه می‌پوشانند. به این ترتیب نقش‌های قلم‌زده شده به شکل خط‌هایی تیره و مشخص دیده می‌شود.

    نمونه‌ای از هنر قلم زنی استان مرکزی که یک بادیاب (بادیه، جام بزرگ پایه‌دار) مسی بود در ورودی سازمان مالکیت‌های معنوی WIPO در سوئیس قرار دارد.

     

    پیشینه هنر قلم‌زنی در ایران

    پیشینه قلم‌زنی به زمان سکاها یا سیت‌ها نسبت داده می‌شود که نژاد آریایی داشتند.

     

    دوره پیش از تاریخ

    پیشینه این هنر در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی که بیانگر نخستین مکان یا نخستین شیء باشد که بر روی آن قلم‌زنی، چکش‌کاری و یا حکاکی شده‌است، اطلاع دقیقی در دست نیست.

    کاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیک به چند هزار سال پیش از میلاد می‌رسد.

    در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلزکاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال و شمال غرب و حاشیه جنوبی دریای مازندران شکوفایی داشته‌است. از آثار مهم به دست آمده در این دوره جام طلای حسنلو است که در ۱۳۳۶ کشف شد و دارای نقوش برجسته چون خدایان سوار بر گردونه یا ارابه‌است.

    در هزاره اول پیش از میلاد فلزکاری و قلم‌زنی در ایران از رونق و اعتبار ویژه‌ای برخوردار بوده‌است و آثار با ارزشی از آن دوران بر جای مانده که از جمله آن‌ها جام‌های طلای مارلیک است. 'متن مورب' مردم درباره هي ساساني ها قبل از اسلام كارهاي بسيار زيبايي انجام ميدادند.

     

    هنر قلم‌زنی در دوره مادها

    آثار قلم‌زنی اندکی از دوره مادها که در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی کار آمدند به یادگار مانده‌است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاکی از آن است که از نفوذ سکاها به تدریج کاسته شده و سبک مادها در این زمان جای آن را گرفته‌است.

     

    هنر قلم‌زنی در دورهٔ هخامنشی

    با روی کار آمدن پارس‌ها و تشکیل حکومت هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ق.م) هنر قلم‌زنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد و بر روزگار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخامنشی اوج هنر فلزکاری در زمینه‌های ریخته‌گری، چکش‌کاری، ترصیع و... است.  به دلیل حمله اسکندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد و یا به دستور اسکندر گداخته و به سکه تبدیل شد.

    از جمله اشیای شناخته شده در دوره هخامنشی دو لوح سیمین به وزن ۴ کیلوگرم و زرّین به وزن ۵ کیلوگرم است که در موزه ملّی ایران نگهداری می‌شود.

     

    هنر قلم‌زنی در دوره سلوکی

    در دوره سلوکی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال کارگاه‌های هنری به این شهرها، هنر قلم‌زنی با تأثیرپذیری از هنر هلنی (هنر یونانی) ادامه یافت.

     

    هنر قلم‌زنی در دوره اشکانی

    با روی کار آمدن پارت‌ها در سال ۲۵۰ ق.م تا ۲۲۴ میلادی هنر قلم‌زنی با همان شیوه هخامنشی با اندک تغییر به عمر خود ادامه داد.

    ساخت پیکره‌ها از جنس زر و نقره و مفرغ به شیوه ریخته گری در دوره اشکانی از رونق ویژه‌ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ‌های قسمتی با همان شیوهٔ هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسکندر آثار هنری مهمّی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و کم‌توجّهی پارتیان اولیه به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلم‌زنی رو به رشد نهاد.

     

    هنر قلم‌زنی در دوره ساسانی

    زمان ساسانیان در سال ۲۲۴ تا ۶۵۰ میلادی به دلیل گسترش بازرگانی میان ایران، یونان و روم هنرهای ایرانی از هنر یونانی و رومی تاثیر گرفت.

    در دورهٔ ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام می‌شد:

    ۱. به‌وسیله چکشکاری بر ورق سرد.

    ۲. به‌وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق.

    ۳. تراش با چرخ

     

    هنر قلم‌زنی در دوره اسلامی

    در سده‌های آغازین اسلامی، اعراب هنر قلم‌زنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده‌های بعد در اثر علاقهٔ هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به اسلام، با تأثیرپذیری از باورهای اسلام، در آفرینش آثار فلزی کشیدند و کم‌کم نقوش طرح‌های بومی و اسطوره‌ای ایرانی جای خود را به خطوط کوفی و آیات و احادیث داد.

    در دورهٔ سامانیان هنر قلم‌زنی در اثر دادوستد به دیگر سرزمین‌های اسلامی راه یافت. اشیای قلم‌زنی شده دوران دیلمیان در موزه‌های ایران از جمله آثار معروف این دوره است.

    از سده‌های آغازین تا سده‌های سوم و چهارم قمری اشیای فلزی در ایران به سبک زمان ساسانی ساخته می‌شد. مکتب قلم‌زنی خراسان در سدهٔ چهارم قمری شکل گرفت و در دورهٔ سلجوقی به اوج پختگی خود رسید.

     

    هنر قلم‌زنی در دورهٔ سلجوقی

    سلجوقیان در اوایل سدهٔ پنجم قمری (۴۲۹)از ترکستان به ماوراءالنّهر آمدند و سکونت گزیدند و سپس خراسان را متصرّف شدند. با علاقه‌ای که حکام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلم‌زنی همچون سایر رشته‌های هنری حمایت شد و گسترش چشم گیری یافت.

    ایجاد نقوش گیس‌باف شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبک بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول‌های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد. از کارهای بسیار زیبا در این دوره مشبک کاری روی فلز است.

    هنر قلم‌زنی خراسان که در سده‌های پنجم و ششم قمری، هم‌زمان با حکومت سلجوقی در خاور به ویژه خراسان و فرارود رواج یافته بود، پس از حمله مغول به دلیل ویران شدن بسیاری از مراکز هنری این منطقه و مهاجرت هنرمندان به غرب و میان رودان، در آن نواحی تداوم یافت. هنر فلزکاری خراسان از شرق آغاز شد و در غرب رشد و گسترش یافت .

     

    هنر قلم‌زنی در دورهٔ مغول و تیموری

    با تصرف سوریه توسط غازان خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حلب، دیار بکر، موصل، شیراز و تبریز از مراکز مهم و بزرگ هنر قلم‌زنی به شمار آمدند. در این زمان آثار قلم‌زنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه‌ای که در سوریه و مصر نشانه‌های این تحوّل بیشتر به چشم می‌خورد. ترصیع و در نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دورهٔ سلجوقی تداوم یافت. استفاده از هنر خوشنویسی در قلم‌زنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد.

    با حمله تیمور به ایران در سال ۷۷۱ق، هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگ‌ترین مرکز هنری آن روز شد. هنر قلم‌زنی در این شهر بسیار درخشید. از جمله ظروف سنگاب گور امیرتیمور در سمرقند است که اکنون در موزه آرمیتاژ نگهداری می‌شود. سنگاب‌هایی نیز از سده هشتم در مسجد جامع هرات و در موزه آستان قدس رضوی موجود است.

    نقره‌کوبی روی فلزات در دوره صفوی به اوج شکوفایی و کمال خود رسید.


  • تکنیک ها / لحیم کاری
    لحیم‌کاری  )به انگلیسی ( Soldering کاربرد فلز مذاب برای چسبانیدن سطح یک فلز جامد با استفاده از پدیده نفوذ است که به کمک یک محلول شیمیایی عملی می‌شود و برای اتصال فلزها به‌کار می‌رود.

    لحیم‌کاری بر دو نوع نرم و سخت انجام می‌پذیرد که اختلاف این دو در دمای انجام‌است .


  • جوش لیزری
    روش‌هاي کاربردی در زمینه برش، كنده‌كاري و تعمیر به كمك لیزر در صنعت ساعت و جواهرسازي استاندارد مي‌شوند. صنعت ساعت و جواهرسازي دیگر بدون کاربرد لیزر معنا ندارند.

     



    قلمرو استفاده از اشعه لیزر وسیع است. در كنده‌كاري حلقه‌ها و ساعت‌ها تولید و ساخت طرح‌هاي اوليه و حتی انجام تعمیرات، اشعه لیزر به‌كاربرده مي‌شود. استفاده از ‌آن شامل سيستم‌هاي پیچیده نیز مي‌شود. تولیدکنندگان مجموعه نرم‌افزارهايي را از این طریق شکل داده‌اند كه براي مقاصد مختلف در نظر گرفته شده‌اند.

    به گفته "فريدمن" لیزر در انجام اموری همچون كنده‌كاري برروی جواهر یا ساعت کاربرد فراوانی دارد. او يكي از مسئولان ابزار "پرتونگاریI Radiation Tools "وابسته به دانشگاه "اشتوت‌گارت" است.
    در قلمرو صنعت طلا و ساعت‌سازي تكنيسين‌ها تلاش مي‌كنند تا با استفاده از لیزر خطوطی مستقیم روي سطوح منحنی اشياء ایجاد کنند. ممکن است قسمت‌هاي داخلی یا خارجی حلقه‌ها براي این كار مناسب تشخیص داده شوند. در چنین شرایطی عمل كنده‌كاري باید به‌صورتي باشد كه مشاهده‌كنندگان به زاویه برخورد نور و مایل بودن آن پي‌نبرند، كه انجام اين‌كار به محاسبات دقیقی نیاز دارد. برنامه‌ها نیز پیشرفت بیشتری يافته‌اند. در این پروسه محورهای چرخاني كه به‌طور مستقیم كار مي‌كنند، كنده‌كاري دقیق قسمت‌هاي داخل، خارج و جانبی حلقه را میسر مي‌سازند.
    به گفته "رومن جردن Roman Jordan" مسئول بازاریابی در "روفين ليزر Rofin Laser" با توجه به اين‌كه انجام امور گرافيكي شامل بخش‌هاي گوناگونی مي‌شود، دقت زيادي لازم است تا بتوانیم مراحل تولید را آسان سازیم. طرح‌هابايد متناسب باشند. تصاویر نباید با يكديگر جابه‌جا شوند زیرا درز و شکاف قابل رویت مي‌شود. الگوريتمي كه به وسیله آن خطوط تبدیل به سطوح منحنی مي‌شوند در برخی موارد از سوی توليد‌كنندگان به‌كار گرفته مي‌شود كه خود از نظر تجاری اقدامی محرمانه است. در هرحال کاربران نباید به پیچیدگی محاسبات توجه کنند.

    تولیدکنندگان علاقه‌اي به عملکرد داخلی برنامه‌هايشان ندارند اما مایلند از دستگاه‌هايي استفاده کنند كه به طور اتوماتيك‌وار عمل مي‌كنند. درباره ابزار كوچك‌تر كافي‌است كه حلقه را روي قسمت موردنظر قرار دهید و سپس دکمه را فشار دهید. ابزاری كه كنده كاري را انجام مي‌دهند باید مانند يك چاپگر عمل کنند.
    در استفاده از اين‌گونه ابزار مشتریان مجموعه داده‌هايي را وارد ساخته و سپس آن ها باید كار خود را آغاز کنند. سیستم "ليزرپلاس" مانند چاپگر به كمك PC قابل کنترل است. از این سیستم براي تولید سرويس‌هاي كوچك و همچنین با استفاده از قطعات اتوماتيك براي تولید انبوه بهره گرفته مي‌شود.

    سيستم‌ها باید بدون خطا كار کنند. تولید باید کامل و بدون نقص باشد. درجه ایمنی سیستم قابل ملاحظه است. به‌طوري‌كه اگر حلقه را با سنگ كنده‌كاري كنيد، سنگ صدمه اي نمي‌بيند.
    پرسازي خطوط باید به‌درستي انجام گیرد و این ویژگی دیگر سیستم كنده‌كاري محسوب مي‌شود. براي انجام این كار قطعات باید از كيفيت بالا برخوردار بوده و بادوام باشند. دستگاه‌هاي كنده‌كاري متعدد لیزری، قادر به ساختن نمودارهایی در برنامه‌هاي استاندارد گرافيكي مانند "كورل درا  Corel Draw" یا برنامه‌هاي پردازش گر تصويري مانند "فتوشاپPhotoshop" هستند. براي مثال ممکن است براي حلقه عروسی امضای يك زوج يا مهر آن ها براي كنده‌كاري انتخاب شده باشد. در هرحال كنده‌كاري یا حكاكي، كار اضافی به‌شمار نمي‌آيد، بلکه در برخی موارد، جزيي از طراحی است.

    ليزرهاي استاندارد در ارایه طرح‌هاي مليله‌كاري و مفاهیم طراحی از عملکرد قابل توجهي برخوردارند.
    دستگاه‌ها در قالب اندازه‌هاي مايكروويو عرضه مي‌شوند.
    از جمله مشکلاتی كه تولیدکنندگان با آن مواجه هستند آن است كه چگونه ابزار خود را كوچك‌تر سازند. براي مثال در نمایشگاه "بازلBazel ، شرکت فوق، ابزار حكاكي لیزری را معرفی ‌كرد كه به اندازه يك مايكروويو است.
    این دستگاه براي سردسازي از هوا استفاده مي‌كند. اگرچه این ویژگی عملکرد آن را محدود مي‌سازد. در حال حاضر کاربران دستگاه‌هاي كوچك نباید انتظار دستگاه‌هاي بزرگ‌تر از 10 وات را داشته باشند. ابزارهای كوچك کارخانه "روفين" 10 وات هستند.
    در چنین شرایطی كنده‌كاري با این نوع دستگاه‌ها در مقایسه با ابزارهايي كه نور شديدتري را ایجاد مي‌كنند مدت طولاني‌تري را به خود اختصاص مي‌دهند. در هرحال آن ها با هوا سرد نمي‌شوند، از اين‌رو حجيم‌تر به‌نظر مي‌رسند. باوجودآن‌كه دستگاه‌ها هم‌اكنون بسیار كوچك و درنتيجه ارزان ‌تر شده‌اند هنوز باید قابلیت استفاده و سودآوری بیشتری به‌دست بیاورند.

    تولید الگوی اوليه از طریق چاپگر

    علاوه بر حكاكي و كنده‌كاري، ارایه طرح‌هاي اوليه نیز از طریق "لیزر" به مقیاس وسیع میسر است. روش فوق براي جواهراتي كه قالب‌گيري مي‌شوند بسیار مناسب است. الگوی اوليه قطعات موردنظر از چاپگر سه بعدی به دست مي‌آيند و به‌طور معمول از جنس لاستيك ويژه‌اي هستند. مشتریان علاقه وافری به روش‌هاي مستقیم ريخته‌گري دارند. قالب‌هاي اوليه براي اصلاح طرح یا ريخته‌گري به صورت مستقیم استفاده مي‌شوند.
    فواید: مدل‌هاي برنامه‌ريزي شده در ظرف چند ساعت طراحی مي‌شوند. الگو ها براساس نیاز و خواسته‌هاي مشتریان قابل تغييرند. مي توان از مدل‌ها، كپي‌ دقیقی تهیه كرد و حداقل بر طبق اهداف تولیدکننده، موضوع ارایه‌ شده را به بهترین وجه نمایش داد.

    نرم افزارهای سه بعدی در نمايشگاه‌هاي فصل بهار اروپا، از سیستم اجرايی ویندوز XP حمایت مي‌كنند. طراحان مي‌توانند به اصلاح ساختار و تجدید نظر درباره پارامتر‌ها در طی ساخت بپردازند و یا به‌طوركامل اجزا و برخی قسمت‌هاي طرح را حذف کنند. كار از طریق فایل BFF كه در آن موضوع ساخت ذخیره مي‌شود فرصت کپی یا حذف یا دوباره ضميمه‌كردن برخی قسمت‌ها را به ما مي‌دهد و این به آن معناست كه آنها براي انجام دیگر امور مناسبند. به علاوه توليدكننده‌ها عملکردهای ديگري را نوید مي‌دهند كه انجام آن به كمك این سیستم میسر است.
    منظور از اسلايس Slice یا قطعات، تصاویری از قسمت‌هاي خاص است كه کاربران به كمك برنامه‌هاي گرافيكي آن ها را به يكديگر پیوند مي‌دهند. به علاوه در آغاز سال يك تولیدکننده آمريكايي چاپگری را معرفی كرد كه نسبت به نمونه‌هاي قبل، از سرعت بیشتری برخوردار بود و معادل 30% سريع‌تر از آن ها به تولید الگوی اوليه مي‌پردازد. به علاوه يك پلاستيك اصلاح شده در قالب شكلي ارایه مي‌شود كه به كمك آن قطعات كوچك در حالي‌كه كارهاي ديگري نیز بر روش آن ها انجام شده‌است قابل عرضه خواهند بود.

    لیزر همچنین مي‌تواند براي جوشكاري مورد استفاده قرار‌گيرد:
    جوشكاري يكي از مراحل استاندارد محسوب مي‌شود كه به كمك لیزر انجام مي‌گيرد. براي متخصصان در این رابطه، در برنامه‌هاي خود سيستم‌هاي ويژه‌اي را گنجانيده‌اند. جوشكاري به گفته "سوين ادرر" Sven Ederer سخنگوی مطبوعاتی تکنولوژی لیزر به كمك "پروفي ولد" Profiweld كاردستي محسوب می شود. کاربران به وسيله‌ این دستگاه به هدایت اجزا و هرگونه موضوع ديگري توسط دست مي‌پردازند و با استفاده از سوئيچ پايي یا Foot از لیزر بهره‌برداري مي‌كنند. در چنین شرایطی او نظر خود را به مسافت‌ياب بزرگ‌كننده استريو معطوف مي‌سازد كه دارای "كراس هر" Crosshair براي محل تلاقی لیزر است. "روفين" دستگاه‌هاي مختلفی را به منظور تولید انبوه عرضه نموده‌است كه در طراحی محصول نیز نقش موثری ایفا مي‌كنند. نوع DeskTop  نیز براي انجام تعمیرات تاثیرگذار خواهد بود.
    "روفين" مدل ديگري را براي طراحی برمي‌گزيند. براساس تبلیغات تولیدکنندگان از طریق حرارت، عمل جوشكاري در نزد ماده حساس نسبت به گرما مانند سنگ‌هاي قيمتي و مروارید صورت مي‌گيرد.
    مدل CNC متعلق به "استارولد" Starweld در تولید انبوه کاربرد دارد. همانند دیگر موارد، برنامه‌هاي كامپيوتري و تکنولوژی لیزری مي‌توانند مدل‌هاي متفاوتی را عرضه نمایند. براي مثال براي ذخيره‌سازي عملکردهای مهم در سیستم و تبدیل آن ها به متن (به گفته "رالت اوكي" Ralt Okay ) مورد استفاده قرارمي‌گيرند. چهارمین قلمرو کاربرد لیزر علاوه بر حكاكي، عرضه طرح‌هاي اوليه و جوشكاري، برش است. ليزرها براي ساخت حلقه یا زنجیر و آويزهاي حاوی نام کاربرد دارند. از لیزر در صنعت ساعت و طلا به مقیاس قابل توجهي استفاده مي‌شود. کاربرد چه نوع ابزار و مناسب بودن كداميك از آن ها براي چه نوع شركت‌هايي و همچنین سودآور بودن كداميك از این ابزار كه به نحوه به کارگیری آن ها و تعداد قطعات مورد پردازش است، بستگي دارد.
    در هرحال تردیدی درباره استفاده از این نوع تجهیزات پس از طی مراحل آزمایشی وجود ندارد.


  • حفريات اكتشافي طلا (حفر ترانشه)
    پس از مشخص شدن گسترش سطحي سنگ هاي طلادار، به طور مقدماتي در منطقه ي مورد مطالعه به وسيله ي عمليات ژئوفيزيک يا ژئوشيمي به منظور مشخص کردن قطعي محدوده ي آنومالي هاي به دست آمده از روش هاي بالا و در حقيقت تعيينمحدوده ي گسترش مناطق کاني سازي شده در سطح، اقدام به حفر ترانشه هاي اکتشافي در جهت عمود بر محدوده مناطق دگرسان مورد نظر مي گردد. معمولاً ترانشه هاي اکتشافي با عرض بين 60 تا 80 سانتي گراد حفر مي شود.


     از نظر عمقي در محدوده سنگ هاي طلادار تا رسيدن به سنگ اصلي خاک برداري ادامه مي يابد و در مواردي که ضخامت خاک هاي سطحي زياد باشد مانند چاهک هاي ژئوشيمي از يک متر بيشتر پايين نمي روند، از نظر طول ترانشه ها تا جايي که عرض زون کاني سازي شده ادامه داشته باشد حفر ترانشه نيز ادامه پيدا مي کند.

    ديواره ي ترانشه هاي حفرشده برداشت زمين شناسي مي شود و تمامي تغييرات، فاسيس و رنگ و تغييرات درجه ي دگرساني يادداشت و بر روي نقشه ي ترانشه ي مورد نظر پياده مي شود. عمل نمونه برداري تکه اي با فاصله ي يک متر به يکمتر از يکي از ديواره هاي ترانشه انجام مي گيرد.

    عيار طلاي هر متر از ترانشه ها پس از اعلام نتيجه از طريق آزمايشگاه بر روي نقشه ي مربوطه در متراژ مربوطه نوشته مي شود ودر بعضي موارد عيار مذکور بر روي پلاکي نوشته و در داخل ترانشه ي مربوطه در متراژ نمونه گرفته شده نصب مي شود. حفرترانشه هاي اکتشافي به طور سيستماتيک در تمامي منطقه ي مورد مطالعه، وضعيت گسترش سطحي سنگ هاي طلادار و موقعيت عيار طلا را در سطح منطقه مشخص مي کند. ( البته وجود چاهک هاي حفر شده جهت ژئوشيمي هم به اين امر کمک مي کند)

    پس از مشخص شدن وضعيت ماده ي معدني از نظر سطحي لازم است وضعيت آن از نظر عمقي هم معين شود که در اين رابطه از حفر تونل هاي اکتشافي و حفر گمانه هاي اکتشافي مغزه گيري استفاده مي شود.


  • حفريات اكتشافي طلا(تونلهاي اكتشافي)
    - حفر تونل‌هاي اکتشافي


    براي مشخص کردن ماده‌ي معدني در زيرزمين، در مناطقي که وضعيت توپوگرافي، محيط اجازه مي‌دهد( محيط‌هاي کوهستاني و محيط‌هاي داراي تپه ماهورهاي تقريبا مرتفع ) اقدام به حفر تونل هاي اکتشافي مي‌شود. اين تونل‌ها معمولاً با سطح مقطع کوچک حفر مي‌شوند( مقطع مفيد 4 مترمربع ) و در صورتي که در آينده لازم شود از وجود همين تونل‌ها، به عنوان تونل‌هاي استخراجي استفاده مي‌شود، مقطع آنها بزرگتر شده و سيستم هاي محافظتي اساسي براي سقف و ديواره ها نصب مي‌شود.

    تونل هاي اکتشافي موقعيت ماده ي معدني را در افق هاي پايين تر از سطح زمين مشخص مي کنند، در محل هايي که ارتفاع منطقه ي مورد مطالعه زياد باشد ممکن است تونل هاي اکتشافي در چند افق زير يکديگر حفر شوند، معمولا در مورد طلا، فاصله ي هر افق تونل از افق بعدي حداقل 20 و حداکثر 50 متر در نظر گرفته مي شود.

    تونل هاي اصلي در جهت موازي با امتداد کاني سازي ( در مواردي که کاني سازي در امتداد گسل هاي اصلي موجود در منطقه انجام پذيرفته باشد تونل هاي اصلي موازي امتداد گسل ها ) انتخاب و يا شيب 4 در هزار حفر مي شوند.طول تونل هاي اصلي، تا گسترش نهايي طولي کاني سازي، مي تواند ادامه پيدا کند.

    به منظور مشخص کردن گسترش ماده ي معدني در هر افق، از داخل تونل همان افق، تونل هاي فرعي در جهت عمود بر امتداد تونل اصلي در دو طرف حفر مي شود و تا جايي که عيار طلا، از ميزان حداقل عيار انتخابي (cutoffgread) کمتر نشده باشد، ادامه مي يابد و بدين ترتيب گسترش عرضي ماده ي معدني هم، در هر افق معين مي شود.

     تونل هاي فرعي از داخل تونل اصلي از يکديگر حدود 25 متر فاصله دارند. حفر دويل از داخل تونل هاي اصلي به يکديگر و از بالاترين تونل به سطح زمين، هم به منظور ايجاد تهويه ي طبيعي و هم به منظور رسانيدن لوله هاي هواي فشرده و لوله هاي آب مورد نياز به محوطه ي داخلي معدن انجام مي گيرد. البته دويل ها خود حفره هاي قائمي از ماده ي معدني هستند کهمي‌توانند تغييرات عيار طلا را در محل هاي حفر شده مشخص کنند.

    به منظور تعيين عيار طلا در افق هاي تونل ها و مشخص کردن مناطق با عيارهاي مختلف، لازم است از کليه ي حفريات زيرزميني نمونه برداري منظمي صورت پذيرد.

    در مورد نمونه برداري از تونل ها، روش هاي متفاوتي اعمال مي شود که بسته به هر کانساري، اين امر بايستي آزمايش شود و بهترين روش انتخاب و به کار برده شود. عده اي از هر شيفت کاري پيشروي تونل ها، از سينه کار تونل، يک نمونه ي کانالي(channel sampling) تهيه مي کنند و عيار اين نمونه را، عيار آن بلوک پيشروي شده به شمار مي آورند. عده اي ديگر بعد از پيشروي تونل ها ( چه اصلي و چه فرعي ) از يکي از ديواره ها ( ديواره ي سمت چپ يا راست ) يک نمونه ي کانالي تهيه مي کنند که گاهي اين نمونه ها به طور پيوسته ( هر متر پيشروي يک نمونه ) و بعضي مواقع در هر پنج متر پيشروي، يک نمونه ي يک متري تهيه مي کنند.

    نحوه ي گرفتن نمونه ي کانالي بدين ترتيب است که در وسط سينه ي کار پيشروي و يا ديواره ي مورد نظر مستطيلي در نظر گرفته مي‌شود، که طول مستطيل يک متر و عرض آن بين 15 تا 20 سانتي متراست و معمولاً به وسيله ي چکش کوهبري ( چکش هاي هواي فشرده ) اين مستطيل تا عمق حدود دو تا چهار سانتي متر حفر و نمونه برداري مي‌شود که کل سنگ کنده شده بايستي کاملا خرد، مخلوط و همگن گشته و از آن نمونه برداري متوسط انجام و به عنوان نمونه ي آن نقطه، مورد تجزيه و تعيين عيار قرار داده شود.

    ( در کشور زيمبابوه در معدن طلاي مازوئه که طلا به همراه کاني هاي سولفيد وجود دارد و مجموعا به صورت رگه اي با ضخامت متغير بين 10 تا 30 سانتي متري در داخل گسل ها، پرشدگي ايجاد شده است براي نمونه برداري از قسمت‌هاي مختلف رگه در داخل تونل ها، از هر فاصله ي پنج متري، يک نمونه‌ي کانالي، آن هم تنها از يک مستطيل با طول 40 سانتي متر و عرض کاملرگه، در نقطه ي مورد نظر و با عمق دو تا سه سانتي متر نمونه برداري مي‌کردند و اين نمونه را براي طول 5 متر، نمونه ي متوسط به شمار مي‌آوردند).

     البته در موارد کمي هم ديده شده که به جاي سينه کار و ديواره ها از سقف تونل‌ها هم، نمونه برداري کانالي انجام گرفته است.روش هاي شرح داده شده در مورد نمونه برداري کانالي از داخل تونل ها، در مواردي مي تواند نتايج صحيح را بدهد که تغييرات ماده ي معدني طلادار در دو ديواره و سقف تونل به ميزان قابل ملاحظه اي نباشد، اما در غير اين صورت، لازم استنمونه برداري قوسي انجام گيرد.

    در اين نوع نمونه برداري از يکي از ديواره ها، از قسمت کف تونل با عرض يک متر نمونه برداري تکه اي آغاز مي شود و عمل نمونه برداري از پايين ديواره به سمت سقف تونل ادامه مي يابد، با همين عرض يک متري، از سقف هم نمونه گرفته مي شود و اين کار از بالاي ديواره ي مقابل به سمت کف تونل پيش مي رود و در پايين اين ديواره به اتمام مي رسد، در اين حالت هم از تمامي سطح سنگ ها تکه هاي کوچک سنگي کنده مي شود. بايد توجه داشت که در تمام حالت ها نمونه برداري سطح سنگ ها قبلا کاملا تميز شده باشد.

    تکه هاي کوچک کنده شده معمولاً بر روي صفحه ي آهني يا ورقه هاي پلاستيکي که در کف تونل قرار داده مي شود ريخته شده و در انتهاي کار جمع آوري و کاملاً مخلوط و با تقسيمات متوالي، نمونه ي متوسط تهيه و مورد تجزيه و تعيين عيار قرار داده مي شود و عيار طلاي به دست آمده به عنوان عيار متراژ نمونه برداري شده، انتخاب مي شود.  بعضي موارد در صورت تغييرات بسيار کم عيارها در جهت طولي تونل ها، اين گونه نمونه برداري ها ممکن است با فاصله ي پنج متر از يکديگر تهيه شود اما در مورد معادني که تغييرات طولي در تونل ها نيز زياد است بايستي متر به متر در کنار هم اين گونه، نمونه برداري شود.

     ( در معادن طلاي موته ي اصفهان به علت تغييرات شديد عيار طلا در تمامي جهات اجباراً از تمامي تونل ها نمونه برداري قوسي متر به متر انجام گرفته است و تجربه نشان داده که در اين منطقه نمونه بردراي قوسي مي تواند عيار درست تر را نشان دهد).

    هماهنگ با پيشروي تونل ها و انجام عمليات نمونه برداري، برداشت زمين شناسي ديواره و يا سقف تونل ها هم توسط زمين شناسان انجام مي گيرد و اين برداشت ها بر روي نقشه ي تونل ها پياده مي شود. معمولا اين گونه نقشه ها گوياي تغييرات جنس سنگ ها و دگرساني در طول پيشروي و مشخص کردن شدت و ضعف و نوع دگرساني ها در هر نقطه است همچنين مشخص کردن موقعيت گسل هاي اصلي و فرعي ( امتداد و مقدار شيب گسل ها ) در هر قسمت از جمله اطلاعاتي است که بر روي اين نقشه ها آورده مي شود.

    از کليه ي کنده کاري هاي زيرزميني( تونل ها ) نقشه ي موقعيت، توسط نقشه برداران زيرزميني تهيه مي شود معمولاً به منظور نشان دادن عيار طلاي متراژهاي مختلف و ضمنا حفظ اطلاعات به دست آمده بر روي نقشه ي موقعيت تونل ها، عيار طلاي متراژهاي مختلف به صورت هيستوگرام روي اين نقشه ها پياده مي شود. حسن چنين نقشه هايي اين است که با اولين نگاهمي توان تغييرات عيار طلا را در يک افق که تونل حفر شده است مشاهده کرد.


  • حقایقی راجع به طلا
    طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است.
    طلا یک کالای خاص و منحصر به فرد است زیرا تنها کالائی است که بیشتر برای اندوختن تولید می شود تا برای مصرف. همه کالاهای دیگر تولید می شوند برای اینکه مصرف شوند. می توان به جرات گفت که همه طلائی که در طول تاریخ تولید شده روی سطح زمین و در خزانه های دولتها و بانکها، گاوصندوق های طلا فروشان و صندوقچه های خانم ها انبار شده است!
    فراموش نکنید که طلا یک عنصر کمیاب است.
    همه طلای موجود روی سطح کره زمین حدود 155 هزار تن است که اگر همه آن را یکجا انبار کنند حجم آن کمتر از 3.5 استخر استاندارد می باشد و جالب است بدانید که تولید آهن یک روز جهان معدل بیست برابر کل طلای تولید شده در طول تاریخ است!
    - عرضه طلا در جهان مساوی با حجم طلای موجود روی سطح کره زمین است.
    طلا چون انبار می شود و نه مصرف، و استخراج آن بسیار کند می باشد، عرضه آن در واقع همان ذخیره موجود است. این حقیقت مبانی تحلیل قیمت آن را به طور بنیادی مختلف ساخته است.
    البته قیمت طلا به عرضه و تقاضای آن مسلما بستگی دارد ولی عرضه آن استخراجش (که حدودا 1.7 درصد به حجم طلای روی سطح زمین می افزاید) نیست بلکه موجودی آن است. نه تنها تولید کند آن علت این واقعیت است بلکه این مطلب نیز که یک گرم طلائی که امروز استخراج می شود با یک گرم طلائی که چند هزار سال قبل توسط قوم اینکا در پرو استخراج شده بود دارای یک ارزش می باشند. (صرف نظر از مسئله عتیقه بودن)
    به طور خلاصه تولید و استخراج طلا بسیار کند و در نتیجه عرضع آن تقریبا ثابت است. پس عامل بنیادی موثر بر قیمت آن در واقع تقاضا می باشد. فراموش نکنیم که جمعیت جهان با سرعتی زیاد و شتابدار رو به افزایش است و نیمی از آن خانم ها هستند!
    اگرچه بعضا گفته می شود که تقاضا برای طلا عمدتا از سوی طلا سازان است ولی این باور چندان دقیق نیست. همانطور که یک خیابان با آسفالت خیس دلیل بر بارش باران نیست قیمت طلا هم متکی به تقاضای طلا سازان و طلا فروشان نمی باشد. نکته مهم شکلی که به طلا میدهند نیست بلکه انبار شدن آنست. بیشتر طلای زینتی از خلوص بالا برخوردار است زیرا آنرا بیشتر به دلیل ارزشش می خرند تا به عنوان زیور.
    به همین علت قیمت طلا (یا دقیق تر بگوئیم این پول) به ارزش مالی آن و قدرت بی نظیرش در تبدیل شدن به هر پولی وابسته است که اغلب باز هم به اشتباه به آن تقاضا از سود سرمایه گزاران اطلاق شده است. با توجه به حقایق فوق می توان گفت که حدود 80 در صد طلای جهان به علت قابلیت بی نظیر تبدیلش به پول نگهداری می شود و نه به عنوان زیور آلات و یا دلائل دیگر.
    طلا پول است.
    این مطبلی است که نیاز به توضیح بیشتری ندارد ولی گزاف نیست اگر بگوئیم که طلا در زمانه ما حتی از پول هم بهتر است. دلائل مختلفی را برای این امر می توان ذکر کرد از جمله اینکه طلا را دولت ها نمی توانند مانند اسکناس چاپ کرده و از ارزش آن بکاهند. دلیل دیگر آن حجم عظیم بدهی های کشور های بزرگ (آمریکا بزرگترین بدهکار جهان است) و پنهان کاری های این دولت ها با استفاده از قرارداد های مالی پیچیده است که بر ارزش واقعی ارز این کشور ها موثر است و ما قدرت و اطلاعات کافی برای آگاهی از چنین مسائلی نداریم در حالی که طلا از چنین بازی های مالی مبرا است. شاید بتوان گفت که طلا تنها "پول سالم" دنیا است.
    - طلا جانشین شایسته دلار آمریکاست.
    دلار آمریکا ثابت کرده است که پول قابل اعتمادی نیست و در حال از دست دادن موقعیت خود به عنوان ذخیره ارزی اصلی در جهان می باشد. دلار های جدیدی که چاپ می شوند صرف پرداخت بدهی های نجومی آمریکا و تسکین کسری عظیم بودجه و تراز واردات و صادرات و سایر کسری های عمومی و خصوصی دیگر این بزرگترین اقتصاد مواجه با مشکلات عدیده دنیا می شوند. همین مطلب باعث افت قدرت خرید پول (یکی از آنها دلار آمریکا) شده که دلیل دیگری برای برتری طلا بر پول و بخصوص دلار آمریکا است.
    زمانی که می گفتند "دلار آمریکا به خوبی طلا است" سپری شده است. قبل از سال 1971 ارزش دلار بر اساس واحد وزن طلا بود که به آن "نظام استاندارد طلا" می گفتند. تحت این نظام، دلار و طلا با نسبت ثابتی قابل تبدیل به یکدیگر بودند. ولی این نظام در آگوست 1971 پایان یافت. اگر با همان نظام به ارزش دلار بنگریم، از آن تاریخ تا کنون دلار بیش از 90% قدرت خرید خود را از دست داده است.
    با این وجود دلار هنوز به عنوان متداولترین ارز معامله می شود. علت این امر هم همان نیروهائی هستند که سعی در برگرداندن اذهان عمومی از ارزش طلا دارند. تبلیغات فدرال رزرو آمریکا به نفع دلار و بر ضد طلا با هدف نجات دلار و و معذفی آن به عنوان یک ارز قابل اعتماد است. در نتیجه باید گفت که بر خلاف زمانی که نظام استاندارد طلا بر دلار حاکم بود و این دو عملا یکی بودند، امروز رقیب یکدیگر محسوب می شوند. در حقیقت طلا بزرگترین رقیب دلار است. این دو بر سر مشتریان خود که سرمایه شان را به یکی از این دو فرم نگهداری می کنند با هم رقابت می کنند و این تقاضا برای طلا و دلار است که نرخ تبدیل این دو به یکدیگر یا همان چیزی که ما "قیمت طلا" می نامیم را تعیین می کند.
    افزایش گاه به گاه نرخ بهره دلار نیز با هدف جذابتر کردن آن برای سرمایه گزار و تقویت آن در رقابت با طلا است. ولی دقت کنید که این "نرخ بهره حقیقی" است که اهمیت دارد. نرخ بهره حقیقی یک پول بعد از محاسبه تورم (از ارزش افتادن آن) و اعمال این تعدیل بر نرخ بهره به دست می آید. مثلا اگر نرخ بهره یک پول 15 % در سال باشد و نرخ تورم 20% در این صورت با نگهداری سرمایه خود به فرم این ارز، نه تنها سود نکرده بلکه بخشی از سرمایه خود را هم از دست داده اید! درست است که در پایان سال 15% به پولتان اضافه شده (که احتمالا این بهره را ماهانه دریافت کرده و خرج کرده اید) ولی ارزش و قدرت خرید پولی که در بانک گذاشته اید 20% کمتر شده است که از سود دریافت شده بزرگتر است. در هنگامی که فدرال رزرو نرخ بهره دلار را به هر دلیل ثابت نگه می دارد و یا آنرا کاهش می دهد، انتظار رشد قیمت طلا را داشته باشید.
    - طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند.
    این حرف که طلا قدرت خرید خود را حفظ می کند درست معادل آنست که بگوئیم دلار قدرت خرید خود را از دست می دهد. این مطلب به طور عمومی برای همه پولهای جهان صادق است. بهترین راه درک این حرف مقایسسه قیمت کالاها بر حسب مبادله آنها با دلار و طلا است. به نمودار زیر دقت فرمائید.
    این چارت قیمت یک بشکه نفت خام را بر حسب دلار و بر حسب یک گرم طلا از سال 1945 تا سال 2007 را با هم مقایسه کرده است. در طول این مدت قیمت نفت خام در برابر دلار بیش از 6.5 برابر شده در حالی که بر حسب یک گرم طلا تقریبا ثابت مانده است!
    - قیمت طلا را مارکت (بازار) تعیین می کند.
    قیمت طلا از ارزش آن برای سرمایه گزاری منشا می گیرد نه از بانک های مرکزی. قیمت طلا در بازار تعیین می شود علیرغم تاثیر هائی که بانک های مرکزی می توانند برای مدتی کوتاه مدت ممکن است بتوانند روی آن داشته باشند. فدرال رزرو و بانک مرکزی آمریکا آنچه را می خواهند شما بشنوید به شما می گویند و نه واقعیت را. ]نها سعی دارند شما را بر این باور غلط نگه دارند که قیمت طلا تحت کنترل آنان است تا دلار را قوی نگه دارند. ولی واقعیت چیز دیگری است. قیمت طلا در بازار تعیین می شود، درست مثل قیمت یک تابلوی کمال الملک و یا قیمت قرص نان.
    بانک های مرکزی غرب در قیمت طلا مانند قیمت هر چیز دیگر مداخله می کنند. دلیل مداخله آنان در قیمت طلا ساده است. با پائین نگه داشتن قیمت طلا سعی در تقویت دلار دارند. با این کار آنان سعی دارند بر این باور دامن بزنند که دلار کماکان بهترین ذخیره ارزی جهان است در حالی که اینطور نیست.
    قیمت طلا نشانگر میزان کنترل مناسب و یا غیر صحیح اقتصاد آمریکا و میزان تورم است. سعی در پائین نگه داشتن مصنوعی قیمت طلا در جهت خوشنود نمودن سیاستمداران آمریکا و با هزینه پرداخت کنندگان مالیت (مردم آمریکا) است.
    گفتیم که بانک مرکزی آمریکا و فدرال رزرو می توانند در قیمت طلا به طور مصنوعی مداخله کنند ولی قدرت مداخله آنها رو به کاهش است. بانک های مرکزی غرب مجبور بوده اند برای جبران کسری بودجه مقادیر قابل توجهی از طلای موجود در خزانه های خود را به فروش برسانند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، حدود 68% طلای جهان در خزانه های بانک های مرکزی انبار بود. امروز این عدد در حدود 10% است.
    با در دست داشتن مقدار کمتری طلا قدرت کنترل بانک های مرکزی کاهش یافته است و آنها دیگر قدرت سابق خود را برای اعمال کنترل روی قیمت طلا به تدریج در حال کاهش دیده اند.
    - قیمت طلا در دراز مدت افزایش خواهد یافت.
    قیمت طلا از سال 2001 مجددا شروع به افزایش چشمگیر کرده است و هر چه کشورهای غرب بیشتر با مشکلات اقتصادی مواجه می شوند قیمت آن بالاتر هم خواهد رفت.چقدر بالاتر؟ هیچکس نمی توند جواب دقیق و 100% درستی به این سئوال بدهد زیرا در بازار مالی نیز همانند دنیای ذرات بنیادی در فیزیک اصل عدم قطعیت حاکم است.
    یکی از صاحبنظران در مورد قیمت طلا در مصاحبه ای که در سال 2003 ثبت شده است قیمت طلا را در مدت 10 الی 12 سال رسیدن به 8000$ پیشبینی کرده بود. ایشان امروز می گویند: قبل از آنکه این قیمت را غیر قابل تصور بخوانید به ابن مطلب توجه کنید کالائی که در دهه 70 با یک دلار می توانستید بخرید در این دهه باید 10$ برای آن بپردازید و قیمت طلا از دهه 70 تا دهه 80 از از 35$ به 800$ رسید. من اعتقاد دارم که گذشته خود را تکرار می کند و با توجه به تورم 10 برابری که در مورد دلار اتفاق افتاده است، یک محاسبه ریاضی ساده رشد قیمت طلا در عرض چند سال آینده به 8000$ را کاملا محتمل به شما نشان خواهد داد.
    لین احتمال که طلا حتی به چنین برابری برسد با توجه به تورم شدید در جهان و از ارزش افتادن دلار وجود دارد. هرگز قدرت بانک های مرکزی در کاهش ارزش یک ارز با چاپ اسکناس را دست کم نگیرید. به عبارت دیگر این طلا نیست که گران می شود. به نمودار بالا یکبار دیگر نگاه کنید. طلا همانقدر نفت می تواند بخرد که 60 سال پیش می توانست. این پول است که در حال از دست دادن ارزش خود است. 
  • حكاكي مارك با ليزرهاي حكاكي
    واژه لیزر«Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation» به معنی «تقویت نور به روش گسیل القایی تابش» است. لیزر ابزاری است که نوررا به صورت پرتوهای موازی بسیار باریکی که طول موج مشخصی دارند ساطع می‌کنند.

     

    این دستگاه از ماده‌ای جمع کننده یا فعال کننده نور تشکیل شده که درون محفظه تشدید نور قرار دارد.

    این ماده پرتو نور را که به وسیله یک منبع انرژی بیرونی (از نوع الکتریسیته یا نور) به وجود آمده، تقویت می‌کند.

    نخستین بار طرح اولیه لیزر (میزر) را انیشتن داد. کار لیزر به این گونه‌است که با تابش یک فوتونبه یک ذره (اتمیا مولکولیا یون) برانگیخته، یک فوتون دیگر نیز آزاد می‌شود که این دو فوتون با هم، هم فرکانس هستند. با ادامه این روند شمار فوتون‌ها افزایش می‌یابد که می‌توانند باریکه‌ای از فوتون‌ها را به وجود بیاورند.لیزر این نور شگفت از نظر ماهیت هیچ تفاوتی با نور عادی ندارد و خواص فیزیکی لیزر، آن را از نورهای ایجاد شده از دیگر منابع متمایز می‌سازد. از نخستین روزهای تکنولوژی لیزر، به خواص ویژه آن پی برده شد. و ما بطور گزینشی به این خواص از ماهیت فرآیند لیزر می‌پردازیم که خود این خواص بستری عظیم برای کاربردهای وسیع این پدیده در علوم گوناگون به ویژه صنعت و پزشکی ایجاد کرده‌است. پیشرفت دانش بدون تکنولوژی لیزر امکان پذیر نیست.

    درج مارك و نقش بر روي طلا

     

    يكي از مراحل توليد يك قطعه طلا درج استاندارد، نام و يا مارك توليد كننده بر روي آن است. روش هاي كوبشي كه در گذشته براي اين كار استفاده مي شد مشكلاتي را به دنبال داشتند :

    •             عدم يكنواختي مارك و نا خوانايي

    •             نا ممكن بودن ايجاد مارك هاي بسيار ريز

    •             محدوديت در انتخاب محل مارك زدن

    •             وارد آمدن نيرو به كار و امكان تغيير شكل يا تخريب

    با  معرفي تكنولوژي ليزر به بخش صنعت، استفاده از اين تكنولوژي در طلا سازي جايگاه مهمي را به خود اختصاص داد . نسل اول ليزرهايي كه در اين صنعت براي عملياتي چون حكاكي ، برش به خدمت گرفته شد ليزر هايي با لامپ مولد ليزر گازي بودند كه در سال 1961 توسط پروفسور علي جوان اختراع گشت امروزه اين ليزر ها با نام ليزر لامپي در بازار شناخته شدند .اين ليزر ها عموما براي برش و جوشكاري در ابعاد صنعتي به كار ميروند و لامپ آن ها نيز عموما لامپ CO2 است.

    image003
    مولد و تقويت كننده ليزر CO2

    image004
    پروفسور علي جوان مخترع ليزر CO2

     

    به زودي اين ليزر ها كاربرد بسيار زيادي در صنعت پيدا كردند، اما استفاده از اين ليزر هاي در صنعت زرگري از لحاظ كيفيت مشكلاتي را نيز به دنبال داشتند:

    •             عدم يكنواختي سطح ليزر شده از نظر كيفيت و رنگ

    •             عمر كم لامپ هاي مولد ليزر حدود 2000 ساعت

    •             نا خوانا بودن مارك هاي كوچك

    •             مصرف بالا و راندمان كم اين ليزر ها ( راندمان 10%)

    •             بزرگ و حجيمبودن تجهيزات و رزونيتور مولد ليزر (افزايش توان موجب افزايش سايز مولد ليزر ميشود )

    •             ظرافت كم در طرح حكاكي شده و پراش زياد پرتو ليزر

     

    با توجه به ضعف هايي كه در ليزر گازي وجود داشت نسل بعدي ليزر كه ليزر با مولد جامد نام دارد وارد بازار شد . اين ليزر ها در بازار به نام Nd.YAG(ایتریوم، آلومینیوم گارنت )- كه يكي از انواع ليزر با مولد جامداست - شناخته شده اند و اساس كار آن ها توليد ليزر به كمك يك كريستال مركزي و ديودهاي جانبي آن است . اين نسل ليزر برتري هايي به ليزر هاي نسل پيشين دارد :

    •             توانايي حكاكي در ابعاد بسيار كوچك

    •             توليد پرتو ليزر با نقطه اثر mm0.02 و در نتيجه امكان حكاكي بسيار ظريف

    •             كيفيت سطح حكاكي شده يكنواخت و دقيق

    •             قدرت و سرعت بسيار بالاتر از نسل قبل

    •             حجم بسيار كوچك ( اين ليزر ها براي افزايش توان نيازي به حجيم تر شدن ندارند و ابعاد آنها بسيار كوچكتر از مولد ليزر گازي با توان مشابه است)

    •             عمر بسيار زياد مولد ليزر بيش از 60000 ساعت

    •             توليد طول موج ليزر 1064 نانومتر كه مناسب براي حكاكي بر روي فلزات ، برش و... است

    •             امكان استفاده در صنعت قالب سازي براي توليد قالب هاي ريخته گري دقيق

    هرچند از نظر اقتصادي قيمت اوليه خريد ليزر هاي نوع جامد (Nd.YAG) بالا تر است اما با در نظر گرفتن عمر چندين برابر مولد ليزر آن ها در مقابل عمر كم لامپ مولد ليزر هاي گازي (CO2) و برتري كيفيت، سرعت و قدرت و دقت آن ها ، محاسبات و تجربيات صرفه اقتصادي را در استفاده از ليزر هاي نسل جديد يعني نوع جامد  (Nd.YAG) خواهد يافت . به همين دليل رفته رفته در صنعت مولد هاي گازي  ليزر هاي حكاكي جاي خود را به ليزر هاي جامد داده اند و از ليزر هاي گازي جهت استفاده هاي پزشكي و يا صنعتي ( برش و جوشكاري ) استفاده مي شود.

     

     

    ليزر هاي گازي موجود

    ليزرهاي جامد (YAG)

    طول موج

    9.4-10.6 ميكرومتر

    1064 نانومتر

    راندمان

    10 %

    بيش از 10%

    ابعاد رزونيتور مولد ليزر

    1.5 – 2 متر

    50-70 سانتيمتر

    حداقل قطر پرتو ليزر

    0.05

    0.02 ميليمتر

    شكل نقطه اثر

    شبه دايره و خشن

    كاملا دايره شكل و نرم

    توليد پرتو ليزر

    پيوسته و مقطع

    پيوسته و مقطع

     


  • حلقه‌های جیپسی یا کولی
    سیم را محکم دور ماندرل یا پانچ بپیچید؛ برای این کار می‌توانید ماندرل را محکم کرده و قسمت انتهایی سیم را به گیره متصل کنید یا آن را با دست بپیچانید.

     



    ابزار مورد نیاز:
    1- 25سانتی‌متر از (mm 1/5) مربع سیم نقره، پیچیده شده (تکنیک 16).
    2- 2 میله نقره ویژه گوش و پروانه (تکنیک 13) 

    دیگر ابزار مورد نیاز:
    3- یک ماندرل مدور به قطر 3 سانتی‌متر یا پانچ گنبدی شکل.

    1) سیم را محکم دور ماندرل یا پانچ بپیچید؛ برای این کار می‌توانید ماندرل را محکم کرده و قسمت انتهایی سیم را به گیره متصل کنید یا آن را با دست بپیچانید(تکنیک 8). کاربرد گیره سبب می‌شود که سیم محکم‌تر پیچیده شود و طرحی هموار و مدور شکل گیرد.
    میزان سیم گفته شده در بالا بیش از مقدار مورد نیازتان است اما این قسمت اضافی در واقع حکم اهرم را دارد و سبب می‌شود که سیم راحت‌تر خم شود.

    2) وسط سیم را برش دهید و آن را محکم در مقابل گیره به همان روش حلقه‌چه ها نگه دارید(تکنیک 2 و 17). پرگار را در اندازه 1 سانتی‌متر در مقابل خط‌کش استیل قرار داده و همین مقدار را در قسمت طولی هر دو حلقه علامت‌گذاری کنید.

    3) سیم را از قسمت اضافی برش داده یا اره کنید(تکنیک 2) و این عمل را برای هر دو حلقه انجام دهید.     

    4) سپس به نوبت هر یک از حلقه‌ها را در دست گرفته و دو قسمت انتهایی را با انگشت خود مرتب کنید در صورتی‌که از سیم ضخیم استفاده می‌کنید، نیاز به انبردست دارید. هر یک از بخش‌های انتهایی را با سوهان سوزنی صاف، سوهان‌کاری کنید و سپس دور لبه‌ها را سوهان بکشید تا صاف شوند(تکنیک 4).

    5) حلقه‌ها را به کمک موچین در حالت ایستاده و به سمت بالا روی حصیر قرار دهید. از موچین دیگری برای قرار دادن میله روی قسمت انتهایی حلقه استفاده کنید. شکاف میان آن دو را با بوراکس پر سازید و یک پالیون لحیم سخت را در محلی که میله با قسمت انتهایی حلقه تماس پیدا می‌کند قرار دهید(تکنیک 11) و هر دو را حرارت دهید. حلقه در مقایسه با میله به حرارت بیشتری نیاز دارد. اجازه دهید لحیم ذوب شود سپس شعله را کنار بگذارید. آن را در آب و نمک قرار داده، سپس آبکشی کنید و با پنزا و جلا پولیش دهید.(تکنیک 10 و 6) 


  • خصوصیات طلا
    خاصیت تورق پذیری طلا و قابلیت انعطاف آن فوق العاده است، بطوریکه اگر یک گرم طلا را به قطر 006/0 میلیمتر برسانیم بدون آنکه پاره شود به طول یک کیلومتر می رسد و ضخامت نازکی از طلا را می توان تا حد 01/0 م م تهیه نمود. 

     

    طلا بهترین هادی الکتریسیته است، بطوریکه در بعضی از سیستمهای مخابراتی و فضایی از طلا به همین منظور استفاده می شود.
    رنگ طلایی خالص زرد سیر است. ولی به علت ترکیبات با فلزهای دیگر (بارهای منفی) طلا به رنگهای زرد مایل به سبز، قرمز، ارغوانی، سفید و ... مشاهده می شود.
    وزن مخصوص طلا معادل 3/19 گ.س م است. با دانستن وزن مخصوص طلا می توانیم وزن طلای ساخته شده را حدس بزنیم. 
    بطور مثال: اگر مدلی از نقره (8 گرم) باشد طلای ساخته شده از همان مدل چه وزنی را خواهد داشت با توجه به اینکه وزن مخصوص نقره 1/10 گ. س م است، از تناسب زیر استفاده می کنیم: 

     
     
     

    10/1   g/cm

    8g

    19/3     g/cm

    X=15/287

     

    وزن مدل ساخته شده از طلا
    از نظر شیمیایی طلا یکی از کم فعال ترین فلزات بشمار می رود. در تماس با هوا کدر نمی شود و در قوی ترین محلولهای قلیایی پایدار است. تقریباً در مقابل تمام اسیدهای خالص مقاوم است، مگر اینکه از ترکیب دو یا چند اسید استفاده شود.