A. راهنمای بخش ها
B. راهنمای سامانه ها
C. راهنمای ابزارها + ویژگی ها
01. جداول قیمت 02. پاپ اوور قیمت ها 03. نسخه ها و زبان ها 04. موتور جستجوی سایت 05. گفت و گوی گروهی کاربران 06. آرشیو قیمت ها 07. راهنمای اختصاصی صفحات 08. نسخه موبایل 09. سامانه سنگ ها 10. تقویم اقتصادی 11. منوها 12. منوی سوییچر سامانه ها 13. شاخص یاب 14. جعبه ابزار سایدبار 15. کوییک ویو 16. تیکر قیمت ها 17. پشتیبانی آنلاین 18. تماس با ما 19. ربات های پشتیبانی هوشمند 20. تازه ها + بروزرسانی ها 21. ابزار پلاس 22. گزارش خطا 23. سامانه تکنیکال 24. متاتریدر آنلاین 25. نمودار های خطی و حجمی 26. نمودار کندل استیک 27. گزارش عملکرد نمادها 28. محاسبه گر سود و زیان 29. محاسبه‎‌گر سطوح حمایت و مقاومت 30. محاسبه‎‌گر میانگین متحرک (Moving Average) 31. محاسبه‎‌گر پیوت های کلاسیک (Classic) 32. محاسبه‎‌گر فیبوناچی (Fibonacci) 33. محاسبه‎‌گر خطوط کاماریلا (Camarilla) 34. محاسبه‎‌گر پیوت های وودی (Woodie) 35. محاسبه‎‌گر پیوت های دی مارک (DM) 36. اندیکاتورها 37. محاسبه گر و نمودار RSI 38. محاسبه گر و نمودار Stochastic 39. محاسبه گر و نمودار MACD 40. جستجوگرها 41. محاسبه گرها 42. مبدل ها 43. پایش گرها 44. کیف های پول (والت ها) 45. مقایسه گر ارزهای دیجیتال 46. محاسبه گر سود ماینینگ 47. استخرهای استخراج ارز دیجیتال 48. محاسبه گر رمز نگاری 49. پراکنش جغرافیایی ارز ها 50. نماگرهای ارز دیجیتال 51. خوانش‌گر شبکه‌های اجتماعی 52. صفحات شبکه‌های اجتماعی 53. وب سرویس ها 54. تبلیغات و آگهی 55. ابزار بازنشر 56. ابزار وب مستر + ویجت ساز 57. دارک مد + نمایشگر تاریخ و زمان 58. نوار اعلانات 59. نقشه سایت
D. راهنمای پروفایل ها
E. مفاهیم و آموزش های پایه
F. آموزش مفاهیم و روش های تحلیلی
G. آموزش روش ها و مفاهیم معاملاتی
H. روش ها و مفاهیم پرداخت ارزی
I. بانک مقالات و مطالب تخصصی
J. واژه‌نامه اقتصادی فارسی
K. واژه‌نامه تخصصی بورس
L. واژه‌نامه تخصصی ارزهای دیجیتال

02. برلیان

  • انتخاب نوع تراش الماس به روش تراش زمرد
     
    الماس تراشیده شده به شیوه تراش دادن زمرد می تواند کاملا خیره کننده باشد. الماس به دلیل داشتن رشته های بلند، نسبت به برلیان دایره ای شکل کمتر برق می زند، اما با وجود این تشعشعات زیباتری از نور را به اطراف می تاباند. رشته های مرتب الماس تراشیده شده به شکل زمرد ، به ساده ترین و یا استادانه ترین نوع حلقه؛ زیبایی بسیاری بخشیده است.

    در حال حاضر کلاس های گوهرشناسی و گوهرتراشی در ایران وجود دارند که این امکان را برای علاقمندان به گوهرتراشی بوجود می آورند تا پس از گذراندن دوره های فست و فانتزی بتوانند بطور حرفه ای به این کار بپردازند. آرگو پس از حصول اطمینان از اینکه هنرجویان، گوهرتراشی را بطور اصولی آموخته اند، مدرک معتبر اتمام دوره را به آنها اعطا میکند.

    انتخاب نوع تراش الماس به روش تراش زمرد

    هنگام خرید الماس تراشیده شده، توجه به کیفیت نوع سنگی که توان خرید آن را دارید، بسیار مهم است. چرا که نوع تراش، منافذ، کم رنگی، و هر گونه نقصی در مقایسه با برلیان دایره ای شکل، با چشم غیر مسلح مشخص است. این موضوع که میزان قیمت گذاری الماس تراش داده شده در مقایسه با نمونه های تراش داده شده معمولی، برلیان دایره شکل به عنوان نوع قدیمی و یا مدل شاهزاده به عنوان یک مدل جدید، بسیار مقرون به صرفه است؛ خبر خوبی است.

    به عنوان مثال، دو نوع الماس زیر را که در یک فروشگاه موجود است را مقایسه نمایید:
     

    تراش زمرد
    برلیان گرد
    وزن به قیراط: 1.00
    وزن به قیراط: 1.00
    نوع تراش: خیلی خوب
    نوع تراش: خیلی خوب
    شفافیت: VS2
    شفافیت: VS2
    رنگ: نوع F
    رنگ: نوع F
    قیمت: 4.543 دلار
    قیمت: 5.994 دلار
     

    الماس نیز همان درجه و وزن را دارد، ولی قیمت الماس تراش داده شده به شیوه زمرد 1.451 دلار نسبت به الماس گرد کمتر است. حداقل توصیه ما برای خرید الماس تراش داده شده به قرار زیر است (لطفا این نکته را به خاطر داشته باشید که این موارد صرفا پیشنهاد است و نظر و سلیقه شما ممکن است متفاوت باشد):


    نوع تراش: خوب
    نوع رنگ: سری G
    شفافیت: VS2
    درصد عمق: 58-69 %
    رده: 58-69%

    همیشه از اندازه طول و عرض الماس قبل از خرید مطمئن شوید. به طور معمول معیار قابل قبول بین 1.5-1 و 1.75-1 می باشد، اما بعضی افراد تراش های بلند تر و باریک تر و یا برخی کوتاه تر و پهن تر را ترجیح می دهند. پس از ارائه این توضیحات کلی در صورتی که همچنان نیازمند اطلاعات بیشتر بودید، کارشناسان آرگو شما را یاری خواهند کرد.

    حلقه ساخته شده از الماس تراش داده شده به شیوه زمرد

    بر خلاف مدل های قدیمی، از الماس های تراش داده شده حلقه های نامزدی زیبایی یا به صورت تک نگین و یا همراه سنگ های دیگر، ساخته شده است. و به دلیل این که آن ها معمولا در مقایسه با برلیان گرد هزینه کمتری دارند، خریداران می توانند سنگ بزرگ تری را انتخاب نمایند.
    همان طور که در شکل نشان داده شده، الماس های تراش داده شده به قالبی با چهار گوشه نیاز دارند که آنها را نگه دارد و باید در زمان انتخاب خود این نکته را در نظر داشته باشید.
    حلقه نامزدی

     
  • اندازه ها در طراحی جواهرات
    گوشواره:

    در طراحی گوشواره، وزن و راحتی، دو فاکتور مهم می باشند. در طراحی گوشواره ها باید از وزن زیاد خودداری شود.

     

    دستبند:
    در طراحی دستبند ها نیز باید ازهرگونه لبه تیز اجتناب شود تا موجب ناراحتی پوست و همچنین گیر کردن به لباس ها نشود. نکته دیگر در طراحی دستبند های یکپارچه (بدون قفل) و النگو ها، در نظر گرفتن استخوان مچ است تا فرد هنگام به دست کردن یا درآوردن آن دچار مشکل نشود.

    طول دستبند اندازه افراد:
    7 اینچ صدک 5 زنان

    7.5 اینچ صدک 50 زنان
    8 اینچ صدک 95 زنان
    8 اینچ صدک 5 مردان
    8.5 اینچ صدک 50 مردان
    9 اینچ صدک 95 مردان


    گردن بند:
    برای گردنبند نیز باید فاکتور های قبلی مانند وزن مناسب و اجتناب از هر گونه گوشه و لبه تیز رعایت شود. ابعاد انواع گردنبندها، طوق ها و زنجیرها را در شکل زیر مشاهده می کنید.


  • انواع تورمالین
    چه از نظر فواید و چه از نظر زیبایی رنگ‌ها، سنگ غیرقابل رقابتی است. این سنگ دارای قابلیت زیادی بوده و تاثیرات مثبتی را برای همه کس به ارمغان می‌آورد. تورمالین منفی‌ها را جذب نکرده یا در خود نگه نمی‌دارد. سنگ حساسی برای افراد حساس است. تورمالین سنگ عمیق، ملایم و درعین حال پرقدرتی است و دارای دو خصوصیت پایزوالکتریک و پایروالکتریک به‌شرح زیر است:

    خصوصیت پایزوالکتریک:

     اگر فشاری را به یک انتهای سنگ وارد کنید جریان الکتریکی به انتهای دیگر سنگ منتقل می‌شود.

    خصوصیت پایروالکتریک:

     اگر سنگ را حرارت دهید یا سرد کنید بارهای الکتریکی تولید می‌شود.به خاطر طبیعت الکتریکی فوق‌العاده تورمالین، برروی سیستم اعصاب اثر می‌گذارد. سیستم عصبی الکتریسیته حیاتی را در اختیار اعضاء و غدد قرار داده و موجب می‌شود که اعضاء و غدد کار خود را به درستی انجام دهند و تعادل را در تمام سطوح هستی ما برقرار سازند.

    توپاز، کهربا و کارنئول نیز همگی حامل همین انرژی قوی هستند.

    تورمالین به‌صورت ستون‌هایی رشد می‌کند که یادآور ساقه گیاهان است، نیمه شفاف است و گاه لایه‌های بسیار متعدد رنگی در آن یافت می‌شود. سایه روشن‌هایی که قدرت‌های عمیقی را به تورمالین می‌دهند و اگر انسان پذیرایی باشید تحت تاثیر زیبایی محسورکننده، اعجازآمیز و خیال‌انگیز آن قرار خواهید گرفت. تورمالین شادی و هماهنگی را به ارمغان می‌آورد و به رنگ‌های سیاه تا روشن و بی‌رنگ و نیز در رنگ‌های بسیار متنوعی دیده می‌شود که برروی چاکراهای مختلف اثر می‌گذارد.

     روبلایت یا تورمالین صورتی

    ملکه تورمالین‌هاست. روبلایت در رنگ‌های بسیار متنوع از قرمز تیره تا صورتی و گاه در مایه‌های بنفش دیده می‌شود. پیام روبلایت رهبری از پایگاه قلب است این سنگ خواسته دوست‌داشتن و فداکاری را تقویت می‌کند. روبلایت مظهر خلوص عشقی است که مادر برای فرزندش دارد. این جواهر با ارزش موجب کمک به ایجاد، تشدید و جهت‌دادن به انگیزه‌های اخلاص در درون ما می‌شود. روبلایت مشابه یاقوت سرخ است ولی در زمینه تعادل بخشیدن به مرکز قلب دارای اثر بسیار عمیق‌تری است. روبلایت موجب ایجاد بصیرت و قوه درک احساسات می‌شود و تضادها و درد را که منجر به ناامیدی و حزن می‌شوند برطرف می‌کند.

    الوان پررنگ‌تر روبلایت موجب گشایش قلبمان برروی خودمان می‌شود و کمک می‌کند تا ارزش‌های خویش را درک کنیم و به الوهیت خویش پی‌ببریم.عشق با اطمینان کردن به خویش آغاز می‌شود زیرا در درون خویش قدرت به انجام رساندن همه کارها را داریم.

     تورمالین هندوانه‌ای

    جواهر دورنگی است که دارای کیفیت‌های افسون‌کننده و دلربایی است. با ایجاد برش‌های افقی در سنگ حالتی مشابه هندوانه مشاهده می‌شود که یادآور پوسته سبز و درون صورتی‌رنگ است. این سنگ مظهری از جمع شدن اضداد است و می‌تواند به ایجاد تعادل و جهت دادن مجدد به انرژی‌ها کمک کند.

    تورمالین هندوانه‌ای به ما می‌آموزد که متکی به خود باشیم، احساس ایمنی کنیم و با جنبه‌های مختلف خویش هماهنگ باشیم.

    این جواهر اعجاب‌انگیز به ما کمک می‌کند تا بتوانیم خود را تغییر دهیم و از فرم سخت و خشک در زمینه افکار ادراکات و تصورات به فرم بازتر و قابل انعطاف‌تری تغییر شکل یابیم. این سنگ می‌تواند نیروهای متضاد خارجی و داخلی ما را به صورت متعادل درآورد و اثرات درمان‌کننده و هماهنگ‌کننده فوق‌العاده‌ای را برروی سیتم عصبی و قلب دارد.

    قسمت سبز انرژی مربوط به نیروی حیاتی را در کل بدن تغذیه می‌کند، در حالی‌که قسمت صورتی موجب آرامش، تسکین و هماهنگی می‌شود.


  • انواع ساعت های مچی
     

    در این مطلب سعی کرده ایم شما را با انواع ساعت های مچـی آشنـا کـرده و همچـنـین از اصـطلاحـات رایــج در رابــطـه با ساعت های مچی آگاه سازیم. عـمده تـرین تـقسیـم بـندی ساعت هـا بـر حـسـب نـوع قـوه محرکه و منبع تغذیه آنها می باشد. اغلب ساعت های موجود در بازار دارای قوه محرکه کوارتز هستند. در زیر به این تقسیم بندی توجه کنید:


    ) MECHANICAL مکانیکی): در این سـاعتـهـا از یــک چرخدنده توازن (رقاصک( برای اندازه گیری زمان و یک شاه فنر برای تولید نیرو استفاده می گردد. این نوع ساعتـها نیاز دارند تا هر چند ساعت یکبار با دست کوک شوند. بـرخی از سـاعت های مکانیکی از 160 قطعه مجزا تشکیل گردیده است!


    ) AUTOMATIC خود کار): این ساعت ها هـمان مکانیزم ساعتـهای کوکی را دارند اما خود کوک می باشند. آنها دارای یک چرخ دنده گردان (ROTOR) بـوده کـه شـامـل یـک وزنــه نوسان کننده است که با هر حرکت مچ دست به جلو و عقب نوسان می کند. سپس این نوسانات توسط چرخ دنده های دیگر مبدل به حرکت دورانی شـده و بـاعـث کـوک شـدن شاه فنر می گردد. نام دیگر آن خود-کوک(SELF-WINDING)  می باشد.


    ) QUARTZ کوارتز): این ساعت ها از بلور کـوارتز بـرای انـدازه گیـری زمـان و از بـاطـری بعنوان منبع تغذیه استفاده می کنند. نیازی به کوک کردن ندارند.


    ) KINETIC QUARTZ کوارتز جنبشی): ایـن تکنـولـوژی منـحصر بـفرد شرکت سیکو (SEIKO) می باشد. ساعت کوارتزی ساعتی است که نیازی به باطری ندارد. این ساعت ها انرژی الکتریکی خود را از حرکات طبیعی مچ دست و بازو تامین می کنـند. سپس انرژی حاصل را درون یک خازن ذخیره کنند این خازن قادر می بـاشد تا 3 الی 14 روز در صـورت بی حرکت بودن ساعت انرژی مورد نیاز آن را تامین کند.


     SOLAR QUARTZ (کوارتز خورشیدی): این ساعت هـا از کـوارتز برای اندازه گیری زمان و از هر گونه منبع نوری که به صفحه ساعت تابیده می گـردد و تـوسـط ســلول های خورشیدی (SOLAR CELL) جذب شده و انرژی نور را به انرژی الکریکی مبدل می سازنــد، استفاده می کنند.


    طرز کار کوارتز

    کـوارتـز همان دی اکسید سیلیکون (SILICON DIOXIDE) می بـاشـد کـه خـاصیـت پـیـزو الکتریکی دارد. بدین مفهوم که در صورت خم شدن و یا اعمال فشار بـروی بلور کوارتز در سطح آن ایجاد بار الکتریکی و یا یک ولتاژ ضعیف می گـردد و بالـعکس یعنی هرگاه به آن ولتاژ ضعیفی داده شود در شـکـل آن تغـیـیر جـزئـی حـاصــل گردیده و یـا خـم می شـود. و هرگاه جریان الکتریکی بطور مداوم به آن داده شـود شــروع به ارتعاش می کند. سپـس ارتعـاشـات تـوسـط یـک آی سی به پـالـسهای الکتریکی تبدیل میگردند و ایـن پالسـهای الکتریـکی توسط یک موتور بسیار ریز تبدیل به انرژی مکانیکی شده و عقربکهای ساعت را به حرکت در می آورد.


    کریستال(CRYSTAL)
    همـان پـوشش محـافـظ شفاف که روی صفحه ساعت سوار میگردد بوده و از آنجایی که در معرض ضربه و صدمه دیدن میباشد، کریستال باید تا حد امکان سخت باشد.مواد نرم براحتی خش برداشته و می شکنند. کریـستال میـتواند از هر نوع مواد شفافی ساخته شده باشد. از پـلاستیک گرفته تا یاقوت مصنـوعـی کـه سـخت تـرین و گــران قیمت ترین کریستال موجود میباشد. در زیـر بـه کــریستالهای رایج و میزان سختی آنها اشاره شده است:

    1. پلاستیک: در برابر خراشیدگی مقاوم نمی باشد.
    2. مواد معدنی: همان شیشه سخت شده می باشد که تا حدی در برار خراشیدگی مقاوم است.
    3.  یاقوت مصنوعی(سنتزی): شیشه معمولی را با یاقوت ساختگی پوشش داده و مقاوم می سازند.
    4. یاقوت: مـقاوم در برابر خش بوده و میزان سختی آن خیلی بالا می باشد.
    5. مقاومت در برابر آب  (WATER RESISTACE)
    6. مـقیـاسی است کـه درجـه مـقـاومت ساعت را در برابر نفوذ رطوبت می سـنـجـد. واحـد سنجش ATM میباشد که برابر فشار 10 متر آب است. در زیـر بـه ایـن درجـه بندی توجه کنید:

      ATMفوت متر کاربرد

    1 33 10 مقاوم در برابر آب در زیر دوش و یا پاشش آب بطور تصادفی

    3 100 30 مقاوم در برابر پاشش آب و فرو رفتن مختصر در آب اما برای شنا کردن مناسب نیست

    5 165 50  مناسب برای شنا

    10 330 100 مناسب برای شنا و غواصی

    15 500 150 مناسب برای غواصی

    20 660 200 مناسب برای غواص


    توجه داشته باشید که عمق های اشاره شده فرضا 30 متر تنها در شرایط آزمایشگاهی و زمانی است که ساعت کوچکترین حرکتی نداشته باشد بنابراین در شـرایـط واقـعی آنها قابل اطمینان نمیباشند به همین جهت ساعتهایی که درجه بندی 3 داشته و تا 30 متر را در شرایط آزمایشگاهی مقاومت می کنند برای شنا مناسب نیستند. همـچنـیـن تـوجه داشته باشید که از ساعتهای مقاوم در برابر آب حتی آنهایی که مقامتهای بالایی دارند در سونا و آب گرم استفاده نکنید زیرا آب داغ واشر درزگیر ساعت را تخریب می کند.


    ساعت اتمی چیست؟

    ساعت های مچی اتمی بر خلاف تصور با اتم کار نمی کـنـنـد بـلـکـه توسط سیگنالهای رادیویی که از دقیقترین ساعت جهان بصورت شبانه و خودکار دریافت می دارند، تـنظیم میگردند. دقیق ترین ساعت جهان CAESIUM نام داشته و در کلرادو آمریکا واقع میباشد. درصـد خطای آن 1 ثانیه در 1 میلیون سال است. امـواج رادیـویـی کـه تـوسـط ایـن مـرکـز ارسال میگردد تا شعاع 1864 مایل را تحت پوشش قرار می دهد.


  • انواع فيروزه
    1- فيروزه عجمى: سنگ باطله ندارد و به رنگ آبى پر رنگ است. با ارزشترين نوع فيروزه است و به صورت گرد يا بادامى تراش داده مى شود.

    2- فيروزه شجرى: همراه با باطله است. پس از تراش سنگ باطله به صورت شاخه اى يا دندريتى نمايان مى گردد. اين نوع فيروزه را به صورت هاى گرد، بيضوى، اشکى و چهارگوش مى تراشند.

    3- فيروزه چغاله نيم رنگ: نسبتا شبيه فيروزه عجمى است اما کمرنگ تر است و روى آن، لکه هاى سفيدى ديده مى شود که در واقع کانى آلونيت است. نام چغاله به دليل اين است که مانند ميوه نارس کمرنگ تر از نوع عجمى است.

    4- فيروزه چغاله سفيد: شبيه چغاله نيم رنگ اما روشن تر است.

    5- فيروزه عربى: همان نوع شجرى است اما با قطر کمتر و ترا ش آن نيز سخت تر است. اين نوع فيروزه نامرغوب بوده و به رنگ سبز کمرنگ ديده مى شود. در صورتى که قطر آن بيشتر باشد، به آن فيروزه دو بهرى نيز مى گويند.

    6- فيروزه توفال رنگين: شبيه فيروزه شجرى است اما با سنگ باطله کمتر.

    7- فيروزه توفال نيم رنگ: همان فيروزه توفال رنگين اما روشن تر است. زيرا کاتيون Cu+2 در شبکه بلورى به طور کامل وجود ندارد.

    8- فيروزه توفال سفيد: همان توفال نيم رنگ است،‌اما خيل روشن تر است.

    9- فيروزه نرم: به دانه هاى خيلى ريز فيروزه که براى زينت دادن اشيا به کار مى رود، گفته مى شود.

    10- فيروزه درشت: به سنگهاى نسبتا درشت فيروزه که خرد نشده اند و رگه دارند، گفته مى شود.

    11- فيروزه خاکه: اين نامگذارى در معدن مرسوم است. اين نوع سنگ باطله ندارد و خالص است. به ابعاد مختلف و کروى در داخل رگه هاى بشدت دگرسان و خرد شده و به رنگ آبى روشن تا تيره يافت مى شود و بسيار گرانبهاست.

    12- فيروزه گل کاسنى: به فيروزه سبز پررنگ متمايل به  خاکسترى گفته مى شود. دليل رنگ آن، وجود کاتيون Fe+2 در ساختمان آن است. به اين نوع فيروزه تلخ مى گويند.


  • انواع مدل های گوشواره
    گوشواره، زیور آلاتی است که اغلب توسط زنان و در کشورهای خارجی بعضاً برای مردها استفاده می شود. علی رغم مدل ها و سبک های مختلفی که برای گوشواره وجود دارد.مدل های معروفی که برای گوشواره مورد استفاده قرار می گیرد، در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم.
    - گوشواره میخی:

    گوشواره میخی، نوعی گوشواره می باشد که پین در پشت نرمه گوش قفل می گردد. این نوع گوشواره، یکی از محبوبترین نوع گوشواره در میان نسل جوان می باشد. این نوع گوشواره معمولاً کوچک می باشد و مستقیماً بر روی نرمه گوش قرار می گیرد.این گوشواره توسط یک پین، درون گوش رفته و محکم می گردد. بر روی این نوع گوشواره اصولاً از جواهرات استفاده می شود که محبوبترین آنها الماس، برلیان و مروارید می باشد که بسته به اندازه نگین زیبایی آن افزون تر می شود.

    - گوشواره های آویزان:

    این نوع گوشواره، گوشواره هایی را شامل می شود که از نرمه گوش آویزان می شود. این گوشواره از آنجایی که از گوش آویزان بوده، بسیار چشم نواز و فریبنده می باشد.بر روی این نوع گوشواره قرار گرفتن سنگ و جواهرات باعث درخشش و زیبایی منحصر ره فرد آن می شود.

    - گوشواره های چنبری (حلقه ای) :

    این نوع گوشواره به نوعی است که درون سوراخ گوش قرار می گیرد و به دور نرمه گوش چنبر (حلقه) می شود.در این نوع گوشواره معمولاً از طلا استفاده می شود و برای زیبایی بیشتر آن از الماس و سنگ های قیمتی بر روی آن می توان استفاده کرد.درهنگام خرید این نوع گوشواره باید به تیزی نوک گوشواره دقت کنید زیرا موقع نصب آن به نرمه گوش آسیب نرسد.

     
    - گوشواره های کلیپسی:

    این نوع گوشواره ترجیحاً به عنوان زیوری در مد به کار می رود. استفاده از این نوع گوشواره ها احتیاجی به سوراخ کردن گوش ندارد.این گوشواره ها زیبایی های خود را دارد اما توصیه ما به شما عزیزان این است که برای جواهرات گوشواره ای گران قیمت از این نوع گوشواره استفاده نکنید.5) گوشواره پیچی:این نوع گوشواره که مخلوطی از گوشواره میخی و آویزان می باشد، یکی از زیباترین سبک های گوشواره می باشد. این نوع گوشواره، یکی از امن ترین مدل های گوشواره می باشد که به لاله گوش پیچ و محکم می شود.

     


  • انگشتر
    نگُشتَر یا حَلقهٔ دست نواری معمولاً از جنس فلز است که معمولاً به عنوان آلت زینتی به‌دور انگشتان دست قرار می‌گیرد.

    انگشتر که به انگشت می‌شود یکی از نمادین ترین جواهر آلات است زیرا بعضی از انگشترها حلقه ازدواج هستند و بعضی از انگشترها میراث خانوادگی اشخاصند که از مادر یا پدر آنها به ارث رسیده ‌است. حلقه‌های ویژه انگشت دست را انگشتر نیز می‌گویند. حلقه‌های زینتی دیگری برای بازو یا گردن نیز وجود دارد. برخی از انگشترها بسیار بزرگ و درشت هستند که برای دستان ظریف و کوچک مناسب نیست اما افرادی با انگشتان کشیده در انتخاب مدل انگشتر قدرت انتخاب بیشتری دارند.

    حلقه ازدواج

    حلقه ازدواج، انگشتری است که زن و شوهر پس ازازدواج هر یک به دست دیگری می‌کنند و فلسفه حلقه ازدواج در این است که چینی‌های باستان بر این باور بودند که اگر انگشتان دو دست را در روبروی همدیگر قرار داده و انگشتان سوم را به صورت خمیده در روبروی همدیگر قرار دهیم خواهیم دید که تمامی انگشتان بجز انگشت چهارم(همان انگشتی که حلقه در ان قرار می‌گیرد) از هم جدا می‌شوند که این انگشتان جدا شده از هم نماد خانواده دوستان و آشنایان هستند ولی دو انگشتی که از هم جدا نمی‌شوند نماد زن و شوهر هستند که پیوندی ابدی میان آن‌ها بوجود می‌آید که دیگر قابلیت جدا شدن ندارند.


  • انگشتر در هر انگشت چه معنی ای دارد؟
    تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.

    گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند.

    کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.

    مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر
     

    انگشت شست:
    نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.
     

    انگشت اشاره:
    نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.
     

    انگشت وسط :
    نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.
     

    انگشت انگشتری انگشت چهارم :
    انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.
     

    انگشت کوچک:
    نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.
    انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.


  • انگشترهای هفت گناه کبیره_قسمت اول
     
    چندی پیش یکی از طراحان خوش ذوق جواهرات به نام استفان وبستر ((Stephen Webster  مجموعه زیبا و تحسین بر انگیزی به نام هفت گناه کبیره (Seven Deadly sins) را به نمایش گذاشت. 
    این مجموعه شامل 7 انگشتر با گوهر های مختلف است که هر یک از آنان، نمادی برای یک  معصیت محسوب می شود. این گناهان شامل تکبر  (Pride)، طمعکاری  (Greed)، شهوت  (Lust)، حسادت  (Envy)، خشم (Wrath)، شکم پرستی (Gluttony) و تنبلی  (Sloth)است که این طراح خلاق جواهرات، هر کدام از این گناهان را با توجه به ماهیت آن با ترکیبی زیبا از سنگهای قیمیتی تراش و با استفاده از طلا روی هر انگشتر نمایش داده است.
    این طراح جواهرات درباره قیمت این انگشترها گفته است که هرکدام بین 15 تا 98 هزار یورو قیمت دارند و البته از هرکدام فقط 7 عدد تولید خواهد شد.
     
    1- طمع:
    این انگشتر که از طلای 18 عیار ساخته شده است به شکل پشته هایی از سکه های طلا است که بر روی هر کدام قطعه ای الماس سفید کار شده است.
     
    2- تنبلی:
    گوهر روی این انگشتر توپاز آبی (Blue Topaz) است که به زیبایی تراش داده شده است. در چهار سمت این گوهر از پایه هایی استفاده شده است که با الماس سفید تزئین شده و در زیر آن گوهری بسیار زیبا به مشابه تشکی مخملی استفاده شده است. متاسفانه جنس این جواهر زیبا و متفاوت تاکنون به صورت رسمی اعلام نشده است. در نهایت بخش اصلی حلقه نیز از طلا 18 عیار زرد با نقشی ظریف مشابه کنده کاری های اشرافی انتخاب شده است که نهایت شکوه، ثروت و کاهلی را به سبک زندگی پادشاهان قدیمی یاد آور می شود.
     
  • اولين استفاده کنندگان الماس
    يافته هاى اخير نشان مى دهد صنعتگران دوران پارينه سنگى در چين، اشيا را با الماس صيقل مى دادند. پيش از اين تصور مى شد که کوارتز به عنوان ساينده تيشه ها و تبرها در چين استفاده مى شده است، ولى بررسى هاى دانشمندان چينى و آمريکايى روى تيشه هاى يافت شده در چين، مشخص کرد کوارتز قادر به صيقل دادن و برق انداختن آنها به اين شکل نبوده است.
    سن اين تيشه ها به حدود 4500 سال پيش برمى گردد. اين دانشمندان نه تنها مشخص کردند که اين تيشه ها با الماس صيقل داده شده اند بلکه نشان دادند روشها و تکنيک هاى به کار رفته از سوى صنعتگران آن دوره، حتى پيشرفته تر از روشهاى مدرن امروزى بوده است.
  • اولین انگشتر تمام الماس جهان!
     این انگشتر زیبا از 150 قیراط الماس توسط جواهرسازان سوئیسی ساخته شده و قیمتی معادل 70 میلیون دلار برای آن در نظر گرفته شده است. 

    almas

     


     

     


  • اولین حلقه ازدواج را چه كسی به دست كرد
     

    به دست كردن حلقه ازدواج یكی از قدیمی ترین و جهانی ترین رسوم است . این رسم مربوط به زمان های خیلی قدیم است .

    در واقع كسی نمی تواند زمان درست آن را بگوید ؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شكل حلقه ، علامت كمال و ارتباط آن با وصلت دو فرد ، مؤید كمال زندگی انسانی به  شمار می رفت . اولین مردمی كه در تاریخ، حلقه ازدواج را به كار بردند مصریان بوده اند.

    گویا در نوشته های هیروگلیف كه نوشته های تصویری مصریان است حلقه ، علامت ابدیت بود . یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین كردن ، به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان ،  مسیحیان نیز در حدود سال 900 میلادی شروع به دست كردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود نمودند .

    شاید برای بسیاری این سؤال پیش بیاید كه چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم دست چپ می اندازند؟

    تحقیقات نشان داده است كه یونانیان قدیم عقیده داشتند كه رگ مخصوصی از این انگشت می گذرد و مستقیماً به قلب وارد می گردد و برخی ها نیز بر این معتقدند كه چون این انگشت را كمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می دهیم حلقه در آن قرار می گیرد و به طور كلی برای به دست كردن یك وسیله زینتی مناسب تر از سایر انگشتان دست است .


  • اولین ساعتی که به کره ماه رفت . . .
    در سفرهاي فضايي اندازه‌گيري بسيار دقيق زمان، اقدامي مهم و اساسي به‌شمار مي‌آيد. از زماني که انسان براي اولين‌بار برروي کره ماه نشست تا دوراني که برنامه‌هاي آپولو 13 و ماموريت‌هاي بي‌شمار فضايي به اجرا درآمدند، زمان سنج‌ها بخشي از تجهيزات استاندارد هر فضانوردي محسوب مي‌شوند.

     



    فضانوردان درفضا به‌دنبال کشف بسياري از پديده‌ها هستند. انجام اين قبيل فعاليت‌ها به زمان نياز دارد که بايد دقت برحسب وظايف تقسيم‌بندي شود. هنگامي‌که ارتباط با زمين غيرممکن‌ است لازمست که ساعت‌هاي ايستگاه‌هاي فضايي، دستگاه‌هاي اکتشافي و اوربيتورها Orbiters هم‌زمان شوند.
    استفاده از ساعت در فضا اجباري نيست. در دوران اوليه برنامه‌هاي فضايي و اجراي پروژه مريخ از ساعت‌هاي مچي براي پروازهايي که سرنشين آن انسان بود در حمايت از ابزار زمان‌سنج استفاده مي‌شد. درآن دوره هيچ نوع ساعت استانداردهاي وجودنداشت و فضانوردان در گزينش نوع و مدل مختار بودند لذا کاربرد آن جنبه شخصي داشت.
    درسال 1962 مسئولان واحد فضا و نيروي هوايي ملي (ناسا) تحقيق درباره کاربرد ساعت مچي توسط فضانوردان جميني Gemini‌و آپولو Apolo‌ را آغازکردند. "ناسا" اقدام به خريد ساعت از چند شرکت کرد و آزمايشي برروي آنها را پس از طي مراحلي دشوار برعهده گرفت که از آن به‌نام "روند آزمون کيفي" ياد مي‌شد.

    تحت ‌تاثير درجه حرارت و واريانس‌هاي فشار، اجزاء ساعت مچي ممکن‌است گستردگي بيشتري يافته يا شکاف برداشته و ازهم جداشود و بدين ترتيب ضرر متوجه سرنشين‌هاي سفينه مي‌شود. آنها از خود گازهايي را متصاعد مي‌کنند که سبب آلودگي جو فضا مي‌شود به‌طوريکه سيستم‌هاي چرخش مجدد و پاکسازي هوا مختل مي‌شوند. ساعت‌هايي که از آزمايش‌هاي متعدد موفق بيرون آمده‌اند دوباره تحت آزمون ديگري قرار مي‌گيرند که طي آن نوسانات شديد درجه حرارت از ‍C ْ 18 الي ‍‍C  ْ 93  ، رطوبت نسبي حداقل 95درصد و سه چرخه ارتعاش 30دقيقه‌اي به اجرا در‌مي‌آيند.
    در اول ماه مارس 1965 نتايج قطعي به‌دست‌آمده‌بودند. سه نوع زمان‌سنج پس از پشت‌سرگذاشتن مرحله اول آزمون هنوز تحت بررسي قرارداشتند. از ميان آنها يکي از ساعت‌ها طي آزمون "مقاومت در برابر حرارت" با شکست روبرو شد و ثانيه‌شمار آن دور عقربه‌هاي ديگر پيچيد. کريستال ساعت دوم نيز تاب برداشت و از جاي خود درآمد.
    تنها "اسپيرمستر" SpeedMaster‌ از "امگا" Omega‌ ازاين‌گونه آزمون‌ها موفق بيرون‌آمد و به ‌عنوان زمان‌سنج رسمي براي برنامه‌هاي فضايي موردتوجه قرارگرفت. ازآن‌زمان به‌بعد اين ساعت بخشي از ابزار استاندارد فضانوردان شد و در بيش از 100 ماموريت‌فضايي از سوي آمريکا و شوروي به‌همرا آنها بود.

    "اسپيدمستر" در ماموريت‌هاي آپولو شرکت داشته‌است و يکي از لحظات خطير را در 21 جولاي 1969 از خود به يادگار گذاشته‌است زيرا هنگامي‌که "نيل آرمسترانگ" Neil Armstrong برروي سطح ماه قدم نهاد و به شهرتي تاريخي دست يافت اولين و تنها ساعتي بود که به کره‌ ماه راه‌يافته‌بود.

    دوران به‌يادماندني ديگري به ماموريت آپولو13 ارتباط مي‌يابد. انفجار مخزن اکسيژن در مدول و بخش خدمات سرنشينان را باخطر کمبود اکسيژن مواجه ساخت، به‌طوريکه در بخش فرماندهي و خدمات برق نير قطع شد و تنها امکان استفاده از برق اضطراري باقي‌ماند. اين شرايط ابزار زمان‌بندي کامپيوتري را ازکارانداخت و تاحدوي ماموريت را بي‌نتيجه گردانيد، ازاين‌رو تصميم گرفتند تا حرکت به دورماه را ادامه دهند و از جاذبه آن براي پرتاب سفينه استفاده‌کنند.
    سرنشينان و ناسا Nasa  بدنبال راهي بودند تا شرايط براي 5 روز ادامه‌داشته‌باشد تا به زمين برگردند. تنها وسيله‌اي که در "مدول لونار" روشن شد يک گيرنده راديويي بود. 

    قسمت منحني‌شکل و گوه ‌مانند سفينه دو درجه مقاومت داشت. درصورتي‌که سطح از عمق زياد برخورداربود، سفينه مانند سنگي که به آب برخوردکرده و برمي‌گردد، بارديگر به فضا پرتاب مي‌شد. براي‌آنکه سفينه بتواند وارد زاويه‌ صحيحي شود کنترل ارتفاع بايستي موردتوجه قرارمي‌گرفت. بدين‌منظور کامپيوتر خاموش‌شد. سرنشينان مجبور بودند خود موتور را براي 14 ثانيه بابازده 10‌درصدي به‌کاراندازند.

    فرمانده لاول از "اسپيدمستر" خود براي زمان‌بندي و تعيين مدت پرتاب موتور استفاده کرد.
    "اسپيدمستر" نقش مهمي در تعيين زمان سوخت موتور براي دستيابي به زاويه صحيح ايفا کرد. اين امر نه تنها باعث نجات جان سرنشينان شد، بلکه خود سفينه را نيز از خطر حتمي نجات‌داد و "ناسا" به "امگا" جايزه مهم "اسنوپي" Snoopy‌ را اهداء کرد. واژه "اسنوپي" برگرفته از نام فيلم کمدي "بادام‌زميني" همواره از اولين روزهاي پرواز انسان به‌سوي فضا براي فضانوردان خوش‌يمن بوده‌است. جايزه نقره "اسنوپي" به افرادي اعطا مي‌شد که سهم مهمي در امنيت و موفقيت پروازهاي فضايي داشتند.


  • اوپال (opal)
    اپال از سيليکاتهاى آبدار با دماى پايين ته نشين مى شود و جزو سنگ هاى رسوبى به حساب مى آيد و ميتواند در ترک ها، اتصالات و حفره ها در صخره هاى رسوبى، آتشفشانى و دگرگون ته نشين شود. معمولا 3 تا 30 درصد اپال، آب است. سختى آن 5.5-6.5، وزن مخصوص 1.98-2.50 و ضريب شکست 1.37-1.52 است.
    شفافيت آن مى تواند از شفاف تا مات باشد. هرچه زمينه سنگ اوپال تيره تر باشد تا پديده آن واضح تر ديده شود، با ارزش تراست، پس به طور کلى اپال سياه از اوپال سفيد ارزش بيشترى دارد. اپال را هم مثل مرواريد بايد هر چند وقت يکبار در آب گذاشت. ترکيب شيميايى اوپال nH2O.SiO2 بوده غير کريستالين، ژل سيليکاى جامد است.
    اوپال به 5 دسته تقسيم مى شود:

    - اپال قيمتى صد در صد اوپال است. اوپال خالص که داراى پديده بازى با رنگ است، علت اين پديده وجود سيليکاتهاى يک اندازه درA کنارهم و در فضاهاى خالى مابين سيليکاها آب وجود بوده که هنگام برخورد نور با به سطح سنگ باعث ايجاد اين پديده مى شود.

    - اوپال آتشى به رنگ زرد-قرمز

    - اپال معمولى سيليکاها نامنظم کنار هم قرار گرفته اند و پديده بازى با رنگ ها ندارد.

    - ماتريکس اوپال (Opal Matrix) داراى رنگ روشن، گاهى اوقات رنک مى شود تا به شکل اوپال سياه درآيد.

    - بولدر اوپال (Boulder Opal) درزها يا شکاف هاى نازک، معمولا داراى بدنه اى با رنگ روشن، در ماتريس آهن مايل به قهوه اى و يا سنگ ماسه لک دار.

    معادن اوپال :
    بزرگترين معادن در استراليا (ماسه سنگ)، برزيل (آتشفشانى)، مکزيک (گدازه هاى تجزيه شده)، آمريکا (نوادا و اورگان) (آتشفشانى)، گواتمالا، هندوراس (گدازه هاى تجزيه شده)، اندونزى (آتشفشانى)، چکسلواکى (منبع تاريخى: مجارستان - گدازه هاى تجزيه شده)، تانزانيا، عمان است.

    بهسازى اوپال :
    براى تقويت پديده بازى با رنگ ها در اوپال، سنگ را با اسيد رقيق شده و شکر رنگ مى کنند (dying) که باعث تيره تر شدن زمينه سنگ مى شود. ر در مقابل حرارت،‌عکس العمل ضعيف دارد و اسيد هيدروفلوريدک روى اين سنگ اثر مى گذارد.

    اوپال چند لايه (Assembled opal):
    همانطور که گفته شد، تمام اوپال ها داراى مقدارى آب هستند و آنهايى که داراى درصد بالاترى آب بوده، ممکن است آب خود را از دست بدهند و ترک بردارند و دوام سنگ اوپال کم شود. به همين دليل براى جلوگيرى از شکسته شدن سنگ آن را دو لايه و يا سه لايه مى کنند، براى دو لايه يا سه لايه کردن آنها از سنگ کريستال و اونيکس استفاده مى کنند. معمولا سنگ کريستال را بالا اونيکس را پايين مى گذارند.

    اوپال مصنوعى :
    توليد اوپال مصنوعى، رشد گوى ها سيليکايى با اندازه درست و صحيح را در بر مى گيرد. زمانى که اين کار انجام شد، گوى ها به مدت چند ماه، در ظرفى قرار داده مى شوند. متاسفانه محصول به دست آمده، همان مشکل اوپال هاى طبيعى را دارد. اين مشکل در اوپال مصنوعى، با برش راف به قطعات کوچک سپس اشباع آنها با تثبيت کننده هاى (zirconium) stabilizers حل مى شود. اين کار از بى آبى و ترک خوردگى جلوگيرى مى کند، اما به دليل اينکه تثبيت کننده ها دراوپال هاى طبيعى وجود نداردف برخى از گوهرشناسان، اين محصول را با مارک مشابه اوپال برچسب مى زنند اما در بازار به عنوان اوپال مصنوعى شناخته شده است. اوپال مصنوعى داراى خواصى يکسان با اپال طبيعى است و مى توان با يک آزمايش ميکروسکوپى شناسايى کرد.A


  • با زیور آلات وطنی خود را متفاوت کنید!
    خیلی خوشحال‌كننده است وقتی ببینی یك گروه جوان، دغدغه‌شان شده این‌كه بخواهند فرهنگ و هنر مملكت‌شان را به همه مردم بشناسانند و برای این كار، وقت بگذارند، مطالعه كنند، ایده‌پردازی كنند و زحمت بكشند. «گروه نیاكان» 2 سالی است كه تشكیل شده و اعضایش همه همت‌شان را گذاشته‌اند تا زیورآلاتی را به مردم ارائه كنند كه عناصر هنر و فرهنگ ایرانی ‌درون‌‌شان دید
  • باریکترین ساعت مچی جهان
    ساعت مچی CST-01 با ضخامت 0.8 میلی‌متر عنوان باریک‌ترین ساعت جهان را از آن خود کرد.

     


    جوهر الکترونیک در گجت‌هایی مانند کتابخوان‌های دیجیتال استفاده می‌شود و تصویر در آن به جای تابش نور با انعکاس نور درست شده که باعث مصرف بسیار کم باتری می‌شود.

    ضخامت ساعت مچی انعطاف‌پذیر CST-01 تنها 0.8 میلی متر و وزن آن 12 گرم است و از یک صفحه نمایش جوهر الکترونیک (e-ink)‌ در آن استفاده شده است.

    جوهر الکترونیک در گجت‌هایی مانند کتابخوان‌های دیجیتال استفاده می‌شود و تصویر در آن به جای تابش نور با انعکاس نور درست شده که باعث مصرف بسیار کم باتری می‌شود.

    باریک ترین ساعت مچی جهان فاقد دکمه است؛ باکمک آهنربا ورق استیل به شارژ متصل شده و هر بار شارژ کردن تا یک ماه دوام دارد.

    این ساعت مچی نخستین بار ماه ژانویه در نمایشگاه CES2013 لاس وگاس معرفی شد و طراحان بدنبال جذب سرمایه برای توسعه و عرضه تجاری این محصول بودند.

    مرحله تحقیقات در خصوص عرضه ساعت مچی CST-01‌ ضد آب و تولید تجاری آن بزودی آغاز می شود و این محصول با قیمت 129 دلار به بازار عرضه خواهد شد.


    ضخامت 0.8 میلی متری باریکترین ساعت مچی جهان



    ساعت مچی انعطاف پذیر CST-01


    باریکترین ساعت جهان با وزن 12 گرمی


  • باورهایی راجع به الماس
    رومى ها باور داشتند که در زمان جنگ، الماس براى آنها جرات و شجاعت مى آورد. کاهنان اعظم يهود، الماس را هنگام تصميم گيرى در مورد گناهکار يا بيگناه بودن متهمان به کار مى بردند. اگر شخص گناهکار بود سنگ تيره و کدر مى شد و در صورتى که بى گناه بود، بر درخشش آن افزوده مى شد. 

    در تصور هندى ها الماس بر اثر برخورد برق آسمان به سنگها ايجاد مى شود و به عنوان طلسم و نشان عشق و دوستى هديه داده مى شد و در صورتى که صاحبش، آن را مى فروخت، قدرت خود را از دست مى داد. 
     

    الماس به عنوان سنگ متولدين ماه آوريل شناخته شده و گفته مى شود در صورتى که روى استيل قرار گيرد، بيشترين اثر خود را دارد. البته امروزه طلاها و پلاتينه ها را با الماس مزين مى کنند. باستانيان باور داشتند اگر الماس روى طلا قرار بگيرد و در طرف چپ آويزان شود،‌کابوس به سراغ شخص نمى آيد و از گزند و آسيب حيوانات وحشى مصون مى ماند.


  • بحراني شدن وضعيت صنعت الماس جهان
     غول معدن‌كاري الماس جهان نسبت به چالش‌هاي اين صنعت در سال جاري ميلادي هشدار داد. 


    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شركت De Beers پيش‌بيني كرده است كه در سال جاري ميلادي فروش جهاني انواع الماس به دليل بحران مالي جهاني با كاهش بي‌سابقه‌اي روبه‌رو شود. 

    بر اساس گزارش منتشر شده از سوي اين شركت فروش جهاني الماس در سه ماهه چهارم سال 2008 ميلادي به طور معني‌داري كاهش يافت. 

    فروش كل سال 2008 اين شركت نيز با تنها يك درصد افزايش به 6.888 ميليارد دلار رسيد. 

    شركت De Beers بزرگترين شركت معدن‌كاري المالس در جهان به شمار مي‌رود. 45درصد از سهام اين شركت متعلق به غول معدن‌كاري جهان يعني شركت آنگلوآمريكن است. 15درصد از سهام اين شركت متعلق به دولت كشور آفريقايي بوتسوانا و 40درصد نيز در مالكيت خانواده اپن‌هايمر است


  • براق کردن طلا و جواهر
    طلا و جواهر
    طلا و جواهر، پس از استفاده طولانی مدت در اثر مجاورت با بدن کثیف شده و دیگر رنگ و جلای اولیه ی خود را از دست می‌دهد. یکی از راحت‌ترین روش‌های شست وشوی آنها، خیساندن این زینتی‌های ارزشمند درون کاسه‌ای حاوی محلولی از آب و مایع ظرفشویی است. گرم بودن آب برای زدودن چربی‌ها ضروری است.
     تمیز کردن طلا
    شما می‌توانید طلاهای خود را چند دقیقه‌ای در محلولی از آب و مایع ظرفشویی و یا پودر لباسشویی قرار دهید و محلول را به همراه طلای داخل آن بر روی اجاق گاز، جوش بیاورید به این صورت جرم‌هایی که در لابه‌لای طلاها و جود دارند به راحتی خارج می‌شود. لازم به ذکر است این روش برای شست وشوی جواهرات توصیه نمی‌شود. پس از خروج طلاها و یا جواهرات از محلول‌ها، آنها را با برسی کوچک یا مسواک تمیز کنید؛ سپس آنها را آبکشی کرده و بر روی حوله‌ای قرار دهید. برای خشک کردن سریع طلاها و جواهرات از سشوار استفاده کنید.
     براق کردن طلا و جواهر
    برای براق کردن طلا و جواهر پس از خشک کردن دو روش وجود دارد:
    1- مقداری خاک ارّه از نجاری‌ها تهیه کرده و طلا و جواهرات را درون خاک اره فرو کنید. سپس با خاک ارّه سطح آنها را مالش دهید. پس از پاک کردن طلا و جواهر از خرده‌های چوب، شفافیت و برق چشم‌گیری را مشاهده می‌کنید.
    2- روش دوم استفاده از چرم و یا پاراچه ی نخی است. با مالش دادن یکی از آنها بر روی سطح طلا، برق و جلای خاصی ایجاد می‌شود.
  • برترین برندهای الماس
    برترین برندهای الماس



    1. Tolkowsky

    2. Lucida

    3. Leo

    4. Hearts on Fire

    5. Eighty-Eight

    6. Crisscut

    7. Eighternity

    8. Ashoka

    9. Lili

    10. Cento
     


     بهترین تراش های الماس




    1. Round Brilliant

    2. Princess

    3. Cushion

    4. Asscher

    5. Radiant

    6. Emerald

    7. Oval

    8. Pear

    9. Marquise

    10. Heart
     


  • برترین برندهای جواهر و ساعت در دنیا
     

    ربکا، دیوید یورمن و دامیانی از نظر مد، برترین رتبه ها را به خود اختصاص داده اند . در میان برندهای ساعت، «پتک فیلیپ» عنوان بهترین برند سال را بدست آورده است. این برند در حراجی های امسال به ویژه در پاییز، رکوردهای متعددی را شکست . برترین های سالی که گذشت عبارتند از :


    * برترین برندهای جواهر  – Premium


    1. Graff
    2. Cartier
    3. Harry Winston
    4. Van Cleef & Arpels
    5. Bvlguri
    6. Fred Leighton
    7. JAR
    8. Boucheron
    9. David Webb
    10. Leviev


    * برترین برندهای جواهر – Luxury
     


    1. Chopard
    2. Tiffany & Co.
    3. Piaget
    4. Mikimoto
    5. de Grisogono
    6. Buccellati
    7. Chaumet
    8. DeBeers
    9. Korloff
    10. Pasquale Bruni


    * برترین برندهای جواهر – Entry
     


    1. Pandora
    2. Baccarat
    3. Swarovski
    4. Thomas Sabo
    5. Kenneth Jay Lane
    6. Juicy Couture
    7. Hello Kitty
    8. Judith Jack
    9. Judith Ripka
    10. Lagos


    * برترین برندهای جواهر - Fashion
     


    1. Rebecca
    2. David Yurman
    3. Damiani
    4. Marco Bicego
    5. H. Stern
    6. Ippolita
    7. Carrera y Carrera
    8. Faberge
    9. Roberto Coin
    10. Erica Courtney 
     


    * برترین برندهای جواهر - Bridal
     


    1. Verragio
    2. Tacori
    3. Simon G
    4. JB Star
    5. Kwiat
    6. Natalie K
    7. Michael Beaudry
    8. Michael B
    9. Jeff Cooper
    10. Ritani


    * برترین برندهای جواهر – Designers


    1. Alan Friedman
    2. Neil Lane
    3. Jose Hess
    4. Scott Kay
    5. Judy Evans
    6. Stephen Webster
    7. Yossi Harari
    8. John Hardy
    9. Aaron Basha
    10. Doris Panos


    برترین برندهای ساعت در سال 2009 
    * برترین برندهای ساعت - Premium
     


    1. Patek Philippe
    2. Vacheron Constantin
    3. A. Lange & Sohne
    4. Dubey & Schaldenbrand
    5. Maitres du Temps
    6. Richard Mille
    7. Panerai
    8. DeWitt
    9. Breguet
    10. Harry Winston


    * برترین برندهای ساعت – Luxury


    1. Rolex
    2. Cartier
    3. Breitling
    4. IWC
    5. Franck Muller
    6. Blancpain
    7. Corum
    8. GIRARD-PERREGAUX
    9. Audemars Piguet
    10. Hublot


    * برترین برندهای ساعت – Fashion


    1. TAG Heuer
    2. Chanel
    3. Michele
    4. Louis Vuitton
    5. Ebel
    6. Baume & Mercier
    7. Bell & Ross
    8. Gucci
    9. Omega
    10. Movado


    * برترین برندهای ساعت – Entry


    1. Seiko
    2. Tissot
    3. Swatch
    4. Citizen
    5. Longines
    6. Bulova
    7. Fossil
    8. Victorinox Swiss Army
    9. ESQ
    10. Guess?

     


    * برترین برندهای الماس سال 2009 
     


    1. Tolkowsky 
    2. Lucida
    3. Leo 
    4. Hearts on Fire
    5. Eighty-Eight
    6. Crisscut
    7. Eighternity
    8. Ashoka
    9. Lili
    10. Cento

     


    * بهترین تراش های الماس در سال 2009

     


    1. Round Brilliant 
    2. Princess 
    3. Cushion 
    4. Asscher 
    5. Radiant
    6. Emerald
    7. Oval
    8. Pear
    9. Marquise
    10. Heart

     


    «لیل ام. رز» رییس United Brands LLC در مورد نحوه انتخاب بهترین های سال اظهارداشت: این انتخاب بر اساس عواملی مثل کیفیت تولید، طراحی، ممتاز بودن برند، تاثیرگذاری بر بازار و میزان محبوبیت نزد مشتریان انجام شده است .


  • برترین حلقه های نامزدی شانل
    حلقه های بسیار زیبای شرکت شانل که از طلای سفید و الماس می باشد.

     



     


     


     


     


     


     


     


     


     





     


     


     


     

     


  • بررسي ويژگي ‌4 الماس رنگي معروف جهان
      •الماس بلوهارت(قلب آبي)The Blue Heart Diamond
    ريشه نام
    به نظر مي‌رسد رنگ آبي تيره‌ي اين الماس كم‌نظير علت انتخاب چنين عنواني براي آن باشد. تراشي زيبا با طرح قلب، "بلوهارت" را به چشمگيرترين الماس آبي جهان تبديل كرده است. گاهي اوقات الماس فوق را "آن‌زو Unzue‌" مي‌نامند زيرا زماني‌ به يك زن آرژانتيني تعلق داشته است. او اين الماس را در سال 1910 يعني 2 سال پس از كشف آن، از كارتيه خريداري كرد و به مدت 43 سال صاحب آن بود. برخي اوقات، به اشتباه آن را "اوژني آبي Eugenie Blue" مي‌نامند و به اوژني، ملكه‌ي فرانسه، همسر ناپلئون سوم (1870-1852) نسبت مي‌دهند، اين در حالي است كه او هرگز نمي‌توانست صاحب اين الماس باشد زيرا زمان كشف آن سال 1908 بوده است. 

    ويژگي‌هاي الماس 
    الماس 62/ 30 قيراطي "بلوهارت" آبي رنگ است و طرحي شبيه به قلب دارد. درجه رنگ اين الماس به طور دقيق مشخص نيست و آن را آبي تيره يا آبي نقره‌گون مي‌نامند. در هر حال بنا بر ظاهر سنگ و بر اساس سيستم درجه‌بندي رنگ GIA، در رده‌ي آبي پررنگ و يا درخشان فانتزي قرار مي‌گيرد. "الماس بلوهارت" پنجمين الماس بزرگ آبي جهان به‌شمار مي‌آيد و از نوع الماس‌هاي كمياب طبقه IIb محسوب مي‌شود كه تمامي الماس‌هاي آبي طبيعي در اين طبقه قرار مي‌گيرند، احتمال شكل‌گيري اين چنين الماس‌هايي در مقايسه با ديگر الماس‌هاي طبيعي، كمتر از 1 درصد است. در اين گونه الماس‌ها يا نيتروژن وجود ندارد يا اين‌كه به ميزان بسيار اندكي وجود دارد. در صورت عدم وجود نيتروژن يا ديگر ناخالصي‌هاي شيميايي، نوع aП محسوب مي‌شوند كه تنها 1 تا 2 درصد از كل الماس‌هاي طبيعي جهان در اين دسته قرار مي‌گيرند. در صورتي‌كه به جاي نيتروژن، مقدار اندكي "بورون Boron" در الماس وجود داشته باشد آن‌ها را در طبقه IIb‌ قرار مي‌دهند. اتم‌هاي بورون در ساختار كريستالي الماس ادغام مي‌شوند و طيف جذب آن را تغيير مي‌دهند و رنگ آن را آبي مي‌كنند. بر خلاف ديگر الماس‌ها كه نارسانا هستند، وجود بورون در ساختار اين الماس‌ها به آن‌ها خاصيت نيمه رسانايي مي‌بخشد. 

    تاريخچه
    گرچه الماس بلوهارت به ملكه فرانسه تعلق ندارد، اما ارتباط آن را با فرانسه نمي‌توان ناديده گرفت، زيرا در سال‌هاي 10-1909 از سوي شركت مشهور فرانسوي تراش الماس به نام "آتانيك اكي‌يانان  Ekyanan Atanik" واقع در "نيوايلي Neuilly"‌ پاريس تراش داده شد. در خصوص تاريخچه اين الماس و منبع اصلي آن به امروز، نظرات مختلفي مطرح شده است. برخي، آن را به هند نسبت مي‌دادند و عده‌اي معتقد بودند كه به آفريقاي جنوبي تعلق دارد. اين در حالي است كه اوايل قرن بيستم، اكثر معادن تاريخي الماس واقع در "فلات شرقي دكن Eastern Deccan Plateau" در كشور هند تعطيل بودند. در هر حال با تلاش بي‌وقفه دانشمندان موزه تاريخ طبيعي "اسميت سونين Smithsonian"، مالك كنوني الماس، اطلاعات دقيق‌تري در خصوص اين الماس جمع‌آوري شد. محققان با رجوع به اسناد موجود در آرشيو شركت "دبيرز De Beers‌" دريافتند كه سنگ خام اين الماس به وزن 102 قيراط در نوامبر 1908 در "معدن پرميير Premier‌"، واقع در آفريقاي جنوبي كشف شده بود. همان‌طوركه بيش از اين هم اشاره شد، ‌اين الماس پس از تراش به كارتيه فروخته شد، كارتيه هم از آن براي تزيين زيورآلاتي به حالت دسته گل (كورساژ Corsage) كه خانم‌ها براي تزيين بر روي مچ دست،‌ كمر يا بر روي شانه خود استفاده مي‌كنند با نام "سوسن بري Lily of the valley" استفاده كرد و خانمي آرژانتيني به نام "آون‌زو Unzue" آن را خريداري كرد. الماس مذكور تا سال 1953 تا هنگامي‌كه "ون‌كليف و آرپلز Van Cleef & Arpels"‌ آن را خريداري كرد، نزد او باقي ماند. شركت ون‌كليف و آرپلز آن را از پايه‌ي اوليه‌اش جدا و به همراه 25 الماس بي‌رنگ ديگر بر روي آويزي نصب كرد. اين آويز به همراه گردنبند به قيمت 300/000 دلار به يك خانواده‌ي اروپايي فروخته شد. 

    در سال 1959، "هري وينستن Harry Winston" اين الماس را خريداري و بر روي يك انگشتر پلاتين نصب كرد و آن را به "مارجري مري ودرپستMarjorie merriweather Post" فروخت. نام اين الماس دهه‌ي 1960، همنام "خانم پست Mrs.Post‌" باقي ماند و او در نهايت تصميم گرفت كه آن را به موزه‌ي تاريخ طبيعي موسسه سيمسونين در واشنگتن DC‌ اهدا كند. بلوهارت هم اكنون در سالن زمين‌شناسي "ژانت آننبرگ هوكر Janet Annenberg Hooker" در موزه‌ي تاريخ طبيعي در معرض ديد عموم قرار دارد. الماس‌هاي آبي در زيبايي و نادر بودن، تمامي الماس‌هاي ديگر را مغلوب خود مي‌كنند. اين امر موجب آن شده است كه مجموعه‌دارها و خبرگان سراسر جهان بيش از هر نوع الماس، خواهان اين گونه الماس‌ها باشند. 
    در اكتبر سال 2007، در حراجي "ساثبي Sotheby‌" در هنگ‌كنگ، يك الماس آبي كمياب فانتزي به وزن 04/ 6 قيراط طي يك ركود بي‌سابقه به قيمت 98/ 7 ميليون فروخته شد كه براي افرادي كه اطلاعات بالايي در خصوص اين تجارت دارند، چندان هم شگفت‌انگيز نمي‌باشد. قيمتي معادل 32/ 1 ميليون دلار به ازاي هر قيراط، ركود بيست ساله‌ي جهان را كه الماس "هانكوك رد Hancok red" يا "هالفن رد Halphen red" در سال 1987 با قيمتي بالغ بر 926/000 دلار به ازاي هر قيراط از خود به جاي گذاشته بود را شكست. گزارش شده است كه اين الماس را "موسيف Moussaieff‌" جواهرساز صاحب نام لندن خريداري كرد، او همچنين يك الماس قرمز بي‌نهايت كمياب 11/ 5 قيراطي به نام "ردشيلد Red shield‌" را به قيمتي نامعلوم از شركت "ويليام گلدبرگ نيويورك William Goldberg" نيويورك در سال 2001 خريد و نام آن را به "موسيف رد red  Moussaieff‌" كه بزرگ‌ترين الماس قرمز جهان است، تغيير داد.

    •الماس آرك‌دوك ژوزف Archduke Josegh Diamond
    ريشه نام
    نام اين الماس از عنوان دوك اعظم، ژوزف آگوست (1962-1872) شاهزاده مجارستاني سلسله هايسبرگ مالك هميشگي آن گرفته شده است.  
     

    ويژگي‌هاي الماس 
    الماس 45/ 76 قيراطي آرك‌دوك با تراش مستطيلي كاشن و بدون هيچگونه ناخالصي و رنگ D داراي تمامي ويژگي‌هاي بارز بهترين الماس‌هاي گلكندا (Golconda: شهري در هند) مي‌باشد. اين خصوصيات شامل: بي‌‌نقص بودن، شفافيت داخلي بسيار بالا، بدون رنگ و داراي درجه رنگ D از موسسه گوهرشناسي GIA مي‌باشد. هنگامي‌كه به الماسي نظير آرك دوك ژوزف، درجه رنگ D داده مي‌شود، به آن معنا است كه آن الماس از نوع aП مي‌باشد. اين گونه الماس‌ها به لحاظ شيميايي به طوركامل خالص و به لحاظ ساختاري بي‌نقص هستند و به خالص‌ترين الماس‌ها شهرت دارند و تنها 2 تا 1 درصد از الماس‌هاي طبيعي داراي اين ويژگي هستند و هيچگونه خصوصيتي كه به آن‌ها رنگ ببخشد در اين الماس‌ها وجود ندارد.

    ويژگي‌هايي كه موجب افزودن رنگ به الماس مي‌شوند به قرار زير مي‌باشند:
    1-    وجود عناصر، نيتروژن، بورون يا هيدروژن
    2-    نقص ساختاري در كريستال كه طيف جذب را تغيير مي‌دهد.
    3-    قرار گرفتن در معرض پرتوافكني طبيعي كه موجب ايجاد رنگ سبز در الماس‌ها مي‌شود. 
    تنها تعداد معدودي از الماس‌ها در طبيعت يافت مي‌شوند كه هيچ يك از اين خصوصيات را نداشته باشند در نتيجه بسيار كمياب هستند. در حقيقت 98 درصد از الماس‌هاي طبيعي داراي عنصر نيتروژن هستند كه نوعي ناخالصي محسوب مي‌شوند و به الماس‌هاي نوع I شهرت دارند. 

    تاريخچه
    بدون ترديد، الماس ژوزف به هند تعلق دارد اما به طوردقيق مشخص نيست كه چگونه به دست آرك‌دوك رسيده است. آرك دوك ژوزف يكي از نوادگان امپراتور لئوپلد دوم پسر "امپراتريس ماريا ترزا Maria Theresa" به شمار مي‌رود. ترزا، دوشس بزرگ اتريش و ملكه‌ي مجارستان و بوهم(منطقه‌اي تاريخي در اروپاي مركزي كه امروزه بخشي از جمهوري چك مي‌باشد) بود. ملكه ماريا ترزا، مالك الماس بزرگ زرد رنگ "فلورنتين Florentine" متعلق به كشور هند بود كه يكي از منحصر به فردترين و برجسته‌ترين الماس‌هاي تاريخ به شمار مي‌آمد. 

    تاريخ معاصر
    "آرك‌دوك ژوزف Archduke Joseph" پسر ارشد دوك ژوزف كارل لودويگ يكي از نوادگان لئوپلد دوم بود و به "ژوزف آلك‌سوت Joseph Alcsut" نيز شهرت داشت. او در سال 1893 با نوه‌ي دختري امپراتور "فرانز ژوزف Franz Joseph" و فرزند شاهزاده لئوپلد اهل باواريا، ازدواج كرد. ژوزف در سال 1902 به نيروهاي ذخيره زميني ارتش مجارستان پيوست كه در اصل آغاز فعاليت‌هاي نظامي او به شمار مي‌آمد. او در همين سال نيز به عنوان دانشجوي حقوق در دانشگاه بوداپست ثبت نام كرد و پس از درگذشت امپراتور فرانز ژوزف به مقام فرماندهي نيروهاي مرزي مجارستان در طي جنگ جهاني اول منصوب و موفق به تصرف مجدد بخش شرقي "سي‌بن ‌بورگن Sieben Burgen" و انجام برخي مذاكرات جهت آتش‌بس شد. 

    چارلز اول در سال 1918 او را به عنوان نايب السلطنه خود در مجارستان برگزيد اما اقدامات او در تشكيل دولت به دليل انقلاب 31 اكتبر ناكام ماند. در نتيجه او دو مرتبه به "الك‌سوت Alcsut" محل سابق زندگيش بازگشت. از آنجا كه ژوزف به عنوان جمهوري خواه خائن، شهرت يافته بود، در تمامي اين مدت تحت نظارت قرار داشت. او در اگوست 1919 بار ديگر موفق شد به موقعيت قبلي‌اش دست يابد و دو مرتبه در مجارستان به تخت سلطنت بنشيند. ولي از آنجا كه نيروهاي متحدين اجازه نمي‌دادند فردي از هاپسبرك در مجارستان حكومت كند، مجبور به كناره‌گيري شد. در نتيجه در سال 1944 به آمريكا مهاجرت كرد، اما پس از مدتي به اروپا بازگشت تا با خواهرش شاهزاده "مارگارت وان‌ثرن Margarete Vonthurn" زندگي كند. طي اين دوران، ژوزف به تاليف و نگارش خاطرات خود و برخي وقايع تاريخي پرداخت و سرانجام در سال 1962 درگذشت. ژوزف فرانسيس (1957-1895) وارث الماس مشهور شد. در اول ژوئن 1933 اين الماس نزد بانك اعتباري مجارستان و در حضور مشاور دولت به وديعه گذاشته شد و 3 سال بعد يكي از بانكداران اروپايي آن را خريداري كرد. او نيز طي جنگ جهاني دوم، براي آن‌كه اين الماس به دست نازي‌ها نيفتد، آن را به صندوق امانات فرانسه سپرد. طي اين دوره الماس فوق به طرز مرموزي ناپديد شد و پس از مدتي ناگهان در ژوئن 1961 در يكي از حراجي‌هاي لندن در معرض فروش قرار گرفت. در آن زمان به بزرگ‌ترين و مرغوب‌ترين الماس خام كه در كشور انگليس به نمايش گذاشته بود، شهرت يافت. اما به دنبال تعيين قيمت 145/000 دلار توسط حضار كه با بهاي واقعي آن بسيار فاصله داشت، فروش آن به تعويق افتاد. به دنبال آن، اتحاديه خريداران "هاتون گاردن Hatton Garden" سعي در خريد آن داشت، اما تلاش آن‌ها ناموفق ماند. دو مرتبه در سال 1993 به منظور فروش در حراجي كريستي در شهر "ژنو Geneva" عرضه شد و به قيمت 6/500/000 دلار به فروش رسيد. امروزه الماس آرك دوك ژوزف جزء اموال "جواهري مولينا Molina Fine Jewelers" در آريزونا به شمار مي‌آيد. گفتني است يكي از ستارگان مشهور، اين الماس را در حالي‌كه بر روي يك گردنبند ساخت جواهر مولينا نصب شده بود به گردن آويخت. اين گردنبند مزين به الماس 45/ 76 قيراطي آرك دوك ژوزف در مركز، با قابليت جابه‌جايي و جايگزيني مجدد مي‌باشد كه اطراف آن را 57 الماس ديگر به وزن كلي 15/ 73 قيراط احاطه كرده است. 



    •الماس آلنات The Allnat Diamond 
    هنگامي‌كه "پورتر رودس Porter Rhodes" در سال 1881 به جزيره‌ي "وايت Wight" سفر كرد تا كريستال الماس سفيد خود را به "ملكه ويكتوريا" و "اوژني" ملكه فرانسه كه در آن زمان در مجاورت اين منطقه سكونت داشت، نشان دهد، نمي‌دانست كه با اين اقدامش، افسانه‌اي را بر سر زبان‌ها شايع خواهد كرد. با اين حال الماس‌هاي آفريقاي جنوبي معمولي، رنگي مايل به زرد داشتند، در نتيجه چندان قيمتي به‌نظر نمي‌رسيدند.

    ملكه و به‌ويژه اوژني هر دو باتوجه به اين‌كه درباره الماس اطلاعاتي داشتند، معتقد بودند كه الماسي كه پورتر در اختيارشان قرار داده است واقعي و اصل مي‌باشد لذا بررسي كريستال 8 ضلعي سفيد و زيبا كه از "معادن كيپ‌ Cape Mines" در آفريقاي جنوبي به دست‌شان رسيده بود، از نظر آن‌ها كاري بسيار هيجان‌انگيز جلوه مي‌كرد.
    مدت‌ها بعد در سال 1893 "اكسل‌سيور Excelsior" و سپس در سال 1895، "جوبلي Jubilee" از اين معدن كشف شدند. سرانجام مهم‌ترين معدن يعني "پرميرماين Premier Mine" آفريقا در سال 1902 به عنوان منبع الماس‌هاي درشت و سفيد رنگ و همچنين نمونه‌هاي زرد رنگ به جهانيان معرفي شد.
    صنعت استخراج الماس آفريقاي جنوبي در سال‌هاي اوليه اكتشاف، شاهد دستيابي حفاران به كريستال زرد درشت كه اكثرشان طرحي 8 ضلعي داشتند، بود.
    ناصرالدين‌شاه از جمله پادشاهان ايران بود كه علاقه فراواني به الماس زرد رنگ داشت به‌طوري‌كه از آن‌ها در تزيين جواهرات سلطنتي استفاده مي‌كرد. بزرگ‌ترين نمونه آن 135 قيراط وزن داشت و از نظر اندازه و طرح با الماس "ريجنت Regent" برابري مي‌كرد.

    تعداد معدودي نيز از جمله " الماس زرد تيفانيTiffany Yellow" از معدن كيمبرلي به دست آمده بودند. اما بخش اعظم آن‌ها به معدن دي‌بيرز تعلق داشتند كه به احتمال زياد الماس آلنات نيز از آنجا استخراج شده است.

    اين الماس 29/ 101 قيراطي با تراش كاشن كه رنگش از سوي GIA زرد روشن فانتزي با درجه شفافيت VS2 تشخيص داده شده است بر اساس نام مالك آن يعني "آلفرد ارنت آلنات" برگزيده شده است. او يك سرباز، ورزشكار، عاشق هنر و مردي نيكوكار، در بسياري امور شناخته مي‌شد. بر اين اساس مبلغ گزافي را بابت خريد "ستايش مجوس Adoration of "Magi اثر "روبنس Rubens" پرداخت و به منظور تزيين نمازخانه به دانشكده "كينگ King"، كمبريج انگلستان اهدا كرد.
    آلنات علاقه زيادي به اسب داشت و حدود 11 كره‌اسب را كه پيش از اين سلطان متوفي "آقا محمدخان قاجار" مالك آن‌ها بود را خريداري كرد. او اسب‌ها را موجودات زيبايي مي‌پنداشت كه مي‌توانست با آن‌ها به گردش برود.

    آقا محمدخان نيز مالك چندين الماس استثنايي بود كه در ميان آن‌ها مي‌توان به الماس 13/ 33 قيراطي آقا محمدخان سوم اشاره كرد. اين الماس در ماه مه سال 1988 در ژنو در حراج كريستي به فروش گذاشته شد.

    آلنات، هيچ يك از الماس‌هاي آقا محمدخان را نخريد اما اين الماس بسيار زيبا را خريداري كرد و در اوايل دهه 1950 كارتيه را مسئول طراحي گل‌سينه‌اي با طرح گل نمود كه در آن الماس مزبور نصب شد. طرحي كه كارتيه ارائه داد در واقع طرحي از گل حاوي 5 گلبرگ بود كه به خطوطي از الماس‌هاي تراش باگت و سفيد رنگ مزين مي‌شد، گلبرگ‌ها نيز متشكل از الماس‌هايي با تراش برليان بودند، همچنين بر روي ساقه و 2 برگ اين گل، الماس‌هايي با همين برش مشاهده مي‌شد و آلنات در مركز گل قرار مي‌گرفت. طرح مذكور دوباره در سال 1996 در ژنو توسط كريستي به حراج گذاشته شد. قيمت اين گل‌سينه 3/043/496 دلار تعيين شده بود كه هم‌اكنون مالك آن شركت SIBA مي‌باشد. وزن اوليه سنگ 07/ 102 ارزيابي گرديد اما تراش مجدد در اواخر دهه 1990 سبب شد كه به وزن كنوني برسد و رنگ آن به زرد روشن فانتزي مبدل شود.

    آلنات در موزه "اسميت سونيان Smith Sonian" به مدت 4 روز با نام باشكوه‌ترين الماس به نمايش گذاشته شد و به همراه آن الماس‌هاي بي‌نظير رنگي ديگري نيز در معرض تماشاي عموم قرار 'vtjkn كه از جمله مي‌توان به "ستاره هزاره Millennium Star"، "قطب جاودانگي Heart of Eternity"، الماس "پامپ‌كين Pumpkin"، "موسايف قرمز Moussaieff Red" (كه پيش از آن "ردشيلد Red Shield" ناميده مي‌شد)، "روياي اقيانوس Ocean Dream" و "استين متزپينك Stein Metz Pink" اشاره كرد.

    اوروره باترفلاي آو پيس(پروانه‌ي سپيده‌دم صلح) 
    اين كار هنري، مجموعه‌اي از 240 الماس رنگي با وزن كلي 167 قيراط مي‌باشد كه به صورت موزاييك كاري است و طرحي به شكل پروانه دارد. اين شاهكار، نتيجه تلاش دوازده ساله "آلن برونستين Alan Bronstein‌" و "هري رادمن Harry Rodman" است. اين مجموعه از نوامبر 2004 تا جولاي 2005 در گالري سنگ‌هاي قيمتي در موسسه‌ي سيمسونين در واشنگتن به نمايش گذاشته شد. 

     

    پاورقي:
     

    Aurora‌: اوروره در اسطوره‌شناسي روم به معناي الهه‌ي سپيده‌دم است. 
    نمونه كوچك‌تري از اين كلكسيون در موزه علوم طبيعي "هوستون Houston" از ژوئن 1994 الي مارس 1996 و همچنين از تاريخ 25 مه الي 30 جولاي 2008 در موزه موسسه‌ي گوهرشناسي آمريكا GIA به نمايش گذاشته شد. مطالعات انجام شده بر روي اين دو مجموعه‌ي بي‌نظير منجر به كشف دستاوردهاي علمي جديدي در خصوص فلورسانت و فسفرنس بر روي الماس‌هاي فانتزي رنگي،‌ شده است. اين پديده‌ي جالب را مي‌توان هنگام تابش اشعه‌ي فرا بنفش به اسكلت اين دو مجموعه مشاهده كرد. الماس‌هاي غيرمعمول و كميابي كه طرح اين مجموعه را شكل مي‌دهند شامل: الماس‌هاي بنفش از كشور روسيه، آبي و نارنجي از آفريقاي جنوبي، ليمويي از برزيل، ارغواني و صورتي از معدن آرگيل واقع در استراليا مي‌باشند. 


  • بررسی آماری موسسات جواهرسازی براساس گنجایش و منطقه
     

    گنجایش یک Business‌ به صورت‌های مختلف می‌تواند تعریف شود. مثلا براساس میزان فروش سالانه یا کالای حمل‌شده، درآمد خالص یا ناخالص سالانه، میزان سرمایه یا تعداد کارمندان. در بررسی‌های آماری کانادا معمولا تعریف براساس تعداد کارمندان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    یک شرکت تولیدی در صورتی‌که کمتر از ۱۰۰ کارمند داشته‌باشد کوچک درنظرگرفته می‌شود در حالی‌که برای شرکت خدماتی آن تعداد حداقل ۵۰ نفر کارمند است. بیشتر از این تعداد و تا تعداد ۵۰۰ کارمند، شرکت متوسط درنظرگرفته می‌شود.

    در جدول زیر تعداد موسسات جواهرسازی که کارمند تحت استخدام خود دارند براساس اندازه برای استان‌ها و مناطق مختلف کانادا آورده‌شده‌است.

    فهرست موسسات جواهرسازی در کانادا

    این فهرست بر اساس شرکت‌های ثبت‌شده در اطلاعات داده‌های سایت Strategies تهیه شده‌است. این سایت کلیه شرکت‌ها، موسسات و کارگاه‌های جواهرسازی را در کانادا گردآوری کرده‌است که به‌صورت الفبایی فهرست شده‌است. برای مشاهده این فهرست به همراه کلیه مشخصات هریک از این موسسات شامل آدرس، تلفن، فکس، Email،اسم مدیر یا مدیران، نوع فعالیت، گنجایش شرکت، نوع تولیدات و اطلاعاتی در مورد بازار فعالیت هریک از این موسسات در کشورهای مختلف می‌توانید به آدرس اینترنتی زیر مراجعه فرمایید.

    www.itc-canada.com/jewellery/ccc.htm

    با مراجعه به این سایت می‌توانید به اطلاعات جامعی درمورد هریک از موسسات فعال در رشته جواهرسازی در کشور کانادا دسترسی پیدا کنید.

    سایت strategies (http://strategies.ic.gc.ca) این سایت مربوط به وزارت صنایع کانادا است.


  • برش الماس (Diamond Cut)
    احتمالاً مهمترین عامل نمایش، کیفیت و چالش برانگیزترین آن برش الماس است. درخشش الماس به مقدار زیادی بسته به نوع برش آن می باشد. قبل از هر چیز، یادآوری کنیم که نوع برش با شکل الماس متفاوت است.
    منظور از شکل، ظاهر و فرمی است که الماس دارد، مانند گرد، زمردی یا گلابی شکل اما برش، کیفیت انعکاسی الماس را شامل می شود. یک برش خوب درخشندگی را که از قلب و درون الماس می ترواد را منعکس می کند.

    برش بر اساس سطح کیفی به صورت زیر تقسیم بندی می شود:
     

    1- ایده آل (Ideal):
    کمترین سطح خارجی با بیشترین درخشندگی که فقط در نوع گرد دیده می شود.


    2- اعلا (Premium):
    بسیار نزدیک به نوع ایده آل

    3- خیلی خوب (Very good):
    این نوع الماس قسمت بیشتر نوری را که داخل سنگ می شود، منعکس می کند در این نوع برش الماس به قطعات درشت تری تقسیم می شود.


    4- خوب (Good):
    این نوع الماس، کمی بیشتر از نوری که در داخل می ماند، انعکاس می دهد و برش دهنده برای خلق بزرگترین قطعه ممکن، این نوع برش را انتخاب می کند.


    5- نسبتاً خوب و ضعیف (Fair & Poor):
    فقط تعداد کمی از نوری که وارد آن می شود، منعکس می کند که معمولاً برای بالاترین وزن الماس این نوع برش را انتخاب می کند.


  • برش الماس بر اساس سطح کیفی به چه حالت هایی قابل انجام شدن است ؟
    1- ایده آل (Ideal):
    کمترین سطح خارجی با بیشترین درخشندگی که فقط در نوع گرد دیده می شود.

    2- اعلا (Premium):
    بسیار نزدیک به نوع ایده آل
    3- خیلی خوب (Very good):
    این نوع الماس قسمت بیشتر نوری را که داخل سنگ می شود، منعکس می کند در این نوع برش الماس به قطعات درشت تری تقسیم می شود.

    4- خوب (Good):
    این نوع الماس، کمی بیشتر از نوری که در داخل می ماند، انعکاس می دهد و برش دهنده برای خلق بزرگترین قطعه ممکن، این نوع برش را انتخاب می کند.

    5- نسبتاً خوب و ضعیف (Fair & Poor):
    فقط تعداد کمی از نوری که وارد آن می شود، منعکس می کند که معمولاً برای بالاترین وزن الماس این نوع برش را انتخاب می کند.




  • برش و شکل در الماسها چه تفاوتی دارند ؟
    احتمالاً مهمترین عامل نمایش، کیفیت و چالش برانگیزترین آن برش الماس است. درخشش الماس به مقدار زیادی بسته به نوع برش آن می باشد. قبل از هر چیز، یادآوری کنیم که نوع برش با شکل الماس متفاوت است.
    منظور از شکل، ظاهر و فرمی است که الماس دارد، مانند گرد، زمردی یا گلابی شکل اما برش، کیفیت انعکاسی الماس را شامل می شود. یک برش خوب درخشندگی را که از قلب و درون الماس می ترواد را منعکس می کند.
  • برلیان و الماس چه تفاوتی با هم دارند؟
    با عمومیت یافتن استفاده از جواهرات به عنوان زیورآلات اصطلاحات نادرستی در بین افراد شاغل در این زمینه رایج شد که عموما به دلیل نا آگاهی این افراد بود و این اصطلاحات غلط به عموم مردم هم سرایت کرد.
    یکی از این اصطلاحات غلط که اکثرا بین مردم استفاده می شود و استفاده از آن توسط مخاطبین من همیشه برای من به نوعی آزار دهنده بوده است، استفاده از واژه ی “برلیان” برای سنگ قیمتی “الماس” است و قصد دارم در مورد واژه برلیان و الماس توضیحاتی را در ادامه ارائه کنم.
     
    برلیان Brilliant : 
    برلیان نوعی تراش است که برای سنگ الماس استفاده میشود این نوع تراش فرزند تراشی است به نام تراش سوییسی که برای انواع و اقسام سنگهای مختلف در گذشته استفاده می شده است. در تراش برلیان امروزه سعی بر آن است که هر چه بیشتر از قبل جلوه های بصری سنگ الماس را به نمایش بگذراند و زوایای و نوع برش را به شکلی تنظیم کنند که نور وارده شده به سنگ الماس با صفحات بیشتری از سنگ برخورده کرده و در انتها به چشم ما برخورد کند. برای دست یافتن به این مساله دانشمندان موسسات بزرگ آمریکا و بلژیک همیشه برای بهتر کردن نوع تراش الماس ها تلاش می کنند و سال به سال استاندارهای جدیدی را برای اینکار ارائه می دهند. و در اصل تراشندگان الماس چه کسانی که به روش سنتی مباردت به تراش الماس میکنند و چه کسانی که با دستگاه های پیشرفته بایستی پیرو این استاندار باشند.
     
    الماس Diamond: 
    در مورد الماس کما بیش اکثر مردم اطلاعات خوبی دارند، من جمله اینکه، بالاترین درجه ی سختی را در بین سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی دارد، سنگی بسیار گران قیمت است گاهی اوقات الماسهایی که تاریخچه ی مختص به خود را با خود به همراه دارند پشتوانه ی پول مملکت ها هستند، نوع شفاف و بی رنگ آن معروفترین نوع آن است ولی امروز برای تنوع هم که شده از رنگهای مختلف آن هم استقبال به عمل می آید و غیره ….
     
    پس به دلیل اینکه این نوع تراش یعنی تراش برلیان صرفا برای سنگ الماس روز به روز در حال پیشرفت و بهبود هست عموم افراد این سنگی قیمتی را به اسم برلیان میشناسند در صورتی که در اصل بایستی به خاطر داشته باشیم که نام این سنگ الماس است و تراش آن برلیان، ممکن است یک نوع سنگ با استفاده از نوع دیگری از تراشها، تراش خورده باشد پس نباید برای آن سنگ واژه ی برلیان را بکار ببریم.
  • بزرگترین الماس سیاه دنیا
    اسپریت آو د گریسوگونو Spirit of de Grisogono، استثنایی‌ترین و بزرگترین الماس سیاه در دنیا برای اولین بار در موزه تاریخ طبیعی Musuen of Natural History پاریس Paris به معرض دید عموم گذاشته شد.

    امروزه رنگ سیاه سمبل و القاءکننده دنیایی از معانی به شمار می‌رود و رنگی نمادین محسوب می‌شود. یکی از معروفترین افرادی که به معنای واقعی کلمه شیفته این رنگ است، جواهرساز معروف سوئیسی، دی گریسوگونو است.

    دی گریسوگونو اولین جواهرسازی بود که کلکسیون‌های خیره‌کننده و چشمگیری از جواهرات و ساعتهای حاوی الماس سیاه را به دنیا عرضه نمود.

    برای اولین بار بزرگترین قطع الماس سیاه به نام اسپریت آو د گریسوگونو به وزن ۲۴/۳۱۲ قیراط Carat را به معرض دید عموم گذاشت. این الماس فوق‌العاده تابستان گذشته در موزه ملی تاریخ طبیعی پاریس در بخش نمایشگاه الماس موزه در معرض دید همگان بود. وزن ناخالص این الماس در اصل ۵۸۷ قیراط بوده که طی چندین دهه گذشته از نواحی مرکزی غربی آفریقا Africa استخراج شده و به سوئیس Switzerland وارد شده است.

     سپس این جواهر منحصر به فرد با به کارگیری از فناوری کاتینگ Cutting، الماس مغول Mogul Diamond Cutting، تراش داده شد


  • بزرگترین الماس‌ های جهان
    بسیاری از الماس‌های بزرگ و نفیس جهان شهرت خود را به واسطه زیبایی طبیعی و افراد مشهوری که آنها را در اختیار داشته‌اند، کسب کرده‌اند.

     


    در دوران‌های مختلف، معیار ثروت و قدرت اغلب با مالکیت برخی از ارزشمندترین و بهترین الماس‌ها، سنگ‌های قیمتی و فلزات گران بها سنجیده شده است. بسیاری از الماس‌های بزرگ و نفیس جهان شهرت خود را به واسطه زیبایی طبیعی و افراد مشهوری که آنها را در اختیار داشته‌اند، کسب کرده‌اند.

    برخی از الماس‌ها در حراجی‌های مطرح جهان به قیمت‌هایی بیش از 10 میلیون دلار فروخته شده که ارزش ویژه این سنگ باشکوه را بیش از پیش مشخص می سازد.

    از این رو، در ادامه این مطلب برخی از بزرگترین و مشهورترین الماس‌های جهان را معرفی می کنیم.

    الماس ستاره هزاره - 203.04 قیراط (40.608 گرم)

    این الماس فوق العاده زیبا دومین الماس بزرگ بی رنگ درجه D  جهان محسوب می شود. الماس "ستاره هزاره" چه از نظر درونی و چه از نظر بیرونی بی نقص بوده و شکلی شبیه اشک دارد. این الماس در منطقه  "Mbuji-Mayi" کشور زئیر (جمهوری دمکراتیک کنگو) و در سال 1990 کشف شده و سنگ اصلی آن 777 قیراط وزن داشته است. ارزش الماس ستاره هزاره نامشخص بوده، اما از بیمه‌ای 100 میلیون پوندی برخوردار است.

    الماس صلیب سرخ - 205.07 قیراط (41.014 گرم)

    الماس "صلیب سرخ" به رنگ زرد قناری بوده و در سال 1901 در معادن "کیمبرلی" آفریقای جنوبی کشف شده است. در سال 1918، این الماس از سوی جامعه صلیب سرخ بریتانیا برای فروش هنری که توسط حراجی "کریستی" در لندن برگزار شد، اهدا شد. این الماس زیبا دارای صلیب مالتی مشخصی در سطح رویی خود بوده و ارزش آن بیش از 2 میلیون پوند برآورد شده است.

    الماس د بیرز - 234.65 قیراط (46.930 گرم)

    این الماس در سال 1888 در معادن "کیمبرلی" آفریقای جنوبی کشف شده و سنگ اصلی آن 428.5 قیراط وزن داشته است. "د بیرز" بزرگترین الماسی بود که در آن زمان از چهار معدن کیمبرلی کشف شده بود. بزرگترین الماس هشت وجهی جهان در سال 1928 توسط کارتیه در گردنبند تشریفاتی "پاتیالا" (Patiala) به کار گرفته شد. ارزش این الماس نامشخص است.


    الماس جوبیلی - 245.35 قیراط (49.070 گرم)

    سنگ اصلی این الماس 650.80 قیراط وزن داشته و در سال 1895 در معدن "جاگرزفونتین" آفریقای جنوبی کشف شد. سنگی هشت وجهی و با شکلی نامنظم به آنچه که اکنون شاهد آن هستیم مبدل شده که از نظر اندازه و خلوص، الماسی استثنایی محسوب می شود. در ابتدا، این الماس به نام "ریتز" شناخته می شد، اما در سال 1897 و به افتخار شصتمین سالگرد تاجگذاری "ملکه ویکتوریا" به "جوبیلی" تغییر نام داد. ارزش الماس بی رنگ درجه E جوبیلی نامشخص است.

    الماس سنتنری - 273.85 قیراط (54.770 گرم)

    الماس "سنتنری" در ژوییه 1986 کشف شد و سنگ اصلی آن 599 قیراط وزن داشت. این الماس توسط تیمی به رهبری "گابریل تولکووسکی" تراش خورده است. پس از برش نهایی، الماس سنتنری با درجه رنگی D دارای 247 سطح کوچک شد. مالک فعلی، مکان نگهداری و ارزش این الماس نامشخص بوده، اما در سال 1991 به ارزش 100 میلیون دلار بیمه شده است.  


    الماس روح گریسوگونو - 312.24 قیراط (62.448 گرم)

    الماس "روح گریسوگونو"، بزرگترین الماس تراش خورده سیاه جهان است. این سنگ قیمتی در غرب آفریقای مرکزی یافت شده و وزن سنگ اصلی آن پیش از تراش خوردن برابر با 587 قیراط بوده است. "فواض گروسی" از تکنیک سنتی "مغولی" برای تراش دادن آن در کشور سوئیس استفاده کرده است. این الماس زیبا روی رکابی از جنس طلای سفید که با 702 الماس کوچک - در مجموع به وزن 36.69 قیراط - پوشیده شده، قرار گرفته است. ارزش و مالک فعلی آن نامشخص است.


    الماس کالینان دو - 317.4 قیراط (63.480 گرم)

    "کالینان دو"، دومین الماس بزرگی است که از سنگ اصلی "کالینان" برش خورده و چهارمین الماس جلا خورده بزرگ جهان محسوب می شود. سنگ اصلی به افتخار "سِر توماس کالینان" که معدن "پریمیر" در آفریقای جنوبی را افتتاح کرد، نامگذاری شده بود. کالینان دو الماسی بی رنگ با درجه D بوده و در مرکز تاج سلطنتی بریتانیا قرار گرفته است. ارزش این الماس فوق العاده حدود 200 میلیون دلار برآورد شده است.


    الماس بی نظیر (اینکامپربل) - 407.48 قیراط (81.496 گرم)


    الماس "بی نظیر" در سال 1984 توسط دختر کوچکی که از میان قلوه سنگ‌هایی در نزدیکی معدن الماس  "MIBA" جمهوری دمکراتیک کنگو عبور می کرد، کشف شد. وزن سنگ اصلی آن برابر با 890 قیراط بوده و پس از تراش خوردن، بزرگترین الماس قهوه‌ای جهان محسوب می شد. اما بعدها و به منظور نقص درونی کمتر، وزن آن به 407.5 قیراط کاهش یافت. الماس بی نظیر از رنگ قهوه‌ای‌زرد جالب توجه‌ای سود می برد و ارزش آن حدود 20 میلیون دلار برآورد شده است.


    الماس کالینان یک (الماس ستاره آفریقا) - 530.20 قیراط (106.040 گرم)

    این الماس اشکی دارای 76 سطح کوچک است. "کالینان یک" بزرگترین الماس در میان 9 الماسی بوده که از سنگ اصلی 3106 قیراطی آن برش خورده است. ارزش الماس بی رنگ درجه D کالینان یک که به نام "ستاره آفریقا" نیز شناخته می شود حدود 400 میلیون دلار برآورد شده است.


    الماس جوبیلی طلایی - 545.67 قیراط (109.134 گرم)

    الماس "جوبیلی طلایی" در سال 1985 و در معدن "پریمیر" آفریقای جنوبی کشف شد. این الماس توسط "گابریل تولکووسکی" برش خورده است. ارزش این الماس سنگین وزن بین 4 تا 12 میلیون دلار برآورد شده است. 


  • بزرگ‌ترین برند ساعت‌های لوکس
    هانس برای شرکت ساعت‌سازی سوئیس «لا شو دو فوند» کار می‌کرد. او در سال 1905 به لندن نقل مکان کرد تا کسب‌وکار خود را با ارائه قطعات ساعت با کیفیت، اما با قیمت معقول، راه‌اندازی کند. در همان سال او به همراه برادر زن خود آلفرد دیویس شرکت «ویلسدورف و دیویس» را در لندن تاسیس کرد. ویلسدورف سپس با یک تولید‌کننده ساعت در بیین (در نزدیکی برن در سوئیس) به نام هرمان آئگلر برای واردات ساعت مچی شریک شد.
    کار اصلی آنها در آن زمان واردات قطعات درونی ساعت‌های هرمان آئگلر سوئیسی به انگلستان و قرار دادن آنها در قاب‌های ساعت با کیفیت ساخته شده توسط شرکت دنیسون و شرکت‌های دیگر بود. ساعت‌های مچی اولیه به جواهرفروشی‌ها که در آن زمان نام خود را روی ساعت می‌نوشتند فروخته شد. در آن زمان در بخش درونی قاب‌های ساعت‌های اولیه‌ای که توسط شرکت ویلسدورف و دیویس ساخته می‌شد آرم W&D (اختصار نام شرکت) حک می‌شد.
    ویلسدورف در سال 1908 برند رولکس را خلق کرد تا تحت آن نام، ساعت‌های شرکت را بفروشد. در زمان جنگ جهانی اول، چون مالیات بر واردات کالاهای لوکس افزایش یافته بود، ویلسدورف لندن را ترک کرد و به سوئیس رفت و در لا شو دو فوند دفتری برای شرکت باز کرد. 
    نام رولکس در 15 نوامبر سال 1915 برای شرکت به ثبت رسید. ویلسدورف خود این نام را ابداع کرده و گفته بود می‌خواهد در هر زبانی به راحتی قابل‌تلفظ باشد. او همچنین بر این باور بود که از لحاظ صوتی نام رولکس مانند صدای کوک کردن ساعت است و به علاوه به اندازه کافی کوتاه است که روی صفحه ساعت جا شود.
    ویلسدورف در سال 1919 شرکت خود را به شهر ژنو سوئیس منتقل کرد و در آنجا شرکت را با نام شرکت ساعت رولکس، که بعدا به مونتر رولکس تغییر کرد، ثبت کرد، اما نام شرکت نهایتا به Rolex SA تغییر پیدا کرد. ویلسدورف به این دلیل شرکت را به سوئیس منتقل کرد که مالیات و عوارض گمرکی نقره و طلای استفاده شده در بدنه ساعت، هزینه‌های تولید را به میزان زیادی بالا برده بود. 
    هانس ویلسدورف پس از مرگ همسرش در سال 1944 بنیاد هانس ویلسدورف را تاسیس کرد و تمام سهام خود از رولکس را به آن اختصاص داد تا صرف بخشی از درآمد شرکت را برای امور خیریه تضمین کند. این بنیاد تا به امروز پا برجا مانده است.
    ویلسدورف در سال 1946 یک برند ساعت با کیفیت و ارزان‌قیمت به نام «تودر» (Tudor) را نیز به عنوان یکی از شرکت‌های زیرمجموعه رولکس تاسیس کرد. هانس ویلسدورف در 6 جولای سال 1960 در شهر ژنو از دنیا رفت.
    رولکس که در حال حاضر نامی پیشتاز در بازار ساعت‌های مچی لوکس است، برای بیش از یک قرن است سمبل کارکرد و پرستیژ به حساب می‌آید. ساعت‌های رولکس از اعتبار و شهرت زیادی نزد مردم جهان برخوردارند. شرکت رولکس که دفتر مرکزی آن در ژنو در سوئیس واقع شده با بیش از 28 شریک در سرتاسر دنیا و با اتکا بر 4000 تولید‌کننده ساعت رولكس در بیش از 100 کشور دنیا همچنان به گسترش خود بر پایه نوآوری و دستاوردهای خود ادامه می‌دهد. در حال حاضر، برونو میر مدیر عامل و میشائیل المز مدیر مالی شرکت رولکس هستند. درآمد این شرکت در سال 2005 با بیش از 5800 کارمند در حدود 7/2 میلیارد دلار بوده است. 
    رولکس با فاصله‌ای زیاد نسبت به دیگر شرکت‌ها، بزرگ‌ترین برند ساعت‌های تک لوکس به‌شمار می‌رود. میزان تولید این شرکت در حدود ۲۰۰۰ ساعت در روز می‌باشد. رولکس نوآوری‌های زیادی انجام داده است که از جمله آنها تولید اولین ساعت مچی با تغییر تاریخ اتوماتیک روی صفحه، اولین ساعت مچی با تغییر تاریخ و روز اتوماتیک روی صفحه، اولین ساعت مچی ضد آب تا عمق 100 متری،‌ اولین ساعت مچی که زمان دو منطقه را همزمان نشان می‌دهد، است. به علاوه رولکس اولین تولید‌کننده ساعتی بود که مجوز نصب کرنومتر برای ساعت‌های مچی را دریافت کرد.
  • بزرگ‌ترین شرکت تولید کریستال و جواهرات
     کمپانی زاواروفسکی (Swarovski) یک شرکت تولید جواهرات برش خورده خاص و لنزهای قوی و یکی از بزرگ‌ترین و بهترین شرکت‌های تولیدات صنایع اپتیک در جهان است که طی بیش از یک قرن سابقه‌ای درخشان در تولیدات اپتیکی، جواهرات و کریستال دارد. به جرات می‌توان گفت که هیچ دوستدار جواهراتی وجود ندارد که نام زاواروفسکی را نشنیده باشد و حتی می‌توان به جواهرسازانی اشاره کرد که به دنبال تراش‌های خاص و منحصر به فرد برای جواهرات گران قیمت خود هستند.

    «دانیل زاواروفسکی» در ۲۴ اکتبر سال ۱۸۶۲ در جمهوری چک به دنیا آمد و در ابتدای کار در کارگاه برش شیشه و کریستال در حکومت سلطنتی اتریش کار می‌کرد. کریستال‌های زاواروفسکی با افزایش شکست نور در ساخت جواهرات، مجسمه، طراحی لباس و نورپردازی خانه‌ها و چراغ‌ها استفاده می‌شدند که تمام مجسمه‌های تولیدی با آرم یک گل تولید می‌شدند. البته در سال ۱۹۸۸ این گل تبدیل به یک قو شده و نشان آن تغییر کرد.

    او در سال ۱۸۹۲ با بهره‌گیری از دستگاه‌های برش الکتریکی به تولید جواهرات خاص پرداخت. او در زمان خود برای تولید برق کارخانه خود از برق آبی بهره گرفت که این نیز از ابتکارات و اختراعات خودش بود. سرانجام در سال ۱۸۹۵ با سرمایه‌گذاری «آرماند کاسمن» و «فرانس وایز» شرکت زاواروفسکی گسترش پیدا کرد و این کارخانه در تیرول اتریش بنا شد. دانیل در ابتدا اسم کمپانی خود را «کمپانی کاسمن زاواروفسکی» گذاشت و پس از مدتی اسم آن را کوتاه‌تر کرده و به K.S Company تبدیل نمود.

    کریستال‌های تولیدی زاواروفسکی این قابلیت را داشتند كه با شکست نور، رنگین کمان زیبایی را درست کنند. شرکت از این کریستال‌ها در تولید کت که با نوع خاصی از فلز تلفیق شده بود، استفاده کرده و کت‌های زیبایی تولید کرد. یکی از پارچه‌های پالتویی این کمپانی که در آن از کریستال و نوعی روغن استفاده می‌شد، لباس‌ها را مانند یک رنگین کمان زیبا می‌نمود. انسان‌ها از همان ابتدا سعی داشتند تا آن سوی حد دید چشم خود را نیز بتوانند به آشکارا ببینند و این جذابیت بیشتر برای ستاره شناسان و ریاضیدانان وجود داشت تا با این روش به گسترش علم بپردازند. اصول اولیه به کار بردن لنز از همان ابتدا در تلسکوپ‌ها بود که اولین لنز ساده را «گالیله» ستاره‌شناس ایتالیایی اختراع کرد.

    دانیل زاواروفسکی نیز که در سال ۱۸۹۵ با استفاده از برش الکتریکی دست به تولید جواهرات زده بود و با خانواده‌اش کمپانی خود را اداره می‌کرد، دست به گسترش کمپانی خود زده و خطوط تولید جدیدی تاسیس کرد که شامل تولیدات اپتیکی بود. او در سال ۱۹۳۵ با کمک پسرش «ویلهلم» که در آن زمان ۱۷ سال سن داشته و از زمان کودکی علاقه زیادی به ستاره‌شناسی و نجوم داشت، دست به تولیدات اپتیکی زدند.

    به گفته دانیل «این جاه طلبی باعث پیشرفت کارخانه شد». ویلهلم در ابتدا ساخت دوربین دوچشمی‌را شروع کرد. این لنز که منشور آن در کارخانه جواهرسازی پدرش تولید شده بود، در اولین دوربین دو چشمی‌او که توسط خودش ساخته شده بود، مورد استفاده قرار گرفت.

    ویلهلم زاواروفسکی پایه‌گذار تجهیزات اپتیکی شرکت پدرش بود و در سال ۱۹۴۹ دپارتمان نورشناسی و صنایع اپتیک ورزشی را در این کمپانی تاسیس کرد که این کار او با شهرتی عمومی‌روبه‌رو شد. این بخش از کمپانی، اولین محصول خود که یک دوربین دو چشمی‌سری Habicht بود را ساخت. این دوربین پایه و اساس یک استاندارد برای دوربین‌های شکاری شد که هنوز هم از این استاندارد در صنعت اپتیکی استفاده می‌شود. پس از آن، کمپانی زاواروفسکی اپتیک جزو بهترین‌های صنایع اپتیکی در جهان گردید.
    زاواروفسکی اولین دوربین تفنگ را در سال ۱۹۵۹ و اولین تلسکوپ متغیر خود را در سال ۱۹۶۷ تولید کرد. این شرکت در سال ۱۹۷۱ اولین دوربین دوچشمی‌با زره لاستیکی و در سال ۱۹۷۶ اولین دوربین تفنگ خود را که دارای خاصیتی ضدشوک بود و از صدمه زدن به چشم تیرانداز جلوگیری می‌کرد را تولید نمود. در سال ۱۹۹۴ نیز موفق شد اولین تلسکوپ معروف خود را تولید کرده و پنج سال بعد اولین دوربین دو چشمی‌مدل EL خود را تولید كرده و روانه بازار کرد. این مدل دوربین در بین کلیه نشریات تخصصی بالاترین امتیاز را گرفته و بهترین دوربین دو چشمی‌در جهان گردید. محصولات زاواروفسکی جوایز زیادی را در کشورهای مختلف نصیب خود کرد که نشان دهنده استقبال جهانی و محبوبیت زاواروفسکی در بین مشتریان بود.

    کمپانی زاواروفسکی با تبحر خاصی که در تولید کریستال و تراش جواهرات پیدا کرده بود با ۳ شرکت تیرولیت، سیگنیتی و Swareflex در هم ادغام شده و به تولید تجهیزات اپتیکی پرداختند. تجربه‌ای كه کمپانی زاواروفسکی در تراش کریستال داشت باعث تولیدات اپتیکی بسیار خوبی شد که شهرت جهانی پیدا کرد. کمپانی زاواروفسکی در سال ۲۰۰۷ با شرکت فیلیپس قراردادی منعقد کرد که برای این شرکت لوازم الکتریکی با تزئینات کریستال تولید کند که از آن جمله می‌توان به چندین مدل حافظه جانبی و هدفون اشاره کرد. در سال ۲۰۰۸ نیز به تولید بلوتوث بی‌سیم رسید و کریستال‌های خود را در زیباسازی وسایل مختلف از جمله یک خودرو بنز به کار برد. این شرکت با داشتن بیش از 25 هزار کارمند، سفارشات بزرگی از هنرمندان برای برش الماس می‌گیرد و سالانه درآمدی بالغ بر 2 میلیارد دلار دارد. 


  • بسته‌بندي؛ هنر عرضه جواهرات
    مجموعه‌ي وسيعي از بسته‌بندي وجود دارد كه شامل كارتن، جعبه، كيسه و صندوقچه مي‌شود و براي جواهرسازان به عنوان يك ضرورت و شايد ابزاري براي ارتقاء سطح كيفي محصولات‌شان بسيار حائز اهميت است. دانستني‌هاي فراواني پيرامون اين موضوع وجود دارد و ما به هنر بسته‌بندي در كشور ژاپن خواهيم پرداخت. 

    در ژاپن بسته‌بندي يك كالا به اندازه‌ي شي موجود در آن حائز اهميت است. شيوه‌ي سنتي شركت "نيپون Nippon" براي بسته‌بندي طوري است كه قسمتي از شي داخل بسته آن قابل رؤيت باشد. برخلاف استانداردهاي غربي و ضرورت‌هاي صنعتي "تسوتسومي Tsutsumi" هنر منحصر به فرد بسته‌بندي ژاپني، تا به امروز به حيات خود ادامه داده است. هنرمندان صاحب نام، تاكيد بسياري بر آن و ارتقاء ايده‌ها به منظور كسب جاذبه زيبايي‌شناختي بالا دارند. 

    هنگام خريد كيك در آلمان، فروشنده آن را داخل سيني كاغذي مي‌گذارد و با نوعي كاغذ نازك بسته‌بندي مي‌كند. در ژاپن، فروشنده كيك را داخل سليفون مي‌پيچد، آن را داخل يك جعبه مي‌گذارد، سپس با يك كاغذ زيبا بسته‌بندي مي‌كند و در نهايت آن را داخل ساك خريد قرار مي‌دهد. پيام اين موضوع آن است كه كالاي خريداري شده به اين‌گونه بسته‌بندي نياز دارد. 

    همواره مواد مهمي را براي بسته‌بندي فراهم كرده‌اند. برگ‌هاي درختان برگريز نظير بلوط يا مگنوليا اغلب مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ساقه‌ي دو نيم شده و برگ‌هاي بامبو، پوشال برنج، نيلوفر آبي و ساقه‌هاي ني موادي هستند كه به طور معمول استفاده مي‌شوند. از نقطه نظر بازيافت، اين مواد مورد استفاده در بسته‌بندي‌ها مي‌بايستي مورد تاييد مسؤلان حفاظت از محيط زيست باشند. بسياري از جعبه‌ها به طور طبيعي از چوب ساخته مي‌شوند. 

    براساس آنچه در كتاب "سيشو ناگون Seisho Nagon" آمده است، بسته بندي اشياء براي اولين بار در قرن دهم صورت گرفت. شگفت‌انگيزتر آن‌كه بسته‌بندي در آن زمان تجمل مطلق به شمار مي‌آمد اما در قرن هجدهم بسيار متداول گشت. از آن پس اين ايده به ذهن شخصي رسيد كه به جاي پيچيدن كاغذ اضافه به دور كالا بهتر است كه بسته‌بندي به صورت جذاب‌تري انجام شود به اين ترتيب با خم كردن و تا كردن كاغذهاي دو رنگ يا دو نوع كاغذ، به بسته‌بندي حالت برجسته داده شد. به منظور مشاهده‌ي محتويات بسته‌بندي، كاغذها به گونه‌اي تا مي‌شدند كه شي داخل آن قابل رؤيت باشد. در بسته‌بندي از "اوريگمي Orogami‌" يا همان هنر تا كردن كاغذ، استفاده مي‌شود. اين روش، تركيبي زيبا و دلنشين از جعبه‌ها ارائه مي‌دهد. 

    هنرمندان بسته‌بندي ژاپني، مدل‌هاي خاص و متفاوتي را براي بسته‌بندي جواهرات ارائه مي‌دهند. يكي از اين روش‌ها، تلفيق پيشنهادات جالب طراحان صاحب نام با يكديگر و استفاده از كاغذ و روش‌هاي بسته بندي خاص مي‌باشد. با وجود تمامي محدوديت‌هايي كه در انتخاب مواد مورد نياز وجود دارد، نمي‌بايست خلاقيت را ناديده گرفت. 

    جعبه جواهرات

    استفاده از جواهرات گران‌بها هرگز امري پيش پا افتاده به حساب نخواهد آمد. خانم‌ها علاقه‌ي فراواني به خريد جواهرات شيك، امروزي و گران‌بها به منظور استفاده روزمره يا در مجالس دارند. الماس، مرواريد، كريستال، سنگ‌هاي گران‌بها، فلزاتي نظير طلا، نقره استرلينگ، پلاتين، تيتانيوم و غيره در ساخت جواهرات به‌كار مي‌روند، اما اين سنگ‌ها و فلزات گران‌بها تنها در صورتي زيبايي و درخشش خود را حفظ مي‌كنند كه با دقت و به خوبي نگهداري شوند.

    جواهرات گران‌بها را بايد در جعبه‌هاي مخصوص قرار داد. يكي از مزاياي نگهداري جواهرات در جعبه‌ها، جلوگيري از در معرض رطوبت قرار گرفتن و در نتيجه ممانعت از كدر شدن و خراشيده شدن آن‌ها است. بسياري از جواهرفروشان اين جعبه‌ها را هنگام خريد به صورت رايگان در اختيار مشتريان قرار مي‌دهند. اين قبيل جعبه‌ها داراي آسترهاي نرم و لطيفي هستند كه مانع خراشيده شدن جواهرات و نفوذ رطوبت به داخل جعبه مي‌شوند. استفاده از جواهرات زيبا به اندازه‌ي نگهداري از آن‌ها دشوار نيست. هنگامي‌كه شخصي به منظور خريد جواهرات گران‌بها هزينه‌ي بالايي را پرداخت مي‌كند، به طبع قصد استفاده‌ي دراز مدت از آن را دارد. در صورتي‌كه تمايل داريد جواهراتتان همواره درخشان باشند مي‌بايستي تميز كردن پس از هر بار استفاده و قرار دادن آن‌ها درون جعبه جواهرات را هرگز فراموش نكنيد.



      
    علاوه بر ساخت و فروش، به نمايش گذاشتن جواهرات زيبا و درخشان به گونه‌اي متفاوت و خلاقانه در صنعت طلا و جواهر از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. از ارزش يك كار هنري شگفت‌انگيز در صورت عدم عرضه‌ي صحيح كاسته مي‌شود. به علاوه، وجود رقابت در صنعت طلا و جواهر، جواهرفروشان را به سوي تاكيد بيشتر بر روي عرضه جواهرات خود به كمك طراحي‌هاي مبتكرانه هنرمندان خلاق اين رشته سوق داده است. اين نحوه‌ي عرضه‌‌ي جواهرات موجب افزايش فروش و در نتيجه درآمد جواهرفروشان مي‌شود.

    به منظور عرضه‌ي جواهرات به گونه‌اي جالب توجه،‌ انواع متفاوتي از استندها، جعبه‌ها و كيسه‌هاي زيبا وجود دارند كه جواهرفروشان و فروشندگان از آن‌ها استفاده مي‌كنند. بسياري از جواهرسازان از مانكن براي نمايش جواهرات استفاده مي‌كنند. گردنبندي زيبا بر روي يك مانكن، به خريدار كمك مي‌كند تا آن را بهتر بر روي گردن خود تجسم ‌كند. به طور معمول از رنگ‌هاي تيره براي اين مانكن‌ها استفاده مي‌شود زيرا اين تيرگي درخشش و تلالو قطعه جواهر را بيشتر به نمايش مي‌گذارد.



    اغلب جواهرفروشان، از ويترين‌هاي شيشه‌اي استفاده مي‌كند تا جواهرات قابل رؤيت باشند. يك ويترين زيبا و جذاب به راحتي توجه مشتريان را به سوي جواهرفروشي جلب مي‌كند و آن‌ها را ترغيب مي‌كند كه بارها و بارها از آنجا ديدن كنند.



     


  • بهسازی سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی
    بهسازی به معنای هر عملی است که موجب افزایش زیبایی از لحاظ رنگ، پاکی و یا مقاومت سنگ شود. تشخیص سنگ بهسازی شده از نمونه بهسازی نشده و تعیین نوع بهسازی انجام شده بخشی از شناسایی یک سنگ محسوب می شود.

     

    بهسازی می‌تواند موجب افزایش و یا کاهش قیمت یک سنگ شود. چنانچه بهسازی موجب زیباشدن یک سنگ شود قیمت آنرا افزایش میدهد از سویی دیگر عدم بهسازی به خودی خود ارزشمند است.

    به عنوان مثال دوقطعه یاقوت سرخ  مشابه از لحاظ پاکی، رنگ، اندازه و تراش چنانچه یکی رنگ ان در اثر بهسازی حرارتی ایجاد شده باشد و دیگری طبیعی باشد، قیمت نمونه طبیعی 10 تا 20 درصد در هر قیراط بیشتر از نمونه بهسازی شده است.از طرفی برخی از روش های بهسازی دائمی نبوده و اثر آن در طول زمان از بین میرود و نگهداری این گونه سنگها نیازمند شرایط خاصی می باشند. از نظر اخلاق تجارت سنگهای قیمتی، باید عنوان شود که سنگ بهسازی شده است و نوع آن نیز ذکر گردد و همچنین باید روش نگهداری از آن به خریدار توضیح داده شود

    شناسایی یک سنگ قیمتی شامل  سه مرحله می باشد:

    1- تشخیص گونه سنگ: شناسایی نوع سنگ با توجه به روش های آزمایشگاهی معمول همچون  تعیین گرانی ویژه، تعیین ضریب شکست ....

    2- تشخیص منشا سنگ: شناسایی سنگ از لحاظ مصنوعی و یا طبیعی بودن که توسط گوهرشناس و طی مطالعات میکروسکوپی  انجام می پذیرد.

    3- تشخیص بهسازی:  در درجه اول تشخیص سنگ بهسازی شده از بهسازی نشده و سپس تعیین نوع بهسازی که این مرحله نیز توسط گوهرشناس و طی مطالعات میکروسکوپی انجام می گیرد.

    سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی از لحاظ بهسازی به پنح گروه تقسیم می شوند:

    1- سنگهای بهسازی شده:  شامل سنگهای می شوند که شخص یا کمپانی بهسازی کننده ، سنگ را به عنوان محصول بهسازی شده به بازار عرضه می نماید.

    2- نمونه هایی که بهسازی شده فرض میشوند: شامل سنگهایی میشوند که به طور معمول بهسازی بر روی آنها انجام می‌گیرد و یا گونه هایی که به ندرت از لحاظ فرم و یا رنگ در طبیعت دیده می شود مانند: توپاز آبی، انیکس سیاه که در طبیعت به این رنگ به ندرت یافت میشود ولیکن بواسطه پرتوافکنی و پس از آن رنگ کردن به میزان فراوان یافت میشود.از نونه های بارز دیگر این گروه زمردهای روغن زده شده می باشند، معمولا بر روی 90 درصد زمردها بهسازی oiling صورت می گیرد.

    3- نمونه هایی که احتمالا بهسازی شده اند: شامل نمونه هایی میشوند که روش های بهسازی شناخته شده ای برای آنها وجود دارد مانند فیروزه های با رزین چسبانده شده ، مرواریدهای بی رنگ شده و یشم رنگ شده.

    4- نمونه هایی که بهسازی نشده فرض می شوند: اغلب شامل نمونه هایی میشوند که روش بهسازی برای آنها کشف نشده اند و روش های معمول برای آنها قابل استفاده نیست مانند اسپینل، ایولیت  و اغلب نمونه های گارنت.

    5- نمونه ای بهسازی نشده: به ندرت سنگی در این گروه قرار می گیرد و تنها گوهرشناسان متخصص می توانند نمونه های آنرا شناسایی نمایند.

    image002

    شکل 1-1- طبقه بندی سنگها از نظر بهسازی

     


    تاریخچه بهسازی سنگهای قیمتی

    فرآوری سنگهای قیمتی و فروش آنها به بهایی بالاتر به سالهای بسیار دور باز می‌گردد:

    • در میان جواهرات یافت شده در مقبره King Tat  در حدود1300 سال قبل از میلاد مسیح سنگ کارنالینی یافت شده است مه به روش حرارتی بهسازی شده است.
    • پلینی بزرگ (79-23 بعد از میلاد مسیح ) در کتاب خود به نام تاریخ طبیعی روش های روغن زدن و رنگ کردن سنگ ها را بیان کرده است.
    • دانشمند و محقق ایتالیایی Camillus Leonardus در کتاب خود با نام آیینه سنگها "Mirror of Stones" که در سال 1502 میلادی به چاپ رسیده است روش هایی برای تشخیص سنگهای بهسازی شده ارایه نموده است.
    • در سال 1932 میلادی مقاله ای به چاچ رسید که 14 روش بهسازی حرارتی را معرفی نموده است.

     

    روش‌های بهسازی

    انواع روشهای بهسازی شامل:

    - حرارت دهی heating

    - پرتوافکنی irradiating

    - پوشاندن سطح سنگ با روغن waxing

    - رنگ کردن dying

    - رنگ بری bleaching

    - اشباع سازی  impregnation

    - پر کردن سنگ با روغن oiling

    - پر کردن filling

    - سوراخ کردن با لیزر laser drilling

    - دیفیوژن Diffusion

    - پوشاندن سطح سنگ coating

     

    انجمن تجارت سنگ های قیمتی آمریکا The American Gem Trade Association)) AGTA حروف اختصاری برای هریک از روش های بهسازی مهم در نظر گرفته است که شامل دو بخش می شود:

    1- نشانه های کلی یا اصلی General Codes

    2- نشانه ای خاص Specific Codes

     

    image004

    جدول 1-1 – نشنانه های مخصوص بهسازی ارائه شده توسط انجمن AGTA

     



    حرارت دهی Heating

    یکی از مهمترین و متنوع ترین روش های بهسازی است .با توجه به نوع سنگ درجه حرارت بسیار متنوع می باشد و از حرارت نزدیک به نقطه ذوب سنگ تا درجه حرارت تابش خورشید را در بر میگیرد.حضور و یا عدم حضور اکسیژن و میزان فشار از  عوامل قابل توجه ای می باشند. دو گروه عمده سنگهای گرانبها تحت بهسازی حرارتی قرار نمیگیرند:

    1- سنگهای حساس در برابر حرارت مانند اپال، آپاتیت، مروارید و فیروزه

    2- سنگهایی که تحت تاثیر حرارت تغییر محسوسی نمیکنند و یا اینکه حرارت دهی آنها مقرون به صرفه نیست مانند گارنت،اسپینل، کریزوبریل، ایولیت، پریدوتیت، یشم، سنگ ماه، سنگ خورشید.

    از میان انواع سنگهایی که مورد بهسازی حرارتی قرار می گیرند می توان به  کهربا (آمبر) اشاره کرد:

    آمبر به سه علت اساسی حرارت داده می شود: 1- تیره تر شدن رنگ آن 2- افزایش پاکی و شفافیت 3- افزودن ترکهای استرسی

    حرارت بکار رفته در این نوع بهسازی درجه پایین می باشد زیرا که درجه حرارت بالا موجب سوختن و یا ذوب سنگ می شود.برای افزایش میزان پاکی کهربا را درون روغن مخصوصی حرارت میدهند و جهت ایجاد ترکهای استرسی کهربای حرارت داده شده را به سرعت درون مایع سردی انداخته آنرا سریع سرد می کنند .کهربای حاوی  ترکهای ایحاد شده به این روش را Sun spangles Amber  می گویند.

    image008     image006

    شکل 2-1-  شکل سمت چپ کهربای حرارت داده شده حکاکی شده ، شکل سمت راست نمای نزدیک ترکهای استرسی ناشی از حرارت Sun spangles

     

    پرتوافکنی Irradiation

    پس از گرمادهی یکی از رایجترین روش های بهسازی جواهرات ، پرتوافکنی است. اغلب سنگهای بهسازی شده به این روش به غیر از الماس قابل تشخیص نمی باشند. روش های متنوعی در این نوع بهسازی وجود دارد .جدیدترین آنها پرتوافکنی به کمک اشعه آلفا است . امروزه اشعه بتا توسط شتابدهنده های خطی و نوترون توسط راکتورهای هسته ای و اشعه گاما از منابع کبالت رادیواکتیوی تورباید میشوند. در پروسه پرتوافکنی  مانند بهسازی حرارتی عامل زمان نیز بسیار تعیین کننده می باشد . با توجه به گوناگونی ترکیب شیمیایی سنگها ممکن است پرتوافکنی به دنبال مراحل گرمادهی صورت پذیرد  که در این صورت طیف وسیعی از نتایج قابل بررسی میباشد.

    از میان انواع سنگهایی که مورد بهسازی نوع پرتو افکنی قرار می گیرند می توان به  مروارید اشاره کرد:

    یکی از روش های بهسازی مروارید که برای تغییر رنگ مرواریدهای پرورشی به کار میرود ، استفاده از اشعه گاما میباشد که تاثیر متفاوتی بر روی مروارید پرورشی آب شور و شیرین دارد. هنگامی که  مرواریدهای آب شور مانند آکویا، پرتوافکنی میشوند هسته آنها  تیره رنگ میشود که باعث می‌شود  مروارید به رنگ خاکستری یا خاکستری-آبی دیده شود  ولیکن پرتوافکنی بر مرواریدهای آب شیرین بر روی لایه ای ناکری Nacre تاثیر گذاشته  و رنگ آنرا به نقره ای، طلایی، سیاه و حتی چند رنگ(رنگارنگ)  تبدیل میکند و رنگ های حاصله به شدت متالیک هستند. بهسازی در هردو نوع مروارید دائمی می‌باشد.

    image010

    شکل- 11-1-  مروارید پرورشی  آب شیرین پرتوافکنی شده

     

    با توجه به پیشرفت روز افزون علم، انواع بهسازی های گوناگون بر روی سنگها قابل اعمال است  و شناسایی انواع بهسازی ها و تشخیص نمونه طبیعی از نمونه بهسازی شده مستلزم مطالعات و بررسی های مداوم  آزمایشگاهی می‌باشد. تشخیص سنگ بهسازی شده از نمونه طبیعی بسیار حائز اهمیت بوده و عامل تعیین کننده ای در قیمت و ارزش سنگ دارد از طرفی گاه نمونه های بهسازی شده ممکن است در اثر عدم نگهداری صحیح دچار نقصان شوند در نتیجه سنگ قیمتی باید به درستی و با دقت  توسط گوهرشناس  متخصص مطالعه شده و معایب و مزایای آن بدون کم و کاست به اطلاع خریدار رسانده شود.


  • بیشتر بشناسید ... الماس
    شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العاده‌اى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مى‌آیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پرده‌اى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعه‌هایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى‌رسد.

    بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگر سنگهاى قیمتى ، فلزات ، گرانیت و شیشه مى‌رسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژه‌اى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است.

    اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختار ضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگه‌هاى ناچیز ناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده‌اند.

    - دورنماى الماس

    میزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح می‌باشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ، آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح می‌باشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ، آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ، ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

    - تولید الماس

    الماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مى‌گیرد. اما در آزمایشگاه مى‌توان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مى‌کند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مى‌دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

    این دو تکنیک براى اولین بار در دهه 1950 کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکى‌اش را سپرى مى‌کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسب‌ترین خواهد بود.

    فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس در خلأ آغاز مى‌شود. سپس گازهاى هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مى‌یابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مى‌شود که با متان واکنش مى‌دهد تا رادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مى‌چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

    به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مى‌شود. هر ذره الماس در محفظه‌هاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطه‌ور مى‌شود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شده‌اى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد مى‌کند.»

    گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مى‌کرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکان تولید نمونه‌هایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاى قیمتى به فروش نرسیده بودند.

    در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مى‌دهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بى‌رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى تولید مى‌شوند. در واقع این الماسها مى‌توانند چنان کیفیت بالایى داشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مى‌آیند.

    شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطور سنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند.

    - تشخیص الماسهای مصنوعی

    آزمایشگاه آنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مى‌کنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفى نور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مى‌شود. اگر نشانه‌هایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مى‌گیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختار درونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مى‌کند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماس را حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مى‌کنند.

    در واقع الماسها نیز درست مثل درختان داراى حلقه‌هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که در آزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مى‌دهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر به تشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت.

    - الماس مصنوعی

    این نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد.

    در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع می‌شود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده می‌شود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز می‌شود.

    - موارد مصرف الماس

    الماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش می‌شناسند، ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی می‌رسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74 درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار می‌رود.

    - تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتی

    1) الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم می‌شوند:

    2) الماس صنعتی که به علت شکل و رنگ آن ، مصرف زینتی ندارد.

    3) الماس بورت که قطعه‌های کوچک و شکل نامناسب دارد.

    4) الماس کاربونادو که مخلوطی از الماس ، گرافیت و کربن بی‌شکل (آمورف) است.

    5) الماس بالاس

    12.5 درصد الماس تولیدی جهان به مصرف ساخت مته‌های حفاری و چاله زنی می‌سرد. 2.5 درصد دیگر هم از الماس تولیدی در ساختن ماشینهای برش و پولیش و 75 درصد دیگر به صورت پودر و یا مواد ساینده به مصرف می‌رسد. مصارف صنعتی الماس به اختصار شامل ، مته‌های الماسی ، مواد ساینده‌ها ، اره‌های الماسی ، لوازم دندانپزشکی و جراحی و دستگاههای برشی و پولیش می‌گردد.

    - الماس در صنعت الکترونیک

    به گفته جیمز باتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالات متحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى در کاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارنده‌اى براى استفاده همه جانبه گران بوده‌اند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیار دشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد در هر یک مى‌تواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل در استفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماس یعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.

    در دستگاههاى مجتمع باید از هر دو نوع الماس نیمه رساناى n و p استفاده کرد، اما الماسهاى نوع n بطور طبیعى وجود ندارند و الماسهاى نوع p الماس آبى ، به قدرى نادرند که هیچ راه مقرون به صرفه‌اى براى استفاده از آنها پیدا نشده است. به هر حال الماسهاى مصنوعى این مشکلات را برطرف مى‌کنند. به گفته رابرت لینارس (R. Linares) ، بنیان گذار کمپانى آپولو دیاموند براى مثال مى‌توان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس ، نوع P یعنى الماس آبى را تولید کرد.

    بطور مشابه دانشمندان مى‌توانند با افزودن فسفر به الماسهاى بى رنگ ، الماس نوع n را نیز تولید کنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نیمه رسانا در دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت نیاز به ترکیبى لایه‌اى از این دو نوع الماس داریم. علاوه بر این با توجه به اینکه الماسهاى بى‌رنگ خالص در عمل بیشتر از آنکه رسانا باشند عایق هستند، مى‌توان لایه‌هایى از آنها را به این ترکیب افزود.

    امروزه نیم رساناهاى بسیارى مثل سیلیکون در گستره وسیعى از دستگاههاى الکترونیکى بکار مى‌روند. اما الماس با توجه به دامنه تغییرات حرارتى و سرعت فوق العاده بیشترش ، تنها در مقایسه با خلاء است که عنوان دومین نیم رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مى‌دهد. الماس با داشتن چنین ویژگیهایى و بخصوص امروز که آزمایشگاه قادر به تولید سنگهاى خالص و ناخالص کنترل شده‌اند، مى‌تواند پایه گذار انواع سراسر نوینى از دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت باشد. با اینکه استفاده از الماس در صنایع الکترونیک به چند دهه دیگر واگذار شده است، اما به اعتقاد لینارس این سنگ قیمتى صنایع نیم رسانا سازى را به کلى دگرگون خواهد کرد.

    - برخى از کاربردهاى عملى الماس

    1) لوازم الکترونیکى ولتاژ و توان بالا مثل ترنهاى سریع السیر.

    2) دستگاههاى فرکانس بالا مثل رادارهاى پرقدرت و ایستگاههاى مخابراتى سلولى.

    3) دستگاههاى میکرو و نانو الکترو مکانیکى مثل ساعتها و فیلترهاى تلفنهاى سلولى.

    4) محاسبات کوانتومى مثل موارد مورد نیاز در ارتباطات امن.

    5) آشکارساز پرتوهاى پر انرژى مثل پرتو سنجهاى پزشکى.

    6) اپتیک و لیزرهاى پرقدرت مثل آنچه در کابل و خطوط تلفن یا پنجره شاتلهاى فضایى بکار می‌رود.

    7) الکترودهاى الماسى مقاوم به خوردگى که مى‌تواند محیطهاى آلوده را پاک کند


  • تأثیر الماس روی بدن
    حکمای یونانی چنین گویند که مزاج الماس گرم و خشک بوده و درجه کم آن مزاج سرد و خشک دارد . استفاده تعلیق از آن یعنی به صورت گردنبند تقویت کننده قلب است ، در کتاب مخزن الادویه نوشته شده اگر الماس را بر شکم ببندید ، ناراحتی و مشکلات دستگاه گوارش را دور کرده و هضم را آسان می کند ، همچنین معده را تقویت می نماید.

    اگر بیماران فلج لقوه ، رعشه ، جذام ، جذر ، صرع و کسانی که بیماریهای پوستی دارند در چشمه معدن الماس غسل کرده ، حمام کنند ، بیماریهای آنها درمان می گردد . اگر به شکل مثلث از الماس استفاده گردد بیماری صرع را درمان می نماید . از پودر آن اگر برای دندانها استفاده شود ، دندانها سفید و براق شده و بسیار محکم و سخت خواهد شد ، اما هرگز این کار را نکنید چون الماس زهر خطرناکی است و اگر داخل معده گردد آدمی را هلاک می نماید ، احیاناً اگر با چنین مشکلی مواجه شدید علاج آن استفاده از شیر تازه گاو می باشد تا اینکه بهبودی کامل پیدا کرده ، سپس از ماهی استفاده کنید .
     

    الماس یبوست های بسیار سخت را درمان می نماید و برای زیادی عمر و تندرستی بسیار مفید است .

    تأثیر الماس روی روح و روان
    در کتاب مخزن اکسیر چنین نوشته شده که استفاده از الماس، بیماری را دور و به جسم آدمی صحت کامل می دهد ترس و خوف را از آدمی دور می نماید ، زنانی که بیماری زنانه دارند اگر الماس را به زانوی خود ببندند ، بیماری از آنها دور می شود ، اگر بر بازو بسته شود بر تمامی دشمنان غلبه و آنان را تباه خواهد نمود ، در میان زن و شوهر محبت ایجاد می کند . استفاده از الماس قدرت اراده را زیاد ، حافظه را قوی و عقل را زیاد می کند . فکر و ناراحتی را از آدمی دور می نماید ، قدرت بدنی را تقویت می کند . کسی که از الماس استفاده کند از حوادثی که در اثر برق به وجود می آید مصون است .

    بستن آن بر روی معده دل پیچه ، درد شکم و معده را دور می نماید . قلب را تقویت کرده و دفع کننده خوف و هراس می باشد ، سحر و جادو را از آدمی دور کرده و حفاظت می نماید ، زایمان را آسان می کند . در زمان خواب اگر بر روی سر بسته شود خواب و خیالات بد را دور می کند ، هیچ جانور گزنده و موذی به آدمی آسیب نمی رساند .


  • تاريخچه و مراحل برش برليان گرد در سنگ الماس
    برش هاي اوليه الماس

    1) Point Cut : اولين برش Point Cut نام داشت . در اين برش سطوح الماس که به صورت Rough (کريستال خام و برش نخورده) بود را با روغن زيتون و پودر الماس صيقل مي دادند.

     

    2) :Table Cut بوسيله سايش ، توانستند يک Table در سنگ Rough ايجاد کنند و همچنين در اين برش Culet که صفحه اي کوچک زيرين مي باشد و از شکستگي سنگ جلوگيري مي کند، هم ايجاد شد. 
     

    3) Single Cut: اين برش که به Eight cut هم معروف است که داراي يک Table و هشت صفحه تاج و هشت صفحه پاویلیون و گاهي هم داراي کيولت است. اين نوع برش پايه اصلي برش برليان بوده که حدوداً از اوايل 1900 رايج شد.
     

    4) Rose cut : شبيه به غنچه گل رز بوده و متشكل از يك پشت صاف و قسمت بالايي گنبدي شكل كه داراي صفحات مثلثي شکل مي باشد.اين برش در بازار ايران به نام فلامک معروف مي باشد و معمولاً اين نوع برش براي راف هايي که داراي عمق کمي هستند مناسب است.
    5) Old Mine Cut: در قرن 19 رواج پيدا كرد. اين نوع برش داراي 57 تا 58 صفحه و داراي شکل هندسي (Girdle) مربع شکل و با خيمه و تاجي بلندتر از حد معمول بوده است. 
     

    6) Old European Cut: همانند برش برليان داراي شکل هندسي دايره اي و اما همانند Oldmine Cut داراي تاج و خيمه بلندي مي باشد.
     

    7)Modern Brilliant Cut :
    در سال 1919 اين نوع تراش بوسيله يک رياضي دان بلژيکي به نام Marcel Tolkowsky ابداع شد. هدف او از اين برش ايجاد حداکثر براقي (Brilliancy) و Dispersion در سنگ الماس بود. اين نوع برش داراي 57 تا 58 صفحه و زوايا و اندازه هاي استاندارد مي باشد.

    مراحل برش برليان گرد در سنگ الماس

    مرحله اول: برنامه ريزي (Planning)
    مرحله برنامه ريزي براي برش دادن به طريق Cleave يا Sawing در سنگ ميباشد. در اين مرحله شخص Planner جهت برش سنگ را تعيين مي کند.
     

    مرحله دوم: اره کردن (SAWING ) کليو کردن (CLEAVING ) و ليرز (Lasering)
    براي Cleave يا تورق در الماس بايد در جهت هاي موازي با صفحات اکتاهدران که فاصله اتم ها بيشتر است، انجام شود. در صورتيکه براي اره کردن بايد موازي با صفحات کيوبيک انجام شود.براي ليرز کردن به جهت بستگي نداشته و در تمام جهات مي توان کريستال را برش داد. تورق در الماس وقتي انجام مي گيرد كه يا كريستال شكل منظمي نداشته باشد و يا عيوب داخلي اجازه اره کردن را ندهد. اين مرحله از برش بسيار حساس و دقيق است و احتياج به مطالعه دقيق کريستال دارد، زيرا اگر ضربه در جهت صحيح وارد نشود كريستال الماس خرد خواهد شد. . به طور كلي اگر امكان اره كردن وجود داشته باشد از تورق استفاده نمي شود.

     

    مرحله سوم: ايجاد کمربند BRUTING))

    در اين مرحله كمربند سنگ در اثر تماس با يک الماس در حال چرخش شكل داده مي شود و مي تواند به دليل سختي بالاي الماس ترک هاي ريزي (Bearding) بالاي Girdle الماس به وجود آيد.

    مرحله چهارم: ايجاد صفحات اوليه BLOCKING) )
    در اين مرحله صفحات Table و 8 عدد از Bezel Facets و 8 عدد از Main Facet ها و نوک خيمه (Culet) شكل داده شده و صيقل مي خورند که در اين مرحله Single Cut به وجود مي آيد.

    مرحله پنجم:ايجاد صفحات ثانويه و صيقل دادن صفحات(BRILLIANTEERING & POLISHING) 


  • تاريخچه گوهر وجواهر در ايران
     
     تاجی که در شکل زیر مشاهده می کنید سال 1896 تعبیه شد. (شکل1) که در ساخت آن از لعل و یاقوت به وفور استفاده شده است.
                                       
                    
     
                                                                                                     

                   

                                                  شکل 2- زمرد میان تاج

                  

                                                شکل3- لعل تارک کلاه 

    زمرد میان تاج (شکل2) 80 قیراط وزن دارد و لعل تارک کلاه (شکل3) روزگاری زینت تخت اورنگزین سلطان مغول بوده است.  

     

     

     


  • تاریخچه 7000 ساله جواهرات
    هند ، مصر و بریتانیای روم

    جواهرات در شبه قاره هند از گذشته‌هاي دور نقش مهمي ايفا كرده‌اند. سفالينه‌هاي "الهه مادر"، در پاكستان متعلق به هزاره‌ي چهارم قبل از ميلاد مسيح، حاكي از گرايش ديرينه به استفاده از زيورآلات است.

     


    هند India 

    جواهرات در شبه قاره هند از گذشته‌هاي دور نقش مهمي ايفا كرده‌اند. سفالينه‌هاي "الهه مادر"، در پاكستان متعلق به هزاره‌ي چهارم قبل از ميلاد مسيح، حاكي از گرايش ديرينه به استفاده از زيورآلات است. جواهرات به جا مانده از "تمدن هاراپا Harapa" ساكن در "دره‌ي سند" (1700-2300 ق.م.م.) شامل مهره‌هايي از جنس فلزات گران‌بها، سراميك و سنگ‌هاي نيمه گران‌بها مي‌شوند. همچنين در هند جنوبي، جواهرات منحصر به فردي در قبور متعلق به هزاره‌ي اول ق.م.م. كشف شده‌اند. يافته‌هاي موجود در قبور "نيل‌گيري هيلز Nilgiri Hills" در جنوب "ميسور Mysore" به همين دوران يا اندكي پس از آن تعلق دارند.
    شهر پررونق "تاكسيلا Taxila"‌، به دليل تجارت و نفوذ فرهنگ خارجيان در اوايل عصر مسيحيت رونق فراوان داشت. اين شهر در ابتدا بزرگ‌ترين شهر "گنداره يا گندهارا Gandhara‌" به شمار مي‌آمد اما در قرن هفتم به تدريج اهميت خود را از دست داد. از اين مكان طلاجات، به خصوص گردنبند، گوشواره و انگشترهايي به‌جا مانده كه از كيفيت بالايي برخوردارند و ويژگي اصلي آن‌ها كاربرد روش‌هاي گرانيوليشن و ترصيع‌كاري است. سنگ‌هاي مورد استفاده در اين جواهرات تراش‌هاي متنوعي داشتند و به شكل مهره‌هايي داراي حكاكي و ميناكاري سياه بودند كه به وفور در اين منطقه و ديگر نواحي يافت شده‌اند. برخي از آثار مكشوف در تاكسيلا شباهت‌هاي فراواني به فرهنگ ايرانيان و در نتيجه فرهنگ استپ‌هاي آسيا دارند. با تغيير سنت تشييع جنازه در هند به مرده سوزاني، جواهرات موجود در مقبره‌‌هاي بودايي در قرون اوليه عصر مسيحيت تبديل به منابع مهم اطلاعاتي شدند. جعبه‌هاي طلسم هشت ضلعي، كه داخل "استوپا Stupa"، قرار داشتند از جمله طرح‌هاي موجود در مجسمه‌هاي بودايي به‌شمار مي‌آمدند. استوپاها با ساختارهاي گنبدي، اغلب داراي محفظه‌اي براي نگهداري اشياء شخصي و جواهرات بودند كه نشانگر هنر جواهرسازان مي‌باشند. 
    روشن است كه جواهرات گران‌بهاي چنداني از اين دوران باقي‌نمانده است اما مجسمه‌هاي خدايان كه به‌گونه‌اي شاهانه تزيين شده‌اند، حقايق فراواني را در خصوص كاربرد جواهرات در كشور هند آشكار مي‌كنند. جواهرات موجود در مجسمه‌هاي هندي و بودايي، متنوع و بسيار زياد هستند در حقيقت برخي اوقات، جواهرات حتي از پوشش (لباس) مجسمه نيز بيشتر مي‌باشند. 


    مصر Egypt

    پس از به پايان رسيدن "امپراتوري مصر" اين كشور دچار مشكلاتي شد كه اغلب از آن به عنوان سومين دوره مياني (از زمان مرگ فرعون رامسس يازدهم در سال 1070 ق.م.م. تا سال 664 ب.م.م.) ياد مي‌شود. پس از آن حبشيانِ ساكن در مصر حكومت را به دست گرفتند و سلسله‌ي بيست و پنجم(656-747 ب.م.م.) را بنيان نهادند. صرف‌نظر از دستبند، طوق و انگشترهاي موجود در قبور سلطنتي تانيس، كه به لحاظ شكل ظاهري از دوران امپراتوري مصر الهام گرفته‌اند، هيچ يك از جواهرات به غير از آن‌هايي كه متعلق به فقيرترين گورستان‌هاي محلي هستند، در حال حاضر موجود نمي‌باشند. اطلاعات مربوط به اين دوران را تا حدودي مي‌توان از مجسمه‌هاي دوران معاصر، نقوش برجسته و نقاشي‌هايي به‌دست آورد كه اين جواهرات را نشان مي‌دهند.
    بر اساس شواهد مصور، پس از روي كار آمدن بيست و ششمين سلسله، با بازگشت به سبك و سليقه دوران قديم مواجه هستيم؛ متاسفانه جواهرات معدودي از اين دوره در دسترس است. تنها مي‌توان به انگشترهاي خاتم اشاره كرد كه اسامي شخصيت‌هاي معروف بر روي آن حكاكي شده است و اطمينان داشت كه به طور مسلم به بيست و ششمين سلسله تعلق دارند. با اين حال گل‌سينه‌اي به شكل شاهين (پرنده شكاري)كه به طور ‌استادانه ترصيع‌كاري شده است به طور احتمالي به اين دوره تعلق دارد. صنعت كاربرد شيشه در دوران بطلميوسيان احيا و زمينه‌ي ساخت براي مهره‌هاي رنگارنگ، تعاويذ، و النگوهايي شد كه مصريان از آن‌ها تا "دوران روميان گركو Graeco-Roman Period"، استفاده كردند. پس از خاتمه‌ي بيست و پنجمين سلسله، كاربرد گوشواره نيز منسوخ، اما طي دوران بطلميوسيان استفاده از گوشواره‌هايي با طرح‌هاي هلنيسم معمول شد. كاربرد آويزهايي به شكل هرم، نظير طرح گوشواره‌هاي دوران هلنيسم در مناطق شرقي درياي مديترانه و گوشواره‌هايي با قسمت انتهايي به شكل سر حيوانات طي قرون 1 تا 4 ق.م.م. در سراسر مناطق حاشيه‌ي شرقي درياي مديترانه رواج داشت. 
    نمونه‌هايي با سر بز كوهي يا غزال در اصل مصري نبودند و به قرن 4 و اوايل قرن 3 تعلق داشتند. گرچه كاربرد جواهرات ساخته شده به سبك مشبك يا "كلويسون Cloisonné" در اين دوران به قوت خود پابرجا بود، اما زيورآلات طلا فاقد ترصيع‌كاري، دستبند و النگوهاي مزين به مفتول‌هاي باريك به هم تابيده شده و نيم تاج‌هاي طلا به سبك يوناني اغلب از قطعات ساخته شده به سبك‌هاي هلنيسم يا رومي غير قابل تشخيص هستند. 


    بريتانياي روم Roman Britain 

    استانداردهاي هنري و فنيِ هنرمندان در زمينه طلا و ديگر فلزات در دوران سلت‌ها در سطح بالايي قرار داشتند و به جواهرات رومي-بريتانيايي منتقل شدند. ساكنان بريتانيا در عصر آهن حتي مدت‌ها پيش از حمله‌ي روميان در سال 43 ب.م.م. به شدت تحت تاثير فرهنگ روميان قرار داشتند و پس از "پيروزي نورمن انگليس" موج عظيمي از اقلام ساخته شده به سبك رومي وارد اين سرزمين شد. 
    انگشتر، گردنبند و گوشواره به ندرت قبل از سلطه‌ي رومي‌ها مشاهده مي‌شود و هنگامي‌كه استفاده از آن‌ها رايج شد، كاربرد طرح‌هاي كلاسيك به طور تقريبي در تمامي استان‌هاي روم رونق يافت. استفاده از فيبولا (گل‌سينه‌اي به شكل سنجاق قفلي) قرن‌ها در بريتانيا رواج داشت. با وجود آن‌كه برخي از انواع نمونه‌ها رومي هستند، بقيه آن‌ها جزء ابداعات بريتانيا به‌شمار مي‌آيند. تركيب پيچيده‌ي سبك‌هاي كلاسيك و سلتي از ويژگي‌هاي كل فرهنگ بريتانياي روم است و جواهرات نيز از آن مستثني نمي‌باشند. 
    از جمله مواد مورد استفاده در ساخت جواهرات مي‌توان به فلزات گران‌بها، فلزات پايه (آلياژهاي مس و آهن)، استخوان، كهرباي سياه، شيشه و سنگ‌هاي گران‌بها اشاره كرد. استفاده از نقره كه به ندرت در عصر آهن معمول بوده، بعدها رونق بيشتري يافت. اگرچه بسياري از اقلام نقره و طلا از ديگر سرزمين‌ها به بريتانياي روم آورده شده بودند، اما اين دو فلز در اين كشور استخراج مي‌شدند و تا اندكي پس از پيروزي نورمن، روميان از آن بهره‌برداري مي‌كردند. اين اطمينان وجود دارد كه برخي از انواع جواهرات، توليدات داخلي هستند. 
    كاربرد سنگ‌هاي قيمتي و نيمه قيمتي كه از سنت‌هاي قديمي روميان-گراكو محسوب مي‌شد براي مردمان بريتانيا تازگي داشت، اما ميناكاري بر روي برنز تخصص و مهارتي بود كه سلت‌ها از آن بهره كافي داشتند و بيشتر نشانگر سبك سلتي بود تا ويژگي طرح‌هاي رومي(گل‌سينه به شكل اژدها). تعداد زيادي از گل‌سينه‌هاي برنزي، حلقه‌هاي آهني و برنزي و جواهرات غيرفلزي در بريتانيا ساخته شده بودند. زيورآلاتي كه از جنس كهرباي سياه يا استخوان هستند با چنان مهارت و ظرافتي ساخته شده‌اند كه مي‌توان آن‌ها را در زمره‌ي مجسمه‌سازي مينياتوري طبقه‌بندي كرد. 
    در آخرين مرحله از تخصص و مهارت يعني اواخر قرن چهارم، شاهد افزايش گرايش از سبك باستاني (آنتيك) به سوي ساخت زيورآلاتي با پيچيدگي بيشتر و رنگ‌هاي درخشان هستيم اما وجود برخي جزييات مربوط به سبك كه در هيچ يك از نقاط ديگر يافت نمي‌شود، حاكي از وجود سنت‌هاي خاص بريتانياي روم است. با وجود آن‌كه تعيين محل دقيق ساخت گنجينه‌ي "ثت فورد Thetford" غيرممكن مي‌باشد، اما انگشترهاي باشكوه موجود در اين گنجينه، نمونه‌ي بارز سبك بريتانيايي اين زيورآلات است. 

    اواخر عصر جواهرات باستاني و اوايل دوران سبك بيزانس 

    هيچ‌گونه وقفه‌اي در جريان پيشرفت سبك جواهرات در فاصله ميان عصر روميان و قرون 4 و 5 ب.م.م. وجود نداشت. در طول اين زمان از تكنيك‌ها و نمادهاي مشابهي استفاده مي‌شد. تا اين‌كه در اواخر قرن 5 و اوايل قرن 6 ب.م.م. -اوايل دوران بيزانس- جواهرات، ويژگي‌هاي سبك مسيحيت را به خود گرفتند، اما جواهرسازان پيرو سبك باستاني، كوركورانه به تقليد از آثار ديگران نپرداختند. بر عكس، روش‌هاي جديد و ابداعاتي در تزيين مرسوم شدند كه شامل شيوه‌هاي كاربردي جديد در جواهرات چند رنگ مي‌شود. در اين روش، نصب سنگ رنگي به‌گونه‌اي است كه سطح زيرين يا همان طلا را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، همچنين به منظور ايجاد تباين (كنتراست)‌ بر روي فلز گران‌بهاي درخشان، از ميناي سياه، "سولفيد سياه" يا سولفيد نقره به‌طور گسترده‌اي استفاده مي‌شد. 
    پذيرش دين مسيحيت از سوي كنستانتين كبير ( 307 -306ب.م.م.) به عنوان دين رسمي امپراتوري روم، در نهايت منجر به ظهور اشكال جديدي از جواهرات با پيكرنگاري جديد و در نتيجه پيشرفت مهارت در زمينه‌ي به تصوير كشيدن سمبل‌ها شد. 


    بديع‌ترين و بارزترين تكنيك در عصر مزبور "تكنيك سوراخ‌كاري" بود كه در قرن 4 ب.م.م. و به ويژه در سال 600 ب.م.م. به اوج خود رسيد. در نمونه‌هاي مربوط به اواخر دوران باستان (آنتيك) ورقه‌ها‌ي طلا به كمك درفش‌هاي مدور سوراخ مي‌شدند، سپس بر روي سطح آن حكاكي صورت مي‌گرفت يا اين‌كه طرح به كمك "قلم درز" بريده مي‌شد. كاربرد شيوه مذكور برخي اوقات در تركيب با برجسته‌كاري در سطح گسترده‌اي در اواخر عصر بيزانس مورد استفاده قرار گرفت. 
    مراكز اصلي توليد جواهر طي قرون 4و5 ب.م.م. به طور احتمالي شهرهاي مشهوري همچون روم، اسكندريه و انطاكيه به شمار مي‌آمدند. قسطنطنيه(استانبول)‌ در اين دوره در جايگاه بعدي قرار مي‌گيرد، اما در قرن 6 ب.م.م. جايگاه آن ارتقاء مي‌يابد. از ويژگي‌هاي اين دوران مي‌توان به ثروت عظيم آن اشاره كرد. به طور مثال، امپراتور آناستازيوس(فرزند پومپيوس) هنگام مرگ در سال 518 ب.م.م. از خود 000 320 پوند (واحد وزن، هر پوند معادل 453/ 0 كيلوگرم) طلا در خزانه‌ي سلطنتي به جا گذاشت. شهرت جواهرسازان قسطنطنيه در قرون 6 و 7 ب.م.م. را مي‌توان از روي كيفيت بسيار بالاي جواهرات، كه در خارج از مرزهاي امپراتوري وجود داشته است (به تازگي گردن‌بندي متعلق به قرن هفتم ب.م.م. در مقبره‌اي سلطنتي در چين يافت شده است) و همچنين سبك و شيوه‌هايي كه بربرها از آن تقليد كردند، ارزيابي كرد. 


  • تاریخچه اختراع انواع ساعت
    ساعت با فرم نوین 24 ساعتی، حداقل از قرن پانزدهم مورد استفاده بوده است؛ حدود شش قرن قبل از میلاد، بابلی‌ها "در عصر امپراطوری دوم"، چند مورد ابداعی از خود به جای گذاشته‌اند که امروزه نیز مورد استفاده کلیه کشور‌هاست.

     



    مرسوم داشتن هفت روز هفته و تعیین عدد پایه 60 برای ساعت، از یادگارهای بابلی‌ها به‌شمار مي‌رود. بابلی‌ها عقیده داشتند چون عدد 60 به اعداد 1، 2، 3، 5، 6، 10، 15، 20، 30 قابل تقسیم است. لذا، این عدد را پایه در نظر گرفته و مبنای تقسیم‌بندی ساعت قرار دادند. همچنین تقسیم‌بندی دایره به 360 درجه "مضربی از 60" از کارهای بابلی‌ها می‌باشد.

    انواع ساعات ابتدائی

    بد نیست بدانیم که در گذشته بشر برای دانستن وقت و ایام، با توجه به تجربه و دانش زمانه، ساعت‌هائی را اختراع کرده و مورد استفاده قرار داده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:
    ساعت سایه‌ای: مصریان قدیم ساعتی ساختند که به آن ساعت سایه‌ای می‌گفتند. این ساعت به‌گونه‌ای بود که سایه‌ي قطعه‌ای چوب عمودی برروی یک قطعه چوب افقی می‌افتاد و زمان را با آن اندازه می‌گرفتند.
    ساعت آبی: ساعت آبی نیز توسط مصریان اختراع شد. در این نوع ساعت، از جریان یک نواخت آب استفاده می‌شده، به این ترتیب که داخل ظرف مدرج سوراخ‌دار را با آب پر می‌کردند، آب قطره قطره از سوراخ کوچک می‌چکید و با توجه به مقدار آب خروجی، زمان تا حدودی معلوم می‌شده است.

    نمونه ساعت آبی

    ساعت آفتابی: در ساعت خورشیدی، میله‌ای عمودی بر سطح افقی نصب و با اندازه‌گیری سایه‌ي آن میله، زمان معلوم می‌شده است.

    ساعت شنی یا ماسه‌ای: از دو حباب شیشه‌ای چسبیده به هم تشکیل می‌شد که میان آن، سوراخ باریکی برای رد شدن شن یا ماسه تعبیه می‌کردند تا شن‌ها به‌تدریج از حباب بالا به حباب پایین جمع شود. بعد ظرف را وارونه می‌کردند و همان عمل تکرار می‌شد. با معلوم شدن تعداد دفعات جابه‌جا شده، شن‌ها در حباب‌ها، حدود تقریبی زمان مشخص می‌گردید.

    نمونه ساعت شنی

    ساعت شمعی: در این نوع ساعت، بدنه شمع مدرج می‌شد و با سوختن شمع و کوتاه شدن آن، زمان را محاسبه می‌کردند.

    انواع جدیدتر ساعت

    با پیشرفت علم و دانش بشری، به‌تدریج ساعت‌های دقیق‌تر مکانیکی، وزنه‌ای، فنردار، برقی، باطری‌دار و کامپیوتری جای ساعت‌های آبی، آفتابی و ماسه‌ای را گرفتند. به‌خصوص از زمان استفاده‌ي انسان از فنر، جهت راه انداختن چرخ‌های دندانه‌دار، که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه به‌طور ساده امکان‌پذیر گردید. در اوایل قرن شانزدهم اولین ساعت مچی آهنی، که به نسبت زمخت بوده، توسط یک نفر آلمانی ساخته شد. بعدها در اواخر قرن هجدهم، با استفاده از فنر و چرخ دنده‌های بسیارکوچک، امکان ساختن ساعت‌های مچی ظریف به‌وجود آمد، به‌طوری که اولین ساعت‌های مچی شبیه ساعت‌های امروزی، در کشور سوئیس "از سال‌های 1790 به بعد" ساخته شد.

    بین سال‌های 1865 تا 1868 بزرگ‌ترین، حجیم‌ترین و جسیم‌ترین ساعت دیواری جهان، در "کلیسای سن پیر" در فرانسه نصب گردید. ارتفاع ساعت 1/12 متر، عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده که از 90000 قطعه تشکیل شده است. در مقابل بزرگ‌ترین ساعت، ظریف‌ترین ساعت دنیا فقط 98/0 میلی‌متر قطر دارد.

    ساعت‌هایی با تکنولوژی‌های جدید

    تکنولوژی امروزی، انسان را قادر ساخته ساعت‌های بسیار ظریف و دقیق مکانیکی، تمام الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد.

    توالی فصل‌ها و تأثیر آن بر زندگی انسان‌ها، از زمان‌های دور، دانش تقویم را به نیازی اصلی برای انسان در تمدن‌های بزرگ تبدیل کرد. موضوع اصلی تقویم، سنجش و اندازه‌گیری زمان بود و در این میان دانستن مدت روز و داشتن زمان آن بسیار مهم جلوه مي‌كرد. حضور خورشید در آسمان و تکرار روز و شب، اندیشه‌ي ساخت نخستین ابزار برای سنجش زمان را در انسان ایجاد کرد و به این ترتیب ساعت‌های آفتابی به‌عنوان اولین ساعت‌ها شناخته شد و با درک بهتر انسان از کارایی کره‌ي آسمانی، پیشرفت بیشتری کرد. براساس نوشته‌های هرودوت، قدمت این ساعت‌ها به 5000 سال قبل بر می‌گردد و او ساخت این ابزار را به سومری‌ها و کلدانی‌ها نسبت می‌دهد، اقوامی که در منطقه‌ي بین‌النهرین می‌زیستند.

    بر مبنای مدارک موجود، نخستین کسی که به محاسبات نظری ساعت‌های آفتابی توجه کرد و باعث رواج آن‌ها شد، "آنکسیماندر" اهل ملطیه، در قرن 6 پیش از میلاد بود. در این دوران بود که ساعت‌های آفتابی در نقاط مختلف امپراطوری یونان گسترش یافت. خارج از تمدن یونان، در حدود 340 سال پیش از میلاد، ستاره‌شناسی کلدانی به نام "بروسوس"، نخستین ساعت آفتابی کروی را طراحی کرد. در این ساعت آفتابی جذاب، شاخص درون نیمکره‌ای واقع بود که علاوه بر نشان دادن زمان بر حسب یک، تقسیم‌بندی 12 ساعته‌ي طول روز، بلندای سایه و نیز فصل‌ها را مشخص می‌کرد.
    نخستین ساعت‌های آفتابی که شاید حتی پیش از این اقوام نیز بوده است، تنها گذر خورشید را از نصف‌النهار ناظر مشخص می‌کرد که همان ظهر شرعی است. سومری‌ها این ساعت را گسترش دادند و اولین نمونه ساعت‌های آفتابی عمودی را ساختند. در این ساعت‌ها که ساده‌ترین نوع ساعت‌های آفتابی است، یک شاخص عمودی، سایه‌ای بر صفحه‌ای می‌اندازد که تقسیم‌بندی آن نشان‌گر ساعت‌های روز است. ساعت آفتابی وسیله‌ای است که زمان را با استفاده از مکان خورشید در آسمان می‌سنجد. معمول‌ترین نوع ساعت آفتابی از میله‌ای ساخته شده است که روی صفحه‌ای قرار دارد و ساعت‌های شبانه‌روز روی صفحه، نشانه‌گذاری شده‌اند. وقتی مکان خورشید در آسمان عوض می‌شود، مکان سایه‌ي میله هم روی صفحه جابه‌جا می‌شود و ساعت را نشان می‌دهد.

    ساعت‌های آفتابی در فرهنگ مردم

    در بیشتر شهر‌های بزرگ این ساعت‌ها در میدان اصلی نصب می‌شد تا مردم ساعت را بدانند. نمونه‌های بسیاری از اولین ساعت‌های آفتابی تا امروز وجود دارد که با پیشرفت علم و دانش انسان در زمینه‌ي ریاضیات، کامل‌تر و دقیق‌تر شده است و امروزه این ساعت‌ها به‌عنوان نمادی از تمدن هر سرزمین مورد توجه قرار می‌گیرند.



    دقت ساعت‌های آفتابی

    بیشتر ساعت‌های آفتابی تزئینی، برای عرض جغرافیایی 45 درجه طراحی می‌شوند. اگر بخواهیم چنین ساعت‌هایی را برای عرض‌هاي جغرافیایی دیگر به‌کار ببریم، باید صفحه‌ي ساعت را کج کنیم تا محور ساعت (راستای میله‌ي ساعت) موازی با محور چرخش زمین قرار بگیرد و راستایش (در نیم کره‌ي شمالی) به سمت قطب شمال باشد. ساعت‌هاي آفتابی معمولی، زمان ظاهری خورشیدی را نشان می‌دهند. این زمان با زمانی که از ساعت می‌خوانیم، کمی فرق دارد و در طول سال تا حدود 15 دقیقه جابه‌جا می‌شود. این ساعت‌ها تنها 4 روز در طول سال با ساعت‌هاي مکانیکی مطابقت دارند (16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر). این پدیده به این خاطر است که راستای محور چرخش زمین به دور خود، به‌طور کامل ثابت نیست و زمین هنگام چرخش به دور خود کمی تاب می‌خورد. ساعت‌هاي آفتابی دقیق، همیشه جدول یا نموداری در کنار خود دارند که این اختلاف زمان را در ماه‌هاي مختلف سال تصحیح می‌کند. برخی دیگر از ساعت‌هاي آفتابی پیچیده نیز با خمیده کردن خط ساعت‌ها روی صفحه‌ي خود و یا با روش‌هاي دیگر، ساعت درست را نشان می‌دهند.

    ساعت‌هاي آفتابی در فرهنگ مردم: در بیشتر شهرهای بزرگ این ساعت‌ها در میدان اصلی نصب می‌شد تا مردم ساعت را بدانند. نمونه‌های بسیاری از اولین ساعت‌های آفتابی تا پيشرفته‌ترين آن‌ها كه مربوط به حال حاضر مي‌شود، وجود دارد که با پیشرفت علم و دانش انسان در زمینه‌ي ریاضیات، کامل‌تر و دقیق‌تر شده‌است و امروزه این ساعت‌ها، به‌عنوان نمادی از تمدن هر سرزمین مورد توجه قرار می‌گیرند.

    شاخه‌ي آماتوری انجمن نجوم ایران در روز ۳۱ خرداد، هم‌زمان با انقلاب تابستانی، جشنواره‌ي ساعت‌های آفتابی را برگزار می‌کند که از اهداف آن بازیابی و احیای ساعت‌های آفتابی موجود در کشور، در کنار ترویج فرهنگ ساخت و استفاده از آن‌ها است.

    ساعت‌های آفتابی افقی، این نوع ساعت‌های آفتابی به خاطر این که استوایی نیستند فاصله بین ساعت‌های مندرج آن ۱۵ درجه نمی‌باشد و این ساعات با فورمول : tanh . sinl = tanx درست می‌شوند که h زاویه ساعتی است، یعنی همان ۱۵ درجه برای یک ساعت. و l عرض جغرافیایی محلتان است. با این که رواج این نوع ساعات آفتابی به‌خصوص در مساجد زیاد می‌باشد ولی نسبت به ساعات استوایی از دقت به نسبت پایین‌تری برخوردارند. حال اگر بخواهید شاخصتان رو به ستاره قطبی، یعنی موازی با قطب سماوی نباشد، باید به جای یک دایره و یا ردیف ساعت، دو دایره یا ردیف ساعت درست کنید تا هم در تابستان کار کند و هم در زمستان (ردیف اول برای تابستان و ردیف دوم برای زمستان است) که شعاع آن را از نسبت‌های مختصاتی محل خودتان باید به‌دست آورید. با این کار یعنی قطبی نکردن شاخص و افقی بودن آن، هيچ‌گاه روی دقیقه‌ها حساب نكنید، مگر آن که تا 001/0 درجه هم محاسبه کنید. البته در قطبی نکردن شاخص طول آن نیز تاثیر‌گذار است. البته اگر بتوانید داده‌های محل خود را بر حسب قدتان را حفظ کنید، همیشه با چند قطعه سنگ می‌توانید در خیابان‌های شهر هم ساعت را بیابید. البته می‌دانیم که ساعات آفتابی باید مورد اصلاح و تصحیح طول جغرافیایی هم قرار گیرند تا ساعت، همان ساعت روی دیوار باشد كه این تصحیح برای هر درجه فاصله شهرتان از نصف النهار مبدأ کشورتان، ۴ دقیقه می‌باشد. البته تصحیح یکسان‌سازی زمان هم باید اعمال شود. همین‌طور یک ساعت جلو و عقب کشیدن‌هایی که در تابستان و زمستان برای کمتر مصرف کردن انرژی در بعضی از کشور‌ها اعمال می‌شود، شامل اين روند مي‌شود.


  • تاریخچه ای از انگشت حلقه ازدواج
    اعلام عشق و تعهد افراد به وسیله مبادله حلقه رسمی است که سالها قبل از اینکه ستاره پاپ "بیانسه (Beyonce)" در آهنگ خود به آقایان گوشزد کند حلقه خود را در انگشتانشان قرار دهند، وجود داشت. پیشینه این مطلب به مصر باستان باز می گردد.
     

    1) مصریان باستان
    مصریان باستان، اعتقاد داشتند که یک رگ در انگشت چهارم دست قرار دارد که مستقیماً به قلب متصل است. آنها معتقد بودند با قرار دادن یک حلقه در این انگشت، علاقه بین آنها پایدار مانده و نمی تواند از نوک انگشت بگریزد.
     

    2) یونانیان باستان
    زمانی که مصر در سال 332 قبل از میلاد، توسط اسکندر فتح شد، مصریان عقیده خود در رابطه با حلقه ازدواج را به یونانیان انتقال دادند.
     

    3) رومی ها
    رومی ها، رسم استفاده از حلقه انگشتر را از یونانیان گرفتند. آنها نیز اعتقاد داشتند که یک رگ در انگشت مستقیماً با قلب در ارتباط است و آنرا رگ عشق می نامیدند.
     

    4) انگلستان
    در سال 1549، شاه ادوارد ششم مقرر کرد که انگشت چهارم از سمت راست دست چپ، رسماً به عنوان انگشت حلقه محسوب شود.
     

    5) اسکاتلند    
    طبق سنت اسکاتلندی، انگشت حلقه در دست راست بود، اما سرانجام به دست چپ تغییر یافت. این اتفاق در کلیسای رومی ها، در تشریفات مذهبی کاتولیک پل پنجم در سال 1615، افتاد و از آن زمان اعلام شد که دست چپ، دست ازدواج است.

    6) الماس، بهترین دوست خانمها
    جالب است بدانید، بر طبق افسانه اولین زنی که یک حلقه نامزدی الماس را استفاده نمود، پرنسس ماری از بورگاندی بود که نامزد اطریشی وی آرشدوک ماکسیمیلیان اول از اطریش در تاریخ 17 آگوست 1477، زمانی که از وی خواستگاری نمود، حلقه ای از جنس الماس به وی اهدا کرد.


  • تاریخچه تراش الماس (Table Cut)
     
    در مطلب قبل تاریخچه تراش الماس به روش برش نقطه ای (Point Cut) پرداخته بودیم. در این روش، الماس به صورت 8 وجه با 6 گوشه کاملاً متقارن تراش داده شده می شود، اما نقطه ضعف این نوع برش، پس از ضربه خوردن به الماس مشخص می شود شد، چرا که این نوع برش به سبب ساختار هندسی خاص خود، نیروی حاصل از ضربه را از بالا به سمت پایین سنگ منتقل می کند و زمینه را برای شکست الماس فراهم می آورد. به منظور مقابله با این مشکل بزرگ، روشی ابداع شد که به آن Table Cut یا برش میزی اطلاق می شود.
    در روش Table Cut به جای آنکه هر دو سمت الماس مشابه هم باشند ، قسمت پایین الماس را به شکل یک سطح صاف تراش می دهند که به آن Culet میگوند (Culet از کلمه لاتین  Culusبه معنی پایین گرفته شده است) به دلیل مسطح بودن یک سمت سنگ در این روش به آن نام برش میزی نیز دادند. این سطح (Culet)  استحکام ساختاری الماس را برای حفظ یکپارچگی آن فراهم می آورد، در نتیجه بر اساس آزمایشات انجام شده، در این نوع برش، بر خلاف نوع Point Cut، ترک ها دیگر تا پایین ادامه پیدا نمی کنند. جالب است بدانید که این روش مبنای جواهر تراشی امروزی محسوب می شود و در بسیاری از انواع تراش دهی سنگ های قیمتی ، می توان، بخش مسطح (Culet) را مشاهده کرد.
    در مطالب آینده سعی خواهیم کرد، دیگر انواع تراش دهی جواهرات را هرچند مختصر به مخاطبان سایت آرگو ،معرفی کنیم. 
  • تاریخچه تراش الماس (برش Point Cut)
     

     

    الماس از جایگاه خاصی در میان جواهرات و گوهرهای قیمتی برخوردار است.شاید این سوال برای شما هم مطرح باشد که تاریخ تراشکاری این پدیده چشم نواز به چه دورانی باز می گردد؟
    بنا به مستندات تاریخی اولین الماس تراشی های موفق مربوط به قرون وسطی است. در آن دوران اولین پیشرفت های گوهر تراشی نوعی صیقل دادن بود. در این روش که با استفاده از روغن زیتون و پودر الماس انجام میشد گوهر تراشان کریستال خام و برش نخورده (Rough) را صیقل می دادند که نتیجه آن یک الماس 8 وجهی (octahedral) بود. این روش برش الماس در اصطلاح  Point Cutخوانده می شود. این نوع تراش را می توانید در انگشترهای بسیار قدیمی که نگین الماس دارند مشاهده کنید. 
    در مطالب آینده انواع دیگر تراش جواهرات را هرچند مختصر به شما معرفی خواهیم کرد. اگر به هنر گوهر تراشی ، علاقه دارید می توانید در کلاس های گوهر شناسی و گوهر تراشی شرکت آرگو شرکت نمایید.
     
  • تاریخچه تراش جواهرات (برلیان- Brilliant)
     
    تاریخچه تراش جواهرات (برلیان- Brilliant)
     
    تراش برلیان یکی از انواع تراشی است که برای الماس و بسیاری از سنگ های قیمتی دیگر استفاده می شود. مهمترین مشخصه این نوع تراش، تعداد بسیار زیاد صفحات و وجه های چندگانه گوهر است. همچنین درخشش بسیار زیاد گوهر هایی با این نوع تراش شکل می گیرند از مزیت های به کار گیری این روش است. دلیل این درخشش نیز حالت مخروطی شکل گوهر تراشیده شده به شیوه برلیان است که باعث چرخش بیشتر نور در گوهر می شود.
     
    تاریخچه تراش برلیان
    به گفته محققین، قدمت استفاده از الماس در زیور آلات و جوهرات حداقل به قرن چهاردهم میلادی باز می گردد.در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و توسعه ابزارآلات تراش جواهر این نوع تراشکاری گوهر پر ارزش به تدریج به تکامل رسیده است. تراش برلیان (Brilliant) نتیجه سال ها مطالعه علمی و عملی در برش انواع جواهرات است. این تراش به دلیل ایجاد طیف رنگی بسیار گسترده از محبوبیت فراوان برخوردار است و برای تمام سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی کاربرد دارد.
     
    تراش Round Brilliant-Cut در سال 1919 توسط Marcel Tolkowsky توسعه یافت و درواقع نوعی راهنمای عمومی بود که شامل جنبه های مختلف برش الماس می شد، اما آنچه که امروزه استفاده می شود مدل ایده آل مارسل است. GIA در مقاله ای در این باره می نویسد:
     
    هر سطح کوچک در جواهرات و سنگ های قیمتی پتانسیل لازم برای تغییر جهت انعکاس نور را دارد. از این رو باید محاسباتی سه بعدی انجام شود تا مسیر بازتاب نور پیش بینی شود. از آنجایی که الماس ها با تقریب خوبی متقارن هستند ، نور از سمت های مختلف و با زوایای مختلفی وارد آن شده و این عامل نیاز به ارزیابی مجدد نتایج Tolkowsky را موجب می شود تا الماس به بهترین نحو بدرخشد.
     
    جنبه مهم دیگری که Tolkowsky آن را نادیده گرفت میزان بازگشت نور درون الماس بود. وی تنها دو بار بازگشت نور را محاسبه کرده بود. درحالیکه ما می دانیم بخش مهمی از ظاهر الماس بخاطر وجود پرتو هایی نوری است که بیش از دو بار در سنگ چرخیده اند. در واقع بار دیگر میبینیم که توضیح Tolkowskyدرباره عملکرد الماس مفید، ولی با تکنولوژی دستگاه های امروزی ناقص است.
     
    مشخصات تراش Brilliant
    در تراش های امروزی برلیان ( Modern Round Brilliant (تصاویر 1 و 2)) 58 سطح مختلف ( بدون احتساب Culet 57 سطح) وجود دارد. در این تراش 33عدد تاج (Crown) و 25 عدد Pavilion موجود است(برای بررسی جزییات به تصاویر توجه نمایید)، البته باید گفت در دهه های اخیر جواهرتراشان در قسمت میانی تعداد سطح هایی دیگری می تراشند و در بعضی گوهر ها تعداد تراش بیشتری در بخش تاج و پایه بوجود می آورند. اما بسته به اندازه و محل تراش ممکن است برش، به تقارن سنگ قیمتی صدمه بزند بنابراین همواره باید به زاویه تراش توجه شود.
     
    تراش جواهرات به شیوه اصلی نیازمند بهره مندی از دانش ،مهارت و ابزار دقیق است،اگر به این حرفه علاقه دارید می توانید در کلاس های آموزش جواهرتراشی آرگو شرکت کنید و یا از دستگاه های گوهر تراشی ما بهره مند شوید.
     
    منابع مورد استفاده:
     
     
     
  • تاریخچه جواهرسازی در ایران
    شهر سوخته یکی از شهرهای صنعتی اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد  در جنوب شرقی ایران بوده است  ودر کارگاه های مختلف  آن اشیاء گوناگونی ساخته می شده است این شهر ، در اواخر هزاره  چهارم پیش از میلاد پایه گذاری شده است  یعنی تقریبا  همان زمانی که شهرهای پیش  از دولت دیگری یا شهرنشینی  در جنوب غرب آسیا شروع به رشد کرده اند  شهر سوخته مانند سایر شهرهای  شبیه  به آن  در حدود نیمه  های  هزاره سوم  پیش از میلاد  بوده است. 


    و پهنه ای بین  سواحل مدیترانه  تا دره سند  با جمعیتی  نزدیک به  ده هزار نفر  در آن زندگی می کرده  و اوج گستردگی آن بین سال های 2500تا 2800پیش از میلاد بوده است نکته مهم درباره شهر سوخته نابودی تقریبا سریع  آن  است اسن شهر 150هکتاری بلافاصله  پس از سالهای 2500پیش از میلاد ،ابتدا به سرعت  رو به زوال  رفته  و تبدیل به  شهرک کوچکی  شده  و سپس در سالهای  1900-2100پیش از میلاد  کاملا از بین رفته است .

    جز از سنگ لاجورد  و فیروزه ، تقریبا تمام مواد اولیه و خام به  کار رفته  در شهر سوخته  از ارتفاعاتی که سیستان رادر محاصره دارند  تامین می شده است.

     جز از عقیق  که از بستر رودخانه ها بدست می آمده  بقیه این مواد اولیه  از منطقه چاگای  در جنوب دلتای قدیمی تامین می شده است منطقه چاگای حدود 1000متر بالاتر از سطح دریاست  و مس و رگه های آراگونیت (سنگ معدنی شبیه  کالسیت  اما با تبلور  بیشتر ) برسطح زمین آن دیده می شود  ودر بخش شرقی آن یعنی در دشت برامچه (بهرامچه) مقدار ناچیزی سنگ لاجورد  نیز دیده شده است.

    گورهای شهر سوخته این مواد را تاکنون نگاه داشته اند  و چنانکه بیشتر نیز اشاره شد بسیار متحمل است  که بخش مهمی از سنگ لاجورد  استفاده شده  در میانرودان ، غرب ایران و سواحل سوریه  وفلسطین  و نیز مصر  از طریق همین سیستان ، حداقل تا حدود 2400 پیش  از میلاد ، به این سرزمین ها  رسیده باشد.

     لوحه های سومری  که داستان های شاهان  اولیه  اروک  مانند انمرکار و لوگان باندا و گیلگمش را در نیمه نخست هزاره سوم  پیش از میلاد  نقل کرده اند  از سرزمین در انتهای شرق یاد می کنند  که شاهی نیرومند  آن را اداره  می کرده  و کنترل سنگ های گرانبها را در دست داشته است  این شهر- کشور در متون سومری با نام «ارت» خوانده شده و محل آن نیز در شرق شعر بزرگ ایرانی  انشان یا تپه ملیان امروزی در فارس دانسته شده است.

    باستان شناسان و پژوهشگران تاکنون اماکن  و محل های مختلفی  را در شهر ارتای سومری دانسته اند  که در میان آنها  می توان  از منطقه لرستان ، مناطق جنوبی مازندران  و یا در حقیقت تپه حصار ، مجموعه مناطق همدان ،نهاوند ،کرمانشاه ،سنندج ،شهر سوخته  و حتی مناطق جنوبی دریاچه ارومیه نام دارد .

    با پژوهش های جدیدتر  باستان شناسان امروزه مشخص شده است  که به دلائل مختلف هیچ یک از اماکن  بالا نمی توانسته  محل شهر – دولت سومری  ارت باشد  و شهر سوخته تنها جایی است  که تا حدودی از  خصوصیات  و توصیفات الواح سومری برخوردار است  که البته  بنا بر دلیلی که دکتر یوسف مجید زاده بعد ارائه کرد شهر سوخته نیز نمی توانسته با ارت منطبق باشد .

     بنابراین تنها محلی  که براساس یافته های باستان شناسان شهداد  در استان کرمان است  که یکی از مراکز مهم تولید اشیاء تزئینی  بوده و از سوی دیگر جز از مختصات  جغرافیایی تشریح شده در لوحه های سومری ، اشیاء ساخته شده  از مواد خام نامبرده  شده  در آن الواح  نیز به وفور  در آن یافت می شود  کاوش های بعدی شهداد و یافته های جدیدتر  میرعابدین کابلی و کشفیات  اخیر دشت سبزواران  نیز این نظریه مجید زاده  را تایید می کنند و تاکنون نظریه ای یقینی و عملی دال بر رد این ادعا عنوان نشده  است  در هر حال ، با اذغان  این مطلب  که در هر صورت محلارت ، اگر نه در شهر سوخته  و حتی اگر نه در شهر شهداد ،اما به هر حال  در مشرق ایران بوده ،به این نتیجه می رسیم  که روابط  بازرگانی  و مبادله کالا بین سرزمین های شرقی  فلات  ایران  و میانرودان  طی هزاره سوم پیش از میلاد  به گرمی برقرار  بوده است.

    با آنکه  تاکنون در شهر سوخته  بقایای  گورستان  قابل مقایسه  با گورستان  سلطنتی  اور پیدا نشده ، اما با توجه  به گسترش و وسعت  گورستان شهر سوخته این را باید یک تصادف محض به شمار آوریم ، زیرا در حال حاضر  کمتر از 500تدفین از25000الی 40000گور  تخمینی  در این شهر حفاری شده است  در هر حال چند تدفین پیدا شده  در شهر سوخته  ویژگیهای خاصی دارند  که می توان گفت  آنها را از گورهای معمولی  جدا می کنند.

    در این میان بویژه باید از تدفین شماره 731نام برد  در میان اشیاء گوناگون پیدا شده  در این قبر، به خصوص باید  به یک تخته بازی  چوبی  منقوش به نقش ماری  که دم خود را گاز گرفته و مهره همراه آن توجه کرد درست به همان شکل و با همان اندازهتعداد خانه،تخته بازی دیگری در او پیدا شده  و تاریخ آن همانند  گور شهر سوخته  احتمالا به سده های آخر هزاره سوم  پیش از میلادمی رسد  این شباهت حیرت انگیز است  که از نزدیکی و ارتباط این دو شهر با یکدیگر سخن می گویند. 

    شباهت بسیار زیاد  صفحه بازی  شهر سوخته  با صفحه بازی او در میانرودان،یکی از دلایل  ارتباط بین این دو مرکز تمدنی  بسیار مهم در شرق و غرب  خاورمیانه  هزاره سوم  پیش از میلاد است  و هرچند که بدرستی نمی توان گفت  که در این زمینه  و یا بسیاری از زمینه های  دیگر ،کدام یک از این دو سرزمین  مبردع و مبتکر  این بازی بوده اند  .

    اما قدمت وجود طاس های پیدا شده  در سرزمین شرق میانرودان  و همچنین قدمت  بیشتر و حدود یکصد ساله تخت  بازی شهر سوخته  نسبت به بازی اور ،نشان دهنده  قدیمی تر بودننمونه شهر سوخته نسبت به همتای میانرودانی خود است  بازی شهر سوخته  حدود 80الی 100سال  پس از ابداع  آن در شهر سوخته به میانرودان رسیده است  موارد مشابه دیگر  نشان می دهد  که حکمرانان میانرودانی  پنج هزار سال پیش ،نه تنها جذب کننده  مواد معدنی و پر ارزش  زمان خود  بوده اند  بلکه بهمانندکشور های مهاجر  پذیر  امروزی ،جاذب مغزهای متفکر  و مبدع زمان  خود در  اقصی نقاط عالم به شمار می رفته اند  و یا در حقیقت  جاذبه های میانرودان  در دنیایباستان باعث مهاجرت  و جذب اندیشه های نو و تازه به این سرزمین ثروتمند بوده است .

    نتیجه بحث بالا آن است  که اینگونه تدفین ها،هرچند چند نه در طبقه  سلطنتی ،اما در طبقه خاص ای متداول بوده  است  مردم عادی جامعه شهر سوخته  نیز بدون شک برای ساخت و استفاده اشیاء  تزیینی  خود از سنت های محلی سود  می برده اند  مهره های ساخته شده  از سنگ های نیمه گرانبها ی امروزی و بسیار گرانبهای دیروزی  شهر سوخته به مصرف ساخت گردنبند ،بازوبند ،دستبند  و یا پابند  می رسیده اند  و یا به شک مهره  های  مجرد  و ایزوله  تنها در کنار گردن  یا لگن خاصره  و یا پاهای مدفونین کار گذاشته می شده اند  این همه ها  داخل گورهای زنان  و مردان  و کودکان  پیدا می شوند .

    نکته قابل توجه  انکه هیچ گونه سربند  و یا سینه بند  مزین به مهره ها  آن چنان که  در میانرودان  و یا حتی در روستاهای امروزی تحت تسلط تازیان ، در یمن و عربستان  و سواحل جنوبی خلیج فارس  پیدا می شوند ، در این جا  دیده نمی شوند  و تنها در یک مورد خاص ، یعنی تدفین شماره 1703که در سال 1377 گروه باستان شناسان شهر سوخته و  دهانه غلامان حفاری کرده اند. 

    این ظن می رود  که مهره های پیدا شده  مربوطه به منجوق دوزی  پارچه و یا لباس زن  مدفون شده است  که صحت آن هم هنوز محل تردید است.

    مهره های شهر سوخته  به شکل های  مختلف  و از مواد گوناگونی  چون سنگ لاجورد ،فیروزه ، عقیق ،کریستال صخره ای ،کالسیت ،سنگ آهک ،مرمر،سنگ صابون،کلرایت،صدف های دریایی،استخوان فلز و در موارد نادری از لاء ساخته  شده اند  و مجموعه آن تشکیل دهنده  گردنبند  یا دستبندهایی از ترکیب چند سنگ با رنگ های مختلف  بوده است  بررسی های انجام شده  نشان داده اند  که مهره های بیشتر از سنگ لاجورد  ،فیروزه و عقیق ساخته شده اند .

    یکی از  نکات بسیار مهم  قابل اشاره آن است  که در گورستان شهر سوخته  و در گورهای صنعتگران  ،جز مهره های  مورد بحث ابزار کار این صنعتگران  نیز حفظ شده است  در تدفین شماره 2701  گروه سازمان  میراث فرهنگی کشور در سال 1377حفاری کرده اند تعداد قابل  توجهی نوک مته ،اره، تراشه  و قطعات نیمه تمام  مهره ها  و ابزارهای مورد لزوم سنگ تراش  دیده شده است.

     در کارگاه های شهر سوخته  که گاهی داخل  خانه های مسکونی  قرار داشته  اند شکسته ها و خرده ریزه  و تراشه های سنگ ها با تیغه های  فلینت و نوک مته ها و نیز مهره های شکسته  و ناقص  و یا ناتمام  در بخش های حفاری  شده دیده می شوند . 

    اما با گسترش شهر سوخته  و تبدیل  آن از یک شهر کوچک به پایتخت تمدنی رودخانه هیرمند نحو سازماندهی کار  نیز به صورت رادیکالی تغیییر کرد  آثار این تغییر  و تبدیل از حدود سالهای 2700 به بعد  دیده  می شود  که بقایا و اثر کار در مهره  ها  به شکل های مختلف  در حیاط خانه ها ،فضای سرباز  و اتاق ها کمتر و کمتر دیده می شود  اما در کنار شهر  و بخش غربی  آن در همین تاریخ شاهد گسترش  و پیدایی قسمت های کوچکی همانند  راسته های بازارها هستیم  که محل کار و داد و ستد  صنعتگران بوده است .

    در همین جاهاست  که کارگاه های سنگ تراشی،سفالگری ،فلز کاری و مهره ی سازی ایجاد  شده  و نیز  طی همین دوره است  که در شهر خانه های حصار دار و بناهای  بسیار بزرگی ساخته می شود این نکته  که لایه های بالایی شهر ، به ویژه  پس از متروک شده  کامل آن  حتی در زیر کف اتاق ها  در اثر فرسایش باد  از بین رفته اند کار تشخیص علت  این خرابی و متروک شدن  آن را مشکل  می کند. 

    واز سوی دیگر  آگاه نیستیم  که بر سر طبقه صنعتگر  و کارگر  این شهر  چه آمده است  اما متون  میانرودانی اواخر هزاره سوم  و اوائل  هزاره دوم  بدون کمترین اشاره  به این حوادث ، در آن زمان می نویسند  که سنگ لاجورد  و عقیق و سایرمحصولات   ملوخا  که بنا به تصورات برخی از باستان شناسنان  در بخش های جنوب غربی تمدن هندی  واقع شده بود از حاصلخیز تر  و پر رونق تر باشد  تا در این سرزمین های  جدید تر بتوانند به  کارهای سنتی خود ادامه  دهند در حال حاضر  و حتی با توجه  به پژوهش های باستان شناسان  درباره محل ملوخا  که جانشین ارت شده و برخی آن را با سواحل عمان  و برخی دیگر آن را با سواحل جنوبی هندوستان برابر می دانند  سخن نمی گوییم اما برخی از شواهد  باستان شناختی ، که بتوانیم  محل شهر ملوخارا  که جانشین ارت شده است جستجو کنیم.

    - روش کار و تراش سنگ های نیمه بهادار

    روشن است  که برای پاسخ   به درخواست  و تقاضای  جوامع شهری  برای داشتن اشیاء تجملی ، همچون  جنبه های دیگر  زندگی اجتماعی ، طبقه کارگر متخصص در  در جامعه   به وجود آمد از اواخر دوران  پارینه سنگی  به بعد  سنگ تراشان پاره وقت  آغاز به تراش سنگ ها و تبدیل آنها  به اسلحه و ابزار شکار  کردند  و بعد ها با تحولات صورت  گرفته از دوران نوسنگی  به بعد  و به خصوص از دوران آغاز شهر نشینی  ، گروهای کارگران  متخصصی در جوامع ظاهر شدند  و سنگ تراشان  از صورت پاره وقت  بیرون  آمده  و به صنعتگران  تمام وقت  تبدیل  شده بودند  به شکل  ابزار  کارهای شکسته  و سالم ،  اره ،  پیکان ، نوک پیکان و  قطعات خرده  سنگ  های  گوناگون  در میا ن بقایای لایه های  مختلف  تپه های باستانی دیده می شود .

     جز از آن  چنانکه پیشتر دیدیم  در میان گورهای این جوامع   نیز کم  و بیش آثار کارهای این کارگران  تمام وقت ، چه به شکل  کامل  و تمام  شده  و چه به شکل  کارهای نیمه تمام  و ناقص و چه به صورت ابزار کارهای گوناگون  پیدا  می شوند  این گروه از مواد  و آثار باقی مانده  برای شناسایی ابزاهای کار ، نوع سنگ ها  و مواد گوناگون  و همچنین روش های کار  در دینای باستان مفید هستند.

    - روش کار در روی سنگ لاجورد

     کار در روی سنگ لاجورد در چند مرحله جداگانه انجام می گرفته است قطعات سنگ پس از استخراج ابتدا به قطعات کوچکتری  که به آسانی  قابل حمل و نقل بوده اند تقسیم می شده و در همان مرحله تا حدودی سایش داده می شده اند  و سطح سنگ  از لایه های آهکی  و کریستالی  که روی آن  را می پوشانیده  پاک می شده است .

    در مرحله بعدی متناسب با شکل شی ءی دلخواه که بیشتر اوقات مهره بوده ، سنگ آماده تراش و کار می شده  و با یک اره از  جنس  فلینت ، شیاری اولیه  با عمقی کمی بیشتر از یک میلی متر  برای برش  در سطح آن ایجاد می شده  و سپس آن  را به قطعات کوچکتری تقسیم می کرده اند  تیغه های  مورد استفاده  برای ایجاد این شیارها  معمولا 3تا4سانتیمتر طول داشتهاند .

    این قطعات سپس  با سایش و اره کردن به قطعات  کوچکتری  تقسیم می شده اند  تا اندازه دلخواه  برای ساختن  مهره مورد نظر  به دست آمده است  پس از تهیه هسته اصلی مهره ، ابتدا گوشه  های بلوک  کوچکی سنگی  را با همان روش بریده  و زاویه های به وجود آمده  را می ساییدند  تا اینکه سطح خارجی بلوک کوچک سنگی را به شکل دلخواه نزدیک می شده است در این مرحله و پیش ازصیقل نهایی، کار سوراخ کردن  که ظریف ترین و سخت ترین  قسمت کار بوده  ،آغاز می شده است .

    مرحله ایجاد سوراخ  و حفره حساس ترین مرحله کار مهره سازی بوده  و در بسیاری از مواقع صنعتگر  به دلائل گوناگون  موفق به انجام این کار  نمی شده  و کار  را به صورت نیمه  تمام  رها می کرده  و یا مهره  شکسته  و ناقص را دور می انداخته است   و همین  قطعات به ظاهر بی مصرف  و از بین رفته امروزبه  باستان شناسان  کمک می کنند  تا به دقایق و ظرایف این کار  در جوامع باستانی پی ببرنند  آثار این گونه  کارهای نیمه تمام  و یا شکسته و از بین رفته  درشهر سوخته بسیار دیده  شده  است. 

    کار سوراخ کردن مهره ها به مته های چرخان با نوک مته های  بسیار ظریف  ازهر دو سوی مهره  انجام می گرفته است  طول نک مته ها به طور متوسط 11 میلی متر  بوده  و با دقت فراوان از آنها استفاده می شده است  صنعتگران  برای کم کردن ریسک شکستن  و ناقص شدن مهره ، کار سوراخ کردن مهره ها را در دومرحله  جداگانه  انجام می داده اند. 

    کار سوراخ کردن  یک بار از یک سو  و دیگر  بار از سوی دیگر  به تناوب آغاز  می شده  تا اینکه دو سوراخ در یک نقطه  به هم متصل می شده اند  تنها پس از اینکه  سوراخ کردن  با موفقیت  به سرانجام می رسیده است ظریف کاری و تمیز کردن نهایی  آغاز می شده  و مهره ابتدا  با دقت تمام   صیقل داده می شده  و سپس به به احتمال زیاد سطح خارجی آن  با قطعات چرم  چربی کاملا براق و شفاف می شده است.

    این روش کار مراحل مختلف  آن جز از مرحلهنهایی یعنی برق اندازی  و شفاف کردن سطح خارجی  مهره،  در شهر سوخته دیده شده  است  در تپه حصار نیز  با ظرافت کمتری  رایج بوده است  در حقیقت روش مهره سازی در همه جا یکسان بوده  اما به نظر می آید  که نوع ابزار کار  در هر جایی بسته  به سنتهایمحلی ، با جای دیگر  تفاوت داشته است  نمونه هایی از تفاوت  های جزیی روش سبک کار  در کارگاه های شهر سوخته  و تپه حصار  دیده شده است.

    در شهر سوخته بیش از 200نوک مته در زمینی به مساحت 100 متر مربع  از اتاق های دوره دوم استقرار  جمع آوری شده و هزاران  تراشه و خرده سنگ  لاجور و عقیق ،چه به صورت مهره  های شکسته  و چه به صورت خرده  ریزه ،دیده  شده است علاوه بر آن تعداد 71 قطعه فیروزه ،که حدود 20% فیروزه  های پیدا شده  شهر سوخته را تشکیل می دهد  نیز از همین قسمت  جمع آوری شده است .

    با انجام آزمایش  های مختلف  و بررسی بسیار دقیق  در روی نوک  مته های جمع آوری شده در این بخش روشن شده  که از آنها برای تراش سنگ لاجورد  و عقیق استفاده می شده است  در روی 60عدد از نوک مته  هاآثار گرد سنگ لاجورد ودر روی تنها  یکی از آنها  اثر گرده عقیق وجود  داشته است   همین گونه گرده ها در روی نوک مته های پیدا شده از تپه حصار نیز دیده  می شود.

     بررسی و بازدید  دقیق میکروسکپی  در روی سوراخ های مهره هانشان  داده  که چرخ مته ها ، که به دو صورت و شکل مختلف وجود داشته اند  و شکل آنها  در تصاویر  به جای مانده  از قبر های مصری  متعلق به همین ادوار ،  باقی  مانده  به صورت متداوم  و یکنواخت بوده است.

    صنعتگر مهره  مورد نظر  که در روی یک قطعه  چوب  ثابت قرار می داده است  نوک مته سنگی ظریفی بوده  که روی  یک دسته چوبی  کار  می گذاشته اند  و کمان به چرخش  در می آمده  و مهره  را سوراخ می کرده است.

    در یکی از گورهای سقارا  در مصر ، صنعتنگر از  سه سنگ  تقریبا  بیضی شکل  به عنوان وزنه  استفاده  کرده  که طناب یا تسمه ای  دور آن پیچانده شده بودو هر سه سنگ  به بدنه مته اصلی  متصل  بودند  و با چرخش سریع این وزنه  های سنگین ،مته و نوک  آن را به چرخش  در آمده و سوراخ مورد نظر را ایجاد  می کرده است .

    نمونه های این وزنه ها  در سطح شهر سوخته  نیز بدست امده است  و در کاوش های سال 1378  نیز یکی  از این وزنه ها  همراه با سایر ابزار سنگ تراشی  در مربع IUA  گورستان شهر پیدا شده است.

    - روش کار در  روی سنگ فیروزه

     روش کار  در روی سنگ فیروزه  و سنگ لاجورد  تقریبا یکسان بوده  و احتمالا در کارگاه های مشترکی  انجام  می گرفته ، اما  چنان  که بیشتر  نیز گفته شد  مقدار  فیروزه  در شهر سوخته از سنگ لاجورد  بسیار کمتر  بوده  است . یکی از تفاوت های اساسی  فیروزه  با سنگ لاجورد آن است  که اگر فیروزه  مدت زمان بسیار طولانی  در معرض اکسیژن  و هوا  قرار گیرد  بهتدریج  رنگ خود را از دست داده  و پودر می شود .

    تفاوت دیگر در اندازه  های این سنگ  ها  درزمان استخراج  آنهاست و چون سنگ فیروزه  در زمان استخراج  به اندازه های کوچک  و حداکثر  به بزرگ تخم پرندگان  به دست می آمده  و یا حداقل  قطعات  پیدا شده  در کاوش ها از این اندازه  بزرگتر  نبوده اند  نیازی به برش  اولیه  و قطعه قطعه شدن  نداشته است.

    همانند  تپه حصار ، در شهر سوخته نیز،  کار سوراخ کردن مهره های فیروزه  با همان روش  و همان نوک  مته های مورد  استفاده  برای کار در روی سنگ  لاجورد ، انجام می گرفته است .

    در روی هیچ یک از  نوک  مته های پیدا شده  در شهر سوخته  اثر پودر  فیروزه  دال بر استفاده از این مته ها برای سوراخ کردن مهره های فیروزه ای  دیده نشده  اما از آنجا  که در روستاهای آسیای  مرکزی  نزیدک به معادن فیروزه  قزل قوم ازبکستان  و در تمدن کلته مینار  همزان با  شهر سوخته  از همان ابزار  و همان روش برای سوراخ کردن فیروزه استفاده  می شده  می توانیم  این روش کار را در مورد شهر سوخته  نیز  صادق بدانیم.

    - روش کار در روی عقیق

     برای کار در روی سنگ های عقیق ،مراحل  دیگر  و ابزاری کاملا متفاوت  با کار  برروی سنگ لاجورد  و فیروزه و لازم  بوده است علی رغم مصرف بسیار بالای  عقیق  در جوامع باستانی ، به دلیل وجود معادن  نسبتا زیاد  این سنگ ، روش کار و تکنیک ساخت  اشیاء  عقیقی از دشت های  سند تا میانرودان  و طبعا  شهر سوخته  یکسا


  • تاریخچه حلقه نامزدی
    آیا می‌دانستید که (سنت حلقه‌های نامزدی الماس) درطول تاریخ سابقه چندان طولانی ندارد؟ و آیا می‌دانید چرا سمبل حلقه، دایره قلمداد شده و حلقه، نماد عشق و تعهد زوج‌ها به هم و نیت با ارزش داماد قلمداد می‌شود؟


     بازگشت به دوران غارنشینی

    ریشه داستان ما به گذشته و به دورانی باز می‌گردد که نشانه و سمبل نامزدی نه حلقه و بلکه ریسمانی بافته شده از علف، نی یا چرم بود. چنین حکایت می‌شود که ابتدا این ریسمان را به دستها و پاهای نامزد مردان غارنشین می‌بستند تا فرار نکنند و هروقت اطمینان پیدا کرد که آن دختر با وی می‌ماند ریسمان پاها را باز می‌کردند و فقط ریسمان دور دستها را باقی می‌گذاشتند و زمانیکه نسبت به تعهد و ماندگاری نامزد خود مطمئن می‌شدند ریسمان را به دور انگشت او می‌بستند.

    حکایت دیگری وجود دارد که می‌گوید حلقه بخشی از جهیزیه یا شیربهای عروس به‌شمار می‌آمده. در آن دوران، مراسم عروسی به قیمتی مورد توافق همراه با مدارک و قراردادهای ازدواج تعیین می‌شد و در ازاء مقادیری دام ، پارچه و طلا و جواهر ( که حلقه جزئی از آن بود) عروس را به خانه داماد می‌بردند. حلقه نیز هم به‌عنوان سمبل منت با ارزش داماد و هم جزئی از کابین عروس به‌شمار می‌رفت.

    حلقه به عنوان سمبل نمادین نامزدی و ازدواج شکل گرد و حلقه‌ای داشت، و از لحاظ هندسی بی‌ادیان و بی‌انتها است: مشابه شکل آفتاب و ماه کامل است که در فرهنگها و تمدن‌های باستانی مظهر یگانگی و تکامل و ابدیت بوده است. چنین پنداشته شده که احتمالا‡ یونان باستان بود که سنت حلقه‌های نامزدی را بنیان‌گذاری کرده اما تاریخ دقیق منشاء حلقه‌های نامزدی مشخص نیست. در آن دوران حلقه‌های نامزدی پیش از ازدواج و به عنوان سمبل مهرومحبت‌ وعلاقه طرفین رد وبدل می‌شد.

     در واقع حلقه نامزدی آن دوره همان حلقه قول و پیمان امروزیست که ممکن است به ازدواج منجر نشود و اما سمبل عشق و دوستی واقعی باشد. نامزدی رومیان، کلیدی منقوش و حکاکی شده است و دو روایت درباره آن سنت وجود دارد: اول روایتی عاشقانه که می‌گوید این کلید بیانگر موفقیت عروس برای نفوذ و تسخیر و بازکردن قفل قلب همسر خود است.

    روایتی منطقی‌تر نقل است که خاطر نشان می‌کند: این کلید موفقیت بانوان در حصول نیمه دیگرشان است تحقیقات نشان می‌دهد. بتدریج کلید جای خود را به حلقه‌هایی از آهن داد فدرینگ fede ring نمونه‌ای از حلقه‌های رومی است که حلقه ایمان و حقیقت و صداقت نامیده می‌شد و مربوط به قرن ۴ پس از میلاد مسیح است. این نوع حلقه به صورت دو دست در هم گره خورده است که آن را در سومین انگشت سمت چپ جا میکنند و نشانه عشق و مهر و محبت است .

     دلیل آنها این بود که دست و رگ دست چپ به قلب می‌رود. سرچشمه این سنت به مصریان قدیم برمی‌گردد.نمونه وایکینگ‌ها بصورت دو دست در هم گره‌خورده بر روی یک قلب است. در فرهنگهای دیگری همچون کشور اسپانیا، شاهد طرح‌هایی مشابه و قلبی هستیم که توسط دو دست نگاه پوشانده نشده که البته قدمت حلقه‌های کلدداگ Claddagh بیش از اینهاست. منشاء حلقه کلدداگ به طرح حلقه‌های فد یونانی Greece fede ring باز می‌گردد.

    طرح این حلقه‌ها تاجی است که در بالای دو دست قرار دارد و قلبی در میان آنان حضور دارد جالب اینکه در فرهنگ سلتیکCeltic Culture موی بافته دلدار خود را به عنوان سمبل متعهد دو طرفه به صورت حلقه به خود می آویختند. در بعضی از منابع از دستبندهای موی بافته شده بجای حلقه نیز یاد شده است در قرن دوازدهم پاپ اینو سنت سوم۳ Pope Inno Cent دستور داد که حلقه‌ای در مراسم عروسی میان عروس و داماد رد و بدل می‌شود و به دستور او بود که برگزاری مراسم عروسی در کلیسا رسمیت یافت.

     مقارن با قرن ۱۸ و ۱۹ بود که حلقه‌های مزین به نام هدیه کننده یا لغات رومانتیکی هم چون عزیز ترین و...بود که در اولین حروف از سنگهایی همچون الماس، زمرد، آمتیس Amethyst،یاقوت Ruby، اپیدوتEpidot، یاقوت کبود Sapphire و یا فیروزه Turquoiseاستفاده می‌شد.

    تحقیقات نشان می‌دهد که گیمل‌رینگ Gimmel ring نیز در قرون وسطی ابداع شده است این حلقه‌ها از سه حلقه متصل بهم تشکیل شده بود که از بخش انتهایی به یکدیگر مرتبط بودند و در نهایت بصورت یک حلقه دیده میشدند به نقل از بعضی منابع قدیمی در دوران نامزدی اولین حلقه توسط عروس ، دومین حلقه توسط داماد و سومی توسط شاهد آماده می‌شد و هر سهحلقه در زمان عروسی زوج در دست عروس جا می‌گرفت.

     فلزات

    برای ساخت حلقه‌ها معمولا از سه نوع فلز ( اعم از طلای زرد و طلای سفید و پلاتین ) استفاده می‌شود. طلای زرد ۱۴ و ۱۸ عیار از گذشته‌ها سنتی ترین فلز برای ساخت حلقه‌ها به‌شمار می‌رود . البته کارکردن با طلای سفید به‌دلیل سختتر بودن آن دشوارتر است و به همین دلیل قیمت آن نیز گرانتر به حساب می‌آید پر طرفتارترین و گرانترین فلز این گروه پلاتین Platinum نامدارد.


  • تاریخچه حلقه نامزدی و ازدواج
    اولین  حلقه های ازدواج ، احتمالاً در مصر استفاده شده اند. قبل از رواج سکه، مصریان باستان، سکه ای با یک سوراخ که در مرکزش بود و مانند یک حلقه آن را در انگشتان قرار می دادند.
    طی مراسم ازدواج، داماد حلقه پول را در انگشت عروس قرار می داد تا به وی نشان دهد که حالا او هم در ثروتش سهیم است.

    1) جایگاه
    حلقه ازدواج و نامزدی در انگشت سوم دست چپ قرار می گیرند.
    - بنا به یک اعتقاد قدیمی، انگشت حلقه دارای یک عصب است که مستقیماً به قلب مرتبط است.

    2) الماس
    امروزه بیشتر حلقه های نامزدی از جنس الماس هستند. یونانیان باستان تصورشان این بوده است که الماس ها، اشک های خدایان هستند، در حالی که رومی ها اعتقاد داشتندکه آنها تکه هایی از ستاره های پرتاب شده هستند.

    3) اولین حلقه نامزدی از جنس الماس
    آرشدوک ماکسیمیلیان اول از کشور اتریش در تاریخ 17 آگوست 1477، اولین حلقه نامزدی از جنس الماس را به پرنسس ماری از بورگاندی تقدیم کرد.
    حلقه پرنسس ماری، شامل یک حلقه با الماس هایی که تشکیل حرف M را داده بود.

    در قرون هفدهم و هجدهم میلادی استفاده از حلقه هایی که با الماس تزیین شده بودند، بین مردم رایج شده بود. به همین دلیل برای تمایز با سایر حلقه ها، طرح حلقه عروسی به شکل ساده در آمد و بنابراین از سایر انگشترها متمایز شد.

    5) حلقه های دوتایی
    مرسوم شدن استاندارد حلقه دوتایی به صورت حلقه و پشت حلقه، سبکی جدید است. این رسم تا سال 1950 عمومیت نداشته است و در حقیقت نتیجه تلاش صنعت جواهر ساز برای فروش بیشتر حلقه ها بود.
     

     


  • تاریخچه طراحی جواهرات
    استفاده از جواهرات در دوران قدیم به معنای تراشیدن سنگ های گران بها و آویزان کردن آنها در گوشه لباس، کمربند و غلاف شمشیر جنگاوران بوده است.


    در قرن شانزدهم طراحی جواهرات به صورت آنچه امروز می شناسیم آغاز شد. اولین دستبند هم در این زمان یک زنجیر کلفت طراحی شد. از زنجیر طلا علاوه بر زیور آلات در تهیه کیف و سنجاق سینه، قلاب کمربند و کلاه نیز استفاده می شد. در گذشته از هنر ویترا ( نقاشی روی شیشه) برای ساخت گردن بند استفاده می شد. جورج راونسکرافت در سال 1670 در فرانسه از الماس بر روی انگشتر ها استفاده کرد که با استقبال فراوانی از سوی افراد طبقه اشراف مواجه شد.

    کارلو جولیانی در ناپل ایتالیا، اوژینو فونتانی درفرانسه و تیفانی در نیویورک از دیگر کسانی بودند که شروع به طراحی زیور آلات با ویترا کردند. شکوفایی جواهرات در اروپا را باید ازقرن نوزدهم دانست.

    پیوکاستلانی و میکل آنجلو کاتانی از نخستین کسانی بوند که در دهد اول قرن تمامی زیور آلات کلاسیک در اروپا جمع آوری  کرده و به طراحی نمونه های جواهرات باستانی پرداختند. قرن 19، قرن ظهور سنگ سیاه در صنعت طلا و جواهر است و در اصل نماد میهن پرستی هستند.

    استفاده از آلیاژهای مختلف در زیور آلات را آلمانی ها با ساخت بند ساعت از جنس پلاتین در طراحی جواهرات پیاده کردند. بیشترین اشکالی که در این زمان استفاده می شد شامل گل، خوشه گندم، پروانه و خورشید که هر کدام به عنوان سمبل شناخته شده بودند.

    سنجاق سینه به شکل گل و با شیشه های نارنجی تزئین شده بودکه نماد باروری و پاکی است که دوشیزگان در مهمانی ها استفاده می کردند.

    در قرن بیستم، برخی از کمپانی های طراحی جواهرات همچون کارتیه دست به اقدام جالبی زد. کارتیه طراح و جواهر ساز فرانسوی در سال 1925 انگشتری ساخت از 3 حلقه باریک طلای زرد، قرمز و سفید ساخته شده بود و دیری نپائید که یکی از پرطرفداران ترین مدل حلقه ها بین زوج ها تبدیل شد.

    ساخت گوشواره های بلند و دنباله دار هم در همین قرن ساخته شد. گردنبد قلاده ای هم پس از اینکه ملکه الکساندرا در انگلیس برای پوشاندن زخم های گلویش از آن استفاده کرد، رواج یافت.

    ایتالیایی ها خریداران اصلی سنگ های گرانبها و مروارید های اصل شرقی بودند. تاجران ایتالیایی، جواهرات را به قیمتی نازل از شرقی ها می خریدند و به قیمت گزاف به اروپاییان می فروختند.

    در میان جواهرات، مروارید های سفید هند و ایران از  ارزش بالایی برخوردار بودند. مدتی بعد تصمیم گرفتند که سنگ هایی مصنوعی شبیه مروارید ساخته تا بتوانند با نازل ترین قیمت به مردم عادی بفروشند. سرانجام با مخلوط کردن پودر شیشه سفید، سفیده تخم مرغ و ماده لزج حلزون، مروارید مصنوعی ساخته شد.

    از سال 1960 به بعد ، طراحان جواهرات تصمیم گرفتند که روش های فانتزی را جایگزین طرح ها و روش های سنتی کنند و از روش های قدیمی کمی فاصله بگیرند. بدین ترتیب طرح هایی مخلوط از طلای زرد ( طلا + آلیاز برتز) و طلای سفید (طلا + آلیاژ نقره) و انواع سنگ های قیمتی رواج پیدا کرد.


  • تاریخچه فیروزه (Turquoise)
    نام قديم فيروزه، Turquoise است که مى تواند از نام ترکيه آمده باشد؛ زيرا ابتدا معتقد بودند اين کانى از کشور ترکيه آمده است (فيروزه به احتمال زياد از کوه على ميرزا در پارس، ايران کنونى، يا شبه جزيره سينا در مصر آمده که هر دو از مناطق قديمى شناخته شده اى هستند که فيروزه از آنجا استخراج مى شده). به احتمال ديگر، اين نام از توصيف فرانسوى سنگ جواهر Pierre turquin به معناى سنگ آبى تيره گرفته شده است.

    طى هزاران سال، فيروزه آبى تيره جهان در ايران يافت مى شد و اصطلاح فيروزه پارسى مترادف با بهترين فيروزه بود. اين مساله در اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 هنگامى که ذخاير مهم و مرغوب فيروزه را در باختر و جنوب باخترى آمريکا کشف کردند، تغيير کرد. مواد اين ذخاير به خوبى و عيار فيروزه پارسى بود و اکنون بيشترين فيروزه، در آمريکا با عيار بالا استخراج مى شود. هر چند امروزه همچنان فيروزه پارسى برابر يک تعريف از کيفيت فيروزه است تا بيان مبدا و سرچشمه آن.

    - ترکيب شيميايى:
    فيروزه از نظر شيميايى، يک فسفات هيدراته از مس و آلومينيوم است. فيروزه معمولا در مناطق دگرسانى در محل هاى خشک يا بيابانى يافت مى شود. اين مناطق محل هايى هستند که سنگ هاى اصلى بر اثر نفوذ ديگر سنگ ها با فعاليت آتشفشانى يا تحت تاثير گرما دگرسان شده اند. دگرسانى گرمابى با محلول هاى ماگمايى-که از عمق زمين به وسيله منافذ و شکستگى ها، سطح را تحت تاثير قرار مى دهند- باعث تغيير سنگ هاى اصلى مى شود. مراحل و عوامل زيادى در ساختن فيروزه دخالت دارند. ابتدا بايد يک منبع مس و همچنين فلدسپات آلومينيوم دار نيز موجود باشد.

    دگرسانى گرمابى، فلدسپات را مى شکند و‌آلومينيوم لازم براى فيروزه را آزاد مى کند. فسفات معمولا از اسيد فسفريک از آپاتيت در طول آلتراسيون گرمابى به دست مى آيد. مس معمولا در سنگ ميزبان همراه صعود ماگماى داغ توليد مى شود. مس به آسانى در نزديکى سطح هنگامى که در محلول داغ است، اکسيد مى شود و آزادانه با آلومينيوم و اسيد فسفريک واکنش مى دهد تا تشکيل فيروزه بدهد. در اين زمان، ديگر کانى ها داخل ساختمان فيروزه مى شوند و رنگ هاى مختلف آن را مى سازند.
    فرمول شيميايى (CuAl6(PO4)84H20):

    اين ساختمان با داخل شدن آهن، کلسيم، منگنز، منيزيم، سيليکات و روى بسيار بزرگ تر خواهند شد. اين عناصر هنگامى که به ساختمان مولکولى فيروزه اضافه مى شوند، رنگ و سختى آن را تحت تاثير قرار مى دهند. رنگ فيروزه مى تواند آبى تيره تا سبز تيره و رنگ هاى مابين اين دو متغير باشد. معمولا، مس در ساختمان مولکولى فيروزه آبى تيره بيشتر است و آهن داخل شده باعث سبز تر شدن آن مى شود. وامل ديگرى توليد فيروزه را تحت تاثير قرار مى دهند، به عنوان مثال سختى فيروزه در ژرفاى 100 فوتى زمين زياد مى شود و همچنين افزايش و دوره حرارت بر سختى فيروزه اثر دارند.فيروزه در شبه جزيره سينا و استراليا در سنگ ماسه و شيل يافت مى شود. در اين مناطق سنگ هاى آذرين وجود ندارند اما سيليسى شدن که يک فعاليت هيدروترمال و دگرسانى است، روى داده است. سيليس يک همراه معمول در توليد ذخيره فيروزه است.

    خواص فيزيکى : آبى، سبز، آبى-سبز
    سختى:5-6
    شکست نور: 1.62
    ساختمان بلورى: ترى کلينيک
    وزن مخصوص: 2.9-2.6
     

    فيروزه اپک است و در مقياس موس، سختى آن متغير است. معادن ژرف مانند فيروزه مى توانند در مقياس موس، سختى کمى بيشتر از 2 داشته باشند و در جايى که معدن جواهر نزديک سطح باشد، سختى مى تواند بيشتر از 6 باشد. سختى با توجه به فاکتورهاى مختلف متفاوت مى شود. در انواع سنگ هاى سيليسى که دانه هاى کوارتز حاضر هستند، سنگ به اندازه کافى براى استفاده در جواهرسازى سخت خواهد شد. اگر سيليسى شدن اتفاق نيفتد، فيروزه احتمالا شبيه گچ، خلل و فرج دار و نرم خواهد شد که در جواهر سازى کاربرد ندارد. رطوبت باعث خواهد شد رنگ فيروزه سبز گردد.

    اين امر در زمين و جوارات با جذب رطوبت و نفت صورت مى گيرد. يروزه اغلب حاوى مس، آلومينيوم و فسفر است. ديگر عناصر مى توانند جانشين درصدى از آنها گردند و ساختمان مولکولى را تغيير دهند. به عنوان مثال 2 کانى کمياب کالکوسيدريت و فاوستيت در فيروزه موجود هستند. معمولا جانشينى آلومينيوم با آهن و روى، تنها رنگ فيروزه را تغيير مى دهند.


  • تب جواهر بازار ایران را فراگرفته است
    شاید داشتن جواهر نیاز اصلی بشر برای ادامه حیات نباشد اما همیشه مورد توجه بوده و علاقمندان خاص خودش را داشته است. کسانی هستند که نوع گردنبند، انگشتر و حتی دکمه سردست‌شان برایشان همان قدر اهمیت دارد که خیلی چیزهای روزمره دیگر!

    "مسعود رضایی"، جواهرساز جوانی که است به قول خودش 8 سال است که وارد این حرفه شده و سه سال اخیر را به طور تخصصی درمورد جواهرات گرانقیمت فعالیت می‌کند.





    رضایی متخصص سنگ‌های قیمتی است و می‌گوید: با مشاهده دقیق و از نزدیک سنگ‌ها به راحتی می‌شود به اصل بودن و تقلبی بودن آن‌ها پی برد و تاکید می‌کند حتی افراد متبحر هم نمی‌توانند با یک نگاه، اصل بودن جواهری که بر گردن کسی آویخته شده را  تشخیص بدهند.

    به گفته این جواهر فروش بیشتر دختران جوان زیر سی سال- پولدارهایی که جواهرات مرغوب استفاده می‌کنند- طالب خرید جواهراتی با سنگ‌های الماس و برلیانند و کمتر کسی سراغ خرید زمرد و یاقوت می‌رود. زمرد و یاقوت بیشتر برای افراد متاهل بالای سی سال است. هرچند که زمرد را بیشتر خانم‌های بالای 45 سال استفاده می‌کنند. زمرد قیمت بالایی دارد و به خاطر رنگش بیشتر توسط این قشر خاص استفاده می‌شود.

     

     




    سرویس و حلقه های رویاییباور کردن قیمت برخی از آن‌ها واقعا سخت است. رضایی درباره گرانترین سرویس‌شان می گوید:سرویس کامل جواهری از زمرد کلمبیا است که 236میلیون تومان قیمت دارد. قیمت هر کاری به خاطر سنگ‌هاست.

    ارزانترین سرویس جواهر را هم می شود با حدود 2میلیون تومان تهیه کرد. این را رضایی می گوید و ادامه می دهد: این قیمت‌ها در مورد حلقه های ازدواج هم وجود داردو تا به حال برای حلقه، فروشی بیشتر از 15میلیون و 900هزار تومان نداشتیم اما این قابلیت وجود دارد که حلقه های گرانتری هم تولید کرد. اما میانگین متوسط حلقه‌ها حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان است.

    رضایی با تاکید به این که کار فروش جواهرات نقدی است می‌گوید: گاهی افراد برای خرید قسطی مراجعه می کنند هر چند تعدادشان کم است اما معمولا جواهرسازان قبول نمی‌کنند، این کار حتی در بین نمایندگی‌های برندهای معبر دنیا هم مرسوم نیست، چون کار جواهرات همیشه نقدی است. 









    جواهرات جانبی، برای خارجیان مقیم ایرانبه جز جواهرات موجود، برخی جواهرات مشتری‌های خاص خودشان را دارند. جواهراتی مثل گیره پول، گیره کراوات، دکمه سردست و پابند که به قول رضایی بیشتر مشتری‌های این جواهرات خارجی‌هایی مقیم ایران و افراد متمول بالای شهر هستند. از قیمت‌ها که می‌پرسی تازه می‌فهمی که ممکن است مدیری دکمه سردستی روی آستینش داشته باشد که اندازه یک ماشین پراید می‌ارزد.

    رضایی درباره این جواهرات خاص می‌گوید: گیره پول بیشتر توسط خارجی‌ها استفاده می‌شود و مثل گیره کاغذ است و قیمت یک گیره معمولی 450 هزار تومان به بالا است. حدود 9 گرم وزن و 7تا 10 سانت هم ارتفاع دارد.







    دکمه سردست را هم بیشتر مدیران و داماد‌ها خریداری می‌کنند که اگر جواهر باشد حدود 9میلیون تومان قیمت دارد. البته می‌شود از نگین‌های بدلی هم استفاده کرد که حدود 450هزار تومان قیمت دارد.

    حداقل سرمایه مورد نیاز سه میلیون تومان
    اگر جوانی بخواهد وارد این حرفه بشود نیازی به حامی ندارد همان طور که حامی نداشتم، این جملات را رضایی می‌گوید و ادامه می‌دهد: خیلی وقت‌ها کسانی که با حامی خاصی وارد بازار می‌شود کم کم به سمت و سوی دیگری سوق پیدا می‌کنند. جواهرسازان اکثرا افراد معمولی هستند. 

    از سرمایه اولیه برای شروع این حرفه که می‌پرسی مکثی می‌کند و می‌گوید: سرمایه اولیه بستگی به نوع کار دارد اما حداقل با 3 میلیون تومان می‌شود این کار را شروع کرد. هر چند که این سرمایه خیلی کم و در حد از صفر شروع کردن است اما امکان این که فرد با همین سرمایه موفق شود هست.

    جواهرسازی شغل پر زرق و برقی است که خیلی از جوانان آرزوی آن را دارند؛ اما رضایی از مشکلات کار هم می‌گوید و تاکید می‌کند: شاید به قیافه این شغل نخورد اما واقعا دل و جرات می‌خواهد و خیلی وقت‌ها سر آدم کلاه می‌رود و گاهی حتی ضررها بیشتر از سود است.مثلا اگر یک انگشتر جواهر شش میلیون تومانی به دل مشتری ننشیند عودت دادن سنگ های آن حداقل 2 میلیون تومان برای ما ضرر دارد.

    هرچند که برخی از زوج‌های جوان این روزها با ترس و لرز نوسانات قیمت طلا را رصد می کنند تا بتوانند از عهده خرید یک سرویس معمولی و ساده برآیند کسانی هستند که به راحتی و با پول نقد جواهراتی خریداری می کنند که گاهی هم قیمت یک خانه در یک محله خوب تهران است...


notification

آیا مایلید از نوسانات بازار آگاه شوید؟

دریافت هشدار در نوسانات قیمت طلا، سکه، دلار، اونس، نفت، بورس و بیت کوین