به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، سهمیه بنزین خودروهایی که ارزش آنها بیش از ۱ میلیارد تومان است، با معیار قیمت خودرو بازتعریف شده است. یعنی ارزش ریالی خودرو به شاخص اصلی تعیین سوخت یارانهای تبدیل شده است. این تغییر برای مالکان این خودروها یک معنای روشن دارد: هزینه سوخت ماهانه آنها احتمالاً بیشتر میشود.
اهمیت این تصمیم فقط به خودروهای لوکس محدود نمیشود. تورم سالهای اخیر، مرز ۱ میلیارد تومان را به محدوده قیمت بخشی از خودروهای رایج نزدیک کرده است. به همین دلیل، این معیار هم بر هزینه نگهداری خودرو اثر میگذارد و هم ممکن است بر تصمیم خرید در بازار.
چرا قیمت، جای مصرف را گرفت؟
منطق این رویکرد به «یارانه هدفمند» برمیگردد. یارانه هدفمند یعنی دولت حمایت را به سمت دهکهای کمدرآمد ببرد و سهم گروههای پردرآمد را کم کند. در این نگاه، قیمت خودرو نشانهای از توان مالی مالک آن است. بنابراین مالک خودروی گرانتر احتمالاً نیاز کمتری به بنزین ارزان دارد.
اما این معیار یک نقطه ضعف آشکار دارد. مصرف سوخت به حجم موتور، فرسودگی و فناوری خودرو بستگی دارد، نه به قیمت آن. خودروی قدیمی و ارزان ممکن است بیشتر از یک خودروی نو و گران سوخت بسوزاند. پس این سیاست بیشتر به عدالت در توزیع یارانه پاسخ میدهد تا به مدیریت مصرف سوخت.
اثر مرز قیمتی بر بازار
هر مرز قیمتی ثابت در بازار، رفتار خریدار را تغییر میدهد. خودروهایی که قیمتشان کمی بالاتر یا پایینتر از ۱ میلیارد تومان است، در کانون این اثر قرار میگیرند. انتظار میرود بخشی از خریداران به سمت گزینههای زیر این مرز بروند تا سهمیه کامل را حفظ کنند. این جابهجایی ممکن است تقاضا برای این گروه از خودروها را بیشتر کند.
در سوی دیگر، فروشندگان خودروهای بالای این مرز با یک هزینه پنهان تازه روبهرو میشوند. خریدار حالا باید هزینه سوخت آزاد را هم در محاسبه خود بگذارد. محتملترین سناریو این است که این عامل در چانهزنی قیمت این دسته از خودروها نقش پیدا کند.
پرسشهای باز
یک پرسش مهم هنوز پاسخ روشنی ندارد: مرز ۱ میلیارد تومانی با تورم بهروز میشود یا ثابت میماند؟ اگر این عدد ثابت بماند، با رشد قیمتها هر سال خودروهای بیشتری از این مرز عبور میکنند. در آن صورت، دامنه این سیاست بهتدریج از خودروهای لوکس به خودروهای میانرده هم میرسد. شیوه تعیین ارزش هر خودرو نیز پرسش دیگری است که پاسخ آن بر دقت اجرای این طرح اثر دارد.

