خبر

کام های تلخ مانده

کام های تلخ مانده

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - گرانی تنها زمانی خود را در قیمت برنج، گوشت، مسکن، دارو یا هزینه حمل‌ونقل نشان نمی‌دهد؛ گاهی می‌توان عمق فشار اقتصادی بر خانوارها را از کالاهایی فهمید که آرام‌آرام از سبد خرید مردم حذف می‌شوند. کیک و شیرینی یکی از همین کالاهاست؛ محصولاتی که زمانی بخشی از خریدهای معمول خانوارها برای مهمانی، مناسبت‌ها، دورهمی‌ها و حتی مصرف روزانه محسوب می‌شدند، اما امروز برای بخش قابل توجهی از مردم به کالایی تبدیل شده‌اند که خرید آن باید با حساب‌وکتاب بیشتری انجام شود.

دانیال امینی / در شرایطی که هزینه‌های ضروری زندگی با سرعت افزایش پیدا کرده و درآمد خانوارها متناسب با رشد هزینه‌ها افزایش نیافته است، طبیعی است که کالاهای غیرضروری زودتر از سایر اقلام از سبد مصرفی کنار گذاشته شوند. وقتی خانواده برای اجاره خانه، خوراک، درمان، آموزش، حمل‌ونقل و قبوض با فشار مالی مواجه است، خرید یک کیک یا جعبه شیرینی دیگر در اولویت قرار نمی‌گیرد. این مسئله از یک منظر، موضوعی مربوط به صنعت شیرینی و قنادی است، اما از منظری عمیق‌تر، نشانه‌ای از تغییر الگوی مصرف جامعه و کاهش قدرت خرید مردم است.کیک و شیرینی در اقتصاد خانوار در گروه کالاهایی قرار می‌گیرند که امکان حذف یا کاهش مصرف آنها وجود دارد. خانواده‌ای که توان خرید گوشت را ندارد، نمی‌تواند آن را به سادگی از برنامه غذایی حذف کند؛ اما می‌تواند خرید شیرینی برای مهمانی را محدود کند، به جای کیک بزرگ یک کیک کوچک‌تر بخرد یا اساساً تهیه آن را به مناسبت‌های خاص موکول کند. همین رفتار به مرور باعث کاهش تقاضا در بازار شیرینی و افزایش فشار بر واحدهای تولیدی و صنفی این بخش می‌شود.

وقتی شیرینی به کالای لوکس نزدیک می‌شود

یکی از نشانه‌های تغییر وضعیت اقتصادی خانوارها، تغییر نگاه آنها به کالاهای مصرفی است. در سال‌هایی که درآمد واقعی خانوارها قدرت بیشتری داشت، خرید شیرینی یا کیک برای تولد، مهمانی، دید و بازدید و مناسبت‌های مختلف بخش عادی از هزینه‌های خانواده بود. اما اکنون افزایش مداوم قیمت مواد اولیه و هزینه‌های تولید، قیمت نهایی محصولات قنادی را بالا برده و قدرت خرید مشتریان را کاهش داده است.آرد، شکر، تخم‌مرغ، روغن، خامه، شکلات، مغزها، میوه و سایر مواد اولیه تنها بخشی از هزینه تولید کیک و شیرینی هستند. در کنار آنها، اجاره واحد صنفی، دستمزد نیروی انسانی، هزینه انرژی، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های جانبی نیز قرار دارد. افزایش هر یک از این هزینه‌ها در نهایت خود را در قیمت محصول نهایی نشان می‌دهد.اما مشکل اصلی اینجاست که مشتری نیز دیگر توان پذیرش هر افزایش قیمتی را ندارد. قناد نمی‌تواند مواد اولیه را با قیمت گذشته خریداری کند و محصول را با همان قیمت قبلی بفروشد؛ از سوی دیگر، افزایش قیمت محصول باعث کاهش تقاضا می‌شود. در نتیجه، تولیدکننده و مصرف‌کننده هر دو تحت فشار قرار می‌گیرند.این شرایط یک دور باطل ایجاد می‌کند؛ هزینه تولید بالا می‌رود، قیمت افزایش پیدا می‌کند، قدرت خرید کاهش می‌یابد، مصرف کم می‌شود و فروشنده برای جبران هزینه‌ها با کاهش حاشیه سود یا تعدیل تولید مواجه می‌شود.برای خانوارها نیز مسئله تنها قیمت یک کیک یا یک کیلو شیرینی نیست. مسئله اصلی، جمع شدن همین هزینه‌های کوچک است. خانواده‌ای که در طول ماه با ده‌ها هزینه افزایش‌یافته مواجه است، مجبور می‌شود میان نیازهای مختلف اولویت‌بندی کند. در این اولویت‌بندی، کالاهایی مانند شیرینی، تنقلات، رستوران، تفریح و برخی خریدهای فرهنگی و اجتماعی معمولاً نخستین گزینه‌هایی هستند که کاهش پیدا می‌کنند.

سفره‌ای که کوچک‌تر از همیشه شده است

تورم زمانی خطرناک‌تر می‌شود که علاوه بر افزایش قیمت‌ها، الگوی مصرف مردم را نیز تغییر دهد. اگر خانوارها تنها به دلیل گران شدن یک محصول، کمتر از آن خرید کنند، شاید مسئله محدود به همان کالا باقی بماند؛ اما اگر کاهش مصرف به طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات گسترش پیدا کند، می‌تواند نشانه کاهش جدی رفاه اقتصادی باشد.امروز بسیاری از خانوارها پیش از خرید، قیمت چند فروشگاه را مقایسه می‌کنند، اندازه بسته‌بندی را تغییر می‌دهند، محصولات ارزان‌تر را جایگزین می‌کنند یا خرید را به زمان دیگری موکول می‌کنند. این رفتار در بازار کیک و شیرینی نیز دیده می‌شود. خرید یک کیک کوچک به جای کیک بزرگ، انتخاب شیرینی‌های ساده‌تر به جای محصولات گران‌تر، کاهش دفعات خرید و حتی تهیه برخی محصولات در خانه، از جمله راه‌هایی است که خانوارها برای مدیریت هزینه‌های خود دنبال می‌کنند.در این میان، مناسبت‌هایی که زمانی فرصتی برای خرید و شادی خانوادگی بودند نیز تحت تأثیر فشار اقتصادی قرار گرفته‌اند. تولد، سالگرد، مهمانی و دورهمی همچنان وجود دارند، اما شکل برگزاری آنها تغییر کرده است. خانواده‌ها تلاش می‌کنند هزینه‌ها را کنترل کنند و به جای خریدهای پرهزینه، مراسم ساده‌تری برگزار کنند.این تغییر تنها یک رفتار مصرفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از کاهش رفاه است. وقتی مردم مجبور می‌شوند حتی برای یک خرید کوچک و نمادین نیز دائماً محاسبه کنند که «آیا واقعاً به آن نیاز داریم؟»، می‌توان دریافت که فشار اقتصادی چگونه وارد جزئی‌ترین بخش‌های زندگی شده است.در چنین شرایطی، صنعت شیرینی نیز از کاهش قدرت خرید مردم آسیب می‌بیند. واحدهای صنفی با کاهش فروش مواجه می‌شوند و ممکن است برای ادامه فعالیت ناچار به کاهش نیروی انسانی، محدود کردن تولید یا تغییر نوع محصولات خود شوند. این مسئله در نهایت می‌تواند به کاهش اشتغال و کوچک شدن بازار منجر شود.البته کاهش تقاضا تنها ناشی از قیمت شیرینی نیست. بخشی از جامعه به دلیل نگرانی از آینده اقتصادی، ترجیح می‌دهد منابع مالی خود را برای هزینه‌های ضروری یا پیش‌بینی‌نشده نگه دارد. وقتی خانواده نسبت به آینده درآمد خود مطمئن نیست، حتی اگر امکان خرید یک محصول را داشته باشد، ممکن است از انجام آن صرف‌نظر کند. مسئله فقط شیرینی نیست؛ روایت کوچک شدن قدرت خرید است حذف تدریجی کیک و شیرینی از سبد خرید را نباید تنها به عنوان مشکلی برای قنادان یا یک تغییر ساده در عادت غذایی مردم نگاه کرد. این اتفاق بخشی از تصویر بزرگ‌تر اقتصاد خانوار است؛ تصویری که در آن مردم به صورت روزمره در حال بازتعریف اولویت‌های مصرفی خود هستند.وقتی درآمد ثابت است اما هزینه‌های ضروری افزایش می‌یابد، اولین واکنش خانوار، کاهش هزینه‌های قابل حذف است. پس از آن ممکن است کیفیت کالاهای خریداری‌شده کاهش پیدا کند و در مراحل بعدی، حتی برخی نیازهای ضروری نیز تحت فشار قرار گیرند. بنابراین، کاهش خرید شیرینی می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌های کاهش قدرت خرید باشد، نه لزوماً بزرگ‌ترین مشکل اقتصادی خانوار.اقتصاد سالم باید به گونه‌ای عمل کند که مردم پس از تأمین نیازهای ضروری، امکان مصرف کالاها و خدمات فرهنگی، تفریحی و اجتماعی را نیز داشته باشند. رونق کسب‌وکارهای مرتبط با تفریح، رستوران، قنادی، پوشاک و سایر کالاهای مصرفی، وابستگی مستقیمی به قدرت خرید طبقه متوسط دارد. هرچه این طبقه کوچک‌تر و توان مالی آن کمتر شود، بازار این کالاها نیز کوچک‌تر خواهد شد.از سوی دیگر، سیاست‌گذار نباید کاهش تقاضا را صرفاً به تغییر سلیقه مردم نسبت دهد. زمانی که مصرف‌کننده خرید خود را به دلیل ناتوانی مالی کاهش می‌دهد، مسئله اصلی در سمت درآمد و هزینه خانوار قرار دارد. کنترل تورم، افزایش بهره‌وری، ایجاد اشتغال پایدار و افزایش درآمد واقعی، راهکارهای اساسی برای بازگرداندن قدرت خرید هستند.کیک و شیرینی شاید در ظاهر کالایی ساده و غیرضروری باشند، اما بازار آنها می‌تواند آینه‌ای از وضعیت اقتصادی جامعه باشد. وقتی خرید شیرینی از یک رفتار عادی به تصمیمی قابل حذف تبدیل می‌شود، یعنی خانوارها در حال فشرده‌تر کردن سبد مصرفی خود هستند. این اتفاق به ما می‌گوید که مسئله فقط گرانی یک جعبه شیرینی نیست؛ مسئله آن است که درآمد خانوار دیگر با هزینه‌های زندگی همخوانی ندارد.در نهایت، شاید بتوان گفت یکی از ملموس‌ترین آثار تورم، همین تغییرات کوچک و روزمره است؛ خریدهایی که دیگر انجام نمی‌شوند، مهمانی‌هایی که ساده‌تر برگزار می‌شوند و کالاهایی که از «نیازهای معمول» به «خریدهای غیرضروری» تبدیل شده‌اند. شیرینی هنوز در ویترین قنادی‌ها وجود دارد، اما برای بسیاری از خانوارها فاصله میان ویترین و سفره بیشتر از گذشته شده است. فاصله‌ای که برای پر کردن آن، بیش از هر چیز به مهار تورم و بازسازی قدرت خرید مردم نیاز است.

منبع:
چهارشنبه 11 شهریور 1405 ساعت 13:00
notification

آیا مایلید از نوسانات بازار آگاه شوید؟

دریافت هشدار در نوسانات قیمت طلا، سکه، دلار، اونس، نفت، بورس و بیت کوین