حسین قیدر / حسن کریمیان، رئیس انجمن صنفی مراکز اسقاط خودروهای کشور، با اشاره به وضعیت مصرف سوخت خودروهای فرسوده تأکید کرده است که برآورد علمی و قطعی واحدی درباره میزان مصرف سوخت این خودروها در دست نیست، اما شواهد موجود فاصله قابل توجهی میان مصرف خودروهای قدیمی و خودروهای جدید نشان میدهد. به گفته او، خودروهای کاربراتوری ممکن است حدود سه برابر و خودروهای انژکتوری فرسوده حدود دو برابر خودروهای نو سوخت مصرف کنند.این اختلاف، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم میلیونها خودرو در کشور با سن بالا در حال تردد هستند. حتی اگر بخشی از آنها به دلیل نگهداری مناسب یا شرایط خاص، مصرفی کمتر از میانگین داشته باشند، مجموع سوخت اضافهای که ناوگان فرسوده مصرف میکند، میتواند رقم قابل توجهی باشد.برای نمونه، اگر خودروی فرسودهای در هر ۱۰۰ کیلومتر حدود ۱۲ تا ۱۴ لیتر بنزین مصرف کند، خودروی جدید با شرایط مشابه میتواند تقریباً نصف این میزان مصرف داشته باشد. بنابراین، بخش مهمی از مشکل مصرف بالای سوخت تنها به افزایش تعداد خودروها یا میزان سفرهای شهری مربوط نیست؛ کیفیت و سن ناوگان نیز سهم قابل توجهی در این معادله دارد.
بنزین بیشتر برای پیمودن همان مسیر
فرسودگی خودرو فقط به ظاهر قدیمی یا مدل پایین آن محدود نمیشود. خودرو با افزایش سن، در صورت نبود تعمیر و نگهداری مناسب، به تدریج بخشی از راندمان خود را از دست میدهد. فرسایش موتور، اختلال در سیستم سوخترسانی، ضعف سیستم احتراق، مشکلات انژکتورها، کاهش کیفیت قطعات و نقص در تنظیم موتور میتوانند موجب شوند که برای تولید همان میزان توان، سوخت بیشتری مصرف شود.در خودروهای کاربراتوری، این مسئله به دلیل فناوری قدیمیتر موتور و سیستم سوخترسانی، میتواند شدیدتر باشد. در خودروهای انژکتوری فرسوده نیز اگرچه فناوری اولیه نسبت به کاربراتوریها پیشرفتهتر است، اما فرسودگی قطعات و کاهش راندمان موتور همچنان میتواند مصرف را افزایش دهد.در واقع، رانندهای که با یک خودروی فرسوده روزانه همان مسیر گذشته را طی میکند، ممکن است بدون اینکه مسافت بیشتری پیموده باشد، بنزین بسیار بیشتری مصرف کند. این موضوع از منظر خانوار نیز قابل توجه است. افزایش مصرف سوخت یعنی هزینه بیشتر برای مالک خودرو؛ اما تبعات آن به همینجا ختم نمیشود.در سطح ملی، مصرف اضافه بنزین به معنای افزایش نیاز کشور به تولید یا واردات سوخت، فشار بیشتر بر پالایشگاهها، افزایش هزینههای یارانهای و کاهش امکان صادرات فرآوردههای نفتی است. بنابراین خودروی فرسوده تنها یک وسیله نقلیه پرمصرف نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره ناترازی انرژی کشور است.از سوی دیگر، افزایش مصرف سوخت به معنای افزایش انتشار آلایندهها نیز هست. موتور فرسودهای که سوخت را با راندمان پایین میسوزاند، میتواند آلایندگی بیشتری ایجاد کند. در کلانشهرهایی که آلودگی هوا سالانه هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگینی ایجاد میکند، ادامه تردد گسترده خودروهای فرسوده میتواند این بحران را تشدید کند. اسقاط؛ حلقه گمشده مدیریت مصرف سوخت با وجود اهمیت اسقاط خودروهای فرسوده، اجرای سیاستهای مربوط به خروج این خودروها از چرخه تردد طی سالهای مختلف با فراز و نشیب مواجه بوده است. مسئله تنها تعداد خودروهای اسقاطشده نیست؛ بلکه موضوع مهمتر، ایجاد سازوکاری پایدار برای جایگزینی خودروهای فرسوده با خودروهای کممصرف و ایمن است.اگر قرار باشد خودرویی از چرخه مصرف خارج شود، باید امکان جایگزینی آن با وسیله نقلیهای فراهم باشد که هم مصرف سوخت پایینتری داشته باشد و هم از نظر ایمنی و کیفیت، شرایط بهتری ارائه دهد. در غیر این صورت، فشار اقتصادی ناشی از خرید خودروی جدید ممکن است باعث شود مالک، خودرو فرسوده خود را برای سالهای بیشتری حفظ کند.این مسئله بهویژه برای اقشار کمدرآمد اهمیت دارد. بسیاری از مالکان خودروهای قدیمی، توان مالی لازم برای خرید خودروی جدید را ندارند و وسیله نقلیه آنها ممکن است همزمان ابزار امرار معاش و وسیله جابهجایی خانوادگی باشد. بنابراین سیاست اسقاط باید در کنار مسئله محیط زیست و انرژی، ابعاد اجتماعی و اقتصادی نیز داشته باشد.اعطای تسهیلات مناسب، طراحی طرحهای واقعی جایگزینی، تسهیل فرآیند اسقاط، تقویت مراکز اسقاط و ایجاد مشوقهای اقتصادی میتواند روند خروج خودروهای فرسوده را سرعت دهد. در غیر این صورت، هر طرحی که تنها بر ممنوعیت یا الزام بدون ایجاد امکان جایگزینی تکیه کند، ممکن است با مقاومت اجتماعی و اقتصادی مواجه شود.از سوی دیگر، صنعت اسقاط نیز میتواند به یک زنجیره اقتصادی مهم تبدیل شود. خودروهای فرسوده فقط آهن قراضه نیستند؛ بخش قابل توجهی از قطعات، فلزات و مواد آنها قابلیت بازیافت و بازگشت به چرخه تولید را دارد. توسعه صنعت بازیافت خودرو میتواند علاوه بر کاهش مصرف منابع، اشتغال ایجاد کرده و بخشی از نیاز صنایع به مواد اولیه را تأمین کند.
هزینه پنهان خودروهای پیر برای اقتصاد ایران
بحران خودروهای فرسوده را نمیتوان صرفاً با تعداد آنها سنجید. باید دید هر خودرو در طول یک سال چه میزان سوخت اضافه مصرف میکند و مجموع این مصرف اضافه چه اثری بر اقتصاد کشور دارد. وقتی یک خودرو به جای مصرف متعارف، دو برابر سوخت مصرف میکند، اختلاف ایجادشده در مقیاس میلیونها سفر و میلیونها خودرو به عددی قابل توجه تبدیل میشود.از این منظر، نوسازی ناوگان میتواند یکی از ابزارهای مدیریت مصرف سوخت باشد؛ ابزاری که برخلاف بسیاری از سیاستهای مقطعی، ظرفیت ایجاد صرفهجویی پایدار دارد. خودروی جدیدتر علاوه بر مصرف کمتر، معمولاً فناوری موتور بهتری دارد، آلایندگی کمتری تولید میکند و از نظر ایمنی نیز شرایط مطلوبتری دارد.با این حال، نباید تصور کرد که نوسازی ناوگان به تنهایی میتواند مشکل ناترازی بنزین را حل کند. رشد تعداد خودروها، افزایش سفرهای درونشهری، ترافیک، کیفیت سوخت، الگوی رانندگی و توسعه حملونقل عمومی نیز بر مصرف سوخت اثرگذار هستند. اما خودروهای فرسوده یکی از حلقههای مهم این زنجیرهاند که اصلاح آن میتواند همزمان چند مشکل را کاهش دهد.از سوی دیگر، سیاستگذار باید میان خودروهای فرسوده شخصی و خودروهای فرسوده عمومی تفاوت قائل شود. خودروهای عمومی، تاکسیها و وسایل نقلیهای که روزانه مسافت زیادی طی میکنند، به دلیل پیمایش بالا، سوخت بیشتری مصرف میکنند و نوسازی آنها میتواند صرفهجویی بیشتری ایجاد کند.اگر یک تاکسی فرسوده روزانه صدها کیلومتر در شهر تردد کند، اختلاف مصرف آن با یک خودروی جدید در طول ماه بسیار بیشتر از خودروی شخصی با پیمایش محدود خواهد بود. بنابراین اولویتبندی اسقاط بر اساس میزان پیمایش، مصرف سوخت، میزان آلایندگی و نقش خودرو در حملونقل عمومی میتواند اثربخشی سیاست نوسازی را افزایش دهد. مسئله خودروهای فرسوده را باید بخشی از مسئله بزرگتر انرژی کشور دانست. وقتی اقتصاد با ناترازی بنزین مواجه است، صرفاً افزایش تولید یا واردات سوخت نمیتواند پاسخ پایدار باشد. مدیریت مصرف باید همزمان در چند جبهه دنبال شود و یکی از این جبههها، اصلاح ناوگان حملونقل است.خودرویی که برای پیمودن یک مسیر مشخص، دو برابر خودروهای جدید سوخت مصرف میکند، در واقع بخشی از منابع اقتصادی کشور را بدون ایجاد ارزش متناسب مصرف میکند. بنابراین اسقاط و نوسازی خودروهای فرسوده نه یک هزینه اضافی، بلکه نوعی سرمایهگذاری برای کاهش مصرف انرژی، کنترل آلودگی، افزایش ایمنی و کاهش هزینههای بلندمدت اقتصاد است.مسئله امروز این است که آیا کشور میتواند از چرخه «مصرف بیشتر، تولید بیشتر و هزینه بیشتر» خارج شود یا خیر. پاسخ این پرسش تا حد زیادی به سیاستهایی وابسته است که برای خروج خودروهای فرسوده از خیابانها طراحی میشود. اگر نوسازی ناوگان با تأمین مالی مناسب، توسعه حملونقل عمومی و حمایت از اقشار آسیبپذیر همراه شود، میتوان امیدوار بود بخشی از بنزین هدررفته دوباره به اقتصاد بازگردد. در غیر این صورت، هر روز خودروهای بیشتری با موتورهای پیر، سوخت بیشتری خواهند سوزاند و هزینه این فرسودگی در نهایت از جیب مردم و منابع عمومی پرداخت خواهد شد.

