به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI/USOIL) در معاملات روز پنجم اوت ۲۰۲۶ در شرایطی وارد ساعات ابتدایی بازارهای اروپا و آمریکا شد که قیمتها پس از تجربه یکی از سنگینترین افتهای چند هفته اخیر، در محدوده ۷۴.۵۰ تا ۷۶.۲۰ دلار در هر بشکه نوسان میکنند. نفت روز چهارم اوت حدود ۵ تا ۶ درصد از ارزش خود را از دست داد و تا محدوده ۷۴.۳۰ تا ۷۵.۶۰ دلار عقب نشست؛ حرکتی که پس از آن تنها با یک بازگشت محدود همراه شد. با وجود این واکنش کوتاهمدت، قیمت همچنان فاصله محسوسی با سقفهای اخیر ۹۰ تا ۹۴ دلاری و همچنین اوجهای بالاتر از ۱۱۰ تا ۱۲۰ دلار که در جریان تشدید تنشهای خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ ثبت شده بود، دارد.
این افت تنها یک اصلاح تکنیکال ساده محسوب نمیشود، بلکه بازتابی از تغییر همزمان چندین متغیر بنیادین است. کاهش تدریجی پریمیوم ریسک ژئوپلیتیکی، افزایش عرضه اوپک، ادامه رشد تولید کشورهای غیرعضو اوپک و تغییر انتظارات نسبت به تقاضای جهانی باعث شدهاند بازار نفت وارد مرحلهای شود که معاملهگران بیش از هر زمان دیگری میان محدودیت عرضه فیزیکی و احتمال مازاد عرضه در ماههای آینده در حال ارزیابی مجدد ارزش نفت هستند.
کاهش پریمیوم ریسک، روایت جدید بازار نفت را شکل میدهد
عامل اصلی فشار فروش اخیر را باید در تغییر انتظارات ژئوپلیتیکی جستوجو کرد. گزارشهای منتشرشده درباره پیشرفت مذاکرات میان آمریکا و ایران، بهویژه گفتوگوهایی که با میانجیگری عمان برای تسهیل عبور نفتکشها از تنگه هرمز دنبال میشود، بخش قابلتوجهی از پریمیوم ریسکی را که طی ماههای گذشته به قیمت نفت اضافه شده بود، کاهش داده است.
در ماههای گذشته نگرانی از اختلال در صادرات نفت خلیج فارس و محدود شدن تردد کشتیها در تنگه هرمز و دریای سرخ، قیمت نفت را به سطوحی فراتر از ارزشهای بنیادی رسانده بود. اکنون انتشار اخبار مثبت درباره احتمال کاهش تنشها باعث شده معاملهگران بخشی از این ریسک را از قیمتها خارج کنند. همین موضوع افت سریع قیمتها را توضیح میدهد، هرچند بازار همچنان نسبت به هرگونه شکست مذاکرات یا تشدید دوباره درگیریها بسیار حساس باقی مانده است.
در واقع بازار نفت هنوز وارد مرحلهای از ثبات کامل نشده است. هر خبر منفی درباره امنیت مسیرهای کشتیرانی یا صادرات کشورهای منطقه میتواند بار دیگر همان پریمیوم ژئوپلیتیکی را به بازار بازگرداند و مسیر قیمتها را در زمانی کوتاه تغییر دهد.
افزایش عرضه جهانی در برابر تقاضایی که دیگر شتاب گذشته را ندارد
در سمت عرضه نیز شرایط به سود فروشندگان تغییر کرده است. تولید نفت اوپک در ماه ژوئیه حدود ۱.۱۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و به حدود ۱۹.۴۴ میلیون بشکه در روز رسید. عراق، کویت و عربستان سعودی بیشترین سهم را در این رشد تولید داشتند؛ افزایشی که هرچند هنوز فاصله قابلتوجهی با ظرفیت پیش از بحران دارد، اما نشان میدهد روند بازگشت تولید به بازار ادامه یافته است.
همزمان اوپکپلاس نیز برنامه کاهش تدریجی محدودیتهای داوطلبانه تولید را دنبال میکند و اعضای اصلی این ائتلاف برای ماه اوت حدود ۱۸۸ هزار بشکه در روز به تولید خود افزودهاند. برآوردها نشان میدهد بازگشت کامل جریان صادرات خلیج فارس و عادی شدن تولید تا اواخر سال ۲۰۲۶ یا اوایل ۲۰۲۷ ادامه خواهد یافت؛ موضوعی که میتواند زمینه بازسازی ذخایر جهانی نفت را فراهم کند.
در کنار این روند، رشد تولید کشورهای غیرعضو اوپک نیز همچنان ادامه دارد. ایالات متحده، برزیل و کانادا سهم مهمی در افزایش عرضه جهانی دارند و تنها تولید آمریکا در هفتههای اخیر در محدوده حدود ۱۳.۸ میلیون بشکه در روز قرار گرفته است. این افزایش ظرفیت تولید باعث شده نگرانی از کمبود عرضه تا حدی کاهش یابد.
در سوی مقابل، تقاضای جهانی دیگر قدرت ماههای گذشته را ندارد. بسیاری از مؤسسات بینالمللی اکنون رشد بسیار محدود یا حتی کاهش مصرف نفت در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی میکنند؛ موضوعی که علاوه بر ضعف اقتصاد چین، به اثر قیمتهای بالای ماههای قبل و بهبود بهرهوری انرژی نیز نسبت داده میشود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نیز انتظار دارد با بازگشت عرضه، موجودی انبارهای جهانی در ادامه سال افزایش پیدا کند.
ذخایر آمریکا هنوز پیام کمبود عرضه را مخابره میکنند
با وجود تضعیف انتظارات تقاضا، برخی شاخصهای بازار فیزیکی همچنان تصویری متفاوت ارائه میدهند. تازهترین گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا برای هفته منتهی به ۲۴ ژوئیه نشان داد ذخایر تجاری نفت خام آمریکا حدود ۷.۲ میلیون بشکه کاهش یافته و به حدود ۴۰۴.۵ میلیون بشکه رسیده است؛ رقمی که بیش از انتظار بازار بود. موجودی انبار کوشینگ نیز کاهش یافته و پالایشگاههای آمریکا با نرخ بهرهبرداری بسیار بالای حدود ۹۶ تا ۹۷ درصد فعالیت میکنند.
این وضعیت نشان میدهد بازار فیزیکی هنوز کاملاً اشباع نشده است. علاوه بر این، ساختار منحنی آتی نفت در مقاطع مختلف همچنان در وضعیت بکواردیشن شدید قرار داشته است؛ ساختاری که در آن قیمت قراردادهای نقدی از قراردادهای بلندمدت بالاتر است و معمولاً نشاندهنده محدودیت عرضه کوتاهمدت محسوب میشود.
در نتیجه، هرچند بازار از منظر انتظارات میانمدت به سمت افزایش عرضه حرکت میکند، اما کاهش موجودی انبارها و محدود بودن ذخایر کوشینگ همچنان بهعنوان عاملی حمایتی عمل کرده و مانع سقوط آزاد قیمتها شده است.
شکست میانگینهای متحرک، برتری فروشندگان را تثبیت کرده است
از منظر تکنیکال، ساختار بازار همچنان به نفع فروشندگان باقی مانده است. قیمت اکنون پایینتر از میانگینهای متحرک ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه معامله میشود و حتی میانگین متحرک ۲۰۰ روزه که در نزدیکی محدوده ۷۷ دلار قرار داشت نیز شکسته شده است. چنین آرایشی از میانگینهای متحرک معمولاً نشانهای از تسلط روند نزولی در بازههای زمانی میانمدت و بلندمدت محسوب میشود.
مادامی که قیمت زیر میانگین متحرک ۱۰۰ روزه در محدوده حدود ۸۷ دلار باقی بماند، چشمانداز غالب بازار همچنان نزولی ارزیابی میشود. تنها در صورتی که قیمت بتواند با یک بسته شدن روزانه بالاتر از سطح ۸۰.۶۰ دلار تثبیت شود، بخشی از فشار فروش کاهش خواهد یافت و احتمال آغاز یک روند متعادلتر افزایش پیدا میکند.
با این حال، فروشندگان همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند و شکست میانگینهای کلیدی باعث شده بسیاری از معاملهگران بازگشتهای کوتاهمدت را بیشتر به چشم اصلاح در روند نزولی نگاه کنند تا آغاز یک روند صعودی تازه.
نوساننماها از تضعیف مومنتوم نزولی خبر میدهند، اما هنوز سیگنال بازگشت صادر نشده است
شاخص قدرت نسبی یا RSI در نمودار روزانه اکنون در محدوده حدود ۴۳ قرار دارد؛ سطحی که پایینتر از خط میانی است اما نسبت به شرایط اشباع فروش فاصله گرفته است. این وضعیت نشان میدهد فشار فروش نسبت به روزهای گذشته تا حدی کاهش یافته، اما بازار هنوز وارد فاز صعودی نشده است.
اندیکاتور MACD نیز همچنان در محدوده منفی قرار دارد و اگرچه از شدت واگرایی نزولی کاسته شده، اما هنوز سیگنال قطعی برای تغییر روند صادر نکرده است. بنابراین، از منظر مومنتوم میتوان گفت روند نزولی ضعیفتر شده، اما هنوز پایان نیافته است.
در تایمفریمهای یکساعته و چهارساعته نیز تصویر نسبتاً متفاوتی مشاهده میشود. بخشی از نوساننماها پس از جهش اخیر وارد محدوده اشباع خرید کوتاهمدت شدهاند، اما روند غالب همچنان نزولی است و نقاط پیوت نیز در محدوده ۷۵.۵۰ تا ۷۶.۴۰ دلار متمرکز شدهاند؛ محدودهای که میتواند بهعنوان نخستین سد در برابر ادامه بازگشت قیمت عمل کند.
مثلث بزرگ هنوز پابرجاست؛ بازار به دنبال جهت نهایی
یکی از مهمترین ویژگیهای ساختار فعلی بازار، باقی ماندن قیمت در دل یک الگوی مثلث متقارن بزرگ است که رأس آن در حوالی ماه نوامبر قرار میگیرد. اگرچه قیمت در کوتاهمدت از یک الگوی گوه نزولی یا پرچم شکسته شده است، اما ساختار بزرگتر هنوز از بین نرفته و احتمال ادامه فاز تراکمی همچنان وجود دارد.
برخی تحلیلگران همچنین به تشکیل الگوی سر و شانه یا الگوی اندازهگیریشده ABCD اشاره میکنند که هدف آن محدوده پایین ۷۰ دلار است. در همین حال، تشکیل کندلهایی مانند مارابوزو در موج نزولی گذشته از ادامه فشار فروش حمایت میکرد، اما ظهور کندلهای اسپینینگتاپ در روزهای اخیر نشان میدهد بازار فعلاً وارد مرحلهای از مکث و ارزیابی مجدد شده است.
در صورت حفظ حمایت ۷۳.۴۰ تا ۷۳.۵۰ دلار که همزمان با سطح فیبوناچی ۷۸.۶ درصد و ساختار اخیر بازار همپوشانی دارد، احتمال نوسان در محدوده فعلی افزایش خواهد یافت. اما شکست این ناحیه میتواند راه را برای حرکت به سمت ۷۰.۷۰ دلار، سپس باند پایینی بولینگر در محدوده ۷۰.۳۵ دلار و در ادامه سطوح ۶۸.۹۰ تا ۶۷.۷۰ دلار هموار کند. در صورت تشدید مومنتوم نزولی، اهداف عمیقتر ۶۵ تا ۶۶ دلار نیز دور از انتظار نخواهد بود.
در سوی مقابل، مقاومت نخست بازار در محدوده ۷۶ تا ۷۷ دلار قرار دارد. پس از آن سطح ۸۰.۶۰ دلار که با میانگین متحرک ۲۰ روزه و میانه باند بولینگر همزمان شده، اهمیت بالایی دارد. عبور از محدوده ۸۱ تا ۸۲ دلار که با میانگین متحرک ۵۰ روزه و سقفهای قبلی همپوشانی دارد، میتواند مسیر حرکت به سمت میانگین متحرک ۱۰۰ روزه در محدوده ۸۷ تا ۸۸ دلار و در نهایت مقاومت مهم ۹۰ تا ۹۴ دلار را باز کند.
بازار در انتظار محرک بعدی؛ دادهها یا سیاست؟
در کوتاهمدت، تمرکز معاملهگران بیش از هر چیز بر گزارش جدید ذخایر نفت آمریکا، روند مذاکرات میان آمریکا و ایران و همچنین میزان پایبندی اعضای اوپکپلاس به برنامه افزایش تولید خواهد بود. هر یک از این عوامل میتواند جهت حرکت بعدی بازار را تعیین کند.
چشمانداز فعلی نشان میدهد فشار تکنیکال همچنان بر بازار حاکم است و تا زمانی که قیمت زیر میانگینهای متحرک کلیدی قرار دارد، احتمال ادامه نوسانات نزولی یا حرکت در یک دامنه محدود بیشتر از آغاز یک روند صعودی پایدار خواهد بود. با این حال، کاهش ذخایر آمریکا، محدودیت موجودی کوشینگ و باقی ماندن بخشی از ریسک ژئوپلیتیکی همچنان کف حمایتی مهمی برای قیمتها ایجاد کردهاند.
در افق بلندمدت نیز بسیاری از مؤسسات مالی میانگین قیمت نفت را برای نیمه دوم سال ۲۰۲۶ در محدوده پایین تا میانه ۸۰ دلار برآورد میکنند و انتظار دارند با عادی شدن عرضه جهانی و بازسازی موجودی انبارها، قیمتها در سال ۲۰۲۷ به تدریج به محدوده ۷۰ دلار نزدیک شوند. البته این سناریو همچنان به ثبات شرایط ژئوپلیتیکی وابسته است و هرگونه تشدید دوباره تنشها میتواند تمامی برآوردهای فعلی را دستخوش تغییر کند.

