به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار ارز در هفته جاری روزهای کمرمق و آرامی را پشت سر گذاشت؛ وضعیتی که به نظر میرسد تا پایان هفته نیز ادامه داشته باشد. دلار در این مدت عمدتاً در محدوده ۱۷۵ هزار تومان نوسان کرد و برخلاف هفتههای پرالتهاب گذشته، از حرکتهای شارپ و هیجانی خبری نبود.
با این حال، نباید این آرامش ظاهری را به معنای بازگشت ثبات به بازار تعبیر کرد. بخش قابل توجهی از این سکون، نتیجه تعطیلات، کاهش حجم معاملات و افت محسوس نقدینگی در بازار آزاد است. زمانی که تعداد خریداران و فروشندگان کاهش پیدا میکند، دامنه نوسانات نیز به شکل طبیعی محدود میشود و بازار وارد فاز انتظار میشود؛ فازی که معمولاً پیش از شکلگیری موج بعدی قیمتها مشاهده میشود.
به همین دلیل بسیاری از معاملهگران حرفهای معتقدند بازار امروز بیش از آنکه در حال تعیین مسیر جدید باشد، در حال جمعآوری انرژی برای حرکت بعدی است؛ حرکتی که جهت آن بیش از هر چیز به متغیرهای اقتصادی و سیاسی وابسته خواهد بود.
سؤال بزرگ بازار؛ دلار تا پایان سال به کجا میرسد؟
شاید مهمترین سؤالی که این روزها ذهن فعالان اقتصادی، سرمایهگذاران و حتی مردم عادی را به خود مشغول کرده، این باشد که دلار تا پایان سال به چه قیمتی خواهد رسید؟
پاسخ قطعی به این سؤال وجود ندارد؛ زیرا نرخ ارز در ایران تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی، روانی و حتی امنیتی قرار دارد. با این حال، برای نزدیک شدن به یک برآورد منطقی میتوان از چند روش مختلف استفاده کرد. یکی از معتبرترین این روشها، بررسی رفتار تاریخی دلار و استخراج الگوهای آماری از عملکرد سالهای گذشته است.
در این تحلیل، فعلاً متغیرهای بنیادی را کنار میگذاریم و صرفاً بر اساس دادههای تاریخی و رفتار قیمت روی نمودار، احتمالهای پیش روی دلار را بررسی میکنیم.
گذشته چه میگوید؟ تاریخ، اولین سرنخ برای آینده
اگر عملکرد دلار در سالهای اخیر را بررسی کنیم، متوجه میشویم که بازار ارز ایران تقریباً هیچگاه رشد یکنواختی نداشته و هر سال تحت تأثیر شرایط اقتصادی و سیاسی، بازده متفاوتی را ثبت کرده است.
در سال ۱۳۹۷ دلار رشد خیرهکننده ۱۵۶ درصدی را تجربه کرد؛ رشدی که یکی از بزرگترین جهشهای تاریخ بازار ارز محسوب میشود.
در سال ۱۳۹۸ سرعت رشد کاهش یافت و بازده سالانه به ۴۲ درصد رسید. سال ۱۳۹۹ نیز دلار با رشد ۵۱ درصدی به کار خود پایان داد.
سال ۱۴۰۰ تنها سالی بود که دلار بازده منفی ثبت کرد و در پایان سال حدود ۷ درصد افت داشت؛ اتفاقی که بیشتر ناشی از انتظارات مثبت نسبت به مذاکرات و تغییر فضای روانی بازار بود.
پس از آن، بار دیگر روند صعودی آغاز شد. دلار در سال ۱۴۰۱ رشد ۱۰۸ درصدی را ثبت کرد، در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۸ درصد افزایش یافت، در سال ۱۴۰۳ بازده آن به ۵۴ درصد رسید و نهایتاً سال ۱۴۰۴ نیز با رشد ۶۵ درصدی به پایان رسید.
وقتی این اعداد را کنار یکدیگر قرار میدهیم، میانگین رشد سالانه دلار در این دوره به محدوده ۶۰ درصد میرسد؛ عددی که میتواند مبنای مناسبی برای طراحی یک سناریوی آماری باشد.
سناریوی آماری؛ مقصد ۲۵۰ هزار تومان
دلار سال جاری را از محدوده ۱۵۷ هزار تومان آغاز کرده است. اگر صرفاً میانگین رشد تاریخی حدود ۶۰ درصدی را مبنای محاسبه قرار دهیم، ارزش نظری دلار تا پایان سال به محدوده ۲۵۰ هزار تومان خواهد رسید.
البته باید تأکید کرد که این عدد یک پیشبینی قطعی نیست، بلکه خروجی یک مدل آماری ساده است که تنها رفتار گذشته بازار را مبنا قرار داده و هنوز هیچیک از متغیرهای بنیادی اقتصاد ایران در آن لحاظ نشده است.
بنابراین محدوده ۲۵۰ هزار تومان را باید بهعنوان یک سناریوی تکنیکال و آماری در نظر گرفت؛ سناریویی که تنها نشان میدهد اگر دلار همان الگوی میانگین سالهای گذشته را تکرار کند، مقصد احتمالی آن تا پایان سال میتواند در همین محدوده باشد.
آیا این برآورد خوشبینانه است؟
پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست؛ زیرا شرایط امروز اقتصاد ایران با بسیاری از سالهای گذشته تفاوت دارد.
در دورههای قبل، اقتصاد کشور با مجموعهای از چالشها روبهرو بود، اما شدت تنشهای اخیر و هزینههای اقتصادی ناشی از آن با گذشته قابل مقایسه نیست. فشار بر منابع مالی دولت، افزایش هزینههای عمومی، رشد نقدینگی، کسری بودجه مزمن و افزایش انتظارات تورمی، همگی عواملی هستند که میتوانند ارزش تعادلی دلار را در سطوح بالاتری قرار دهند.
از همین رو، برخی تحلیلگران معتقدند حتی برآورد ۲۵۰ هزار تومانی نیز میتواند سناریویی نسبتاً خوشبینانه باشد؛ زیرا اگر فشارهای تورمی با شدت بیشتری به بازار ارز منتقل شوند، ارزش دلار نیز ممکن است سریعتر از میانگین تاریخی رشد کند.
البته این موضوع به معنای قطعی بودن چنین افزایشی نیست، بلکه نشان میدهد متغیرهای بنیادی امروز، از منظر تئوریک، ظرفیت حمایت از نرخهای بالاتر را دارند.
سیاست، برگ برندهای که همه محاسبات را تغییر میدهد
با وجود تمام تحلیلهای آماری و اقتصادی، بازار ارز ایران همواره یک ویژگی مهم داشته است؛ اخبار سیاسی میتوانند در کوتاهترین زمان ممکن تمام معادلات را تغییر دهند.
در شرایط فعلی، همچنان مهمترین متغیر پیش روی بازار، سرنوشت مذاکرات و نحوه پیشرفت روابط خارجی است. هرگونه خبر مثبت میتواند به کاهش انتظارات تورمی، افزایش عرضه ارز و شکلگیری اصلاحهای مقطعی در قیمت دلار منجر شود.
در مقابل، اگر ابهامهای سیاسی ادامه پیدا کند یا فضای تنش تشدید شود، احتمال بازگشت تقاضای سفتهبازانه و ورود سرمایههای سرگردان به بازار ارز افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که میتواند روند صعودی دلار را بار دیگر تقویت کند. به همین دلیل، پیشبینی یک قیمت قطعی برای پایان سال، بدون مشخص شدن وضعیت متغیرهای سیاسی، عملاً امکانپذیر نیست.
جمعبندی؛ آیا عبور از ۲۰۰ هزار تومان اجتنابناپذیر است؟
اگر دادههای تاریخی، شرایط اقتصاد کلان، روند رشد نقدینگی، کسری بودجه، انتظارات تورمی و فضای سیاسی را در کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان چند سناریوی مختلف برای بازار ارز ترسیم کرد.
سناریوی آماری محدوده ۲۵۰ هزار تومان را بهعنوان هدف بالقوه دلار تا پایان سال نشان میدهد؛ اما تحقق این هدف به متغیرهای متعددی وابسته است که مهمترین آنها وضعیت مذاکرات و تصمیمات اقتصادی دولت خواهد بود.
با این حال، حتی اگر در ماههای آینده اخبار مثبت موجب اصلاحهای مقطعی و کاهش هیجان بازار شود، تا زمانی که مشکلات ساختاری اقتصاد ایران، رشد نقدینگی و فشارهای تورمی پابرجا باشند، روند بلندمدت دلار همچنان صعودی ارزیابی میشود.
بر همین اساس، میتوان گفت رسیدن دلار به سطوح بالاتر از ۲۰۰ هزار تومان تا پایان سال، در صورت تداوم شرایط فعلی، سناریویی با احتمال بالا محسوب میشود؛ هرچند مسیر دستیابی به این سطوح، احتمالاً همراه با نوسانات، اصلاحهای مقطعی و واکنشهای شدید به اخبار سیاسی خواهد بود.

