به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار جهانی سرب در آغاز ژوئیه ۲۰۲۶ در وضعیتی قرار گرفته که بیش از آنکه نشانهای از یک روند قاطع صعودی یا نزولی داشته باشد، تصویری از یک تعادل شکننده و فرسایشی را نمایش میدهد. قیمت هر تن سرب در محدوده ۱٬۸۹۰ تا ۱٬۸۹۵ دلار نوسان میکند؛ سطحی که نهتنها به کفهای چندماهه نزدیک شده، بلکه نسبت به ماه گذشته حدود ۵ درصد و در مقیاس سالانه نزدیک به ۷ درصد کاهش را ثبت کرده است.
این جایگاه قیمتی، سرب را در موقعیتی پایینتر از سقف ۵۲ هفتهای نزدیک به ۲٬۱۰۰ دلار قرار داده و نشان میدهد بازار طی یک سال گذشته بیشتر درگیر فشارهای بنیادی بوده تا شوکهای کوتاهمدت. قراردادهای سهماهه بورس فلزات لندن نیز در همین محدوده و با ساختار خفیف contango معامله میشوند؛ نشانهای از آنکه بازار نقدی و آتی فعلاً اختلاف معناداری در سیگنالدهی ندارند و فضای انتظاری غالب است.
در چنین شرایطی، سرب بیش از آنکه یک دارایی پرنوسان باشد، به یک بازار «کمشتاب اما تحت فشار ساختاری» تبدیل شده است؛ بازاری که در آن تقاضای پایدار باتریها در برابر مازاد عرضه و بازیافت گسترده قرار گرفته و مسیر قیمت را در یک کانال محدود نگه داشته است.
بازار در سایه باتریها؛ تقاضایی که ستون فقرات سرب را شکل میدهد
ساختار تقاضای سرب تقریباً بهطور کامل حول محور باتریهای اسید-سرب شکل گرفته است؛ بخشی که بین ۸۰ تا ۸۵ درصد مصرف جهانی این فلز را به خود اختصاص میدهد. این وابستگی سنگین، در ظاهر میتواند یک ریسک تمرکزی تلقی شود، اما در عمل به یک «پایه تقاضای پایدار» تبدیل شده که اجازه سقوطهای شدید قیمتی را محدود میکند.
کاربرد سرب در باتریهای استارت خودرو، سیستمهای پشتیبان صنعتی، زیرساختهای مخابراتی و حتی ذخیرهسازی انرژی در مقیاس محدود، باعث شده حتی در دورههایی که فناوریهای جدید باتری رشد میکنند، این فلز همچنان جایگاه خود را حفظ کند. بهویژه در بخشهای غیرقابل جایگزین سریع، مانند UPSها و زیرساختهای حیاتی، جایگزینی کامل هنوز اقتصادی یا فنی نیست.
در سطح کلان، پیشبینیها نشان میدهد تقاضای جهانی سرب در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ درصد رشد کرده و به ۱۳.۷۲ میلیون تن برسد. این رشد هرچند محدود است، اما نشاندهنده یک بازار بالغ است که بیشتر از رشد انفجاری، بر تداوم مصرف تکیه دارد.
با این حال یک نکته کلیدی در این بخش وجود دارد: رشد تقاضا در سرب نهتنها سریع نیست، بلکه به شدت وابسته به چرخههای صنعتی و خودرویی است. کندی بازار خودرو در برخی اقتصادهای بزرگ و حرکت تدریجی به سمت فناوریهای جایگزین باتری، مانع از شکلگیری یک موج تقاضای قوی شده است.
تعادل شکننده عرضه؛ جایی که بازیافت، معادلات بازار را تغییر میدهد
در سمت عرضه، سرب یکی از خاصترین ساختارهای بازار فلزات را دارد. برخلاف بسیاری از فلزات پایه، بیش از ۶۰ درصد عرضه جهانی آن از منابع ثانویه یا همان بازیافت تأمین میشود. این ویژگی باعث شده بازار سرب بهطور ذاتی انعطافپذیر، اما در عین حال مستعد مازاد عرضه ساختاری باشد.
تولید اولیه معدنی نیز در حال افزایش ملایم است و انتظار میرود حدود ۲.۲ درصد رشد کرده و به ۴.۶۷ میلیون تن برسد. این رشد عمدتاً از مناطق چین، اروپا، استرالیا و ایالات متحده ناشی میشود؛ جایی که ظرفیتهای استخراج و فرآوری در حال تثبیت یا توسعه محدود هستند.
اما نکته مهمتر، رفتار عرضه در سطح پالایششده است. تولید جهانی فلز پالایششده در حال حاضر اندکی بالاتر از تقاضا حرکت میکند و همین موضوع، فشار تدریجی اما مداومی بر قیمت وارد کرده است. گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله ILZSG نشان میدهد بازار در سال ۲۰۲۶ با مازاد حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تن مواجه خواهد بود؛ عددی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، اما در بازاری با رشد محدود تقاضا، اثر قابل توجهی دارد.
انباشت ذخایر در بورس فلزات لندن نیز این تصویر را تأیید میکند. موجودیهای ثبتشده طی سالهای اخیر در سطح چند صد هزار تن نوسان داشته و این موضوع نشان میدهد بازار در سطح فیزیکی نیز با فشار عرضه روبهروست، حتی اگر بخشی از آن در قالب ذخایر مالی و نه مصرف فوری باشد.
-
رشد بازیافت، نقش تعیینکننده در تثبیت عرضه دارد
-
تولید اولیه در مسیر رشد آهسته اما پایدار قرار گرفته
-
مازاد ساختاری، مهمترین عامل فشار بر قیمتها در میانمدت است
در مجموع، سمت عرضه سرب برخلاف بسیاری از فلزات صنعتی، نه دچار محدودیت جدی است و نه شوک ساختاری؛ بلکه در وضعیتی از «فراوانی مدیریتشده» قرار دارد.
فشار مازاد و نقش دلار؛ بازاری که در محدوده گیر افتاده است
رفتار قیمتی سرب در ماههای اخیر بیش از هر چیز تحت تأثیر ترکیب دو عامل قرار گرفته است: مازاد عرضه و قدرت نسبی دلار آمریکا. این دو عامل در کنار هم، فضای صعودی بازار را محدود کرده و اجازه شکلگیری یک روند پایدار افزایشی را ندادهاند.
از منظر کلان، هرگونه تقویت دلار معمولاً فشار مضاعفی بر فلزات پایه وارد میکند، زیرا قیمتگذاری جهانی به دلار انجام میشود. در چنین شرایطی، حتی در صورت ثبات تقاضا، قدرت خرید خریداران غیر دلاری کاهش یافته و این موضوع بهطور غیرمستقیم قیمتها را تحت فشار قرار میدهد.
در سمت دیگر، ضعف نسبی دادههای تولیدی در برخی اقتصادهای بزرگ، بهویژه چین، مانع از شکلگیری یک محرک تقاضای قوی شده است. اگرچه سیاستهای محرک اقتصادی میتوانند در مقاطع کوتاهمدت اثرگذار باشند، اما هنوز نشانهای از یک چرخه صنعتی قدرتمند دیده نمیشود.
بازار در چنین فضایی به یک محدوده معاملاتی مشخص بین ۱٬۸۰۰ تا ۲٬۰۵۰ دلار تن داده است؛ محدودهای که در آن نه خریداران قدرت شکست مقاومتها را دارند و نه فروشندگان توان تثبیت شکستهای عمیقتر را.
تکنیکال بازار؛ فشردگی نوسان در آستانه تصمیم
در ساختار تکنیکال، سرب در یک فاز خنثی متمایل به نزولی قرار دارد. اندیکاتورهای کوتاهمدت تصویری متناقض ارائه میدهند؛ در حالی که میانگینهای متحرک بیشتر در وضعیت فروش قرار دارند، برخی شاخصهای مومنتوم مانند RSI در محدوده خنثی نزدیک به ۵۷ قرار گرفتهاند که نشاندهنده نبود یک روند قوی است.
MACD همچنان در محدوده مثبت باقی مانده، اما قدرت روند در حال کاهش است و این موضوع به وضوح در کاهش دامنه نوسان روزانه دیده میشود. در واقع بازار بیشتر از آنکه در حال حرکت باشد، در حال «فشرده شدن» است.
از منظر سطوح قیمتی، حمایتهای کلیدی در محدوده ۱٬۸۲۰ تا ۱٬۸۵۰ دلار قرار دارند؛ ناحیهای که در صورت شکست، میتواند فشار فروش را بهطور قابل توجهی افزایش دهد. در سمت مقابل، مقاومت اصلی در محدوده ۱٬۹۰۰ تا ۱٬۹۵۰ دلار قرار دارد و عبور از آن نیازمند یک محرک بنیادی قوی است.
در مجموع، رفتار تکنیکال بازار نشان میدهد سرب در یک فاز انتظار قرار دارد؛ فازی که معمولاً پیشدرآمد یک حرکت بزرگتر است، اما جهت آن هنوز مشخص نشده است.
-
میانگینهای متحرک کوتاهمدت در وضعیت فروش
-
RSI در محدوده خنثی و بدون سیگنال قطعی
-
فشردگی قیمت در کانال ۱٬۸۰۰ تا ۲٬۰۵۰ دلار
این وضعیت نشان میدهد بازار بیش از آنکه روندی باشد، در حال ذخیره انرژی برای یک شکست احتمالی است؛ شکستی که میتواند از سمت دادههای کلان یا تغییر در موجودیها تحریک شود.
چشمانداز بازار؛ تعادل طولانی با گرایش نزولی ملایم
چشمانداز میانمدت بازار سرب همچنان بر پایه یک تعادل شکننده اما متمایل به مازاد شکل گرفته است. رشد محدود تقاضا در کنار عرضه انعطافپذیر بازیافتی، اجازه شکلگیری کمبود ساختاری را نمیدهد و همین موضوع سقفهای قیمتی را محدود نگه میدارد.
در سناریوی پایه، بازار احتمالاً در محدوده ۱٬۸۰۰ تا ۲٬۰۵۰ دلار باقی خواهد ماند و تنها در صورت وقوع شوکهای بیرونی مانند محرکهای اقتصادی چین، اختلال در عرضه یا جهش غیرمنتظره در تقاضای باتری، امکان شکست این کانال وجود دارد.
از سوی دیگر، در نبود چنین محرکهایی، فشار مازاد عرضه میتواند بهتدریج تمایل بازار را به سمت کفهای پایینتر سوق دهد؛ هرچند ساختار تقاضای باتری اجازه ریزشهای شدید را نمیدهد.
در نهایت، سرب در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه یک بازار فرصتمحور باشد، بازاری مبتنی بر «مدیریت ریسک و نوسان محدود» باقی خواهد ماند؛ بازاری که در آن تصمیمگیری بیشتر از تحلیل روند، به رصد جریان دادههای کلان وابسته است.

