خبر

چرا رشد قیمت نفت به ضرر بازار جهانی طلا تمام شد؟

چرا رشد قیمت نفت به ضرر بازار جهانی طلا تمام شد؟

قیمت طلا (XAU/USD) تحت تأثیر رشد دلار، افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و جهش قیمت نفت در مسیر نزولی قرار گرفته است. تحلیل تکنیکال نیز ادامه فشار فروش تا حمایت 4,322 دلار را محتمل نشان می‌دهد.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز  بازار جهانی طلا در معاملات روز چهارشنبه بار دیگر تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل کلان اقتصادی و ژئوپلیتیکی در موقعیت تدافعی قرار گرفت. قیمت اونس طلا (XAU/USD) در جریان معاملات آسیایی در محدوده 4,465 دلار نوسان می‌کند و همچنان فاصله چندانی با کف هفتگی خود ندارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد فشار فروش در بازار فلزات گران‌بها همچنان پابرجاست. در شرایطی که تنش‌های خاورمیانه بار دیگر تشدید شده و قیمت نفت خام برای سومین روز متوالی افزایش یافته است، نگرانی‌ها درباره بازگشت فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی تقویت شده و انتظارات برای تداوم سیاست‌های پولی انقباضی در اقتصادهای بزرگ را افزایش داده است.

همزمان، رشد بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا و تقویت شاخص دلار نیز به یکی از مهم‌ترین موانع پیش روی طلا تبدیل شده‌اند. سرمایه‌گذاران اکنون در حال بازنگری انتظارات خود نسبت به مسیر سیاست‌های فدرال رزرو هستند و این مسئله باعث شده دارایی‌های بدون بازدهی مانند طلا جذابیت نسبی خود را از دست بدهند. مجموعه این عوامل موجب شده بازار طلا در کوتاه‌مدت با چالش‌های قابل توجهی مواجه شود و معامله‌گران با احتیاط بیشتری به سمت دارایی‌های امن حرکت کنند.

بازگشت ریسک ژئوپلیتیک؛ اما این بار به نفع نفت و دلار

در حالی که به طور سنتی تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی از قیمت طلا حمایت می‌کند، شرایط فعلی بازار تصویر پیچیده‌تری را به نمایش گذاشته است. آخرین تحولات خاورمیانه نشان می‌دهد که بحران منطقه‌ای وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (CENTCOM) اعلام کرده نیروهای این کشور حملات «دفاع از خود» را علیه اهدافی در جزیره قشم ایران انجام داده‌اند. در واکنش، ایران مجموعه‌ای از حملات موشکی و پهپادی را علیه تأسیسات نظامی آمریکا در کویت و بحرین اجرا کرد؛ هرچند بخش عمده این حملات توسط سامانه‌های دفاع هوایی آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس رهگیری شد.

در همین حال، درگیری‌های میان اسرائیل و حزب‌الله نیز شدت گرفته و فضای نااطمینانی ژئوپلیتیکی را بیش از گذشته افزایش داده است. افزون بر این، مذاکرات دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران همچنان بدون نتیجه مشخص ادامه دارد و اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای ایران و وضعیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست. این شرایط ریسک وقوع تنش‌های گسترده‌تر در منطقه را افزایش داده و بازارهای انرژی را در وضعیت آماده‌باش قرار داده است.

نکته مهم اینجاست که برخلاف الگوهای سنتی، سرمایه‌گذاران در شرایط کنونی بیش از آنکه به طلا به عنوان پناهگاه امن نگاه کنند، روی پیامدهای تورمی بحران خاورمیانه تمرکز کرده‌اند. افزایش احتمال اختلال در عرضه انرژی جهانی، قیمت نفت را به سمت سطوح بالاتر سوق داده و همین مسئله انتظارات تورمی را تقویت کرده است. در نتیجه، سرمایه‌ها به جای حرکت گسترده به سمت طلا، از رشد دلار آمریکا و بازده اوراق قرضه حمایت کرده‌اند.

نفت گران‌تر، تورم بالاتر و چشم‌انداز سخت‌تر برای فدرال رزرو

یکی از مهم‌ترین محرک‌های فشار نزولی بر بازار طلا، جهش مجدد قیمت نفت خام است. پس از اعلام تمدید نامحدود آتش‌بس توسط دونالد ترامپ و ادامه محاصره دریایی آمریکا تا زمان دستیابی به توافق نهایی، بازار انرژی همچنان نسبت به وضعیت عرضه جهانی نفت نگران باقی مانده است.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اعلام کرده که واشنگتن حاضر نیست در ازای بازگشایی کامل تنگه هرمز تحریم‌های ایران را لغو کند و هرگونه کاهش تحریم‌ها منوط به توقف برنامه غنی‌سازی اورانیوم توسط تهران خواهد بود. این موضع‌گیری احتمال دستیابی سریع به توافق سیاسی را کاهش داده و نگرانی‌ها درباره اختلال‌های طولانی‌تر در مسیر تجارت انرژی را افزایش داده است.

افزایش قیمت نفت در چنین شرایطی مستقیماً بر انتظارات تورمی اثر می‌گذارد. معامله‌گران اکنون این احتمال را در نظر می‌گیرند که رشد هزینه‌های انرژی می‌تواند روند نزولی تورم در اقتصادهای توسعه‌یافته را متوقف کند. از این رو بانک‌های مرکزی، به ویژه فدرال رزرو آمریکا، ممکن است ناچار شوند سیاست‌های انقباضی خود را برای مدت طولانی‌تری حفظ کنند.

بازارهای مالی در ماه‌های گذشته تا حد زیادی روی سناریوی کاهش تدریجی نرخ بهره حساب باز کرده بودند، اما بازگشت فشارهای تورمی ناشی از انرژی اکنون این فرضیه را با چالش مواجه کرده است. همین تغییر انتظارات یکی از دلایل اصلی فشار بر قیمت طلا در روزهای اخیر محسوب می‌شود.

موضع تهاجمی فدرال رزرو به تقویت دلار کمک می‌کند

اظهارات اخیر مقامات فدرال رزرو نیز به نگرانی‌های بازار افزوده است. بث همک، رئیس فدرال رزرو کلیولند، تأکید کرده که بانک مرکزی آمریکا همچنان به بازگرداندن تورم به هدف 2 درصدی متعهد است و در صورت عدم کاهش روندهای تورمی ممکن است اقدامات بیشتری ضروری باشد.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح شده که داده‌های بازار پول نشان می‌دهد معامله‌گران احتمال قابل توجهی برای افزایش مجدد نرخ بهره در ماه‌های آینده در نظر گرفته‌اند. بر اساس داده‌های ابزار FedWatch گروه CME، اکنون بیش از 50 درصد احتمال برای افزایش 25 واحد پایه‌ای نرخ بهره در نشست ماه دسامبر فدرال رزرو قیمت‌گذاری شده است.

افزایش انتظارات برای نرخ‌های بهره بالاتر مستقیماً به رشد بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا منجر شده است. زمانی که بازده اوراق افزایش پیدا می‌کند، هزینه فرصت نگهداری طلا نیز بالاتر می‌رود، زیرا طلا برخلاف اوراق قرضه درآمد دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. در نتیجه بخشی از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند سرمایه خود را به سمت دارایی‌های بهره‌دار منتقل کنند.

همزمان، شاخص دلار آمریکا نیز از این شرایط سود برده است. رشد ارزش دلار باعث می‌شود خرید طلا برای سرمایه‌گذاران غیرآمریکایی گران‌تر شود و همین موضوع تقاضای جهانی برای فلز زرد را کاهش می‌دهد. بنابراین ترکیب دلار قوی، بازده بالاتر اوراق و انتظارات انقباضی‌تر فدرال رزرو به یکی از قدرتمندترین عوامل فشار بر بازار طلا تبدیل شده است.

ساختار نزولی همچنان بر نمودار چهار ساعته حاکم است

از منظر تکنیکال، تصویر بازار طلا همچنان به نفع فروشندگان باقی مانده است. بررسی نمودار چهار ساعته نشان می‌دهد قیمت در داخل یک کانال نزولی موازی حرکت می‌کند و همچنان پایین‌تر از میانگین متحرک نمایی 200 دوره‌ای قرار دارد. این وضعیت نشان‌دهنده حفظ روند نزولی میان‌مدت و برتری نسبی عرضه‌کنندگان در بازار است.

قرار گرفتن قیمت زیر میانگین متحرک 200 دوره‌ای معمولاً به عنوان نشانه‌ای از ضعف ساختاری روند تلقی می‌شود. تا زمانی که قیمت موفق به بازپس‌گیری این سطح کلیدی نشود، نمی‌توان از تغییر معنادار در جهت روند صحبت کرد. علاوه بر این، رفتار قیمت در هفته جاری نشان داده که هرگونه تلاش برای بازگشت با فشار فروش جدید مواجه شده است.

الگوی کانال نزولی نیز از دید تکنیکالی اهمیت بالایی دارد. حرکت منظم قیمت میان سقف و کف این کانال بیانگر آن است که بازار هنوز وارد مرحله تثبیت یا تغییر روند نشده و معامله‌گران عمدتاً از استراتژی فروش در بازگشت‌های صعودی استفاده می‌کنند.

اندیکاتورها از تداوم فشار فروش حکایت دارند

شاخص قدرت نسبی (RSI) در محدوده 46 قرار گرفته است. این سطح نشان می‌دهد بازار هنوز وارد وضعیت اشباع فروش نشده اما مومنتوم غالب همچنان به سمت نزول متمایل است. حضور RSI در زیر سطح میانی 50 معمولاً بیانگر ضعف نسبی خریداران و حفظ کنترل بازار توسط فروشندگان است.

در سوی دیگر، اندیکاتور MACD نیز سیگنال‌های منفی ارائه می‌دهد. عبور مجدد خط MACD به زیر سطح صفر و ثبت مقادیر منفی نشان می‌دهد تلاش‌های اخیر برای تثبیت قیمت نتوانسته روند نزولی غالب را تغییر دهد. این وضعیت معمولاً نشانه‌ای از کاهش قدرت خریداران و افزایش احتمال ادامه حرکت در جهت روند اصلی است.

ترکیب این دو اندیکاتور با ساختار کانال نزولی و قرارگیری قیمت زیر میانگین متحرک 200 دوره‌ای، تصویری نسبتاً همسو از ادامه فشار نزولی بر بازار ارائه می‌کند. به همین دلیل معامله‌گران کوتاه‌مدت همچنان با احتیاط به سناریوهای صعودی نگاه می‌کنند.

مقاومت‌های کلیدی؛ موانعی که خریداران باید پشت سر بگذارند

در صورت شکل‌گیری یک موج اصلاحی، نخستین مانع مهم پیش روی خریداران در محدوده 4,598.83 دلار قرار دارد؛ جایی که میانگین متحرک نمایی 200 دوره‌ای واقع شده است. عبور پایدار از این سطح می‌تواند نخستین نشانه تضعیف روند نزولی فعلی تلقی شود.

در مرحله بعد، سقف کانال نزولی در محدوده 4,634.83 دلار به عنوان مقاومت کلیدی عمل می‌کند. تنها شکست معتبر این سطح می‌تواند ساختار نزولی موجود را به چالش بکشد و مسیر را برای بازگشت به سطوح بالاتر هموار کند.

با این حال، تا زمانی که قیمت زیر این مقاومت‌ها باقی بماند، احتمال تداوم فشار فروش و شکل‌گیری سقف‌های پایین‌تر همچنان بالا خواهد بود. از این رو واکنش بازار به این محدوده‌ها در روزهای آینده اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت.

حمایت‌های استراتژیک در کانون توجه معامله‌گران

در جبهه مقابل، حمایت اصلی بازار در نزدیکی کف کانال نزولی و محدوده 4,322.55 دلار قرار گرفته است. این سطح در حال حاضر مهم‌ترین سنگر دفاعی خریداران محسوب می‌شود و حفظ آن می‌تواند از تشدید فشار فروش جلوگیری کند.

اما در صورتی که این حمایت شکسته شود، ساختار نزولی بازار تقویت خواهد شد و احتمال حرکت قیمت به سمت اهداف پایین‌تر افزایش می‌یابد. شکست کف کانال معمولاً به عنوان سیگنالی برای آغاز فاز جدیدی از فروش تلقی می‌شود و می‌تواند ورود فروشندگان بیشتری را به بازار به همراه داشته باشد.

به همین دلیل، محدوده 4,322.55 دلار در روزهای آینده به یکی از مهم‌ترین سطوحی تبدیل خواهد شد که جهت حرکت بعدی بازار طلا را تعیین می‌کند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز نهایی

بازار طلا در حال حاضر در نقطه تلاقی چند نیروی قدرتمند بنیادی و تکنیکال قرار گرفته است. از یک سو تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و افزایش ریسک‌های منطقه‌ای فضای نااطمینانی را در بازارهای جهانی افزایش داده است. از سوی دیگر، همین تنش‌ها موجب رشد قیمت نفت و تقویت نگرانی‌های تورمی شده‌اند؛ عاملی که انتظارات برای حفظ نرخ‌های بهره بالا توسط فدرال رزرو را تقویت کرده است.

افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا، تقویت شاخص دلار و مواضع نسبتاً تهاجمی مقامات پولی آمریکا همچنان مهم‌ترین عوامل محدودکننده رشد طلا محسوب می‌شوند. در بعد تکنیکال نیز ساختار کانال نزولی، قرارگیری قیمت زیر میانگین متحرک 200 دوره‌ای و سیگنال‌های منفی اندیکاتورهای RSI و MACD نشان می‌دهند که برتری فعلاً در اختیار فروشندگان قرار دارد.

تا زمانی که قیمت موفق به عبور از مقاومت‌های 4,598.83 و 4,634.83 دلار نشود، چشم‌انداز کوتاه‌مدت طلا متمایل به نزول باقی خواهد ماند. در مقابل، از دست رفتن حمایت 4,322.55 دلار می‌تواند مسیر را برای تشدید روند کاهشی و ثبت کف‌های جدید هموار کند. بنابراین معامله‌گران در روزهای آینده بیش از هر چیز تحولات ژئوپلیتیکی، روند قیمت نفت، داده‌های تورمی آمریکا و سیگنال‌های جدید فدرال رزرو را زیر نظر خواهند داشت.

نویسنده: محمد بذرافشان
چهارشنبه 13 خرداد 1405 ساعت 10:29
notification

آیا مایلید از نوسانات بازار آگاه شوید؟

دریافت هشدار در نوسانات قیمت طلا، سکه، دلار، اونس، نفت، بورس و بیت کوین