به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز محبوبیت ناگهانی آبنباتهای انگلیسی پرسی پیگ در فروشگاههای استرالیا شاید در نگاه اول یک اتفاق ساده بهنظر برسد، اما پشت همین تغییر کوچک در سبد خرید خانوادههای استرالیایی، یک تحول بزرگتر در اقتصاد این کشور پنهان است؛ تحولی که از دل توافق تجارت آزاد با بریتانیا بیرون آمد و حالا به نمادی از بازطراحی گسترده سیاست تجاری استرالیاست. کشوری که زیر فشار همزمان دو ابرقدرت چین بهعنوان بزرگترین شریک اقتصادیاش و آمریکا در نقش متحد امنیتی سنتیاش وانسته یکی از پایدارترین دورههای تجارت خارجی خود را رقم بزند.
این تحول یک پرسش کلیدی را پیش روی جهان میگذارد: چگونه استرالیا در دورهای که جنگهای تعرفهای دوباره در حال شکلدادن به جغرافیای تجارت جهانیاند، توانست نهتنها از شوکهای سیاسی جان سالم بهدر ببرد، بلکه مسیر تازهای برای رشد و تنوعبخشی باز کند؟ این همان پرسشی است که در ادامه روایت، پاسخ آن را باید در دل تصمیمهای استراتژیک کانبرا جستوجو کرد.
نقطه عطف این مسیر به سال ۲۰۲۰ بازمیگردد؛ زمانی که چین، بزرگترین شریک تجاری استرالیا، مجموعهای از محدودیتها و تعرفههای سنگین را بر صادرات این کشور اعمال کرد. شراب، زغالسنگ، جو، پنبه، چوب و حتی خرچنگ استرالیایی ناگهان از بازار چین کنار گذاشته شدند. اختلافات سیاسی از ممنوعیت تجهیزات هواوی در شبکه 5G گرفته تا درخواست استرالیا برای تحقیق مستقل درباره منشأ ویروس کرونا به سرعت به ابزار فشار اقتصادی تبدیل شد و یکی از بازترین اقتصادهای جهان را در معرض شوکی جدی قرار داد.
برای اقتصادی که بخش مهمی از رشد خود را به صادرات مواد خام و محصولات کشاورزی گره زده، این اقدام میتوانست به یک بحران بلندمدت تبدیل شود. اما واکنش استرالیا متفاوت بود. صادرکنندگان بهجای انتظار برای بازگشت چین، مسیرهای جایگزین را فعال کردند؛ محمولههای زغالسنگ راهی ژاپن و کرهجنوبی شد، بازارهای تازهای برای جو و محصولات کشاورزی باز شد و وابستگی به یک مقصد واحد، دستکم در عمل، کاهش پیدا کرد. این جابهجایی آرام اما مؤثر نشان داد که انعطافپذیری تجاری، نه یک شعار سیاسی، بلکه یک مزیت واقعی در زمان تنشهای ژئواقتصادی است
معماری یک سپر تجاری؛ شبکهای که استرالیا آگاهانه ساخت
اما نقطه اصلی تغییر زمانی شکل گرفت که استرالیا تصمیم گرفت وابستگی خود را از سطح «مدیریت بحران» به سطح «طراحی یک ساختار پایدار» منتقل کند. کانبرا در سالهای پس از تنش با پکن، بیوقفه به سمت گسترش شبکه توافقهای تجاری رفت؛ راهبردی که عملاً اقتصاد این کشور را در برابر شوکها مقاوم کرد و به آن امکان داد میان قدرتهای رقیب مانور کند.
در این دوره، توافق با بریتانیا پس از برگزیت تنها یکی از قطعات این پازل بود. استرالیا بهصورت همزمان در چند مسیر موازی پیش رفت: توافقهای تازه با هند، امارات متحده عربی، اندونزی، هنگکنگ و پرو امضا شد؛ عضویت در پیمان بزرگ RCEP ساختار تجارت در آسیا-پاسیفیک را برای این کشور تثبیت کرد؛ و مذاکرات پیچیده و هشتساله با اتحادیه اروپا در نهایت به نتیجه رسید و آخرین حلقه از یک زنجیره گسترده شکل گرفت.
هدف از این معماری روشن بود: ایجاد یک شبکه تجاری که در آن هیچ شریک واحدی بهتنهایی تعیینکننده سرنوشت صادرات استرالیا نباشد. نتیجه نیز مشخص شد؛ اقتصاد این کشور توانست در برابر فشار از دو سمت چین با ابزار تعرفه و آمریکا با موج جدید حمایتگرایی بیآنکه به بنبست برسد، مسیرهای جایگزین را فعال نگه دارد. این همان لحظهای بود که مزیت استرالیا نه در حجم تجارت، بلکه در تنوع مسیرهایش تعریف شد.
درس استرالیا برای جهان؛ در عصر جنگ تعرفهها، شبکه مهمتر از قدرت است
تجربه استرالیا نشان میدهد اقتصادهایی که خود را تنها بر یک شریک یا یک مسیر صادراتی بنا کردهاند، در برابر موجهای سیاسی آسیبپذیرتر از آن چیزیاند که تصور میشود. این کشور در دورهای که چین از فشار اقتصادی استفاده کرد و آمریکا دوباره به سمت حمایتگرایی رفت، توانست موقعیت خود را حفظ کند نه بهخاطر بزرگی بازارش، بلکه بهدلیل گستردگی مسیرهایی که در اختیار داشت. قابلیت جابهجایی صادرات از یک مقصد به مقصد دیگر از زغالسنگ گرفته تا محصولات کشاورزی به استرالیا این امکان را داد که بهجای واکنش دفاعی، با آرامش و محاسبه عمل کند.
اما پیام این تجربه، فراتر از مرزهای اقیانوسیه است. در جهانی که رقابت آمریکا و چین ساختار تجارت بینالمللی را دوباره ترسیم میکند، مزیت واقعی نه در انتخاب یک بلوک، بلکه در ساختن مجموعهای از روابط متنوع است؛ شبکهای که اجازه میدهد اقتصاد کشورها از میان تنشها عبور کنند بیآنکه درگیر هزینههای طولانیمدت شوند. استرالیا ثابت کرد که در عصر جنگ تعرفهها، پایداری اقتصادی محصول دسترسی به چند شریک است، نه عمق رابطه با یک شریک واحد. این شاید مهمترین درسی باشد که امروز اقتصاد جهانی میتواند از کانبرا بگیرد.

