خبر

آیا هوش مصنوعی، مغز ما را تنبل می‌کند؟

آیا هوش مصنوعی، مغز ما را تنبل می‌کند؟

هوش مصنوعی مانند ماشین‌حساب و جی‌پی‌اس، تفکر انسان را متحول کرده است. اما آزمایش‌ها نشان می‌دهد مردم پاسخ‌های اشتباه هوش مصنوعی را بدون سوال می‌پذیرند. مدیران برای مقابله با «تسلیم شناختی» باید انگیزه وبازخورد ایجاد کنند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز، ماشین‌حساب ریاضیات را برای همه آسان نکرد. سامانه‌های ناوبری جی‌پی‌اس رانندگی را ساده‌تر کردند. در هر گفتگویی درباره تأثیرات هوش مصنوعی بر نحوه تفکر انسان، معمولاً از این دو فناوری قدیمی‌تر به عنوان نمونه یاد می‌شود.

هر یک از این ابزارها، نقطه ورودی مناسبی برای دو پرسش بزرگ هستند: هوش مصنوعی چگونه ممکن است طرز فکر مردم را تغییر دهد، و آیا مدیران باید در واکنش به آن کاری انجام دهند؟

استفاده از ماشین‌حساب و جی‌پی‌اس نمونه‌هایی از «بارگذاری شناختی» هستند؛ یعنی تصمیمی عمدی برای واگذاری یک وظیفه خاص به فناوری. در هر دو مورد، این کار ارزشمند بوده است. ماشین‌حساب عملکرد ریاضی دانش‌آموزان را بهبود می‌بخشد و به ایجاد مهارت‌های حل مسئله و اعتماد به نفس کمک می‌کند. جی‌پی‌اس نیز به رانندگان امکان می‌دهد دیگر توقف نکنند و با نقشه دست و پنجه نرم نکنند. گم شدن کامل سخت‌تر شده و اجتناب از ترافیک سنگین آسان‌تر است. با این حال، این فناوری‌ها هزینه‌هایی نیز دارند که در این مقاله به بررسی آن‌ها و ارتباطشان با هوش مصنوعی می‌پردازیم.


۱. هزینه‌های بارگذاری شناختی با ماشین‌حساب و جی‌پی‌اس

در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۹، مارک لاکور از دانشگاه لوئیزیانا در لافایت و همکارانش، ماشین‌حساب‌ها را به طور عمدی برنامه‌ریزی کردند تا به گروهی از دانشجویان کارشناسی پاسخ‌های نادرست بدهند. آنها به طور کلی دریافتند که افراد بسیار کم به محاسبات کمی نادرست شک می‌کنند. حتی زمانی که پاسخ‌ها به وضوح پوچ بودند، برخی افراد به نظر می‌رسید بدون پرسش آن‌ها را می‌پذیرفتند.

استفاده از دستگاه‌های ناوبری جی‌پی‌اس نیز می‌تواند توانایی افراد را برای فکر کردن مستقل تضعیف کند. مطالعه‌ای که توسط لوئیزا دهمانی از دانشکده پزشکی هاروارد و ورونیک بوبوت از دانشگاه مک‌گیل انجام شد، نشان داد که استفاده بیشتر از جی‌پی‌اس توسط رانندگان در طول زندگی با حافظه فضایی ضعیف‌تری همراه است. تحقیقات دیگر نشان می‌دهد که عابران پیاده‌ای که با تلفن خود مسیر یابی می‌کنند، مسیرهای طولانی‌تری را طی کرده و توقف‌های بیشتری نسبت به کاربران نقشه کاغذی انجام می‌دهند.

۲. اثر گوگل و حافظه انسانی

الگوی مشابهی در جستجوی آنلاین نیز قابل مشاهده است. استفاده از اینترنت برای جستجوی اطلاعات به وضوح کارآمد است، اما بهای آن را نیز باید پرداخت. «اثر گوگل» به یافته تحقیقاتی اشاره دارد که افراد اطلاعاتی را که انتظار دارند بتوانند به صورت آنلاین پیدا کنند، بدتر به خاطر می‌سپارند.

۳. هوش مصنوعی و تشدید هزینه‌ها؛ ظهور «تسلیم شناختی»

هوش مصنوعی این بده‌بستان‌ها را تشدید می‌کند. واگذاری وظایف خاص به مدل‌های هوش مصنوعی اغلب منطقی است، زیرا آن‌ها در بسیاری از کارها بسیار بهتر از انسان عمل می‌کنند. اما دامنه وسیع قابلیت‌های هوش مصنوعی، همراه با رابط مکالمه‌ای راحت و شخصیتی فریبنده و با اعتماد به نفس، چشم‌انداز را کمتر از واگذاری و بیشتر به سمت تسلیم کامل سوق می‌دهد. به همین دلیل است که اصطلاح «تسلیم شناختی» توسط استیون شاو از دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا در مقاله اخیر خود با همکارش، گیدون ناوه، ابداع شده است.

۴. آزمایش هوش مصنوعی و توقف تفکر مستقل

شاو و ناوه از داوطلبان خواستند به سوالات چالش‌برانگیز با کمک هوش مصنوعی پاسخ دهند و مانند آزمایش ماشین‌حساب لاکور، به طور تصادفی خطاهایی را در پاسخ‌های ماشین وارد کردند. زمانی که مدل پاسخ‌های دقیقی ارائه می‌داد، افراد استفاده‌کننده از آن بهتر از گروه کنترل‌شده (افرادی که فقط به قدرت مغز خود متکی بودند) عمل کردند. اما زمانی که هوش مصنوعی پاسخ‌های اشتباه می‌داد، افرادی که از آن استفاده می‌کردند بسیار بدتر از گروه کنترل عمل نمودند. به عبارت دیگر، مردم از فکر کردن برای خودشان دست کشیدند.

۵. نقش مدیران: تشویق به مقاومت شناختی

در حال حاضر، مدیران بیشتر بر استفاده کارمندان از هوش مصنوعی متمرکز هستند تا نگرانی درباره تأثیر آن بر نحوه تفکر آن‌ها. اما بیشتر کارفرمایان به تفکر انتقادی نیز ارزش می‌دهند. مدل‌های هوش مصنوعی هنوز مستعد خطاهای شرم‌آور هستند و موقعیت‌های جدید نیازمند مداخله انسان‌های ماهر است. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که مدیران برای تشویق «مقاومت شناختی» چه کاری می‌توانند انجام دهند.

راهکارهای پیشنهادی که به حل مشکل کمک می‌کند:

استخدام افراد علاقه‌مند به تفکر: شاو می‌گوید افرادی با «نیاز بالای شناختی» تا حدی (نه به طور کامل) در برابر خطر تسلیم شناختی محافظت شده‌اند.

انگیزه‌ها و بازخورد: یکی از آزمایش‌های مقاله شاو، پاداش‌های مالی برای پاسخ صحیح و همچنین اطلاع‌رسانی به شرکت‌کنندگان در حین آزمایش درباره درست یا نادرست بودن پاسخ‌ها را معرفی کرد. این تکنیک‌ها کاربران هوش مصنوعی را تشویق کرد تا زمانی که پاسخ اشتباه دریافت می‌کنند، بیشتر مدل را نادیده بگیرند.

ایجاد دوره‌های عاری از هوش مصنوعی: مطالعه دیگری توسط استفانوس پولیدیس از مؤسسه کسب‌وکار INSEAD و همکارانش، بیش از ۲۰۰ دانشجوی باشگاه شطرنج را برای تمرین با یک پلتفرم کمکی هوش مصنوعی استخدام کرد. برخی از دانشجویان به طور خودکار در لحظات محدود و مشخصی نکات هوش مصنوعی را دریافت می‌کردند. برخی دیگر می‌توانستند هر زمان که خواستند دکمه‌ای را برای دریافت مشاوره فشار دهند. دانشجویانی که دسترسی بر اساس تقاضا داشتند، کمتر از نیمی از پیشرفت عملکرد دانشجویانی را به دست آوردند که در زمان دریافت کمک، نظری نداشتند.

نتیجه‌گیری

گذشته فناوری به ما نشان داده است که ابزارهایی مانند ماشین‌حساب و جی‌پی‌اس، ضمن ساده‌سازی زندگی، توانایی تفکر انتقادی و حافظه فضایی ما را تضعیف کرده‌اند. هوش مصنوعی به دلیل دامنه وسیع قابلیت‌ها و شخصیت قانع‌کننده خود، این خطر را به سطح جدیدی به نام «تسلیم شناختی» ارتقا داده است. آزمایش‌ها نشان می‌دهد که مردم به راحتی پاسخ‌های اشتباه هوش مصنوعی را بدون چون و چرا می‌پذیرند و از تفکر مستقل دست می‌کشند.

با این حال، مدیران بی‌دفاع نیستند. استخدام افراد با نیاز بالای شناختی، ایجاد انگیزه‌های مالی و مکانیسم‌های بازخورد فوری، و طراحی دوره‌های اجباری بدون هوش مصنوعی (مانند تمرین شطرنج بدون کمک دکمه درخواست) می‌تواند به کارمندان کمک کند تا در عین بهره‌مندی از هوش مصنوعی، توانایی تفکر انتقادی خود را حفظ کنند. تفاوت اساسی در این است: بارگذاری شناختی (واگذاری آگاهانه یک کار خاص) اشکالی ندارد، اما تسلیم شناختی (دست کشیدن کامل از تفکر) موضوع دیگری است. آینده کار نه در انتخاب بین انسان و هوش مصنوعی، بلکه در ایجاد تعادلی هوشمندانه میان واگذاری و مقاومت شناختی رقم خواهد خورد.

نویسنده: معصومه دانش
دوشنبه 14 اردیبهشت 1405 ساعت 15:02
notification

آیا مایلید از نوسانات بازار آگاه شوید؟

دریافت هشدار در نوسانات قیمت طلا، سکه، دلار، اونس، نفت، بورس و بیت کوین