به گزارش روز شنبه ایرنا، «محسن محمد صالح» تحلیلگر مسائل خاورمیانه در مقاله ای که در سایت «عربی ۲۱» منتشر شد، به پیشینه هاکبی و اظهارات خطرناک او مبنی بر «حق اسرائیل» در سیطره بر کل منطقه و لزوم مقابله با آن پرداخت.
وی نوشت: اظهارات سفیر ایالات متحده در تل آویو درباره حق اسرائیل برای تصرف سرزمینهای عربی و اسلامی واقع بین رودخانه های فرات و نیل، صرفاً یک لغزش زبانی نبود. وی یک صهیونیست مسیحی انجیلی است که حتی برخلاف موضع رسمی کشورش، اشغال کرانه باختری توسط اسرائیل را اشغال نمیداند و از عبارت توصیفی صهیونیستها برای کرانه باختری استفاده می کند.
محمد صالح ادامه داد: انتصاب هاکبی به سمت سفیر آمریکا در تل آویو صرفاً یک اقدام رویهای نبوده و اظهارات او نیز صرفاً اظهاراتی گذرا به شمار نمی رود.
این تحلیلگر عرب رفتار هاکبی و وزارت خارجه ایالات متحده را بیانگر گرایشهای مسیحی انجیلی «دونالد ترامپ» رئیس جمهور این کشور و تیمش دانست و گفت: این رفتار هاکبی یک اقدام فردی نیست بلکه نشان دهنده ماهیت سیستم سیاسی فعلی ایالات متحده است. خود ترامپ در تایید ضمنی توسعه طلبی رژیم اسرائیل پیش از این اشاره کرده بود که او اندازه "اسرائیل" را در مقایسه با آنچه مستحق آن است، بسیار کوچک میداند.
وی اضافه کرد: اظهارات اخیر هاکبی همچنین کاملاً با ذهنیت نژادپرستانه و توسعهطلبانه کابینه فعلی اسرائیل، که افراطیترین کابینه از زمان تأسیس این رژیم به شمار می رود، سازگار است؛ کابینه ای که در تلاش هایش برای یکسره کردن پرونده های مسجدالاقصی، قدس و کرانه باختری به نفع تل آویو گام برداشته و اقداماتی را برای الحاق رسمی کرانه باختری به سایر سرزمین های اشغالی آغاز کرده است.
محمد صالح افزود: این اظهارات هاکبی با اظهارات «بزالل اسموتریچ» وزیر دارایی و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم اسرائیل در مورد پروژه موسوم به "اسرائیل بزرگ" همسو است.
این تحلیلگر عرب ادامه داد: همه اینها بدان معناست که طرح هایی وجود دارد که هدف از آن ایجاد فضایی است تا بتوان از طریق این فضا موضوع الحاق کرانه باختری به سایر سرزمین های اشغالی و پروژه «اسرائیل بزرگ» را از «ادبیات عامهپسند» صرف به پروژههای سیاسیِ روی میز و قابل بحث تبدیل و در بین مردم عادی سازی و بدین ترتیب، این مسائل را از «بستر رویا» به «بستر عمل» تبدیل کرد.
وی اظهار داشت: لازم است که اظهارات هاکبی جدی گرفته شده و در چارچوب پروژه صهیونیستی - آمریکایی در منطقه به آن نگریسته شود. حکومتهای عربی باید بدانند که امنیت ملی و موجودیت آنها در معرض خطر قرار گرفته است، حتی اگر روابط خود را با تل آویو عادی کنند و هژمونی آمریکا را بپذیرند و در چارچوب سیستم استراتژیک آمریکا کار و مردم خود را سرکوب و مقاومت در منطقه را محاصره کنند و پول خود را در بانکهای آمریکایی و غربی سپرده گذاری کنند.

