به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز تهران در نخستین روزهای آذر، صحنه رفتوآمد کمسابقهای از دو چهره کلیدی خاورمیانه بود؛ معاون سیاسی وزارت خارجه عربستان و هاکان فیدان، وزیر خارجه و «معمار امنیتی» ترکیه، در فاصلهای چندساعته وارد پایتخت ایران شدند. در ظاهر، محور گفتوگوها از توسعه روابط دوجانبه تا همکاریهای انرژی، قفقاز، تجارت، غزه و پرونده هستهای گسترده بود؛ اما وزن همزمان این دو سفر، در فضایی که جنگ غزه ادامه دارد و فشارهای جدید آمریکا در حال شکلگیری است، معنایی فراتر از یک دور معمول رایزنیهای دیپلماتیک پیدا میکند.
در چنین لحظهای که تهران همزمان با عربستان و ترکیه پشت درهای بسته گفتوگو میکند، یک پرسش محوری خود را نشان میدهد: آیا این رفتوآمدها مقدمه شکلگیری یک بلوک جدید منطقهای است، یا صرفاً تلاش برای مدیریت بحرانها و عبور تاکتیکی از دورهای دشوار؟
میدان همسایگی | تهران و آنکارا روی چه پروندههایی معامله میکنند؟
در لایه زیرین این سفر، مجموعهای از پروندهها قرار دارد که ایران و ترکیه را نه صرفاً بهعنوان دو همسایه، بلکه بهعنوان دو بازیگر درگیر در یک رقابت همکاری دائمی تعریف میکند. نخست، اقتصاد و انرژی است؛ جایی که هر دو کشور تلاش میکنند از فشار تحریمها، نیازهای فصلی و الزامات ترانزیتی، یک قالب همکاری پایدار بسازند. فیدان در تهران از آماده بودن آنکارا برای توسعه گشایشهای مرزی، رفع گلوگاههای حملونقل، توسعه شبکه برق و تمدید قرارداد گاز سخن گفت؛ همزمان عراقچی از اتصال خطآهن در «چشم ثریا آرالیک» و آغاز فعالیت سرکنسولگری ایران در وان بهعنوان نشانههای گسترش روابط یاد کرد. این همکاریها، در ظاهر فنی و زیرساختیاند، اما در عمل پشتیبان همان سیاستی هستند که تهران آن را «اول همسایگان» نامیده و پایه اداره اقتصاد در سایه تحریم بر آن استوار شده است.
اما این میدان تنها اقتصادی نیست. قفقاز جنوبی از کریدور میانی تا مرز ارمنستان و مسیرهای جدید ترانزیت به یکی از نقاط گرهی رابطه دو کشور تبدیل شده است. ترکیه با اتکا به حمایت نظامی از آذربایجان، جایگاه پررنگی در امنیت قفقاز یافته و میکوشد مسیرهای حملونقل منطقه را بهنفع خود بازتعریف کند. ایران نیز به دلیل پیوند تاریخی با منطقه و حساسیت نسبت به هر تغییری که مرزهایش با ارمنستان را تحت تأثیر قرار دهد، نگاه ویژهای به تحولات قفقاز دارد. اینجا روابط تهران–آنکارا نه کاملاً رقابتی است و نه کاملاً همکارانه؛ بلکه صحنهای است که در آن هر دو طرف مجبورند میان منافع متضاد و نیازهای متقابل تعادل برقرار کنند.
در کنار اینها، پروندههای امنیتی نیز حضور دائمی دارند. از سوریه و مدیریت مرزهای مشترک گرفته تا موضوع پ.ک.ک و سایر گروههای مسلح کردی، دو کشور سالهاست که از ضرورت همکاری سخن میگویند، اما هرکدام بازیگرانی متفاوت، گاهی متضاد، در زمین سوریه و شمال عراق داشتهاند. اکنون که ترکیه درگیر بازسازی رابطه با دمشق است و ایران نگران خلأ قدرت در مرزهای غربی، امنیت مرزی دوباره به یکی از محورهای مشترک تبدیل شده است محوری که همزمان میتواند نقطه اصطکاک باشد.
در نهایت، لایه حساستر گفتوگوها به پرونده هستهای ایران گره خورده است. فیدان با لحنی صریح از مخالفت با تحریمها و حمایت از راهحل سیاسی سخن گفت، اما همین ترکیه در ماههای اخیر برخی داراییهای ایرانی را در پی فعالسازی مکانیسم ماشه مسدود کرده است. این تناقض نشان میدهد که روابط تهران و آنکارا در جایی میان «همکاری ضروری» و «رقابت کنترلشده» قرار دارد؛ فضایی که در آن هیچ پروندهای جدا از دیگری حرکت نمیکند و سیاست همسایگی عملاً تبدیل به میدان چانهزنی چندلایه شده است.
چهره فیدان | وقتی «جعبه سیاه» سیاست امنیتی ترکیه به تهران میآید
سفر هاکان فیدان زمانی معنا پیدا میکند که او را نه یک وزیر خارجه معمولی، بلکه مهمترین معمار امنیتی دولت اردوغان بدانیم؛ فردی که بیش از یک دهه ریاست سازمان اطلاعات ترکیه (میت) را برعهده داشت، طراح عملیاتهای برونمرزی آنکارا بود، در مذاکرات پنهان با پ.ک.ک نقش محوری داشت و در بحران سوریه یکی از مهندسان اصلی سیاست تهاجمی ترکیه محسوب میشد. فیدان در جهان دیپلماسی ترکیه یک مقام تشریفاتی نیست؛ او «جعبه سیاه» سیاست خارجی–امنیتی آنکارا و نزدیکترین چهره به اردوغان است. حضور چنین فردی در تهران، پیام بزرگتری از یک رایزنی عادی دارد: ترکیه در حال بازتنظیم معادلات منطقهای خود است و این تنظیم از سطح امنیتی آغاز شده است.
این جایگاه ویژه فیدان باعث میشود وزن سفر او به تهران از سطح «گسترش روابط دوجانبه» فراتر برود. ترکیه برای اجرای سیاست همزمانِ رقابت و همکاری در قفقاز، نیازمند هماهنگی با ایران است؛ برای مدیریت سوریه نیز بدون تعامل با تهران نمیتواند مسیری پایدار تعریف کند. در پرونده تحریمها و مناسبات با غرب نیز فیدان همان کسی است که میتواند در پشت صحنه سازوکارهای مالی یا امنیتی را با تهران رایزنی کند. به بیان دیگر، وقتی او وارد تهران میشود، موضوع تنها تجارت ۳۰ میلیارد دلاری یا افتتاح کنسولگری وان نیست؛ او حامل سیگنال یک اراده سیاسی بزرگتر است: آنکارا میخواهد جایگاه خود را در مسیرهای انرژی، امنیت مرزی و هندسه ژئوپلیتیک منطقه تثبیت کند—و برای این کار به گفتوگوی مستقیم با تهران نیاز دارد.
همزمان، سفر همدورهای مقامات سعودی به تهران این پیام را تقویت میکند که خاورمیانه در حال عبور از یک دوره تلاطم به مرحلهای تازه از بازتعریف ائتلافهاست. عربستان برای مدیریت فشارهای غرب و مهار تنشهای منطقهای به همکاری با تهران و آنکارا نیاز دارد؛ ایران برای تقویت تابآوری در مقابل تحریمها دستکم به یکی از این دو شریک کلیدی وابسته است؛ و ترکیه نیز برای شکل دادن به پروژه قفقاز و نقش منطقهای خود، ناچار است میان رقابت و ائتلاف، نقطه تعادل بسازد. از همین منظر، هاکان فیدان در تهران فقط یک مهمان سیاسی نیست. او نشانهای از بازگشت بازیگران منطقهای به میز ساختن نظم جدید خاورمیانه است.
سه کشوری که امروز در تهران و ریاض و آنکارا گفتوگو میکنند، در قفقاز، سوریه، انرژی و حتی امنیت مرزی، منافع کاملاً مشترکی ندارند؛ اما نیاز مشترک دارند. نیازی به کاهش وابستگی به غرب، ایجاد مسیرهای امن تجارت، مدیریت پیامدهای جنگ غزه، و یافتن راهی برای عبور از فشارهای آمریکا در دورهای که «مکانیزم ماشه» دوباره فعال شده است.
به همین دلیل، نتیجه نهایی این سفر یک حقیقت بزرگتر را روشن میکند. اگر قرار باشد نظم جدیدی در خاورمیانه شکل بگیرد، نه واشنگتن و نه مسکو آن را تعیین نمیکنند؛ این معماری انعطافپذیر تهران–آنکارا–ریاض است که میتواند مسیر را بسازد—اگر اختلافات دیرینه اجازه دهد.
اما زاویهای که سفر فیدان برجسته کرد همین است. همکاری امروز این سه قدرت، بیش از آنکه نشانهی یک اتحاد پایدار باشد، تلاشی برای ساختن سپر مشترک در برابر طوفانی است که از بیرون منطقه وزیده است.
این سپر میتواند مقدمه معماری جدید باشد یا یک چتر موقت تا عبور از بحرانی که هنوز در میانه آن ایستادهاند.

