به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در حالیکه جنگ اوکراین وارد سومین سال خود شده و اروپا زیر سایه مجموعهای از حملات سایبری، خرابکاریهای زیرسطحی و نقضهای محدود حریم هوایی قرار دارد، ناتو برای نخستینبار از احتمال «تهاجمیتر شدن» در برابر روسیه سخن میگوید. دریاسالار جاوزپه کاوو دراگونه، عالیترین مقام نظامی این ائتلاف، در گفتوگو با فایننشالتایمز تصریح کرده که رفتار ناتو دیگر نمیتواند صرفاً واکنشی باشد و گزینههای «پیشدستانه» در برابر جنگ هیبریدی مسکو روی میز قرار گرفته است. اروپا طی دو سال اخیر با رویدادهایی مواجه بوده که از قطع کابلهای انرژی و دیتا در دریای بالتیک تا نفوذهای سایبری فراگیر امتداد یافتهاند؛ حملاتی که بسیاری از آنها به روسیه نسبت داده شده یا در سایه «ناوگان سایهای» مسکو صورت گرفته است.
در فضای امنیتی امروز، این پرسش از میان خطوط سیاستی ناتو سربرمیآورد: آیا تغییر لحن ائتلاف تنها یک هشدار بازدارنده است، یا نشانه آغاز مرحلهای جدید که میتواند احتمال درگیری مستقیم با روسیه را به شکلی بیسابقه بالا ببرد؟
میدان جنگ هیبریدی | نبردی ارزان برای مسکو، پرهزینه برای اروپا
در پسِ این تغییر لحن، واقعیتی نهفته است که دو سال گذشته آن را با چهرهای عریان پیش چشم اروپا قرار داده: روسیه در یک میدان نامتقارن میجنگد؛ میدانی که هزینه حمله برای مهاجم اندک است و هزینه دفاع برای قربانی سنگین. قطع کابلهای برق و دیتا در دریای بالتیک، حملات سایبری چندلایه به زیرساختهای دولتها و شرکتهای اروپایی، و تجاوزهای محدود هوایی و پهپادی همگی اجزای همین معادلهاند؛ معادلهای که به مسکو امکان میدهد بدون شلیک یک گلوله، فشار سیاسی و اقتصادی مؤثری وارد کند.
ناتو در پاسخ به این الگوی حملات، مأموریت Baltic Sentry را راهاندازی کرد؛ ناوها، پهپادهای دریایی و هواپیماهایی که از سال گذشته در دریای بالتیک گشت میزنند و تا امروز مانع تکرار خرابکاریهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ شدهاند. اگرچه این عملیات از نگاه فرماندهان ائتلاف یک «نماد بازدارندگی موفق» است، اما پروندههای حلنشده چهره دیگری از واقعیت را نشان میدهد. مثال برجسته، کشتی Eagle S است؛ یکی از شناورهای ناوگان سایهای روسیه که کابلهای زیردریایی را تخریب کرد و در نهایت به دلیل انجام عملیات در آبهای بینالمللی از سوی دادگاه فنلاند تبرئه شد. وزیر خارجه فنلاند پس از این حکم اعتراف کرد که چنین خلأ حقوقی عملاً «چراغ سبزی» برای تکرار خرابکاری در مناطق خاکستری آبها صادر میکند.
همزمان، کشورهای شرق اروپا که در خط مقدم این تهدیدها قرار دارند میگویند ادامه رویکرد واکنشی، تنها روسیه را جسورتر میکند. استدلال آنها روشن است: جنگ هیبریدی برای مسکو کمهزینه و بیخطر است، اما برای اروپا پرریسک و پرهزینه. این توازن معکوس همان نقطهای است که ناتو را ناچار کرده درباره عبور از دکترین سنتی دفاعی خود فکر کند.
چرخش دکترین | وقتی «اقدام پیشدستانه» بهعنوان دفاع مطرح میشود
در مرکز تحولات اخیر، دگرگونی آرام اما عمیقی در تفکر نظامی ناتو جریان دارد؛ تغییری که برای نخستینبار مفهوم «حمله پیشدستانه» را در چارچوب دفاع مشروع قرار میدهد. دریاسالار دراگونه صریح میگوید که ائتلاف در حوزه سایبری «بیش از حد واکنشی» عمل کرده و اکنون در حال بررسی گزینههایی است که ماهیتاً پیشگیرانهاند. این چرخش ذهنی برای نهادی که طی دههها خود را بر پایه بازدارندگی و پاسخ متناسب تعریف کرده، اتفاق کوچکی نیست.
اما مقاومت در برابر این تحول نیز کم نیست. ناتو برخلاف رقیب روسی خود، در قیدوبند مجموعهای از محدودیتهای حقوقی، اخلاقی و قضایی قرار دارد. فرماندهان ائتلاف میدانند که هر اقدامی خارج از چارچوب دفاعی سنتی، به معنای ورود به منطقهای است که در آن هر اشتباه محاسباتی میتواند به بحران غیرقابل کنترل تبدیل شود. در همین حال، کشورهای شرقی عضو ناتو از بالتیک تا لهستان با صدایی بلندتر خواستار عبور از این محافظهکاری هستند و معتقدند که ادامه واکنشهای صرفاً تدافعی، فقط روسیه را در جنگ خاکستری جسورتر میکند.
در این میان، تفاوت میان حوزههای عملیاتی تعیینکننده است.
در جنگ سایبری، اقدام پیشدستانه هم عملیتر است و هم پیامد سیاسی محدودتری دارد؛ بسیاری از اعضا توان تهاجم سایبری دارند و میتوانند بدون عبور از حساسیتهای افکار عمومی ضربه بزنند. اما در فضای فیزیکی از رهگیری پهپاد تا توقف کشتیهای ناوگان سایهای مسیر باریکتر است و احتمال لغزش به درگیری مستقیم بهمراتب بیشتر.
این نشان میدهد که ناتو عملاً در آستانه بازتعریف «دفاع» قرار گرفته است؛ انتخابی میان دو خطر: ماندن در حصار واکنش و واگذار کردن ابتکار عمل به روسیه، یا ورود به عرصه پیشدستانه که میتواند بازدارندگی را ترمیم کند اما ریسک تشدید تنش را بهطور جدی افزایش میدهد.
نقطه آغاز درگیری بعدی، شاید جایی باشد که هیچکس انتظارش را ندارد
در پایان این مسیر، یک واقعیت تازه خود را نشان میدهد: اگر قرار باشد درگیری میان ناتو و روسیه شکل بگیرد، احتمالاً نه از جبهه اوکراین آغاز میشود و نه از مرزهای کلاسیک شرق اروپا؛ بلکه از همان «منطقه خاکستری» که جنگ هیبریدی در آن جریان دارد. جایی که یک حمله سایبری پیشدستانه از سوی ناتو، یا توقف یک کشتی مظنون روسی در آبهای بینالمللی، میتواند از نگاه مسکو عبور از خط قرمز تلقی شود. در فضایی که اعتماد فرو ریخته و قواعد روشن نیست، فاصله میان بازدارندگی و تشدید تنش به باریکی یک سوءبرداشت است.
بازی امروز ناتو و روسیه نه بر سر قدرت سخت، بلکه بر سر بازتعریف مرز دفاع مشروع در دوران جنگهای نامتقارن است. اگر ناتو تصمیم بگیرد دفاع را تا مرز اقدام پیشدستانه گسترش دهد، نقطه آغازین درگیری دیگر به محل حمله بستگی ندارد، بلکه به نحوه تفسیر آن از سوی طرف مقابل وابسته است. همین واقعیت، چالش حقیقی ائتلاف را روشن میکند: در جهانی که ابزارهای جنگ خاکستری هم ارزاناند و هم انکارپذیر، خطر واقعی نه در شدت حمله، بلکه در واکنشی است که برای پاسخ به آن انتخاب میشود.

