دهه گمشده چیست؟
دهه گمشده اصطلاحی است که معمولاً برای توصیف دورهای از رکود اقتصادی طولانیمدت در ژاپن به کار میرود که از اوایل دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰) آغاز شد و با رشد پایین و تورم منفی (دفلیشن) مشخص میشود و چالشهای اقتصادی مداومی را به دنبال داشته است. در برخی تعاریف، این دوره تا سالهای ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) یا حتی ۱۴۰۰ (۲۰۲۱) نیز امتداد مییابد و به عنوان «دهههای گمشده» ژاپن شناخته میشود.
نکات کلیدی
-
دهه گمشده در اصل به دورهای از رشد اقتصادی کند تا منفی اشاره دارد که تقریباً یک دهه در اقتصاد ژاپن در دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰) ادامه یافت.
-
رشد راکد در سالهای بعدی باعث شده است که دوره از سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱) به بعد گاهی به عنوان دهههای گمشده ژاپن نامیده شود.
-
سیاستهای نادرست دولتی در پاسخ به حباب املاک و مستغلات به عنوان اصلیترین عوامل ایجاد دهه گمشده شناخته میشوند.
-
در اقتصاد ایالات متحده، دهه اول قرن بیستویکم، که با دو سقوط بازار سهام همراه بود، اغلب با دهه گمشده ژاپن مقایسه میشود.
درک دهه گمشده
دهه گمشده اصطلاحی است که در ابتدا برای اشاره به بحران اقتصادی یک دههای در ژاپن در دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰) ابداع شد. اقتصاد ژاپن پس از جنگ جهانی دوم بهسرعت رشد کرد و در دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰) با بالاترین تولید ناخالص ملی سرانه در جهان به اوج خود رسید. رشد مبتنی بر صادرات ژاپن در این دوره، سرمایه را جذب کرد و به ایجاد مازاد تجاری با ایالات متحده کمک کرد.
برای کمک به رفع عدم تعادل تجاری جهانی، ژاپن در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵) به همراه دیگر اقتصادهای بزرگ جهان به توافق پلازا پیوست. بر اساس این توافق، ژاپن در اواخر دهه ۱۳۶۰ (۱۹۸۰) سیاست پولی انبساطی را در پیش گرفت. این سیاست پولی انبساطی منجر به افزایش گمانهزنیها، صعود بازار سهام و افزایش ارزش املاک و مستغلات شد.
در اوایل دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰)، با آشکار شدن احتمال ترکیدن حباب، وزارت دارایی ژاپن نرخهای بهره را افزایش داد و در نهایت بازار سهام سقوط کرد و بحران بدهی آغاز شد که رشد اقتصادی را متوقف کرد و به آنچه اکنون به عنوان دهه گمشده شناخته میشود، منجر شد. در طول دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰)، تولید ناخالص داخلی (GDP) ژاپن بهطور متوسط ۱.۳ درصد رشد داشت که بهطور قابلتوجهی کمتر از دیگر کشورهای گروه G-7 بود. پسانداز خانوارها افزایش یافت، اما این افزایش به تقاضا تبدیل نشد و در نتیجه اقتصاد دچار تورم منفی شد.
دهههای گمشده
در دهه بعدی، رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن بهطور متوسط تنها ۰.۵ درصد در سال بود، زیرا رشد کند تا زمان بحران مالی جهانی و رکود بزرگ ادامه یافت. در نتیجه، بسیاری دوره بین سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۹ (۱۹۹۱ تا ۲۰۱۰) را به عنوان «بیست سال گمشده» یا «امتیاز گمشده» مینامند.
از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ (۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹)، تولید ناخالص داخلی ژاپن بهطور متوسط کمی کمتر از ۱.۰ درصد در سال رشد کرد و سال ۱۳۹۹ (۲۰۲۰) با شروع رکود جهانی جدید به دلیل تعطیلی فعالیتهای اقتصادی در واکنش به همهگیری کووید-۱۹ همراه شد. در مجموع، سالهای ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) تا کنون گاهی به عنوان دهههای گمشده ژاپن نامیده میشوند.
طبق تحقیقات بانک فدرال رزرو سنت لوئیس، نرخهای رشد اخیر نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی ژاپن در ۸۰ سال دو برابر خواهد شد، در حالی که پیشتر هر ۱۴ سال دو برابر میشد. انتظار میرود این مشکلات برای ژاپن ادامه یابد.
چه عواملی باعث دهه گمشده شدند؟
اگرچه در مورد رویدادهایی که به دهه گمشده منجر شدند توافق وجود دارد، علل ادامهدار مشکلات اقتصادی ژاپن همچنان مورد بحث است. پس از ترکیدن حباب و وقوع رکود، چرا این وضعیت در سالها و دهههای بعدی ادامه یافت؟ عوامل جمعیتی مانند پیری جمعیت ژاپن و ظهور ژئوپلیتیکی چین و دیگر رقبای شرق آسیا ممکن است عوامل غیراقتصادی زیربنایی باشند. محققان مقالاتی در مورد دلایل احتمالی رکود طولانیمدت اقتصاد ژاپن منتشر کردهاند.
اقتصاددانان کینزی چندین توضیح مبتنی بر سمت تقاضا ارائه دادهاند. پل کروگمن معتقد بود که ژاپن در تله نقدینگی گرفتار شده بود: مصرفکنندگان پسانداز خود را نگه میداشتند، زیرا از بدتر شدن اقتصاد میترسیدند. تحقیقات دیگر نقش کاهش ثروت خانوارها را در ایجاد بحران اقتصادی بررسی کردهاند. کتاب «دهه گمشده ژاپن» در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) منحنی «سرمایهگذاری-پسانداز عمودی» را مقصر مشکلات ژاپن میداند.
اقتصاددانان پولیگرا (مانیتاریست) در مقابل، سیاست پولی ژاپن قبل و در طول دهه گمشده را بیش از حد محدودکننده و ناکافی برای بازگرداندن رشد میدانند. میلتون فریدمن در مورد ژاپن نوشت: «مطمئنترین راه برای بهبود اقتصادی سالم، افزایش نرخ رشد پولی است، از سیاست پولی سختگیرانه به سیاست پولی آسانتر تغییر جهت دادن، به نرخی از رشد پولی نزدیک به آنچه در دهه طلایی ۱۳۶۰ (۱۹۸۰) حاکم بود، اما بدون زیادهروی دوباره. این کار اصلاحات مالی و اقتصادی موردنیاز را بسیار آسانتر میکند.»
با وجود این تلاشهای مختلف، دیدگاههای کینزی و مانیتاریست درباره رکود اقتصادی طولانیمدت ژاپن معمولاً ناکافی هستند. دولت ژاپن بارها دست به هزینههای کسری بودجه عظیم (راهحل کینزی برای افسردگی اقتصادی) و سیاست پولی انبساطی (تجویز مانیتاریست) زده است، اما موفقیت چشمگیری نداشته است. این نشان میدهد که توضیحات یا راهحلهای کینزی و مانیتاریست (یا هر دو) احتمالاً اشتباه هستند.
اقتصاددانان اتریشی، در مقابل، استدلال میکنند که دوره طولانی رکود اقتصادی با سیاستهای اقتصادی ژاپن که در طول این دوره به جای اجازه دادن به شکست شرکتها و مؤسسات مالی، آنها را تقویت میکردند، سازگار است. آنها به نجاتهای مکرر اقتصادی و مالی به عنوان عاملی برای ایجاد دهههای گمشده ژاپن اشاره میکنند، نه راهحلی برای آن.
نرخ رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن چیست؟
تا سهماهه اول سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴)، نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی ژاپن در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، منفی ۰.۲ درصد بود. این نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی این کشور به جای رشد، اندکی کاهش یافته است.
اقتصاد ژاپن چقدر بزرگ است؟
تا سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴)، ژاپن چهارمین اقتصاد بزرگ جهان را پس از ایالات متحده، چین و آلمان در اختیار دارد. اقتصاد این کشور با بخش تولید قوی و صادرات مشخص میشود.
نسل گمشده ژاپن چیست؟
«نسل گمشده» مفهومی است که به دهههای گمشده ژاپن ارتباط نزدیکی دارد. این اصطلاح به فارغالتحصیلان دانشگاهی ژاپنی اشاره دارد که در دورههای توقف استخدام در دهههای گمشده وارد اقتصاد شدند. این شامل افرادی است که عمدتاً در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ (۱۹۹۰ و ۲۰۰۰) فارغالتحصیل شدند. به دلیل این شرایط، اعضای نسل گمشده ممکن است مجبور به پذیرش کارهای موقت با دستمزد پایین به جای اشتغال پایدار با مزایای بازنشستگی قوی شده باشند، که زمینهساز بحران بالقوه بازنشستگی برای این کشور است.
نتیجهگیری
دهه گمشده، که به عنوان دهههای گمشده نیز شناخته میشود، به دورهای طولانی از رکود اقتصادی در ژاپن اشاره دارد که از اوایل دهه ۱۳۷۰ (۱۹۹۰) آغاز شد. این دوره با رشد پایین تولید ناخالص داخلی، رکودها و تورم منفی مشخص شده است. اقتصاددانان فرضیههای متعددی را برای درک و توضیح علل ریشهای و راهحلهای بالقوه این رکود اقتصادی ژاپن مطرح کردهاند.

