تحلیل بازار طلا و سرمایه گذاری بر روی طلا

تنظیم شده در تاریخ: ۱۳۹۷/۰۶/۲۵
 
سرمایه گذاری طلا

طلا معمول ترین فلز گرانبها برای سرمایه گذاری است. سرمایه داران، طلا را به عنوان بهترین گزینه در شرایط بحران اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا سایر بحران های مالی خریداری می کنند. این بحران ها می تواند شامل رکود بازار بورس، کاهش نقدینگی، تورم، جنگ و ناآرامی های اجتماعی باشد. همچنین سرمایه گذاران طلا را هنگام رونق بازار سهام خریداری می کنند تا به سود مالی دست یابند.


ارزش طلا

در طول تاریخ، طلا را اغلب به عنوان پول استفاده می کردند و به جای تعیین قیمت طلا، سایر قیمت ها بر پایه آن تعیین می گردید. بعد از جنگ جهانی دوم و در پی کنفرانس برتون وودز (Bretton Woods) در سال 1946، استاندارد طلا با تثبیت قیمت آن در 35 دلار بر هر اونس تعیین شد. این سیستم تا سال 1971 برقرار بود تا آنکه ایالات متحده، تبدیل مستقیم دلار آمریکا به طلا را متوقف کرد. از سال 1968 معیار معمول برای تعیین قیمت طلا، کنفرانس های تلفنی است که روزی دو بار با حضور نمایندگان پنج بنگاه معامله کننده شمش انجام می شود و به آن «معیار طلای لندن» (London Gold Fixing) می گویند. علاوه بر این، شاخص روزانه دیگری نیز وجود دارد که به آن «بهای لحظه ای» (Spot Price) گفته می شود که عبارت است از قیمت هر لحظه این فلز با توجه به بهای آن در بورس های سراسر دنیا. جدول زیر قیمت طلا را نسبت به کالاها و سایر شاخص ها نشان می دهد.


در مارس سال 2008 طلا به بالاترین قیمت اسمی خود، یعنی 80/1002 دلار دست یافت. اما در واقع هنوز با رکورد 850 دلاری سال 1980 فاصله دارد. سپس به پایین تر از 50/709 دلار در ماه نوامبر رسید و دوباره سیری صعودی به خود گرفت و بار دیگر در سپتامبر سال جاری موقتا از مرز 1000 دلار فراتر رفت. 

عوامل موثر بر قیمت طلا

بهای این فلز گرانبها، همانند سایر کالاها و سرمایه گذاری ها، برپایه عرضه و تقاضا تعیین می شود. اما برخلاف دیگر اقلام قابل سرمایه گذاری، ذخیره و یا در معرض فروش قرار دادن آن در بازار نقش مهمی در تعیین قیمت بازی می کند، زیرا تقریبا تمام حجم طلایی که تا به امروز استخراج شده است، قابلیت آن را دارد که با قیمتی مناسب به بازار عرضه شود. در اواخر سال 2006 کل طلای استخراج شده تا آن زمان 158 هزار تن تخمین زده شد. این میزان طلا حجمی برابر با یک مکعب به ابعاد 2/20 متر را اشغال می کند. با این میزان زیاد طلای ذخیره شده در مقایسه با تولید سالانه، قیمت طلا بیشتر تحت تاثیر شرایط است تا میزان تولید. طبق گزارش شورای جهانی طلا (World Gold Council)، تولید طلای معدنی در چند سال اخیر نزدیک به سالانه 2500 تن است که حدود 2000 تن آن در صنعت جواهرسازی و تولید محصولات صنعتی و دندانپزشکی به مصرف می رسد و 500 تن دیگر به بخش سرمایه گذاری های کوچک و معاملات بورس طلا (ETF) وارد می شود. تقاضای سالانه برای طلا 1000 تن بیشتر از تولید معدنی آن است که از فروش بانک های مرکزی و سایر منابع تامین می شود.

بانک مرکزی و صندوق بین المللی پول نقش مهمی در تعیین قیمت طلا بازی می کنند. در اواخر سال 2004، بانک مرکزی و سازمان های رسمی 19 درصد از تمام طلای موجود در روی زمین را به عنوان ذخایر رسمی طلا معرفی کردند. براساس تفاهمنامه طلای واشنگتن یا WAG (Washington Agreement on Gold) که در سپتامبر 1999 به اجرا درآمد، فروش طلا توسط اعضای این تفاهمنامه، از جمله اروپا، ایالات متحده، ژاپن، استرالیا، بانک پرداخت های بین المللی (BIS) و صندوق بین المللی پول را به کمتر 400 تن در سال محدود شده است. در این مدت بانک های مرکزی اروپا، مانند بانک انگلستان و بانک ملی سوییس، از فروشندگان اصلی طلا بوده اند. اگرچه معمول نیست که بانک های مرکزی خرید طلا را از قبل اعلام کنند، اما برخی کشورها همانند موردی که در اواخر سال 2005 برای روسیه اتفاق افتاد، علاقمندی خود را به افزایش هرچه بیشتر ذخایر طلا نشان داده اند. در اوایل سال 2006، چین که تنها 3/1 درصد از ذخایر خود را به صورت طلا نگهداری می کرد، اعلام داشت در جستجوی راه هایی است تا بتواند درآمدهای این کشور را به ذخایر رسمی تبدیل کند. بازارهای بورس امیدوارند این امر به معنی آن باشد که چین می خواهد ذخایر خود را مانند دیگر بانک های مرکزی بر پایه طلا قرار دهد.

ورشکستگی بانک ها: در زمانی که می شد دلار را کاملا به طلا تبدیل کرد، هر دو حکم پول را داشتتند. اما اکثر مردم ترجیح می دادند به جای سکه های سنگین طلا، پول کاغذی بانکی با خود حمل کنند. اگر مردم احتمال می دادند ممکن است بانکشان ورشکسته شود، یکباره سپرده های خود را از بانک خارج می کردند. این اتفاقی بود که طی بحران جهانی و سقوط اقتصاد ایالات متحده در سال 1930 رخ داد. در آن زمان روزولت، رییس جمهوری ایالات متحده وضعیت فوق العاده اعلام کرد و مالکیت طلا توسط شهروندان آمریکایی را غیر قانونی خواند.

نرخ بهره کم یا منفی: اگر اوراق بهادار، سرمایه و مستغلات به میزان کافی سود نداشته باشد، آنگاه تقاضا برای طلا و سایر انواع سرمایه گذاری افزایش می یابد. مثالی از این شرایط، دوره تورم همراه با رکود است که در سال 1970 رخ داد و منجر به تشکیل حباب اقتصادی در بازار فلزات گرانبها شد.

جنگ، تعرض، غارت، بحران: هنگام بروز بحران های ملی، مردم می ترسند که سهامشان توقیف شود و یا آنکه که پول رایج ارزش خود را از دست بدهد. در این حالت، طلا را محصولی می بینند که می تواند همواره تامین کننده مخارجشان باشد. بنابراین وقتی یک عدم قطعیت بزرگ، مثلا جنگ بروز می کند، تقاضا برای طلا افزایش می یابد.

سرمایه گذاری های طلایی

سرمایه گذاران طلا را به دو دلیل عمده خریداری می کنند؛ یکی کسب درآمد در هنگام افزایش قیمت آن و دوم ذخیره آن به منظور هجینگ در شرایط بحران های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی یا مالی. سرمایه گذاری طلا به صورت مستقیم، یعنی مالکیت سکه یا شمش و به صورت غیرمستقیم، یعنی ETF، سندها، حساب، سهام و ... امکانپذیر است. لذا با توجه به جذابیت های موجود و تنوع روش های سرمایه گذاری، بررسی های مقتضی و استراتژی های لازم برای این مهم همواره مورد توجه سرمایه گذاران است. 

تحلیل پایه 

سرمایه گذاران با استفاده از تحلیل پایه، وضعیت اقتصاد کلان را بررسی می کنند که شامل شاخص های بین المللی اقتصاد، مانند نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)، تورم، نرخ بهره، بهره وری و بهای انرژی است. همچنین نسبت سالانه عرضه به تقاضای طلا را نیز بررسی می کنند. در انتهای سال 2005، شورای جهانی طلا تولید این فلز را در سراسر جهان 3859 و تقاضای جهانی آن را 3754 تن برآورد کرد. بر این اساس در سال 2005 مازاد عرضه ای بالغ بر 105 تن وجود داشت. در حالی که انتظار نمی رود تولید طلا در آینده ای نزدیک تغییر کند، نسبت عرضه و تقاضا به دلیل مالکیت خصوصی به سرعت قابل تغییر خواهد بود.

نقش شمش های طلا اغلب با سهام مقایسه می شود. این دو نوع سرمایه اساسا متفاوت هستند. برخی معتقدند طلا، ذخیره ارزش (بدون رشد) می باشد، در حالی که سهام را بازگشت ارزش می دانند یعنی رشدی که از افزایش واقعی قیمت آن به علاوه سود به دست می آید. در شرایط پایدار سیاسی، سهام و اوراق بهادار بهترین گزینه سرمایه گذاری هستند. از سال 1800، ارزش سهام در مقایسه با طلا ارزش بیشتری کسب کرده که دلیل آن پایداری سیاسی آمریکا بوده است. این افزایش ارزش، به صورت دوره ای تغییر می کند، گاهی ارزش طلا بیشتر می شود و گاهی ارزش سهام. شاخص داو جونز در سال 1980 (پایان بازار بی رونق 1970)، با ثبت نسبت یک به یک به پایین ترین حد خود رسید و در دهه های 1980 و 1990 دوباره به همان نقطه های اوج قبل بازگشت. پیک سال 1980 با حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و تهدید جهانی گسترش کمونیسم همزمان بود. این نسبت در ژانویه سال 2000 به اوج خود رسید و بعد از آن سقوط سریعی را در پیش گرفت.

در نوامبر سال 2005، ریک موناریز (Rick Munarriz) این سوال را مطرح کرد که یک سهم از سهام شرکت گوگل (google) سرمایه بهتری است یا یک اونس طلا! مقایسه خاص میان این دو نوع سرمایه بسیار متفاوت، ذهن بسیاری را درگیر کرد و این مساله بسیار بحث برانگیز شد. در آن زمان قیمت یک سهم گوگل و یک اونس طلا نزدیک به 700 دلار بود. در چهارم ژانویه سال 2008، قیمت یک اونس طلا به اندازه 77/30 درصد از قیمت هر سهم گوگل پیش افتاد. چون در آن تاریخ و در بازار بورس ایالات متحده، قیمت هر اونس طلا به 19/859 دلار و قیمت هر سهم گوگل به 657 دلار رسید. در 24 ژانویه سال 2008، قیمت هر اونس طلا برای اولین بار به 900 دلار و به دنبال آن در مارس همان سال، در پی آغاز بحران اقتصادی ایالات متحده، به 1000 دلار رسید. در پایان این سال هر سهم گوگل برابر با 65/307 دلار و هر اونس طلا برابر با 866 دلار بود.

اگر فقط به سرمایه گذاری طلا دل خوش کنیم، به دلیل حساس بودن آن، ریسک را پذیرفته ایم. اما به خاطر ارزشی که این فلز دارد، باید ریسک آن را هجینگ کرد و از آنجا که این کار هزینه اضافی بر سرمایه گذار تحمیل می کند، برخی تمایل دارند سرمایه ای مشترک را برگزینند. 

تحلیل تکنیکی

سرمایه گذاران طلا مانند سهامداران، ممکن است که تصمیم گیری هایشان را منوط به تحلیل هایی نمایند که مطالعه دیاگرام، میانگین متحرک، تبادلات بازار و سیکل اقتصادی به منظور پیش بینی قیمت آینده را شامل می شود.

استفاده از اهرم 

سرمایه گذاران سرسخت موقعیت خود را با قرض گرفتن پول در مقابل دارایی های طلایشان تقویت و به نوعی اهرم می کنند و با سرمایه قرضی به خریداری مقدار بیشتری طلا اقدام می ورزند. این روش Carry Trade نامیده می شود. اهرم کردن جزو لاینفک خرید طلا و سهام شرکت های تولید کننده آن است. اهرم و Carry Trade می تواند درآمد سهام و ریسک های مربوطه را نیز افزایش دهد.

پیش فروش و پیش خرید

از آوریل سال 2001 تاکنون، قیمت طلا بر حسب دلار آمریکا بیش از سه برابر افزایش یافته است. گزارش شورای جهانی طلا در فوریه 2009 نشان داد که تقاضای طلا در نیمه دوم سال 2008 به سرعت افزایش یافته است. تقاضای طلا برای سرمایه گذاری که شامل ETF، شمش و سکه است در سال 2008 به میزان 64 درصد بیشتر از سال پیش از آن بود. 


در قرن اخیر بیشتر بحران های اقتصادی (مانند افول بزرگ، جنگ دوم جهانی، اولین و دومین بحران نفت) نسبت شاخص داو جونز به طلا را کاهش داد. این نسبت در فوریه سال 2009 به زیر 8 رسید. در شرایط بحران، سرمایه گذاران سعی می کنند با تبدیل دارایی هایشان به فلزات گرانبهایی چون مس و طلا، آنها را از خطر زوال به دور دارند.
 
آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
مقالات مربتط