دسته ها

H 02. برلیان

  • در طول دهه اول قرن بیستم، صنعت جواهرسازی دوباره احیاء شد که علت عمده آن کشف منابع جدید سنگهای قیمتی، برپایی کارخانجات جدید و روش ها و تکنیک¬های تراش جواهر بود. قوانین اجتماعی نیز تغییر کرد و قیمت جواهرات به گونه¬ای بود که عموم مردم دسترسی و توانایی خرید آنرا داشتند. تغییر نقش زنان در جا
    عقیق به رنگهای خاکی،زرد،سفید،سرخ،سبز و سیاه در طبیعت یافت می شودو از میان آنها رنگهای خاکی،زرد،سفید و سرخ کم و بیش خواص یکسانی دارند.ولی عقیق سیاه و عقیق خزه(سبز)هر کدام ویژگیهای مخصوص به خود را دارند.

    خواص عقیق سیاه:

    عقیق سیاه به همراه سنگ کریستال می تواند ما را در برابر امواج منفی حمایت کند.این سنگ در هنگام هجوم احساسات موثر واقع میشود.همچنین به حل موانع درونی و رسیدن به آگاهیهای تازه و آمدن آنها به سطح ذهن کمک میکند.عقیق سیاه تمرکز را زیاد میکند.عملکرد روده ها را آسان می کند و دارای عمل تقویت کنندگی بر روی استخوانها،ستون مهره ها و قسمت پشت می باشد.

    خواص عقیق سبز:

    عقیق سبز که معروف به خزه است،باعث اعتماد به نفس در ما میشود و قدرت ایمنی بدن را بالا میبرد.قرار دادن آن در منزل فضای دلپذیری را ایجاد می کند.عقیق سبز برای دیابت و متعادل ساختن در صد قند خون هم موثر است.در ضمن استفاده از آن در طی دوره بارداری خیلی مفید است زیرا این سنگ با زمین در ارتباط است و به فرد آرامش می دهد.


  • RFID چیست؟
    وقتی مردم علاقه بیشتری به جواهر نشان می دهند و ترجیح می دهند به جای النگوها و آویزهای ساده بیشتر به سراغ کارهایی بروند که سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی روی آن سوار است، معلوم است که تعداد جواهر فروشی ها هر روز بیشتر می شود. طلا فروشان هم جواهرفروش می شوند. 

    بعد رقابت بین جواهر فروشان به شدت افزایش می یابد و جواهر فروشان مثل این روزها ناچارند تا میتوانند جواهرات بیشتر و متنوع تری پشت ویترین های خود بچینند و ویترین های خود را بزرگتر کنند تا سهم بیشتری از بازار ببرند. تا اینجای کار مشکلی نیست. مشکل آنجا شروع می‏شود که وقتی می خواهیم طلاها را داخل ویترین بچینیم، وزنشان می کنیم و وقتی می خواهیم از توی ویترین جمعشان کنیم باز هم وزن می کنیم و می فهمیم چه قدر فروخته ایم. اما داستان جواهر فروشی خیلی فرق می کند. هر بار که کرکره را بالا می کشیم ، باید هزار قطعه را چک کنیم و وقت جمع آوری ، هر لحظه علاوه بر چک کردن نگران باشیم که اشتباه نکنیم.کدام ها را فروخته ایم؟ کدام ها گم شده است؟ اگر ما داخل جواهر فروشی نباشیم چگونه مطمئن باشیم فروشندگان چه کرده اند؟ می توانیم دائم این بررسی ها را انجام دهیم. 

    هر بررسی ما چند ساعت طول می کشد. تازه مطمئن هم نمی شویم که اشتباه نکرده ایم! یک جواهر فروشی شبیه می شود به یک انبار بزرگ که روزانه 2 تا 4 بار لازم است همه چیز در آن چک شود،گاهی اوقات به شوخی گفته می شود وقتی که بابت این کار گذاشته می شود به زیانهای احتمالی ناشی از حساب و کتاب کردن نمی ارزد. خیلی ها را می شناسیم که اصلا از صورت برداری دست برداشته اند و خیلی ها را میشناسیم که به خاطر مشکل آمارگیری کار خود را توسعه نمی دهند چون حال و حوصله دردسر های حساب و کتاب پس دادن و پس گرفتن را، به دلیل اضافه کردن فروشنده یا فروشندگان جدید ندارد. 

    اما مشکل برای بعضی از جواهر فروش ها که می خواهند مدرن تر باشند و برنامه های پیشرفته تری را برای فروش بیشتر و رضایت مشتریان به کار گیرند ،دشوار تر است. آنها طبیعتاً دوست دارند بدانند کدام یک از کارهای چیده شده در ویترین طرفدار بیشتری داشته یا در یک فاصله زمانی مشخص مثلا قبل از عید، کدام کارها بیشتر فروش رفته و تصویر آن کارها با آمار فروش و بازدیدشان به سادگی قابل بررسی باشد تا در خرید های بعدی بر اساس آن تصمیم گیری شود. 

    کمک رسید!

    و اما این مشقّت ها را تکنولوژی های جدید برطرف کرده است. تکنولوژی هایی که جواهر فروشان همیشه در ابتدا از آن ها فرار میکنند و بعد که متوجه می شوند سود خوبی برایشان دارد، به آن گرایش پیدا می کنند. امروزه تحولات دنیای تکنولوژی در عصر فناوری اطلاعات آنقدر سریع شده است که آنهایی که با روحیه های محافظه کارانه می نشینند، ببینند چه اتفاقی می افتد و دیگران چه می کنند، خیلی از قافله عقب می مانند. قبلاً، در همه جای دنیا برای فراگیر شدن یک تکنولوژی، اعم از ابزار آلات یا نرم افزار چندین سال طول می کشید. اما حالا در کمتر از چند ماه استفاده از یک وسیله فراگیر می شود. به طور مثال یک فیلم سینمایی را همزمان با آنسوی دنیا اینجا هم می بینیم یا برعکس. از زمانی که خبر آمدن یک وسیله جدید یا تکنیک جدید شنیده می شود تا مشاهده آن در کشور خودمان گاهی چند روز بیشتر نمی گذرد. 

    برای حل مشکلات قدیمی جواهر فروشان که هم قدیمی تر ها و هم تازه کارها را به دردسر انداخته، تکنولوژی راه حل هایی پیدا کرده است. این راه حل این است که ما در چند دقیقه کوتاه همه جواهراتمان را صدا کنیم یا بخواهیم ، آنها را حضور و غیاب کنیم و آنها نیز در همین زمان کوتاه گزارشی از زنده بودنشان و حاضر بودنشان بدهند و اگر خواستیم قیافه هایشان هم نشان بدهند.این حضور و غیاب را می توانیم بارها و بارها بدون آنکه ما یا آنها خسته شوند انجام دهیم. اگر فروشنده هم عوض شود یا نباشد باز هم می شود این حضور و غیاب را انجام داد. اشتباهی هم در کار نخواهد بود! در هر لحظه می توانیم بدانیم دقیقاً موجودی ما چیست. به نظر شما هیجان انگیز نیست؟! جواهر فروشان بزرگ دنیا آنقدر از این راه حلی که دانشمندان و مخترعان هدیه کرده اند به هیجان آمده اند. آنها ظرف کمتر از دو سال اخیر از این تکنولوژی آمارگیری سریع جواهرات در فروشگاه ها و گالری های خود، به گرمی استقبال کرده اند.

    جواهر فروشان دنیا استقبال کردند!

    تقریباً اکثر جواهر فروشی های معتبر سوئیس که یکی از مهدهای این تکنولوژی است و همچنین سایر جواهر فروشی های اروپا به استفاده از تکنولوژی آمارگیری سریع ماشینی روی آورده اند. اما استقبالی که از این تکنولوژی در شرق آسیا به عنوان بزرگترین پایگاه تولید تکنولوژی دنیا شده، بسیار بیشتر است. در هنگ کنگ، تایلند، هند، مالزی و ... جواهر فروشان آمارگیری را به ماشین سپرده اند. حتی در مالزی تلاش هایی با استفاده از فناوری پیشرفته در فروش جواهر آغاز شده است. وقتی خریدار یکی دو جواهر را برای نگاه کردن یا تست کردن انتخاب می کند، بلافاصله کامپیوتر کارهایی در آن محدوده را به وی پیشنهاد کند.

     گزارش اتوماتیک به صاحب جواهر فروشی داده می شود که کدام کارها را برای خرید های بعدی مد نظر قرار دهد. در امارات هم تا این حد می دانیم که جواهری داماس (Damas) خود را به این تکنولوژی مجهز کرده است. 

    همانطور که امروزه ترازوهای قدیمی، چماق برای محافظت، لامپ های میله ای هزار برای نورپردازی، دندان برای عیار سنجی و نگاه کردن الماس برای شناسایی، این روزها دیگر جواب نمی دهد، آمارگیری و اداره کردن یک جواهر فروشی و توسعه کارها بدون این تجهیزات به نظر تلاشی برای مقابله با پیشرفتهای دنیا به حساب می آید. از راحت تر شدن که بگذریم، دقت را هم که کنار بگذاریم این تکنولوژی لطف دیگری به ما می کند و آن فرصتی است که به ما میدهد تا به کسب و کارمان بیشتر فکر کنیم؛ از زندگی استفاده بیشتری کنیم؛ ساعت، فروش بیشتری داشته باشیم؛ از بقیه زودتر ویترین هایمان را آماده کنیم و دیرتر از بقیه ویترین را جمع کنیم و تا آخرین لحظات زندگی بازار و گذر مشتریان، ویترین کامل تری برای عرضه داشته باشیم. 

    چطور به این تجهیزات مجهز شویم؟

    استفاده از این تجهیزات و تکنولوژی جدید به نصب نرم افزار خاص خود در جواهر فروشی نیازمند است. بعد کافی است با تامین کننده این تجهیزات تماس بگیریم تا تعدادی تگ هوشمند (RFID Tag) و یک ریدر (سینی جواهر هوشمند)،[Reader] و یا یک دستگاه مشابه دستگاه بارکد خوان که در فروشگاه ها زنجیره ای دیده ایم باشد. تگ های کوچک هوشمند روی جواهرات نصب می شود و با هربار خواندن جواهرات توسط ریدر، گزارشی در کامپیوتر به ما ارایه می دهد، از هر آنچه موجود است! شناسنامه کارها و عکس هایشان و حتی قیمت ها به ما اعلام می شود. هرگاه مشتری یک کار را پسندید و توسط دستگاه شناسایی شد، شناسنامه آن ظاهر می شود و قیمت و مشخصات آن را میتوانیم بگوییم. یکی از حسن های این تکنولوژی این است که حتی یک نفر که تخصص نداشته باشد به راحتی می تواند به عنوان فروشنده در جواهر فروشی فعالیت کند. بدون اینکه لازم باشد شیوه محاسبه قیمت را بلد باشد و یا اطلاعات فنی و تخصصی کامل از سنگها و جواهرات داشته باشد. موقع جمع آوری کارها می دانیم دقیقاً کدام کارها فروخته شده و می توانیم عکس شان را ببینیم. حتی اگر فروشنده عوض شود یا مالک جواهر فروشی بخواهد، می تواند بلافاصله گزارش لحظه ای بگیرد که کدام کارها فروخته شده یا امانت داده شده است. یک فایده دیگر این است که وقتی مشتری دارد کارها را نگاه می کند و می خواهیم کارهای دیگری را به او پیشنهاد کنیم، لازم نیست همه را از ویترین خارج کنیم. 

    می توانیم ریدر را روی آن نگه داریم و تصویر بزرگ شده آنرا در کامپیوتر به مشتری نشان دهیم. اگر لازم شد بعد کار را از ویترین خارج کنیم. صبح برای گزارش گیری اولیه کافی است همه کارها را از روی آنتن ریدر (سینی جواهر هوشمند) حرکت داده و بعد داخل ویترین بگذاریم، یا ریدر را روی آنها حرکت دهیم. با این روش، گزارش کاملی داریم از موجودی و همین کار را هم می توانیم موقع جمع آوری کارها انجام می دهیم. ظرف کمتر از چند دقیقه برای 1000 قطعه جواهر یا بیشتر یا کمتر!! صبح می توانیم دیرتر سرکار بیاییم و زودتر از بقیه ویترینمان را بچینینم. شب ها دیرتر جمع کنیم و زودتر به بقیه زندگی برسیم. خطا را هم به صفر برسانیم و اداره جواهر فروشی را آسان تر کنیم. فروشندگان بیشتری به کار بگیریم با خیال راحت و بدون اینکه لازم باشد خیلی به حافظه خود فشار بیاوریم و دفتر و کاغذ جمع کنیم. تعداد شعب بیشتری راه بیندازیم. نمایشگاه های بیشتری را پوشش دهیم. در خیابان یا هرجای دیگر مثل جشنوارهها یا شوهای خصوصی جواهرات را به سرعت به نمایش بگذاریم و به سرعت دوباره جمع کنیم. 

    حتی میتوانیم بفهمیم کدام فروشنده چه کارهایی را در چه ساعت هایی به مشتریان نشان داده و کدام ها را در چه ساعتی فروخته است. کدام ساعتها مشتریان بیشتری میآیند و خیلی چیزهای دیگر... در ایران تا کنون 12 جواهر فروشی بزرگ این تجهیزات را نصب کرده اند و از عملکرد آن رضایت داشته اند، بقیه هم سفارش داده اند. به طور مثال برای یک جواهر فروشی با 1000 قطعه جواهر استقرار دایمی این سیستم نزدیک به 2 تا 5 میلیون هزینه برمی‏دارد. نکته مهم گارانتی و خدمات پس از فروش است.


  • «الیت» جدیدترین ساعت‌هایش را در بازار ایران عرضه كرد.
     

     بزرگترین آژانس مُدلینگ فرانسه، «الیت مدل لوك» (Elite Model Look) یا به اختصار «الیت» كه با برترین خانه‌های مُد و فشن دنیا از جمله «شنل» (Chanel)، «دیور» (Dior)، «ایو سن لورن» (Yves Saint Laurent) همكاری دارد، آخرین كالكشن ساعت‌های خود را در گالری‌های معروف ساعت تهران به نمایش گذاشته است.
    به گزارش مجید كثیری، آژانس مدلینگ «الیت» پس از بیش از 30 سال از تاسیس خود هم‌اینك در كنار مدیریت بیش از 800 مانكن مطرح در 5 قاره جهان، چندسالی است به پشتوانه برند معروف و محبوب خود در بین جوانان و علاقمندان دنیای مُد، شروع به تولید اكسسوارهایی چون ساعت، كیف، عطر و سایر اقلام لوكس نموده است كه بخش ساعت آن به «الیت مدل واچ» (Elite Models' Watch) یا «ساعت‌ مانكن‌های الیت» معروف است. این ساعت‌ها را می‌توان آخرین دستاورد و جوهره دنیای مُد و طراحی فرانسه دانست كه هم‌اینك با قیمتی مناسب در اختیار همه خانم‌های مدرن قرار گرفته است.
    نكته جالب در آخرین كالكشن ساعت‌های «الیت»، افزایش بسیار زیاد ساعت‌های با بند چرمی است كه طراحی و رنگبندی‌های متنوع آنها، انتخاب‌های بسیاری را برای علاقمندان فراهم كرده است. سایر محصولات این كالكشن نیز با بند تمام استیل عرضه شده‌اند و شیوه طراحی مینیمالیستی بكار رفته در  بسیاری از آنها باعث ایجاد جلوه‌ای مدرن و امروزی در آنها شده است.
    برای اطلاع از مراكز فروش این برند ساعت، با نمایندگی رسمی آن با شماره 33944481 تماس حاصل كنید.

  • «میناکاری» تلفیقی از هنر آتش و خاک
     

     اصفهان، کانون هنر میناکاری در ایران محسوب می‌شود و اگر سری به بازارهای اصفهان بزنی می‌توانی پرواز پرنده احساس را با چرخش قلم هنرمندان هنگام کشیدن نقش بر ظروف مینا به وضوح ببینی.


     

     اصفهان از قدیم‌الایام مهد هنرهای مختلفی بوده است اما در میان تمام آنها «میناکاری» و «قلم‌زنی» از شهرتی خاص و جهانی برخوردار است و می‌توان گفت اصفهان مهد هنر «میناکاری» محسوب می‌شود.

    «میناکاری» هنری است که سابقه‌ای 5 هزار ساله دارد و یکی از مهم‌ترین صنایع دستی اصفهان محسوب می‌شود به گونه‌ای که نقطه‌ای از بازار اصفهان نیست که نقش‌ آبی مینا بر صفحه یک بشقاب، گلدان، جام یا زیوآلات چشم‌ها را نوازش ندهد و گردشگران ایرانی و خارجی را به سوی خود نکشاند.

     


     

    امروزه این هنر بیشتر روی مس انجام می‌شود ولی می‌توان بر روی طلا و نقره نیز آن را به عمل آورد.

    رنگ «مینا» از ترکیب اکسیدهای فلزات و چند گونه نمک در مجاورت حرارت بالا ایجاد می‌شود و رنگ‌ها در طول زمان و بر اساس دما به وجود می‌آیند.

    در واقع هنر «میناکاری» ترکیبی از آتش و خاک است که با هنر نقاشی آمیخته می‌گردد و نقش‌های زیبایی را می‌آفریند که برای زیبایی بخشیدن به زیورآلات و ظروف مختلف استفاده می‌شود.

    اوج هنری این رشته در دوره سلجوقیان بوده که در آن زمان تهیه ظروف برنجی و میناکاری مرسوم بوده و این آثار به کشورهای همسایه نیز فرستاده می‌شده است.

     


     

    یکی از این نمونه‌های قدیمی باقی‌مانده از این هنر بازوبندی از طلا به همراه میناکاری‌های تزئین شده مربوط به دوران هخامنشیان است که در حال حاضر در موزه «ویکتوریا» و «آلبرت لندن» نگهداری می‌شود.

    از دیگر نمونه‌های ارزشمند این دوره «سینی آلب ارسلان» به شکل میناکاری روی نقره است و در موزه صنایع ظریفه «بوستون» نگهداری می‌شود.

    این اثر توسط استادی به نام «حسن الکاشانی» ساخته شده و نامش با خط کوفی روی آن حک شده است.

    بشقاب‌های ساسانی که در ارمنستان کشف شده و در موزه هنرهای اسلامی «برلین» و موزه «متروپولیتن» نیویورک نگهداری می‌شوند، از دیگر نمونه‌های از آثار باستانی میناکاری ایرانی هستند.

    در دوره معاصر بعد از دوره قاجار برای مدتی این هنر به فراموشی و کم فروغی همراه بود اما حضور استاد «شکرالله صنیع‌زاده» و کارگاهش که در آن هنرمندان بنامی پرورش یافتند باعث شد که این هنر دوباره به روزهای پر شکوهش باز گردد.

    از دیگر هنرمندان برجسته میناساز می‌توان به ابراهیم زرقونی، غلامحسین فیض اللهی و حسین هنردوست اشاره کرد.

     


     

    در قدیم میناکاری به دو شکل خانه‌بندی و نقاشی بوده است که در حال حاضر «مینای خانه بندی» از رونق افتاده و فقط مینای نقاشی رواج دارد و مرکز آن نیز شهر اصفهان است.

    * مینای نقاشی؛

     

    در این روش نقش‌های مینا روی لعابی شفاف شکل می‌گیرد و بدین منظور ابتدا استادی مسگریا دوات‌گر شیء مربوطه را بر اساس طرح مورد نظر بسازد و سپس استادی میناکار روی آن را لعاب سفید رنگ می‌دهد.

    مرحله لعاب دهی سه یا چهار بار انجام می‌شود و هر بار نیز چشم مورد نظر تا 700 درجه گرما می‌بیند تا رنگ لعاب ثابت شود.

    سپس نقاشی روی این جسم سفید رنگ انجام می‌شود و دوباره شی به کوره می‌رود تا در درجه‌ای در حدود 400 تا 500 درجه پخته شده و رنگ‌ها به شکل دلخواه در آیند.

     


     

    هم اکنون از رنگ‌های شیمیایی در نقاشی مینا استفاده می‌شود در حالی که در گذشته رنگ‌های به کار گرفته شده گیاهی یا معدنی بودند.

    میناسازان آثار متفاوتی را تولید می‌کنند که آنها را می‌توان در سه دسته زیر طبقه‌بندی کرد:

    1)‌ بشقاب، گلدان، کاسه و قدح، قاب‌های عکس، تابلوهای مینا که با هنرهای دیگر مانند طلاکاری، خاتم‌کاری، مینیاتور، جواهرسازی ترکیب می‌شود.

    2)‌ درها، پنجره‌ها و ضریح‌های میناکاری شده در مکان‌های مذهبی به ویژه حرم امامان شیعی.

    3)‌ اشیای تزئینی مانند جعبه‌های آرایش زنانه، جعبه‌های خاتم‌کاری و میناکاری، سرویس چای‌خوری و شربت خوری، قلیان، جعبه قرآن، زره، آیینه، قلمدان، کمربند، حباب‌های میناکاری، گلاب پاش، آلبوم عکس، انفیه‌دان، غلاف خنجر، زیور آلاتی مانند گوشواره، سینه ریز، گلوبند، انگشتر، مدال.

    انواع رنگ‌ها در میناکاری

    1)‌ رنگ‌های گیاهی که در چیت سازی هم بکار می‌رود.

    2) رنگ‌های معدنی که در نقاشی و میناکاری به کار می‌رفتند.

    3) رنگ‌های فلزی که روی شی کار می‌شود.


  • آشنایی با الماس
    در اصل همان عنصر كربن است و در سیستم مكعبی متبلور می‌شود. دوقلویی در آن بسیار دیده می‌شود. انواع جواهری آن روشن بی‌رنگ و كمی‌ آبی رنگ است و گاهی قهوه‌ای یا زرد تا سیاه رنگ نیز دیده می‌شود. یكی از انواع الماس كه به نام بورت است دارای شكل كروی و سطحی ناهموار می‌باشد و علت آن آگرگات شعاعی آن و مخفی بلور بودن آن می‌باشد. و این واژه به الماس‌های فاقد ارزش جواهری و بدرنگ یا لك‌دار (ناقص) به كار برده می‌شود. مشهورترین خصوصیت الماس سختی آن می‌باشد كه برابر ۱۰ جدول موس است. سختی الماس با جهت بلور آن متفاوت است. اگر چه كانی در مقابل سایش بسیار مقاوم است اما بلورهای آن ترد و شكننده می‌باشد. این كانی ضریب انكسار بسیار زیادی دارد و این سبب تلالوء زیبای آن در انواع زمینی این كانی می‌گردد. وزن مخصوص انواع زینتی آن ۳/۵ تا ۳/۵۲ و انواع صنعتی ۲/۹ تا ۳/۳ می‌باشد. كمی حالت چرب مانند دارد. (در سطح بریده) دارای نقطه ذوب بسیار بالا است. و در اسیدهای غیرقابل حل است. در هوا و در حرارت ۸۷۰ درجه سانتی‌گراد اكسید می‌‌گردد و می‌سوزد.

    از گذشته‌های دور تا امروز جزء گرانبهاترین سنگهای تزئینی بوده است و از اهمیت جواهر سازی زیادی برخوردار است و به علت مصارف زیاد امروزه به صورت مصنوعی ساخته می‌شود.

    تهیه الماس مصنوعی :

    الماس با شبكه اتمی فشرده و چگالی بالا پلی مورف فشار پائین نسبت به گرافیت ناپایدار است و ممكن است در فشارهای پائین به گرافیت تبدیل شود. و علت اینكه الماس و گرافیت هر دو در دما و فشار محیطی در كنار هم پایدار هستند، به دلیل این است كه واكنش تبدیل پلی‌موف كربن به یكدیگر بسیار كند صورت می‌گیرد.
    الماس
    الماس

    خواص تشخیص :
    الماس را توسط سختی زیاد "جلای الماسی" رخ مشخص و همچنین عدم انحلال در اسید و باز می‌شناسند. تشخیص الماس مصنوعی از طبیعی آسان نیست.

    پیدایش :
    الماس در نقاط متعددی یافت می‌شود این كانی به علت سختی زیاد و چگالی نسبتاً بالای آن معمولاً در نهشته‌های آواری یافت می‌شود. در بین سنگهای پریدوتیتی كه كیمبرلیت گفته می‌شود یافت می‌شود.

    كاربرد:
    در صنعت قطعات الماس برای بریدن شیشه بكار می‌رود. پودر دانه ریز الماس برای تراش و صیقلی الماس‌های بزرگ و جواهرسازی بكار می‌رود. برای بریدن سنگها و قطعات سخت از تیغه‌هایی كه از الماس است استفاده می‌شود. در روی مته حفاری از آن استفاده می‌‌شود.

    الماس به صورت جواهرات و سنگهای قیمتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. الماس مهمترین سنگ قیمتی است و ارزش آن به سختی و به تراش آن (برلیان) كه به ضریب شكست آن وبه انعكاس نور از سطوح آن بستگی دارد. بطور كلی با ارزش‌ترین نمونه‌ها آنهایی است كه فاقد ترك یا شكستگی است و بی‌رنگ و یا سفید متمایل به آبی هستند. رنگ زردی كه الماس از خود نشان می‌دهد از ارزش آن می‌‌‌كاهد. الماسهایی كه دارای سایه‌های پررنگی از سبز و آبی و زرد و قرمز به عنوان الماسهایی زیبا و پرارزش شناخته می‌شود.

     


  • آشنایی با الماس قهوه ای
     
    بسیاری از افراد، با شنیدن نام الماس، به طور ناخود آگاه الماس بیرنگی را تصور می کنند که به زیبایی تراش داده شده است ولی حقیقت این است که الماس دارای رنگ های متنوعی است. یکی از رایج ترین الماس های طبیعی الماس قهوه ای است اما بدلیل اینکه این رنگ گوهر چندان جذاب نیست اغلب برای مصارف صنعتی، مورد استفاده قرار می گیرد.به دلیل پر کاربرد بودن این گوهر در دنیای صنعت، قیمت آن همچون الماس بیرنگ بالا است.
     
    اگر پیرو اخبار جواهرات سایت آرگو بوده باشید مشاهده کرده اید که طراحان جواهرات چند وقتی است که به الماس قهوه ای هم علاقه نشان داده اند و آن را در انگشتر، ساعت و... به صورتی نگینی تراش خورده استفاده می کنند. الماس قهوه به دلیل تفاوت درصد مواد تشکیل دهنده دارای طیف رنگی خاصی است که از این میان الماس شکلاتی بشترین محبوبیت را به دست آورده است. 
     
    الماس قهوه ای به دو گونه طبیعی و گرما داده شده ، دسته بنی می شود که نوع اول را به راحتی می توان با روشهای طیف سنجی شناسایی کرد. استرالیا یکی از بزرگترین دارندگان معادن این جواهر محسوب می شود. نوع دوم که در واقع به صورت صنعتی تولید می شود ، از گرم کردن الماس در دمای بیش از 1600 درجه سانتیگراد و تحت فشار قرار دادن آن(در فشار 6-10 GPa) بوجود می آید.جالب است بدانید این روش که از سال 1999 برای تولید الماس های صنعتی کاربرد دارد، توسط محققات آمریکایی و روسی ابداع شده است.در حال حاضر شرکت های بسیاری در زمینه تجارت، تراش، تولید جواهرات و الماس های صنعتی از الماس قهوه ای فعال هستند.
     
  • آشنایی با جواهر آلات
     طلا 
    طلا بعلت آنكه فلزی بسیار نرم و چكش خـور می باشد بـاید بـا فــلزات دیگـری آمیـختـــه گـردد تــا استحكام لازم را بیابد. بغیر از طلای 24 عیار مـابقی آلیاژ طلا نامیده می گـردند. مس، نقره، نیكل و پالادیوم بــرای استحكام بیشتر و فلز روی به ایـن خـاطر بـه طـلا افــزوده میگردد تا اكسیژن هوا را جذب كــرده و از اكـسیـد شــدن مـس و نـقـره جـلوگیــری كنـــد. عـیار طلا یا همان قـیـراطدرجـه خـلوص طـــلا را مشـخـص می كند.
    طلای سفید طبیعی خاكستری روشن می بـاشد بـه هـمـین خاطر برای سفید تر جلوه دادن آن از روكش رودیوم برای پوشش استفاده می كنند. و از آنـجـایـی كه رودیــوم پــس مدتی ساییده می شود باید مجددا طلای سفید را روكش كرد. ایـن مدت 12 الی 18 ماه است.

    نقره 
    همانند طلا بسیار نرم بوده و بسرعت آسیب میبیند از این رو آن را معمولا با فلز مس تركیب می كنند تا استحكام لازم را پیدا كند. درجـه خلوص نقره را به واحدهایی از 1000 قسمت می سنجند. نقره پس از مـدتی بـخـاطـر اكسـیـدهای گوگرد موجود در هوا و یا عرق بدن دچار تیرگی می شود كـه بـاید آن را مجددا پرداخت نـــمـود. نقره استرلینگ بخاطر كیفیت ممتاز و زیبـایـش مـعـروف می باشد. درجه خلوص نقره در آن 92.5% است.

    پلاتین 
    فلزی سنگین و بسیار مقاوم می بـاشد. ایـن فـلز مـعمولا با پـالادیـوم، رودیـوم، ایـریـدیوم، مس، روتیوم و تیتانیوم آمیخته می گردد.
     

     مقایسه پلاتین و طلای سفید
    1) پلاتین سنگین تر از طلای سفید میباشد.
    2) پلاتین بطور طبیعی سفید بوده و درخشندگی و لومینانس بیشتری از طـلای سفید دارد.
    3) از طلا كمیاب تر بوده از این رو گرانبها تر از طلا میباشد
    4) پلاتین مقاومت بیشتری نسبت به كدر شدگی دارا میباشد.

     تیتانیوم
    رنگ آن سفید خاكستری می باشد. سخت ترین فلز بوده و استحكام آن 3 برابر فولاد است. اما در عین حال بسیار سبك است.به هیچ عنوان ایجاد حساسیت در پوست نمیكند. ضد خش نیز میباشد. با حرارت دادن آن و ایجاد اكسید در تیتانیوم میتوان آن را به رنگهای دلخواه در آورد.اما این رنگ كم عمق بوده و با خراشیدن از بین میرود. بنابراین باید از تیتانیوم رنگی بسیار مراقبت كرد.
     

    مقایسه تیتانیوم و طلای سفید
    1) تیتانیوم ایجاد حساسیت نكرده اما برخی از آلیاژهای طلا حساسیت زا می باشند.
    2) اندازه قطر طلای سفید را میتوان تغییر داد اما از آنجایی كه تیتانیوم را نمیتوان لحیم كاری كرد ایجاد تغییر در اندازه آن نیز میسر نمیباشد.
    3) تیتانیوم را میتوان به رنگهای گوناگون در آورد اما طلای سفید را نه.
    4) تیتانیوم ارزان قیمت تر از طلای سفید میباشد.

    مروارید
    مـروارید را بــا قــرار دادن دانـه بـسیـار ریــزی درون صـدفها كشت مـی دهـنـد. هر اندازه مروارید درشت تر و گردی آن خوش فرم تر باشد، گـران قیـمـت تـر میباشد.

    الـمـاس 
    گرانقـیمت ترین جواهر می باشد. عیـار آن بـر اســاس وزن است. هر چه الماس بزرگتر باشد گرانقیمت تر است. كیفیت الماس به 3 ویژگی دیگر بستگی دارد:
    1) نوع تراش : نـوع تــراش الماس را مشخص میكند بعبارتی دیگر درخشندگی آن را؛ مثلا برلیان نوعی از تراش الماس میباشد.
    2) وضوح : عیوب الماس مانند لـكه ها و یـا شكـافـهـای ریــز را مـشــخص میكند. هر چه الماس وضوح بیشتری داشته باشد ارزشمند تر است.
    3)رنگ : رنگ الماس از سفید شروع شده و تا سـایـه هایی از زرد و قهوه ای موجود میباشد.
     

    انواع ساختگی الماس نیز وجود دارند كه مـعـروفتریـن آن CUBIC ZIRCONIA می بــاشد. اینگونه میتوانید آن را از الماس اصل تشخیص دهید:

    1) زیركونیا %75 سنگین وزن تر از الماس میباشد.
    2) آن را جلوی دهانتان گرفته و بر آن بدمید (مانند دمیدن روی شیشه پنجره) اگر بـخــار مه مانند، فورا" ناپدید گردد الماس اصل بوده اما هرگاه اندكی طول بكشد تا از بـیـن برود الماس بدلی میباشد.

    نكاتی برای مراقبت از جواهر آلات

    1) هنگام حمام گرفتن و یا شتستشوی دست هـا، جـواهر آلات خـود را در بیاورید چون صابون سبب ایجاد لایه نازك روی جواهر آلات میگردد.2) با جواهر آلات آشپزی نكـنیـد زیـرا گـرمای شـدید و روغــن موجب صدمه زدن به نگین جواهرآلات میگردد.

    3) همواره پس از آرایش و یا عطر زدن جواهر آلات خود را به تن كنید.

    4) فلزات قیمتی را تنها با یك پارچه ویژه پرداخت و یا پارچه نمدی پاك كنـیـد زیـرا حوله و یـا پارچه به خاطر آن كـه گـرد و غبـار را در خــود دارنـد باعث خراش برداشتن جواهر آلات میگردند.

    5) جواهر آلات را از ضربه، مواد شیمیایی، نور خورشید و گرمای شدید محافظت كنید.

    6) در استخر و یا شستشوی ظروف و یا لباسها جواهر آلات خود را در بیاوریـد زیـرا كـلـر سبب تغییر رنگ و یا شل شدن نگین ها میگردد.

    7) جواهر آلات را بمنظور جلوگیری از خراشیده شدن بطور مجزا نگهداری كنید.

    8) نگهداری نقره در یك كیسه در بسته كدر شدن آن را بتعویق می انــدازد. اما هیچگاه مروارید را درون كیسه پلاستیكی قرار ندهید.

    9) بهترین روش تمیز كردن جواهر آلات استفاده از آب و صابون اندك بهمراه یـك مـسـواك نرم میباشد.


  • آشنایی با درجه بندی الماس زرد توسط GIA
     
    الماس زرد یکی از شناخته شده ترین گوهرها پس از الماس سفید است. قناری (Canary ) دیگر نامی است که برای این سنگ قیمتی مورد استفاده قرار می گیرد. در سیستم درجه بندی رنگ GIA، از حرف D تا حرف Z شامل الماس های بیرنگ تا زرد کم رنگ شده و برای الماس های رنگی درجه بندی متفاوتی اعمال می شود. الماس هایی که درجه آنها بیش از Z است با اصطلاح Fancy یاد می شوند. این اصطلاح به این معنی است که گوهر مورد نظر به اندازه ای رنگی است که باید آن را در سیستم جواهرات رنگی بررسی کرد.
     
    y-z-yellow-diamond-2
    Y-Z Yellow Diamond
    w-x-yellow-diamond
    W-X Yellow Diamond
    u-v-yellow-diamond
    U-V Yellow Diamond
    s-t-yellow-diamond
    S-T Yellow Diamond

    باید در زمان استفاده از اصطلاحات در زمینه رنگ دقت زیادی داشت. زیرا در صنعت سنگ های قیمتی، رنگ نقش بسیار مهمی دارد و یک اشتباه کوچک در اصطلاح می تواند تفاوت چند هزار دلاری به وجود آورد. در دسته Fancy های زرد (Fancy Yellow) چهار درجه به شرح زیر وجود دارد.
    1. Fancy زرد کمرنگ (Fancy Light Yellow)
    2. Fancy زرد (Fancy Yellow)
    3. Fancy زرد پر رنگ (Fancy Intense Yellow)
    4. Fancy کاملاً زرد (Fancy Vivid Yellow)


    Fancy Vivid Yellow Diamond

    Fancy Intense Yellow Diamond

    Fancy Yellow Diamond

    Fancy Light Yellow Diamond
    fancy-vivid-yellow-diamonds
    fancy-intense-yellow-diamond
    fancy-yellow-diamonds
    fancy-light-yellow-diamonds




    با افزایش شدت رنگ زرد در الماس به علت کمیابی، قیمت آن افزایش می یابد. در واقع الماس های Fancy Vivid Yellow آنقدر کمیاب هستند که از نظر قیمتی در محدوده الماس های صورتی و الماس های آبی قرار می گیرد. یکی از بهترین راه های تشخیص رنگ، مشاهده گزارش GIA است. زیرا GIA دارای آزمایشگاه های مستقل بوده که در آن به وسیله بهترین دستگاه های گوهرشناسی و با استفاده از استاندارد های جهانی گوهر را از لحاظ کیفیت و رنگ دسته بندی می کنند. در نتیجه هنگام خرید الماس های رنگی بدون گزارش GIA با دقت عمل کنید زیرا رنگ جواهر یکی از مهمترین عوامل در خصوص تعیین قیمت محسوب می شود.
  • آشنایی با گوهر زیرکن (zircon)
    زیرکن(zircon) ماده ای معدنی متعلق به گروه نسوسیلیکیت ها (nesosilicate) است و دارای نام شیمیای سیلیکات زیرکونیوم (zirconium silicate) با فرمول ZrSiO4 است. این ماده از 67.2 درصد اکسید زیرکونیوم (ZrO2) و 32.8 درصد اکسید سیلیسیم (SiO2) تشکیل شده اس،ت ولی اغلب دارای ناخالصی هافمینیوم (HFO2 ) می باشند. زیرکن در بسیاری از نقاط پوسته زمین یافت می شود ولی قطعات بزرگ آن کمیاب هستند.

    جالب است بدانید که زیرکن جز گوهر های بسیار قدیمی به حساب می آید و قدیمی ترین نوع آن در استرالیا یافت شده است که قدمت 4.4 میلیارد ساله دارد. بسیاری از جواهرشناسان و تاریخ نویسان معتقدند زیرکن نامی است که ریشه پارسی دارد. درواقع این نام در ابتدا زرگون به معنای شبیه به طلا بوده، که به گوهرهای زرد رنگ این ماده اطلاق می شده است. پس از آن در بین اعراب به زرقون شهرت یافت و با چرخش در بین زبان های مختلف نام زیرکن گرفت.

    مشخصات کلی
    از ویژگی های بارز زیرکن می توان به شکنندگی زیاد این ماده اشاره کرد. این گوهر به راحتی زیر فشار یا تحت ضربه خرد می شود ولی به دلیل خواص بصری جالب خود، مورد استفاده قرار می گیرد.(گوهر زیرکن دارای یکی از بالاترین ضریب های شکست نور است، نور را در خود پخش می کند و بسیار درخشنده به نظر می رسد.) سختی موس این سنگ قیمتی بین 6.5 تا 7.5 است. این سنگ در معادن برمه، تایلند، سریلانکا، کامبوج، ویتنام، نیجریه، استرالیا، برزیل، تانزانیا و فرانسه یافت می شود.

    رنگ
    این سنگ قیمتی رنگ های طبیعی مختلفی دارد که شامل طلایی، قرمز، قهوه ای، آبی و سبز است، ولی نوع بیرنگ آن هم وجود دارد که به دلیل کیفیت بالا جایگزینی محبوب و رایج برای الماس محسوب می شود. نوع بیرنگ زیرکن را Matura diamond نیز می نامند. امروزه بسیاری از جواهرسازان زیرکن بی رنگ را تراش برلیان می دهند و جای برلیان به مشتریان می فروشند.

    روش بهبود گوهر
    اغلب اوقات انواع زیرکن های قهوه ای که در جنوب آسیا یافت می شوند به روش گرمادهی بهبود می یابند. این دما بین 800 تا 1000 درجه سانتیگراد است. ولی در مورد زیرکن های آبی و بیرنگ به دلیل اینکه غالباً پایدار نیستند نمی توان از این روش استفاده کرد. در نتیجه برای این گوهر ها از اشعه ماورا بنفش و نور خورشید برای بهبود استفاده می شود.
    ا
  • آشنایی کلی با الماسهای مصنوعی و تولید آن به روش سی وی دی
    پس از اینکه در قرن هیجدهم میلادی دانشمندان پی بردند که ساختار شیمیایی الماس همان کربن است، بیشتر از 150سال طول کشید تا موفق به ساخت نوع مصنوعی آن شدند.
    تا کنون دو روش اصلی وچند روش فرعی  برای ساخت الماس مصنوعی اختراع شده است .
    روش HPHT  که در فشار و درجه حرارت بالا انجام می گیرد و شرایط فرایند تقریبا مشابه شرایط تشکیل الماس طبیعی در اعماق زمین است.
    روش CVD که به صورت رسوب گذاری الماس در فاز بخار انجام می شود و روش جدید تری است.

    مقدمه:
    در سال 1796دانشمندان موفق شدند ساختار شیمیایی الماس را کشف کرده و پس از آن به شرایط تشکیل آن در دل زمین پی بردند. تلاشهای زیادی صورت گرفت تا اینکه پس سالیان دراز ساخت الماس مصنوعی محقق شد.

    روشی که طی آن الماس مصنوعی بدست آمد الهام گرفته از طبیعت و با استفاده از فشار و درجه حرارت بالاست ، که اصطلاحاً به آنHPHT گفته می شود .
    نزدیک به سه دهه است که از روش دیگری به نام رسوب گذاری شیمیایی الماس در فاز بخار CVD برای تولید الماس مصنوعی استفاده می شود.
    محصولاتی که از هر کدام از این روشها بدست می آید ویژگیهای متفاوت و کاربردهای مخصوص خودشان را دارند.

    برای درک بهتر سیر مراحل تحقیقاتی و تولید الماس با روش CVDچندین مقاله و همچنین مطالب منتشره کارخانه ها و شرکت های سازنده اینگونه الماسها مطالعه گردید و مقاله حاضر نتیجه بررسی و جمع بندی این مطالب می باشد.

    سالیان درازی است که الماس در قلب و فکر دانشمندان و عامه مردم جای گرفته است . برای برخی افراد واژه الماس یک تصویر جادویی از سنگ جواهر است که درخشندگی ، توانگری و موقعیت به همراه دارد و به دلیل ویژگیهای فراوان و منحصر به فردش آن را برای دانشمندان پر ابهت و برانگیزاننده احساسات معرفی می نماید.
    بزرگترین و بهترین سختی بین مواد مربوط به الماس است ، پایین ترین ضریب انبساط حرارتی ، خنثی بودن در برابر مواد شیمیایی ، مقاوم در برابر سایش ، هدایت حرارتی بالا و ........ از جمله این ویژگیهاست.

    تعجبی ندارد که با داشتن این ویژگیها ، کاربرد های بسیار زیاد ، متفاوت و حتی متضادی از الماس وجود دارد .
    ضمن اینکه کاربرد عام آن مصرف جواهر است ولی به عنوان پوششهای مقاوم به سایش در ابزارهای برشی و سایشی ، سمباده ، الکترودهای شیمیایی ، تجهیزات الکترونیکی و نوری استفاده می شود.

    با توجه به عدم یکنواختی هر کدام از این ویژگیها در الماسهای طبیعی ، کمیابی و گران بودن آنها ، دانشمندان را بر آن داشت تا نسبت به تحقیق و تولید الماسهای مصنوعی اقدام کنند.
    در سال 1796 دانشمندان پی بردند که الماس از کربن ساخته شده است. بیشتر از 150 سال طول کشید تا روش ساخت الماس مصنوعی اختراع شد ولی اطلاعات آن منتشر نشد تا اینکه در سال 1950 و تقریبا همزمان شرکت جنرال الکتریک امریکا و شرکت سویدی ASEA موفق به تولید الماس مصنوعی با استفاده از روش HPHT شدند.
    گرچه بیشتر الماسهایی که با این روش تولید می شوند زرد رنگ بودند ولی در سالهای اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای انجام شده و الماسهای بیرنگ ، آبی ، سبز ، نارنجی و صورتی تولید شده است .

    تولید الماس با روش CVD
    به دلیل نیاز روز افزون بشر به الماس و پیشرفت فناوری ، روشی جدید برای تولید الماس مصنوعی اختراع شد . در این روش پوششی از الماس بر سطح هسته )زیر لایه( رسوب می کند .

    در سال 1980 انستیتو ملی تحقیق مواد معدنی ژاپن گزارش کرد که با استفاده از روش رسوب گذاری موفق شدند لایه بسیار نازکی از الماس با سرعت بیشتر از یک میکرون در ساعت بر سطح هسته ای رشد دهند .

    اواخر همین سال شرکت De Beerکه بیش از 80% تجارت الماس جهان را در اختیار دارد ، موفق به تولید الماس مصنوعی با همین روش شد.
    در این فرایند از تکنیک ها و مواد اولیه متفاوتی استفاده می شود ولی ماده اولیه رایج متان است که به عنوان منبع تامین کربن و هیدروژن به عنوان فعال کننده گازی بکار می رود. برای تامین انرژی از المنت های حرارتی ، شعله ، پرتو میکروویو و....... استفاده می شود .

    برای انجام واکنش ابتدا مخلوط گازی از متان و هیدروژن به نسبت 1-2% متان و 98-99% هیدروژن به صورت مداوم وارد راکتور می شود . دمای راکتور در 1270-1670 درجه سانتیگراد کنترل می شود . نتیجه واکنش تشکیل آرام و پیوسته لایه ای نازک از الماس بر سطح هسته است .

    سرعت رشد رسوب گذاری الماس بر این سطح متفاوت بوده و به نوع انرژی حرارتی بستگی دارد . هر قدر سرعت رسوب گذاری بیشتر شود از کیفیت محصول نهایی کاسته می شود ، بنابراین فرایند رشد طوری کنترل می شود که هم سرعت رشد مناسب و هم کیفیت بهینه باشد ، که در این صورت از نظر اقتصادی ، تولید مقرون به صرفه خواهد بود.
    مشخص شده است که با استفاده از المنت حرارتی سرعت رشد 0.1-10 میکرومتر )هر میلیمتر 1000میکرومتر است( بر ساعت خواهد بود و اگر از شعله به عنوان منبع تامین انرژی استفاده کنند سرعت رشد تا 100 میکرومتر بر ساعت خواهد رسید ، ولی کیفیت خوبی بدست نخواهد آمد .

    برای رفع این مشکل و ایجاد تعادل بین سرعت رشد و کیفیت ، تحقیقات زیادی صورت گرفت تا اینکه پی بردند که پرتو میکروویو ضمن اینکه انرژی لازم را تامین می کند فرایند رسوب گذاری را یکنواخت و سرعت آن را افزایش خواهد داد .

    با توجه به اینکه گرافیت نیز همان کربن است و از لحاظ ترمودینامیکی شکل پایدار آن است ، بنابراین همزمان با تشکیل الماس این ماده نیز ساخته می شود ولی وجود آن در الماس ناخالصی تلقی می شود .

    هیدروژن دو نقش تعیین کننده در فرایند ایفا می کند .

    1) فعال کننده گازی است و رادیکالهای فعال متیل را ایجاد می کند ، که می توانند در سطح هسته پراکنده شده و پیوندهای c-c را شکل داده و شبکه الماس را گسترش دهند .
    2) از ایجاد سطوح گرافیتی جلوگیری می کند.

    یکی از مشکلات این فرایند مکانیسم رشد غیر یکنواخت الماس بر سطح هسته است و دلیل آن متفاوت بودن جنس هسته و الماسی است که بر سطح آن می نشیند. پس از مطاله و آزمونهای فراوان به این نتیجه رسیدند که سوهان کاری مقدماتی سطح هسته قبل از قرار دادن آن در راکتور هم باعث رسوب گذاری یکنواخت و هم در بهبود سرعت رشد موثر است. سوهان کاری یا پولیش توسط پودر الماس به صورت مکانیکی و یا همزن اولتراسونیک انجام می شود.
    بعضی مواقع برای انجام آن از بمباران یونی استفاده می شود .

    ساختار سطح تولید شده در فرایند CVD شدیدا به نسبت گاز مخلوط و درجه حرارت هسته بستگی دارد . اگر غلظت نسبی گاز متان در مخلوط گاز و یا درجه حرارت زیاد شود ، کیفیت سطح الماس ایجاد شده منظم نخواهد بود .

    با توجه به اینکه فرایند رشد در حرارت بالا انجام می شود ، بنابراین نقطه ذوب هسته باید بالاتر از این دما )دمای راکتور( باشد تا ذوب نگردد. معمولا از سیلیسیوم به عنوان هسته استفاده می شود ،ولی  عناصری مانند ،مولیبدن و تنگستن نیز بکار می روند .

    نتیجه گیری
    یری الماس ماده منحصر به فردی است با ویژگیهای زیاد که نمی توان آنها را از نظر دور داشت . رشد این ماده با روش CVD ما را قادر می سازد که کنترل های دقیقتر و بهتری داشته باشیم تا محصولاتی با کیفیت مناسب برای مصارف گوناگون بدست آوریم .

    شبکه محکم آن باعث استفاده در ابزارهای سایشی و برشی شده ، از خاصیت انتقال صوت و مقاومت آن  در مقابل پرتوها ، در تجهیزات مربوط به آشکارسازها استفاده می شود .
    خاصیت انتقال انرژی جنبشی و کوانتوم الماس ، به طور استثنایی این ماده را هادی حرارت نموده است .
    استحکام آن برای ساخت دریچه در تجهیزات میکروویو مناسب است . شفافیتی که در محدوده وسیعی از طول موجهای دارد ، از نظر تکنیکی آن را جذاب و بینهایت مفید کرده است.


  • آموزش قدم به قدم جواهر سازی
     

    - الوم ALUM

    نمک معدنی رنگی که در رنگ‌آمیزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.کریستال‌های خشکی که در آب گرم حل می‌شوند، محلول شورمزه‌ای را از خود باقی می‌گذارند که برای استفاده در منزل مناسب هستند. این محلول را می‌توان از دراگ‌استورها و داروخانه‌ها تهیه کرد.

     - افزایش میزان استحکام فلز”تابیدن“ ANNEALING

    روند و پروسه گرم و سردسازی فلزات تحت درجه حرارت معین به منظور افزایش قابلیت چکش‌خواری و ساخت که موجب استحکام فلز می‌شود.

    -  برقراری تعادل BALANCING

    قبل از لحیم کردن شکاف یا نافذ موجود، دو قسمت مورد نظر جواهر باید در آغاز به گونه‌ای در کنار یکدیگر واقع شوند که به هنگام حرارت دیدن از یکدیگر جدا شوند. اقدام مزبور را برقراری تعادل می‌نامند.

    -  چکش بال‌پین BALLPEIN HAMMER

    چکش فولادی سنگین‌وزنی است که یک طرف آن مدور و سمت دیگر صاف است.

    -  فلزات پایه BASE METALS

    فلزاتی هستند که شامل آهن نمی‌شوند. فلزاتی همانند مس و برنج را می‌توان در این طبقه قرار داد. این گونه فلزات به وفور یافت می‌شوند.

     - بزل ”دیوارکوب“ BEZEL

    منظور از Bezel سبک ساده‌ای از مخراج‌کاری یا ”ستینگsetting“ است که در آن از نوار باریکی استفاده می‌شود که دور سنگ قرار گرفته و با راندن آن به سمت لبه و حاشیه بالا، موجب می‌شود سنگ در جای خود باقی بماند.

     - سیم‌پیچیBINDING WIRE

    در لحیم‌کاری، منافذ و درزهای سنگ توسط سیم مسدود می‌شود. این گونه سیم‌ها در ابعاد و اندازه‌های مختلف در دسترس هستند.

    -  بوراکس BORAX

    مخلوط گدازآوری که از سوی جواهرسازان کاربرد داشته و معمولاً در قالب مخروطی سه بعدی موجود است و باید در ظرف‌های کوچک سفالین با آب مخلوط شده تا محلول مورد نظر به وجود آید.

    -  بوف یا پرداخت‌کاری BUFF

    عملکرد مزبور به چرخ‌های پولیش ارتباط دارد که با ترکیباتی مانند” تریپولیTripoli“ یا ”رژRouge“ همراه است.

    - بوف استیک BUFF STICK

    منظور از اصطلاح مزبور قطعاتی از چوب در اشکال مختلف است که برای از میان بردن علائم و آثار ناشی از سوهان‌کاری و خراشیدگی‌هایی که توسط فلز ایجاد شده بدنه آن با کاغذ صیقل‌دهنده پوشانیده می‌شود.

    -  صیقل‌دهنده BURNISHER

    ابزاری کوچک، فولادی، باریک و بسیار ظریف است که برای سائیدن فلز استفاده می‌شود و بدین طریق محصول نهایی پولیش‌یافته‌ای عرضه می‌شود.

    -  پروانه یا باترفلای BUTTERFLY

    ابزاری کوچک و حلقوی شکل که پشت گوشواره لغزیده و آن را در جای خود نگاه می‌دارد.

     - کابوشن CABOCHON

    اصطلاح مزبور در توصیف تراش سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی کاربرد دارد که معمولاً قسمت بالای سنگ گنبدی شکل بوده و پشت سنگ صاف است.

    -  ریخته‌گری CASTING

    پروسه انباشته‌سازی قالب‌ها از فلز ذوب شده به منظور تکثیر قطعات جواهر را ریخته‌گری می‌نامند. عموماً نمونه‌های معمول شامل ریخته‌گری به شیوه ”کاتل فیشCuttlefish“ و ”لاست واکس Lost wax “می‌شوند. ریخته‌گری ”لاست واکس“ معمولاً توسط جواهرسازان استفاده می‌شود که تکثیر طرح‌های تجاری و گرانقیمت را مدنظر دارند. برای انجام این فعالیت ریخته‌گران ماهر به این کار گمارده می‌شوند.

    -  سوزن کاتر COTTER PIN

    سوزن فلز و تاشو کاتر در انجام لحیم‌کاری‌های سخت کاربرد می‌یابد.

     - دومینگ یا ساخت گنبدی DOMING

    پروسه منحنی‌سازی ورقه فلز که در ساخت منجوق یا مهره‌های توخالی به کار گرفته می‌شود را اصطلاحاً ”دومینگ“ گویند.

    -  صفحه رسم DRAW PLATE

    صفحه‌ای فولادی حاوی منافذی درجه‌بندی شده و قالبی است که از درون آنها سیمی کشیده شده تا از ضخامت صفحه کاسته و نمای آن را تغییر دهد.

    -  انبردست رسم DRAW TONGS

    انبردست‌هایی بزرگ حاوی گیره‌هایی دندانه‌ای شکل هستند که برای گرفتن سیم به هنگام ورود به صفحه سیم استفاده می‌شود.

    - چکش‌خواری یا قابلیت انعطاف DUCTILITY

    توانایی تبدیل فلز به سیم را قابلیت چکش‌خواری فلز نامند.

    - تراش FACET

    سطوح صاف و صیقلی سنگ‌های قیمتی تحت تأثیر تراش جلا و درخشش طبیعی ویژه‌ای می‌یابند.

    -  یافته‌ها FINDINGS

    منظور از یافته‌ها، مجموعه اطلاعاتی است که درباره سنجاق‌ها، گیره‌ها، قفل و چفت‌های مربوط به گوش و دیگر ابزار ساخت جواهرات جمع‌آوری شده است .

    - ابزار ساخت -Materials

    قابل استفاده‌ترین ابزار ساخت جواهر بدون تردید “ فلز” است. قابلیت چکش‌خواری، قدرت، زیبایی و دوام آن شرایط ایده‌آلی را برای کار فراهم نموده‌است. دیگر ابزار مفید شامل مهره‌ها یا “ بیدهاBeads “ ‌و سنگ‌ها است.

     - فلزات پایه و فلزات گرانبها

    منظور از فلزات پایه، فلزاتی است که در آنها آهنی وجود ندارد و به‌وفور در دسترس و تا‌حدودی ارزان‌ قیمت نیز هستند. انتخاب فلز مورد نظر تا حدود زیادی به خصوصیات آن مانند رنگ و وزن بستگی دارد.با توجه به برخی موارد استثنایی به‌خصوص آلومینیم، پروژه‌های پیشنهادی را می‌توان با استفاده از هر نوع فلز پایه‌ای ساخت.

    زمانی که به تکنیک‌های ساخت جواهر اعتماد پیدا می‌کنید و در واقع اطمینان شما نسبت به آنها بیشتر می‌شود، بدون شک کار‌برد فلزات گرانبها گام بعدی‌تان خواهدبود. فلزات با ارزش، فلزات نادر و کمیابی هستند که در برابر اکسیداسیون و فرسایش مقاومند و به‌علت راحتی اره و سوهان‌کاری و همچنین جوشکاری تمیزتر، قابلیت انعطاف و تبدیل شدن آن به اشکال مختلف بیشاز فلزات دیگر طرفدار دارد.

    تنها مانع کاربرد این‌گونه فلزات قیمت گزاف آنها یا خرید مواد خام است. برنامه‌ریزی دقیق به‌منظور اجتناب از اتلاف مواد موجود و جمع‌آوری خرده‌ها و ذرات آن برای کسب نقدینگی و رفع معضل مذکور توصیه می‌شود.

    تمامی فلزات به صورت ورقه، کلاف‌های سیمی و لوله‌ها و میله‌هایی در اشکال مختلف فروخته می‌شوند. فلزات گرانبها بر اساس وزن به فروش می‌رسند و هزینه آنها بر اساس نوسانات قیمت بازار روزانه کالا متغیر است. فلزات را می‌توان به صورت ورقه به اشکال مختلف لوله‌ای یا میله‌ای و سیمی خریداری کرد.

     - اندازه‌گیری

    فلزات بر حسب اندازه‌گیری‌های مبتنی بر مقیاس سنجش، امپریال و متریک به فروش رسیده یا مورد استفاده قرار می‌گیرند. بسیاری از اندازه‌گیری کاربردی در ساخت جواهرات بسیار خرد و کوچک هستند. با این وجود مقادیر مزبور برای دستیابی به نتیجه‌ای رضایت‌بخش ضروری قلمداد می شوند. در طی چند دههِ گذشته تولیدکنندگان و جواهرسازان اقدام به استاندارد نمودن اندازه‌گیری‌ها برحسب سیستم متریک نموده‌اند، زیرا دقیق‌ترین شیوهِ اندازه‌گیری به‌شمار می‌آید.

    -  یافته‌ها و نتایج به‌دست آمده

    مؤلفه‌ها و اجزاء تشکیل دهنده جواهرات تحت عنوان " یافته‌ها" مطرح می‌شوند و مـی‌تـواننـد شـامـل هـر شی‌ای خواه تـیـــــرک‌هـــــای ســـــاده گــــوش Earposts کــه بـرای تـزئیـن گوشواره به‌کار برده می‌شوند خـواه عملیـات پیچیـده نصب مـختـص بـه حلقـه‌های الماس نشان، به‌شوند. جواهر‌ساز مبتدی ایــن امـکــان را دارد تـا قطعـات آماده‌ای را برای طرح‌هایش تهیه نماید. زنجیرهای زیبا‌،‌ حلقه‌ها و گیره‌ها، به اشکال مختلف و به وفور در دسترس قرار دارند و خرید آنها بیش از ساختن، به صرفهاست.

    -  سنگ‌ها و منجوق‌ها

    ترکیب رنگ و بافت دیگر مواد با فلز همواره یکی از دلپذیر‌ترین اقدامات در قلمرو جواهر‌سازی محسوب می‌شده است. به‌کارگیری سنگ‌های نیمه‌قیمتی و قیمتی هر دو کارکردی مهیج، جالب و مثمرثمر به‌شمار می‌آیند.

    امکان خرید اینگونه اقلام چه به‌صورت منجوق یا مهره‌هایی سوراخ شده برای به بند کشیدن، یا در قالب سنگ‌های منحصر به فردی که صاف و صیقلی ( کابوشن ) جلوه می‌کنند و یا به منظور افزایش درجه شفافیت طبیعی تراش یافته‌اند،‌ وجود دارد. سنگ‌های کابوشن ساده‌ترین نمونه سنگ بوده و برای فرد مبتدی در آغاز کار مناسب است


  • آموزش قدم به قدم جواهر سازی 2
     

    - رسم خطوط صافDraw Straight Lines

    ۱) از اسکرایب Scribe یا خط‌کش استیل برای رسم خطوط صاف و مستقیم استفاده کنید. اسکرایب را طوری در دست نگاه‌دارید که نوک آن در مقابل خط‌کش قرار گیرد و سپس خط را رسم کنید.

    ۲) از ابزار مربع شکل برای نشانه‌گذاری زوایای قائمه سود جویید، به‌طوری‌که کاملا بر روی لبه صفحه فلز قرار گیرد. مربع و فلز را به هنگام رسم خط در یک‌ دست گرفته و اسکرایب در دست دیگر شما باشد.

    ۳) برای مشخص ساختن مقیاس پرگار دو لبه آن را روی قسمت کناری و حاشیه‌ای ”خط‌کش استیل“‌ قرار داده و آن را بر طبق درجات اندازه‌گیری شده تنظیم کنید. سپس پرگار را به یک سمت بکشانید تا تقسیمات خط‌کش را دقیق‌تر مشاهده نمایید.

    ۴) از پرگار برای رسم خطوط موازی و علامت‌گذاری اندازه‌گیری‌های تکراری استفاده کنید. پرگار را طوری در دست نگاه دارید تا حالت زاویه‌داری داشته باشد و صاف به‌نظر نرسد. این اقدام مشاهده رسم خطوط را به‌صورت واضح میسر می‌سازد و کنترل بیشتر آن را فراهم می‌آورد.

     رسم خطوط مدور و دایرهDrawing Circles

    ۱) مرکز دایره ورقه فلزی را به آرامی با چکش علامت‌گذاری کنید و به‌طوری‌که با اثر ایجاد شده توسط آن نیز هماهنگی داشته‌باشد. ضربه نباید سخت و شدید باشد که موجب خرابی فلز شود. ورقه فلز را روی یک قطعه کاغذ قرار دهید.

    ۲( پرگار را بر حسب اندازه‌گیری شعاع تنظیم نمایید (رسم خطوط صاف در مرحله سوم را مشاهده کنید). یکی از نقاط پرگار را برروی علامت مرکزی قرار دهید، سپس برای مشاهده واضح فلز آن را اندکی کج کنید. پرگار را محکم در جای خود نگه‌داشته و ورقه را برای درست کردن یک دایره را برگردانید. این عمل راحت‌تر از برگرداندن یا چرخاندن پرگار است.

     انتقال طرح Transferring Design

    شیوه (1 کاربرد کاغذ رسمMethod ۱_ Using Tracing Paper

    شیوه‌های مختلفی برای انتقال طرح‌های پیچیده برروی فلز قبل از برش آنها وجود دارد. پس از رسم طرح روی ورق یکی از تکنیک‌های زیر را به‌کار گیرید. در روش‌های ۱ و۲ دست باید ثابت باشد و روش ۳ نیازمند صبر و تحمل بیشتری است،‌ اما برای کسانی که دستشان آرام نیست و مدام در حال حرکت است مناسب به‌نظر می‌رسد.

    1) در آغاز یک برگه از کاغذ رسم را روی طرح قرار داده و آن را روی ورق منعکس کنید. در این کار از یک مداد محکم یا بسیار ظریف استفاده کنید. هر چقدر خطوط ظریف‌تر باشد، نتیجه کار دقیق‌تر خواهد‌‌بود.

    (2 ورقه رسم را مرتب سازید و لبه‌های آن را صاف کنید به‌طوری‌که دور حاشیه طرح ورقه اضافی کمتری باقی بماند. شکل را با قیچی از کاغذ جدا نسازید و آن را نبرید.

    ۳( ورقه‌ای نازک از کاغذ را به سمت دیگر آن بچسبانید تا روی فلز قرار گیرد. سپس اجازه دهید هر دو خشک شوند و محکم به یکدیگر متصل شوند.

    ۴( لبه صاف خط‌کش را در امتداد طرح قرار دهید تا هر گونه چروک ایجاد شده از میان برود.

    ۵( اطراف طرح را ببرید (تکنیک ۲) تا دو قسمت اصلی آن شکل واقعی خود را بیابند. سعی کنید قبل از برداشتن و جداسازی کاغذ نازک، عمل بریدن و سوهان‌کاری را انجام دهید. این اقدام راهنمایی اقدامات بعدی شما محسوب می‌شود. ورقه را با ابزار بلند کنند. پولیش ناخن برداشته، همچنین می‌توانید آن را با شعله ملایمی بسوزانید.

     استفاده از کاغذ کربنMethod ۲_ Ussing Carbon Paper

    پس از تمیز کردن فلز با کاغذ سمباده، به کمک قطعه‌ای از خمیر مدل سطح را ماساژ دهید. این عمل مواد روغنی را از خود به‌جا می‌گذارد. یک ورقه کاغذ کربن را روی فلز بگذارید و سپس طرح خود را روی ورقه کربن قرار دهید. به کمک نوار ماسک هر دو را محکم سازید تا مانع از لیز خوردن آنها شود.

    ۲- از مواد نوک تیز یا اسکرایب برای رسم محکم روی طرح استفاده کنید. فشار دست شما در هر حالت یکسان باشد و هیچ قسمتی از طرح جا نیافتد


  • آنچه باید در مورد موسسه GIA بدانی
     
    GIA چیست؟
    GIA یا موسسه گوهرشناسی آمریکا (Gemological Institute of America) مهمترین سازمان شناخته شده در زمینه الماس، سنگ های قیمتی و مروارید است. GIAبه منظور حمایت از صنعت گوهر شناسی بوجود آمده و در زمینه هایی مانند آموزش، تحقیق، آزمایش و تعیین کیفیت سنگ هایی قیمتی فعالیت می کند. یکی از مهمترین فعالیت این موسسه، تعیین ارزش سنگها و جواهرات با استفاده از ابزارات دقیق و دانش بروز است این کار باعث می شود خریداران و فروشندگان به راحتی تجارت کنند.
     
    اطمینان عمومی
    یکی از ماموریت های موسسه غیر انتفایی GIA جلب اعتماد افراد است. این موسسه سعی دارد با بالا نگاه داشتن استانداردها از جمله صداقت، بروز نگاه داشتن دانش موسسه، خدمات آزمایشگاهی و توسعه ابزار، اعتبار خود را نزد مشتریان نگاه دارد. GIA با این فرهنگ سازمانی توانسته است نقش رهبر بین موسسات مشابه داشته باشد.
     
    تاریخچه
    در تاریخ 15 فوریه 1931 رابرت ام شیپلی (Robert M. Shipley) که یک خرده فروش طلا و جواهرات بود تصمیم مهمی گرفت. وی با استفاده از پس انداز خود موسسه گوهرشناسی آمریکا را افتتاح کرد. زیرا می دانست که اکثر جواهر فروشان آن زمان اطلاعات کمی درباره سنگ های قیمتی و تجارت دارند. شیپلی با هدف حرفه ای کردن صنعت جواهرشناسی از طریق آموزش، تحقیق و گوهرشناسی توسط ابراز دقیق این موسسه را افتتاح کرد.
     
    آموزش
    GIA موسسه ای است که در بسیاری از نقاط جهان دوره های آموزش گوهر شناسی و جواهرشناسی برپا می کند. دیپلم این موسسه Graduate Gemologist نام دارد که به آن G.G. diploma میگویند. تمرکز این دیپلم بر روی شناسایی و درجه بندی سنگ های قیمتی است که بالاترین گواهی نامه صنعتی این موسسه محسوب می شود.
     
    اکتشاف ها و نوآوری ها
    موسسه GIA رهبر تحقیقات جهانی گوهرشناسی محسوب می شود و از یافته های خود درجهت حمایت از مصرف کننده استفاده می نماید. متخصصان توسط دستگاه های پیشرفته، سالانه هزاران نمونه را آزمایش می کنند. هر سال مقدار زیادی از مصنوعات و فرآیند های جدید مصنوعی وارد بازار جواهرات می شود که GIA به شناسایی آنها مبادرت می ورزد.
     
    GIA تولید کننده ابزارهای گوهرشناسی است که توسط بسیاری از جواهرسازان و جواهرشناسان در سراسر دنیا استفاده می شود.
     
  • ابزار آلات تست و شناسایی جواهرات
    کارخانه Presidium قدیمی ترین شرکتی است که دقیق ترین ابزار آلات تست و شناسایی جواهرات را می سازد . دستگاه های این کارخانه به تایید موسسه GIA آمریکا رسیده است .آقای حامد اتحادی نماینده ی رسمی شرکت Presidium در ایران می باشد و کلیه دستگاه ها با مهر و امضا و گارانتی 1 ساله به فروش می رسند.

     

    MULTI TESTER

     


     

    دقیق ترین دستگاه شناخت الماس از سنگ های تقلبی دیگر مثل شیشه ، زیرکون و مویزانایت می باشد.



     

    PGT / CSE

     

     


     

    پرفروش ترین دستگاه Tester حرارتی سنگها در دنیا

    کلیه کانی های قیمتی و نیمه قیمتی براساس بافت کریستالی و آرایش مولکولی انتقال حرارت متفاوتی دارند و به همین علت با اندازه گیری د قیق انتقال حرارت می توان نوع کانی را تشخیص داد.این دستگاه با استفاده از Probe دقیق ، میزان انتقال حرارت در کانی های مختلف  را اندازه می گیرد و اسم کانی مذبور را در نمایشگر نشان میدهد.

     

     

     



     

     

    PRM

     


     

    دستگاه اندازه گیری انعکاس نور

    اين دستگاه به صورت ديجيتالي نور سيموله شده را بر روي کاني مي تاباند.کاني مورد نظر براساس ميزان جلاي سطحي، مقداري از نور را جذب و بقيه را آن را بازتاب مي دهد. اين دستگاه ميزان بازتاب آنرا به صورت ديجيتالي اندازه گيري مي کند سپس با استفاده از Chart هاي مختلف نوع کاني شناسايي مي شود.(يک راه سريع و ساده براي شناسايي الماس از سنگ هاي تقلبي ديگر)

     



    PDT

     


     

    این دستگاه تلفیق دو دستگاه بالا می باشد و از هر سنگ قیمتی موجود در SOURCE خود نمونه دارد.

     

    PGCG

     


     

    دستگاه اندازه گیری وزن نگین های سوار شده و شناسایی آن ها .

    این دستگاه اولین نمونه از نوع خود در دنیا می باشد با استفاده از کامپیوتر نگین های سوار شده را بدون در آوردن از پایه آن شناسایی و تعیین وزن میکند.


  • احياي يك اسطوره
    Haute Horlogerie با واژه‌اي جادويي است:‌ كارخانه‌ايي كه به‌ساخت بهترين ساعت‌ها شهرت دارد .بسياري از مارك‌هاي تجاري با مشكل گذر ‌زمان و قدمت مواجه هستند و خود را توليدكنندگان تازه كار مي‌خوانند .

     



    "‌دست‌ساز‌"‌ واژه‌اي مختصر است كه به محصولاتي اطلاق مي‌شود كه  توسط دست ساخته مي‌شوند.در ‌دنياي ساعت‌سازي اين واژه داراي معاني ضمني سحر‌آميزي مي‌باشد‌ زيرا به آن ‌دسته از مارك‌هاي ساعت اختصاص دارد كه قطعات متحرك و ساعت‌هايشان را خود توليد مي‌كنند. در گذشته اين مهارت تنها به شركت‌هاي خاص اختصاص داشت اما با عرضه‌ي موفق ساعت‌هاي كوارتز به بازار و جايگزيني ساعت‌هاي مكانيكي در دهه هفتاد، از مهارت و دانش شركت‌ها قطع اميد شد. 
    حدود دهه‌ي هشتاد بود كه ارزش‌هاي حقيقي ساعت سازي سنتي دو‌مرتبه احيا شد، اما ديگر براي سؤيس، سرزمين ساعت‌سازي دير بود. بسياري از شركت‌هاي ساعت‌سازي، دانش و متخصصانشان ديگر از بين رفته بودند. آنچه بر جاي مانده بود، معجون درهمي متشكل از چند شركت ساعت‌سازي سويسي، با نام گروه "سواچ Swatch Group "بود كه درحال حاضر نيز از مارك‌هاي تجاري باعنوان‌"‌برگوئت‌Breguet "،"بلنك پين Blancpain"، امگا و سواچ تشكيل يافته است. در آ‌ن‌زمان‌ "ايي تي ‌اي‌‌ETA "، مهم‌ترين توليد‌كننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي كاليبر‌هاي پردازش نشده "‌unprocessed‌" براي ساعت‌هاي مچي‌، وجود داشت كه اقلام مورد نياز تعداد بي‌شماري از ساعت‌سازان سؤيسي و بين‌المللي را فراهم مي‌كرد‌. 
    گروه سواچ تصميم گرفت تعداد كالبيرهاي مكانيكي را كه براي ديگر شركت‌هاي ساعت‌سازي غير از گروه سواچ مي‌ساخت را به‌ميزان قابل ملاحظه‌ايي كاهش‌دهد. اين تصميم ‌بر جاه‌طلبي شركت‌هاي رقيب به‌طور قابل ملاحظه‌ايي افزود،‌ در همين زمان بود كه كالبير‌ها‌ي دست‌ساز مكانيكي بيش از پيش در نظر مشتريان اهميت يافتند.
    به همين دليل است كه بسياري از مارك‌هاي تجاري لوكس به‌منظور رقابت با مارك‌هايي نظير پاتك فيليپ، "اودمارس پيگوئت Audemars Piguet"،‌"جگر لكالتر‌Jaeger-Lecoultre""، "آي دبليوسي IWC" ياA-Lange&Shne" " به‌دنبال ارتقاء سطح كيفي توليدات دست‌ساز خود هستند‌‌. براي صعود به اين نقطه تنها به يك نوع كاليبر نياز است. بر‌اين اساس، مارك‌هاي سنتي نظير" پانراي Panerai" يا "ژان ريچارد Jean Richard " به دسته‌ي توليدكنندگان تازه‌كار ساعت‌هاي دست‌ساز پيوسته‌اند.




    1-مهارت، فناوري و ساخت قطعات به‌صورت دستي يكي از ويژگي‌هاي بارز شوپارد است.

    2-یكي از ساعت‌سازان ماهر شوپارد درحال نصبBalance Spring 

    3-شوپارد طي مدت 10 سال موفق به‌ساخت 5كاليبر جديد شد.


    "دنيل‌ ژان- ريچارد- ديت- برسل "Daniel Jean-Richard-dit Bressel  مؤسس شركت ژان- ريچارد مي‌باشد او در نيمه‌ي‌دوم قرن هفدهم صنعت ساعت‌سازي در‌رشته كوه‌هاي جورا را به جهان معرفي كرد. او ساعت‌ساز ماهري بود كه نوادگانش تا قرن بيستم به ساخت ساعت براي مشتريان صاحب‌نام اشتغال داشتند. اواخر دهه‌ي 1980 "لوئيجي‌‌ ماكالوسو‌Luigi Macaluso " حق استفاده از يك مارك تجاري را خريداري و آن‌را با شركت وسيع خود به نام "گروه سوويندSowind Group" 
    " ادغام كرد. 
    او مديريت شركت ساعت سازي "ژان ريچارد" را بر‌عهده دارد كه ساعت‌‌هاي نفيس و گرانبها توليد مي‌كند، صرف‌نظر از نام اين مارك تجاري و توانايي‌هاي آن در زمينه‌ي ابداعات تكنيكي اين شركت در حال حاضر از كاليبر دست‌ساز خود با نام JR1000"" مجهزبه" فنر"Winding  اتوماتيك، عقربه‌ي كوچك ثانيه‌شمار و صفحه‌‌ي ‌نمايش تاريخ استفاده مي‌كند. "JR 1000" امروزه برروي بسياري از ساعت‌هاي ژان ريچارد نصب مي‌شود و با عرضه‌ي مدل‌هاي جديدتر ارتقاء مي‌يابد. 
    مارك تجاري ايتاليايي نيز از يك توليدكننده‌ي سنتي، با قدمتي كه به سال 1860 برمي‌گردد به يك شركت توليدكننده‌ي تازه كار در زمينه‌ي ساعت‌هاي دست‌ساز تبديل شده است. پانراي كه داراي پيشينه‌ايي نظامي مي‌باشد براي توليد ساعت‌هاي با شكوه در اندازه‌هاي غير متعارف شهرت دارد و جايگاه خود را به‌عنوان توليد كننده‌ي ساعت‌هاي با‌دوام و فني تثبيت كرده است. شركت پانراي از سال 1997 در تملك "گروه ريچمونت Richmont Group " قرار داشت و در ميان مشتريان طرفدار مد از محبوبيت فراواني برخوردار بود و با عرضه‌ي اولين قطعه‌ي متحرك خود به‌نام كاليبر p.2002  در سال 2005 تصميم به‌نمايش توانمندي‌هاي خود گرفت. اين كاليبر مجهز به" عقربه‌ي فنريhand winding "  ، قدرت ذخيره انرژي به‌مدت 8‌ روز‌، صفحه‌ي نمايش منطقه‌ي دوم زماني و تاريخ بود. 
    مارك تجاري آلماني با نام " نوموس NOMOS " هنگام مواجه شدن با اين معيارها‌، يك توليد كننده تازه‌كار به‌شمار مي‌آيد . اين شركت از سال 1992 به توليد ساعت در"زاكسن"Saxony  اشتغال داشته كه در طراحي آن از "باوهاس Bauhaus" الهام گرفته شده است. اين مجموعه مجهز به قطعات متحرك اتوماتيك ساخت خود "روتور"Rotor  به نسبت بزرگ است كه داراي قابليت چرخش دو جهته مي‌باشد.

    يك مارك تجاري ديگر در گروه توليد كنندگان تازه‌‌كار ساعت‌هاي دست‌ساز وجود دارد. هيچ شركت ديگري بهتر از "شوپارد" قادر به تثبيت جايگاه خود به‌عنوان سازنده‌ي ساعت‌هاي دست‌ساز نبوده‌است. رضايت او با توليد يك كاليبر براي دستيابي به جايگاه توليدكنندگان ساعت‌هاي دست‌ساز تامين نشد، اما در عوض او شعبه‌ايي جديد درFleurier" "، شهري كوچك در نزديكي كوه‌هاي " نوشاتلNeuchatel "،را افتتاح كرد.



    4-ايستگاه قطار سابق در زاكسن(آلمان) درحال حاضر دفتر مركزي شركت" نوموسNomos"مي‌باشد.

    5-دفتر مركزي ژان ريچارد در "لا-چاكس-دفاندز در رشته كوههاي جورا در سؤييس.

    6-ساعتي زيبا و جذاب داراي قطعات دست ‌ساز، كاري از ژان‌ريچارد مجهز به كاليبر اتوماتيك JR1000.

    7-اوج مهارت در ساخت ساعت‌هاي دست‌ساز: مدل"ال.يو.سي توربيلون L.U.C Tourbillon"ساخت شوپارد

    8-مدل "برسل آلترنتيو Bressel Alternative" ساخت ژان‌ريچارد مجهز به كاليبر JR1000.

    9-طراحي مدل"1950 8Days GMT" ساخت شركت پانراي، مويد نظامي بودن مبناي شركت پانراي است.


  • ارائه راهکارهايى براى توسعه صنعت جواهرات در ايران
     

    چکيده :

    بدون شک اگر قرار است شعار استقلال ،خود کفايى و رهايى از صادرات تک محصولى نفت تحقق يابد ،راهى جز شناخت تمامى امکانات  و استعدادها ،طراحى و برنامه ريزى ،تلاش و مقاومت ،برخورد انديشه ها ،تدبر وايمان به خود ،وجود ندارد .با عنايتى که خداوند سبحان ،از نظر ذخاير عظيم و گرانبها و تنوع مواد معدنى و به خصوص سنگ هاى قيمتى گوناگون به ميهن اسلامى داشته است ،ايران يکى از کشورهاى غنى معدنى ،از حيث انواع ذخاير سنگ هاى قيمتى محسوب مى شود . در همين راستا ،شايسته است با بهره گيرى از کليه امکانات بالقوه ،ذخاير سنگهاى قيمتى را شناسايى ،اکتشاف و بر اساس يک برنامه مدون ،بهره بردارى کرده ،با توسعه فرآورى و صنعت آن در راه بهبود و شکوفايى هر چه بيشتر اقتصاد جامعه تلاش کنيم . از مزيت هاى نسبى توسعه اين صنعت در ايران ،مى توان به وجود ذخاير قابل توجهى از سنگ هاى قيمتى در کشور ،زمينه مذهبى مصرف مصنوعات سنگى و نيز ذوق و هنر ايرانى اشاره کرد . در اين تحقيق ،با استفاده از روش SWOT  ،راهبردهايى براى توسعه اين صنعت در کشور ارائه گرديده و نيز نکات مثبت و منفى اين توسعه اين صنعت و نيز فرصت ها و تهديدهاى پيش روى آن ،مورد بحث قرار گرفته است .

     

    مقدمه :

    رشد اقتصادى هر کشورى ،به بالا رفتن ميزان سرمايه بخش خصوصى ودولتى و به حداکثر رسيدن در آمد ملى ساليانه ،با توجه به ويژگى هاى سياسى و فرهنگى آن کشور ،بستگى دارد   .يکى از مزاياى تجارت بين کشورها به علاوه بر تاثيرات سياسى ،اثر آن روى توسعه اقتصادى کشورها ست که علاوه بر افزايش کارايى بيشتر عوامل توليدى موجب بهبود کيفيت توليد در هر بخش مى گردد.تجارت بين الملل ،موجب گسترش بازار ،تشويق ابداعات ،افزايش بهره ورى  توليد در آمد ملى ،انباشت سرمايه ،انتقال تکنولوژى و افزايش مهارت ها مى شود .به اين ترتيب ،فرصتى در اختيار کشورهاى در حال توسعه قرار مى گيرد تا بر مشکلات اقتصادى داخلى غلبه کرده ، و راهى به سوى توسعه اقتصادى خود بيابند .(1).

     

     

    تحليل (SWOT )

    تدوين استراتژى ،وبعد مهمى از برنامه ريز دراز مدت را تشکيل مى دهد .بدون استراتژى ،مديران ،غالبا" ناچارند تصميمات خود را با ديدى عملياتى يا تاکتيکى و نه استراتژيک ،اتخاذ نمايند .

    براى تدوين استراتژى ،بايد عوامل پيش برنده اهداف را شناسايى کرده ،به درستى طبقه بندى نمود چنين راهکارهاى کمک مى کند تا:

    1.عوامل استراتژيکى که در جهت گيرى سازمان اثر دارند ،به خوبى شناخته و درباره آنها تصميم گرفته شود .

    2.اين عوامل براساس الويت ،طبقه بندى گردند .

    3.درباره عوامل پيش برنده اهداف ،در حال و آينده ،تصميم گيرى شود .

    4.تغييراتى را که بايد صورت پذيرد ،به ويژه در شرايطى که برنامه کاملا" تغيير مى يابد ،مشخص شوند.

    5.اقدام به تدوين بيانيه استراتژى ،در جهت گيرى مشخص شود .

    6.يکى از مدلهاى مهم انتخاب استراتژى ،مدل " SWOT" است که در واقع مخفف کلمه هاى "Threats " به معنى تهديد ها، "Opportunities " ،به معنى فرصت ها ،" W eaknesses " به معنى نقاط ضعف و Strengths  به معنى نقاط قوت است .پس از اين که عوامل محيط خارج و داخل مجموعه اى شناسايى شده و عوامل کليدى از غير کليدى مشخص شد،در نهايت ،با تحت چهار عنوان تهديد ها و فرصت ها در مورد عوامل محيطى خارج سازمان و نقاط قوت و ضعف ؛در مورد عوامل محيطى درون سازمانى ،دسته بندى مى شوند (5).

     

    الف)تشکيل ماتريس ارزيابى عوامل داخلى

    براى استفاده از اين مدل ،ابتدا بايد ماتريس عوامل داخلى (IFE ) را تکميل نمود .ماتريس مذکور ،براى ارزيابى نقاط ضعف و قوت سازمان يا کشور ،به کار مى رود .براى اين منظور ،ابتدا تمام نقاط ضعف و قوتى را که قبلا"شناسايى نموده ايم ،در جدول وارد مى نمائيم .ابتدا نقاط قوت رامى نويسيم ،سپس نقاط ضعف را فهرست مى نمائيم سپس بايد ضريب هر يک از عوامل را مشخص ساخت .ضريب مذکور ،اهميت نسبى هر يک از عوامل را در توفيق مجموعه ،اعم از اين که نقطه قوت است يا ضعف،نسبت به ساير عوامل نشان مى دهد .بايد عواملى که بيشترين تاثير را دارند ،بالاترين ضريب را اختصاص داد. مجموع ضرايب نقاط ضعف و قوت مجموعه ،حداکثر 100 خواهد بود ضريب صفر ، به معنى بى اهميت و ضريب 100 ،به معنى بسيار مهم است .

    ستون بعدى ،در جدول ارزيابى عوامل داخلى ،براى تعيين رتبه هر يک از عوامل است .براى مشخص ساختن رتبه هر يک از عوامل ،مى توان از عدد 1تا 4 استفاده نمود.عدد 4 به معنى اين است که قوت عامل ،بسيار بالا ؛ عدد3،بيانگر قوت ؛عدد 2،ضعف کم و عدد1،به معنى ضعف اساسى  است .عنوان ستون بعدى ،نمره نهايى است که از حاصل ضرب دو ستون پيشين ؛يعنى ضريب در رتبه به دست ميآيد .ماتريس ارزيابى عوامل داخلى توسعه صنعت سنگهاى قيمتى ايران ،در جدول 3-2 آورده شده است .(6).

     

    جدول1.ماتريس ارزيابى عوامل داخلى

      عوامل داخلى IFE

     

     ضريب

     

    رتبه 4< X < 1

     

    نمره نهايى

             نقاط قوت

    1.وجود انواع ذخاير سنگ هاى قيمتى در کشور و نيز در کشورهاى مجاور

     

       6

     

                 1

     

         6

    2.شباهت ساختار زمين شناسى ايران با کشورهاى مشابه جهت استفاده از روش استخراج آنان

        4

                1

         4

    3.وجود بازار مصرف داخلى به دليل عقايد مذهبى و فرهنگى کشورمان

     

        8

     

            3

     

        24

    4.وجود ذوق و هنر ايرانى و جوانان با استعداد و تحصيلکرده

     

        8

     

            3

     

       24

    5.امکان اشتغال زايى يا سرمايه گذارى پايين

     

      9

     

             3

     

        27

    6.نيروى کار ارزان

       7

             2

         14

    7.ايجاد ارزش افزوده بالا

        9

             4

         36

              نقاط ضعف

     

     

     

    1.توجه کم مسئولين به مسائل صنعتى و معدنى اين رشته

     

        4

     

               2

     

         8

    2.عدم شناخت سنگ هاى قيمتى و ارزش و اهميت آنها

     

       3

     

              1

     

         3

    3.عدم سرمايه گذارى وتخصيص و ارزش و اهميت آنها

     

       6

     

              2

     

          12

    4.مشکل مکان اشتغال که به دلايل امنيتى بايد در مراکز شهرها باشد .

     

       3

     

             1

     

          3

    5.عدم وجود قوانين و تعرفه هاى گمرگى صحيح

     

       5

     

             3

     

        15

    1.       وجود تشکل هاى مخالف

        8

             2

         16

    7.وجود سازمان هاى ناهماهنگ

     

       6

     

             2

     

         12

    8.ضعف در تکنولوژى

        5

              2

          10

    9.قاچاق

      9

              2

           18

    جمع

        100

     

            23

     

     

    صرفنظر از تعداد عواملى که در ماتريس ارزيابى گنجانده مى شود ،جمع نمره نهايى ، بين 1تا 4 و ميانگين آنها 5/2 درصد مى باشد .اگر نمره نهايى سازمان يا مجموعه ،کمتر از 5/2 باشد به اين معنى است که مجموعه از نظر عوامل داخلى ،دچار ضعف است و اگر اين نمره بيش از 5/2 باشد ،بيانگر اين است که مجموعه از نظر عوامل درونى ،داراى قوت است .

    با توجه به اين که ضريب ،براساس 100 نمره ،لحاظ شده است ،با تقسيم کردن عدد مذکور به عدد 100 ،به نمره 32/2 مى رسيم که مبناى کار خواهد بود .با توجه به اين که عدد مذکور ،کمتر از 2/5 است ،ضعف کشور ،بيش از قوت آن است .

    ب) تشکيل ماتريس ارزيابى عوامل خارجى

    دومين قدم براى استفاده از مدل"SWOT " ،تهيه ماتريس ارزيابى عوامل خارجى (EFE ) است که مانند ماتريس عوامل داخلى ،تهيه مى شود .اين ماتريس ،براى توسعه صنعت سنگ هاى قيمتى ايران ،به صورت جدول 3-3 مى باشد .

                             

    جدول2.ماتريس ارزيابى عوامل خارجى

              عوامل خارجى

     

      ضريب

     

    رتبه 4< X < 1

     

    نمره نهايى

                 فرصت ها

    1.همسايگى با کشورهاى مسلمان عربى و اعتقادات مشترک

     

           13

     

           3

     

        39

    2.امکان تامين مواد اوليه با قيمت ارزان از کشورهاى همسايه

     

        14

     

            3

     

        42

    3.جذابيت براى سرمايه گذاران خارجى

     

        12

     

            3

     

       36

    4.امکان صادرات به بيشتر کشورهاى مصرف کننده

     

       10

     

             2

     

       20

    5.امکان انتقال سريع تکنولوژى

         12

             3

        36

    6.آموزش ارزان و سريع

         10

             3

         30

     

     

     

     

                 تهديدها

     

     

     

    1.وجود رقيبان قوى ،مانند هند و تايلند

     

          7

     

           2

     

           14

    2.مشکلات سياسى و تحريم در زمينه بازاريابى

     

          6

     

          2

     

           12

    3.تغييرات سريع تکنولوژى(بومى نبودن تکنولوژى)

     

       5

     

        3

     

            15

    4.وجود بازار قاچاق

        11

        3

           33

    جمع

     100

     

         277

     

     

       

    نمره نهايى ارزيابى خارجى ،277 شد که با توجه به اينکه ضريب ،براساس 100 نمره محاسبه شده است ،با تقسيم کردن عددمذکور به عدد 100 ،به نمره 77/2 مى رسيم که مبناى کار ما در مراحل بعد خواهد بود .در مقايسه عدد فوق با عدد 5/2 در مى يابيم که فرصت هاى موجود براى توسعه اين صنعت ،بيشترار تهديدات موجود مى باشد .

     

    پ )تشکيل ماتريس (SWOT)

    در مرحله سوم ،بايد ماتريس "SWOT" تشکيل گردد.اين ماتريس ،يکى از ابزارهاى مهمى است که مديران به وسيله آن مى توانند چهار نوع استراتژى کلى را براى سازمان انتخاب نمايند .باساس مقايسه رديف افقى و عمودى ماتريس مذکور ،چهار مذکور ،چهار مربع ايجاد مى شود که به ترتيب ،استراتژى  هاى SO ، استراتژى هاى wo ، استراتژى هاى ST و استراتژيهاى WT به دست مى آيد .(5).

    اين مدل از يک جدول دو بعدى ،تشکيل شده است که در يک طرف آن عوامل درونى و نقاط قوت و ضعف آنها و در طرف ديگر ،عوامل بيرونى و فرصت ها و تهديد ها ،ليست مى شوند که جدول 3-4،فرم خالى مدل را نشان مى دهد .

     

    جدول 3.ماتريس تهديد ها ،فرصت ها ،نقاط ضعف و نقاط قوت

     

               عنوان

    ليست نقاط قوت

    1.

    2.

       ليست  نقاط ضعف

    1.

    2.

      فرصت  ها

    1.

    2.

     استراتژى هاى SO

    1.

    2.

     استراتژى هاى WO

     تهديدها

    1.

    2.

     استراتژى هاى S T

     استراتژى هاى W T

     

     

    همانطورکه مشاهده مى شود ،در شکل فوق ،به جز خانه هاى خالى براى پر کردن ليست عوامل چهار گانه ،چهار خانه خالى ديگر وجود دارد که هر يک ،از تلاقى دو دسته از نقاط مختلف (قوت ،ضعف ،فرصت و تهديد ) به وجود مى آيد که ببيانگر يک استراتژى است (8).

    بنابراين ،هميشه چهار استراتژى کلى در اين مدل پيشنهاد مى شود .استراتژى هاى پيشنهادى ،حاصل ازاين روش ،عبارتند از :

    -استراتژى هاى " SO "

    1.اقدامات لازم جهت انجام اکتشاف سيسماتيک ،براى بهره بردارى از پتانسيل هاى معدنى سنگهاى قيمتى ؛

    2.استفاده از روش هاى اکتشاف و استخراج کشورهاى همسايه ،با ساختار زمين شناسى مشابه ؛

    3.استفاده از جوانان با ذوق و تحصيلکرده ؛

    4.بر قرارى ارتباط با کشور هاى پيشگام در اين زمينه ؛

    5.ايجاد زمينه هاى لازم ، جهت صادرات به کشورهاى مصرف کننده

     

    -          استراتژى هاى WO

    1.فرهنگ سازى ،جهت ارتقاء باور عمومى و مسئولين ؛

    2.جذب سرمايه گذاران خارجى ،از طريق ايجاد شبکه Joint ventures

    3.ارائه تسيلات تشويقى ،جهت جذب سرمايه گذاران داخلى؛

    4.حذف محدوديت ايجاد کارگاه هاى صنعتى در محدوده شهر ها ؛

    5.اصلاح قوانين و حذف قوانين بازدارنده؛

    6.انعقاد قرار دادهاى همکارى مشترک با کشورهاى همسايه ،مانند افغانستان و هندوستان و کشورهاى تازه استقلال يافته ؛

    7.ايجاد کنسرسيوم سنگ هاى قيمتى و متشکل کردن و ذى نفع کردن تمامى تشکلها؛

    8.زمينه هاى لازم ،جهت انتقال تکنولوژى روز ،به داخل ؛

    9. مبارزه با قاچاق.

     

    -          استراتژى هاى  ST

    1.استفاده از نيروى کار ارزان داخل ،به عنوان مزيت رقابتى در مقابل رقبا،

    2.برقرارى ارتباط و انعقاد قرار داد با موسسه ها و شرکت هاى معروف از قبيل AIGS  و  GIA ،براى آموزش علوم مربوطه .

     

    -          استراتژى هاى WT

    1.       تشويق مسئولين به بازديد از کشورهاى صاحب نام در اين زمينه ،

    2.       2.برگزارى جلساتى با حضور سازمان هاى مختلف ،براى انجام اقدامات همسو.

     

    ت ) تشکيل ماتريس داخلى و خارجى

     

    پس از کامل شدن ماتريس ارزيابى عوامل خارجى و داخلى سازمان و مشخص شدن نمره نهايى هر ماتريس ،مى توان هر دو ماتريس را باهم تلفيق نمود .براى اين منظور،از ماتريس داخلى و خارجى استفاده مى شود که در آْن ،مربعى را در نظر گرفته ،رديف افقى آن را براى نشان دادن نمره نهايى ارزيابى عوامل داخلى و ستون عمودى را براى نشان دادن نمره نهايى ماتريس ارزيابى عوامل خارجى ،انتخاب مى کنيم .هر يک از ضلع هاى مربع را به چهار قسمت تقسيم نموده ،نمره مربوطه را بر روى آن مشخص مى کنيم .اگر اين دو عدد ،بوسيله دو خط راست ،به يکديگر متصل شوند ،انطباق محل تقاطع آن بر روى ماتريس SWOT  استراتژى مناسب را از استراتژيهاى چهار گانه ،به تصوير مى کشد .

    براى نشان دادن نحوه تکميل ماتريس ،به اعداد قبل باز مى گرديم .در ماتريس ارزيابى عوامل داخلى ،عدد 32/2 و در ماتريس ارزيابى عوامل خارجى عدد 77/2 به دست آمد.

    اگر اين دو عدد را بر روى ماتريس داخلى و خارجى نشان دهيم ،استراتژى wo استراتژى منتخب خواهد بود .اين ماتريس ،براى صنعت سنگ هاى قيمتى ايران ،به صورت زير مى باشد .

     

    جدول 4. ماتريس داخلى و خارجى نمره نهايى ماتريس عوامل داخلى

     

    4                                3                   2                      1

     

                استراتژى هاى S O

     

                استراتژى هاى WO

     

                استرا تژى هاى S T

     

                استراتژى هاى W T

     

     


  • از ساعت‌های یک دلاری تا ساعت GPSدار
    در آن زمان، صنعت ساعت سازی آمریکا با شرکت‌های عظیم خود که اکثرا در ایالت کانتیکت قرار داشتند، میلیون‌ها عدد ساعت تولید می‌کرد، به طوری که نام این منطقه را «سوئیس آمریکا» گذاشته بودند. شرکت واتربری یکی از بزرگ‌ترین این شرکت‌ها، هم در زمینه تولید داخلی و هم صادرات، به خصوص به کشورهای اروپایی بود. این شرکت، ساعت‌های دیواری خود را با قیمت تمام شده بسیار کمتری نسبت به رقبای اروپایی خود تولید می‌کرد.
    واتربری در سال 1887 شروع به تولید ساعت‌های جیبی کرده و آن را به نام فیل معروف آفریقایی، «جامبو» نامگذاری کرد. فروش اولیه این ساعت‌ها در نیویورک با استقبال خوبی مواجه شد و توانست نظر تاجر بزرگ «رابرت اینگرسول» را که از پیشگامان بازاریابی محسوب می‌شد به خود جلب کند. در اواخر قرن 19، واتربری با قرارداد جدیدی که با رابرت و برادرش بسته بود، میلیون‌ها عدد از این ساعت را با نام خود آنها تولید کرد.
    در سال 1896 اینگرسول نوعی ساعت جیبی یک دلاری به نام «اینگرسول یانکی» را نیز به واتربری سفارش داد که آنچنان محبوبیت بالایی پیدا کرد که لقب «ساعتی که دلار را معروف کرد» را گرفت.
    واتربری در اوایل قرن بیستم، به دلیل مشکلات مالی و بازاریابی نامناسب، تا مرز ورشکستگی پیش رفت و برای جبران آن روی تولید ساعت‌های گران قیمت متمرکز شد. ولی این کار نیز مانع ورشکستگی آنها نشد و نهایتا در سال 1914 این کارخانه توسط برادران اینگرسول خریداری و مجددا مشغول تولید شد.
    با آغاز جنگ جهانی اول، تقاضا برای نشانگرهای زمان بیشتر و بیشتر شد. توپچی‌های توپخانه نیاز به یک راه آسان و سریع برای اندازه گیری زمان در هنگام کار با سلاح داشتند. واتربری با اضافه کردن بندهای برزنتی به ساعت‌های جیبی کوچک زنانه و اضافه کردن عقربه‌های شب تاب، با تبدیل آنها به ساعت‌های مچی نظامی، این امر را محقق ساخت.
    پس از دوران رکود اقتصادی که برای شرکت بسیار سخت بود، این شرکت دوباره هویت خود را در بازار پیدا کرد. در سال 1930 طی قراردادی که با شرکت والت دیزنی منعقد شد، تولید ساعت‌های معروف میکی ماوس تحت نام اینگرسول آغاز شد و معرفی عمومی این محصول در نمایشگاه جهانی شیکاگو در ژوئن سال 1933، اولین سود چند میلیون دلاری شرکت را پس از گذراندن بحران مالی به ارمغان آورد. پس از آن این کارخانه تحت نام اینگرسول به تولید و فروش ساعت در اروپا و سایر بازارهای جهانی پرداخت.
    در سال 1940 «توماس اولسن» نروژی که به دلیل حمله نازی‌ها، با خانواده‌اش به آمریکا آمده و به دنبال سرمایه‌گذاری برای کمک به فعالیت‌های جنگ بود، به همراه «لهمکول» بیشتر سهام این کارخانه را خریداری کرد. با ریاست و مدیریت این دو، کارخانه به بزرگ‌ترین تولیدکننده تایمر فیوز برای محصولات دفاعی تبدیل شد.
    در سال 1942 یک کارخانه جدید دیگر، طی 88 روز ساخته شد که در آن به تولید تایمرهای دقیق بپردازند. در آگوست سال بعد، جایزه برتر نظامی ارتش آمریکا برای تولید «فیوز آنگلو آمریکن» به این شرکت تعلق گرفت و به این دلیل در پایان سال، سهامداران رای به تغییر نام شرکت به «شرکت تایم آمریکا» دادند.
    پس از پایان جنگ، سفارشات کارخانه کاهش یافت و مدیران شرکت به این نتیجه رسیدند که یک ساعت ارزان، دقیق و بادوام، می‌تواند فروش موفقیت‌آمیزی در پی داشته باشد. این امر با استفاده از اتوماسیون بالای تولید فیوزهای جنگی و یک طراحی ساده امکان‌پذیر بود. دوام این ساعت نیز با استفاده از آلیاژهای سخت جدیدی که در جریان تحقیقات زمان جنگ کشف شده بود میسر شد. این نوآوری‌ها نهایتا منجر به تولید برند «تایمکس» در سال 1950 شد که اولین بار در فروش آزمایشی ساعت‌های ویژه پرستاران استفاده شد.
    این ساعت مچی برای تاکید روی دوام، با شعار تبلیغاتی «فقط یک گردگیری لازم دارد تا به کار خود ادامه دهد» به بازار معرفی شد. دوام که مشخصه اصلی این نام تجاری بود، بعدها در تبلیغاتی که تایمکس را در «تست شکنجه» قرار می‌دادند، شدیدا مورد تاکید قرار گرفت. این آگهی‌ها، ساعت‌های تایمکس را در شرایط دشوار گوناگون و ضربه‌های سخت و دماهای بسیار پایین قرار می‌دادند تا دوام آنها را به نمایش بگذارند.
    این آگهی‌ها باعث تبلیغات گسترده کلامی و معروفیت نام تایمکس شدند، تا جایی که در سال 1960، یک سوم ساعت‌های آمریکا نام تایمکس را یدک می‌کشیدند. پانزده سال بعد این نسبت بیشتر شد و برند تایمکس نیمی از بازار آمریکا را اشغال کرد.
    در سال‌های اخیر با پدید آمدن برندهای مختلف سوئیسی، فروش این کارخانه کاهش یافت و به همین دلیل ساختارهای کارخانه در سال 2008 تغییر یافت و ساعت‌های GPS دار، ساعت‌های دارای مانیتور ضربان قلب برای تمرینات ورزشی و سایر محصولات پیشرفته نیز به تولیدات آن اضافه شدند.
    اکنون تایمکس بزرگ‌ترین تولیدکننده ساعت در آمریکا است و سومین نام تجاری محبوب وسایل زینتی ویژه بانوان می‌باشد.
  • استخراج گوهرها
    تکنیک های استخراج کانی ها و سنگ ها از معادن تاکنون بدون تغییر باقی مانده است. قبل از کندن و حفاری، وسیله ی خاصی به داخل زمین هدایت می شود تا قرارگیری عمق شن های گوهردار را تعیین کند. اگر هدف در چند متری زیر سطح زمین باشد، تنها یک گودال گرد و ساده برای استخراج گوهرها کافی است. در غیر این صورت، می بایست چاهی عمودی با کناره های محافظ برای جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه حفر شود. همچنین برای جلوگیری از ورود آب های زیر زیمینی به داخل چاه باید از پمپاژ مداوم آب استفاده گردد.

    تنها ابزر مورد استفاده می تواند بیل و کلنگ و سبد باشد. وقتی که عمق بیشتر شد به جای سبد از سطل و قرقره برای تخلیه رسوبات استفاده می شود. زمانی که شن ها از چاه ها تخلیه شد، در یک حوض بزرگ با استفاده از غربال مورد شستشو قرار می گیرند. کانی های سبک . گل نمونه ها شسته شده و کانی های سنگین و گوهری باقی می مانند که سپس آن ها بر روی صفحه ای پهن می شوند و معدنکاران ماهر با دقت و کانی های باارزش را جدا می کنند.

    استخراج از بستر دریاچه های کنونی آب در حال جریان است، برداشتن از رسوبات آن با استفاده هاز الوارهای بزرگ صورت می گیرد که در این روش معدنکاران در نقاط کم عمق و کم سرعت رودخانه و یا پشت موانعی که جلوی جریان آب را گرفته، ایستاده و رسوبات را از آنجا بر می دارند.


    شیوه های استخراج:
    1. استخراج توسط جعبه شستشو و تغلیظ
    2. استخراج توسط زیر جریانی
    3. استخراج با لاوک های تشتکی
    4. استخراج به روش شستشوی بستر
    5. استخراج توسط لرزاننده ها
    6. استخراج به روش توینلون
    7. استخراج به واسطه ی لای روب مکشی
    8. استخراج یاقوت از آلکالی بازالت ها
    9. استخراج به روش همیادوین
    10. استخراج گوهرهای رسوبی

  • اشعه لیزر و ترفیع جایگاه آن در صنعت جواهرسازی
     

    روش‌های کاربردی در زمینه برش، کنده‌کاری و تعمیر به کمک لیزر در صنعت ساعت و جواهرسازی استاندارد می‌شوند.

    صنعت ساعت و جواهرسازی دیگر بدون کاربرد لیزر معنا ندارند. قلمرو استفاده از اشعه لیزر وسیع است. در کنده‌کاری حلقه‌ها و ساعت‌ها تولید و ساخت طرح‌های اولیه و حتی انجام تعمیرات، اشعه لیزر به‌کاربرده می‌شود. استفاده از ‌آن شامل سیستم‌های پیچیده نیز می‌شود. تولیدکنندگان مجموعه نرم‌افزارهایی را از این طریق شکل داده‌اند که برای مقاصد مختلف در نظر گرفته شده‌اند.

    به گفته "فریدمن" لیزر در انجام اموری همچون کنده‌کاری برروی جواهر یا ساعت کاربرد فراوانی دارد. او یکی از مسئولان ابزار "پرتونگاریI Radiation Tools "وابسته به دانشگاه "اشتوت‌گارت" است.

    در قلمرو صنعت طلا و ساعت‌سازی تکنیسین‌ها تلاش می‌کنند تا با استفاده از لیزر خطوطی مستقیم روی سطوح منحنی اشیاء ایجاد کنند. ممکن است قسمت‌های داخلی یا خارجی حلقه‌ها برای این کار مناسب تشخیص داده شوند. در چنین شرایطی عمل کنده‌کاری باید به‌صورتی باشد که مشاهده‌کنندگان به زاویه برخورد نور و مایل بودن آن پی‌نبرند، که انجام این‌کار به محاسبات دقیقی نیاز دارد. برنامه‌ها نیز پیشرفت بیشتری یافته‌اند. در این پروسه محورهای چرخانی که به‌طور مستقیم کار می‌کنند، کنده‌کاری دقیق قسمت‌های داخل، خارج و جانبی حلقه را میسر می‌سازند.

    به گفته "رومن جردن Roman Jordan" مسئول بازاریابی در "روفین لیزر Rofin Laser" با توجه به این‌که انجام امور گرافیکی شامل بخش‌های گوناگونی می‌شود، دقت زیادی لازم است تا بتوانیم مراحل تولید را آسان سازیم. طرح‌هاباید متناسب باشند. تصاویر نباید با یکدیگر جابه‌جا شوند زیرا درز و شکاف قابل رویت می‌شود. الگوریتمی که به وسیله آن خطوط تبدیل به سطوح منحنی می‌شوند در برخی موارد از سوی تولید‌کنندگان به‌کار گرفته می‌شود که خود از نظر تجاری اقدامی محرمانه است. در هرحال کاربران نباید به پیچیدگی محاسبات توجه کنند.

    تولیدکنندگان علاقه‌ای به عملکرد داخلی برنامه‌هایشان ندارند اما مایلند از دستگاه‌هایی استفاده کنند که به طور اتوماتیک‌وار عمل می‌کنند. 

    درباره ابزار کوچک‌تر کافی‌است که حلقه را روی قسمت موردنظر قرار دهید و سپس دکمه را فشار دهید. ابزاری که کنده کاری را انجام می‌دهند باید مانند یک چاپگر عمل کنند.

    در استفاده از این‌گونه ابزار مشتریان مجموعه داده‌هایی را وارد ساخته و سپس آن ها باید کار خود را آغاز کنند. سیستم "لیزرپلاس" مانند چاپگر به کمک PC قابل کنترل است. از این سیستم برای تولید سرویس‌های کوچک و همچنین با استفاده از قطعات اتوماتیک برای تولید انبوه بهره گرفته می‌شود.

    سیستم‌ها باید بدون خطا کار کنند. تولید باید کامل و بدون نقص باشد. درجه ایمنی سیستم قابل ملاحظه است. به‌طوری‌که اگر حلقه را با سنگ کنده‌کاری کنید، سنگ صدمه ای نمی‌بیند.

    پرسازی خطوط باید به‌درستی انجام گیرد و این ویژگی دیگر سیستم کنده‌کاری محسوب می‌شود. برای انجام این کار قطعات باید از کیفیت بالا برخوردار بوده و بادوام باشند. دستگاه‌های کنده‌کاری متعدد لیزری، قادر به ساختن نمودارهایی در برنامه‌های استاندارد گرافیکی مانند "کورل درا Corel Draw" یا برنامه‌های پردازش گر تصویری مانند "فتوشاپPhotoshop" هستند. برای مثال ممکن است برای حلقه عروسی امضای یک زوج یا مهر آن ها برای کنده‌کاری انتخاب شده باشد. در هرحال کنده‌کاری یا حکاکی، کار اضافی به‌شمار نمی‌آید، بلکه در برخی موارد، جزیی از طراحی است.

    لیزرهای استاندارد در ارایه طرح‌های ملیله‌کاری و مفاهیم طراحی از عملکرد قابل توجهی برخوردارند.

    دستگاه‌ها در قالب اندازه‌های مایکروویو عرضه می‌شوند.

    از جمله مشکلاتی که تولیدکنندگان با آن مواجه هستند آن است که چگونه ابزار خود را کوچک‌تر سازند. برای مثال در نمایشگاه "بازلBazel ، شرکت فوق، ابزار حکاکی لیزری را معرفی ‌کرد که به اندازه یک مایکروویو است.

    این دستگاه برای سردسازی از هوا استفاده می‌کند. اگرچه این ویژگی عملکرد آن را محدود می‌سازد. در حال حاضر کاربران دستگاه‌های کوچک نباید انتظار دستگاه‌های بزرگ‌تر از ۱۰ وات را داشته باشند. ابزارهای کوچک کارخانه "روفین" ۱۰ وات هستند.

    در چنین شرایطی کنده‌کاری با این نوع دستگاه‌ها در مقایسه با ابزارهایی که نور شدیدتری را ایجاد می‌کنند مدت طولانی‌تری را به خود اختصاص می‌دهند. در هرحال آن ها با هوا سرد نمی‌شوند، از این‌رو حجیم‌تر به‌نظر می‌رسند. باوجودآن‌که دستگاه‌ها هم‌اکنون بسیار کوچک و درنتیجه ارزان ‌تر شده‌اند هنوز باید قابلیت استفاده و سودآوری بیشتری به‌دست بیاورند


  • اشکال الماس (diamonds shapes)
    از نظر اغلب مردم مدل کلاسیک الماس، جواهر گرد و سفید با درخششی خیره کننده است کخ چشم ها را می فریبد.
    می توان گفت هم آری، هم نه. الماس ها، کریستال های طبیعی در اشکال و اندازه های گوناگون هستند که در طول میلیونها سال بر روی زمین پدید آمده اند.
    هنر و ابتکار جواهرسازان این کریستالها را به جواهراتی با زیبایی خارق العاده و باور نکردنی تبدیل می کند.

    - الماس های گرد (Round Diamonds)
    این شکل الماس، استاندارد آن در میان اشکال گوناگون است و نزدیک به 75% الماس های فروخته شده را شامل می شود. الماس گرد، 58 سطح برش دارد که بین تاج، کمر و پایه آن تقسیم شده اند. با فرمولی دقیق تا به نهایت درخشندگی آتشین برسد.

    - الماس بیضی شکل (Oval Diamonds)
    این نوع الماس، طرحی کاملاً متقارن و معمولی بین خانم های با دستان کوچک یا انگستان کوتاه می باشد. حالت کشیده آن باعث می شود تا انگشتان بلندتر به نظر برسند.

    - الماس مارکیز (Marquise Diamonds)
    این نوع الماس، مدلی کشیده با انتهای زاویه دار، الهام گرفته شده از لبخند گیرای مادام مارکیز ...... به سفارش پادشاه آفتاب لویی چهاردهم که می خواست الماسی مانند آن داشته باشد. این الماس به صورت تک نگین و یا همراه با الماس های کوچکی که آنرا احاطه کرده اند، بر روی پایه قرار می گیرد.

    - الماس گلابی شکل (Pear Shaped Diamonds)
    این شکل الماس، تلفیقی است از فرم بیضی و مارکیز، بیشتر شبیه قطره اشکی براق می باشد. این مدل هم از آن دسته الماس ها می باشد که برای هماهنگ شدن دستانی با انگشتان کوتاه و یا متوسط و نگین طرتحی شده اند و معمولاً بر روی پایه آویز و یا گوشواره زیبا می شوند.

    - الماس قلبی (Heart Diamonds)
    این نوع الماس سمبل نمادی از عشق می باشد. اساساً الماسی است گلابی شکل با یک شکاف در قسمت بالای آن.
    در این نوع الماس، مهارت برش دهنده زیبایی برش را نمایان می کند.
     

    - الماس با برش زمردی (Emerald Cut Diamond)
    این نوع الماس، شامل مستطیلی با گوشه های بریده شده می باشد. این مدل به عنوان برش پله ای شناخته می شود، زیرا صفحات متحدالمرکز تخت آن، حالت پلکانی را در خاطر تداعی می کنند.
    از آنجایی که عیوب نگین و رنگ نامرغوب در این برش بیشتر مشخص می شوند، این زحمت را به خود بدهید و سنگی با رنگ و شفافیت عالی انتخاب کنید.

    برش پرنسسی (Princess Cut Diamond)
    یک طرح چهارگوش مربع یا مستطیل با تعداد زیادی وجوه براق است. این مدل برش نسبتاً جدید بوده و اغلب بر روی پایه های تک نگین حلقه نامزدی استفاده می شود. این نوع برش متناسب با دستانی با انگشتان بلند و معمولاً با سنگ های مثلثی شکل که در اطرافش قرار می گیرد، متناسب می شود.
    برای درخشندگی بیشتر این نگین، لازم است تا سنگ عمق کافی داشته باشد، بنابراین وزن بیشتری را طلب می کند.

    - الماس مثلثی (Trilliant Diamonds)
    این طرح مثلثی با درخشندگی آتشین و فوق العاده است و اولین بار در آمستردام ساخته شد. طرح اصلی به طبیعت الماس و سلیقه شخصی فرد برش دهنده بستگی دارد و می تواند به شکل سنتی مثلث با گوشه های زاویه دار و یا یک مثلث گرد شده شامل 25 زاویه بر روی تاج، 19 زاویه بر روی کمر و پایه ای صیقلی شده باشد.

    - الماس برش رادیانت (درخشنده) (Radiant Cut Diamonds)
    این شکل الماس به صورت مربع یا مشتطیل بوده و تلفیقی است از شکوه طرح زمردی و درخشش الماس گرد.
    در این نوع تراش 70 زاویه وجود دارد که تاثیر و شدت انعکاس نور ار به بالاترین حد ممکن می رساند به همین دلیل نیازمند آن است تا وزن بیشتری داشته باشد تا عمق لازم را برای این تراش داشته باشد.

    - الماس برش کوسنی یا کاشن (Cushion Cut Diamond)
    این مدل نگین دارای قدمت زیادی بوده و ترکیبی از برش قدیمی معدنی. برشی عمیق و با زاویه های بزرگ و برش مدرن بیضی.


  • اشکال برش خورده الماس به چه دسته هایی تقسیم میشوند؟
    - الماس های گرد (Round Diamonds)
    این شکل الماس، استاندارد آن در میان اشکال گوناگون است و نزدیک به 75% الماس های فروخته شده را شامل می شود. الماس گرد، 58 سطح برش دارد که بین تاج، کمر و پایه آن تقسیم شده اند. با فرمولی دقیق تا به نهایت درخشندگی آتشین برسد.
    - الماس بیضی شکل (Oval Diamonds)
    این نوع الماس، طرحی کاملاً متقارن و معمولی بین خانم های با دستان کوچک یا انگستان کوتاه می باشد. حالت کشیده آن باعث می شود تا انگشتان بلندتر به نظر برسند.
    - الماس مارکیز (Marquise Diamonds)
    این نوع الماس، مدلی کشیده با انتهای زاویه دار، الهام گرفته شده از لبخند گیرای مادام مارکیز ...... به سفارش پادشاه آفتاب لویی چهاردهم که می خواست الماسی مانند آن داشته باشد. این الماس به صورت تک نگین و یا همراه با الماس های کوچکی که آنرا احاطه کرده اند، بر روی پایه قرار می گیرد.
    - الماس گلابی شکل (Pear Shaped Diamonds)
    این شکل الماس، تلفیقی است از فرم بیضی و مارکیز، بیشتر شبیه قطره اشکی براق می باشد. این مدل هم از آن دسته الماس ها می باشد که برای هماهنگ شدن دستانی با انگشتان کوتاه و یا متوسط و نگین طرتحی شده اند و معمولاً بر روی پایه آویز و یا گوشواره زیبا می شوند.
    - الماس قلبی (Heart Diamonds)
    این نوع الماس سمبل نمادی از عشق می باشد. اساساً الماسی است گلابی شکل با یک شکاف در قسمت بالای آن.
    در این نوع الماس، مهارت برش دهنده زیبایی برش را نمایان می کند.
    - الماس با برش زمردی (Emerald Cut Diamond)
    این نوع الماس، شامل مستطیلی با گوشه های بریده شده می باشد. این مدل به عنوان برش پله ای شناخته می شود، زیرا صفحات متحدالمرکز تخت آن، حالت پلکانی را در خاطر تداعی می کنند.
    از آنجایی که عیوب نگین و رنگ نامرغوب در این برش بیشتر مشخص می شوند، این زحمت را به خود بدهید و سنگی با رنگ و شفافیت عالی انتخاب کنید.
    برش پرنسسی (Princess Cut Diamond)
    یک طرح چهارگوش مربع یا مستطیل با تعداد زیادی وجوه براق است. این مدل برش نسبتاً جدید بوده و اغلب بر روی پایه های تک نگین حلقه نامزدی استفاده می شود. این نوع برش متناسب با دستانی با انگشتان بلند و معمولاً با سنگ های مثلثی شکل که در اطرافش قرار می گیرد، متناسب می شود.
    برای درخشندگی بیشتر این نگین، لازم است تا سنگ عمق کافی داشته باشد، بنابراین وزن بیشتری را طلب می کند.
    - الماس مثلثی (Trilliant Diamonds)
    این طرح مثلثی با درخشندگی آتشین و فوق العاده است و اولین بار در آمستردام ساخته شد. طرح اصلی به طبیعت الماس و سلیقه شخصی فرد برش دهنده بستگی دارد و می تواند به شکل سنتی مثلث با گوشه های زاویه دار و یا یک مثلث گرد شده شامل 25 زاویه بر روی تاج، 19 زاویه بر روی کمر و پایه ای صیقلی شده باشد.
    - الماس برش رادیانت (درخشنده) (Radiant Cut Diamonds)
    این شکل الماس به صورت مربع یا مشتطیل بوده و تلفیقی است از شکوه طرح زمردی و درخشش الماس گرد.
    در این نوع تراش 70 زاویه وجود دارد که تاثیر و شدت انعکاس نور ار به بالاترین حد ممکن می رساند به همین دلیل نیازمند آن است تا وزن بیشتری داشته باشد تا عمق لازم را برای این تراش داشته باشد.
    - الماس برش کوسنی یا کاشن (Cushion Cut Diamond)
    این مدل نگین دارای قدمت زیادی بوده و ترکیبی از برش قدیمی معدنی. برشی عمیق و با زاویه های بزرگ و برش مدرن بیضی

    الماس کولینان (Cullinan Diamond)، بزرگترین الماس خالص (خام) جهان است که تا کنون پیدا شده به وزن 310675 قیراط معادل 35/621 گرم است.
    بزرگترین جواهری که از آن تولید شده به نام کولینان 1 (Cullinan I) یا ستاره بزرگ افریقا (Great Star of Africa) به وزن 4/530 قیراط معادل 1/106 گرم، بزرگترین الماس تراشیده شده تا سال 1985 در جهان بود. کشف الماس طلایی جابلی به وزن 67/545 قیراط معادل 13/109 گرم، که آن هم از معدن پرمیر (Premier) استخراج شده است.

  • اصطلاح شناسی الماس A - H
    الماس: سمبل زیبایی و عشق جاویدان

    الماس تا پیش از آن که تراش داده شود و به حداکثر درخشش خود برسد همانند دیگر سنگ ها به نظر می رسد. در زیر به برخی اصطلاحات رایج در صنعت طلا و جواهر در خصوص تراش و ویژگی های الماس خواهیم پرداخت.

     

    A
     
     
     
     
    Abrasion
     
    سایش
    شکاف های بسیار کوچک در امتداد محل تلاقی فست ها، که به جای فست های تیز موجب پدید آمدن خطوط سفید رنگ شود.
     
    Asscher Cut
     
    تراش آسچر
    نوعی تراش فانتزی به شکل تراش زمردگون مکعبی است که آسچر، تراش دهنده ی الماس و اهل آمستردام هلند آن را در سال 1990 ابداع کرد.
     
    B
     
     
     
     
    Baguette Cut
     
    تراش باگت
    نوعی تراش مستطیل شکل کوچک که ممکن است یک سمت آن باریک تر باشد.
     
    Bearding
     
    ریش شدن
    ترک های متعدد مو مانند و بسیار ریز که داخل الماس وجود دارد.
     
    Bezel
     
    بزل
    فست ( پخ ) هایی بر روی تاج یا قسمت فوقانی الماس که بالای کمربند الماس قرار دارد.
     
    Blemish
     
    نقص
    ناخالصی های سطح موجود بر روی الماس
     
    Bort
     
    خرده الماس
    الماس های صنعتی ( دارای درجه صنعتی) ، الماس هایی که برای مصارف جواهر سازی کاربرد ندارند.
     
    Bow tie
     
    پاپیون
    خروج نور از قسمت انتهایی الماس های دارای تراش فانتزی باعث پیدایش محدوده ای سایه گون و قابل روءیت می شود که به این ویژگی پاپیون می گویند.
     
    Brilliant Cut
     
    تراش برلیان
    معمول ترین نوع تراش گرد که دارای 57 یا 58 فست می باشد.
     
    Bruise
     
     
    نوعی ناخالصی سطحی که طرحی ریشه مانند دارد.
     
    C
     
     
     
     
    Carat
     
    قیراط
    هر قیراط برابر با 200 میلی گرم یا 100 سوت و واحد استاندارد وزن الماس و اغلب سنگ های گران بهای دیگر است.
     
    Carat Spread
     
     
    به تفاوت وزن میان سنگی با تراش ایده آل و سنگ دیگری با تراش نامتناسب و ابعاد خارجی مشابه که قطر کمربند یکسان دارند، گفته می شود. برخی اوقات از این ترفند به منظور فروش سنگ های دارای ارتفاع کم استفاده می شود. سنگ هایی با این گونه تراش ها، کوتاه و چاق به نظر می رسند که این ویژگی موجب بزرگ تر جلوه نمودن آن ها می شود. در حالی که در مقایسه با تراش های ایده آل وزن کمتری دارند.
     
    Carbon Spot
     
    ذرات کربن
    اصطلاحی که برخی اوقات برای توصیف شکل ظاهری ناخالصی موجود در الماس استفاده می شود.
     
    Cavity
     
    حفره
    نوعی ناخالصی که از یک حفره بزرگ یا عمیق تشکیل شده است.
     
    Certificate
     
    شناسنامه
    سند (مدرک) صادر شده توسط موسسات گوهرشناسی معتبر، به منظور شرح ویژگی های الماس
     
    Chip
     
    لب پریدگی
    تکه ی جدا شده ی بسیار کوچک که بر اثر فرسایش، شکستگی یا تراش نامناسب ایجاد می شود.
     
    Cleavage
     
    رخ، تورق
    به تمایل مواد معدنی بلورین مانند الماس به شکسته شدن در بیش از یک جهت هنگام وارد شدن ضربه، گفته می شود. رخ یا تورق یکی از دو روشی است که تراش دهندگان الماس برای تراش کریستال الماس خام استفاده می کنند. همچنین اره کردن روش دیگری است که ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد.
     
    Cloud
     
    ابر
    گروهی از ناخالصی های ریز سفید رنگ که ظاهری شیری رنگ یا حالت ابری به الماس می بخشد.
     
    Crown
     
    تاج
    بخشی که در قسمت فوقانی کمربند الماس قرار دارد.
     
    Crown Angle
     
    زاویه تاج
    زاویه ای که بر اساس آن فست های بزل با شیب کمربند تلاقی می کنند. همچنین این اتفاق ممکن است در تراش زمردگون، از تلاقی ردیفی از فست های متحد المرکز با کمربند الماس پدید آید.
     
    Culet
     
    پخ زیرین
    فستی که در نوک قسمت تحتانی الماس قرار دارد. الماس های فاقد پخ زیرین دارای نوک تیز در قسمت تحتانی می باشند. اما الماس هایی که پخ زیرین بزرگ دارند، دارای نوک مسطح هستند. پخ زیرین م یتواند مانع از لب پر شدن الماس شود. اما در صورتی که اندازه ی آن بزرگ یا متوسط باشد نوعی نقص و اشکال محسوب می شود. هنگامی که به الماس هایی با این ویژگی از بالا نگاه کنیم به نظر می رسد که در قسمت انتهایی دارای سوراخ هستند.
     
    D
     
     
     
     
    Dahila Cut
     
    تراش دالیا
    نوعی تراش بیضی شکل دارای قسمت های ابتدایی و انتهایی مسطح که در مجموع دارای 51 فست، 37 فست بر روی تاج و 14 فست بر روی پاویلیون می باشد. گابی تولکوفسکی در دهه ی 1990 آن را شرکت دبییرز ابداع کرد.
     
    Depth
     
    عمق
    به ارتفاع الماس از صفحه Table تا پخ زیرین عمق گفته می شود. درصد عمق که بر روی شناسنامه نوشته می شود نشانگر نسبت ارتفاع الماس به عرض (پهنا) آن است. الماسی که ارتفاع آنن بسیار کم یا بسیار زیاد باشد نور را به جای نوک فست از کناره ها یا قسمت انتهایی منعکس می کند.
     
    E
     
     
     
     
    Eight Cut
     
    تراش هشت
    این تراش که تراش ساده نیز نامیده می شود به طور معمول مختص الماس های بسیار کوچک با کمتر از 17 یا 18 فست می باشد. بسیاری از آن ها در کشورهای خاور دور تراش داده می شوند و به منظور کاهش بهای جواهر مورد استفاده قرار می گیرند.
     
    Emerald Cut
     
    تراش زمردگون
    الماسی دارای تراش صفحه ای که به طور معمول به شکل مستطیل و دارای گوشه های تراش یافته است. ایده آل ترین نسبت ارتفاع به عرض (پهنا) در تراش زمردگون 1.5 به 1.7 می باشد.
     
    Eye Clean
     
     
    الماسی که با چشم غیر مسلح و بدون استفاده از لوپ، فاقد هرگونه ناخالصی قابل روءیت است.
     
    Extra Facet
     
    فست اضافی
    فست نادرست، فستی که بدون در نظر گرفتن تقارن و سبک تراش بر روی سنگ ایجاد شده است.
     
    F
     
     
     
     
    Facet
     
    فست
    به سطح شیبدار و صیقلی الماس گفته می شود. تراش برلیان یا تراش مدور کامل، به طور معمول دارای 58 فست می باشد.
     
    Faceted Girdle
     
    کمربند فست دار
    برخی تراش دهندگان الماس به منظور دستیابی به حداکثر انعکاس نور در تراش الماس گرد، کمربند را نیز به 32 فست تراش می دهند.
     
    Facet junction
     
    محل تلاقی فست ها
     
     
    Fancy
     
    فانتزی
    ا لماسی که دارای شکلی غیر گرد (پرنس، زمردگون، بیضی شکل و غیره) است یا دارای رنگی جذاب غیر از زرد روشن یا قهوه ای باشد.
     
    Feather
     
    پر
    شکاف یا ترک خوردگی بر اثر شکستگی بر اثر شکستگی که اغلب دارای ظاهری پر مانند و سفید است.
     
    Flow
     
    نقص
    ناخالصی موجو در الماس
     
    Finish
     
    پرداخت
    به یکی از ویژگی های الماس گفته می شود که پس از تراش توسط تراش دهنده به آن بخشیده شده است و تمامی ویژگی های ظاهری الماس را دربرمیگیرد. لازم به ذکر است که ویژگی های مذکور ارتباطی به ماهیت ذاتی و طبیعی الماس خام ندارد.
     
    Fluorescence
     
    رنگ تابی
    درخشش آبی رنگ الماس هنگامی که تحت تابش نور فرابنفش قوی قرار میگیرد.
     
    Fluorescence Ratings
     
    درجه رنگ تابی
    به درجه بندی رنگ تابی الماس شامل آبی پررنگ، آبی متوسط، اندکی آبی، آبی محو، خفیف و فاقد رنگ آبی گفته می شود. در صورت برخورداری از خاصیت رنگ تابی به رنگ آبی پررنگ، الماس در نور خورشید شیری رنگ به نظر خواهد رسید.
     
    Fracture
     
    شکاف
    به ترک موجود بر روی سطح الماس گفته می شود.
     
    G
     
     
     
     
    Girdle
     
    کمربند الماس
    لبه ی بیرونی یا عریض ترین بخش الماس که چیزی شبیه به کمربند را پیرامون الماس تشکیل می دهد. برخ یتراش دهندگان به منظور دستیابی به حداکثر بازتاب نور، کمربند را نیز به حالت فستدار تراش می دهند.
     
    Grain
     
    رگه
    محدوده ی کوچکی از ساختار بلورین متراکم که به طور معمول با پین پوینت ها Pinpoint در ارتباط می باشد.
     
    Green
     
    سبز
    رنگ فانتزی طبیعی که بسیار کمیاب و طیف رنگی آن بین لیمویی تا سبز نیره می باشد. الماس هایی که به منظور بهسازی تحت پرتوافکنی قرار گرفته اند نیز ممکن است دارای تغییرات رنگ سبز باشند.
     
    H
     
     
     
     
    Hardness
     
    سختی
    به مقاومت مواد معدنی در برابر خراشیدگی گفته می شود. میزان سختی بر روی مقیاس موس Mohs بین 0 تا 10 می باشد.
     
    Hearts &amp;amp;amp;amp; Arrow Cut
     
    تراش قلب و پیکان
    به آن دسته از برلیان های مدور با تراش به طور کامل متقارن و دارای 58 فست گفته می شود که در شرایط خاص نورپردازی، طرحی شبیه به قلب و پیکان های ستاره مانند با طول و عرض یکسان از خود نشان می دهند.
     
    Heart shape Cut
     
    تراش قلبی شکل
    نوعی تراش فانتزی به شکل قلب .
     

     


  • اصطلاح شناسی الماس I - Z
     
    I
     
     
     
    Inclusion
     
    درون گیر
    ناخالصی های درونی الماس که در نوع خود نشانه تولد Birth Mark یک الماس به شمار می آیند. این ناخالصی ها با لوپ هایی که دارای بزرگ نمایی10X هستند قابل روءیت می باشند و بر روی شفافیت الماستاثیرگذارند. اندازه، رنگ و محل قرار گرفتن ناخالصی هیچ یک از الماس ها شبیه به یکدیگر نمی باشد.
    Internal Graining
     
    رگه های داخلی
    رشد ساختارهای بلورین نا منظم داخل الماس که ممکن است به رنگ شیری (به شکل خطوط و رگه ها) به حالت بی رنگ، یا دارای ساختاری انعکاسی باشند.
    K
     
     
     
    Kimberlite
     
    کیمبرلیت
    مخلوطی سخت از جنس سنگ های معدنی به شکل لوله مانند که بر اثر سخت شدن مواد مذاب آتشفشانی پدید می آید. کیمبرلیت منبع طبیعی الماس نمی باشد اما همانند بالابر یا آسانسوری عمل می کند که الماس را به سطح زمین هدایت می نماید. نام آن در معدن کیمبرلی در آفریقای جنوبی گرفته شده است، مکانی که این پدیده برای بار اول مشاهده شد.
    Knot
     
    گره
    ناهنجاری ساختار بلورین که پس از تراش به سطح الماس می رسد.
    L
     
     
     
    Laser drill hole
     
    حفره ی لیزر
    حفره ایی که به وسیله ی اشعه ی لیزر برای از بین بردن یا خارج کردن برخی ناخالصی های قابل روءیت داخل الماس ایجاد شده در سطح، حفره مانند است. در حالی که این حفره در قسمت داخلی به شکل سوزن به نظر می رسد.
     
     
     
    ------------------------------------------------------------------
    Laser Identification
     
    تعیین هویت لیزری
    نوشته ای در مقیاس میکروسکوپی که به وسیله ی لیزر بر روی الماس نگاشته می شود. این نوشته را می توان به راحتی با پرداخت از بین برد.
    M
     
     
     
    Marquise Cut
     
    تراش مارکوئیز
    شکل تغییر یافته ی تراش برلیان که شبیه به قایق، بیضی و دارای ابتدا و انتهای نوک تیز می باشد و در گذشته تراش قایقی Navette نیز گفته می شد.
    Melee
     
    ریز الماس
    الماس هایی با وزن زیر 20 سوت
    Mixed Cut
     
    تراش آمیخته
    سنگی که تاج یا پاویلیون آن دارای تراش برلیان و دیگر قسمت های آن دارای تراش صفحه ای باشد.
    N
     
     
     
    Natural
     
    طبیعی
    بخشی از الماس خام که روی الماس پس از فرایند تراش باقی می ماند.
    Needle
     
    سوزن
    ساختار بلورین نازک و طویل که به شکل نخی نازک در الماس به نظر می رسد.
    Nick
     
    پریدگی
    شکافی در نزدیکی کمربند یا لبه ی فست دار.
    O
     
     
     
    Off Make
     
    فاقد شکل
    الماسی که دارای نسبت های نامتناسب باشد.
    Old European Cut
     
    تراش کهن اروپایی
    نوعی تراش مدور قدیمی که شباهت زیادی به تراش برلیان مدور دارد اما دارای صفحه ی خیلی کوچک و تاج خیلی سنگین می باشد.
    Oval Cut
     
    تراش بیضی شکل
    نوعی تراش بیضی شکل که دارای فست می باشد.
    P
     
     
     
    Pavillion
     
    پاویلیــون
    بخش تحتانی الماس که در قسمت زیرین کمربند قرار دارد.
    Pendeloque
     
    تراش آویز
    شکل تغییر یافته ی تراش برلیان که به حالت گلابی شکل می باشد.
    Pink
     
    صورتی
    نوعی رنگ قرمزگون فانتزی کمیاب. این امکان وجود دارد که الماس های تحت فرایند بهسازی (نه دسته ی الماس های طبیعی به رنگ صورتی) هم دارای چنین رنگی شوند.
    Pit
     
    حفره
    حفره ای کوچک که برخی اوقات شبیه به نقطه ای سفید رنگ به نظر می رسد.
    Points
     
    صدم
    یک پوینت برابر با یک صدم قیراط می باشد.
    Polish Lines
     
    خطوط پرداخت
    خطوط موازی کوچک که پس از پرداخت بر جای می مانند. شیارهای موازی که با یک فست محدود می شوند. این شیارها بر اثر بی نظمی های بلورین یا شیارهای موازی کوچک پدی آمده در سطوح خراشیده به وجود می آیند.
    Polish Mark
     
    نشان پرداخت
    در صورتی که بر اثر حرارت بیش از حد (که به آن نشان سوختگی یا فست سوخته گفته می شود) یا پرداخت نامناسب، سطح الماس شبیه به هوای ابری یا شیشه ی بخار گرفته شود در اصطلاح به آن نشان پرداخت گفته می شود.
    Premier
     
    پریمیر، دگرش
    الماسی که دارای بدنه ی زرد رنگ و رنگ تابی آبی پر رنگ باشد. این گونه الماس ها سفید تر از آنچه هستند که به نظر می رسند اما در زیر نور خورشیدبه حالت روغنی تیره و رنگ تابی اندک به نظر می رسند. ارزش این گونه الماس ها کمتر از الماس های دیگر است.
    Princess Cut
     
    تراش پرنسس
    جواهری مکعب شکل دارای پایه ی فست دار. این تراش شباهت بسیاری به تراش برلیان دارد با این تفاوت که به شکل مکعب است.
    R
     
     
     
    Radiant Cut
     
    تراش شعاعی
    نوعی تراش فانتزی برلیان که به شکل مربع یا مستطیل با گوشه های بریده شده است.
    Ratio
     
    نسبت
    مقایسه نسبت طول الماس به عرض آن که تنها به منظور تحلیل نمای کلی تراش های فانتزی مورد استفاده قرار می گیرد و برای الماس های مدور به کار نمی رود.
    River
     
    ریور، درجه بندی رنگ الماس خالص
    واژه ای غیر مرسوم برای توصیف رنگ الماس، به طور مثال
    River=D and E white به معنای آن است که درجه رنگ این الماس D می باشد و به گونه ای استثنایی(E) ، سفید است.
    Round Cut
     
    تراش مدور
    معمول ترین نوع تراش که اغلب دارای 58 فست می باشد. اکثر تراش های برلیان به حالت مدور می باشند زیرا بیشترین درخشش را به سنگ می بخشد.
    Rose Cut
     
    تراش فلامکی
    تراشی که دارای پایه ی مسطح و فست هایی می باشد که به سمت نوک تیز تراش کشیده شده اند. این تراش در جواهرات آنتیک متعلق به قرن هفدهم به چشم می خورد اما چند سالی است که استفاده از آن دو مرتبه مرسوم شده است.
    S
     
     
     
    Scratch
     
     
    نوعی نشان شناسایی، خطی به رنگ سفید که ممکن است صاف یا منحنی باشد.
    Simulant
     
    شبیه
    هرگونه ماده طبیعی یا مصنوعی شبیه به الماس که تحت عنوان الماس طبیعی یا مصنوعی خرید و فروش می شود مانند شیشه، کیوبیک زیرکونیا، مویسانایت، YAG و GGG و غیره
    Single Cut
     
    تراش ساده
    الماس مدور بسیار کوچک که تنها دارای 16 یا 17 فست می باشد. در حالی که یک الماس با تراش برلیان مدور دارای 57 یا 58 فست است. این گونه الماس ها به طور معمول برای روش نصب سنگ فروشی مورد استفاده قرار می گیرند.
    Spread Cut
     
    تراش گسترده
    الماسی با صفحه ی بزرگ و تاج کم ارتفاع
    Step Cut
     
    تراش صفحه ای
    یکی از سه روش آرایش فست ها که دارای سه ردیف فست متحدالمرکز پیرامون صفحه و سه ردیف فست متحدالمرکز پیرامون پخ زیرین می باشد
    Surface Graining
     
    رگه های سطحی
    بی نظمی های ساختاری سطحی که شبیه به خطوط اتصالات سطح با شیارها و سطوح موج داری به نظر می رسند که اغلب اتصالات فست ها را قطع می کنند.
    Symmetry
     
    تقارن
    بیانگر تفاوت های جزئی موجود در نسبت های الماس است. شامل: عدم تناسب فست ها یا فست هایی که به طور دقیق به کمربند ختم نمی شوند.
    T
     
     
     
    Table
     
    صفحه
    فست مسطح موجود بر روی قسمت فوقانی الماس که بزرگ ترین فست الماس تراش یافته محسوب می شود.
    Table Percentage
     
    نسبت صفحه
    عددی که نشان دهنده ی نسبت قطر صفحه به کل الماس است. الماسی با صفحه ی 60 درصد، دارای صفحه ای است که عرض آن 60 درصد از کل الماس را تشکیل می دهد.
    Tone
     
    رنگ
    رنگ الماس بر روی مقیاس تعیین رنگ از بی رنگ تا سیاه می باشد.
    Top Wesselton
     
     
    به رنگ های F و G اشاره دارد. برخی افراد F را Top Wesselton می نامند.
    Treated Diamond
     
    الماس بهسازی شده
    بهسازی رنگ های فانتزی: الماس هایی که رنگ بدنه ی آن ها بر اثر پرتوافکنی مصنوعی، برخی اوقات به همراه حرارت های کنترل شده پدید آمده باشد.
    دیگر روش های بهسازی الماس شامل: روکش کردن Coating، پر کردن شکاف ها، سفید کردن (پرداخت) لکه ها به کمک لیزر، HPHT (فشار بالا، دمای بالا) سفید کردن به وسیله ی جریان الکترومغناطیسی می باشند.
    Trilliant Cut
     
    تراش تریلیانت
    نوعی تراش فانتزی برلیان به شکل مثلث
    Twinning Wisp
     
     
    محدوده ای به حالت هوای ابری یا مه آلود که بر اثر ناهماهنگی ساختار بلورین الماس پدید می آید و بهTwinning Planes متصل می باشند.
    V
     
     
     
    Van Graff
     
    ون گرف
    یک شبه الماس از جنس کیوبیک زیرکونیا ی بهسازی شده توسط اکسیدایتریم Yttrium Oxideمی باشد. درجه ی سختی آن بر روی مقیاس موس8.7 است
    W
     
     
     
    Wesselton
     
    وسلتون
    در اصل نام معدن الماسی بوده که از آن الماس سفید استخراج می شده است و امروزه واژه ای است که به ندرت برای توصیف رنگ الماس مورد استفاده قرار میگیرد. وسلتون الماس سفید Hاست.

     

     


  • اصطلاح‌شناسي الماس
    الماس تا پيش از آن‌كه تراش داده شود و حداكثر درخشش را ايجاد كند همانند ديگر سنگ‌ها به نظر مي‌رسد. در زير به برخي اصطلاحات رايج در صنعت طلا و جواهر در خصوص تراش و ويژگي‌هاي الماس خواهيم پرداخت.


    Abrasion: سايش 
    شكاف‌هاي بسيار كوچك در امتداد "محل تلاقي فاست‌ها Facet junction"، كه به جاي فاست‌هاي تيز موجب پديد آمدن خطوط سفيد رنگ مي‌شوند. 

    Asscher Cut: تراش آسچر 
    نوعي تراش فانتزي به شكل تراش زمردگون مكعبي است كه آسچر، تراش‌دهنده‌ي الماس اهل آمستردام، آن را در سال 1990 ابداع كرد. 
     


     

    Baguette Cut: تراش باگت 
    نوعي تراش مستطيل شكل كوچك كه ممكن است يك سمت آن باريك‌تر باشد. 

    Bearding: ريش شدن
    ترك‌هاي متعدد مو مانند و بسيار ريز كه داخل الماس وجود دارند.

    Bezel: بزل   
    يك فاست بر روي تاج يا قسمت فوقاني الماس كه بالاي كمربند الماس قرار دارد. 

    Blemish: نقص 
    ناخالصي‌هاي سطحي موجود بر روي الماس. 

    Bort: خرده الماس 
    الماس‌هاي صنعتي (داراي درجه كيفي صنعتي)، الماس‌هايي كه براي مصارف جواهرسازي كاربرد ندارند. 

    Bow tie: پاپيون 
    محدوده‌اي سايه‌گون و قابل رؤيت مي‌شود كه به اين ويژگي "پاپيون" مي‌گويند. خروج نور از قسمت انتهايي الماس‌هاي داراي تراش فانتزي باعث پيدايش آن مي‌شود.    

    Brilliant Cut: تراش برليان 
    معمول‌ترين نوع تراش گرد كه داراي 57 يا 58 فاست مي‌باشد. 

    Bruise: 
    نوعي ناخالصي سطحي كه طرحي ريشه مانند دارد. 



    Carat: قيراط 
    هر قيراط برابر با 200 ميلي‌گرم و واحد استاندارد وزن الماس و اغلب سنگ‌هاي گرا‌ن‌بهاي ديگر است. 

    Carat Spread: 
    به تفاوت وزني ميان سنگي با تراش ايده‌آل و سنگ ديگري با تراش نامتناسب و ابعاد خارجي مشابه(قطر كمربند يكسان) گفته مي‌شود. برخي اوقات از اين ترفند به منظور فروش سنگ‌هاي داراي ارتفاع كم استفاده مي‌شود. سنگ‌هايي با اين‌گونه تراش‌ها كوتاه و چاق به نظر مي‌رسند كه اين ويژگي موجب بزرگ‌تر جلوه كردن آن‌ها مي‌شود در حالي‌كه در مقايسه با تراش‌هاي ايده‌آل وزن كمتري دارند. 

    Carbon Spot: ذرات كربن 
    اصطلاحي كه برخي اوقات براي توصيف شكل ظاهري ناخالصي موجود در الماس استفاده مي‌شود. 

    Cavity: حفره 
    نوعي ناخالصي كه از يك حفره بزرگ يا عميق تشكيل شده است. 

    Certificate: شناسنامه 
    سند(مدرك) صادر شده توسط مؤسسات گوهرشناسي معتبر( HRD ،IGI، GIA) به منظور شرح ويژگي‌هاي الماس. 
     

    Chip: لب پريدگي 
    تكه‌ي جداشده‌ي بسيار كوچك كه بر اثر فرسايش، شكستگي يا تراش نامناسب ايجاد مي‌شود. 
    Cleavage‌

    : رخ، تورق 
    به تمايل مواد معدني بلورين مانند الماس به شكسته شدن در بيش از يك جهت هنگام وارد شدن ضربه‌، گفته مي‌شود. رخ يا تورق يكي از دو روشي است كه تراش دهندگان الماس براي تراش كريستال الماس خام استفاده مي‌كنند. اره كردن روش ديگري است كه آن‌ها به‌كار مي‌برند. 
     

    Cloud: ابر
    گروهي از ناخالصي‌هاي ريز سفيدرنگ كه ظاهري شيري رنگ يا حالت ابري به الماس مي‌بخشند. 
     

    Crown‌: تاج 
    بخشي كه در قسمت فوقاني كمربند الماس قرار دارد. 
     

    Crown Angle: زاويه‌ي تاج 
    زاويه‌اي كه بر اساس آن فاست‌هاي بزل الماس با (يا در تراش زمردگون، رديفي از فاست‌هاي متحدالمركز) شيب كمربند تلاقي مي‌كنند. 
     

    Culet: پخ زيرين   
    فاستي كه در نوك قسمت تحتاني الماس قرار دارد. الماس‌هاي فاقد پخ زيرين داراي نوك تيز در قسمت تحتاني مي‌باشند اما الماس‌هايي كه پخ زيرين بزرگ دارند، داراي نوك مسطح هستند. پخ زيرين مي‌تواند مانع از لب پر شدن الماس شود اما درصورتي‌كه اندازه‌ي آن‌ بزرگ يا متوسط باشد نوعي نقص و اشكال محسوب مي‌شود. هنگامي‌كه از بالا به الماس‌هايي با اين ويژگي نگاه مي‌شود به نظر مي‌رسد كه در قسمت انتهايي داراي سوراخ هستند.



     

    Dahlia Cut: تراش داليا 
    نوعي تراش بيضي شكل داراي قسمت‌هاي ابتدايي و انتهايي مسطح كه در مجموع داراي 51 فاست، 37 فاست بر روي تاج، 14 فاست بر روي پاويليون مي‌باشد. "گابي تولكوفسكي Gabi Tolkowsky" در دهه 1990 آن را براي شركت دبييرز ابداع كرد. 

    Depth: عمق 
    ارتفاع الماس از "صفحه Table" تا پخ زيرين. درصد عمق كه بر روي شناسنامه نوشته مي‌شود نشانگر نسبت ارتفاع الماس به عرض (پهنا) آن است. الماسي كه ارتفاع آن بسيار كم يا بسيار زياد باشد نور را به جاي نوك فاست‌ها از كناره‌ها يا قسمت انتهايي منعكس مي‌كند. 


     

    Eight Cut: تراش هشت 
    اين تراش كه "تراش منفرد Single Cut" هم ناميده مي‌شود به طور معمول مختص الماس‌هاي بسيار كوچك با كمتر از 17 يا 18 فاست مي‌باشد. بسياري از آن‌ها در كشورهاي خاور دور تراش داده مي‌شوند و به منظور كاهش بهاي جواهر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 
     

    Emerald Cut: تراش زمردگون 
    الماس Step Cut كه به طور معمول به شكل مستطيل و داراي گوشه‌هاي تراش يافته است، ايده‌آل‌ترين نسبت ارتفاع به عرض (پهنا) در تراش زمردگون 5/1 به 7/1 مي‌باشد. 
     

    Eye Clean‌: 
    الماسي كه با چشم غيرمسلح و بدون استفاده از لوپ، فاقد هرگونه ناخالصي قابل رؤيت است. 
     

    Extra Facet: فاست اضافي 
    "فاست نادرست‌"، فاستي كه بدون در نظر گرفتن تقارن و سبك تراش بر روي سنگ قرار گرفته است. 



     

    Facet: فاست 
    به سطح شيب‌دار و صيقلي الماس گفته مي‌شود. تراش برليان، يا همان تراش مدور كامل، به طورمعمول داراي 58 فاست مي‌باشد. 
     

    Faceted Girdle: كمربند فاست‌دار 
    برخي تراش دهندگان الماس به منظور دستيابي به حداكثر انعكاس نور در تراش الماس گرد، كمربند را نيز به 32 فاست تراش مي‌دهند. 
     

    Fancy: فانتزي 
    الماسي كه داراي شكلي غير از گرد(پرنس، زمردگون، بيضي‌ شكل و غيره) است يا داراي رنگي جذاب غير از زرد روشن يا قهوه‌اي باشد. 
     

    Feather: پر 
    شكاف يا ترك‌خوردگي بر اثر شكستگي كه اغلب داراي ظاهري پرمانند و سفيد است. 
     

    Flow: نقص 
    ناخالصي موجود در الماس 
     

    Finish: پرداخت

    به يكي از ويژگي‌هاي الماس گفته مي‌شود كه پس از تراش توسط تراش‌دهنده به آن بخشيده شده است و تمامي ويژگي‌هاي ظاهري الماس را دربرمي‌گيرد. لازم به ذكر است كه ويژگي‌هاي مذكور ارتباطي به ماهيت ذاتي و طبيعي الماس خام ندارد. 

    Fluorescence: رنگ تابي 
    درخشش آبي رنگ الماس هنگامي‌كه تحت تابش نور فرابنفش قوي قرار مي‌گيرد. 

    Fluorescence Ratings: درجه‌بندي رنگ‌تابي
    به درجه‌بندي رنگ‌تابي الماس شامل آبي پررنگ، آبي متوسط، اندكي آبي، آبي محو وخفيف و فاقد رنگ آبي گفته مي‌شود. در صورت برخورداري از خاصيت رنگ تابي به رنگ آبي پررنگ، الماس در نور خورشيد "شيري رنگ" به نظر خواهد رسيد. 
    به ترك موجود بر روي سطح الماس گفته مي‌شود.  

    G‌    
     

    Girdle: كمربند الماس 
    لبه‌ي بيروني يا عريض‌ترين بخش الماس كه چيزي شبيه به كمربند را پيرامون الماس تشكيل مي‌دهد. برخي تراش‌دهندگان به منظور دستيابي به حداكثر بازتاب نور، كمربند را نيز به حالت فاست‌دار تراش مي‌دهند. 
     

    Grain: رگه 
    محدوده‌ي كوچكي از ساختار بلورين متراكم كه به طور معمول با "پين‌پوينت‌ها Pinpoint" در ارتباط مي‌باشد. 
     

    Green: سبز 
    رنگ فانتزي طبيعي كه بسيار كمياب و طيف رنگي آن بين ليمويي تا سبز تيره مي‌باشد. الماس‌هايي كه به منظور بهسازي تحت پرتوافكني قرار گرفته‌اند نيز ممكن است داراي تغيير رنگ سبز باشند. 

    H
     

    Hardness: سختي
    به مقاومت مواد معدني در برابر خراشيدگي گفته مي‌شود. ميزان سختي بر روي مقياس "موس Mohs" بين 0 تا 10 مي‌باشد. 
     

    Hearts & Arrow Cut: تراش قلب و پيكان
    به آن دسته از برليان‌هاي مدور با تراش به طور كامل متقارن و داراي 58 فاست گفته مي‌شود كه در شرايط خاص نورپردازي، طرحي شبيه به قلب و پيكان‌هاي ستاره مانند با طول و عرض يكسان از خود نشان مي‌دهند.
     

    Heart shape Cut‌: تراش قلبي شكل    
    نوعي تراش فانتزي به شكل قلب.
     

    I
     

    Inclusion: درون‌گير
    ناخالصي‌هاي دروني الماس كه در نوع خود "نشان تولد Birth Mark‌‌" يك الماس به‌شمار مي‌آيند. اين ناخالصي‌ها با لوپ‌هايي كه داراي بزرگ‌نمايي 10X هستند قابل رؤيت مي‌باشند و بر روي شفافيت الماس تاثيرگذارند. اندازه، رنگ و محل قرار گرفتن ناخالصي هيچ يك از الماس‌ها شبيه به يكديگر نمي‌باشد. 

    Internal Graining: رگه‌هاي داخلي 
    رشد ساختارهاي بلورين نامنظم داخل الماس كه ممكن است به رنگ شيري، شبيه به خطوط و رگه‌ها به حالت بي‌رنگ، رنگي يا ساختاري انعكاسي باشد. 


     

    Kimberlite: كيمبرليت
    مخلوطي سخت از جنس سنگ‌هاي معدني به شكل لوله مانند كه بر اثر سخت شدن مواد مذاب آتشفشاني پديد مي‌آيد. كيمبرليت منبع طبيعي الماس نمي‌باشد اما همانند بالابر يا آسانسوري عمل مي‌كند كه الماس را به سطح زمين هدايت مي‌كند. نام آن از معدن كيمبرلي در افريقاي جنوبي گرفته شده است، مكاني كه اين پديده براي اولين بار مشاهده شد.                     ‌     
     

    Knot‌: گره 
    ناهنجاري ساختار بلورين كه پس از تراش به سطح الماس مي‌رسد. 
     

    L

     

    Laser drill hole:
    حفره‌اي كه به وسيله‌ي اشعه‌ي ليزر براي از بين بردن يا خارج كردن برخي ناخالصي‌هاي قابل رؤيت داخل الماس ايجاد مي‌شود. سوراخ ايجاد شده در سطح حفره مانند است در حالي‌كه اين حفره در قسمت داخلي به شكل سوزن به نظر مي‌رسد. 
     

    Laser Identification: 
    نوشته‌اي در مقياس ميكروسكوپي كه به وسيله‌ي ليزر بر روي الماس نگاشته مي‌شود. اين نوشته را مي‌توان به راحتي با پرداخت از بين برد. 
     

    M
     

    Marquise Cut: تراش ماركيز
    شكل تغيير يافته‌ي تراش برليان كه شبيه به قايق، بيضي شكل و داراي ابتدا و انتهاي نوك تيز مي‌باشد و در گذشته "تراش قايقي Navette" ناميده شده است.  
    Melee: ريز الماس
    الماس‌هايي با وزن زير 20. قيراط 
     

    Mixed Cut: تراش آميخته 
    سنگي كه تاج يا پاويليون آن داراي تراش برليان و ديگر قسمت‌هاي آن داراي تراش Step‌ باشد. 
     


     

    Natural: طبيعي 
    بخشي از الماس خام كه بر روي الماس پس از فرايند تراش باقي مي‌ماند. 
     

    Needle: سوزن 
    ساختار بلورين نازك و طويل كه به شكل نخي نازك در الماس به نظر مي‌رسد. 
     

    Nick: پريدگي
    شكافي در نزديكي كمربند يا لبه‌ي فاست‌دار 
     


     

    Off Make: 
    الماسي كه داراي نسبت‌هاي نامتناسب باشد. 
     

    Old European Cut: تراش كهن اروپايي 
    نوعي تراش مدور قديمي كه شباهت زيادي به تراش برليان مدور دارد اما داراي صفحه‌ي خيلي كوچك و تاج  Heavy‌مي‌باشد. 
     

    Oval Cut: تراش بيضي شكل 
    نوعي تراش بيضي شكل كه داراي فاست مي‌باشد. 
     


     

    Pavillion: پاويليون 
    بخش تحتاني الماس كه در قسمت زيرين كمربند قرار دارد. 
     

    Pendeloque Cut: تراش آويز
    شكل تغيير يافته‌ي تراش برليان كه به حالت گلابي شكل مي‌باشد. 
     

    Pink: صورتي 
    نوعي رنگ قرمزگون فانتزي كمياب. اين امكان وجود دارد كه الماس‌هاي تحت فرايند بهسازي(نه از دسته‌ي الماس‌هاي طبيعي به رنگ صورتي) هم داراي چنين رنگي شوند. 

    Pit: حفره 
    حفره‌اي كوچك كه برخي اوقات شبيه به نقطه‌اي سفيد رنگ به نظر مي‌رسد. 
     

    Points‌: صدم
    يك "پوينت Point‌" برابر با يك صدم قيراط مي‌باشد. 
     

    Polish lines: خطوط پرداخت 
    خطوط موازي كوچك كه پس از پرداخت بر جاي مي‌مانند. شيارهاي موازي كه با يك فاست محدود مي‌شوند. اين شيارها بر اثر بي‌نظمي‌هاي بلورين يا شيارهاي موازي كوچك پديد آمده در سطوح خراشيده به وجود مي‌آيند. 

    Polish Mark: نشان پرداخت
    در صورتي‌كه بر اثر حرارت بيش از حد (كه به آن نشان سوختگي يا فاست سوخته گفته مي‌شود) يا پرداخت نامناسب، سطح الماس شبيه به هواي ابري يا شيشه‌ي بخار گرفته شود در اصطلاح به آن "نشان پرداخت Polish Mark" گفته مي‌شود. 
     

    Premier: پرمير، دگرش
    الماسي كه داراي بدنه‌ي زرد رنگ و رنگ‌تابي آبي پررنگ باشد. اين گونه الماس‌ها سفيدتر از آنچه هستند به نظر مي‌رسند اما در زير نور خورشيد به حالت روغني تيره و رنگ‌تابي اندك به نظر مي‌رسند. ارزش اين‌گونه الماس‌ها كمتر از الماس‌هاي ديگر است. 
     

    Princess Cut: تراش پرنسس
    سنگي مكعب شكل داراي پايه‌ي فاست‌دار. اين تراش شباهت بسياري به تراش برليان دارد با اين تفاوت كه به شكل مكعب است. 
     

    Radiant Cut: تراش شعاعي 
    نوعي تراش فانتزي برليان كه به شكل مربع يا مستطيلي با گوشه‌هاي بريده شده است. 
     

    Ratio: نسبت 
    مقايسه‌ي نسبت طول الماس به عرض آن كه تنها به منظور تحليل نماي كلي تراش‌هاي فانتزي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و براي الماس‌هاي مدور به كار نمي‌رود. 
     

    River: ريور، درجه‌بندي رنگ الماس خالص
    واژه‌اي غيرمرسوم براي توصيف رنگ الماس، به طور مثال D and E white‌= River‌ كه به معناي آن مي‌باشد كه درجه رنگ اين الماس " River‌   "Dمي‌باشد و به گونه‌اي استثنايي (E: exceptionally) سفيد(White) است. 
     

    Round Cut: تراش مدور 
    معمول‌ترين نوع تراش كه اغلب داراي 58 فاست مي‌باشد. اكثر تراش‌هاي برليان به حالت مدور مي‌باشند زيرا بيشترين درخشش را به سنگ مي‌بخشد. 
     

    Rose Cut: تراش فلامكي
    تراشي كه داراي پايه‌ي مسطح و فاست‌هايي مي‌باشد كه به سمت نوك تيز تراش كشيده شده‌اند. اين تراش در جواهرات آنتيك متعلق به قرن هفدهم به چشم مي‌خورد اما چند سالي است كه استفاده از آن دو مرتبه مرسوم شده است. 

    Scratch: 
    نوعي نشان شناسايي، خطي به رنگ سفيد كه ممكن است صاف يا منحني باشد. 
     

    Simulant: شبيه
    هرگونه ماده‌ي طبيعي يا مصنوعي شبيه به الماس كه تحت عنوان الماس طبيعي يا مصنوعي خريد و فروش مي‌شود مانند شيشه، كيوبيك زيركونيا، مويسانايت، YAG و GGG‌و غيره 
     

    Single Cut: تراش ساده
    الماس مدور بسيار كوچك كه تنها داراي 16 يا 17 فاست مي‌باشد درحالي‌كه، يك الماس با تراش برليان مدور داراي 57 تا 58 فاست است. اين‌گونه الماس‌ها به طور معمول براي روش نصب سنگ فرشي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 
     

    Spread Cut: تراش گسترده 
    الماسي با "صفحه‌ي Table" بزرگ و تاج كم ارتفاع 
     

    Step Cut: 
    يكي از سه روش آرايش فاست‌ها كه داراي سه رديف فاست‌هاي متحدالمركز پيرامون صفحه(Table) و سه رديف فاست متحدالمركز پيرامون پخ زيرين (Culet‌) مي‌باشد. 
     

    Surface Graining: رگه‌هاي سطحي
    بي‌نظمي‌هاي ساختاري سطحي كه شبيه به خطوط اتصالات (Junction) سطح با شيارها و سطوح موج داري به نظر مي‌رسند كه اغلب اتصالات فاست‌ها را قطع مي‌كنند. 
     

    Symmetry: تقارن 
    بيانگر تفاوت‌هاي جزئي موجود در نسبت‌هاي الماس است. شامل: عدم تناسب فاست‌ها يا فاست‌هايي كه به طور دقيق به كمربند ختم نمي‌شوند.

    '

     

    Table: صفحه 
    فاست مسطح موجود بر روي قسمت فوقاني الماس كه بزرگ‌ترين فاست الماس تراش يافته محسوب مي‌شود. 
     

    Table Percentage‌: نسبت صفحه
    عددي كه نشان‌دهنده‌ي نسبت قطر صفحه به كل الماس است. الماسي با صفحه‌ي 60 درصد، داراي صفحه‌اي كه عرض آن 60 درصد از كل الماس را تشكيل مي‌دهد. 
     

    Tone‌: رنگ
    رنگ الماس بر روي مقياس تعيين رنگ از بي‌رنگ تا سياه مي‌باشد.    ‌   ‌  ‌      ‌   ‌         
     

    Top Wesselton‌: 
    به رنگ‌هاي F‌ و G اشاره دارد. برخي افراد F را Top Wesselton مي‌نامند. 
     

    Treated Diamond: الماس بهسازي شده
    بهسازي رنگ‌هاي فانتزي: الماس‌هايي كه رنگ بدنه‌ي آن‌ها بر اثر پرتوافكني مصنوعي، برخي اوقات به همراه حرارت‌هاي كنترل شده پديد آمده باشد. 
    ديگر روش‌هاي بهسازي الماس شامل: Coating، پركردن شكاف‌ها، سفيد كردن(پرداخت) لكه‌ها به كمك ليزر، HPHT (فشار بالا، دماي بالا)، سفيد كردن، سفيد كردن به وسيله‌ي جريان الكترومغناطيسي مي‌باشند. 
     

    Trilliant Cut: تراش تريلينت 
    نوعي تراش فانتزي برليان به شكل مثلث 
     

    Twinning Wisp: 
    محدوده‌اي به حالت هواي ابري يا مه آلود كه بر اثر ناهماهنگي ساختار بلورين الماس پديد مي‌آيند و به Twinning Planes‌ متصل مي‌باشند. 


    V‌
     

    Van Graff‌: ون گرف

    يك شبه الماس از جنس كيوبيك زيركونياي بهسازي شده توسط Yttrium Oxide مي‌باشد. درجه‌ي سختي آن بر روي مقياس موس 7/8 است. 
     


     

    Wesselton: وسلتون
    در اصل نام معدن الماسي بوده كه از آن الماس سفيد استخراج مي‌شده است و امروزه واژه‌اي است كه به ندرت براي توصيف رنگ الماس مورد استفاده قرار مي‌گيرد. وسلتون، الماس سفيد H است.  


  • الماس (Diamond)
    الماس از کربن خالص تشکیل شده و سیستم تبلور آن کوبیک است. وزن مخصوص الماس 3.5 ضریب شکست آن 2.42 و سختی آن در مقیاس موس ، مساوی 10 است. الماس با سنگهای کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشا گرفته‌اند، همراه است. در رسوبات رودخانه‌ای به صورت پلاسر یافت می‌شود. بیشترین بخش الماس جهان امروه از معادن الماس واقع در کشورهای آفریقایی استخراج می‌گردد.

    الماس از سنگهای گرانبهاست .الماسها بی رنگ و همچنین به رنگهای سبز و سرخ و آبی و سیاه هم یافت می شوند.گونه بی رنگ آن پربهاتر از دیگر گونه های رنگی است و بسیار سخت می باشد.از سختی آن در صنعت سودها می برند که یکی هم خراشیدن شیشه ها می باشد.کریستال الماس در کشورهای هندوستان و برزیل و بخشهایی از آفریقا و...یافت میشود.الماس طبیعی بیشتر کاربرد آرایشی و زیبایی دارد.امروزه با روشهایی گونه مصنوعی آن نیز ساخته می شود.الماس از پارسی به عربی هم راه یافته و در این زبان بدان ماس می گویند.

    الماس يا « سلطان سنگها » باعث تقويت انرژيهاي دروني فرد مي شود و ترديد و دو دلي و بي ثباتي او را از بين مي برد. هرچه كيفيت اين الماس بهتر باشد اثر آن بيشتر است. الماس باعث تحرك و شادابي شخص ميشود و عزت نفس او را افزايش مي دهد.

    - الماس بی رنگ :

    استفاده های مفید از انرژی های موجود در آن

    1) آرامش بخشیدن:

      این نوع انرژی فقط در الماس های تراش داده شده وجود دارد که بسیار ضعیف است.

    قطعه الماسی تراش خورده را به مدت سی دقیقه در آفتاب گذاشته و سپس آن رابرروی چشم سوم خویش قرار دهید.استفاده ازاین روش دربرخی ازافراد منجر به خواب خواهد شد . همچنین استفاده از این روش توسط خانمهای بار دار ، باعث آرامش مادر و چنین میشود .

     (2کنترل سیستم های الکترونی بدن انسان های زمینی و رساندن انرژی های مثبت به آنها:

    یک قطعه سنگ الماس تراش داده شده را به مدت سه دقیقه داخل آب جوش قرار داده تا بجوشد . بدین ترتیب انرژی های این نیرو آزاد گشته و به آب انتقال داده میشود . سپس ظرف را از روی حرارت برداشته و سنگ را نیز خارج نموده و بگذارید آب سرد شود و سپس روزی یک استکان از این آب پر انرژی بنوشید .

     (3تقویت انرژی های مثبت:

    چنانچه یک قطعه سنگ الماس تراش داده شده را به مدت ده دقیقه در فاصله ی ده سانتی متری چشم سوم خویش قرار دهید ، باعث تقویت انرژی های مثبت در بدن شما می شود.

    توصیه الماس بی رنگ نتراشیده دارای نوعی انرژی است که جهت انسان ها مضر بوده و چنانچه انسان ها در کنار سنگ الماس نتراشیده و در آفتاب قرار گیرند ، دچار سر درد خواهند شد .

    4) الماس طبیعی و مصنوعی

    كساني كه به سنگ هاي قيمتي علاقه دارند، مي دانند كه الماس از فريبنده ترين سنگ هاي زينتي است. اما به موازات پيشرفت و بهبود تكنيك هاي ساخت الماس مصنوعي، كاربرد الماس در زمينه هاي مختلفي به غير از مصارف زينتي نيز گسترش يافته است. علت اين پيشرفت سريع، توليد الماس در اتاقك هاي كم فشار است، در اين اتاقك ها كربن را از مخلوط هيدروژن و متان جدا مي كنند و به صورت تك بلور گرداگرد يك الماس طبيعي كوچك مي نشانند.

     اين روش در نهايت منجر به توليد الماس بزرگي مي شود كه در مقايسه با تشكيل الماس در طبيعت در مدت زمان بسيار كوتاهي انجام مي شود. شركت هاي متعددي در زمينه توليد الماس فعال هستند و الماس هاي بسياري با اين روش توليد مي شود و دانشمندان اميدوارند كه كاربردهاي صنعتي ديگري براي اين الماس ها يافت شود. به عنوان مثال قطعات نيمه رساناي دماي بالا يكي از مواردي است كه الماس هاي مصنوعي كاربرد فراواني در اين زمينه دارند. دكتر آنگوس (J.C. Angus) متخصص و مهندس در زمينه توليد الماس مي گويد: روش آساني وجود دارد كه هر كسي با استفاده از آن مي تواند الماس توليد كند، اين روش لايه نشاني شيميايي از بخار نام دارد.

    دانشمندان روش مذكور براي توليد الماس را به گونه بهتر اصلاح كرده اند و توانسته اند لايه هايي از تك بلور الماس را رشد دهند كه نه تنها فوق العاده سريع رشد مي كند بلكه در مقايسه با الماس هاي طبيعي سخت تر هم هستند. البته هنوز ميزان سختي الماس هاي مصنوعي ساخته شده معلوم نشده است، چراكه هنوز ماده اي يافت نشده كه بتواند روي اين الماس ها خراش ايجاد كند. از هر وسيله اي براي خراش الماس استفاده شده خود وسيله آسيب ديده و خراش برداشته است. دانشمندان روش لايه نشاني از بخار را از چندسال پيش آغاز كرده اند و اكنون موفق شده اند الماس هايي رشد دهند كه ضخامت آنها يك پنجم

    اينچ و عرض آنها دو پنجم اينچ است.

    دكترهملي(Hemley) از اعضاي موسس آزمايشگاه ژئوفيزيك ميگويد، علاقه اش به الماس مربوط به تحقيقات بنيادي درباره خواص مواد در فشار بالاست و براي بررسي اين حالتها به الماسهاي بزرگ و بي نقص نياز است. شركت الماس سازي آپولو (Apollo) در بوستون نيز تك بلورهاي بزرگي از الماس را رشد مي دهد و اساس كار اين موسسه نيز روش اصلاح شده اي از لايه نشاني شيميايي است. محققان از ديرباز در پي جايگزيني الماس به جاي سيليكون هستند چراكه مقاومت و پايداري الماس در دما و فشار بالا از سيليكون بسيار بيشتر است.

     اما بلورهاي الماسي كه تا به حال ساخته شده اند براي استفاده در صنعت الكترونيك چندان مناسب نيستند. زيرااين بلورها عملاً تك بلور نيستند بلكه از لايه اي اصلي تشكيل شده اند كه چند بلور كوچك نيز در اطراف لايه اصلي رشد كرده است. اين حالت باعث مي شود كه الكترون ها در شبكه الماس به دام افتند و از كارايي مواد كاسته شود. اما اخيراً محققان الماس جديدي را رشد داده اند كه تك بلور خالص است.

     براي توليد اين الماس از مخلوطي از گازهاي داغ استفاده شده است. در اين حالت اگر كربن توليد شده به اندازه كافي چگاليده شود باعث توليد الماس تك بلور مي شود.در اين روش نيز از يك نطفه اوليه استفاده مي شود كه اين نطفه الماس طبيعي كوچكي است. سپس با استفاده از روش مخصوص، اتم هاي كربني به صورت باران از پلاسماي اطراف نطفه مي بارند وروي الماس كوچك مي نشينند. در اين روش هرچه اندازه  الماس بزرگترشودازحالت تك بلور خارج نمي شود چون آرايش اتم ها تغيير نمي كند.

    در اين روش پس از آن كه الماس تا اندازه دلخواه رشد كرد آن را تا دماي ۳۶۰۰ درجه فارنهايت گرم مي كنند و تحت فشار بسيار بالايي قرار مي دهند تا بر ميزان سختي آنها افزوده شود. قطعات نيمه رسانا يكي از زمينه هاي متعددي است كه نسل جديد الماسهاي توليد شده،ميتواند در آن مورد استفاده قرار گيرد.ترانزيستورها و ديودهاي فعلي از سيليكون ساخته مي شوند البته مواد ديگري نيز به سيليكون افزوده مي شود تا امكان شمارش الكترون ها فراهم شود.

     الماس از نظر ساختار بلوري به سيليكون شبيه است و در بسياري از خواص نيز همانند سيليكون است با اين حال تبديل الماس به نيمه رسانا بسيار دشوار است زيرا افزودن موادي به عنوان ميهمان در الماس بسيار سخت است، به اين كار دوپينگ الماس مي گويند.

    در صورتي كه الماس را با بورون (boron) دوپينگ كنند، الماس به نيمه رسانايي تبديل مي شود كه در اصطلاح نيمه رساناي نوع P ناميده مي شود. اما براي توليد ترانزيستور اين كار كافي نيست و بايد نوع دوم نيمه رساناي الماس يعني الماس نوع h هم توليد  شود و بيشتر مشكلات مربوط به استفاده از الماس در الكترونيك به خاطر دشواري توليد نيمه رساناي نوع n الماس است. باتلر (Butler) كه متخصص شيمي است از ۱۷ سال پيش درباره الماس و روش رشد آن تحقيق مي كند. او از اولين افرادي بود كه از روش لايه نشاني شيميايي استفاده كرده است به عقيده او در صورتي كه روش جديد براي توليد الماس در دسترس نبود، اميدي به استفاده گسترده از الماس در الكترونيك ايجاد نمي شد و مصارف صنعتي الماس كاملاً محدود مي شد. البته امكان دارد الماس ساخته شده در توليد ريزپردازنده ها تحول چنداني ايجاد نكند اما به طور قطع در كاربردهاي پرانرژي و جريان بالا موثر واقع مي شود. به عنوان مثال در كليدهاي سوئيچينگ قطارهاي سريع السيركه باولتاژ ۱۰۰۰۰ ولت كار مي كنند، كاربرد خوبي دارند. از نيمه رساناها در كنترل توان مصرفي قطعات نيز مي توان استفاده كرد. البته مشكلات ديگري هم وجود دارند كه بايد برطرف شوند تا استفاده از الماس جايگاه اصلي خود را پيدا كند، اما محققان اميدوارند به زودي نسل جديد الماس ها در كامپيوترها به كار گرفته شوند.

     هر روز شاهد آن هستيم كه در تراشه هاي الكترونيكي تعداد قطعه و ترانزيستور بيشتري نصب مي شود. اين امر باعث مي شود تراشه ها موقع كار كردن هرچه بيشتر داغ شوند. در دماي ۲۰۰ درجه فارنهايت قطعات ساخته شده از سيليكون از كار مي افتند. اما ويژگي منحصر به فرد الماس اين امكان را فراهم مي كند كه قطعات الكترونيكي ساخته شده از آن تا دماي ۱۰۰۰ درجه فارنهايت هم كاركرد قابل قبولي داشته باشند. بنابراين اگر در كامپيوترهاي آينده به جاي سيليكون از الماس استفاده شود ديگر نيازي به استفاده از فن هاي خنك كننده نخواهيم داشت.

    - ذخيره و تولید الماس در جهان

    میزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح می باشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ، آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح می‌باشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ، آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ، ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

    - الماس مصنوعی

    این نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگرادتوانست الماس مصنوعی بسازد. در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع می‌شود ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده می‌شود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز می‌شود.

    - موارد مصرف الماس

    الماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گرچه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش می‌شناسند ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی می‌رسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74 درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار می‌رود.

    - تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتی

    الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم می‌شوند.

    -  الماس صنعتی که به علت شکل و رنگ آن ، مصرف زینتی ندارد.

    -  الماس بورت که قطعه‌های کوچک و شکل نامناسب دارد.

    -  الماس کاربونادو که مخلوطی از الماس ، گرافیت و کربن بی‌شکل (آمورف) است.

    -  الماس بالاس

    12.5 درصد الماس تولیدی جهان به مصرف ساخت مته‌های حفاری و چاله زنی می‌سرد. 2.5 درصد دیگر هم از الماس تولیدی در ساختن ماشینهای برش و پولیش و 75 درصد دیگر به صورت پودر و یا مواد ساینده به مصرف می‌رسد. مصارف صنعتی الماس به اختصار شامل ، مته‌های الماسی ،موادساینده‌ها،اره‌های الماسی ، لوازم دندانپزشکی و جراحی و دستگاههای برشی و پولیش می‌گردد


  • الماس آبی (Blue diamond)
    الماس آبی یکی از گرانبهاترین سنگهای جواهر است که در کنار الماس قرمز و بنفش از قیمت بسیار بالایی برخوردار است. این الماس دارای رنگهای متنوع آبی کم رنگ (Faint baby-blue) و آبی اقیانوسی(ocean Blue)  که رنگ آن سبز آبی است تا آبی تیره یاقوتی (Fancy deep Blue = deep sapphire like blue) می باشد.

     

    الماسهای آبی بسیار کم یاب هستند و در هر جواهرفروشی مشاهده نمی شوند مگر
    image004جواهرفروشان خاص و خوش سلیقه که نسبت به ارزش این سنگ آگاهی داشته و مشتریانی به دنبال الماس آبی هستند که از ارزش آن باخبر بوده و با زیبایی آن آشنایی  دارند. میانگین قیمت یک الماس آبی یک قیراطی در حدود قیراطی 000/150 دلار است این در حالی است که میانگین قیمت یک الماس یک قیراطی کاملاً بی رنگ 9500 دلار است.

    قیمت الماس آبی در سال 2006 نسبت به سال 2005 15% تا 20% رشد داشته است

    و با توجه به افزایش 40% قیمت الماسهای بی رنگ تا زرد کمرنگ از اسفند 89 تا تیرماه 90 قطعاً این افزایش قیمت بر رشد ارزش الماسهای آبی نیز بی تاثیر نبوده است.

    Blue Diamond History

    تاریخچه الماس آبی

    معروف ترین الماس آبی جهان الماس Hope است که  از نظر قدمت با الماسهای کوه نور ودریای نور برابری می کند به طور کلی این 3 الماس متعلق به اولین معدن الماس جهان است وکارشناسان الماس HOPE را خواهر دو الماس کوه نور و دریای نور می دانند. بسیاری بر این باورند که این الماس متعلق به اولین معدن الماس جهان در هندوستان است که GOLCONDA  نام داشت وتوسط تاورنیه تراشیده شده و از آسیا به اروپا آورده شده است. این الماس 5/112 قیراط وزن داشته و در سال 1642 در هندوستان یافت شده است. image005

    تاورنیه که تاجر جواهرات و جهانگرد بود این الماس را به پادشاه وقت فرانسه لویی چهاردهم فروخت . پادشاه لویی الماس HOPE را تراش مجدد داد و وزن آن به نزدیک 69 قیراط کاهش یافت سپس این الماس بر روی آویزی سوار شد .در سال 1792 در جریان انقلاب فرانسه الماس HOPE به سرقت رفت و کسی از سرنوشت آن تا 20 سال خبری نداشت . image007

    در سال 1812 این الماس مشهور در LONDON مشاهده شد ولی نسبت به 20 سال قبل بیش از 20 قیراط از وزن آن کم شده بود .در حدود سال 1824 این الماس به پادشاه وقت انگلستان جرج چهارم فروخته شد.و پس از مرک او در سال 1830 هنری فیلیپ هوپ بانکدار و کلکسیونرانکلیسی این الماس را خریداری کرد و از آن زمان به بعد این الماس را HOPE نامگذاری کردند.تا سال 1901 این الماس در اختیار خانواده هوپ بود و از آن سال به بعد در بین چند کلکسیونرو تاجر انگلیسی فرانسوی و امریکایی خرید و فروش شد . image009

    در سال 1912 خانم اوالین والش مک لین امریکایی که اهل واشنگتن بود این الماس را از PIERRE  CARTIER فرانسوی خریداری کرد والماس HOPE را بر روی گردن بندی زیبا نصب کرد.

    در سال 1949 جواهر فروش معروف HARRY WINSTON از New York الماس HOPE را از خا نم مک لین خریداری کرد واین الماس تا امروز متعلق به او است. image012

    این الماس بی نظیر در حال حاضر در موزه اسمیت سونیا از مجموعه موزه های تاریخ طبیعی واشنگتن قرار دارد.

    image013

    معادن هندوستان از 400 سال قبل از میلاد مسیح تا سال 1750 تنها تولیدکننده الماسهای بی رنگ و آبی در دنیا بوده اند اما امروزه الماسهای آبی در منطقه هایی در آفریقای جنوبی و استرالیا یافت می شوند.

    به طبق گزارش GIA در سال 1998 (که در مجله GEM & Gemology فصل زمستان به چاپ رسید) تا سال 1998 مهمترین معادن تولیدکننده الماس آبی در دنیا معادن آفریقای جنوبی بودند که امروز ذخایر این منطقه کاهش یافته است هر چند که

    معدن ARGYLE استرالیا نیز یکی از تولیدکنندگان الماس آبی است ولی متاسفانه باید پذیرفت که تولید الماسهای آبی کاهش یافته و ذخایرآن روز به روز در حال کم شدن است و کمیابی آن باعث شده است که این جواهر زیبا بسیار گرانقیمت شود و الماسهای آبی در دست برخی از تاجران خاص و جواهرفروشی های معروف یا کلکسیونرهای بزرگ باشد.

    Blue Diamond Graiding       
     درجه بندی الماسهای آبی

    نزدیک به 3/0 درصد از الماسهای رنگی (Fancy color) که توسط موسسه GLA برایشان شناشنامه صادر شده است آبی رنگ بودند. این تصور غلط در میان عموم مصرف کنندگان جواهر وجود دارد که تمامی الماسهای آبی، رنگشان مانند الماس Hope بسیار پررنگ است در صورتی که اکثر الماسهای آبی کم رنگ بوده و در میان انواع رنگهای الماس آبی رنگهای Fancy Blue، Fancy Intense و Fancy vivid Blue دارای غلظت رنگ مناسب بوده  و جذاب هستند. تشخیص ته رنگ آبی الماس در زیر برخی از نورها مانند نور خورشید بسیار سخت است.

    برعکس رنگ زرد که برای قرار گرفتن در دسته بندی Fancy لازم است غلظت رنگ زیادی داشته باشد رنگ آبی با داشتن تنها ته رنگ آبی می تواند در دسته بندی Fancy قرار گیرد یعنی الماسهای زرد بعد از محدوده رنگ Fancy light در دسته بندی Fancy color قرار می گیرند.

    color combination   
      ترکیب رنگ

    : تعداد زیادی از الماسهای آبی دارای رنگ ثانویه خاکستری هستند علت این امر این است که رنگ آبی و خاکستری الماس به دلیل وجود عنصر بُر (حدود 1%) به  صورت ناخالصی در میان اتمهای کربن در الماس می باشد. رنگ آبی الماس اکثراً آبی با ته رنگ خاکستری و آبی خاکستری (با غلظتهای برابر) می باشد. لازم به ذکر است که در اکثر الماسهای Fancy color ممکن است علاوه بر رنگ موردنظر رنگ های ثانویه همراه نیز در سنگ مشاهده شود مانند الماس آبی با رنگ همراه خاکستری وسبزکه در محدوده آبی قرار می گیرد  یاآبی با رنگ ثانویه سبز این رنگ بسیار کمیاب بوده و حالتی شبیه به رنگ اقیانوس کاراییب را برای بیننده به یاد می آورد.

    خود رنگ آبی نیز ممکن است به عنوان رنگ ثانویه در کنار رنگهای خاکستری و سبز مشاهده شود.

    به این نکته باید توجه شود که اگر الماسی رنگ اصلی آن آبی باشدو ته رنگ خاکستری یا سبز داشته باشد به مراتب گرانقیمت تر است تا الماس که رنگ اصلی آن خاکستری یا سبز بوده و رنگ ثانویه آن آبی باشد به همین علت در هنگام بررسی شناسنامه این سنگها لازم است که به رنگ آنها دقت شود.

    Pricing of Blue Diamond

    زمانی که برای خرید یک الماس آبی مراجعه می کنید متوجه می شوید که تجارت الماس آبی نسبت به الماسهای بی رنگ و زرد بسیار متفاوت ا ست. برای خرید و فروش الماس بی رنگ لیست قیمت جهانی وجود دارد این در حالی است که برای الماسهای آبی هیچ لیست قیمت مرجعی وجود ندارد و بر اساس خاص بودن رنگ آن و وزن سنگ قیمت آن تغییر می کند ما بین سالهای 2005-2003 قیمت الماسهای آبی بین 20% تا 30% افزایش داشته است و در سال 2011 نیز در زمستان و بهار قیمت الماسهای بی رنگ 30% افزایش یافت و در تابستان امسال نیز قیمت جهانی الماسهای بی رنگ ۱0% افزایش داشت که این میزان افزایش بر قیمت الماسهای Fancy color نیز بی تاثیر نبوده است.

    مواردی که بر قیمت یک الماس تاثیرگذار است عبارتند از:

    1- color: در الماسهای Fancy color رنگ تاثیرگذارترین عامل بر قیمت الماس که شامل موارد زیر است.

    الف- Hue (رنگ زمینه) :در میان رنگهای Fancy الماس رنگ آبی جزو الماسهای گرانقیمت محسوب می شود برخی از الماسها دارای یک رنگ بوده و برخی ترکیبی از دو رنگ هستند که ممکن است غلظت یک رنگ بیشتر و دیگری کمتر باشد که رنگ با غلظت بالاتر را رنگ غالب یا رنگ اصلی می نامند و رنگ با غلظت کمتر را رنگ فرعی یا رنگ مغلوب یا ته رنگ می نامند و طریقه نامگذاری آن به صورت زیر است رنگ مغلوب +ish+ رنگ غالب به عنوان مثال الماسی با رنگ غالب آبی و رنگ مغلوب خاکستری را Grayish Blue می نامند اگر غلظت هر دو برابر باشد Gray Blue یا Blue Gray می نامند که هر دو به یک معنی است الماسی را آبی می نامند که رنگ غالب آن آبی باشد و یا رنگ آبی و رنگ ثانویه آن برابر باشد.

    Saturation (غلظت رنگ) : در رنگ های Fancy الماس غلظت رنگ از اهمیت زیادی برخوردار است و به دسته بندی های زیر تقسیم می شود.

    دسته بندی رنگ های fancy در الماس در محدوده Z+ قرار میگیرد و به صورت زیر نامگذاری می شود:

    1-Faint

    2-Very light

    3-Light

    4-Fancy Light

    5-Fancy

    6-Fancy Intense

    7-Fancy Dark

    8-Fancy Deep

    9-Fancy Vivid

    پایین ترین کیفیت رنگ در الماس های Fancy ، Faint و بالاترین کیفیت آن fancy vivid است.
     image016

    الماس اشک Gray-blue (تصویر بالا )–الماس با تراش Cushion دارای رنگ Fancy blue  (تصویر وسط چپ)-الماس بیضی(Oval)با رنگ  Fancy Intense Blue  )تصویر وسط راست)-الماس مارکیز با رنگ Fancy Light Blue (پایین)

    در میان دسته بندی های ذکر شده بیشترین قیمت ها متعلق به. Fancy Intense ؛ Fancy Dark ؛ Fancy Deep و Fancy vivid  می باشد و مورد آخر از تمامی موارد ذکر شده ارزنده تر است.

    2- Clarity (درجه پاکی): درجه پاکی در الماس نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و در الماسهای Fancy Color در درجه دوم اهمیت قرار دارد  ومانند الماسهای معمولی به درجه بندی های زیر تقسیم می شود.
     image019

    در دسته بندی فوق درجه بندی FL کاملاً پاک و I3 بسیار ناپاک است.

    3- carat weight یا size (وزن به قیراط یا اندازه)

    هر چه وزن سنگ الماس بیشتر باشد قیمت آن بالاتر بوده و این افزایش قیمت تصاعدی بوده و در الماسهای Fancy با افزایش وزن افزایش قیمت آن بسیار فاحش است.

    4- cut: (تراش) درجه بندی تراش در الماس شامل 3 بخش است:

    الف- Proportion (تناسب)

    ب- symmetry (تقارن)

    ج- polish (جلاء)

    . در تراش يك الماس 3 فاكتور proportion يا تناسب، symmetry يا تقارن و Polish يا جلا مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه درجات زير به آنها اعطا مي‌شود:

    Excellent – very good – Good – Fair – poor

    در قسمت proportion يا تناسب تمامي اجزاء يك تراش به نسبت قطر سنگ سنجيده مي‌شود. در مبحث symmetry يا تقارن بايد تمامي قسمت‌هاي سنگ داراي تقارن كامل باشد. و در بخش polish  يا جلا ، جلاي سطح الماس مورد بررسي قرار مي‌گيرد و نبايد هيچ مشكلي داشته باشد . در صورت رعايت  موارد فوق سنگ در تمامي قسمتها درجه Excellent دريافت مي‌كند كه به آن 3-excellent يا  كلاس تراش يك يا Ideal cut مي‌گويند.

     

    در الماسهای بی رنگ cut تاثیر شدیدی به قیمت سنگ دارد این در حالی است که الماسهای Fancy قیمتشان تاثیر کمی را از تراش سنگ می گیرد و علت آن کمیابی سنگ است.

    میانگین قیمت الماسهای آبی یک قیراطی با کیفیت های رنگ مختلف در زیر آورده شده است.
     image021

    در ادامه درصد Clarity های مختلف الماس آبی در طبیعت آورده شده است

    در میان الماسهای آبی  29% دارای درجه پاکی FL-IF است - 21% VVS - 34% VSو16%دارای Clarity SI , Iاست.

    همانطور که مشاهده می شود بیشترین درصد متعلق به درجه پاکی  VS)  (است و بعد از ان به ترتیب( FL-IF)  و(VVS)  و(SI-I) است این مورد نشان می دهد اکثر الماسهای آبی پاک هستند.

    همانطور که ذکر شد تاثیرگذارترین فاکتور بر ارزش الماسهای آبی  :رنگ است و پاکی در درجه دوم اهمیت قرار دارد، اندازه در رده سوم و cut در درجه چهارم اهمیت قرار می گیرد.

    امروزه جواهرفروشان، تاجران و عمده فروشان اروپایی بخشی از سرمایه خود را صرف خرید الماسهای آبی می کنند علت این امر این است که معادن تولیدکننده الماس آبی بسیار اندک هستند و در آینده ای نه چندان دور به اتمام خواهند رسید دلیل دیگر برای این سرمایه گذاری افزایش تقاضا برای مصرف الماسهای آبی در اروپا و آمریکا می باشد. و با توجه به موارد ذکر شده بسیاری از کارشناسان در کشورهای اروپایی به مصرف کنندگان خرید الماس آبی با غلظت زیاد را پیشنهاد می دهند و تضمین می کنند که این الماسها با افزایش قیمت روبرو می شوند.

    در مورد زیورآلات ساخته شده ای که بر روی آنها الماسهای آبی سوار شده است باید به نکات زیردقت شود و روش جواهرنگاری آنهارا بادقت انتخاب کرد.

    1. الماسهای آبی که در مرکز یک انگشتر یا آویز و یا ... سوار می شوند باید الماسهای کوچک سوار شده در اطرافشان کاملاً بی رنگ باشد تا رنگ آبی الماس مرکز کار خودنمایی کرده و خود را بهتر نشان دهد.

    2. روش مخراجکاری یا جواهرنگاری الماسهای آبی در جلوه رنگ آن بسیار تاثیرگذار است.

    اگر الماس غلظت رنگ آبی و خاکستری آن یکسان است و یا ته رنگ خاکستری در آن دیده می شود بهتر است به روش چنگی بر روی کار سوار شود و حتی الامکان الماس بالاتر از سطح کار قرار گیرد.

    برای الماسهای دارای غلظت رنگ متوسط تا زیاد بهتر است به روش دیواره ای بر روی کار سوار شود تا کاملاً اطراف سنگ بسته بوده و رنگ سنگ غلیظ تر دیده شود.

    در ادامه مقایسه ای بین قیمت الماسهای آبی و بی رنگ با کیفیت یکسان را داریم تا ارزش این سنگها بیشتر مشخص شود. برای این کار سری به سایت زدیم و با موارد زیر برخورد کردیم

    الماسی به وزن 49/0 و تراش برلیان اشک با درجه پاکی SI1 و درجه بندی رنگ

    Fancy Dark Grayish Blue (آبی مایل به خاکستری) قیراطی 112250 دلار قیمت گذاری شده بود.
     image022

    لازم به ذکر است این سنگ از تراش متقارنی برخوردار نبود و درجه بندی تراش آن

    Very good –fair است در صورتی که یک الماس بی رنگ   SI1 ۰/۴۹ قیراطی با تراش اشک و درجه تراش Excellent حدود قیراطی ۲۵۰۰ دلار در بازار جهانی معامله می شود .

    الماس  دیگری به وزن ۰/۱۶و درجه رنگ fancy deep blue Green و درجه پاکی SI2قیراطی ۱۸۷۰۰۰ دلار قیمت گذاری شده بود.

     image026

    لازم به ذکر است که درجه بندی cut در این سنگ  good- good با تراش cushion cut بود.

    بهترین الماس های بی رنگ با درجه پاکی   SI2با تراش Cushion cut  و محدوده ی وزنی۱6/0 و درجه بندی تراش excellent  قیراطی 1200 دلار معامله میشود.

    الماسی به وزن 67/0 قیراط و تراش قلب برلیان با درجه پاکی VS2و درجه بندی رنگ

    Fancy Deep Blue (deep sapphire like blue  )   قیراطی ۳۷۰۰۰۰ دلار قیمت گذاری شده بود.
     image028

    لازم به ذکر است  درجه بندی تراش آن

    Very good – good است در صورتی که یک الماس بی رنگ   VS2 ۰/۶۷ قیراطی با تراش قلب و درجه تراش

    Excellent حدود قیراطی۳۳۰۰ دلار در بازار جهانی معامله می شوددر ادامه به بررسی تفاوت قیمت در 3 رنگ Fancy deep blue, Fancy bluish gray, Fancy gray  می پردازیم.

    الماسی به وزن 15/0 و تراش برلیان بیضی(Oval Brilliant ) با درجه پاکی VS2 و درجه بندی رنگ Fancy deep blue قیراطی 104406 دلار قیمت گذاری شده بود.
     image029

    درجه بندی تراش آن Very good –Good است .

    الماس  دیگری به وزن 0.14و درجه رنگ Fancy bluish gray  و درجه پاکی  ان  ذکر نشده بود علت آن پایین بودن درجه پاکی آن است این الماس قیراطی 20485دلار قیمت گذاری شده بود.تراش این الماس Round Brilliant  است.

    image031الماس  دیگری به وزن 0.15  ودرجه رنگ Fancy gray  و درجه پاکی  ان SI2 .این الماس قیراطی 3000دلار قیمت گذاری شده بود.تراش این الماس Round Brilliant  است.
     image034

    با توجه به موارد ذکر شده می توان تشخیص داد که غلظت رنگ آبی به چه میزان بر قیمت الماس تاثیر گذار است.

    در انتها اشاره ای خواهیم داشت به گران قیمت ترین الماس های FANCY BLUE  که در حراجی های دنیا به فروش رسیده است.

    در سال 2007 یک الماس آبی با درجه رنگ fancy vivid blue و تراش  Step cutو وزن۶/۰۴ در حراج Sotheby's قیراطی 000/300 /1 دلار به فروش رفته است این در حالی است که یک الماس کاملا پاک و بی رنگ با همین وزن نهایتا قیراطی 140000دلار معامله می شود.
     image036

    گرانقیمت ترین الماس آبی دنیا به وزن 56/35 قیراط در سال 2008 در حراج Christie's به قیمت 3/24 میلیون دلار به فروش رفته است.
     image038

    نتیجه گیری

    اولین الماس آبی در  سال 1642 میلادی در هندوستان کشف شد و از  آن سال الماس آبی مورد توجه بسیاری از افراد است تفاوت قیمت الماس آبی وبی رنگ بسیار زیاد است  الماس های fancy color     آبی طبیعی بسیار کمیاب و گرانقیمت هستند که دارای رنگ های آ بی .آبی مایل به سبز وآبی مایل به خاکستری می باشد.

    با توجه به مطالب ذکر شده در این مقاله باید عنوان کرد که اگر الماس fancy color آبی در بازار ایران مشاهده شود باید نسبت به آن بسیار دقیق عمل کنیم و این سنگ های الماس را بدون شناسنامه معتبر خرید و فروش نکنیم زیرا اکثر الماس های fancy color مشاهده شده در بازار ایران رنگشان توسط تابش رادیواکتیو بوجود می آید و از نکاتی که می توان در مورد این الماس ها به آن اشاره کرد تفاوت شدید قیمت الماس های fancy color و بی رنگ است .پس الماس هایی که دارای رنگ fancy بوده و قیمت آنها نزدیک به یک الماس بی رنگ هم کیفیت خود می باشد به طور قطع رنگشان توسط رادیواکتیو ایجاد شده است و ارزش بالایی ندارند.


  • الماس آبی ، گوهری کمیاب
    الماس آبی یکی از گرانبها ترین سنگ های جواهر است که در کنار الماس قرمز و بنفش از قیمت بسیار بالایی برخوردار است. این المــــــــــاس دارای رنگـــــــــ هـــــای متفاوت آبی کـــم رنگ (Faint baby-blue ) و آبی اقیانوسی ( Ocean Blue ) که رنگ آن سبز آبی است تا آبی تیره یاقوتی ( Fancy deep blue ) می باشد. الماس های آبی بسیار کمیاب هستند و در هر جواهرفروشی مشاهده نمی شوند مگر جواهرفروشان خاص و خوش سلیقه که نسبت به ارزش این سنگ آگاهی داشته و مشتریانی به دنبال الماس آبی هستند که از ارزش آن باخبر بوده و با زیبایی آن آشنایی دارند. میانگین قیمت یک الماس آبی یک قیراطی در حدود 150،000 دلار است و این در حالی است که میانگین قیمت یک الماس یک قیراطی کاملا بی رنگ 9500 دلار است.
    قیمت الماس آبی در سال 2006 نسبت به سال 2005، 15% تا 20% رشد داشته است و با توجه به افزایش 40% قیمت الماس ی بی رنگ تا زرد کمرنگ از اسفند 89 تا تیر ماه قطعا این افزایش قیمت بر رشد ارزش الماس های آبی نیز بی تاثیر نبوده است.


    تاریخچه الماس آبی
    معروف ترین الماس آبی جهان الماس Hope است که از نظر قدمت با الماس های کوه نور و دریای نور برابری می کند. به طور کلی این 3 الماس متعلق به اولین معدن الماس جهان است و کارشناسان الماس Hope را خواهر دو الماس کوه نور و دریای نور می دانند. بسیاری بر این باورند که این الماس توسط تاورنیه تراشیده شده و متعلق به اولین معدن الماس جهان در هندوستان است که GOLOCONA نام داشت. این الماس 112.5 قیراط وزن داشته و در سال 1342 در هندوستان یافت شده و سپس از آسیا به اروپا انتقال پیدا کرده است.

    تاورنیه
    تاورنیه که تاجر جواهرات و جهانگرد بود این الماس را به پادشاه وقت فرانسه ، لویی چهاردهم ، فروخت. پادشاه لویی الماس را مجدد تراش داد و وزن آن تا حدی کاهش یافت که حدودا 69 قیراط از آن باقی ماند. سپس این الماس بر روی آویزی سوار شد. در سال 1792 در جریان انقلاب فرانسه این الماس به سرقت رفت و تا 20 سال کسی از سرنوشت آن خبری نداشت.

    لویی چهاردهم


    در سال 1812 این الماس مشهور در لندن مشاهده شد ولی نسبت به 20 سال قبل بیش از 20 قیراط از وزن آن کم شده بود. در حدود سال 1824 این الماس به پادشاه وقت انگلستان جرج چهارم فروخته شد و پس از مرگ او در سال 1830 هنری فیلیپ هوپ بانکدار و کلکسیونر انگلیسی این الماس را خریداری کرد و از آن زمان به بعد این الماس را Hope نامگذاری کردند. تا سال 1901 این الماس در اختیار خانواده هوپ بود و از آن سال به بعد بین چند کلکسیونر و تاجر انگلیسی فرانسوی و آمریکایی خرید و فروش شد.

    هنری هوپ

    در سال 1912 خانم اوالین والش مک لین امریکایی که اهل واشنگتن بود این الماس را از پییر کارتیر فرانسوی خریداری نمود و آن را روی گردنبدی زیبا نصب کرد. 16 الماس سفید برای تزئین در رکاب این آویز استفاده شده و زنجیر این گردنبند نیز از 45 قطعه الماس سفید تشکیل شده است.

    مک لین

    در سال 1949 جواهرفروش معرف هری وینستون از نیویورک الماس Hope را از خانم مک لین خریداری کرد و این الماس تا امروز متعلق به اوست. وینستون این الماس را در نمایشگاه ها و موزه های مختلف دنیا برای نمایش به همگان قرار داد. موزه لوور نیز برای چند صباحی میزبان این الماس ارزشمند بود. وزن این الماس برای چندین سال 45.52 گزارش شده و ثابت مانده است. این الماس بی نظیر در حال حاضر در موزه اسمیت سونیا از مجموعه موزه های تاریخ طبیعی واشنگتن قرار دارد.


    وینستون



    الماس آبی

    معادن هندوستان از 400 سال قبل از میلاد مسیح تا سال 1750 تنها تولیدکننده الماسهای بی رنگ و آبی در دنیا بوده اند اما مروزه الماسهای آبی در منطقه هایی در آفریقای جنوبی و استرالیا یافت می شوند.
    طبق گزارش GIA تا سال 1998 مهمترین معادن تولیدکننده الماس آبی در دنیا معادن آفریقای جنوبی بودند که امروز ذخایر این مناطق کاهش یافته است. هر چند که معدن آرگیل استرالیا نیز یکی از تولیدکنندگان الماس آبی است ولی متاسفانه باید پذیرفت که تولید الماس ها آبی کاهش یافته و ذخایر آن روز به روز در حال کاهش است. این کمیابی سبب شده تا قیمت این الماس با ارزش بسیار افزایش یابد و تنها میان برخی تاجران خاص، جواهرفروشی های معروف و یا کلکسیونر های بزرگ رد و بدل می شود.


  • الماس آلنات - بزرگترین الماس زرد جهان
    الماس آلنات، الماسی به وزن 101/29 قیراط (معادل 258/20 گرم)، می باشد که به شکل بالش (برش کاشن cushion)، برش خورده است و رنگ آن زرد فانتزی می باشد. این ارزیابی توسط انستیتوی جواهرشناسی امریکا (GIA)، انجام شده است.
    این الماس به نام یکی از صاحبانش به نام آلفرد ارنست آلنات (Alfred Ernest Allnatt)، که سربازی ورزشکار و فردی هنردوست و حامی هنر و هنرمندان بود، نامگذاری شده است.
    در حالی که خاستگاه اصلی الماس دقیقاً شناخته شده نیست، بسیاری از متخصصان عقیده دارند که احتمالاً الماس در مکانی که اکنون به نام معدن الماس دبیرز (De Beers)، شناخته می شود، پیدا شده است.
    اصل الماس آلنات تا قبل از اینکه، آلناتز بزرگ آنرا در سال 1950، خریداری کند، شناخته نشده است.
     
    پس از خریدن الماس، وی با کارتیه قرار گذاشت که آن را طراحی کرده و برای آن قاب بسازد. قاب ساخته شده شامل یک گل از جنس پلاتین با 5 عدد گلبرگ، یک ساقه و دو برگ بود که تماماً با الماس تزئین شده بود. آلنات دوباره در می سال 1996، توسط کریستی (Christie's)، در ژنو به مبلغ 3،043،496 میلیون دلار آمریکا فروخته شد.
    در آن زمان الماس آلنات 102،07 قیراط (معادل 14/20 گرم)، وزن داشت و به نام زرد فانتزی فوق العاده، شناخته می شد. بعد از اینکه این الماس به شرکت SIBA، فروخته شد، الماس به میزان وزن فعلی خودش تراشیده شد و در نتیجه میزان سختی آن بالاتر رفت.
     
    آلنات، به عنوان قسمتی از نمایشگاه اسمیت سونیان (Smithsonian)، به نام " The Splendor of Diamonds"، در کنار دیگر الماس های معروف دیگر به نمایش گذاشته شده است.
  • الماس از پیدایش در زمین تا تولید صنعتی
    Diamond (الماس) نام خود را از خاصیت سختی بالای آن و از کلمه یونانی (adamas) به معنی غیر قابل تسخیر (unconquerable) گرفته است هیچ چیز از نظر سختی نمی تواند با الماس رقابت کند سختی الماس (با درجه سختی۱۰) ۱۴۰ بار بیشتر از کرندم با درجه سختی ۹ وگوهر های مربوط به این خانواده یعنی Ruby (ياقوت‌ سرخ‌) و

    Sapphire (یاقوت کبود) می باشد با وجود اینکه سختی الماس در جهت های مختلف کریستالی متفاوت است یک الماس را فقط می توان با یک الماس دیگر یا پودر الماس برش داد.
    درخشش(Luster)  بی مانند و قوی الماس راهی است برای شناسایی الماس بوسیله یک چشم با تجربه با کانیهای جانشین آن (imitation)،که امروزه این کانیها به وفور در بازار دیده می شوند. الماس معمولا" به واکنشهای شیمیایی غیر حساس است اما نقطه قابل ذکر در مورداین کانی این است که حرارت بالا می تواند باعث سیاه شدن سطوح الماس شود

    بنابراین در طی حرارت دادن وهویه کردن الماس (در عملیات نصب الماس بر روی فلزات گرانبها) باید دقت خاصی مبذول داشت.
    در مقیاس موهو الماس سخت ترین و گرافیک نرم ترین است.حال آنکه اتمهای تشکیل دهنده هر دو کربن است.این تفاوت ناشی از آن است که در الماس اتمهای کربن در یک شبکه سه بعدی به یکدیگر متصل هستند در حالی که در گرافیک ورقه هایی هستند که با پیوند های سست به یکدیگر متصل اند.

    برای به دست آوردن تنها ۵ گرم الماس می باید به میزان ۱۰۰۰ کیلو گرم استخراج معدن داشته باشیدکه تنها ۲۰ ذرصد آن کیفیت لازم جواهری را دارد و مابقی در صنعت مورد استفاده قرار می گیرد(که این نوع الماس به عنوان خرده الماس تراش دار یا نوعی الماس کدر (ریزتر) شناخته شده می باشد.
    در ۵۰ سال اخیر انواع مختلف الماس با ویژگی ها و رنگهای مختلف شناخته شده اند بطور مثال الماس های تیپ IIa, IIb, Ib, Ia داریم که از نظر تجاری تفاوت زیادی ندارند ولی از نظر طریقه بر ش دادن شناخت این تیپ ها اهمیت فراوان دارد.

    خصوصیات نوری ، سختی بالا و کمیابی ، الماس را پادشاه گوهرها نموده است برش های زیر در الماس از شهرت جهانی برخوردارند:
    - معروفترین برش به نام برلیانت (Brilliant)
    - برش مارکیز(Marquise)
    - برش باگت ومعروفترین برش آن برش زمردی (Emerald)
    - برش اشک (Pear)
    - برش قلب (Heart Shape)
    - برش تخم مرغی شکل (Oval)
    - مشخصات کلی الماس (Diamond):
    - فرمول شیمیایی :C کربن ناب
    - گروه کانی شناسی (شیمیایی): عناصر
    - رنگ: بیرنگ،زرد،قهوهای،آبی،سبز،قرمزرنگ،سیاه،نارنجی
    - جلا: شیشه ای
    - سیستم تبلور: کوبیک
    - رخ: چهار جهت کامل
    - شکستگی: صدفی
    - سختی: ۱۰
    - رنگ خاکه: ندارد
    - وزن مخصوص: ۵/۳
    - ضریب شکست:۴۱۹/۲-۴۱۷/۲
    - شفافیت: شفاف تا کدر
    - کانیهای همراه: کانیهای فرامافیک به ویژه اولیوین
    - نامهای دیگر این کانی  : Boartخرده های الماس و Booart و  Carbonado الماس کدر
    - کانیهای پاراژنز: اکلوژیت،پریدوتیت،گرانولیت،گارنت،پیروکسن،فلوگوپیت

    - شرایط تشکیل:
    زمانی که گرافیت( پلیمورف) در شرایط دما و فشار فوق العاده زیاد است سیستم تبلور آن کوبیک و با سختی بسیار بالا.دمای ذوب ۳۸۲۰ درجه کلوین به دلیل اتصال با تمام ظرفیت پیوندی عنصر کربن با سایر کربنها می باشد.

    - چگونگی تعین قدمت الماس:
    قدمت الماس ها حداقل به ۹۹۰ میلیون سال باز می گردد.بسیاری از آنها متعلق به ۲/۳ میلیارد سال پیش اند.ایا با سن سنجی کربن می توان تعیین سن کرد.این گونه نیست چرا که تنها می توان سن کربن هایی را که قدمت چندانی ندارند تعیین کرد. نشان دار کردن از روشهایی هست که برای تعیین سن میان بارها در الماس ها مورد استفاده قرار می گیرد(برای مثال اورانیم-سرب)میان بارهای مورد استفاده در سن سنجی در حدود ۱۰۰ قطر دارند.

    - محل پیدایش:
    الماس برای نخستین بار در گالکوندا در هندوستان استخراج شد و شماری اندک از برنئو به دست می آمد. از زمان باستان تا سده هفدهم همین دو سرچشمه شده بود تا این که در این قرن در حفاری برای طلا در برزیل مورد دیگری یافت شد. در آن زمان الماس به عنوان سنگی گرانبها مورد نظر بود و از دید خواست مردم در رده سوم پس از یاقوت سرخ و زمرد قرار داشت.
    تراش دادن الماس به طوری که از دید صنعتی و بازرگانی مناسب باشد در سده های ۱۴و۱۵ توسعه یافت در قرن ۱۶، Jean Baptiste Jowernier از سفر حماسی خود به خاورزمین شماری الماس به فرانسه آورد. البته مانند تمام سنگهای گرانبها ، الماس نیز به مردم ثروتمند تعلق داشت ، تا زمانیکه نیمه دوم سده نوزدهم فرا رسید و سرچشمه ها و میدانهای غنی در آفریقای جنوبی کشف شدند و الماس به درون توده های میانی نیز راه پیدا کرد.
    دگرگونی های صنعتی رونقی فراوان به آن بخشید و برای نخستین بار الماس در گستره ای از جامعه وارد گشت.دو مکان عمده که امروزه از آنها بهره برداری می شود به تازگی کشف شده اند. با این که در سده ۱۹ ، استرالیا سرچشمه ای شناخته شده بود. اما تا سال ۱۹۷۰ از تمام استعدادهای این مکان استفاده نمی شد.
    تا اینکه در این سال در زمینه طرحها و ماشین آلات سرمایه گذاری کافی انجام شد. معادن الماس شوروی پیشین در زمره بزرگترین تأمین کننده سنگهای قیمتی در سراسر جهان اند که شماری از سنگهای ارزشمند با کیفیت را به بازار می فرستند.

    الماسها به طور معمول در دو منطقه پیدا می شوند:
    کهن ترین و رایجترین مکان در میان ریگ های ته نشین شده بستر رودخانه های کهن است. در این حالت ، الماس ها از فرسایش سنگ ها و تخته سنگهای مادر به وجود آمده اند. تا پیش از کشف سرچشمه های جدیدتر در آفریقا تمامی الماسها از همین مکانها به دست می آمده اند.
    در مناطق کیمبرلیتی الماسها درون دودکشهای آتشفشانی خاموش یافت میشود. این اولین باری بود که سنگهای قیمتی از میان سنگهای مادر برداشت می شدند. اکنون چنین استخراجهایی از رگه هایی در سیبری ، استرالیا و بوتسوانا انجام می شود.

    - تشکیل الماس:
    کانی های گرانبها با خاستگاه آذرین ساختمانی بلورین دارند و پیدایش آنها در شرایطی آرام و پایدار و غلظتی متناسب و زمانی بسیار دراز انجام می شود. محلول های سازنده اغلب در حالت اشباع نیستند یا دما و فشار آنها را از شرایط اشباع دور می سازد و تغییر شرایط یا در اصل انجام نمی شود ویا به طور کلی تغییر اندک می یابد. در مجموع افت دما نه تنها در پیدایش کانی موثر نیست، بلکه ممکن است حتی بر مرغوبیت آن نیز زیان وارد آورد.
    آن چه یک بلور بیش از هرچیز بدان نیازدارد، به دست آوردن دمای مناسب و شرایط پایدار در طول ساخت است به گونه ای که کاتیون ها و آنیون ها کم ترین نیروی ربایش- رانش را با یکدیگر داشته باشند.

    ماگمای بازیک و اولترابازیک نمونه ای از خاستگاه ماگمایی است که مناسب برای تشکیل الماس می باشد. معمولا‌ شرایط فشار و درجه حرارت موجود همراه با این سنگ ها در حد گوشته بالایی است.یکی از کانی های قیمتی منحصر به این شرایط، الماس است. کربن در پوسته زمین به صورت آزاد به شکل ذغال یا گرافیت است و در ترکیب به صورت سنگ های کربناته و co۲ یافت می شود که در شرایطی خاص به شکل الماس متبلور می گردد.

    شرایط خاص برای الماس، فشار خیلی بالا می باشد. به همین دلیل الماس منحصر به سنگهایی است که شرایط پیدایش آنها توسط آتشفشان هایی کنترل می شود که تنوره آنها تا گوشته ادامه می یابد، مانند کیمبرلیت ها. فزون بر کیمبرلیت ها، اکلوژیت ها نیز اگر دارای کربن باشند و هنگام تشکیل آنها فشار لیتواستاتیک معادل ۱۰۰ کیلوبار باشد، تشکیل الماس را می دهند (معمولا ‌هنگام تشکیل اکلوژیت، فشار درحد فشار گفته شده است و از طرفی درجه حرارتی کم تر از ژرفای ۱۰۰ کیلومتر دارند که مناسب برای پیدایش و پایداری الماس می باشد).

    فزون بر الماس،کانی های گرانبهای دیگری نیز مانند برخی از گروناها، یاقوت کبود، یاقوت، اسپینل و الیوین وابسته به سنگهای بازیک و اولترابازیک هستند.
    الماس‌ها از کربن تشکیل می‌شوند- کربن کاملا سازمان‌یافته.زمین شناسان تشکیل الماس‌ها درون کره زمین را از یک تا سه میلیارد سال قبل تخمین می زنند

    .به بیان ساده مراحل پیدایش و تشکیل الماس این‌گونه است:
    - دی‌اکسید کربن را در ۱۸۰ کیلومتری عمق زمین دفن کنید.
    - آن را تا بیش از ۱۲۰۰ درجه حرارت دهید.
    - آن را زیر فشار بیش از ۵۰۰۰۰ کیلوگرم نیرو بر سانتی‌متر مربع قرار دهید.
    - به سرعت آن را به سطح زمین بیاورید تا به سرعت سرد شود.

    الماس بیشتر در کیمبرلیت یافت می شود کیمبرلیت به سنگهای آذرین فرامافیک غنی از پتاسیم اطلاق می شود اکثر کیمبرلیت ها متعلق به دوره کرتاسه می باشند کیمبرلیتهای مهم در قاره افریقا (به خصوص کشور افریقایی جنوبی ) ، روسیه و آمریکا و هندوستان واقع شده است.

    تمام کیمبرلیت ها حاوی الماس نیستند عمق و ترکیب شیمیایی مهمترین عوامل در تبلور الماس هستند الماس به صورت پراکنده در زمینه سنگهای کیمبرلیتی یافت می شود عیار الماس در این سنگها بین ۱/۰ تا ۶/۰ گرم در تن است.

    بر طبق یافته های جدید الماس می تواند در لامپورئیت ها نیز وجود داشته باشد بطور مثال الماس های یافت شده در معادن لامپورئیت استرالیا از این نمونه هستند دانستن این مطلب از این سو مهم است ، که سنگهای لامپورئیتی در کشورمان ایران نیز وجود دارد بنابراین پژوهش در مورد امکان وجود الماس در ایران بهشت زمین شناسی دنیا، امری ضروری به نظر می رسد.

    مطالعه ادخال های سیال (inclusion) در الماس منطقه ای از آفریقا نشان داده است که دمای تبلور الماس حدود ۱۱۰۰ و فشار ۵۰ کیلو بار است.الماسها در عمقی بین ۱۰۰-۲۰۰ کیلومتر زیر سطح زمین تشکیل می شوند.در این اعماق درجه حرارت در حدود ۹۰۰-۱۳۰۰ درجه سانتی گراد و فشار بین ۴۵- ۶۰ کیلو بار است.
    - ۵۰ کیلوبار=۱۵۰ کیلومتر=۹۰ مایل زیر سطح زمین
    - ۶۰ کیلو بار=۲۰۰ کیلومتر=۱۲۰ مایل زیر سطح زمین

    الماس ها طی فرایند های آتشفشانی به سطح زمین آورده می شوند.مجرای آتشفشانی تحت عنوان مجرای کیمبرلیت یا الماس شناخته شده است.این جواهر سنگها به صورت میان بار در صخره های آتشفشانی به نام کیمبرلیت یافت می شوند.توجه داشته باشید ماگماهای کیمبرلیتی ازمعمولا از الماسهایی که با خود به سطح زمین می آورند اغلب جوانتر اند(ماگمای کیمبرلیت به عنوان یک کمربند حامل عمل می کند).

    سرعت فوران گدازه های کیمبرلیت حاوی الماس ۱۰-۳۰ کیلومتر در ساعت است. (اگلر ۱۹۸۹) اما در اواخر این فرایند میزان سرعت ممکن است به چندین کیلومتر در ساعت برسد.
    کانسارهای جواهر سنگی آبرفتی، با آمدن سنگها به سطح زمین ممکن است جواهر سنگها بر اثر هوازدگی نمودار شوند. جواهر سنگها کانی هایی هستند که غالبا در برابر هوازدگی شیمیایی مقاوم اند. آنها عموما در بستر رودخانه ها و ماسه های ساحلی متمرکز می شوند که به نام کانسارهای آبرفتی شناخته شده اند.

    - الماس مصنوعی:
    الماسهای مصنوعی از نظر شکل ظاهری شبیه به الماس هستند. بین الماس مصنوعی ( الماس دست ساز بشر که در آن اتم های کربن بر اساس ساختار خاص الماس طبیعی آرایش یافته اند) و الماس بدلی تفاوت وجود دارد.
    - متداولترین انواع گوهرهای بدلی:
    ▪ YAG گارنت آلومینیم یوتیرم
     GGG گارنت گالیم گادولیم
    ▪ CZ زیرکون مکعبی

    الماس بدلی موسیانیت (کربید سیلیسیم یا کربوراندم) در سال ۱۹۹۸ وارد بازار جواهرات شد، این الماس بدست کمپانی C۳ و Cree Research ساخته شد. طی چند سال اخیر این نوع پایه استاندارد الماسهای بدلی شده است.

    الماسهای مصنوعی غالبا زرد رنگ اند به ندرت به عنوان جواهرآلات مورد استفاده قرار می گیرند و بیشتر برای اهداف صنعتی به کار برده می شوند.یک الماس ۵ میلیمتری(۰/۵ قیراط) حدود یک هفته طول می کشد تا بزرگ شود. برای ساخت الماسهای مصنوعی دما و فشار بالا ، نوعی دستگاه خاص مورد نیاز است.گاهی اوقات الماسهای مصنوعی بوسیله میان بارهای گدازآور از الماسهای طبیعی قابل تشخیص هستند.

    - روشهای ساخت الماس مصنوعی:
    دو روش برای ساخت الماس در آزمایشگاه وجود دارد اولین روش مصنوعی روش "فشار بالا، حرارت بالا" (HPHT) نامیده می‌شود.این روش بیشترین شباهت را با نحوه تشکیل الماس درون کره زمین دارد و در آن گرافیت تحت فشار و گرمای شدید قرار می‌گیرد‌.سندان‌های کوچک در ماشین HPHT در حالی که الکتریسیته شدید از گرافیت عبور می‌کند، بر روی آن فشار می‌‌آورد، و تنها پس از چند روز یک الماس با کیفیت جواهر به وجود می‌آورد.البته این الماس‌ها به اندازه الماس‌های طبیعی خالص نیستند، زیرا یک محلول فلزی با گرافیت مخلوط می‌شوند.

    روش دیگر تولید الماس- رسوب بخار شیمیایی نامیده می شود-بر مبنای فشار شدید عمل می‌کند، اما الماس‌هایی بی‌‌نقص‌تر از طبیعت می‌تواند تولید کند.یک قطعه الماس در وان یک محفظه کاهش فشار قرار داده می‌‌شوند، سپس گاز طبیعی با تابش مایکروو‌یو به درون این محفظه فرستاده می‌شود. هنگامی گاز تا تقریبا ۲۰۰۰ درجه حرارت داده می‌شود، اتم‌های کربن روی الماس درون محفظه "می بارند" و به آن می‌چسبند، و غلاف کاملی شبانه دور الماس رشد می‌کند.این الماس‌های مصنوعی بیش از هر چیز در صنایع تولید رایانه ها استفاده می شود.در درجه حرارت‌هایی که در آن تراشه‌های سیلیکونی ذوب می شوند، غلاف های الماس مصنوعی مثل سنگ سخت باقی می‌مانند.

    - کاربرد الماس در صنعت:
    در صنعت قطعات الماس برای بریدن شیشه بکار می‌رود. پودر دانه ریز الماس برای تراش و صیقلی الماس‌های بزرگ و جواهرسازی بکار می‌رود. برای بریدن سنگها و قطعات سخت از تیغه‌هایی که از الماس است استفاده می‌شود. در روی مته حفاری از آن استفاده می‌‌شود.الماس به صورت جواهرات و سنگهای قیمتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. الماس مهمترین سنگ قیمتی است و ارزش آن به سختی و به تراش آن (برلیان) که به ضریب شکست آن وبه انعکاس نور از سطوح آن بستگی دارد. بطور کلی با ارزش‌ترین نمونه‌ها آنهایی است که فاقد ترک یا شکستگی است و بی‌رنگ و یا سفید متمایل به آبی هستند. رنگ زردی که الماس از خود نشان می‌دهد از ارزش آن می‌‌‌کاهد.

    - ارزش گذاری بر روی الماس:
    چهار ویژگی که بر ارزش یک الماس تاثیر می گذارد عبارت است از:رنگ، وضوح،برش و وزن آن به قیراط است.همواره مقدار رنگ زرد را در الماس مد نظر داشته باشید(چرا که این رنگ از ارزش آن می کاهد). سفید مایل به آبی>سفید>نقره ای>زرد

    جواهر سنگهای پررنگ که دارای رنگ بسیار قوی اند ارزش و جذابیت مخصوص به خود را دارند.الماسهای رنگی زرد،سبز یا قهوه ای اند یا هاله هایی از رنگ صورتی دارند.الماس های صورتی رنگ بزرگ غالبا نادر اند و در حال حاضر قیمت آنها بسیار بالاست.الماسهای آبی رنگ طبیعی از برن تشکیل شده اندکه این امردر رسانش الماسها تغییر گذار است.در حالی که در ساختمان الماسهای زرنیتروژن وجود دارد.

    ترک خوردگی،شکستگی،خراش وشکاف از وضوح الماسها می کاهد. الماسهای فاقد ترک الماسهایی اند که با بزرگنمایی x۱۰فاقد هر گونه میان بار قابل مشاهده و یا ترک خارجی هستند.درجه وضوح را با بزرگنمایی x۱۰ می سنجند.چنانچه اندازه بزرگنمایی مطلوب باشد میان بار ها در هر نوع الماسی دیده می شوند.

    پیکه یک وازه تجاری قدیمی است که توسط استاندارد بین المللی GIA-DEVELOPED ازIF به I۳تغییر کرده است.اولین پیکه میان بار هایی هستند که با بزرگنمایی  x۱۰ قابل مشاهده اند. دومین پیکه شامل میان بار هایی هستند که می توان آنها را با چشم غیر مسلح دید.سومین پیکه میان بارهای بسیار بزرگ اند که درخشندگی آنها کاهش یافته است.سطوح برشی جواهر سنگها به گونه ای قرار گرفته اند که به درخشندگی الماسها می افزاید.برش برلیانی (برش تالکوسکی نوعی برش.معمول در الماسهاست.)

    ارزش یک الماس بر اساس حروف الفبا از D (سفید) تا Y (زرد) رتبه‌بندی می‌شود. الماس های Z ، الماس‌های ”فانتزی” یا الماس‌های ”پررنگ” هستند. برش الماس به صورتی‌ست که بیشترین شکست نور سنگ را به دست دهد، بطوریکه برش درخشان ترجیح داده می‌شود. وضوح الماس به تعداد و اندازه ترک‌ها و تداخل‌های سایر کانیها (مانند کوارتز) بستگی دارد.
    وضوح از FI (بدون ترک) ، IF (بدون ترک در بزرگ‌نمایی ۱۰) ، سری‌های رتبه‌بندی V (ترک‌های بسیار ریز در بزرگ‌نمایی ۱۰) ، سری‌های رتبه‌بندی S (ترک‌های ریز در بزرگ‌نمایی ۱۰) ، تا I۳,I۲,I۱ (دارای تداخل‌های قابل روئیت با چشم غیر مسلح) رتبه‌بندی می‌شود. وزن قیراطی الماس نیز از فاکتورهای مرتبط با وزن الماس مؤثر در ارزش‌گذاری آن است. (هر قیراط حدود ۲/۰ گرم و ۰۰۷/۰ اونس است).

    بزرگترین و باارزش‌ترین الماس‌ها شامل الماس کولینان (Cullinan) یا ستاره آفریقا به وزن ۲۰/۳۵۰ قیراط، الماس اگزسیور (Exezisior) ، الماس منگول بزرگ (Great mo.gul) که یک الماس هندی‌ست و گفته می‌شود ۰/۷۸۷ قیراط وزن داشته ، اما محل آن ناشناخته است، دریای نور ، کوه ‌نور، الماس هپ (Hope diamond) که به نام خریدار آن ، هنری توماس هپ است، می‌باشند.

    - پرتو افکنی:
    پرتو افکنی به منظور تغییر رنگ الماس صورت می گیرد و متداولترین نوع رنگی که ایجاد می کند سبز است.اما الماسهایی که در معرض رادیم قرار می گیرندهمچنان رادیو اکتیو باقی می مانند.هرچند ا این مشکل امروزه حل شده است.سنگهایی مانند کیمبرلیت، سنگهای آتشفشانی فورانی هستند که از اعماق پایین جبه به بالا آمده و همراه خود الماس می آورند. عنصر سازنده الماس کربن است.

    شکل پایدار کربن در سطح زمین گرافیک است. برای آنکه گرافیک به الماس تبدیل شود به دما و فشار بالا نیاز است. لذا تقریبا تمامی الماسها در حدود ۱۰۰ مایل پایین تر از اعماق زمین ایجاد می شوند. تاریخ تشکیل این سنگها مربوط به چند میلیارد سال قبل است. ندرتا الماسها در دما و فشار بسیار بالای سنگهای متامورفیکی ایجاد می شوند.


  • الماس الیزابت تیلور
    الماس الیزابت-برتون (Taylor-Burton Diamond) بنابر خرید ریچارد برتون برای همسرش در سال 1969 مورد شهرت قرا گرفته است. این سنگ الماس، در سال 1996، به وزن 241 قیراط که حدود 48 گرم است، در معدنی واقع در افریقای جنوبی به نام معدن پریمیر (Premier Mine)، اکتشاف و استخراج گردید.

     

     
    الماس الیزابت تیلور (Taylor Diamond)
     
     

    این سنگ توسط هری وینستون (H.Winston)، به شکل گلابی شکل (pear)، تراش خورد و وزن آن 69.42 قیراط (معادل 13.88 گرم)، درآمد.

     

     
    الماس الیزابت تیلور (Taylor Diamond)
     
     

    این الماس در ابتدا به هریت آنن برگ آمس (Harriet Annenberg Ames) تعلق داشت و پس از آن در حراجی به مالک و صاحب اصلی برند لوکس کارتیه روبرت کنمور (Robert Kenmore)، به مبلغ 1،050،000 میلیون دلار فروخته شد.
    این الماس در جهان به عنوان اولین الماس یک میلیون دلاری شناخته شد. لازم است گفته شود که قبلاً نیز بارها، سنگ های دیگری نیز دست به دست گشته بودنند، اما این اولین باری بود که سنگ در معرض فروش عمومی قرار می گرفت.
    همان طور که گفته شد، شرکت کارتیه این سنگ را خرید و آن را درون یک گردنبند الماس جای داد.

     

     
    الماس الیزابت تیلور (Taylor Diamond)
     

    ریچارد برتوتن (بازیگر  بریتانیایی و نامزد هفت جایزه اسکار )، این گردنبند الماس را برای همسرش الیزابت تیلور (بازیگر سرشناس آمریکایی و برنده دو جایزه اسکار برای بهترین بازیگری)، خریداری کرد و وی اولین بار آنرا در جشن تولد 40 سالگی پرنسس گریس کلی (Grace Kelly)، همسر شاهزاده موناکو در موناکو به گردن خود انداخت.

     

     
    الماس الیزابت تیلور (Taylor Diamond)
     
     

    پس از جدایی الیزابت از ریچارد برتون، وی گردنبند الماس خود را در سال 1978، در حراجی قرار داد و درآمد حاصل از آن را که مبلغ 5 میلیون دلار بود را برای ساخت بیمارستانی در بوتسوانا واقع در افریقای جنوبی هزینه کرد. این الماس در حراجی به جواهر سازی به نام هنری لمبرت (Henry Lambert)، فروخته شد.

     

     
    الماس الیزابت تیلور (Taylor Diamond)
     
     

    در حال حاضر، صاحب این الماس، روبرت مواواد (Robert Mouawad)، می باشد که آنرا دوباره تراش داده است. هم اکنون وزن این الماس معروف، 68 قیراط بوده که معادل 6/13 گرم می باشد.


  • الماس امید - بزرگترین الماس آبی رنگ در جهان
    الماس 52/45 قیراطی فولادین و آبی رنگ، سالها پیش به صورت کریستالی خام به وزن 112 قیراط در کشور هندوستان پیدا شد.
    جهانگردی فرانسوی به نام جان باتیسته تاورنیر (Jean Baptiste Tavernier)، که به هندوستان سفر کرده بود با برده ای مرموز که ادعا می کرد در میان وسایل شخصی خود سنگی آبی رنگ و جذاب دارد، مواجه شد.

    در نگاه اول به نظر می رسید سنگ یک یاقوت کبود بزرگ باشد اما تاورنیر با تجربه، خیلی زود دریافت که سنگ یک الماس است . 
    بنابر افسانه ای سنگ از چشم یک بت در معبدی واقع در رودخانه کلرون هندوستان خارج شده بود. اولین مطلبی که به ذهن می رسد این است که چشم باید جفت باشد، اما سرنوشت چشم دیگر هرگز روشن نشد. این اولین بار  است که تاریخچه الماسی مشهور به سمبلی مذهبی ربط داده می شود.
    تاورنیر سنگ را خریداری و به پاریس، جایی که بعداً به لویی چهاردهم (Louis XIV)، فروخته شد، منتقل کرد.
     

     

     
    الماس امید
     

    در آنجا به صورت یک سنگ مثلث گلابی شکل به وزن 5/67 قیراط تراشیده شد و سپس به نام آبی فرانسوی یا آبی تاورنیر معروف شد.
    افسانه های زیادی در مورد نگون بختی صاحب الماس امید (Hope Diamond) بر سر زبانهاست.
    لویی چهاردهم الماس را به مادام دی مونوتسپان (Madame de Montespan)، داد اما او به زودی از دربار رانده شد. مدتی بعد جشنی بزرگ به افتخار شاه ترتیب داده شد و نیکولاس فرکوست (Nicolas Fouquet)، مدیر امور مالی، برنامه ای مفصل برگزار کرد. به این امید که دربار را تحت تاثیر قرار دهد. چه اهمیتی داشت که فرانسه در آستانه انقلاب شرایطی متزلزل داشت و وضعیت اقتصادی ملت اصلاً خوب نبود.
    لویی چهاردهم الماس را به نیکلاس قرض داد اما بعد از مهمانی هر دوی آنها به اتهام اختلاس بازدشت شدند و الماس پس گرفته شد.
    نیکلاس به قلعه ای تبعید شد که بعدها در همانجا از دنیا رفت. لویی چهاردهم، هم مدت کوتاهی بعد از آن به استراحتگاه خود برده شد. در حالیکه فقط چند نوکر جنازه او را تشییع می کردند. صاحبان بعدی الماس در دربار فرانسه شاهزاده لمبالی و ملکه ماری آنتوانت بوده اند که هر دو در جریان انقلاب فرانسه توسط گیوتین گردن زده شده اند. 
    الماس ناپدید شد و برای چندین سال هیچ خبری از آن شنیده نمی شد اما در سال 1830، یک الماس بزرگ آبی با شکلی متفاوت به وزن تنها 50/44 قیراط که در بازار انگلستان ظاهر شده بود توسط فردی  به نام هانری توماس هوپ (Henry Thomas Hope)، یک بانکدار انگلیسی خریداری شد. 

     

     
    الماس امید
     


    در سال 1851 الماس در یک نمایشگاه در لندن به معرض نمایش درآمد، در حالیکه به مبلغ یک میلیون دلار بیمه شده بود که برای آن دوران مبلغی نامعقول بود.
    با این حال هنوز هم الماس، بزرگترن نمونه در نوع خود بود. بعدها الماس توسط یکی از نوادگان وی به نام لرد فرانسیس پلهام کلینتون هوپ (Lord Francis Pelham Clinton Hope)، به ارث رسید. همسر او که یک هنرپیشه برجسته امریکایی در آغاز قرن بیستم بود با یک مرد دیگر فرار کرد و در بوستون در فلاکت و بدبختی و عملاً فراموش شده از دنیا رفت.
    در سال 1913 لرد هوپ ورشکسته شد و دوباره الماس ناپدید شد و تنها زمانی کشف شد که به عنوان یک تکه جواهر بی ارزش در میان لوازم صحنه نمایش فروخته شد.
    صاحب بعدی آن عبدالحمید دوم (Abdul Hamid II)، سلطان ترکیه بود. خلیفه اسرائیل (شاهزاده وفادار  مالک جهان) و یکسری نامهای دیگر به او نسبت داده می شد اما مردمش او را عبدالملعون می نامیدند و قوانین ظالمانه او را دست کم نمی گرفتند. او به زور 450 هزار دلار از مردم گرفت و آن را به یک سندیکای فروش مجاز الماس پرداخت و آن را به سوبایا یکی از چهار زن عقدی و 233 ساکنین حرمش هدیه کرد.
    او از الماس به خوبی مراقبت کرد اما نه به اندازه کافی. وی در کاخ بر علیه شاه شروع به توطئه کرد که شاه خبردار شد و او را اعدام کرد.
    یک روز خانم اوالین والش مک لین (Evalyn Walsh McLean)، که در مراسمی در دربار ترکیه شرکت کرده بود، الماس آبی مشهور را دید و آرزو کرد که مالک آن باشد.

     

     
    الماس امید
     

    سالها گذشت و بالاخره عبدل دریافت که ملتش یک سری حقوقی دارند و فشاری که سیاست مداران بر وی می آورند باعث شد که الماس را به پاریس منتقل کرده و در معرض فروش قرار دهند. در همین ضمن حکومت او سرنگون شد و او حتی یک پنی برای جواهر دریافت نکرد و مبلغ مذکور توسط جانشینان وی در دولت ضبط شد.
    خانم مک لین در ژانویه سال 1911 جواهر را خرید و اغلب از آن در جلسات حذبی مشهور خود در واشنگتن استفاده می کرد. 
    در سال 1949 دو سال پس از مرگ وی هری وینستون (Harry Winston)، مجموعه جواهرات او را که شامل نه تنها الماس امید (Hope Diamond) بلکه الماس ستاره شرق (Star of the East Diamond)، نیز بود خرید.

     

     
    الماس امید
     

    او بعدها آن را تقدیم به ملت خود کرده و در حال حاضر در واشنگتن دی سی در معرض نمایش است .
    تصویری جالب از مدال حامل الماس امید قبل از اینکه به گردنبند الماس و طلا سفید که توسط کارتیه در سال 1910 ساخته شد، تبدیل شود.
    در جهان تعداد زیادی جواهر با سابقه ای خاص خودشان است اما با در نشر گرفتن تمامی استانداردهای مقایسه بین شهرت یا بدنامی هیچ جواهر دیگری چنین تصویری را به اندازه الماس امید و لقب درخورش آبی فرانسه نشان نمی دهد. حقیقتاً الماس امید، در دربار جواهرات ملکه آنهاست.
    تهیه و گردآوری: مسعود رضایی - سایت زر (zar.ir)
     

     

     
    الماس امید

    الماس امید

    الماس امید
     
  • الماس بلژیک
    شرکت دایاموند دالی.ن.وی. Dali Diamond Co.n.v بازاریابی الماس های " وب کات " Web cut خود را در بازارهای جنوب شرقی آسیا آغاز نموده اند. هدف کلی از این اقدام، مشارکت برخی شرکت های در امر توزیع الماس های " وب کات " است.

    طبق نظر مدیر شرکت " ایزی مورسل " Isi Morsel ، شرکت آمادگی انجام هر نوع حمایت تبلیغاتی از شرکای آسیایی خود را دارد. این شرکت در گذشته نیز، الماس های " وب کات " را به بازارهای رقابتی پیشرفته الماس ژاپن معرفی کرده و با نماینده خود در توکیو رابطه تجاری برقرار نموده است. از طرفی در ایالات متحده و بازارهای مشهور اروپا الماس های مزبور به مقیاس وسیعی در دسترس خرده فروشان یا بخش های انحصاری فروش قرار دارند.

    تولید " وب کات " به کمک روش CHARLES " چارلز " صورت می گیرد که با استفاده از شیوه " مینیمالیست " Mini Malist در تراش خطوط، شفافیت آن به حداکثر می رسد. یک الماس " وب کات " هشت ضلعی است که شامل ۲۴ تراش در قسمت تاج Crown و ۲۴ تراش در ناحیه پاویلیون Pavilion می شود. قسمت میانی " گیردل " Girldle نیز تراش داده شده و " کولت " Cult هم نوک دار می شود. الماس های " وب کات " در رنگ های D تا I موجود بوده و درجات شفافیت آن شامل If تا SI می باشد. هم چنین در اندازه های ۳۰/۰ تا ۳ قیراط وجود دارد.

    قیمت های عمده فروش الماس " وب کات " ۲۰ درصد کمتر از نمونه های مدوری است که از نظر رنگ، شفافیت و اندازه به آن ها شباهت دارد. این شرکت متذکر می شود که سنگ ها تا اندازه ۵۰ پوینت Points در کارخانه شان واقع در اوکراین و اندازه های بزرگتر هم در " آنتوراپ " Antwerip پولیش داده می شوند.دایاموند با علم به اهمیت تراش، مدت ها قبل نوآوری خود را در این زمینه آغاز نمود.

    " الماس ها همواره بیانگر عشق و استحکام هستند. " در بازارهای رقابتی امروز باید در پی یافتن ایده های جدید برای افزایش تقاضا باشیم. " دایاموند دالی " از ترکیب خلاقیت هنرمندانه تراش دهندگان الماس با تکنولوژی پیشرفته پولیش، به این درجه از توان رسیده است تا از دو منبع پرجاذبه دیگر در کار خود استفاده نمایند، نوآوری و تکامل فرآیند تراش، که ارایه تراش های جدید زمینه ساز آن تلقی می شود.

    هدف ما خلق نمونه های جدید و زیبا است اما برای این کار از روش های سنتی پولیش الماس نیز استفاده می شود. هدف اساسی از تراش الماس، به حداکثر رساندن انکسار نور و پراکنش آن است. تیم طراحی الماس ما، ۶ نوع تراش متفاوت را با الهام از مدل کاشن Cushion عرضه نموده اند که به منظور افزایش زیبایی و جلوه آن، دوباره تغییراتی در طرح این مدل صورت گرفته است. در ارتباط با مجموعه تراش های جدید به حداکثر رساندن جریان حرکت نور در الماس، مدنظر قرار داشته است. به علاوه پس از بررسی بازار کنونی و مدل های رایج در طی روند توسعه، اشکال مزبور انتخاب شده اند.

     دایاموند دالی کار خود را با فروش بدون تراش شروع کرد و در سال ۱۹۶۷ به مقام " سایت هولدر " sight holder شرکت تجاری الماس (DTC ) رسید. در سال ۱۹۹۰ شرکت از زمره اولین فروشندگان الماس های سخت به شمار می آمد که در زمینه پولیش الماس نیز اقداماتی را آغاز نموده بود و در ارتباط با آن کارخانه هایی را در اوکراین و بلاروس افتتاح کرد.

    با گذشت سال ها، دایاموند دالی قلمرو عملیات پولیش خود را وسعت بخشیده و در کار با سنگ های ۰۱/۰ تا ۵ قیراط تخصص پیدا کرده است و حال مالک کارخانه هایی نیز در آنتوراپ و چین است که در آن ها نمونه های کوچکتری از سنگ مورد پردازش قرار می گیرند. " دایاموند دالی " علاوه بر سهمیه ای که از DTC در یافت می کند، مقداری از سنگ سخت را نیز از BHP " بیلیتون " Billiton مستقر در آنتوارپ و آلروسا در روسیه را به دست می آورد.


  • الماس دریای نور را بهتر بشناسید
     
    حتما تا به حال بارها نام الماس دریای نور را شنیده اید اما آیا در مورد مشخصات این گوهر تاریخی نیز اطلاعی دارید؟در ادامه سعی خواهیم کرد اطلاعاتی هرچند مختصر از در مورد این الماس بی نظیر در اختیار شما قرار دهیم.
    مشخصات 
    دریای نور (Ocean of Light) که یکی از بزرگترین الماس های شناخته شده جهان است زوج الماس معروف کوه نور محسوب میشود. این الماس از کهن ترین الماس های جهان نیز محسوب می شود.جالب است بدانید با وجود آنکه دریای نور در زمره الماس های تراش خورده به شمار می آید، دارای وزنی در حدود 182 قیراط است و در دسته الماس های صورتی رنگ جای می گیرد.البته باید گفت ، به دلیل تابش نور فلش دوربین ، رنگ دریای نور در بسیاری از تصاویر همچون الماس های بیرنگ به نظر می رسد.
     
    تاریخچه الماس دریای نور
    برخی بر این باورند که الماس دریای نور بر روی شمشیر افراسیاب قرار داشته و پس از جنگ با رستم این الماس به توران منقل شده است ولی آنچه که با اسناد تاریخی قابل اثبات است، این است که نادر شاه افشار پس از حمله به هندوستان این الماس را به همراه کوه نور به ایران آورده است. دریای نور پس از مرگ نادرشاه به نوه اش شاهرخ میرزا رسید و پس از چندین بار دست به دست شدن توسط محمد علی شاه به سفارت روسیه منتقل شد ولی به همت مشروطه خواهان این الماس از ایران خارج نشد. هم اکنون نیز دریای نور توسط بانک مرکزی ایران نگهداری می شود.   
     
  • الماس صنعتی در حال تغییر و تحول
    گاهی سرعت تحولات و تغییرات آن چنان هستند که باید به مانند زنگ فرض شوند. الماس‌هایی که صدها میلیون سال در بستر زمین آرمیده بودند، از اواخر قرن ۱۹ هجری کشف، استخراج و تراش داده شده و فن امتیاز آن به تعداد معدودی اعطاء شده و امروزه این ذرات گرانبهای کربن براساس اصلیت و منبع استخراج آن طبقه بندی شده و آماده عرضه به عموم است.

    برای درک هر چه بهتر جنبه‌های مختلف بازار الماس، فقط کافیست به مجموعه بین المللی دیبرز De Bears نگاهی بیاندازیم، که به طور هم زمان عملیات استخراج و تولید بیش از ۸۰ درصد الماس دنیا را تأمین می‌کند. اعتبار دو سوم سهام بازار الماس دنیا به عهده دیبرز است. دیبرز از یک شرکت عمومی به خصوصی تغییر یافته و حوزه عملیاتی شرکت شامل برنامه‌های «اس او سی SOC» (Supplier of choice) و بازاریابی مارک‌های معتبر و حتی توسعه عمده فروشی و خرده فروشی است. حال این سوال مهم به ذهن خطور می‌کند که برنامه‌های مذکور چه تأثیری بر آینده بازار الماس خواهد گذاشت؟

    برای درک عمیق‌تر و هرچه روشن‌تر شدن تغییرات بازار الماس، ابتدا ‌باید نگاهی اجمالی به تاریخچه الماس و سپس مراکز مهم الماس و جنبه‌های اساسی مطرح در صنعت امروزی بیاندازیم.

    - پیدایش تاریخچه تأسیس

    1) سیسل جان رود ز Cecil John Rhodes در دهه ۱۸۸۰ پس از حل و فصل دعوی‌های مربوط به منطقه الماس خیز « Kimberley» در آفریقای جنوبی، زمین مزبور را خریداری و شرکت «De Bears mining co » را تأسیس کرد. او همچنان به فعالیت‌های خود در زمینه خرید دعوی‌های زمین مربوطه ادامه داد و در ۱۸۸۷ کنترل کامل معدن «دبیرز» به دست آورد. آخرین خرید بزرگ او Kimberley central Mining Co » به ارزش ۲۵ میلیون دلار بود که در دیبرز ادغام شد. او کنترل غنی‌ترین لایه‌های الماس زمین را به دست آورده بود.

     پس از مرگ «رودز Rhodes» در ۱۹۰۲ کشفیات الماس بیشتری در منطقه انجام شد که منجر به نوسانات متعددی در قیمت شد. در ۱۹۲۹ «ارنست هایمر Ernest heimer» مدیر عامل معادن یکپارچه (ادغام شده) «دیبرز» شد. با بروز موج افسردگی در کل دنیا و کاهش سطح تقاضای الماس، «هایمر» اقدام به تشکیل مجمعی از تولید کنندگان الماس به نام «دی پی آ DPA» (Diamond Producer&#۳۹;s Association) کرد تا بدین ترتیب راهی جهت تهیه الماس ایجاد نماید، همزمان در سال ۱۹۳۴ بود که «دی تی سی DTC» (Diamond Trading Corporation) به عنوان صنف کنترل فروش الماس، تأسیس شد.

     «دی پی آ DPA» و «دی تی سی DTC» اساس «سی اس او CSO» (Central Selling Organization)، را در «دیبرز» تشکیل دادند، تا به عنوان یک اتحادیه رسمی؛ تهیه، استخراج و فروش الماس را در سراسر دنیا کنترل کنند. به دلیل تحریم کارتل مذکور توسط قوانین ضد اتحادیه‌ای آمریکا، «دیبرز» تصمیم به همکاری مشترک با یکی از برجسته‌ترین آژانس‌های تبلیغاتی به نام «ان، دبلیو آلیری N.W.Ayer» ، گرفت و «دی آی سی DIC» یا مرکز اطلاع رسانی جامع الماس را تشکیل داد و با اتخاذ سیاست بازاریابی فعال و رقابتی اقدام به فروش هر چه بیشتر الماس‌های اعلای خود به شکل حلقه‌های نامزدی کرد، آنان با شعار الماس جاودانه است. نه تنها این سنگ را محبوب دنیای عشاق نمودند، که گوی سبقت را در دنیای شعارهای تبلیغاتی نیز ربودند.

    امروزه «دی آی سی DIC» و « دی پی اس DPS» (Diamond promotion service) تحت حمایت و همکاری مالی، آژانس تبلیغاتی بین‌المللی، «جی والتر تامپسون J. Walter Thompson» و با عنوان روابط عمومی تبلیغات «دیبرز» فعالیت می‌کند. علاوه بر تجارت و آگاهی‌های در حال پیشرفت، پرطرفدارترین کار «دیبرز» در آمریکا جواهرات الماس «تری استون Three-stone» و در اروپا «تریلوژی Trilogy» نام دارد. از کارهای ارایه شده از سوی «دیبرز» حلقه مخصوص دست راست بود. این کار که نتیجه تحقیقات دراز مدت دیبرز بود که طی آن «دی تی سی DTC» بدین واقعیات دست یافته بود که با عنوان همواره خواستار کاری دیگری در کنار حلقه سنتی «کوکتیل Cocktail» علاوه بر حلقه‌های نامزدی و عروسی بوده‌اند.

    - صنعت جهانی الماس

    پیشروان تولید الماس ابتدا در کشورهایی همچون بوتسوآنا، آفریقای جنوبی، آنگولا ،اطریش و کنگو، نامیبیا ،کانادا، سیرالئون و روسیه مستقر بوده‌اند. علاوه بر نواحی معدن خیز فوق، مراکز مهم دیگری نیز برای تجارت، تراش و سازندگان جواهر نیز وجود دارد، که در ذیل به تفضیل بدان پرداخته شده است؛

    - آنتورپ Antwerp

    آنتورپ با دارا بودن مزیت هایی همچون موقعیت جغرافیایی بسیار مناسب و بندری بزرگ یکی از برجسته‌ترین مراکز تولید الماس دنیا به شمار می رود. پس از جنگ جهانی دوم آنتورپ به سرعت به دومین مرکز صنعت الماس دنیا تبدیل شد.

    امروزه آنتورپ جوابگوی ۸۰% الماس خام و نیمی از الماس‌ پرداخت شده دنیا است و بازدهی سود سالانه آن ۲۶ میلیون دلار تخمین زده شده است. تراشکاری های مستقر در آنتورپ به دلیل تجربه تراش های بزرگ تر، و سنگ های اعلاء و مرغوب مشهورند و هزینه کارگر در مقایسه با قیمت الماس بسیار اندک و ناچیز است.

    - فلسطین اشغالی

    تجارت الماس در فلسطین اشغالی از دهه ۱۹۳۰ و توسط مهاجران بلژیکی آغاز و در گذر سال ها شاهد رشد چشمگیر و تحول و تکامل، به صنعتی غنی و چند میلیارد دلاری تبدیل شد. در سال ۱۹۴۷ مرکز بورس در آن تاسیس شد و در حال حاضر و بیش از ۲۵۰۰ نفر کارمند در آن مشغول به کارند، در فلسطین اشغالی از نقطه نظر ارزش، نیمی از سنگ های قیمتی و خام دنیا و بخش مهمی از پیشرفته ترین کارخانه های تراش و پرداخت الماس دنیا وجود دارد.

    - نیویورک New York

    نیویورک از برجسته‌ترین مراکز صنعت الماس محسوب می‌گردد. نیویورک برای تراش‌های بزرگ Large Cutting و سنگ های گرانبها و با کیفیت خود مشهور است. اگر چه که امروزه در مقایسه با گذشته تراش‌ کمتری در این مرکز صورت می‌گیرد . صنعت تراش‌ الماس آمریکا سالانه به فرآوری بیش از ۵۰۰ میلیون دلار الماس خام اعلاء می‌پردازد. حدود ۴۰% از مبلغ کل الماس خام وارداتی، به طور تقریبی ۸۰۰ میلیون دلار است که دوباره صادر می گردد...

    - هندوستان

    هندوستان اگر چه در دنیای تراش الماس، تازه نفس محسوب می‌گردد، اما در همین مدت کم، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار گشته است. امکانات و حمایت‌های اکید کارگری و دولتی هندوستان، منجر به تخصیص بخش عمده‌ای از تولید الماس تراش داده و پرداخت شده به این کشور گردیده است.

     آغاز و پیدایش صنعت الماس در هند به ۱۹۶۷ باز می‌گردد و امروزه شاهد ۷۰۰۰ صادر کننده و ۲۵ هزار تولید کننده الماس و بیش از ۷۵۰ هزار کارگر تراش دهنده در هند هستیم. تراشکار های الماس هندی در زمینه تراش الماس های کوچک، سنگ های دارای درجه تجاری Commercial grade stones در دو نقطه بسیار معروف می‌باشند.

     دولت هندوستان به عنوان حامی استوار و پر و پا قرص صنعت مذکور، در این اواخر درصدد کاهش تعرفه بازرگانی به منظور حمایت از صادرات کشور و خاتمه بخشیدن به انحصار و ریشه کن نمودن خط قرمز در میان صادر کنندگان و تولیدکنندگان است. علاوه بر رونق و شکوفایی روز افزون معاملات الماس های تراش دار، تولیدکنندگان هندی درصدد توسعه حوزه فعالیت خود به سوی تولید جواهرات سواره با استفاده از روش با ورود قطعات و تولید آن ها به سطح قیمت های انبوه تا حد متوسط هستند.

     در پایان سال مالی در ماه مارچ ۲۰۰۶، در کل شاهد صادرات حدود ۲۸/۱۱ بیلیون دلار الماس هندی بوده‌ایم، که ۰۹/۲ بیلیون دلار آن به جواهرات Finished Jewellery اختصاص دارد.


  • الماس صورتی - تاریخچه و کیفیت الماس های فانتزی
    کیفیت سنگ‌های الماس، به درجه رنگ آن‌ها بستگی دارد. الماس‌های صورتی در ردیف نادرترین نمونه‌های کم‌نظیر به‌شمار می‌آیند. الماس های رنگی در اصطلاح به الماس های فانتزی (fancy diamonds)، شهرت دارند.

    الماس‌ها دارای رنگ‌های دیگری مانند آبی، سبز، خاکستری، زرشکی و قرمز نیز هستند، اما در مقایسه با الماس‌های زرد و نارنجی و قهوه‌ای، نمونه صورتی، کمیاب و باارزش محسوب می‌شود.

    تعداد کثیری از جواهرفروشان و مشتریان، غرق تبلیغاتی شده‌اند که آنان را مجبور می‌کند تا در پی‌ یافتن الماس‌های بی‌رنگ یا کم‌رنگ باشند. الماس‌های طبیعی می‌توانند، تمامی رنگ‌های موجود در رنگین‌کمان را دارا باشند.

    کمیاب بودن و قیمت بالای الماس‌های رنگی سبب شده که تعداد متقاضیان آن‌هانسبت به الماس‌های کم‌رنگ یا بی‌رنگ برابری نداشته باشد. الماس‌های افسانه‌ای رنگی، سنگ‌های گرانبها و باشکوهی هستند که توجه خریداران را به خود جلبمی‌کند.

    - تاریخچه الماس صورتی 

    الماس‌های صورتی حداقل از چهار منطقه به‌دست می‌آیند: هند، آفریقای جنوبی، برزیل و استرالیا. امروز به دلیل ذخایر باور نکردنی معدن آرگیلی Argyle این نوع الماس به "الماس گرانبها" شهرت دارد.

    از نظر تاریخی مهم‌ترین الماس صورتی آگرا  Agra است. سنگی گرانبها و هندی کهبه گفته مورخان، قدمت آن به اواخر سال ۱۴۰۰ می‌رسد و وزن آن ۱۵/۲۸ قیراط است.

    - کیفیت الماس صورتی 

    در بحث درجه بندی الماس معمولا چهار ویژگی (وزن الماس (قیراط)، شفافیت، تراش و رنگ) در نظر گرفته می‌شود. در رابطه با الماس‌های صورتی، "رنگ" مهم‌ترین ویژگی است که مورد توجه خریدار قرار می‌گیرند. تراش و وزن، در دومین مرحله جای می‌گیرد. تراش به‌طرز مؤثری می‌تواند رنگ طبیعی بدنه الماس را تغییر داده و به آن رنگ دیگری بدهد. تراش نیز روی وزن تاثیر می‌گذارد. در زیر نمونه هایی از تراش های مختلف الماس صورتی را می بینیند.

    اگرچه قیمت الماس در هر قیراط تعیین می‌شوند، اما وزن تاثیری روی رنگ ندارد.

    از آن‌جا که الماس‌های بزرگ‌تر، کمیاب‌تر و مهم‌تر محسوب می‌شوند، تعیین وزن براساس قیراط و تراش نیز از اهمیت و ارزش یکسانی برخوردار است، شفافیت عامل کم‌اهمیت‌تری محسوب می‌شود. 

    تنها اجزای قابل مشاهده می‌تواند از ارزش ظاهری و کلی سنگ کم کند و یا بر زیبایی و قابلیت فروش آن تاثیر گذارد. رنگ الماس‌های صورتی، به‌میزان رنگ‌دانه‌های صورتی موجود در جواهر بستگی دارد. هر چقدر این ذرات دارای رنگ بیش‌تری باشند، پررنگ‌تر نشان داده‌ می‌شود.

    به‌هرحال این اجزا بر درجه شفافیت تاثیر می‌گذارند. بنابراین یافتن الماس صورتی کاملا شفاف و بدون خدشه بسیار مشکل است.

    - تنوع رنگ در الماس صورتی 

    رنگ صورتی می‌تواند تحت تاثیر چهار رنگ دیگر (نارنجی، قرمز، زرشکی، قهوه‌ای و خاکستری) باشد. در حقیقت، به‌علت منحصر به‌فرد بودن هریک از عوامل تعدیل کننده، اصلیت بسیاری از الماس‌های صورتی را می‌توان باتوجه به دوام و تغییر درجه رنگ صورتی محاسبه کرد. برای مثال، اکثر الماس‌های صورتی روشن یا متمایل به نارنجی به آفریقای جنوبی تعلق دارد و بیش‌تر الماس‌های صورتی مایل به زرشکی تیره، خاص استرالیاست و برزیل در مرحله بعدی قرار دارد.

    میزان درجه‌بندی رنگ (براساس نظریه مؤسسه گوهرشناسی جواهرات آمریکا) از صورتی کم‌رنگ آغاز می‌شود. این رنگ در قسمت پاویلیون Pavilion و از نمای بالا آشکارنیست. رنگ بعدی در مقیاس مزبور، صورتی بسیار کم‌رنگ است و رنگ این سنگ‌ها از نمای بالا مشاهده می‌شود.

    بقیه درجات سنگ‌ها شامل رنگ‌های فانتزی می‌شوند که از بالا قابل مشاهده‌اند و شامل صورتی روشن Fancy Light Pink ، صورتی فانتزی Fancy Pink  ، صورتی پررنگ Fancy Intense Pink ، صورتی کم‌رنگ Fancy Vivid Pink ، صورتی تیره Fancy Deep Pink و صورتی سیر Fancy Dark Pink می‌شوند. تمام رنگ‌های ذکر شده می‌توانندتوسط رنگ‌های ثانویه‌ای مانند نارنجی، قهوه‌ای، زرشکی یا خاکستری تغییر کنند.

    - افزایش و بهبود شرایط کیفی الماس صورتی 

    پرتو افکنی شیوه رایجی برای الماس صورتی است، اما از آن‌جا که الماس‌های معدودی را می‌توان از این روش صورتی کرد، حتی رنگ صورتی حاصل از پرتوافکنی نیز کمیاب است، در آینده نزدیک این امکان وجود دارد که به کمک الماس‌های قهوه‌ای روشن و با به‌کاربردن فشار و درجه حرارت بالا، الماس‌های صورتی به‌وجود آید. در حال حاضر آزمایشHPHTتعداد معدودی از این سنگ‌ها تولید کرده‌است.

    الماس‌های صورتی مانند دیگر نمونه‌های الماس، در مقابل انواع فرسایش و خرابی، پاکسازی با دستگاه اولتراسونیک و یا دستگاه بخار می‌توانند مقاومت کنند. اما باتوجه به ارزش آن‌ها، احتیاط بیش‌تری در انجام این امور لازم است.

    - نگهداری الماس صورتی 

    همیشه الماس‌های مورد نظر را قبل از نزدیکی به آتش تمیز کنید. الماس‌ها دارای مقاومت زیادی در برابر حرارت هستند، اما اگر فردی الماس را در دست بگیرد و اثر چربی طبیعی پوست فرد بر سنگ باقی ‌بماند، در اثر حرارت، سطح الماس سوزانده می‌شود. علایم سوختگی فقط توسط یک تراش‌دهنده ماهر الماس می‌توانداز بین رود.


  • الماس كوه‌ نور؛ سنگ نزاع
    مباحث اخير در خصوص حراج دارايي‌هاي "ماهاتما گاندي Mahatma Gandhi" و فروش آن به يكي از چهره‌هاي سرشناس تجاري هند به قيمت 8/ 1 ميليون دلار، موجب به جريان افتادن مسأله پر دردسر ديگري شد.

    "الماس كوه‌ نور"

    . "توشار گاندي Tushar Gandhi " از نوادگان ماهاتما به‌تازگي از دولت انگليس درخواست كرد كه الماس افسانه‌اي 108 قيراطي را به هند بازگرداند. 


    تنها 5 كشور هند، ايران، انگليس، افغانستان و پاكستان، معتقدند كه اين الماس به آن‌ها تعلق دارد. دولت هند در سال 1947 و نخست وزير پاكستان، "ذوالفقار علي بوتو" در سال 1976 خواستار بازگرداندن اين الماس شدند. اين الماس جاذبه‌اي دارد كه حتي طالبان هنگامي‌كه در سال 2000 حكومت افغانستان را در دست داشتند قادر به مقاومت در برابر اين كشش نبودند و خواهان دريافت آن در دولت انگليس بودند. اين معروف‌ترين الماس جهان، هرگز فروخته يا خريداري نشد و همواره به عنوان بخشي از يك معاهده بين فاتح و مغلوب معاوضه يا جزء غنايم جنگي به يغما برده شد. با وجود آن‌كه افسانه‌ها حاكي از قدمت 4 هزار ساله‌ي اين الماس است، قديمي‌ترين مرجع، سند تاريخي، اشاره‌اي است كه بابرنامه، خاطرات "ظهيرالدين محمد بابر"(از نوادگان تيمور)، موسس سلسله‌ي مغولان به اين الماس شده است. اين اعتقاد وجود دارد كه بابر آن را به عنوان بخشي از يك معاهده، از "ابراهيم لودي Ebrahim Lodi"، سلطان دهلي دريافت كرده باشد. او سلطان لودي را در اولين جنگ "پاني‌پت Panipat" در سال 1526 شكست داد و سلسله‌ي خود را تاسيس كرد كه يكي از قدرتمند‌ترين امپراتوري‌هاي آن زمان به شمار مي‌آمد. بابر در خاطرات خود مي‌نويسد كه اين الماس به سلطان "علاءالدين خيلجي Alauddin Khilji" تعلق داشته كه از سال 1296 تا سال 1316 بر دهلي حكومت مي‌كرده است و در ادامه مي‌نويسد: "بهاي آن به حدي است كه يك گوهرشناس ارزش آن را به اندازه‌ي نصف مخارج روزانه‌ي كل مردم كره‌ي زمين تخمين زد. وزن آن حدود 8 مثقال است." همايون فرزند بابر كه پس از پدرش 26 سال حكومت كرد، مالك اين سنگ شد. او پس از شكست از جنگجوي افغان، شير شاه سوري در دهلي، به همراه اين سنگ به ايران گريخت. پادشاه دولت صفويه، شاه طهماسب چنان با احترام با همايون رفتار كرد كه او اين سنگ را به او هديه داد. به نظر مي‌رسد كه الماس، چندان توجه او را به خود جلب نكرد و آن را به حاكم مسلمان هند جنوبي هديه كرد. از آن زمان تا هنگام حمله نادرشاه به دهلي در سال 1738، سرنوشت اين سنگ مبهم ماند، آنچه كه واضح است اين سنگ در هند باقي ماند و به محمد شاه رسيد. 


    تصاويربالا : نقاشي مينياتور(1775-1700) تصوير تيمور، بابر و همايون را نشان مي‌دهد. بابرنامه قديمي‌ترين مرجع و سند تاريخي است كه به الماس كوه نور اشاره مي‌كند. 
    تاج‌گذاري، ملكه اليزابت، ملكه مادر در "وست مينستر Westminster" توسط "ابي Abbey" در سال 1937. كوه نور در ميان جواهرات تاج سلطنتي است. 
  • الماس مصنوعى Synthetic Diamond
     

    نویسنده مقاله : مهندس حجت عسگرى

    مقدمه :

    به جرئت مى توان گفت ،هيچ سنگ جواهرى در دنيا وجود ندارد که انسان قادر به ساخت  آن در لابراتوار هاى تخصصى  به صورت مصنوعى نباشد . اما تنها برخى از اين نمونه ها را مى توان  به صورت متداول در بازارهاى جهانى يافت . اين امر به صورت مستقيم ،با ميزان  تقاضا و عرضه اين سنگ در بازار جهانى ،همچنين پيچيدگى روش توليد و در نتيجه ،توجيه اقتصادى رشد آن ارتباط دارد.

     

    الماس مصنوعى (Synthetic Diamond ) همانطور که از نامش پيداست ،به دست بشر در لابراتوار  ساخته شده است و از نظر ساختار کريستالى  و ترکيب شيميايى و شاخصه هاى فيزيکى،مشابه الماس طبيعى مى باشد . در نتيجه ،بارورى که ماببين برخى از فعالان دنياى جواهرات مبنى بر پايين تر بودن سختى اين سنگ نسبت به نمونه طبيعى آن وجود دارد کاملا" مردود است .

     

     

    لازم به ذکر است  شبه الماس ها (Diamond Simulants ) نيز مى توانند منشا لابراتوارى و يا معدنى داشته باشند  که اگر در خواص فيزيکى شيميايى و نورى آنها دقيق شويم .متوجه تفاوتهاى زيادى خواهيم شد که همين تفاوتها کارشناسان را قادر به تفکيک اين سنگ ها از الماس خواهد کرد .

    تفاوتها يى مابين : شاخصه هاى نورى (Optical Character ) ،وزن مخصوص (Specific Gravity)،شاخصه هاى درونى و بيرونى (Internal And External Inclusions ) در سال 1797،شيميدان معروف Smithhson Tennant ثابت کرد ،الماس چيزى به جز کربن خالص نيست و هر چه خلوص کربن بالاتر باشد (تقريبا" 100% کامل ) الماسى منحصر به فرد و کاملا" بى رنگ توليد خواهد شد.

     


     

    در طى سال هاى 800 تا 1900 محققان و شيميدانان زيادى براى ساخت الماس مصنوعى تلاش کردند  .تمامى آنها به اين نتيجه رسيده بودند  که براى الماس مصنوعى(Synthetic Diamond ) مى بايست محيطى با فشار و حرارت بالا براى کربن فراهم کنند تا به ساخت الماس نزديک شوند ،ولى در آن محدوده زمانى تکنولوژى آنقدر پيشرفته نبود تا بتواند  چنين شرايطى را فراهم آورد .در نتيجه هر تلاشى براى ساخت Synthetic Diamond ناکام مى ماند .

    در سال 1941 ،دو محقق به نام هاى دکتر پرسى (Dr.Percy ) و بريگمن (W.Bridgman ) براى دست يابى  به دستگاهى جهت توليد فشار لازم برايساخت الماس مصنوعى با کمپانى G E(General Electric ) وارد مذاکره شده و در نتيجه قرار داد بستند.

    پس از انعقاد قرار داد بين G E  و بريگمن (Bridgman) لابراتوارى جهت ساخت الماس مصنوعى راه اندازى شد ،قبل از جنگ جهانى دوم بريگمن ،(Bridgman) و همکارانش در تکنولوژى توليد فشار بالا به نتايج بسيار مهمى دست يافتند. هر چند که تلاش بى وقفه آنها جهت توليد الماس مصنوعى ،ناموفق ماند .

     

     

    در سال 1951 ،G E گروهى ديگر از محققان را به گروه Bridgman  وارد کرد و پس از مدتى اين گروه جديد موفق به توليد فشار و حرارت لازم جهت توليد الماس مصنوعى شدند .هرچند که اين تنها شروعى اميدوار کننده  براى ساخت S ynthetic Diamond  به حساب مى آمد .

    سرانجام در سال 1954 دستگاه Belt –Type  توسط اين گروه به طراحى نهايى رسيد و اين شروع ساخت الماس مصنوعى صنعتى به حساب مى آيد .گروه G E  در فوريه سال 1955 تبليغات  خود را براى معرفى محصول توليد شده اشان شروع کردند Synthetic Diamond is Burned پس از اين معرفى ،يک کمپانى شوئدى به نامElektriska –Allmana Svenska  Aktiebolaaget  ثابت کرد که دو سال زودتر از G E ،موفق يه ساخت الماس مصنوعى (Synthetic Diamond ) شده است . در واقع محققان اين کمپانى از سال 1940 فعاليت خود را در اين زمينه شروع کرده بود ند که نتيجه کارشان توليد الماس مصنوعى در سايز هاى بسيار نازک و کوچک در سال 1953 بود . ولى به دليل هزينه بسيار بالاى توليد الماس مصنوعى ،همچنين پيشرفت آهسته اين توليد کمپانى سوئدى از تبليغ در مورد محصول خود صرف نظر کرده بود .هرچند که اين کمپانى دو سال زودتر از G E ،موفق به ساخت الماس مصنوعى (Synthetic Diamond)شده بود ؛ولى به دليل اعلام جهانى  G E  در سال 1955 در واقع اين کمپانى  را مى بايست مخترع ساخت اين سنگ در دنيا دانست .

    از سال 1975 کمپانى G E  فروش الماسهاى توليد شده در لابراتوار خودش را آغاز کرد .هرچند که تا سال 1959 روش توليد خود را به صورت محرمانه حفظ نمود .

     

    در سال 1959 بعد از آشکار شدن روش ساخت الماس مصنوعى توسط G E کمپانى معروفDeBeers  که در تاريخ خريد و فروش الماس طبيعى بى رقيب است ،به سرعت شروع به ساخت الماس مصنوعى نمود و امروزه يکى از بزرگترين  توليد کنندگان  الماس مصنوعى (Synthetic Diamond ) در دنيا مى باشد که به سرعت ،گوى رقابت را از ديگر کمپانى ها ربود .

     


     

    اين گروه در سال 1970 براى اولين بار در جهان ،دستيابى شان به الماس مصنوعى باکيفيت تراش ،براى دنياى جواهرات جشن گرفتند .در سال 1970-1971 ،کاپلن (Lazard Kaplan ) و پسرانش در نيويورک،چند عدد از اين الماس ها را که وزن Rough  سنگ خام حدود يک قيراط بود را تراشيده و سنگ هايى با اوزان ct 26/0 تا  ct  46/0 به دست آوردند که از نظر رنگ ،در درجات  j تا  F و از لحاظ Clarity  در محدوده VS  قرار داشتند .

     


     

    روش هايى جهت تشخيص الماس هاى مصنوعى :

    1-      الماس هاى مصنوعى در طيف هاى رنگى زرد کم رنگ تا پر رنگ و حتى بسيارى  ازFandy Yellow  ديده مى شوند .





    2-      اين سنگ ؛الماس مصنوعى (Synthetic Diamond )،به دليل تفاوت هايى که در زمان رشدشان  با سنگ هاى الماس طبيعى دارند ،ظاهر Rough آنها غالبا" به صورت مکعب مربع Cubic  ديده مى شود ؛ در صورتى که اين ظاهر بيرونى (Habit ) در الماس هاى طبيعى ،غالبا" به صورت هرم هشت ضلعى Octahedron  مى باشد .

     


     

    تست (Flourescence )

    به دليل رشد متفاوت سنگ هاى مصنوعى با سنگ هاى طبيعى ،اين سنگ ها عکس العمل هاى متفاوتى نسبت به يکديگر درزيرنور U.V  يا ماوراء بنفش نشان مى دهند .

    سنگ هاى مصنوعى ،زير نور U.V ،به رنگهاى زرد و زرد مايل به سبز ديده مى شوند و معمولا" اين حالت را به شدت نشان مى دهند . در صورتى که سنگ هاى طبيعى غالبا" تغيير رنگشان در زير نور U.V به رنگ آبى مى باشد .

     


     

     


     

     

    بايد اشاره کرد که خاصيت F lourescence  در سنگ هاى طبيعى تقريبا" در 50% اين سنگ ها اتفاق مى افتد که اين خاصيت ،در اين سنگ ها داراى شدت و ضعف متفاوت مى باشد که به درجات Weak Stronge – Fair –Moderate  تقسيم مى شود پس مى توان نتيجه  گرفت که عموما" در صورت دارا بودن  ،اين خاصيت ،آن را در حد کمى نشان مى دهند .

     

     

    سنگ هاى طبيعى به نسبت سنگ هاى مصنوعى يا فاقد خاصيت Flourescence  بوده و يا اين خاصيت را به صورت ضعيف تر دارا مى باشند  در صورتى که تقريبا" بيشتر الماس هاى مصنوعى ،داراى خاصيت Flourescence  بوده و همچنين اين خاصيت را عموما" به شدت و با رنگى متفاوت نسبت به سنگ هاى طبيعى نشان مى دهند .

    1.      خاصيت جذب آهن ربا :

    به دليل وجود عنصر Flux در زمان رشد الماس هاى مصنوعى به عنوان کاتاليزور،بيشتر  اين سنگ ها بسته به ميزان Flux  موجود در ترکيبشان ،نسبت به آهنربا داراى خاصيت جذب مى باشند ).(آهنربا هاى مذکور داراى اندکى با آهنرباهاى متداول تفاوت دارند ).

     


     

    5.سنگ مورد نظر را در زير بزرگ نمايى بالاى ميکروسکوپ مورد بررسى قرار مى دهيم :

    A)ناخالصى Natural  در صورت وجود در سنگ هاى طبيعى عموما" در اطراف Girdle  سنگ ديده مى شود ،در صورتى که اين ناخالصى داراى علائم رشد مثلثى در درون خود باشد جاى نگرانى نيست،در صورتى که اگر در درون ناخالصى Natural علائم رشد مربعى ديده شود ،بايد به ماهيت Synthetic  بودن آن سنگ ،شک بسيار کرد .

    B) به دليل استفاده از مواد آهنى Flux  در زمان رشد الماس مصنوعى (Synthetic Diamond ) ،اين مواد غالبا" در حد زيادى در ساختار اين سنگ وارد شده و به عنوان Crystal Inclusion  در سنگ قابل رويت مى باشند ،اين کريستال هاى Flux ،فاقد هر گونه  شفافيت  و از همه مهمتر ،داراى جلاى سطحى فلز گونه و عمدتا" با اشکال مکعب مربعى و يا زاويه دار ديده مى شود .

     


     

    بايد توجه داشت  که در الماس طبيعى هرگز ،اين شکل Crystal  قابل ديدن نخواهد بود ،کريستال هاى متداول که به عنوان  ناخالصى در الماس يافت  مى شوند عبارتند از :

    Garnet،Diopside،Diamond ( در حد ناخالصى )،Graphite  ،.......که هيچ کدام از اين شاخصه هاى درونى کريستالى،در الماس مصنوعى قابل ديدن نخواهند بود.

     


     

    C) ديدن ناخالصى هاى (Colorzoning )،( منطقه بندى رنگ ) و Graining ( خطوطى که در اثر اختلال در زمان رشد کريستال در سنگ ايجاد مى شود ) نا خالصى Colorzoning ، ناخالصى بسيار کميابى در الماس هاى طبيعى است و در سنگهاى طبيعى ،به شکل متفاوت ،نسبت به سنگهاى مصنوعى ديده مى شود .اين ناخالصى ،در سنگ هاى مصنوعى به تعداد و با شدت زياد مشاهده مى گردد.

    ناخالصى Graining  نيز همانند Colorzoning ، هم از لحاظ ظاهر و هم از نظر تعداد و شدت ،در سنگ هاى طبيعى و مصنوعى متفاوت مى باشد که نماينگر رشد متفاوت سنگهاى طبيعى و مصنوعى الماس است .

     



  • الماس مصنوعی
     
    پیشرفت های گسترده در تکنولوژی و تحقیقات بسیار زیادی که درسطح علمی و تبلیغی انجام شده ، نسل جدیدی از الماس های مصنوعی را به وجود آورده است. این نسل جدید از الماس ها، با خصوصیات الماس های تولید انسان که در اکثر سنگهای مصنوعی دیده می شدند، مطابقت ندارند.
     
    در سالهای اخیر تکنولوژی ای که برای تولید الماس هایی با کیفیت بالا استفاده می شد، به سرعت پیشرفت کرده است. الماس مصنوعی -یا الماسی که در آزمایشگاه تولید شده- سنگی با خواص شیمیایی، فیزیکی و نوری مشابه الماس استخراج شده، می باشد. تا آنجا که به زیبایی شناسی مربوط می شود، غیر ممکن است که مصرف کنندگان بتوانند تفاوت بین الماس طبیعی و الماس مصنوعی را با چشم غیر مسلح یا لوپی با درشت نمایی 10برابر، تشخیص دهند.
     
    الماس طبیعی و مصنوعی از عنصر اساسی مشابه کربن تقریبا خالص- درست شده و ساختار بلوری بسیار مشابهی دارند. تفاوت ها تنها با استفاده از لوازم مخصوص، آشکار می شوند. الماس ها در طبیعت در عمق 150-300 کیلومتری زیر سطح زمین، در پوسته بالاترشکل می گیرند. آنها در دمای شدید (500/1 - 800/1 درجه سلسیوس) و فشار زیاد (45-60 کی بار) به وجود می آیند و بوسیله فعالیت های آتشفشانی به سطح زمین منتقل می شوند. در مقابل، الماسهای مصنوعی مدرن در آزمایشگاه و با استفاده از دو شیوه HPHT(دما و فشار بالا) یا CVD ( نهشت بخار شیمیایی) تولید می شوند. هر دوی این فرآیندها می توانند طی چند روز الماس تولید کنند تا این که میلیون ها سال طول بکشد تا طبیعت الماسی به وجود آورد. معرفی الماس مصنوعی در بازارهای جهانی نباید تهدیدی برای تقاضای الماس طبیعی باشد زیرا همانطور که بیشتر کارشناسان این صنعت اشاره می کنند، مصرف کنندگان همیشه بهای واقعی سنگ جواهرات طبیعی را - در مقایسه با همتاهای مصنوعی شان که می توانند در آزمایشگاه به وجود آیند - پرداخت می کنند. به علاوه از چندین دهه قبل، معرفی سنگ هایی با رنگ مصنوعی میل مصرف کننده را برای سنگ هایی با رنگ طبیعی افزایش داده است؛ بنابراین تقاضا برای الماس طبیعی هرگز تغییر نخواهد کرد.
     
  • الماس مصنوعی اولین بار چگونه پدید آمد؟
    الماس از کربن خالص تشکیل شده و سیستم تبلور آن کوبیک است. وزن مخصوص الماس 5/3 ،ضریب شکست آن 42/2 و سختی آن در مقیاس موس، مساوی 10 می باشد. الماس با سنگ کیمبرلیتی که از اعماق زیاد منشاء گرفته اند همراه است. در رسوبات رود خانه ای به صورت پلاسر یافت میشود. به علت مصارف زیاد الماس که بیش از 80% آن به مصارف صنعتی (از جمله برش مواد بسیار سخت نظیر فولاد آلیاژی ،کاربید تنگستن، سایدن و پولیش،اره کردن سنگ و بتون حفاریها ) می رسد دانشمندان به فکر ساختن الماس مصنوعی (Synthetic diamond) ، افتادند.
    برای این کار دانشمندان از طبیعت الهام گرفته و طبیعت حاکم برای تشکیل الماس را بررسی کردند. محل تشکیل الماس دارای فشار و حرارت زیاد می باشد. این فشار و حرارت لازم را دانشمندان با طراحی دستگاه هایی که میتوانستند چندین هزار بار فشار و چندین درجه سانتیگراد حرارت را تولید کند،بسازند.
     
    ولی تنها مسأله ای که نادیده گرفته شده بود مسئله زمان بود چون در طبیعت بی شک زمان زیادی برای تشگیل الماس در اعماق سپری می شود . دانشمندان با فرض اینکه به این مشکل فائق بیایندبا حرارت و فشارهای مختلف کار را بروی گرانیت شروع کردند ،کاری که بیشتر اذ 5 سال طول کشید و تأثیر متقابل فشار و حرارت زیاد را بر هم بررسی کردند ولی این مسأله را نتوانستند حل کنند تا اینکه برای نخستین بار الماس توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953 ساخته شد .
     
    جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین بار با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار  و دمای 1500 درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد. چون کربن در ساختار گرانیت جایگاه خود را ترک نمی کند ،برای اینکه به این مشکل غلبه کنند به دنبال حمال مناسبی برای کربن گشتند .این حمال به دلیل ظرفیت خود و وزن اتمیش باید خاص می بود . به همین دلیل حمال ترولیت را مناسب دیدند و در نتیجه آن را به آزمایش اضافه کردند . این دفعه به موفقیت بی نظیری در جهان دست یافتند و الماس های زیاد و کوچکی دیده شد . در این مرحله کار Fe ظرفیت مناسبی برای حمل کربن داشت و میتوانست هر کربن جای گوگرد بنشیندو جابه جا شود . 
     
    در اول کار چون الماس ها به قدری کوچک بودند که توجیه اقتصادی چندانی نداشتند به دنبال راهی برای الماسهای بزرگتر گشتند.البته در این مرحله چون الماسها چندان شفاف و زینتی نبودند و دارای اندازه کوچکی بودند به عنوان سرمته و سمباده در صنعت به کار گرفته شده و انقلابی در صنعت ایجاد شد.در مرحله بعد دانشمندان برای تسریع در عمل حمل و همچنین برای بزرگتر شدن،نطفه ای از الماس را در درون گرانیت قرار دادند تا این عمل به سرعت پیش رود . در ادامه این کار و با پیدا کردن فشار و حرارت لازم الماس های بزرگ و بهتری بدست آوردند و به سرعت روانه بازار سنگهای زینتی شد و رقیب سرسخت و زنگ خطری برای الماس طبیعی شد. به همین دلیل الماس فروشان طبیعی به دنبال نقطه ضعفی برای الماس مصنوعی (Synthetic diamond)  گشتند.
     
    از لحاظ شکل و سختی هیچ فرقی بین طبیعی و مصنوعی نمیتوانستند بگذارند ولی تنها مسأله ای که براحتی در الماس مصنوعی (Synthetic diamond)  قابل مشاهده بود تراشه هایی از آهن درون الماس بود که این تراشه ها موجود باعث شناخت الماس مصنوعی می شد برای این کار دوباره الماس سازان به دنبال راه حلی گشتند و توانستند با طراحی دستگاه های دقیق تر و همچنین صرف زمان بیشتر برای ساخت الماس در دستگاه، دیگر اثری از آهن یافت نمی شد ولی بعد از این مسأله ای که وجود داشت رنگالماس مصنوعی (Synthetic diamond)  بود. 
     
    الماس های مصنوعی اغلب به رنگ زرد یا نارنجی بودند و این مسأله باعث کاهش شفافیت الماس میشد الماس سازان برای رفع این مشگل دوباره به ساختار الماس مصنوعی مراجعه کردند و مشاهده کردند در خلل و فرج الماس مصنوعی یک چیز اضافی به نام N2 به صورت اسیر شده وجود دارد که در الماس طبیعی وجود ندارد و این عامل به خاطر تشکیل آن در جو زمین بود چون نیتروژن در اعماق زمین وجود نداردپس در نتیجه الماس طبیعی فاقد نیتروژن و دارای شفافیت بیشتری بود .بریا حل این الماس سازان به دنبال یک جذب کنده مناسب برای نیتروژن گشتند تا الماس بدون مزاحمت نیتروژن ساخته شود.بهترین عنصری که با ظرفیت مناسب یافتندAl³ بود با قرار دادن Al دور گرافیت، Al از مراجعت نیتروژن به درون الماس ممانعت میکرد و آنرا جذب می نمود اکنون کار برای الماس فروشان طبیعی سخت شده بود چون الماس مصنوعی (Synthetic diamond)  به بازار می آمد که دارای شفافیت،سختی و جلای یکسان با طبیعی بود .دوباره الماس فروشان به دنبال راه حلی گشتند و این بار دیدند که الماس های مصنوعی خاصیت فلورسانس دارندیعنی اگر الماس مصنوعی را در تاریکی بگذاریم  و به آن اشعه گاما تابش دهیم بعد از قطع اشعه الماس تا چند ثانیه شرئع به درخشیدن میکند یعنی نور از خود تابش میکند و طبیعی این خاصیت را نداشت. 
     
    الماس سازان دوباره به دنبال راه کار مناسب گشتند،و با بررسی دقیق و طراحی مناسب تری از دستگاههای الماس ساز و بهبود روش کارشان تا حدود زیادی این مشکل را مرتفع کنند و این بار الماس فروشان طبیعی باید چه کار کنند؟؟؟
     
    آنها با بررسی ساختار الماس طبیعی و مصنوعی که اندکی شکل نوکلوئید مصنوعی با طبیعی فرق دارد ولی این کار را هر کارشناس الماس نمی توانست تشخیص دهد و خیلی محدود بود و در نتیجه مناسب بازار نبود پس الماس فروشان طبیعی به ناچار فقط توانستند اسم شرکت خودشان را در الماس به صورت خیلی ریز بنویسند تا مشتریان از طبیعی بودن زیور آلات خود مطمئن شوند. 
  • الماس ها
    در زمانی که نورها از درون الماس به سطح آن می‌رسند چنانچه درون زاویه حد قرار بگیرند قادر به خروج از الماس نبوده و به درون آن منعکس می شوند. Cuter‌ها با استفاده از این خاصیت (Total Reflex) الماس‌ها را می‌تراشند.

    چنانچه سنگ Pavilion‌ کم عمقی داشته باشد، چون نور در درون زاویه حد قرار می گیرد از Pavilion خارج می‌شود.

    چنانچه سنگ Pavilion‌باعمق زیاد داشته باشد نور پس از انعکاس از سطح دیگر Pavilion خارج می‌شود.(حالت Nail head‌ به‌وجود می‌آید(

    چنانچه سنگی نصب شده باشد پس از مدتی Pavilion را چربی پوشانده و زاویه حد الماس که برای سطح مشترک الماس و هوا بوده و در این‌صورت سطح مشترک بین الماس و چربی در Pavilion داریم که زاویه حد دیگر ۳۸ درجه است و نور خارج شده بنابراین پس از مدتی استفاده از جواهرات مقداری از چربی بدن بر روی Pavilion قرار گرفته و در نتیجه Facet‌های Pavilion فصل مشترک بین الماس و هوا نبوده بلکه بین الماس و چربی هستند در نتیجه زاویه حد تا حدود ۳۸ درجه بزرگ‌تر شده و مقداری از نورهای رسیده به Pavilion از همان جا خارج شده و سنگ تلولو خود را از دست می‌دهد..

    منابع الماس

    در هنگام شکل گیری زمین قاره ها از هم جدا شده و یا به هم نزدیک شده اند و این قاره ها در روی یک سطح مذاب شناور هستند. نمونه این حرکات را در خلیج فارس می بینیم که قسمت جنوبی به سمت ایران در حرکت است و سالی دو سانتی متر این دهانه کم می شود که علت آتش فشان های درون اقیانوس هند است. فشار ناشی از حرکات زمین و حرارت داخل زمین موجب ایجاد شرایط برای ایجاد کریستال های الماس می گردد و در صفحات اقیانوسی این فشار خیلی بالاتر است و بنابراین در زیر صفحات اقیانوسی ما الماس نداریم. موادی را که کریستال الماس درون (موارد آتشفشانی هستند) آنها شکل می گیرد را Kimberlite کویند.

     این مواد الماس ها را با خود به سطح زمین حمل می کنند. نوع خاصی از این مواد که در استرالیا می باشند Lamproite گفته می شوند(مخصوص استرالیا). اکثر Kimberliteها فاقد الماس هستند. علت خارج شدن این مواد فشارهای درونی زمین است. در زمین ما حدود ۴۳۰ منطقه آتشفشانی داریم که حدود ۲۵۰۰ بار جمعا آتشفشانی کرده اند و حدود ۶۲% این فوران ها در حدود سواحل اقیانوس آرام بوده که معادل حدودا ۲۰۰۰ بار فوران آتشفشانی بوده است.

     اکتشاف و استخراج

    اکتشاف الماس بسیار مشکل و هزینه بر است که امروزه برای این کار از نقشه های مخصوص و دوربین های مخصوص و حتی تصاویر ماهواره ای استفاده می شود تا ذخایر الماس را پیدا کنند و در ضمن پس از پیدا کردن باید ذخایر توجیه اقتصادی برای استخراج داشته باشند.

    در ذخایر ثانویه استخراج الماس با روش های قدیمی انجام می شود که از همان غربال کردن و شن شور کردن استفاده می گردد و تنها ذخایر ثانویه ای که با روش مدرن استخراج می گردند معدنی در زئیر است که با ماشن آلات پیشرفته استخراج انجام می پذیرد. در سواحل سیرالئون ذخایرMarine‌وجود دارند که آب الماس ها را به سواحل آورده(توسط موج) که استخراج در ساحل انجام می گیرد. در ونزوئلا به وسیله غواص ها در عمق سی متر این استخراج انجام می پذیرد.

    استخراج از ذخاید اولیه خیلی پیچیده تر است که باید اولا توجیه اقتصادی کاملا بررسی شود و بررسی امکانات برای استخراج اهمیت دارد. مثلا وجود محل اسکان در نزدیکی معدن و وجود آب و برق و وسایل ارتباطات پارامترهای مهمی است که اگر شهر در کنار معدن باشد، این امکانات وجود خواهند داشت و هزینه استخراج را کم می نمایند. فاکتور دیگر عوامل جوی است. مثلا این ذخایر در آفرقای جنوبی (خوش آب و هوا) باشند یا در سیبری فاکتور دیگر عامل سیاسی است.

    برای استخراج از ذخایر اولیه نحوه کار به صورت Open pic‌انجام می گردد که به معنی استخراج روباز که به صورت پله های بزرگ می باشند(ارتفاع ۱۰ متر و عرض ۳۰ متر). ولی عمق برای این کار محدود است و حداکثر دویست متر است که بعد از آن عمل استخراج به صورت زیرزمینی انجام می گیرد. به عبارت دیگر برای استخراج ذخایر اولیه ابتدا پله های عظیمی را دور تا دور ذخیره مورد نظر ایجاد کرده به طوریکه ماشین آلات عظیم معدن از طریق همین پله ها به سطوح پایین تر دسترسی پیدا می کنند. به این روش Open pic‌ می گویند. از آنجائیکه با پایین رفتن پله ها محدوده عمل باریک تر می گردد این روش ماکزیمم تا عمق ۲۰۰ متری میسر است.

     تاریخچه استخراج الماس

    بزرگ ترین تولید کننده الماس کشور استرالیا که حدودا بیش از سی میلیون قیراط در سال تولید دارد که حدودا ۴۵% الماس های آن Gem Quality‌می باشند و حدود ۳۴% الماس جهان را استرالیا تامین می کند.آفریقای جنوبی در دنیا رتیه پنجم را در تولید الماس دارد. سهم تولید الماس او امروزه از جهان چهارصدم در صد از کل الماس جهان است.

     تجارت الماس

    در سنگ های تجارت الماس بزرگترین تجارت ها است. به همین دلیل به آن King of Store‌گفته می شود.

    در سال ۱۸۶۶ میلادی زمانی که یک کشاورز به نام Naker به منزل همسایه خود رفته می بیند که بچه های همسایه با یک سنگ خیلی براق بازی می کنند که اولین الماس آفریقای جنوبی به وزن ۲۱.۵ قیراط بوده به نام Urika.

    برای بار دوم سنگی از خانه همسایه می گیرد به وزن ۸۶.۵ قیراط که این سنگ در انگلستان به قیمت یازده هزار پوند بفروش می رود که موجب هجوم آروپائیان به آفریقای جنوبی می شود و اولین معدن در سال ۱۸۷۰ به نام معدن JuggersFuntin در آفرقای جنوبی پیدا شد و تجارت الماس در این قاره شروع شد و در این بین شخصی به نام Cecil Rhodes‌ به قصد کار کردن به آفریقای جنوبی رفته در سن ۱۹ سالگی از قسمت غربی به قسمت شرقی می رود که ۸ ماه طول می کشد و موجب می شود که بخواهد آفرقای جنوبی را مستعمره انگلستان کند. سپس به دنبال الماس در کنار رودخانه ها می پردازد و از این طریق سرنایه ای به هم می زند.

     او به این نتیجه می رسد که هیچ کمپانی کنترل کامل بر روی بازار الماس نداردحتی Debeers که آن موقع معدن کار بوده. در این موقع فقط یک رقیب برای Debeers بوده به نام Bany Barnito‌که شرکت Kimberlin را داشته و یک شرکت فرانسوی نیز در معدن Kimberlin فعال بوده که آقایRhodes سهام شرکت فرنسوی را خریده و نهایتا Barnito را نیز از میدان بدر کرد..


  • الماس های مشهور دنیا
    الماس همان کربن معمولی است که در فشرده ترین حالت ممکن قرار میگیرد. کربن، یکی از معمولی ترین عناصر جهان است و در تمام کیهان میتوان ردی از ان پیدا کرد. کربن همچنین یکی از چهار عنصر اصلی برای پیدایش و ادامه حیات است. ۱۸ درصد بدن از کربن تشکیل شده است. هوایی هم که تنفس میکنیم حاوی دی اکسید کربن است و بیشتر مواد غذایی ترکیبات کربن دارند. 

     
    الماس های مشهور دنیا :

    ▪ دریای نور :
    وزن دریای نور 182 قیراط (هر قیراط 200 میلی گرم) است و رنگ آن صورتی است که کمیاب‌ترین رنگ الماس است
     

    ▪ کالینان :
    بزرگترین الماسی است که تاکنون یافت شده است. این الماس ۳۱۶۰ قیراطی سال ۱۹۰۵ در ترانسوال آفریقای جنوبی ساخته شد . سال ۱۹۰۷، این الماس به پادشاه انگلستان، ادوارد هفتم اهدا شد و بعد ها به ۹ سنگ بزرگ و تعدادی سنگ کوچک تقسیم شد. مهمترین آنها الماس ۲/۵۳۰ قیراطی ستاره آفریقا است که در عصای شاهی کار گذاشته شده و در برج لندن به نمایش درآمده است. 
     

    ▪ سلطان بزرگ :
    به نظر می رسد سومین الماس بزرگ غیر بریده شده ای است که تاکنون یافت شده است. این الماس سال ۱۶۵۰ کشف شد و وزن سنگش ۵۰/۷۸۷ قیراط بود، اما فقط به یک قطعه ۲۸۰ قیراطی بریده شد. این الماس به نام شاه جهان، سازنده تاج محل نامیده شد. متاسفانه این الماس به شکل عجیبی مفقود شده است و از مکان امروزی آن اطلاعی در دست نیست. 

    ▪ امید آبی :
    مشهورترین الماس آمریکا است . این جواهر ۵۲/۴۵ قیراطی تاریخچه ای ۴۰۰ ساله دارد در آن زمان قطعه سنگی ۱۸۷۵/۱۱۲ قیراطی بود و سال ۱۶۶۸، به و سیله شاه لوئیس چهاردهم در فرانسه خریداری شد. به نظر می رسد این جواهر نایاب در معدن کلار هند یافت شده باشد.


  • الماس و ارتباط عاشقانه جهان با آن
    دی بیرز بزرگ ترین تولیدکننده الماس جهان است. بیش از ۴۰ درصد الماس هاس تراش نخورده که در سطح جهانی معامله می شوند از ۲۰ معدن آفریقایی به دست می آید.

    ۲۵۰ گوهرشناس به منظور بررسی ذخایر جدید به بحث در باره امکانات و شیوه های مدرن جهت به کارگیری آن ها می پردازند. بخش بازاریابی " دی بیرز " دی تی سیDTC بیش از نیمی از تولیدات الماس جهان را به فروش می رساند.به طور تقریبی ۲۲۰۰۰ نفر در بیش از ۱۹ کشور در سطح بین المللی برای گروپ Group کار می کنند.

    در مجموع صنعت الماس ۲ میلیون نفر را تحت پوشش خود قرار داده است.

    در نزد بسیاری از کشورها مانند بوتسوانا، نامبیا و آفریقای جنوبی این کریستال گرانبها بر اقتصاد ساکنین کشورها تاثیر بسزایی دارد. در بوتسوانا، حفاری الماس سالانه معادل ۰۰۰/۳۰ قیراط بازدهی دارد و این شرایط انگیزه اقتصادی موثری در جذب نیروی کار در این بخش محسوب می گردد و حدود ۸۰ درصد صادرات و ۴۲ درصد تولیدات ناخالص داخلی را تشکیل می دهد.

     از سال ۱۹۶۹ همکاری بین این‌شرکت و بوتسوانا پیشرفت اقتصادی را تضمین می کند. بدون تجارت الماس این گونه ملت ها هرگز قادر به ساخت بیمارستان ، جاده و مدرسه وغیره .... نبودند.

    بیش از ۹۰ درصد از ۵۰۰۰ کارگر،کارکنان محلی هستند.به علاوه " دی بیرز گروپ " برا ی آموزش کارکنان خود وتهیه تجهیزات مدرن سرمایه ای در نظر می گیرد. حفاظت از محیط زیست به هنگام حفاری موضوع دیگری است که مد نظر شرکت قرار می گیرد. برای مثال هم اکنون یک کشتی فضایی بسیار پیشرفته مشغول بررسی ذخایر جدید آفریقای جنوبی است، که در آن از ابزار پیشرفته ارزش ۵/۵ میلیون یورو استفاده می شود.

    این شرکت هم چنین در جنگ و مقابله با ایدز پیشگام بوده است. گروپ کل هزینه های معالجه کارکنان و کسانی که مبتلا به این ویروس شده اند را می پردازد.در پاسخ به شرایط موجود جنگ داخلی در برخی کشورها، دی بیرز در ماه مه سال ۲۰۰۰ عملیات کیمبرلی را آغاز نمود تا به این طریق با تجارت الماس تراش نخورده مبازره کند و نیروهای مسلح را از نظر مالی تامین نماید.

     سیستم ارایه گواهی نامه که به کمک سازمان ملل دولت های تولید کننده و مصرف کننده و سازمان غیر دولتی به اجرا درآمد، بسیار سخت و دقیق تنظیم شده و موفق بوده است. عنوان " الماس های خونین " با توجه به این شرایط حتی ابزار تولید جهانی الماس های تراش نخورده به خود اختصاص نمی دهد.


  • الماس و خاصیت های آن
    - وجه تسمیه: Diamond یعنی نشکن و شکست ناپذیر
    - سيستم تبلور: ساختار الماس در حالت پایدار (كوبيك) و ساختار الماس درحالت ناپایدار (منشوری) که در طبیعت به شکل کانی لونسدالنیت یافت می شود.
    - فرمول شيميايي: كربن خالص
    - سختي : 10
    - وزن مخصوص:  5/3
    - ميزان شفافيت: شفاف ، غیرشفاف
     - رنگ : بي‌رنگ، زرد، قهوه‌اي، گاهي سبز، آبي، قرمزگونه
    - شکستگی: صدفی
    - ژیزمان: تقریباً کمیاب ; در سنگهای اولترابازیک (کیمبرلیت ها) که به آبرفتها راه می یابد و همچنین در متئوریتها ممکن است یافت شود.
    - ژیزمان بزرگ آن در آفریقای جنوبی در اطراف کیمبرلی Kimberley می باشد.
    - در هند (در فلات دکن) نیز الماس استخراج می گردد.
    - در سواحل نامیبیا، آنگولا، زئیر، سیرالئون ، غنا، برنئو، امریکا، برزیل، روسیه و استرالیا نیز یافت شده است.
    - خواص شیمیایی: در اسیدها و بازها نامحلول است.
    - پاراژنز: طلا - مگنتیت - روتیل- اولیوین - پیروپ- زیرکن و غیره
     - الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است
    - که با رنگهای (بي‌رنگ، زرد، قهوه‌اي، گاهي سبز، آبي، قرمزگون ) دیده می شود.
    - آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

     - خواص متمایز الماس:
    1) دارای بالاترین هدایت گرمایی دربین جامدات (هدایت گرمایی آن ۵ برابر مس است)
    2) دارای توانایی انتقال طیف نوری مادون قرمز تا ماورای بنفش
    3) دارای شاخص بازتابش بسیار بالا( ميزان ضريب شكست نور : 2/419 ـ 2/417)
    4) دارای خواص نیمه‌رسانایی قابل توجه( شکست الکتریکی آن بطور متوسط ۵۰ برابر نیمه‌رساناهای متداول است)
    5) شدیدا مقاوم برابر تابش نوترونی
    6) سخت‌ترین مادهٔ شناخته شده (سختي : 10 معادل 140 برابر کروندم)
    7) در مجاورت هوا روانی طبیعی فوق‌العاده‌ای دارد (مانند تفلون)
    8) دارای استحکام و صلبیت بسیار بالا
    9) پديده چند رنگي : ندارد
    10) کاملا انحلال ناپذیر در اسیدها یا قلیاها
     

    نکته : خواص الماس شدیداً به ناخالصی‌ها وابسته است.
     

    - انواع ناخالصی‌ها در الماس:
     

    الماس چه به صورت سنتزی و چه به صورت طبیعی هرگز به شکل کاملاً خالص نیست. این ناخالصی‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:
    1) ناخالصی‌های شبکه
    این نوع ناخالصی‌ها در شبکهٔ الماس به جای یکی از اتم‌های کربن قرار می‌گیرند و با اتم‌های مجاور تشکیل شیوند می‌دهند.
    2) آخال

    این ناخالصی‌ها ذرات مجزایی هستند که شبکه را برهم زده و بخشی از آن نمی‌شوند. این ناخالصی‌ها معمولاً سیلیکات‌های آلومینیوم، سیلیکات‌های منیزیم و یا سیلیکات‌های کلسیم هستند.
    دو ناخالصی مهم در الماس نیتروژن و بور هستند. این دو عنصر همسایه‌های کربن در جدول تناوبی بوده و به علت داشتن شعاع اتمی کوچک و متناسب، به خوبی در شبکهٔ کریستالی الماس جایگزین می‌شوند.
    خواص الماس شدیداً به ناخالصی‌ها وابسته است. حتی وجود مقادیر جزئی ناخالصی مانند نیتروژن می‌تواند خواص آن را بسیار تغییر دهد.


  • الماس چگونه تشکیل می‌شود؟
     

    بر اساس تحقیق جدیدی که در نشریه Nature منتشر شده است، دانشمندان حدس می‌زنند الماس‌ها درون کره زمین از یک تا سه میلیارد سال قبل تولید شده‌امند؛ آنها فکر می‌کنندکه دستورالعمل ساخته‌شدن الماس این‌گونه است:


    ۱.دی‌اکسید کربن را در ۱۸۰ کیلومتری عمق زمین دفن کنید.

    ۲.آن را تا بیش از ۱۲۰۰ درجه حرارت دهید.

    ۳. آن را زیر فشار بیش از ۵۰۰۰۰ کیلوگرم نیرو بر سانتی‌متر مربع قرار دهید.

      ۴.به سرعت آن را به سطح زمین بیاورید تا به سرعت سرد شود.

    اگر این فرآیند کمی مشکل به نظر می رسد، از تولیدکنندگان الماس مصنوعی تشکر کنید: اکنون دو راه برای ساختن الماس در آزمایشگاه وجود دارد

    اولین روش مصنوعی روش "فشار بالا، حرارت بالا" (HPHT) نامیده می‌شود.

    این روش بیشترین شباهت را با نحوه تشکیل الماس درون کره زمین دارد و در آن گرافیت (یعنی همان کربنی که در مداد به کار می‌رود) تحت فشار و گرمای شدید قرار می‌گیرد‌.

    سندان‌های کوچک در ماشین HPHT در حالی که الکتریسیته شدید از گرافیت عبور می‌کند، بر روی ان فشار می‌‌آورد، و تنها پس از چند روز یک الماس با کیفیت جواهر به وجود می‌آورد.
    البته این الماس‌ها به اندازه الماس‌های طبیعی خالص نیستند، زیرا یک محلول فلزی با گرافیت مخلوط می‌شوند.

    روش دیگر تولید الماس- رسوب بخار شیمیایی نامیده می شود-بر مبنای فشار شدید عمل می‌کند، اما الماس‌هایی بی‌‌نقص‌تر از طبیعت می‌تواند تولید کند.

    یک قطعه الماس درون یک محفظه کاهش فشار قرار داده می‌‌شوند، سپس گاز طبیعی با یک تابش مایکروو‌یو به درون این محفظه فرستاده می‌شود.

    هنگامی گاز تا تقریبا ۲۰۰۰ درجه حرارت داده می‌شود، اتم‌های کربن روی الماس درون محفظه "می بارند" و به آن می‌چسبند، و غلاف کاملی شبانه دور الماس رشد می‌کند.

    این الماس‌های مصنوعی بیش از هر چیز به درد تولیدکنندگان کامپیوتر می‌خورند :‌ در درجه حرارت‌هایی که در آن تراشه‌های سیلیکونی ذوب می شوند، غلاف های الماس مصنوعی مثل سنگ سخت باقی می‌مانند.

     


  • الماس چیست
    الماس یکی از سنگ‌های قیمتی و یکی از آلوتروپ‌های کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.

    الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبه‌پایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد.

     - خواص متمایز الماس

    الماس در بین جامدات در دمای ۲۵ درجه بالاترین هدایت گرمایی را دارد. (هدایت گرمایی آن ۵ برابر مس است)

    الماس مادهٔ نوری ایده‌آلی است که توانایی انتقال طیف نوری فروسرخ تا فرابنفش را دارا است. شاخص بازتابش بسیار بالایی دارد. خواص نیمه‌رسانایی قابل توجهی دارد. شکست الکتریکی آن بطور متوسط ۵۰ برابر نیمه‌رساناهای متداول است. در برابر تابش نوترونی به‌شدت مقاوم استسخت‌ترین مادهٔ شناخته شده‌است. در مجاورت هوا روانی طبیعی فوق‌العاده‌ای دارد (مانند تفلون) استحکام و صلبیت بسیار بالایی دارد. با وجود این خواص منحصربه‌فرد، قیمت بالای آن جلوی کاربرد گستردهٔ آن را می‌گیرد و دانشمندان به دنبال پیدا کردن روش‌های تازه برای سنتز آن هستند.

    -  تولید الماس

    الماس بطور طبیعی تحت فشارهای زیاد اعماق زمین و در زمانی طولانی شکل می‌گیرد. اما در آزمایشگاه می‌توان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانی بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدی است از فرآیند طبیعی شکل گیری الماس در حالی که فرآیند رسوب گیری بخار شیمیایی (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل می‌کند. در واقع CVD بجای وارد کردن فشار به کربن برای تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهای کربن به آنها اجازه می‌دهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.

    این دو تکنیک برای اولین بار در دهه ۱۹۵۰ کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روی تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده‌است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه ۱۹۵۰ با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژی CVD هنوز دوران کودکی‌اش را سپری می‌کند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتی خیره کننده الماسهایی با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصی و اندازه محصول برای تکنولوژی‌های الکترونیکی مناسب‌ترین خواهد بود.

    فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکی از الماس در خلأ آغاز می‌شود. سپس گازهای هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان می‌یابند. در ادامه پلاسمای تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمی می‌شود که با متان واکنش می‌دهد تا رادیکال متیل و اتمهای هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس می‌چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD، فرآیندی خطی است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگی ذره ابتدایی و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

    به گفته دیوید هلیر (D. Hellier)، رئیس بخش بازاریابی کمپانی ژمسیس، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکی از الماس آغاز می‌شود. هر ذره الماس در محفظه‌های رشدی به اندازه یک ماشین رختشویی، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولی از گرانیت و کاتالیزوری فلزی غوطه‌ور می‌شود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شده‌ای این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعی، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد می‌کند.»

    گر چه جنرال الکتریک در تولید الماس‌ها به این روش پیشگام است و الماس‌های ساخته شده با تکنیک HP HT را برای مصارف صنعتی به بازار عرضه می‌کرد اما تا پیش از آنکه کمپانی ژمسیس با ساده سازی این فرآیند امکان تولید نمونه‌هایی با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماس‌ها به عنوان سنگهای قیمتی به فروش نرسیده بودند.

    در واقع الماس‌های زینتی مصنوعی بخش کوچک و در عین حال پر سودی از صنعت الماس را تشکیل می‌دهند. این الماسهای رنگی که در مقایسه با همتاهای بی‌رنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهای گوناگون از سرخ و صورتی گرفته تا آبی، سبز و حتا زرد روشن و نارنجی تولید می‌شوند.

    در واقع این الماسها می‌توانند چنان کیفیت بالایی داشته باشند که حتی ماشینهای ساخته شده برای تشخیص سنگهای مصنوعی از طبیعی در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخی از بزرگ‌ترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر می‌آیند.

    شباهت فوق العاده نمونه‌های مصنوعی و طبیعی باعث شده‌است تا تاجران الماس برای تشخیص الماسهای رنگی مصنوعی از سنگهای طبیعی دست به دامن آزمایشگاههای الماس بلژیک و دیگر نقاطی شوند که بطور سنتی عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگی قیراط، رنگ و شفافیت هستند.

    -  انواع الماس

    - الماس طبیعی :

    هنوز اساساً تنها منبع جواهرات بوده و بالاترین بها را دارد.

    - الماس سنتزی فشار بالا :

    سهم گسترده‌ای از بازار صنعت را به خود اختصاص داده‌است. به عنوان ساینده و ابزار برشی و ماشینکاری به کار می‌رود.

    - الماس سی‌وی‌دی (CVD) :

    پتانسیل‌های زیادی برای کاربرد در صنعت دارد ولی هنوز بصورت آزمایشگاهی تولید می‌شود.

    - کربن شبه-الماس:(DLC)  

     اخیراً تولید شده اما دارای کاربردهایی در زمینهٔ ابزار نوری دقیق است.

    - ناخالصی‌ها:

    خواص الماس شدیداً به ناخالصی‌ها وابسته‌است. حتی وجود مقادیر جزئی ناخالصی مانند نیتروژن می‌تواند خواص آن را بسیار تغییر دهد.

    - انواع ناخالصی‌ها:

    الماس چه به صورت سنتزی و چه به صورت طبیعی هرگز به شکل کاملاً خالص نیست. این ناخالصی‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

    - ناخالصی‌های شبکه :

    این نوع ناخالصی‌ها در شبکهٔ الماس به جای یکی از اتم‌های کربن قرار می‌گیرند و با اتم‌های مجاور تشکیل شیوند می‌دهند.

    -آخال  :

    این ناخالصی‌ها ذرات مجزایی هستند که شبکه را برهم زده و بخشی از آن نمی‌شوند. این ناخالصی‌ها معمولاً سیلیکات‌های آلومینیوم، سیلیکات‌های منیزیم و یا سیلیکات‌های کلسیم هستند.

    دو ناخالصی مهم در الماس نیتروژن و بور هستند. این دو عنصر همسایه‌های کربن در جدول تناوبی بوده و به علت داشتن شعاع اتمی کوچک و متناسب، به خوبی در شبکهٔ کریستالی الماس جایگزین می‌شوند.


  • الماس کولینان - بزرگترین الماس خالص جهان
    الماس کولینان (Cullinan Diamond)، بزرگترین الماس خالص (خام) جهان است که تا کنون پیدا شده به وزن 310675 قیراط معادل 35/621 گرم است.
    بزرگترین جواهری که از آن تولید شده به نام کولینان 1 (Cullinan I) یا ستاره بزرگ افریقا (Great Star of Africa) به وزن 4/530 قیراط معادل 1/106 گرم، بزرگترین الماس تراشیده شده تا سال 1985 در جهان بود. کشف الماس طلایی جابلی به وزن 67/545 قیراط معادل 13/109 گرم، که آن هم از معدن پرمیر (Premier) استخراج شده است.

     

     
    الماس کولینان- بزرگترین الماس خالص جهان
     

    کالینان 1 (Cullinan I)، در حال حاضر در راس یک تاج قرار گرفته است. 
    دومین الماس از نظر بزرگی کولینان 2 (Cullinan II) یا ستاره کوچکتر افریقا (Lesser Star of Africa) می باشد. وزن این سنگ 4/317 قیراط معادل 5/63 گرم می باشد، که چهارمین الماس بزرگ تراشیده شده در جهان می باشد.
    این دو الماس، هر دو در جواهرات سلطنتی انگلستان بر روی تاج سلطنتی انگلستان قرار دارد.

     

     
    الماس کولینان- بزرگترین الماس خالص جهان
     
     

    تاریخچه الماس کولینان (Cullinan Diamond):
    الماس کولینان توسط توماس اوان پاول، پیدا شده و پس از استخراج آن را به فردریک ولز ، مدیر خارجی شرکت حفاری معدن الماس پرمیر در منطقه کولینان در تاریخ 26 ژانویه سال 1905 تحویل داد. این الماس، به نام صاحب معدن سر توماس کولینان (Sir Thomas Cullinan) نامیده شده است.
    سر ویلیام کروکز (William Crookes)، قبل از اینکه الماس قطعه قطعه شود، از آنها یک بررسی کامل به عمل آورد و خلوص قابل ملاحظه ای را به جز یک لکه ساه در وسط آن متذکر شد.

     

     
    الماس کولینان- بزرگترین الماس خالص جهان
     

    رنگهای اطراف نقطه سیاه خیلی زنده بودند و زمانی که با دقت آن را می چرخاندند، رنگها عوض می شدند. بر طبق نظر کروکز این ویژگی به نیروی فشار داخلی که بین الماسها مشترک است، اشاره می کند. سنگ خریداری شد و (به وسیله دولت افریقای جنوبی)، به شاه ادوارد هفتم (King Edward VII)، در روز تولدش هدیه شد. الماس به وسیله برادران آسچرز (Asscher Brothers)، ساکن آمستردام به سه تکه بزرگ تقسیم شد و متعاقباً به 9 تکه سنگ جواهر بزرگ و  مقداری قطعه کوچکتر تبدیل شد.
    آن زمان تکنولوژی آنقدر پیشرفت نکرده بود تا کیفیت تراش را مطابق استانداردهای حاضر تامین کند و بریده های الماس مذکور، سختی و ضریب شکستش بالا بود. برای آنکه آسچرز بتواند الماس را با یک ضربه تقسیم کند، شکافی به عمق نیم اینچ در آن ایجاد کرد و سپس به وسیله یک چاقو که اختصاصاً برای همین کار طراحی شده بود، شکسته شد.
    الماس به دو قسمت تقسیم شد، در حالیکه نقطه در نظر گرفته شده، برای هر دو تکه نامناسب بود.
    روایتهایی در ارتباط با الماس کولینان (Cullinan diamond):
    در سال 1905، انتقال الماس از افریقای جنوبی به انگلستان با یک مشکل امنیتی روبه رو بود. کارآگاهانی که از لندن بر روی یک کشتی بخار که شایع شده بود سنگ به وسیله آن حمل شده، قرار گرفتند اما این یک تاکتیک انحرافی بود. سنگ روی کشتی یک سنگ بدل بود که به منظور جلب توجه کسانی که علاقه مند به دزدیدن آن بودند، آنجا گذاشته شده بود.
    و اینطور که ثبت شده، الماس واقعی در یک جعبه به وسیله پست با هواپیما فرستاده شد. روایت است که وقتی الماس برش داده شده، با همان اولین حرکت چاقو شکسته شد.

     

     
    الماس کولینان- بزرگترین الماس خالص جهان

     
     

    این داستان بر اساس روایت جوزف آسچرز (Joseph Asscher) ، بزرگترین تراشکار آن روزها بوده است که توسط متیو هارت در کتابی که در مورد الماس نوشته، به نام سفر به قلب جذابیت، آورده شده است. با این مضمون که وقتی او حاضر شد تا بزرگترین الماس شناخته شده در آن زمان (الماس کولینان) که 106/3 قیراط (معادل 621 گرم) را برش دهد، یک دکتر و پرستار نیز در کنار وی بودند. هنگامی که او بالاخره الماس را به دو قطعه تقسیم کرد، از دنیا رفت. گفتنی است که قصه مرگ آسچرز، یک افسانه است.
    تاریخ نگار الماس به نام لرد لن بالفور (Lord Ian Balfour)، در این مورد نوشته است که آسچرز، تراشکاری ماهر و زبردست بده و این کار برای وی همانند باز کردن در یک قوطی بوده است.

    پیرامون نیمه دوم الماس کولینان، شایعاتی نیز می باشد. طبق گفته ویلیام کروکز (Sir William Crookes)، الماس اصلی که تراش داده شده بود، خودش به احتمال زیاد، به اندازه کمتر از نصف یک کریستال 8 پر شکسته شده است و تکه های دیگر هنوز منتظر هستند تا توسط چند معدن دار خوشبخت کشف شوند. بنابراین کروکز قاطعانه اعلام کرد که کریستال اصلی به صورت طبیعی تکه شده نه به دست انسان.

    افراد دیگری نیز این دیدگاه را دارند که قبل از اینکه فردریک الماس را به سر توماس کولینان بفروشد، یک تکه از آنرا به وزن 5/1 قیراط (معادل 300 گرم) تا 2000 قیراط (معادل 400 گرم)، جدا کرده بوده است.


  • الماس کوه نور
    در صورتی‌ که‌ الماس‌ افسانه‌ای"هوپ" Hope در زمره‌ گنجینه‌های‌ ملی‌ آمریکا قرار گیرد، الماس‌ تاریخی‌ کوه‌ نور معادل‌ انگلیسی‌ آن‌ به‌ شمار می‌آید. با توجه‌ به‌ شکل‌ کنونی‌ هوپ‌ به‌ عنوان‌ بخش‌ کوچکی‌ از "بلو آیس"Blue Ice، کوه‌نور نیز قطعه‌ای‌ از الماس‌ است‌ که‌ از مبداء اصلی‌ خود جدا افتاده‌ است.‌

    با توجه‌ به‌ کاهش‌ وزن‌ هوپ‌ از ۶۷ به۴۵ ‌ قیراط‌، ربوده‌ شدن‌ آن‌ در سال۱۷۹۲ ‌ از خزانه‌ فرانسه‌ (مکانی‌ که‌ جواهرات‌ سلطنتی‌ در آن‌ نگهداری‌ می‌شود)، این امر باورنکردنی‌ تلقی‌ نمی‌شود، اما کاهش‌ وزن‌ کوه‌ نور از ۱۸۵ به۱۰۵ ‌ قیراط‌ در سال۱۸۵۲ ‌ به‌ راحتی‌ قابل‌ توجیه‌ نیست.‌ ازاین‌رو تصمیم‌ به‌ تراش‌ مجدد این‌ شاهکار هنری‌ و قدیمی‌ می‌تواند تبدیل‌ به‌ بزرگ‌ترین‌ تراژدی‌ عصر شود که‌ می‌بایست‌ در مباحث‌ زیباشناختی‌ مورد بحث‌ قرار گیرد.

    به‌طور‌یقین اقدام‌ مزبور تحت‌ تأثیر گرایشات‌ آگاهانه‌ کنونی‌ به‌ سبک‌ تراش‌ الماس‌ در قرون۱۶ ‌ و ۱۷، نوعی‌ بازاندیشی‌ اساسی‌ قلمداد می‌شود. به‌ گفته‌ اسکارات‌ جواهرشناس‌ و یکی‌ از ۸ مؤلف‌ تحقیق‌ اخیر در زمینه‌ جواهرات‌ سلطنتی‌، براساس‌ استانداردهای‌ فنی‌ آن‌ زمان‌، تراش‌ مجدد کوه‌ نور خود موفقیتی‌ عظیم‌ محسوب‌ می‌شود، اما با توجه‌ به‌ معیارهای‌ کنونی‌، هنوز به‌ نتیجه‌ دلخواه‌ دست‌ نیافته‌اند.

    اسکارات‌ برخلاف‌ تمایلات‌ خودخواهانه‌ و منفعت‌طلبانه‌ حاکم‌ بر قرن۱۸ ‌ در سرتاسر اروپا نسبت‌ به‌ برتری‌ تراش برلیان‌ به‌ سبک‌ جدید در مقایسه‌ با نمونه‌های‌ گذشته‌، به‌ بررسی‌ کوه‌ نور به‌عنوان‌ قربانی‌ شرایط‌ تاریخی‌ گرایش‌ نشان‌ می‌داد. دورانی‌ متعلق‌ به‌ قبل‌ از سال۱۸۰۰ ‌ که‌ در آن‌ تجار سعی‌ داشتند توده‌هایی‌ از سنگ‌های‌ مورد نظر را براساس‌ سبک‌ جدید تراش‌ دهند.

    تغییر محل‌ سکونت‌ "کوه‌ نور" و مبادله‌ آن‌ بین‌ ایران‌ و هند، نوسازی‌ “کوه‌ نور” را به‌ تعویق‌ انداخت. کشورهایی‌ که‌ در آن‌، طرفداران‌ سبک‌ قدیم‌ تراش‌، به‌ تأثیر طراحی‌ تراش‌ بیش‌ از نمایش‌ درخشش‌ جواهر، در افزایش‌ درجه‌ زیبایی‌ ساختاری‌ و ظاهری توجه‌ داشتند.

    درهرصورت‌، الماس‌ کوه‌ نور که‌ قرن‌ها قدمت‌ دارد از تاریخ‌ ازلی خود در سال۱۷۴۷ ‌ دست‌نخورده‌ باقی‌ ماند، الماس‌ با تراش‌ باشکوه‌ رز که‌ طرح‌های پیچیده‌ گلداری‌ رابه‌ نمایش‌ می‌گذاشت.‌ الماس‌ کوه‌ نور، پس‌ از ردوبدل‌ شدن‌ میان‌ فرمانروایان‌ هندی‌ و ایرانی‌ به‌عنوان‌ یکی‌ از غنایم‌ چشمگیر جنگی‌ در سال۱۸۴۹ ‌ به‌ انگلستان‌ منتقل‌ شد.

    تقریبا از این‌ دوران‌ به‌ بعد بود که‌ اعضای‌ مکتب‌ توسعه‌ انگلستان‌ تصمیم‌ گرفتند تا بر جلوه‌ ظاهری‌ سنگ‌ افزوده‌ و آن‌ را از معمول خارج‌ سازند. در عرض‌ یک‌ سال‌ جواهر مزبور مورد توجه‌ افراد بسیاری‌ قرار گرفت‌ که‌ انجام‌ هر نوع‌ اقدام‌ فوری‌ و سریع‌ را ضروری‌ می‌پنداشتند. سپس‌، هنگامی‌ که‌ بدون‌ هیچ‌ گونه‌ برنامه‌ مدونی‌ در نمایشگاه‌ بزرگ۱۸۵۱ ‌ در معرض‌ تماشا قرار داده‌ شد، مسابقه‌ای‌ عمومی‌ میان‌ تماشاچیان‌ علاقه‌مند جامعه‌ انگلستان‌ در زمینه‌ انتخاب‌ جواهر به‌ اجرا درآمد


  • الماس، کوتاه و خواندنی
    - سخت ترين الماس يافت شده در دنيا، به نام الماس کوليان از آفريقاى جنوبى به وزن 106/3 قيراط است.
    - بيشترين تراش الماس، 58 وجه بوده که 33 تا در تاج (قسمت بالاى دانه الماس) و 25 تا در پايه (قسمت پايين دانه الماس) بوده است.
    - الماس سخت ترين ماده موجود در زمين است، ولى به خاطر وجود رگه هايى در آن، در صورت ضربه ديدن، قطعه قطعه مى شود.
    - 80 درصد الماس هاى موجود در دنيا براى جواهر سازى مناسب نيستند.
    - بيشتر الماس هاى يافت شده در طبيعت، بين 1 تا 3 ميليون سال عمر دارند.
    - يک الماس سخت بين 40 تا 70 درصد وزن خود را موقع تراش از دست مى دهد.
    - تنها الماس، الماسهاى ديگر را تراش مى دهد.
    - الماس ها در اعماق زياد زمين، 75 مايلى يا بيشتر تشکيل مى شوند.
  • الماس؛ ثروتی قابل تبدیل به پول
    قيمت الماس در طي چند سال اخير روندي صعودي داشته است. میزان تقاضا از جمله عوامل موثر در افزايش قيمت به شمار می‌آید. با این وجود، توليد و متعاقب آن عرضه از جریانی متعادل پيروي مي‌كنند.


    درآمد معادل 7/ 60 بيليون دلار حاصل از فروش الماس 
    نرخ فروش الماس در سراسر جهان، معادل نيمي از درآمد صنعت جواهر آمريكا كه حدود 7/ 60 بيليون دلار تخمين زده شده است، محاسبه می‌شود. قيمت سلطان سنگ‌هاي قيمتي(الماس) بدون تراش طي 3 سال گذشته بيش از 45 درصد افزايش يافت. حال آيا پس از جنجال و هياهويي كه بر سر طلا و پلاتينیوم برپا شد، سرمايه‌گذاران تمايلي به معامله الماس دارند؟ در شرايطي كه نرخ فلزات قيمتي به طور روزانه در اخبار تجاري تعيين مي‌شود، قيمت الماس روند بسيار پيچيده‌تري را طي مي‌كند. به طورتقريبی هر سال 25 تن الماس از سراسر جهان استخراج مي‌شود اما اين مقدار 15 الي 20 درصد ارزش تجاري دارد و بخش اعظم آن فاقد كيفيت مطلوب است. 

    متخصصان امور مالي مدعي هستند كه 1 درصد جواهرات الماس‌نشان قابل سرمايه‌گذاري هستند و علت اين امر فقدان شفافيت بازار است. قيمت الماس بر مبناي 4 اصل تعیین کننده ارزش الماس یا (cs) و توسط شورای عالی آنتورپ(HRD)، انستيتو بين‌المللي گوهرشناسي (IGI) و انستيتو گوهرشناسی آمريكا (GIA) تعيين مي‌شود؛ با اين وجود اختلاف نظرهاي جزیي نيز در زمينه درجه‌بندي ميان آن‌ها وجود دارد و به علاوه هر سنگي از ماهيت ويژه‌اي برخوردار است، به اين لحاظ نمي‌توان آن ‌را با ديگر نمونه‌هاي مشابه برابر دانست. از ديدگاه "راب وان بيوردن Rob van Beurden" تاجر الماس آنتورپ، پنجمين عامل تعيين كننده قيمت، پي بردن به رمز ارتباط ميان جواهرساز و خريدار و همچنين بيدار کردن احساس و علاقه در خريدار است. 

    "كريستين هفتي Christian Hefti" رئيس بخش تحقيقات مديريت ثروت در بانك سوئيس UBS از جمله هواخواهان اين نظريه است و مي‌گويد: الماس به عنوان دارايي، قابل قياس با تابلوهاي با ارزش و فرش‌هاي ايراني بوده و همانند آن‌ها ارزشمند تلقي مي‌شود، با این وجود قيمت‌گذاري آن جنبه عاطفي و احساسي دارد. اگرچه بازار الماس هنوز به شدت تحت كنترل "دي بيرز" قرار دارد. 

    به طورتقريبی30 درصد عرضه جهاني با وجود كاهش گرايش به خريد، از سوي شركت آفريقاي جنوبي انجام مي‌گيرد. اين شركت به 93 عمده‌فروش خود سهميه‌اي مشخص اعطا مي‌کند. در هر حال، از آن‌جا كه "دي بيرز" به علت قانون وضع شده از سوي كميسيون انحصاري اروپا مجاز به خريد و فروش الماس‌هاي روسي نيست، عرضه الماس به اين كشور نيز امكان‌پذير نمي‌باشد. در طي آخرين سال مالي، سود حاصله از معامله الماس 8 درصد كاهش يافته است.

    الماس سنگ محبوب سرمايه گذاران 
    در طي چند سال اخير، تلاش بسياری شده تا دوباره الماس قابليت تجارت خود را پیدا کند. براي مثال: "راپاپورت گروپ" از طريق آنلاين اقدام به حراج الماس حاوي گواهي‌نامه کرد. "مارتين راپاپورت" سعي دارد به اين طريق بازار آينده الماس را قدرتمند کند. درآمد حاصل از حراجي‌هاي ماهانه بايد به عنوان شاخص تعیين قيمت در نظر گرفته شود تا به وسيله‌ي آن سرمایه مورد نیاز در بخش صنعت الماس تامين شود. حراجي‌هاي آن‌لاين كه مشابه با "ابي Ebey" عمل مي‌كنند قصد دارند در آينده به بازارهاي پر رونق تبديل شوند اما جواهرسازان، شفاف‌سازي قيمت‌هاي عمومي را تهديدي براي حرفه‌ي خود به‌شمار مي‌آورند. در اولين حراجي در نوامبر 2007، راپاپورت توانست از ميان 210 شركت كننده 27 عضو را شكست دهد. تاجران پرهياهو معتقدند كه چنين شرايطي ناشي از اعمال حداقل قيمت‌ها است كه منجر به جذب مشتريان بالقوه مي‌شود. دفتر مدیریت دایموند Diamond commodities management" كه دوایر مركزي آن در لندن و لوزان مستقر مي‌باشد، قصد دارد شيوه‌ي جديدي را براي ايجاد بازاري ويژه كريستال ابداع كند و براي رسيدن به اين هدف نيز بايد درآمد به دست آمده از الماس را به 400 ميليون دلار آمريكا برساند؛ اين موجودي در بخش الماس‌هاي تراش يافته كه ارزش هر واحد آن حداقل یک میلیون دلار مي‌باشد سرمايه‌گذاري خواهد شد. به گفته‌ي"استفان فروبل" (يكي از شركاي شركت اطلاعاتي): بازار الماسی که هم‌اكنون در اختيار داريم، اميدوار كننده است، زيرا تقاضا رو به فزوني است؛ درحالي‌كه توليد در معادن و ارزش سهام سيري نزولي را طي مي‌كند. 

    در واقع طي 10 الي 15 سال گذشته هيچ‌گونه‌ منبعي يافت نشده است تا بتواند پاسخگوي تقاضاي بازار جهاني باشد اگرچه از سال 1998، گسترش قلمرو فعاليت معادن در كانادا به طورتقريبی 30 قيراط بر توليد سالانه افزوده است و در نتيجه آن كشور مزبور در رديف چهارمين و بزرگترين توليدكننده‌ي جهان قرار گرفته است اما متخصصان اين ميزان را براي تامين نيازهاي كنوني كافي نمي‌دانند؛ بنابراين "آنتورپ" با مسئولان صنعت و بانك‌ها در تابستان سال 2006 به بحث و گفت‌وگو نشستند تا براي دستيابي به بازارهاي مالي به معرفي شيوه‌هاي مناسب اخذ قرارداد بپردازند. بانك‌ها معتقدند كه مي‌توان حجم وام و اعتبار توليدكنندگان را حدود 12 درصد كاهش داد و به 14 بيليون دلار رساند و به اين طريق بازار سرمايه‌گذاري الماس را رونق بخشيد. 

    رونق فروش جواهرات 
    در حال حاضر، افزايش ميزان فروش جواهرات مزين به سلطان سنگ‌هاي قيمتي در چين و هند، نظر متخصصان امور مالي بازار را به خود معطوف داشته است. پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2014 تقاضاي جهاني، هر سال 6 درصد افزايش يابد (بر اساس نظريه متخصصان مواد خام)؛ همچنين تقاضا براي سنگ‌هاي تراش نيافته تا سال 2012 افزايش چشمگيري خواهد يافت و ارزش حاصل از فروش آن‌ها 4 الي 5 بيليون دلار پيش‌بيني مي‌شود. 

    محاسبات به عمل آمده نشان مي‌دهند كه تا سال 2020 تقاضاي جهاني براي سنگ‌هاي تراش يافته سالانه بالغ بر 50 م قيراط برآورد شده است. حال آن‌كه ارقام كنوني اين ميزان را 26 م قيراط ارزيابي مي‌كنند. در سال گذشته درآمد حاصله از واردات و صادرات كريستال‌هاي بسيار مرغوب در چين به 12/ 4 بيليون دلار رسيد. مبادله الماس در شانگهای با شروع هزاره جديد به نحوه فزاينده ای افزايش یافته است. بيش از 180 نفر از تاجران در اين كشور تنها به تجارت الماس اشتغال دارند. "بيگ دراگون Big Dragon" نيز بازار فروش مناسبي به‌شمار مي‌آيد. به گفته شركت تجاري دايموند Diamond (DTC)1 يكي از شعبه‌هاي خرده‌فروشي دي‌بيرز در چين در سال 2005، جواهرات الماس‌نشان را به ارزش 37/ 1 بيليون دلار به فروش رساند. به علاوه چين به عنوان كشوري پهناور يكي از مراكز مهم پردازش الماس به‌شمار مي‌آيد. در سال 2006، 50000 كارگر، معادل 3 م قيراط الماس را به ارزش 2/ 1 بيليون دلار تراش دادند. هند پيشگام صنعت رو به ترقي الماس است. الماس‌هاي صادراتي به ارزش 11 ميليون دلار تراش داده مي‌شوند. هم‌اكنون هندي‌ها به ميزان چشمگيري كنترل شركت "آنتورپ" را در شهرهاي بزرگ تجاري در دست دارند. حتي از اسرائيل نيز در اين زمينه پيشي گرفته‌اند. هند كشوري است كه به طور تقريبی 60 الی 70 درصد الماس‌هاي جهان در آن مبادله مي‌شود. HRD شاخص براي قيمت ماهانه سنگ‌هاي 5/ 1 قيراطي تعيين نموده است و قصد دارد بازار را اندكي شفاف‌تر جلوه دهد. بر اين اساس زمان ارزيابي قيمت از سال 2005 به پايان رسيد و بازار به مدت 18 ماه دچار ركود همراه با تورم شده است. معامله‌ي الماس‌هاي فاقد كيفيت مطلوب و پایین‌تر از نيم قيراط كه اغلب در سراسر جهان از سوي تجار، شيوه‌اي براي امرار معاش محسوب مي‌شود؛ هم‌اكنون نظر معدودي از متقاضيان را به خود جلب مي‌كند اما خريد و فروش سنگ‌هاي درشت رايج‌تر شده است. 

    فعاليت كنوني در بازار الماس تحت تاثير تركيب 3 شرط كه شامل تقاضاي محدود آمريكا، تقاضاي فزاينده آسيايي‌ها و كاهش عرضه سنگ‌هاي دست نخورده و يا تراش نيافته مي‌شوند قرار دارد. به علاوه با كاهش ارزش دلار، روپيه هند ارزش بيشتری يافته است و اين امر منجر به بالا رفتن هزينه‌ي پردازش الماس شده است. Dtc در اواسط ژوئن سال 2006 در پنجمين اجلاس خود قيمت‌هايش را 5 درصد و در نهمين اجلاس در نوامبر همان سال 1 الي 2 درصد افزايش داد. واردكنندگان سنگ‌هاي تراشيده ژاپني در دسامبر 2007 افزايش قيمتي را معادل 20 درصد يعني به‌طور متوسط حدود 38/ 349 دلار در هر قيراط ارزيابي كردند در هر حال حجم كل واردات به علت تمايل خريداران ژاپني به خريد چشمگير نيست؛ با وجود آن‌كه برخي نظريه پردازان كاهش مصرف شهروندان آمريكا را كه بزرگ‌ترين بازار متقاضي الماس در جهان به‌شمار مي‌رود سبب كاهش قيمت مي‌دانند. متخصصين ديگر معتقدند كه در آينده‌ي نزديك شاهد 10 يا 20 درصد رشد تقاضا خواهیم بود و اين در حالي است كه در بازار دست نيافتني الماس، وقوع هر دو شرايط امكان‌پذير است. 
     

    تبادل ثمربخش اطلاعات در زمينه توليد و بازاريابي 
    توليدكنندگان در روزهاي 15 الي 16 اكتبر 2007 در كنگره‌اي با عناوین "تولیدکنندگان در مرحله گذار" و "صنعتی پویا و در حال تغییر" واقع در "آنتورپ دايموند" به دعوت "آنتورپ ورلد دايموند سنتر Antwerp World Diamond Center (AWDC)" حاضر شدند. اين اولين جلسه‌اي بود كه در طول دو سال تشكيل مي‌شد و در تاريخ صنعت الماس از آن به عنوان واقعه‌اي آينده‌ساز و بسيار مهم ياد مي‌شود.

    هدف از تشكيل اين اجلاس، دستيابي به شيوه‌هاي عادلانه‌تر توزيع سود بود كه از طريق استخراج معادن و بازاريابي الماس حاصل مي‌شد. همچنين كشورهاي توليدكننده آفريقاي جنوبي بايد به سهم بيشتری از منابع به دست آمده دست مي‌يافتند. رياست كنگره به عهده "چايم ايون زوهار Chaim Even Zohar" (مديرعامل شركت تاسي Tacy) بود و در آن توليدكنندگان مشهور سراسر جهان، شركت‌هاي حفاري، سازمان‌هاي بازاريابي، دولتي، غيردولتي و بانك‌ها نيز حضور داشتند. "زوهار" در اشاره به مرحله‌ گذار صنعت الماس، عرضه انحصاري الماس‌هاي دست‌نخورده را زمينه‌ساز رقابت در بازار الماس برشمرد؛ به علاوه مسئله بهره‌وري صحيح از اين امكانات در آفريقا بيش‌ از پيش مورد توجه قرار می‌گرفت. در ضمن ارزيابي مجدد وضعيت كشورهاي استخراج‌كننده و عهده‌دار پرداخت و ميزان استفاده هر يك از طرفين از درآمد حاصله را از اقدامات مذكور مشخص مي‌کرد.
    "ارسنت بلوم" رياست فدراسيون جهاني بورس الماس، همكاري بين كشورهاي توليدكننده آفريقايي و تجارت بين‌المللي الماس را بهترين استراتژي براي رشد پايدار و بلند مدت بر‌شمرد. بر این اساس، منافع صنعت الماس و دولت‌های آفریقایی با یکدیگر منافات نخواهند داشت زیرا هر دو از توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورهای استخراج کننده بهره می‌برند. به علاوه حفاري منابع الماس در اين قاره از تاريخچه طولاني برخوردار است و اين موضوع بهره‌وري بيشتر كشورها را از ثروت خدادادي شان توجيه مي‌كند.

    نايب رئيس معادن آفريقاي جنوبي "فام زيل ملامبو- نك كوكا Phum Zile Mlambo- Ngcuka" باني ايده نوين دستيابي كشورهاي استخراج‌كننده به منافع بيشتر نيز در كنفرانس حضور يافت. "الن جانسون سرليف Ellen Johnson Sirleaf" رئيس جمهوري "ليبريا" به "كيمبرلي پروسس KPCS" كه كشورش به طور رسمی از اواخر آوريل سال 2007 در آن شركت داشته است نيز اميد بسياري دارد. اولين بسته الماس حاوي گواهينامه KPCS به ارزش 200 هزار دلار در سپتامبر 2007 به اسرائيل صادر گرديد و اين اولين گامي بود كه در قلمرو بازاريابي عادلانه الماس از سوي ليبريا برداشته مي‌شد. نايب رئيس معادن جمهوري كنگو،" ويكتور كاسونگو" به نقاط ضعف صنعت الماس پرداخت كه در نتيجه آن نياز به كاربرد اين ثروت ملي در اموري همانند خدمات‌رساني به مردم و افزايش سطح رفاه زندگي مطرح شد. از طرفي، عدم كارآيي و اثربخشي بخش توليد، نداشتن تخصص و مهارت كافي دست‌اندركاران اين صنعت، فقدان سرمايه در تهيه‌ي تجهيزات حفاري و تكنولوژي مورد نياز جذب سرمايه‌داران را به سوي اين صنعت دشوارتر مي‌کرد.

    در كنگو 700 هزار معدنچي به طور مستقل فعاليت دارند. شبكه ناكارآمد توزيع بر ميزان مشكلات اين منطقه افزوده است. قاچاق سنگ‌هاي قيمتي از طريق منابع غيرقانوني و كاهش قيمت الماس از سوي خريداران را به دنبال داشته است زيرا كنترل و نظارت بين‌المللي در اين منطقه به درستي صورت نمي‌گيرد.
    در هر حال انتظار مي‌رود تا سال 2010 شاهد تغييرات اساسي در اين زمينه باشيم. بر اساس طرح‌هاي پيش‌بيني شده وزير كشور، صنعت الماس از طريق گسترش توليدات صنعتي و حوزه عمليات معادن كوچك و همكاري‌هاي مالي نقش مهمي در امر توسعه اقتصادي اجتماعي كشور ايفا مي‌كند. همچنين جذاب‌سازي شرايط سرمايه‌گذاري براي فعاليت شركت‌هاي مشهور حفاري از جمله مواردي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. برقراري موانع جهت مقابله با تجارت غيرقانوني و تعيين بازرسان و مسئولان ارزيابي براي جلوگيري از كاهش قيمت از جمله اقدامات ديگر نهادهاي مسئول است. "كاگوجي موشاشين Kago G. Moshashane" نايب رئيس وزارت معادن انرژي و آب "بوتسوانا"، معتقد است كه بايد نهادي مركزي و در سطح جهاني ويژه صنعت الماس، همانند "آنتورپ" و "تل آيلو" در كشورش تاسيس شود. بوتسوانا بيش از ديگر كشورها از منافع صنعت الماس بهره مي‌برد؛ بيش از 90 درصد درآمد حاصله از صادرات و 50 درصد درآمد دولت و 40 درصد درآمد ناخالص داخلي، حاصل از فروش كريستال‌هاي قيمتي است. از سال 1979 به بعد اين كشور به بهبود شرايط پرداخت الماس اقدام کرد.

    امروزه 16 كارخانه در حالي‌كه 1800 كارگر را در استخدام خود دارند، در حوزه تراش و پوليش به ارزش 200 م دلار فعاليت مي‌كنند. طي چند سال آينده قلمرو فعاليت گسترده‌تر شده و با تحت پوشش قرار دادن 3500 نفر توانسته‌اند به سودي معادل 500 م دلار دست خواهد يافت.

    چشم انداز اميدبخش توسعه صنعت الماس 
    "ژوزف اي استيگ ليتز Joseph.E.Stiglitz" برنده جايزه نوبل در كنفرانس، به عنوان سخنگوي مهمان حضور يافت. اقتصاددان و رئيس سابق جهاني و عضو سابق هيئت مشاوره اقتصادي دولت ايالات ‌متحده، به بهبود شرايط زندگي ميليون‌ها نفر آفريقايي از طريق صنعت الماس مي‌انديشد. در سال 2006 اين قاره شاهد رشدي معادل 6/ 5 درصد بود كه پس از چند دهه كاهش بسيار اميدوار كننده به نظر مي‌رسيد. در ضمن استثمار معادن آفريقا همچنان ادامه دارد. 

    كاهش ارزش پول نيز از توان رقابت صنايع پرداخت مي‌كاهد. هم‌اكنون كشورهاي شركت‌كننده به اين نتيجه رسيده‌اند كه درآمد حاصل از تجارت سنگ‌هاي قيمتي بايد در زمينه آموزشي و پرورش صنايع زير بنايي و ديگر تاسيسات، سرمايه‌گذاري شود. او همچنین نوسانات قيمت الماس خام در آينده را تهديدي جدي براي اين صنعت برشمرد. آقاي "باب گلدوف Bob Geldof" ستاره پاپ ايرلند و حامي اهداف آفريقا با انتقاد از اقدامات "كيمبرلي"  به دفاع از اين قاره پرداخت و بهره‌وري از منابع حاصل صنعت الماس را حق آنان دانست.
    "گارت پني Gareth Penny" مديرعامل "دي‌بيرز گروپ" به موفقيت‌هايي كه در نتيجه همكاري با كشورهاي آفريقايي حاصل شده بود اشاره نمود. آفريقاي جنوبي با همكاري شركاي خود، هر سال 6/ 4 بيليون دلار را به اقتصاد آفريقا اختصاص مي‌دهد تا از ميزان فقر در اين كشور كاسته شود. اين شركت بيش از 20 هزار آفريقايي آموزش ديده را تحت پوشش دارد و بالغ بر 6/ 2 بيليون دلار را به حوزه معادن جديد و براي گسترش قلمرو تسهيلات اختصاص داده است. "كيمبرلي" نيز مسئوليت‌هايي را در قبال صنعت الماس بر عهده دارد. توسعه پايدار در قالب همكاري كشورهاي استخراج‌كننده، هدف مورد نظر "آدونيس پوروليس Adonis Pouroulis" شركت حفاري "پترا دايموندز Petra Diamonds"، و افرادي همچون "كريس ريدر" مدير بازاريابي "BHP Billiton"، بزرگ‌ترين شركت حفاري جهان، "جينز مارك لي برهر" مسئول شركت "ريوتينتو" مي‌باشد. در مجموع استخدام نيروي كار محلي، حمايت از عرضه‌كنندگان و مسئولان خدمات منطقه از اهم مواردي هستند كه بايد در برنامه توسعه آفريقا در مد نظر قرار گيرند.


  • الماس؛ زندگی فرازمینی در قلب ستاره‌ها
    کامل‌ترین نمایشگاهی که تاکنون به الماس اختصاص داده شده، در پاریس Paris و در موزه نشنال رهیستویرناتورال Museum National d’histoire naturelle برگزار شد.

     کارها، سنگها و جواهرات استثنایی که در این موزه به نمایش گذاشته شد از بزرگترین موزه‌ها و کمیاب‌ترین و برجسته‌ترین کلکسیون‌های شخصی و جواهرسازان بی‌نظیر در سراسر دنیا، جمع‌آوری شد و در گالری دی مینرالوی رالت د جیولوژی Galeri de Mineralogie et de Geologie به معرض نمایش گذارده شد که شاهکار باستان‌شناسی نئوکلاسیزم فرانسوی Neo-Classicism French به شمار می‌رود و در کنار آن آخرین کشفیات علمی در زمینه اصیل‌ترین سنگهای قیمتی نیز به نمایش گذاشته شد. آداماس Adamas تغییرناپذیر است.

    طبق ریشه‌شناسی یونانی اساسی‌ترین ضرورت و فاکتور حائز اهمیت در بررسی کیفیت الماس، سختی آن است.

    پلینی الماس را به عنوان طبیعت تاریخ تحسین می‌نماید. الماس سمبل فسادناپذیری، خلوص، تکامل، استواری، جاودانگی، نور و زندگی است.

     در غرب الماس با مسیحیت شناسایی می‌شود. الماس از دیرباز در هندوستان (که برای قرنها تنها منبع تأمین این سنگ قیمتی به شمار می‌رفت) دارای نوعی ارزش سمبلیک بود که آن را به الماس مقدس و خدا مرتبط می‌نمود. در سانسکریت Sanscrit از الماس به عنوان واجرا Vajra، اسلحه ایندرا Indra و رعد و برق نام برده شده است. الماس به دلیل طبیعت خاص خود، جایگاهی ویژه و غیرمعمول در میان سنگهای قیمتی دارد. الماس حتی پیش از ابداع نحوه تراش - حدوداً اوایل قرن ۵۰ و بویژه توسعه بریلیانت کات Briliant Cut - و تنها به دلیل طبیعت خاص خود، جایگاهی ویژه و غیرمعمولی در میان سنگهای قیمتی دارد .

     مطالعات علمی که بر روی طبیعت الماس توسط لابراتوار کانی‌شناسی موزه به عمل آمد نهایتاً منجر به برگزاری این نمایشگاه شد. این مطالعات توسط آقایان هوبرت باری Hobert Bari (میوزاولوژیست Museologist) و ویولاین ساتر Violaine Sautter (مدیر تحقیقات در سی ان آر اس CNRS) انجام شد. این نمایشگاه سفری تماشایی به اعماق جواهرات باورنکردنی بود که جذابترین بخش آن شامل معرفی و کشف عالم این سنگهای قیمتی می‌شدش