کالایاب

دسته ها

H 07. معادن طلا

  • اثرات معادن طلا بر روي محيط زيست
    - آزاد سازى مواد سمى :

    فلزات بخش عمده اى از وجود انسان را تشكيل مى دهند (بخش آهنى خون) و كمبود و يا ازدياد برخى از آنها مى تواند سبب بسيارى از بيماريها گردد (كم خونى ، راشيتيسم ، گرفتگىعضلانى ،پوكى استخوان، ناتوانى جنسى و … ) در مقابل برخى از فلزات حتى با تراكم هاى بسيار پايين نيز كشنده و مضر براى سلامتى بشر مى باشند مانند سرب و جيوه و كادميم وشبه فلزاتى ارسنيك و آنتيموان و…


    بسيارى از ذخاير سولفيدى چند فلزى حاوى مقادير قابل توجهى آنتيموان ،ارسنيك ، كادميم ،جيوه و … هستند كه نمونه آن را در معادن طلا رگه ايى توان مشاهده نمودبراى مثال يك نوع يا تيپ از ذخاير اصلى طلا ذخاير تيپ كارلين بوده كه در آن پيريت فراوان ترين سولفيد است كه معمولا با سولفيد هاى ارسنيك و آنتيموان و جيوه همراه است.

    در ايران اكثر ذخاير طلا بصورت سولفيدى بوده براى مثال ذخاير معدن طلا ارغش داراى مقادير فراوانى ارسنيك و آنتيموان همراه با جيوه و سرب و بيسموت مى باشند كه همگى از عناصر سمى محسوب مى شوند.

     بنابراين حتى باطله هاى اين معادن نيز بسيار سمى بوده و با در معرض انحلال قرارگرفتن آنها خطر آلودگى كل منطقه وجود دارد علاوه بر موارد فوق به سبب استفاده از روش سيانوراسيون براى استحصال طلا در اكثر معادن ايران علاوه بر سيانور شاهد آزاد سازى اسيد در محيط مى باشيم (خوشبختانه سيانور در معرض تشعشعات ماوراى بنفش خاصيت سمى بودنش را از دست ميدهد) با توجه به اين موارد بررسى دقيق آثار زيانبار مواد سمى يكى از اساسى ترين مطالعات سازمان در بررسى هاى زمين شناسى زيست محيطى معادن مى باشد.


  • استخراج طلا از کامپیوتر!
    قطعاً کار هر کسی نیست اما با قدری حوصله و دانش شیمی می‌تواند از کامپیوتر هم طلا گرفت!

     


    در ساخت بسیاری از قطعات الکترونیکی از طلا استفاده می‌شود، البته مقدار این فلز به قدری ناچیز است که قیمت محصولات بالا نرود، اما این مقدار ناچیز هم وقتی صحبت از بازیافت میلیون‌ها قطعه الکترونیکی باشد با ارزش می‌شود و شرکت‌های که تخصصشان استخراج طلا از کامپیوتر است را به کار می‌اندازد.






















  • انديس شمال بردسکن
    - موقعيت جغرافيايي:


     محدوده ياد شده در فاصله 15 کيلومتري شمال بردسکن واقع شده و جاده بردسکن به سبزوار از شرق آن عبور مي کند. اين محدوده توپوگرافي ملايمي داشته و عمدتاً از تپه ماهورها و کوههاي نسبتاً کم ارتفاعي تشکيل گرديده است.

    - زمين شناسي :

    از نظر زمين شناسي بخش اعظم محدوده مورد مطالعه از سازند تکنار (کامبرين) مشتمل بر شيست هاي سبز با منشأ توف همراه با لايه هايي از متاريوداسيت و متاريوليت تشکيل شده که ضخامت زيادي داشته و دگرگوني بسيار ضعيفي را متحملشده است.

     رخنمون هاي نسبتاً وسيعي از سنگهاي گرانوديوريتي(پرکامبرين) و گرانيتي(ترشيري) در غرب محدوده مورد مطالعه مشاهده مي شوند که به داخل سازند تکنار نفوذ کرده اند.علاوه بر اينها رخنمون هاي کوچکي از سنگهاي آهکي کرتاسه، کنگلومراي کرمان (پالئوسن)، سنگهاي اولترابازيک و مجموعه کالردملانژ کوه بيجورد(کرتاسه فوقاني) و رخنمونهاي محدودتري از سنگهايتوف، آندزيت، راديولاريت و سنگهاي اولترابازيک(کرتاسه فوقاني) و آندزيت (پالئوژن) در شمال محدوده مورد مطالعه مشاهده ميشوند. رخنمونهاي کوچکتري از سازندهاي سلطانيه(کامبرين)، جمال(پرمين) و شمشک (ژوراسيک)نيز در جنوب محدوده مشاهده مي گردند.

     - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده

    در راستاي انجام اکتشافات ژئوشيميايي در محور سمنان_کاشمر، در سال 1995 ميلادي برگه 1:100000 بردسکن بعنوان يکي از برگه هاي 1:100000 پوشش دهنده اين محدوده توسط شرکت چيني jiang xi مورد مطالعه قرار گرفت. نتايج حاصله از مطالعات ياد شده منجر به معرفي 7 آنومالي در برگه مذکور گرديد.

       بطور خلاصه کارهاي اکتشافي انجام شده در محدوده ياد شده تا آذر ماه 83 به شرح زير مي باشد:

       _تهيه فايل رقومي نقشه 1:25000 منطقه مورد نظر از سازمان نقشه برداري 

       _تبديل فايلهاي ياد شده از فرمتdgn (مربوط به نرم افزار ميکرواستيشن) به فرمت dwg (مربوط به نرم افزار اتوکد) و مرتب کردن لايه هاي اطلاعاتي آن.

       _طراحي محل نمونه هاي زئوشيمي آبراهه اي و کاني سنگين و تعيين مختصات UTM آنها

       _برداشت 571 نمونه ژئوشيمي آبراهه اي 

       _برداشت142 نمونه کاني سنگين

       _برداشت 10 نمونه مينراليزه


  • اکتشاف رگه های سیلیسی طلا دار به روش IP,RS در منطقه ساریلار استان آذربایجان شرقی
     

    1-1-مقدمه :

    سازمان زمين شناسى  و اکتشافات معدنى کشور مبنى بر انجام عمليات ژئوفيزيکى به روش IP ,RS  در منطقه ساريلار در نزديکى شهرستن اهر به منظور اکتشاف رگه هاى سيليسى طلا دار ،طى حکم شماره 2406 ،اکيپ دو نفره اى شامل فيروز جعفرى به عنوان سرپرست گروه و حسين ايرانشاهى ،تکنسين در مهر ماه 86 به مدت 20 روز به محل اجراى حکم اعزام نمود .

    در اين ماموريت تعداد 1400 اندازه گيرى با 10 آرايش دايپل – دايپل به موازات هم تقريبا" عمود بر رگه مورد نظر برداشت شد.

     

    1-2-موقعيت جغرافيايى و راههاى ارتباطى:

    محدوده برداشت 1:5000 زگليگ با وسعت تقريبى 15 کيلومتر مربع ،در فاصله 11 کيلومترى (فاصله هوايى) شرق اهر ،در استان آذربايجان شرقى قرار دارد .شکل يک موقعيت جغرافيايى محدوده مورد مطالعه و تصوير شماره 1 عکس ماهواره اى محدوده مورد مطالعه را نشان مى دهد که مستطيلى مشکى محل دقيق برداشتهاى ژئوفيزيک را نمايش ميدهد .

     


     


     

     

    1-3-مطالعات زمين شناسى درمحدوده ساريلار

    به طور کلى ،چهار واحد سنگ شناسى در محدوده مورد بررسى قابل تفکيک است :

    1-واحد ائوسن بالايى : شامل سنگ هاى آوارى و گدازه هاى آوارى با ترکيب حد واسط .

    2-واحد بعد از ائوسن : شامل سنگ هايى با ترکيب اسيدى ( ريوداسيتى ).

    3-واحد اليگوسن : شامل توده نفوذى با ترکيب مونزوسينيت .

    4-واحد کواترنرى :شامل رسوبات آبرفتى دشت و آبرفت هاى جوان رودخانه اى .

    مهم ترين سيماى کانى سازى در محدوده مورد مطالعه ،زون هاى کانى سازى رگه اى – رگچه اى مى باشد که توسط گسل ها و زون هاى گسلى کنترل شده است .در مجموع 11 رگه و زون گسلى که در آن کانى سازى رخ داده ،شناسايى گرديده است که امتداد اغلب آنها شمال باختر – جنوب خاور مى باشد .پهناى رگه ها و زون ها ى کانى سازى از 1 متر تا 20 متر و طول قابل مشاهده آنها از 300 متر تا 750 متر در تغيير است .

    کانى اصلى تشکيل دهنده رگه ها و زون ها ى کانى سازى  کوارتز است .همچنين کانه هاى تشکيل دهنده آنها عبارتند از :روتيل ،پيريت ،کالکوپيريت ،گالن ،تترائدريت ،طلا ،کووليت ،آزوريت – مالاکيت ،اکسيدهاى ثانويه و آبدار آهن .ساخت و بافت بيشتر رگه ها و زون هاى کانى سازى از نوع برشى است .

    در محدوده مورد مطالعه ،اغلب سنگ ها و به ويژه واحد توفى و گدازه اى ائوسن بالايى تحت تاثير محلول گرمابى ،متحمل تغييرات شيميايى و کانى شناسى شده است .دگر سانى گرمابى فراگير در محدوده مورد بررسى ،دگرسانى پروپيليتى است .از ديگر انواع دگرسانى آرژيليکى در شرايط گرمابى و بخشى نيز در اثر اکسيداسيون سولفيدها و تشکيل سيالات اسيدى بوجود آمده است دگرسانى گرمابى در حاشيه رگه ها شامل سيليسى شدن ،آرژيليکى شدن ،سريسيتى شدن مى باشد .

    به منظور مطالعات ژئوشيميايى و عيار سنجى ،در اين مرحله از تحقيق بيش از 829 نمونه از رگه ها زون هاى کانى سازى و نيز هاله دگرسانى آنها ( کمر بالا و کمر پايين )برداشت شده است براساس نتايج بدست آمده ،طلا در تمامى رگه ها و زون ها ى گسلى که در ان کانى سازى مشاهده مى شود،وجود دارد .بيشترين عيار طلاى اندازه گيرى شده در محدوده مورد مطالعه 16گرم در تن (PPM ) ،مربوط به يک رگه سيليسى با ضخامت 30 سانتى متر از زون پهنه سيليسى شماره 3 مى باشد .

    با توجه به پراکندگى رگه هاى سيليسى در محدوده ء برداشت 1:5000 زگليگ ،اين محدوده از نظر کانى سازى به سه بخش :کانى سازى زگليگ ،کانى سازى خيارلوو کانى سازى ساريلار تفکيک شده است .اکتشافات سطحى در دو کانى سازى اول به اتمام رسيد ه،که بررسى هاى اوليه در اغلب رگه ها نشان مى دهد که عيار متوسط سطحى طلا در اين کانى سازى ها در حدود PPb500 مى باشد .

     

     


     


     


     


     

    در کانى سازى ساريلار نمونه برداريهاى سطحى اوليه ،با روش Random Chip  انجام شده است .عيار بالاى طلا و همچنين ممتد بودن آن در طول زمان سيليسى که طول آن در حدود 750 متر مى باشد ،ادامه عمليات اکتشافى را در اين کانى سازى توجيه نمود به طوريکه عيار متسط طلا در بخشى از رگه به طول 176 متر و به ضخامت متوسط 68/15 متر ،در حدود ،76/3 ppm  مى باشد ( پيمان پورنيک 1386).

     
  • اکتشاف طلا شرف آباد
     
    اين پروژه، در سال 1379 توسط سازمان زمين شناسى شناسايى و معرفى گرديد و در سال 1379 توسط سازمان زمين شناسى شناسايى و معرفى گرديد و در سال 1379 براى آن پروانه اکتشاف صادر گرديد و در حال حاضر جهت بهره بردارى به بخش خصوصى واگذار شده است.
     
     
     
    کانسار طلاى شرف آباد-هيزه جان
     
    ·   اين رخداد معدنى در 30 کيلومترى شمال باخترى ورزقان قرار دارد و در سال 1379 در چارچوب پروژه اکتشاف طلاى ارسباران شناسايى و معرفى گرديد.وسعت محدوده کانى سازى بر 15 کيلومتر مربع بالغ مى گردد که در يک ميزبان آندزيتى-تراکى آندزيتى به شکل رگه هاى کوارتزى-برشى پلى متال و زون هاى سيليسى شده رخ داده است.
    ·   در اين محدوده 21 رگه و زون سيليسى شناسايى شده که پهناى آنها از 25 سانتى متر تا 50 متر و طول قابل مشاهده آنها از 3 تا 1050 متر متغير مى باشد. کانى شناسى رگه ها و زون هاى کانى سازى شده شامل روتيل، پيروتيت، پيريت، مارکاسيت، کوبانيت، کالکوپيريت، بورنيت، گالن، اسفالريت، تتراهدريت، طلاى آزاد، ديژنيت، انواع سيليس و کربنات ها است.
    ·   رگه اصلى طولى برابر 600 متر، پهناى ميانگينى برابر 5متر و عيار متوسطى برابر با 4ppm داشته و عيار آن تا 48 ppm مى رسد. مطالعات اکتشافى عمدتا برروى اين رگه متمرکز شده و شامل حفر ترانشه و حفر 13 گمانه اکتشافى به متراژ کلى 1014 متردر 3 سطح 30، 60 و 90 مترى مى باشد. ميزان ذخيره کلى برآورد شده براى اين رگه 2/3 تن باعيار ميانگين 4 گرم درتن مى باشد
    ·        اين کانسار در حال حاضر جهت بهره بردارى وتکميل مطالعات اکتشافى به بخش خصوصى واگذار شده است.
     
     
    فعاليت هاى اکتشافى صورت گرفته در محدوده شرف آباد-هيزه جان 
     
    ·        تهيه نقشه زمين شناسى ومعدنى 5000/1بوسعت 15 کيلومترمربع
    ·        حفر ترانشه اکتشافى 348 متر مکعب
    ·        تهيه نقشه توپوگرافى 5000/1 بوسعت 10 هکتار
    ·        ژئوفيزيک بروش ip ,rs 73 هکتار
    ·        احداث جاده وسکوى حفارى 8 کيلومتر
    ·        آناليز870 نمونه جهت آناليز طلا وعناصر همراه
    ·        تهيه ومطالعه مقاطع نازک ،صيقلى وXRD  410 نمونه
    ·        حفارى ومغزه گيرى به متراژ 1014 متر
    ·        تست تکنولوژى در مقياس آزمايشگاهى بر روى 5/1 تن ماده معدنى
     
     
  • اکتشاف مقدماتی طلا در منطقه سیاه جنگل
     

      محدوده اکتشافی سیاه جنگل سرکهنو درمجاورت یکی از مراکز فعال تکتونوماگمایی واقع شده است.فعالیت های شدید زمین شناسی د راین ناحیه که نماد آن کوه آتشفشان تفتان می باشد ،سبب درهم ریختگی و پیچیدگی زمین شناسی منطقه گردیده است.در این محدوده واحد های رسوبی مشتمل بر شیل و ماسه سنگ توسط توده های نفوذی نیمه عمیق با ترکیب دیوریت –مونزودیوریت قطع شده اند.به تبعیت از زمین ساخت کلی منطقه دو روند اصلی شمال شرق-جنوب غرب و شمال غرب-جنوب شرق د راین ساختارهای خطی قابل شناسایی است.بواسطه ی نفوذ توده های آذرین نیمه عمیق و عملکرد  سیستم های گسله و برقراری چرخه سیالات هیدرو ترمال ،توده فلزی و سنگهای در برگیرنده آن بشدت  آلتره شده اند.بر اساس نتایج حاصل از کلیه عملیات اکتشافی انجام شده در منطقه مورد مطالعه محدوده ای به وسعت 34/1 کیلومتر مربع جهت عملیات برداشت لیتوژئوشیمیایی انتخاب گردید.این محدوده به چهار زون مجزا تفکیک و بر اساس اهمیت اکتشافی آنها اولویت بندی شده اند.ابعاد شبکه برداشت د رمحدوده های با اولویت اول 20×20 متر و در محدوده های با اولویت دوم 50×50 متر د رنظر گرفته شد.جهت برداشت هر چه دقیق تر نمونه ها ،در هر زون یک خط مبنا (Base Line) بر روی زمیمن مشخص گردید.

    در مجموع تعداد 669 نمونه معرف هریک از سلول های شبکه و شامل حداقل 30 و حاکثر40 قطعه 150 تا 200 گرمی برداشت گردید.به منظور بررسی وضعیت آنومالی های حاصله اقدام به حفر تراشه و نمونه برداری انتخابی گردید.نتایج حاصل از مطالعات انجام گرفته  حاکی از کانی زایی طلا در منطقه با مجموعه پارا ژنز عناصرPb,Sb,Ag,As می باشد.کانی سازی د رسطح نا همگن و درارتباط با رگچه ها و شکستگی های موجود در مناطق آرژیلیتی می باشد.توزیع آنومالی های طلا و مجموعه همراه آن در راستای گسل های با امتداد شمل شرقی-جنوب غربی معرف اهمیت اکتشاف این ساختارها است.نمونه برداری انتخابی انجام شده از آثار معدنکاری قدیمی واقع در شمال شرق منطقه که د رراستای گسل های شمال شرقی-جنوب غربی توسعه یافته است.

    اهمیت این ساختار را بیشتر نشان می دهد .ارزیابی سطح فرسایش کنونی نسبت به سطح کانی سازی احتمالی(متغیر PHI) معرف بالا بودن سطح فرسایش و اهمیت بیشتر آنومالی های موجود است.مقایسه خصوصیات محدوده اکتشافی شامل سنگ درونگیر،دگرسانی،جایگاه تکتونیکی کنترل کننده های ساختمانی و ویژگی های ژئوشیمیایی با مدل های کانی سازی موجود ا زتشابه کانی سازی منطقه با مدل کانی سازی طلا ی تیپ اپی ترمال و مرتبط با توده های نفوذی فلسیک می باشد.تلفیق ونتیجه گیری ا زکلیه داده های اکتشافی حاصل حاکی از اممید بخش بودن محدوده های آنومالی (بخصوص محدوده ی واقع در شمال شبکه A) بوده و این مهندسین مشاور ادامه فعالیت های اکتشافی را اکیدا توصیه می نمایند.

    مقدمه

    در اجرای قرارداد شماره 706 مورخ 17/3/84 منعقده بین موسسه تحقیقات و کاربرد مواد معدنی به عنوان کارفرما و مهندسین مشاور کاوشگران د رخصوص اکتشاف مقدماتی طلا د رمنطقه سیاه جنگل (استان سیستان و بلوچستان) محدوده مورد نظر مورد مطالعات سیستماتیک اکتشافی قرار گرفت.

    در این پروژه مطالعات مرحله ای شامل موارد زیر صورت گرفته است:

    • بررسی اسناد،مدارک،نقشه ها و تجزیه و تحلیل آنها و تهیه عکس های هوایی به مقیاس 1:5000 و نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000 به اسامی سیاه جنگل(  8247 IV SE) و آبک زیری (   8247 IV SW  )
    • تهیه نقشه توپوگرافی 1:5000 منطقه بر مبنای نقشه های 1:25000 سازمان زمین شناسی کشور
    • طراحی شبکه نمونه برداری لیتوژئو شیمیایی بر اساس نتایج حاصل از مطالعات قبلی
    • اخذ نمونه های لیتوژئوشیمیایی به تعداد 669 عدد
    • طراحی و حفر 500 متر مکعب ترانشه در زون های آلتره و واحد کانی سازی بر اساس نتایج حاصله از نمونه های لیتوژئوشیمیایی و اخذ 266 عدد نمونه از ترانشه های حفر شده
    • اخذ نمونه های X.R.D به تعداد 24 عدد و نمونه های مقاطع نازک و صیقلی به تعداد 26 عدد
    • اخذ نمونه های انتخابی از زون های آنومالی لیتوژئوشیمیایی و کارهای شدادی به تعداد 20 عدد
    • بسته بندی،کد گذاری و ارسال کلیه نمونه هابه آزمایشگاه جمعا به تعداد 1005 نمونه
    • اخذ نتایج آنالیز نمونه ها پردازش داده ها و تحلیل آنها
    • تحلیل و تلفیق کلیه اطلاعات زمین شناسی و ژئوشیمیایی و نتیجه گیری

     

    گزارش حاضر در برگیرنده یافته های حاصل از خدمات قرارداد می باشد.

    موقعیت جغرافیایی و راه های دسترسی

    محدوده مورد مطالعه د رشمال روستای سرکهنو،واقع در شمال آتشفشان تفتان در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد.این محدوده به صورت یک چهار ضلعی با گوشه های ABCDاست که مختصات جغرافیایی این چند ضلعی به شرح زیر می باشد:

     بهترین راه دسترسی به محدوده طرح استفاده ا زجاده آسفالته زاهدان – میرجاوه می باشد که به طول 85 کیلومتر است.از شهر مرزی میر جاوه راه دسترسی به سوی جنوب از میان بخش لادیز (25 کیلومتر)روستاهایی مثل انجره و میرآباد می گذرد.این راه که نهایتا به شهر خاش منتهی می شود د رمحل روستای سیاه جنگل (کیلومتر120،نسبت به شهر زاهدان)یک جاده خاکی از آن منشعب می شود که به سوی غرب کشیده شده است.این جاده پس از طی 15 کیلومتر به روستای سرکهنو می رسد.(شکل شماره 1-1).دسترسی به محدوده اکتشافی از مسیری که از شمال روستا ی انجره منتهی می شود امکان پذیر می باشد.

     



     

     

     


  • اکتشافات طلا و عناصر همراه درمنطقه کلوجه شمال زنجان
     
     

     

    عنوان : اکتشافات طلا و عناصر همراه درمنطقه کلوجه شمال زنجان
    شرح مختصر :
    محدوده اکتشافی گلوجه واقع در 35 کیلومتری شمال زنجان درسال 1382 طی اکتشافات ژئوشیمیایی ناحیه ای ورقه هشتجین شناسایی و به عنوان محدوده پتانسیل دار طلاو عناصر پاراژنز جهت اکتشافات عنومی (1:20000) معرفی گردید.

    شرح کامل:

     

    چکیده

    محدوده اکتشافی گلوجه واقع در 35 کیلومتری شمال زنجان درسال 1382 طی اکتشافات ژئوشیمیایی ناحیه ای ورقه هشتجین شناسایی و به عنوان محدوده پتانسیل دار طلاو عناصر پاراژنز جهت اکتشافات عنومی (1:20000) معرفی گردید.

    عملیات اکتشافی عمومی شامل تهیه نقشه زمین شناسی معدنی،مطالعات ژئوشیمیایی بر مبناء نمونه های آبرفتی و کانی سنگین و حفر ترانشه و برداشت نمونه های مینرالیزه بوده که در محدوده ای به وسعت 70 کیلومتر مربع انجام گردیده است.

    A)X=255317.89,Y=4098465.68    Zone:39

    B)X=255952.71,Y=4100983.07    Zone:39

    C)X=264245.30,Y=4105415.30    Zone:39

    D)=264255.88,Y=4108721.91      Zone:39

        H)X=255917.89,Y=1098249.85   Zone:39

    I)X=266069.59,Y=4110821.92   Zone:39

    K)X=2684.3.28,Y=4110815.35   Zone:39

     

    نتایج اکتشافی فوق الذکر به شناسایی حداقل 25 رگه کانی ساز درچندین محدوده که عیار طلا دربرخی نمونه ها که از رگه ها برداشت شده تا بیش از 5/24 گرم د رتن همراه با کانیهای اقتصادی دیگر شامل کالکوپیریت،گالن،اسفالریت،سروزیت،همی مورفیت،کوولیت،و غیره گردیده است.

    مکانیزم کانی سازی طلادر منطقه ازنوع هیدروترمال رگه ای با بافت استوک ورک(fissure filling)و کانی سازی جانشینی (Replacement mineralization) است که د رواحدهای سنگی ائوسن شامل واحدهای ولکانیکی از نوع آندزیت،بازالت،توفهای اسیدی،ایگنمبریت تشکیل گردیده است.مطالعات ژئوشیمیایی نشان می دهد که همبستگی شدیدی بین طلابا کانی های مس بویژه د ردره رشت آباد و کانسار مس رشت آباد و باکانی سازی سرب،روی،نقره،باریم،فلوریت و آرسنیک د رمحدوده های غرب کانسا ر رشت آباد(شمال شرق روستای آق کند) و حوضه آبگیر شمال روستای گلوجه و محدوده در ه قزل یوقوش است.

     

    ازمجموع تعداد 98 نمونه سنگی که از رگه ها و زون ها ی کانی ساز به صورت chip sampleبرداشت شده 3 نمونه بالای 5/0 گرم د رتن،5 نمونه بالای یک تا دو گرم درتن،2 نمونه تا 4گرم درتن،2 نمونه بین4 و 5 گرم درتن و2 نمونه بین  5 تا 1/13 گرم درتن طلا دارند.ا زمجموع 61 نمونه ای که ا زترانشه ها برداشت شده است 3/3 درصد آنها (2 نمونه)بیش از 5/0 تا یک گرم ،15 درصد (9 نمونه)بیش از 5/0 تا یک گرم،15 درصد(9 نمونه)1تا 2 گرم،7درصد (4 نمونه)بیش از 3 تا5 گرم درتن،5/6 درصد (4نمونه)بین 5 تا 10 گرم و 3/3 درصد (2 نمونه)بین 10تا5/24 گرم درتن طلا داشته اند.

    مطالعات کانی های سنگین انتشار طلای آزاد را در آبراهه های شمال روستای گلوجه در بیش از (12 نمونه) به همراه سینابر(14 نمونه)نشان می دهد،علاوه بر این کانی ها ی گالن،اسفالریت،همی مورفیت ،سروزیت،باریت و فلوریت که پاراژنزهای طلای اپی ترمال میباشند انتشار و انطباق جامعی با محدوده انتشار طلا و آنومالیهای عنصری دارند.منطقه از دو نوع توپوگرافی کاملامتفاوت برخوردار است.درنیمه جنوبی منطقه اکتشافی سطح توپوگرافی پست و سیستم آبراهه ای به سمت حوضه آبگیر زنجان رود منتهی میگردد ونیمه شمالی دارای توپوگرافی صعب العبور بوده و تنها دارای یک حوضه آبگیر رودخانه رشت آباد است که با اختلاف ارتفاع حدود 1000 متر به سمت شمال شرق به حوضه رودخانه قزل اوزن می پیوندند.چنین شرایط توپوگرافی سبب پیشرفت سطح فرسایش و ظاهرشدن اندیسهای پراکنده و بویژه کانسار رشت آباد د ردو طرف رودخانه رشت آباد گردیده و کانی سازیها از نظر عیار غنی تر ازنیمه جنوبی منطقه اکتشافی است که بدلیل عدم پیشرفت زیاد هنوز بخشهای اصلی کانی سازی د رنیمه جنوبی دست نخورده و پنهان باقی مانده است.

    نتایج اکتشافی حاضر نشان می دهد که محدوده گلوجه دارای پتانسیل بالایی ا زکانی سازی طلا،مس،سرب و روی است که نیاز به تنظیم برنامه اکتشافی بویژه درمحدوده های شمال گلوجه ،غرب کانسار رشت آباد و محدوده دره قزل یوقوش و چندین رگه پراکنده در منطقه که از پتانسیل بالای کانی سازی طلا برخوردار هستند ،می باشد.

    مطالعات زمین شناسی

    زمین شناسی عمومی منطقه

    جایگاه زمین شناسی

    محدوده مورد بررسی جزئی از ورقه یکصد هزارم هشتجین می باشد که از دیدگاه واحدهای زمین ساختی بخشی از زون ساختاری البرز-آذربایجان محسوب می شود و در یال جنوبی البرز قرار دارد.

     

    زمین ریخت شناسی

    منطقه ،سرزمین مرتفع و کوهستانی است.بلندترین نقطه آن که د رمنتهی الیه شمال خاوری می باشد بیش از 2600 متر و پست ترین آن که در منتهی الیه جنوب باختر قرار دارد حدود 1300 متر ا زسطح دریا افراز دارد .رود قزل اوزن که از مظاهر مهم ریخت شناسی منطقه محسوب می شود از شمال باختری به سوی جنوب خاوری د رجریان است.دره قزل اوزن نیز فرآیند همین رود می باشد.این رود در طول مسیرش زمین های دو سوی را چنان بریده است که گاه ارتفاع دو دیواره به بیش از چند صد متر می رسد.

    چینه شناسی

    کهن ترین سنگ نهشته های موجود سنگ آهک های سازند مبارک به سن کربونیفر می باشد که در شمال خاوری برونزد کم وسعتی از آن دیده می شود .هم چنین نهشته های کوارتزیتی متعلق به پرمین به همراه گدازه های اسپیلیتی که در منتهی الیه شمال خاوری رخنمون یافته اند ، در مجموع سنگ نهشته های دوران پارینه زیستی (Palezoic) را تشکیل می دهند.

    سنگ های دوران میان زیستی (Mesozoic) نیز اغلب ا زجنس آهک می باشند که متعلق به سیستم های ژوراسیک و کرتاسه هستند.برون زد این سنگ نهشته ها نیز کم وسعت وبیشتر درگوشه شمال خاوری در معرض دید قرار گرفته اند.

    بخش وسیعی از منطقه توسط سنگ نهشته های نوزیستی یا (Cenozoic) پوشیده شده اند.این سنگ ها که بیشتر شان به سیستم ائوسن تعلق دارند با کنگلومرا و متعاقب آن آهک شروع و سپس بوسیله سنگ های ولکانیکی و ولکاموکلاسیکی پوشیده می شوند.گدازه ها بیشتر ترکیب آندزیت تا آندزیتی بازالت دارند.ولی به ندرت سنگ های اسید تر چون داسیت و داسیت آندزیتی این مجموعه را همراهی می نمایند.سنگ های متعلق به سیستم اولیگوسن ؟ نیز ولکانیکی و ترکیب متوسط تا اسید دارند.

    نئوژن  : سنگ نهشته های این زمان اکثرا رسوبی و متعلق به دریاهای کم عمق می باشند.این سنگ نهشته ها که در جنوب باختری بیشتر رخنمون دارند  ردیفی از مارن،ماسه سنگ و کنگلومرا را تشکیل داده اند.

    ماگماتیسم

    همانطور که در مبحث چینه شناسی بیان شد سنگ های سیستم ائوسن و الیگوسن ؟ را سنگ های ولکانیکی تشکیل داده اند .لذا در این برهه از زمان فعالیت های ولکانیکی در این منطقه مانند دیگر نواحی زون ساختاری البرز –آذربایجان شدت داشته و در پی عملکرد فازهای آلپین پایانی توده های نفوذی با ترکیب کوارتز مونزونیت،گرانودیوریت و گرانیت بصور مختلف در سنگ های ائوسن –الیگوسن ؟جایگزین گردیده اند.

     

    دگرگونی

    نشانه ای از دگرگونی ناحیه های د رمنطقه دیده نشده و اثر دگرگونی مجاورتی نیز با توجه به اینکه این سنگ های در برگیرنده توده های نفوذی از نوع گدازه و توف های وابسته می باشند.کانیهای متشکله آنها در برابر حرارت توده های نفوذی جایگزین شده پایدار و مقاوم بوده و واکنش شیمیایی چندانی که به تبع آن کانی زایی جدید حاصل آید دیده نمی شود و در صورت تشکیل ،ضعیف و ناچیز می باشند به نحوی که بسهولت و با چشم غیر مسلح قابل رویت نیستند.

    تکتونیک و زمین ساخت

    حرکات اواخر کرتاسه باعث بالا آمدن سنگ نهشته های کرتاسه و کهن تر از آن گردیده و پیشروی دریای پالئوژن بویژه ائوسن ،سنگ نهشته های این عهد با پایه کنگلومرایی رخنمون هایی کهن تر را می پوشانند و تکرار گدازه ها و توف ها خود نشانه ای ا زناآرامیهای تکتونیکی بوده به نحوی که نهایتا درپی عملکرد فاز پیریه(آلپاین میانی)تماما چین می خورند و از آب خارج می گردند.نهشته های دریای کم عمق نئوژن که بیشتر تخریبی تبخیری می باشند با ناپیوستگی سنگهای قدیمتر و پالئوسن را نیز می پوشانند .در رابطه با عملکرد فاز آلپاین میانی،توده های نفوذی چندی نیز در سنگ نهشته ها ی ائوسن-الیگوسن ؟جایگزین می گردند.

    زمین شناسی اقتصادی

    جایگزینی سنگهای نفوذی با اشکال متفاوت در بعد ائوسن سبب دگرسانی های موجود و نهایتا کانی رانیهای پراکنده ای در سنگ های ولکانیکی،ولکانوکلاستیک ائوسن گردیده اند.در اثرپدیده های گرمابی مرتبط با این توده ها –کانی های گالن،مس،اسفالریت،طلا ،فلوئورین ،تترائدریت،منیتیت و هماتیت در سنگهای میزبان تشکیل گردیده اند.این کانه ها گاه تا حد کانسار ولی بیشتر به صورت اثر و نشانه دیده می شوند.

    زمین شناسی محدوده مورد بررسی (نقشه پیوست شماره 2)

    موقعیت زمین شناسی محدوده

    محدوده مورد بررسی که در شمال،شمال باختری شهر زنجان قرار دارد پهنه ای است کوهستانی به مساحت 70 کیلومتر مربع که از دید زون های ساختاری ایران زمین جزئی از زون البرز-آذربایجان محسوب می شود که بخشی از یال جنوبی البرز را ساخته اند.

    ریخت شناسی

    پهنه مورد بررسی در یک دید اجمالی دارا ی دو نوع توپوگرافی می باشد(عکس شماره 2-1)

     

    الف) بخش شمال- شمال خاوری: این بخش که در اصل دره ای است با طول 9 کیلومتر که پهنای دو سوی آن به 5 کیلومتر می رسد ،آبراهه های منشعب از دو یال پس از بهم پیوست رودخانه رشت آباد را با روند شمال خاوری می سازد.رودخانه یاد شده از سرچشمه های رود قزل اوزن می باشد.پست ترین نقطه این دره که شمال خاوری روستای رشت آباد است در حدود 1180 متر و مرتفع ترین آن که قله کوه کیتی داغ واقع در منتهی الیه شمال غربی می باشد 2505 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.


     

     


  • بررسى خاستگاه کانسار طلا در منطقه موته
     
    بحث: طلا در طبيعت به صورت کانسار هاى ماگمايى، رسوبى، هيدرو ترمال و دگرگونى يافت مى شود. با توجه به مطالعات صحرايى، پتروگرافى، پترولوژى، ژئو شيمى و بررسى سيالات درگير در منطقه موته مى توان نتيجه گرفت سيستم هاى هيدرو ترمال تشکيل دهنده کانسار طلا در منطقه مى باشند. براى درک خاستگاه کانسار هاى طلا در منطقه موته ابتدا چهار عامل زير را مورد بررسى قرار مى دهيم. 
    1- ماهيت و منشاء محلول هاى کانى ساز 
    2- محيط منشاء طلا 
    3- مکانيزم حمل طلا 
    4- مکانيزم ته نشست طلا 
    ماهيت و منشاء محلول هاى کانى ساز: در مورد ماهيت و منشاء محلول هاى هيدروترمال در منطقه موته مى توان گفت سيستم هاى هيدروترمال تشکيل دهنده کانسار طلا، احتمالاٌ به وسيله آب متئوريک (زير زمينى) تغذيه شده اند. لازم به ذکر است ميانگين ايزوتوپى اکسيژن هيجده (O 18) در منطقه موته پايين بوده (معادل 12/2% رگه هاى کوارتزى است که مقدار (O18) تعادلى متوسطى معادل 1/8 % براى سيال به دست آورد). اين مقدار با سيال متامورفيک يا ماگماى خالص منطبق نيست و حاکى از اختلاط ايزوتوپى آن با آبهاى جوى در طول تشکيل کانسنگ است (رابرت موريس و غضبان 1995). کانسار طلا در منطقه موته، ارتباط زمانى و مکانى نزديکى با ولکانيسم نشان مى دهد زيرا در اصل طلا در منطقه در شبکه بلورى پيريت در متن سنگ هاى آذرين وجود داشته است (پايدار 1989 و شريفى 1376) و همچنين پيدايش کانى پيريت پيش از سخت شدن سنگ بوده زيرا کريستال ها و کانى هاى مادر سنگ، دانه هاى پيريت ايدومورف را فرا گرفته، لذا به نظر مى رسد کانى سازى طلا در گامه پايانى کانى سازى فعال بوده است چنانچه بر روى زمين نشانه هايى از همراهى سيليس يا بالا رفتن سيليس در چنين نقاطى مشاهده مى گردد (خويى 1366). 
    و نيز نظر به اينکه کانسار طلا در منطقه با ولکانيک هاى کالکو آلکالن مرتبط مى باشد (پايدار، 1989 و شريفى 1378) و همچنين از نظر ساختمانى با گسل هاى اصلى ناحيه ارتباط نزديک دارد و اغلب معادن طلا در منطقه در ارتباط با اين گسل ها مى باشند و در موارد بسيارى، بخشى از کانسار درون اين گسل ها تشکيل شده، (گسل هايى که داراى امتداد شمال غربى- جنوب شرقى هستند) لذا کانسار طلاى موته در محيط ته نشست اپى ترمال (واقع در بخش فوقانى سيستم هاى هيدرو ترمال) تشکيل شده است. ذخاير طلاى اپى ترمال داراى دو ويژگى مهم هستند که در منطقه موته مشاهده مى گردد. 
    1- ذخيره نسبتاٌ زياد ( و در نتيجه بهره بردارى به روش رو باز) به طورى که ذخيره نهايى طلا در منطقه موته با ميانگين حدود 4 گرم بر تن حدود 1:200.000 تن با مقدار طلاى خالص 4800 کيلوگرم مى باشد (فرهنگى 1991). 
    2- مينرالوژى ساده (که روش تغليظ را آسانتر مى سازد). 
    کانسار هاى طلاى اپى ترمال در سنگ هاى آتشفشانى (مانند منطقه موته) در زون آلتره به صورت ذرات خالص، الکتروم (بلور هاى مختلط طلا با 30 تا 50 درصد نقره) و همراه با پيريت يافت مى شوند. در اين نوع کانسار ها ذخيره از نوع پراکنده و يا استوک ورک است. در منطقه موته کانى سازى طلا از نوع رگه اى و انتشارى است (عليجان آفتابى 1364) بنابراين در مورد ماهيت و منشاء محلول هاى هيدرو ترمال در منطقه موته مى توان گفت کانى سازى برخاسته از يک فاز ماگمايى اسيدى است زيرا عناصرى وجود دارند که تعلق آنها به فاز ماگمايى اسيدى انکار ناپذير است چنين عناصرى عبارتند از Te, Se, Sb, Au, Bi (خويى 1366).
    محيط منشاء طلا: به طور کلى طلا در فاز فلزى و در غياب فلز در فاز سولفيدى متمرکز مى شود. در منطقه موته طلا بيشتر در فاز سولفيدى و در پيريت متمرکز شده است. بيشتر عناصر کالکوفيل (مانند پيريت و پيروتيت) در گامه هاى پايانى تبلور گرد مى آيند و رگه ها را پديد مى آورند. 
    بيوتيت موجود در سنگ هاى آذرين، حاوى بيشترين مقدار طلا بين تمام سيليکات هاى سنگ ساز است. همچنين فلدسپات هاى سنگ هاى آذرين و دگرگونى به اندازه مقدار زمينه داراى طلا مى باشند. مقدار طلاى اين کانى ها از سنگ هاى آذرين مافيک به فلسيک کاهش مى يابد (Korobeynikov, 1981). در منطقه موته نيز سنگهاى اسيدى تر (متاريوليت ها) طلاى کمترى نسبت به متاداسيت ها دارند. طى تفريق ماگما در يک سيستم بسته، طلا از سيليکات هاى سنگ ساز خارج شده و در سيالات باقيمانده به همراه مواد فرار متمرکز مى شود. اگر ماگما به سطح راه يابد (مانند منطقه موته) طلا، مواد فرار و ديگر عناصر ناسازگار تمرکز نخواهند يافت. با افزايش درجه دگرگونى در نواحى کوارتز فلدسپاتيک کاهش مقدار طلا نمايان مى شود. اين امر احتمالاٌ به دليل جابجايى طلا در محلول جامد و در مرز بلور ها، حين تبلور دوباره است. اگر چه عده اى نيز معتقدند مقدار طلاى سنگ هاى دگرگونى به وسيله دگرگونى به وسيله ترکيب اوليه سنگ و نه به وسيله متامورفيسم کنترل مى شود. طلايى که به صورت محلول جامد در کانى هاى سنگ منشاء وجود دارد، مى تواند به وسيله فرايند هايى چون تبلور دوباره به فاز محلول انتقال يابد، چنين تغييراتى مى تواند در حين هوازدگى، دياژنز، متامورفيسم يا آلتراسيون هيدرو ترمال روى دهد. طلاى حل شده در شيشه هاى ولکانيکى ممکن است حين دويتريفيکاسيون آزاد شود (Romberger 1990). بنابراين در مورد محيط منشاء طلا در منطقه موته مى توان گفت احتمالاٌ طلاى حل شده در شيشه هاى ولکانيکى ممکن است حين دويتريفيکاسيون آزاد شده، به فاز محلول انتقال يافته و سپس در فاز سولفيدى در رگه ها ته نشست شده است. 
    مکانيزم حمل طلا: در منطقه موته طلا در محلول هاى سولفيدى احيا کننده به صورت کمپلکس بى سولفيدى حمل و سپس در نتيجه اکسيداسيون ته نشست شده است. به عقيده Kegs & Scott 1976 طلائى که در رابطه با سولفيدها باشد داراى خاصيت واکنش پذيرى است و مى تواند به وسيله آب هاى هيدروترمال که از سنگ ها عبور مى کند حل و حمل شود. در محيط اپى ترمال، حمل طلا عمدتاٌ به صورت کمپلکس بى سولفيدى 
    Au (HS)-2 انجام مى پذيرد. 
    Au + 2H2S→ Au (HS)- + H+ + 1/2 H2 
    آرسنيک (As) در تمام کانسار هاى طلاى اپى ترمال وجود دارد از جمله در منطقه موته به صورت آرسنو پيريت مشاهده مى گردد. As يکى از عناصر تشکيل دهنده پيريت است که تقريباٌ در بيشتر آناليز ها خود را نشان مى دهد بنابراين جهت پى جويى طلا مى تواند حائز اهميت باشد (خويى 1366). وجود کانى هاى طلا با پيريت و سولفيد هاى مختلف آرسنيک در منطقه موته تاکيدى است بر اين مطلب که طلا به صورت کمپلکس بى سولفيدى حمل شده است. اجزاى آرسنيدى طلا ممکن است تا حدى در افزايش قابليت انحلال آن سهيم باشند. در اغلب کانسار هاى هيدرو ترمال که در دماهاى بين 200 تا 300 درجه سانتيگراد تشکيل شده اند طلا بيشترين انتقال را در فاز کمپلکس بى سولفيدى داشته است به طوريکه حداکثر قابليت انحلال طلا به صورت کمپلکس هاى بى سولفيدى در PH هاى اندکى آلکالن، زير مرز بين سولفيد و سولفات مى باشد. لازم به ذکر است گرچه کمپلکس هاى کلريدى طلا در تشکيل کانسار هاى هيدرو ترمال در دماهاى بين 300 تا 500 درجه سانتيگراد مهم مى باشند ولى فقط در سيستم هايى که در آنها هماتيت يا اکسيد هاى ديگر حضور چشمگيرى دارند و يا اينکه در سيستم هايى که در آنها دماهايى بالاتر از دماى کانسار هاى اپى ترمال حاکم بوده است مى توانند وجود داشته باشند. 
    مکانيزم ته نشست طلا: چنانچه طلا به صورت کمپلکس هاى بى سولفيدى حمل شود، عواملى چون اکسيد شدن، افزايش يا کاهش PH و همچنين کاهش فعاليت سولفور در محلول موجب تمرکز کانسارى آن مى گردد. به طور کلى پتانسيل اکسيداسيون مى تواند به عنوان کارآمد ترين مکانيزم ته نشست طلا در کمپلکس هاى بى سولفيدى شناخته شود. نظر به اينکه کانى سريسيت به عنوان معمول ترين آلومينوسيليکات پتاسيم دار در مجموعه آلتراسيونى کانسار طلاى موته حضور دارد بنابراين فرايند اکسيداسيون به عنوان يک مکانيزم برتر در ته نشست طلا شناخته مى شود. در منطقه موته تشکيل سريسيت در بسيارى از موارد در ارتباط با ته نشست طلا بوده است به عبارت ديگر سريسيت کانى معمول موجود در هاله هاى آلتراسيون اطراف رگه هاى طلا مى باشد که به وسيله محلول هاى خنثى تا قليايى ضعيف تشکيل شده است (شريفى 1378). همچنين افزايش و کاهش PH نسبت به ترکيب اوليه محلول مى تواند منجر به ته نشست طلا گردد. در سيستم هاى هيدرو ترمال فرايند هاى جوشيدن محلول (يا جوشيدن و تشکيل حباب) و همچنين اختلاط آنها با آبهاى زير زمينى اکسيژن دار يا برخورد آنها با سنگ ميزبان اکسيژن دار (حاوى مجموعه اى از کانى هاى اکسيدى) ممکن است منجر به اکسيداسيون محلول شده و باعث ته نشست طلا گردد. 
    به طور کلى جوشش سيال يکى از مهمترين و کارآمد ترين فرايند هاى ته نشست طلا به صورت کانه است احتمال دارد در منطقه موته نفوذ ماگماى بازيک به داخل ماگماى اسيدى عامل اين جوشش باشد. همچنين تبلور و رسوب فاز هاى خشک مانند کوارتز و فلدسپات از ماگمايى که در حال تبلور است ممکن است سبب افزايش درصد آب در سيال باقى مانده شده و در نتيجه مايع مذاب به جوش آيد هنگام جوشش محلول فاز هاى گازى احياء کننده از محلول جدا شده در اثر اين فرايند سيال باقى مانده اکسيد گرديده و طلا ته نشين شده است. نظر به اينکه کانه سازى طلا در منطقه موته همزمان با فعاليت هاى ولکانيکى اسيدى صورت گرفته است (فرهنگى 1991) پديده رقيق شدن سيال هيدرو ترمال (به وسيله آبهاى سرد نزديک سطح) نيز مى تواند به عنوان فرايند مهمى براى پيشبرد واکنش هايى که منجر به ته نشست طلا در سيستم هاى با درجه شورى بيشتر مى شود مد نظر قرار گيرد. به عبارت ديگر اختلاط محلول هاى هيدرو ترمال بالا رو با آب زير زمينى اکسيژن دار يکى ديگر از مکانيزم هاى مهم تشکيل کانسار طلا در بعضى از سيستم هاى هيدرو ترمالى است. بالاخره، طلا ممکن است در فاز بخار به صورت يک ترکيب تيوارسنيدى AuAsS2 به شکل يک محلول خنثى حمل شود. اين مولکول ها در قسمت هاى کم عمق و سرد تر سيستم هيدروترمالى به دليل ميعان، دوباره به صورت محلول درآمده و در نتيجه اکسيداسيون آنها، طلا رسوب مى کند. اين مکانيزم منجر به تشکيل يک زون ته نشست طلا در ترکيب سطح (بسيار کم عمق) مى گردد که يکى از ويژگى هاى شناخته شده بسيارى از سيستم هاى کانى سازى هيدرو ترمال و چشمه هاى آبگرم است. بايستى دانست که کانسار ها عموماٌ محصول رويدادهاى همزمان يا غير همزمان متعددى مى باشند. براى مثال فرايند هاى دگرگونى در منطقه موته مى توانست در به حرکت درآمدن طلا و تجمع آن موثر باشد و در نتيجه طلا به صورت انکلوزيون در درون و يا در کنار کانى ميزبان (پيريت) ظاهر گردد (پايدار 1989). در بعضى نمونه ها در منطقه موته طلا ميان ديواره دو کريستال پيريت به دام افتاده است (خويى 1366) و نيز کانى هاى پيريت طلا دار در منطقه از شيستوزيته تبعيت مى کنند. 
    مطالعات ژئو شيميايى نيز يک تهى شدگى نسبت به طلا را در سنگ هاى متامورفيک آلتره در مجاور رگه هاى طلا- کوارتز در منطقه موته نشان مى دهد. اجزاء ديگر موجود در رگه ها نيز مى توانند از ديواره منشاء گرفته باشند. 
    در بخش هايى از سنگ هاى جانبى اطراف رگه هاى کوارتز طلا دار که تحت سيليسى شدن واقع شده است به مقدار زيادى SiO2 نفوذ کرده و بقيه عناصر کم و بيش حل و حمل شده اند. در نزديکى رگه هاى کوارتزى طلا دار بيش از هر چيز کوارتز، پيريت و تا حدودى کلسيت ديده مى شود. همچنين در اثر سريسيتيزاسيون و کلريتيزاسيون مقدارى SiO2 آزاد مى شود لذا اين امکان وجود دارد که مقدارى از SiO2 در سنگ هاى دگرگونى ذخاير طلا دار موبيليزه شده است و موبيليزاسيون با تجمع SiO2 در رگه هاى کوارتزى طلا دار (حدود 89/42 درصد) در ارتباط است (پايدار 1989). 
    3NaAlSi3O8+ K+ + 2H+ → KAl3Si3O10(OH)2+ 3Na 6SiO2+ 
    2K(Mg, Fe)3 (AlSi3O10)+ 4H+ (2H2S)→ (Mg, Fe)5Al AlSi3O10)(OH)8 + 2 K+ + Fe+ + Fe+² + FeS2 3SiO2 
    بنابراين فرايند هاى دگرگونى در به حرکت درآوردن و تجمع کانسار طلا در رگه ها موثر بوده است. به گونه اى که تبلور دوباره در خلال متامورفيسم و يا در خلال پديده هاى ديگر موجب خروج طلا از سولفيد هاى حاوى طلا شده و سپس به صورت طلاى دانه ريز در مرز بلور ها و يا درون آنها تمرکز يافته است. در نتيجه فرايند هاى طلا در منطقه موثر بوده است. اين مطلب تاکيدى است بر اينکه کانى سازى طلا در منطقه موته در فاز هاى گوناگونى پديدار گرديده است. 
    نتيجه گيرى: 
    1- تجمع کانسار طلا در منطقه موته در رابطه با فاز هاى گوناگونى پديدار گرديده است و از جمله در ارتباط با عملکرد تکتونيک و شدت آن مى باشد. کانه زايى طلا در منطقه موته در گسل هاى با امتداد NW- SE صورت گرفته است. اين گسل ها با پديده تکتونيک کششى مرتبط مى باشند. 
    2- کانسار هاى طلا در منطقه موته به شکل رگه ها، شکاف ها، درزه ها و همچنين به صورت پراکنده در سنگ ها نوعاٌ همراه با پيريت ديده مى شوند زيرا بيشتر عناصر کالکوفيل مانند پيريت در گامه هاى پايانى تبلور گرد مى آيند و رگه ها را پديد مى آورند. محيط رگه هاى کوارتز واقع در رخداد هاى طلا در منطقه، محيطى کششى، غير هم شيب و شکننده با بافت پر کننده شکاف ها است. 
    3- کانى سازى در منطقه موته برخاسته از يک فاز ماگمايى اسيدى است. طلا بيشتر در فاز سولفيدى در گامه هاى پايانى تبلور و در پيريت متمرکز شده است. همچنين طلا در محلول هاى سولفيدى احياء کننده به صورت کمپلکس بى سولفيدى حمل و سپس در نتيجه اکسيداسيون ته نشست شده است. 
    4- کانسار هاى طلا در منطقه موته با ولکانيک هاى کالکو آلکالن مرتبط مى باشند و از نظر ساختمانى با گسل هاى اصلى ناحيه ارتباط نزديک دارند. اين کانسار ها داراى ذخيره نسبتاٌ زياد بوده و داراى مينرالوژى ساده مى باشند. لذا در محيط ته نشست اپى ترمال تشکيل شده اند. 
    5- طلا در اصل در منطقه موته در شبکه بلورى پيريت در متن سنگ هاى آذرين وجود داشته است. فرايند هاى دگرگونى توانست در به حرکت درآوردن طلا و تجمع آن موثر باشد به گونه اى که به صورت انکلوزيون در درون و يا در کنار کانى ميزبان (پيريت) ظاهر گرديد. سپس طلا عمدتاٌ همراه با کوارتز در شکاف ها و درزه ها که با کاهش فشار همراه است حمل شد و به اين ترتيب رگه هاى کوارتز طلا دار به وجود آمده است. بنابراين تجمع کانسار هاى طلا در منطقه موته در اثر فرايند هاى موبيليزاسيون در رابطه با تکتونيک، دگرگونى و هيدرو ترمال انجام پذيرفته است.
     
  • بررسی کانی سازی و توزیع عیار طلا در کانسار دره اشکی موته
     
    کانسار طلای دره اشکی یکی از نه اندیس طلا دار در منطقه موته گلپایگان است. معدن طلای موته در قسمت مرکزی زون دگرگونی سنندج – سیرجان و 270 کیلومتری تهران قرار گرفته است . این منطقه عمدتا  از سنگ های دگرگونی مثل  گنیس ، آمفیبولیت و هورنفلس ، سنگ های متارسوبی (کوارتز- بیوتیت-سرسیت شیست ، کوارتز- کلریت- بیوتیت شیست و کوارتز-  کلریت-  آلبیت شیست) ، سنگ های متا ولکانیک (متاریولیت، متاریوداسیت ومتا داسیت ) و سنگ های ديگر مثل گرانیت، توف های آندزیتی و ریولیتی تشکیل شده است. مطالعات کانی شناسی و SEM  نشان دهنده کانی سازی از نوع سولفیدی  مثل سولفید های مس ، سرب ، روی و بیسموت ( پیریت، کالکوپیریت، گالنو بیسموتیت، گالنو اسفالریت، بیسموت و پیروتیت) در این کانسار است. کانه زایی طلا در این منطقه اکثرا همراه با رگه های کوارتزی و عموما در ارتباط با پیریت گزارش شده است. در این بررسی حداکثر مقدار طلا  PPM 15 و در  کنتاکت سنگ های ریولیتی با شیست ها مشاهده گردید، همچنین مطالعات SEM در مقاطع صيقلى نشان داد که  پيريت در اين مقطع  دارای 0.278% طلا است. 
     
  • بزرگترين معدن الماس جهان کجاست
     این معدن الماس که در دهانه وسیع یک آتشفشان در منطقه سیبری قرار دارد حاوی صدها میلیارد قیراط الماس است.
    ذخائر این معدن صد و ده برابر ذخائر جهانی الماس ارزیابی می شود اما ذخائر این معدن الماس صنعتی است که خلوص آن کمتر از الماس هایی است که به عنوان جواهر استفاده می شود.
    از سوی دیگر هزینه استخراج الماس در این معدن بسیار بالاست و هنوز کسی برای استخراج آنها اعلام آمادگی نکرده است.
  • بزرگترين پروژه استحصال طلا و نقره خاورميانه
     
    مجرى بزرگترين پروژه استحصال طلا و نقره خاورميانه، از افتتاح فاز يکم کارخانه استحصال طلا و نقره در شهرستان سراب و در آينده اى نزديک خبر داد. غلامرضا نقى پور با اعلام اين خبر افزود: کل ظرفيت کارخانه استحصال طلا و نقره سراب در سال توليد 42 تن طلا و نقره است که در فاز نخست آزمايشى،‌ يک پنجم از کل ميزان طلا و نقره مذکور، توليد و به بازار عرضه خواهد شد. وى استحصال طلا و نقره در کارخانه سراب را از انواع کنسانتره ها و سنگ هاى معدنى سولفوره،‌ اکسيده، ‌سنگ هاى معدنى مقاوم طلا و حتى استفاده از تجهيزات الکترونيکى باطله، فيلم و زينگ و پسماندهاى کارخانجات مس و روى و کاتاليست هاى صنعتى داراى فلزات نادر و نجيب برشمرد. مجرى بزرگترين پروژه استحصال طلا ونقره خاورميانه در ادامه اظهار داشت: در حال حاضر، بيش از يک هزار معدن طلا و نقره در کشور کشف شده اما به دليل نبود يک کارخانه مجهز به تکنولوژى روز، بهره گيرى از پتانسيل فلزات گرانقيمت اين معادن بلا استفاده مانده است. نقى پور طلاى مورد نياز کشور در سال را بيش از 500 تن اعلام و تصريح کرد: در حال حاضر، فقط دو کارخانه استحصال طلا ونقره، با ظرفيت توليد 400 کيلوگرم در کشور موجود است که با راه اندازى کارخانه استحصال طلا و نقره سراب بخش اعظم طلا و نقره مورد نياز کشور در داخل توليد و به بازار عرضه خواهد شد.با اذعان به اينکه راه اندازى کارخانه استحصال طلا و نقره سراب تاکنون حدود 400 ميليارد ريال هزينه در پى داشته است، افزود براى اجراى اين مقدار از کل طرح، تاکنون فقط 10 ميليارد ريال از تسهيلات دولتى استفاده شده است. مجرى پروژه استحصال طلا و نقره سراب، اعلام کرد: ارزش کل سرمايه گذارى در اين طرح، بالغ بر 700 ميليارد ريال است که قرار بود، 45 ميليارد ريال به صورت ريالى و 25 ميليون يورو به صورت ارزى از سوى بانک عامل (تجارت) به صورت تسهيلات در اختيار طرح استحصال طلا و نقره سراب قرار گيرد. وى با بيان اينکه دولت همواره مدعى حمايت همه جانبه از توليدگران و صنعتگران بخش خصوصى بوده است، تصريح کرد، با وجود مصوبه وزارت صنايع و معادن و تصويب وام ريالى و ارزى و معرفى آن به بانک عامل(بانک تجارت) متأسفانه به دليل درخواست هاى نامشروع برخى از مديران ارشد اين بانک و پاسخ منفى مديران شرکت، تخصيص وام به بزرگترين پروژه استحصال طلا و نقره خاورميانه بلاتکليف مانده است. نقى پور همچنين از امتناع بانک تجارت براى پرداخت هزينه تهيه مواد اوليه به پروژه استحصال طلا و نقره سراب خبر داد و گفت: با وجود تمام اميدوارى براى تکميل و راه اندازى فازهاى بعدى کارخانه، اما کمبود نقدينگى فرا روى پروژه استحصال طلا و نقره سراب امرى اجتناب ناپذير است. مجرى بزرگترين پروژه استحصال طلا و نقره خاورميانه در عين حال اعلام آمادگى کرد تا با شرکت هاى دارنده مواد اوليه متقاضى براى استحصال طلا و نقره در کارخانه سراب، همکارى و تعامل لازم را به عمل آورد.
     
  • بزرگترین معدن طلای جهان
     

    معدن گراسبرگ اندونزی در سال ١٩٧٣ افتتاح شده و بزرگترین معدن طلا و سومین معدن وسیع مس دنیا است. این چشم انداز صنعتی کوه ھای پاپوآ ١٩٥٠٠ کارگرانی را استخدام کرد که بی وقفه کارمی کردند ولی بخش زیادی از آن به شرکت ھای تابعه ایالات متحده تعلق دارد.


    این معدن جواز ساخت دارد. در حقیقت چیزی به دولت اندونزی تعلق نمی گرفت، در سال ١٩٧٧شورشیان جنبش آزاد پاپوآ این معدن را مورد حمله قرار دادند.



    شرایط سخت کار در معدن و حقوق پایین باعث شده کارگران بارها اعتصاب کنند

     

    این روزھا، واگن ھای ھوایی شیب دار، مردم و تجھیزات را از جایی به جای دیگر منتقل می کنند. در سال ٢٠٠٦ از این معدن ٦١٠٨٠٠ تن مس و ٥٨ تن طلا استخراج شد، ولی برای اجتناب ازکشمکش ھای بومی شایع، آلودگی آب و زمین لرزه ھای پیوسته، که موجب یک سری دغدغه ھا و نگرانی ھا شده بود، حفاری چندانی صورت نگرفت.



    كاني سازي رگچه اي استوك ورك قلع در معدن مس- طلاي گراسبرگ (تيلور 2، 2009 )


  • بزرگترین گنجینه مسکوکات جهان
    «میرزکه» از جمله گنجینه‌های با ارزش افغانستان حاوی 50 هزار اثر با ارزش است که قدمت آنها به قرن ششم قبل از میلاد تا قرن نوزدهم میلادی می‌رسد. اثر باستانی مذبور یکی از گنجینه‌های مهم افغانستان است و در نواحی شهر "گردیز" مرکز ولایت "پکتیا" در جنوب‌شرق این کشور واقع است. این گنجینه در سال 1326خورشیدی، برای اولین بار کشف شد.

    در واقع کشف منطقه باستانی میرزکه، یکی از با ارزش‌ترین و بزرگترین کشفیات آثار تاریخی در جهان است.

    جغرافیای منطقه میرزکه

    میرزکه در فاصله 30کیلومتری شمال‌شرقی شهر گردیز در کنار 2رودخانه "احمدزایی" و "میرزکه" واقع شده است که قبایل "منگل" در آن رفت و آمد دارند. در کنار رودخانه میرزکه تپه‌ای قرار دارد که ساکنین محل آن را "کافرکوت" می‌خوانند.

    اولین حفاری

    در فاصله 70متری "کافرکوت" در کنار مسیر نیمه‌بیابانی رودخانه میرزکه چشمه‌ای قرار دارد. در بهار سال 1326 خورشیدی برای اولین بار زنان قبایل منگل که برای برداشتن آب به آنجا رفته بودند، سکه‌هایی را در سطح چشمه مشاهده کردند. سکه‌های به دست آمده از این چشمه، بین مردم دست به دست می‌شد تا این که باستان شناسان را به منطقه کشاند.

    با تحقیقات و حفریات مختصری که پیرامون این چشمه صورت گرفت، مشخص شد که در اطراف آن، خانه بزرگ مربع شکلی که هر ضلع آن 6 متر طول داشت، وجود دارد و در مجاورت آن خانه نیز خانه‌های کوچک‌تری دیده می‌شد.

    چشمه متبرک

    با تحقیقات بیشتری که صورت گرفت مشخص شد که در محل کشف سکه‌ها، چشمه متبرکی وجود داشته است که مردم به قصد تبرک، در آن سکه می‌انداخته اند.

    "احمدعلی کهزاد" یکی از باستان شناسان و مورخان افغانستان که خود نیز از نزدیک در کشف این منطقه در سال 1326 حضور داشته است، در کتابی تحت عنوان "افغانستان در پرتو تاریخ"، نوشته است:

    "هویدا گردید که در اعصار باستانی پیش از اسلام و پیش از عهد مسیح در آنجا چشمه متبرکی بوده که مردم به افکندن سکه در آب آن معتاد بودند و بدین ترتیب از حوالی قرن 4 قمری تا حوالی قرن سوم مسیحی در حدود 700 سال نمونه‌های مسکوکات پادشاهان و سلاله‌های مختلف افغانستان به تعداد زیادی در آنجا متراکم شده بود."

    انتقال سکه‌ها به موزه کابل

    کهزاد در ادامه یادآور شده است: در حدود 50 هزار سکه قدیمی در این چشمه موجود بوده است که بیشترین آن‌ها را مردم منطقه در همان دوران در بازارهای کابل، "جلال‌آباد" و "پیشاور" به فروش رسانده‌اند. با وجود این، باز هم بیش از 10 هزار عدد از این سکه‌ها به موزه کابل منتقل شد.

    این مورخ افغان که مسئولیت انتقال این سکه‌ها را به موزه کابل نیز بر عهده داشت، تصریح کرده است: سکه‌های منطقه میرزکه که به موزه کابل منتقل شد بزرگترین مجموعه مسکوکات پیش از اسلام بود که موزه کابل در خود می‌دید.

    تفکیک تاریخی سکه‌ها

    با انتقال مسکوکات به موزه کابل، باستان شناسان افغان و خارجی به تقسیم‌بندی و تفکیک تاریخی آن‌ها پرداختند. آنان این سکه‌ها را که از نگاه جنس، فلز، نقره و مس بود به دو دسته تاریخی تقسیم کردند. دسته‌ای از این سکه‌ها، محلی بود که بیشتر در مناطق جنوبی و جنوب‌شرقی افغانستان و در "قندهار" و "پنجاب" به ضرب رسیده بود. این سکه‌ها ضمن این که نام پادشاهی در آن ذکر نشده بود، شکل مرتب و منظمی نیز نداشتند. اما دسته دیگر، مرتب و منظم بود و اسم و تصاویر سلسله‌های تاریخی عصر باستان از قبیل شاهان یونانی جنوب "هندوکش" و "اسکایی" و "پارتی" و "کوشانی" روی آن‌ها حک شده بود.

    روی برخی از این مسکوکات تصویر انسان، سلاح، پرندگان، ستارگان و برخی از آثار تاریخی نیز دیده می‌شد. باستان شناسان، تاریخ ضرب این سکه ها را به قرن ششم قبل از میلاد نسبت داده اند. این روشن می‌سازد که قبل از حضور یونانیان در افغانستان، ضرب این قبیل سکه‌ها در شرق افغانستان و در قندهار تا کنار رود "سند" رواج داشته است.

    "شلوبرژه" و کوریل" دو تن از باستان شناسان مطرح دنیا در کتاب "خزاین مسکوکات افغانستان" نوشته اند: مجموعه مسکوکات میرزکه بزرگترین مجموعه از سکه‌های است که به طور تجمیعی از یک منطقه مشخص در خاک افغانستان کشف شده است.

    میرزکه در نیم قرن گذشته

    پس از کشف سکه‌های مختلف در چشمه میرزکه، این منطقه شاهد حفریات گوناگون مجاز و غیر مجاز  قرار گرفت و در عین حال توجه موسسات بین المللی از جمله "یونسکو" را به خود جلب کرد. در طول نیم قرن گذشته از منطقه میرزکه، آثار مهم دیگری کشف شده که بیشتر آن‌ها توسط قاچاقچیان آثار عتیقه در بازارهای خارجی به فروش رسیده است. بنا به نقل مردم منطقه گردیز و پکتیا که در رسانه‌ها نیز منتشر شد، در زمان تجاوز شوروی سابق به افغانستان، بمبی توسط جنگنده‌های روسی، به تپه میرزکه اصابت کرد که منجر به کشف گنجینه‌های جدید در محل انفجار شد.

    پس از این حادثه، نزاع سختی بین مردم منطقه برای تصاحب این گنجینه صورت گرفت و در نهایت به توافق رسیدند که منطقه میرزکه متعلق به همه آن‌ها است. پس از این توافق بود که مردم محلی به حفاری غیرمجاز و غیرفنی در منطقه دست زدند و ثروت سرشاری را نصیب قاچاقچیان آثار باستانی کردند.

    در طول سال‌های جنگ‌های داخلی و دوره طالبان، موزه کابل مورد دستبرد غارتگران آثار باستانی قرار گرفت و اکثر اشیای گنجینه منطقه میرزکه نیز از این موزه به غارت رفت و در پاکستان و دیگر کشورهای اروپایی به فروش رسید. بزرگترین غارت از منطقه میرزکه در سال‌های 1992 و 1993 میلادی صورت گرفت و گنجینه عظیمی از طلا و نقره به ارزش صدها کیلو از این محل خارج شد.

    به دنبال غارت گنجینه میرزکه، سازمان فرهنگی یونسکو در سال 1994 با نگرانی از این روند اعلام کرد که آثار عتیقه افغانستان در بازارهای اروپایی در حجم بالایی به فروش می‌رسد. این سازمان از همه خریداران اروپایی خواست تا از خرید آثار عتیقه افغانستان از دست دلالان و قاچاقچیان خودداری کنند.

    در دوره طالبان نیز در منطقه میرزکه حفاری‌های غیرمجازی صورت گرفت چنانچه نشریه "میهن" در یکی از شماره خود به نقل از منابع خارجی نقل کرد: گنجینه عظیمی از جواهرت و مجسمه‌های طلایی و حدود 3 تن طلا و نقره از این منطقه به دست آمد که تا آن زمان بزرگترین گنجینه کشف شده بود. هیچ یک از این آثار بدست آمده در سال‌های اخیر، به موزه ملی افغانستان نرسید و همگی توسط دلالان آثار باستانی از افغانستان خارج شد و در بازارهای جهانی "نیویورک"، "زوریخ"، "توکیو" و "لندن" به قیمت‌های بالا به فروش رفت.

    در مجموع تاکنون سکه‌های به دست آمده از منطقه میرزکه بیش از 50 هزار اثر که قدمت آن‌ها به قرن ششم قبل از میلاد تا قرن نوزدهم میلادی می رسد، برآورد شده است.


  • ذخایر طلا در کشورهای جهان
    با توجه به بحران ها و بی ثباتی های بازارهای سرمایه و اقتصاد جهانی، ارزش طلا طی یک سال گذشته با نوسان های بسیاری مواجه بوده و در انتهای سال 2011 با محدوده قیمت 1600 دلار در هر اونس به کار خود پایان داد. این رقم به معنای افزایش ارزش 15 درصدی طلا طی سال گذشته میلادی بود. حتی در مقطعی، با افزایش جریان سرمایه به بازارهای این فلز گران بها، محدوده قیمت 1900 دلاری نیز برای آن به ثبت رسید.

    بر اساس بررسی های صورت گرفته، بزرگترین دارندگان شخصی طلا - بانک های مرکزی، سازمان های بین المللی و دولت ها - تقریبا 16.5 درصد از طلای جهان که ذخایری برابر با 30 هزار و 700 تن می شود را در اختیار دارند. در ادامه بزرگترین دارندگان طلا بر اساس گزارش "انجمن جهانی طلا" در دسامبر گذشته را معرفی می کنیم.

    پرتغال

    ارزش ذخایر طلا: 19.7 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 421.6 تن

     

    تایوان

    ارزش ذخایر طلا: 21.7 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 465.6 تن

     

    انک مرکزی اروپا

    ارزش ذخایر طلا: 25.8 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 553.4 تن

     

    هند

    ارزش ذخایر طلا: 28.69 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 614.75 تن

     

    هلند

    ارزش ذخایر طلا: 31.5 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 675.2 تن

     

    ژاپن

    ارزش ذخایر طلا: 39.36 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 843.5 تن

     

    روسیه

    ارزش ذخایر طلا: 44.8 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 960.1 تن

     

    سوئیس

    ارزش ذخایر طلا: 53. میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 1146.5 تن

     

    چین

    ارزش ذخایر طلا: 54.22 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 1161.9 تن

    SPDR Gold ETF (GLD)

    ارزش ذخایر طلا: 64.53 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 1213.9 تن

     

    فرانسه

    ارزش ذخایر طلا: 125.28 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 2684.6 تن

     

    ایتالیا

    ارزش ذخایر طلا: 126.12 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 2702.6 تن

     

    صندوق بین المللی پول

    ارزش ذخایر طلا: 144.76 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 3101 تن

     

    آلمان

    ارزش ذخایر طلا: 174.7 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 3743.7 تن

     

    آمریکا

    ارزش ذخایر طلا: 418.39 میلیارد دلار

    مجموع ذخایر طلا: 8965.6 تن


  • روش های عمده استخراج طلا
    بطور كلي استخراج انواع سنگ معدن طلا به دور روش عمومي روباز و زيرزميني انجام مي‌‌پذيرد. استخراج سنگ معدن از معادن روباز به مراتب سهل‌تر و با سرمايه‌گذاري و هزينه‌هاي عملياتي كمتري قابل انجام مي‌باشد. در حال حاضر حدود 65 درصد استخراج سنگهاي طلادار در آمريكا از معادن روباز و 35 درصد از معادن زيرزميني صورت مي‌گيرد.

    مهمترين عواملي كه انتخاب بين روشهاي استخراج روباز و زيرزميني را تعيين مي‌نمايد، هزينه‌هاي استخراج و بازيافت سنگ معدن مي‌باشند. در معادن روباز از آنجائي كه هزينه باطله‌برداري و جدا نمودن باطله موجود در ذخيره جزء هزينه‌هاي استخراج محسوب مي‌شود، لذا نسبت باطله‌برداري به سنگ معدن استخراجي بعنوان عامل مقايسه هزينه‌هاي استخراج محسوب مي‌شود. لذا نسبت باطله‌داري به سنگ معدن استخراجي بعنوان عامل مقايسه هزينه‌هاي استخراج معادن روباز و زير زميني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
    طلا بعنوان يكي از فلزات گرانقيمت و ارزشمند، علاوه بر مصارف زينتي آن، پشتوانه پولي در سيستم بانكي هر كشور مي تواند در مهار تورم بسيار موثر واقع گردد. بنابراين شناسايي و اكتشاف ذخاير طلا حتي بصورت بر جا نيز تورم زداست. اما اثرات اين مهم هنگامي نمود خارجي و قابل لمس مشهود خواهد داشت كه بتوان عمليات فرآوري و استحصال آن را نيز از كانسنگ مربوط انجام داد.

    در بسياري از نقاط جهان، طلا هنوز توسط اشخاص معدنكاري شده و در محل به طلاي خام قابل فروش تبديل مي شود. عمل فوق با فرآيندهاي مكانيكي و دستي مانند لاوك شويي (جدايش گرانشي)، آسيا كردن و ملقمه سازي انجام مي شود. ملقمه سازي بدين صورت انجام مي شود كه در آن يك دوغاب از كانه طلا دار خرد شده را بر روي ورقه هاي مسي جيوه- اندود عبور مي دهند. ملقمه طلاي حاصل را براي Scraping بطور دوره اي جدا مي كنند. ذرات طلاي بسيار ريزدانه را نمي توان با اين روش ها جدا كرد و در بسياري از موارد بويژه در برزيل، روش سيانوري را براي استحصال طلاي بازماندي پيشنهاد كرده اند. وقتي كه طلا در ماسه هاي رودخانه اي مساحت گسترده اي را بپوشاند. ماده معدني را براحتي معدنكاري كرده، با لايروب هاي شناور فرآوري مي كنند. براي نمونه، در سيبري و شمال قاره آمريكا از اين روش معدنكاري استفاده مي شود.

    استخراج زيرزميني

    بيش از 90 درصد سنگهاي معدني طلادار كشورهاي غربي سنگهاي معدني طلادار اوليه مي‌باشد كه عمدتا بصورت زيرزميني استخراج مي‌گردد. در آفريقاي جنوبي و كانادا به ترتيب 100 درصد و 70 درصد معادن به طريقه زيرزميني ولي در آمريكا حدود 5/3 درصد به روش زيرزميني و بقيه معادن به روش روباز استخراج مي‌گردند. در استخراج زيرزميني شامل روشهاي قديمي و جديدتر به شرح زير طلا استخراج مي‌گردد:
    1- Drill and Blast
    2- Cut and Fill Stoping
    3- Shrinkage Stoping
    4- Sub Level Stoping
    5- Open Stoping
    6- Square Set Stoping

    بيشتر معادن زيرزميني كه به صورت رگه‌اي مي‌باشند در اعماق زياد (يك تا 4 كيلومتر) قرار دارند و در آفريقاي جنوبي ماهيانه حدود 250 هزار تن سنگ استخراج مي‌گردد، بيش از 125 كيلومتر تونل در سال حفاري مي‌شود و بيش از 8000 نفر كارگر معدن دارد. رگه‌هاي طلادار اين معدن در اعماق به ضخامت‌هاي 10-30 سانتميتر قرار دارند.
    مسائل مهمي كه در استخراج زيرزميني مطرح مي‌باشد درجه حرارت بالا، تركيدگي سنگ و مشكلات استفاده از دستگاههاي مكانيزه مي‌باشد. از آنجائيكه هزينه انتقال سنگ معدن از اعماق زمين تا سطح معادن رقم بزرگي از قيمت تمام شده استخراج را تشكيل مي‌دهد. در اين نوع معادن سعي شده است تا حتي الامكان جدايش سنگهاي باطله از سنگ اصلي در زيرزمين انجام گيرد.

    استخراج روباز

    استفاده از روشهاي مدرن و مكانيزه در استخراج سنگ معدن در معادن روباز متداول مي‌باشد. از نظر ظرفيت معادن روباز طلا نسبتا كوچكتر از معادن روباز مي‌باشد و احتياج به تجهيزات مكانيكي كوچكتري دارند، نمونه بارز اين نوع معادن، كانسارهاي cortez, carlin در آمريكا مي‌باشد كه از سالهاي 1960 استخراج آنها شروع شده است.

    هزينه استخراج هر تن سنگ معدن به روش روباز معمولا كمتر از نصف هزينه استخراج به روش زيرزميني است و اين نسبت حتي يا يك دهم مي‌تواند تقليل يابد. عوامل مهم كه باعث پائين آمدن هزينه استخراج در معدن روباز مي‌گردد شامل نسبت باطله‌داري معدن (Stripping-Ratio) ظرفيت استخراج و نوع سنگ معدن مي‌باشد.
    نوع ساده‌تر معادن روباز، معادن با سنگهاي آبرفتي و بسيار نرم مي‌باشد كه براي استخراج آنها احتياج به حفاري و آتشباري هم نيست. در اين نوع معادن كه نظير آن در كشور روسيه زياد مي‌باشد با استفاده از دستگاههاي بزرگ و متحرك (Dredge) ماده معدني نرم استخراج و به محل بارگيري انتقال داده مي‌شود. هزينه استخراج در اين نوع معادن بدليل اينكه حفاري و آتشبازي وجود ندارد به مراتب پائين‌تر از معادن روباز معمولي است.

    روش روباز كانسارهايي بكار برده مي‌شود كه از نظر نزديكي به سطح زمين در شرايط مناسبي قرار داشته باشد، در صورتي كه كانسار در عمق و در فاصله بيش از حد اپتيمم از سطح زمين واقع باشد در اين صورت بايسيتي به روش زيرزميني استخراج گردد. حد بين انتخاب روش روباز و زيرزميني با توجه به عمق كانسار و بر اساس محاسبه Stripping Ratio انجام مي‌گيرد.

    بطور كلي كاربرد روشهاي مختلف در كانسارهاي طلا بستگي كامل به نحوه تشكيل ماده معدني و شكل رگه يا توده دارد. مثلا در كانسارهاي رگه‌اي كه معمولا در اعماق زياد يافت مي‌شوند به روش زيرزميني (Cut & fill) استخراج مي‌شوند. هر چه عيار در رگه بيشتر باشد عمق معادن قابل استخراج و پيچيدگي رگه مي‌تواند افزايش يابد (عيار بيش از 10 گرم در تن و ضخامت رگه تا حداقل 20 سانتيمتر در معادن بسيار عميق) در حالي كه اگر عيار كاهش يابد (تا 3 گرم در تن) استخراج معدن بصورت زيرزميني و نزديك به سطح زمين خواهد بود. در كانسارهاي توده‌اي و با رگه‌اي ضخيم كه معمولا داراي عيار پائيني هستند. (تا ميزان حداقل يك گرم در تن) معمولا ذخيره معدن زياد بوده و امكان استفاده از دستگاه هاي مكانيزه و استخراج روباز بيشتر مي‌باشد. اين نوع كانسارها بدليل عيار كم با روشهاي ارزان قيمت نظير شستشوي تپه‌اي (Head Leaching) استحصال مي‌گردند.

     


  • رگه‌هاى طلا در حاشيه رود زاينده‌رود
     
    مطالعات ژئوشيمى از کشف رگه‌هاى طلا در حاشيه رود زاينده‌رود خبر داد. به گفته عضو هيات علمى دانشکده مهندسى معدن دانشگاه تهران، وجود آنومالى‌هاى طلا در حاشيه زاينده‌رود به اثبات رسيده، اما هنوز منبع اصلى طلا مشخص نشده است. وى به تجربه اکتشافات طلا در آمريکاى جنوبى اشاره کرد که نشان مى‌داد وجود موريانه در هر نقطه‌اى يکى از نشانه‌هاى ذخاير طلا است.مطالعات ژئوشيمى از کشف رگه‌هاى طلا در حاشيه رود زاينده‌رود خبر داد. پروفسور على‌اصغر حسنى‌پاک عضو هيات علمى دانشکده مهندسى معدن دانشگاه تهران با اعلام اين خبر به دنياى اقتصاد گفت: وجود آنومالى‌هاى طلا در حاشيه زاينده‌رود به اثبات رسيده، اما هنوز منبع اصلى طلا مشخص نشده است. وى به تجربه اکتشافات طلا در آمريکاى جنوبى اشاره کرد که نشان مى‌داد وجود موريانه در هر نقطه‌اى يکى از نشانه‌هاى ذخاير طلا است.دکتر حسنى پاک در عين حال تصريح کرد: البته اين امر به اين معنى نيست که هر کسى در زاينده‌رود بتواند با سبدى به جداسازى طلا از ساير املاح بپردازد.وى که مکتشف اين آنومالى است، ادامه داد: با چند نمونه‌بردارى که از حاشيه زاينده‌رود شده است، آنومالى طلا کشف شده، اما براى رسيدن به منبع اصلى اين آنومالى و تاييد اين نکته که آيا ذخايرى از طلا در منطقه وجود دارد يا خير، بايد بررسى‌هاى تخصصى بيشترى انجام شوددکتر حسنى‌پاک خاطرنشان کرد: زمانى که نقشه‌ ژئوشيمى اين منطقه را بررسى مى‌کرديم، به وجود اين آنومالى پى برديم که باعث تعجب‌مان شد، چرا که ميزان طلاى موجود نمونه‌ها در حد غيرعادى بود.   
       موانع زيست‌محيطى
       وى با اشاره به داده‌هاى متعددى که در اين خصوص جمع‌آورى شده، گفت: بايد با مطالعات بيشتر و تهيه طرحى، اکتشافات تکميلى در اين منطقه انجام داد. اما به دليل ممنوعيت‌هايى که از لحاظ زيست‌محيطى در منطقه هست، سازمان محيط‌زيست اجازه نمونه‌بردارى به منظور انجام مطالعات بيشتر را صادر نمى‌کند که اين مساله يکى از بزرگ‌ترين مشکلات مطالعاتى در خصوص ذخاير احتمالى طلا در زاينده‌رود است.مهندس بهروز برنا، مدير اکتشاف سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات معدنى کشور نيز در اين باره گفت: آنومالى در واقع نوعى نمونه‌بردارى است که الزاما وجود ذخيره‌اى را که قابل معدن شدن باشد، تاييد نمى‌کند.به گفته وى مطالعاتى که در زاينده‌رود انجام شده مطالعات ژئوشيمى در مقياس 100000 (يکصد هزارم) بوده و براى اينکه اين آنومالى‌ها به معدن تبديل شوند بايد کارهاى مطالعاتى و پژوهشى زيادى انجام داد تا وجود ذخيره‌اى را به تاييد برساند.وى خاطر نشان کرد: اکتشافات به طور کلى چهار مرحله دارد. در مرحله اول اکتشافات به صورت ناحيه‌اى است که نقشه‌هاى يکصد هزارم مورد مطالعه قرار مى‌گيرد. مرحله دوم پى‌جويى شروع مى‌شود که در اين مرحله منطقه در مقياس يک بيست و پنج‌هزارم است. در مرحله سوم اکتشافات عملى در مقياس يک پنج‌هزارم انجام مى‌شود و در آخرين مرحله براى پى‌بردن به مشخصات دقيق يک ذخيره اکتشافات تفصيلى در مقياس‌هاى کوچکى مانند يک‌هزارم صورت مى‌گيرد که آنومالى‌هاى طلاى زاينده‌رود هنوز وارد مراحل اکتشافى دقيق نشده‌اند. وى معتقد است: براى انجام مطالعات بيشتر در اين خصوص حداقل به 3سال زمان نياز داريم.
       
       کارشناسان مستقر شدند
       مهندس برنا خاطر نشان کرد: هم‌اکنون گروهى از کارشناسان اکتشاف سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات معدنى کشور در اصفهان مستقر و مشغول انجام مطالعات ميدانى اکتشاف در اين استان هستند. وى در مورد ذخاير طلا در استان اصفهان گفت: با توجه به اينکه اصفهان در ادامه زون زمين‌شناسى سنندج – سيرجان قرار دارد، در اين منطقه بيشتر سرب و روى وجود دارد، اما ممکن است طلا نيز به عنوان عنصرى همراه، در کنار سرب و روى وجود داشته باشد و آنومالى‌هاى کشف شده در حاشيه زاينده‌رود احتمالا از اين کانسارها به آنجا حمل شده‌اند.
     
  • زنان کنگویی که در معادن طلا کار می کنند
     

    تلاش برای ادامه زندگی. این همه آن چیزی است که زنان کنگویی به خاطرش از همه چیزشان می گذرند. زنانی که سخت تر آنچه فکرش را می کنید، کار می کنند تا همچنان حق ادامه زندگی برایشان پابرجا بماند.

    معادن طلای کشور آفریقایی و فقیر کنگو هر روز شاهد و بیننده تلاش و کوشش زنان این کشور است که در تکاپوی یافتن طلای ناب هستند، حال آنکه هدف اصلی آنها حیاتی است که به سخت ترین شکل ممکن به دست می آورند.

    تصاویری که پیش روی شماست، تلاش این زنان را در اعماق زمین نشان می دهد.


    رفتن به اعماق زمین و حمل قطعه سنگ های بزرگ کار هر روز این زنان است.

     


    هر یک از این زنها مجبور به حمل کیسه های پر از سنگ به ورزن بیش از 60 کیلو گرم هستند.

     


    مردان هر روز این بار را بر دوش زنان می گذارند تا مسیر معدن تا کارگاه را طی کنند

     


    آنها مسیر 7 کیلومتری معدن تا کارگاه را با پای پیاده و باری به وزن 60 کیلوگرم طی می کنند.

     


    این زنان هر روز بار خود را به مردانی تحویل می دهند که از شهر برای خرید طلایشان آمده اند.

    .

    ..

    بزرگترین هدف این زنان زحمتکش، ادامه حیات است، همین و بس!

     


    کیسه هایی که بر دوش این زنان سنگینی می کند، درواقع سلامتی شان را به تاراج می برد.

     


    این زن در حالی در تلاش برای بیرون آمدن از این تونل تنگ و تاریک است، که انتظار به دنیا آمدن فرزندش را می کشد.

     


    این دختر 25 ساله تنها یکی از ده ها زنی است که هر روز میهمان معادن طلای کنگوست.

     


    بار سنگین و مسافت طولانی تنها به امید چند اسکناس بر این زنان هموار می شود.

     


    حاصل حمل 60 کیلوگرم سنگ، تنها همین مقدار طلاست

     


    مردانی که از شهر آمده اند، با وزن کردن طلاها اجرت زنان کارگر را می پردازند

     


    حقوق دریافتی این زنان بستگی به حجم باری دارد که حمل می کنند.

     


    برای حمل 60 کیلوگرم بار، آنچه نصیب این زنان می شود، تنها 5 دلار است.

     


    در این منطقه تا چشم کار می کند، فقر بیداد می کند


  • شناسايى و بررسى نحوه توزيع طلا در کانسنگ طلاى زرشوران به روش فروشويى تشخيصى
     
    کانسنگ طلاى زرشوران با عيار متوسط 7/9 گرم در تن حاوى ذرات طلاى زيرميکرونى يا غير قابل مشاهده است. براساس مطالعات انجام شده اين ذخيره از نوع ذخاير تيپ کارلين بوده و غيرقابل مشاهده بودن طلا در اين کانسنگها موجب م يشود که شناسايى و رديابى طلا با پيچيدگيها و مشکلات بسيارى همراه باشد. در بيشتر کانسنگهاى زيرميکرونى، طلا همراه با آرسنوپيريت و کانيهاى هم پاراژنز آن است. اغلب مطالعات انجام شده نيز در زمينه کانسنگهاى زيرميکرونى بر اين نوع کانسنگها متمرکز بوده است. در حالى که در کانسنگ طلاى زرشوران طلا عمدتاً همراه با ارپيمنت، رالگار و ارسنى نپيريت (پيريت آرسنى کدار) است که آن را به عنوان يک ذخيره منحصربفرد به لحاظ کان يشناسى طلا مطرح م يکند. از همين روى کانسنگ طلاى زرشوران به عنوان يکى از 
    مشک لترين انواع کانسنگهاى طلا براى رديابى و شناسايى و همچنين فرآورى و استحصال طلا محسوب م يشود. در حال حاضر براى شناسايى طلا غيرقابل مشاهده از روش فروشويى تشخيصى به عنوان يک روش قابل اعتماد استفاده مى شود. اين روش به همراه ساير روشهاى کانى شناسى و شيميايى براى شناسايى نحوه قرار گيرى طلا مورد استفاده قرار مى گيرد. در اين تحقيق براساس روش فروشويى تشخيصى نحوه توزيع طلا در کانسنگ گوژ سياه گسلى زرشوران مورد شناسايى قرار گرفت. براى بهينه سازى آزمايشهاى فروشويى تشخيصى در چهار مرحله انجام و در هر مرحله پس از فروشويى با اسيد براى جدايش طلاى حل شده سيانوراسيون انجام شد. نتايج اين مطالعات نشان داد که توزيع طلا در کانسنگ گوژ گسلى زرشوران به صورت ۱۸ درصد طلاى آزاد، حدود ۱۴ درصد در ساختمان سيليکاتها، ۳۴ درصد در ساختمان کانيهاى ارپيمنت، رآلگار و ارسنين پيريت، ۱۴ درصد در ساختمان سولفيدهاى ناپايدار نظير اسفالريت و گالن و ۲۰ درصد در ساختمان سولفيدهايى نظير پيريت و ارسنوپيريت است. بنابر اين بخش اعظم طلا (حدود ۵۰ درصد) در سولفيدها، آرسنيدها و سولفوآرسنيدها درگير است و کانى ارپيمنت به عنوان اصل يترين کانى دربرگيرنده طلا محسوب مى شود.
     
  • طلا در كانسار مس قلعه زري
    - موقعيت جغرافيايي :


    معدن مس قلعه زري در مجاورت ده قلعه زري و در فاصله 180 كيلومتري جنوب غرب بيرجند قرار دارد. اين معدن داراي مختصات ?57و ?58 طول جغرافيايي و 48?و ?31 عرض جغرافيايي بوده و درحاشيه شرقي لوت مركزي ايران واقع شده‌است. بلندترين نقطه آن 1539 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و راه اصلي ارتباطي معدن با شهرستان بيرجند جاده‌اي است كه 36 كيلومتر ابتداي آن( تا شهر خوسف ) آسفالت بوده و 144 كيلومتر ديگر خاكي مي‌باشد و در مسير آن روستاهاي نسبتا بزرگ هومند، سرچاه و بصيران قرار مي‌گيرد.

    - زمين شناسي:

    نوار آتشفشاني –نفوذي شمال غرب ده سلم شامل ترادف ضخيمي از سنگهاي آتشفشاني ائوسن است كه با روند شمالي –جنوبي در حاشيه شمالي بلوك لوت به سوي شمال گسترش داشته و توسط توده هاي گرانيتوئيدي اليگوسن قطع شده اند.محلولهاي هيدروترمال حاصل از فعاليتهاي اين توده ها منجر به تشكيل كاني سازي مس همراه با طلا در سيستم هاي شكستگي سنگ هاي آتشفشاني به صورت رگه هاي سيليسي سولفيدي طلادار گرديده كه بارزترين آن كانسار رگه اي مس و طلادار قلعه زري است.

    رگه اصلي معدن داراي طول 2000 متر و ضخامت 3 تا 5 متر است كه كانسنگ در حال بهره برداري آن در عمق 300 متري داراي 2% مس و حدود 5/0 گرم در تن طلا است .كنسانتره 24 % مس اينكانسار داراي 17 گرم در تن طلا مي باشد.

    كانه‌زايي در اين معدن از نوع رگه‌اي گرمابي بوده كه در امتداد شكستگي‌هاي بزرگ و كوچك با روند غالب NW_SE در داخل سنگ‌هاي آتشفشاني پالئوژن كه بطور عمده شامل آندزيت‌ها و سنگ‌هاي آذرآواري كه از نظر ژئوشيميايي داراي ماهيت كالكوآلكالن-شوشونيتي و متعلق به قوس‌هاي حاشيه قاره( نوع آند ) مي‌باشند صورت پذيرفته‌است.

    شكستگيهاي مذكور معبر مناسبي براي حركت سيال كانه‌زا بوده و در اثر خردشدگي شديد سنگ‌هاي منطقه بخصوص در مجاورت گسله‌هاي بزرگ، سنگ‌هاي درونگير تحت تاثير سيال فوق‌الذكر و همچنين آبهاي جاري و سيالات گرمابي بعدي، بشدت دگرسان گرديده‌است.

    فعاليتهاي اکتشافي انجام شده: نتايج حاصل از تجزيه شيميايي نمونه‌هايي كه بصورت سيستماتيك در امتداد مقاطع افقي( عمود بررگه ) و قائم( در اعماق مختلف رگه معدني ) انجام شده، علاوه بر تعيين عناصر موجود در سنگ معدن، حاكي از عيارنسبتا بالاي طلا و نقره در رگه‌هاي معدني مي‌باشد.

     اين نتايج همچنين ارتباط نزديك عناصر مس، آهن و روي را از يك سو و سرب، بيسموت و نقره را از سوي ديگر نشان مي‌دهد. عنصر طلا الگوي پراكندگي جداگانه‌اي نشان مي‌دهد كه اين امر مي‌تواند بدليل متفاوت بودن سيال كانه‌زاي آن باشد.

    مقاطع صيقلي تهيه‌شده از نمونه‌هاي اين معدن وجود كانه‌هاي اكسيدي و كربناتي مس و آهن را در بخش اكسيدان، كانه‌هاي ثانويه مس بخصوص:بورنيت، كووليت، ديژنيت و مس خالص را در بخش‌هاي سوپرژن و كانه‌هاي هماتيت، پيريت، كالكوپيريت، اسفالريت، آيكينيك، ماتيلديت و بيسموتيت را در بخش هيپوژن نشان مي‌دهد.

    يافته‌هاي كاني‌شناسي و ژئوشيميايي حكايت از آن دارد كه كاني‌زايي در معدن رگه‌اي و گرمابي قلعه زري احتمالا در اثر عملكرد سيالات ناشي از يك توده ژرف اسيدي-حدواسط صورت پذيرفته‌است.


  • طلا در كانسار مس پورفيري سرچشمه
    - موقعيت جغرافيايي :


    معدن مس سرچشمه با مختصات "20 '52° 55 طول شرقي و29° '56 "40 عرض شمالي در 160 كيلومتري جنوب غربي كرمان و 50 كيلومتري رفسنجان قرار دارد. اين معدن از طريق جاده‌ي آسفالته به رفسنجان و سيرجان مرتبط بوده و فاصله آن تا بندرعباس 437 كيلومتر است.

    ارتفاع اين ناحيه از سطح دريا به‌طور متوسط 2620 متر است و بلندترين نقطه‌ي آن از سطح دريا 3280 متر ارتفاع دارد. تغييرات ساليانه‌ي درجه‌ي حرارت در اين ناحيه از 15- تا 32+ درجه‌ي سانتي‌گراد مي‌باشد. ميزان بارندگي در ارتفاعات 550 ميلي‌متر در سال گزارش شده‌ و سرعت باد در اين ناحيه گاهي به 100 كيلومتر در ساعت مي‌رسد.

    - زمين شناسي:

     اين معدن از لحاظ زمين‌شناسي در بخش جنوب‌شرقي كمربند تكتونوماگمايي ايران مركزي و در مجموعه‌ي آتشفشاني - رسوبي پاريز از كمربند دهج - ساردوئيه در استان كرمان جاي گرفته است. 

    زمين‌شناسي كانسار سرچشمه اولين بار توسط (Baizn and Hubner 1969) و سپس توسط (Waterman and Hamilton 1975) شرح داده شده ‌است. كانسار سرچشمه تقريباً در قسمت مركزي يك زون متشكل از مواد آتشفشاني و رسوبي چين‌خورده كه با جهت عمومي شمال‌غرب - جنوب‌شرق از جنوب تركيه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شده ‌است. در محدوده‌ي معدن گسل‌هايي با روند شمالي - جنوبي وجود دارند كه اين حركات تكتونيكي به همراه ماگماتيسم منطقه مربوط به زمان كوارترنر مي‌باشد. 

    معدن در دامنه‌ي شمالي كوه مامرز قرار گرفته و سنگ‌هاي منطقه از كمپلكس‌هاي آتشفشاني - رسوبي، توده‌هاي نفوذي اليگوميوسن و گدازه‌هاي داسيتي كواترنر تشكيل يافته است. كمپلكس ائوسن از پيروكلاستيك‌هايي كه توسط گدازه‌هايتراكي‌آندزيتي و تراكي‌بازالتي دگرسان‌شده، ساخته شده ‌است.

    اين كمپلكس دچار چين‌خوردگي شده و طاقديسي با روند شرقي - غربي در آن به‌وجود آمده است. توده‌هاي نفوذي گرانوديوريت‌هاي پورفيري هستند كه دايك‌هاي بيشماري در آن‌ها تزريق شده است، جهت اين دايك‌ها اكثرا حدود N25W است. منشاء اين گرانوديوريت احتمالاً ماگمايي هيبريد مي‌باشد. 

    توپوگرافي محل نيز به خوبي گسترش يافته و به علت فرسايش سريع سنگ هوازده، حوضه‌ي وسيعي در اطراف كانسار گسترش يافته است. آب منطقه نيز توسط رودخانه‌ي سرچشمه زهكشي مي‌شود. توده‌ي معدني كانسار سرچشمه به شكل عمومي يك بيضي با ابعاد 2/1×2/4 كيلومتر و عمق 6/1 كيلومتر مي‌باشد.

    الگوي دگرساني در معدن سرچشمه از نوع ژرف‌زاد يا Hypogene است كه همسان با الگوي كانسارهاي گونه لوول - گيلبرت مي‌باشد. به اين شكل كه هاله‌هاي دگرساني از مركز سيستم پورفيري به طرف بيرون، پتاسيك - فيليك و پيروپيليك بوده و دگرساني آرژيليك در اين كانسار بسيار ضعيف رخ داده است. بخش ژرف‌زاد معدن به طور ميانگين از 0.04 گرم در تن طلا و 0.97 گرم در تن نقره برخوردار است و بيشترين عيار اين عناصر در بخش‌هاي دگرساني فيليك شديد ± آرژيليك در استوك سرچشمه و بيوتيتي شديد در آندزيت‌ها رخ‌داده كه منطبق بر موقعيت كاني‌سازي مس پرعيار مي‌باشد. 

    همبستگي قوي بين طلا با مس، طلا با نقره و همچنين نقره با مس نشان‌دهنده‌ي شرايط همسان پيدايش و ته نشيني همزمان طلا و نقره با مس به صورت غير قابل رويت به شكل الكتروم (طلا‌ي خالص) مي‌باشد (عباسي كليماني، 1383). اين كانسار با ذخيره عظيم و توليد بيشتر از 15000000 ميليون تن كانسنگ در سال تصور مي‌شده كه داراي 270 ppb طلا يعني4000 كيلوگرم طلا در اين ماده معدني باشد.

     اما واقعيت‌هاي بهره‌برداري نشان از توليد فقط 400 كيلوگرم دارد. به دليل اينكه طلا درون شبكه كالكوپيريت بوده و در ارتباط ژئوشيميايي با Mo - Cu - Pb - Ba - Sb - P مي‌باشد. ميانگين طلا از 60-80 ppb متغيير است و كانسار از نوع مس و موليبدن مي‌باشد. 


  • فلززایی و کانی سازی ذخایر معدنی ایران
     
    فلززایی طلا را در ایران می توان از پروتروزوییک پسین تا کواترنر با خاستگاه های گوناگون از جمله پلوتون زاد، آتشفشان زاد، گرمابی، دگرگگون زادف افیولیتی، آمیزه ای-لیستونیتی، پلاسری و ... می توان ردیابی کرد. به طور کلی، کانسارهای طلای ایران را می توان به شکل زیر دسته بندی کرد:
     
     
     
    طلای موجود در پی سنگ افیولیتی و شیست سبز پروتروزوییک پسین-کامبرین پیشین: بخش های نسبتاً گسترده ای از سنگ های پروتروزوییک پسین و کامبرین پیشین که اکنون دگرگون شده اند و بیشتر حالت شیست سبز دارند، پیش از دگرگون شدن، منشأ آذرین(مانند بازالت، اولترامافیک و توف) داشته اند. این سنگها، از نظر چینه شناسی،در درجه اول متعلق به سازند کاهار می باشند و برخی از آنها، هم ارز شیل های چپقلو و سازند باروت البرز هستند.
     
    توجه به این نکته بسیار جالب است که سنگ های شسیست سبز پروتروزوییک پسین-کامبرین پیشین با منشأ آذرین بازی، به ویژه اولترابازی، دارای زمینه بالایی از طلا هستند. این سنگها همان گونه که بیان خواهد شد منبع اصلی بسیاری از ذخایر طلای ایران هستند. تشخیص منشأ شیست های سبز پروتروزوییک پیشین – کامبرین پیشین با منشأ اولترامافیک و مافیک در اکتشاف طلا در ایران، باید مورد توجه قرار گیرد، به ویژه زمانی که این سنگ ها تحت تأثیر پدیده های زمین ساختی-ماگمایی جوان قرار گرفته باشند. علت بالا بودن عیار در پی سنگ پروتروزوییک پسین-کامبرین پیشین، از این قرار است:
     
    الف) اصولاً حد آستانه طلا در سنگهای اولترامافیک –مافیک، در مقایسه با سنگهای آذرین اسیدی و متوسط بالاتر است. به همین خاطر، شیست های سبز با چنین منشأی، از نظر طلا بیشتر قابل توجه هستند.
     
    ب) سنگهای با منشأ گوشته ای، هرچه قدیمی تر باشند، از طلا غنی تر هستند، زیرا طلا از عناصری است که در روند تفریق گوشته و تکامل پوسته، از گوشته جدا و به پوسته افزوده شده است.
     
    به طور کلی، ذخایر وابسته به پی سنگ را می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد:
     
    دسته اول: کانسارهایی که ماده معدنی آنها در پی سنگ پروتروزوییک پسین-کامبرین پیشین قرار دارد و نهشت در شکاف و شکستگی آنها انجام شده است. این کانی سازی و نهشت، توسط پدیده های جوان تر زمین شناسی و چرخش محلول های گرمابی صورت گرفته است. کانی سازی در این ذخایر، در کنترل شکستگی ها و زون های دگرسانی است.
     
    نمونه هایی از این کانسارها:مجموعه ذخایر طلا در منطقه موته و کانسار طلا در کاوند زنجان است.
     
    دسته دوم، کانسارها و نشانه های معدنی طلا که منبع اصلی، در پی سنگ افیولیتی و شسیست سبز است، ولی آتشفشانی ترشیاری-کواترنر و محلول های گرمابی وابسته به آنها در سنگ های جوان تر رخ داده است. به عبارت دیگر، منبع طلا در پی سنگ اولترامافیک-مافیک دگرگون شده شیست سبز فرار داشته، ولی کانی سازی، حاصل از چرخه دوباره و بازیافت از پی سنگ به سنگ های جوان تر است. کانسارهای ناحیه تکاب (زرشوران، آق دره، عربشاه) و ناحیه انارک(خونی، بوته علم، کوه دم، چاه مسی و ...) از این دسته است.
     
     
     
    عوامل زیر را می توان برای تشکیل این کانسارها و نشانه های معدنی برشمرد:
     
    نفوذ و عبور مواد آذرین از پی سنگ،
     
    گسلش و شکستگی در سنگهای پی سنگ و یا سنگهای جوان تر،
     
    تولید و چرخش محلول های گرمابی با منشأ مختلف ماگمایی یا جوی،
     
    دگرسانی همراه با کانی سازی و نهشت طلا
     
    2)کانسارها و نشانه های معدنی طلا در سنگهای نفوی تنالیتی تا گرانیتی پالئوزوییک پسین-مزوزوییک و مزوزوییک –سنوزوییک
     
    این ذخایر را میتوان به شکل زیر دسته بندی کرد:
     
    الف)کانسارهایی که کانه در متن توده سنگ گرانیت است و توده و یا بخشی از آن، به عنوان کانسار طلا مطرح است (مانند گرانیت طرقبه در خراسان).
     
    ب)کانسارهای پلاسری که پلاسرهای طلای آن  ،از فرسایش توده های فوق نتیجه شده اند، مانند کانسار طلای آستانه اراک.
     
    پ)تلفیفی از دو دسته بالا، مانند گرانیت زرین اردکان یزد.
     
    شایان ذکر است که بیشتر توده های گرانیت پالئوزوییک پسین-سنوزوزییک، دارای طلا نیستند، بلکه پاره ای از آنها طلا دارند.
     
    بررسی های زمین شناسی نگارنده گواه آن استکه گرانیت هایی با کانی سازی طلا همراه بوده اند که از سنگهای مافیک و مر ارز دگرگون شده آنها به ویژه پی سنگ شیستی سبز پروتروزوییک پسین-کامبرین پیشین گذر کرده اند. نمونه وار می توان گرانیت های گلپایگان-اراک زون سنند-سیرجان و گرانیت زرین در ایران مرکزی را نام برد.
     
    گرانیت های ناحیه ایران، از همان شیست هایی عبور کرده اند که در منطقه موته قرار دارند و چنانکه گفته شد حد آستانه طلا در این شیست های سبز بالاتر از حد عادی است.
     
    در ناحیه زرین، شیست هایی وجود دارند که گرانیت زرین در آنها نفوذ کرده و حتی خود گرانیت وابستگی زایشی با شیست دارد. بالا بودن عیار طلا در همبری گرانیت باشیست، وابستگی طلا با شیست را به خوبی نشان می دهد.
     
    3)کانسارهای طلای اپی ترمال جوان همراه کانسارها و نشانه های معدنی آرسنیک و جیوه (تیپ کارلین).
     
    این نوع کانسارها که به تازگی در بیشتر نقاط دنیا مورد توجه قرار گرفته اند، عیار میانگین به نسبت پایینی دارند و دارای مرز عیاری ppm3-2 می باشند.
     
    کانی سازی در بیشتر این کانسارها، در اثر عملکرد محلو لهای گرمابی با دمای 250-60درجه سانتی گراد که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به ماگماتیسم وابسته هستند، صورت گرفته است.
     
    هیچ یک از این کانسارها، از ابتدا به انهایی به عنوان کانسار طلا مطرح نبوده اند، بلکه همراه با کانسارهای آنتیموان، آرسنیک، جیوه و ... می باشند. این کانسارها، پراکندگی زیادی در ایران دارند (نقشه شماره 1) و در صورتی که اکتشاف سیستماتیک بر روی آنها انجام گیرد، در آینده از ذخایر با ارزش طلا به شمار خواهند رفت. ویژگی های مشترک زمین شناسی و فلززایی این کانسارها در ایران به صورت زیر است:
     
    الف)مناطقی که در آنها کانسارها و نشانه های آنتیموان، آرسنیک و جیوه دیده می شود، دارای پی سنگ قاره ای می باشند و و بیشتر سنگهای آتشفشانی جوان با ترکیب بازالتی با حد واسط و اسیدی در آنها دیده می شوند.
     
    سنگ های آتشفشانی بازالتی و آندزیتی، در مقایسه با سنگهای اسیدی قدیمی ترند، و گسترش بیشتری دارند.
     
    سنگهای اسیدی ، اگر چه گسترش کمتری دارند، اما عموماً محدوده های کانی سازی در پیوند با سنگ های اسیدی است و در محدوده کانی سازی شده، سنگ های بازی و حدواسط، بیشتر توسط سنگ های اسیدی پوشیده شده اند.
     
    ب) بیشتر کانسارها و نشانه های آنتیموان، آرسنیک و جیوه در ایران، در ارتباط با گسل های ژرف می باشند. کانی سازی بیشتر درکنترل این گسل ها است.
     
    پ)شواهد زمین شناسی و کانی شناسی در کانسارها و نشانه های آنتیموان، آرسنیک و جیوه در ایران، نشان می دهد که نهشت کانسنگ آنها توسط محلول های گرمابی دما پایین(از نوع اپی ترمال) وابسته به مجموعه سنگهای آتشفشانی اسیدی پوسته زیرین است.
     
    1- طلای وابسته به آمیزه های افیولیتی و لیستونیت ها:
     
    آمیزه های افیولیتی که بیشتر مجموعه سنگ های تکتونیزه و درهمی از سنگهای اولترامافیک هارزبورژیت، دونیت، سرپانتیت، دیاباز، گدازه بالشی، گابرو، دیوریت، رادیولاریت و ... می باشند، همچنین لیستونیت ها که در حقیقت می توان به آنها سنگ های متاسوماتیک ناشی از محلول های غنی از CO2 گفت.
     
    سنگ های یاد شده، به ویژه لیستونیت ها به تازگی اخیراً به عنوان یکی از منابع طلای دنیا مطرح شده اند. درکشور ما سنگ های لیستونیتی، به ویژه در خاور ایران گسترش قابل ملاحظه ای دارند.
     
    بررسی های مقدماتی این سنگها، وجود طلا با عیار اقتصادی را به اثبات رسانده است. دو نمونه بارز از این ذخایر عبارتند از:
     
    نشانه معدنی جیوه طلادار ماکو در سنگه ای آمیزه افیولیتی، که از نظر تیپ کانی سازی، می توان به آن تیپ سرپانتینیتی گفت.
     
    ناشنه طلای چاه چهارنفوذی کلاته داغ ناحیه نهبندان. طلا در این کانسار وابستگی زاشی با سنگ های آمیزه افیولیتی و آهک لیستونیتی شده دارد.
     
    5)ذخایر طلا همراه با کانسارها و نشانه های معدنی مس:برخی از کانسارها و نشانه های معدنی مس در ایران دارای مقداری طلا هستند که به صورت کانی فرعی همراه کانه های مس وجود دارد. طلای این گونه کانسارها، به تنهایی قابل استخراج و اقتصادی نیستند، ولی هنگام استحصال مس، طلا نیز به صورت فرآورده جانبی قابل دستیابی است.
     
    ذخایر مس طلادار را می توان به شکل زیر دسته بندی کرد:
     
    -          ذخایر مس پرفیری طلادار در ناحیه کرمان مانند کانسار مس سرچشمه، مس میدوک، مس دره زار، مس چهارگنبد
     
    -          ذخایر مس طلادار رگه ای، این ذخایر به سبب گستردگی کانسارهای مس رگه ای، گستردگی زیاد دارند و عموماً عیار آنها قابل ملاحظه است. در برخی از آنها، طلا به بیشتر از ppm4 هم می رسد، مانند مس قلعه زری.
     
    -          از آنجا که ذخایر مس طلادار رگه ای، دارای ویژگی های مشترک زمین شناسی-کانی شناسی می باشند، آنها را از نظر منطقه، به صورت زیردسته بندی می کنیم:
     
    -          ذخایر مس طلادار منطقه اهر:نمونه وار می توان به کانسارها و نشانه های مس طلادار، مزرعه، بارملک، آقامیرزا، گل درق، آستامال، قره چمن لو، زرنکاب و ... اشاره کرد.
     
    -          ذخایر معدنی مس طلادار منطقه تارم-طالقان مانند کانسارها و نشانه های معدنی مس طلادار دیزه چین، چرگوه، خلیفه لو و رشید آباد.
     
    -          ذخایر معدنی مس طلادار خاور ایران، مانندکانسار مس طلادار قلعه زری، مس طلادار چهل کوره و ...
     
    -          ذخایر معدنی مس طلادار زون کویر – سبزوار مانند کانسار طلای کوه زر دامغان و مس طلادار انارستان و ...
     
    -          ذخایر معدنی مس طلادار زون ارومیه-دختر، مانندکانسار مس طلادار بایچه باغ و کانسار مس طلادار آوروس مرغی.
     
     
  • قدیمی ترین معادن طلا
    از نظر قدمت، قدیمی ترین معدن طلایی که اسم آن در تواریخ و گزارش ها آمده، معدن سیستان است و پس از آن بیشتر نویسندگان از معدن کوه زر دامغان یاد کرده اند. ابودلف سیاح عرب که در زمان سامانیان در ایران سیاحت کرده از معدن طلای شیز (تخت سلیمان نزدیک تکاب) یاد کرده و می نویسد طلای آنجا سه قسم است.
    یک قسم به نام قومسی (شاید طلای معدن کوه زر دامغان باشد) و آن عبارت از خاک طلا است که بر آن آب می ریزند و پس از شستشوی خاک، طلای آن مانند گرد باقی می ماند. این طلا با جیوه ترکیب می شود و رنگ آن سرخ روشن و سنگین و نرم و چکش خور می باشد و رنگ آن در آتش استقامت دارد.
    قسم دیگر شهربی نام دارد و تکه های آن از یک گندم تا ده مثقال یافت می شود رنگ آن تند و ثابت است ولی جنس آن کمی خشک می باشد.
    قسم دیگر سجابذی است که رنگ آن سفید و هنگام محک سرخ می شود. (مخلوط با مس بوده است) و در جای دیگر از طلای همدان گفتگو کرده و می نویسد به علت اینکه زغال در آنجا کمیاب است هزینه ی به دست آوردن طلا زیاد و بهره برداری صرف نمی کند. بعدا از معدن طلای مازندران به نام کوه خشم یاد می کند.
    اصطخری درمسالک الممالک از معدن طلای و خان (در ماوراء النهر) نام می برد و می نویسد زر آب از این دیار خیزد و در کنار رودها و بر اثر سیلاب ها پدید باشد.
    ابن حوقل در صوره الارض از معدن طلای فارس نام می برد. در حدود العالم به خاک های رزکه در جوی های جیرفت وجود دارد اشاره شده است.
    درنزهت القلوب مولف از معادن طلای فرغانه و معدن به حدود دامغان که آن راکوه زر خوانند و طلا بارها در میان خاک می یابند یاد شده است و در جای دیگر از معدن طلای سیستان (که در افواه شایع است در عهد سلاطین غزنوی کار میکردند و به علت زلزله از بین رفته) یاد شده است.
    در جواهرنامه سلطانی نوشته شده : از خواجه ابوریحان، در کتاب تسامیع، بقراط بیان کرده که کانی در حدود زابلستان است و احمد طبیب ساوجی بر آن است که در نواحی دامغان و جبال جنوبی کرمان چند کان زر غیرخالص مشاهده کرده است.
    سرانجام جرجی زیدان در کتاب تمدن اسلام از معادن طلای خراسان ماوراء النهر، دمندان درکرمان نام می برد.
     بعد از حمله مغول تا دوره ی صفویه از معادن طلا در ایران بهره برداری میشده است. ولی مثل این است که در دوره ی صفویه فعالیت در معادن طلا چشم گیر نبوده است. تاورنیه در سفرنامه ی خود می نویسد:
    این مسئله مسلم است که در قدیم معادن طلا و نقره در ایران بوده چنانکه هنوز اثر آن در بعضی حفریات بسیار عمیق دیده می شود ولی از وقتی که طلا و نقره زیاد شده و از اتیوپی و جزایر سوماترا و چین و بعضی جاهای دیگر وارد می شود دیگر ایرانی ها در مملکت خود به کشف طلا و نقره نپرداختند و ...
  • كانسار آندريان
    - موقعيت جغرافيايي:


    ناحيه مورد اكتشاف به وسعت 8 كيلومتر مربع در 50 كيلومتري شمال شهرستان تبريز و 65 كيلومتري شمال غرب شهرستان اهر به مختصات "30 ´15 ° 46 طول شرقي و "30 ´32 ° 38 عرض شمالي قرار دارد.راه دسترسي به منطقه از سه طريق تبريز _ ورزقان _آندريان و تبريز _امند_ابوند_ارزيل _آندريان و تبريز _مرند _جلفا _سيه‌رود _خروانق _آندريان امكان‌پذير است.

    - زمين شناسي:

     قديمي ترين تشكيلات در منطقه شامل سنگ‌هاي رسوبي خيلي ضخيم با تناوبي از ماسه سنگ،شيل،سيلت ،مارن و آهك مارني با سن پالئوسن است.اين تشكيلات توسط سنگ‌هاي آتشفشاني پليو كواترنر پوشيده شده است.با بررسي‌هايي كه بر روي توده نفوذي ميوه‌رود و پيكره‌هاي دايك و سيل مانند وابسته به آن به عمل آمده مشخص گرديد كه اين توده از برخي فلزات پايه و قيمتي به ويژه مس و طلا بارور مي‌باشد.

    كاني‌زايي طلا به صورت رگه‌هاي سيليسي اكسيد آهن‌دار و حاصل فرايندهاي گرمابي توده نفوذي ميوه‌رود گزارش شده است كه موجب تجمع طلا در گانگ كوارتزي درون زون‌هاي شكستگي با روند شمال‌شرق_جنوب غرب مي‌باشد.نتايج جالب توجه آزمايش‌هاي ژئوشيميايي بر روي واحدهاي سنگي ناحيه به ويژه در مورد طلا بيانگر پتانسيل معدني قابل قبول بوده بطوريكه در برخي رگه‌هاي عيار طلا در حدودppm 469 گزارش شده است.ميانگين طلا در منطقه در حدود ppm 47/1 مي‌باشد.

    - فعاليت‌هاي اكتشافي انجام شده :

    - تهيه نقشه‌هاي زمين‌شناسي _معدني و توپوگرافي در مقياس 1:5000 توسط شركت مهندسين مشاور كاوشگران

    - برداشت 41 نمونه كاني سنگين و 73 نمونه چكشي

    - برداشت 456 نمونه سنگي بصورت سيستماتيك از 21 پروفيل

    - حفر 13 حلقه چاه و برداشت 61 نمونه ار آنها

    - لازم به توضيح مي‌باشد كه فعاليت‌هاي اكتشافي صورت گرفته در فاصله زماني شهريور تا آذر 1376، توسط شركت مهندسين مشاور كاوشگران صورت گرفته است.


  • كانسار ارغش
    - موقعيت جغرافيايي:


     ناحيه معدني ارغش-چشمه زرد به وسعت 25 كيلومتر مربع در نيمه شمالي استان خراسان و در 45 كيلومتري جنوب غرب شهرستان نيشابور واقع شده است و داراي مختصات جغرافيائي "48 ´49 °35 الي "43´52 °35 شمالي و "47´34 °58 الي "5 ´38 °58 شرقي مي‌باشد. راه دسترسي به منطقه از دو طريق امكان پذير مي‌باشد: 1- جاده فرعي كلاته حسن آباد كه از كيلومتر 34 جاده آسفالته نيشابور- كاشمر منشعب گرديده و پس ازطي 8 كيلومتر جاده شوسه به كلاته حسن آباد و از آنجا پس از طي 5 كيلومتر به روستاي متروكه چشمه زرد مي‌رسد. 2- جاده فرعي روستاي ارغش كه از كيلومتر 44 جاده كاشمر منشعب شده و پس از طي 4 كيلومتر به روستاي ارغش مي‌رسد.

     - آب و هوا و ريخت شناسي:

     اين ناحيه جزء مناطق خشک تا نيمه خشک با پوشش گياهي ضعيف و نزولات جوي پايين و داراي رودخانه هاي فصلي از جمله چشمه زرد و کال ماروس است. حداکثر دما حدود 40 تا 42 درجه و حداقل آن 5 تا 10 درجه زير صفر است. منطقه داراي شيبتوپوگرافي ملايم و شبکه آبراهه هاي دندريتي است. روند عمومي ارتفاعات منطقه موازي با روند افيوليتهاي سبزوار(شمال غرب- جنوب شرق) و نوار آتشفشاني حاشيه آن است. 

     - زمين شناسي:

     منطقه مورد مطالعه در تقسيمات زمين شناسي ايران در زون ايران مركزي و در واحد ژئوتكنيكي سبزوار قرار دارد. بخشي از زون سبزوار را افيوليتهاي نابرجاي كرتاسه و بخشي ديگر را نوار آتشفشاني بعد از كرتاسه تشكيل مي‌دهد که به موازات مجموعه افيوليتي کشيده شده اند. منطقه ارغش نيز جزئي از اين نوار آتشفشاني به شمار مي‌رود. علاوه بر سنگهاي آتشفشاني تعدادي توده هاي نفوذي نيز بطور پراكنده در داخل اين واحد تزريق شده اند. واحدهاي زمين شناسي در محدوده کانسار و مناطق مجاور شامل واحدهاي ائوسن، ميوسن، پليوسن و کواترنري است.

    كاني زايي طلا احتمالا ناشي از جايگزيني سيالات داراي عناصر كاني ساز حاصل از پيشرفت فرآيند تفريق ماگمايي در شكستگي ها و تشكيل رگه هاي سيليسي طلادار و كلسيت مي‌باشد.

       در ناحيه معدني ارغش گسلهاي متعددي مشاهده مي‌شوند که عمدتاً داراي دو روند اصلي تقريباً شرقي_غربي(NWW-SEE) و شمال شرقي _جنوب غربي(NE-SW) هستند. اين روند از روند گسلهاي درونه در جنوب منطقه ارغش با روند شرقي- غربي و تکنار با روند شمالي جنوبي تبعيت مي کنند. گسلهاي فرعي در منطقه ارغش داراي روندهاي شمال غرب _جنوب شرق مي باشند. رگه هاي سيليس، کلسيت و آنتيموان در امتداد گسلها در اين منطقه هستند. بنابراين شکل گيري رگه هاي موجود در ارتباط نزديک با فعاليت گسلها بوده است. ارغش بخشي از نوار آتشفشاني حاشيه کمپلکس افيوليتي سبزوار است. تشکيل اين سنگها در ارتباط با جايگزيني و حرکات تکتونيکي افيوليت هاي سبزوار مي‌باشد.

       در اين منطقه نفوذ توده هاي گرانيتوئيدي به درون سنگهاي آتشفشاني ائوسن و سيالات ماگمائي و گرمابي حاصل از آن باعث دگرساني در سنگهاي گرانيتوئيدي و سنگهاي ميزبان گشته است. به دليل اثر عواملي همچون حجم محلولهاي گرمابي و ماگمائي، ميزان ساختمانهاي اوليه و ثانويه مفيد، واکنش پذ يري سنگها، درجه حرارت و فشار، شدت و گسترش آلتراسيون در مناطق مختلف متفاوت است.

     بر اساس مطالعات پتروگرافي و شواهد صحرائي، آلتراسيونهاي سريسيتي، آرژليتي، سيليسي، پروپيليتي و نيز سرپانتيني و کلريتي شدن در منطقه قابل مشاهده است. همچنين به دليل وجود درزه و شکستگي هاي فراوان، سيالات هيدروترمالي حاصل از تفريق ماگمايي که غني از مواد معدني بوده اند، به درون شکستگي هاي مذکور تزريق شده و ضمن تشکيل رگه هاي سيليسي و کلسيتي طلادار باعث دگرساني در سنگهاي ميزبان نيز شده اند.

    - فعاليتهاي اكتشافي انجام شده:

     در قالب طرح اکتشاف طلا در اين منطقه تحقيقاتي همچون اکتشافات ژئوشيميائي، مطالعات ژئوفيزيکي، حفر گمانه، تهيه نقشه هاي توپوگرافي و زمين شناسي در مقياس هاي 1:5000، 1:2000و 1:500 و نيز طراحي و حفر ترانشه صورت گرفته است. اين كانسار حاصل اكتشافات ژئوشيميايي 26 ورقه 1:100000 زون تكتونيكي متالوژنيكي سمنان – تربت حيدريه مي‌باشد.

     پس از انجام مراحل اكتشافات معدني مقدماتي در مناطق اميدبخش، فعاليتهاي اكتشافي تفصيلي درسال 1376 بر روي اين منطقه متمركز گرديد كه منجر به اكتشاف 5 محدوده طلا دار و يك محدوده آنتيموان گرديد. براي تمامي كانسارهاي مذكور تعدادي ترانشه طراحي و حفر گرديد و نمونه هاي برداشت شده جهت آناليز طلا به آزمايشگاه شركت توسعه علوم زمين ارسال شد.

    در سال 1379 بيشتر فعاليتهاي اكتشافي روي كانسار شماره 3 متمركز شد. فعاليت هاي صورت گرفته در كانسار شماره 3 ارغش شامل حفر 40 ترانشه به فاصله 15 الي 20 متر و برداشت 692 نمونه و نيز حفر 14 گمانه در يك شبكه 50×40 متري به ميزان 95/1335 متر و برداشت 318 نمونه بوده است. با راه اندازي سنگ شكن و ساخت حوضچه هاي استحصال در آنوماليچشمه زرد حدود 5 كيلوگرم طلا در مرحله نيمه صنعتي استحصال گرديده است.

     پيش بيني مي شود مراحل اكتشاف تفصيلي براي تعيين ذخيره كانسار رگه اي ارغش در سال 1381 به اتمام برسد و اين كانسار آماده واگذاري براي بهره برداري باشد. همچنين پيش بيني مي شود در 4 محدوده آنومالي با عيار متوسط 4 گرم در تن، ذخيره زون اكسيده طلا حدود 3 تن و زون سولفوره حدود 60 تن باشد(كه با روش ليچينگ و با بازيافت 75 درصد استحصال مي‌شود).

    کل کانسارهاي موجود در اين منطقه يک کانسار طلا محسوب مي شوند زيرا محتوي ساير عناصر با توجه به نتايج 100 نمونه(Hg,Sb,As,Cu,Au) آناليز شده پايين مي باشد. ميانگين عيار طلا در کانسارهاي مختلف کمتر از 5 ppm است(حداکثر عيار 3/17 ppm مي باشد). عيار نقره اکثر نمونه ها کمتر از 2/0 ppm مي باشد و بالاترين مقدار آن 3/1 ppm است. عيار آرسنيک از 19 تا 13352 ppm مي باشد و حداکثر آن کمتر از 1000ppm است. آنتيموان عياري برابر با 1/0 ppm دارد و بالاترين مقدار آن 13/0 ppm است. علت پايين بودن مقادير sb,Cu,Au وHg شايد به خاطر شست وشو(leaching) باشد.

    اکثر طلاهاي يافت شده به صورت دانه اي(ذره اي) درون ليمونيت و سيدريت ديده شده اند.

    کانسارهاي طلاي اين محدوده جزء نهشته هاي حرارتي ساب ولکانيک hypabysal محسوب مي شوند که اکثراً در حاشيه فعال قاره ها يا جزاير قوسي تشکيل شده اند.

    - عملکرد گسل ها باعث جابجايي سيالات طلا تجمع کانه ها شده است.

    اسليت سبز _خاکستري، سبز_زرد و آرکوزهاي دگرگون شده خاکستري تيره، سبز_خاکستري و آندزيت بازالت بالشي را منبعي براي طلا مي دانند. محدوده مورد اكتشاف به وسعت حدود 3 كيلومتر مربع در 5/2 كيلومتري جنوب شرق منطقه چشمه زرد قرار دارد. مختصات اين محدوده به قرار زير است: 

    محدوده اكتشافي تحت تاثير دو سيستم آبراهه اي قرار گرفته است. سيستم اول از غرب به شرق از به هم پيوستن دو شبكه حوضه آبگير بوجود آمده است كه پس از خروج از محدوده به سمت شمال شرق منحرف ميشود. سيستم دوم نيز با همين روند غرب به شرق پس از به هم پيوستن در مركز محدوده اكتشاف به سمت شمال منحرف و آبراه بزرگي را به وجود آورده كه از كنار دهكده متروكه چشمه زرد عبور مي كند.

    مرتفع ترين نقطه منطقه قله كوه پلنگ كش به ارتفاع 1586 متر مي باشد كه در شمال غرب محدوده اكتشاف مي باشد. منطقه مذكور از نقطه نظر پوشش گياهي از نوع بياباني و خشك بوده و فاقد پوشش گياهي دايم مي باشد.

    سنگهاي موجود در منطقه متعلق به واحدهاي رسوبي ولكانيكي ائوسن زيرين تا بالايي ميباشند. واحدهاي سنگي كه با فعاليتهاي آتشفشاني بوجود آمده اند عبارتند از: واحد Ea محتوي برشهاي آندزيتي بنفش رنگ _تراكي آندزيت_ريوداسيت  و داسيت هاي آلتره كه بخش وسيعي از غرب و شرق محدوده اكتشافي را پوشانيده است. كانيهاي اصلي اين واحد بيشتر پلاژيوكلاز _ارتوكلاز _كوارتز و كاني هاي فرعي آپاتيت _ زيركن و كانيهاي مشتق شده در اثر پديدهاي آلتراسيون مثل آرژريت_ كلريت _ سريسيت و آهن ميباشد. شدت آلتراسيون در پاره اي نقاط انديسهايي از كائولن را بوجود آورده است.

    درجه اکسيداسيون کانسارها بالاست زيرا شامل ليمونيت،سيدريت،کوارتز کلسدوني،کائولينيت،مونت موريونيت،کلسيت،ژيپس،آلونيت(نزديک سطح)مي باشد.شدت اکسيداسيون در اين محدوده قوي تر از آنومالي AuIII است زيرا توپوگرافي اين محدوده ملايم است. تمام رخنمونهاي کانسارهاي اين منطقه در زون اکسيداسيون قرار دارند.چنين پيش بيني مي شود که عمق اکسيداسيون در حدود 1360 متر باشد، با توجه به عمق زون اکسيداسيون که 1370 متر است ، بنابراين ضخامتکانسارهاي اکسيد شده در حدود 12 الي 5/47 متر است.

    - کانسار 1 ارغش:

    در موقعيت "5´50 °35 الي"35 ´44°35 عرض جغرافيايي و "6/47 ´35 °58 الي"52 ´35 °58 طول جغرافيايي قرار گرفته است.اين آنومالي درجنوب-غرب نيشابور و جنوب شرق روستاي ارغش در 45 کيلومتري جنوب غرب نيشابور قرار گرفته است.داراي سنگ ميزبان گرانوديوريت ،گرانيت،تراكي آندزيت ليمونيتي و آرژيليتي ،پيروكسن آندزيت بازالت،آهك و كنگلومرا مي‌باشد.

    حداكثر عيار طلا در اين زون 3/18 گرم در تن و مقدار حداقل آن 0044/0 گرم در تن مي باشد.بزرگترين رگه آن داراي روند شمالي-جنوبي و طول 340 متر ،ضخامت ميانگين 1 متر و شيب 65 درجه به سمت شمال شرقي مي‌باشد.رگه سيليسي آن داراي روند شمال شرق- جنوب غرب وطول 123 متر ،ضخامت ميانگين 1 متر و شيب 55 درجه مي‌باشد.

    کانسار شماره 5: در موقعيت "34´51°35 الي "5/6´52 °35عرض جغرافيايي و "5´35°58 الي"53 ´38 °58 طول جغرافيايي قرار دارد.اين ناحيه در جنوب و جنوب غرب نيشابور قرار گرفته است که در 34 کيلومتري آن جاده آسفالته قرار دارد.

    واحدهاي سنگي آذرين آن شامل تراکي آندزيت پورفيري ،گرانيتي، گرانوديوريتي،کوارتز تراکي آندزيت،پيروکسن آندزيتيک بازالت وسنگ‌هاي آذرآواري (برش ولکانيکي) و واحدهاي رسوبي آن شامل واحد کربناته ائوسن، کنگلومرا، پادگانه هاي رودخانه اي و ماسه باري مي‌باشد.

      آلتراسيون درون تراکي آندزيت پورفيري به صورت آرژيليتي و ليمونيتي و گاهي سيليسي بر اثر فرآيندهاي هيدروترمال بيشتر در کانسار 5 مشاهده مي‌شود.همچنين آلتراسيون در برشهاي تشکيل شده در طول نواحي گسله در منطقه ارغش باعث آرژيليتي و ليمونيتي شدن بر اثر سيالات هيدروترمال در طول نواحي خرد شده گسله مي‌باشد.

       کانسارهاي 1 و 5 در شمال گسل امتداد لغز درونه با عملکرد چپ گردو جنوب کمربند چين تراست البرز (کوههاي بينالود )واقع شده است.گسل هاي اصلي و بزرگ مشاهده شده در اين نواحي داراي روند تقريبا ً شرقي _غربي و جهت شيبي به سمت شمال _شمال غربي هستند.

    عملکرد اين گسلها موجب رانده شدن واحدهاي آذرين بر روي يکديگر شده است. با توجه به مشخصات رگه هاي برداشت شده در اين دو ناحيه معدني ملاحظه مي شود که روند تمامي اين رگه ها تقريبا ً شمالي_ جنوبي با شيبي در حدود 70 تا °80 درجه مي‌باشد که نشان مي‌دهد رگه هاي فوق در طول يک سيستم درزه همراه با بازشدگي ته نشست حاصل کرده اند.

    کاني هاي گانگ شامل کوارتز ، کلسيت و به ميزان کمتر باريت ، فلوريت ، پيريت و سيليس به صورت کوارتز و آميتيست. از كانسار 1 ارغش 66 نمونه از 9 ترانشه برداشت شده است.

    کانسار 2 طلاي ارغش:در موقعيت"51´50°35 الي"23´51°35عرض جغرافيايي و "15´35°58 الي "58´35 °58 طول جغرافيايي و در 50 کيلومتري جنوب نيشابور قرار دارد. ارتباط با اين منطقه از طريق جاده اصلي نيشابور-کاشمر و جاده خاکي روستاي کاشمر انجام مي‌پذيرد.

    حداکثر دما در اين منطقه در حدود 40درحه سانتيگراد و حداقل دما زير صفر مي‌باشد .ميانگين دما در حدود 20_15 درجه سانتيگراد قرار دارد.ميانگين بارندگي ساليانه در حدود200 الي 300mm مي باشد .اين كانسار داراي سنگ ميزبان سيلتستون با سن كرتاسه _ پالئوسن،آندزي بازالتهاي بالشي(بخش عمده كانسار)، لاپيلي توف،آندزيت هاي پورفيري ، كنگلومراي اليگوسن، رسوبات دشت سيلابي و آبرفت ها است و از تعداد زيادي رگه سيليسي و كلسيتي تشكيل شده است.امتداد رگه ها N50E وN90E و شيب آنها 40 تا 85 درجه در جهت جنوب شرقي است .حداكثر طول رگه 300 متر و حداكثر ضخامت آن 5/1 متر است.و مقدار عيار آن بين 015/0 تا 3/13 گرم در تن متغير است.

    - مطالعات قبلي انجام شده:

    1) نقشه 250،000: 1 زمين شناسي تربت حيدريه (چاپ شده توسط سازمان زمين شناسي )(واعظ پور ،علوي تهراني،بهروزي ،خلقي و همکاران1992)

    2) گزارش عمليات اکتشافي چهار گوش 100،000: 1 نقشه کدکن توسط گروه سازمان زمين شناسي و شرکت اکتسافات ژِئوشيميايي استان جيانکسي جمهوري خلق چين در 1996-1992 .اين گزارش آنوماليهاي طلا و آنتيموان را نشان مي‌دهدکه همراه آرسنيک ،تنگستن، جيوه و سزيم است.4 آنومالي طلا (آنومالي 2،3 و کانه طلا 4 و زون کاني طلا 2) و اطراف روستاي ار غش ،آنتيموان يافت شده است.

    3) اکتشافات نيمه تفضيلي ژئو شيميايي 20،000: 1 طلاي منطقه ارغش به سرپرستي کوثري و ،شمعانيان و باستاني که شامل محدوده ² km 185 است و ترسيم نقشه زمين شناسي 20،000: 1 که توسط سازمان زمين شناسي ايران صورت گرفت.

    4) نقشه زمين شناسي 5،000: 1 و گزارش مربوط به آن (مساحتي برابر² kmکه توسط م. کيوانفر و آ. عسگري از سازمان زمين شناسي کشور در سال 1999 انجام شده است .چينه شناسي، ساختمان سنگ هاي آذرين دروني و آتشفشاني در منطقه بخصوص سنگ هاي آتشفشاني ، آذر آواري و کانه دايک هاي آلکالي طي اين عمليات شناسايي شده اند.اطلاعات ترکيب شيميايي کاني ها ، پتروشيمي ، پترولوژي و ديرينه زيستي نيز جمع آوري شده است.منشـاٌ و ژنز ماده معدني با توجه بهتکتونيک صفحه اي بحث شده است. رگه هاي کاني ساز اصلي در آنوماليهاي 5،4،3،2،1 طلا و آنومالي آنتيموان با جزئيات نقشه برداري شده است. درجه کاني سازي رگه اصلي به طور دقيق مطالعه شده است.

    (5 نقشه زمين شناسي 100،000: 1 کدکن منتشر شده توسط سازمان زمين شناسي و اکتشاف معدني ايران

    در اين كانسار 102 نمونه از 13 ترانشه برداشت شده است.

    - کانسار 3 ارغش:

    در40 تا 50 کيلومتري جنوب نيشابور واقع شده است.

    - مطالعات صورت گرفته :

    1) اکتشافات ژئوشيميايي در زون تکتونيکي _متالوژنيکي سمنان _تربت حيدريه (اکتشافات ژئوشيميايي و ژئوفيزيکي جيانگشي چين با همکاري سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني در سال 1373 

    2) تهيه نقشه زمين شناسي 5000: 1 )سازمان زمين شناسي در سال 1376 )شناسايي 5 محدوده طلادار )کانسارهاي 1 تا 5) و يک کانسار آنتيموان

    (3 طراحي و حفر تعدادي ترانشه و تهيه نقشه توپوگرافي 500: 1 در کانسار شماره3 (در سال 1378)

    4) نقشه زمين شناسي 500: 1 و طراحي 14 گمانه اکتشافي روي کانسار 3 ،استخراج و استحصال حدود 2000 تن ماده معدني. 

    تهيه نقشه توپوگرافي و زمين شناسي در مقياس 500: 1، طراحي ترانشه و نمونه برداري در ساير کانسارها ،حفر 14 گمانه در اعماق 50 و 100 متر در کانسار 3 ، 1400 متر گمانه و برداشت 318 نمونه از بخش هاي کاني ساز ،داده هاي حاصل از استحصال 211/3 کيلوگرم طلا از 1200 تن ماده معدني .برآورد3/1378 کيلوگرم طلا و 338518 تن ماده معدني در سال 1379 

       5- 2000 متر حفاري در کانسارهاي 4،3،2،1 و استخراج 2000 تن ماده معدني ،از اين مقدار حفاري 600 متر آن به کانسار شماره 3 اختصاص داده شده است.(سالهاي 1380 و 1381) 

    - واحدهاي زمين شناسي کانسار شماره 3:

    1) واحد آندزيت و تراکي آندزيت شامل پيروکسن آندزيت ، ديوريت ، لاپيلي توف ، ريوليت پورفيري و ديوريت که عمده ترين سنگ ميزبا ن ماده معدني ميباشد.

    2) آگلومراي خاکستري سبز، قهوه اي همراه با رگچه هاي کوارتز و کلسيت

    3) لاپيلي توف هاي سبز خاکستري و قهوه اي 

    4) توف هاي کريستالين قهوه اي روشن

    5) توف هاي برشي قهوه اي روشن

    6) پيروکسن آندزيت صورتي تيره ،خاکستري تيره 

    7) ريوليت هاي پورفيري قهوه اي روشن ، زرد روشن

    (8کنگلومراي اليگوسن

    -کانسار شماره 3 به شش زون تقسيم بندي شده است:

    الف) زون شماره:AuIII_ 1

    اين زون به ضخامت 1000 متر مهمترين و بزرگترين زون به شمار مي‌رود عيار ماده معدني بيش از يک گرم در تن است.اين زون داراي سه بخش کاني سازي مي باشد1- بخش سيليسي_ليمونيتي که رگه کوارتز با بافت برشي که در بعضي نقاط با اکسيدهاي آهن آغشته است.2- بخش اکسيدي که شامل ليمونيت،گوتيت و هماتيت که پر عيارترين قسمت رگه است .3- بخش کائولينيتي که کم عيارترين بخش کانسار است.شيب رگه 55 تا 80 درجه به سمت شمال و شمال غرب است.

    -داکثر عيار طلا مربوط به بخش هاي سيليسي و اکسيدي است.دامنه تغييرات عيار بين 1/0 تا 5/27 گرم در تن و عيار ميانگين 4- 5 گرم درتن است.ضخامت در بخش اول رگه 3/2 متر ، ماکزيمم ضخامت 43/6 متر و حداقل ضخامت 48/0 است و سنگ ميزبان آن گرانيت ،آندزيت آگلومراو ديوريت است.

    ب) زون شماره AuIII_ 2 :

    ضخامت اين زون 650 متر است که داراي عيار 1 گرم در تن مي‌باشد.اين زون به دو قسمت a و b تقسيم شده است که قسمت a داراي طول 330 متر و ضخامت 3 متر و سنگ ميزبان لاپيلي،توف ، آندزيت هاي سبز تيره و ديوريت مي‌باشد.قسمت bداراي طول 320 و ضخامت 5/4 متر مي باشدو عيار ماده معدني در اين قسمت12/3 و 25/2 گرم در تن است و داراي سنگ ميزبان لاپيلي ،توف و آندزيت است.شيب رگه 60 تا 80 درجه به سمت شمال شرق مي‌باشد.

    ج) زون شماره AuIII_3 : :

    اين زون داراي ضخامت 800 متر مي باشد كه داراي 8 رگه سيليسي و كلسيتي مي‌باشد.كه شيب رگه ها بين 40 تا 85 درحه به سمت شمال غرب مي‌باشد.ضخامت متوسط رگه ها در حدود 5/1 متر مي‌باشد. حداكثر عيار آن 38/2 گرم در تن مي باشد.سنگ ميزبان اين زون گرانيت، آندزيت و لاپيلي توف مي‌باشد.

    د) زون شماره AuIII_4 :

    ضخامت اين زون 1000متر مي‌باشدكه شامل رگه هاي سيليسي و كلسيتي مي‌باشد.ضخامت متوسط رگه 1 متر است و شيب رگه 40 تا 80 درجه به سمت شمال غرب مي‌باشد. حداكثر عيار آن در حدود 75/1 گرم در تن است.سنگ ميزبان آن گرانيت، آندزيت و لاپيلي توف مي‌باشد.

    ر) زون شماره AuIII_5

    ضخامت اين زون 650 متر مي باشد.كه شامل رگه كلسيتي و سيليسي است و ضخامت ميانگين رگه 1 متر مي باشد.حداكثر عيار آن 38/2 گرم درتن است .و سنگ ميزبان آن آندزيت و لاپيلي توف بوده است و همه رگه ها درآن به خوبي برونزد ندارند.

    ز) زون شماره AuIII_6

    ضخامت اين زون 350 متر است و حداكثر ضخامت آن 2/1 متر بوده و داراي ضخامت ميانگين 7/0 تا 8/0متر است.درون سنگ ميزبان ديوريتي و آندزيت پورفيري رگه هاي سيليسي با حداكثر عيار 31/2 گرم در تن قرار دارد.

       آلتراسيون در اين كانسار از نوع كائولن ،سريسيتي،آرژيليتي،سيليسي ،پروپيليتي،سرپانتيني و كلريتي مي‌باشد.

    بدليل درزه ها و شكستگي هاي فراوان در منطقه سيالات


  • كانسار خانگل
    - موقعيت جغرافيايي:

    اين كانسار در نزديكي مرز ايران و تركيه در فاصله 30 كيلومتر شمال شرقي سيه‌رود به مختصات 24.18' 06° 44 طول شرقي و42.96 '43°39 طول شمالي قرار دارد. اين منطقه براي اولين بار در سال 1376 توسط اداره كل معادن و فلزات استان و با همكاري شركت كاوشگران مورد پيجويي قرار گرفت.

    زمين شناسي:

    از ديد‌گاه زمين‌شناسي محدوده مورد بررسي در زون افيوليتي و آميزه‌رنگين شمال باختر كشور واقع شده است. در اين منطقه تاثير شديد رخداد‌هاي تكتونيكي قابل مشاهده است و دگرساني شديد گرمابي با روند شمال غربي ـ جنوب شرقي اين ناحيه را تحت تاثير قرار داده است.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:
    - تهيه نقشه هاي زمين شناسي _ معدني در مقياس 1:5000 و 1:1000 توسط شرکت مهندسين مشاور کاوشگران.
    - حفر 8 ترانشه اکتشافي.
    - انجام مطالعات ژئوفيزيک زميني به روش IP .


  • كانسار خوني
    - موقعيت جغرافيايي:


    ايــن كانسار در 60 كيلومـتري شـرق انــارك به مختصـات '13°54 طــول شــرقي و '27°33 عرض شمالي قرار دارد.

    - زمين شناسي:

    نوع كاني‌سازي در اينجا رگه‌اي و شامل سرب، روي و طلا است كه در رگه‌هاي سيليسي تمركز يافته‌اند. عيار طلا از 2 تا 40 گرم در تن گزارش شده است.

    در حال حاضر شركت سهامي كل معادن ايران متقاضي اين محدوده مي‌باشد.

    - فعاليتهاي اکتشافي صورت گرفته:

     _ تهبه نقشه هاي زمين شناسي_ معدني در مقياس 1:20000 و1:5000 توسط شرکت تکنواکسپرت

     _حفر 3 گمانه اکتشافي به عمق 7/546 متر و برداشت 36 نمونه از آنها.


  • كانسار خوني‌شرقي
    - موقعيت جغرافيايي:


    اين كانسار به وسعت 0.5 كيلومتر مربع در فاصله 1.5 كيلومتري شرق كانسار خوني و 13.5 كيلومتري غـرب عروسان به مختصات'14°54 طول‌شـرقي و33°27' ‌ عرض شمالي قرار دارد.

    - زمين شناسي:

     از نقطه نظر زمين‌شناسي كانسار پلي‌متاليك خوني‌شرقي در ارتباط با كوارتزيت شيست‌هاي پروتروزوئيك، هورنفلس ها و طبقات مرمر مي‌باشد.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

    فعاليت‌هاي اكتشافي، توسط شركت تكنواكسپرت روسيه در طي سال‌هاي 1978 تا 1980 در محدوده خوني صورت گرفته است.

    _تهيه نقشه هاي زمين شناسي_معدني در مقياس 1:5000 توسط شرکت تکنواکسپرت روسيه 

    _حفر 24 ترانشه و برداشت 55نمونه از آنها

    رگه معدني به طول 375 متر و عرض 70/1 متر بوده و عيار متوسط آن 6/0 تا 2/4 گرم در تن ميباشد.


  • كانسار خوينرود
    - موقعيت جغرافيايي:
     اين كانسار به وسعت 10.8 كيلومتر مربع در 46 كيلومتري شهرستان اهر، 32 كيلومتري ورزقان و پيرامون روستاي خوينرود به مختصات 00 '35°46 طول شرقي و 30'41°38 عرض شمالي قرار دارد.
     

     فعاليتهاي اکتشافي انجام شده: 

    شناسايي پتانسيل طلا در اين منطقه قدمتي در حدود 2000 سال (مومن زاده و ديگران) دارد.بر اساس اكتشافات چكشي صورت گرفته وجود طلا و جيوه به طور طبيعي در اين محدوده محرز است. اكتشافات ژئوشيميايي نيز 10 محدوده آنومالي به مساحت تقريبي 11.5 كيلومتر مربع را نشان مي دهد كه گسترده ترين آنومالي مربوط به طلا مي باشد. تمامي آنومالي ها به سنگهاي آذرين بستگي دارند.

       اين كانسار بر مبناي 42 نمونه آنومالي نسبي، 35 احتمالي و 7 ممكن با وسعت نزديك به 3.3 كيلومتر مربع معرفي شده و منطبق با آنومالي به وسعت 4.9 كيلومتر مربع بر اساس 27 نمونه كاني سنگين طلادار مي‌باشد.
       ميزان طلا در نمونه‌هاي كاني سنگين از 1 تا 164 دانه و نوسان قطر بين 75 تا 1400 ميكرون متغير است.


  • كانسار طلا ي زرمهر
    -موقعيت جغرافيايي:


     محدوده مورد مطالعه در طول جغرافيايي 53 درجه و در عرض 22 درجه و در جنوب شرقي ورقه 1:100000 فيض آباد و 40 كيلومتري شرق شهرستان كاشمر در مسير جاده كاشمر به تربت حيدريه واقع شده است. كانسار كوه زر تربت حيدريه ناحيه كوه زر در فاصله 33كيلومتري غرب تربت‌حيدريه، جنوب روستاي فديهه واقع شده است .

     قله كوه زر با ارتفاع 1630متر بلندترين نقطه اين منطقه و اختلاف ارتفاع بين پايين‌ترين و بالاترين نقطه 300متر است . نزديكترين روستا به منطقه روستاي فديهه بوده كه داراي امكانات برق و تلفن نيز مي‌باشد. كوتاهترين راه دسترسي به منطقه كوه زر از طريق جاده آسفالته تربت حيدريه – بايگ – فديهه است.

    شهر بايگ در فاصله 22 كيلومتري و روستاي فديهه در فاصله 38 كيلومتري جاده آسفالته درجه دو تربت حيدريه – بايگ – فديهه واقع شده است. تعدادي راه مواسلاتي خاكي از روستاي فديهه تا نقاط مختلف داخل محدوده اكتشافي وجود دارد.

    - پيشينه معدنكاري:

    بر اساس بررسيها و گزارشات باستان شناسان و گروه باستان شناسان ميراث فرهنگي خراسان چنين استنباط شده كه در ايام بسيار قديم عمليات اكتشافي و معدني در اين محدوده انجام شده است به گونه‌اي كه برخي سابقه معدنكاري در اين منطقه را قبل از ميلاد مسيح تا قرن هفتم هجري برآورد كرده‌اند.

    همچنين وجود و وفور آثار معدنكاري شدادي شامل حفريات معدني قديمي (تونل‌ها، ترانشه‌ها و فضاهاي استخراج شده)، سرباره‌هاي ذوب و باقيمانده آسياب‌هاي سنگي شواهد ديگري بر اين مدعاست كه در زمانهاي قديم، استخراج، استحصال و ذوب طلا در منطقه رايج بوده است.

    بعضي اسامي جغرافيايي كه اشاره به وجود كاني‌سازي طلا و معدنكاري قديمي دارند نيز جالب توجه است از آن جمله مي‌توان به نامهايي نظير قله كوه زر و كال زر در داخل محدوده كانسار طلا، روستاي زرمهر در فاصله 18 كيلومتري جنوب شرق روستاي فديهه و كال زرنوخ در حدود 20 كيلومتري جنوب روستاي زرمهر اشاره نمود.

    حجم عمليات معدنكاري شدادي با توجه به سختي سنگهاي معدني منطقه، كم نظير و تحسين‌برانگيز است. اين حفريات در محل زون‌هاي باريك كاني‌سازي بصورت شكاف و شبه تونل و در محل زون‌هاي عريض كاني‌سازي به شكل اتاقكهاي كوچك و بزرگ، تونل و چاهك مي‌باشند.

     ساكنين روستاي فديهه به اين حفريات معدني، مس‌كن مي‌گويند. اين در حالي است كه شواهد ژئوشيميايي رسوب آبراهه‌اي و زمين‌شناسي مبني بر كاني‌سازي غني از مس در اكثر زونهاي كاني‌سازي وجود ندارد و روشن است كه هدف اصلي اين معدنكاري شدادي طلا بوده است. اكثر اين حفريات شدادي داراي اسامي محلي هستند مانند: غار كفتري، چاك عليرضا، غار صالحه و…

    - زمين شناسي:

    محدوده مورد مطالعه شامل آبرفت‌هاي جديد و قديم در منطقه زرمهر، جنوب گسل درونه گسترش دارد. رخنمون‌هاي بالا دست اين آبرفت‌ها شامل ولكانيك‌هاي ائوسن و توده‌هاي نفوذي گرانوديوريتي شمال كاشمر مي باشد كه در اين سنگ‌ها انديس‌هاي متعدد طلا و مس شناسايي گرديده است.

     كوه زر بخشي از نوار آتشفشاني ـ نفوذي شمال گسل درونه مي‌باشد. واحدهاي سنگي منطقه شامل پاميس‌توف، لاپيلي‌توف، كريستال‌توف، ايگنيمبريت، دايك‌هاي ديابازي، ولكانيك‌هاي آندزيتي تا داسيتي و سنگ‌هاي نفوذي گرانيتوئيدي مي‌باشد. مادهمعدني به صورت رگه‌ها و رگچه‌هاي كوارتز ـ هماتيتي مي‌باشد كه در ارتباط با عناصر ساختاري منطقه مي‌باشد. ژنز طلا با توجه به وجود رگه‌هاي كوارتز ـ هماتيتي با ساخت شانه‌اي و كاني‌هاي پاراژنز دما بالا نظير كالكوپيريت، گالن و اسفالريت، مزوترمال با سولفيد پايين معرفي شده است.

    در منطقه كوه زر محصولات دگرساني به ترتيب فراواني عبارتند از: كلريت، كوارتز، آرژيليت، سريسيت، كربنات، آلكالي فلدسپار (عمدتا آلبيت) و اپيدوت. همچنين انواع دگرساني گرمابي موجود عبارتند از: پروپليتيك، سيليسي، آژريليك، كربناتي شدن. 

    منطقه كوه زر از نظر تنوع، گسترش و شدت آلتراسيون‌ها، ضعيف مي‌باشد و صرفاً دگرساني وسيع و فراگير در منطقه كوه زر از نوع دگرساني پروپليتي است. البته با توجه به فراواني نسبي كلريت، مي‌توان اين دگرساني را از نوع كلريتي نامگذاري كرد. ديگر دگرساني‌هاي موجود از گسترش بسيار محدود برخوردارند و بطور محلي اهميت دارند.

    زون آلتراسيون پروپليتي با حضور كاني‌هاي ثانويه كلريت، اپيدوت و كلسيت مشخص مي‌گردد. زون آرژيليتي با تجزيه و تخريب فلدسپاتها، كلريت و كاني‌هاي فرومنيزين، تشكيل كاني‌هاي رسي و سريسيت، تغيير رنگ سنگها به سفيد تا كرم مايل به زرد، آزاد شدن آهن و سست شدن ساختار سنگ مشخص مي‌گردد. زون سيليسي با راهيابي مقدار زيادي سيليس به درون واحدهاي سنگي مختلف، تشكيل رگچه‌هاي كوارتزي و سخت و محكم شدن سنگهاي اين منطقه مشخص مي‌گردد.

    كاني‌سازي در منطقه كوه زر به زون دگرساني خاصي بستگي نداشته و تقريبا در اكثر زونهاي آلتراسيون مشاهده مي‌گردد و بيشتر به درزه و شكستگي‌ها و گسل‌ها محدود مي‌گردد. در هر حال جايگزيني محلولهاي كاني‌ساز با بروز دگرساني موضعي در داخل زون كاني‌سازي و با تغيير رنگ سنگهاي ميزبان همراه بوده است.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

    منطقه مورد نظر اولين بار در سال1372توسط سازمان زمين‌شناسي و در راستاي همكاري با شركت چيني ژيانگشي مورد اكتشاف قرار گرفت و بعنوان يك آنومالي معرفي شد.درسالهاي 1370_ 1375 سازمان زمين شناسي كشور با همكاري كارشناسان چيني در راستاي اكتشافات ژئوشيميايي ناحيه اي محور سمنان ـ‌ تربت حيدريه محدوده مورد مطالعه را به عنوان يكي از پتانسيل‌هاي طلا معرفي كرد.

    پروانه اكتشافي اين محدوده در سال 1376به شركت زرمهر منتقل گرديد و در شهريور 1376رسماً عمليات اكتشافي با تهيه نقشه زمين‌شناسي كوه‌زر با مقياس 1:20000و به وسعتkm2 40 شروع شد. در سال 1380 برداشت 20 نمونه ژئوشيمي وكاني سنگين از رسوبات آبرفتي جديد و قديم منطقه كه تجزيه و مطالعه نمونه‌ها مثبت ارزيابي گرديد و ادامه عمليات اكتشافي در منطقه مورد تائيد قرار گرفت. 

    در سال 1381 اكتشاف نيمه تفصيلي حفر چاهك‌هاي اكتشافي تاعمق 10 متري در آبرفت‌هاي جديد در محدوده‌اي به وسعت بيش از30 كيلومتر مربع طراحي و اجرا گرديد.

    ـ حفر 52 چاهك اكتشافي در آبرفت‌هاي قديمي (350 متر) و جديد (200 متر).

    ـ برداشت 500 نمونه کاني سنگين از افق‌هاي مختلف، آماده سازي و مطالعه نمونه‌ها.

    ـ برداشت 2 نمونه بزرگ (بيش از 1 تن) جهت تست آزمايشگاهي.

    نتايج اوليه نمونه‌هاي مورد مطالعه نشان مي‌د‌‌هد كه بخش وسيعي از آبرفت‌هاي محدوده اكتشافي،

    محتوي طلا به صورت آزاد مي‌باشد. براساس نتايج بدست آمده، پيش بيني مي‌شود كه در آبرفت‌هاي منطقه زرمهر بيش از يك تن ذخيره طلا وجود داشته باشد. براساس نتايج بدست آمده، در آبرفت‌هاي منطقه زرمهر بيش از 650 هزار تن كانسنگ طلا با عيار 5/5 گرم در تن وجود دارد.


  • كانسار طلاي آقدره
    - موقعيت جغرافيايي:


    محدوده مورد اكتشاف در شمال تكاب، 30 كيلومتري غرب زرشوران و جنوب روستاي آقدره به مختصات00'01°47 طول شرقي و00'40°36 عرض شمالي قرار دارد. اين كانسار در قرون ميانه مورد بهره‌برداري قرار داشته و در سال 1366 توسط سازمان زمين‌شناسي بازشناسي شده است.

    - زمين شناسي:

    كاني‌سازي در سنگ آهك خاكستري ميكريتي و ميكرواسپاريتي و بيواسپاريتي ميوسن زيرين صورت گرفته است.

    شرح فعاليت‌هاي صورت گرفته:

    فعاليت‌هاي اكتشافي در فاصله سالهاي 1369 تا 1372 توسط سازمان زمين‌شناسي و شركت توسعه علوم زمين انجام شد، پس از آن درسالهاي اخير اين فعاليت‌ها توسط شركت پويا زركان ادامه يافته است.

    فعاليت‌هاي صورت گرفته توسط شركت پويا زركان در ماه سپتامبر 2001 بشرح ذيل مي‌باشد:

    (1حفاري R.C : در سال 2001 مجموعا 2287 متر حفاري در 97 نقطه انجام گرديده‌است كه متوسط عمق چاههاي حفر شده حدودا 22 متر بوده‌است كه با احتساب حفاري‌هاي انجام شده در سال 2000 در مجموع 8915.6 متر حفاري در 256 نقطه انجام گرفته‌است. لاگينگ نمونه‌هاي دستگاه R.C و نمونه‌هاي اصلي و تكراري براي ارسال به زاهدان به منظور آماده‌سازي و همزمان با حفاري انجام شده‌است. بعلاوه جهت مشخص شدن محل نقاط حفاري، پس از اتمام هر چاه يك بلوك سيماني در محل آن ساخته شده ، و مختصات وشماره هر چاه روي آن نوشته شده‌است. همچنين پرچم‌گذاري براي 26 نقطه حفاري در مناطق پدربزرگ و مادربزرگ انجام گرفته و سكوي حفاري براي تمامي اين نقاط بوسيله بولدوزر ساخته‌شده است.

    (2استخراج آزمايشي معدن: پس از استخراج بخشي از معدن، حدود 1800 متر مكعب از ماده معدني بوسيله دودستگاه كاميون در 3 روز و تعداد 265 سرويس، به محل دپوي موقتي ماده معدني انتقال داده‌شده و يك نمونه معرف با وزن حدود 200 كيلوگرم از دپو برداشت شده‌است. همچنين نقشه‌برداري توپوگرافي براي طراحي الگوي چالهاي آتشباري استخراج آزمايشي انجام گرفته‌است، جهت دريافت مواد ناريه و آتشباري چال‌هاي مورد نظر در ماه اكتبر نيز اقدامات لازم انجام شده‌است. 

    (3نقشه‌برداري زمين‌شناسي: مطالعه عكس‌هاي هوايي محدوده دره معدن آنتيموان براي تهيه نقشه زمين‌شناسي در مقياس 1:5000 منطقه انجام پذيرفته‌است. شايان ذكر است براي سهولت تهيه نقشه زمين‌شناسي، پرچم گذاري يك شبكه 500*100 متري در محدوده مثلثي جنوب يك زمين فوتبال انجام شده‌است.

    (4علامتگذاري محدوده‌هاي اكتشافي: علامت‌گذاري چهارگوش محدوده اكتشافي معدن آقدره انجام گرفته‌است. براي اينكار يك سكوي سنگي در هر نقطه از چهارگوش ساخته‌شده. همچنين انجام اينكار براي ساير مناطق اكتشافي در سال 2001 در حال انجام بوده‌است.

    (5 حفر ترانشه: عداد يك ترانشه در سال مذكور در قسمتي از محدوده پدربزرگ انجام گرديده و حفر تعدادي ديگر نيز در دست انجام بوده‌است.

     (6تعيين محل سايت كارخانه :جهت انتخاب نهايي محل كارخانه و سد باطله اقدامات لازم توسط مهندسين مشاور صنعتي نوها بعمل آمده و مسير انتقال خط MW5 و جاده دسترسي بررسي گرديده‌است

    همچنين از سوي فرمانداري، اداره جهاد كشاورزي و سازمان محيط زيست محل پيشنهادي كارخانه مورد بازديد قرار گرفته‌است كه پاسخ مثبت استعلامها جهت واگذاري زمين كارخانه و سد باطله از ادارات مربوطه اخذ گرديده و فقط نظريه سازمان محيطزيست استان باقي مانده‌است.

     (7آماده‌سازي كمپ: در ماه ياد شده( سپتامبر)حصاركشي اطراف كمپ جديد آغاز گرديده و همچنين ساخت انبار نمونه خاتمه يافته‌است و كليه نمونه‌هاي حفاري قبلي به انبار جديد منتقل گرديده‌اند.

    (8 خريد كارخانه طلا: اين شركت در حال بررسي پيرامون خريد كارخانه طلا از كشور استراليا مي‌باشد.

    (9خريد تجهيزات پايلوت: بمنظور خريد تجهيزات، جهت ساخت و راه‌اندازي پايلوت، به ظرفيت 5 تن در ساعت توسط توليد كنندگان داخلي، اقدامات و مذاكرات اوليه توسط شركت انجام گرفته‌است.


  • كانسار طلاي آلوت
    - موقعيت جغرافيايي :


    محدوده آنومالي‌هاي آلوت در شمال محور سقز ـ بانه با روند شمال‌غربي ـ جنوب‌شرقي گسترش دارد.

    - زمين شناسي:

    آلتراسيون گسترده‌اي پيرامون روستاي باريكا و محدوده بين اين روستا و روستاي شمولا شناسايي و معرفي گرديد كه مقادير طلا (6/2 گرم در تن) سرب ( 2 درصد) و باريت ( 4 درصد) در نمونه‌هاي مينراليزه آن قابل توجه بوده است. از 525 نمونه كاني‌سنگين برداشت شده در زون باريكا ـ شيخ چوپان 82 نمونه داراي 1 تا 38 ذره طلا ( با ميانگين 6 ذره در هر نمونه) بوده است.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

       ـ بررسي اكتشافات ژئوشيميايي سيستماتيك ورقه 1:100000 آلوت در سال 1379

       مقادير طلاي محدوده‌هاي آنومالي در نمونه‌هاي ژئوشيمي تا بيش از يك گرم در تن، در نمونه‌هاي كاني‌سنگين تا 27 ذره طلا و در نمونه‌هاي مينراليزه تا 6/2 گرم در تن ( محدوده آنومالي باريكا) بدست آمد.

       ـ در سال 1379، شرح خدمات عمليات اكتشافي تكميلي محدوده‌هاي آنومالي ورقه آلوت در مقياس 1:20000 تهيه و اعتبار لازم براي اجراي آن تصويب گرديد.

     - عمليات اكتشافي انجام شده تا پايان مهر 1382

       ـ تهيه نقشه زمين‌شناسي، ساختاري، آلتراسيون محدوده به وسعت حدود 210 كيلومتر مربع

       ـ برداشت 550 نمونه كاني‌سنگين

       ـ برداشت حدود 300 نمونه ژئوشيمي و مينراليزه

       ـ آناليز و مطالعه نمونه‌هاي برداشت شده

       ـ انجام مطالعات ژئوفيزيك زميني به روش‌هاي مغناطيس‌سنجي ميدان كل، گراديومتري و VLF در 2400 نقطه از محدوده‌هاي اميد‌ بخش

      در بررسي هاي اكتشاف سيستماتيك ناحيه اي در استان كردستان، مناطق داراي آنومالي طلا در ناحيه آلوت نيز شناسايي گرديد. با توجه به نتايج نمونه برداري ژئوشيميايي و كاني سنگين مطالعات اكتشافي نيمه تفصيلي پيشنهاد گرديد. عمليات اكتشافي در فاز نيمه تفصيلي در اين منطقه بزودي آغاز خواهد شد و در صورت مثبت بودن نتايج در سال آينده، فعاليتهاي اكتشافي با حفر تعدادي گمانه ، تست نيمه صنعتي و پياده سازي شبكه حفاري تفصيلي جهت تعيين ذخيره كانسار ادامه خواهد يافت. 


  • كانسار طلاي خاروانا
    - موقعيت جغرافيايي:


    محدوده طلاي خاروانا در 30 كيلومتري جنوب خاور بخش خاروانا از شهرستان اهر در آذبايجان شرقي قرار گرفته است. اين منطقه با مورفولوژي كوهستاني ، بخشي از رشته كوه قره آغاج را تشكيل مي‌دهد كه تعدادي از شاخه‌هاي فرعي رود ارس از آن منشاء مي‌گيرد و دو روستاي اندريان و ميوه رود به عنوان نزديك ترين روستانها به محدوده اكتشافي بخش خاروانا از توابع شهرستان اهر واقع شده است.

    - زمين شناسي:

     پتانسيل فلزات پايه و گرانبهاي كانسار خاروانا به عنوان يكي از مستمرترين مناطق كاني زائي پلي متال در محدوده زون متالوژنيك اهر در سال 1373 شناسايي و در نتيجه يافته هاي فازهاي مختلف اكتشافي (مقدماتي ،نيمه تفصيلي ، مطالعاتژئوشيميايي اوليه ) وجود چندين سيستم زون مينراليزه‌ حاوي طلا، نقره ، مس به همراه عناصر موليبدن ، تنگستن ، ارسنيك ، آنتيموان محرز و اثبات شده است . 

    كانسار طلاي خاروانا پتانسيل بالقوه اقتصادي و ارزشمند با ضريب اطمينان بالا مي‌باشد كه اهميت بسيار والاي آن از نظر تيپ متالوژني به تاييد كارشناسان و متخصصان داخلي و خارجي رسيده است.


  • كانسار طلاي خونيك
    - موقعيت جغرافيايي:


     محدوده موردمطالعه اكتشافي در مرحله نيمه تفضيلي بر اساس اكتشاف ژئوشيميايي مقدماتي1:100000برگه مختاران بوده كه بين طولهاي جغرافياي "00'31 °59 ـ "00'08°59وعرضهاي جغرافيايي" 00'26°32ـ "00'21°32 تحت عنوان كوه خونيك وكوه جقنه از نقشه1:50000برزاج واقع گرديده است.

     - زمين شناسي:

    بخشهاي شمالي و جنوبي محدوده شامل رسوبات كواترنر با موفولوژي پست و دشت، بعد از آن به سمت ارتفاعات شاهد واحدهاي آلتره آندزيتي با مورفولوژي نرم، ملايم و كم ارتفاع به رنگ روشن متمايل به زرد با آلتراسيون كائولينيتي شديد و درنهايت به سمت مركز و ارتفاعات محدوده شاهد مورفولوژي مرتفع برنگ تيره شامل واحدهاي سنگي آندزيت و داسيت مي باشيم. كانه زايي منطقه مذكور به احتمال زياد در ارتباط با توده نفوذي نيمه عميق ميكروديوريت مي باشد.

    فعاليت هاي اکتشافي انجام شده: درمرحله مطالعات نيمه تفضيلي پس ازاخذ 273نمونه ژئوشيمي، 64 نمونه كاني سنگين و41نمونه مينراليزه و نتايج حاصل از مطالعات آزمايشگاهي ،حدود3/1 ازكل نمونه هاي كاني سنگين طلادار بوده و دربعضي نمونه ها حتي 20 ذره طلا نيز مشاهده شده است.همچنين تعدادي ازنمونه هاي مينراليزه،حاوي مقادير ppm0/1 اليppm16/5 طلا مي باشند. تقريباّ همه نمونه هاي مذكور ازداخل واحدهاي سنگي آندزيتي وداسيتي بخشهاي مرتفع برداشت شده است. 


  • كانسار طلاي زگليك
    - موقعيت جغرافيايي :
    محدودة اكتشافي زگليك با وسعت تقريبي 12 كيلومتر مربع در فاصلة 11 كيلومتري ( فاصلة هوايي ) باختر اهر، در استان آذربايجان شرقي قرار دارد.

    - زمين شناسي:
    به طور كلي، سه واحد سنگ‌شناسي در محدودة مورد بررسي قابل تفكيك است:

    1) واحد ائوسن بالايي: شامل سنگ‌هاي آذرآواري و گدازه‌اي با تركيب حدواسط ( شامل: تراكي‌آندزيت، لاتيت، آندزيت و آندزيت بازالت)
    2)واحد بعد از ائوسن: شامل سنگ‌هايي با تركيب اسيدي ( شامل سنگ‌هاي داسيت پورفيري تا ريوداسيتي كه در بيشتر قسمت‌ها سيليسي شده‌اند (
    (3 واحد كواترنري: شامل رسوبات آبرفتي دشت و آبرفت‌هاي جوان رودخانه‌اي.مهم‌ترين سيماي كاني‌سازي در محدودة مورد مطالعه، زون‌هاي كاني‌سازي رگه‌اي ـ رگچه‌اي مي‌باشد كه توسط گسل‌ها و زون‌هاي گسلي كنترل شده است. در مجموع 11 رگه و زون گسلي كه در آن كاني‌سازي رخ داده، شناسايي گرديده است. كه امتداد اغلب آنها شمال‌ باختر ـ جنوب‌ خاور مي‌باشد. پهناي رگه‌ها و زون‌هاي كاني‌سازي از 1 متر تا 20 متر و طول قابل مشاهدة آنها از 300 متر تا 750 متر در تغيير است.
    كاني‌ اصلي تشكيل دهندة رگه‌ها و زون‌هاي كاني‌سازي كوارتز است.همچنين كانه‌هاي تشكيل دهندة آنها عبارتند از:
    روتيل، پيريت، كالكوپيريت، گالن، تترائدريت، طلا، كووليت، آزوريت ـ مالاكيت، اكسيدهاي ثانويه و آبدار آهن. ساخت و بافت بيشتر رگه ها و زون‌هاي‌ كاني‌سازي از نوع بِرشي است.

    در محدودة مورد مطالعه، اغلب سنگ‌ها و به‌ ويژه واحد توفي و گدازه‌اي ائوسن بالايي تحت تأثير محلول گرمابي، متحمل تغييرات شيميايي و كاني‌شناسي شده است. دگرساني گرمابي فراگير در محدودة مورد بررسي، دگرساني پروپيليتي است. از ديگر انواع دگرساني‌‌هاي محدوده مي‌توان دگرساني‌هاي آرژيليكي، سيليسي را نام برد. به نظر مي‌رسد بخشي از دگرساني آرژيليكي در شرايط گرمابي و بخشي نيز در اثر اكسيداسيون سولفيدها و تشكيل سيالات اسيدي سطحي بوجود آمده است. دگرساني گرمابي در حاشيه رگه‌ها شامل سيليسي‌شدن، آرژيليكي‌شدن، سريسيتي‌شدن مي‌باشد.

    - مطالعات اکتشافي انجام شده:
    به منظور مطالعات ژئوشيميايي و عيارسنجي، در اين مرحله از تحقيق بيش از 280 نمونه از رگه‌ها، زون‌هاي كاني‌سازي و نيز هالة دگرساني آنها ( كمر بالا و كمر پائين ) برداشت شده است. بر اساس نتايج بدست آمده، طلا در تمامي رگه‌ها و زون‌هاي گسلي كه در آن كاني‌سازي مشاهده مي‌شود، وجود دارد. بيشترين عيار طلاي اندازه‌گيري شده در محدودة مورد مطالعه 16 گرم در تن (ppm)، مربوط به يك رگة سيليسي با ضخامت 30 سانتي‌متر است.

    - نمونه گيري پراکنده سطحي و سيستماتيک به تعداد 35 نمونه
    - حفر ترانشه اکتشافي به حجم 333 مترمکعب
    - ژئوفيزيک بروش IR-IS در محدوده اي به وسعت 54 هکتار
    - تهيه نقشه 1:5000 زمين شناسي به وسعت 15 کيلومترمربع
    - حفاري: 150 متر
    - مطالعات XRD، مقاطع نازک و مقاطع صيقلي
    - آناليز عنصري 818 نمونه جهت طلا و عناصر همراه

    با توجه به گسترش کانه زايي و نتايج مختلف حاصله از بخش هاي مختلف هدف اکتشافي سال آتي عبارت است از تفسير نتايج سطحي بدست آمده جهت شناسايي مناطق پرعيار به منظور مطالعات تکميلي (حفر ترانشه و حفاري).


  • كانسار طلاي شرف آباد
    - موقعيت جغرافيايي:


    محدودة اكتشافي شرف‌آباد ـ هيزه‌جان با وسعت تقريبي 15 كيلومتر مربع، در 30 كيلومتري شمال باختر ورزقان، در استان آذربايجان شرقي واقع شده است. مرکز اصلي محدوده داراي مختصات جغرافيايي و مي باشد که در منطقه اي کوهستاني و در بخشي از واحد زمين ساختي البرز _ آذربايجان (نبوي 1355 ) – که کوه هاي قره داغ و ارسباران را شامل ميگردد – واقع شده است . 

    رودخانه فصلي هيزه جان با روندي خاوري – باختري، خط القعر حوضه هاي آبريز شمالي و جنوبي محدوده را تشکيل مي دهد . کوه اتشم با 2082 متر ارتفاع بلندترين نقطه و کناره هاي رودخانه هيزه جان با بلندي 1600 متر پست ترين نقطه را در اينمحدوده تشکيل ميدهند . منطقه کاملاٌ کوهستاني و پر پيچ و خم بوده و به غير از حوالي دره هايي که چشمه هاي کوچک و بزرگ در سطح آنها ظاهر ميشود اکثر دره ها آبراهه هاي موجود در آن فاقد پوشش گياهي است . دليل اصلي عدم رشد گياه در منطقه وجود شيب تند سطح زمين مي باشد .

    راه هاي دسترسي جاده آسفالته ورزقان – خاروانا پس از طي مسافت 21 کيلومتر ،جاده اي فرعي و خاکي به سمت راست جدا مي شود که به روستاي شرف آباد ( 5 کيلومتر ) و از آنجا به روستاي هيزه جان و محدوده اصلي ( 4 کيلومتر ) و در ادامه به سمت دامنه، بلندي ها و روستاهاي خاک وانق ، کالجان و ... امتداد ميابد . در ضمن حدود 3 کيلومتر از جاده مذکور آسفالت شده است .

    آب و هواي منطقه نسبتا سرد و نيمه خشک بوده ، حداکثر درجه حرارت در تابستان ها 34 درجه بالاي صفر و حداقل آن در زمستان ها 26 درجه زير صفر ميباشد . امکان دسترسي به آنجا عموما در ماه هاي دي و بهمن وجود ندارد . 

    - زمين شناسي :

    به طور کلي ، سه واحد سنگ شناسي در محدوده مورد بررسي قابل تفکيک است :

    (1واحد ائوسن بالايي : شامل سنگ هاي آذرآواري و گدازه اي

    (2واحد ميو پليوسن : شامل سنگ هاي آذرآواري و گنبدهاي خروجي

    (3واحد کواترنري : شامل رسوبات آبرفتي دشت و آبرفت هاي جوان رودخانه اي 

    بخش اعظم رخنمون‌هاي محدودة مورد مطالعه را سنگ‌هاي آذرآواري ـ آتشفشاني ائوسن بالايي با تركيب حدواسط تا اسيدي تشكيل مي‌دهند كه قديمي‌ترين واحد‌هاي رخنمون يافته در اين محدوده مي‌باشند. بخش بزرگي از اين مجموعه تحت تاثير محلول هاي گرمابي ، دگرسان شده است .

    بر اساس مطالعات کانه نگاري ، طلا اغلب به شکل ذرات غيرهندسي ، درون کوارتز و با بافت پر کننده فضاي خالي تشکيل شده است . ميانگين برآورد شده اندازه دانه هاي طلا ، در حدود 21 ميکرون است. بررسي پراکندگي مولکولي طلا درون کوارتز ،کالکوپيريت ، اسفالريت و گالن توسط ميکروسکپ الکتروني مشخص نمود که نسبت پراکندگي ملکولي طلا در گالن نسبت به ساير کانيهاي مذکور، به طور محسوسي بيشتر و در اسفالريت کمترين مقدار را دارد . همچنين پراکندگي آن درون کالکوپيريت و کوارتز در حد بسيار کم است .

       مهمترين سيماي کاني سازي ، زون هاي کاني سازي رگه اي – رگچه اي مي باشد که توسط گسل ها و زون هاي گسلي کنترل شده است . تا كنون حدود 21 رخنمون، رگه و زون كاني‌سازي طلا در محدوده شناسايي شده است. مهم‌ترين كاني‌ تشكيل دهندة رگه‌ها و زون‌هاي كاني‌سازي كوارتز و نيز مهم‌ترين كانه‌هاي تشكيل دهندة آنها عبارتند از: پيروتيت، پيريت، كوبانيت، كالكوپيريت، گالن، اسفالريت و طلا مي‌باشد.

    ساخت و بافت بيشتر رگه ها و زون‌هاي‌ كاني‌سازي از نوع برشي است.بدين معني که محلول هاي کانه دار در فضاي بين گسل ها و برش ها ، به حالت پرکننده ، مواد خود را بر جاي گذاشته اند که به دليل بالا بودن ميزان گوگرد و حالت احيايي محلول ، کاني هاي سولفوري تشکيل شده است .

       در اين منطقه اغلب سنگها و به ويژه واحد توفي و گدازه اي ائوسن بالايي تحت تاثير محلول گرمابي ، متحمل تغييرات شيميايي و کاني شناسي شده است .دگرساني گرمابي فراگير در محدودة مطالعاتي، دگرساني پروپيليتي است. از ديگر انواع دگرساني هاي محدوده مي توان دگرساني هاي آرژيليکي ، سيليسي و سرسيتي را نام برد . به نظر ميرسد بخشي از دگرساني آرژيليکي ، سيليسي در شرايط گرمابي و بخشي نيز در اثر اکسيداسيون سولفيدها و تشکيل سيالات اسيديسطحي بوجود آمده است .

    مهمترين محصولات دگرساني گرمابي در محدوده مورد مطالعه به ترتيب فراواني تقريبي عبارتند از : کلريت ، کانيهاي رسي ( بهطور عمده کائولينيت ) ، کلسيت ، سرسيت ، اپيدوت ، جاروسيت ، پيريت ، آلکالي فلدسپار و آلونيت .

    سنگهاي آذرين دگرسان نشده عموما داراي طلاي کمتر از ppb 5 ميباشند و اين مقدار بندرت از ppb10 تجاوز ميکند . لذا بالا بودن مقدار طلا در سنگهاي دگرسان شده محدوده مورد مطالعه ، ميتواند نشانگر فعال بودن فرايندهاي کانه ساز باشد .

    مطالعات دقيق ميکروسکپي گوياي آن است که طلا اغلب به صورت آزاد ، بي شکل و با بافت پر کننده فضاي باز درون کوارتز تشکيل شده است . تنها تعداد اندکي از دانه هاي طلا به درون حفرات و يا درزه و شکاف هاي کاني هايي مانند کالکوپيرين ،اسفالريت و گالن نفوذ کرده و در سطح مقطع ب شکل انکلوزيون کاذب ديده ميشود . با توجه به روابط بافتي طلا با ديگر کانيها و نيز عدم حضور هماتيت ، منيتيت و کلريت در کاني سازيها ، مشخص ميشود که بخش عمده اي از طلا در آخرين مراحل کاني سازي کوارتز نهشته شده است .

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

    - تهيه نقشه 1:5000

    -تهيه عکس هاي هوايي با مقياس 1:20000

    -حفر ترانشه و نمونه برداري از ترانشه ها

    -که در اين مرحله در جهت عمود بر رگه ها و زون هاي کاني سازي شده ، ترانشه هايي طراحي و حفر شد . ترانشه ها با توجه به ضخامت رگه ها و زون هاي کاني سازي از 3 تا 23 متر متغير است .

       - عمليات ژئوفيزيکي : که در دو بخش از محدوده مورد مطالعه انجام شد که جمعا تعداد 1501 ايستگاه برداشت شد .برداشت هاي ژئوفيزيکي در قسمت خاور روستاي هيزه جان(بخش 1) با 6 آرايش مستطيلي با خط جريان 600 متري(AB=600m) و 4 آرايش دايپل _ دايپل با مشخصه AB=MN=20m ، و در قسمت باختر روستاي هيزه جان ( بخش 2) با 7 آرايش دايپل _ دايپل با مشخصه AB=MN=20m به طول 220 متر و تا عمق تقريبي 90 متر اجرا گرديد .

    بيشترين عيار طلاي اندازه‌گيري شده در محدوده 30 گرم در تن (ppm) و از يك رگة سيليسي با ضخامت 6 متر است .طلا توسط سيال كانه‌داري كه به طور عمده داراي گوگرد احيايي بوده، حمل و در شرايط اكسيداسيون و كاهش فعاليت سولفور ته‌نشست شده است. رگه‌ها و زون‌هاي كاني‌سازي در اين محدوده از نوع سولفيدي‌زاسيون پايين با سنگ ميزبان آتشفشاني است و از اين جهت بسيار شبيه به ذخاير اپي‌ترمال شاخص مي‌باشد.


  • كانسار طلاي صفي خانلو
    - موقعيت جغرافيايی
    اين کانسار در 22 کيلومتري جنوب شرقي شهرستان اهر و در جنوب ارتفاعات گوشه داغ و در استان آذربايجان شرقي واقع گرديده است. محدوده مورد مطالعه به وسعت 32کيلومتر مربع با مختصات جغرافيايي ’16° 47 تا ’22° 47طول خاوري و ’22° 38 تا ’25° 38 عرض شمالي در شمال باختر ايران قراردارد .
    وجود کارهاي معدني قديمي ، سرباره کوره هاي آهن و وجود اسامي آباديهايي همچون زايليک ،مستقيما" از فعاليت هاي معدني قديمي براي استحصال زاج، آهن و مس در منطقه اکتشافي حکايت دارد. اولين مطالعاتعلميو سيستماتيک در منطقه در ارتباط با نقشه زمين شناسي 250000/1 اهر ميباشد 
     
    - زمين شناسی:
    قديمي‌ترين رخنمون‌هاياينمحدوده را سنگهاي آتشفشاني باتركيب حدواسط ( آندزيت) ائوسن بالاييتشكيلمي‌دهند.گنبدهاي ريوليتي ـ ريوداسيتي پليوسن در بخش خاوري محدودهرخنموندارند. مجموعه سنگهاي آتشفشاني ائوسن بالايي باتركيب حدواسط( آندزيتي)تحت تأثير تزريق توده نفوذي باتركيب حدواسط تا اسيدي) مونزوگرانيتيتا آلكالي گرانيت) واقع شده وكل مجموعه توسط دايكهاي پورفيري با تركيباسيدي (ريوداسيتي) قطع شده‌است.
     
    كاني‌سازي توسطگسل‌هايعادي وزون‌هاي گسلي كنترل شده است.پاراژنز رگه‌ها بيشتر شامل كوارتز،پيريت، روتيل، ماركاسيت، كالكوپيريت، طلا و هيدروكسيدهاي‌ثانويهآهنمي‌باشد. دگرساني فراگير دراين محدوده شامل دگرساني سيليسي،آرژيليك،سرسيتيكوپروپيليتيك ودگرساني در حاشيه رگه‌هاوزونهاي كاني‌سازي شده شاملدگرسانيسيليسي، اكسيدان، آرژيلي وآرژيلي پيشرفته مي‌باشد.بيشترين مقدارطلاياندازه‌گيري شده (تااين مرحله) 17 گرم درتن (ppm) مي‌باشد.
     
    انجام مطالعاتكاني‌سنگين بر روي نمونه پرعيار فرآوري شده نشان از حضور قطعاتحاصلاز تجمع ذرات طلا باسيمان اكسيد آهن (ليمونيتي )درابعاد 50 تا250ميكروندارد.
       فرآيند کانيسازي در ارتباط با گرانيت نقدوز رخ داده و بصورت رگه ها و زون هاي سيليسيدر پهنه اي به وسعت 18 کيلومتر مربع منطبق بر گسترش توده مذکور توسعهيافته است. محدوده هاي اصلي شامل يوسفلو، صفي خانلو،قزل قيه و غرب نقدوز مي باشد که گسترش طولي هر يک از آنها بين700 تا 900 متر مي باشد. طيف تغييرات عيار طلا عموماً بين 100 تا 1000ppb اما در برخي رگه ها (غرب نقدوز) عيار طلا به 14 ppm نيز مي رسد.
     
    در مجموع با توجه بهشواهد موجود رگه ها و زون‌هاي كاني‌سازي در اين محدوده ازنوع طلاي مرتبط با توده نفوذي مي‌باشد كه دربخشهايي شباهت قابلملاحظه‌ايبا ذخاير طلاي اپي‌ترمال دارد.
     
    کانسار طلاي يوسف لو-صفيخانلو- نقدوز در سال 1378 و در چارچوب پروژه اکتشاف طلاي اپي ترمال ومسپورفيري در زون ارسباران شناسايي و معرفي گرديد .
    بمنظوربررسيو نامگذاري دقيق واحدهاي سنگي محدوده مورد مطالعه تعداد 37 مقطعميکروسکوپيتهيه و مورد مطالعه قرار گرفته است . گروههاي مختلف سنگهاي نفوذي منطقهشامل مونزوگرانيت ، گرانيت پورفيري، مونزونيت و کوارتز مونزونيت ودايکهاي با ترکيب گرانوديوريتي مي باشد که به درون ولکانيکهايائوسنتزريق شده است . کانيهاي مافيک موجود در سنگ داراي مقادير متفاوتبودهولي بيشتر سري هاي ياد شده حاوي بيوتيت و آمفيبول مي باشد.
     
    سن اين توده به بعداز ائوسن نسبت داده شده است و ترکيب غالب کاني شناسي اين تودهشامل : پلاژيوکلاز+ آلکالي فلدسپار + کوارتز + بيوتيت + آمفيبول+آپاتيت+اسفن+کانيهاياوپاک همراه با کانيهاي ثانويه کلسيت، کلريت، ترموليت واکتينوليت مي باشد .
     
    رگه هاي سيليسيمينراليزه و گاه کاملا" سفيد و خالص متعددي نيزاين مجموعه ولکانيکي را قطع نموده است که نمونهبرداري اوليه از انها عيارهاي قابل ملاحظه اي از طلا و مس را نشاندادهاست .
     
       نقاط کانيسازي شده اصلي شامل پنج محدوده زير است که در بينروستاهاي يوسف لو و نقدوز به فواصل تقريبي يک کيلومتر از يکديگر قراردارند.اين محدوده ها عبارتند از :
    1) محدوده يوسف لو
    2) محدوده صفيخانلو
    (3 محدوده درهقزل قيه
    (4 محدوده غرب نقدوز
    5) محدوده خاوربال دره
     
    1 )محدوده کانيسازي يوسف لو:
    اين محدوده بامختصات GPS 38 23 23 N و 47 18 42 E در 200 متريجنوب خاوري روستاي يوسف لو واقع شده است.
    سيماي کاني سازي دراين محدوده بصورت يک زون رگه اي با راستاي کلي N35W ميباشدکه در يک پهنه گسله کششي با پهناي تقريبي 100 متر و طولي در حدود 250مترتزريق شده است وسنگ ميزبان اين زون رگه اي داري ترکيب مونزوگرانيتيبودهو توسط تعدادي دايک مافيک تر و گاهي آپليتي با کانه زايي مس قطع شدهاست.
    تعداد 12 رگه سيليسيسولفيدي دانه ريز برنگ خاکستري تا کرم و گاهي نيز قهوه ايقرمز با بافت متراکم و گاهي متخلخل همراه با ريز بلورهاي کوارتز وباحاشيه هاي دگرساني آرژيليک در اين پهنه در سال 79 مورد شناسايي و نمونهبرداريسيستماتيک قرار گرفته است.بيشترين عيار طلاي بدست آمده از آنها 4/0گرمدر تن است و در اغلب نمونه ها اين عيار به کمتر ازppb 100 مي رسد.
     
    2) محدوده کانيسازي صفي خانلو:
    ابن محدوده بامختصات GPS 38 23 49 N و 47 19 16 E در 300 متريشرق و شمال شرق روستاي صفي خانلو و در فاصله يککيلومتري شمال شرق محدوده کاني سازي يوسف لو قرار دارد.تعداد 6 رگه اصلي وتعدادي رگه فرعي کوچکتر در اين محدوده مورد شناسايي واقع شده و پس ازحفر ترانشه بر روي آنها مورد نمونه برداري سيستماتيک قرار گرفته اند.
     
    3) محدوده کانيسازي قزل قيه:
    اين محدوده در 5/1کيلومتري خاور روستاي صفي خانلو واقع شده است . زون مينراليزهدر اين محدوده بصورت رگه اي و با طولي بيش از 700 متر و با راستايتقريبا" شمالي – جنوبي بصورت بصورت آينه کسل کاملا" مشخص با سطحافزاريبيش از 15 متر در ضلع شمالي جاده اهر – مشکين شهر به خوبي قابلرويتاست.
     
    4) محدوده غربنقدوز :
    اين محدودهدر2 کيلومتري غرب روستاي نقدوز واقع شده و جاده آسفالته اهر – مشکين شهربهمثابه يک ترانشه بزرگ اين زون کاني سازي شده را قطع نموده است اين زونمينراليزهکه از گسترش طولي و جانبي قابل توجهي برخوردار است در واقع حاشيه شرقيتوده گرانيتي مورد مطالعه را تشکيل داده وبه شکل سنگهاي ريوداسيتيسيليسي شده ، استوک ورکهاي سيليسي سولفيدي و سنگهاي بشدت دگرسانشدهرخنمون يافته است . پهناي اين زون طلا دار در حدود 200 متر بوده وگسترشطولي آن به 600 متر بالغ مي شود.
     
    5) محدوده کانيسازي خاور بال دره :
    اين محدوده در واقعادامه جنوبي زون مينراليزه نقدوز بوده وبه شکل يک زون سيليسي شدهبا راستاي تقريبي N20W وشيب65-80 درجه به سمت شرق از ساحل جنوبيرودخانه اهر آغاز شده و تا ارتفاعات مشرف بر آن قابل تعقيب است.
    به منظور بررسيژئوشيمي سنگهاي نفوذي و آتشفشاني منطقه مورد مطالعه به ترتيب 30و7نمونه به روش XRF مورد تجزيه شيميايي قرار گرفته است. بر اساسنمودارهاينامگذاري شيميايي ترکيب عمده توده نفوذي مورد مطالعه در محدودهمونزوگرانيت قرار مي گيرد و سنگهاي آتشفشاني نيز عموما" داراي ترکيبآندزيتمي باشد.
     
    پراکندگي انواعسنگهاي پلوتونيک منطقه با توجه به نمودارسيليس در مقابل مجموع آلکالي(K2O+Na2O) در محدوده ساب آلکالن متمرکز ميباشد و بر اساس نمودار AFM سنگهاي مزبور غني شدگي آهن نداشته وبطرفقطب Aتمايل دارند و در محدوده کالکوآلکالن قرار مي گيرند. بر مبناينمودارANK/ACNKسنگهاي نفوذي منطقه درمحدوده متاآلومينوس قرار مي گيرند.
     
    فعاليتهاي اکتشافيانجام شده:طراحي و تعيين نقاط حفر ترانشه بر روي رگه هاي سيليسيو زون مينراليزه محدوده اکتشافي با فواصل تقريبي 30 متر و اقدام بهحفر ترانشه با استفاده از دو دستگاه کمپرسور و کارگران محلي کهحدود5 ماه بطول انجاميد . در نتيجه اين عمليات مجموعا" تعداد 95 ترانشهاکتشافيبطول کلي 1300 متر و به حجم 900 متر مکعب بر روي رگه هاي سيليسي وزونمينراليزه محدوده9 کانسار حفر گرديد .
     
    نمونه گيري از محلترانشهها بصورت کانالي و يا از ديواره ترانشه ها و بر اساس تفکيک زونهايدگرسانيو کاني سازي صورت گرفته است . بطوريکه از هر واحد دگرساني و مينراليزهميزان 5 کيلوگرم نمونه برداشت و در کيسه هاي جداگانه ريخته و کدگذاريشد .
    در مجموع تعداد 431نمونه از محل ترانشه ها و تعداد 63 نمونه نيز از قسمتهاي مختلف رگه بطور سطحي برداشت شده است .
  • كانسار طلاي كرويان(سقز)
    - موقعيت جغرافيايي:


    اين كانسار در استان كردستان (غرب ايران)، به مختصات '06 46 طول شرقي و '08 36 عرض شمالي در محدوده اي بهوسعت10 كيلومترمربع واقع شده است. دسترسي به محدوده مورد نظر از طريق راه اصلي سقز به بانه، در فاصله 28كيلومتر بعد از سقز تا روستاي ميرده و از آنجا 12كيلومتر (جاده فرعي) تا روستاي كرويان امكان پذير مي باشد.

    - زمين شناسي :

    كاني زايي در سطح و از نوع طلاي آزاد دا نه اي در سنگهاي ولكانيكي دگرگون شده است. اين كاني زايي در زون برشي آلتره شده بطول2 كيلومتر و پهناي100متر واقع شده است. اين زون شامل تعدادي رگه مي باشد كه حد اكثر عيار طلاي گزارش شده در آنها ppm 17 ميباشد.

     ژنز اين کانسار 1- در ارتباط با سيال هاي دگرگوني آزاد شده در بخشهاي عميق پوسته و حرکت آنها نسبت به يکديگر2- نفوذ آبهاي جوي به داخل پوسته و گرم شده و صعود اين سيالات که همراه با غني شدگي ميباشند.کاني شناسي ماده معدني شامل پيريت و کمي کالکوپيريت، طلاي آزاد و پيريت آرسنيک دار است که کاني هاي همراه آن کواتز، فلدسپات و ميکا بوده و داراي سن مزوزوئيک _کرتاسه ميباشد.

    - فعاليتهاي اكتشافي انجام شده :

     در سال 1375 مطالعات ژئـوشيميايي ناحيــه اي در مقيــاس1:100000 براساس مطالعه نمونه هاي آبراهه اي و كاني سنگين انجام شد. نتايج خوب نمونه هاي كاني سنگين سبب شد تا بر روي تعدادي از نمونه ها بروش كالريمتري آناليز مجدد صورت گيرد و در پايان 200 كيلومتر مربع به عنوان منطقه هدف انتخاب شد.

    در سال 78- 1376 مطالعات نيمه تفصيلي در مقياس 1:20000 با برداشت 858 نمونه آبراهه اي و250 نمونه كاني سنگين كه200 كيلومترمربع را پوشش داد، انجام شد. علاوه براين نقشه زمين شناسي اين محدوده با همان مقياس تهيه گرديد. در پايان محدوده هايي جهت اكتشاف تفصيلي انتخاب شد.

    در ارديبهشت ماه1380، 42 كيلومترمربع براي كنترل آنومالي ها انتخاب شد و سپس 138 نمونه آبراهه اي و 32 نمونه كاني سنگين برداشت گرديد و در نهايت 10 كيلومترمربع به عنوان منطقه هدف انتخاب شد.

    در تير- شهريور1380 برداشت 1155 نمونه ژئوشيمي سنگي درشبكه اي به ابعاد 100×100 و آناليز آنها به روش جذب اتمي.

    در مهرو آذر1380، 6 ترانشه با مجموع 500 متر طول ايجاد و 138 نمونه از آن برداشت گرديد. دراين مرحله 7 رگه شناسايي شد كه عيار نمونه هاي برداشت شده از آنها حدود ppm1 اندازه گيري شده است. دراين مرحله همچنين نقشه زمين شناسي 1:5000 به وسعت10كيلومترمربع تهيه شد. بر اين اساس ژنز طلا در محدوده مطالعه شده مشابه نوع برشي تشخيص داده شد.

    در فروردين- آذر1380 حفر1400 متر ترانشه، نقشه برداري ازترا نشه ها بامقياس1:100 و برداشت مجموع 1123 نمونه از آنها.

    در مرداد1381 تهيه نقشه توپوگرافي بامقياس 1:1000

    در مهر- آبان1381 تهيه نقشه زمين شناسي با مقياس 1:100

    در تير- مرداد1381 فراوري كانه بروش سيانيد ليچينگ در منطقه (از10تن ماده معدني26 گرم طلا با 75% بازيافت) بدست آمد.

    - برنامه فعاليتهاي سال 1383 پروژه اکتشاف طلا در سقز:

    ـ اخذ مجوز هاي منابع طبيعي

    ـ اخذ پروانه اکتشاف منطقه از سازمان صنايع ومعادن کردستان

    ـ افزايش توان برق رساني محدوده کرويان

    ـ تعيين وضعيت زمين هاي کشاورزي تحت اشغال عمليات اكتشافي

    ـ راه اندازي کارگاه آماده سازي

    ـ راه سازي و سکو سازي براي گمانه هاي حفاري (حدود 12-15 سکو)

    ـ پل سازي براي محدوده کرويان (12 پل)

    ـ بهسازي راه ميرده تا کرويان

     ـ سا خت سوله

     ـ نقشه برداري

    ـ حفاري

    ـ تکميل نقشه هزارم زمين شناسي کرويان

    ـ حفر ،برداشت ونمونه برداري از ترانشه هاي تکميلي در محدوده قلقله

    ـ استخراج و استحصال آزمايشي از 4000 تن ماده معدني از محدوده معدني

    ـ مطالعات 1:20000 در محدوده قبغلوجه تا کسنزان

    ـ پردازش اطلاعات و ارزيابي ذخيره 

     


  • كانسار طلاي مسجدداغي
    - موقعيت جغرافيايي:


    اين محدوده به وسعت 8 كيلومتر مربع در شمال‌غرب ايران، استان آذربايجان شـرقي و در 35 كيلومتـري شرق جلـفا و 5كيلومتري غرب سيـه‌رود به مختـصـات '56°46 طول شرقي و '52°38 عرض شمالي در كوهستان قره‌داغ قرار دارد.

    - زمين شناسي:

     مهمترين واحد سنگ شناسي محدوده مورد مطالعه متشكل از سنگهاي آتشفشاني و نيمه عميق به سن ائوسن –اوليگوسن است كه با مرز گسله ، درون رسوبات فليش محصور شده است. رسوبات فليش از رخسارهاي مهم ائوسن در اين ناحيه بشمار مي آيد. اين نهشته ها از گسترش زيادي برخوردار بوده و تناوبي از ماسه سنگ ، سنگ آهك،شيل و سيلتستون همراه با لايه هاي از كنگلومرا مي باشند.  

    - سنگهاي آتشفشاني و نيمه عميق در گستره اكتشافي به دو بخش قابل تفكيك مي باشد:

    رگه هاي طلا دار تيپ I با سنگ ميزبان توده نيمه عميق داسيت پورفير دگرسان شده كه از گسترش طولي و جانبي نسبتاً خوبي برخوردار هستند .فرايند سيليسي شدن معمولاً بصورت رگچه هاي ظريف سيليسي داخل شكستگيها رخ داده است و حاوي كاني سازي پيريت، اكسيدهاي آهن (ليمونيت و هماتيت)، سرب، باريت،ژاروسيت،مس مي باشند . عيار ميانگين طلا در اين رگه ها 5 گرم در تن تخمين زده شده است.

       رگه هاي طلا دار تيپ II رگه هاي مذكور مجموعه سنگهاي آتشفشاني آندزيتي – تراكي آندزيتي غيره آلتره در بخش شرقي محدوده مورد مطالعه و در امتداد گسلهاي تقريباً خاوري-باختري منطقه تزريق شده اند.علاوه بر اكسيدهاي آهن كاني سازي پيريت،كالكوپيريت ، مس (مالاكيت ، آزوريت)، گالن نيز به چشم مي خورد. بر اساس نمونه برداريهاي انجام شده ميزان عيار طلا در اين رگه ها بين 6 تا 5/6 گرم در تن مي باشد. 

    تركيب سنگ شناسي قسمت خاوري ناحيه را عموماً سنگهاي آندزيتي – تراكي آندزيتي غيره آلتره تا كمي آلتره با بافت پورفيريتيك همراه با سنگهاي پيروكلاستيك برنگ سبز مايل به خاكستري و قهوه أي و رگه هاي سيليسي –كربناته طلا دار تشكيل مي دهد.

    قسمت غربي اين مجموعه آذرين را يك توده نفوذي نيمه عميق داسيت پورفير تا تراكي آندزيت دگرسان شده تشكيل مي دهد . اين توده دگرسان شده توسط دايكهاي آندزيت، تراكي آندزيت و لاتيت پورفير و رگه هاي سيليسي طلا دار متعددي كه روند غالب آنها خاوري –باختري مي باشد قطع شده است بخش اعظم كاني سازي محدوده اكتشافي در ارتباط با اين توده دگرسان شده مي باشد.

    انواع آلتراسيونهاي پروپلتيك ، آرژيليك ، فيليك و پتاسيك در اين كانسار قابل مشاهده است. سيماي كاني سازي طلا در محدوده مطالعاتي به شكل رگه أي بوده و كاملاً از روندهاي ساختاري منطقه تبعيت مي نمايد.اغلب نمونه ها عيارهاي قابل توجهي (005/0 تا 20 گرم در تن) از طلا را نشان مي دهند.بيش از 15 رگه سيليسي حاوي طلا در منطقه وجود دارد. شناسايي 13 رگه سيليسي كه بزرگترين آن‌ها 700 متر طول و 20 متر ضخامت با عيار 1/0 تا چند گرم در تن طلا. 

    - شرح فعاليت‌هاي اكتشافي صورت گرفته:

    تهيه نقشه زمين‌شناسي ـ معدني در مقياس 1:5000

    ـ برداشت 92 نمونه به صورت Chip sampling از رگه‌هاي سيليسي جهت آناليز طلا

    ـ طراحي و برداشت 12 نمونه كاني‌سنگين از محدوده مورد مطالعه

    ـ حفر 22 ترانشه اكتشافي بر روي رگه‌هاي سيليسي و برداشت 51 نمونه به روش كانالي از 8 ترانشه اول و اندازه‌گيري مقدار طلاي آن‌ها

    ـ برداشت 50 نمونه از پهنه آلتراسيون جهت آناليز XRD

    ـ برداشت 13 نمونه از توده سنگي جهت آناليز مس و موليبدن

    ـ برداشت 11 نمونه از رگه‌هاي سيليسي مختلف جهت مطالعه سيالات درگير

    ـ برداشت 56 نمونه از واحد‌هاي مختلف سنگي جهت مطالعه پتروگرافي

    ـ برداشت 15 نمونه از توده سنگي جهت بررسي شيمي سنگ (XRF)

    ـ برداشت 7 نمونه از سنگ‌هاي مينراليزه جهت مطالعات كانه‌نگاري

    ـ برداشت 24 نمونه از سنگ‌هاي مينراليزه جهت مطالعه مقاطع صيقلي

    ـ برداشت 1.5 تن نمونه از محل رگه شماره 3 جهت انجام آزمايش فرآوري مقدماتي

    ـ طراحي و ساخت حوضچه‌هاي استحصال طلا جهت راه‌اندازي يك واحد استحصال آزمايشي.

    ـ عمليات نقشه‌برداري در مقياس 1:1000 از محدوده اكتشافي

    ـ عمليات اكتشافات ژئوفيزيكي در محدوده به روش IP,RS

    ـ حفر 700 متر گمانه اكتشافي.


  • كانسار طلاي هيرد
    - موقعيت جغرافيايي:


     كانسار هيرد در 80 كيلومتري شمال غرب نهبندان به مختصات "10'12 °59 طول شرقي و "22 '56 °31 عرض شمالي واقع است.

    - زمين شناسي منطقه:

     اين منطقه در واقع يك زون به شدت آلتره ( سيليسي، ليمونيتي و آرژيلي ) به طول 2 كيلومتر و ضخامت متغير 30 الي 120 متر مي باشد. علاوه بر زون كاني سازي اصلي حداقل سه محدوده كاني سازي با وسعت كوچكتر در محدوده شناسايي شده است.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

    ـ اكتشاف ژئوشيميايي در مقياس 1:100000 (ورقه بصيران")

    ـ اكتشاف ژئوشيميايي در مقياس 1:20000 (هيرد)

    ـ تهيه نقشه زمين شناسي ـ معدني 1:20000 (هيرد)

    عمليات اكتشافي تفصيلي ( در دست انجام)

     ـ حفر 5 ترانشه اكتشافي به ميزان 250 متر مكعب و برداشت 220 نمونه از آنها

    ـ حفر گمانه هاي اكتشافي ( در دست انجام )

    ـ برداشت نمونه جهت تست تكنولوژيكي به ميزان صد تن، آماده انتقال به ارغش

     با توجه به اينكه 50 درصد نمونه هاي برداشت شده از ترانشه ها داراي بيش ازppb 100 طلا و 10 درصد نمونه ها عيار بالاتر ازppm 1 طلا مي باشند، بعلاوه با در نظر گرفتن ذخيره نسبتا بالاي اين كانسار، مورفولوژي مناسب جهت استخراج و ... ادامه عمليات اكتشافي كاملا قابل توجيه است. با آناليز نمونه هاي حاصل از مغزه هاي حفاري و تست نمونه تكنولوژيكي اظهار نظر در مورد اين كانسار امكانپذير خواهد بود.


  • كانسار قره‌چيلر
    - موقعيت جغرافيايي :


    كانسار قره‌چيلر در شمال‌غربي كشور، استان آذربايجان شرقي و در حاشيه جنوبي رودخانه مرزي ارس و در مجاورت روستاي قولان به مختصات 30'22°46 طول‌شرقي و30'50°38 عرض‌شمالي قرار دارد.

       زمين شناسي:

    اين كانسار در داخل توده گرانيتوئيدي اردوباد با رخساره گرانيت بيوتيت‌دار و گرانيت دانه ريز كه بخش‌هايي از آن در اثر نفوذ دايك‌هاي ديوريتي و آپليتي دگرسان شده است ديده مي‌شود. كاني‌سازي طلا در دو زون جدا از يكديگر ديده شده، در رگه‌هاي سيليسي به همراه مس، موليبدن، سرب، روي، جيوه و ارسنيك و در داخل توده گرانيتوئيدي آلتره و خرد شده به همراه مس، بيسموت و تنگستن در حاشيه گسل‌هاي اصلي.

     فعاليت‌هاي اکتشافي انجام شده:

    توسط سازمان زمين‌شناسي كشور و طرح اكتشاف پي‌جويي سراسري طلا صورت گرفته‌است. ميزان ذخيره طلاي كانسار قره‌چيلر تا عمق يكصد متري حدود 1.8 تن برآورد مي‌شود كه از اين مقدار حدود 600 كيلوگرم آن مربوط به طلاي رگه‌هاي سيليسي مي‌باشد.

       ميانگين عيار طلا در كل ذخيره از برداشت 185 نمونه سطحي به ميزان 0.5 گرم در تن اندازه‌گيري شده است. نوع كانسار پلي‌متال و منشاء آن از نوع گرمابي معرفي شده است.

       بيشترين مقدار طلا در نمونه 157، به ميزان 22 گرم در تن گزارش شده است.


  • كانسار قلعه جوق
    - موقعيت جغرافيايي:


    اين منطقه با مساحت حدود 50 كيلومتر مربع به عنوان يكي از نقاط پتانسيل‌دار طلا و عناصر همراه طي اكتشافات ژئوشيميايي ناحيه‌اي محور سمنان_تربت حيدريه كشف و معرفي گرديده است،اين منطقه در غرب تربت حيدريه در شمال جاده كاشمر قرار گرفته است.دستيابي به منطقه اكتشافي از طريق جاده آسفالته كاشمر _تربت حيدريه و از طريق جاده خاكي مذكور منشعب و به سمت شمال به دهكده قلعه‌جوق مي‌رسد،صورت مي‌گيرد.

    - زمين شناسي:

     سنگ‌هاي منطقه بيشتر شامل واحدهاي ولكانيكي رسوبي ائوسن است و فقط در گوشه شمال غرب منطقه بيرون زدگي‌هايي از سنگ‌هاي آذرين از نوع مونزونيت مشاهده مي‌شود.سيستم گسله داراي نقش فعال در تركيب ريخت شناسي منطقه است ،اغلب آنومالي‌هاي ژئوشيميايي منطقه در امتداد گسل‌هاي شمال‌غرب_جنوب‌شرق به وجود آمده‌اند.

    اكثر پديده‌هاي كاني‌سازي همراه با فعاليت‌ محلول‌هاي هيدروترمالي در امتداد زون‌هاي گسله‌ است.محدوده كل آنومالي‌هاي طلا در امتداد دره غربي دهكده قلعه جوق و با روند شمال‌غرب_جنوب شرق به وجود آمده‌اند ،به نظر مي‌رسد اين گسل‌ها زمينه مناسبي را براي فعاليت‌هاي هيدروترمالي به‌وجود آورده‌اند.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

     بر اساس محاسبات آماري صورت گرفته،انتشار طلا در اين منطقه در حد لاگ نرمال است.نتايج حاصل از نمونه‌هاي كاني‌سنگين نشان مي‌دهد كه در بخش جنوبي آبراهه‌هاي دهكده قلعه جوق طلا به صورت آزاد در چند نقطه ديده مي‌شود كه احتمال مي‌رود از نوع مزوترمال باشد.


  • كانسار كوه لار
    - موقعيت جغرافيايي:


     ايـن كانسار در استان سيستان و بلوچستان و در فاصله 20 كيلومتري شمال شرق زاهدان به مختصات'53°60 طول شرقي و '41°29 عرض شمالي قرار دارد.

       زمين شناسي:اين محدوده در حاشيه توده نفوذي كوه‌لار و در زون اسكارني موجود در سنگ‌هاي كربناته و واحد‌هاي فليشي پالئوسن واقع است.

    - فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

    فعاليت‌هاي اكتشافي در اين منطقه در سال‌هاي اخير( تا سال 2002 ) توسط شركت زركان صورت گرفته است. موارد زير براساس گزارش شرکت زرکان در جولاي 2002 ميباشد

    _برداشت 24 نمونه آبراهه اي ژئوشيميايي

     _برداشت 107 نمونه سنگي مينراليزه

       _حفر 6 ترانشه و برداشت 55 نمونه از آنها

       _حفر 29 گمانه به عمق 05/1875 و برداشت 1815 نمونه از آنها


  • كانسار پس‌قلعه
    - موقعيت جغرافيايي:


    محدوده پس‌قلعه در شمال شهر تهران، در محدوده كلك‌چال و در سنگ‌هاي گدازه‌اي و آذرآواري ترشيري رشته كوه‌هاي البرز مركزي به مختصات'30°51 طول شرقي و '50°35 عرض‌شمالي قرار دارد. در اين ناحيه كار‌هاي معدني متروكه بصورت يك ترانشه بزرگ و چندين ترانشه، تونل و كنده‌كاري كوچك وجود دارد.

       زمين شناسي:

    محدوده مورد نظر به شدت خرد شده و گسله بوده و گسل‌ها اغلب روندي شمال، شمال‌شرق ـ جنوب، جنوب‌غرب دارند. مينراليزاسيون بيشتر در توف‌هاي اسيدي آلتره و بصورت پراكنده است.

     فعاليتهاي اکتشافي انجام شده:

       _تهيه نقشه زمين شناسي_معدني در مقياس1:5000 

       _برداشت 154 نمونه سنگي مينراليزه بصورت سيستماتيک

       از نظر كاني‌شناسي ذخيره پس‌قلعه بصورت پلي‌متاليك بوده و عيار متوسط مجموع سرب، روي و مس در نمونه‌هاي پراكنده 3% ، عيار متوسط طلا حدود يك گرم در تن و عيار متوسط نقره 25 گرم در تن گزارش شده است.


  • كانسار پلي متال ندوشن
    - موقعيت جغرافيايي:


     اين كانسار در 140 كيلومتري غرب شهرستان يزد و 35 كيلومتري جنوب‌غربي دهستان ندوشن، به مختصات '21°53طول‌شـــرقي و '48°31 عرض‌شمالي قرار دارد. 

    زمين شناسي: در مقياس ناحيه‌اي محدوده كانسار در زون ايران مركزي و بخشي از كمربند كاني زايي ـ ولكانيكي دهشير ـ بافت مي‌باشد كه توسط گسل دهشير به سمت شمال حركت كرده است و از اختصاصات كمربند فوقاني تبعيت مي‌كند. كاني‌سازي در داخل طبقات توف آندزيت ماسه‌اي و توف آندزيت‌هاي كمي دگرگون شده رخ داده است و به صورت عدسي‌ها و توده‌هاي كوچك و بزرگ به موازات لايه‌بندي سنگ درون‌گير تشكيل شده است.

    - شرح فعاليت‌هاي صورت گرفته:

    اين محدوده در سال 1377 توسط شركت دانش‌زمين و مهندسين مشاور زمين‌فيزيك مورد بررسي قرار گرفت، شرح فعاليتهاي آنها به شرح زير مي باشد:

       _تهيه نقشه زمين شناسي_معدني در مقياس 1:20000

       _حفر 10 ترانشه اکتشافي به طول 241 متر و برداشت 90 نمونه از آنها.

       _برداشت 22 نمونه جهت مطالعه مقاطع نازک و 8 نمونه جهت مطالعه مقاطع صيقلي.

       _انجام مطالعات ژئوفيزيک زميني به روش IP در محدوده اي به وسعت88/0 کيلومتر مربع.

       ادامه فعاليت‌هاي اكتشافي اين محدوده در سالهاي 81ـ1380 توسط شركت ايتوك ايران در مشاوره با سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور و از طريق طرح اكتشاف سراسري ذخاير معدني به شرح زير ادامه يافت:

       _تهيه نقشه زمين شناسي_معدني در مقياس 1:1000

       _حفر 11 ترانشه اکتشافي به حجم 900 کيلومتر مکعب و 6 حلقه گمانه به عمق 288متر و برداشت 212 نمونه از آنها 

       _برداشت 37 نمونه جهت مطالعه مقاطع نازک و 7 نمونه جهت مقاطع صيقلي


  • كانسار چاه‌مسي
    - موقعيت جغرافيايي:


     اين كانسار در فاصله 2 كيلومتري جنوب روستاي ميدوك و در فاصله 30 كيلومتري شمال شهر‌بابك به مختصات 30 '09 °55 طول شرقي و '25 °30 عرض شمالي قرار دارد. در سال 1973 سازمان زمين‌شناسي عمليات اكتشافي درخور توجهي را بر روي اين كانسار انجام داده ‌است.

    -عمليات اكتشافي انجام شده:

      _برداشت 9 نمونه سنگ جهت کاني نگاري و آناليز

       _حفر 10 گمانه اکتشافي به عمق 1774 متر 

       در نهايت اين كانسار يك كانسار پلي‌متاليك معرفي گرديده كه ميانگين عيار طلاي آن بين 1.6 تا 2.6 گرم در تن مي‌باشد.


  • كانسار گرگاب( III)
    - موقعيت جغرافيايي:
    ايــن كانسـار در 92.5 كيلومتري شـرق كــاشان و 43.5 كيلومتري شمال شــرق سراجيـه به مختصات?00'27°52 طول شرقي و ?00'59°33 عرض شمالي قرار دارد.
     

    - زمين شناسي:
    سنگ در بر گيرنده شامل كوارتزيت ـ موسكويت شيست‌هاي پالئوزوئيك كوه دم مي‌باشد. در بخش بالا آمده، گسل اصلي نرمال جدا كننده كرتاسه پاييني از سنگ‌هاي پالئوزوئيك است.
    فعاليت‌هاي اكتشافي توسط شركت تكنواكسپرت روسيه در منطقه يخاب و گرگاب صورت گرفته است.


  • كانسارهاي كيانيت
    - كانسارهاي كيانيت بر سه دسته‌اند:


    الف) كوارتزيت هاي كيانيت‌ دار:

    كيانيت‌ توليد شده در ايالات متحده از كوارتزيتهاي كيانيت‌ دار براي 15 تا 40 درصد كيانيت‌ و 5% كانيهاي دگير مثل پيريت، روتيل و ميكا بدست مي‌آيد. اين كيانيت‌ به طور متوسط 18% آلومينا دارد ولي ميزان حداثل 10% و حداكثر 25% است. كانسارهاي كوارتزيت كيانيت‌ دار آمريكا در ناحيه پيدمونت كوههاي آپالاش قرار دارد. آنها درون نوار پهني از متاولكانيك‌هاي اسيدي و رسوبات دگرگون شده درجه متوسط كه به كعنوان كمربند اسليت و لكانيكي در ويرجينيا شناخته مي‌شوند، احاطه شده‌اند. كوارتزيت كيانيت‌هاي موجود در ساير نقاط دنيا مثل سورينام، نروژ، كنيا و اتريش نيز شرايط زمين شناسي مشابهي با كانسار ذكر شده در آمريكا دارد.

    ب) شيست‌ها و گنيس‌هاي كيانيت‌ دار:

    كيانيت‌ كاني عمومي گنيس ها و شيست‌هاي با درجه دگرگوني بالا در نواحي دگرگوني شده است. كيانيت‌ در اين كانسارها از 2 تا 25 درصد است كه به همراه آن به بيوتيت، فلدسپات، مسكوويت، گارنت و گاهي هورنبلند ديده مي‌شود. اين شيست‌ها بهدليل عيار كم كيانيت‌ در هيچ يك از نقاط جهان توليد كيانيت‌ مورد استفاده قرار نمي‌گيرد. اين شيست‌ها در صورتيكه هوازدگي در عمق به آنها اثر كرده و دانه‌هاي كيانيت‌ به صورت آزاد روي زمين تجمع يافته باشد مي‌تواند جهت استخراج كيانيت‌ مورد استفاده قرار گيرند.

    ج) كانسارهاي توده‌اي كيانيت:

    اين نوع كانسار كيانيت به صورت محلي در اشكال نودول و قطعات سنگي كوچك و بزرگ در سنگهاي دگرگون شده با منشا رسوبي كه آلوميناي زيادي داشته‌اند، يافت مي‌شود. هندوستان يكي از توليد كنندگان اصلي اين گونه كيانيت است. نودولها احتمالا ناشي از مهاجرت پنوماتوليتيكي محلي سيليس و آلومينا در طي مراحل پسين دگرگوني ناحيه‌اي است. اين كانسارها مشخصا حاوي كرندوم و مقدار كمي روتيل هستند در هندوستان اين كاني را به صورت سنگجوري به دست مي‌آورند زيرا كهاندازه بلورها به اندازه كافي بزرگ است.

     


  • معادن الماس روسیه
     
    دانستنی های بسیار ارزشمندی در رابطه با معادن سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی در سراسر جهان وجود دارد که در سری مقالات معادن آرگو و با هدف آگاه سازی نسبت به معادن دنیا به علاقمندان ارائه می گردد. در این مقاله به معادن روسیه پرداخته ایم.
     
    russa


    معادن الماس سیبری روسیه
    روسیه تقریبا 21% تولید الماس جهان را در دست دارد که بیشتر آنها از یاقوتستان (سخا،یاکوت، یاکوتیه) سیبری دقیقا زیر مدار قطب شمال استخراج می شوند. این معادن الماس روسی در برخی نقاط خارج از دسترس و مکان های نامناسب کره زمین، با دمای انجماد در تمام طول سال و تاریکی تقریبا کامل در ماه های زمستان واقع شده اند.

    معدن میرنا (میر میرنی)
    معدن الماس مینری (آکا میرنا،میر یا صلح) یکی از قدیمی ترین معادن الماس در روسیه است که در شهر میرنا درست زیر مدار قطب شمال در جمهوری سخای شرق سیبری در روسیه واقع شده است. معدن میرنا در حوزه بوتوبیا کیمبرلیت ماله ساخته شده است. معدن در لایه منجمد دائمی اعماق زمین واقع شده که به عمق هزار و 600 پایی (68 هزار 487 متری) توسعه می یابد و دمای درون معدن میرنا از 50- درجه فارنهایت تا 70- درجه فارنهایت متغیر است.
     
    russa


    معدن الماس میرنا عمیق ترین حفره باز الماس در جهان است، یکی از عمیق ترین حفره های باز الماس در جهان که2 هزار پا (6 هزار و 609 متر) عمق دارد. در این عمق، تقریبا یک و نیم تا 2 ساعت طول می کشد تا کامیون سنگ معدن از اعماق آن به لبه بالاتر برسد. اولین کشف کیمبرلیت در منطقه سخا در سال 1954 رخ داد و حوزه میر کیمبرلیت در سال 1955 کشف شد. معدن میرنا که در سال 1957 افتتاح شده بود، بهره برداری را به دلیل فرسودگی متوقف کرد. درحالیکه در بهره برداری، معدن به طور میانگین سالانه 2 میلیون قیراط بازدهی داشت.

    معادن دیگری نیز در روسیه وجود دارند که در مقالات آتی به آنها خواهیم پرداخت. خبر خوب آرگو برای معدن داران عزیز این است که آریان گوهر رخشان با در اختیار داشتن دستگاه های پیشرفته و تکنولوژی برتر اقدام به فرآوری سنگ های معادن پرداخته و خدمات ارزنده ای را در زمینه معادن ارائه می کند.
     
  • معادن طلاي Free State Harmony
     مقدمه
       بهره برداري هاي Free State شامل معادن اصلي Harmony، معدن Unisel، تونل قائم شماره 3 Saaiplaas، کمپلکس تونل قائم Masimong ( شامل تونل هاي قائم شماره 4 و5 Masimong )، تونل هاي قائم شماره 2، 3 و5 و ناحيه معدني Vermeulenskraal North مي باشند.  معدنکاري در معادن Free State در اعماق بين 500 تا 2500 متر انجام ميشود. 
       
      تاريخچه
     بهره برداري ها در معادن Free State با معدن Harmony، که اختلاطي از معادن Harmony، Virginia و Merriespruit بوده است، آغاز گرديد. در ابتداي فعاليت در سال 1996، Harmony تونل هاي قائم معادن اطراف را خريداري کرد. معدن Unisel در سپتامبر سال 1996، تونل هاي قائم 2 و 3 معدن Saaiplaas در آپريل 1997، تونل هاي قائم 2، 3 و 5 معدن Brand در ماه مي 1998 و کمپلکس Masimong (سابقاً به نام تونل قائم شماره 4 و 5 معروف بودند) در سپتامبر 1998 خريداري گرديد.
     
      زمين شناسي
     معادن طلاي Free State در منطقه معدني Free State در لبه جنوب غربي حوضه Witwatersrand واقع شده است. در اين منطقه، بهره برداري ها در قسمت جنوب غربي و جنوب شرقي ناوديس انجام ميشود، تونل هاي قائم Brand، Saaiplaas و Masimong با ساختار يکسان باعث توسعه قسمت شمالي منطقه گرديده است. شيب دروني ريف ها در قسمت شرقي و جنوبي معدن درجايي که مرز غربي معدن اصلي Harmony مشخص است و ريف ها در نزديکي گسل DeBron قرار گرفته اند، بيرون زدگي يافته است. 
       در غرب زون گسله De Bron، گسل خورگي شديد بوده و درنتيجه باعث ايجاد ساختارهاي به شدت پيچيده در منطقه گرديده است. 
        
     معدنکاري
    بهره برداري هاي Free State هم به صورت زيرزميني و هم روباز در سنگ هاي باطله انجام مي پذيرد. به علت عمق کم تا متوسط بهره برداري هاي زيرزميني، حالت مرتعش و فشار هاي وارده براثر معدنکاري در منطقه به غير از تونل قائم Brand مورد بررسي قرار گرفت. Harmony بر طبق برنامه هاي منظم و مديريت بر روند توليدات، خطر ريسک در برنامه ها را کاهش دهد. گرچه انجام اين ريسک فعاليت هاي مديريتي و دفتري را کاهش مي دهد اما شامل حفر گمانه هايي براي پيشرفت در پروژه ميباشد. 
    مهمترين فعاليت در معادن طلاي Free State دستيابي به حجم و عيار مناسب براي استخراج کانسنگ است. 

     تونل قائم 2 Virginiaکه در اواخر سال 2001 بسته شد،هم اکنون از آن به عنوان يک تونل قائم کمکي استفاده ميشود. همچنين شرکت Harmony تونل قائم شماره 4 Harmony را در 30 سپتامبر 2002 به دنبال استخراج قسمتي از ستون شفت، بست. تونل قائم شماره 3 Harmony به منظور پمپ استفاده ميشود، گرچه بسياري ازاين ذخاير معدنکاري شده در نزديکي شفت 2 Harmony واقع شده است. 
    در اواخر سال 2003ا ز تونل قائم شماره 2 Harmony در Free State، 680 کيلوگرم طلا از 135000 تن کانسنگ ماده معدني بدست آمد. 
        
     تحت تأثير شرايط موجود در بازار در اواخر ژوئن 2002، شرکت Harmony تصميم گرفت تا استخراج را از تونل قائم 3 Saaiplaas که قبلاً به عنوان شفت کمکي استفاده ميشد، انجام دهد. انجام اين پروژه تحت شرايط موجود در بازار غيراقتصادي تشخيص داده شد. Merriespruit 3 به اواخر عمر اقتصادي معدن نزديک شد. توليدات اين تونل قائم کاهش يافت و نتوانست به فعاليت خود ادامه دهد. شرکت Harmony همچنين تصميم گرفت تا از شفت شماره 2 Brand تعمير و نگهداري به عمل آورد. همچنين در اواخر سپتامبر 2003 تصميم گرفته شد تا تونل قائم 5 Brand تعمير شده و فعاليت هاي اکتشافي بر روي آن ادامه داشته باشد.  
  • معادن طلاي WEST WITS
    - موقعيت


    معادن West Wits در نزديکي شهر Carletonville در ايالت North West و در جنوب غرب ژوهانسبورگ واقع شده است. 

    - زمين شناسي

    در منطقه West Wits از دو ريف افقي، اکتشاف انجام ميشود، ريفVentersdorp Contact (VCR) در قسمت بالاي Central Rand Group و Carbon Leader Reef (CLR)و در نزديکي پايه آن واقع شده است. جدايش بين دو ريف از شرق به غرب از 400 متر به 900 متر افزايش يافته، و داراي يک ناپيوستگي در VCR ميباشد.استخراج TauTona و Savuka از ريف ها صورت مي پذيرد، گرچه Mponeng تنها معدن موجود در VCR است. ساختارهاي موجود معمولاً ساده هستند و گسل ها به ندرت بزرگتر از 70 متر ميباشند.

    CLR شامل يک يا تعداد بيشتري واحد کنگلومرايي با ضخامت هاي متفاوت از چند سانتيمتر تا بيش از 3 متر ميباشند. 

    در منطقه مذکور، شيب VCR تقريباً 21 درجه بوده اما ممکن است از 5 تا 50 درجه هم تغيير کند، که به تغييرات ضخامت واحدهاي کنگلومرايي وابسته است. به طوري که درمکاني که داراي شيب ناحيه اي بوده داراي ضخامت بيشتر، توسعه مناسب و همراهي با تجمعات طلاي فراوان ميباشد. درجايي که شيب لايه از شيب منطقه پيروي مي نمايد، ريف نازک شده، و ضخامت آن از چندين سانتيمتر تا بيش از 3 متر تغيير مي نمايد.