دسته ها

H 05. جواهر و ساعت

  • "خلیج" چهارمین بازار بزرگ الماس در جهان
    "خلیج" چهارمین بازار بزرگ الماس در جهان به‌شمار می‌رود. اشتیاق و علاقه وافر زنان خاورمیانه نسبت به جواهرات هنوز به قوه خود باقی‌است. اغلب اصطلاح متداول آن‌ها به هنگام خرید جواهر عبارت "هرچه بزرگ‌تر، بهتر" است اما به گفته مجله «تامینا Thamina» از DTC در خلیج درباره جواهرات الماس نشان خاورمیانه مسایلی مهم‌تر از سایز و اندازه جواهرات وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند.

    «دانیل ماکس Danielle Max»:شما روند خرید جواهرات الماس نشان زنان در خاورمیانه را چگونه توصیف می‌کنید؟

    DTC: این جریان تقریباً به سه طبقه عروسی، نامزدی و جایگاه و موقعیت اجتماعی ارتباط یافته و تقسیم می‌شود.

    زوج‌های خاورمیانه گرایش بسیاری به استفاده از آن دسته از حلقه‌های نامزدی یافته‌اند که سنگ‌های درشتی بخش مرکزی حلقه را شکل داده و در حواشی آن سنگ‌های کوچک‌تر در اشکال مدور، باگت، برلیان و دیگر مدل‌ها قرار گرفته‌اند این نمونه از حلقه‌ها به‌تدریج جایگزین نمونه‌های تک سنگ سنتی می‌شوند.

    الماس‌ها همچنین مورد انتخاب عروسان برای مراسم عروسی‌شان قرار می‌گیرند. امروزه آن‌ها به‌دنبال مدل‌ها و سرویس‌های جذاب‌تری هستند که زیبایی و شکوه جشن ازدواج‌شان را به مراتب بیش‌تر می‌کند.

    درواقع زنان با خرید جواهرات الماس نشان، سعی دارند بیش از هر زمان دیگری جلب توجه کنند وبا این روش آن‌ها تحسین همگان را برانگیخته و در مهمانی‌ها و عروسی‌ها کانون توجه قرار می‌گیرند.

    چگونه روند خرید از کشوری به کشور دیگر در خاورمیانه تغییر می‌کند؟

    درکل، این جریان در همه کشورهای مزبور از شرایط مشابهی پیروی می‌کند.

    برای مثال ماهیت فروش جواهرات الماس نشان در خاورمیانه چه تفاوتی با آمریکا دارد؟

    سرویس‌های الماس نشان در خاورمیانه منحصر به فرد بوده و از این جهت ماهیت فروش آن با دیگر مناطق جهان تفاوت دارد.به منظور افزایش شانس فروش اینگونه جواهرات و دیگر سرویس‌ها به طور مستمر در زمینه تحقیقات درباره مصرف‌کنندگان و آموزش مبتکران و طراحان سرمایه‌گذاری می‌کند.

    DTC :با توجه به استقرار بورس منطقه‌ای الماس در دوران اخیر تبدیل به کانون توجه و مرکز نفوذ بازار شده است. حضور ما در خلیج به شرکت در امر نظارت بر جریانات منطقه‌ای و رقابت‌های تبلیغاتی این بازار قدرتمند کمک می‌کند.

    ما با تولیدکنندگان و خرده‌فروشان جواهر همکاری نزدیک داشته و شرایط خود را با وضعیت سرمایه‌گذاران منطبق کرده و آن‌ها را با فرصت شغلی در اینجا آشنا می‌کنیم.

    علت اهمیت سرویس‌های الماس نشان در خاورمیانه چیست؟

    سرویس‌های مذکور پیشتاز دیگر نمونه‌های الماس نشان در حیطه فروش خاورمیانه هستند و در واقع نیمی از فروش را به خود اختصاص می‌دهند. علت با اهمیت بودن سرویس‌ها در جهان عرب، ماهیت سنتی آن به عنوان هدیه و اهدای آن در مراسم نامزدی، عروسی و تولد است به ویژه آن‌که این اواخر در در مراسم فارغ‌التحصیلی نیز اهدای آن‌ها متداول شده‌است.

    تبلیغات DTC تحت عنوان «حنا Henna» در این زمینه با موفقیت چشم‌گیری رو‌به‌رو بوده‌است.

    ارزش و بهای سرویس‌های فوق در سطح خرده‌فروشی در خلیج و فروش آن‌ها به خریدارانی در مراسم مهم اجتماعی از این‌گونه جواهرات استفاده می‌کنند از سال ۲۰۰۱ بالغ بر بیش از ۲۰۰ م دلار است.

    بر اساس تحقیقات به‌عمل آمده، سرویس‌های الماس‌نشان ۵۵ درصد سهم از فروش کل الماس را به خود اختصاص می‌دهند و فروش آن‌ها در چهارسال گذشته ۴۹ درصد افزایش داشته است.

    DTC در آمریکا برنامه جواهرات الماس‌نشان «جرنی Journey» و «گرل‌اترنال Eternal girl» در چین و «تریلوژی Trilogy» در ژاپن را به نمایش می‌گذارد. اما تبلیغات آن در خاورمیانه چگونه است؟

    در سال ۲۰۰۶، DTC دو برنامه اصلی "ویسپر Whisper" و "رایانا Rayana" را عرضه کرد. از آن‌جا که الماس بیانگر عشق است و به دلیل دشواری اظهار عشق به معشوق توسط مردان در این زمان، DTC برنامه ویسپر را به اجرا درآورد و به‌وسیله آن تبلیغاتی را در زمینه مراسم مهمی چون نامزدی، جشن سالگرد ازدواج و حتی هدایای ماه رمضان به راه‌انداخت. زوج‌های خاورمیانه می‌توانند جشن نامزدی را با انواع حلقه‌های پیشنهادی ویسپر برپا کنند. حلقه منحصربه‌فرد و سنتی، حلقه‌ای مزین به سنگ‌های درشتی است که در مرکز آن واقع شده و اطرافش را سنگ‌های کوچک‌تری با تراش مدور، باگت، برلیان و یا دیگر اشکال دربر‌گرفته است. حلقه‌های الماس‌نشان حاوی سه سنگ متحدالشکل نیز بیانگر سه دوره گذشته، حال و آینده بوده و سمبل عشق جاودان به‌شمار می‌آیند.

    رایانا برنامه ویژه سرویس‌های الماس‌نشان خاص زنان عربی است که می‌خواهند در مجالس بدرخشند و در کانون توجه قرار گیرند و همچنین نوعروسان را به استفاده از این‌گونه سرویس‌ها در مجلس عروسی‌شان تشویق می‌کند. این برنامه، خاص زنان خاورمیانه است که بر مبنای تحقیقات گسترده‌ای در زمینه طراحی و گرایش مصرف‌کنندگان به کاربرد فراوان الماس، پی‌ریزی شده است. از این‌رو در طرح‌هایش از الماس بیش‌ از طلا استفاده می‌کند


  • RFID چیست؟
    وقتی مردم علاقه بیشتری به جواهر نشان می دهند و ترجیح می دهند به جای النگوها و آویزهای ساده بیشتر به سراغ کارهایی بروند که سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی روی آن سوار است، معلوم است که تعداد جواهر فروشی ها هر روز بیشتر می شود. طلا فروشان هم جواهرفروش می شوند. 

    بعد رقابت بین جواهر فروشان به شدت افزایش می یابد و جواهر فروشان مثل این روزها ناچارند تا میتوانند جواهرات بیشتر و متنوع تری پشت ویترین های خود بچینند و ویترین های خود را بزرگتر کنند تا سهم بیشتری از بازار ببرند. تا اینجای کار مشکلی نیست. مشکل آنجا شروع می‏شود که وقتی می خواهیم طلاها را داخل ویترین بچینیم، وزنشان می کنیم و وقتی می خواهیم از توی ویترین جمعشان کنیم باز هم وزن می کنیم و می فهمیم چه قدر فروخته ایم. اما داستان جواهر فروشی خیلی فرق می کند. هر بار که کرکره را بالا می کشیم ، باید هزار قطعه را چک کنیم و وقت جمع آوری ، هر لحظه علاوه بر چک کردن نگران باشیم که اشتباه نکنیم.کدام ها را فروخته ایم؟ کدام ها گم شده است؟ اگر ما داخل جواهر فروشی نباشیم چگونه مطمئن باشیم فروشندگان چه کرده اند؟ می توانیم دائم این بررسی ها را انجام دهیم. 

    هر بررسی ما چند ساعت طول می کشد. تازه مطمئن هم نمی شویم که اشتباه نکرده ایم! یک جواهر فروشی شبیه می شود به یک انبار بزرگ که روزانه 2 تا 4 بار لازم است همه چیز در آن چک شود،گاهی اوقات به شوخی گفته می شود وقتی که بابت این کار گذاشته می شود به زیانهای احتمالی ناشی از حساب و کتاب کردن نمی ارزد. خیلی ها را می شناسیم که اصلا از صورت برداری دست برداشته اند و خیلی ها را میشناسیم که به خاطر مشکل آمارگیری کار خود را توسعه نمی دهند چون حال و حوصله دردسر های حساب و کتاب پس دادن و پس گرفتن را، به دلیل اضافه کردن فروشنده یا فروشندگان جدید ندارد. 

    اما مشکل برای بعضی از جواهر فروش ها که می خواهند مدرن تر باشند و برنامه های پیشرفته تری را برای فروش بیشتر و رضایت مشتریان به کار گیرند ،دشوار تر است. آنها طبیعتاً دوست دارند بدانند کدام یک از کارهای چیده شده در ویترین طرفدار بیشتری داشته یا در یک فاصله زمانی مشخص مثلا قبل از عید، کدام کارها بیشتر فروش رفته و تصویر آن کارها با آمار فروش و بازدیدشان به سادگی قابل بررسی باشد تا در خرید های بعدی بر اساس آن تصمیم گیری شود. 

    کمک رسید!

    و اما این مشقّت ها را تکنولوژی های جدید برطرف کرده است. تکنولوژی هایی که جواهر فروشان همیشه در ابتدا از آن ها فرار میکنند و بعد که متوجه می شوند سود خوبی برایشان دارد، به آن گرایش پیدا می کنند. امروزه تحولات دنیای تکنولوژی در عصر فناوری اطلاعات آنقدر سریع شده است که آنهایی که با روحیه های محافظه کارانه می نشینند، ببینند چه اتفاقی می افتد و دیگران چه می کنند، خیلی از قافله عقب می مانند. قبلاً، در همه جای دنیا برای فراگیر شدن یک تکنولوژی، اعم از ابزار آلات یا نرم افزار چندین سال طول می کشید. اما حالا در کمتر از چند ماه استفاده از یک وسیله فراگیر می شود. به طور مثال یک فیلم سینمایی را همزمان با آنسوی دنیا اینجا هم می بینیم یا برعکس. از زمانی که خبر آمدن یک وسیله جدید یا تکنیک جدید شنیده می شود تا مشاهده آن در کشور خودمان گاهی چند روز بیشتر نمی گذرد. 

    برای حل مشکلات قدیمی جواهر فروشان که هم قدیمی تر ها و هم تازه کارها را به دردسر انداخته، تکنولوژی راه حل هایی پیدا کرده است. این راه حل این است که ما در چند دقیقه کوتاه همه جواهراتمان را صدا کنیم یا بخواهیم ، آنها را حضور و غیاب کنیم و آنها نیز در همین زمان کوتاه گزارشی از زنده بودنشان و حاضر بودنشان بدهند و اگر خواستیم قیافه هایشان هم نشان بدهند.این حضور و غیاب را می توانیم بارها و بارها بدون آنکه ما یا آنها خسته شوند انجام دهیم. اگر فروشنده هم عوض شود یا نباشد باز هم می شود این حضور و غیاب را انجام داد. اشتباهی هم در کار نخواهد بود! در هر لحظه می توانیم بدانیم دقیقاً موجودی ما چیست. به نظر شما هیجان انگیز نیست؟! جواهر فروشان بزرگ دنیا آنقدر از این راه حلی که دانشمندان و مخترعان هدیه کرده اند به هیجان آمده اند. آنها ظرف کمتر از دو سال اخیر از این تکنولوژی آمارگیری سریع جواهرات در فروشگاه ها و گالری های خود، به گرمی استقبال کرده اند.

    جواهر فروشان دنیا استقبال کردند!

    تقریباً اکثر جواهر فروشی های معتبر سوئیس که یکی از مهدهای این تکنولوژی است و همچنین سایر جواهر فروشی های اروپا به استفاده از تکنولوژی آمارگیری سریع ماشینی روی آورده اند. اما استقبالی که از این تکنولوژی در شرق آسیا به عنوان بزرگترین پایگاه تولید تکنولوژی دنیا شده، بسیار بیشتر است. در هنگ کنگ، تایلند، هند، مالزی و ... جواهر فروشان آمارگیری را به ماشین سپرده اند. حتی در مالزی تلاش هایی با استفاده از فناوری پیشرفته در فروش جواهر آغاز شده است. وقتی خریدار یکی دو جواهر را برای نگاه کردن یا تست کردن انتخاب می کند، بلافاصله کامپیوتر کارهایی در آن محدوده را به وی پیشنهاد کند.

     گزارش اتوماتیک به صاحب جواهر فروشی داده می شود که کدام کارها را برای خرید های بعدی مد نظر قرار دهد. در امارات هم تا این حد می دانیم که جواهری داماس (Damas) خود را به این تکنولوژی مجهز کرده است. 

    همانطور که امروزه ترازوهای قدیمی، چماق برای محافظت، لامپ های میله ای هزار برای نورپردازی، دندان برای عیار سنجی و نگاه کردن الماس برای شناسایی، این روزها دیگر جواب نمی دهد، آمارگیری و اداره کردن یک جواهر فروشی و توسعه کارها بدون این تجهیزات به نظر تلاشی برای مقابله با پیشرفتهای دنیا به حساب می آید. از راحت تر شدن که بگذریم، دقت را هم که کنار بگذاریم این تکنولوژی لطف دیگری به ما می کند و آن فرصتی است که به ما میدهد تا به کسب و کارمان بیشتر فکر کنیم؛ از زندگی استفاده بیشتری کنیم؛ ساعت، فروش بیشتری داشته باشیم؛ از بقیه زودتر ویترین هایمان را آماده کنیم و دیرتر از بقیه ویترین را جمع کنیم و تا آخرین لحظات زندگی بازار و گذر مشتریان، ویترین کامل تری برای عرضه داشته باشیم. 

    چطور به این تجهیزات مجهز شویم؟

    استفاده از این تجهیزات و تکنولوژی جدید به نصب نرم افزار خاص خود در جواهر فروشی نیازمند است. بعد کافی است با تامین کننده این تجهیزات تماس بگیریم تا تعدادی تگ هوشمند (RFID Tag) و یک ریدر (سینی جواهر هوشمند)،[Reader] و یا یک دستگاه مشابه دستگاه بارکد خوان که در فروشگاه ها زنجیره ای دیده ایم باشد. تگ های کوچک هوشمند روی جواهرات نصب می شود و با هربار خواندن جواهرات توسط ریدر، گزارشی در کامپیوتر به ما ارایه می دهد، از هر آنچه موجود است! شناسنامه کارها و عکس هایشان و حتی قیمت ها به ما اعلام می شود. هرگاه مشتری یک کار را پسندید و توسط دستگاه شناسایی شد، شناسنامه آن ظاهر می شود و قیمت و مشخصات آن را میتوانیم بگوییم. یکی از حسن های این تکنولوژی این است که حتی یک نفر که تخصص نداشته باشد به راحتی می تواند به عنوان فروشنده در جواهر فروشی فعالیت کند. بدون اینکه لازم باشد شیوه محاسبه قیمت را بلد باشد و یا اطلاعات فنی و تخصصی کامل از سنگها و جواهرات داشته باشد. موقع جمع آوری کارها می دانیم دقیقاً کدام کارها فروخته شده و می توانیم عکس شان را ببینیم. حتی اگر فروشنده عوض شود یا مالک جواهر فروشی بخواهد، می تواند بلافاصله گزارش لحظه ای بگیرد که کدام کارها فروخته شده یا امانت داده شده است. یک فایده دیگر این است که وقتی مشتری دارد کارها را نگاه می کند و می خواهیم کارهای دیگری را به او پیشنهاد کنیم، لازم نیست همه را از ویترین خارج کنیم. 

    می توانیم ریدر را روی آن نگه داریم و تصویر بزرگ شده آنرا در کامپیوتر به مشتری نشان دهیم. اگر لازم شد بعد کار را از ویترین خارج کنیم. صبح برای گزارش گیری اولیه کافی است همه کارها را از روی آنتن ریدر (سینی جواهر هوشمند) حرکت داده و بعد داخل ویترین بگذاریم، یا ریدر را روی آنها حرکت دهیم. با این روش، گزارش کاملی داریم از موجودی و همین کار را هم می توانیم موقع جمع آوری کارها انجام می دهیم. ظرف کمتر از چند دقیقه برای 1000 قطعه جواهر یا بیشتر یا کمتر!! صبح می توانیم دیرتر سرکار بیاییم و زودتر از بقیه ویترینمان را بچینینم. شب ها دیرتر جمع کنیم و زودتر به بقیه زندگی برسیم. خطا را هم به صفر برسانیم و اداره جواهر فروشی را آسان تر کنیم. فروشندگان بیشتری به کار بگیریم با خیال راحت و بدون اینکه لازم باشد خیلی به حافظه خود فشار بیاوریم و دفتر و کاغذ جمع کنیم. تعداد شعب بیشتری راه بیندازیم. نمایشگاه های بیشتری را پوشش دهیم. در خیابان یا هرجای دیگر مثل جشنوارهها یا شوهای خصوصی جواهرات را به سرعت به نمایش بگذاریم و به سرعت دوباره جمع کنیم. 

    حتی میتوانیم بفهمیم کدام فروشنده چه کارهایی را در چه ساعت هایی به مشتریان نشان داده و کدام ها را در چه ساعتی فروخته است. کدام ساعتها مشتریان بیشتری میآیند و خیلی چیزهای دیگر... در ایران تا کنون 12 جواهر فروشی بزرگ این تجهیزات را نصب کرده اند و از عملکرد آن رضایت داشته اند، بقیه هم سفارش داده اند. به طور مثال برای یک جواهر فروشی با 1000 قطعه جواهر استقرار دایمی این سیستم نزدیک به 2 تا 5 میلیون هزینه برمی‏دارد. نکته مهم گارانتی و خدمات پس از فروش است.


  • «الیت» جدیدترین ساعت‌هایش را در بازار ایران عرضه كرد.
     

     بزرگترین آژانس مُدلینگ فرانسه، «الیت مدل لوك» (Elite Model Look) یا به اختصار «الیت» كه با برترین خانه‌های مُد و فشن دنیا از جمله «شنل» (Chanel)، «دیور» (Dior)، «ایو سن لورن» (Yves Saint Laurent) همكاری دارد، آخرین كالكشن ساعت‌های خود را در گالری‌های معروف ساعت تهران به نمایش گذاشته است.
    به گزارش مجید كثیری، آژانس مدلینگ «الیت» پس از بیش از 30 سال از تاسیس خود هم‌اینك در كنار مدیریت بیش از 800 مانكن مطرح در 5 قاره جهان، چندسالی است به پشتوانه برند معروف و محبوب خود در بین جوانان و علاقمندان دنیای مُد، شروع به تولید اكسسوارهایی چون ساعت، كیف، عطر و سایر اقلام لوكس نموده است كه بخش ساعت آن به «الیت مدل واچ» (Elite Models' Watch) یا «ساعت‌ مانكن‌های الیت» معروف است. این ساعت‌ها را می‌توان آخرین دستاورد و جوهره دنیای مُد و طراحی فرانسه دانست كه هم‌اینك با قیمتی مناسب در اختیار همه خانم‌های مدرن قرار گرفته است.
    نكته جالب در آخرین كالكشن ساعت‌های «الیت»، افزایش بسیار زیاد ساعت‌های با بند چرمی است كه طراحی و رنگبندی‌های متنوع آنها، انتخاب‌های بسیاری را برای علاقمندان فراهم كرده است. سایر محصولات این كالكشن نیز با بند تمام استیل عرضه شده‌اند و شیوه طراحی مینیمالیستی بكار رفته در  بسیاری از آنها باعث ایجاد جلوه‌ای مدرن و امروزی در آنها شده است.
    برای اطلاع از مراكز فروش این برند ساعت، با نمایندگی رسمی آن با شماره 33944481 تماس حاصل كنید.

  • «میناکاری» تلفیقی از هنر آتش و خاک
     

     اصفهان، کانون هنر میناکاری در ایران محسوب می‌شود و اگر سری به بازارهای اصفهان بزنی می‌توانی پرواز پرنده احساس را با چرخش قلم هنرمندان هنگام کشیدن نقش بر ظروف مینا به وضوح ببینی.


     

     اصفهان از قدیم‌الایام مهد هنرهای مختلفی بوده است اما در میان تمام آنها «میناکاری» و «قلم‌زنی» از شهرتی خاص و جهانی برخوردار است و می‌توان گفت اصفهان مهد هنر «میناکاری» محسوب می‌شود.

    «میناکاری» هنری است که سابقه‌ای 5 هزار ساله دارد و یکی از مهم‌ترین صنایع دستی اصفهان محسوب می‌شود به گونه‌ای که نقطه‌ای از بازار اصفهان نیست که نقش‌ آبی مینا بر صفحه یک بشقاب، گلدان، جام یا زیوآلات چشم‌ها را نوازش ندهد و گردشگران ایرانی و خارجی را به سوی خود نکشاند.

     


     

    امروزه این هنر بیشتر روی مس انجام می‌شود ولی می‌توان بر روی طلا و نقره نیز آن را به عمل آورد.

    رنگ «مینا» از ترکیب اکسیدهای فلزات و چند گونه نمک در مجاورت حرارت بالا ایجاد می‌شود و رنگ‌ها در طول زمان و بر اساس دما به وجود می‌آیند.

    در واقع هنر «میناکاری» ترکیبی از آتش و خاک است که با هنر نقاشی آمیخته می‌گردد و نقش‌های زیبایی را می‌آفریند که برای زیبایی بخشیدن به زیورآلات و ظروف مختلف استفاده می‌شود.

    اوج هنری این رشته در دوره سلجوقیان بوده که در آن زمان تهیه ظروف برنجی و میناکاری مرسوم بوده و این آثار به کشورهای همسایه نیز فرستاده می‌شده است.

     


     

    یکی از این نمونه‌های قدیمی باقی‌مانده از این هنر بازوبندی از طلا به همراه میناکاری‌های تزئین شده مربوط به دوران هخامنشیان است که در حال حاضر در موزه «ویکتوریا» و «آلبرت لندن» نگهداری می‌شود.

    از دیگر نمونه‌های ارزشمند این دوره «سینی آلب ارسلان» به شکل میناکاری روی نقره است و در موزه صنایع ظریفه «بوستون» نگهداری می‌شود.

    این اثر توسط استادی به نام «حسن الکاشانی» ساخته شده و نامش با خط کوفی روی آن حک شده است.

    بشقاب‌های ساسانی که در ارمنستان کشف شده و در موزه هنرهای اسلامی «برلین» و موزه «متروپولیتن» نیویورک نگهداری می‌شوند، از دیگر نمونه‌های از آثار باستانی میناکاری ایرانی هستند.

    در دوره معاصر بعد از دوره قاجار برای مدتی این هنر به فراموشی و کم فروغی همراه بود اما حضور استاد «شکرالله صنیع‌زاده» و کارگاهش که در آن هنرمندان بنامی پرورش یافتند باعث شد که این هنر دوباره به روزهای پر شکوهش باز گردد.

    از دیگر هنرمندان برجسته میناساز می‌توان به ابراهیم زرقونی، غلامحسین فیض اللهی و حسین هنردوست اشاره کرد.

     


     

    در قدیم میناکاری به دو شکل خانه‌بندی و نقاشی بوده است که در حال حاضر «مینای خانه بندی» از رونق افتاده و فقط مینای نقاشی رواج دارد و مرکز آن نیز شهر اصفهان است.

    * مینای نقاشی؛

     

    در این روش نقش‌های مینا روی لعابی شفاف شکل می‌گیرد و بدین منظور ابتدا استادی مسگریا دوات‌گر شیء مربوطه را بر اساس طرح مورد نظر بسازد و سپس استادی میناکار روی آن را لعاب سفید رنگ می‌دهد.

    مرحله لعاب دهی سه یا چهار بار انجام می‌شود و هر بار نیز چشم مورد نظر تا 700 درجه گرما می‌بیند تا رنگ لعاب ثابت شود.

    سپس نقاشی روی این جسم سفید رنگ انجام می‌شود و دوباره شی به کوره می‌رود تا در درجه‌ای در حدود 400 تا 500 درجه پخته شده و رنگ‌ها به شکل دلخواه در آیند.

     


     

    هم اکنون از رنگ‌های شیمیایی در نقاشی مینا استفاده می‌شود در حالی که در گذشته رنگ‌های به کار گرفته شده گیاهی یا معدنی بودند.

    میناسازان آثار متفاوتی را تولید می‌کنند که آنها را می‌توان در سه دسته زیر طبقه‌بندی کرد:

    1)‌ بشقاب، گلدان، کاسه و قدح، قاب‌های عکس، تابلوهای مینا که با هنرهای دیگر مانند طلاکاری، خاتم‌کاری، مینیاتور، جواهرسازی ترکیب می‌شود.

    2)‌ درها، پنجره‌ها و ضریح‌های میناکاری شده در مکان‌های مذهبی به ویژه حرم امامان شیعی.

    3)‌ اشیای تزئینی مانند جعبه‌های آرایش زنانه، جعبه‌های خاتم‌کاری و میناکاری، سرویس چای‌خوری و شربت خوری، قلیان، جعبه قرآن، زره، آیینه، قلمدان، کمربند، حباب‌های میناکاری، گلاب پاش، آلبوم عکس، انفیه‌دان، غلاف خنجر، زیور آلاتی مانند گوشواره، سینه ریز، گلوبند، انگشتر، مدال.

    انواع رنگ‌ها در میناکاری

    1)‌ رنگ‌های گیاهی که در چیت سازی هم بکار می‌رود.

    2) رنگ‌های معدنی که در نقاشی و میناکاری به کار می‌رفتند.

    3) رنگ‌های فلزی که روی شی کار می‌شود.


  • آشنایی با جواهر آلات
     طلا 
    طلا بعلت آنكه فلزی بسیار نرم و چكش خـور می باشد بـاید بـا فــلزات دیگـری آمیـختـــه گـردد تــا استحكام لازم را بیابد. بغیر از طلای 24 عیار مـابقی آلیاژ طلا نامیده می گـردند. مس، نقره، نیكل و پالادیوم بــرای استحكام بیشتر و فلز روی به ایـن خـاطر بـه طـلا افــزوده میگردد تا اكسیژن هوا را جذب كــرده و از اكـسیـد شــدن مـس و نـقـره جـلوگیــری كنـــد. عـیار طلا یا همان قـیـراطدرجـه خـلوص طـــلا را مشـخـص می كند.
    طلای سفید طبیعی خاكستری روشن می بـاشد بـه هـمـین خاطر برای سفید تر جلوه دادن آن از روكش رودیوم برای پوشش استفاده می كنند. و از آنـجـایـی كه رودیــوم پــس مدتی ساییده می شود باید مجددا طلای سفید را روكش كرد. ایـن مدت 12 الی 18 ماه است.

    نقره 
    همانند طلا بسیار نرم بوده و بسرعت آسیب میبیند از این رو آن را معمولا با فلز مس تركیب می كنند تا استحكام لازم را پیدا كند. درجـه خلوص نقره را به واحدهایی از 1000 قسمت می سنجند. نقره پس از مـدتی بـخـاطـر اكسـیـدهای گوگرد موجود در هوا و یا عرق بدن دچار تیرگی می شود كـه بـاید آن را مجددا پرداخت نـــمـود. نقره استرلینگ بخاطر كیفیت ممتاز و زیبـایـش مـعـروف می باشد. درجه خلوص نقره در آن 92.5% است.

    پلاتین 
    فلزی سنگین و بسیار مقاوم می بـاشد. ایـن فـلز مـعمولا با پـالادیـوم، رودیـوم، ایـریـدیوم، مس، روتیوم و تیتانیوم آمیخته می گردد.
     

     مقایسه پلاتین و طلای سفید
    1) پلاتین سنگین تر از طلای سفید میباشد.
    2) پلاتین بطور طبیعی سفید بوده و درخشندگی و لومینانس بیشتری از طـلای سفید دارد.
    3) از طلا كمیاب تر بوده از این رو گرانبها تر از طلا میباشد
    4) پلاتین مقاومت بیشتری نسبت به كدر شدگی دارا میباشد.

     تیتانیوم
    رنگ آن سفید خاكستری می باشد. سخت ترین فلز بوده و استحكام آن 3 برابر فولاد است. اما در عین حال بسیار سبك است.به هیچ عنوان ایجاد حساسیت در پوست نمیكند. ضد خش نیز میباشد. با حرارت دادن آن و ایجاد اكسید در تیتانیوم میتوان آن را به رنگهای دلخواه در آورد.اما این رنگ كم عمق بوده و با خراشیدن از بین میرود. بنابراین باید از تیتانیوم رنگی بسیار مراقبت كرد.
     

    مقایسه تیتانیوم و طلای سفید
    1) تیتانیوم ایجاد حساسیت نكرده اما برخی از آلیاژهای طلا حساسیت زا می باشند.
    2) اندازه قطر طلای سفید را میتوان تغییر داد اما از آنجایی كه تیتانیوم را نمیتوان لحیم كاری كرد ایجاد تغییر در اندازه آن نیز میسر نمیباشد.
    3) تیتانیوم را میتوان به رنگهای گوناگون در آورد اما طلای سفید را نه.
    4) تیتانیوم ارزان قیمت تر از طلای سفید میباشد.

    مروارید
    مـروارید را بــا قــرار دادن دانـه بـسیـار ریــزی درون صـدفها كشت مـی دهـنـد. هر اندازه مروارید درشت تر و گردی آن خوش فرم تر باشد، گـران قیـمـت تـر میباشد.

    الـمـاس 
    گرانقـیمت ترین جواهر می باشد. عیـار آن بـر اســاس وزن است. هر چه الماس بزرگتر باشد گرانقیمت تر است. كیفیت الماس به 3 ویژگی دیگر بستگی دارد:
    1) نوع تراش : نـوع تــراش الماس را مشخص میكند بعبارتی دیگر درخشندگی آن را؛ مثلا برلیان نوعی از تراش الماس میباشد.
    2) وضوح : عیوب الماس مانند لـكه ها و یـا شكـافـهـای ریــز را مـشــخص میكند. هر چه الماس وضوح بیشتری داشته باشد ارزشمند تر است.
    3)رنگ : رنگ الماس از سفید شروع شده و تا سـایـه هایی از زرد و قهوه ای موجود میباشد.
     

    انواع ساختگی الماس نیز وجود دارند كه مـعـروفتریـن آن CUBIC ZIRCONIA می بــاشد. اینگونه میتوانید آن را از الماس اصل تشخیص دهید:

    1) زیركونیا %75 سنگین وزن تر از الماس میباشد.
    2) آن را جلوی دهانتان گرفته و بر آن بدمید (مانند دمیدن روی شیشه پنجره) اگر بـخــار مه مانند، فورا" ناپدید گردد الماس اصل بوده اما هرگاه اندكی طول بكشد تا از بـیـن برود الماس بدلی میباشد.

    نكاتی برای مراقبت از جواهر آلات

    1) هنگام حمام گرفتن و یا شتستشوی دست هـا، جـواهر آلات خـود را در بیاورید چون صابون سبب ایجاد لایه نازك روی جواهر آلات میگردد.2) با جواهر آلات آشپزی نكـنیـد زیـرا گـرمای شـدید و روغــن موجب صدمه زدن به نگین جواهرآلات میگردد.

    3) همواره پس از آرایش و یا عطر زدن جواهر آلات خود را به تن كنید.

    4) فلزات قیمتی را تنها با یك پارچه ویژه پرداخت و یا پارچه نمدی پاك كنـیـد زیـرا حوله و یـا پارچه به خاطر آن كـه گـرد و غبـار را در خــود دارنـد باعث خراش برداشتن جواهر آلات میگردند.

    5) جواهر آلات را از ضربه، مواد شیمیایی، نور خورشید و گرمای شدید محافظت كنید.

    6) در استخر و یا شستشوی ظروف و یا لباسها جواهر آلات خود را در بیاوریـد زیـرا كـلـر سبب تغییر رنگ و یا شل شدن نگین ها میگردد.

    7) جواهر آلات را بمنظور جلوگیری از خراشیده شدن بطور مجزا نگهداری كنید.

    8) نگهداری نقره در یك كیسه در بسته كدر شدن آن را بتعویق می انــدازد. اما هیچگاه مروارید را درون كیسه پلاستیكی قرار ندهید.

    9) بهترین روش تمیز كردن جواهر آلات استفاده از آب و صابون اندك بهمراه یـك مـسـواك نرم میباشد.


  • آشنایی با جواهرات و سنگهای قیمتی
    جواهر سازان و طلاسازان حرفه اي از سنگهای مختلفی استفاده میکنند که در ادامه مهمترین آنها معرفی میگردد :

    1- جواهرات و سنگ های قیمتی خانواده بريل : اين خانواده در دنياي تجارت جواهرات از نظر رنگ، زيبايي و گوناگوني از ارزش بسيار بالايي برخوردار مي باشد که با توجه به رنگ هاي متفاوت اين خانواده داراي نام هاي تجاري مختلفی مي باشند:

    2- (زمرد): به بريل سبز که منشاء رنگ آن از کروميوم مي باشد زمرد مي گويند اين سنگ ازقرن ها پيش از نظر زيبايي داراي اهميت بسيار زيادي بوده و درقديم قشر خيلي مرفه توان دارايي آن را داشتند. اين سنگ هميشه سمبل وفاداري، مهرباني و پاکي بوده است زمرد معمولاً داراي ناخالصي بوده و نمونه هاي تقريباً پاک آن بسيار گرانبها مي باشند. زمرد در کشورهاي کلمبيا، برزيل، زيمباوه، آفريقاي جنوبي، روسيه، زامبيا، هند، تانزانيا، پاکستان، استراليا، آمريکا، اتريش و نروژ يافت مي شود. مطلب مهم قابل ذکر در مورد قيمت زمرد اين است که کشور يا محل استخراج آن فاکتور مهم آن نبوده، بلکه بستگي به کيفيت آن دارد زيرا فاکتورهايي مانند رنگ، پاکي و کيفيت برش تأثير مستقيم در قيمت زمرد دارند .براي مثال اگر سنگي از کلمبيا استخراج شده باشد لزوماً نبايد از قيمت بالايي برخوردار باشد.

    3- آکوامارين: آکوامارين (به زبان لاتين آب دريا) به بريلي که داراي رنگ آبي باشد گفته مي شود. بيشتر اوقات آکوامارين داراي هاله رنگ سبز مي باشد که معمولاً با انجام بهسازي به روش حرارت هاله سبز را از بين مي برند. سنگي است که داراي استحکام خوبي مي باشد و خيلي در جواهر سازي متداول مي باشد. اندازه بزرگ و وزن هاي بالا نيز يافت و برش مي خورند.از نظر ارزش داراي قيمت متوسط بوده چون به خوبي يافت مي شود. اين سنگ مي تواند داراي پديده چشم گربه اي و پديده ستاره اي باشد. وجود اين پديده ها به قيمت آکوامارين مي افزايد.


  • آشنایی با سنگهای تزئینی فیروزه
    در بسیاری از فرهنگهای قدیم و جدید ، از فیروزه به عنوان سنگی مقدس و طلسم خوشبختی و خوش شانسی یاد شده است . صنایع دستی ساخته شده از فیروزه نیر که در طی کاوشهای باستانشاسی در کشور مصر ، در مقبره هایی مربوط به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح یافت شده است ، قدیمی ترین گواه بر این مطلب است و نشان می دهد که مصریان باستان ، فیروزه را گوهری معنوی و مقدس می دانستند .

    پادشاهان ایران باستان ، از گوهرهای آبی آسمانی مانند فیروزه ، برای تزئینات دست و گردن استفاده می کردند و براین باور بودند که این گوهر خوش رنگ آنها را در برابر مرگ غیر طبیعی یا به قولی ، «اجل معلق » محافظت خواهد کرد.

    از این رو تغییر رنگ گوهرهای به کار رفته در گردن بندها و دستبندهای آنها ، خوش یمن نبوده و علامت خطری برای شخص استفاده کننده از آن به شما می رفت ، اما امروزه بر کسی پوشیده نیست که عواملی همچون نور٬ مواد آرایشی ، گرد و غبار و چربی و میزان HP پوست و برخی عوامل شیمیایی دیگر ، باعث تغییر رنگ فیروزه می شوند که هیچ کدام از آنها نیز زنگ خطری برای استفاده کننده از این سنگ قیمتی و زیبا نیست.

    استفاده از نگین فیروزه همراه با رشته هایی از مروارید در تزئین عمامه ها به منظور حفاظت از شخص و مصونیت از چشم زخم و همچنین آرایش دادن خنجرها و زین اسبان و شتران با این سنگ به منظور طلسم یکی دیگر از رسم ها و کاربردهای متداول این گوهر آسمانی در نزد پیشینیان بوده است .

    فیروزه در طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت و از آن زمان با نام Turquios یعنی سنگ ترکی در میان انگلیسی زبانان شناخته شده . ساکنان قدیمی نواحی جنوب مرکز و شمال آمریکا نیز در دیر باز فیروزه را می شناختند و به خاطر رنگ و ویژگیهای خاص این گوهر از آن لذت می بردند. آنها در تزئین ماسکهای مراسم مذهبی خود از تکه های فیروزه استفاده می کردند .

    گروهی از بومیان شمال آمریکا حتی امروزه نیز بطور انحصاری جواهرات گرانقیمت و خاصی را که دارای ارزش تجاری بالایی هستند تولید می کنند. این جواهرات ترکیبی از فیروزه و نقره هستند و به میزان بسیار محدود و کم تولید می شوند. بومیان یاد شده بر این باورند که رنگ آبی فیروزه به کار رفته در این جواهرات می تواند ارتباط مستقیمی میان آسمان و دریاها برقرار کند.تبتی ها نیز در ماسم مذهبی خود از این گوهر استفاده میکنند.

    از دیگر باورهای قدیمی این است که فیروزه می تواند سوار کاران را از خطر افتادن از روی اسب محافظت نماید. جالب اینجاست که بسیاری از کارکنان خطوط هوایی و هوانوردان امروزی نیز به پیروی از این باور قدیمی یک تکه فیروزه را به عنوان سنگ خوش شناسی همیشه همراه خود دارند.

    فیروزه بر اساس یک باور جهانی سنگ ماه دسامبر یا آذرماه بوده واستفاده ازآن رابرای متولدین این ماه خوش یمن٬وباعث خوش شناسی میدانند. همچنین استفاده ازاین گوهر در روز چهار شنبه نیز توصیه شده است. اروپاییان از حلقه های ساخته شده از فیروزه به عنوان هدیه فراموش نشدنی) forget-me-not gifts) استفاده می کنند.

    - شرایط تشکیل فیروزه:

    فیروزه یک فسفات آلومینیوم { CuAl۶(P۰۴)۸.۴H۲۰ } با سختی حدود ۶ می باشد. با این حال به طور قابل ملاحظه ای از کوارتز نرمتر است این کانی به طور طبیعی در طیف وسیعی از رنگها٬ از آبی آسمانی روشن تا سبز خاکستری یافت می شود.

    فیروزه در مکانهایی بوجود می آید که میزان مس موجود در منطقه به میزان بالایی باشد بر اثر تاثیر محلولهای سطحی مس دار بر روی سنگهای غنی از Al۲O۳ و غنی از فسفر ( فسفر بصورت آپاتیت در درون سنگهای آذرین وجود دارد ) . فیروزه بوجوی می آید گاهی نیز بر اثر تاثیر محلولهای سطحی مس دار٬ بر روی فسیلهای استخوانی جانوران فیروزه به وجود می آید.

    فیروزه با رنگ آبی خوشرنگ بهترین کیفیت راداراست وبسیار کمیاب میباشد ودر حالیکه رنگ سبز یا آبی کمرنگ که از ارزش کمی برخوردار می باشد فراوانی بیشتری دارد. رنگ آبی فیروزه به خاطر وجود عنصر مس و رنگ سبز از عناصر آهن (Fe) یا کرمCr) ( بوجود می آید ، آنچه در اغلب فیروزه ها عمومیت دارد وجود رگه یا رگچه هایی سیاه یا قهوه ای رنگ برجسته است که مربوط به سنگ مادر تشکیل دهند فیروزه می باشد .

    این رگه ها گاه در طرحهای منظم و غیر منظم شکل می گیرند که در چنین حالتی به آن شبکه عنکبوتی (Spider web) و در اصطلاح بازار ایران به آن فیروزه شجری می گویند. اگر این طرح منظم و زیبا باشد باعث افزایش ارزش فیروزه خواهد شد در حالیکه اگر این شبکه نامنظم و به صورت نقطه و لکه ای باشد از ارزش فیروزه خواهد کاست .

    کریستالهای موجود در فیروزه اکثرا" بصورت میکروکریستالین بوده و تقریبا" با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند . فیروزه اکثرا" به صورت لایه یا رگچه و یا نودول ( شکل غده ای ) و نوگت (تکه ای ) در سنگهای تیپ آندزیتی یافت می شود کشورهای امریکا ، مکزیک ، فلسطین اشغالی ، افغانستان ، چین دارای منابع معدنی فیروزه می باشند.

    اما آنچه قابل توجه و مهم است این است که زیباترین و با کیفیت ترین نوع فیروزه با رنگ آبی آسمانی بی نظیر در شمال شرق ایران در نزدیکی شهرستان نیشابور یافت می شود.

    فیروزه به ندرت به صورت تراش دار می باشد اکثرا" بصورت برش کبوچان (Cabuchan) است همچنین برش بید یا دانه تسبیحی(Bead) و برش فانتزی (Fancy) (نیز کانی فیروزه برش داده می شود.

    - انواع فیروزه نیشابوری:

    1) فیروزه عجمی: گرد و درشت است و دارای فیروزه خالص به رنگ آبی سیر که گران قیمت ترین نوع فیروزه است.

    2) فیروزه عجمی نیم رنگ: از نوع قبلی کم رنگ تر است.

    3) فیروزه عربی: فیروزه ای تخت با رنگ آبی سیر است.

    4) فیروزه توفال: مانند عربی است ولی سنگ آن از میان رفته و فقط لایه ای از فیروزه با رنگ آبی سیر باقی مانده است.

    5) فیروزه توفال نیم رنگ: از نوع قبلی کمی روشن تر است.

    6) فیروزه توفال سفید رنگ: رنگ آبی خیلی روشن دارد.

    7) فیروزه چغاله: فیروزه ای است درشت شبیه فیروزه عجمی اما به رنگ آبی کم رنگ.

    8) فیروزه شجری: فیروزه رگه دار را گویند.

    9) فیروزه شکوفه: فیروزه ای است ریز تر از چغاله و فیروزه کمی دارد.

    10) فیروزه چال یا نرم: این فیروزه کمی بزرگتر از عدسی در سنگهای معدن دیده می شود.

    11) فیروزه درشت: سنگهای نسبتا درشتی است که در آن رگه های باریک و پراکنده و نازک فیروزه دیده می شود که از نازلترین نوع فیروزه نیشابوری است.

    شاید باور کردنی نباشد ولی فیروزه عجمی به اندازه ناخن انگشت یک انسان بالغ در آمریکا تا مرز ۲۰۰۰ دلاربه فروش می­رسد.

     

    - معدن فیروزه نیشابور:

    تنها معدن فیروزه ایران با ذخیره ۹ هزار تن و ظرفیت تولید سالانه ۱۹ تن در ۵۵ کیلومتری شما لغربی نیشابور قرار دارد به طور تقریبی از هر تن سنگ فیروزه خام این معدن ۸ تا ۱۰ کیلوگرم فیروزه حاصل می گردد که به منظور گوهر(gem) برای زیور آلات٬ تزیینات و مصارف دیگر مورد استفاده قرار می گیرد .

    معدن فیروزه نیشابور نه تنها مهمترین معدن فیروزه کشور است بلکه در سطح جهانی نیز بدلیل کیفیت عالی آن بخصوص انواع عجمی و شجری ممتاز و از معروفیت خاصی بر خورداراست . نمونه های به نمایش گذاشته ایی از سنگ طبیعی فیروزه این معدن در موزه های زمین شناسی و معدنی دنیا مانند موزه زمین شناسی لندن وایران مانند موزه سازمان زمین شناسی تهران و مشهد خود گواه بر ارزشمندی این سنگ قیمتی است.

    متاسفانه امروزه این گوهربوسیله واسطه های عرب٬ ترک ومالیزیایی باقیمت نازل از بازار ایران خریداری شده و پس ازدرآمدن بصورت زیور آلات با قیمتهای گزاف به کشورهای اروپایی وامریکا صادر میشود .

     

    - راههای افزایش عمر فیروزه:

    فیروزه ها جواهرات نسبتا" نرمی هستند و همچنین کاملا" حساس می باشند بدین معنی که رنگ فیروزه می تواند در طی استفاده از آن کم رنگ شود.

    به همین دلیل امروزه حتی برای فیروزه هایی با کیفیت عالی یک مرحله به سازیtreatment) )شامل واکس زدن در نظر گرفته می شود عمل واکس زدن به فیروزه باعث می شود تا ضمن افزایش سختی و در نتیجه آن افزایش دوام کانی ، از محو شدن رنگ فیروزه به مرور زمان نیز جلوگیری شود. واکس فیروزه یک نوع رزین مصنوعی است که در طی روشی خاص با فرو بردن فیروزه داخل رزین مورد نظر صورت می گیرد.

    تقریباً امروزه اکثر فیروزه ها با این روش به سازی می شوند و این عمل حتی باعث افزایش قیمت و ارزش فیروزه می شود.

     

    - نکات قابل توجه در مورد فیروزه:

    متاسفانه در سالهای اخیر بعضی افراد سودجو در بعضی نقاط دنیا با سوء استفاده از نام و شهرت جهانی فیروزه نیشابوری اقدام به تغییراتی روی فیروزه نامرغوب و بدون کیفیت خود کرده و با انجام عملیاتی آن را به شکل فیروزه نیشابوری تبدیل می­کنند. چند نمونه از این روشها به شرح زیر است.

    - Wax treated:

    بسیاری از فیروزه­هایی که چین صادر می­کند با استفاده از نوع خاصی از واکس رنگ ثابتی (البته به مرور زمان کم رنگ خواهد شد) به خود می­گیرد که اثر آن فقط در سطح فیروزه نمایان می­شود.

    - stabilization:

    در این روش از مواد به چسبناک استفاده می­شود و در طی فرآیند فشار و گرمادهی حفره­های درون سنگ که بسیار ریز است را با یک سری رزین پر می­کنند. این روش از تغییر رنگ فیروزه جلوگیری کند.

    در هر دو روش بالا فیروزه بدست آمده مناسب جواهر سازی نیست ولی متأسفانه برخی با سوء استفاده از عدم اطلاع مشتری سنگهای کم ارزش را با قیمت بالا و به اسم فیروزه­ نیشابوری به مشتریان می­فروشند.

    Block

    در این روش مخلوطی از رزین پلاستیک و رنگ بصورت بلوکهای کوچکی با هم مخلوط می­شوند. در این روش اصلاً از هیچ فیروزه­ای استفاده نمی­شود و تنها با مخلوط کردن، مواد را به شکل فیروزه در می­آورند که می­توان آن را به هر رنگ دلخواه دیگری نیز در می­آورد.

    در خرید ونگهداری فیروزه همیشه نکات فوق را مد نظر داشته باشید فیروزه با رنگ آبی آسمانی روشن و شفاف که در بازار ایران به نام فیروزه عجمی معروف است بهترین نوع فیروزه می باشد که بصورت عددی خرید و فروش می شود ومیتواندبسته به رنگ ٬اندازه و کیفیتی که داراست قیمتی بین ۵۰۰۰ ریال تا میلیونها تومان داشته باشد.

    افزایش رنگ سبز ٬ پریدگی رنگ و وجود ناخالصی عواملی هستند که در این نوع فیروزه ها باعث کاهش کیفیت فیروزه می شوند.

    اما فیروزه واجد خطوط سنگ مادر و مشبک (Spider web) که در بازار ایران به نام فیروزه شجری معروف است بصورت گرمی خرید و فروش شده و بسته به رنگ خود فیروزه و منظم و زیبا بودن این شبکه ارزش گذاری بر روی آن صورت می گیرد که می تواند قیمتی بسیار ناچیز تا ۱۰ هزار تومان در هر گرم داشته باشد.

    در شناخت یک فیروزه در هنگام خرید باید دقتی خاص مبذول داشت زیرا گاهی اوقات سنگ های فیروزه قبل از مرحله واکس خوردن رنگ می شوند یا اینکه برخی فیروزه ها ترمیم شده هستند بدین صورت که فیروزه های در اندازه کوچک و غیر قابل استفاده را پودر می نمایند و سپس فشرده کرده و با قالبهای مخصوص قطعات جدید در طرحهای معمول کبوچان( cabchan) و دانه تسبیحی (Bead) ساخته می شوند. بنابراین سعی کنید از یک گوهر فروش قابل اطمینان سنگ فیروزه خود را تهیه کنید تا در خرید خود دچار مشکل نشوید .

    فیروزه بایستی از تماس با مواد آرایشی محافظت شود گرما واسیدیته بیش از حد پوست و نور مستقیم دائمی خورشید نیر باعث تاثیرات نامطلوب در این گوهر می شود و بنابراین این باور که قرار دادن فیروزه در آفتاب باعث بهبود رنگ و افزایش قیمت آن خواهد شد باور نادرستی است . برای تمیز کردن فیروزه بهتر است هر چند یک بار تنها از یک پارچه نرم و تمیزکمی مرطوب استفاده کنید و از به کار بردن مواد شوینده و صابونها معطر کاملا" پرهیز کنید


  • آشنایی با ویژگی های یاقوت کبود
     
    اغلب افراد، یاقوت را به عنوان سنگی گرانبها و قرمز رنگ می شناسند اما واقعیت این است که خانواده یاقوت در رنگ های مختلفی در طبیعت وجود دارد که حتی شامل گونه آبی رنگ آن نیز می شود که با نام مشهور یاقوت کبود یاSapphire شناخته می شود . این سنگ مانند یاقوت های دیگر جز خانواده کروندوم corundum است. یاقوت کبود در صنعت جواهرسازی بسیار پرکاربرد بوده و به همین دلیل از دیر باز مورد توجه گوهرشناسان قرار داشته است. نامSapphire برگرفته از واژه یونانی sappheiros به معنی سنگ آبی و نام علمی آن اکسید آلومینیوم است. سختی این سنگ در مقیاس موس برابر با عدد 9 است و بدیت ترتیب در زمره سخترین گوهر ها دسته بندی می شود.
     



    ترکیب موادی مانند آهن، تیتانیوم، کروم، مس و منیزیم می تواند به اکسید آلومینیوم رنگ های آبی، زرد، صورتی، بنفش، نارنجی و سبز بدهد به همین دلیل برخلاف آنچه که عوام می پندارند یاقوت دارای رنگ های مختلفی است از معروف ترین آنها می توان به یاقوت سرخ اشاره کرد.

    رنگ های یاقوت کبود
    یاقوت کبود به دلیل داشتن عناصر آهن و تیتانیوم دارای طیف وسیعی از رنگ آبی است و در طبیعت از آبی تیره تا آبی مایل به بنفش دیده می شود. از محبوب ترین یاقوت های کبود میتوان به یاقوت کبود کشمیر اشاره کرد. این نوع یاقوت بدلیل رنگ آبی مایل به بنفش آن محبوبیت خاصی دارد و جز با ارزش ترین یاقوت های کبود محسوب می شود. به یاقوت کشمیری Cornflower Blue Sapphire نیز گفته می شود.



    شفافیت
    شفافیت یا Clarity که به آن پاکی نیز می گویند یکی از عوامل مهم در سنجش میزان کیفیت گوهر محسوب می شود. ولی با استفاده از همین ناخالصی ها هم می توان نوع طبیعی و مصنوعی سنگ را از هم شناخت. یاقوت کبود دارای باریکه هایی از روتیل (Rutile needles) است که بر روی تمامی سطح سنگ پخش شده و شفافیت سنگ را کاهش می دهد. این باریکه ها به نام سیلک (SilK) شناخته می شوند.

    اگر شماهم به صنعت گوهرشناسی علاقه دارید،می توانید با حضور در دوره های گوهرشناسی و گوهرتراشی شرکت آرگو ،به این صنعت پررونق وارد شوید. همچنین شرکت آرگو که در زمینه واردات دستگاه های گوهر شناسی و گوهر تراشی نیز فعال است، می تواند شما را در خرید تجهیزات مورد نیاز راهنمایی کند.
  • آشنایی با گوهر یاقوت ستاره ای
     
    در مطالب قبل درباره دو گوهر معروف یاقوت سرخ و یاقوت کبود صحبت کردیم،در این مطلب می خواهیم نوع دیگری از یاقوت را معرفی کنیم که در میان ایرانیان کمتر شناخته شده است. این گوهر یاقوت ستاره ای (Star Sapphire) نام دارد. علت این نام گذاری وجود خط های ستاره شکل بر روی سنگ می باشد. جنس این خط ها ماده ای به نام سیلک است که حضور آن در یاقوت کبود باعث کاهش شفافیت و درنتیجه کاهش قیمت آن می شود. اما تجمع همین نا خالصی ها به صورت یکپارچه خط هایی را ایجاد می کند که با تراش مناسب گوهر می توان حالت ستاره به آن داد و سنگی قیمتی را به وجود آورد.


    رنگ
    یاقوت ستاره دار اغلب دارای رنگ آبی است ولی به رنگ های صورتی، نارنجی، زرد، سبز، بنفش کم رنگ و خاکستری مایل به سیاه نیز یافت می شود. عنصر رنگ دهنده در یاقوت کبود آهن و تیتانیوم و وانادیوم (Vanadium) است که مورد اخیر تنها در گونه بنفش رنگ یافت می شود. وجود مقدار کمی آهن نیز می تواند دلیل بوجود آمدن رنگ زرد و سبز شود. رنگ صورتی برخی یاقوت ها حاصل وجود مقداری کروم است و آهن و واندیوم با هم طیف نارنجی را تشکیل می دهند.
    star sapphire

    نکاتی برای خرید یاقوت ستاره دار (Star Sapphire)
    پرطرفدارترین رنگ این سنگ قیمتی آبی روشن و آبی تیره است، پس اگر به فکر تجارت با این گوهر هستید این رنگ را بیشتر مد نظر داشته باشید، البته باید دقت داشت که 6 خط تشکیل دهنده ستاره آن در زیر نور طبیعی مشخص باشد زیرا با استفاده از تکنیک های نورپردازی در عکس آنرا واضح تر نشان می دهند. از لحاظ شفافیت سنگ، به دلیل اینکه خود ستاره حاصل نا خالصی است باید توقع ناخالصی های پراکنده در گوهر را داشته باشید.

    star sapphireتراش یاقوت ستاره دار
    اکثر یاقوت های ستاره بدون توجه به میزان شفافیت یا کدر بودن آن به صورت دامله یا همان گنبدی شکل تراش داده می شوند. زیرا این نوع تراش باعث می شود ستاره روی سنگ بهتر نمایش داده شود. یک تراش خوب دامله باید دارای تقارن خوب و گنبدی صاف بوده و از هر زاویه ای که به گوهر نگاه می کنید باید حالت گرد آن قابل مشاهده باشد.

    منابع Star Sapphire
    امروزه مهمترین منابع این گوهر استرالیا، میانمار، سریلانکا و تایلند است، ولی مقدار قابل توجهی از یاقوت ستاره دار در برزیل، کامبوج، چین، کنیا، ماداگاسکار مالاوی، نیجریه، پاکستان، رواندا، تانزانیا، ایالات متحده آمریکا (ایالت مونتانا)، ویتنام و زیمبابوه وجود دارد.

    روش های بهبود یاقوت ستاره ای
    همواره برای بهبود رنگ، شفافیت و از بین بردن ضایعات در گوهر ها از روش های مختلفی استفاده می شود. برای این گوهر ،گرم کردن با دمایی بین 1700 تا 1800 درجه سانتیگراد برای چندین ساعت کاربرد دارد. این روش اغلب باعث بهبود رنگ و وضوح جواهر می شود. گاهی اوقات برای بهبود ستاره روی یاقوت آنرا همراه با تیتانیوم گرم می کنند که البته گران قیمت ترین روش بهبود این سنگ کم نظیر است.
  • آموزش قدم به قدم جواهر سازی
     

    - الوم ALUM

    نمک معدنی رنگی که در رنگ‌آمیزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.کریستال‌های خشکی که در آب گرم حل می‌شوند، محلول شورمزه‌ای را از خود باقی می‌گذارند که برای استفاده در منزل مناسب هستند. این محلول را می‌توان از دراگ‌استورها و داروخانه‌ها تهیه کرد.

     - افزایش میزان استحکام فلز”تابیدن“ ANNEALING

    روند و پروسه گرم و سردسازی فلزات تحت درجه حرارت معین به منظور افزایش قابلیت چکش‌خواری و ساخت که موجب استحکام فلز می‌شود.

    -  برقراری تعادل BALANCING

    قبل از لحیم کردن شکاف یا نافذ موجود، دو قسمت مورد نظر جواهر باید در آغاز به گونه‌ای در کنار یکدیگر واقع شوند که به هنگام حرارت دیدن از یکدیگر جدا شوند. اقدام مزبور را برقراری تعادل می‌نامند.

    -  چکش بال‌پین BALLPEIN HAMMER

    چکش فولادی سنگین‌وزنی است که یک طرف آن مدور و سمت دیگر صاف است.

    -  فلزات پایه BASE METALS

    فلزاتی هستند که شامل آهن نمی‌شوند. فلزاتی همانند مس و برنج را می‌توان در این طبقه قرار داد. این گونه فلزات به وفور یافت می‌شوند.

     - بزل ”دیوارکوب“ BEZEL

    منظور از Bezel سبک ساده‌ای از مخراج‌کاری یا ”ستینگsetting“ است که در آن از نوار باریکی استفاده می‌شود که دور سنگ قرار گرفته و با راندن آن به سمت لبه و حاشیه بالا، موجب می‌شود سنگ در جای خود باقی بماند.

     - سیم‌پیچیBINDING WIRE

    در لحیم‌کاری، منافذ و درزهای سنگ توسط سیم مسدود می‌شود. این گونه سیم‌ها در ابعاد و اندازه‌های مختلف در دسترس هستند.

    -  بوراکس BORAX

    مخلوط گدازآوری که از سوی جواهرسازان کاربرد داشته و معمولاً در قالب مخروطی سه بعدی موجود است و باید در ظرف‌های کوچک سفالین با آب مخلوط شده تا محلول مورد نظر به وجود آید.

    -  بوف یا پرداخت‌کاری BUFF

    عملکرد مزبور به چرخ‌های پولیش ارتباط دارد که با ترکیباتی مانند” تریپولیTripoli“ یا ”رژRouge“ همراه است.

    - بوف استیک BUFF STICK

    منظور از اصطلاح مزبور قطعاتی از چوب در اشکال مختلف است که برای از میان بردن علائم و آثار ناشی از سوهان‌کاری و خراشیدگی‌هایی که توسط فلز ایجاد شده بدنه آن با کاغذ صیقل‌دهنده پوشانیده می‌شود.

    -  صیقل‌دهنده BURNISHER

    ابزاری کوچک، فولادی، باریک و بسیار ظریف است که برای سائیدن فلز استفاده می‌شود و بدین طریق محصول نهایی پولیش‌یافته‌ای عرضه می‌شود.

    -  پروانه یا باترفلای BUTTERFLY

    ابزاری کوچک و حلقوی شکل که پشت گوشواره لغزیده و آن را در جای خود نگاه می‌دارد.

     - کابوشن CABOCHON

    اصطلاح مزبور در توصیف تراش سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی کاربرد دارد که معمولاً قسمت بالای سنگ گنبدی شکل بوده و پشت سنگ صاف است.

    -  ریخته‌گری CASTING

    پروسه انباشته‌سازی قالب‌ها از فلز ذوب شده به منظور تکثیر قطعات جواهر را ریخته‌گری می‌نامند. عموماً نمونه‌های معمول شامل ریخته‌گری به شیوه ”کاتل فیشCuttlefish“ و ”لاست واکس Lost wax “می‌شوند. ریخته‌گری ”لاست واکس“ معمولاً توسط جواهرسازان استفاده می‌شود که تکثیر طرح‌های تجاری و گرانقیمت را مدنظر دارند. برای انجام این فعالیت ریخته‌گران ماهر به این کار گمارده می‌شوند.

    -  سوزن کاتر COTTER PIN

    سوزن فلز و تاشو کاتر در انجام لحیم‌کاری‌های سخت کاربرد می‌یابد.

     - دومینگ یا ساخت گنبدی DOMING

    پروسه منحنی‌سازی ورقه فلز که در ساخت منجوق یا مهره‌های توخالی به کار گرفته می‌شود را اصطلاحاً ”دومینگ“ گویند.

    -  صفحه رسم DRAW PLATE

    صفحه‌ای فولادی حاوی منافذی درجه‌بندی شده و قالبی است که از درون آنها سیمی کشیده شده تا از ضخامت صفحه کاسته و نمای آن را تغییر دهد.

    -  انبردست رسم DRAW TONGS

    انبردست‌هایی بزرگ حاوی گیره‌هایی دندانه‌ای شکل هستند که برای گرفتن سیم به هنگام ورود به صفحه سیم استفاده می‌شود.

    - چکش‌خواری یا قابلیت انعطاف DUCTILITY

    توانایی تبدیل فلز به سیم را قابلیت چکش‌خواری فلز نامند.

    - تراش FACET

    سطوح صاف و صیقلی سنگ‌های قیمتی تحت تأثیر تراش جلا و درخشش طبیعی ویژه‌ای می‌یابند.

    -  یافته‌ها FINDINGS

    منظور از یافته‌ها، مجموعه اطلاعاتی است که درباره سنجاق‌ها، گیره‌ها، قفل و چفت‌های مربوط به گوش و دیگر ابزار ساخت جواهرات جمع‌آوری شده است .

    - ابزار ساخت -Materials

    قابل استفاده‌ترین ابزار ساخت جواهر بدون تردید “ فلز” است. قابلیت چکش‌خواری، قدرت، زیبایی و دوام آن شرایط ایده‌آلی را برای کار فراهم نموده‌است. دیگر ابزار مفید شامل مهره‌ها یا “ بیدهاBeads “ ‌و سنگ‌ها است.

     - فلزات پایه و فلزات گرانبها

    منظور از فلزات پایه، فلزاتی است که در آنها آهنی وجود ندارد و به‌وفور در دسترس و تا‌حدودی ارزان‌ قیمت نیز هستند. انتخاب فلز مورد نظر تا حدود زیادی به خصوصیات آن مانند رنگ و وزن بستگی دارد.با توجه به برخی موارد استثنایی به‌خصوص آلومینیم، پروژه‌های پیشنهادی را می‌توان با استفاده از هر نوع فلز پایه‌ای ساخت.

    زمانی که به تکنیک‌های ساخت جواهر اعتماد پیدا می‌کنید و در واقع اطمینان شما نسبت به آنها بیشتر می‌شود، بدون شک کار‌برد فلزات گرانبها گام بعدی‌تان خواهدبود. فلزات با ارزش، فلزات نادر و کمیابی هستند که در برابر اکسیداسیون و فرسایش مقاومند و به‌علت راحتی اره و سوهان‌کاری و همچنین جوشکاری تمیزتر، قابلیت انعطاف و تبدیل شدن آن به اشکال مختلف بیشاز فلزات دیگر طرفدار دارد.

    تنها مانع کاربرد این‌گونه فلزات قیمت گزاف آنها یا خرید مواد خام است. برنامه‌ریزی دقیق به‌منظور اجتناب از اتلاف مواد موجود و جمع‌آوری خرده‌ها و ذرات آن برای کسب نقدینگی و رفع معضل مذکور توصیه می‌شود.

    تمامی فلزات به صورت ورقه، کلاف‌های سیمی و لوله‌ها و میله‌هایی در اشکال مختلف فروخته می‌شوند. فلزات گرانبها بر اساس وزن به فروش می‌رسند و هزینه آنها بر اساس نوسانات قیمت بازار روزانه کالا متغیر است. فلزات را می‌توان به صورت ورقه به اشکال مختلف لوله‌ای یا میله‌ای و سیمی خریداری کرد.

     - اندازه‌گیری

    فلزات بر حسب اندازه‌گیری‌های مبتنی بر مقیاس سنجش، امپریال و متریک به فروش رسیده یا مورد استفاده قرار می‌گیرند. بسیاری از اندازه‌گیری کاربردی در ساخت جواهرات بسیار خرد و کوچک هستند. با این وجود مقادیر مزبور برای دستیابی به نتیجه‌ای رضایت‌بخش ضروری قلمداد می شوند. در طی چند دههِ گذشته تولیدکنندگان و جواهرسازان اقدام به استاندارد نمودن اندازه‌گیری‌ها برحسب سیستم متریک نموده‌اند، زیرا دقیق‌ترین شیوهِ اندازه‌گیری به‌شمار می‌آید.

    -  یافته‌ها و نتایج به‌دست آمده

    مؤلفه‌ها و اجزاء تشکیل دهنده جواهرات تحت عنوان " یافته‌ها" مطرح می‌شوند و مـی‌تـواننـد شـامـل هـر شی‌ای خواه تـیـــــرک‌هـــــای ســـــاده گــــوش Earposts کــه بـرای تـزئیـن گوشواره به‌کار برده می‌شوند خـواه عملیـات پیچیـده نصب مـختـص بـه حلقـه‌های الماس نشان، به‌شوند. جواهر‌ساز مبتدی ایــن امـکــان را دارد تـا قطعـات آماده‌ای را برای طرح‌هایش تهیه نماید. زنجیرهای زیبا‌،‌ حلقه‌ها و گیره‌ها، به اشکال مختلف و به وفور در دسترس قرار دارند و خرید آنها بیش از ساختن، به صرفهاست.

    -  سنگ‌ها و منجوق‌ها

    ترکیب رنگ و بافت دیگر مواد با فلز همواره یکی از دلپذیر‌ترین اقدامات در قلمرو جواهر‌سازی محسوب می‌شده است. به‌کارگیری سنگ‌های نیمه‌قیمتی و قیمتی هر دو کارکردی مهیج، جالب و مثمرثمر به‌شمار می‌آیند.

    امکان خرید اینگونه اقلام چه به‌صورت منجوق یا مهره‌هایی سوراخ شده برای به بند کشیدن، یا در قالب سنگ‌های منحصر به فردی که صاف و صیقلی ( کابوشن ) جلوه می‌کنند و یا به منظور افزایش درجه شفافیت طبیعی تراش یافته‌اند،‌ وجود دارد. سنگ‌های کابوشن ساده‌ترین نمونه سنگ بوده و برای فرد مبتدی در آغاز کار مناسب است


  • آموزش قدم به قدم جواهر سازی 2
     

    - رسم خطوط صافDraw Straight Lines

    ۱) از اسکرایب Scribe یا خط‌کش استیل برای رسم خطوط صاف و مستقیم استفاده کنید. اسکرایب را طوری در دست نگاه‌دارید که نوک آن در مقابل خط‌کش قرار گیرد و سپس خط را رسم کنید.

    ۲) از ابزار مربع شکل برای نشانه‌گذاری زوایای قائمه سود جویید، به‌طوری‌که کاملا بر روی لبه صفحه فلز قرار گیرد. مربع و فلز را به هنگام رسم خط در یک‌ دست گرفته و اسکرایب در دست دیگر شما باشد.

    ۳) برای مشخص ساختن مقیاس پرگار دو لبه آن را روی قسمت کناری و حاشیه‌ای ”خط‌کش استیل“‌ قرار داده و آن را بر طبق درجات اندازه‌گیری شده تنظیم کنید. سپس پرگار را به یک سمت بکشانید تا تقسیمات خط‌کش را دقیق‌تر مشاهده نمایید.

    ۴) از پرگار برای رسم خطوط موازی و علامت‌گذاری اندازه‌گیری‌های تکراری استفاده کنید. پرگار را طوری در دست نگاه دارید تا حالت زاویه‌داری داشته باشد و صاف به‌نظر نرسد. این اقدام مشاهده رسم خطوط را به‌صورت واضح میسر می‌سازد و کنترل بیشتر آن را فراهم می‌آورد.

     رسم خطوط مدور و دایرهDrawing Circles

    ۱) مرکز دایره ورقه فلزی را به آرامی با چکش علامت‌گذاری کنید و به‌طوری‌که با اثر ایجاد شده توسط آن نیز هماهنگی داشته‌باشد. ضربه نباید سخت و شدید باشد که موجب خرابی فلز شود. ورقه فلز را روی یک قطعه کاغذ قرار دهید.

    ۲( پرگار را بر حسب اندازه‌گیری شعاع تنظیم نمایید (رسم خطوط صاف در مرحله سوم را مشاهده کنید). یکی از نقاط پرگار را برروی علامت مرکزی قرار دهید، سپس برای مشاهده واضح فلز آن را اندکی کج کنید. پرگار را محکم در جای خود نگه‌داشته و ورقه را برای درست کردن یک دایره را برگردانید. این عمل راحت‌تر از برگرداندن یا چرخاندن پرگار است.

     انتقال طرح Transferring Design

    شیوه (1 کاربرد کاغذ رسمMethod ۱_ Using Tracing Paper

    شیوه‌های مختلفی برای انتقال طرح‌های پیچیده برروی فلز قبل از برش آنها وجود دارد. پس از رسم طرح روی ورق یکی از تکنیک‌های زیر را به‌کار گیرید. در روش‌های ۱ و۲ دست باید ثابت باشد و روش ۳ نیازمند صبر و تحمل بیشتری است،‌ اما برای کسانی که دستشان آرام نیست و مدام در حال حرکت است مناسب به‌نظر می‌رسد.

    1) در آغاز یک برگه از کاغذ رسم را روی طرح قرار داده و آن را روی ورق منعکس کنید. در این کار از یک مداد محکم یا بسیار ظریف استفاده کنید. هر چقدر خطوط ظریف‌تر باشد، نتیجه کار دقیق‌تر خواهد‌‌بود.

    (2 ورقه رسم را مرتب سازید و لبه‌های آن را صاف کنید به‌طوری‌که دور حاشیه طرح ورقه اضافی کمتری باقی بماند. شکل را با قیچی از کاغذ جدا نسازید و آن را نبرید.

    ۳( ورقه‌ای نازک از کاغذ را به سمت دیگر آن بچسبانید تا روی فلز قرار گیرد. سپس اجازه دهید هر دو خشک شوند و محکم به یکدیگر متصل شوند.

    ۴( لبه صاف خط‌کش را در امتداد طرح قرار دهید تا هر گونه چروک ایجاد شده از میان برود.

    ۵( اطراف طرح را ببرید (تکنیک ۲) تا دو قسمت اصلی آن شکل واقعی خود را بیابند. سعی کنید قبل از برداشتن و جداسازی کاغذ نازک، عمل بریدن و سوهان‌کاری را انجام دهید. این اقدام راهنمایی اقدامات بعدی شما محسوب می‌شود. ورقه را با ابزار بلند کنند. پولیش ناخن برداشته، همچنین می‌توانید آن را با شعله ملایمی بسوزانید.

     استفاده از کاغذ کربنMethod ۲_ Ussing Carbon Paper

    پس از تمیز کردن فلز با کاغذ سمباده، به کمک قطعه‌ای از خمیر مدل سطح را ماساژ دهید. این عمل مواد روغنی را از خود به‌جا می‌گذارد. یک ورقه کاغذ کربن را روی فلز بگذارید و سپس طرح خود را روی ورقه کربن قرار دهید. به کمک نوار ماسک هر دو را محکم سازید تا مانع از لیز خوردن آنها شود.

    ۲- از مواد نوک تیز یا اسکرایب برای رسم محکم روی طرح استفاده کنید. فشار دست شما در هر حالت یکسان باشد و هیچ قسمتی از طرح جا نیافتد


  • آموزش قدم به قدم جواهر سازی : گوشواره
     

    سیم های گوشواره در اشکال مختلف یافت می شوند ، برخی ساده وبرخی جنبه تزیینی دارند. پشت گوشواره های چسبان و مدل پروانه ای بیشترین کاربرد را دارند و نمونه های آماده آنان در دسترس است. اغلب اوقات می توانید مدل خاص خود را بسازید تا در قسمت پشت گوشواره های برجسته لحیم کاری شوند. یک حلقه زیبای گوشواره ساده ترین شکل سیم گوشواره است که برای مدل های مختلف کاربرد داشته و می توان از آن نخ عبور دارد. سیم های اطمینان در قسمت پشت جهت آن که محکم تر نگه داشته شوند حاوی یک گیره فنری هستند و ساخت آن ها دشوار تر است.

    ازآنجا که خم سازی سیم به مهارت زیادی نیاز دارد ، قبل ساخت دو نمونه مشابه باید تا حدودی تلاش لازم را به کار گیرید، لذا سیم اضافی لازم است . به هنگام ساخت قالب های یکسان [ تکنیک ۸] باید هر یک از مراحل ساخت رابرای دو سیم واحد مورد توجه قرار دهید و هر دو را هم زمان باهم بسازید. کاربرد فلزات گرانبها برای ساخت گوشواره ها توصیه می شود، زیرا از واکنش های الرژیک ممانعت به عمل می آید . در واقع حساسیت ایجاد نمی کنند.

    ۱ ) تکه از سیم را با قیچی ببرید . ته هر یک از سیم ها را با سوهان سوزنی مسطح ، صاف کنید [ تکنیک ۴] . قسمت انتهایی بخشی است که باید جهت قرارگرفتن بر روی قطعات جواهر لحیم کاری شوند.

    ۲(  قسمت دیگر سیم را با سوهان به شکل مدور در آورید و حلقه کنید. هنگامی که به انجام این کار مشغولید سیم را در مقابل درز گیره قرار دهید. قسمت انتهایی باید وارد سوراخ گوش شود، لذا باید صاف و به طور کامل مدور باشد. از انگشت سبابه برای لمس بخش انتهایی استفاده کنید، زیرا بهتر از چشم موقعیت کاری شما ارزیابی می کند. گیره های گوشواره به طور نرمال دراین مرحله در جای خود لحیم می شوند.

    ۳) در انتهای هر گیره، شیاری ایجاد کنید تا پروانه لیز نخورد. گیره را حدود از قسمت انتهای قیچی دور نگه دارید سپس به دور آن بپیچید تا شیاری کم عمق داشته باشید، آن را محکم با قیچی نگیرید زیرا ممکن است باعث بریدن گیره شوید.

    ۴) به طور متناوب و به آرامی با قیچی گیره را فشار دهید تا شیاری ایجاد شود. سپس آن را زمانی که در جای خود لحیم کاری شده است به کمک قیچی لبه صاف کنید و چند بار پیچ دهید. این امر گیره را کمتر مستعد خم شدن می سازد.

    Butterflies- -

    ۱) طرح یا الگو را روی ورقه فلزی [ تکنیک ۱] علامتگذاری کنید. سوراخ مرکزی را با پانچ محوری علامت بگذارید. از template برای قراردادن پرگار روی شعاع صحیح بر روی دایره میانی استفاده کنید ، همچنین از نوک مته ای هم عرض گیره گوشواره استفاده گردد تا ایجاد سوراخی در وسط آن میسر باشد [ تکنیک ۳]. از الگو برای قراردادن پرگار در عرض صحیح خطوط صاف الگو استفادهشده و این خطوط با پرگار و خط کش رسم گردند. انتهای مورب دو قطعه با خط کش رسم شوند. به دقت قسمت های زاید یا اضافی سوهان کاری شوند. [تکنیک۲] از تیغه ۰/۶ به علت ظرافت و با یک بودن فلز استفاده گردد.

    ۲) خطوط مرکزی را علامت گذاری کنید وخط کش استیل در مقابل قلم قرار گیرد.

    ۳) به دقت قالب رابا سوهان ضامن دار مسطح سوهان کاری کنید ( تکنیک ۴)

    ۴) قطعه را بر روی خط بوف یا ورقه ای از سنباده مالش دهید تا آثار بر جای ماده رفع گردد (تکنیک ۵ )

    ۵(- سپس یک قسمت از قطعه را با قیچی حاوی دماغه دور نگه دارید و با خم کردن بقیه فلز توسط انگشت آن را پیچ دهید ( تکنیک ۸(

    ۶( همین کار را برای قسمت دیگر انجام دهید، هر دو قسمت پیچ خورده باید در وسط دایره رو ئبه روی هم قرار گیرند. این مرحله تکرار گردد تا پروانه دوم ساخته شود.

    - حلقه های گوشواره Ear Hooks

    1)  تکه از سیم نقره را با قیچی ببرید ( تکنیک ۲) . یکی از سیم ها را موچین نگه دارید و یک سمت آن را وارد بوراکس سازید (تکنیک ۱۱) . نوک سیم راحرارت دهید تا ذوب شود . قطعه ای از نقره ذوب شده تا بالای سیم جریان خواهد یافت. مسیر شعله را تغییر دهید تا قطعه نقره حرکتی یکنواخت داشته باشد. قبل از آن که نقره بسیار بزرگ شود شعله را کنار بگذارید.

    ۲)  این کار را با سیم دیگر به انجام برسانید پس آن دو را در آب و نمک بگذارید ( تکنیک ۴) سیم را در مقابل شکاف گیره به هنگام سوهان کاری قرار دهید.

    ۳)  قسمت مهره مانند را محکم دور ماندرل بپیچانید تا یک حلقه مدورشکل گیرد ( تکنیک ۸). از ماندرل با قطر و پانچ گنبدی شکل استفاده شود.

    ۴) حلقه دیگری را در جهت مقابل برای به وجود آوردن طرحی به صورت عدد ۸ بسازید.

    ۵) از قیچی های نیم مدور برای خم سازی انتهای سیم به سمت عقب استفاده کنید. این کار را باملایمت انجام دهید زیرا علامت گذاری سیم های ظریف آسان است . سمت مدور قیچی رادر جهت داخلی منحنی نگه دارید.


  • آمیتیست (Amethyst)
    وجه تسمیه: از واژه آماتیس به معنای بنفش اخذ شده است


     - فرمول شيميايي:  SiO2

     - سیستم تبلور: هگزاگونال تا دمای 573 درجه

     - شکل بلورها: منشوری - بی پیرامیدال - پسودوکوبیک

    - اشکال ظاهری: بلوری - آگرگات دانه ای - توده ای

    - رده بندی: اکسید

     - جلا: شیشه ای - صدفی

    - رخ: ناقص - مطابق با سطح 1011

    -  شکستگی: صدفی - تراشه ای خشن

     - سختی:  7

     - وزن مخصوص:  2.65

     - ميزان شفافيت : شفاف - نیمه کدر

     - رنگ : بنفش - سیاه - خاکستری - قهوه ای - تیره - سبز- صورتی

     بطور کلی به رنگ اصلی بنفش کم‌رنگ تا خیلی پررنگ و نیز رنگ ارغوانی دیده می‌شود.

    آمتیست برزیل و ماداگاسکار، در دمای 750-575 درجه سانتی‌گراد در حمام شنی یا کوره الکتریکی بی‌رنگ می‌شود در حالی که آمتیست‌های دیگر به رنگ زرد تا قهوه‌ای درمی‌آیند.که البته رنگ آن با رنگ زرد درکوهی و سیترین تطبیق می‌کند و رنگ آمتیست بیشتر در ارتباط با محل پیدایش آن می‌باشد. . آمتیست به وسیله حرارت دادن به رنگ توپاز (زرد رنگ) و برخی نیز به رنگ سبز در می‌آیند (گرم کردن تا حد سوزاندن(.

     - رنگ اثر خط: سیاه

     - ژیزمان : کمیاب ; آلمان غربی وشرقی ، چک واسلواکی ، رومانی ، روسیه ، برزیل ، امریکا ، ماداگاسکار ، مکزیک و نامیبیا

     - پاراژنز: کالسدوئن کریستال دراک

     - تشابه کانی شناسی: آپاتیت - پولوسیت - بریل - توپاز - فناکیت

     - منشا تشکیل: ماگمایی - هیدروترمال

     - محل پیدایش: رومانی

     - کاربرد: جواهرسازی

     تشخيص نوع ساختگي آن از نوع طبيعي مشكل است.


  • آپاتيت (Apatite)
    - وجه تسمیه: واژه آپاتيت از كلمه يوناني فريب(deciet)منشا گرفته ، زيرا به راحتي با ساير كاني ها اشتباه گرفته ميشود .
    -فرمول شيميايي (: (F,Cl,OH3 Ca5(PO4
    -  شامل سه گروه می باشد:
    الف) فلوئور اپاتیت(F) : 3 Ca5 (PO4)
    ب) کلرور آپاتیت(CL): 3 Ca5 (PO4)
    ج) هیدرواکسید اپاتیت OH3 Ca5 (PO4)
    کانیهای فلوئورآپاتیت وهیدرواکسید اپاتیت بسیارکمیابتر هستند.
    - سیستم تبلور: هگزاگونال
    - شکل بلورها: منشورهای طویل - قرصی شکل
    - اشکال ظاهری: بلوری - آگرگات دانه ای - توده ای- نیمه شکل دار - اوولیتی
    - رده بندی: فسفات
    - جلا: شیشه ای – چرب
    - رخ: ناقص- مطابق با سطح/0001/,/1010/
    - سختی: ترد 5
    - وزن مخصوص: 15/3 تا22/3
    - ميزان شفافيت : شفاف - نیمه شفاف
    - رنگ : سفید - زرد متمایل به سبز- سبز - سبزآبی - بنفش - قرمز - قهوه ای قرمز
    - رنگ اثر خط: سفید
    - ژیزمان: فراوان ; آلمان غربی و شرقی، چک و اسلواکی ، پرتغال ، نروژ ، سوئیس ، مکزیک ، سوئد، URSS ،افریقای جنوبی
    - پاراژنز: فلوئوریت،آرسنوپیریت،کاسیتریت،توپاز و غیره
    - ترکیب شیمیایی: پیچیده ـ ادخال فراوان با کلروآپاتیت ـآلستاریت و منگالدیت
    - تشابه کانی شناسی: نفلین - کوارتز - بریل
    - منشا تشکیل: ماگمایی - پگماتیتی - پنوماتولیتی - هیدروترمال – رسوبی
    -محل پیدایش: کانادا
    - کاربرد: بلورهای فسفات تعداد بسیارزیادی برای تامین کودهای شیمیایی فسفاته به کارمی رود.

    درصنایع شیمیایی برای تهیه اسید فسفریک درکبریت سازی ،تهیه اسید فلوئوردریک درصنعتف صنعت سرامیک سازی وغیره مصرف می شود. انواع  شفاف وخوش رنگ ان به عنوان جواهر به کار می رود.
     

    - کلوفان:
    وازه کلوفان در مورد اپاتیت های توده ای ومخفی بلور اپاتیت بکار می رود که بخش اعظم سنگهای فسفاته وفسیلهای استخوانها را شامل می شود.
     

    - فسفوسفریت:
    اپاتیت های خاک مانند توام با مواد دیگر را معمولا فسفوسفریت می گویند.به رنگ بی رنگ تا سفید اغلب به صورت سبز کمرنگ تا سبز زمردی ،کبودآسمانی ،زرد،قهوه ای دیده می شود درقدیم این کانی با کانیهای بریل ،دیوپسروتورمالین اشتباه می شده است.


  • ابزار آلات تست و شناسایی جواهرات
    کارخانه Presidium قدیمی ترین شرکتی است که دقیق ترین ابزار آلات تست و شناسایی جواهرات را می سازد . دستگاه های این کارخانه به تایید موسسه GIA آمریکا رسیده است .آقای حامد اتحادی نماینده ی رسمی شرکت Presidium در ایران می باشد و کلیه دستگاه ها با مهر و امضا و گارانتی 1 ساله به فروش می رسند.

     

    MULTI TESTER

     


     

    دقیق ترین دستگاه شناخت الماس از سنگ های تقلبی دیگر مثل شیشه ، زیرکون و مویزانایت می باشد.



     

    PGT / CSE

     

     


     

    پرفروش ترین دستگاه Tester حرارتی سنگها در دنیا

    کلیه کانی های قیمتی و نیمه قیمتی براساس بافت کریستالی و آرایش مولکولی انتقال حرارت متفاوتی دارند و به همین علت با اندازه گیری د قیق انتقال حرارت می توان نوع کانی را تشخیص داد.این دستگاه با استفاده از Probe دقیق ، میزان انتقال حرارت در کانی های مختلف  را اندازه می گیرد و اسم کانی مذبور را در نمایشگر نشان میدهد.

     

     

     



     

     

    PRM

     


     

    دستگاه اندازه گیری انعکاس نور

    اين دستگاه به صورت ديجيتالي نور سيموله شده را بر روي کاني مي تاباند.کاني مورد نظر براساس ميزان جلاي سطحي، مقداري از نور را جذب و بقيه را آن را بازتاب مي دهد. اين دستگاه ميزان بازتاب آنرا به صورت ديجيتالي اندازه گيري مي کند سپس با استفاده از Chart هاي مختلف نوع کاني شناسايي مي شود.(يک راه سريع و ساده براي شناسايي الماس از سنگ هاي تقلبي ديگر)

     



    PDT

     


     

    این دستگاه تلفیق دو دستگاه بالا می باشد و از هر سنگ قیمتی موجود در SOURCE خود نمونه دارد.

     

    PGCG

     


     

    دستگاه اندازه گیری وزن نگین های سوار شده و شناسایی آن ها .

    این دستگاه اولین نمونه از نوع خود در دنیا می باشد با استفاده از کامپیوتر نگین های سوار شده را بدون در آوردن از پایه آن شناسایی و تعیین وزن میکند.


  • اتاق کهربا
    کهربا نوعی کانی از طبقه مواد آلی است و نوعی ماده معدنی محسوب می‌شود که از درختان مخروطی‌شکل به‌دست می‌آید. عمومی‌ترین نمونه آن، کهربای بالتیک است که "ساکی‌نیتSuccinite "نامیده‌می‌شود. از نظر ظاهری کهربابه‌طورمعمول تحت تاثیر اکسیداسیون به رنگ قهوه‌‌ای یا خاکستری تیره دیده می‌شود. این ماده در آب حل نمی‌شود و به راحتی قابل استفاده و تغییرشکل نسیت. کهربا درحدود ۳۵۰ نوع رنگ دارد. به‌طور عمومی در اشکال و اندازه‌های مختلف یعنی چندین کیلوگرم یافت می‌شود.


    خوشگذرانی‌ها و ولخرجی‌های بی‌حد و اندازه، سیاست دربار، شرایط نابسامان و فجایع حاصل از جنگ سبب شکل‌گیری اسرارآمیزترین حکایت گنجینه سلطنتی شد و سرانجام بسیاری از اسرار اتاق افسانه‌ای کهربا لاینحل باقی ماند.

    افراد ولخرج افکار و آرمان‌های بزرگی را درسر می‌پرورانند. نمونه آن اولین پادشاه روس "فردریک اول" است که پس از تاجگذاری در سال ۱۷۰۱ به‌طور سریع بازسازی قصر عظیم سلطنتی در برلین را در سطحی گسترده آغاز کرد. او همچنین استفاده از کهربا را به ‌عنوان سنگ قیمتی و طبیعی که هرگز در قبل برای دکوراسیون داخلی موردتوجه قرارنگرفته‌بود را در امر تکمیل اتاق‌های قصر توصیه کرد.

    تعدادی از معماران مشهور دراین پروژه به‌کارگرفته‌شدند که پیش‌بینی می‌شد تهیه بیش از ۱۰۰ هزار قطعه پانل حکاکی‌شده کهربا، برای ۵۵ مترمربع در آن منظورشده‌است. دسیسه‌های بی‌پایان دربار سبب به تعویق‌افتادن اجرای طرح شد و سرانجام سبب‌شد تا شاه هرگز پایان این‌کار را نبیند.

    پس از مرگ او در سال ۱۷۱۳ جانشین شاه فردریک، "شاه فردریک ویلهلم اول" شد. او چندان اعتنایی به چنین اقدامی نداشت و آن را متوقف ساخت. پانل‌های کهربا و دیگر اجزاء ساختمان در انباری در برلین گذاشته‌شدند و باردیگر گرد و غبار تاریخ پرده ابهام براین طرح کشانید.

    در چند هزار مایلی شرق برلین، شایعاتی از این اتاق غیرعادی کهربا به گوش امپراطور روس "پطر اول"، مردی که به "پطر کبیر" شهرت داشت رسید. او تصمیم گرفت تا بر تعداد قطعات کلکسیون کهربایی خود بی‌افزاید و درسال ۱۷۱۶ "شاه فردریک ویلهلم اول" را متعاقد ساخت تا کل قطعات کهربا را به او به‌عنوان هدیه‌ای دیپلماتیک اهدا کند.

    ۱۸ جعبه بزرگ حاوی کهربا در نتیجه این توافق و براساس طرح موردنظر تزار ، به شهر جدید سنت‌پطرزبورگ در سال ۱۷۱۷ واردشدند. آنها در طول سفر شکل خود را حفظ کرده‌بودند اما دوباره به‌علت مشغولیات تزارپطرکبیر در امر ساخت سنت‌پطرزبورگ و همچنین احجاف و ظلم بسیار او به اطرافیان از جمله شکنجه وحشتناک پسرش "آلکسی" انجام این طرح راکد ماند.

    پس از روی کارآمدن امپراطور الیزابت‌اول دختر شاه در روسیه، او تصمیم گرفت تا در قصر جدید زمستانی خود، اتاق فراموش‌شده کهربا را باردیگر برپا سازد. از آنجا که تعداد قطعات کهربا کافی نبودند، معمار ایتالیایی او، از پلاسترهای آیینه‌گون و پانل‌هایی به رنگ کهربا جهت تکمیل اتاق استفاده‌کرد.

    درسال ۱۷۴۶ طرح ناکام، سرانجام برای اولین بار کامل ‌شد و به پایان رسید. اتاق کهربا برای پذیرایی‌های رسمی ملکه، مورد استفاده قرارمی‌گرفت. اما به‌دلایلی نامعلوم در سال ۱۷۵۵ الیزابت تصمیم به انتقال این اتاق به‌جای دیگر گرفت. باردیگر پانل‌ها جمع‌آوری‌شد و در درون جعبه‌ها جای داده‌شدند و به قصر تابستانی او انتقال یافتند که "تزارسکوجی‌سلوTzarskoje Selo "یا قصر "کارترین" نیز نامیده شد.


  • اثرات استفاده ازسنگ‌های قیمتی‌ جواهرات
    به نسبتی که از سنگ‌های گرانتری استفاده می‌کنید، به همان نسبت نیز با نیروهای کیهانی قویتری در ارتباط خواهید بود و این اثرات را به محیط اطراف خود پخش می‌نمایید. گاه سنگ‌های قیمتی، بیماری‌ها، درد و ناخوشبختی موجود در جسم اتری فرد را به‌خود جذی می‌کنند.
    در صورتی‌که فرد مبتلا به کم خونی(آنمی)، از یاقوت و مرجان، استفاده کند، این دو سنگ رنگ خود را می‌بازند.
    اگر فردی از نظر جسمی یا روحی سلامت نباشد، سنگ‌هایی مانند فیروزه، رنگ خود را از دست داده و یا رنگ آنها تغییر می‌کند. گاه برخی از سنگ‌ها از قبیل توپاز، زمرد و الماس، قدرت خود را به استفاده کننده می‌دهند. سرعت ارتعاشی برخی از سنگ‌ها از قبیل امتیست و سفایر موجب بیداری روحی فرد می‌شود، یا پاسخ‌گویی فرد را در مقابل ادراکات افزایش می‌دهد.
    از سنگ‌های خود استفاده کنید؛ آن‌ها را در صندوق‌های آهنی یا جعبه جواهرات محبوس ننمایید.
    روح و جسم خود را از این نیروهای بی نظیر که طبیعت به شما ارزانی داشته است محروم نسازید.
    اگر از سنگ‌ها برروی انگشت خود استفاده می‌نمایید، توجه کنید که سنگ‌ها طوری برروی انگشتر تعبیه شده باشند که پوست شما را مستقیما لمس نمایند، زیرا باین ترتیب قدرت بیشتری به شما منتقل می‌شود
    برخی از سنگ‌ها در هر دو صورت، تراش خورده و تراش نخورده، مفید هستند. با این همه برخی از سنگ‌ها می‌بایستی تراش خورده و صیقلی شوند، تا اثرات خود را ظاهر سازند. یاقوت کبود، هنگامی که تراش و صیقل خورده‌است، بالاترین اثر خود را نشان می‌دهد. برعکس امتیست، به‌فرم خام و ‌کریستال، بهترین اثر خود را ظاهر می‌کند.
    هنگامیکه سنگی را خریداری می‌کنید، درباره قیمت آن زیاد نگران نباشید. درنظر آورید که با صرف پول در خرید سنگهای قیمتی، از بیماری‌ها جلوگیری کرده‌اید. در غیر این‌صورت، ممکن است نیاز به پرداخت پول بیشتری برای ویزیت پزشک یا مخارج دارو و درمان داشته باشید. همچنین به‌جای خرید و استفاده از جواهرات نادر و بسیار گران، می‌توانید از سنگ‌های نیمه‌گران استفاده نمایید که فوائد بسیار دارند و می‌توانند جانشین جواهرات نادر و بسیارگران شوند. با این همه باید توجه کرد که سنگ‌های گرانبها مانند الماس، یاقوت، زمرد، سفایر، دارای خصوصیات معجزه آسایی هستند.
  • احياي يك اسطوره
    Haute Horlogerie با واژه‌اي جادويي است:‌ كارخانه‌ايي كه به‌ساخت بهترين ساعت‌ها شهرت دارد .بسياري از مارك‌هاي تجاري با مشكل گذر ‌زمان و قدمت مواجه هستند و خود را توليدكنندگان تازه كار مي‌خوانند .

     



    "‌دست‌ساز‌"‌ واژه‌اي مختصر است كه به محصولاتي اطلاق مي‌شود كه  توسط دست ساخته مي‌شوند.در ‌دنياي ساعت‌سازي اين واژه داراي معاني ضمني سحر‌آميزي مي‌باشد‌ زيرا به آن ‌دسته از مارك‌هاي ساعت اختصاص دارد كه قطعات متحرك و ساعت‌هايشان را خود توليد مي‌كنند. در گذشته اين مهارت تنها به شركت‌هاي خاص اختصاص داشت اما با عرضه‌ي موفق ساعت‌هاي كوارتز به بازار و جايگزيني ساعت‌هاي مكانيكي در دهه هفتاد، از مهارت و دانش شركت‌ها قطع اميد شد. 
    حدود دهه‌ي هشتاد بود كه ارزش‌هاي حقيقي ساعت سازي سنتي دو‌مرتبه احيا شد، اما ديگر براي سؤيس، سرزمين ساعت‌سازي دير بود. بسياري از شركت‌هاي ساعت‌سازي، دانش و متخصصانشان ديگر از بين رفته بودند. آنچه بر جاي مانده بود، معجون درهمي متشكل از چند شركت ساعت‌سازي سويسي، با نام گروه "سواچ Swatch Group "بود كه درحال حاضر نيز از مارك‌هاي تجاري باعنوان‌"‌برگوئت‌Breguet "،"بلنك پين Blancpain"، امگا و سواچ تشكيل يافته است. در آ‌ن‌زمان‌ "ايي تي ‌اي‌‌ETA "، مهم‌ترين توليد‌كننده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي كاليبر‌هاي پردازش نشده "‌unprocessed‌" براي ساعت‌هاي مچي‌، وجود داشت كه اقلام مورد نياز تعداد بي‌شماري از ساعت‌سازان سؤيسي و بين‌المللي را فراهم مي‌كرد‌. 
    گروه سواچ تصميم گرفت تعداد كالبيرهاي مكانيكي را كه براي ديگر شركت‌هاي ساعت‌سازي غير از گروه سواچ مي‌ساخت را به‌ميزان قابل ملاحظه‌ايي كاهش‌دهد. اين تصميم ‌بر جاه‌طلبي شركت‌هاي رقيب به‌طور قابل ملاحظه‌ايي افزود،‌ در همين زمان بود كه كالبير‌ها‌ي دست‌ساز مكانيكي بيش از پيش در نظر مشتريان اهميت يافتند.
    به همين دليل است كه بسياري از مارك‌هاي تجاري لوكس به‌منظور رقابت با مارك‌هايي نظير پاتك فيليپ، "اودمارس پيگوئت Audemars Piguet"،‌"جگر لكالتر‌Jaeger-Lecoultre""، "آي دبليوسي IWC" ياA-Lange&Shne" " به‌دنبال ارتقاء سطح كيفي توليدات دست‌ساز خود هستند‌‌. براي صعود به اين نقطه تنها به يك نوع كاليبر نياز است. بر‌اين اساس، مارك‌هاي سنتي نظير" پانراي Panerai" يا "ژان ريچارد Jean Richard " به دسته‌ي توليدكنندگان تازه‌كار ساعت‌هاي دست‌ساز پيوسته‌اند.




    1-مهارت، فناوري و ساخت قطعات به‌صورت دستي يكي از ويژگي‌هاي بارز شوپارد است.

    2-یكي از ساعت‌سازان ماهر شوپارد درحال نصبBalance Spring 

    3-شوپارد طي مدت 10 سال موفق به‌ساخت 5كاليبر جديد شد.


    "دنيل‌ ژان- ريچارد- ديت- برسل "Daniel Jean-Richard-dit Bressel  مؤسس شركت ژان- ريچارد مي‌باشد او در نيمه‌ي‌دوم قرن هفدهم صنعت ساعت‌سازي در‌رشته كوه‌هاي جورا را به جهان معرفي كرد. او ساعت‌ساز ماهري بود كه نوادگانش تا قرن بيستم به ساخت ساعت براي مشتريان صاحب‌نام اشتغال داشتند. اواخر دهه‌ي 1980 "لوئيجي‌‌ ماكالوسو‌Luigi Macaluso " حق استفاده از يك مارك تجاري را خريداري و آن‌را با شركت وسيع خود به نام "گروه سوويندSowind Group" 
    " ادغام كرد. 
    او مديريت شركت ساعت سازي "ژان ريچارد" را بر‌عهده دارد كه ساعت‌‌هاي نفيس و گرانبها توليد مي‌كند، صرف‌نظر از نام اين مارك تجاري و توانايي‌هاي آن در زمينه‌ي ابداعات تكنيكي اين شركت در حال حاضر از كاليبر دست‌ساز خود با نام JR1000"" مجهزبه" فنر"Winding  اتوماتيك، عقربه‌ي كوچك ثانيه‌شمار و صفحه‌‌ي ‌نمايش تاريخ استفاده مي‌كند. "JR 1000" امروزه برروي بسياري از ساعت‌هاي ژان ريچارد نصب مي‌شود و با عرضه‌ي مدل‌هاي جديدتر ارتقاء مي‌يابد. 
    مارك تجاري ايتاليايي نيز از يك توليدكننده‌ي سنتي، با قدمتي كه به سال 1860 برمي‌گردد به يك شركت توليدكننده‌ي تازه كار در زمينه‌ي ساعت‌هاي دست‌ساز تبديل شده است. پانراي كه داراي پيشينه‌ايي نظامي مي‌باشد براي توليد ساعت‌هاي با شكوه در اندازه‌هاي غير متعارف شهرت دارد و جايگاه خود را به‌عنوان توليد كننده‌ي ساعت‌هاي با‌دوام و فني تثبيت كرده است. شركت پانراي از سال 1997 در تملك "گروه ريچمونت Richmont Group " قرار داشت و در ميان مشتريان طرفدار مد از محبوبيت فراواني برخوردار بود و با عرضه‌ي اولين قطعه‌ي متحرك خود به‌نام كاليبر p.2002  در سال 2005 تصميم به‌نمايش توانمندي‌هاي خود گرفت. اين كاليبر مجهز به" عقربه‌ي فنريhand winding "  ، قدرت ذخيره انرژي به‌مدت 8‌ روز‌، صفحه‌ي نمايش منطقه‌ي دوم زماني و تاريخ بود. 
    مارك تجاري آلماني با نام " نوموس NOMOS " هنگام مواجه شدن با اين معيارها‌، يك توليد كننده تازه‌كار به‌شمار مي‌آيد . اين شركت از سال 1992 به توليد ساعت در"زاكسن"Saxony  اشتغال داشته كه در طراحي آن از "باوهاس Bauhaus" الهام گرفته شده است. اين مجموعه مجهز به قطعات متحرك اتوماتيك ساخت خود "روتور"Rotor  به نسبت بزرگ است كه داراي قابليت چرخش دو جهته مي‌باشد.

    يك مارك تجاري ديگر در گروه توليد كنندگان تازه‌‌كار ساعت‌هاي دست‌ساز وجود دارد. هيچ شركت ديگري بهتر از "شوپارد" قادر به تثبيت جايگاه خود به‌عنوان سازنده‌ي ساعت‌هاي دست‌ساز نبوده‌است. رضايت او با توليد يك كاليبر براي دستيابي به جايگاه توليدكنندگان ساعت‌هاي دست‌ساز تامين نشد، اما در عوض او شعبه‌ايي جديد درFleurier" "، شهري كوچك در نزديكي كوه‌هاي " نوشاتلNeuchatel "،را افتتاح كرد.



    4-ايستگاه قطار سابق در زاكسن(آلمان) درحال حاضر دفتر مركزي شركت" نوموسNomos"مي‌باشد.

    5-دفتر مركزي ژان ريچارد در "لا-چاكس-دفاندز در رشته كوههاي جورا در سؤييس.

    6-ساعتي زيبا و جذاب داراي قطعات دست ‌ساز، كاري از ژان‌ريچارد مجهز به كاليبر اتوماتيك JR1000.

    7-اوج مهارت در ساخت ساعت‌هاي دست‌ساز: مدل"ال.يو.سي توربيلون L.U.C Tourbillon"ساخت شوپارد

    8-مدل "برسل آلترنتيو Bressel Alternative" ساخت ژان‌ريچارد مجهز به كاليبر JR1000.

    9-طراحي مدل"1950 8Days GMT" ساخت شركت پانراي، مويد نظامي بودن مبناي شركت پانراي است.


  • احیاء کننده صنعت ساعت سوییس
    نیکولاس جورج‌هایاک در 19 فوریه سال 1928 در بیروت لبنان از مادری لبنانی و پدری لبنانی- آمریکایی متولد شد. پدر او یک دندانپزشک تحصیلکرده در دانشگاه لویولای شیکاگو بود. خواهر بزرگتر نیکولاس،‌ مونا همسر ژوزف فیلیپ کرم، معمار بزرگ لبنانی و برادر کوچکترش، سام نیز یکی از شهروندان سوئیس و مدیرعامل سابق گروه سوئیسی سیبرا است. هایاک در سال 1950 در بیروت با ماریان مزگر، دختر یک صنعتگر سوئیسی به نام ادوارد مزگر آشنا شد و در سال 1951 با او ازدواج کرد و به سوئیس نقل مکان کرد. این زوج صاحب دو فرزند به نام‌های نایلا و نیکولاس پسر شدند. این خانواده در سال 1964 به روستایی به ام میستر شواندن در 35 کیلومتری غرب زوریخ نقل مکان کردند. ‌هایاک تا آخر عمر خود در آن جا زندگی کرد.
    نیکولاس ‌هایاک اولین کار خود را به عنوان یک مامور جمع‌آوری آمار در یک شرکت بیمه مجدد شروع کرد. او سپس به عنوان مدیر بنگاه مهندسی پدر همسرش که در آن زمان بیمار بود استخدام شد. البته مدتی نگذشت که نیکولاس‌ هایاک کار خود را برای یافتن فرصتی برای یادگیری کارهای جدید رها کرد. 
    هایاک بنگاه مشاوره مدیریت خود را در سال 1957 با نام شرکت مهندسی‌ هایاک در زوریخ تاسیس کرد. ‌هایاک با انجام مشاوره‌های مدیریتی و اثرگذاشتن بر شرکت‌های مختلف بزرگ و چندملیتی در اروپا توانست کاری کند که این شرکت در صحنه کسب وکار سوئیس و اروپا شهرت پیدا کند. یکی از باورهای مدیریتی او همواره این بوده؛ کمیاب‌ترین منابع برای مدیریت ارشد، قابلیت کارآفرینی است. 
    شرکت مهندسی‌هایاک تا سال 1979 بیش از 300 مشتری در 30 کشور دنیا داشت. نیکولاس‌هایاک از آن زمان تا زمان مرگش رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت مهندسی ‌هایاک بود. 
    در اوایل دهه 1980 گروهی از بانکدارهای سوئیسی از نیکولاس‌ هایاک که تا آن زمان توانسته بود به عنوان چهره بسیار قابل اعتماد در کسب و کار سوئیس شهرت پیدا کند،‌ خواستند کار بررسی حساب‌ها و تسویه دو بنگاه تولید ساعت سوئیسی به نام‌های ASUAG و SSIH را انجام دهد. این دو شرکت در آن زمان به خاطر رقابت شدید از سوی تولیدکنندگان ژاپنی ساعت چون سیکو و سیتی‌زن در بحران به سر می‌بردند.‌هایاک باور داشت که صنعت تولید ساعت سوئیس همچنان می‌تواند در عرصه جهانی رقابتی باقی بماند و این دو شرکت نیز خواهند توانست پس از یک ساختاردهی مجدد در عملیات و تعریف برندهایی جدید مجددا به صحنه رقابت بازگردند. 
    ساختاردهی مجدد این شرکت‌ها با خلق ساعت سواچ همزمان شد. در این ساعت قطعات بسیار کمتری نسبت به ساعت‌های سنتی استفاده می‌شد و بنابراین ساخت آن ارزان‌تر بود. ساعت سواچ به صنعت ساعت سوئیس کمک کرد تا بتواند سهم بیشتری از بازار ساعت‌های ارزان قیمت‌تر (که سوئیس این بخش از بازار را به شرکت‌های ژاپنی باخته بود)، مجددا به دست آورد. اگرچه ساعت‌های پلاستیکی رنگی به سرعت به خاطر بازاریابی پرزرق و برقشان شهرت یافتند،‌‌هایاک همچنان بر اینکه ساعت سواچ پیشتاز نوآوری تکنولوژیک در این صنعت باشد، تاکید می‌کرد. 
    هایاک به مدت 4 سال به تقویت دو شرکت ساعت سازی ادامه داد و سپس آنها را با یک گروه سرمایه‌گذاری سوئیسی ادغام کرد و گروه جدیدی را در سال 1985 تاسیس کرد. او در سال 1986 رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت شد. نام اولیه این شرکت SMH بود، اما بعدها به گروه سواچ تغییر نام پیدا کرد. ‌هایاک نقشی تعیین‌کننده در شناساندن گروه سواچ در جهان داشت. استراتژی‌ای که او در اوایل دهه 1980 استفاده کرد باعث موفقیت کل صنعت ساعت سوئیس و بازیافتن جایگاه پیشتاز قبلی آن در صحنه جهانی از سال 1984 شد. 
    هایاک در سال 1996 یک جایزه دکترای افتخاری حقوق و اقتصاد از دانشگاه نوشاتل در سوئیس و در سال 1998 یک دکترای افتخاری حقوق و اقتصاد از دانشکده بنی کولتورالی دانشکده بولونیا در ایتالیا دریافت کرد. 
    هایاک در سال 2010 بر اثر سکته قلبی ناگهانی در حالی که در دفتر مرکزی گروه سواچ مشغول به کار بود از دنیا رفت. البته پسر او،‌ نیکولاس پسر قبل از مرگ او مدیر اجرایی شرکت بود و خود او همچنان در تصمیمات اصلی شرکت صاحب‌نظر بود. در حال حاضر نیک‌هایاک، مدیرعامل و نایلا‌هایاک رییس گروه سواچ هستند. فروش این گروه در سال 2009 بیش از 5 میلیارد و سود آن بیش از 700 میلیون فرانک سوئیس بود و بیش از 23560 نفر برای این شرکت مشغول به کار بودند. 
  • ارائه راهکارهايى براى توسعه صنعت جواهرات در ايران
     

    چکيده :

    بدون شک اگر قرار است شعار استقلال ،خود کفايى و رهايى از صادرات تک محصولى نفت تحقق يابد ،راهى جز شناخت تمامى امکانات  و استعدادها ،طراحى و برنامه ريزى ،تلاش و مقاومت ،برخورد انديشه ها ،تدبر وايمان به خود ،وجود ندارد .با عنايتى که خداوند سبحان ،از نظر ذخاير عظيم و گرانبها و تنوع مواد معدنى و به خصوص سنگ هاى قيمتى گوناگون به ميهن اسلامى داشته است ،ايران يکى از کشورهاى غنى معدنى ،از حيث انواع ذخاير سنگ هاى قيمتى محسوب مى شود . در همين راستا ،شايسته است با بهره گيرى از کليه امکانات بالقوه ،ذخاير سنگهاى قيمتى را شناسايى ،اکتشاف و بر اساس يک برنامه مدون ،بهره بردارى کرده ،با توسعه فرآورى و صنعت آن در راه بهبود و شکوفايى هر چه بيشتر اقتصاد جامعه تلاش کنيم . از مزيت هاى نسبى توسعه اين صنعت در ايران ،مى توان به وجود ذخاير قابل توجهى از سنگ هاى قيمتى در کشور ،زمينه مذهبى مصرف مصنوعات سنگى و نيز ذوق و هنر ايرانى اشاره کرد . در اين تحقيق ،با استفاده از روش SWOT  ،راهبردهايى براى توسعه اين صنعت در کشور ارائه گرديده و نيز نکات مثبت و منفى اين توسعه اين صنعت و نيز فرصت ها و تهديدهاى پيش روى آن ،مورد بحث قرار گرفته است .

     

    مقدمه :

    رشد اقتصادى هر کشورى ،به بالا رفتن ميزان سرمايه بخش خصوصى ودولتى و به حداکثر رسيدن در آمد ملى ساليانه ،با توجه به ويژگى هاى سياسى و فرهنگى آن کشور ،بستگى دارد   .يکى از مزاياى تجارت بين کشورها به علاوه بر تاثيرات سياسى ،اثر آن روى توسعه اقتصادى کشورها ست که علاوه بر افزايش کارايى بيشتر عوامل توليدى موجب بهبود کيفيت توليد در هر بخش مى گردد.تجارت بين الملل ،موجب گسترش بازار ،تشويق ابداعات ،افزايش بهره ورى  توليد در آمد ملى ،انباشت سرمايه ،انتقال تکنولوژى و افزايش مهارت ها مى شود .به اين ترتيب ،فرصتى در اختيار کشورهاى در حال توسعه قرار مى گيرد تا بر مشکلات اقتصادى داخلى غلبه کرده ، و راهى به سوى توسعه اقتصادى خود بيابند .(1).

     

     

    تحليل (SWOT )

    تدوين استراتژى ،وبعد مهمى از برنامه ريز دراز مدت را تشکيل مى دهد .بدون استراتژى ،مديران ،غالبا" ناچارند تصميمات خود را با ديدى عملياتى يا تاکتيکى و نه استراتژيک ،اتخاذ نمايند .

    براى تدوين استراتژى ،بايد عوامل پيش برنده اهداف را شناسايى کرده ،به درستى طبقه بندى نمود چنين راهکارهاى کمک مى کند تا:

    1.عوامل استراتژيکى که در جهت گيرى سازمان اثر دارند ،به خوبى شناخته و درباره آنها تصميم گرفته شود .

    2.اين عوامل براساس الويت ،طبقه بندى گردند .

    3.درباره عوامل پيش برنده اهداف ،در حال و آينده ،تصميم گيرى شود .

    4.تغييراتى را که بايد صورت پذيرد ،به ويژه در شرايطى که برنامه کاملا" تغيير مى يابد ،مشخص شوند.

    5.اقدام به تدوين بيانيه استراتژى ،در جهت گيرى مشخص شود .

    6.يکى از مدلهاى مهم انتخاب استراتژى ،مدل " SWOT" است که در واقع مخفف کلمه هاى "Threats " به معنى تهديد ها، "Opportunities " ،به معنى فرصت ها ،" W eaknesses " به معنى نقاط ضعف و Strengths  به معنى نقاط قوت است .پس از اين که عوامل محيط خارج و داخل مجموعه اى شناسايى شده و عوامل کليدى از غير کليدى مشخص شد،در نهايت ،با تحت چهار عنوان تهديد ها و فرصت ها در مورد عوامل محيطى خارج سازمان و نقاط قوت و ضعف ؛در مورد عوامل محيطى درون سازمانى ،دسته بندى مى شوند (5).

     

    الف)تشکيل ماتريس ارزيابى عوامل داخلى

    براى استفاده از اين مدل ،ابتدا بايد ماتريس عوامل داخلى (IFE ) را تکميل نمود .ماتريس مذکور ،براى ارزيابى نقاط ضعف و قوت سازمان يا کشور ،به کار مى رود .براى اين منظور ،ابتدا تمام نقاط ضعف و قوتى را که قبلا"شناسايى نموده ايم ،در جدول وارد مى نمائيم .ابتدا نقاط قوت رامى نويسيم ،سپس نقاط ضعف را فهرست مى نمائيم سپس بايد ضريب هر يک از عوامل را مشخص ساخت .ضريب مذکور ،اهميت نسبى هر يک از عوامل را در توفيق مجموعه ،اعم از اين که نقطه قوت است يا ضعف،نسبت به ساير عوامل نشان مى دهد .بايد عواملى که بيشترين تاثير را دارند ،بالاترين ضريب را اختصاص داد. مجموع ضرايب نقاط ضعف و قوت مجموعه ،حداکثر 100 خواهد بود ضريب صفر ، به معنى بى اهميت و ضريب 100 ،به معنى بسيار مهم است .

    ستون بعدى ،در جدول ارزيابى عوامل داخلى ،براى تعيين رتبه هر يک از عوامل است .براى مشخص ساختن رتبه هر يک از عوامل ،مى توان از عدد 1تا 4 استفاده نمود.عدد 4 به معنى اين است که قوت عامل ،بسيار بالا ؛ عدد3،بيانگر قوت ؛عدد 2،ضعف کم و عدد1،به معنى ضعف اساسى  است .عنوان ستون بعدى ،نمره نهايى است که از حاصل ضرب دو ستون پيشين ؛يعنى ضريب در رتبه به دست ميآيد .ماتريس ارزيابى عوامل داخلى توسعه صنعت سنگهاى قيمتى ايران ،در جدول 3-2 آورده شده است .(6).

     

    جدول1.ماتريس ارزيابى عوامل داخلى

      عوامل داخلى IFE

     

     ضريب

     

    رتبه 4< X < 1

     

    نمره نهايى

             نقاط قوت

    1.وجود انواع ذخاير سنگ هاى قيمتى در کشور و نيز در کشورهاى مجاور

     

       6

     

                 1

     

         6

    2.شباهت ساختار زمين شناسى ايران با کشورهاى مشابه جهت استفاده از روش استخراج آنان

        4

                1

         4

    3.وجود بازار مصرف داخلى به دليل عقايد مذهبى و فرهنگى کشورمان

     

        8

     

            3

     

        24

    4.وجود ذوق و هنر ايرانى و جوانان با استعداد و تحصيلکرده

     

        8

     

            3

     

       24

    5.امکان اشتغال زايى يا سرمايه گذارى پايين

     

      9

     

             3

     

        27

    6.نيروى کار ارزان

       7

             2

         14

    7.ايجاد ارزش افزوده بالا

        9

             4

         36

              نقاط ضعف

     

     

     

    1.توجه کم مسئولين به مسائل صنعتى و معدنى اين رشته

     

        4

     

               2

     

         8

    2.عدم شناخت سنگ هاى قيمتى و ارزش و اهميت آنها

     

       3

     

              1

     

         3

    3.عدم سرمايه گذارى وتخصيص و ارزش و اهميت آنها

     

       6

     

              2

     

          12

    4.مشکل مکان اشتغال که به دلايل امنيتى بايد در مراکز شهرها باشد .

     

       3

     

             1

     

          3

    5.عدم وجود قوانين و تعرفه هاى گمرگى صحيح

     

       5

     

             3

     

        15

    1.       وجود تشکل هاى مخالف

        8

             2

         16

    7.وجود سازمان هاى ناهماهنگ

     

       6

     

             2

     

         12

    8.ضعف در تکنولوژى

        5

              2

          10

    9.قاچاق

      9

              2

           18

    جمع

        100

     

            23

     

     

    صرفنظر از تعداد عواملى که در ماتريس ارزيابى گنجانده مى شود ،جمع نمره نهايى ، بين 1تا 4 و ميانگين آنها 5/2 درصد مى باشد .اگر نمره نهايى سازمان يا مجموعه ،کمتر از 5/2 باشد به اين معنى است که مجموعه از نظر عوامل داخلى ،دچار ضعف است و اگر اين نمره بيش از 5/2 باشد ،بيانگر اين است که مجموعه از نظر عوامل درونى ،داراى قوت است .

    با توجه به اين که ضريب ،براساس 100 نمره ،لحاظ شده است ،با تقسيم کردن عدد مذکور به عدد 100 ،به نمره 32/2 مى رسيم که مبناى کار خواهد بود .با توجه به اين که عدد مذکور ،کمتر از 2/5 است ،ضعف کشور ،بيش از قوت آن است .

    ب) تشکيل ماتريس ارزيابى عوامل خارجى

    دومين قدم براى استفاده از مدل"SWOT " ،تهيه ماتريس ارزيابى عوامل خارجى (EFE ) است که مانند ماتريس عوامل داخلى ،تهيه مى شود .اين ماتريس ،براى توسعه صنعت سنگ هاى قيمتى ايران ،به صورت جدول 3-3 مى باشد .

                             

    جدول2.ماتريس ارزيابى عوامل خارجى

              عوامل خارجى

     

      ضريب

     

    رتبه 4< X < 1

     

    نمره نهايى

                 فرصت ها

    1.همسايگى با کشورهاى مسلمان عربى و اعتقادات مشترک

     

           13

     

           3

     

        39

    2.امکان تامين مواد اوليه با قيمت ارزان از کشورهاى همسايه

     

        14

     

            3

     

        42

    3.جذابيت براى سرمايه گذاران خارجى

     

        12

     

            3

     

       36

    4.امکان صادرات به بيشتر کشورهاى مصرف کننده

     

       10

     

             2

     

       20

    5.امکان انتقال سريع تکنولوژى

         12

             3

        36

    6.آموزش ارزان و سريع

         10

             3

         30

     

     

     

     

                 تهديدها

     

     

     

    1.وجود رقيبان قوى ،مانند هند و تايلند

     

          7

     

           2

     

           14

    2.مشکلات سياسى و تحريم در زمينه بازاريابى

     

          6

     

          2

     

           12

    3.تغييرات سريع تکنولوژى(بومى نبودن تکنولوژى)

     

       5

     

        3

     

            15

    4.وجود بازار قاچاق

        11

        3

           33

    جمع

     100

     

         277

     

     

       

    نمره نهايى ارزيابى خارجى ،277 شد که با توجه به اينکه ضريب ،براساس 100 نمره محاسبه شده است ،با تقسيم کردن عددمذکور به عدد 100 ،به نمره 77/2 مى رسيم که مبناى کار ما در مراحل بعد خواهد بود .در مقايسه عدد فوق با عدد 5/2 در مى يابيم که فرصت هاى موجود براى توسعه اين صنعت ،بيشترار تهديدات موجود مى باشد .

     

    پ )تشکيل ماتريس (SWOT)

    در مرحله سوم ،بايد ماتريس "SWOT" تشکيل گردد.اين ماتريس ،يکى از ابزارهاى مهمى است که مديران به وسيله آن مى توانند چهار نوع استراتژى کلى را براى سازمان انتخاب نمايند .باساس مقايسه رديف افقى و عمودى ماتريس مذکور ،چهار مذکور ،چهار مربع ايجاد مى شود که به ترتيب ،استراتژى  هاى SO ، استراتژى هاى wo ، استراتژى هاى ST و استراتژيهاى WT به دست مى آيد .(5).

    اين مدل از يک جدول دو بعدى ،تشکيل شده است که در يک طرف آن عوامل درونى و نقاط قوت و ضعف آنها و در طرف ديگر ،عوامل بيرونى و فرصت ها و تهديد ها ،ليست مى شوند که جدول 3-4،فرم خالى مدل را نشان مى دهد .

     

    جدول 3.ماتريس تهديد ها ،فرصت ها ،نقاط ضعف و نقاط قوت

     

               عنوان

    ليست نقاط قوت

    1.

    2.

       ليست  نقاط ضعف

    1.

    2.

      فرصت  ها

    1.

    2.

     استراتژى هاى SO

    1.

    2.

     استراتژى هاى WO

     تهديدها

    1.

    2.

     استراتژى هاى S T

     استراتژى هاى W T

     

     

    همانطورکه مشاهده مى شود ،در شکل فوق ،به جز خانه هاى خالى براى پر کردن ليست عوامل چهار گانه ،چهار خانه خالى ديگر وجود دارد که هر يک ،از تلاقى دو دسته از نقاط مختلف (قوت ،ضعف ،فرصت و تهديد ) به وجود مى آيد که ببيانگر يک استراتژى است (8).

    بنابراين ،هميشه چهار استراتژى کلى در اين مدل پيشنهاد مى شود .استراتژى هاى پيشنهادى ،حاصل ازاين روش ،عبارتند از :

    -استراتژى هاى " SO "

    1.اقدامات لازم جهت انجام اکتشاف سيسماتيک ،براى بهره بردارى از پتانسيل هاى معدنى سنگهاى قيمتى ؛

    2.استفاده از روش هاى اکتشاف و استخراج کشورهاى همسايه ،با ساختار زمين شناسى مشابه ؛

    3.استفاده از جوانان با ذوق و تحصيلکرده ؛

    4.بر قرارى ارتباط با کشور هاى پيشگام در اين زمينه ؛

    5.ايجاد زمينه هاى لازم ، جهت صادرات به کشورهاى مصرف کننده

     

    -          استراتژى هاى WO

    1.فرهنگ سازى ،جهت ارتقاء باور عمومى و مسئولين ؛

    2.جذب سرمايه گذاران خارجى ،از طريق ايجاد شبکه Joint ventures

    3.ارائه تسيلات تشويقى ،جهت جذب سرمايه گذاران داخلى؛

    4.حذف محدوديت ايجاد کارگاه هاى صنعتى در محدوده شهر ها ؛

    5.اصلاح قوانين و حذف قوانين بازدارنده؛

    6.انعقاد قرار دادهاى همکارى مشترک با کشورهاى همسايه ،مانند افغانستان و هندوستان و کشورهاى تازه استقلال يافته ؛

    7.ايجاد کنسرسيوم سنگ هاى قيمتى و متشکل کردن و ذى نفع کردن تمامى تشکلها؛

    8.زمينه هاى لازم ،جهت انتقال تکنولوژى روز ،به داخل ؛

    9. مبارزه با قاچاق.

     

    -          استراتژى هاى  ST

    1.استفاده از نيروى کار ارزان داخل ،به عنوان مزيت رقابتى در مقابل رقبا،

    2.برقرارى ارتباط و انعقاد قرار داد با موسسه ها و شرکت هاى معروف از قبيل AIGS  و  GIA ،براى آموزش علوم مربوطه .

     

    -          استراتژى هاى WT

    1.       تشويق مسئولين به بازديد از کشورهاى صاحب نام در اين زمينه ،

    2.       2.برگزارى جلساتى با حضور سازمان هاى مختلف ،براى انجام اقدامات همسو.

     

    ت ) تشکيل ماتريس داخلى و خارجى

     

    پس از کامل شدن ماتريس ارزيابى عوامل خارجى و داخلى سازمان و مشخص شدن نمره نهايى هر ماتريس ،مى توان هر دو ماتريس را باهم تلفيق نمود .براى اين منظور،از ماتريس داخلى و خارجى استفاده مى شود که در آْن ،مربعى را در نظر گرفته ،رديف افقى آن را براى نشان دادن نمره نهايى ارزيابى عوامل داخلى و ستون عمودى را براى نشان دادن نمره نهايى ماتريس ارزيابى عوامل خارجى ،انتخاب مى کنيم .هر يک از ضلع هاى مربع را به چهار قسمت تقسيم نموده ،نمره مربوطه را بر روى آن مشخص مى کنيم .اگر اين دو عدد ،بوسيله دو خط راست ،به يکديگر متصل شوند ،انطباق محل تقاطع آن بر روى ماتريس SWOT  استراتژى مناسب را از استراتژيهاى چهار گانه ،به تصوير مى کشد .

    براى نشان دادن نحوه تکميل ماتريس ،به اعداد قبل باز مى گرديم .در ماتريس ارزيابى عوامل داخلى ،عدد 32/2 و در ماتريس ارزيابى عوامل خارجى عدد 77/2 به دست آمد.

    اگر اين دو عدد را بر روى ماتريس داخلى و خارجى نشان دهيم ،استراتژى wo استراتژى منتخب خواهد بود .اين ماتريس ،براى صنعت سنگ هاى قيمتى ايران ،به صورت زير مى باشد .

     

    جدول 4. ماتريس داخلى و خارجى نمره نهايى ماتريس عوامل داخلى

     

    4                                3                   2                      1

     

                استراتژى هاى S O

     

                استراتژى هاى WO

     

                استرا تژى هاى S T

     

                استراتژى هاى W T

     

     


  • ارزش طلا
     

    طلا مانند فلزات پُر ارزش دیگر با سیستم توزین تروی سنجیده می‌شود و در صورت آلیاژ با سایر فلزات از اصطلاح carat برای مشخص کردن مقدار طلای موجود با عیار 24 ( که طلای خالص است ) استفاده می‌شود. ( در ایران بیشتر از مثقال برای معاملات بازار طلا استفاده می‌شود و برای آلیاژهای طلا از میزان عیار اسفاده می‌شود که عیار 24 طلای خالص می‌باشد).

    در طول تاریخ از طلا برای پشتیبانی پول و در سیستمی تحت عنوان پایه طلا استفاده می‌شد که در این سیستم ، یک واحد از پول رایج معادل مقدار معینی طلا بود. مدت زیادی ارزش طلا توسط آمریکا برای هر اونس تروی 20,62 دلار تعیین شد، اما در سال 1934 ارزش طلا 35،00 دلار برای هر اونس تروی تثبیت شد.

    به سبب بحران طلا در 17 مارس 1968 طرح نرخ‌گذاری دوگانه ایجاد شد که طبق آن برای تثبیت ارزش بین‌المللی ، طلا همچنان به قیمت سابق 35،00 دلار در هر اونس تروی باقی ماند، اما قیمت آن در بازار خصوصی اجازه نوسان یافت؛ این سیستم نرخ‌گذاری دوگانه در سال 1975 هنگامی‌که نرخ طلا اجازه نوسان یافت، متوقف شد. از سال 1968 نرخ طلا در بازار آزاد نوسان شدیدی یافت، بطوری‌که در ژانویه 1980 به 620 دلار در هر اونس تروی رسید، اما تا ژانویه 1990 قیمت آن به 410 دلار در هر اونس تروی کاهش یافت.

    گاهی اوقات ، مالکیت طلا به خاطر نقشی که بعنوان پشتوانه پول دارد، محدود و یا ممنوع می‌شود. در آمریکا مالکیت خصوصی طلا جز بصورت جواهر و سکه بین سالهای 1933 و 1975 ممنوع شده بود. چون طلا مدت زمان بسیار طولانی ارزش خود را حفظ کرده است، بعنوان یک سرمایه‌گذاری مشهود اغلب به‌صورت بخشی از یک سهام نگهداری می‌شود.

    چون طلا ارزش خود را حتی هنگامیکه پول بی‌پشتوانه بی‌ارزش می‌شود حفظ می‌کند، بنابراین مخصوصا" در زمان ناتوانی یا تورم دید مورد نیاز است.

    قراردادهای آینده برمبنای داد و ستد جاری طلا در COMEX ( محل خرید و فروش کالا ) است که شعبه ای از بازار بورس نیویورک ( New York Mercantile Exchange ) می‌باشد و پیش‌بینی قیمت طلا و سایر کالاها در آینده در این مکان انجام می‌گیرد. 


  • از استوا تا قطب
     
    حيوانات قيمتي، جواهرات گران‌بهاي اين فصل به شمار مي‌آيند. سنگ و مرواريدهايي با اشكال و رنگ‌هاي غيرمعمول منابعي الهام‌بخش براي خلق اشكال واقع‌گرايانه و انتزاعي حيوانات محسوب مي‌شوند.
     
     
     
     

     


    آويزهاي گردن به شكل سوسك‌هاي نمادين و دندان كوسه در گذشته بسيار مورد استقبال بودند اما امروزه جواهرسازان با استفاده از سنگ‌هاي رنگي گران‌بها به توليد يك باغ وحش كامل مبادرت ورزيده‌اند. "كارولين گروسي Caroline Gruosi‌" نايب رئيس و مدير هنري "شوپارد Chopard"، شركت سوئيسي توليدكننده‌ي اقلام لوكس، در خصوص تبعيت اين شركت از مد روز مي‌گويد: "استفاده از حيوانات تمامي قاره‌ها به عنوان منبعي الهام‌بخش برايم بسيار حائز اهميت بود و به همين دليل است كه اين مجموعه به كشتي نوح شباهت فراواني دارد."
    به مناسبت بزرگداشت صد و پنجاهمين سالگرد تاسيس شوپارد، اين شركت در نمايشگاه 2010 بازل ورلد ‌از مجموعه‌ي جديدش متشكل از 150 قطعه‌ي شگفت‌انگيز با نام "دنياي حيوانات" پرده‌برداري كرد. به سختي مي‌توان حيواني را جستجو كرد كه در اين مجموعه- صر‌فنظر از اندازه، خاستگاه يا شكل ظاهري- وجود نداشته باشد. 
    او در اين رابطه مي‌گويد: "حيوانات اين مجموعه به غير از موجودات چندش‌آور نظير موش و حيوانات معمولي مانند گاو، شامل موجوداتي نظير مار، قوچ، كروكوديل، لاك‌پشت، گرگ، زرافه، ميمون و گونه‌هاي محافظت شده مانند خرس‌ قطبي، كوالا و ببر مي‌شوند."   

    خلق جزييات مستلزم تلاش فراواني است
    براي نصب بالغ بر 250000 عدد الماس و ديگر سنگ‌هاي رنگي گران‌بها با طرح و اندازه‌ي متفاوت بر روي قطعه‌كارهاي مجموعه‌ي "دنياي حيوانات" بيش از 20000 ساعت وقت صرف شده است. از آن‌جايي‌كه هدف از ساخت اين مجموعه خلق اشكال واقع‌گرايانه از حيوانات بوده است سنگ‌هاي معمولي‌تر نظير كوارتز، "كونزيت Kunzite‌"، مرواريد، "تورمالين پارايبا Paraiba Tourmaline"، مون‌استون و فلزاتي نظير طلاي سرخ، تيتانيوم به همراه چوب‌هاي خوش‌رنگ به كار گرفته شده‌اند. 
    مهارت هنرمندانه‌ي بي‌نظير امكان تركيب اشكال، رنگ‌ها و مواد نامتجانس با يكديگر براي خلق حيوانات مينياتوري زنده و برخي اوقات طنزآميز در قالب دستبندي از گروه ساردين‌ها، گوشواره‌هايي به شكل لك‌لك يا انگشتر با طرح لاك‌پشت با سر متحرك را فراهم كرده است. سنگ‌هاي جواهر با چنان مهارتي بر روي قطعه كار نصب شده‌اند كه گويا هر حيوان در حال حركت است: كوالايي كه به شاخه‌ي درختي چسبيده، خرس قطبي كه بر روي تكه يخي شناور نشسته است... 
    گردنبندي با دو ميمون در حال چيدن ميوه، يكي ديگر از جواهرات هنرمندانه و زيباشناختي است كه ويژگي بارز آن اجراي جزئي‌ترين عناصر حيوان به گونه‌اي طنزآلود مي‌باشد. 
    دو شامپانزه‌ي كوچك و شيطان در حال تاب خوردن از شاخه‌ي پيچك استوايي براي رسيدن به شاخه‌اي پر از انبه از جنس ياقوت نارنجي مايل به زرد هستند. 

    هنري در خور تحسين 
    افرادي كه معتقدند مجموعه‌ي جديد شوپارد تنها با اهداف تزييني ساخته شده است بايد در اين خصوص تجديدنظر كنند. زيرا در اين صورت اين شركت به هدف اصلي خود يعني كارآمد بودن دست نيافته است. شوپارد در صد و پنجاهمين سالگرد تاسيس خود با "صندوق جهاني طبيعت" همكاري كرده است. كارولين گروسي در اين خصوص چنين توضيح مي‌دهد: "سال 2010 بر اساس طالع‌بيني چيني سال ببر مي‌باشد. در نتيجه تصميم گرفتيم با برنامه "صندوق جهاني طبيعت" در راستاي حمايت از ببرها همكاري كنيم در نتيجه بخشي از درآمد حاصل از فروش اين مجموعه را به سازمان مذكور اختصاص داده‌ايم.
    اين برنامه چنان براي نايب رئيس شوپارد حائز اهميت است كه او به جاي 12 ماه، سه سال متمادي از آن حمايت خواهد كرد. او چنين توضيح مي‌دهد: "صندوق جهاني طبيعت بر آن است كه شمار ببرهاي وحشي را در دنيا افزايش دهد. متأسفانه در حال حاضر تنها 200,3 ببر وحشي وجود دارد كه طبق اين برنامه سال 2022، سال ببر بعدي، تعداد آن‌ها به 20000 عدد افزايش خواهد يافت." 

    الهام از طبيعت و فيلم 
    خواه بنا به اهدافي نظير حمايت از محيط زيست، عشق به طبيعت يا تبعيت از سنت‌هاي قديمي، منابع الهام‌بخش در خلق مجموعه جواهرات با نقش مايه‌ي حيوانات به اندازه‌ي خود اين مجموعه‌ها متنوع هستند. در گذشته جواهرسازان براي خلق تعاويذ نمادين به شكل سوسك، ببر يا مار تنها از افسانه و اسطوره‌ها الهام مي‌گرفتند. اما امروزه، حس تازه بيدارشده‌ي درك ارزش طبيعت و داستان‌هاي تخيلي سينمايي نقشي اساسي در شكل‌گيري ايده‌هاي جديد ايفا كرده‌اند. ديگر ببر، خرس، عقاب، پروانه و گربه‌هاي وحشي تنها زينت‌بخش دستبندها و جواهراتي نيست كه فقط دختران جوان به آن‌ها علاقه‌مندند بلكه حقايق حاكي از آن است كه تعداد بي‌شماري از شركت‌هاي بين‌المللي صاحب نام نظير "شوپارد"، "كاررا واي كاررا Carrera y Carrera"، "روبرتو كوين Roberto Coin"، "آتور ماسرييرا Autore Masriera"‌،‌ "اچ استرن H Stern" يا "مارگريت Margerit" علاقه‌ي فراواني به حيوانات گران‌بها پيدا كرده‌اند. 
    به طور مثال يكي از برندهاي معروف ايتاليايي به نام "روبرتو كوين" علاقه‌ي خود را به حيوانات از طريق خلق دستبند و انگشترهاي باشكوهي نشان مي‌دهد كه مارها، دوزيستان و موجودات افسانه‌اي از جنس انواع متفاوتي از آلياژهاي فلزات گران‌بها خود را به دور مچ دست‌هاي ظريف شخص استفاده كننده پيچيده‌اند. مجموعه‌ي مار كبرا تلفيقي از طلاي گلبهي مزين به ميناكاري قهوه‌اي و الماس‌هاي سفيد است. قطعه‌كارهاي بي‌نظير در اين مجموعه‌ي جديد متشكل از دستبندهايي به شكل عقاب، اسب و مارمولك خانگي به اندازه‌ي مجموعه‌هاي گذشته بديع هستند. 


    ماسرييرا يكي از برندهاي معروف اسپانيايي مي‌باشد كه اشكال حيوانات به سبك آرت‌نوو همواره جزء جدايي‌ناپذير مجموعه جواهراتش بوده است. در حال حاضر گل‌سينه‌ها و گردنبندهاي رنگارنگ به شكل پروانه و سنجاقك را مي‌توان درميان قطعه‌كارهاي ماسرييرا يافت. استفاده از زمرد و آماتيست با وزن‌هايي بيش از 10 قيراط به كار گرفته شده به عنوان بدن حشرات گران‌بها و بال‌هاي ميناكاري شده جزء يادگارهاي تيفاني مي‌باشند. 

    جذابيت هميشگي جواهرات رنگارنگ
    مرواريدهايي با طرح‌هاي عجيب و شگفت‌انگيز مبناي شكل‌گيري موجودات خيالي دنياي زير آب هستند كه طراحان شركت جواهرسازي استراليايي به نام "آتور" خلق مي‌كنند. استفاده از دو مرواريد باروك(داراي شكل نامنظم) بزرگ "سوث‌سي South Sea‌" به همراه ياقوت‌هاي كبود، صورتي و نارنجي موجب خلق قطعه‌كارهاي رنگارنگ شده است. 


    دندان‌نمايي گربه‌سانان و شكارچيان 
    اچ استرن توليدكننده‌ي برزيلي نيز از دنياي اسطوره‌ها براي خلق نسخه‌ي محدود‌ي از انگشتر الهام گرفته است كه بيشتر به مجسمه‌هاي جواهرنشان شباهت دارند. اين مجموعه با همكاري شركت "ديزني Disney‌" عرضه شده كه متشكل از پنج انگشتر طلاي منحصر به فرد مزين به ميناكاري و الماس با نام شخصيت‌هاي كارتوني مي‌باشد. يكي از قطعات اين مجموعه به شكل "گربه‌ي چشاير Cheshire Cat" با تمامي جزييات به صورت مجسمه‌اي از جنس طلا و ميناكاري آبي مي‌باشد كه از ميان شاخه‌هاي طلا و الماس نمايان شده است. 

    مجموعه جواهرات جديد مارگريت، جواهرساز اسپانيايي شامل به‌كارگيري نقش‌مايه‌هاي حيوانات شكارچي مانند ببرهاي كاررا واي كاررا مي‌شود. با اين وجود ديگر حيوانات نظير فيل، عقاب و كروكديل‌ها بر روي دستبند، گردنبند و انگشترهاي طلا به چشم مي‌خورند.
    اين نمايشگاه حيوانات بر روي فلسفه‌ي شركت كاررا واي كاررا تاكيد مي‌كند زيرا همواره براي طرح‌هاي بديع و بي‌پروايش مناسب براي خانم‌هاي متمايز و شوخ‌طبع معروف است. 

     


  • از ساعت‌های یک دلاری تا ساعت GPSدار
    در آن زمان، صنعت ساعت سازی آمریکا با شرکت‌های عظیم خود که اکثرا در ایالت کانتیکت قرار داشتند، میلیون‌ها عدد ساعت تولید می‌کرد، به طوری که نام این منطقه را «سوئیس آمریکا» گذاشته بودند. شرکت واتربری یکی از بزرگ‌ترین این شرکت‌ها، هم در زمینه تولید داخلی و هم صادرات، به خصوص به کشورهای اروپایی بود. این شرکت، ساعت‌های دیواری خود را با قیمت تمام شده بسیار کمتری نسبت به رقبای اروپایی خود تولید می‌کرد.
    واتربری در سال 1887 شروع به تولید ساعت‌های جیبی کرده و آن را به نام فیل معروف آفریقایی، «جامبو» نامگذاری کرد. فروش اولیه این ساعت‌ها در نیویورک با استقبال خوبی مواجه شد و توانست نظر تاجر بزرگ «رابرت اینگرسول» را که از پیشگامان بازاریابی محسوب می‌شد به خود جلب کند. در اواخر قرن 19، واتربری با قرارداد جدیدی که با رابرت و برادرش بسته بود، میلیون‌ها عدد از این ساعت را با نام خود آنها تولید کرد.
    در سال 1896 اینگرسول نوعی ساعت جیبی یک دلاری به نام «اینگرسول یانکی» را نیز به واتربری سفارش داد که آنچنان محبوبیت بالایی پیدا کرد که لقب «ساعتی که دلار را معروف کرد» را گرفت.
    واتربری در اوایل قرن بیستم، به دلیل مشکلات مالی و بازاریابی نامناسب، تا مرز ورشکستگی پیش رفت و برای جبران آن روی تولید ساعت‌های گران قیمت متمرکز شد. ولی این کار نیز مانع ورشکستگی آنها نشد و نهایتا در سال 1914 این کارخانه توسط برادران اینگرسول خریداری و مجددا مشغول تولید شد.
    با آغاز جنگ جهانی اول، تقاضا برای نشانگرهای زمان بیشتر و بیشتر شد. توپچی‌های توپخانه نیاز به یک راه آسان و سریع برای اندازه گیری زمان در هنگام کار با سلاح داشتند. واتربری با اضافه کردن بندهای برزنتی به ساعت‌های جیبی کوچک زنانه و اضافه کردن عقربه‌های شب تاب، با تبدیل آنها به ساعت‌های مچی نظامی، این امر را محقق ساخت.
    پس از دوران رکود اقتصادی که برای شرکت بسیار سخت بود، این شرکت دوباره هویت خود را در بازار پیدا کرد. در سال 1930 طی قراردادی که با شرکت والت دیزنی منعقد شد، تولید ساعت‌های معروف میکی ماوس تحت نام اینگرسول آغاز شد و معرفی عمومی این محصول در نمایشگاه جهانی شیکاگو در ژوئن سال 1933، اولین سود چند میلیون دلاری شرکت را پس از گذراندن بحران مالی به ارمغان آورد. پس از آن این کارخانه تحت نام اینگرسول به تولید و فروش ساعت در اروپا و سایر بازارهای جهانی پرداخت.
    در سال 1940 «توماس اولسن» نروژی که به دلیل حمله نازی‌ها، با خانواده‌اش به آمریکا آمده و به دنبال سرمایه‌گذاری برای کمک به فعالیت‌های جنگ بود، به همراه «لهمکول» بیشتر سهام این کارخانه را خریداری کرد. با ریاست و مدیریت این دو، کارخانه به بزرگ‌ترین تولیدکننده تایمر فیوز برای محصولات دفاعی تبدیل شد.
    در سال 1942 یک کارخانه جدید دیگر، طی 88 روز ساخته شد که در آن به تولید تایمرهای دقیق بپردازند. در آگوست سال بعد، جایزه برتر نظامی ارتش آمریکا برای تولید «فیوز آنگلو آمریکن» به این شرکت تعلق گرفت و به این دلیل در پایان سال، سهامداران رای به تغییر نام شرکت به «شرکت تایم آمریکا» دادند.
    پس از پایان جنگ، سفارشات کارخانه کاهش یافت و مدیران شرکت به این نتیجه رسیدند که یک ساعت ارزان، دقیق و بادوام، می‌تواند فروش موفقیت‌آمیزی در پی داشته باشد. این امر با استفاده از اتوماسیون بالای تولید فیوزهای جنگی و یک طراحی ساده امکان‌پذیر بود. دوام این ساعت نیز با استفاده از آلیاژهای سخت جدیدی که در جریان تحقیقات زمان جنگ کشف شده بود میسر شد. این نوآوری‌ها نهایتا منجر به تولید برند «تایمکس» در سال 1950 شد که اولین بار در فروش آزمایشی ساعت‌های ویژه پرستاران استفاده شد.
    این ساعت مچی برای تاکید روی دوام، با شعار تبلیغاتی «فقط یک گردگیری لازم دارد تا به کار خود ادامه دهد» به بازار معرفی شد. دوام که مشخصه اصلی این نام تجاری بود، بعدها در تبلیغاتی که تایمکس را در «تست شکنجه» قرار می‌دادند، شدیدا مورد تاکید قرار گرفت. این آگهی‌ها، ساعت‌های تایمکس را در شرایط دشوار گوناگون و ضربه‌های سخت و دماهای بسیار پایین قرار می‌دادند تا دوام آنها را به نمایش بگذارند.
    این آگهی‌ها باعث تبلیغات گسترده کلامی و معروفیت نام تایمکس شدند، تا جایی که در سال 1960، یک سوم ساعت‌های آمریکا نام تایمکس را یدک می‌کشیدند. پانزده سال بعد این نسبت بیشتر شد و برند تایمکس نیمی از بازار آمریکا را اشغال کرد.
    در سال‌های اخیر با پدید آمدن برندهای مختلف سوئیسی، فروش این کارخانه کاهش یافت و به همین دلیل ساختارهای کارخانه در سال 2008 تغییر یافت و ساعت‌های GPS دار، ساعت‌های دارای مانیتور ضربان قلب برای تمرینات ورزشی و سایر محصولات پیشرفته نیز به تولیدات آن اضافه شدند.
    اکنون تایمکس بزرگ‌ترین تولیدکننده ساعت در آمریکا است و سومین نام تجاری محبوب وسایل زینتی ویژه بانوان می‌باشد.
  • استخراج گوهرها
    تکنیک های استخراج کانی ها و سنگ ها از معادن تاکنون بدون تغییر باقی مانده است. قبل از کندن و حفاری، وسیله ی خاصی به داخل زمین هدایت می شود تا قرارگیری عمق شن های گوهردار را تعیین کند. اگر هدف در چند متری زیر سطح زمین باشد، تنها یک گودال گرد و ساده برای استخراج گوهرها کافی است. در غیر این صورت، می بایست چاهی عمودی با کناره های محافظ برای جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه حفر شود. همچنین برای جلوگیری از ورود آب های زیر زیمینی به داخل چاه باید از پمپاژ مداوم آب استفاده گردد.

    تنها ابزر مورد استفاده می تواند بیل و کلنگ و سبد باشد. وقتی که عمق بیشتر شد به جای سبد از سطل و قرقره برای تخلیه رسوبات استفاده می شود. زمانی که شن ها از چاه ها تخلیه شد، در یک حوض بزرگ با استفاده از غربال مورد شستشو قرار می گیرند. کانی های سبک . گل نمونه ها شسته شده و کانی های سنگین و گوهری باقی می مانند که سپس آن ها بر روی صفحه ای پهن می شوند و معدنکاران ماهر با دقت و کانی های باارزش را جدا می کنند.

    استخراج از بستر دریاچه های کنونی آب در حال جریان است، برداشتن از رسوبات آن با استفاده هاز الوارهای بزرگ صورت می گیرد که در این روش معدنکاران در نقاط کم عمق و کم سرعت رودخانه و یا پشت موانعی که جلوی جریان آب را گرفته، ایستاده و رسوبات را از آنجا بر می دارند.


    شیوه های استخراج:
    1. استخراج توسط جعبه شستشو و تغلیظ
    2. استخراج توسط زیر جریانی
    3. استخراج با لاوک های تشتکی
    4. استخراج به روش شستشوی بستر
    5. استخراج توسط لرزاننده ها
    6. استخراج به روش توینلون
    7. استخراج به واسطه ی لای روب مکشی
    8. استخراج یاقوت از آلکالی بازالت ها
    9. استخراج به روش همیادوین
    10. استخراج گوهرهای رسوبی

  • اسد LEO
     

    رنگ: پريدوت سنگي با رنگ سبز بي‌رنگ و درخشان است اما در رنگ‌هاي ديگري نظير ليمويي، سبز مايل به زرد، سبز زيتوني و يا سبز به نسبت تيره يافت مي‌شود. 


    ريشه‌‌ي نام: نام علمي اين سنگ "كريسوليت Chrysolite" است كه در زبان يوناني به معناي "سنگ طلايي" مي‌باشد. 

    سالگرد ازدواج: پريدوت سنگ شانزدهمين سالگرد ازدواج است. 

    نحوه‌ي مراقبت: همانند تمامي سنگ‌هاي قيمتي، پريدوت را مي‌بايستي در برابر خراشيدگي با اشياء تيز و مجاورت با تغييرات دماي بسيار بالا محافظت كرد. هرگز پريدوت را با استفاده از تميزكننده‌هاي اولتراسونيك خانگي تميز نكنيد. 

    تاريخچه‌ي سنگ: اين سنگ طي قرن‌ها گران‌بها و محبوب به شمار مي‌آمده است. در قرون وسطي مردم از اين سنگ براي كسب قدرت پيشگويي و الهامات آسماني استفاده مي‌كردند. بر طبق افسانه‌ها، دزدان دريايي از اين سنگ براي دور كردن نيروهاي شيطاني استفاده مي‌كردند. پادشاهان مصر براي اين سنگ ارزش زيادي قائل بودند. برخي از زمردهاي كلئوپاترا در حقيقت پريدوت بوده‌اند. 
    "معدن جزيره‌ي سنت جونز Saint Jones Island" در درياي سرخ كه "پليني Pliny‌" در كتاب تاريخ طبيعي (70 ب.م.م.) به آن اشاره كرده همچنان داراي ذخايري از سنگ‌هاي گران‌بها است. 

    راهنماي خريد: پريدوت را مي‌توان در تمامي رنگ‌ها و طرح‌ها در بازار يافت و قيمت آن برابر با گارنت و تورمالين است. پريدوت مصنوعي(تقلبي) شباهت بسياري به گونه‌ي حقيقي آن دارد، در نتيجه هنگام خريد دقت كنيد. 
    خواص درماني: پريدوت موجب افزايش توانايي‌هاي فيزيكي مي‌شود. اين سنگ از شخص در برابر اضطراب و نگراني محافظت مي‌كند و التيام‌بخش قلب‌هاي شكسته است. پريدوت بر روي عملكرد كبد و غده‌ي فوق كليوي تاثير مثبت مي‌گذارد. اين سنگ همچنين از شخص در برابر زخم‌ها و بيماري‌هاي ريوي، سينوسي و كمر حفاظت مي‌كند. 


    قدرت جادويي: از پريدوت براي تبديل كردن روياها به واقعيت استفاده مي‌شود. گفته مي‌شود كه اين سنگ محبوب موجب جلب عشق مي‌شود. ته رنگ سبز تيره‌ي آن حاكي از توانايي آن در جذب ثروت است. پريدوت عصبانيت را فرو مي‌نشاند همچنين براي دور كردن احساسات منفي و درمان بي‌خوابي مفيد است. 

    ويژگي‌هاي شگفت‌انگيز پريدوت

    طبق باورهاي قديمي همواره ارتباطي ناگسستني بين رنگ سنگ‌ها و عضوي از بدن كه  برروي آن تاثير مي‌گذارند وجود دارد، از آنجايي كه پريدوت داراي رنگ سبز زردگون است، گفته‌مي‌شود كه داراي توانايي درمان بيماري‌هاي كبدي و مشكلات مرتبط با هضم غذا مي‌باشد. اين سنگ موجب سم‌زدايي و برطرف‌كردن مشكلات كليه‌ها، مثانه و معده مي‌شود. اين اعتقاد وجود دارد كه پريدوت بيماري‌هايي نظير جراحات، سوءهاضمه، مشكلات مربوط به روده و گزش حشرات را درمان مي‌كند. گفته‌مي‌شود كه پريدوت داراي خاصيت نيروبخشي است و به ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده، بهبود متابوليسم و وضعيت پوست كمك مي‌كند. طبق باورهاي قديمي اين سنگ موجب تنظيم سازوكار قلب، غده‌ي تيموس،‌ ريه‌ها و طحال مي‌شود، به‌علاوه در درمان بيماري‌هاي پوستي و مشكلات ناشي از غده‌ي فوق كليوي، غدد درون‌زير و تب كارايي دارد. اين اعتقاد وجود دارد كه پريدوت قادر به درمان مشكلات رواني نظير افسردگي است و داراي توانايي متعادل ساختن فرايند آرامش روحي، دوركردن نيروهاي منفي، ايجاد حس آرامش دروني و امنيت مي‌باشد. چنين كاربردهايي به دوران روميان باستان باز مي‌گردد، هنگامي كه حلقه‌هاي پريدوت براي درمان افسردگي مورد استفاده قرار مي‌گرفتند. از آنجايي كه اين سنگ داراي قدرت آرامش‌بخشيدن به سيستم عصبي است از آن در درمان مشكلات مربوط به خواب استفاده‌مي‌شود. خشم يكي از انواع احساسات انسان است، گفته‌مي‌شود كه پريدوت در مبارزه با آن و كاهش استرس عصبي بسيار مفيد مي‌باشد.


  • اسرار دروني سنگ ها
    چاكراي پنجم(مركز گلو- دستگاه تنفس– محل ورود پرانا)  ابراز وجود – خلاقيت– اعتماد بنفس– احترام به‌خود-كارآيي
    همه سنگ‌هاي آبي:  سفير،  لپيس‌لازولي،  توپازآبي (ياقوت آبي)،  اكوآمارين،  فيروزه، كرايزكولا  و ........ 
    رنگ آبي،  علامت الهام،  اخلاص، جاودانگي  و  مذهبيت است. رنگ آبي، موجب ايجاد روحيه مثبت  و ترفيع فرد شده،  الهام بخش فرد به‌سوي درجات بالاتري از كوشش و توفيق مي‌باشد. رنگ آبي، موجب آرامش  و تشعشعات صلح‌آميز شده، داراي كيفيت خواب آور است. چاكراي‌ گلو، نقطه تمركز مربوط به سخن‌ گفتن فرد است؛ توسط اين مركز، فرد محتواي وجودي  و  معنوي خود را، به‌صورت‌ كلمات، براي ارتباط  با  دنياي خارج  درمي‌آورد. بيان احساسات با مداخله چاكراي‌ گلو‌  انجام مي‌شود.

    خواص درماني: طيف آبي، داراي قدرت درمان‌كننده زيادي در زمينه بيماري‌ها يا گرفتگي‌هاي گلو مي‌باشد. از آنجاييكه رنگ آبي فاقد گرمي است، از اين رنگ در موارد التهاب، خونريزي‌هاي داخلي يا شرايط عصبي استفاده مي‌شود.
    رنگ آبي، خنك‌كننده، خواب‌آور،‌ قابض و درمان‌ كننده است. رنگ‌هاي آبي‌تيره داراي اثرات بسيار قوي در اين زمينه مي‌باشند، در حاليكه رنگ‌ آبي ‌روشن (رنگ‌هاي آبي‌آسماني)،  داراي اثرات الهام بخشي و اخلاقي بالايي هستند. 

    چاكراي ششم ( چشم سوم يا غدد هيپوفيز)
    ديدن دروني و بيروني- سيستم عصبي – غدد مترشحه داخلي 
    تمام سنگ‌هاي نيلي:  انديكو، سفير نيلي، ‌آزورايت  و...
    طيف نيلي، علامت مرزهاي صوفيانه، نيل به‌ روحانيت، خودكفايي‌  و عقل مي‌باشد. طيف نيلي، موجب گشادگي چشم سوم (ديد‌‌ دروني و بروني)، مي‌گردد و درها را بروي ناآگاه باز مي‌كند. به‌كمك رنگ‌‌ نيلي، خاطرات روحي كه مدت‌هاي‌ طولاني فراموش شده بوده‌اند، ‌ممكن است به ذهن بازگردند. از رنگ نيلي، مي‌توان‌ به‌عنوان كمك و راهنما استفاده كرد. 
    خواص درماني: جهت درمان هر نوع بيماري ذهني، رنگ نيلي از ارزش ويژه‌اي برخوردار است. همچنين از رنگ نيلي، جهت پرورش چشم سوم استفاده مي‌شود و بدين‌وسيله تحقيقات علمي و فلسفي را مي‌توان عملي ساخت.

    چاكراي هفتم ( تاج سر يا غده مخروطي صنوبري) – محل ورود پرانا 
    تمام رنگ‌هاي بنفش: امتيست،  فلورآيت  و...
    رنگ بنفش،  طيف مربوط به تسلط روحاني است. طيف بنفش،  بالاترين  و عميقترين طيف نوري است كه با بالاترين عامل در وجود ما (چاكراي هفتم)، در رابطه است. طيف بنفش،  در راس طيف‌هاي هفتگانه نور  و  در وضعيت متضاد با رنگ‌ قرمز قرار دارد. اين بالاترين ارتعاش نوري، اختلاطي است از رنگ قرمز مربوط به ماده و رنگ آبي مربوط به روح و جريان تغيير، ممكن است كه دردناك باشد. هنگام كار  با سنگ‌ها توجه نماييد كه: 
    - رنگ‌هاي بنفش تيره، با حزن و اندوه آميخته‌اند.
    - ارغواني- بنفش تيره، نشان دهنده  توفيقات عالي در روحانيت است. 
    - بنفش روشن  و رنگ پريده، نشان دهنده آگاهي كيهاني و عشق براي بشريت مي‌باشد.
    - بنفش مايل به آبي، نشان دهنده تجربه ماورايي ايده آلي است.

    خواص درماني: سنگ‌هاي بنفش را براي كمك به رفع بي‌خوابي، يا رفع هر نوع بيماري يا  نارسايي ذهني به‌كار مي‌برند.

    كليدهاي استفاده ازرنگ‌ها و سنگ‌ها
    در زمان‌هاي قديم،  در مصر و يونان باستان، معابد رنگي را  در هفت طبقه مجزا مي‌ساختند و هرطبقه، داراي يكي از هفت طيف رنگي بود. جهت درمان بيماري‌هاي جسمي يا  انرژي‌گيري‌هاي روحي، افراد را  باين معابد مي‌آورند. در اين تمدن‌هاي باستاني، انسان‌ها  به قدرت طيف‌هاي رنگي پي‌برده‌ بودند و از اين‌ قدرت، در جهت درمان استفاده مي‌كردند. امروزه نيز، ما نيازمنديم تا آگاه باشيم كه هر يك از اين هفت رنگ با ارزش، چگونه بر روي مراكز خاص بدن ما چاكراها  اثر مي‌گذارند. هر رنگي به‌فرم خاصي بر روي اعمال حياتي ما موثراست. رنگ نيز مانند نيروهاي ديگر طبيعت،  داراي اثرات مثبت  و منفي مي‌باشد. خصوصيات بيولوژيكي‌ و فيزيكي رنگ‌ها  بايستي درك شود  و  از  اين خصوصيات جهت رفع احتياجات خاص هر فرد، در زمان مشخص ، استفاده گردد. به‌عنوان مثال، ممكن است فردي از نظر احتياج  به نيروي حياتي،  در اين لحظه به سنگ قرمز نياز داشته باشد، ولي همين فرد در هفته بعد، از نظر احتياج به هارموني  و  هماهنگي، به رنگ سبز (سنگ سبز)،  محتاج باشد. ما بطور پيوسته‌اي توسط رنگ‌هاي كيهاني محاصره شده‌ايم  و  اين رنگ‌ها كمك مي‌كنند تا درك نماييم كه به‌كمك پرورش‌هاي ذهني، اخلاقي ‌ و فيزيكي،  از تكامل‌ روحي‌  بيشتري  برخوردار مي‌شويم  و  به‌موازات آن، به حساسيت ما  در مقابل نور،  رنگ و سنگ‌ها افزوده مي‌شود.
    جدول 1، كليدي را  براي استفاده از طيف‌هاي رنگي  و  سنگ‌هاي مربوط به آنها،  در جهت بازسازي اعصاب  و  بازيابي سلامت جسم،  ذهن  و  روح نشان مي‌دهد. مي‌توانيم  از رنگ‌هاي موجود  در سنگ‌ها،  ‌در مديتيشن استفاده نماييم،  تا  بدين‌وسيله  مراكز  قدرت موجود  در چاكراهاي ششم  و  هفتم  (غدد هيپوفيز  و  مخروطي صنوبري) را بيدار نموده  و  فعال سازيم . رنگ‌هاي ‌زير با مراكز روحي‌ موجود در سر در ارتباطند: 
    - رنگ نيلي، در ارتباط با غده هيپوفيز مي‌باشد. بنابراين استفاده از سنگ سفير نيلي، در اين زمينه حائز منافع زيادي است. 
    - رنگ بنفش، در ارتباط با غده مخروطي مي‌باشد  و  استفاده از سنگ آمتيست، در اين زمينه الهام بخش بوده  و داراي ارزش زيادي است. 

    جدول 1 : اثرات سنگ‌ها برروي شرايط جسمي ، ذهني و روحي
    آرام بخش   

    سنگ هاي سبز
    اثرات جسمي
    سنگ هاي نيلي و سبز
    اثرات ذهني
    سنگ هاي روشن مانند توپاز آبي(ياقوت  آبي) و سفير آبي
    اثرات روحي


                    تجديد حيات


    اثرات جسمي
    سنگ هاي نارنجي
    اثرات ذهني
      زمرد و سنگ هاي سبز يا لپيس لازولي با رنگ آبي سلطنتي
    اثرات روحي
      سنگ هاي طلايي و صورتي


    الهام بخش و محرك


    اثرات جسمي
    سنگ هاي قرمز و صورتي
    اثرات ذهني
    سنگ هاي زرد يا طلايي مانند تو پاز(ياقوت زرد) همچنين سنگ هاي بنفش نظير امتيست
    اثرات روحي
      سنگ هاي بنفش و ار غواني


    سنگ‌هاي سفيد وسياه
    رنگ‌هاي سفيد و سياه، علائم  فعاليت خلاقه هستند. رنگ سفيد، علامت وجود رنگ است. در حاليكه رنگ سياه، بيانگر عدم وجود رنگ مي‌باشد. رمز عجيبي در سياه و سفيد است كه عميق‌ترين رموز كيهاني را تحت تاثير قرارمي‌دهد. شيميدان‌هاي باستان، تعاليم متعددي را در زمينه نيروهاي متضاد موجود در رنگ‌هاي سياه و سفيد ارائه ميداده‌اند و معتقد بوده‌اند كه از امتزاج  دو رنگ سياه و سفيد، نتايج زيادي مترقب است. تعادل كامل بين اين دو رنگ، بنام پولاريتي خوانده مي‌شود.  واقعيت نيز يك پولاريتي مي‌باشد. زمانيكه ما با اين مرحله از تعادل برسيم، زمين جديدي خلق خواهدشد. از امتزاج سفيد و سياه، تكامل بشر به هدف خويش كه فرشته بودن است مي‌رسذ. 

    رنگ سفيد،  ”يانگ” است
    سفيد، حاوي همه رنگ‌ها است. رنگ سفيد، بيانگر جنبه مذكر الهي،  در عصاره زندگي است. رنگ سفيد، فعال،  مث�


  • اشعه لیزر و ترفیع جایگاه آن در صنعت جواهرسازی
     

    روش‌های کاربردی در زمینه برش، کنده‌کاری و تعمیر به کمک لیزر در صنعت ساعت و جواهرسازی استاندارد می‌شوند.

    صنعت ساعت و جواهرسازی دیگر بدون کاربرد لیزر معنا ندارند. قلمرو استفاده از اشعه لیزر وسیع است. در کنده‌کاری حلقه‌ها و ساعت‌ها تولید و ساخت طرح‌های اولیه و حتی انجام تعمیرات، اشعه لیزر به‌کاربرده می‌شود. استفاده از ‌آن شامل سیستم‌های پیچیده نیز می‌شود. تولیدکنندگان مجموعه نرم‌افزارهایی را از این طریق شکل داده‌اند که برای مقاصد مختلف در نظر گرفته شده‌اند.

    به گفته "فریدمن" لیزر در انجام اموری همچون کنده‌کاری برروی جواهر یا ساعت کاربرد فراوانی دارد. او یکی از مسئولان ابزار "پرتونگاریI Radiation Tools "وابسته به دانشگاه "اشتوت‌گارت" است.

    در قلمرو صنعت طلا و ساعت‌سازی تکنیسین‌ها تلاش می‌کنند تا با استفاده از لیزر خطوطی مستقیم روی سطوح منحنی اشیاء ایجاد کنند. ممکن است قسمت‌های داخلی یا خارجی حلقه‌ها برای این کار مناسب تشخیص داده شوند. در چنین شرایطی عمل کنده‌کاری باید به‌صورتی باشد که مشاهده‌کنندگان به زاویه برخورد نور و مایل بودن آن پی‌نبرند، که انجام این‌کار به محاسبات دقیقی نیاز دارد. برنامه‌ها نیز پیشرفت بیشتری یافته‌اند. در این پروسه محورهای چرخانی که به‌طور مستقیم کار می‌کنند، کنده‌کاری دقیق قسمت‌های داخل، خارج و جانبی حلقه را میسر می‌سازند.

    به گفته "رومن جردن Roman Jordan" مسئول بازاریابی در "روفین لیزر Rofin Laser" با توجه به این‌که انجام امور گرافیکی شامل بخش‌های گوناگونی می‌شود، دقت زیادی لازم است تا بتوانیم مراحل تولید را آسان سازیم. طرح‌هاباید متناسب باشند. تصاویر نباید با یکدیگر جابه‌جا شوند زیرا درز و شکاف قابل رویت می‌شود. الگوریتمی که به وسیله آن خطوط تبدیل به سطوح منحنی می‌شوند در برخی موارد از سوی تولید‌کنندگان به‌کار گرفته می‌شود که خود از نظر تجاری اقدامی محرمانه است. در هرحال کاربران نباید به پیچیدگی محاسبات توجه کنند.

    تولیدکنندگان علاقه‌ای به عملکرد داخلی برنامه‌هایشان ندارند اما مایلند از دستگاه‌هایی استفاده کنند که به طور اتوماتیک‌وار عمل می‌کنند. 

    درباره ابزار کوچک‌تر کافی‌است که حلقه را روی قسمت موردنظر قرار دهید و سپس دکمه را فشار دهید. ابزاری که کنده کاری را انجام می‌دهند باید مانند یک چاپگر عمل کنند.

    در استفاده از این‌گونه ابزار مشتریان مجموعه داده‌هایی را وارد ساخته و سپس آن ها باید کار خود را آغاز کنند. سیستم "لیزرپلاس" مانند چاپگر به کمک PC قابل کنترل است. از این سیستم برای تولید سرویس‌های کوچک و همچنین با استفاده از قطعات اتوماتیک برای تولید انبوه بهره گرفته می‌شود.

    سیستم‌ها باید بدون خطا کار کنند. تولید باید کامل و بدون نقص باشد. درجه ایمنی سیستم قابل ملاحظه است. به‌طوری‌که اگر حلقه را با سنگ کنده‌کاری کنید، سنگ صدمه ای نمی‌بیند.

    پرسازی خطوط باید به‌درستی انجام گیرد و این ویژگی دیگر سیستم کنده‌کاری محسوب می‌شود. برای انجام این کار قطعات باید از کیفیت بالا برخوردار بوده و بادوام باشند. دستگاه‌های کنده‌کاری متعدد لیزری، قادر به ساختن نمودارهایی در برنامه‌های استاندارد گرافیکی مانند "کورل درا Corel Draw" یا برنامه‌های پردازش گر تصویری مانند "فتوشاپPhotoshop" هستند. برای مثال ممکن است برای حلقه عروسی امضای یک زوج یا مهر آن ها برای کنده‌کاری انتخاب شده باشد. در هرحال کنده‌کاری یا حکاکی، کار اضافی به‌شمار نمی‌آید، بلکه در برخی موارد، جزیی از طراحی است.

    لیزرهای استاندارد در ارایه طرح‌های ملیله‌کاری و مفاهیم طراحی از عملکرد قابل توجهی برخوردارند.

    دستگاه‌ها در قالب اندازه‌های مایکروویو عرضه می‌شوند.

    از جمله مشکلاتی که تولیدکنندگان با آن مواجه هستند آن است که چگونه ابزار خود را کوچک‌تر سازند. برای مثال در نمایشگاه "بازلBazel ، شرکت فوق، ابزار حکاکی لیزری را معرفی ‌کرد که به اندازه یک مایکروویو است.

    این دستگاه برای سردسازی از هوا استفاده می‌کند. اگرچه این ویژگی عملکرد آن را محدود می‌سازد. در حال حاضر کاربران دستگاه‌های کوچک نباید انتظار دستگاه‌های بزرگ‌تر از ۱۰ وات را داشته باشند. ابزارهای کوچک کارخانه "روفین" ۱۰ وات هستند.

    در چنین شرایطی کنده‌کاری با این نوع دستگاه‌ها در مقایسه با ابزارهایی که نور شدیدتری را ایجاد می‌کنند مدت طولانی‌تری را به خود اختصاص می‌دهند. در هرحال آن ها با هوا سرد نمی‌شوند، از این‌رو حجیم‌تر به‌نظر می‌رسند. باوجودآن‌که دستگاه‌ها هم‌اکنون بسیار کوچک و درنتیجه ارزان ‌تر شده‌اند هنوز باید قابلیت استفاده و سودآوری بیشتری به‌دست بیاورند


  • اشک آپاچ (Apache tear)
    اين سنگ قيمتي(نوعي ابسیدین)،نوعي شيشه آتشفشاني است.


     - رنگ: معمولا سياه است،اما گاهي قرمز،قهوه اي ،خاكستري،سبز (كمياب)،تيره  همراه با كلمه هاي سفيد(برف مانند) و حتي بي رنگ يا شيشه اي هم ميشود.

     - شفافیت: شيشه اي و شفاف

     - ترکیب شیمیایی: داراي 70درصد سيليس

     - سختي : 5

     - وزن مخصوص:  35/2

     - محل پیدایش: در جريانهاي گدازه اي جنوب غرب ايالات متحده يافت مي شود. ابسیدین وقتي شكل ميگيريد كه گدازه چگال يك آتشفشان به سرعت سرد شود.


  • الماس بلژیک
    شرکت دایاموند دالی.ن.وی. Dali Diamond Co.n.v بازاریابی الماس های " وب کات " Web cut خود را در بازارهای جنوب شرقی آسیا آغاز نموده اند. هدف کلی از این اقدام، مشارکت برخی شرکت های در امر توزیع الماس های " وب کات " است.

    طبق نظر مدیر شرکت " ایزی مورسل " Isi Morsel ، شرکت آمادگی انجام هر نوع حمایت تبلیغاتی از شرکای آسیایی خود را دارد. این شرکت در گذشته نیز، الماس های " وب کات " را به بازارهای رقابتی پیشرفته الماس ژاپن معرفی کرده و با نماینده خود در توکیو رابطه تجاری برقرار نموده است. از طرفی در ایالات متحده و بازارهای مشهور اروپا الماس های مزبور به مقیاس وسیعی در دسترس خرده فروشان یا بخش های انحصاری فروش قرار دارند.

    تولید " وب کات " به کمک روش CHARLES " چارلز " صورت می گیرد که با استفاده از شیوه " مینیمالیست " Mini Malist در تراش خطوط، شفافیت آن به حداکثر می رسد. یک الماس " وب کات " هشت ضلعی است که شامل ۲۴ تراش در قسمت تاج Crown و ۲۴ تراش در ناحیه پاویلیون Pavilion می شود. قسمت میانی " گیردل " Girldle نیز تراش داده شده و " کولت " Cult هم نوک دار می شود. الماس های " وب کات " در رنگ های D تا I موجود بوده و درجات شفافیت آن شامل If تا SI می باشد. هم چنین در اندازه های ۳۰/۰ تا ۳ قیراط وجود دارد.

    قیمت های عمده فروش الماس " وب کات " ۲۰ درصد کمتر از نمونه های مدوری است که از نظر رنگ، شفافیت و اندازه به آن ها شباهت دارد. این شرکت متذکر می شود که سنگ ها تا اندازه ۵۰ پوینت Points در کارخانه شان واقع در اوکراین و اندازه های بزرگتر هم در " آنتوراپ " Antwerip پولیش داده می شوند.دایاموند با علم به اهمیت تراش، مدت ها قبل نوآوری خود را در این زمینه آغاز نمود.

    " الماس ها همواره بیانگر عشق و استحکام هستند. " در بازارهای رقابتی امروز باید در پی یافتن ایده های جدید برای افزایش تقاضا باشیم. " دایاموند دالی " از ترکیب خلاقیت هنرمندانه تراش دهندگان الماس با تکنولوژی پیشرفته پولیش، به این درجه از توان رسیده است تا از دو منبع پرجاذبه دیگر در کار خود استفاده نمایند، نوآوری و تکامل فرآیند تراش، که ارایه تراش های جدید زمینه ساز آن تلقی می شود.

    هدف ما خلق نمونه های جدید و زیبا است اما برای این کار از روش های سنتی پولیش الماس نیز استفاده می شود. هدف اساسی از تراش الماس، به حداکثر رساندن انکسار نور و پراکنش آن است. تیم طراحی الماس ما، ۶ نوع تراش متفاوت را با الهام از مدل کاشن Cushion عرضه نموده اند که به منظور افزایش زیبایی و جلوه آن، دوباره تغییراتی در طرح این مدل صورت گرفته است. در ارتباط با مجموعه تراش های جدید به حداکثر رساندن جریان حرکت نور در الماس، مدنظر قرار داشته است. به علاوه پس از بررسی بازار کنونی و مدل های رایج در طی روند توسعه، اشکال مزبور انتخاب شده اند.

     دایاموند دالی کار خود را با فروش بدون تراش شروع کرد و در سال ۱۹۶۷ به مقام " سایت هولدر " sight holder شرکت تجاری الماس (DTC ) رسید. در سال ۱۹۹۰ شرکت از زمره اولین فروشندگان الماس های سخت به شمار می آمد که در زمینه پولیش الماس نیز اقداماتی را آغاز نموده بود و در ارتباط با آن کارخانه هایی را در اوکراین و بلاروس افتتاح کرد.

    با گذشت سال ها، دایاموند دالی قلمرو عملیات پولیش خود را وسعت بخشیده و در کار با سنگ های ۰۱/۰ تا ۵ قیراط تخصص پیدا کرده است و حال مالک کارخانه هایی نیز در آنتوراپ و چین است که در آن ها نمونه های کوچکتری از سنگ مورد پردازش قرار می گیرند. " دایاموند دالی " علاوه بر سهمیه ای که از DTC در یافت می کند، مقداری از سنگ سخت را نیز از BHP " بیلیتون " Billiton مستقر در آنتوارپ و آلروسا در روسیه را به دست می آورد.


  • الماس و ارتباط عاشقانه جهان با آن
    دی بیرز بزرگ ترین تولیدکننده الماس جهان است. بیش از ۴۰ درصد الماس هاس تراش نخورده که در سطح جهانی معامله می شوند از ۲۰ معدن آفریقایی به دست می آید.

    ۲۵۰ گوهرشناس به منظور بررسی ذخایر جدید به بحث در باره امکانات و شیوه های مدرن جهت به کارگیری آن ها می پردازند. بخش بازاریابی " دی بیرز " دی تی سیDTC بیش از نیمی از تولیدات الماس جهان را به فروش می رساند.به طور تقریبی ۲۲۰۰۰ نفر در بیش از ۱۹ کشور در سطح بین المللی برای گروپ Group کار می کنند.

    در مجموع صنعت الماس ۲ میلیون نفر را تحت پوشش خود قرار داده است.

    در نزد بسیاری از کشورها مانند بوتسوانا، نامبیا و آفریقای جنوبی این کریستال گرانبها بر اقتصاد ساکنین کشورها تاثیر بسزایی دارد. در بوتسوانا، حفاری الماس سالانه معادل ۰۰۰/۳۰ قیراط بازدهی دارد و این شرایط انگیزه اقتصادی موثری در جذب نیروی کار در این بخش محسوب می گردد و حدود ۸۰ درصد صادرات و ۴۲ درصد تولیدات ناخالص داخلی را تشکیل می دهد.

     از سال ۱۹۶۹ همکاری بین این‌شرکت و بوتسوانا پیشرفت اقتصادی را تضمین می کند. بدون تجارت الماس این گونه ملت ها هرگز قادر به ساخت بیمارستان ، جاده و مدرسه وغیره .... نبودند.

    بیش از ۹۰ درصد از ۵۰۰۰ کارگر،کارکنان محلی هستند.به علاوه " دی بیرز گروپ " برا ی آموزش کارکنان خود وتهیه تجهیزات مدرن سرمایه ای در نظر می گیرد. حفاظت از محیط زیست به هنگام حفاری موضوع دیگری است که مد نظر شرکت قرار می گیرد. برای مثال هم اکنون یک کشتی فضایی بسیار پیشرفته مشغول بررسی ذخایر جدید آفریقای جنوبی است، که در آن از ابزار پیشرفته ارزش ۵/۵ میلیون یورو استفاده می شود.

    این شرکت هم چنین در جنگ و مقابله با ایدز پیشگام بوده است. گروپ کل هزینه های معالجه کارکنان و کسانی که مبتلا به این ویروس شده اند را می پردازد.در پاسخ به شرایط موجود جنگ داخلی در برخی کشورها، دی بیرز در ماه مه سال ۲۰۰۰ عملیات کیمبرلی را آغاز نمود تا به این طریق با تجارت الماس تراش نخورده مبازره کند و نیروهای مسلح را از نظر مالی تامین نماید.

     سیستم ارایه گواهی نامه که به کمک سازمان ملل دولت های تولید کننده و مصرف کننده و سازمان غیر دولتی به اجرا درآمد، بسیار سخت و دقیق تنظیم شده و موفق بوده است. عنوان " الماس های خونین " با توجه به این شرایط حتی ابزار تولید جهانی الماس های تراش نخورده به خود اختصاص نمی دهد.


  • الماس چگونه تشکیل می‌شود
     

    الماس‌ها از کربن تشکیل می‌شوند- کربن کاملا سازمان‌یافته.

    بر اساس تحقیق جدیدی که در نشریه Nature منتشر شده است، دانشمندان حدس می‌زنند الماس‌ها درون کره زمین از یک تا سه میلیارد سال قبل تولید شده‌امند؛ آنها فکر می‌کنندکه دستورالعمل ساخته‌شدن الماس این‌گونه است:

    ۱) دی‌اکسید کربن را در ۱۸۰ کیلومتری عمق زمین دفن کنید.

    2) آن را تا بیش از ۱۲۰۰ درجه حرارت دهید.

    3) آن را زیر فشار بیش از ۵۰۰۰۰ کیلوگرم نیرو بر سانتی‌متر مربع قرار دهید.

    4) به سرعت آن را به سطح زمین بیاورید تا به سرعت سرد شود.

    اگر این فرآیند کمی مشکل به نظر می رسد، از تولیدکنندگان الماس مصنوعی تشکر کنید: اکنون دو راه برای ساختن الماس در آزمایشگاه وجود دارد

    اولین روش مصنوعی روش "فشار بالا، حرارت بالا" (HPHT) نامیده می‌شود.

    این روش بیشترین شباهت را با نحوه تشکیل الماس درون کره زمین دارد و در آن گرافیت (یعنی همان کربنی که در مداد به کار می‌رود) تحت فشار و گرمای شدید قرار می‌گیرد‌.

    سندان‌های کوچک در ماشین HPHT در حالی که الکتریسیته شدید از گرافیت عبور می‌کند، بر روی ان فشار می‌‌آورد، و تنها پس از چند روز یک الماس با کیفیت جواهر به وجود می‌آورد.

    البته این الماس‌ها به اندازه الماس‌های طبیعی خالص نیستند، زیرا یک محلول فلزی با گرافیت مخلوط می‌شوند.

    روش دیگر تولید الماس- رسوب بخار شیمیایی نامیده می شود-بر مبنای فشار شدید عمل می‌کند، اما الماس‌هایی بی‌‌نقص‌تر از طبیعت می‌تواند تولید کند.

    یک قطعه الماس درون یک محفظه کاهش فشار قرار داده می‌‌شوند، سپس گاز طبیعی با یک تابش مایکروو‌یو به درون این محفظه فرستاده می‌شود.

    هنگامی گاز تا تقریبا ۲۰۰۰ درجه حرارت داده می‌شود، اتم‌های کربن روی الماس درون محفظه "می بارند" و به آن می‌چسبند، و غلاف کاملی شبانه دور الماس رشد می‌کند.

    این الماس‌های مصنوعی بیش از هر چیز به درد تولیدکنندگان کامپیوتر می‌خورند :‌ در درجه حرارت‌هایی که در آن تراشه‌های سیلیکونی ذوب می شوند، غلاف های الماس مصنوعی مثل سنگ سخت باقی می‌مانند.


  • الماس، نشانه ثروت و مقام
    امروزه الماس نشانه ثروت و بقا و مقام است و همواره در تمدنها و دوره هاى مختلف به عنوان مظهر روشنايى، آسيب ناپذيرى، سحر و جادو، شفا و حفاظت شناخته شده است. براى پى بردن به تاريخ و مفهوم کلمه الماس، لازم است ابتدا ببينيم آيا لغات به کار گرفته شده براى الماس از سوى هندوها و يونانيان باستان، همان چيزى است که آنها امروزه استفاده مى کنند يا به چيز ديگرى اطلاق مى شده است.

    واژه الماس، از واژه يونانى آداماو (Adamao) گرفته شده است که مفهوم آن " من مطيع مى سازم" است. صفت اين واژه آداماس (Adamas) به معناى شکست ناپذير است که براى بيان سخت ترين ماده شناخته شده در زمان يونانيان باستان، به کار برده مى شده است و در نهايت اين واژه مترادف با الماس (Diamond) شناخته شد. البته تعيين اين که دقيقا در چه زمانى اين صفت براى الماس استفاده شده مشکل است، زيرا ممکن است قبل از يافتن الماس، اين واژه به دومين کانى سخت يعنى کرندوم يا به چيزى غير از اينها، منسوب مى شده است. الماس نخستين بار در رسوبات رودخانه اى متعلق به هزاران سال پيش در هند و بورنئو کشف شد.

    باستان شناسان تعداد زيادى از آنها را در چشمهاى مجسمه ها و پيکره هاى هندى يافتتند. يونانيان باستان، الماس را تشعشعات و نورهاى ستارگان مى دانستند که به زمين پاشيده شده اند. پلاتو فيلسوف يونانى، در نوشته هاى خودف الماس را موجود زنده اى تصور مى کرد که از روح آسمانى برخوردار است. همچنين اهل باستان معتقد بودند که الماس انسان را از آسيب مصون مى دارد و براى صاحب خود پيروزى و اقبال به ارمغان مى آورد. بعلاوه فکر مى کردند الماس به صاحب خود جذابيت مى بخشد و باعث جلب نظر و توجه ديگران مى شود. در افسانه ها آمده است نوک پيکانهاى کوپيد (Cupid) (خداى عشق که به صورت کودکى برهنه مجسم شده است)، از الماس ساخته شده، لذا اشتياق و علاقه شديدى ايجاد مى کند و چيزى نمى تواند با آن برابرى کند. در طول قرنها، حاکمان براى به دست آوردن سنگهاى قيمتى بيشتر، با هم رقابت مى کردند و از اين گوهرها به عنوان ابزارهاى سياسى استفاده مى کردند.

    جواهرات به عناون سمبل و نشان قدرت شناخته شده و وقتى از آنها به عنوان تزئين روى لباس و کلاه، شمشير، غلاف و گرزها استفاده مى کردند، نمايانگر مقامى والا و بلند مرتبه براى صاحبانشان بود. در عصر رنسانس، حلقه هاى مرصع به الماس به عنوان طلسمى که به صاحب خود قدرتى جادويى مى داد شناخته شدند. الماس به عنوان هديه اى که نشان دهنده اوج عشق و علاقه است، اواخر سالهاى 1400 ميلادى شناخته شد، زمانى که ماکسيميليان امپراطور اتريش حلقه اى با نگين الماس به معشوق خود مرى ملکه بورگاندى هديه داد، از آن زمان تا کنون از الماس به عنوان مظهر عشق و علاقه ياد مى شود.

    زمان دقيق کشف اولين الماس مشخص نيست، اما آنچه در تاريخ آمده اين است که تا قرن 18 ميلادى، تمام الماس هاى موجود در دنيا از کشور هندوستان مى آمدند. در آغاز قرن 16 ميلادى، معاملات تجارى بين اروپا و آسياى شرقى پيشرفت کرد. يکى از دو مسير اصلى تجارت الماس، از شهر ونيز مى گذشت و با گذشت زمان اين شهر مهمترين مرکز تجارى دنياى غرب شد. آخرين شهرى که اين مسير تجارى به آن منتهى مى شد شهر بروژ (Bruges شهرى در بلژيک ) بود که با مرور زمان به عنوان مرکز برش و تراش الماس توسعه و پيشرفت پيدا کرد و شهرت فراوانى يافت؛ اما پس از 50 سال، اين شهر موقعيت خود را به شهر آنتورپ يا آنورس Antwerp (ايالت و بندرى در بلژيک) بخشيد که از امکانات بهتر و تازه ترى براى ارتباطات و داد وستد برخوردار بود. اين شهر در قرن 16 ميلادى، شهرى توسعه يافته و پر رونق شد، به طورى که براى مثال فرانکوئيزال (پادشاه فرانسه)، الماس خود را براى تراش به صنعتگران فرانسوى نداد بلکه آن را به صنعتگران آنتورپ سپرد و در اين زمان آنتورپ قلب تجارى اروپا محسوب شد و تقريبا 40 درصد معاملات جهانى، در اين بندر انجام مى شد. تا نيمه هاى قرن هفدهم ميلادى، با وجود جنگهاى داخلى بين اصناف تراش دهنده الماس و تجار آن، شهر آنتورپ همچنان موقعيت خود را حفظ کرد ولى در پايان اين قرن جايگاه خود را حفظ کرد و لى در پايان اين قرن جايگاه خود را به آمستردام (مرکز هلند) داد.

    آمستردام در آن زمان شهرى بود با امتيازات زياد زيرا هم مذهبى بود و هم ستيزها و کشمکش هاى داخلى در آن وجود نداشت. در قرن هجدهم، علاوه بر انحصار تراش الماس تجارت و معامله آن را نيز به دست گرفت. در اين زمان بود که هلندى ها الماس هاى کيفيت پايين را به صنعتگران شهر آنتورپ مى سپردند و الماس هاى مرغوب را نزد خودشان نگه مى داشتند. با وجود سختى هاى بيشمارى که بر صنعتگران آنتورپ در اين سالها گذشت ولى تجارب با ارزشى به دست آوردند و حتى توانستند الماسهاى کوچک و با کيفيت پايين را چنان ماهرانه تراش دهند که تبديل به گوهرهايى اعلا شوند.  پس از کشف الماس در سال 1871 در کيمبرلى آفريقاى جنوبى، حجم وسيعى از الماسهاى سخت با کيفيت پايين به سمت اروپا سرازير شد و صنعتگران آنتورپ که تجارب بسيارى کسب کرده بودند، فرصتهاى شغلى زيادى به دست آوردند و اين شهر مجددا رونق گرفت. بعد از جنگ جهانى اول، رکورد سالهاى دهه 1930، بشدت بر معاملات الماس تاثير گذاشت، به طوريکه تعداد زيادى از صنعتگران شهر آنتورپ فروشگاههاى خود را تعطيل کردند. اين رکورد تا وقوع جنگ جهانى دوم ادامه يافت.

    در اين زمان بسيارى از تاجران يهودى، کشور خود را ترک کردند و به پرتغال و آمريکا و انگلستان پناه بردند و در آنجا به فعاليت مشغول شدند. اين تجار براى حفظ الماس از متجاوزان آلمانى، آنها را با توافق دولت بريتانيا در سازمانى که به عنوان دفتر مراسلات الماس ناميده مى شد، قرار دادند که اين سازمان، الماسها را ثبت و تا پايان جنگ نگهدارى کرد. پس از اتمام جنگ، الماسها به صاحبانشان بازگردانده شد و بدين ترتيب شهر آنتورپ، شکوفايى خود را از سر گرفت و از آن زمان به بعد، انجمن الماس تاسيس شد که مسئول کارهاى فروشندگان و تاجران الماس است.


  • اندازه ها در طراحی جواهرات
    گوشواره:

    در طراحی گوشواره، وزن و راحتی، دو فاکتور مهم می باشند. در طراحی گوشواره ها باید از وزن زیاد خودداری شود.

     

    دستبند:
    در طراحی دستبند ها نیز باید ازهرگونه لبه تیز اجتناب شود تا موجب ناراحتی پوست و همچنین گیر کردن به لباس ها نشود. نکته دیگر در طراحی دستبند های یکپارچه (بدون قفل) و النگو ها، در نظر گرفتن استخوان مچ است تا فرد هنگام به دست کردن یا درآوردن آن دچار مشکل نشود.

    طول دستبند اندازه افراد:
    7
    اینچ صدک 5 زنان

    7.5 اینچ صدک 50 زنان
    8 اینچ صدک 95 زنان
    8 اینچ صدک 5 مردان
    8.5 اینچ صدک 50 مردان
    9 اینچ صدک 95 مردان


    گردن بند:
    برای گردنبند نیز باید فاکتور های قبلی مانند وزن مناسب و اجتناب از هر گونه گوشه و لبه تیز رعایت شود. ابعاد انواع گردنبندها، طوق ها و زنجیرها را در شکل زیر مشاهده می کنید.


  • انواع ساعت بر مبنای شکل
     

    ساعتها در اشکال و اندازه‌های مختلفی وجود دارند که برای کاربردهای مختلفی ساخته شده‌اند. بعضی از انواع مختلف ساعت ها در زیر آورده شده است:

    ساعت جیبی : نوعی ساعت همراه است که این ساعت را در جیب می گذارند و معمولاً زنجیری کوچک دارد که به لباس شخص متصل می گردد.

    ساعت مچی : نوعی دیگر از ساعت همراه است که این ساعت توسط دو یا یک بند به دور مچ بسته می شود.

    ساعت دیواری : نوعی ساعت است که به دیوار نصب می کنند.

    ساعت ایستاده : نوعی دیگری از انواع ساعت ها است. این ساعت ارتفاع بلندی دارد و به صورت ایستاده در گوشه‌ای از خانه می گذارند. این ساعت با استفاده از پاندول می تواند زمان را اعلام کند.


  • انواع ساعت های مچی
     

    در این مطلب سعی کرده ایم شما را با انواع ساعت های مچـی آشنـا کـرده و همچـنـین از اصـطلاحـات رایــج در رابــطـه با ساعت های مچی آگاه سازیم. عـمده تـرین تـقسیـم بـندی ساعت هـا بـر حـسـب نـوع قـوه محرکه و منبع تغذیه آنها می باشد. اغلب ساعت های موجود در بازار دارای قوه محرکه کوارتز هستند. در زیر به این تقسیم بندی توجه کنید:


    ) MECHANICAL مکانیکی): در این سـاعتـهـا از یــک چرخدنده توازن (رقاصک( برای اندازه گیری زمان و یک شاه فنر برای تولید نیرو استفاده می گردد. این نوع ساعتـها نیاز دارند تا هر چند ساعت یکبار با دست کوک شوند. بـرخی از سـاعت های مکانیکی از 160 قطعه مجزا تشکیل گردیده است!


    ) AUTOMATIC خود کار): این ساعت ها هـمان مکانیزم ساعتـهای کوکی را دارند اما خود کوک می باشند. آنها دارای یک چرخ دنده گردان (ROTOR) بـوده کـه شـامـل یـک وزنــه نوسان کننده است که با هر حرکت مچ دست به جلو و عقب نوسان می کند. سپس این نوسانات توسط چرخ دنده های دیگر مبدل به حرکت دورانی شـده و بـاعـث کـوک شـدن شاه فنر می گردد. نام دیگر آن خود-کوک(SELF-WINDING)  می باشد.


    ) QUARTZ کوارتز): این ساعت ها از بلور کـوارتز بـرای انـدازه گیـری زمـان و از بـاطـری بعنوان منبع تغذیه استفاده می کنند. نیازی به کوک کردن ندارند.


    ) KINETIC QUARTZ کوارتز جنبشی): ایـن تکنـولـوژی منـحصر بـفرد شرکت سیکو (SEIKO) می باشد. ساعت کوارتزی ساعتی است که نیازی به باطری ندارد. این ساعت ها انرژی الکتریکی خود را از حرکات طبیعی مچ دست و بازو تامین می کنـند. سپس انرژی حاصل را درون یک خازن ذخیره کنند این خازن قادر می بـاشد تا 3 الی 14 روز در صـورت بی حرکت بودن ساعت انرژی مورد نیاز آن را تامین کند.


     SOLAR QUARTZ (کوارتز خورشیدی): این ساعت هـا از کـوارتز برای اندازه گیری زمان و از هر گونه منبع نوری که به صفحه ساعت تابیده می گـردد و تـوسـط ســلول های خورشیدی (SOLAR CELL) جذب شده و انرژی نور را به انرژی الکریکی مبدل می سازنــد، استفاده می کنند.


    طرز کار کوارتز

    کـوارتـز همان دی اکسید سیلیکون (SILICON DIOXIDE) می بـاشـد کـه خـاصیـت پـیـزو الکتریکی دارد. بدین مفهوم که در صورت خم شدن و یا اعمال فشار بـروی بلور کوارتز در سطح آن ایجاد بار الکتریکی و یا یک ولتاژ ضعیف می گـردد و بالـعکس یعنی هرگاه به آن ولتاژ ضعیفی داده شود در شـکـل آن تغـیـیر جـزئـی حـاصــل گردیده و یـا خـم می شـود. و هرگاه جریان الکتریکی بطور مداوم به آن داده شـود شــروع به ارتعاش می کند. سپـس ارتعـاشـات تـوسـط یـک آی سی به پـالـسهای الکتریکی تبدیل میگردند و ایـن پالسـهای الکتریـکی توسط یک موتور بسیار ریز تبدیل به انرژی مکانیکی شده و عقربکهای ساعت را به حرکت در می آورد.


    کریستال(CRYSTAL)
    همـان پـوشش محـافـظ شفاف که روی صفحه ساعت سوار میگردد بوده و از آنجایی که در معرض ضربه و صدمه دیدن میباشد، کریستال باید تا حد امکان سخت باشد.مواد نرم براحتی خش برداشته و می شکنند. کریـستال میـتواند از هر نوع مواد شفافی ساخته شده باشد. از پـلاستیک گرفته تا یاقوت مصنـوعـی کـه سـخت تـرین و گــران قیمت ترین کریستال موجود میباشد. در زیـر بـه کــریستالهای رایج و میزان سختی آنها اشاره شده است:

    1. پلاستیک: در برابر خراشیدگی مقاوم نمی باشد.
    2. مواد معدنی: همان شیشه سخت شده می باشد که تا حدی در برار خراشیدگی مقاوم است.
    3.  یاقوت مصنوعی(سنتزی): شیشه معمولی را با یاقوت ساختگی پوشش داده و مقاوم می سازند.
    4. یاقوت: مـقاوم در برابر خش بوده و میزان سختی آن خیلی بالا می باشد.
    5. مقاومت در برابر آب  (WATER RESISTACE)
    6. مـقیـاسی است کـه درجـه مـقـاومت ساعت را در برابر نفوذ رطوبت می سـنـجـد. واحـد سنجش ATM میباشد که برابر فشار 10 متر آب است. در زیـر بـه ایـن درجـه بندی توجه کنید:

      ATMفوت متر کاربرد

    1 33 10 مقاوم در برابر آب در زیر دوش و یا پاشش آب بطور تصادفی

    3 100 30 مقاوم در برابر پاشش آب و فرو رفتن مختصر در آب اما برای شنا کردن مناسب نیست

    5 165 50  مناسب برای شنا

    10 330 100 مناسب برای شنا و غواصی

    15 500 150 مناسب برای غواصی

    20 660 200 مناسب برای غواص


    توجه داشته باشید که عمق های اشاره شده فرضا 30 متر تنها در شرایط آزمایشگاهی و زمانی است که ساعت کوچکترین حرکتی نداشته باشد بنابراین در شـرایـط واقـعی آنها قابل اطمینان نمیباشند به همین جهت ساعتهایی که درجه بندی 3 داشته و تا 30 متر را در شرایط آزمایشگاهی مقاومت می کنند برای شنا مناسب نیستند. همـچنـیـن تـوجه داشته باشید که از ساعتهای مقاوم در برابر آب حتی آنهایی که مقامتهای بالایی دارند در سونا و آب گرم استفاده نکنید زیرا آب داغ واشر درزگیر ساعت را تخریب می کند.


    ساعت اتمی چیست؟

    ساعت های مچی اتمی بر خلاف تصور با اتم کار نمی کـنـنـد بـلـکـه توسط سیگنالهای رادیویی که از دقیقترین ساعت جهان بصورت شبانه و خودکار دریافت می دارند، تـنظیم میگردند. دقیق ترین ساعت جهان CAESIUM نام داشته و در کلرادو آمریکا واقع میباشد. درصـد خطای آن 1 ثانیه در 1 میلیون سال است. امـواج رادیـویـی کـه تـوسـط ایـن مـرکـز ارسال میگردد تا شعاع 1864 مایل را تحت پوشش قرار می دهد.


  • انواع فيروزه
    1- فيروزه عجمى: سنگ باطله ندارد و به رنگ آبى پر رنگ است. با ارزشترين نوع فيروزه است و به صورت گرد يا بادامى تراش داده مى شود.

    2- فيروزه شجرى: همراه با باطله است. پس از تراش سنگ باطله به صورت شاخه اى يا دندريتى نمايان مى گردد. اين نوع فيروزه را به صورت هاى گرد، بيضوى، اشکى و چهارگوش مى تراشند.

    3- فيروزه چغاله نيم رنگ: نسبتا شبيه فيروزه عجمى است اما کمرنگ تر است و روى آن، لکه هاى سفيدى ديده مى شود که در واقع کانى آلونيت است. نام چغاله به دليل اين است که مانند ميوه نارس کمرنگ تر از نوع عجمى است.

    4- فيروزه چغاله سفيد: شبيه چغاله نيم رنگ اما روشن تر است.

    5- فيروزه عربى: همان نوع شجرى است اما با قطر کمتر و ترا ش آن نيز سخت تر است. اين نوع فيروزه نامرغوب بوده و به رنگ سبز کمرنگ ديده مى شود. در صورتى که قطر آن بيشتر باشد، به آن فيروزه دو بهرى نيز مى گويند.

    6- فيروزه توفال رنگين: شبيه فيروزه شجرى است اما با سنگ باطله کمتر.

    7- فيروزه توفال نيم رنگ: همان فيروزه توفال رنگين اما روشن تر است. زيرا کاتيون Cu+2 در شبکه بلورى به طور کامل وجود ندارد.

    8- فيروزه توفال سفيد: همان توفال نيم رنگ است،‌اما خيل روشن تر است.

    9- فيروزه نرم: به دانه هاى خيلى ريز فيروزه که براى زينت دادن اشيا به کار مى رود، گفته مى شود.

    10- فيروزه درشت: به سنگهاى نسبتا درشت فيروزه که خرد نشده اند و رگه دارند، گفته مى شود.

    11- فيروزه خاکه: اين نامگذارى در معدن مرسوم است. اين نوع سنگ باطله ندارد و خالص است. به ابعاد مختلف و کروى در داخل رگه هاى بشدت دگرسان و خرد شده و به رنگ آبى روشن تا تيره يافت مى شود و بسيار گرانبهاست.

    12- فيروزه گل کاسنى: به فيروزه سبز پررنگ متمايل به  خاکسترى گفته مى شود. دليل رنگ آن، وجود کاتيون Fe+2 در ساختمان آن است. به اين نوع فيروزه تلخ مى گويند.


  • انواع مدل های گوشواره
    گوشواره، زیور آلاتی است که اغلب توسط زنان و در کشورهای خارجی بعضاً برای مردها استفاده می شود. علی رغم مدل ها و سبک های مختلفی که برای گوشواره وجود دارد.مدل های معروفی که برای گوشواره مورد استفاده قرار می گیرد، در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم.
    - گوشواره میخی:

    گوشواره میخی، نوعی گوشواره می باشد که پین در پشت نرمه گوش قفل می گردد. این نوع گوشواره، یکی از محبوبترین نوع گوشواره در میان نسل جوان می باشد. این نوع گوشواره معمولاً کوچک می باشد و مستقیماً بر روی نرمه گوش قرار می گیرد.این گوشواره توسط یک پین، درون گوش رفته و محکم می گردد. بر روی این نوع گوشواره اصولاً از جواهرات استفاده می شود که محبوبترین آنها الماس، برلیان و مروارید می باشد که بسته به اندازه نگین زیبایی آن افزون تر می شود.

    - گوشواره های آویزان:

    این نوع گوشواره، گوشواره هایی را شامل می شود که از نرمه گوش آویزان می شود. این گوشواره از آنجایی که از گوش آویزان بوده، بسیار چشم نواز و فریبنده می باشد.بر روی این نوع گوشواره قرار گرفتن سنگ و جواهرات باعث درخشش و زیبایی منحصر ره فرد آن می شود.

    - گوشواره های چنبری (حلقه ای) :

    این نوع گوشواره به نوعی است که درون سوراخ گوش قرار می گیرد و به دور نرمه گوش چنبر (حلقه) می شود.در این نوع گوشواره معمولاً از طلا استفاده می شود و برای زیبایی بیشتر آن از الماس و سنگ های قیمتی بر روی آن می توان استفاده کرد.درهنگام خرید این نوع گوشواره باید به تیزی نوک گوشواره دقت کنید زیرا موقع نصب آن به نرمه گوش آسیب نرسد.

     
    - گوشواره های کلیپسی:

    این نوع گوشواره ترجیحاً به عنوان زیوری در مد به کار می رود. استفاده از این نوع گوشواره ها احتیاجی به سوراخ کردن گوش ندارد.این گوشواره ها زیبایی های خود را دارد اما توصیه ما به شما عزیزان این است که برای جواهرات گوشواره ای گران قیمت از این نوع گوشواره استفاده نکنید.5) گوشواره پیچی:این نوع گوشواره که مخلوطی از گوشواره میخی و آویزان می باشد، یکی از زیباترین سبک های گوشواره می باشد. این نوع گوشواره، یکی از امن ترین مدل های گوشواره می باشد که به لاله گوش پیچ و محکم می شود.

     


  • انگشتر
    نگُشتَر یا حَلقهٔ دست نواری معمولاً از جنس فلز است که معمولاً به عنوان آلت زینتی به‌دور انگشتان دست قرار می‌گیرد.

    انگشتر که به انگشت می‌شود یکی از نمادین ترین جواهر آلات است زیرا بعضی از انگشترها حلقه ازدواج هستند و بعضی از انگشترها میراث خانوادگی اشخاصند که از مادر یا پدر آنها به ارث رسیده ‌است. حلقه‌های ویژه انگشت دست را انگشتر نیز می‌گویند. حلقه‌های زینتی دیگری برای بازو یا گردن نیز وجود دارد. برخی از انگشترها بسیار بزرگ و درشت هستند که برای دستان ظریف و کوچک مناسب نیست اما افرادی با انگشتان کشیده در انتخاب مدل انگشتر قدرت انتخاب بیشتری دارند.

    حلقه ازدواج

    حلقه ازدواج، انگشتری است که زن و شوهر پس ازازدواج هر یک به دست دیگری می‌کنند و فلسفه حلقه ازدواج در این است که چینی‌های باستان بر این باور بودند که اگر انگشتان دو دست را در روبروی همدیگر قرار داده و انگشتان سوم را به صورت خمیده در روبروی همدیگر قرار دهیم خواهیم دید که تمامی انگشتان بجز انگشت چهارم(همان انگشتی که حلقه در ان قرار می‌گیرد) از هم جدا می‌شوند که این انگشتان جدا شده از هم نماد خانواده دوستان و آشنایان هستند ولی دو انگشتی که از هم جدا نمی‌شوند نماد زن و شوهر هستند که پیوندی ابدی میان آن‌ها بوجود می‌آید که دیگر قابلیت جدا شدن ندارند.


  • انگشتر در هر انگشت چه معنی ای دارد؟
    تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.

    گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند.

    کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.

    مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر
     

    انگشت شست:
    نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.
     

    انگشت اشاره:
    نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.
     

    انگشت وسط :
    نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.
     

    انگشت انگشتری انگشت چهارم :
    انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.
     

    انگشت کوچک:
    نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.
    انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.


  • انگشترهای هفت گناه کبیره_قسمت اول
     
    چندی پیش یکی از طراحان خوش ذوق جواهرات به نام استفان وبستر ((Stephen Webster  مجموعه زیبا و تحسین بر انگیزی به نام هفت گناه کبیره (Seven Deadly sins) را به نمایش گذاشت. 
    این مجموعه شامل 7 انگشتر با گوهر های مختلف است که هر یک از آنان، نمادی برای یک  معصیت محسوب می شود. این گناهان شامل تکبر  (Pride)، طمعکاری  (Greed)، شهوت  (Lust)، حسادت  (Envy)، خشم (Wrath)، شکم پرستی (Gluttony) و تنبلی  (Sloth)است که این طراح خلاق جواهرات، هر کدام از این گناهان را با توجه به ماهیت آن با ترکیبی زیبا از سنگهای قیمیتی تراش و با استفاده از طلا روی هر انگشتر نمایش داده است.
    این طراح جواهرات درباره قیمت این انگشترها گفته است که هرکدام بین 15 تا 98 هزار یورو قیمت دارند و البته از هرکدام فقط 7 عدد تولید خواهد شد.
     
    1- طمع:
    این انگشتر که از طلای 18 عیار ساخته شده است به شکل پشته هایی از سکه های طلا است که بر روی هر کدام قطعه ای الماس سفید کار شده است.
     
    2- تنبلی:
    گوهر روی این انگشتر توپاز آبی (Blue Topaz) است که به زیبایی تراش داده شده است. در چهار سمت این گوهر از پایه هایی استفاده شده است که با الماس سفید تزئین شده و در زیر آن گوهری بسیار زیبا به مشابه تشکی مخملی استفاده شده است. متاسفانه جنس این جواهر زیبا و متفاوت تاکنون به صورت رسمی اعلام نشده است. در نهایت بخش اصلی حلقه نیز از طلا 18 عیار زرد با نقشی ظریف مشابه کنده کاری های اشرافی انتخاب شده است که نهایت شکوه، ثروت و کاهلی را به سبک زندگی پادشاهان قدیمی یاد آور می شود.
     
  • اولین ساعتی که به کره ماه رفت . . .
    در سفرهاي فضايي اندازه‌گيري بسيار دقيق زمان، اقدامي مهم و اساسي به‌شمار مي‌آيد. از زماني که انسان براي اولين‌بار برروي کره ماه نشست تا دوراني که برنامه‌هاي آپولو 13 و ماموريت‌هاي بي‌شمار فضايي به اجرا درآمدند، زمان سنج‌ها بخشي از تجهيزات استاندارد هر فضانوردي محسوب مي‌شوند.

     



    فضانوردان درفضا به‌دنبال کشف بسياري از پديده‌ها هستند. انجام اين قبيل فعاليت‌ها به زمان نياز دارد که بايد دقت برحسب وظايف تقسيم‌بندي شود. هنگامي‌که ارتباط با زمين غيرممکن‌ است لازمست که ساعت‌هاي ايستگاه‌هاي فضايي، دستگاه‌هاي اکتشافي و اوربيتورها Orbiters هم‌زمان شوند.
    استفاده از ساعت در فضا اجباري نيست. در دوران اوليه برنامه‌هاي فضايي و اجراي پروژه مريخ از ساعت‌هاي مچي براي پروازهايي که سرنشين آن انسان بود در حمايت از ابزار زمان‌سنج استفاده مي‌شد. درآن دوره هيچ نوع ساعت استانداردهاي وجودنداشت و فضانوردان در گزينش نوع و مدل مختار بودند لذا کاربرد آن جنبه شخصي داشت.
    درسال 1962 مسئولان واحد فضا و نيروي هوايي ملي (ناسا) تحقيق درباره کاربرد ساعت مچي توسط فضانوردان جميني Gemini‌و آپولو Apolo‌ را آغازکردند. "ناسا" اقدام به خريد ساعت از چند شرکت کرد و آزمايشي برروي آنها را پس از طي مراحلي دشوار برعهده گرفت که از آن به‌نام "روند آزمون کيفي" ياد مي‌شد.

    تحت ‌تاثير درجه حرارت و واريانس‌هاي فشار، اجزاء ساعت مچي ممکن‌است گستردگي بيشتري يافته يا شکاف برداشته و ازهم جداشود و بدين ترتيب ضرر متوجه سرنشين‌هاي سفينه مي‌شود. آنها از خود گازهايي را متصاعد مي‌کنند که سبب آلودگي جو فضا مي‌شود به‌طوريکه سيستم‌هاي چرخش مجدد و پاکسازي هوا مختل مي‌شوند. ساعت‌هايي که از آزمايش‌هاي متعدد موفق بيرون آمده‌اند دوباره تحت آزمون ديگري قرار مي‌گيرند که طي آن نوسانات شديد درجه حرارت از ‍C ْ 18 الي ‍‍C  ْ 93  ، رطوبت نسبي حداقل 95درصد و سه چرخه ارتعاش 30دقيقه‌اي به اجرا در‌مي‌آيند.
    در اول ماه مارس 1965 نتايج قطعي به‌دست‌آمده‌بودند. سه نوع زمان‌سنج پس از پشت‌سرگذاشتن مرحله اول آزمون هنوز تحت بررسي قرارداشتند. از ميان آنها يکي از ساعت‌ها طي آزمون "مقاومت در برابر حرارت" با شکست روبرو شد و ثانيه‌شمار آن دور عقربه‌هاي ديگر پيچيد. کريستال ساعت دوم نيز تاب برداشت و از جاي خود درآمد.
    تنها "اسپيرمستر" SpeedMaster‌ از "امگا" Omega‌ ازاين‌گونه آزمون‌ها موفق بيرون‌آمد و به ‌عنوان زمان‌سنج رسمي براي برنامه‌هاي فضايي موردتوجه قرارگرفت. ازآن‌زمان به‌بعد اين ساعت بخشي از ابزار استاندارد فضانوردان شد و در بيش از 100 ماموريت‌فضايي از سوي آمريکا و شوروي به‌همرا آنها بود.

    "اسپيدمستر" در ماموريت‌هاي آپولو شرکت داشته‌است و يکي از لحظات خطير را در 21 جولاي 1969 از خود به يادگار گذاشته‌است زيرا هنگامي‌که "نيل آرمسترانگ" Neil Armstrong برروي سطح ماه قدم نهاد و به شهرتي تاريخي دست يافت اولين و تنها ساعتي بود که به کره‌ ماه راه‌يافته‌بود.

    دوران به‌يادماندني ديگري به ماموريت آپولو13 ارتباط مي‌يابد. انفجار مخزن اکسيژن در مدول و بخش خدمات سرنشينان را باخطر کمبود اکسيژن مواجه ساخت، به‌طوريکه در بخش فرماندهي و خدمات برق نير قطع شد و تنها امکان استفاده از برق اضطراري باقي‌ماند. اين شرايط ابزار زمان‌بندي کامپيوتري را ازکارانداخت و تاحدوي ماموريت را بي‌نتيجه گردانيد، ازاين‌رو تصميم گرفتند تا حرکت به دورماه را ادامه دهند و از جاذبه آن براي پرتاب سفينه استفاده‌کنند.
    سرنشينان و ناسا Nasa  بدنبال راهي بودند تا شرايط براي 5 روز ادامه‌داشته‌باشد تا به زمين برگردند. تنها وسيله‌اي که در "مدول لونار" روشن شد يک گيرنده راديويي بود. 

    قسمت منحني‌شکل و گوه ‌مانند سفينه دو درجه مقاومت داشت. درصورتي‌که سطح از عمق زياد برخورداربود، سفينه مانند سنگي که به آب برخوردکرده و برمي‌گردد، بارديگر به فضا پرتاب مي‌شد. براي‌آنکه سفينه بتواند وارد زاويه‌ صحيحي شود کنترل ارتفاع بايستي موردتوجه قرارمي‌گرفت. بدين‌منظور کامپيوتر خاموش‌شد. سرنشينان مجبور بودند خود موتور را براي 14 ثانيه بابازده 10‌درصدي به‌کاراندازند.

    فرمانده لاول از "اسپيدمستر" خود براي زمان‌بندي و تعيين مدت پرتاب موتور استفاده کرد.
    "اسپيدمستر" نقش مهمي در تعيين زمان سوخت موتور براي دستيابي به زاويه صحيح ايفا کرد. اين امر نه تنها باعث نجات جان سرنشينان شد، بلکه خود سفينه را نيز از خطر حتمي نجات‌داد و "ناسا" به "امگا" جايزه مهم "اسنوپي" Snoopy‌ را اهداء کرد. واژه "اسنوپي" برگرفته از نام فيلم کمدي "بادام‌زميني" همواره از اولين روزهاي پرواز انسان به‌سوي فضا براي فضانوردان خوش‌يمن بوده‌است. جايزه نقره "اسنوپي" به افرادي اعطا مي‌شد که سهم مهمي در امنيت و موفقيت پروازهاي فضايي داشتند.


  • اوپال (opal)
    اپال از سيليکاتهاى آبدار با دماى پايين ته نشين مى شود و جزو سنگ هاى رسوبى به حساب مى آيد و ميتواند در ترک ها، اتصالات و حفره ها در صخره هاى رسوبى، آتشفشانى و دگرگون ته نشين شود. معمولا 3 تا 30 درصد اپال، آب است. سختى آن 5.5-6.5، وزن مخصوص 1.98-2.50 و ضريب شکست 1.37-1.52 است.
    شفافيت آن مى تواند از شفاف تا مات باشد. هرچه زمينه سنگ اوپال تيره تر باشد تا پديده آن واضح تر ديده شود، با ارزش تراست، پس به طور کلى اپال سياه از اوپال سفيد ارزش بيشترى دارد. اپال را هم مثل مرواريد بايد هر چند وقت يکبار در آب گذاشت. ترکيب شيميايى اوپال nH2O.SiO2 بوده غير کريستالين، ژل سيليکاى جامد است.
    اوپال به 5 دسته تقسيم مى شود:

    - اپال قيمتى صد در صد اوپال است. اوپال خالص که داراى پديده بازى با رنگ است، علت اين پديده وجود سيليکاتهاى يک اندازه درA کنارهم و در فضاهاى خالى مابين سيليکاها آب وجود بوده که هنگام برخورد نور با به سطح سنگ باعث ايجاد اين پديده مى شود.

    - اوپال آتشى به رنگ زرد-قرمز

    - اپال معمولى سيليکاها نامنظم کنار هم قرار گرفته اند و پديده بازى با رنگ ها ندارد.

    - ماتريکس اوپال (Opal Matrix) داراى رنگ روشن، گاهى اوقات رنک مى شود تا به شکل اوپال سياه درآيد.

    - بولدر اوپال (Boulder Opal) درزها يا شکاف هاى نازک، معمولا داراى بدنه اى با رنگ روشن، در ماتريس آهن مايل به قهوه اى و يا سنگ ماسه لک دار.

    معادن اوپال :
    بزرگترين معادن در استراليا (ماسه سنگ)، برزيل (آتشفشانى)، مکزيک (گدازه هاى تجزيه شده)، آمريکا (نوادا و اورگان) (آتشفشانى)، گواتمالا، هندوراس (گدازه هاى تجزيه شده)، اندونزى (آتشفشانى)، چکسلواکى (منبع تاريخى: مجارستان - گدازه هاى تجزيه شده)، تانزانيا، عمان است.

    بهسازى اوپال :
    براى تقويت پديده بازى با رنگ ها در اوپال، سنگ را با اسيد رقيق شده و شکر رنگ مى کنند (dying) که باعث تيره تر شدن زمينه سنگ مى شود. ر در مقابل حرارت،‌عکس العمل ضعيف دارد و اسيد هيدروفلوريدک روى اين سنگ اثر مى گذارد.

    اوپال چند لايه (Assembled opal):
    همانطور که گفته شد، تمام اوپال ها داراى مقدارى آب هستند و آنهايى که داراى درصد بالاترى آب بوده، ممکن است آب خود را از دست بدهند و ترک بردارند و دوام سنگ اوپال کم شود. به همين دليل براى جلوگيرى از شکسته شدن سنگ آن را دو لايه و يا سه لايه مى کنند، براى دو لايه يا سه لايه کردن آنها از سنگ کريستال و اونيکس استفاده مى کنند. معمولا سنگ کريستال را بالا اونيکس را پايين مى گذارند.

    اوپال مصنوعى :
    توليد اوپال مصنوعى، رشد گوى ها سيليکايى با اندازه درست و صحيح را در بر مى گيرد. زمانى که اين کار انجام شد، گوى ها به مدت چند ماه، در ظرفى قرار داده مى شوند. متاسفانه محصول به دست آمده، همان مشکل اوپال هاى طبيعى را دارد. اين مشکل در اوپال مصنوعى، با برش راف به قطعات کوچک سپس اشباع آنها با تثبيت کننده هاى (zirconium) stabilizers حل مى شود. اين کار از بى آبى و ترک خوردگى جلوگيرى مى کند، اما به دليل اينکه تثبيت کننده ها دراوپال هاى طبيعى وجود نداردف برخى از گوهرشناسان، اين محصول را با مارک مشابه اوپال برچسب مى زنند اما در بازار به عنوان اوپال مصنوعى شناخته شده است. اوپال مصنوعى داراى خواصى يکسان با اپال طبيعى است و مى توان با يک آزمايش ميکروسکوپى شناسايى کرد.A


  • اوپال ; سمفوني هماهنگ تمامي رنگ ها
    اپال همواره خاطره‌ي رنگين كمان سنگ شده را زنده مي‌كند زيرا داراي انواع متفاوتي از رنگ‌هاي جادويي است. به نظر مي‌رسد كه اين سنگ تمامي رنگ‌هاي طبيعت را تسخير كرده است. اپال داراي ته رنگ نارنجي مايل به قرمزِ آتش، سبزي جنگل‌هاي انبوه، آبي بي‌كران اقيانوس و سمفوني هماهنگ تمامي رنگ‌هاست كه با ظريف‌ترين لايه به گونه‌اي پر رمز و راز پوشيده شده است.
    ريشه‌ي واژه‌ي "اپال Opal‌" به واژه‌ي سانسكريت "اوپالا Upala" به معناي سنگ گران‌بها برمي‌گردد. هنديان معتقدند كه اين سنگ، خوش شانسي مي‌آورد. پلينوس، نويسنده‌ي رومي، اپال را سنگي مي‌نامد كه تمامي ويژگي‌هاي مثبتِ زيباترين سنگ‌ها را در خود دارد. تلالو لطيف گارنت سرخ، شفافيت آماتيست بنفش، زرديِ زرگون توپاز و آبي ياقوت كبود به گونه‌اي منحصر به فرد با يكديگر تركيب شده‌اند. بر اساس افسانه‌ي استراليايي، اپال در دوران بوميان استراليا پديد آمده است. گفته مي‌شود خداي خدايان سوار بر رنگين كماني به زمين آمده است تا پيغام صلح و دوستي را براي زمينيان به ارمغان آورد، به محض آن‌كه پاي او به زمين رسيده است تمامي سنگ‌هاي زير پايش شروع به درخشش و تمامي رنگ‌هاي رنگين كمان را از خود ساطع كرده‌اند و به اين ترتيب اپال پديد آمده است. 




    جاذبه‌ي بيابان‌هاي استراليا 
    تا اوايل نيمه‌ي اول قرن نوزدهم، اپال بسيار كمياب بود، اما پس از كشف منابع غني از اين سنگ در استراليا، تجارت اپال رونق يافت. ماجرا از كشف اولين معدن اپال در كوئينزلند در سال 1872 آغاز مي‌شود. اندكي پس از آن، در سال 1887، لايه‌هاي وسيعي در "وايت كليف White Cliff" و "لايتينگ ريج Lighting Ridge" يافت شدند. در اين زمان بود كه نظير آنچه هنگام كشف طلا در "كلونديك Klondike" در امريكا رخ داد در استراليا نيز به دنبال كشف اپال به وقوع پيوست. حتي امروزه، هنگامي‌كه علاقه‌مندان به اپال راجع به معادن افسانه‌اي اپال در "آنداموكا Andamooka‌" يا "كوبر پدي Coober Peddy" صحبت مي‌كنند برق اشتياق در چشمانشان قابل مشاهده است. بسياري از اين معادن همچنان فعال و قابل بهره‌برداري هستند. به طور مثال اپال سياه كه پرطرفدارترين نوع آن است در معادن لايتينگ ريج يافت مي‌شود. بزرگ‌ترين اپال جهان با وزني بالغ بر 6843 كيلوگرم كه به "شعله‌ي كوير آنداموكا" شهرت دارد در معادن آنداموكا كشف شده است، مكاني كه بسياري از انواع متفاوت "اپال كريستال Crystal opal"، "اپال روشن"Light opal   هر روزه چشم به جهان مي‌گشايند. 
    ريشه‌ي واژه‌ي "كوبر پدي Coober Peddy" متعلق به زبان بوميان استرالياست و در اصطلاح به معناي "مردي سفيد پوست در چاه" مي‌باشد. اين اصطلاح چگونگي جستجوي سنگ گران‌بهاي رنگي را مشخص مي‌سازد. بسياري از جويندگان اپال از گرماي طاقت فرساي روز و بادهاي سرد شب به داخل گودال‌هاي عميق حفاري شده پناه مي‌بردند. اكثر مواقع اين جويندگان تنها از ابزارهاي ابتدايي نظير بيل و كلنگ استفاده مي‌كردند. سطل‌هايي پر از خاك به اميد وجود تكه سنگ‌هاي حاوي اپال، از حفره‌هايي به عمق 5 تا 40 متري زمين با دست بالا كشيده مي‌شدند، حتي امروزه اپال از حفره‌ها و شكاف‌هايي با همين عمق استخراج مي‌شود. با وجود تجهيزات جديد نظير كاميون و تسمه نقاله، جستجو براي اپال هنوز هم مورد بي‌توجهي است، اما اميد است كه جذابيت يكسان اين سنگ براي مردان و زنان، افراد بيشتري را به سوي بيابان‌هاي استراليا بكشاند. 


    ژلي حاوي اسيد سيليسك و آب 
    تاريخچه اپال استراليايي در حقيقت به يك ميليون سال قبل برمي‌گردد. هنگامي‌كه بخش‌هايي از استراليا با درياچه‌اي وسيع پوشيده شده و سنگ‌هاي رسوبي در حاشيه‌ي آن رسوب كرده بودند. هنگامي‌كه آب عقب‌نشيني مي‌كرد، مقاديري از آب درياچه سرشار از رسوبات "سيليكا Silica‌" به همراه بقاياي گياهان و جانوران وارد حفره‌ها و شكاف‌هاي موجود بر روي تخته سنگ‌ها مي‌شد. به مرور زمان، "سيليكون Silicon" به اپال تبديل شد. در نتيجه، اپال در اصل ژلي حاوي اسيد سيليسك و درصدهاي متفاوتي از آب است. 
    اوايل قرن بيستم، اپال پرطرفدارترين سنگ قيمتي در سراسر اروپا به شمار مي‌آمد و جواهرات سلطنتي ملكه ويكتورياي انگليس به اپال مزين بودند او همچنين دستور ساخت يك قطعه جواهر مختص مراسم ازدواج براي دخترانش را داد كه مزين به اپال بود. از اين سنگ رنگارنگ در ساخت جواهرات سبك آرت نووا استفاده شد. طراحان جواهر در دوران آرت‌نووا به اين سنگ براي افسون سحرانگيز آن كه به خوبي با ميناكاري هماهنگي داشت علاقه‌ي فراواني داشتند. از همان دوران اوليه، دهكده‌ي كوچكي در "هانسروك Hunsrük" وجود داشت كه نقش اساسي در مهارت مورد نياز براي تراش اپال بازي مي‌كرد نام اين دهكده‌ي كوچك "ايدار- اوبرشتاين Idar-Oberstein" است. تراش‌دهندگان سنگ به سرعت بازارهاي هدف را يافتند و مقادير زيادي از اپال خام را خريداري كردند. اين سنگ‌هاي خام به عنوان وزنه‌ي تعادل (سنگ‌ تعادل) در سينه‌ي قايق‌هاي بادباني بزرگ قرار ‌گرفتند و به اين وسيله به اروپا منتقل ‌شدند. به دليل اهميت معادن بومي اپال، ايدار اوبرشتاين و شهرهاي مجاور "كريشويلر Kirschweiler" بر روي اطلس‌هاي مدارس و دانشگاه‌هاي استراليا مشخص شده‌اند. در حقيقت، اين تنها استرالياست كه خانه‌ي اصلي اپال به شمار مي‌آيد. 
    در حدود 95 درصد از اپال جهان از "داون آندر Down Under‌" استخراج مي‌شود. 5 درصد باقي‌مانده به معادن مكزيك و شمال برزيل و "ايالت‌هاي آيداهو Idaho"، "نوادا Nevada" و به تازگي، اتيوپي و "مالي Mali" در غرب افريقا تعلق دارد. 


    انواع متفاوت اپال 
    گروه اپال‌هاي مرغوب شامل تعدادي از سنگ‌هاي گران‌بهاي شگفت‌انگيز مي‌شود كه همگي داراي يك ويژگي مشترك هستند: درخشش آن‌ها به گونه‌اي است كه به طور مداوم تغيير رنگ مي‌دهد و كارشناسان به آن "درخشش اپال‌گون" مي‌گويند. بسته به نوع سنگ، محل كشف و رنگ، تفاوت ميان اپال تيره و اپال سياه، اپال سفيد و اپال روشن، اپال شيري و اپال كريستالي، اپال ماتريكس، يووا ناتس در كوئينزلند و "اپال آتشين Fire Opal" مشخص مي‌شود. اپال داراي انواع و گونه هاي نامحدودي است. تفاوت ميان انواع اپال از طريق بازي رنگ مشخص مي‌شود به غير از اپال آتشين كه آن هم به دليل شفافيت آن است. در صورتي‌كه اپال فاقد ويژگي بازي رنگ باشد به آن اپال معمولي گفته مي‌شود. اما چه چيز موجب اين بازي رنگ مي‌شود؟ پاسخ به اين سؤال براي مدتي طولاني غيرممكن بود. در دهه‌ي 1960 گروهي از دانشمندان استراليايي اپال را با ميكروسكوپ الكتروني مورد تجزيه و تحليل قرار دادند و دريافتند كه گوي‌هاي كوچكي از ژل "سيليكا Silica" موجب انكسار نور و در نتيجه بازي رنگ‌ها مي‌شود. ساختار فشرده‌ي اين گوي‌ها به گونه‌اي است كه نور هنگام عبور از آن‌ها به تمامي رنگ‌هاي رنگين كمان(طيف نوري)‌تجزيه مي‌شود كه همواره جديد و متفاوت به نظر مي‌رسد. 
    اپال سياه يا اپالي كه داراي زمينه‌ي طوسي تيره است جذاب‌ترين بازي رنگ را دارد. اپال كريستال كه از نظر زيبايي پس از اپال سياه دردرجه دوم قرار دارد، به دليل شفافيت، بازي رنگ عميق و جذابي دارد. اپال سفيد و اپال شيري داراي پراكنده‌ترين رنگ‌ها و كم‌ترين قيمت هستند. 
    به منظور به نمايش گذاشتن بازي رنگ اپال مرغوب، آن‌ها بسته به نوع ماده خام به صورت گرد يا بيضي، تراشِ كابوشن يا ديگر اشكال دامله تراش مي‌دهند. تنها انواع محدودي از اپال‌هاي با كيفيت براي "تراش‌هاي فاست‌دار Faceted" مناسب هستند. تراش‌دهنده‌ي اپال مي‌بايستي درابتدا با دقت هرگونه ناخالصي را با استفاده از تيغه برش الماس از بين ببرد سپس طرح اوليه‌ي برش را پياده كند. در مرحله‌ي بعد برش نهايي، صيقل با كاغذ سنباده و در نهايت پرداخت با چرم مرطوب صورت مي‌گيرد.

    جفت‌ها Doublets و مجموعه‌ها‌ي سه‌تايي Triplets ‌ 
    اپال اغلب به صورت لايه‌هاي نازك و صاف يافت مي‌شود، اين در حالي است كه تكه‌هاي بزرگ تا حدودي كمياب هستند. در صورتي‌كه ابتدا يك لايه‌ي نازك اما دنباله‌دار از سنگ بستر سخت پشت سرگذاشته شود، در انتها به لايه قبل از جفت‌هاي اپال مي‌رسيم كه امروزه در توليد انبوه جواهرات مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين‌ها تركيباتي از سنگ‌هاي گران‌بها شامل لايه‌اي سطحي به ضخامت ميلي‌متري از جنس صفحات اپال مي‌شوند كه بر روي سنگ يماني، آبسيدين، شيشه‌ي مصنوعي سياه يا "اپال پاچ Potch Opal" قرار گرفته‌اند.
    "مجموعه‌ي سه‌تايي Triplet" نيز داراي همين ساختار است با اين تفاوت كه لايه‌ي اپال داراي پوششي از جنس كريستال، شيشه‌ي سخت يا شيشه‌ي سربي به عنوان لايه‌ي محافظ است. 

    سنگي حساس 
    به دنبال ميزان متفاوت از آب در تركيبات اپال(از 2 تا 6 درصد)، اين سنگ تاحدودي شكننده است، اپال‌ها داراي درجه سختي متوسط، بين 5/5 تا 5/6 بر روي مقياس موس هستند. به همين دليل اپال‌ها به پايه‌ي نصب محافظ نياز دارند. در صورتي‌كه اپال به مدتي طولاني در محيطي بسيارخشك يا در مجاورت حرارت بيش از حد يا نور خورشيد به مدت زماني طولاني قرار گيرد، بر روي آن ترك به وجود مي‌آيد. به همين دليل گفته مي‌شود كه از جواهرات مزين به اپال كمتر استفاده و در صورت عدم استفاده در محيط مناسب نگهداري شود. اين سنگ رطوبت مورد نياز خود را از طريق گوي‌هاي كوچك موجود در آن جذب مي‌كند كه اين رطوبت از پوست بدن خانم‌هاي استفاده كننده از جواهرات مزين به اپال تامين مي‌شود. 

    انواع متفاوت اپال 
    در ديگر سنگ‌هاي گران‌بها به ندرت شاهد چنين تنوع رنگي هستيم. انواع متفاوت اپال كه در پايين به آن خواهيم پرداخت مهم‌ترين انواع اپال هستند كه نقش مهمي در توليد جواهرات ايفا مي‌كنند. 

    اپال‌هاي استراليا 
    "اپال تخته سنگي Boulder Opal‌" اين نوع متفاوت و معروف متعلق به استراليا براي درخشش منحصر به فرد و بازي با رنگ شهرت دارد. اين نوع اپال در تخته سنگ‌هاي رسوبي متعلق به "عصر گچ Calk Age" يافت مي‌شود. اين تخته سنگ‌ها كه اندازه‌ي آن‌ها بين چند سانتي‌متر تا چندين متر متغير است داراي اپال مي‌باشند. اين لايه‌ي وسيع به طول 1000 كيلومتر و عرض 300 كيلومتر در "وست كوئينزلند" در اطراف شهرهاي "وينتن Winton"، "جونداه Jundah"، "ارومانگا Eromanga"، "كوئيليپي Quilipe" و "اولو Eulo" واقع شده است. آن‌ها را اغلب به اشكال دلخواه با سطحي نامنظم تراش مي‌دهند و بيشتر بر روي زيبايي و خاص بودن آن تاكيد مي‌شود. در قسمت پشت، اين اپال رنگارنگ داراي آهن و ديگر سنگ‌هاست. 

    يواه نات اپال Yowah Nut Opal 
    اين نوع اپال در يواه و كوروئيت در جنوب كوئينزلند يافت مي‌شود. شكل ظاهري و تراش نخورده‌ي اين گونه اپال‌ يادآور يك گردوي بزرگ است. اين دو منطقه براي زيبايي سنگ‌ها و طرح‌هاي موجود بر روي آن‌ها شهرت دارند، اين تصاوير و طرح‌ها هنگامي پديد آمده‌اند كه ژل سيليكون مايع و نرم (اكسيد سيليكون و آب) به داخل شكاف‌هاي موجود بر روي تخته سنگ‌ها وارد شده‌ است، يافتن يك تكه "اپال گردويي Opal Nut" داراي سنگريزه‌هاي حاوي آهن در "يواه Yowah" بزرگ‌ترين آرزوي هر جستجوكننده‌ي اپال است. اين قبيل اپال‌ها بر روي سنگ بستر قهوه‌اي رنگ مي‌درخشند. اين سنگ به طور معمول به حالت صفحات صاف برش داده مي‌شود كه بسيار هم زيبا و جذاب است.



    اپال كريستال Crystal Opal 
    اين سنگ حالت شفاف دارد و ويژگي اصلي آن درخشش و بازي با رنگ به حالت آتش بازي است. نام اپال كريستال نه به دليل ساختار ميكروسكوپي بلكه به دليل شفافيت است كه براي اين سنگ انتخاب شده است. رنگ‌هاي موجود در اپال به دليل انكسار نور در ساختار ژل گونه‌ي داخل اپال مي‌باشد. اكثر اپال‌هاي كريستال در استراليا يافت مي‌شوند. اوايل قرن بيستم، آن‌ها براي اولين بار در "وايت كليف White Cliff" و سپس در "كوپر پدي Cooper Pedy"، "آنداموكا Andamooka"، "مينتابي Mintabie"، "لامبينا Lambina" و به تازگي در رشته كوه‌هاي "وومرا Woomera" يافت شدند. استخراج آن‌ها اغلب به صورت زيرزميني است.

    اپال‌هاي شيري Milk Opal 
    از ويژگي‌هاي بارز اين سنگ زمينه‌ي سفيد-شيري آن است. آن‌ها به گونه‌اي بارز تمامي رنگ‌هاي طيف نوري را در زمينه‌ي خود ساطع مي‌كنند. اين بازي با رنگ "درخشش اپال گون Opalescence" ناميده مي شود. با تغيير اندك در تابش نور به اين سنگ، رنگ‌هايي ساطع مي‌شوند كه به طور مداوم تغيير مي‌كنند. تمامي رنگ‌هاي آن به دنبال انكسار نور از ساختار ژله‌اي اپال و بر اساس قوانين پديد آمدن  رنگين كمان مي‌باشند. سنگ‌هاي خام اپال شيري از قلب استرالياي جنوبي- كوپر پدي، مينتابي و لامبينا- مي‌آيند. اكثر اپال‌هاي استخراج شده از سراسر جهان در گروه اپال‌هاي شيري طبقه بندي مي‌شوند. اپال‌هاي شيري بسيار محبوب هستند زيرا درخشش ملايم آن‌ها با تمامي رنگ‌ها هماهنگي دارد. 



    اپال‌هاي سياه Black Opal
    اپال‌هاي سياه، گونه‌اي جامد داراي لايه‌ي زيريني نفوذ ناپذير در برابر نور هستند. رنگ آن‌ها بين طوسي تيره تا سياه متغير است. اين پس زمينه‌ي تيره درخشش و بازي با رنگ اپال را بيشتر و عميق‌تر مي‌كند. مهم‌ترين لايه‌ي حاوي اپال سياه در لايتينگ ريج در "نيو سوث ولز New South Wales" وجود دارد. بر اساس آمار توليد و معدن‌كاري، كارشناسان بازار سنگ‌هاي گران‌بها برآورد كرده‌اند كه اپال سياه با كيفيت و اندازه‌ي متوسط حداقل هزار برابر كمياب‌تر از الماس‌هاي يك قيراطي است. اين نوع اپال به صورت تكه‌هاي مجزا است و در مقادير تجاري يافت نمي‌شود. در صورتي‌كه اين نوع اپال داراي درخشش زيبا و چند رنگ باشد، بي‌نهايت گران‌بهاست. 

    اپال‌هاي مكزيك  
    اپال‌هاي آتشين Fire Opal 
    اين نوع اپال با درخشش آتشين به رنگ سرخ و نارنجي مايل به زرد شبيه به آتشفشان در حال فوران است كه بيننده را به سوي خود جلب مي‌كند. اپال‌هاي آتشين در حفره‌‌ها و شكاف‌هاي رشته كوه‌هاي آتشفشاني يافت مي‌شوند. مكزيك به خصوص مناطق حوالي "كوارتارو Queretaro" و "مگدالنا Magdalena" محل اصلي زيباترين اپال‌هاي آتشين است. حتي مردمان تمدن آزتك در جستجوي اين سنگ بوده‌اند و از آن در ساخت جواهرات، موزاييك و حتي ابزارهاي برش استفاده مي‌كردند. جستجو براي اپال آتشين هيجان‌انگيز و نيازمند صبر و تحمل بالايي است. اپال آتشين براي تراش‌هاي فاست‌دار مناسب است. 

    اپال‌هاي آبي Water Opal 
    از ويژگي‌هاي بارز اين نوع اپال زمينه‌ي شفاف يا نيمه شفاف آن است كه به طور كلي بي‌رنگ مي‌باشد و يا اين‌كه رنگ آبي يا زرد متمايل به نارنجي ملايم از خود ساطع مي‌كند. به علاوه تمامي رنگ‌هاي طيف نوري در اپال آبي قابل مشاهده هستند. منابع اين نوع اپال با اپال‌هاي آتشين يكسان است و كشور مكزيك مي‌باشد.

    اپال‌هاي سراسر جهان 
    اپال‌هاي آبي پرووين Peruvian Blue Opal 
    اين نوع اپال در كوه‌هاي پرووين رشته كوه‌هاي آند يافت مي‌شود و ظاهر آن يادآور آسمان پاك و آبي كوه است. اين سنگ در سال 1983 در معدن مس در "آكاري Acari" واقع در جنوب "ليما Lima" يافت شد. اپال آبي پرووين شامل تمامي رنگ‌هاي طيف رنگي سبز آبي است. انواع تك رنگ يا چند رنگ آن همچنين داراي ته رنگ قهوه‌اي يا قهوه‌اي مايل به سياه هستند. انواع سبز رنگ به "كريساُپال Chrysopal" معروف هستند. انواع اپال‌هاي آبي پرووين كه به طور كامل آبي هستند بسيار كمياب مي‌باشند. رنگ آبي اين نوع اپال به دليل وجود رگه‌هاي مس در ژل سيليكا است. 

    اپال‌ صورتي 
    اين نوع اپال در سال 1983 در جنوب "ليما Lima" كشف شد. از اين تاريخ به بعد اپال‌هاي صورتي به جهان عرضه شدند كه هر روزه بر محبوبيتشان افزوده مي‌شود. رگه‌هاي اندك منيزيم موجب پيدايش رنگ صورتي متفاوت و بسيار نادر در اين سنگ مي‌شود. 

    اپال‌ سبز
    اين نوع اپال حين استخراج روي (Zinc) از معدن استان "كزوو Kosovo" واقع در سيبري در نزديكي مرز مقدونيه در تاريخ 1992 كشف شد. استخراج اين سنگ در سال 1995 ممنوع اعلام شد و تا پايان سال 2000 اين ممنوعيت ادامه يافت. با اين اكتشاف نوعي بسيار زيبا از اپال با رنگ پايه‌ي استثنايي به جهان معرفي شد كه روز به روز هم بر محبوبيت آن افزوده مي‌شود. طيف رنگي آن بين سبز ملايم بهاري تا سبز تيره متغيير است. رنگ سبز اين نوع اپال به وسيله‌ي رگه‌هاي كوچك نيكل و سرپنتين به وجود مي‌آيد. 

    اپال پراس Prase Opal 
    اپال پراس نوعي بسيار جذاب به شمار مي‌آيد كه منبع اوليه‌ي كشف آن كوهستان‌هاي شرق افريقاست. سنگي كه پيش‌تر ناشناخته و نامتعارف به شمار مي‌آمد از منطقه‌ي "هانتي هيل Hanety Hill" واقع در شمال شهر "دودوما Dodoma" در مركز تانزانيا استخراج مي‌شد، اين سنگ بعدها اپال پراس ناميده شد كه داراي رنگ زمينه‌ي بي‌نهايت زيبا و جذاب بود. اپال پراس را مي‌توان تنها به كمك كلنگ و چكش سنگي استخراج كرد زيرا به طور تقريبي درنزديكي سطح زمين وجود دارد. لازم به ذكر است كه توليد آن در گذشته و حال بسيار محدود بوده است و مقادير اندك آن به صورت خام، گاه گاه كشف و فروخته مي‌شوند. رنگ سبز اپال پراس بين سبز ملايم بهاري و سبز تيره متغير است. رگه‌هاي بسيار اندك نيكل در سرپنتين كه بر اثر آب فرسايش يافته است موجب پديد آمدن رنگ سبز خاص در اين نوع اپال مي‌شود.

    "اميل ويس Emil Weis" پيرترين تراش‌دهنده‌ي اپال 
    اميل ويس تراش‌دهنده‌ي سنگ‌هاي گران‌بها در كريش ويلر بود. هنگامي‌كه اين پيشكسوت شركت خود را در سال 1905 تاسيس كرد تجارت اپال همانند منابع تازه كشف‌شده‌ي آن هنوز مهيج و پرماجرا بود. استراليا انتهاي سفر پرفراز و نشيب چند ماهه از روستايي كوچك "هانسرمك Hunsruck" واقع در آلمان به شمار مي‌آمد. اميل ويس كه در حال حاضر چهارمين نسل نسل خانواده شركت او را اداره مي‌كنند به يكي از بازيگران صاحب نام عرصه‌ي تجارت اپال مبدل شد. 
    به دليل واقع شدن شركت اميل ويس در شهر كوچك "كريش ويلر"، اين شهر به نقطه‌اي جهاني براي عمل‌آوري و برش انواع اپال وسنگ‌هاي گران‌بها مبدل شد. مؤسس اين شركت، مديريت را در سال 1957 به كوچك‌ترين پسرش، "هلموت ويس Helmut Weis" واگذار كرد؛ او نيز در سال 1994 اين مقام را به داماد خود "يورگن شوتز Jürgen Schütz‌ " سپرد. او نيز با همكاري همسرش "كارين سوتز Karin Schütz‌" و برادر همسرش "مايكل ويس Michael Weis" با موفقيت تجارت اپال را گسترش داد و در حال حاضر "تانجا شوتز Tanja Schütz‌" از نوادگان اميل ويس تجارت اپال را به رسالت حرفه‌اي خود مبدل كرده است. 
    يورگن شوتز از سال 1986 تا به حال به طور مداوم به بازديد از معادن اپال سراسر جهان پرداخته است. او در حين اين مسافرت‌ها اپال‌هاي خام و تراش نيافته را از نقاط مختلف خريداري مي‌كند. به علاوه، شركت اميل ويس در كار اكتشاف معدن و معدن‌كاري نيز شركت دارد و صاحب چندين سهم در معادن استراليا(جنوب استراليا، كوئينزلند و لايتينگ ريج و مكزيك(مگدالنا)) مي‌باشد.
    تمامي اپال‌هايي كه او خريداري مي‌كند تراش نيافته‌اند و شامل اپال سياه، اپال تخته سنگي،‌اپال يواه نات، اپال روشن، اپال‌هاي جفت و اپال‌هاي مجموعه‌ي سه‌تايي مي‌شود.
    تخصص شركت اميل ويس، اپال‌هاي آتشين مكزيك است. اين شركت سنتي كه در كريش‌ويلر واقع شده است در اين زمينه تجاري از پيشگامان به شمار مي‌آيد كه عرضه‌كننده‌ي سنگ‌هاي تراش يافته و دامله است.
  • اوپال آتشی (fire opal)
    فرمول شيميايي:   SiO2.nH2O


     - سيستم تبلور: دودکائدر

    - سختي :  5.5-6.6

    - جلا: شیشه ای - چرب – مات

     - اشکال ظاهری: قلوه ای شکل - استالاکتیتی - کنکرسیونی - قشری پسودومورف

    - ميزان شفافيت : شفاف - نیمه شفاف

     - رنگ : سفید - زرد - قرمز - سبز - قهوه ای قرمز - آبی - سیاه

    - ژیزمان: کمیاب ; ترکیه ، مکزیک ، اطریش ، چک و اسلواکی

     - محل تشکيل :  مکزیک

     - خواص شیمیایی:  محلول در KOH , HF

    - پاراژنز: اوپال نوبل - هیالیت

     از نظر خواص فیزیکی و شیمیایی مشابه اوپال است ولی ازنظر رنگ قرمز آتشی از آن تمیز داده میشود.


  • با زیور آلات وطنی خود را متفاوت کنید!
    خیلی خوشحال‌كننده است وقتی ببینی یك گروه جوان، دغدغه‌شان شده این‌كه بخواهند فرهنگ و هنر مملكت‌شان را به همه مردم بشناسانند و برای این كار، وقت بگذارند، مطالعه كنند، ایده‌پردازی كنند و زحمت بكشند. «گروه نیاكان» 2 سالی است كه تشكیل شده و اعضایش همه همت‌شان را گذاشته‌اند تا زیورآلاتی را به مردم ارائه كنند كه عناصر هنر و فرهنگ ایرانی ‌درون‌‌شان دید
  • باریکترین ساعت مچی جهان
    ساعت مچی CST-01 با ضخامت 0.8 میلی‌متر عنوان باریک‌ترین ساعت جهان را از آن خود کرد.

     


    جوهر الکترونیک در گجت‌هایی مانند کتابخوان‌های دیجیتال استفاده می‌شود و تصویر در آن به جای تابش نور با انعکاس نور درست شده که باعث مصرف بسیار کم باتری می‌شود.

    ضخامت ساعت مچی انعطاف‌پذیر CST-01 تنها 0.8 میلی متر و وزن آن 12 گرم است و از یک صفحه نمایش جوهر الکترونیک (e-ink)‌ در آن استفاده شده است.

    جوهر الکترونیک در گجت‌هایی مانند کتابخوان‌های دیجیتال استفاده می‌شود و تصویر در آن به جای تابش نور با انعکاس نور درست شده که باعث مصرف بسیار کم باتری می‌شود.

    باریک ترین ساعت مچی جهان فاقد دکمه است؛ باکمک آهنربا ورق استیل به شارژ متصل شده و هر بار شارژ کردن تا یک ماه دوام دارد.

    این ساعت مچی نخستین بار ماه ژانویه در نمایشگاه CES2013 لاس وگاس معرفی شد و طراحان بدنبال جذب سرمایه برای توسعه و عرضه تجاری این محصول بودند.

    مرحله تحقیقات در خصوص عرضه ساعت مچی CST-01‌ ضد آب و تولید تجاری آن بزودی آغاز می شود و این محصول با قیمت 129 دلار به بازار عرضه خواهد شد.


    ضخامت 0.8 میلی متری باریکترین ساعت مچی جهان



    ساعت مچی انعطاف پذیر CST-01


    باریکترین ساعت جهان با وزن 12 گرمی


  • بازيگران بين‌المللي
    طي چند سال اخير، مسافرت‌هاي جهاني افزايشي مستمر داشته است. در آينده‌اي نه چندان دور، ميليون‌ها نفر به منظور تفريح و تجارت به گوشه و كنار جهان سفر خواهند كرد. از ديدگاه بسياري از افراد، ساعت‌هايي كه چند منطقه زماني را به نمايش مي‌گذارند، در حقيقت ارتباط واقعي بين 2 مكان جغرافيايي را نشان مي‌دهند كه در فاصله‌ي مشخصي از يكديگر واقع شده‌اند. مسافران مي‌توانند همواره و در همه جا با داشتن اين نوع ساعت، قطعه كوچكي از وطنشان را به همراه داشته باشند.
    زمان‌سنج‌هايي كه حداقل2 منطقه‌ي زماني متفاوت را به نمايش مي‌گذارند در عصر حاضر دستخوش تحول عظيمي شده‌اند. يكي از دلايل وقوع چنين اتفاقي، پويايي تجارت در كشورهاي صنعتي مي‌باشد. امروزه دسترسي به دو زمان از دو مكان متفاوت، با يك نگاه به ساعت براي مسافران و خانواده‌هايشان امكان‌پذير است. به اين ترتيب ديگر نيازي به انجام محاسبات خسته‌كننده براي به دست آوردن زمان دوم نيست. از آنجايي‌كه اين قبيل زمان‌سنج‌ها، همراهي واقعي در سفر و ابزاري مقرون به صرفه در منزل هستند، امروزه همانند تلفن همراه به يك از ابزار ضروري مبدل شده‌اند اما تفاوتي اساسي ميان اين دو وجود دارد، با وجود آن‌كه اين امكان وجود دارد كه آرامش شما هر لحظه با يك تماس تلفني بر هم ريخته شود، يك نگاه به ساعتي كه با حركت موزون عقربه‌هايش در نقطه‌اي دور، افكار شما را تا دوردست‌ها و فراسوي محدوديت‌هاي زندگي روزمره مي‌كشاند، حسي از آرامش را در وجودتان پديد مي‌آورد. 
    تقسيم جهان به مناطق زماني متفاوت در قرن نوزدهم آغاز شد و "كنفرانس بين‌المللي نصف‌النهار International Meridian Conference" در واشنگتن در سال 1884، خطوطي كه "جرج بيدل ‌اري George Bidell Airy" در سال 1851 ترسيم كرده بود را به عنوان مبناي سيستم مختصات بين‌المللي موقت پذيرفت. 
    يكي از دلايل پذيرش، اهميت تعيين مدار زماني در حوزه فعاليت‌هاي نيروي دريايي بود، زمان ميانگين بر روي نصف‌النهار مبداء كه بيشتر تحت عنوان گرينويچ يا "GMT" شناخته مي‌شود، يك نقطه‌ي قطعي براي زمان رسمي جهان معرفي و جايگزين زمان هماهنگ جهاني يا (UTC) شد. تا دهه‌ي 1970 تمام جهان از مبناي گرينويچ "GMT" به عنوان زمان رسمي استفاده مي‌كردند. به طور مثال برلين GMT+1 و نيويورك  GMT-5شناخته شده بودند. گفتني است كه با معرفي UTC در اصل تغيير خاصي در محاسبه زمان به وجود نيامد. 
    UTC‌ بر مبناي "زمان اتمي Atomic Time" بود بنابراين به لحاظ وقت و صحت در نمايشِ زمان هيچ معيار ديگري در آن حد نيست زيرا به وسيله‌ امواج كوتاه راديويي يا ماهواره‌اي در چهار رقم پخش مي‌شوند. به طور مثال ساعت 6 صبح "6:00 am" در UTC‌به صورت 0600 نوشته مي‌شود. بايد در نظر داشت براي محاسبه‌ي زمان در نقاط مختلف كره زمين، شخص مي‌بايستي اطمينان حاصل كرد كه مناطق زماني متفاوت در كدام نقطه واقع شده‌اند، به طور مثال هنگامي‌كه زمان در برلين بر حسب UTC، 1500 مي باشد، در نيويورك 0900 است. 
    ساعت‌هايي كه 2 يا 3 منطقه‌ زماني را بر مبناي GMT نشان مي‌دهند چندان دقيق به شمار نمي‌آيند. به عبارتي با در نظر گرفتن واژه‌شناسي علمي به جاي GMT مي‌بايستي از UTC استفاده كرد اين در حالي‌است كه واژه‌ي مبناي زماني گرينويچ GMT شناخته‌ شده‌تر و در نظر خريداران، نشانگر گزينش منطقي توليدكننده است. نام شهرهاي بزرگ اغلب بر روي مناطق 24 ساعته زمين گذاشته مي‌شود اما تاكنون هيچ توضيح مشخصي در خصوص اين مناطق ارائه نشده است.

    منطقه زماني اروپاي مركزي (CET) از جمله مناطقي است كه بحث زيادي بر سر آن وجود دارد. به گفته توليدكنندگان ساعت، اسامي شهرهاي مختلف را مي‌توان به عنوان مرجع بر روي ساعت قرار داد. شركت‌هاي آلماني توليدكننده‌ي ساعت اغلب اسامي دو شهر بزرگ آلمان يعني برلين و فرانكفورت را بر روي ساعت‌هايشان حك مي‌كنند، اين در حالي است كه توليدكنندگان سوئيسي، پاريس را ترجيح مي‌دهند. در ديگر مناطق زماني توليدكنندگان از اتفاق نظر بيشتري برخوردارند و شهرهاي معروفي همچون: سيدني، ريودو ژانيرو و نيويورك را برمي‌گزينند. اين اتفاق در خصوص ديگر مناطق زماني نيز رخ مي‌دهد زيرا گزينه‌هاي محدودتري وجود دارند. اسامي شهرهايي مانند: "نوميا Noumea" تنها براي جغرافيدانان و جهانگردان با حس كشف مناطق ناشناخته، آشنا است. جزاير "ميدوي Midway‌" كه در مجاورت IDL (خطوط فرضي بر روي كره زمين) قرار دارند به دليل جنگ ميدوي داراي شهرت جهاني بودند اما پس از مدتي آرامش به اين منطقه بازگشت و تنها شهرت آن به دليل مجاورت آن با خط فرضي زماني است. 
    هنگام نگاه كردن به نقشه‌ي مناطق زماني، به سرعت مي‌توان دريافت كه تقسيم كره‌ي زمين به 24 منطقه‌ي زماني در عمل قابل اجرا نيست. در واقع اين نوع تقسيم بندي بر اساس شرايط سياسي و جغرافيايي كشورها صورت گرفته بود. كشورهايي مانند كانادا و آمريكا به 6 منطقه زماني تقسيم شده‌اند و روسيه داراي 11 منطقه زماني متفاوت است. با توجه به وسعت جغرافيايي چين و تقسيم آن به 4 منطقه‌ي زماني، داشتن يك منطقه‌ي زماني واحد براي اين كشور از اهميت بالايي برخوردار است. اين در حالي است كه برخي از كشورها نمي‌توانند تقسيمات دقيقي براي مناطق زماني خود داشته باشند. به طور مثال در استراليا حتي مناطق زماني نيم ساعته هم مشاهده مي‌شود، بنابراين نمايش زمان استرالياي جنوبي و شمالي بر مبناي UTC به صورت 5/ 9 + UTC مي‌باشد اين موضوع در خصوص كشور هند هم صدق مي‌كند(5/5 + UTC). اين گونه موارد خاص در ساعت‌هايي كه زمان‌هاي جهاني را نشان مي‌دهند، هيچ‌گاه اعمال نمي‌شوند. 

    نمايش كل 24 منطقه متفاوت زماني كار دشواري است و در صورتي‌كه ساعتي داراي تجهيزاتي باشد كه اين امر را امكان پذير سازد، مانند مدل "لانج وان تايم زون Lange 1 Time Zone" توليد "اي لانج اند سون A.Lange & Sohne" يك شاهكار واقعي به شمار مي‌آيد. در اين مدل خاص، با فشار دكمه ساعت هشت، حلقه‌ي شهر مرجع 15 درجه ( ْ15) به جلو حركت مي‌كند كه همزمان با آن نمايشگر شب و روز نيز فعال مي‌شود. راه‌حل‌هايي كه توليدكنندگان ساعت به منظور حل مشكل زمان‌هاي مختلف جهاني ارائه داده‌اند با يكديگر تفاوت دارند كه هر يك از آن‌ها به روش خود سعي در تسهيل اين امر دارند. هنگام نمايش منطقه‌ي زماني دوم، دو روش مشخص وجود دارد، يكي از آن‌ها  نظير مدل ساخته شده توسط "اي‌- لانج‌ اند‌ سون A Lange & Söhne" امكان نمايش منطقه‌ي زماني دوم را با استفاده از صفحه‌ي مدرج جداگانه (صفحه‌ي عقربه‌دار) فراهم مي‌سازد. در اين روش، دو منطقه‌ي زماني متفاوت با فاصله از يكديگر بر روي صفحه‌ي مدرج مشخص مي‌شوند و تفاوت‌هايي بين صفحه‌ي نمايش 24 ساعته  و 12 ساعته و نمايشگرهاي روز و شب وجود دارد. روش ديگر استفاده از دو عقربه‌ي چرخان است كه عقربه‌ي دوم به طور كامل به دور صفحه‌ي مدرج اصلي مي‌چرخد، در مدل‌هاي GMT به طور معمول از اين روش استفاده مي‌شود. اين عقربه به لحاظ موقعيت، در سطحي برجسته‌تر قرار گرفته است در نتيجه خواندن زمان به مراتب آسان‌تر خواهد بود. با وجود آن‌كه فضاي بين عقربه‌هاي ساعت‌شمار تنها نصف اندازه‌ي معمول است، صاحبان اين ساعت براي خواندن زمان دو منطقه‌ي زماني به دردسر نخواهند افتاد. 




    برخي مدل‌ها قادر به نمايش سه منطقه‌ي زماني هستند. مدل "پات‌راوي تراول‌تِك Patravi Travel Tec GMT" ساخت "كارل اف.بوچر Carl f .Bucherer" داراي حلقه‌ي چرخان 24 ساعته‌ي ديگري است كه زير صفحه‌ي نمايش كريستالي، منطقه‌ي زماني سوم را نشان مي‌دهد. منطقه‌ي زماني دوم كه به صورت ثابت بر روي برجستگي صفحه قرار گرفته و منطقه‌ي زماني سوم، هر دو داراي عقربه‌هاي ثانيه‌شمار جداگانه هستند. به منظور نمايش منطقه‌ي زماني مورد نظر، حلقه‌ي داخلي با استفاده از دكمه‌اي كه بر روي ساعت 10 واقع شده است به حركت درمي‌آيد. اين حلقه‌ي چرخان داراي قابليت حركت به سمت جلو و عقب مي‌باشد. اين مكانيزم‌هاي ساده در حقيقت پيچيده هستند و امكان تنظيم ساده و سريعِ زمان را هنگام مسافرت‌هاي راه دور فراهم مي‌كند. تكنولوژي به كار رفته در ساخت مدل‌هاي GMT تا حدودي ساده‌تر از ساعت‌هايي است كه زمان‌هاي بين‌المللي را نشان مي‌دهند. تنها كافيست كه يك چرخ‌دنده‌ي ساعت‌شمار ديگر به ساعت اضافه شود تا انقلابي صورت گيرد. شركت بين‌المللي ساعت "IWC" واقع در سوئيس روش ديگري را به بازار عرضه كرده است. مدل "اسپيت فاير يوتي‌سي Spitfire UTC"، يكي از محدود مدل‌هاي بازار است كه نام مناسبي براي آن انتخاب شده است. اين مدل داراي يك حلقه‌ي 24 ساعته زير صفحه‌ي مدرج است كه زمان را بر روي يك دريچه نشان مي‌دهد. بر خلاف ديگر مدل‌ها، اين ساعت‌ها از تكنولوژي بالايي برخوردارند. 
    همزيستي مسالمت‌آميز طرح‌هاي كوارتز و مكانيكي در عصر الكترونيك يك حقيقت اجتناب ناپذير است گرچه بسياري از افراد معتقدند كه ساعت‌هايي كه زمان جهاني را نمايش مي‌دهند زيبايي و جلوه خاص خود را مديون مدل‌هاي مكانيكي هستند. در هر حال صرف‌نظر از اين‌كه ساعت، زمان جهاني را نشان مي‌دهد يك مدل جي‌ام‌تي GMT است، نمايش دو منطقه زماني به طور همزمان موجب مي‌شود كه فرد در هر جاي دنيا احساس كند كه در وطنش است. 

    شرح تصاوير: 

    تصوير 1: ساعت مچي ساخت شركت "ساعت جهاني پاتك فيليپ Patek Philippe world time watch" داراي نمايشگر روز و شب است كه به وسيله‌ي دكمه‌ي روي ساعت ده مي‌توان دو منطقه‌ي زماني آن را فعال كرد.
    تصوير 2: حلقه داخلي و چرخان موجود بر روي ساعت تراول تِك GMT ساخت كارل.اف‌بوچر امكان تنظيم منطقه سوم زماني را ميسر مي‌كند. وجود 60 الماس با تراش باگت و ديواره‌اي از طلاي سفيد به طرح استيل ضدرنگ به قطر   6/ 46 ميلي‌متر درخشش بي‌نظيري مي‌بخشد. 
    تصوير3: بر روي ساعت "لانج وان‌تايم زون Lange 1 Time Zone" ساخت شركت لانج اند سون، دو صفحه نمايش مجزا براي دو منطقه‌ي زماني متفاوت وجود دارد كه هر يك داراي نمايشگر روز و شب است. به علاوه بر روي صفحه ساعت فضاي كافي جهت نمايش تاريخ به رقم درشت (زمان داخلي) و ذخيره انرژي وجود دارد.
    تصوير 4: فشار دكمه موجود بر روي سمت چپ مخزن، امكان تنظيم عقربه‌ي ساعت‌شمار مدل "پانوماتيك ونو Pano Matic Venue" ساخت "گلاشوت اوريجينال Glashütte Original" به اندازه‌ي يك ساعت را فراهم مي‌آورد. 
    تصوير 5: ساعت "رولكس جي.ام.تي مستر تو GMT Master ΙΙ‌Rolex " يكي از مشهورترين مدل‌هاي ساعت در جهان است كه  داراي دو منطقه زماني مي‌باشد. ظاهر جذاب آن، شامل وجود ارقام عربي بر روي ديواره كه به منظور نمايش منطقه‌ي زماني دوم است و عقربه‌ي ساعت ‌شمار زيبا، موجب ارتقاي جايگاه اين ساعت شده است.  
    تصوير 6: ساعت راديويي سيكو، "مدل VB26" مجهز به سيستم نمايش ساعت جهاني است. به كمك عقربه‌هاي مجهز به سيستم كنترل راديويي، شخص قادر به مشاهده‌ي زمان دقيق در اكثر نقاط جهان مي‌باشد. 
    تصوير 7: ساعت اسپيت فاير يو‌تي‌سي، ساخت شركت ساعت بين‌المللي "IWC‌"، نام اين ساعت دربردارنده‌ي نسخه‌ي رسمي زمان تنظيم شده‌ي جهاني است. ظاهر شدن منطقه‌ي دوم زماني به وسيله‌ي حلقه‌ي چرخان در قسمت زيرين صفحه بالايي با زاويه چرخشي ˚360 موجب جلوه‌ي متفاوت اين مدل شده است. 
    تصوير 8: تمامي پنج عقربه‌هاي مدل "اي- سنتريك پنتاگراف A-Centric Pentagraph"، ساخت "دان‌هيل Dunhill" بر روي صفحه‌ي اصلي قرار دارند. اين مدل داراي يك منطقه‌ي زماني ديگر نيز بر روي خارجي‌ترين بخش آبي رنگ است. 
    تصوير 9: "اِبل Ebel" بيست سال پس از معرفي مدل 1911، اقدام به عرضه‌ي جانشين آن به نام مدل اتوماتيك 1911 "بي‌تي‌‌آر 1911 BTR " كرده كه داراي دو دكمه در قسمت بالا و پايين تاج است. زمان و تاريخ منطقه‌ي دوم زماني را مي‌توان به سهولت و سرعت تنظيم كرد. 

    تصوير 10: ساعت "يوروفايتر تايفون Eurofight Typhoon" ساخت "توتيما Tutima" داراي ديواره‌ي دندانه‌دار چرخان است. مدل خاصي از عقربه‌هاي اتوماتيك به نام " ايي‌تي‌اِي والجوكس 7754 "نمايش منطقه‌ي دوم زماني را به كمك عقربه‌ي ثانيه‌شمار امكان‌پذير مي‌سازد. 
    تصوير 11: دو ويژگي برجسته در ساعت "كوانتييم پرپچوال جي‌ام‌تي هاوانا "Quantieme perpetual GMT Havana  ساخت "بلانك پين Blancpain‌" ديده مي‌شود كه شامل تقويمي دائمي و منطقه دوم زماني مي‌شود. 
    تصوير 12: ساعت "بيزنس آفيسر "Business Officer ساخت "وگارد Vogard" با داشتن مكانيزمي ويژه امكان تنظيم منطقه‌ي زماني مورد نظر را به كاربر مي‌دهد. وجود يك چرخ‌دنده در مخزن ساعت سبب مي‌شود كه انرژي حلقه چرخان به بقيه عقربه‌ها انتقال يابد. منطقه دوم زماني بر مبناي مقياس 24 ساعته نشان داده شده است. 
    تصوير 13: در مدل پايلوت بي-42 Pilot B-42 به گونه‌اي غيرمعمول مبناي تغيير زمان شبانه‌روز به جاي عدد 12 بر روي عدد 6 قرار دارد. 
    تصوير 14: مدل جديد ساعت TX از اكتبر 2006 به بازار عرضه شد. چهارمين عقربه ثانيه‌شمارِ مدل "ورلد تايم "World Time براي انتخاب يكي از 24 منطقه زماني بر روي صفحه نمايش كاهنده استفاده مي‌شود كه بين اعداد 11 و 10 قرار دارد. 

     
  • بازیافت گوهرها
    مولف: وجیهه رودگر

     رييس هيئت مديره مركز خصوصي  بهسازي گوهرها

    زير نظر پروفسور غلامرضا  محمدزاده

    آكادميسين صنعت طلا و جواهر 

     

     

     

    چکیده :

    تحلیل گروه بازیافت

    اول  - پولیش مجدد

    دوم – لایه برداری

    سوم – تراش مجدد

    چهارم – گوهرهای سوراخ دار

    پنجم – گوهرهای مستعد برای ایجاد سوراخ

    ششم – تراش آزاد (هنری)

    هفتم – تراش راف با حفظ کلیت آن

    هشتم  – چند قسمتی

    نهم – پودرهای به جا مانده

    دهم -  بهسازی گوهرها

    آماری از عقیق های بازار ایران

    آماری از عقیق یمنی به عنوان یک تجارت

     

     

    مقدمه :

    در رشته طلا و جواهر ، شاخه هایی وجود دارد که هر کسی بنابر سلیقه و علاقه و استعداد خود ، در آن بازه مشغول به فعالیت است.

    از فلزات قیمتی و ساخت و پرداخت و گوهرنشانی و آبکاری و تعمیر گرفته تا گوهرها و برش و تراش و پولیش و شناسایی و بهسازی و تولید نمونه های مصنوعی و بدلی آنها وغیره

    یکی از شاخه های مهم این رشته ، پروژه بازیافت میباشد که خود دارای شاخه های فعالی است.

    این پروژه در ایران فعالیت زیادی ندارد و هدف از معرفی آنها ، ایجاد انگیزه در کسانی است که توانایی اجرای آنراداشته باشند. اعضای بازیافت ، در حقیقت کسانی هستند که به سراغ

    گوهرهای مستعمل و یا از دور خارج شده رفته و با ایجاد تغییراتی ، آنها را مجددا به چرخه اقتصادی باز میگردانند.

    اینجانب در این مقاله به معرفی گوشه ای از صنعت بازیافت سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی میپردازم.

     

    اول  - پولیش مجدد

    بسیاری از گوهرها ، پس از مدتی استفاده و بنا بر شرایط نگهداری و آب و هوایی دچار تغییراتی بر سطح خود میشوند که ظاهر آنها را از حالت اولیه و مطلوب خارج کرده و فرمی دیگر

    به آن میدهد. فرمی که همانند گذشته مورد توجه نبوده و کنار گذاشته میشوند.

    در روند بازیافت ، این گوهرها همگی جمع آوری شده و پس از پولیش مجدد و ایجاد براقیتی نوین ، دوباره به بازار عرضه میگردند. در حقیقت این روش یکی از ابتدایی ترین و ساده ترین

    روش های بازیافت میباشد.

    انتخاب نوع گوهر واینکه آیا توجیه اقتصادی دارد یا خیر -  به تجربه و علم شخص بستگی دارد.

    به عنوان مثال ، مالاکیت گوهری است که بر روی بسیاری از انگشتر ها دیده میشود . در انگشترهایی که چند سال مورد استفاده قرار گرفته اند ، رد ساییدگی و خراش به چشم می آید. این

    نگین ها را پس از پیاده نمودن ، پولیش مجدد کرده و به عنوان گوهری نوین به بازار عرضه میکنند. کهربا ، اوپال، فلورایت ، مرجان و غیره نیز از گوهرهای این دسته میباشند.

    این نمونه ها میتوانند دوباره به عنوان نگین بر فلزات گرانبها نشانده شوند. دستگاه پولیش ساده که دارای حجم کم و قیمتی مناسب است میتواند کاربرد زیادی به عنوان یک شغل خانگی

    خصوصا برای بانوان داشته باشد .

     

    دوم – لایه برداری

    برخی دیگر ، عمل لایه برداری را روی گوهرهای صدمه دیده انجام داده و پس از پولیش آنرا دوباره به بازار عرضه میکنند.

    لایه برداری به تراشی ظریف میگویند که فقط سطحی با ضخامت بسیار نازک را از گوهر میتراشد .به عنوان مثال ، میتوان برخی فیروزه ها که بر اثر استفاده نادرست دچار ظاهری

    بدرنگ شده اند را بوسیله سنباده نرم ، لایه برداری و سپس  پولیش نموده و ظاهری نو به آن بخشید . البته انتخاب فیروزه ای که استعداد بازیافت را داشته باشد مسلتزم یک بررسی دقیق است.

    لایه برداری مرزی بین پولیش مجدد و تراش مجدد است که ظرافتی بالا و دقتی بی نقص را مطلبد. هدف از این حرکت ، حفظ هر چه بیشتر وزن اولیه و دست یابی به ظاهری متفاوت

    است.

    بیشتر گوهرهای نیمه کدر ، کدرو مات که سختی زیادی ندارند در این گروه قرار میگیرند.

    این عمل توسط دستگاه تراش ساده و یا حتی دستگاه تراش صفحه دار نیز صورت میگیرد . ناگفته نماند که نمونه مته های مورد استفاده در این روش در برخی از فرزها نیز مشاهده

    میشوند که نهایتا تمام این دستگاه ها دارای حجم کم بوده و در منزل و یا محل کار جای اندکی را اشغال میکنند.

     

    سوم – تراش مجدد

    الف :

    در این روش، گوهرهای ترک خورده و گوهرهای لب پر شده را جمع آوری و تحت تراش دوباره قرار داده و نمونه کوچکتری از آن را بوجود می آورند. البته در برخی موارد با کمی

    خلاقیت ، میتوان فرمی فانتزی به آن داد و یا حتی با تغییر ابعاد ، همان تراش را تا اندازه ای حفظ نمود.

    به عنوان مثال ، فلورایت و یا زبرجد بعد از مدتی استفاده در لبه های تیز تراش صفحه دار ، دچار خوردگی هایی میشوند که دلیلش سختی کم گوهر و نیز نگهداری و استفاده نادرست از آن

    میباشد. لذا یک تراش دوباره اما بسیار دقیق که از دید علمی و عملی کمی عمیق تر از لایه برداری است ، میتواند هدف مورد نظر را دست یافتنی کند.

    البته همه گوهرها به این شکل نیستند. برخی گوهرها دچار شکستگی هایی میشوند که نمیتوان آنها را با تراش به فرم اول بازگرداند. به عنوان مثال ، یک کوارتز دارای تراش مارکیز وقتی

    از لبه دچار شکستگی شود و تکه ای از آن جدا گردد را دیگر نمیتوان به روش مارکیز تراش داد. زیرا در این صورت وزن قابل توجهی از آن کم شده شده و اندازه آن نیز بسیار کوچک

    میشود. از این رو ، از دل آن تراش دیگری استخراج میکنند . به عنوان مثال استخراج تراش اشک از تراش مارکیز شکسته.

    ب :

    برخی نیز پرتی های به جا مانده را تحت تراش قرار میدهند و از درون آنها گوهرهایی با اندازه بسیار کوچک بوجود می آورند که برای تزیینات به کار میروند و کاربرد زیادی نیز در

    صنایع دستی دارند.

    این حالت ، که بیشتر برای پرتی های پراکنده و نامنظم کاربرد بیشتری دارد، از درون آنها گوهرهایی با تراش های مختلف استخراج میشوند که البته در 85 درصد موارد ذکر شده ، تراش

    دامله به چشم می آید. زیرا برای اندازه های کوچک و در ابعاد کم ، تراش های فانتزی و یا صفحه دار نه تنها کاربرد نداشته بلکه آنگونه که انتظار میرود درخشندگی ندارند و در ضمن

    تراش آنها نیز وقت گیر تر و در نهایت با جمع بندی زمانی و کاری ، فاقد وجهه اقتصادی میباشد.

    در این گروه ، گوهرهایی مانند فیروزه در انواع بدلی ، مصنوعی و طبیعی ، برخی گارنت ها ، کوآرتز، عقیق ها ، شیشه و پلاستیک ، صدف و برخی دیگر از گوهرهای مصنوعی و

    نگین های ابداعی توسط بشر نیز دیده میشوند.

    کوزه گران ، طراحان لباس و ساعت سازان از جمله گروه هایی هستند که میتوانند از گوهرهای اینچنینی در ساخت آثارشان استفاده نمایند.

    در این روش میتوان از دستگاه های تراش ساده و یا صفحه دار و ابزار گوهرنشانی استفاده کرد.

     

    چهارم – گوهرهای سوراخ دار :

    برخی از بازیافت کنندگان ، فقط گوهرهای سوراخ دار و از رده خارج را گرد آوری کرده و تک تک آنها را از محل سوراخ ها به دو قسمت تقسیم و هر قسمت را جداگانه تراش یا پولیش

    داده و به عنوان گوهری نو به بازار عرضه مینمایند.

    این روش کم هزینه ، کاربرد زیادی درصنایع دستی بخصوص برای بانوان به عنوان یک شغل خانگی دارد.

    زیرا گوهرهایی  که معمولا دارای ابعادی کوچک و وزنی سبک هستند مورد استفاده قرار میگیرند که مرقون به صرفه بودن و زیبایی دو گزینه ای است که مورد توجه قرار میگیرند.

    به عنوان مثال چین انبوهی از کفش ها و کیف های مزین به حدید و عقیق را به بازار دنیا عرضه کرد که ایران از جمله بازار های هدف در این پروژه به حساب می آمد که سود سرشاری

    را نصیب تولید کنندگان چینی نمود. در حالی که بیش از 75 درصد گوهرهی استفاده شده بر روی کیف ها و کفشها از دیگر کشورها به چین صادر شده بود که عقیق های ایرانی نیز در

    این لیست جای دارند.

    ناگفته نماند که گوهرنشانی این نمونه ها بر روی قطعات پیش ساخته طلا  و نقره نیز از جمله سودآورترین فعالیت های این بازه به شمار می آید. گوهرهای سوراخ دار در لباسهای تولید

    شده توسط طراحان و خیاطان در سراسر دنیا نیز بسیار به چشم می آید.

    برای تکمیل این روش نیاز به دستگاه تراش و پولیش میباشد.

     

    پنجم – گوهرهای مستعد برای ایجاد سوراخ :

    برخی از بازیافت کنندگان ، گوهرهای غیر قابل مصرفی  که دارای شرایط لازم هستند را گرد آوری کرده و تمامی آنها را طبق معیارهای مشخص با مته یا دستگاه مخصوص سوراخ

    میکنند.سپس این نمونه ها را برای ساخت آثار تزیینی و یا استفاده در دنیای جواهر به کار میگیرند.

    به طور معمول هر نوع گوهری چه مات باشد چه شفاف ، چه طبیعی باشد و یا مصنوعی و حتی بکر یا بهسازی شده ،همه را میتوان در این چرخه قرار داد .

    ساخت تسبیح از دانه های کوچک تر و یا لوستر های تزیینی با دانه های بزرگ تر از جمله فعالیت های این بازه میباشند.

    در همه این روشها ، نیاز به یک مته و یا دستگاه کوچک چند کاره برای سوراخ کردن گوهرها میباشد که به دلیل حجم بسیار اندک در محیطی کوچک نیز قابل استفاده هستند.

     

    ششم – تراش آزاد (هنری) :

    درمواردی تکه های به جا مانده و یا پرتی هایی که دارای استعداد و شرایط لازم هستند را برای تراش های دکوری مورد بهره برداری قرار میدهند.

    این تراش ها میتواند تجسم یک واقعیت از دنیای اطراف و یا زاییده تخیل تراشنده آن باشد.

    برخی از بازیافت کنندگان که دستی در طراحی و نقاشی دارند ، نقش هایی برجسته می آفرینند که بسیار زیباست.

    در مواردی میتوان با تراش های هنری از اشکال باستانی و کلیت بناهای تاریخی در ابعادی کوچک ، میراث را در کار دست ماندگار کرده و به عنوان تزیین از آن استفاده نمود .

    تراش نام اشخاص بر سطح گوهر  ، استخراج اسامی از دل سنگها و یا به تصویر کشیدن تمثال معصومین از جمله دیگر کارایی های این روش است.

    این نوع تراش در حقیقت از جمله نفیس ترین کادوهایی میباشد که میتوان به کسی هدیه داد.

    تنوع و کارایی در استفاده از گوهرهای بازیافتی در این روش بیش از آن است که بتوان در یک مبحث به آن پرداخت.

    فرز و برخی مته های مخصوص و دستگاه پولیش از جمله ابزار این روش کاری محسوب میشوند.

     

    هفتم – تراش راف با حفظ کلیت آن :

    در این روش ، تکه راف های به جا مانده از برش یا تراش که قابلیت تراش جواهری ندارند را گردآوری کرده و آنهارا به فرمهای دلخواه راف تراش میدهند.

    به عنوان مثال ، تکه های راف به جا مانده از یک فلورایت آبی را که به هر دلیل نیمتوان تراش جواهری داد را به صورت شش ضلعی ( هگزگونالی) تراش داده و به عنوان بدلی برای

    توپاز یا آکوآمارین استفاده میکنند.

    گاهی نیز لبه های تیز راف ها که شرایط لازم برای تراش را ندارند به دور انداخته میشوند. بسیاری از بازیافت کنندگان ، از همین لبه ها استفاده کرده و در زمان ساخت آثار ، آنها را

    طوری روی کار قرار میدهند  که همان لبه تیز به سمت بیرون نشسته و خود نمایی کند. در حقیقت شکل ذاتی تکه راف به جا مانده به گونهای است که دیگر نیازی به تراش نداشته و فقط

    در برخی شرایط خاص سطح پشتی آنرا صاف میکنند تا بهتر روی کار بنشیند.

     

    هشتم  – چند قسمتی :

    گاهی تکه های به جا مانده از تراش یا برش به گونه ای است که از آن هیچ بهره برداری مستقیم تزیینی نمیتوان کرد. لذا از آنها به عنوان مکمل استفاده میشود.

    برخی گوهرهای پرتی به علت ضخامت بسیار کم ، دراثر یک ضربه کوچک یا فشار از زاویه ضعیف تر دو یا چند تکه شده و از همین رو دورانداختنی میشوند.

    برخی گوهرها نیز از دل پرتی ها بدست می ایند اما آنهانیز از ضخامت کافی برخوردار نیستند.

    در همه این موارد ، از پرتی های به جا مانده ای که هیچ کاربردی برای آنها وجود ندارد استفاده شده و با چسباندن این نمونه ها به نمونه های جدید و دارای ضخامت کم ، یک گوهر دو

    قسمتی به وجود می آید.

    این عمل را میتوان به سه شکل انجام داد :

    1- برای هر تکه نازکی که دوباره تراش خورده ، یک تکه پرتی کمکی پیدا میکنیم.

    2- کل سطح نازک یک گوهر نازک که تراش مجدد خورده را با یک پرتی دیگر پوشانده و سپس تمامی آنرا به تکه های کوچک تر تراش داده و پولیش نموده و به عنوان گوهری نو به

    بازار عرضه میکنیم.

    3- در برخی موارد ، میتوان دو گوهر دارای تراش مجدد را به یک گوهر پرتی چسباند.به این گونه که در دو طرف ، گوهرهای مورد نظرقرار بگیرند و برای حفظ استحکام ، گوهری

    پرتی در میانه آنها جای گیرد.

    به عنوان مثال ، با نهادن یک عقیق سرخ در یک طرف و یک عقیق زرد در طرف دیگر  و چسباندن این دو به یک عقیق بیرنگ در میانه ، گوهری سه قسمتی ایجاد کرد که با ایجاد

    سوراخ به عنوان آویز استفاده میشود.

    ناگفته نماند که تولید گوهرهای چند قسمتی به عنوان بک فعالیت در این رشته وجود دارد اما تولید چند قسمتی ها بر اساس پرتی های موجود ، روشی است که بسیار آسان و سودآور است.

    چسب های مخصوص ، گیره های نگهدارنده دستی و یا اتوماتیک کوچک ، دستگاه پرس برقی – فشاری  و غیره از جمله موارد کمکی در این پروژه هستند.

     

    نهم – پودرهای به جا مانده :

    در روند برش و تراش و لایه برداری گوهرها ، پودرهایی به جا میماند که قابل بازیافت هستند. البته اگر نسبت و اندازه پودرها با هم یکی نبود میتوان نمونه های درشت تر را آسیاب کرده

    و به شکل پودر های دیگردر آورده و با سایر ترکیب کرد .این پودرها مصارف گوناگونی دارند.

    1- برخی از این پودرها را در شرایط ویژه تحت فشار و حرارت شدید قرار داده و از آنها نوعی راف خاص میسازند که البته شکلی دیگر گونه دارد و آن را پس از برش ، تراش میدهند.

    2- برخی نیز با استفاده از چسب های مخصوص به یکدیگر چسبانده میشوند . در مواردی که رنگ پودر مورد نظر ، دلخواه نباشد ، از چسب های دارای رنگ استفاده میکنند که البته

    دارای غلظتی خاص بوده و در ترکیب با پودر مورد نظر ، به رنگ دلخواه میرسد.

    3- برخی گوهرها هستند که در زمان  تراش ، گوهرنشانی و یا استفاده ، دچار شکستگی موضعی میشوند. به عنوان مثال ، برخی فیروزه ها ، دچار لب پریدگی میشوند که تکه شکسته شده

    دیگر قابل چسباندن  نیست و در نتیجه خود گوهر نیز جز گوهرها پرتی قرارمیگیرد.

    در این زمان ، از پودر فیروزه ای که دارای درجه رنگی بیشتر از گوهر است استفاده کرده و آن را با چسب تبدیل به خمیر نموده و قبل از خشک شدن آنرا به گوشه گوهر میچسبانند.

    سپس گوهر را تحت تراش قرار میدهند تا اضافه های موجود برداشته شده و گوهر به شکل و اندازه دلخواه در آید. در حقیقت به چشم یک نوع دابلت میتوان به این روش نگریست.

    برای طبیعی جلوه دادن هر چه بیشتر این نمونه ها ، در برخی موراد تکه های پیریت را نیز به این ترکیب اضافه میکنند تا پس از خشک شدن ، شکلی همانند فیروزه طبیعی داشته باشد .

    گاهی نیز در قسمت های بسیار کوچکی از سطح فیروزه که دچار ترک و شکستگی میشود نیز از پیریت استفاده کرده و جای خالی را با چسباندن پیریت پر میکنند.

    دستگاه های قالب فشاری – حرارتی ، دستگاه پرس تزریقی ، دستگاه کوره دار قالب خور و غیره از جمله موارد مورد استفاده در این روش هستند .

     

    دهم -  بهسازی گوهرها :

    به سلسله تغییراتی که بر روی یک گوهر اعمال میشود و در عرضه آن نقشی بسزا را ایفا میکند ، بهسازی گویند.

    بهسازی بیش از 4000 سال قدمت داشته و یکی از پیچیده ترین شاخه های گوهرشناسی محسوب میشود. اما متاسفانه مبتکران و محققان روشهای بهسازی ، روش دقیق کار را در اختیار

    علاقمندان و محققان دیگر قرار نمیدهند بلکه فقط فرمولی از کلیت کا ررا معرفی میکنند که  با انجام آن هیچ نتیجه ای جز شکست عاید علاقمندان این رشته نمیشود.

    لذا هر بازیافت کننده ای در دنیا که به بهسازی گوهرهای پرت مشغول است ، مطمئنا متکی به فردی محقق و بهساز میباشد که دراین فن یاری رسان اوست.

    از این رو مرکز تحقیق و گوهرشناسی  ما  بر اساس تحقیقات انجام شده، روش هایی را در بهسازی گوهرهای ابداع کرده که به روش آسان 4+23 معرفی گردیده و نمونه ای از این ابداع

    نیز در همایش سال گذشته ارائه گردید.

     


  • بر متولدین آذر ماه چه می گذرد ؟
    همزمان با آغاز سال جديد شما هم از مزاياي اتحاد سياره‌ي حاكم بر شما يعني مريخ و دو سياره‌ي ژوپيتر و پلوتو ( سياره‌ي تغيير و تحول ) بهره‌مند خواهيد شد.

     



    همزمان با آغاز سال جديد شما هم از مزاياي اتحاد سياره‌ي حاكم بر شما يعني مريخ و دو سياره‌ي ژوپيتر و پلوتو ( سياره‌ي تغيير و تحول ) بهره‌مند خواهيد شد. اين دوره تا اواسط سال ادامه مي‌يابد. طي اين دوره‌ي پيشرفت، تجربيات و اتفاقات مهيج، درنهايت نتيجه‌ي تلاش‌هايتان را خواهيد ديد گرچه برخي اوقات چندان هم در حد انتظار شما نيستند. خوشبختانه از آنجايي كه يك متولد برج كمان شخصي انعطاف‌پذير مي‌باشد از به دست آوردن فرصت در اين پيشرفت‌هاي غيرمنتظره خوشحال مي‌‌شود. درست است، درمورد موقعيت‌هاي غافلگيركننده شما و اطرافيانتان ايده‌اي درخصوص چگونگي مواجه شدن با آنها نداريد و بزرگترين مشكل شما قانع كردن اطرافيانتان مبني بر مفهوم برداشتن گام‌هاي پرخطر است.

    پاسخ اين است كه براي خودتان دست به كشفيات جديد بزنيد و ديگران را براي انجام چنين كاري تشويق كنيد. خود را درگير آن دسته از امور كنيد كه نتيجه‌ي آن به نظرتان قطعي مي‌باشد اما همواره به‌صورت انعطاف‌پذير برنامه‌ريزي كنيد. از آن پس در يازدهم ژوئن سياره‌ي ژوپيتر بر روي روابط، تأكيد بيشتري مي‌ورزد و شما افراد خاصي را در برنامه‌هايتان شركت مي‌دهيد، افرادي كه در گذشته برايتان جالب نبودند و به آنها توجه نمي‌كرديد. اما هنگامي كه سياره‌ي مريخ با ويژگي ثبات‌قدم از هفت اكتبر تا هفده نوامبر به طالع شما پا مي‌گذارد، نگرش شما نسبت به اهدافتان تغيير مي‌كند و باعث مي‌شود درمورد اهدافتان بيشتر تفكر و يا در برخي موارد تجديدنظر كنيد. اين مسأله نه تنها موجب تغيير افكار بلكه اولويت‌هايتان هم مي‌شود.


  • براق کردن طلا و جواهر
    طلا و جواهر
    طلا و جواهر، پس از استفاده طولانی مدت در اثر مجاورت با بدن کثیف شده و دیگر رنگ و جلای اولیه ی خود را از دست می‌دهد. یکی از راحت‌ترین روش‌های شست وشوی آنها، خیساندن این زینتی‌های ارزشمند درون کاسه‌ای حاوی محلولی از آب و مایع ظرفشویی است. گرم بودن آب برای زدودن چربی‌ها ضروری است.
     تمیز کردن طلا
    شما می‌توانید طلاهای خود را چند دقیقه‌ای در محلولی از آب و مایع ظرفشویی و یا پودر لباسشویی قرار دهید و محلول را به همراه طلای داخل آن بر روی اجاق گاز، جوش بیاورید به این صورت جرم‌هایی که در لابه‌لای طلاها و جود دارند به راحتی خارج می‌شود. لازم به ذکر است این روش برای شست وشوی جواهرات توصیه نمی‌شود. پس از خروج طلاها و یا جواهرات از محلول‌ها، آنها را با برسی کوچک یا مسواک تمیز کنید؛ سپس آنها را آبکشی کرده و بر روی حوله‌ای قرار دهید. برای خشک کردن سریع طلاها و جواهرات از سشوار استفاده کنید.
     براق کردن طلا و جواهر
    برای براق کردن طلا و جواهر پس از خشک کردن دو روش وجود دارد:
    1- مقداری خاک ارّه از نجاری‌ها تهیه کرده و طلا و جواهرات را درون خاک اره فرو کنید. سپس با خاک ارّه سطح آنها را مالش دهید. پس از پاک کردن طلا و جواهر از خرده‌های چوب، شفافیت و برق چشم‌گیری را مشاهده می‌کنید.
    2- روش دوم استفاده از چرم و یا پاراچه ی نخی است. با مالش دادن یکی از آنها بر روی سطح طلا، برق و جلای خاصی ایجاد می‌شود.