شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
سنگ ها و کانی ها
  • جادوي سنگ‌هاي رنگي

    هزاران سال پيش هنگامي‌كه بابلي‌ها، مسير عبور ارواح آسماني را در آسمان مشاهده كردند، به اين باور رسيدند كه رموز تاثيرات آن‌ها را بر روي سرنوشت انسان‌ كشف كرده‌اند. سنگ‌هاي گران‌بها متضمن سعادت و سلامت به شمار آمدند. رنگ‌هاي غيرمعمول و كمياب بودن اين سنگ‌ها موجب شده است كه قدرت‌هاي جادويي متفاوتي در فرهنگ‌هاي متفاوت به آن‌ها نسبت داده شود. 
    خرافات؟ شكي نيست كه با ظهور علم، پرده از رموز سنگ‌ها برداشته شد. اين در حالي‌است كه بسياري از موضوعات مرتبط با جواهرات كه از خاستگاه آن‌ها در اعماق زمين نشئت مي‌گيرد همانند گذشته نامشخص باقي مانده كه خود منجر به افزايش جذابيت و بهاي آن‌ها به عنوان جواهرات گران‌بها تاكنون شده است. حتي دانش پيشرفته در تلاش براي حل اين معماست. 
    تحقيقات دانش‌هاي روانشناسي، فرا روانشناسي و زيست- فيزيك، ديگر منكر احتمال تاثير سنگ‌ها بر روي روح و جسم انسان نمي‌شوند، اما دليل معماگونه باقي ماندن مسائل مربوط به سنگ‌هاي گران‌بها، عدم توانايي در حل و شناخت رموز آن است. بنابراين، همانند بسياري از معماهاي زندگي آنچه باقي مي‌ماند، باور ويژگي‌هاي مثبت است. شايد، سنگ‌هاي قيمتي جزء آن دسته اشيايي هستند كه بر روي هوشياري انسان تاثير مي‌گذارند و اين امكان وجود دارد كه داراي قدرت شفابخشي و درمان باشند. 


    شخصيت‌هاي برجسته‌ي قرون گذشته نظير تئوفراستوس (287-370 قبل از ميلاد مسيح) و پلينوس(23-79 بعد از ميلاد مسيح) نكاتي را در خصوص قدرت شفابخشي سنگ‌هاي قيمتي ذكر كرده‌اند. به طور مثال، در فرهنگ شرقي باستان، "كلداني‌ها Chaldeans‌" بر اين باور بوده‌اند كه سنگ‌هاي گران‌بها موجودات زنده‌اي هستند كه در اعماق زمين رشد مي‌كنند و پس از تراشيده شدن به شكل انسان يا حيوان به سنگ‌هاي جادويي مبدل مي‌شوند. 
    مصريان باستان معتقد بودند كه زمين بر روي "سنگ لاجورد Lapis lazuli" قرار گرفته است كه رنگ آبي آسمان‌ها نيز از آن گرفته مي‌شود، در نتيجه فراعنه به منظور ابدي ساختن خود از آن استفاده مي‌كردند. مردم هند اعتقاد داشتند كه نيروهاي آسماني با هفت پرتو كيهاني مطابقت دارند كه در رنگين كمان ظاهر مي‌شوند و سنگ‌هاي گران‌بهاي هم‌رنگ آن‌ها، داراي قدرت جذب اين نيروهاي كيهاني و درمان علائم پديدآورنده‌ي بيماري‌هاي خاص هستند. علاوه بر آبسيدين، يشم نقش مهمي در فرهنگ "آزتك‌هاي Aztec" مكزيك ايفا مي‌كرده و به "ايلالويي Ilaloi" يا همان "الهه‌ي باران"، نسبت داده مي‌شده است. آن‌ها بر اين باور بودند كه مرگ، زندگي، باروري و خشكسالي تحت كنترل اين الهه بوده است. مهاجمان اسپانيايي، نام "يشم Jade" را براي اين سنگ برگزيدند.

      
    به دليل شكل ظاهري يشم،‌ آن‌ها بر اين باور بودند كه اين سنگ داراي قدرت درماني بيماري‌هاي كليوي است. يشم در چين داراي فرهنگي واقعي است. اين كاني در چين مفهوم پاكي و ابديت را به همراه دارد كه براي چيني‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده و ريشه‌ي ناگسستني آن حتي تا به امروز نيز قابل مشاهده است. فرهنگ‌هاي اروپايي باستان باورهاي محكمي در خصوص برهمكنش پرتو افشاني‌هاي كيهاني، سنگ‌هاي گران‌بها و انسان داشتند. در صورتي‌كه افراد از سنگ‌هاي ماه تولد مطابق با سياره‌ي خود استفاده كنند اين سنگ‌ها مانند عدسي‌هايي(لنز) عمل مي‌كنند كه انرژي را جذب و نيروهاي مثبت را آزاد مي‌كنند. بر طبق خرافات، در صورت استفاده از سنگ‌هاي نادرست، انرژي‌هاي منفي آزاد مي‌شوند.



    شركت‌كنندگان در جنگ‌هاي صليبي از ياقوت، سنگ احساسات تند و شديد، به منظور خوش‌شانسي استفاده مي‌كردند. بي‌شك مردمان قرون وسطي مي‌دانستند كه قدرت جواهرات در رنگ آن‌هاست. ياقوت كبود، ابزار مناسبي براي مبارزه با عجله و شتاب است زيرا درخشش آبي ملايم آن داراي تاثيرات آرامش‌بخش مي‌باشد. حتي امروزه نيز آبي، رنگي آرامش‌بخش به شمار مي‌آيد. طبق افسانه‌هاي قديمي، ياقوت كبود داراي خاصيت دفع حرارت و خلق و خوي عذاب آور است و به طبع اعتقاد به خنك بودن رنگ آبي در اينجا عامل مهمي به‌شمار مي‌آيد. زمرد نيز ابزاري براي از بين بردن ترس و محافظت در برابر چشم زخم محسوب مي‌شد و رنگ سبز دليل اين باور بود. امروزه، رنگ لباس پزشكان، دندانپزشكان و همچنين اتاق‌هاي انتظار به رنگ سبز آرامش‌بخش مي‌باشد. سبز، رنگي چشم‌نواز است. گفته مي‌شود كه عدسي‌هاي عينك‌هاي قرون وسطي از جنس سنگ‌هاي "گروه بريل Bryle" بوده‌اند كه زمرد نيز متعلق به آن مي‌باشد. واژه‌ي آلماني "بريل Brille"‌ به معناي عينك از "بريل Bryle" گرفته شده است. 
    گفته مي‌شود كه ياقوت‌هاي كبود سيلان تنها در صورتي‌كه توسط افراد وفادار به عشق استفاده شوند رنگ آبي تيره‌ي خود را حفظ مي‌كنند. ياقوت كبود همچنين به داشتن ديگر خواص خوشايند نيز معروف است: به طور مثال، موجب افزايش خرد و عشق مي‌شود همچنين از صاحب خود در برابر بيماري (بيماري‌هاي گوارشي) و چشم زخم محافظت مي‌كند. اين اعتقاد وجود دارد كه فيروزه داراي نيروهاي ژرف و ناشناخته است و تغيير رنگ اين سنگ هشداري براي بيماري‌هاي در شرف وقوع مي‌باشد. جالب آن‌كه اين تغيير رنگ به دليل وجود خلل و  فرج در اين سنگ است. بر همين اساس، نفوذ موادي نظير چربي و اسيد از پوست به داخل فيروزه( از راه خلل و فرج) موجب تغيير رنگ آن مي‌شود. 
    ويژگي‌هاي حيرت‌انگيزي به ياقوت نسبت داده مي‌شود. گفته مي‌شود كه انگشتر ياقوت "پتر كبير Peter the Great" به او قدرت‌هاي مرموزي مي‌داده است. برخي مردم بر اين باورند كه در صورتي‌كه صاحب ياقوت در خطر باشد، رنگ اين سنگ تيره خواهد شد.



    برخي بر اين باورند كه آكوامارين سنگ عشاق و تعويذي براي ازدواج موفق مي‌باشد. بنابراين هديه‌ي ازدواج مناسبي به شمار مي‌آيد. طبق اين باور، آكوامارين كه به رنگ آب دريا است افراد تند مزاج را به دوستي آرام و خونسرد تبديل مي‌كند و براي محافظت از شخص در برابر گلودرد و بيماري‌هاي فك و دندان مفيد مي‌باشد. 
    توپاز براي افرادي مناسب است كه به دنبال پيشرفت‌هاي شغلي هستند. توپاز مرغوب، بي‌رنگ و به طور كامل شفاف مي‌باشد و داراي قدرت آرامش بخشيدن به اعصاب و كمك به تفكر منطقي است. همچنين محافظي موثر در برابر حسد و نفرت به شمار مي‌آيد. در قرون وسطي از گارنت سرخ براي محافظت در برابر تمامي انواع بيماري‌هاي عفوني و به عنوان تعويذ به منظور رفع بيماري‌هاي قلب و افسردگي(ماليخوليا) استفاده مي‌شد. برخي زنان شيفته‌ي اين سنگ بودند زيرا اين اعتقاد وجود داشت كه گارنت به زنان بيوه كمك مي‌كند تا همسر ديگري بيابند. 
    پزشكان از عقيق سليماني براي درمان چشمان ملتهب و از پودر آن براي زخم‌هاي عفوني استفاده مي‌كردند، در چين باستان، عقيق سليماني از چنان اهميتي برخوردار بود كه طرح مهر شخصي امپراتور، تنها بر روي آن حكاكي مي‌شد و در صورتي‌كه رعايا از اين سنگ استفاده مي‌كردند به مرگ محكوم مي‌شدند. 
    اسقف‌ها از انگشتر آماتيست به عنوان نماد پاكي روح و همچنين ابزاري براي تعديل و كاهش هواي نفس استفاده مي‌كنند. علم پزشكي نوين نشان داده است كه آماتيست داراي خواص آرامش‌بخش مي‌باشد. طبق گزارشات در صورتي‌كه اين سنگ به آرامي بر روي پيشاني ماليده شود موجب كاهش دردهاي عصبي مي‌شود. 
    مصريان، مرجان را به "الهه‌ي ايسيس Goddess Isis" نسبت مي‌دادند و روميان معتقد بودند كه مرجان از ونوس آمده است. از دوران باستان زنان از تعاويذ مرجاني به منظور محافظت در برابر بدشانسي و ناباروري استفاده مي‌كردند، اين تعاويذ مرجاني به خصوص از زنان باردار و كودكان محافظت مي‌كرده است. 
    اپال همواره به معناي وفاداري و اميد بوده است. اين سنگ در كشورهايي كه به زبان رومي(يا زبان‌هاي لاتين كه شامل زبان فرانسه، اسپانيايي، ايتاليايي، پرتغالي و رومانيايي مي‌شود) تكلم مي‌شده از چنين محبوبيتي برخوردار نبوده است و به طور حتم به دليل شكنندگي اين سنگ در برابر تغييرات شديد حرارتي و ضربات سخت مي‌باشد. 
    حتي يونانيان باستان مي‌دانستند الماس، كه آن را "آداماس Adamas‌" به معناي شكست‌ناپذير مي‌ناميدند، قدرتمند‌ترين جواهر در مبارزه با پليدي است. مردم بر اين باور بودند كه شكست افراد صاحب زيورآلات الماس بسيار دشوار مي‌باشد. به علاوه اين سنگ درخشان از شخص  در برابر ترس، نيرنگ، دروغ، فريب، خشم، ظلمت و جنون محافظت مي‌كند. 
    مرواريد بهترين سمبل پاكي، معصوميت و عشق است. چيني‌ها هنگامي‌كه شكست عشقي مي‌خورند، نوشيدني حاوي مرواريد خرد شده مي‌نوشند، برخي شايعات وجود دارند كه مرواريد را سمبل اشك مي‌نامند كه بايد آن‌ها را ناديده گرفت و در خصوص خريد اين جواهر دريايي ترديد به خود راه نداد. ناپلئون موضوع را اين چنين تعبير مي‌كند: "مرواريد به طور حتم اشك خانم‌ها را درمي‌آورد، البته اشك خانم‌هايي كه مرواريد ندارند!"
    از سنگ‌هاي گران‌بها در كليساها به منظور دفع جادوي كافران نيز استفاده مي‌شده است. به طور مثال طبق باور مسيحيت زمرد، سنگ روح‌القدس در نظر گرفته مي‌شده زيرا روشنگر راه مردم بوده و آماتيست نيز سمبل عشاي رباني به شمار مي‌آمده است. 
    در حال حاضر طبق نظر برخي دانشمندان، گفته مي‌شود كه سنگ‌هاي قيمتي كه از اعماق زمين به دست مي‌آيند،‌ بر روي خواص كرم‌ها و لوسيون‌ها تاثير مي‌گذارند. از دوران قديم از سنگ‌هاي قيمتي در ساخت وسايل آرايشي نظير سايه و كرم پودر، به صورت ذرات بسيار ريز درخشان استفاده مي‌شده است. ذرات ميكروسكوپي درخشان اپال و فيروزه به دليل انعكاس نور ناصافي‌هاي پوست را محوتر جلوه مي‌دهند و موجب مي‌شوند كه پوست صاف‌تر از حالت واقعي خود به نظر برسد. 
    گفته مي‌شود كه تورمالين و مالاكيت قادر به محافظت از لايه بيروني پوست در برابر نفوذ باكتري و همچنين تسريع توليد كلاژن و رشته‌هاي "الاستين Elastine" مي‌باشد. در مكتب سنتي از سنگ‌هاي گران‌بها به دليل خواص ضدعفوني‌كننده براي درمان امراض پوستي استفاده مي‌شده است: "دكتر هانس پتر شاپلري Dr. Hlans-Peter Schoppelrey"‌ اهل مونيخ معتقد است كه ذرات ريز سنگ‌هاي گران‌بها ابزار مناسبي براي انتقال عناصر شيميايي فعال هستند. شركت‌هاي توليدكننده‌ي لوازم آرايشي، موضوع را بر اساس انرژي موجود در سنگ‌هاي گران‌بها توضيح مي‌دهند. دكتر "جورج كلوكا George Cloca"‌ مي‌گويد:"اين سنگ‌ها به منظور تهيه‌ي ذرات ريز، ساييده مي‌شوند، به طور مثال از الماس بهترين ذرات ريز و نرم پديد مي‌آيد. او ادعا مي‌كند كه به اين وسيله بافت پوست و جريان خون بهبود مي‌يابند و لكه‌ها و چروك‌هاي ريز پس از لايه‌برداري به كمك مواد حاوي ذرات الماس از بين مي‌روند. به طور مثال مس موجود در مالاكيت بر فرايندهاي متابوليكي متعددي كه براي پوست حائز اهميت هستند تاثير بسياري مي‌گذارد. اميد است كه صنعت لوازم آرايشي قادر به عرضه‌ي محصولات حاوي ذرات مرواريد به منظور جوان‌سازي پوست شود. علاوه بر اسيدهاي آمينه، مرواريدهاي مرغوب موجب تسريع توليد كلاژن پوست و به نوبه‌ي خود منجر به كاهش سرعت پير شدن پوست و شكل‌گيري چروك مي‌شوند. آيا تمامي اين‌ها خيالي موهوم است؟ با تمام اين تفاسير، علم با تاثيرات "دارونماها" آشنايي دارد. اما هرچه كه هست، اين جذابيت موجب آشنايي و كشف اين عملكردهاي قديمي و برخي اوقات فراموش شده مي‌شود. 


    پاورقي 
    تئوفراستوس: در شهر "ارسوس Eresos"‌ در جزيره‌ي "لسبوس Lesbos" متولد شد و در آتن نخست شاگرد افلاطون و سپس ارسطو بود. به علت نفوذ سخن و شيريني گفتارش، ارسطو به او لقب تئوفراستوس يعني "سخنگوي خدايي" داد، در حالي‌كه نام اصلي وي "تورماتوس Turmatos‌" بوده است. او از سال 321  پس از ميلاد مسيح يعني پس از مرگ استادش تا پايان عمر، سرپرست مدرسه‌ي ارسطو(لوكيوم Lyceum) بود. او بنيانگذار دانش گياهشناسي و مولف "تاريخ طبيعي گياهان" در ده كتاب است. اثر ديگر او كتاب "مشخصات اخلاقي" مي‌باشد. 
    پلينيوس: گايوس پلينيوس دوم معروف به پليني بزرگ، طبيعيدان، فيلسوف طبيعي و نويسنده‌ي رومي و مولف دانشنامه‌ي "تاريخ طبيعي" بوده است. او در كوموي ايتاليا به دنيا آمد و در كودكي پدرش او را به روم برد و در آنجا به تحصيل پرداخت و تحت نظر دوست پدرش كه شاعر و فرمانده ارتش بود به خدمت سربازي پرداخت. 
    كلداني‌ها: مردمان سرزمين كلده(نام يكي از بخش‌هاي تمدن بابل) كه در هزاره‌ي اول قبل ميلاد مهمترين حكومت بين‌النهرين به شمار مي‌آمدند. كلداني‌ها از نژاد اصيل "سامي" بودند كه به طور احتمالي خاستگاه آن‌ها در عربستان بوده است. آن‌ها بخشي از تمدن بابلي به شمار مي‌آمدند و در خواندن و نوشتن استاد بودند و تبحر شگفتي در سحر و جادو و علوم غريبه داشتند به طوري‌كه در دوران حكومت پارسيان و همچنين در كتاب دانيال نبي كلمه "كلداني" به معناي ستاره‌شناس و جادوگر به كار مي‌رفت.