شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
سکه و ارز
  • انحراف حساب

    تشكیل حساب ذخیره ارزی در قالب برنامه سوم توسعه اهداف كلان و بزرگی را به همراه خود داشت. قرار بود این نهاد با وجود كوچك بودن آن و خلاصه شدن در یك حساب، بخش قابل توجهی از بار توسعه اقتصادی ایران را بر دوش كشد. با نگاهی اجمالی بر اهداف آشكار و پنهان آن هویداست:
    - حفظ و افزایش منابع ارزی كشور برای نسل های آینده و بهره گیری هدفمند از آن درجهت توسعه زیرساخت های اقتصادی؛
    - كمك به بخش خصوصی و افزایش توان اقتصادی و رقابتی آن در جهت توسعه تولید، ایجاد اشتغال و حضور در بازارهای جهانی؛
    - جذب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی از طریق ایجاد انگیزه و تشویق در صاحبان سرمایه داخلی و خارجی.
    - و افزایش توان رقابتی اقتصاد و صنعت ملی؛

    اهداف فوق دربردارنده مبانی فكری و مدیریتی مترقی برای گام گذاشتن اقتصاد ملی در فضای رقابتی و جهانی شدن قرن بیست و یكم ارزیابی می شود. اما عملكرد حساب ذخیره ارزی در یك دوره شش ساله گویای واقعیت های دیگری است، به گونه ای كه نه تنها توفیقی برای این حساب در رسیدن به اهداف واقعی و منطقی آن نباید در نظرگرفت، بلكه باید نوعی انحراف در عملكرد این حساب را نیز مورد توجه قرار داد. این وضعیت به گونه ای است كه برای اولین بار یك مقام ارشد دولتی هفته گذشته از شكست حساب ذخیره ارزی و عدم تحقق اهداف آن سخن گفت.
    امروز با وجود اینكه برخی بر قرارداشتن ایران در ابتدای دوره خیز اقتصادی سخن به میان می آورند، حقایق و واقعیت های اقتصادی گویای این مهم نیست. بخش خصوصی به عنوان حامل اصلی توسعه اقتصادی، به هر دلیلی نتوانست از بهترین فرصت توانمند و كارآمدشدن (حساب ذخیره ارزی) استفاده نماید. در بهترین و خوشبینانه ترین وضعیت، سهم واقعی این بخش از حساب كمتر از ۲۰ درصد است. علاوه بر این با وجود گذشت شش سال از فعالیت حساب ذخیره ارزی نمی توان شاخص هایی را در اقتصاد ملی مورد توجه قرار داد كه حاصل عملكرد مفید حساب ذخیره ارزی باشد. حجم كنونی منابع حساب، میزان اندك ورود سرمایه گذاری های خارجی، سطح بیكاری و پایین آمدن توان رقابتی اقتصاد ملی از شاخص های ناكارآمدی حساب ذخیره ارزی است.
     

    شاید بتوان دو دلیل عمده را بتوان در بروز چنین انحرافی و عدم توفیقی مورد توجه قرار داد:
    ۱ _ نهادینه نشدن تفكر و اهداف حساب ذخیره ارزی در زمان اجرا؛ در واقع به مانند بسیاری دیگر از طرح ها و برنامه های اقتصادی تفكرات مترقیانه صرفاً در حد حرف و برنامه باقی مانده و در زمان اجرا به دلایل مختلف كنار گذاشته می شوند. هنوز باوری منطقی و هدفمند در مجموعه مدیریت اقتصادی كشور برای استفاده بهینه از این حساب ایجاد نشده است.
    ۲ _ عامل دوم كه باز ریشه در عامل اول دارد، عدم برنامه ریزی در ایجاد بسترها و زمینه های عملكرد حساب ذخیره ارزی است و پدیده ها و سیاست های اقتصادی در خلأ شكل نمی گیرند و عمل نمی كنند. بدیهی است موفقیت یك پدیده اقتصادی مستلزم ایجاد شرایط مختلفی است كه در نبود آن، نمی توان انتظاری برای كارآمدی آن داشت.
    با چنین تفاسیری آیا طرح اخیر برخی نمایندگان مجلس برای تبدیل حساب ذخیره ارزی به صندوق ذخیره ارزی راهگشای كارآمدی این نهاد اقتصادی خواهد بود؟