اخبار نفت و انرژی

  • بلوف نفتی سعودی

    تنها یک روز به برگزاری نشست 171 اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت در وین مانده‌ و در این ساعت‌های پایانی این اقدامات، جنگ روانی و رسانه‌یی است که سناریوی مذاکرات برای کاهش تولید را به پیش می‌برد.

    عربستان‌سعودی در آن سوی رینگ در حال پیگیری حربه‌های مختلف تبلیغاتی برای ایجاد فشار بیشتر بر کشورهایی نظیر ایران است.

    به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تعادل ، در حالی که عربستان ماه‌هاست فکر و ذکر خود را روی فریز نفت گذاشته و به گفته کارشناسان نیاز شدیدی به افزایش قیمت نفت و جبران کسری بودجه خود دارد، در این روزهای آخر این کشور سعی در تظاهر بر بی‌تفاوتی نسبت به کاهش تولید دارد. آخرین نمونه این اقدامات امتناع از شرکت در مذاکرات با تولیدکنندگان غیراوپکی و اظهارات روز یک‌شنبه خالد الفالح وزیر انرژی این کشور است که تعادل بازار را مستقل از نتیجه مذاکرات فریز دانسته بود.  در این میان بیشترین فشارها در راستای کاهش تولید روی ایران است. این در حالی است که ایران بعد از نشست الجزایر همراه با نیجریه و لیبی از اجرای فریز نفت مستثنا شده ‌بود. اما مجددا و با چاشنی و اراده سیاسی نام ایران از لیست معاف‌شدگان خارج شد و از این کشور خواسته شد تا تولید خود را کاهش دهد.

    بنابراین به نظر می‌رسد، بازی فریز در روزهای آخر تبدیل به بازی سیاسی شد‌ه‌ است و تعیین سرنوشت این طرح فرسایشی منوط به سازش ارکان اصلی اوپک یعنی ایران، ‌عربستان و عراق با یکدیگر است.

    «بازار نفت در سال 2017 خود به خود به تعادل خواهد رسید. حتی اگر تولیدکنندگان دخالتی در آن نکنند.» این جمله را نه یک کارشناس مستقل انرژی و نه مقام یک کشور با اقتصاد مستقل از درآمدهای نفتی، بلکه وزیر یکی از بزرگ‌ترین کشورهای نفتخیز بیان کرده است. این آخرین اظهارنظر خالد الفالح وزیر انرژی عربستان‌سعودی است. کشوری که وابستگی شدیدی به درآمد نفت دارد و کاهش قیمت نفت برایش گران تمام خواهد شد. کشوری که ماه‌ها فضای رسانه‌یی را با طرحی به نام «فریز نفتی» تسخیر کرده‌ بود. عربستان یک‌بار در ماه آوریل در دوحه و در برابر چشمان هاج و واج الکساندر نواک به این طرح به بهانه عدم همراهی ایران پشت پا زد. در حالی که در آن زمان نیز همانند امروز، عربستان و علی‌ النعیمی وزیر وقت نفت این کشور ماه‌ها با کشورهای مختلف از جمله روسیه برای به ثمر رسیدن آن رایزنی کرده ‌بود اما آن‌طور که از شنیده‌ها بر‌آمد با دخالت محمد بن سلمان جانشین ولیعهد این کشور و به علت عدم حضور ایران در آن نشست با شکست مواجه شد. ایران در آن زمان به تازگی از بند تحریم‌های بین‌المللی رهایی یافته ‌بود و حاضر نبود در این دام بیفتد و امکان افزایش تولید را از خود سلب کند. نشست دوحه در نهایت قربانی اهداف سیاسی عربستان‌سعودی شد. این‌بار نیز این هراس وجود دارد که با مقاومت ایران در برابر اهداف سیاسی عربستان طرح کاهش تولید نفت برای دومین بار شکست بخورد تا به منزله امضای حکم مرگ فریز نفت و بالاتر از آن مرگ اوپک باشد. نخستین اقدامی که این شائبه را مجددا مطرح کرد روز جمعه به وقوع پیوست. جایی که عربستان اعلام کرد که نماینده‌یی به نشست مشترک با تولیدکنندگان غیراوپکی ارسال نخواهد کرد. عربستان با این اقدام خود در آستانه نشست وین دنبال آن بود تا به کشورهای اوپک ثابت کند که این کشور وضعیتی همچون ونزوئلا ندارد تا برای رسیدن به توافق به آب و آتش بزند و وزیر نفت خود را برای راضی کردن روس‌ها به مسکو بفرستد و بالعکس سعودی‌ها بسیار سبکبال و مال‌اندیش بوده و دنبال دستیابی به توافق و اتخاذ بهترین تصمیم هستند. در حالی که کارشناسان اذعان دارند که عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج، جزو کشورهایی هستند که بیشترین نیاز را به افزایش قیمت نفت در بازار دارند.

    مضاف بر این اقدام روز یک‌شنبه خالد الفالح در اظهارات خود سعی بر تقویت این موضع عربستان کرد.  خالد الفالح اظهار کرد که معتقد است بازار در سال 2017 به خودی خود و حتی بدون دخالت تولیدکنندگان به تعادل خواهد رسید و بنابراین حفظ تولید در سطح فعلی می‌تواند، منطقی باشد.

    آنچه وزیر انرژی عربستان با مطرح کردن این صحبت‌ها در آستانه نشست وین دنبال می‌کند انداختن آتش به جان کشورهایی است که کابوس شکست طرح کاهش تولید و قیمت نفت را در سر دارند تا از این طریق فشار بر کشورهایی نظیر ایران که زیر بار کاهش تولید نمی‌روند، بیشتر شود.  این در حالی ‌است که وضعیت فعلی بازار نتیجه پیشنهادی است که عربستان در سال 2011 مبنی بر لغو نظام سهمیه‌بندی در اوپک ارائه کرد و با هدف جنگ قیمتی با تولیدکنندگان نفت‌های غیرمتعارف، سهم خود از تولید نفت را به‌طور قابل ملاحظه‌یی افزایش داد. پیشنهادی که کارشناسان اذعان دارند باید با مخالفت ایران در آن زمان روبه‌رو می‌شد. اما دولت دهم و رستم قاسمی وزیر وقت نفت ایران با این پیشنهاد سعودی‌ها همراهی کرد. اقدامی که بعدها بیژن زنگنه آن را اشتباهی بزرگ و تاریخی از سوی ایران خواند. در چنین وضعیتی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در سال‌های غیبت ایران بر تولید نفت خود به طرز افسارگسیخته‌یی افزودند و ایران با وضعیتی مواجه شد که سهم بالای 12درصدی خود در نظام سهمیه‌بندی را از دست رفته می‌دید. اکنون بازار نفت و برخی اعضای اوپک چوب تصمیم 5سال قبل را می‌خورند و حال برای یافتن راه‌حلی برای آن مجددا گوشه‌چشمی به مقصر اصلی یعنی عربستان‌سعودی دارند. در حالی که موضع ایران که بارها از زبان بیژن زنگنه نیز مطرح شده‌ این است که کشورهایی که در سال‌های اخیر بیشترین افزایش تولید را داشته‌اند برای تنظیم بازار مسوولیت بیشتری هم دارند.

    الفالح در ادامه صحبت‌های روز یک‌شنبه خود افزوده است: «ما انتظار تقویت سطح تقاضا در سال 2017 را داریم و بازار در سال 2017 به تعادل دست خواهد یافت حتی اگر دخالتی از سوی اوپک صورت نگیرد. اما دخالت اوپک به تسریع در دست‌یافتن به این تعادل کمک خواهد کرد و بازار با سرعت بیشتری بازیابی خواهد شد.»

    وی در پاسخ به بالا ماندن تولید عربستان در ماه نوامبر در سطح 10میلیون و 600هزار بشکه‌یی اظهار کرد: «تقاضا برای نفت عربستان کماکان بالا و قابل توجه است. معتقدم صرف‌نظر از عربستان و سهم آن در بازار، این مساله نشانه مثبتی است که ما را نسبت به بهبود وضعیت بازار خوش‌بین می‌کند.»

    وزیر انرژی عربستان در اظهارنظری خلاف اقدامات عملی این کشور در ماه‌های اخیر و با وجود مذاکرات متعددی که با کشورهای مختلف درون و بیرون اوپکی برای دستیابی به توافقی برای کاهش تولید داشته است، بیان کرد: «فکر نمی‌کنم در نشست‌های اوپک تنها یک مسیر که مربوط به کاهش تولید است، داشته‌باشیم. معتقدم با توجه به بهبود وضعیت مصرف و رشد در بازارهای در حال توسعه و ایالات‌متحده، حفظ تولید در سطوح فعلی نیز منطقی است.»

    هنگامی که این صحبت‌های وزیر سعودی در کنار لغو نشست بین کشورهای اوپک و غیراوپکی قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود که عربستان قصد دارد با این موضع که این کشور اصراری به کاهش تولید نداشته و از وضعیت فعلی بازار راضی است، وارد نشست روز چهارشنبه شود. بدین‌ترتیب سعودی‌ها همزمان توپ را در زمین دیگر تولیدکنندگان اوپکی و به ویژه ایران و تولیدکنندگان غیراوپکی به ویژه روسیه می‌اندازند.

    آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که توافق اولیه‌یی که در نشست الجزایر و نهایی‌کردن جزییات آن در نشست وین، به منزله اعمال مجدد نظام سهمیه‌بندی در اوپک و به نوعی مبنایی بر ایجاد دوباره این نظام است. عربستان نیز به نوعی در تلاش است تا در مسیر احیای دوباره این نظام با سر و شکل سابق آن کارشکنی کند. در حقیقت صحبت‌های روز یک‌شنبه الفالح رنگ و بوی وارستگی اقتصاد این کشور از نیاز به افزایش قیمت نفت دارد. در عین حال حاکی از این است که عربستان در کنار این بی‌نیازی از طرح فریز نفتی برای کمک به اوپکی‌ها نیز حمایت می‌کند. مواضع الفالح به منزله زمینه‌سازی برای شکستی است که ممکن است در انتظار نشست وین باشد و نمایشی برای اثبات این ادعاست که در صورت عدم توافق برای کاهش تولید نفت خام، عربستان چیز زیادی را از دست نداده و بازار باید آدرس مقصران این شکست را در تهران جست‌وجو کند.

    هرچند الفالح در صحبت‌های خود عنوان کرد که عربستان بر موضع خود در نشست الجزایر که تمام کشورها باید در این طرح شرکت کنند، باقی‌ مانده است.

     اگر IPC اجرایی شده بود...

    امروز ایران می‌توانست با اجرایی‌کردن قراردادهای جدید قدرت چانه‌زنی بالاتری در مذاکرات خود با رقبای اوپک داشته‌ باشد. فرصتی که درگیری‌های داخلی سه سال اخیر از ایران سلب کرد. به اذعان کارشناسان به علت عدم سرمایه‌گذاری ایران در سال‌های اخیر هم در حوزه اکتشاف و تولید از میدان‌های جدید و هم در حوزه افزایش ضریب بازیافت، ظرفیت تولید این کشور کاهش یافته و به زیر 4میلیون رسیده است.  این غفلت داخلی سبب شده است تا در آستانه فریز شدن احتمالی تولید نفت کشورهای اوپک، ایران قدرت چانه‌زنی برای به دست آوردن سهم بیشتر از بازار را از دست بدهد. در واقع آنچه در نشست‌های اوپک و مذاکرات قبل از آن تعیین‌کننده است، بیش از هر چیز «واقعیت» تولید نفت کشورهاست. دیپلماسی و بازی‌های سیاسی نیز همه در صورتی که از پشتوانه تولید قوی برخوردار نباشند، طبلی توخالی خواهند بود که بر هیچ گروهی اثر نخواهد گذاشت. مساله‌یی که «تعادل» در 2 سال گذشته مکررا در گزارش‌های خود در زمینه اتلاف وقت در بستن قراردادهای نفتی به آن اشاره کرده بود.

    ایران با اجرایی کردن قراردادهای بیع‌متقابل در دهه 70 توانسته ‌بود، سطح تولید خود را به بیش از 4میلیون و 100هزار بشکه در روز برساند. ظرفیت فعلی تولید ایران اندکی حدود 3میلیون و 900هزار بشکه در روز است و به نظر می‌رسد که این رقم حداکثر توان فعلی ایران برای تولید باشد. هرچند انتظار می‌رود در سال آینده و با بهره‌برداری بیشتر از میدان‌هایی نظیر آزادگان و یاران رقم تولید ایران به بیش از 4میلیون بشکه نیز برسد. اما امروز که ایران مشغول مذاکره است، توان چانه‌زنی برای رقمی بیشتر از 3میلیون و 900هزار بشکه و بالای 4میلیون بشکه را ندارد چرا که این مساله برای بازار باورپذیر نخواهد بود.