شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
جهان
  • تحلیل گاردین از عقب‌نشینی ترامپ درباره اقدام نظامی علیه ایران

    روزنامه انگلیسی گاردین در سرمقاله خود نوشته است حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان خطرات را در منطقه افزایش داده، اما آمریکا عامل این بحران بوده است.

    به گزارش الف پس از حمله مبارزان یمنی به تاسیسات نفتی آرامو در عربستان که بازتاب جهانی گسترده ای یافت دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در اظهار نظری عجولانه مدعی آمادگی کشورش برای اقدام نظامی متقابل شد اما با فاصله کوتاهی حرف خود را پس گرفت. 
    روزام انگلیسی گاردین این تغییر موضع ناگهانی را مورد تخلیل و بررسی قرار داده است:

    به اعتقاد نویسنده گاردین واکنش ترامپ به حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان به یک باره از این هشدار که آمریکا برای " اقدام نظامی کاملا آماده است"، به این جمله که:" من دنبال جنگ با هیچ کس نیستم"، تغییر کرد. وی همچنان احتمال دارد در جهت دیگری تغییر مسیر دهد."

    تحلیل گاردین را در این باره بخوانید: 

    « اظهارات دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره سیاست خارجه، شبیه بازی کودکانه نقطه-به-نقطه است که یک فرد انتزاعی طراح آن است – نقطه های انفرادی شاید به چشم بیایند، و خطوط قابل تشخیص هم بین برخی از آنها وجود داشته باشد، اما جست و جو برای انسجام کلی در آن، بی فایده است. واکنش او به حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان به یک باره از این هشدار که آمریکا برای " اقدام نظامی کاملا آماده است"، به این جمله که:" من دنبال جنگ با هیچ کس نیستم"، تغییر کرد و این که "در برخی موارد کارآمد خواهد بود".  گرچه وزیر خارجه اش - مایک پومپئو- ایران را عامل حملات خواند، رئیس جمهور گفته است واشنگتن شواهد بیشتری می خواهد. وی تا همین الان هم از یک حمله طراحی شده، عقب نشینی کرده است.

    با این وجود وی همچنان احتمال دارد در جهت دیگری تغییر مسیر دهد. اشتیاق ترامپ برای خودداری از جنگ کاملا آشکار است به ویژه آنکه مبارزات انتخاباتی او برای دور دوم ریاست جمهوری به خوبی در جریان است، با این وجود ترامپ مردی دمدمی مزاج و بی اطلاع است آن هم در دولتی غیرقابل کنترل و آشفته، که با بحران روبرو است و در آن مخاطرات ماه به ماه افزایش می یابد. حمله به تاسیسات نفتی بقیق عربستان، چه با پهباد و یا موشک، که به کاهش نیمی از تولید نفت عربستان و بیشترین افزایش بهای نفت از زمان حمله صدام حسین به کویت در سه دهه گذشته منجر شد – خطر جنگ را به شدت افزایش داده است.

    ایران تاکید می کند که مسئول این حملات نیست، و نیروهای حوثی که از حمایت ایران برخوردار بوده و با ائتلاف تحت امر عربستان درگیر جنگی ویرانگر در یمن است، مسئول این حملات را به عهده گرفته و آن را یک پیروزی نامیده اند. در این وضعیت هیچ کس را نمی توان به عنوان شاهد  صریح درنظر گرفت. اما حتی اگر حوثی ها عامل حملات باشند، کسی باور می کند که آنها بتوانند چنین حمله ای پیچیده را بدون حمایت ایران انجام دهند.

    توئیت زودهنگام آقای ترامپ نشان می دهد او در حال مرتبط کردن سیاست خارجی آمریکا با ریاض است. در حالی که عربستان با وجود ماهیت پرخاشجویانه ولیعهدش، در ابتدا برای متهم کردن ایران ، بیشتر از پومپئو، محتاطانه برخورد کرده بود. قابلیت احتمالی انکار، برای اهداف و همچنین عوامل حمله مفید است، به ویژه زمانی که گزینه های محدودی برای پاسخ دهی وجود داشته باشد. ریاض نگران است بدون اقدام تلافی جویانه حملات بیشتری صورت گرفته و طرح عرضه عمومی سهام شرکت نفتی دولتی آرمکو – که ولیعهد برای اجرای برنامه های جاه طلبانه به منظور زیر و رو کردن اقتصاد به آن  متکی است – نابود شود. اما قابل درک است که بدون خطرپذیری برای آتش بازی گسترده، راه های زیادی برای تحقق این امر وجود ندارد. حتی اگر پاسخ احتمالی و حساب شده ای به دست آید – مثلا حمله سایبری به تاسیسات ایران، بدون آنکه کسی مسئولیت آن را برعهده گیرد - تاثیر گذاری دشوارتر است. زیرا اقای ترامپ روند تصمیم سازی را نابخردانه دانسته و خواستار آن است که در هر اقدام کوچک اعمال نظر شخصی بکند.

    به نظر می رسد ایران اطمینان دارد که ترامپ از اقدام نظامی خودداری خواهد کرد حتی در شرایطی که اوضاع خطرناک تر شود. تهران همچنین بسیار مشتاق بوده است که نشان دهد ایرانی ها تنها کسانی نیستند که قربانی فشارهای اقتصادی آمریکا هستند. قرار بود سیاست فشار حداکثری، ایران را به زانو درآورد، اما این سیاست پرخاشگری ایران را افزایش داده است زیرا چیز زیادی برای از دست دادن، ندارد. جالب آنکه امارات عربی متحده به دنبال حملات صورت گرفته به کشتی ها و بنادر در خلیج فارس، از مقابله با ایران دست کشیده است. در همین حال اروپا، به رهبری فرانسه، تلاش هایش را برای تنش زدایی افزایش داده است. با این وجود این ابتکار تنها زمانی موفق می شود که آمریکا مایل باشد با کاهش فشارهای خفه کننده اقتصادی، ایران را به میز مذاکرات بازگرداند. میزان حجم و تاثیرگذاری گسترده حملات اخیر به تاسیسات نفتی عربستان، احتمال این امر را دستکم در کوتاه مدت کاهش داده و دورنمای آن را که دولت بعد از ترامپ به توافق هسته ای ایران بازگردد و یا به یک توافق مشابه تن دهد، تضعیف کرده است.

    اقای ترامپ از این گلایه داشت که تمرکز برجام بر صرفا برنامه هسته ای ایران بود و به توانایی های موشکی، موارد نقض حقوق بشر و همچنین حمایت ایران از گروه های شبه نظامی، نمی پردازد. حتی اگر ظاهرا ادعاهای او درست باشد، که البته نباید اینگونه باشد، نکته اینجا است که توافق هسته ای قابل حصول بود و به خاطر دستاوردهایش اهمیت داشت. خروج از این توافق، رسیدگی به هر مساله دیگر را دشوارتر کرده است. آنطور که این تحولات به وضح نشان داده است، منطقه در خطر فرورفتن در جنگی دیگر قرار دارد. »