کالایاب
تولید
  • بازار انحصاری و حاشیه امن

    غلامرضا پناه، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران

    اساسا صنعت خودرو در ایران بر چه مبنایی استوار است و راهبردها و سیاست‌های کشور در حوزه صنعت خودرو بر چه پایه‌ای تعریف شده است؟ یعنی بازار خودرو چگونه شکل می‌گیرد، و چگونه کنترل و مدیریت می‌شود؟ نوسانات این بازار معلول چه عواملی است؟ مبنای قیمت‌گذاری در این بازار چیست؟ و به‌طور کلی نقش تاثیرگذار در این صنعت و بازار حاصل از آن تابع چه پارامترهایی می‌شود؟ آنچه در این رابطه اهمیت دارد این است که این صنعت دارای یک بازار بزرگ و تاثیرگذار است و ذائقه هر ایرانی با داشتن خودرو و حتی تنوع‌طلبی و بورس‌بازی در این بازار عجین شده است، لذا بازاری است که به طور اتوماتیک تقاضاهای بسیاری به انتظارش نشسته‌اند و صف‌های طویلی بی‌صبرانه برای رسیدن به کلیدش لحظه‌شماری می‌کنند  و مشتریان انسان‌های حرف‌گوش کن و در واقع تسلیم‌شدگانی هستند که در آرزوی نشستن بر یک
    چهار چرخ راهی جز اطاعت محض ندارند.با نگاه اقتصادی به موضوع، بازاری است انحصاری که سالیان درازی است، که دوام و حیاتش مدیون و مرهون این انحصار است، زیرا ورود خودروی مناسب و با کیفیت برای عدم ایجاد رقابت و حفظ قدرت انحصار این بازار، گاهی با تعرفه سنگین مواجه است و گاهی به طور کلی صورت مسئله پاک می‌شود و اساسا ورود خودروی خارجی ممنوع می‌شود تا نکند گرد و غباری بر جبین این کودک رنجور اما مورد لطف و کرامت و تعیین‌کننده وارد شود.ابزار انحصار و حمایت‌های همه‌جانبه و عدم ایجاد بستر برای به وجود آمدن رقابت در این بازار منجر به این شده است که این صنعت احساس نیاز به تحول‌آفرینی در خود را نادیده انگارد و در بی‌کیفیتی محض در جا بزند و اندیشه‌ای خلاقانه در آن شکل نگیرد.تا جایی که پراید سال‌هاست بر خیابان‌های شهر و جاده‌های بیرونی‌مان جولان می‌دهد و در پی هر تصادفی عمدتا یک طرف ماجرا است که دائم‌الحضور است. در حوزه قیمت نیز در کورس رقابت پیشتاز است و عدد چهل میلیونی را هم جسورانه به نام خود ثبت کرده است.موضوع بعدی که در این بازار رخ می‌نماید بحث قیمت است. او آزادانه بدون حضور رقیب و کاملا در یک فضای امن و آرام تعیین قیمت می‌کند و در این عرصه نیز جولان می‌دهد. به طوری که حق طبیعی آن هم هست چون در اقتصاد وقتی تقاضا وجود دارد عرضه تعیین‌کننده است و در یک بستر انحصاری است که این موقعیت فراهم می‌شود. از سویی مدیریت هم دولتی است بنابراین حاشیه امنیت برقرار است چون اگر قرار است امر و نهی کنیم برای دیگران است یعنی بخش نحیف خصوصی نه برای خودی که باید با اقتدار حمایتش کرد.در این بین وقتی که موضوع سیاسی مثل شرایط تحریم پیش می‌آید از صنعتی که این همه حمایت شده و در پر قو نگهداری شده است، انتظار می‌رفت طی این سالیان دراز این قدر اهمیت می‌داشت که در چنین شرایط سختی بتواند همین خودروی مورد نقد و با کیفیت پایین را بسازد و تحویل دهد. حتما می‌بایست اندیشه‌ای می‌کردند که امروز دست‌شان در مقابل تحریم بالا باشد اما نه‌تنها کاری نکردند بلکه این وضعیت را دست‌آویزی برای رکود و افزایش قیمت‌های آنچنانی قرار دادند. دقیقا برخلاف آنچه انتظار می‌رفت.امروز خبرهایی به گوش می‌رسد که بسیار ناراحت‌کننده و دردآور است، زیرا انحصار را سخاوتمندانه هدیه کردیم، بستر ایجاد رقابت را در گلو خفه کردیم، در حوزه قیمت‌گذاری عنان اختیار را به متولیان امر تقدیم داشتیم، دو انتظار حداقلی داشتیم یکی در شرایط سخت همین وضعیت موجود حفظ شود و دست نیاز‌مان دراز نباشد و محدودیت ارزی‌مان در جای دیگری هزینه شود که نشد.و البته درد گران‌تری که بر دوش‌مان سنگینی می‌کند اخبار منتشره در خصوص مسدود شدن حساب‌های یکی از این شرکت‌های بزرگ و ممنوع‌الخروجی مدیرعامل دیگری است که در کنار این همه ناز و نعمت و سفره و خوان بر افراشته و تحمیل شده به جامعه و مشتریان، انتظار سلامت و شفافیت وجود داشت که عملکرد این افراد به افزایش بی‌اعتمادی در جامعه دامن زد. لذا سه عامل انحصار، تحریم و فضای غبارآلود در شفافیت در این بازار به عنوان عوامل تهدید‌کننده و تشویش‌آور ذهن مخاطبان را به خود مشغول ساخته است، در حوزه انحصار مسئله کیفیت و قیمت به عنوان عوامل تحمیلی و الزام‌آور نقش ایفا می‌نمایند و خریداران چاره‌ای به جز پذیرش و پرداخت هزینه آن را ندارند و در فضای محدود و بسته راه گریزی وجود ندارد.

     بنابراین صرفا در اندک زمانی که معبری در حوزه ورود خودرو باز می‌شود آن هم با تعرفه‌های گمرکی سنگین نیمچه نفسی در بازار آن هم برای متمولین شکل می‌گیرد. کما اینکه سازمان حمایت از مصرف‌کننده اعلام کرده که «فقط از طریق نمایند‌گی‌های مجاز و قیمت‌های اعلام شده پیش‌خرید نمایید»؛ نهایتا در این بازار آشفته سر و کله فرصت‌طلبان و کلاه‌برداران نیز پیدا می‌شود.دو عامل انحصار و تحریم زمینه و بستر فساد را چه در عرصه رسمی و غیررسمی به دنبال می‌آورد و از این رهگذر این مردم هستند که آسیب می‌بینند و تاوان عدم مدیریت صحیح در این صنعت و به تبع آن بازار ایجاد شده را می‌پردازند.