کالایاب
جهان
  • مبارزه با یکجانبه گرایی ؛ از خاورمیانه تا آمریکای لاتین

    تهران- ایرنا- اگرچه مقابله روسیه با سیاست های ایالات متحده آمریکا پس از جنگ سرد در دوره ای تضعیف شد اما مسکو در سال های اخیر در سه منطقه حیاتی شرق اروپا، خاورمیانه و آمریکایی لاتین در برابر سیاست های غیرقانونی کاخ سفید ایستادگی کرده است.

    به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، روابط ایالات متحده و روسیه (و پیش از آن اتحاد جماهیر شوروی) به بخش بزرگی از سیاست بین المللی در دوره پس از جنگ جهانی دوم شکل داده است. در بیشتر این دوره زمانی 70 ساله تقابل یا در کمترین مقیاس آن رقابت جدی مسکو و واشنگتن، نه تنها روابط این دو کشور بزرگ بلکه حتی ماهیت روابط دیگر کشورها و مناطق جهان را تبیین کرده است.
    اگرچه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا مدت ها قدرت و اثرگذاری سال های قبل خود را نداشت اما عضویت این کشور در شورای امنیت و داشتن حق وتو در کنار توانایی های هسته ای، مسکو را به عنوان وزنه ای مهم در عرصه بین المللی و بازیگری مهم در تحولات جهانی نگاه داشت.
    در دوره جنگ سرد اما واشنگتن به مسکو به عنوان یک مانع جدی برای اعمال سیاست های مورد نظر خود می نگریست و دستیابی به اهداف خود را سخت می دید زیرا یک رقیب قدرتمند در شرق وجود داشت که در مقابل این خواسته ها ایستادگی می کرد و مانع کاخ سفید می شد یا اینکه اقدامات واشنگتن را در گوشه دیگری از جهان تلافی می کرد.
    با فروپاشی شوروی (پایان جنگ سرد) ، روندهای یکجانبه یا تک روی های واشنگتن به شدت افزاش یافت. در این فرایند کاخ سفید مداخلات سیاسی و نظامی خود در کشورهای جهان به ویژه خاورمیانه را بیشتر کرد که راه اندازی چندین جنگ که برخی از آن ها بدون مشروعیت کافی بین المللی یا مجوزهای قانونی بود نمونه ای از این سیاست های یک جانبه گرایانه واشنگتن در دوره های اخیر بوده است.
    در دوره ریاست جمهوری «دونالد ترامپ» هم این خودمحوری در عرصه تحولات بین المللی به شکلی دیگر شدت بیشتری یافت. ترامپ رویکردهای سیاسی خود را بر مبنای چهار پایه حفاظت از کشور و مردم، افزایش رفاه شهروندان، پیشبرد صلح از طریق اعمال قدرت و افزایش نفوذ آمریکا در جهان بنا نهاده است. ترامپ با محور قراردادن منافع ملی، گسترش موقعیت جهانی واشنگتن به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی را دنبال می کند. اگرچه وی مدعی است که به دنبال درگیر کردن واشنگتن در درگیری نظامی دیگری نیست اما در این مسیر ممکن است حتی اقدامات تهاجمی و نظامی را نیز در دستور کار کاخ سفید قرار دهد.
    روسیه هم در راهبرد امنیت ملی خود کـه در سـال 2009 منتشـر کرد مهمترین تهدید امنیت ملی برای مسکو تا سال 2020 را یکجانبه گرایی واشنگتن ارزیابی کرد و به همین منظور راهکارهایی را در قالب همکاری با آمریکا یا دیگر کشوهای قدرتمند از جمله چین در پیش گرفته است.

    **مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا در سه منطقه حیاتی
    در دوره پس از فروپاشی شوروی به تدریج روسیه از مدار رقابت با آمریکا کناره گیری کرد و به همکاری روی آورد. مسکو حتی پس از وقوع حملات 11 سپتامبر 2001 مجموعه همکاری هایی را در قالب های امنیتی و سیاسی با واشنگتن در پیش گرفت. در این دوره روسیه همکاری نظامی و اطلاعاتی مهمی را جهت مبارزه با تروریسم در آسیای مرکزی در کنار واشنگتن انجام داد اما این حسن نیت مسکو پس از مدتی با عهدشکنی آمریکا روبرو شد.
    به تدریج در دوره «جورج بوش» و سپس «باراک اوباما» اجرای سیاست های کاخ سفید چالش هایی را برای مسکو ایجاد کرد. گسترش ناتو به سمت شرق و نزدیک شدن آمریکا به مرزهای روسیه در کنار وقوع برخی انقلاب های رنگی در کشورهای متحد روسیه نخستین نشانه ها از روند تهاجمی غرب نسبت به روسیه بود.
    اعضای ناتو به رهبری کاخ سفید در چند سال اخیر با اتخاذ سیاست گسترش به شرق، اهدافی را دنبال کردند که تهدیدی جدی برای روسیه به شمار رفته است. در سال 2004 کشورهای بلغارستان، استونی، لتونی، لیتوانی، رومانی، اسلواکی و اسلوونی به عضویت ناتو در آمدند؛ سپس آلبانی و کرواسی در سال 2009 و مونته ‌نگرو در سال 2017 به این سازمان امنیتی پیوستند. با این اقدامات در واقع ناتو از خط قرمزهای روسیه عبور کرد زیرا برخی از این کشورها در دوره ای بخشی از خاک اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می دادند. اکنون بوسنی و هرزگوین، مقدونیه، گرجستان و اوکراین هم از جمله دیگر کشورهایی هستند که برای عضویت در ناتو ابراز تمایل کرده اند. شاید به همین دلیل باشد که «ولادیمیر» پوتین رئیس جمهوری روسیه ناتو را یک سازمان «تهاجمی در حال توسعه» خوانده است که به سمت مرزهای کشورش در حال حرکت است.
    البته دوره پس از سال های ابتدایی قرن 21 روسیه رشد اقتصادی مناسبی را تحت رهبری پوتین تجربه کرد و همین موضوع بر توان بازیگری مسکو در عرصه های مختلف افزود. در واکنش به تهاجم آرام اما گسترده ناتو به شرق، مسکو نیز همانند رقبای غربی و آمریکایی خود سیاست تهاجمی را در پیش گرفت. به اعتقاد تحلیلگران ماجرای حمله به گرجستان در سال 2008 و سپس موضوع اوکراین در سال 2014 و الحاق بخش کریمه به خاک روسیه از جمله واکنش هایی بودند که مسکو در قبال گسترش ناتو به سمت شرق و نزدیکی به مرزهای روسیه انجام داد.
    تحول دیگری که نشان از مبارزه مسکو در برابر سیاست های یکجانبه گرایانه واشنگتن داشت در خاورمیانه و سوریه رخ داد. حوادث در این کشور خاورمیانه ای که در سواحل دریای مدیترانه واقع است به گونه ای بود که تا سال 2013 به نظر می رسید ایالات متحده و متحدان نزدیک آن در حال کسب پیروزی کامل بر دمشق و سیطره کامل بر منطقه باشند زیرا سیاست های تهاجمی ایالات متحده در این کشور از سوی برخی گروه ها و کشورها به نیابت از واشنگتن به اجرا در می آمد. اولین گام برای همراهی و نجات دمشق با حضور ایران در محور مقاومت صورت گرفت.
    با این حال پیروزی ها هنگامی مسجل و چشمگیرتر شد که روسیه در سال 2015 به صورت رسمی وارد عرصه میدانی جنگ سوریه شد و انواع پشتیبانی های اطلاعاتی، لجستیک، نظامی و سیاسی را از دولت قانونی «بشار اسد» به عمل آورد تا اینکه پس از چهار سال تقریبا دولت سوریه و متحدان آن بر تروریست ها و گروه های وابسته به کشورهای خارجی پیروز شدند و متجاوزان، کاخ سفید و شرکای آن در عمل شکست سختی را متحمل شدند.
    آخرین عرصه از حضور و قدرت نمایی مسکو در برابر کاخ سفید در آمریکای لاتین رخ داده است. در چند سال اخیر ونزوئلا درگیر تنش های اقتصادی بود که با بحران هایی در سیاست داخلی این کشور همراه شد. این چالش در چند ماه اخیر به علت اقدامات رئیس مجلس ملی این کشور وارد فاز تازه ای شد. «خوان گوایدو» خود را رئیس جمهوری این کشور معرفی کرد و در عمل دولت قانونی کاراکاس را به چالش کشید. اقدام گوایدو با حمایت کامل مادی و معنوی ایالات متحده و برخی کشورهای غربی همراه شد که تا به امروز هم ادامه یافته است.
    با متزلزل شدن جایگاه «نیکلاس مادورو» در عرصه بین المللی این روسیه بود که با حمایت سیاسی و حتی ارسال نیروهای نظامی اندک و فرستادن چند بمب افکن خود در واقع به آمریکا پیامی روشن را فرستاد. پیام روسیه آن بود که مسکو برای حمایت از متحد خود در مقابل سیاست های یکجانبه و تجاوزکارانه کاخ سفید حتی در آمریکای لاتین وارد عمل خواهد شد.
    اگرچه محرک اصلی مسکو حفظ منافع اقتصادی، نفتی و سرمایه گذاری های چند ده میلیارد دلاری در این کشور بود؛ اما نتیجه این اقدام روسیه تحکیم جایگاه دولت مادورو و شکست چند توطئه داخلی و نافرجام ماندن کودتای نظامی بود. حتی اکنون درخواست گوایدو از واشنگتن برای اقدام نظامی علیه دولت مادورو نیز با ایستادگی و واکنش صریح مسکو روبرو شده است و در عمل سیاست های یکجانبه کاخ سفید در آمریکای لاتین به عنوان حیاط خلوت آمریکا هم شکست سختی را متحمل شد.