شاخص بورس چیست؟

شاخص کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن می‌باشد و وسیله ای برای اندازه گیری و مقایسه پدیده‌هایی است که دارای ماهیت و خاصیت مشخصی هستند که بر مبنای آن می توان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی نمود .
محاسبه شاخص برای هر شرکت صنعت یا گروه یا دسته امکان پذیر است و می‌توان آن را محاسبه نمود . برای محاسبه شاخص یک سال را به عنوان سال مبنا یا پایه فرض کرده و پس از تقسیم ارزش جاری بر ارزش مبنا ( ارزش سال پایه ) آن را در عدد 100 ضرب می کنیم . عدد بدست آمده شاخص آن گروه یا دسته مورد نظر را به ما نشان می‌دهد . در هر بازار بورس اوراق بهاداری می توان بنا بر احتیاج و کارایی شاخصهای زیادی را تعریف و محاسبه نمود. در تمام بورس‌های دنیا نیز شاخص های زیادی برای گروهها و شرکتهای مختلف محاسبه می‌شود.

در زیر به برخی از شاخص‌های بورس اشاره شده است:

شاخص صنعت:
این شاخص عملکرد شرکت‌های صنعتی بورس را نشان می‌دهد.مفاهیم این بازار کمک می‌کند. با یکی از این کلیدها آشنا شوید:

شاخص واسطه‌گری‌های مالی:
این شاخص عملکرد شرکت‌های واسطه‌گری مالی شامل هلدینگ‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و لیزینگ‌ها را نشان می‌دهد.

شاخص قیمت و بازده نقدی:
این شاخص را در سال‌های اخیر روزنامه همشهری با نام شاخص بازده بازار سهام به سهامداران شناسانده است.
شاخص قیمت و بازده نقدی را می‌توان یکی از دقیق‌ترین شاخص‌های محاسبه در بورس تهران به حساب آورد زیرا هر دو مولفه تقسیم سود در شرکت‌ها و بازده سهام بر اثر افزایش قیمت سهام شرکت‌ها در آ‌ن مدنظر قرار گرفته است.

شاخص عملکرد تالار اصلی:
این شاخص فقط روند حرکت قیمت سهام شرکت‌های درج شده در تابلوی اصلی بورس تهران را طبق ضوابط محاسبه شاخص کل نشان می‌دهد.

شاخص کل قیمت سهام:
این شاخص بیانگر روند عمومی قیمت سهام همه شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار است.
طبق فرمول طراحی شده تغییر قیمت شرکت‌های بزرگتر که در عین حال سرمایه‌ بیشتری نیز دارند بر نوسان شاخص تاثیر بیشتری می‌گذارد.

شاخص عملکرد تالار فرعی:
این شاخص فقط روند حرکت قیمت سهام شرکت‌های درج شده در تابلوی فرعی بورس تهران را طبق ضوابط محاسبه شاخص کل نشان می‌دهد.

نماد بورس چیست؟

نماد یک شرکت عبارت است از حرف اول که نشان دهنده صنعتی است که آن شرکت در آن قرار دارد و خلاصه‌ای از نام شرکت در ادامه.
به عنوان مثال تمام شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران که در گروه بانک‌ها، موسسات اعتباری و سایر نهادهای پولی فعالیت می‌کنند نمادشان با "و" شروع می‌شود. در ذیل توضیحاتی همراه با مثال درباره این طبقه‌بندی و حروف اختصاری آمده است:

- گروه بانک‌ها، موسسات اعتباری و سایر نهادهای پولی (شرکت‌های که خدمات متنوع بانکی، افتتاح حساب جاری ارائه می‌دهند در این گروه قرار می‌گیرند): حرف اختصاری این گروه "و" است. مانند: وسینا (بانک سینا)، ونوین (بانک اقتصاد نوین)، وکار (بانک کارآفرین) و ...
- گروه شرکت‌های سیمانی، آهک و گچ: حرف اختصاری این گروه بسته به اینکه زمینه فعالیت آنها سیمان باشد یا تولید گچ متفاوت خواهد بود. آن دسته از شرکت‌ها که زمینه فعالیت آنها تولید سیمان است، حرف اختصاری آنها "س" است. مانند: سفارس (سیمان فارس و خوزستان)، سشرق (سیمان شرق)، ستران (سیمان تهران)، سخاش (سیمان خاش) و ...
دسته دیگر که در زمینه تولید انواع گچ فعالیت می‌کنند، حرف اختصاری آنها "ک" است. مانند: کایگچ (ایران گچ) و کگچت (گچ تهران).
- گروه فلزات اساسی: حرف اختصاری این گروه "ف" است. به استثنای دو شرکت سرمایه‌گذاری گروه صنعتی سدید و سرمایه‌گذاری توکا فولاد که این دو شرکت که در تقسیم‌بندی جدید از گروه واسطه گری مالی (در تقسیم‌بندی جدید این گروه وجود ندارد) به فلزات اساسی انتقال پیدا کرده‌اند، حرف اختصاری آنها "و" است.
مانند: فاراک (ماشین‌سازی اراک)، فوکا (فولاد کاویان)، فسرب (ملی سرب و روی) و ...وتوکا (سرمایه‌گذاری توکا فولاد) زمینه فعالیت این شرکت سرمایه گذاری توکا فولادک تولید فولاد،ماشین آلات و تجهیزات است و وسدید (سرمایه‌گذاری گروه صنعتی سدید ) که در زمینه طراحی، مهندسی، ساخت تجهیزات و ماشین‌‌آلات، لوله‌های فولادی درز جوش مستقیم و اسپیرال، پیمانکار پروژه‌های نفت و گاز و پتروشیمی و شبکه‌های آب و فاضلاب و ساخت نیروگاه‌های بادی فعالیت می‌کند.
- گروه شرکت‌های قند و شکر: حرف اختصاری این گروه "ق" است. مانند: قپارس (قند پارس)، قزوین (کارخانجات قند قزوین) و ...

بازار سرمایه چیست؟ و انواع آن کدامند؟

بازار سرمایه یکی از ارکان مهم اقتصاد در جامعه است که از آن به عنوان دماسنج اقتصاد یاد می شود. برای اینکه شما را بیشتر با این بازار آشنا کنیم شماری از اصطلاحات رایج در بورس را برای شما گردآوری کرده‌ایم.

بازار پول (money market):
در این بازار ارتباط بین سرمایه گذار و سرمایه پذیر کمتر از یک سال است و سرمایه پذیر ملزم است که وجوه سرمایه گذار پیش از گذشت یک سال برگشت دهد.

بازار سرمایه (capital market):
در این بازار ارتباط میان سرمایه گذار و سرمایه پذیر بیش از یک سال است و بر عکس بازار پول، سرمایه پذیر ملزم به عودت وجوه نیست.

در معمول ترین تقسیم بندی، بازار سرمایه به دو بازار اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود:

بازار اولیه (primary market):
بازاری است که در هنگام انتشار اوراق قرضه یا سهام شرکت ها به وجود می آید. بانک های سرمایه گذار خالق و به وجود آورنده بازارهای اولیه محسوب می شوند و اوراق بهادار را پیش از انتشار قیمت گذاری می کنند و سپس می فروشند.

بازار ثانویه (secondary market):
بازار ثانویه محل داد و ستد اوراق منتشر شده در بازار اولیه است. حجم معاملات در این بازار، نسبت به بازارهای اولیه بسیار بیشتر است. در این بازار تغییرات قیمت ها شکل می گیرد و اوراق بهادار، بارها و بارها در آن داد و ستد می شود. بورس اوراقی بهادار تهران به عنوان بازار ثانویه عمل می کند و سهام و اوراق مشارکت در این بازار خرید و فروش می شود.در این بازار عرضه اولیه شرکت ها هم صورت می گیرد، بنابراین مکانیسم یک بازار اولیه را نیز دارد.


بازار خارج از بورس (over the counter market) (otc):
در این بازار که خارج از سیستم بورس است، سهام شرکت های شناخته شده و اوراق قرضه خرید و فروش می شود. در واقع گروهی از موسسات سرمایه گذاری، مانند بانک های سرمایه گذاری، پدید آورنده چنین بازارهایی هستند.


بازارهای سرمایه بر اساس نوع شی مورد معامله نیز تقسیم بندی می شوند:

بورس اوراق بهادار:
در این بازار، انواع اوراق بهادار معامله می شوند. نمونه این بازار، بورس اوراق بهادار تهران (TSE)، بورس اوراق بهادار تورنتو (TSE) و بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) است.


بورس فلزات:
در این بازار انواع فلزات شناخته شده با مشخصات معین و با ابزارهای متنوع مالی معامله می شوند. بورس فلزات تهران در نیمه دوم سال 1382 افتتاح شد. معروفترین بازار فلزات دنیا، بورس فلزات لندن(LME) است که فلزاتی چون آهن، آلومینیوم و روی در آن داد و ستد می شود.


بورس کالای کشاورزی:
در این بازار انواع محصولات کشاورزی، با ابزارهای جدید مالی، داد و ستد می شود. این بازار از قدیمی‌ترین بورس های دنیا محسوب می شود. بورس شیکاگو (CBOT) را می توان شاخص ترین نمونه این بازار عنوان کرد.

شاخص کل بیانگر چیست؟

حتما شما هم تاکنون، بارها و بارها، در صدا و سیما و سایر رسانه‌ها، شنیده‌اید که مثلا شاخص بورس امروز با 50 واحد رشد، به عدد 32 هزار واحد رسید. همچنین گاهی اوقات رسانه‌ها از کاهش شاخص بورس خبر می‌دهند.

شاخص چیست؟
شاخص، در مفهوم کلی، معیاری است که براساس آن می‌توان چیـزی را تشخیص داد. در بورس هم شاخص‌ها، در واقع معیارهای مهمی هستند که با بررسی و تحلیل آنها، می‌توان وضعیت گذشته و حال بورس را از جنبه‌های مختلف، ارزیابی و حتی روند آینده بورس را پیش‌بینی کرد، بنابراین، طبیعتا باتوجه به نقش بسیار مهمی که شاخص‌های بورس، در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران ایفا می‌کنند، نوسانات شاخص‌ها نیز برای سرمایه‌گذاران بسیار حائز اهمیت است. شاخص‌ها بورس، انواع مختلفی دارند که هر کدام، وضعیت بورس را از جنبه‌ خاصی نشان می‌دهد، بنابراین سرمایه‌گذاران در تحلیل شاخص‌های بورس باید به کارکرد هر شاخص توجه کافی داشته باشند. در ادامه، مهمترین شاخص‌های بورس را به شما معرفی می‌کنیم.

شاخص کل
شاخص کـل که به آن شاخص قیمت و بازده نقدی هم می‌گویند، بیانگر سطح عمومی قیمت و سود سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس است، به بیان ساده‌تر، “تغییرات شاخص کل در واقع بیانگر میانگین بازدهی سرمایه‌گذاران در بورس است”.
لازم است در این خصوص مقداری توضیح دهیم. بازدهی سرمایه‌گذاران در بورس از دو طریق بدست می‌آید. اول دریافت سود نقدی سالیانه و دوم، تغییر قیمت سهم در طول دوره سرمایه‌گذاری. برای مثال، فردی را درنظر بگیرید که سهام شرکت الف را در ابتدای سال، با قیمت 150 تومان خریداری می‌کند. اگر قیمت سهام این فرد در پایان سال، به 180 تومان افزایش یابد و شرکت، در پایان سال نیز 15 تومان به عنوان سود نقدی، به ازای هر سهم توزیـع کند، این فرد مجموعا 45 تومان سود از محل افزایش قیمت سهم و دریافت سود نقدی بدست آورده است و بنابراین، بازدهی وی در پایان سال، 30 درصد خواهد بود، زیرا سرمایه وی از 150 تومان به 195 تومان افزایش یافته است.
تغییرات شاخص کل نیز دقیقا بیانگر میانگین بازدهی بورس است، بنابراین، اگر به عنوان مثال، شاخص کل بورس در ابتدای سال، 20 هزار واحد باشد و در پایان سال، با 10 هزار واحد افزایش، به 30 هزار واحد برسد، به این معناست که میانگین بازدهی بورس از محل افزایش قیمت سهام شرکت‌ها و تقسیم سود نقدی بین سرمایه‌گذاران در آن سال، 50 درصد بوده است:

(میزان رشد شاخص در طول سال) 10000 = 50 % × 20000

دو نکته قابل توجه درخصوص شاخص کل می‌بایست مدنظر سرمایه‌گذاران باشد:
نکتـه اول اینکه افزایش شاخص کل، لزومـا به معنای سودآوری سهام همه شرکت‌های حاضر در بورس نیست، همانطور که کاهش شاخص کل نیز لزوما به معنای ضرردهی سهام همه شرکت‌ها در بورس نیست، زیرا همانگونه که گفته شد، شاخص کل، بیانگر میانگین بازدهی بورس است و چه بسا، در برخـی موارد، علیرغم رشد قابل توجه شاخص کل بورس، برخی سهام با افت قیمت مواجه شده و سهامداران خود را با زیان مواجه سازنـد و یا در شرایطی که شاخص کل با کاهش مواجه است، برخی سرمایه‌گذاران که سهام ارزنده‌ای را در سبد سهام خود دارند، سود قابل قبولی بدست می‌آورند. بنابراین، سرمایه‌گذاران نباید صرفا با اتکا به اخبار رشد شاخص کل و بدون بررسی کامل درخصوص ارزش ذاتی سهام، اقدام به سرمایه‌گذاری در بورس کنند و حتی در شرایط رشد مستمر شاخص‌ کل نیز در انتخاب سهام، کاملا دقت نمایند.

نکته دوم ارتباط بیـن شاخص کل و سبد سهام است. حتما به خاطر دارید که یکی از اصول بسیار مهم سرمایه‌گذاری در بورس، تشکیل سبد سهام متنـوع است. هر اندازه سبد سهام یک سرمایه‌گذار، متنوع‌تر و به ترکیب سهام شرکت‌های موجود در بورس نزدیک‌تر باشد، بازدهی آن سرمایه‌گذار نیز به متوسط بازدهی کل بورس که توسط شاخص کل نشان داده می‌شود، نزدیک‌تر خواهد بود، تا آنجا که اگر فردی بتواند ترکیب سهام موجود در سبد سهـام خود را بطور کامل، منطبق بر ترکیب تمامی سهام حاضر در بورس نمایـد، بازدهی وی نیز بطور کامل منطبق بر نوسانات شاخص کل بورس خواهد بود و مثلا با رشد 30 درصدی شاخص، وی نیـز حدودا 30 درصد سـود بدست خواهد آورد.

تالار اصلی و فرعی بورس چیست؟

از شهریور 1381 به این سو بورس تهران در تلاش برای ایجاد تفکیک بین شرکت‌های نقد شونده و غیر نقد شونده بورس و در نهایت ایجاد نوعی رقابت بین مدیران شرکت‌ها تابلوی قیمت‌ها در بورس تهران را به سه تابلوی اول، دوم و فرعی تقسیم کرد. بر مبنای این تقسیم بندی تابلوی اول و دوم در تالار اصلی و تابلوی فرعی در تالار فرعی تعریف شده‌اند. نحوه معامله و در کل قوانین داد و ستد در هیچ یک از این تالار‌ها عملا تفاوتی با هم ندارد.

توقف و بازگشایی نماد چیست؟

پس از خروج از وضعیت خاص و بازگشایی نماد شرکت داد و ستد سهام شرکت از سر گرفته می‌شود.

توقف نماد
در موارد زیر منحصراً بورس پس از دریافت نامه یا پیام الکترونیکی اداره ناشران بورسی سازمان، نسبت به توقف نماد اقدام می‌کند:

الف: قبل از برگزاری کلیه مجامع عمومی صاحبان سهام شرکت‌ها و قبل از برگزاری جلسه هیئت مدیره‌ای که طی آن قرار است در خصوص اختیارات تفویض‌شده توسط مجمع عمومی فوق‌العاده برای افزایش سرمایه تصمیم‌گیری شود.
تمام توقف‌های موضوع این بند 2 روز قبل از برگزاری مجمع صورت می‌پذیرد، بجز برگزاری جلسات مجمع عادی بطور فوق ‌العاده‌ای که تاثیر مستقیم مالی بر شرکت ندارد، از قبیل انتخاب مدیران، بازرس، حسابرس که نماد شرکت باید از یک روز قبل باید متوقف شود.
ب: سه روز قبل از سررسید پرداخت سود علی‌الحساب و سررسیدهای اوراق مشارکت بورس
در موارد فوق پس از دریافت نامه یا پیام اداره ناشران بورسی، سازمان قبل از توقف نماد، زمان و دلیل توقف نماد را از طریق پیام الکترونیکی سامانه معاملات و سایت اینترنتی به اطلاع فعالان بازار می‌رساند.
بلافاصله پس از دریافت نامه یا پیام الکترونیکی اداره نظارت بر ناشران بورسی سازمان در خصوص اطلاع از رویدادهای با اهمیت در شرکت، در صورتی‌که معاملات مظنون به استفاده از اطلاعات نهانی یا دستکاری قیمت یا وجود اخبار بااهمیت در بازار سهم باشد، مدیرعامل بورس و یا سازمان می‌توانند دستور توقف نماد را صادر کند .
در این حالت سازمان بورس بلافاصله پس از دریافت دستور نسبت به توقف نماد اقدام و موارد را تا رفع توقف نماد پیگیری می کند.

در موارد زیر بورس رأساً نسبت به توقف نماد اقدام می‌کند:

1- تغییر در طبقه‌بندی تابلو یا صنعت

2- توقف نماد حق تقدم پس از اتمام مهلت قانونی پذیره‌نویسی

3- وجود اشکالات فنی

4- توقف نماد حق تقدم پس از فروش تمام حق تقدم‌های استفاده نشده و پاره سهام ناشی از افزایش سرمایه
همچنین سازمان بورس جهت پیگیری موارد مشکوک در بازار می‌تواند نماد یک شرکت را حداکثر به مدت 30 دقیقه متوقف کند و موضوع را از مراجع ذی‌ربط استعلام کند. بدیهی است ادامه توقف نماد منوط به نظر مدیرعامل بورس خواهد بود.

بازگشایی نمادها
در صورتی که نمادها با نامه یا پیام الکترونیکی اداره نظارت بر ناشران بورسی سازمان متوقف شود، بازگشایی نماد پس از انتشار اطلاعات جدید توسط اداره ناشران بورسی سازمان و ارسال نامه یا پیام الکترونیکی به بورس صورت خواهد پذیرفت. این گشایش حداکثر یک روز پس از دریافت پیام یا نامه اداره مذکور انجام خواهد شد.
1- بازگشایی نمادهایی که به علت مظنون بودن به استفاده از اطلاعات نهانی، دستکاری بازار یا وجود اخبار بااهمیت در بازار متوقف شده است، با دستور مقام متوقف‌کننده حداکثر ظرف 3 روز کاری پس از زمان توقف بازگشایی خواهد شد.
2- بازگشایی نمادهایی که جهت تغییر طبقه‌بندی متوقف‌ شده‌اند حداکثر 2 روز پس از توقف نماد صورت می‌گیرد.
بازگشایی کلیه نمادها با پیغام بورس بر روی سامانه معاملاتی و سایت اینترنتی بورس حداقل 15 دقیقه قبل از بازگشایی صورت می‌پذیرد.

کارگزار بورس کیست و وظایفش چیست؟

"کارگزار" موسسه‌ یا شرکتی است که با مجوز سازمان بورس به نمایندگی از طرف اشخاص و یا به حساب خود حسب مورد و براساس قوانین و مقررات مربوط، به دادوستد اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس و سایر خدمات کارگزاری می‌پردازد.

کارگزاری از طریق واحدی که "شعبه" نام دارد به ارائه خدمات به سرمایه‌گذاران می‌پردازد. این شعبه در شهری واقع شده است که سازمان بورس در آن شهر تالار دارد. تالارهای اختصاصی "کارگزار" نیز شعبه تلقی می‌شود. چنانچه کارگزاری از طریق واحد خود در شهری که سازمان بورس در آن شهر تالار ندارد به ارائة خدمات به سرمایه‌گذاران ب‌پردازد این واحد کارگزاری نمایندگی به حساب می‌آید. تالارهای اختصاصی "کارگزار" که در آنها معامله انجام نمی‌شود، و  سفارش‌های دریافتی از آن‌ شهر برای "شعبه" ارسال می‌شود، نیز "نمایندگی" تلقی می‌شود.
برای فعالیت، هر کارگزار باید مبلغی به عنوان عضو به سازمان بورس پرداخت کند که به عنوان حق عضویت از آن یاد می‌شود. میزان حق‌عضویت در ابتدای هر سال توسط هیئت‌مدیره سازمان بورس تعیین می‌شود. کارگزارن بورس باید برای دریافت خدمات و تسهیلات از سازمان بورس برای انجام معاملات اوراق بهادار به سازمان کارمزد پرداخت کنند که در واقع این کارمزد هزینه استقاده از تسهیلات و خدمات نامیده می‌شود.

شاخص بورس چگونه محاسبه می شود؟

این شاخص در 11ماه نخست امسال بیش از 100درصد رشد کرد. پرسش اینجاست که آیا فعالان بورس درست استدلال می‌کنند؟ شاخص کل بورس تهران فراز و نشیب‌های زیادی را پشت‌سر گذاشته است. در گذشته شاخص کل بورس تهران از میانگین قیمت سهام شرکت‌های بورس به دست می‌آمد و به همین دلیل تا قبل از آذر ماه سال87 به شاخص کل بورس تهران شاخص قیمت هم گفته می‌شد اما از آذر ماه سال87 تاکنون مولفه سود نقدی شرکت‌ها در شاخص بورس محاسبه می‌شود. در واقع شاخص بورس تهران حاصل جمع افزایش قیمت سهام و سود نقدی شرکت‌های بورس است، به همین دلیل است که به آن شاخص قیمت و سود نقدی هم می‌گویند. موضوع این است که روش محاسبه شاخص بر مبنای چنین فرمولی میزان شتاب و سرعت رشد شاخص را بیشتر نشان می‌دهد. برخی فعالان بازار سرمایه معتقدند که مدل جدید شاخص که به‌عنوان شاخص کل بورس از اواخر سال87 طراحی و مورد محاسبه قرارگرفته، بیانگر واقعیت بازار نبوده و از سقوط پی‌در‌پی شاخص جلوگیری می‌کند.
بورس اوراق بهادار تهران از فروردین ماه 1369 اقدام به محاسبه و انتشار شاخص قیمت برمبنای عدد پایه 100 و با نام تپیکس (TEPIX) کرد که این شاخص، نماگر تغییرات قیمت کل بازار بوده و به صورت میانگین وزنی محاسبه می‌شد.
این شاخص در آن زمان 52 شرکت را دربرمی‌گرفت و درصورتی‌ که نماد شرکتی بسته بود یا برای مدتی معامله نمی‌شد، قیمت آخرین معامله آن در شاخص لحاظ می‌شد و تعداد سهام منتشره شرکت‌ها، معیار وزن‌دهی در این شاخص بود که این امر منجر به تأثیر بیشتر شرکت‌های بزرگ در شاخص می‌شد.
در این میان شاخص قیمت و بازده نقدی یا همان شاخص بازده کل با نماد TEDPIX از فروردین1377 در بورس تهران محاسبه و منتشر شده است. تغییرات این شاخص نشانگر بازده کل بورس است و از تغییرات قیمت و بازده نقدی پرداختی متأثر می‌شود. این شاخص تمامی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس را در بردارد و شیوه وزن‌دهی و محاسبه آن همانند شاخص کل قیمت (TEPIX) است و تنها تفاوت میان آن در شیوه تعدیل آنهاست، به‌طوری که شاخص قیمت و بازده نقدی علاوه بر موارد تعدیل شاخص قیمت، درصورت پرداخت سود نقدی نیز تعدیل می‌شود. علاوه بر این شاخص بازده (سود) نقدی که با نماد TEDIX منتشر می‌شود، بیانگر سطح عمومی بازده نقدی پرداختی شرکت‌هاست و مقدار آن از تقسیم پایه شاخص کل قیمت (TEPIX) بر پایه شاخص بورس (قیمت و بازده نقدی)(TEDPIX)، به دست می‌آید.

چرا محاسبه شاخص کل بورس تغییر کرد؟
شاخص کل قیمت، شاخص قیمت و بازده نقدی، شاخص بازده نقدی، شاخص صنعت، شاخص 50 شرکت فعال‌تر شاخص تالار اصلی و فرعی از شاخص‌هایی بودند که در بورس اوراق بهادار تهران مورد محاسبه قرار می‌گرفتند ولی در راستای اجرای بند 3 مصوبه شورای بورس و اوراق بهادار در تاریخ هشتم مرداد86، مقرراتی برای تغییر در محاسبه شاخص بورس به پیشنهاد هیأت مدیره سازمان بورس ارائه شد و در تاریخ 30 اردیبهشت 1387 در 10 ماده و 3 تبصره دستورالعمل نحوه تغییر شاخص‌های بورس یا تعریف شاخص‌های جدید تصویب شد.
بر اساس این مصوبه بود که شورای بورس اقدام به انتشار مقررات اجرایی نحوه تغییر در شاخص‌های بورس یا تعریف شاخص‌های جدید در بازار سهام کرد و همزمان با راه‌اندازی نرم‌افزار جدید معاملات موسوم به جم در روز 16 آذرماه، شاخص قیمت و دیگر شاخص‌های بورسی تغییراتی نسبت به گذشته پیدا کردند، به‌طوری که شاخص بازده نقدی و قیمت از سال87 به‌عنوان شاخص کل در بورس معرفی شد و در حال حاضر به جای شاخص قیمت، شاخص کل بورس به همراه شاخص صنعت، شاخص بازار اول، شاخص بازار دوم و شاخص آزاد شناور و شاخص 30 شرکت بزرگ در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه می‌شود.
شاخص قیمت که به‌عنوان شاخص قدیم بورس مطرح است در گذشته بر اساس تغییرات قیمت سهام بازار محاسبه می‌شد، به‌طوری که تغییرات تمام شرکت‌های بورسی در این شاخص لحاظ می‌شد اما در محاسبه فعلی شاخص قیمت از قیمت تعدیل شده استفاده می‌شود، به‌طوری که قیمت سهم پس از تقسیم سود نقدی کاهش پیدا می‌کند که در محاسبه جدید، پایه شاخص به اندازه سود تقسیم شده، تعدیل می‌شود تا تاثیری بر شاخص نگذارد. لذا شاخص قیمت تنها بر اساس تغییرات قیمت محاسبه می‌شد ولی شاخص سود نقدی اثر تقسیم سود را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.
به‌عنوان مثال، در محاسبه جدید شاخص درصورتی که قیمت سهام یک شرکت بورسی قبل از برگزاری مجمع عمومی عادی سالانه یک‌هزار و 200 ریال باشد و این شرکت 200 ریال سود در مجمع تقسیم کند، در روز گشایش نماد تغییرات قیمت نسبت به مبلغ یک هزار ریال انجام می‌شود تا تاثیری در شاخص به وجود نیاید.
اما درگذشته نحوه محاسبه شاخص به گونه دیگری بود، به‌طوری که اگر سهام یک شرکت بورسی یک‌هزار و 200ریال بود و در مجمع 200ریال سود تقسیم می‌کرد، نماد با قیمت1100 ریال باز می‌شد که این امر شاخص را منفی می‌کرد. بنابراین در محاسبه جدید، تغییرات شاخص نسبت به مرز یک هزار ریال برای شرکت مذکور انجام می‌شود تا تاثیری در شاخص ایجاد نشود.

اشکالات شاخص فعلی بورس
به این ترتیب با تغییرات ایجاد شده در محاسبه شاخص بورس تهران، در شاخص فعلی، قیمت سهام یک شرکت قبل از مجمع منهای سود تقسیمی این شرکت محاسبه می‌شود که عمده‌ترین اشکال محاسبه آن در این است که امکان مقایسه شاخص با گذشته از بین رفته و نمی‌توان بر مبنای اعداد سال گذشته به یک نتیجه منطقی در مورد روند حرکت شاخص در سال‌جاری رسید.
علاوه بر این سود نقدی شرکت‌ها در زمان بازگشایی نماد سهام آنان پس از مجمع از مخرج کسر محاسبه بازدهی کسر می‌شود که سبب رشد در محاسبه شاخص می‌شود و دلیل این موضوع نیز تلاش برای جلوگیری از نزول شاخص در دوران نزول است. عدم تطابق حرکت شاخص با حرکت قیمت‌ها، سردرگمی سهامداران و کاهش اعتماد به شاخص از جمله انتقادات وارده به شاخص جدید است که این مسائل موجب شده کارکرد شاخص به‌عنوان نماگر رویه کلی بازار در پرده ابهام قرار گیرد. بر این اساس است که برخی از فعالان بازار سرمایه نسبت به نحوه محاسبه شاخص، افزایش و مقایسه آن اعتراض داشته و معتقدند که شاخص‌های قدیمی نیز باید در نرم‌افزار جدید معاملاتی بورس تعریف و برای عموم نمایش داده شوند. با واقعی‌کردن شاخص و پذیرش اشتباهات شاخص می‌توان بازار را از فشار زیاد رهانید و سرمایه‌گذاران را از نگرانی بیرون آورد.

آیا رشد شاخص ارتباطی به تغییر فرمول دارد؟
رشد شاخص بورس به تبع تغییر فرمول محاسبه، از بازده قیمت به بازده نقدی و قیمت، فارغ از منطق تغییر شاخص این سؤال را مطرح می‌کند که آیا این تغییر اساسا درست و منطقی بوده یا نه و آیا رشد اخیر شاخص بورس ارتباطی به تغییر فرمول محاسبه آن دارد؟
در این میان یکی از کارگزاران بورس نحوه محاسبه شاخص کل بورس را مورد توجه قرار داد و گفت: یکی از اشکالات محاسبه شاخص کل بورس این است که اگر 5درصد سهام شرکت در بورس پذیرفته شده باشد، کل شرکت در محاسبه شاخص لحاظ می‌شود. لذا باید شاخصی مورد محاسبه قرار گیرد که بیان‌کننده وضعیت بازار باشد. وی با بیان اینکه شاخص کل بورس با شاخص قیمت و بازده نقدی پیوند زده شده است، ادامه داد: در محاسبه شاخص قدیم زمانی که شرکت‌ها سود تقسیم می‌کردند، شاخص کاهش پیدا می‌کرد ولی شاخص جدید طوری محاسبه می‌شود که با تقسیم سود شاخص افزایش می‌یابد، به‌طوری که در حال حاضر نیمی از بازدهی بورس از ابتدای سال تاکنون به‌دلیل برگزاری مجامع و تقسیم سود نقدی است.

شاخص فعلی واقعی‌تر از شاخص قبلی است
در این میان مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار نظر دیگری دارد و معتقد است که شاخص کلی که در حال حاضر در بورس تهران محاسبه می‌شود واقعی‌تر از شاخص قبلی است. دکتر حسن قالیباف‌اصل در پاسخ به این سؤال که آیا شاخص کل بورس واقعیت‌های بازار را نشان می‌دهد یا نه گفت: شاخصی که در گذشته به نام شاخص قیمت مورد محاسبه قرار می‌گرفت، بخشی از واقعیت را نشان می‌داد که آن واقعیت فقط بازده به خاطر تغییرات قیمت بود ولی شاخص فعلی، بازده کل را نشان می‌دهد که هم شامل تغییرات قیمت و هم سود نقدی است؛ لذا شاخص کلی که در حال حاضر محاسبه می‌شود واقعی‌تر است زیرا کل واقعیت بازار را نشان می‌دهد.

رشد پی‌در‌پی شاخص فعلی
آمار روند حرکتی شاخص بورس از سال83 تاکنون بیانگر واقعیت دیگری است و این موضوع را به ذهن متبادر می‌کند که شاخص جدید برای رشد طراحی شده است! به‌طوری که شاخص قدیم بورس اوراق بهادار کشور که تنها با احتساب بازده قیمت محاسبه می‌شد در بهترین حالت و بالاترین رقم خود توانست در سال82 به رقم 3هزار و 809 واحد برسد و بعد از آن روند نزولی را طی کرد.
آمار حرکت شاخص کل بورس از ابتدای سال88 و بعد از تغییر فرمول محاسبه شاخص، نشان می‌دهد که شاخص کل بورس از همان ابتدای سال روند صعودی خود را آغاز کرد و از کانال 7هزار واحد در ابتدای سال به 12هزار و 537 واحد در پایان سال رسید. اما این پایان ماجرا نبود و روند پرشی و جهشی شاخص کل بورس طبق فرمول جدید در سال89 به اوج خود رسید و این متغیر مهم اعداد 13هزار، 14هزار، 15هزار، 16هزار، 17هزار و در نهایت 18هزار را فتح کرد که بیشترین رکورد شاخص بورس نیز مربوط به فصل مجامع و تقسیم سود شرکت‌ها بوده است.
این حرکت در سال‌های 90، 91 و 92 هم تکرار شد، به گونه‌ای که شاخص بورس در این سال‌ها، به‌خصوص امسال رشد فزاینده‌ای را تجربه کرد و از 38هزار واحد در رکوردی بی‌سابقه به 80هزار واحد رسید. همانطور که آمار نشان می‌دهد بعد از تغییر فرمول محاسبه شاخص کل، این متغیر مهم هیچ‌گاه شاهد سقوط 5 هزار واحدی همانند سال‌های83 تا 87 نشده و همواره مسیر خوش و خرمی را پیموده است.
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال گذشته نحوه محاسبه شاخص‌های اصلی بورس تهران را مورد ارزیابی قرار داده و با توجه به انتقادات وارده بر نحوه محاسبه شاخص پیشنهادهای جدیدی برای نحوه محاسبه ارائه کرده است. همچنین این مرکز اعلام کرد که با توجه به اهمیت حیاتی وجود اطلاعات در بازارهای مالی ضروری است که شاخص قیمت برای تمامی روزهای کاری بورس از تاریخ انقطاع آن در آذرماه 1387 تاکنون محاسبه و منتشر شود؛ لذا این مرکز پیشنهادهایی برای محاسبه شاخص ارائه کرد.
این مرکز عنوان کرد از آنجا که محاسبه شاخص برای تمامی ساعات معاملاتی دشوار است پیشنهاد می‌شود حداقل شاخص قیمت بر مبنای قیمت روزانه (قیمت آغازین، پایانی یا میانگین این دو) محاسبه شده و در اختیار فعالان بازار قرار گیرد. این کار، عملا امکان انتخاب یکی از دوشاخص قیمت یا بازده کل را برای فعالان بازار فراهم می‌کند. مدیرعامل شرکت بورس در مهرماه امسال در نشست خبری اظهار کرد: قرار است شاخص بازده نقدی منتشر شود که مستقل از شاخص کل، بازده نقدی و بازده قیمت را مورد محاسبه قرار دهد.
به گفته قالیباف‌اصل، نرم‌افزار این سیستم توسط شرکت بورس در حال تهیه است تا اطلاعات را از سیستم معاملات بگیرد زیرا سیستم معاملات بورس محاسبه شاخص را انجام می‌داد اما تنظیمات آن به شکلی بود که شاخص کل را محاسبه می‌کرد که امیدواریم با طراحی این نرم‌افزار، شرکت بورس بتواند شاخص قیمت را محاسبه کند. وی اعلام کرد:‌ به‌دنبال این هستیم تا نرم‌افزاری طراحی شود که مانند شاخص کل بتواند هر لحظه از زمان بازار مورد محاسبه قرارگیرد و اطلاعات را در اختیار بازار قرار دهد.

تقسیم سود نقدی شاخص را بالا می‌برد
حسن قالیباف‌اصل، مدیرعامل شرکت بورس در مورد اینکه آیا رشد اخیر شاخص به تغییر فرمول محاسبه آن ارتباطی دارد یا نه، گفت: در ماه‌هایی از سال سود نقدی روی رشد شاخص اثرگذار است و آن هم‌زمانی است که مجمع عادی شرکت‌ها برگزار می‌شود و شرکت‌ها سود نقدی تقسیم می‌کنند ولی زمانی که مجمع برگزار نمی‌شود، شاخص قیمت هر تغییری کند، شاخص کل نیز همانقدر دچار تغییر می‌شود. وی اضافه کرد: لذا تقسیم سود نقدی که در شاخص بورس اثرگذار است فقط مربوط به ماه‌هایی از سال و معمولا در تیر ماه و فصل مجامع شرکت‌هاست و در مابقی ماه‌های سال این موضوع تاثیری روی شاخص کل بورس ندارد. قالیباف‌اصل در ادامه تاکید کرد: شاخص اصلی بورس همان شاخص کل است که شاخص کاملی بوده و در آینده نیز نحوه محاسبه آن تغییری نمی‌کند./

اولین مرحله ورود به "بورس" چیست؟

کد سهامداری، شناسه‌ای 8 کاراکتری است که از سه حرف اول نام خانوادگی و یک عدد تصادفی 5 رقمی تشکیل شده است. مثلا اگر نام خانوادگی فردی رضایی باشد، کد سهامداری وی ممکن است، "رضا12234" باشد. کد سهامداری منحصر به فرد است و هر سرمایه گذار تنها یک کد معاملاتی دارد. برای دریافت کد سهامداری، کافیست به یکی از شرکت‌های کارگزاری بورس مراجعه و مدارک شناسایی خود شامل کپی شناسنامه و کارت ملی را به کارگزار ارائه دهید. ظرف مدت دو روز، کد سهامداری برای شما صادر و تحویل شما می‌شود. صدور کد سهامداری کاملا رایگان است و لازم نیست از این بابت، هزینه‌ای به کارگزار بپردازیـد.
با دریافت کد سهامداری، عملا قدم به دنیای بورس گذاشته‌اید و می‌توانید در این بازار سرمایه‌گذاری کنید. توجه داشته باشید که همه شیوه‌های سرمایه‌گذاری در بورس اعم از خرید و فروش اوراق مشارکت، اوراق اجاره، سهام، سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری و... نیازمند داشتن کد سهامداری است. سرمایه‌گذاری در بورس فقط مختص افراد ریسک‌پذیر و یا متخصص نیست و افراد ریسک‌گریز و یا افرادی که تخصص کافـی در مسائل مرتبط با سرمایه‌گذاری ندارند هم می‌توانند ازطریق خرید اوراق مشارکت، اوراق اجاره، سرمایه‌گذاری ازطریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری، استفاده از خدمات شرکت‌های مشاور سرمایه‌گذاری، استفاده از خدمات سبدگردانی و... در بورس سرمایـه‌گذاری کننـد. خرید و فروش سهام و سایر انواع اوراق بهادار در بورس فقط ازطریق کارگزاران رسمی بورس انجام می‌شود، بنابراین برخلاف تصور عمومی، برای سرمایه‌گذاری در بورس هیچ نیازی به مراجعه به تالار بورس نیست و کارگزاران بورس این وظیفه را برعهده دارنـد.

کارگزاران افراد آگاه، خبـره و مورد اعتمـاد هستند که پس از کسب مجوزهای لازم از سازمان بورس و اوراق بهادار، اقدام به خرید و فروش سهام و سایر انواع اوراق بهادار می‌کنند و البته، در ازای ارائه‌ای خدمات، مبلغ بسیار اندکی کارمزد دریافت می‌کنند. سازمان بورس به طور مستمر و دقیق بر نحوه فعالیت کارگزاران بورس نظارت دارد و همین امر سبب می‌شود تا سرمایه‌گذاراناطمینان لازم در این‌خصوص را داشته باشند.

نحوه انجام معامله در بورس چگونه است؟

کارگزاران که در انجام معاملات، نقش نماینده خریدار و یا فروشنده را ایفا می‌کنند، دارای مجوز کارگزاری از سازمان و عضو بورس هستند. همه کارگزاران موظف به انجام وظایف خود در چارچوب قوانین و مقررات موجود هستند و سرمایه‌گذار می‌تواند برای معاملات اوراق بهادار، کارگزار خود را با توجه به معیارهایی از قبیل انجام به موقع سفارش، دادوستد سهام با مناسب‌ترین قیمت و نحوه ارائه خدمات جانبی انتخاب کند.
دریافت کد معاملاتی
از آنجا که دادوستد اوراق بهادار با استفاده از سیستم رایانه‌ای و براساس کد خریدار و فروشنده انجام می‌شود، لازم است همه خریداران و فروشندگان دارای کد منحصر به‌خود باشند تا کارگزار بتواند براساس آن به خرید و فروش اوراق بهادار بپردازد. کد معاملاتی، شناسه‌ای 8 کاراکتری است که براساس مشخصات و اطلاعات فردی سرمایه‌گذار – از جمله کد ملی وی – و به‌صورت ترکیبی از حرف و عدد تعیین می‌شود. این کد در واقع از سه حرف اول نام خانوادگی و یک عدد تصادفی، تشکیل شده است. کد معاملاتی سرمایه‌گذار منحصر به فرد است و هر سرمایه‌گذار یک کد معاملاتی دارد. دریافت کد معاملاتی از طریق کارگزار و با ارائه مدارک شناسایی( کپی شناسنامه و شماره ملی) و فقط برای یک‌بار انجام می‌شود.
تکمیل فرم سفارش
در این فرم، اطلاعات مورد نیاز اعم از مشخصات شرکت کارگزاری، مشخصات سرمایه‌گذار، نام، تعداد و قیمت اوراق بهادار و چگونگی پرداخت یا دریافت وجه قید می‌شود. تعیین قیمت اوراق بهادار با مشتری است و مشتری می‌تواند تقاضای خرید یا فروش اوراق بهادار را در قیمت مشخصی تقاضا کند یا اینکه تعیین قیمت را به کارگزار و شرایط بازار واگذار کند.
ورود به سامانه معاملاتی
پس از دریافت سفارش خرید یا فروش، کارگزار سفارش‌های دریافتی را با حفظ نوبت وارد سامانه معاملات می‌کند. اولویت‌بندی درخواست‌ها در صف تقاضای خرید(فروش) سهام ابتدا براساس قیمت‌های پیشنهادی خرید(فروش) صورت می‌گیرد و از بالاترین(پایین‌ترین) تا پایین‌ترین(بالاترین) قیمت اولویت‌بندی می‌شوند. به عبارت دیگر در صف تقاضای خرید(فروش) سهام، اولویت با سفارش‌هایی است که قیمت پیشنهادی بالاتری(پایین‌تری) دارند. درصورتی که قیمت‌های پیشنهادی خرید(فروش) در دو یا چند سفارش یکسان باشند صف تقاضا(عرضه) براساس زمان ورود سفارش خرید(فروش) به سامانه معاملات اولویت‌بندی می‌شود و سفارشی که زودتر از دیگر سفارش‌ها وارد سامانه معاملات شده باشد از اولویت برخوردار است.

انجام معامله
در سامانه معاملات، صف تقاضا و سفارش‌های خرید در مقابل صف عرضه یا سفارش‌های فروش قرار می‌گیرد و درصورتی که قیمت پیشنهادی خرید و قیمت پیشنهادی فروش برابر شوند، معامله به‌طور خودکار توسط سیستم رایانه‌ای انجام می‌شود و سفارش‌ها از صف عرضه و تقاضا حذف می‌شوند.
تسویه معاملات پایاپای و تسویه معاملات توسط شرکت سپرده‌گذاری مرکزی و سه روز بعد از انجام معامله(T + 3) صورت می‌گیرد. سامانه معاملاتی بورس تهران یک سیستم کاملا مکانیزه مبتنی بر سفارش است. به عبارت دیگر سفارش‌های خرید و فروش اوراق بهادار که از طرف مشتریان به کارگزار داده شده است، توسط کارگزار وارد سامانه معاملاتی می‌شود و برپایه اولویت قیمت و زمان در صف خرید یا فروش قرار می‌گیرد.
براساس اولویت قیمت، یک سفارش خرید(فروش) اوراق بهادار با بیشترین(کمترین) قیمت، ابتدای صف خرید(فروش) قرار می‌گیرد. براساس اولویت زمان، سفارشی‌ که زودتر وارد سامانه معاملات شود جلوتر از سفارش هم قیمت خود قرار می‌گیرد.معامله هنگامی انجام می‌شود که سفارش‌های خرید و فروش، قیمت یکسان داشته باشند. این سازوکار بسیار شبیه به معامله از طریق حراج است چون کارگزاران می‌توانند با اطلاع قیمت سفارش‌های وارد شده، جای خود را در صف تغییر دهند یا با ارائه قیمتی معادل قیمت پیشنهادی از طرف کارگزار مقابل، اقدام به انجام معامله کنند.
پس از انجام معامله، اطلاعات انجام معامله برای تسویه و پایاپای به شرکت سپرده‌گذاری مرکزی اوراق بهادار و کارگزار خریدار یا فروشنده ارسال می‌شود. اطلاعات مربوط به معاملات از جمله قیمت، ارزش و تعداد اوراق بهادار معامله‌شده، از طریق سایت بورس تهران و همچنین نمایشگرهای موجود در تالارها به اطلاع سهامداران می‌رسد.بورس اوراق بهادار تهران در حال نصب نرم افزار معاملاتی جدیدی است که با عملیاتی شدن آن، سرعت انجام معامله و همچنین انتشار اطلاعات پس از معامله، بهبود قابل توجهی پیدا خواهد کرد.
دامنه نوسان روزانه
دامنه نوسان روزانه قیمت سهام در بورس تهران 2 درصد تعیین شده است و از این‌رو قیمت سهام یک شرکت در یک روز حداکثر 2 درصد نسبت به قیمت پایانی روز قبل افزایش یا کاهش می‌یابد. دامنه نوسان قیمت، مانع از نوسانات شدید قیمت‌ها و تلاطم بازار می‌شود.

نسبت قیمت به سود یا P/E چیست؟

نسبت قیمت به درآمد یا P/E، یکی از ابزارهای قدیمی و پر استفاده برای ارزش‌گذاری سهام شرکت‌ها است. محاسبه P/E که مخفف Price/ Earnings Ratio است هر چند ساده به نظر می‌رسد، اما تحلیل آن دشوار است. سرمایه‌گذاران بازار سرمایه معمولا از رابطه قیمت به درآمد که همان P/E است به عنوان ابزار نمایش ارزش یک شرکت یاد می‌کنند.
این نسبت (P/E) رایج‌ترین نسبتی است که در بازار سرمایه برای سرمایه‌گذاران، تحلیل‌گران، مدیران پر تفوی، مشاوران و...اهمیت دارد علت محبوبیت این نسبت توان نمایش رابطه ارزش بازار و سود هر سهم با یک عدد ریاضی است. هدف این نسبت بیان رابطه قیمتی که یک سرمایه‌گذار برای سهم می‌پردازد و چشم انداز آینده شرکت و سود پیش‌بینی شده آن است. نسبت قیمت به درآمد در تعیین دوره برگشت اصل سرمایه‌گذاری از محل سودهای آتی یک سهم به ما کمک می‌کند. برای مثال اگر شما سهامی با نسبت P/E برابر 10 خریداری کنید به این معناست که 10 سال طول می‌کشد تا شرکت کل سرمایه اولیه شما را از محل سودهای خود باز پس دهد.

مزایای نسبت P/E
1- نسبت P/E منعکس کننده عقیده بازار درباره یک شرکت است. معمولا نسبت P/E شرکت‌های خوب و رو‌به رشد، بالا است.
2- نسبت P/E بزرگ نشان دهنده خوش‌بینی و نسبت P/E کوچک، نشان دهنده بدبینی عموم سرمایه‌گذاران درباره آینده شرکت است.
3- نسبت P/E تا زمانی بالا خواهد بود که عموم سرمایه‌گذاران به توانایی رشد وتحقق سود یا افزایش قیمت سهام یک شرکت اعتقاد داشته باشند.
به محض اینکه این اطمینان در قابیلت سودآوری شرکت ازبین برود، این نسبت افت خواهد کرد.
4- نسبت P/E، اعتبار شرکت ومدیریت آن و همچنین اعتمادی که سرمایه‌گذاران در مورد استعداد دست‌یابی به سود شرکت دارند، منعکس می‌کند.
5- نسبت P/E دماسنجی است که مرتبا میزان حرارت سهام را بررسی و به بازار اعلام می‌کند.
6- نسبت P/E نشان‌دهنده سطح ریسک یک سهم نیز است. هر چه P/E بالاتر باشد، ریسک سهم بالاتر خواهد بود.
7- در صورت منفی شدن بازار تمایل به فروش سهام با P/E بالا نسبت به سایر سهام افزایش می‌یابد.
8- هنگامی که شرکت‌ها دوره رشد خود را پشت سر می‌گذارند سود آنها تثبیت و نسبت P/E آنها تعدیل می‌شود.

نسبت P/E به شرح زیر محاسبه می‌شود:

سود هر سهم / قیمت هر سهم = P/E

متوسط P/E سهام در کشورهای مختلف
متوسط P/E سهام در اقتصاد توسعه یافته حدود 20 است. مکاتب اقتصادی در حال توسعه معتقدند P/E در اقتصاد در حال توسعه باید بیشتر و بالاتر از اقتصادهای توسعه یافته باشد، زیرا در این کشورها شرکت‌ها در حال رشد هستند و P/E های بالا این رشد را منعکس می‌کند.
برای محاسبه نسبت P/E یک شرکت از متوسط P/E درهر صنعت کمک گرفته می‌شود. متوسط P/E در هر صنعت نسبت به صنعت دیگر تفاوت می‌کند و بسته به عمر مفید صنعت و عوامل تاثیرگذار در هر صنعت نسبت به صنعت دیگر دارد.

عوامل موثر در تعیین نسبت P/E
1- اندازه شرکت
2- مدیریت شرکت
3- رشد شرکت
4- وجود طرح های تو سعه اقتصادی درشرکت
5- وجود ظرفیت بالقوه قابل بهره برداری در شرکت
6- وجود بازار خوب وبا کشش برای محصولات تولیدی شرکت
7- موقیت شرکت در صنعت مربوطه
8- چشم اندازهای صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند
9- تقاضا برای سهام شرکت
10- کمیت وکیفیت سود یک شرکت
11- دوره برگشت سرمایه مورد انتظار سرمایه‌گذاران
12- نرخ بازده رایج بازار از سرمایه‌گذاری
13- نرخ بهره در شبکه بانکی

نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری ( نسبت P/B ) چیست؟

بررسی ها نشان می دهد تعداد قابل ملاحظه ای از شرکت های حاضر در بورس در حال حاضر کمتر از قیمت دفتری یا همان ارزش هنگام تأسیس خود معامله می شوند. در ادبیات اقتصادی بورس را ویترین اقتصادی هر کشور می دانند چرا که وضعیت بازار سهام می تواند نشان دهنده جو حاکم بر اقتصاد و تا حدودی آینده رونق و رکود باشد. بررسی ساز و کارهای بازار سهام نشان می دهد علاوه بر شاخص های کلان بازار مانند شاخص کل و... شاخص های دیگری نیز وجود دارند که توجه به آن ها تصویر دقیق تر و آینده نگرتری را از اقتصاد به دست می دهد.یکی از این نسبت ها، نماگر مهم نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری است یا همان P/B است. ممکن است در قدم اول برخورد با چنین کلمات و عباراتی برای سهامداران عادی کمی دلهره آور باشد و اینگونه تصور کنند که از این نسبت ها و نماگرها سردرنمی آورند ولی کمی دقت کافی است تا مشخص شود ماجرا به این پیچیدگی ها هم نیست.

نماگر نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری که میان بورس بازها و تحلیلگران به P/B معروف است در واقع نشان می دهد آیا قیمتی که اکنون یک سهم از یک بنگاه حاضر در بورس به آن قیمت معامله می شود از ارزشی که از نظر حسابداری در دفاتر حسابداری آن شرکت ثبت شده کمتر، بیشتر یا مساوی است. در یک جمله می توان گفت هرچه نسبت P/B برای سهام یک بنگاه بالاتر باشد، آن بنگاه وضعیت بهتری در بازار دارد. طبیعی است هرچه میانگین P/B تمام سهام موجود در بازار بهتر باشد، وضع آن بازار و در واقع وضع آن اقتصاد بهتر است حداقل از نظر نسبت میان ارزش بازار به ارزش دفتر. از آنجا که براساس استانداردهای حسابداری، بدهیها در ترازنامه به ارزش روز و داراییها به بهای تمام شده یا خالص ارزش بازیافتنی (هر کدام کمتر باشد) ثبت می شود بنابراین، اثر بسیار مهم تورم در سمت راست ترازنامه شرکتها منعکس نمیشود و به همین دلیل، نسبت P/B در حقیقت ارزش سهام را نسبت به ارزش خالص داراییهای شرکت با بهای تمام شده می سنجد. به این ترتیب در اقتصادهای تورمی، معمولا این نسبت در طول زمان، در صورتی که تجدید ارزیابی داراییها اتفاق نیفتد، رشد می کند چرا که شتاب رشد صورت کسر (قیمت سهام) از مخرج (خالص ارزش داراییها به بهای تمام شده) بیشتر است. از همین رو، این نسبت در بازارهای تورمی یک مقیاس بسیار محافظه کارانه برای ارزش گذاری سهام محسوب میشود و معمولا سهام دارای P/B حدود یک واحد از منظر تحلیلی ارزنده و جذاب توصیف می شوند. مقدار پایین این نسبت می تواند نشان دهنده این باشد که سهم زیر ارزش ذاتی قرار دارد همچنین می تواند به این معنا نیز باشد که مشکل بنیادی در شرکت وجود دارد.

مقایسه این نسبت در بازارهای سهام کشورهای مختلف نیز می تواند تحلیلگران را به تصویری روشن از شرایط بنگاه های هر کشور برساند.

بررسی ارزش بازاری در بازار سرمایه ایران نشان می دهد شرکت هایی که نسبت P/B در آن ها زیر یک واحد است، بیشترین فراوانی را در میان شرکت های بورسی دارند. به عبارت دیگر بیشترین سهم از ارزش بازاری متعلق به شرکت هایی است که پایین تر از ارزش دفتری خود مورد معامله قرار گرفته اند. از لحاظ تعدادی این طبقه شامل 52 شرکت می شود.

سبدگردانی چیست و چه مزایایی برای سرمایه‌گذاران دارد؟

«سبدگردانی»، همانطور که از نامش پیداست، چیدمان صحیح دارایی‌ها در قالب یک سبد مشخص است که میزان هر یک از دارایی‌ها و زمان خرید و فروش آنها به دقت تعیین و پایش می‌شود. 

ارائه این خدمت‌ مالی به سرمایه‌گذاران در جهان قدمتی بیش از نیم قرن دارد اما در بازار نوپای ایران پس از تجربه ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری ، اینک «سبدگردانی» مورد توجه قرار گرفته است؛ هرچند تا پیش از این نیز تجربه سبدگردانی به طور غیررسمی در یک دهه اخیر در بورس تهران وجود داشته است.

سبدگردانی چیست و چه مزایایی برای سرمایه‌گذاران دارد؟

سبدگردانی فرآیندی است که طی آن فرد خبره در امر سرمایه‌گذاری بر اساس خصوصیات، سطح ریسک‌پذیری و سرمایه هر سرمایه‌گذار، سبدی مناسب او تشکیل داده و به صورت مستمر بر آن نظارت و اعمال مدیریت می‌کند. همچنین، با توجه به تغییر عوامل اثرگذار بر محیط سرمایه‌گذاری، تصمیمات لازم در جهت رسیدن به اهداف سبد و افزایش ارزش آن از طرف مدیر اتخاذ می‌شود. مزیت عمده سبدگردانی در استفاده از توان حرفه‌ای مدیر سبد و مشاوره‌های تیم مدیران سرمایه‌گذاری است. این مساله باعث می‌گردد که تمام تصمیمات گرفته شده با دقت و بررسی لازم بر روی گزارش‌های مالی و اخبار بازار سرمایه به انجام برسد و در واقع ارجحیت و تمایز سبدگردانی نسبت به سرمایه‌گذاری انفرادی و یا از طریق سایر نهادهای بازار سرمایه در همین نکته نهفته است.

تفاوت سبد گردانی با سرمایه‌گذاری در صندوق چیست؟ و چرا سرمایه‌گذاران به جای ورود به صندوق به سبد گردانی ترغیب می‌شوند؟

در فرآیند سبدگردانی برای هر یک از سرمایه‌گذاران، به صورت جداگانه سبدی تشکیل می‌شود که ترکیب آن با توجه به سطح ریسک‌پذیری سرمایه‌گذار تعیین و نظرات شخصی او در مورد سرمایه‌گذاری در نظر گرفته می‌شود. این یک تفاوت مهم در سبدگردانی است و سرمایه‌گذار در این حالت مالکیت مستقیم بر دارایی‌های سبد خود دارد، اما در صندوق‌ها این مالکیت مشاع است. در برخی موارد این مساله می‌تواند مزیت بسیار مهمی برای سرمایه‌گذاران باشد. از طرف دیگر، در صندوق‌ها، سرمایه‌گذار به صورت مستقیم اختیار اعمال نظر در ترکیب دارایی‌های صندوق را ندارد. از این بعد، سبدگردانی ساختاری منسجم‌تر، دقیق‌تر و در عین حال منعطف‌تر و منصفانه‌تر با در نظر گرفتن خصوصیات فردی مشتری را به وی پیشنهاد می‌دهد. کارمزدها و ساختار هزینه‌ای مناسب تر هم از دیگر مزایای سبدگردانی در قیاس با صندوق‌ها است.

شرکت‌های سبدگردان دقیقا چه نوع خدماتی به سرمایه‌گذاران ارائه می‌کنند؟

شرکت‌های سبدگردان با توجه به نیروی ‌انسانی دانش بنیان و به‌کارگیری روش‌های مناسب جهت تجزیه و تحلیل مسائل بازار، توانایی ارائه خدمات به اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه تشکیل سبدهای سرمایه‌گذاری و مدیریت آن را دارند. همچنین شرکت‌های سبدگردان‌ تخصص لازم برای پذیرش نقش ارکان انواع صندوق‌های سرمایه‌گذاری را دارند و می‌توانند سمت مدیر را به عنوان رکن اجرایی و سمت متولی را به عنوان رکن ناظر صندوق بر عهده بگیرند.

مکانیزم دریافت هزینه‌ها از مشتریان سبد‌گردانی چگونه است؟

در شرکت‌های سبدگردان بابت ارکان از سرمایه‌گذاران هزینه‌ای دریافت نمی‌شود. به عبارت دیگر، هزینه‌های امین، حسابرس، نرم افزار و سایر هزینه‌های مدیریت دارایی‌ها که در صندوق‌ها از سرمایه‌گذار طلب می‌شود، بر عهده شرکت سبدگردان بوده و فقط کارمزد سبدگردانی از مشتری اخذ می‌شود. فرمول پیشنهادی محاسبه کارمزد معمولا مبتنی بر عملکرد است. این روش مبتنی بر اخذ یک کارمزد ثابت اندک از بابت مدیریت سبد و اخذ کارمزد متغیر متناسب با منافع مشتری، به شرط عبور از یک نرخ توافقی سود است. این روش بر جذابیت سبدگردانی می‌افزاید؛ زیرا سرمایه‌گذار، تحمل هزینه متناسب با سود عاید شده را منطقی‌تر از پرداخت هزینه ثابت می‌داند.

استفاده از سبد‌گردانی را برای چه سرمایه‌گذارانی توصیه می‌کنید؟

شرکت‌های سبدگردان به دلیل ساختار منعطف در سرمایه‌گذاری، از مقبولیت بالایی نزد طیف‌های مختلف سرمایه‌گذاران در بازار سرمایه برخوردارند. سرمایه‌گذاران حقوقی و حقیقی فارغ از اینکه با حرفه سرمایه‌گذاری تا چه حدی آشنا هستند، هر کدام به دلایل خاص خود انگیزه استفاده از این خدمات را دارند. از این طریق، اشخاص حقیقی پرمشغله و فاقد مهارت‌های تخصصی سرمایه‌گذاری، فرصت حضور در بازار را خواهند یافت و شرکت‌های حقوقی بدون از دست دادن تمرکز بر فعالیت‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری‌های مورد نظر خود را در بازار به انجام می‌رسانند. ارزش این خدمات وقتی مشخص می‌شود که چارچوب سرمایه‌گذاری سبدها متناسب با نیازها و خواسته‌های مشتری تنظیم شود.

تجربه سبدگردانی در بقیه نقاط جهان چگونه بوده است؟ آیا انجام این فعالیت در دنیا به طور مستقل توسط شرکت‌های جداگانه انجام می‌شود؟

قدمت سبدگردانی به دهه 40 میلادی در آمریکا بر می‌گردد. در حال حاضر، فقط سهم اندکی از سرمایه‌گذاری‌ها در جهان به شکل مستقیم انجام می‌گیرد، در واقع سهم عمده متعلق به سرمایه‌گذاری‌های غیرمستقیم شامل سرمایه‌گذاری در انواع صندوق‌ها و سبدگردانی است. در حال حاضر حجم سبدگردانی در جهان در حدود هزار میلیارد دلار است و این خدمات در سایر کشورها توسط شرکت‌های تخصصی سبدگردان و در قالب حساب‌های مدیریت شده اختصاصی انجام می‌شود.

آینده صنعت سبدگردانی در بورس تهران و توسعه آن

روند حرکت بازار سرمایه با وجود همه موانع و مشکلات، طی سال‌های اخیر از حیث کمی و کیفی رو به رشد بوده است. سبدگردانی هم از این قضیه مستثنی نیست. این مساله با مشاهده آمار و ارقام قابل رصد است. برای مثال از سال 1384 تا به امروز حجم بازار بیش از 4 برابر شده است. از طرف دیگر، بسیاری از ساختارهای کنونی در سال‌های ابتدای دهه 80 شمسی حتی در متن قانون نیز پیش‌بینی نشده بود. اما بازار به سرعت در حال رشد و توسعه است. بر این اساس در آینده نزدیک، سبدگردانی یکی از ارکان مهم بازار سرمایه خواهد شد و شرکت‌های سبدگردان حضور پر‌رنگی در بازار سرمایه و اقتصاد کشور ایفا می‌کنند. شرکت های سبدگردان هم با شناسایی مسیر و چشم‌انداز آتی بازار، استراتژی خود را تمرکز بر ارائه راه حل‌های متناسب با نیازهای سرمایه‌گذاران قرار داده اند. توسعه خدمات سبدگردانی و حضور پررنگ در حوزه مدیریت صندوق‌ها از مهم‌ترین برنامه‌ها است تا با تکیه بر تجارب و سوابق موفق تیم مدیریت و بدنه کارشناسی خود، گام بلندی در جهت ارائه خدمات تخصصی به طیف‌های مختلف سرمایه‌گذاران بردارد و حرفه مدیریت سرمایه‌گذاری در بورس و اوراق بهادار را به صورت علمی و تخصصی در دسترس متقاضیان مختلف، متناسب با نیازها و سلایق آنان قرار دهد.

برای انتخاب یک سهم، به چه معیارهایی باید توجه کرد؟

برای سرمایه گذاری در بورس، مطالعه و شناخت کافی درباره این بازار، مشورت با افراد حرفه ای و تعیین هدف از سرمایه گذاری در بورس است. توصیه می کنیم به اصول زیر توجه داشته باشید: برای انتخاب یک سهم خوب، باید به این معیارها توجه کرد:

دارایی و بدهی شرکت: از عوامل موثر در انتخاب سهام یک شرکت، وضعیت دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام شرکت است. هر اندازه این وضعیت مطلوب تر باشد، نشان دهنده شرایط مناسب شرکت برای سرمایه گذاری است. به این منظور، می توان ترازنامه شرکت را مورد بررسی قرار داد.

سود نقدی هر سهم : علاوه بر وضعیت درآمدی شرکت، میزان سودی که شرکت به هر سهم خود می دهد نیز در انتخاب سهم خوب، حائز اهمیت است.

تداوم روند سودآوری : اگرچه سودآور بودن شرکت در انتخاب سهام آن بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که این سودآوری، باید یک فرآیند مستمر و مداوم باشد، نه مقطعی. با مطالعه اطلاعات و برنامه های آتی شرکت، می توان نسبت به این موضوع آگاهی کسب نمود.

نسبت قیمت به درآمد سهم ( P/E ) : نسبت قیمت به درآمد سهم بیانگر آن است که قیمت سهام شرکت، چند برابر میزان سود نقدی که شرکت به هر سهم خود تخصیص می دهد. به عبارت دیگر، این نسبت نشان می دهد که آیا قیمت سهام به نسبت سودی که بین سهامدارانش توزیع می کند، ارزش دارد.

صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند : هنگام انتخاب سهام یک شرکت، باید به این موضوع توجه کرد که آیا صنعتی که شرکت در آن صنعت فعالیت می کند، از شرایط مناسبی در حال و آینده برخوردار است یا خیر. شرایط خرد و کلان اقتصادی چه تأثیری بر این صنعت خواهد گذاشت. صنایع رقیب این صنعت در حال و آینده، چه وضعیتی دارند. آیا شرایط بین المللی بر این صنعت تأثیر مثبت یا منفی خواهد داشت و...

قابلیت نقدشوندگی : یکی از معیارهای انتخاب سهام خوب، قابلیت نقدشوندگی سهام است، به این معنا که هر وقت دارنده آن سهم قصد فروش آن را داشت، بتواند به راحتی، سهام خود را بفروشد. هر اندازه که دفعات خرید و فروش روزانه یک سهم بیشتر باشد، قابلیت نقدشوندگی آن سهم نیز بالاتر خواهد بود. 

شاخص کل قیمت (TEPIX) چیست؟

شاخص کل قیمت مخفف کلمه TEHRAN PRICE INDEX می باشد . شاخص کل قیمت ، که مخفف کلمه TEHRAN PRICE INDEX می باشد . یکی از اصلی ترین شاخصهای بورس اوراق بهادار تهران است که روش محاسبه آن بر اساس فرمول زیر (فرمول لاسپیرز ) انجام میگیرد .

{(ارزش جاری بازار*تعداد سهام منتشره)تقسیم بر(ارزش پایه سهام*تعداد سهام در سال پایه)}* عدد 100 که در این محاسبه سال پایه سال 1369 میباشد .

این شاخص گویای آن است که ارزش کل بازار ، نسبت به سال پایه ، یا همان سال 1369 ، چند برابر شده . فرضا شاخص 12700 نشان می دهد ، که ارزش بازار نسبت به سال 1369 که سال پایه می باشد ، 127 برابر گردیده است . شاخص کل قیمت ، در بورس تهران برای سه گروه محاسبه می شود که عبارتند از:

۱ - شاخص قیمت کل بازار : که در محاسبه آن قیمت سهام تمام شرکتهای معامله شده تاثیر داده میشود.
۲ - شاخص قیمت تالار اصلی : که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکتهای معامله شده در تابلو اصلی تاثیر داده میشود.
۳ - شاخص قیمت تالار فرعی : که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکتهای معامله شده در تابلوی فرعی تاثیر داده میشود.

ویژگیهای شاخص کل قیمت عبارتند از :
۱ - موزون بودن : بدین معنا که ، چون در محاسبه آن ، ارزش سهام در تعداد سهام منتشره ضرب میگردد ، پس تغییرات قیمت سهام بر اساس تعداد سهام منتشر شده شرکتها ، در شاخص تاثیر گذار است . یعنی هر چقدر تعداد سهام منتشره شرکت بیشتر باشد ، تغییرات قیمت سهم مورد نظر تاثیر بیشتری بر روی شاخص خواهد گذاشت .
۲ - جامع بودن : این شاخص، به لحاظ اینکه بر اساس تغییرات سهام تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ، محاسبه میگردد ، لذا خصوصیت جامع بودن را داراست .
۳ - در دسترس بودن : شاخص کل قیمت ، به لحاظ اینکه بصورت لحظه ای توسط سازمان بورس اوراق بهادار محاسبه و در اختیار افراد قرار می گیرد ، لذا دارای خصوصیت در دسترس بودن میباشد .

گواهی حق تقدم خرید سهام چیست؟

یکی از مزایای سهام در مقایسه با سایر انواع اوراق بهادار این است که چون سهامداران یک شرکت، در واقع به نسبت سهم خود، مالک آن شرکت محسوب می‌شوند، در خرید سهام جدید شرکت نیز اولویت قرار دارند. به این اولویت، حق تقدم خرید سهام می‌گوینـد.  به عنوان مثال، فرض کنید شرکت الف قصد دارد با انتشار سهام جدید در بورس، سرمایـه خود را 20 درصـد افزایش داده و از 10 میلیارد تومان، به 12 میلیارد تومان برساند. باتوجه به اینکه قیمت اسمی هریک از سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس، 100 تومان است، بنابراین شرکت مذکور برای آنکه سرمایه خود را 2 میلیارد تومـان افزایش دهد، باید 20 میلیون سهم 100 تومانـی منتشر کند:


2000000000=100×20000000

طبیعتا در این حالت، سهامداران فعلی شرکت الف برای خرید سهام جدید شرکت حق تقدم دارند و می‌توانند به میزان 20 درصد تعداد سهام موجود خود (یعنی متناسب با درصد افزایش سرمایه شرکت) سهام جدید با قیمت 100 تومان بخرند، بنابراین، اگر فردی مالک 1000 سهم شرکت الف باشد، می‌تواند یعنی 200 سهم جدید با قیمت اسمی 100 تومان خریـداری کند.

200=20%×1000

اما این حق تقـدم، چه جذابیتی برای سهامداران فعلی شرکت دارد؟
حتما به خاطر دارید که گفتیم قیمت سهام اغلب شرکت‌ها در بورس، بیشتر از قیمت اسمی آنهاست، به عنوان مثـال، اگرچـه قیمت اسمی سهام شرکت الف 100 تومان است، اما ممکن است قیمت این سهم در بورس، 150 تومان باشد. در این صورت، قیمت بازار سهام شرکت الف، 50 تومان بیشتر از قیمت اسمی آن خواهد بود، بنابراین، سهامداران فعلی این شرکت با خرید سهام جدید، در واقع 50 تومان به ازای هر سهم سود بدست می‌آورند، سودی که تنهـا به سهامداران فعلی شرکت تعلق دارد.

50 =100 – 150

گواهی حق تقدم خرید سهام چیست؟
تاکنون با مزایای حق تقـدم خرید سهام برای سهامداران فعلی شرکت آشنا شده‌اید. اما شاید این دو سوال درباره حق تقدم، ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد:
- سهامداران فعلی چگونـه از تصمیم شرکت برای افزایش سرمایه مطلع می‌شوند؟
- آیا سهامداران فعلی، ملزم به استفاده از حق تقدم خود هستند و درصورت استفاده نکردن از حق تقـدم، از کسب سود ناشی از مابه‌التفاوت قیمت اسمی و قیمت بازار سهم محروم خواهند شد؟
پس از آنکه موضوع افزایش سرمایه شرکت به تصویب رسید، موضوع در روزنامه کثیرالانتشاری که به عنوان روزنامه رسمی شرکت انتخاب شده، منتشر می‌شود تا همه سهامداران از این تصیم مطلع شوند. همچنین فرمی برای سهامداران آن شرکت ارسال شده و از آنها درخواست می‌شود تا درصورت تمایل به استفاده از حق تقدم خود برای خرید سهام جدید، فرم مذکور را تکمیل و برای شرکت ارسال نمایند. به این فرم، اصطلاحا گواهی حق تقدم خرید سهام گفته می‌شود. سهامداران شرکت پس از دریافت گواهی حق تقدم خرید سهام، ممکن است به یکی از سـه روش زیر اقدام کنند:

1- فـرم مذکور را در مهلت تعیین شده (که معمولا 60 روز است) تکمیل و برای شرکت ارسال کنند. این اقدام به منزله تمایل سهامدار به مشارکت در افزایش سرمایه شرکت است. بنابراین وی باید علاوه‌بر تکمیل فـرم، مبلغ اسمی سهام را به حساب شرکت واریز نمایند تا سهام جدید، به نام آنها صادر شـود.
2- برخی‌از سهامداران ممکن است به علت عدم اطلاع از افزایش سرمایه شرکت و یا هر دلیل دیگر، در مهلت تعیین شده هیچ اقدامی نکنند. در این حالت، شرکت پس از پایان مهلت مقرر، سهام باقیمانده را با قیمت روز بازار، در بورس فروخته و مابه التفاوت قیمت اسمی و قیمت بازار را به حساب سهامدارانی که از حق تقدم خود استفاده نکرده‌‌اند، واریـز می‌کند.
3- دسته سوم از سرمایه‌گذاران، افرادی هستند که گواهی حق تقدم خرید سهام خود را در بورس می‌فروشند. این گروه از سهامداران می‌توانند برای فروش گواهی حق تقدم سهام خود، به یکی از شرکت‌های کارگزاری بورس مراجعه و این گواهی را به قیمت روز بازار، به فروش برسانند. قیمت گواهی حق تقدم در بورس، معمولا معادل تفاوت قیمت اسمی (100 تومان) و قیمت بازار سهم است. بنابراین، اگر مثلا قیمت سهام شرکت الف در بورس، 150 تومان باشد، قیمت گواهی حق تقدم خرید سهام شرکت الف در بورس، حدودا 50 تومان خواهد بود:

50 =100 – 150

طبیعتا گواهی حق تقـدم خرید سهام، برای آندسته از سرمایه‌گذارانی که انتظار دارند قیمت سهم مذکور در آینده با افزایش مواجه شـود، جذابیت دارد، زیرا با خرید این گواهی، می‌توانند سهامدار شرکت مذکور شوند. از آنجا که گواهی حق تقدم خرید سهام نیز همانند سهام، در بورس داد و ستد می‌شود، بنابراین یک ورقه بهادار به شمار می‌رود. نکته‌ قابل توجه اینکه در هر صورت، مزایای ناشی از حق تقدم، به سهامداران شرکت تعلق دارند و حتی درصورت عدم استفاده آنها از حق تقدم، آنها از کسب این مزایـا محروم نخواهنـد شد، اگرچه برخی سهامداران ترجیح می‌دهند با دریافت سهام جدید، از این مزایا استفاده کنند و برخی دیگر، با فروش گواهی حق تقدم خود در بورس.

بازارسرمایه و ابزارهای آن

بازار سرمایه، واحدهای پس‌اندازی و سرمایه‌گذاران را با یکدیگر ارتباط می‌دهد. از طرف دیگر سازوکارهای تعبیه شده در این بازار از طریق رشد حجم پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، رشد اقتصادی را تسریع می‌کنند. استفاده از بازار سرمایه برای تأمین مالی مخارج دولت نیز از جمله قدیمی‌ترین و متداولترین شکل مبادلات مالی است. اتکای دولت‌ها به بازار سرمایه در اغلب اقتصادهای مدرن نه تنها از این جهت مهم است که دولت‌ها غالباً اوراق بدهی منتشر می‌کنند تا بخش عمده هزینه‌های خود را تأمین مالی نمایند، بلکه استقراض دولت غالباً حجم عظیمی از کل وجوه عرضه شده در بازار توسط وام‌دهندگان را جذب می‌کند.

ابزارهای بازار سرمایه

الف – ابزارهای تأمین مالی دراز مدت

سهام: سهام صرف‌نظر از شکل آن، نشان‌دهندة منافع مالک در شرکت است و از آن‌جاکه طلب و ادعای سهامداران در مورد دارایی‌های شرکت در مرحلة آخر تمام طلب‌ها قرار دارد، منافع سهام به عنوان "منفعت باقیمانده" شناخته می‌شود.

سهام عادی: سهام عادی نوعی ابزار سرمایه‌گذاری است که نشانگر مالکیت دارندة آن در یک شرکت سهامی است و به دو دستة سهام با نام و سهام بی‌نام تقسیم می‌شود.

سهام ممتاز: سهام ممتاز نوعی اوراق بهادار است که دارندة آن نسبت به درآمدها و دارایی‌های شرکت، حق یا ادعای محدود و معینی دارد. این سهام زمانی منتشر می‌شود که هزینة سهام عادی بالاتر باشد.

اوراق قرضه: اوراق قرضه اسنادی هستند که به موجب آن‌ها ناشر متعهد می‌شود مبالغ معینی (بهرة سالانه) را در فاصله‌‌های زمانی مشخص به دارندة پرداخت کند و در سررسید، اصل مبلغ را بازپرداخت کند.

اوراق مشارکت: اوراقی است که سود علی الحساب دارد و صادر کننده اوراق متعهد می شود اصل پول و سود قطعی را در تاریخ معین پرداخت کند.

ب – ابزارهای ویژة مدیریت خطر

علاوه برکارکرد تأمین مالی واحدهای اقتصادی دارای کسری، مقابله با ریسک همراه با سرمایه‌گذاری و به ویژه ریسک ناشی از نوسان‌های قیمتی از دیگر کارکردهای مهم بازار سرمایه است. این کارکرد بازار سرمایه، از طریق به‌کارگیری ابزارهایی تحت عنوان ابزارهای مشتق انجام می‌شود. اطلاق مشتق به این ابزارها به آن دلیل است که ارزش این ابزارها براساس، ارزش اوراق یا دارایی‌های دیگر تعیین می‌شود و در واقع مشتق از دارایی‌های دیگر است.
معامله‌گران این ابزارها، برآنند که با پذیرش هزینه‌ای اندک، از ریسک زیاد نوسان قیمت اجتناب کرده و آن را به سایر سرمایه‌گذاران منتقل کنند. مهمترین ابزارهای مشتق بازار سرمایه عبارتند از:

1. قراردادهای اختیار معامله

اختیار معامله قراردادی دوطرفه بین خریدار و فروشنده است که براساس آن خریدار قرارداد حق (نه الزام و تعهد) دارد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت معین و در زمانی مشخص بخرد یا بفروشد. بنابراین براساس این قرارداد، دو طرف توافق می‌کنند که در آینده معامله‌ای انجام دهند. در این معامله خریدار اختیار معامله، در ازای پرداخت مبلغ معینی، حق خرید یا فروش دارایی مندرج در قرارداد را در زمانی مشخصی با قیمتی که هنگام بستن قرارداد تعیین شده است، به دست می‌آورد. از طرف دیگر، فروشندة قرارداد اختیار معامله، در مقابل اعطای این حق به خریدار با دریافت مبلغ معینی هنگام عقد قرارداد، براساس مفاد قرارداد، آمادة فروش دارایی مذکور است. چنان‌که از تعریف قرارداد اختیار معامله پیداست، دارنده قرارداد (خریدار) در اعمال حق خود مختار است و به عبارت دیگر هیچ تعهد و الزامی ندارد و در صورت صرف‌نظر وی از اجرای قرارداد، مبلغی را که در ازای این حق، پرداخته است از دست می‌دهد. از طرف دیگر فروشنده در صورت خواست خریدار، مجبور به اجرای قرارداد است. قراردادهای اختیار معامله به دو دسته طبقه‌بندی می‌شوند:

الف - قرارداد اختیار خرید

دارندة این نوع اختیار معامله، حق دارد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت مشخصی – به قیمت توافقی– در دورة زمانی معینی بخرد.

ب - قرارداد اختیار فروش

این قرارداد به دارنده حق می‌دهد که مقدار معینی از دارایی مندرج در قرارداد را با قیمت توافقی در دورة زمانی مشخصی بفروشد. درحالی‌که خریدار قرارداد اختیار خرید، به امید افزایش قیمت آن را می‌خرید، خریدار قرارداد اختیار فروش پیش‌بینی می‌کند که قیمت در آینده کاهش خواهد یافت.

2. قراردادهای آتی

تمامی انواع کالا را می­توان هر روز در بازار آنی (نقد) دادوستد کرد. در این بازارها، خریدار و فروشنده برای تحویل آتی کمیت و کیفیت مشخصی از یک کالا، با یکدیگر به توافق می‌رسند. وقتی قیمت آتی دادوستد، نوسان داشته باشد، معامله‌گران با ریسک (خطر) روبرو خواهند بود؛ زیرا ارزش موجودی آن‌ها ممکن است به‌طور چشمگیری تغییر یابد. برای ایمن شدن در برابر تغییرات ناگهانی قیمت، خریداران و فروشندگان می‌توانند به بازار تحویل آتی روی آورند که در آن قراردادهای تحویل آتی برای تحویل کمیت و کیفیت مشخصی از یک کالا با یک قیمت مشخص در یک زمان معین تنظیم می‌شود.

براساس این قرارداد، خریدار متعهد می‌شود که مقدار مشخصی از یک کالا را در تاریخ معین با قیمت معینی از فروشنده تحویل بگیرد و فروشنده متعهد می‌شود که کالای مورد نظر را براساس مفاد قرارداد در همان تاریخ و با همان قیمت به خریدار تحویل دهد. در سررسید قرارداد تحویل آتی، فروشنده با دریافت قیمت، کالای موضوع قرارداد را به خریدار تحویل می‌دهد و تسویه انجام می‌شود. به عبارت دیگر، تسویة قراردادهای آتی به صورت تحویل فیزیکی کالا است.


نهادهای بازار سرمایه

الف ) نهادهای خودتنظیم‌گر: بورس‌های اوراق بهادار، بورس کالا، مؤسسات سپرده‌گذاری و نگهداری اوراق بهادار.

ب ) واسطه‌های بازار: شرکت‌های تأمین سرمایه (بانک‌های سرمایه‌گذاری)، کارگزاران، معامله‌گران، مشاوران سرمایه‌گذاری، بازارگردانان، شرکت‌های سرمایه‌ گذاری.

ج ) سایر فعالان بازار سرمایه: مؤسسات رتبه‌بندی خطر و اعتبار، پردازشگران حرفه‌ای اطلاعات یا فروشندگان حرفه‌ای اطلاعات.

ابزار مالی چیست؟

تنوع ابزارهای مالی از نظر ترکیب ریسک و بازده، ماهیت سود و شیوه مشارکت در ریسک، گروه های مختلف را به سوی بازار اوراق بهادار جذب می کند. برای ابزارهای مالی می توان سه نقش متمایز در نظر گرفت:
اول، ابزارهای مالی وسایلی برای نقل و انتقال وجوه از سهامدارانی که مازاد سرمایه دارند و مایل به سرمایه گذاری هستند، به کسانی است که به این وجوه برای سرمایه گذاری در دارایی های حقیقی نیاز دارند.
دوم، ابزارهای مالی انتقال وجوه را به شکلی انجام می دهند که ریسک سیستماتیک مربوط به جریان نقدی ناشی از سرمایه گذاری در دارایی های حقیقی، بین متقاضیان و عرضه کنندگان وجوه، توزیع مجدد شود.
سوم، ابزارهای مالی وسیله ای برای تجمیع به شمار می روند. افزودن و انباشت پس اندازهای خانوار برای تأمین مالی طرح های بزرگ سرمایه گذاری، بدون تجمیع که بخش تفکیک ناپذیر نظام مالی است، امکان پذیر نیست. اگر امکان تجمیع از طریق صدور دارایی های مالی وجود نداشت ، این امکان برای خانوارها پدید نمی آمد که سرمایه‌های خود را تجهیز کنند و در سبد متنوعی از دارایی‌های حقیقی سرمایه گذاری نمایند.

انواع ابزارهای مالی
فرهنگ اصطلاحات تخصصی مالی، واژه " instrument " را به‌عنوان ابزار مالی شناخته و آن را به‌عنوان یک سند رسمی و قانونی مانند سهام و اوراق قرضه و یا سایر ابزارهای مالی تعریف می کند.
امروزه، انواع بسیار متنوعی از ابزارهای مالی در بازارهای پول و سرمایه دنیا در چهار قالب زیر مورد استفاده قرار می گیرند:
1- ابزارهای سرمایه ای (مالکیتی)
2- ابزارهای استقراضی (بدهی)
3- ابزارهای مشتقه
4- ابزارهای ترکیبی.
همچنین، برای پوشش نیازهایی که به طور روزافزون پیچیده تر و متنوع تر می شوند، پیوسته ابزارهای مالی جدید به‌ویژه در قالب ابزارهای مشتقه و ترکیبی، خلق شده و مورد استفاده قرار می گیرند.

دارائی‌های مالی
دارایی‌های مالی (در مقابل دارائی‌های حقیقی) به عنوان دارایی‌های نامشهود (سهم الشرکه‌ای از یک مجموعه دارائی‌های شرکت) طبقه بندی می‌شوند. مالکیت دارایی نامشهود با انتشار یکی از انواع دارایی‌های مالی در قالب ابزار سرمایه‌ای (مالکیتی) یا ابزار استقراضی (بدهی) تامین مالی می شود. افراد با دریافت انواع اوراق سهام یا انواع اوراق قرضه صاحب بخشی از سرمایه‌ی شرکت‌ها و عواید حاصل از فعالیت شرکت‌ها می شوند.

این دارایی ها به سه گروه طبقه بندی می شوند:
گروه اول: بدهی‌ای که ادعای مقابل آن ثابت است. صاحب بدهی (دارنده اوراق) از سود، مبلغ ثابتی را مطالبه می کند که از این رو این ابزار را " ابزار با درآمد ثابت" می نامند.
گروه دوم: صاحب سرمایه (دارنده سهام یا سهامدار) از سود، مانده را مطالبه می‌کند. به عبارت دیگر ، پس از پرداخت به دارندگان ابزار بدهی، مبلغی بر مبنای عایدات به دارنده این دارایی می پردازد.
گروه سوم: برخی از اوراق بهادار آمیزه‌ای از هر دو گروه را مطالبه می کنند و ابزار مالی در اختیار آنها دو زیستی یا دو رگه نامیده می شود ؛ " سهام ممتاز " و " اوراق قرضه قابل تبدیل " از این گروه هستند.
علاوه بر این سه گروه ، دارائی‌های مالی دیگری نیز وجود دارند که مشتق شده ازسه گروه دارایی‌های مالی که ذکر شد، هستند. برای نمونه ، در برخی از قراردادها، طرف قرارداد یا ناچار است و یا این حق را دارد که یک دارایی مالی را در زمانی در آینده بخرد یا بفروشد. بهای این‌گونه قراردادها از بهای آن دارایی مالی، گرفته شده است؛ از این رو این قراردادها را " اوراق مشتقه " می‌نامند. این ابزارها امکان کنترل ریسک سقوط ارزش بازار دارایی‌های مالی (اوراق سهام و اوراق قرضه) یا امکان مقابله با خطر انتشار (عدم به فروش رسیدن اوراق بهادار در عرضه به مردم) را به ناشر اوراق و سرمایه گذار می دهد.

همچنین، اوراق مشتقه‌ای وجود دارند که مجموعه‌ای از قراردادهای آتی و قراردادهای اختیار معامله هستند؛ این اوراق عبارتند از: " قراردادهای معاوضه" ، " قراردادهای سقف " و " قراردادهای کف". بطور کلی، قراردادهای مشتقه، راهی کم هزینه برای مهارکردن برخی خطرهای عمده در اختیار ناشر اوراق و سرمایه گذار قرار می دهد.

" پرتفوی" در بحث" سهام" چیست ؟

مجموعه یا سبدی از اوراق بهادار. به طور کلی سرمایه گذاری در مجموعه ای از اوراق بهادار یا پرتفوی، بسیار کارآمدتر از سرمایه گذاری در یک سهم می باشد.چون با افزایش تعداد سهام در سبد سرمایه گذاری، ریسک مجموعه کاهش می یابد.
علت کاهش ریسک تاثیرات مختلفی است که شرکت های سرمایه پذیر از شرایط متفاوت اقتصادی سیاسی و اجتماعی می پذیرند، به عنوان مثال وقوع جنگ می تواند برای دو یا چند شرکت نتایج متضادی در برداشته باشد. فرض کنید سهام دو شرکت تولید کننده دارو و پتروشیمی در سبد سهام شما باشد؛ در صورت ایجاد ناامنی در منطقه و درگیری شدید تقاضا برای دارو افزایش و امکان صادرات محصولات پتروشیمی کاهش خواهند داشت.
بازده سرمایه گذاری در پرتفوی، معادل بازده متوسط آن پرتفوی خواهد بود؛ اما ریسک پرتفوی در غالب موارد کمتر از متوسط ریسک سهام داخل سبد می باشد. میزان آن بستگی دارد به تاثیر متقابل اتفاقات بر سهام داخل سبد.
اگر سهام موجود در سبد متعلق به شرکتهایی باشد، که کالاها یا خدمات آنها جانشین یکدیگر هستند، ریسک تا حدود زیادی کاهش می یابد. زیرا در صورت بروز هرگونه عامل ریسک زا و کاهش بازده یکی از سهام، تقاضا برای کالاهی جانشین افزایش یافته، بازده اضافی حاصل از آن بازده از دست رفته شرکت اول را جبران می کند.
بر خلاف بازده مجموعه، ریسک الزاما میانگین موزون اجزای تشکیل دهنده مجموعه نیست، بلکه با توجه به ارتباط بین سهام از نظر تاثیرپذیری و ارائه عکس العمل مشابه یا مخالف، در برابر وقایع ایجاد کننده ریسک، می تواند کمتر از این میانگین بوده و حتی حذف شود. لذا محاسبه همسویی و شدت آن سهام، بین دیگر سهام، از اهمیت ویژه ای برای تعیین ریسک برخوردار است.
سود یک سهم می تواند ضرر سهام دیگر را جبران کند. یک ضرب المثل معروف می گوید: «همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید. » ، چرا که ریسک شکستن سبد، باعث نابودی همه تخم مرغ ها خواهد شد.

۱. ارزش پرتفوی
به ارزش مالی و نقدی پرتفوی هر شخص حقیقی یا حقوقی، ارزش پرتفوی گویند. برای قیمت گذاری شرکت های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، مهم ترین عامل ارزش پرتفوی این شرکت هاست.

۲. مدیریت
پرتفوی به منظور کاهش ریسک و به صورتی انتخاب می شود تا در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها (شامل سهام های خریداری شده) نزدیک به صفر باشد.
پرتفوی می تواند متعلق به شخصیت حقیقی و یا حقوقی باشد. در حال حاضر در بورس ایران، بزرگ ترین پرتفوی افراد حقیقی متعلق به رسول گنجی است که مجموع دارائی های این پرتفوی مبلغی بالغ بر ۲ میلیارد دلار است.

بازار فرابورس چیست و چه فرقی با بورس دارد؟

ورود به بازار اوراق بهادار ازجمله اهداف شرکت‌ها محسوب می‌شود. اما این واقعیت که دستیابی سریع و آسان به بازار اوراق بهادار برای تعداد عمده‌ای از شرکت‌های سهامی فعال در کشور میسر نبوده و این شرکت‌ها از مزایای بازار سرمایه محروم بوده‌اند قبل از ایجاد فرابورس مشهود بوده است.
بنابراین فرابورس ایران با ساختار و جایگاه قانونی مشابه بورس ولی با شرایط پذیرش و معامله ساده تر ایجاد گردید تا حوزه شمول بازار سرمایه کشور را گسترش دهد. مهم‌ترین وظیفه فرابورس ایران، ساماندهی و هدایت بخشی از بازار سرمایه می‌باشد که شرایط ورود به بورس اوراق بهادار را نداشته یا تمایل به ورود سریع‌تر به بازار را دارند، لذا رویه‌های پذیرش شرکت‌ها و تنوع شرایط پذیرش به گونه ایست که شرکت‌ها با احراز حداقل شرایط و در سریع ترین زمان ممکن، امکان ورود به بازار را داشته و از کلیه مزایای شرکت‌های پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار استفاده کنند. نام این بازار در ایران از معادل انگلیسی آن over the counter گرفته شده است. به همین دلیل به این بازار اختصارا otc نیز گفته می‌شود. قابل ذکر است که سازمان بورس اوراق بهادار به عنوان نهاد ناظر بر فعالیت‌های مالی و عملیاتی شرکت‌های بورس، فرابورس و بورس کالا نظارت کامل دارد.

تفاوت‌های فرابورس با بورس
شرکت فرابورس ایران همچون دو بورس فعال کشور – بورس اوراق و بورس کالا- با مجوز شورای عالی بورس ایجاد شده و تحت نظارت سازمان بورس اوراق بهادار قرار دارد، با این تفاوت که ورود به بازارهای فرابورس از شرایط و الزامات کمتری برخوردار بوده و شامل بازارهای متنوعی می‌باشد که این تفاوت‌ها را به اختصار در زیر تشریح می‌کنیم.

الف) تفاوت در بازار‌ها:
الف-1) براساس دستورالعمل پذیرش، عرضه و نقل و انتقال اوراق بهادار در فرابورس ایران، فرابورس دارای پنج بازار (اول، دوم، سوم (عرضه)، ابزارهای نوین مالی و پایه) است. پذیرش شرکت‌های سهامی عام در بازار اول و بازار دوم و پذیرش سایر اوراق بهادار صرفا در بازار ابزارهای نوین مالی صورت می‌پذیرد.

بازار سوم جهت عرضه یکجا و پذیره‌نویسی اوراق بهادار و بازار پایه جهت درج و نقل و انتقال سهام شرکت‌هایی است که بر اساس الزام بند ب ماده 99 قانون برنامه پنجم توسعه، مشمول ثبت نزد سازمان بورس و اوراق بهادار بوده و امکان پذیرش در یکی از بازارهای بورس یا فرابورس را ندارند.

الف-2) شرکت بورس تهران دارای 2 بازار به شرح زیر می‌باشد:
1- بازار اول
2- بازار دوم
ب) تفاوت در فرآیند پذیرش:
با توجه به تقسیم‌بندی‌های انجام شده فوق، مقایسه‌ای بین شرایط پذیرش سهام در بازارهای بورس و فرابورس برای آشنایی بیشتر ارائه می‌کنیم: (جدول بالا) بر اساس بند ب ماده 1 قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید سهام شناور آزاد بخشی از سهام شرکت است که دارندگان آن همواره آماده عرضه و فروش آن سهام می‌باشند و قصد ندارند با حفظ آن قسمت از سهام در مدیریت شرکت مشارکت نمایند.

مزایای پذیرش شرکت‌ها در فرابورس
بر اساس مقررات، کلیه مزایای موجود برای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس، برای اوراق بهادار و سهام شرکت‌های پذیرفته شده در فرابورس نیز تعریف شده‌اند. این موارد از جمله موارد زیر می‌باشند:

• تامین مالی آسان و ارزان
کارکرد اصلی بازارهای اوراق بهادار، تجهیز، جمع‌آوری و هدایت پس‌اندازهای کوچک مردم برای اجرای طرح‌های بزرگ اقتصادی است تا شرکت‌ها با شرایطی آسان‌تر بتواند از مزایای تامین منابع ارزان قیمت از طریق بازار سرمایه، استفاده کنند. علاوه بر فروش سهام و افزایش سرمایه، راهکارهایی از قبیل انتشاراوراق مشارکت، انتشارگواهی سپرده سرمایه‌گذاری عام و خاص و... برای شرکت‌های پذیرفته شده در فرابورس پیش‌بینی شده است.

• افزایش نقد شوندگی سهام
تا پیش از فعالیت فرابورس فقط سهام شرکت‌هایی که در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده بود، امکان معامله در محیطی شفاف و رقابتی را داشتند و شرکت‌هایی که نمی‌‌توانستند شرایط پذیرش در بورس را احراز کنند از دسترسی به چنین امکانی محروم بودند. اما با ایجاد فرابورس، شرکت‌ها با شرایط ساده تر می‌توانند در این نهاد پذیرش شوند و از مزیت‌های بازار منسجم و شفاف
بهره‌مند شوند.

• بهره‌مندی از معافیت مالیاتی شرکت‌های پذیرفته شده در فرابورس
بر اساس قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید، شرکت‌های پذیرش شده در فرابورس ایران مشمول مزایای مالیاتی قابل توجهی خواهند شد.به این صورت که بر اساس ماده 143 قانون مالیات‌های مستقیم، 5 درصد از مالیات بر درآمد شرکت‌هایی که سهام آنها برای معامله در بازار خارج از بورس داخلی (فرابورس) یا خارجی پذیرفته می‌شود از سال پذیرش تا سالی که از فهرست شرکت‌های پذیرش شده در این بورسها یا بازارها حذف نشده اند با تایید سازمان بورس بخشوده می‌شود.به گزارش عصر بانک دات آی آر شرکت‌هایی که سهام آنها برای معامله در بازارهای خارج از بورس داخلی یا خارجی پذیرفته شود در صورتی که در پایان دوره مالی به تایید سازمان بورس حداقل 20 درصد سهام شناور آزاد داشته باشند معادل 2 برابر معافیت‌های فوق از بخشودگی مالیاتی برخوردار می‌شوند.

در ماده 143 مکرر اضافه شده است از هر نقل و انتقال سهام و حق تقدم سهام شرکت‌ها اعم از ایرانی و خارجی در بورس‌ها یا بازارهای خارج از بورس دارای مجوز، مالیات مقطوعی به میزان نیم درصد ارزش فروش سهام و حق تقدم سهام وصول خواهد شد و از این بابت وجه دیگری به عنوان مالیات بر درآمد نقل و انتقال سهام و حق تقدم سهام و مالیات بر ارزش افزوده خرید و فروش مطالبه نخواهد شد.

• نقل و انتقال سهام به‌صورت آسان- سریع و کم‌هزینه
هم اکنون برای نقل و انتقال سهم شرکت‌های خارج از بورس فرآیند اداری پیچیده‌ و وقت‌گیری وجود دارد و اجرای کلیه مراحل مستلزم صرف وقت و تشریفات اداری پیچیده است اما با شروع فعالیت فرابورس و پذیرش شرکت‌ها در این بازار نقل و انتقال آنها به سهولت انجام می‌گیرد.

• شفافیت و اعتبار قیمت سهام به واسطه مبادله در فرابورس
با توجه به نظارت و شفافیت مکانیسم عرضه و تقاضا، قیمت سهام شرکت‌ها در فرابورس مبین شرایط روشنی برای وضعیت مالی شرکت است و در همه معاملاتی که شرکت یا سهامداران آن انجام می‌دهند، می‌تواند مبنای عمل قرار گیرد.همچنین می‌تواند مبنای وثیقه‌گذاری و اعتباردهی شرکت‌ها باشد.

• اطلاع رسانی هماهنگ و عادلانه به سرمایه‌گذاران بالفعل و بالقوه
پس از پذیرش سهام شرکت‌ها در فرابورس، مکانیسم قانونی و مراجع رسمی برای اعلام اطلاعات شرکت ایجاد می‌شود و از نتایج ارائه اطلاعات، شفافیت بیشتر عملکرد مدیران شرکت‌ها خواهد بود. همچنین با ارائه گزارش‌های مالی دوره‌ای تحت نظر حسابرسان معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار، سهامداران و سایر سرمایه گذاران به اطلاعات حسابرسی شده دسترسی پیدا می‌کنند.

• بهره‌گیری از امکان وثیقه‌گذاری سهام و اخذ ساده تر تسهیلات بانکی
پس از پذیرش سهام شرکت‌ها در فرابورس، امکان وثیقه‌گذاری سهام و اخذ تسهیلات بر روی سهام شرکت‌‌های پذیرفته شده در این بازار امکان پذیر می‌باشد. چون با پذیرش سهام شرکت درفرابورس، یک مرجع رسمی بر انجام معاملات شرکت نظارت دارد و قیمت سهام در شرایط عادلانه عرضه و تقاضا تعیین می‌شود، لذا سیستم بانکی با شرایط ساده‌تری اقدام به وثیقه گرفتن سهام شرکت می‌کند. زیرا در صورت وثیقه شدن سهام، امکان انجام معامله روی آن وجود ندارد و ارزش‌گذاری سهام وثیقه شده از سوی یک مرجع رسمی به نام فرابورس صورت گرفته است.

• معرفی شرکت و محصولات به طیف وسیعی از اقشار جامعه و افزایش اعتبار شرکت
با توجه به اینکه فرابورس و بازار سرمایه مخاطبان گسترده‌ای دارد، ورود شرکت به بازار سرمایه موجب آشنایی قشر وسیعی از مصرف کنندگان با خریداران کالا و خدمات شرکت می‌شود وبی شک مخاطبان شرکت را افزایش خواهد داد.

• صدور اوراق مشارکت و گواهی سپرده در فرابورس پذیره‌نویسی وانتشار اوراق مشارکت و گواهی سپرده سرمایه‌گذاری عام و خاص و همینطور انجام معامله دست دوم این اوراق انجام می‌شود.


• پیش‌بینی فرآیند ساده خروج از فرابورس

در صورتی که به هر دلیل سهامداران عمده شرکتی تصمیم بگیرند، شرکت خود را از فرابورس خارج کنند، در دستورالعمل پذیرش ساز و کاری به این منظور در نظر گرفته شده است که با گذراندن فرآیند مشخصی امکان خروج ازاین بازار وحتی تبدیل شرکت به شرکت سهامی خاص به سادگی امکان پذیر خواهد بود.

چگونه قیمت یک سهم تعیین می شود؟

در ابتدا ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که هر سهمی معمولاً دارای دو نوع قیمت یا ارزش است که به ترتیب از آن‌ها به عنوان ارزش اسمی و ارزش تجاری نام می‌بریم.

ارزش اسمی
ارزش اسمی سهام همان است که در روز تشکیل شرکت پرداخت و یا تعهد شده و سرمایه شرکت در مجموع قیمت اسمی سهام را تشکیل می‌دهد به عنوان مثال: شرکتی را در نظر بگیرید که سرمایه آن دو میلیون ریال و به هزار سهم دو هزار ریالی تقسیم شده است. پس ارزش اسمی هر سهم این شرکت دو هزار ریال است.

ارزش تجارتی
قیمت تجارتی یا حقیقی هر سهم بسته به فعالیتی است که شرکت داشته و منافعی است که سالانه دارد.

البته شرکتی که در سال به میزان ۸۰ درصد سرمایه خود منفعت داشته باشد با شرکتی که ده درصد سود بدهد قطعا تفاوت دارد و سهام آن به همین نسبت طالب بیشتری دارد و به این جهت در بازار گران‌تر به فروش می‌رسد.

قیمتی که هر سهم در بازار و بورس‌ها به فروش می‌رسد با قیمت اسمی سهام فرق دارد و قیمت بازار یا ارزش تجارتی نامیده می‌شود. ممکن است ارزش تجارتی از ارزش اسمی کمتر یا بیشتر باشد. مثلاً شرکتی که فعالیتی نداشته بلکه در اثر زیان‌های وارده قسمتی از سرمایه آن از بین رفته است، در بازار به ارش اسمی خریدار ندارد و ناچار به قیمت کمتری فروش می‌رود. گاهی ارزش اسمی و تجارتی با یکدیگر فرقی ندارند. در این صورت گفته می‌شود که ارزش اسمی سهام با ارزش تجارتی منطبق است. تعیین قیمت سهام یک شرکت معمولا تابع عوامل مختلفی است که مهمترین آن سودآوری شرکت، انتظار سودآوری آتی شرکت و شرایط کلان اقتصادی کشور است. در واقع بودجه شرکت و پیش‌بینی سود هر سهم‌ مهمترین عامل تاثیرگذار بر قیمت سهم است. تغییرات قیمت سهام در سال‌های گذشته و میزان تولید و فروش یکسان‌، وضعیت خاص صنعت‌، سیاست تقسیم سود سهام، طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه‌، ترکیب دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌، اعتبار و سابقه شرکت‌، بدهی‌های احتمالی‌، اطلاعات درونی شرکت و شایعات‌، نسبت قیمت به درآمد هر سهم (P/E)، عرضه و تقاضای سهام‌ و بالاخره مدیریت شرکت‌ همه از جمله مواردی است که به نوعی بر بالا و پایین رفتن قیمت سهام یک شرکت تاثیر‌گذارند.

انواع شیوه‌های تعیین قیمت سهم کدامند؟

چرا قیمت سهام اغلب شرکت ها در بورس از قیمت اسمـی آنها یعنی ۱۰۰ تومان بیشتر است؟ آیا قیمتی که در بورس برای سهام تعیین می شود، همواره با ارزش واقعی یک سهم برابر است؟ اگر اینطور است، چرا همچنان برخی سرمایه گذاران متقاضی خرید برخی سهام، حتی با قیمتی بالاتر هستند؟  در این قسمت، قصد داریم با ذکر انواع قیمت یک سهم، به این سوالات پاسخ دهیم. پس با ما همراه باشید.


هر سهم، چهار نـوع قیمت دارد:

الف: قیمت اسمی:
قیمت اسمـی یک سهم، قیمتی است که عرضه اولیه سهام شرکت براساس آن قیمت انجام می شود. همانطور که قبلا هم توضیح دادیم، قیمت اسمی هریک از سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس در ایران، یکصد تومان (۱۰۰۰ ریال) است. مبلغ قیمت اسمی، بر روی برگه های سهام درج می شود. در تصویر زیر، نمونه یک برگه نشان داده شده است. همانطور که مشاهده می کنید، کل سرمایه شرکت، تعداد سهام منتشر شده و قیمت اسمی هریک از سهام، به علاوه تعداد سهامی سهامدار در اختیار دارد، بر روی برگه سهام درج شده است.

ب: قیمت دفتـری:
اگر مجموع بدهی های شرکت را از مجموع دارایی های شرکت کم کنیم، مبلغ باقیمانده نشان دهنده مجموع ارزش سرمایه سهامداران شرکت یا به تعبیر دقیق تر، مجموع حقوق صاحبان سهام شرکت خواهد بود. حال اگر مبلغ حقوق صاحبان سهام شرکت را بر تعداد سهام شرکت تقسیم کنیم، عدد حاصل بیانگر قیمت دفتری هر سهم است.

برای مثال، فرض کنید مجموع ارزش دارایی های شرکت الف در پایان سال اول فعالیت شرکت، ۱۰ میلیارد تومان است. این شرکت همچنین در مجموع ۷ میلیارد تومان به بانکها و سایر شرکتها، بدهی دارد. بنابراین، مجموع حقوق صاحبان سهام این شرکت ۳ میلیـارد تومان خواهد بود (۳=۷-۱۰). حال اگر شرکت مذکور در مجموع تعداد ۲۰ میلیون سهم منتشر کرده باشد، ارزش دفتری هر سهم این شرکت ۱۵۰ تومان خواهد بود.
(۱۵۰=۲۰۰۰۰۰۰۰/۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰)
شاید برای شما این سوال بوجود آمده باشد که چطور قیمت اسمی سهام شرکت الف ۱۰۰ تومان است، در حالیکه قیمت دفتری سهام این شرکت ۱۵۰ تومان؟ پاسخ این است که میزان سودی که شرکت در پایان سال اول فعالیت خود بدست آورده است نیز به عنوان حقوق سهامداران محسوب و باعث شده است تا ارزش دفتری سهم، از ۱۰۰ تومان به ۱۵۰ تومان افزایش یابد.

دلیل ذکر کلمه “دفتر” در قیمت دفتری سهم هم این است که اعداد و ارقام مربوط به دارایی ها و بدهی های شرکت، براساس ارقام ثبت شده در دفاتر حسابداری شرکت، مدنظر قرار می گیرند.

ج: قیمت بازار:
قیمت بازار یا قیمت معاملاتی، قیمتی است که سهام براساس آن، در بورس معامله می شود. همانطور که قبلا عصر بانک دات آی آر توضیح داد، اگرچه قیمت اسمی هر سهم در بورس ۱۰۰ تومان است، اما سهام اغلب شرکت ها در بورس براساس قیمت اسمی و حتی ارزش دفتری، معامله نمی شود.
آنچه که قیمت سهم در بورس را تعیین می کند، میزان عرضه و تقاضا برای یک سهم است. برای مثال، ممکن است به علت عملکرد خوب یک شرکت، سرمایه گذاران زیادی متقاضی خرید سهام آن شرکت در بورس باشند. بنابراین، قیمت آن در بورس براساس میزان تقاضا، افزایش خواهد یافت و حتی ممکن است این افزایش، تا چند برابر قیمت اسمی هم باشد. در نقطه مقابل، عملکرد ضعیف یک شرکت ممکن است باعث بی رغبتی سرمایه گذاران به خرید یا نگهداری سهم مذکور و در نتیجه، افزایش عرضه آن در بورس باشد. طبیعتا با افزایش عرضه، قیمت سهم کاهش یافته و اگر این روند ادامه یابد، ممکن است قیمت سهم حتی به زیر قیمت اسمی، یعنی ۱۰۰ تومان برسد. بنابراین، قیمت بازار یک سهم، قیمتی است که در بورس، برای سهم تعیین می شود.

د: قیمت ذاتی:
منظور از قیمت ذاتی یک سهم، ارزش واقعی آن سهم است. شاید برای شما این سوال بوجود آید که چه تفاوتی بین قیمت بازار و قیمت ذاتی یک سهم وجود دارد. اجازه بدهید با یک مثال توضیح دهیم. فرض کنید قیمت بازار سهم شرکت الف، هم اکنون ۲۰۰ تومان است، به بیان دیگر، سهام شرکت الف هم اکنون با قیمت ۲۰۰ تومان در بورس در حال خرید و فروش است. اما سرمایه گذاران زیادی همچنان متقاضی خرید این سهم هستند. اگر از این سرمایه گذاران سوال کنید که چرا قصد دارید سهام این شرکت را خریداری کنید؟ پاسخ همه آنها این خواهد بود که “به نظر ما، این سهم بیشتر از ۲۰۰ تومان ارزش دارد”. معنی این جمله این است که ارزش واقعی سهام شرکت الف، بیشتر از قیمت بازار این سهم است.

بنابراین، در یک تعریف ساده، قیمت ذاتی یک سهم، بیانگر ارزشی است که سرمایه گذاران برای سهم قائل هستند. طبیعتا اگر از دید سرمایه گذاران، ارزش ذاتی یک سهم بالاتر از قیمت بازار آن سهم باشد، گزینه مناسبی برای خرید خواهد بود، اما اگر ارزش ذاتی یک سهم کمتر از ارزش بازار آن باشد، سهم مذکور گزینه مناسبی برای سرمایه گذاری به شمار نمی رود.

این نکته را هم اضافه کنیم که عوامل سه گانه موثر بر قیمت سهام، یعنی عوامل محیطی، عوامل مرتبط با صنعت و عوامل درونی شرکت، در مجموع به سرمایه گذار کمک می کنند تا قیمت واقعی یک سهم را برآورد کرده و با مقایسه قیمت واقعی و قیمت بازار، درخصوص خرید، فروش و یا حفظ سهام شرکت مذکور تصمیم گیری کند.

چطور در قیمت سهام دستکاری می‌شود؟

این افراد با انجام معاملات صوری باعث تغییر کاذب قیمت‌ها می‌شوند و یا صف‌های خرید و فروش را با سفارش‌های کاذب دستخوش تغییر می‌کنند، که اصطلاحا به آن دستکاری قیمت گفته می‌شود و هدف از آن، فریب سرمایه‌گذاران است. در همین رابطه گفت‌وگویی با سید مهدی موسوی، کارشناس مدیریت حقوقی و انتظامی سازمان بورس و اوراق بهادار انجام داده‌ایم که می‌خوانید.

به چه نوع کار‌هایی دستکاری در قیمت گفته می‌شود؟

توسل به یکسری اقدامات مانند معاملات صوری، سفارش‌چینی در یک حجم مشخص، افزایش قیمت سهام یک شرکت خاص با ایجاد شایعه و جمع‌آوری سهام در قیمت پایین برای به دست آوردن سود را می‌توان ازجمله مصادیق بارز افعال مادی جرم اعلام کرد.

از منظر حقوقی این جرم به چه روش‌هایی قابل ارتکاب است؟

یکی از مهم‌ترین روش‌های انجام چنین جرایمی، دستکاری بر مبنای اطلاعات معروف است. در این روش دستکاری‌کننده به وسیله انتشار اطلاعات گمراه‌کننده یا شایعات بی‌پایه و اساس قیمت سهم را تغییر می‌دهد. در این شیوه عده‌ای از سرمایه‌گذاران با هماهنگی با یکدیگر سهام یک شرکت را مدنظر قرار داده و آن را خریداری می‌کنند و پس از آن با انتشار شایعات مثبت پیرامون سهام شرکت مذکور قیمت آن‌را بالا برده و با فروش آن سهام کسب سود می‌کنند. البته در این روش برخی شرکت‌ها هم مقصرند چون وفق تکلیف قانونی ماده45 قانون، شرکت‌های بورسی موظفند اطلاعات مهم خود را به‌موقع و شفاف به سازمان بورس ارائه دهند. به‌طور کلی این اطلاعات مبنای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران برای معاملات اوراق بهادار خواهد بود اما متأسفانه برخی از شرکت‌های بورس از شفافیت اطلاعاتی برخوردار نبوده و ضوابط را رعایت نمی‌کنند. این قبیل شرکت‌ها هدف خوبی برای دستکاری قیمت قرار می‌گیرند.

آیا امکان کاهش قیمت سهام شرکت‌ها وجود دارد؟

بله، افراد سودجو با انتشار اخبار منفی، تمام سهام موجود در بازار را به قیمت پایین خریداری می‌کنند و زمانی که اخبار و اطلاعات واقعی در مورد شرکت منتشر شد، به سود می‌رسند.

روش دیگر دستکاری قیمت چگونه به‌وجود می‌آید؟

در این روش دستکاری قیمت بر مبنای معاملات به‌وجود می‌آید. افراد با استفاده از گروه معامله‌گران سرشناس یک خرید گسترده انجام می‌دهند و با این کار قیمت‌ها را افزایش داده و وقتی قیمت‌ها به بالاترین حد رسید با فروش عمده سهام، سود بالایی کسب می‌کنند.

یعنی قیمت سهم را بالاتر از حدواقعی نشان می‌دهند؟

دقیقاً، معمولا در این روش دستکاری‌کننده قیمت، پس از خرید، سعی بر آن دارد تا سهم بازار را مورد اقبال قرار داده و تقاضای خرید سهام شرکت را با دستکاری بالا ببرد و در پی این اقدام قیمت سهم بالا رفته و سود سرشاری عاید خود کند.

منظور از حجم مبنا و تعیین قیمت پایانی سهام چیست؟

حجم مبنا حداقل تعداد برگه سهامی است که باید مورد معامله قرار گیرد تا سهم در پایان روز در قیمتی به ثبت برسد. حجم مبنا برای کنترل رشد بی رویه قیمت سهام در سال ۱۳۸۲تصویب شد. براین اساس درابتدای این قانون ودرسال۸۲ اساس براین بود که ۱۵ % از سهام کل یک شرکت طی یکسال مورد معامله قرار گیرد و روزهای کاری سال ۲۵۰ روز فرض شده بود که بر آن اساس حجم مبنای روزانه یک سهم ۰۰۰۶ / ۰ تعداد کل سهام شرکت میشد . اما از ابتدای سال ۱۳۸۳ این قانون تغییر کرد و از ۱۵ ٪ به ۲۰ % افزایش یافت و حجم معاملات روزانه به۰۰۰۸ / ۰ کل سهام شرکت افزایش یافت.
برای درک بهتر مثالی از حجم مبنا می زنیم: فرض کنید سرمایه شرکتی ۲ میلیارد تومان است.(تعداد سهام این شرکت برابر با ۲۰ میلیون برگه سهم به ارزش اسمی ۱۰۰ تومان است).در این حالت حجم مبنای این شرکت به شکل زیر محاسبه میشود.

۱۶۰۰۰ = ۰۰۰۸ / ۰ * ۲۰۰۰۰۰۰۰

حال فرض میکنیم قیمت روز قبل این سهم ۲۰۰۰ ریال بوده و امروز معاملات زیر برای سهم اتفاق افتاده است :

ساعت ۹ : ۴۰۰۰ برگه به قیمت ۱۹۹۰ ریال
ساعت ۱۰ : ۱۰۰۰ برگه سهم به قیمت ۲۰۲۰ ریال
ساعت ۱۱ : ۲۰۰۰ برگه سهم به قیمت ۲۰۳۰ ریال
ساعت ۱۲ : ۳۰۰۰ برگه سهم به قیمت ۲۰۴۰ ریال

( کل تعداد برگه سهام : ۱۰۰۰۰ )

برای محاسبه قیمت پایانی ابتدا میانگین وزنی می گیریم یعنی می گوییم:

۷۹۶۰۰۰۰ = ۱۹۹۰ * ۴۰۰۰
۲۰۲۰۰۰۰ = ۲۰۲۰ * ۱۰۰۰
۴۰۶۰۰۰۰ = ۲۰۳۰ * ۲۰۰۰
۶۱۲۰۰۰۰ = ۲۰۴۰ * ۳۰۰۰

و بعد

۲۰۱۶۰۰۰۰ = ۷۹۶۰۰۰۰ +۲۰۲۰۰۰۰ + ۴۰۶۰۰۰۰ + ۶۱۲۰۰۰۰

که برابر کل ارزش معاملات آن سهم می باشد حال برای گرفتن میانگین آنرا تقسیم بر کل تعداد برگه سهام مورد معامله قرارگرفته می کنیم:

۲۰۱۶ = ۱۰۰۰۰ / ۲۰۱۶۰۰۰۰

پس میانگین قیمت مورد معامله امروز ۲۰۱۶ ریال بوده اگر تعداد برگه مورد معامله به حد نصاب می رسید (از حجم مبنا بیشتر می شد) این قیمت به عنوان قیمت پایانی مورد قبول بود اما چون تعداد برگه سهام مورد معامله قرار گرفته ده هزار تا و حجم مبنای سهم شانزده هزار برگه می باشد پس از تناسب استفاده می کنیم. اگر ۱۶۰۰۰ برگه مورد معامله قرار می گرفت قیمت سهام ۱۶ ریال رشد می کرد در حالی که ۱۰۰۰۰ برگه مورد معامله قرار گرفته قیمت چقدر رشد می کند؟

۱۶۰۰۰ ۱۰۰۰۰
ــــــــــــ = ـــــــــــــ
۱۶ X

از تناسب بالا ایکس بدست می آید ۱۰ ریال یعنی قیمت بسته شدن در پایان معاملات امروز برابر با ۲۰۱۰ ریال می شود.

با توجه به تغییر مدل حجم مبنا برای شرکتهای بزرگ در اعلامیه شرکت بورس آمده:
فعالان محترم بازار سرمایه استحضار دارند که در بازار رقابتی (کارا)، قیمت نتیجه تصمیم و اقدام گروه زیادی از خریداران و فروشندگان است و اجماع آنان را نشان می دهد . در بورس اوراق بهادار ایران حجم مبنا به منظور اطمینان از این ‌که تغییر قیمت‌ سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس حاصل از معامله حداقل تعداد معینی از سهام شرکت می باشد، تعریف و برای محاسبه آن ضریب هشت درهزار درتعداد سهام تمام شرکت‌ها صرف ‌نظر از اندازه آن ها اعمال گردید. با عنایت به این ‌که در مورد شرکت‌های بزرگ هد ف مذکور با حجم مبنای کمتری نیز حاصل می‌شود ، لذا هیئت مدیره شرکت بورس تصمیم گرفت ضریب محاسبه حجم مبنای شرکت‌هایی که سرمایه آن ها بیشتر از ۳۰۰۰ میلیارد ریال می‌باشد را از هشت در ده‌ هزار به چهار در ده‌ هزار کاهش دهد. بر این اساس از تاریخ۲ / ۴ / ۸۶ ضریب محاسبه حجم مبنای ۱۱ شرکت زیربه ( ۰۰۰۴ / ۰ ) چهار در ده‌هزارتغییر می‌یابد:
فولاد مبارکه اصفهان ـ سایپا ـ سرمایه گذاری غدیر- ملی صنایع مس ایران ـ ایران خودرو- بانک پارسیان ـ سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی ـ سیمان فارس خوزستان ـ گروه بهمن سرمایه گذاری بانک ملی ایران ـ مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران

شیوه محاسبه قیمت تئوریک سهام پس از افزایش سرمایه

هنگامی که یک شرکت در بورس اوراق بهادار بخواهد سرمایه خود را افزایش دهد باید تعدادی سهام جدید منتشر کند و به سهامداران بفروشد تا مبلغ مورد نیاز برای افزایش سرمایه را تأمین کند. حال اگر شرکت مبلغ فروش سهام جدیدی که منتشر کرده را از سهامداران (به ازای هر سهم ۱۰۰۰ ریال) دریافت کند به آن افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی سهامدارن گفته می شود و اگر شرکت مبلغ مورد نیاز برای سهام جدید منتشر شده را از طریق سود انباشته شده در شرکت تأمین کند به آن افزایش سرمایه از طریق اندوخته یا سهام جایزه گفته می شود. لازم به ذکر است، هنگامی که شرکت از طریق آورده نقدی سهامداران افزایش سرمایه می دهد به سهامدارانی که در مجمع فوق العاده سهامدار شرکت بوده اند حق تقدم خرید سهام جدید را می دهد یعنی آنها نسبت به دیگران اولویت دارند که سهام جدید را بخرند و چنانچه به ازای هر سهم مبلغ ۱۰۰۰ ریال را به شرکت پرداخت کردند آنها مالک سهام جدید نیز خواهند بود در غیر این صورت اگر مایل نبودند که در افزایش سرمایه شرکت کنند می توانند حق تقدم خرید سهام جدید خود را به فروش برسانند و شخص دیگری که این حق تقدم خرید سهام را خریده است مبلغ ۱۰۰۰ ریال را می پردازد و در افزایش سرمایه شرکت می کند. اما هنگامی که شرکت از محل اندوخته یا سود انباشته افزایش سرمایه می دهد دیگر به سهامدارانی که در مجمع فوق العاده سهامدار شرکت بوده اند حق تقدم خرید سهام جدید منتشر شده را نمی دهد بلکه بطور مستقیم از محل اندوخته مبلغ ۱۰۰۰ ریال به ازای هر سهم را می پردازد و به سهامدارن، سهام جدید می دهد که به آن سهام جایزه گفته می شود.
حال در این قسمت می خواهیم ببینیم که قیمت بازاری سهام پس از اینکه افزایش سرمایه می دهد چگونه تغییر می کند. زمانی که شرکت سرمایه خود را از آورده سهامداران یا سود انباشته افزایش دهد می تواند به یکی از سه روش زیر اقدام کند:
افزایش سرمایه کاملاً از طریق آورده نقدی سهامداران صورت پذیرد:

(P1=(P0 + a*B)/(1+a1
که در آن P0 قیمت سهام قبل از افزایش سرمایه، a1 درصد افزایش سرمایه از محل آورده، B قیمت اسمی سهام جدید منتشر شده که در بورس اوراق بهادار کشور ما ۱۰۰۰ ریال می باشد و P1 قیمت سهام پس از افزایش سرمایه می باشد.
افزایش سرمایه کاملاً از طریق سود انباشته انجام گیرد (سهام جایزه):

(P1=P0 /(1+a2
که در آن a2 درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته می باشد.
افزایش سرمایه به صورت ترکیبی از دو حالت بالا صورت بگیرد:

(P1=(P0 + a1*B)/(1+a1+a2

مثال
: فرض کنید قیمت سهام شرکت سایپا قبل از برگزاری مجمع عمومی فوق العاده جهت تصمیم گیری افزایش سرمایه ۲۰۰۰ ریال باشد و شرکت در مجمع تصمیم بگیرد ۱۰۰ درصد افزایش سرمایه بدهد. قیمت سهام این شرکت پس از افزایش سرمایه در حالتهای زیر بدین صورت محاسبه می شود:
۱) ۱۰۰ درصد افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی سهامداران تأمین شود:
P1=(2000 + 1*1000)/(1+1)=1500
یعنی قیمت سهام آن پس از ۱۰۰ درصد افزایش سرمایه ۱۵۰۰ ریال می شود.
2) 100 درصد افزایش سرمایه از طریق اندوخته تأمین شود:
P1=(2000)/(1+1)=1000
یعنی قیمت سهام آن پس از ۱۰۰ درصد افزایش سرمایه ۱۰۰۰ ریال می شود.
3) 50 درصد افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی سهامدارن و ۵۰ درصد دیگر از طریق اندوخته تأمین شود:
P1=(2000 + 0.5*1000)/(1+0.5+0.5)=1250
یعنی قیمت سهام آن پس از ۱۰۰ درصد افزایش سرمایه ۱۲۵۰ ریال می شود.
اکنون که مفهوم افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی و حق تقدم خرید سهام توضیح داده شد، می توان فرمول ارزشگذاری حق تقدم خرید سهام را نیز ارائه کرد که تنها در افزایش سرمایه از طریق آورده کاربرد دارد:
(V=(M-S)/(N+1
که در آن M قیمت سهام قبل از افزایش سرمایه، S قیمت سهام جدید منتشر شده که همان ۱۰۰۰ ریال می باشد، N تعداد سهامی که یک سهامدار باید داشته باشد تا بتواند حق تقدم خرید یک سهم جدید را داشته باشد و V قیمت تئوریک حق تقدم خرید سهام می باشد.

مثال: شرکت خدمات انفورماتیک ۲۰ درصد افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی سهامداران انجام داده است. اگر قیمت سهام قبل از افزایش سرمایه ۵۰۰۰ ریال باشد قیمت تئوریک حق تقدم خرید سهام برابر است با:
V=(5000-1000)/(5+1)=666/66
یعنی قیمت حق تقدم خرید سهام آن پس از ۲۰ درصد افزایش سرمایه ۶۶۶ ریال می شود.

مزایای سهام در مقایسه با سایر انواع اوراق بهادار چیست؟

1- اولین مزیت سرمایه‌گذاری در سهام، امکان کسب بازدهی بیشتر در ازای پذیرش ریسک بالاتر است. اگر به خاطر داشته باشید، در معرفی اوراق مشارکت گفتیم که اگرچه نرخ سود این اوراق، علی‌الحساب است و نرخ سود قطعی پروژه در سررسید محاسبه و پرداخت می‌گردد، اما معمولا نرخ سود قطعی تفاوت زیادی با نرخ سود علی‌الحساب نمی کند، بنابراین، آنچه که سرمایه‌گذار می‌تواند به عنوان بازدهی قطعی خود تلقی کند، حدودا معادل همان مبلغی است که به عنوان سود علی‌الحساب به وی پرداخت می‌گردد که این میزان بازدهی، ممکن است برای بسیاری از سرمایه‌گذاران، بویژه سرمایه‌گذاران جذاب نباشد. در مورد اوراق اجاره هم اینچنین است، زیرا بازدهی این اوراق نیز مبلغ ثابتی است که در قالب اجاره بها، بصورت دوره‌ای به خریداران اوراق پرداخت می‌شود.
اما برخلاف اوراق مشارکت و اوراق اجاره، دارندگان سهام یک شرکت، به میزان سهامی که دارند، در کلیه منافع شرکت، ازجمله سود سالیانه و افزایش قیمت سهام، شریک هستند و اگر برای مثال، شرکت در طول یکسال فعالیت خود، حتی صد درصد هم سود کند، این سود به سهامداران تعلق دارد. البته، باید توجه داشت که همواره، چنین سودهایی نصیب سهامداران نمی‌شود و گاهی اوقات ممکن است شرکت سود بسیار اندکی داشته باشد و حتی زیان دهد که در این موارد نیز سهامداران، در زیان شرکت سهیـم خواهند بود. پس ریسک سرمایه‌گذاری در سهام بیشتر و البته، بازدهی موردانتظار خریداران سهام نیز بالاتر از اوراق مشارکت و اوراق اجـاره است. بنابراین، بررسی کامل شرکت‌ها و انتخاب هوشمندانه سهام آنها، بسیار حائز اهمیت است.

2- دومین مزیت سهام در مقایسه با اوراق بهادار با درآمد ثابت، امکان مشارکت سهامدار در نحوه اداره شرکت است. اگر به خاطر داشته باشید، در توضیح اوراق مشارکت و اوراق اجاره گفتیم که خریداران این اوراق، در طول دوره سرمایه‌گذاری (مثلا 4 سال) سود مشخصی را دریافت کرده و در پایان دوره هم اصل سرمایه‌شان را دریافت کرده و به سرمایه‌گذاری خود پایان می‌دهند، بدون آنکه دخالتی در نحوه انجام کار داشته باشند. اما در سهام، اینطور نیست. سهامداران به نسبت سرمایه خود، دارای حق رأی هستند و می‌توانند با شرکت در مجامع عمومی شرکتی که سهامش را در اختیار دارند، درباره مسائل اساسی شرکت مانند انتخاب اعضای هیئت مدیره، نحوه تقسیم سود و… اظهارنظر کنند.

3- سومین مزیتی که شامل حال سهامداران یک شرکت می شود، اولویت آنها برای خرید سهام جدید آن شرکت است. لازم است در این خصوص، کمی توضیح دهیم. وقتی شرکت‌ها برای اولین‌بار سهام خود را منتشر می‌کنند، قیمت پایـه سهام آنها که اصطلاحا قیمت اسمی نام دارد، هزار ریال (100 تومان) است، به این معنـا که اگر مثلا سرمایه شرکت صد میلیون تومان باشد، شرکت باید یک میلیون سهم 100 تومانی منتشر کند. اما قیمت سهم در بورس، لزوما همیشه معادل قیمت اسمی یعنی 100 تومان نیست، زیرا براساس نوع عملکرد شرکت و میزان تقاضایی که برای آن سهم در بورس وجود دارد، قیمت سهام ممکن است با افزایش یا کاهش مواجه شود. کافیست نگاهی به قیمت سهام شرکت‌های مختلفی که هم اکنون در بورس خرید و فروش می شوند، بیاندازید. خواهید دید که قیمت سهام اغلب شرکت‌ها بالاتر از 100 تومان، یعنی بالاتر از ارزش اسمی است. حال فرض کنید شرکتی که هم‌اکنون سهامش مثلا با قیمت 180 تومان در بورس خرید و فروش می شود، قصد دارد برای تامین منابع مالی بیشتر، سهام جدید منتشر کند. طبیعتا براساس قانون، اولا شرکت باید براساس قیمت اسمی، یعنی 100 تومان، سهام منتشر کند و ثانیا، سهامداران فعلی شرکت، در اولویت برای خرید سهام این شرکت می باشند، نتیجه کاملا مشخص است. سهامداران فعلی با خرید سهام جدید شرکت می توانند به ازای هر سهم، 80 تومان سود کسب کنند، زیـرا سهمی را که در بورس، با قیمت 180 تومان خریدار دارد، به قیمت 100 تومان (ارزش اسمی سهم) خریداری می‌کنند.

4- چهارمین مزیت خرید سهام، امکان دریافت سهام جایزه از شرکت است. همانطور که گفتیم، شرکت‌ها معمولا در پایان هر سال، مبلغی را به عنوان سود بدست می‌آورند. نحوه استفاده از سود سالیانه در شرکت‌ها متفاوت است. برخی شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند درصدی از سود را بین سهامدارانشان توزیع کنند، اما برخی دیگر ترجیح می‌دهند بجای آنکه با توزیع سود، نقدینگی را از شرکت خارج کنند، سود بدست آمده را صرف توسعه شرکت نمایند. به همین دلیل، از محل سود سالیانـه، سرمایه خود را افزایش می‌دهند.
برای مثال، شرکتی با سرمایه 10 میلیارد تومانی را درنظر بگیرید. فرض کنید این شرکت در پایان سال، 3 میلیارد تومان سود بدست آورده و تصمیم گرفته است از این مبلغ، 2 میلیارد تومان را به افزایش سرمایه اختصاص دهد. بنابراین، سرمایه شرکت 20 درصد افزایش یافته و از 10 میلیارد تومان به 12 میلیارد تومان می رسد. همانطور که قبلا هم توضیح دادیم، چون این سود متعلق به سهامداران فعلی شرکت است، بنابراین منافع حاصل از افزایش سرمایه نیز به سهامداران فعلی شرکت تعلق خواهد داشت. پس میزان سرمایـه سهامداران نیز باید به میزان 20 درصد افزایش یابد. به عنوان مثال، فردی که تا پیش از افزایش سرمایه، مالک 100 سهم شرکت بوده است، پس از افزایش سرمایه مالک 120 سهم شرکت خواهد بود، یعنی 20 سهم جدید را به عنوان سهام جایزه دریافت کرده است. چون سهامداران شرکت برای دریافت این سهام، پولی پرداخت نمی‌کنند، به این سهام، سهام جایزه گفته می‌شود.

تنها ابزار مالی که روزهای تعطیل هم در بازار سهام سود می‌دهد

اوراق اجاره یک ابزار مالی سرمایه گذاری اسلامی است که همانند اوراق مشارکت بازدهی مشخص و مطمئن را نصیب سرمایه گذاران می‌کند،بنابراین ریسک این اوراق در مقایسه با سهام کمتر است.
بر اساس این گزارش سرمایه گذاران می توانند با خرید اوراق اجاره در فواصل زمانی مشخص از جمله سه ماهه،شش ماهه یا حتی یکساله و بیشتر سود معینی را دریافت کنند.
این در حالی است که سرمایه گذاران در هر زمانی که به پول نیاز داشته باشند می توانند این اوراق را از طریق بورس به سایر متقاضیان بفروشند.
به گزارش فارس محسن تقی نژاد و محمد رسول اصلان بیک در گزارشی پژوهشی با اشاره به مزایای اوراق صکوک اجاره در بازار سرمایه ایران و نحوه سودآوری این ابزار مالی معتقدند: فرض کنید یک شرکت برای تامین مالی منابع لازم به منظور خرید تجهیزات سایت های مخابراتی نیاز به منابع مالی دارد اما در حال حاضر منایع مالی لازم در اختیار وی نیست.
قدر مسلم اگر کسی قادر به خرید منزل برای سکونت نباشد اقدام به اجاره منزل مسکونی می کند ،این شرکت هم می تواند منابع مورد نیاز خود را اجاره کرده و در فواصل زمانی مشخص به مالک اجاره بها بپردازد.
این دو کارشناس بازار سرمایه فراهم شدن این امکان را از طریق انتشار اوراق اجاره برای شرکت ها یادآور می شوند و می گویند: انتشار اوراق اجاره از طریق یک نهاد مالی به نام نهاد واسط انجام می شود به گونه ای که ابتدا نهاد واسط ؛ اوراق اجاره را منتشر و از طریق شبکه بانکی و یا بازار سرمایه این اوراق را برای فروش عرضه می کند.
با فروش این اوراق به سرمایه گذاران منابع مالی لازم برای خرید منابع مورد نیاز شرکت در اختیار نهاد واسط قرار می گیرد،سپس نهاد واسط به وکالت از سرمایه گذاران منابع مورد نظر شرکت را خریداری کرده و برای دوره مشخص به شرکت اجاره می دهد.
این دو کارشناس تصریح می کنند: شرکت مورد نظر اما با استفاده از این منابع می بایست درآمد خود را افزایش دهد و در فواصل زمانی معین بطور مثال هر سه ماه یکبار اجاره بها را به شرکت واسط پرداخت می کند و شرکت واسط نیز مبلغ اجاره بها را به سرمایه گذاران پرداخت می نماید.
به گزارش فارس سود حاصل از سرمایه گذاری در اوراق اجاره در واقع همان مبالغ اجاره بهایی است که خریداران اوراق در طول دوره اجاره دریافت می کنند. این مبلغ معمولا حداقل معادل سود اوراق مشارکت و حتی بعضاً مقداری بیشتر تعیین می شود تا اوراق اجاره جذابیت لازم را برای سرمایه گذاران داشته باشند.
همچنین سود حاصل از اوراق اجاره نیز همانند سود حاصل از اوراق مشارکت از پرداخت مالیات معاف است.
محسن تقی نژاد و محمد رسول اصلان بیک در ادامه پژوهش خود اشاره می کنند که در اوراق اجاره نیز همانند اوراق مشارکت خریداران اوراق به نسبت میزان سرمایه گذاری ، مالک دارایی محسوب می شوند و بر همین اساس اجاره بها دریافت می کنند. بنابراین اوراق اجاره نیز همانند اوراق مشارکت پشتوانه یک دارایی معین منتشر شده است.
نکته مهم اینکه اوراق اجاره برای تامین منابع مالی مورد نیاز برای هر نوع دارایی با دوام مانند خودرو های سبک و سنگین،مشاین آلات صنعتی توربین های گازی،واگن قطار،ساختمان و سایر دارایی هایی که قابلیت اجاره دادن داشته باشند بکار گرفته می شود.
بر اساس این گزارش اوراق اجاره به دو نوع اوراق اجاره به شرط تملیک و اوراق اجاره عادی با هدف تامین نقدینگی تقسیم بندی می شود .
اوراق اجاره به شرط تملیک تنها اوراق اجاره ای است که از بین اوراق اجاره مختلف در ایران منتشر شده است.
این دو پژوهشگر با طرح این پرسش که چگونه می توان در بازار سهام حتی در روز های تعطیل نیز سود مناسبی کسب کرد ؟ پاسخ می دهند: فرض کنید قصد خرید تعدادی از اوراق اجاره بطور مثال "صایتل" را داشته باشیم. در عین حال مقداری نقدینگی در سبد دارایی های خود داریم و هیچ سهم مناسبی را در شرایط کنونی بازار برای خرید پیدا نکرده ایم. اما قبل از خریدن اوراق اجاره باید مواردی را مد نظر خود قرار دهیم .
از جمله اینکه سود اوراق اجاره روز شمار است و تفاوت بزرگ آن با بانک این است که حداقل باید 10 برگه از این اوراق خریداری شود و این خرید برای هر برگه حداقل یکصد هزار تومان می باشد.
بر اساس این گزارش در حالی که هم اکنون سود سالیانه بانک ها به 15 درصد کاهش یافته اما این اوراق حداقل 20 درصد سود روزشمار را به سرمایه گذاران ارایه می دهد که ممکن است از درصد تعیین شده نیز این سود بیشتر افزایش یابد.
در عین حال تضمیمن خرید این اوراق با بازار گردان است و به هیچ عنوان سودی کمتر از 20 درصد به سرمایه گذار نمی دهد.
همچنین زمان تبدیل شدن اوراق به پول در عملیات پایاپای سپرده گذاری تنها یک روز کاری (t+1) است و این در حالی است که عملیات پایاپای سهام در بازار سرمایه کشور طی سه روز کاری( t+3) انجام می شود. بنابراین پس از یک روز با خرید یک میلیون تومان از اوراق صکوک اجاره علاوه بر سود اصل سرمایه نیز قابل دریافت است.
به گزارش فارس در پایان این پژوهش عنوان شده که اگر شما اوراق اجاره را روز چهار شنبه خریداری کنید و شنبه هفته بعد با همان قیمت بفروشید شما به اندازه پنج شنبه و جمعه یعنی دو روز تعطیل آخر هفته ؛ 2 درصد سود روز شمار منفعت کسب کرده اید.
به گزارش فارس هم اکنون بیش از هفت صکوک اجاره مختلف در کنار سایر ابزار های مالی پذیرفته شده در بورس و فرابورس ایران روزانه میان معامله گران بازار سهام دست به دست می شود.

چطـور می‌توان ریسک سرمایـه‌گذاری در بورس را کاهش داد؟

در یک تعریف بسیار ساده، ریسک، احتمال محقق نشدن پیش‌بینی‌هاست. برای مثال، فرض کنید قیمت سهام شرکت الف در حال حاضر 150 تومان است. شما پیش‌بینی می‌کنید که قیمت سهام این شرکت در ماه آینده به 160 تومان برسـد و براساس این پیش‌بینی، اقدام به خرید سهام می‌کنید. در اینجا دو حالت ممکن است رخ دهد: یا سهام مزبور در ماه آینده به 160 تومان یا بالاتر از آن می‌رسد که در این صورت شما ریسک سرمایه‌گذاری را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اید و به اصطلاح ریسک سرمایه‌گذاری شما صفر بوده است یا اینکه پیش‌بینی شما محقق نمی‌شود و سهام آن شرکت با قیمتی کمتر از آنچه پیش‌بینی کرده بودید، به فروش می‌رسد. مثلا در ماه آینده قیمت سهام مزبور به 155 تومان می‌رسد. در این صورت پیش‌بینی شما با 50 درصد عدم موفقیت همراه بوده است. بدین ترتیب مشخص می‌شود که تعریف دیگر ریسک، احتمال عدم موفقیت است. هر اندازه احتمال عدم موفقیت در سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، اصطلاحا ریسک سرمایه‌گذاری بیشتر خواهد بود.

بنابراین، با دقت در مفهوم ریسک می‌توان به دو نکتـه اساسی پی برد:
1- پیش‌بینی صحیح نقش بسیار زیادی در کاهش ریسک سرمایه‌گذاری دارد
2- چون لزوما همواره پیش‌بینی‌ها بطور کامل منطبق بر واقعیت نخواهد بود، لذا فردی که قصد دارد با خرید سهام در بورس سرمایه‌گذاری کند، بایـد توانایی پذیرش ریسک را داشته باشد.
البته در آینـده، بیان خواهیم کرد که در سال‌های اخیر و با طراحی برخی شیوه‌های جدید سرمایه‌گذاری در بورس، امکان سرمایه‌گذاری بدون ریسک در بورس هم برای افراد فراهم شده است. اما به هر حال، باید توجه داشت که موضوعـی تحت عنوان ریسک، همواره باید در سرمایه‌گذاری‌ها مدنظر قرار گیرد.
اما در کنار مفهوم ریسک، مفهوم دیگری نیز همواره در ادبیات سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ مفهومی به نام بازده. منظور از بازده، درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری است. در برنامه‌های قبل، توضیح دادیم که فردی که سهامی را خریداری می‌کند، از دو محل،کسب درآمد می‌کند: اول دریافت سود نقدی سالانه و دوم، درآمد ناشی از افزایش قیمت سهام. مجموع این دو را بازده می‌گویند. مثلا فرض کنید فردی، سهام شرکتی را به قیمت 150 تومان خریداری می‌کند. اگر این شرکت در پایان سال، به ازای هر سهم، 15 تومان سود نقـدی به سهامدارانش بدهـد و قیمت سهم هم در پایان سال، به 195 تومان برسد، بنابراین بازده سرمایه‌گذاری فرد در مجموع 40 درصد بوده است، 10 درصد بازده ناشی از دریافت سود نقدی و 30 درصد بازده ناشی از افزایش قیمت سهام.
فرض کنید شما به جای خرید سهام یک شرکت، اوراق مشارکت را از بانک خریداری کرده‌اید و نرخ سود سالانه اوراق مشارکت هم 20 درصد تعیین شده است. مشخص است که بازده سرمایه‌گذاری شما در یک سال از طریق اوراق مشارکت 20 درصد خواهد بود. در واقع، در اوراق مشارکت، برخلاف سهام، قیمت خود اوراق مشارکت ثابت است و سرمایه‌گذار، فقط سود ثابتی را در فواصل زمانی تعریف شده دریافت می‌کند.
سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا باید یک نفر سهامی را خریداری کند که 40 درصد بازده دارد ولی فرد دیگری به 20 درصد بازده راضی می‌شود؟
اگر از شما چنین سؤالی را بپرسند، چه جوابی دارید؟ احتمالا پاسخ می‌دهید:
- از کجا معلوم که سهام شرکت موردنظر، حتما 40 درصد بازدهی داشته باشد؟
- اگر قیمت سهم برخلاف پیش‌بینی‌ها، به 195 تومان نرسید، چه می‌شود؟
- اگر شرکت سود نقدی کمتری از مقدار پیش‌بینی‌ شده توزیع کرد، تکلیف چیست؟
- خرید اوراق مشارکت، حداقل این تضمین را دارد که قطعا 20 درصد بازدهی به دست خواهد آمد و پاسخ‌هایی از این دست.
اما با وجود همه این تردیدها، بسیارند سرمایه‌گذارانی که ترجیح می‌دهند بجای دریافت بازدهی 20 درصدی بدون تحمل ریسک، ریسک بیشتری را متحمل شوند و در ازای پذیرش این ریسک، بازدهی بیشتری بدست آورند. به همین علت است که به بازده، پاداش ریسک هم می‌گویند؛ یعنی کسب بازدهی بیشتر، در ازای پذیرش ریسک بیشتر و کسب بازدهی کمتر، در ازای پذیرش ریسک کمتر.

همه چیز درباره ابزارهای مالی در بورس / از ابزار بدهی تا ابزار مشقه

بسیاری از کارشناسان و فعالان بازار سرمایه معتقدند که بازار سهام ایران به دلیل نبود یا کمرنگ بودن ابزارهای مالی همچون آپشن، فیوچرز، آتی و ... بازاری پرریسک و تک‌جهت است. در واقع بازار سهام با رشد قیمت‌ها سود را تجربه می‌کند و با سقوط قیمت‌ها راهی جز نزول را ندارد. در حالی که شاید با وجود ابزارهای جدید بتوان در زمان کاهش قیمت‌ها از افت بازار جلوگیری کرد. از سویی نبود ابزارهای جدید مالی و ریسک بالای بازار باعث شده که نه تنها سرمایه‌گذار خارجی، بلکه سرمایه‌گذاران داخلی هم اقبال لازم و پرشوری به بازار نداشته باشند. به گفته بسیاری از کارشناسان، بازار سرمایه بدون ابزارهایی شبیه ابزار مشتقه معنی و مفهوم واقعی بازار را ندارد و سرمایه‌گذاران خارجی تصویری از بازار بدون ابزار مشتقه ندارند که بتوانند وارد آن بازار شوند. به گفته برخی مدیران لازمه فعال بودن ابزارهای مالی فراهم بودن زمینه لازم برای هر یک از این ابزارهاست که در سال‌های اخیر تاحدود زیادی به آن توجه شده و فعالیت‌های خوبی در این زمینه‌ها صورت گرفته است. حال سوال این است؛ نقش ابزارهای مالی در بازار ما کجاست؟ چرا بورس تهران این ابزارها را در دستور کار خود ندارد و آیا وجود این ابزارها می‌تواند به تغییرات چشمگیری در شرایط بازار منجر شود یا خیر؟

زمینه‌سازی قانون بازار اوراق بهادار برای توسعه ابزارهای مالی
واضح است که از ویژگی‌های بارز بازار سرمایه تنوع و در واقع پتانسیل وجود تنوع برای فراهم کردن رضایت سرمایه‌گذاران با انتظارات متفاوت است. به هر حال باید پذیرفت که در بازار سرمایه ایران بستر اصلی ایجاد این تنوع پس از تصویب قانون بازار اوراق بهادار فراهم شد. با تصویب قانون مذکور قاعدتا بحث تدوین مقررات و فرهنگ‌سازی، دو موضوعی بود که باید با تقدم و تاخر اتفاق می‌افتاد؛ ولی با توجه به نوپابودن بازار اوراق بهادار در این مقطع و خلأهای موجود ابزار تامین مالی بعضا موازی‌کاری و آزمون کردن بعضی ابزار اجتناب‌ناپذیر بود. هر کارشناسی که تا حدود کمی هم از بازار سرمایه و ابزارهای نوین مالی اطلاع داشته باشد، لزوم وجود انواع ابزار مالی در بازار سرمایه را می‌داند. بنابراین بحثی پیرامون این موضوع نیست. بحث اصلی، فراهم بودن زمینه لازم برای هریک از ابزارهای مالی است. به‌عنوان مثال لازمه اصلی فعال بودن ابزار مالی بدهی امکان رقابت در زمینه هزینه‌های تامین مالی و تناسب بین ریسک و بازدهی اوراق است. در سال‌های گذشته در بازار اوراق بهادار بدهی ابزار مالی متنوعی با تایید مباحث فقهی اوراق صورت گرفته و زمینه برای رشد آن فراهم است؛ ولی قاعدتا امکان رقابتی بودن نرخ ابزار بدهی جهش چشمگیری در رشد و کاربرد این ابزار فراهم خواهد کرد.
در این سال‌ها در زمینه تدوین مقررات و ایجاد ابزارهای مشتقه نیز فعالیت‌های خوبی صورت گرفته؛ ولی موارد مختلفی به‌عنوان مانع در توسعه این ابزار قلمداد می‌شوند. در حال حاضر طبق مقررات و به‌دلیل کاهش ریسک نوسانات قیمت سهام که کمبود عمق بازار دلیل اصلی آن است، سهام پذیرفته شده در بازارهای مختلف، مشمول محدودیت نوسان روزانه قیمت هستند.البته این موضوع مختص بازار سهام ایران نیست و در بازارهای مختلف و با توجه به الزامات تشخیص داده شده مقررات‌گذار هر بورس، به اشکال مختلف اعمال می‌شود. از نگاه کارشناسی این موضوع نیز نیازمند بازنگری مستمر و برخی اصلاحات است؛ چرا که یکی از موانع اصلی ایجاد ابزار مشتقه روی سهام وجود موانعی بر سر راه کشف قیمت است؛ ولی به هرحال نباید نگاه ساده‌انگارانه و نسنجیده به موضوع منجر به تشدید ریسک سرمایه‌گذاری در سهام شود؛ به‌گونه‌ای که زحمات و فرهنگ‌سازی‌های انجام شده تا به امروز را به هدر دهد. تجربه ایجاد ابزار قرارداد آتی روی سکه طلا نشان داد که با طی شدن مسیر صحیح و فراهم کردن زمینه مناسب می‌توان محدوده بازار اوراق بهادار را به مدیریت منظم برای سایر بازارهای اقتصادی گسترش داد.
پتانسیل‌های موجود در بازار اوراق بهادار به‌گونه‌ای است که انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاران و فعالان سایر بازارها ایجاد می‌کند تا از نظم و شفافیت نسبی این بازار برای توسعه بازار خود حداکثر بهره را ببرند.از جمله ابزار دیگری که شاید نیاز به آن در بازار سهام در برخی مقاطع زمانی به شدت احساس می‌شود فراهم کردن امکان فروش استقراضی است. بدیهی است این ابزار می‌تواند زمینه تعادل را در زمان‌های رشد بی‌رویه قیمت سهام شرکت‌ها فراهم کند ولی نکات ظریف موجود، مانند پایین بودن سهام شناور آزاد بسیاری از شرکت‌ها، مانعی برای فعال شدن این روش تعادل‌ساز بازار محسوب می‌شود. به هر حال خیلی از مشکلات موجود، در آینده و با زمینه‌سازی افزایش عمق بازار بر طرف خواهد شد. مادامی که عمق بازار در حدی نباشد که بخش قابل توجهی از اقتصاد را معطوف به خود کند، نمی‌توان خیلی انتظار نامتوازن صرفا برای طراحی ابزار جدید داشت. البته در سال‌های اخیر روند توسعه فعالیت شرکت‌های تامین سرمایه به‌عنوان یکی از ارکان بازار سرمایه قابل مشاهده است. قطعا از مهم‌ترین تکالیف شرکت‌های مذکور طراحی و توسعه ابزار مالی مورد نیاز بازار است و باید به‌گونه‌ای پیش رود که مقررات مصوب سازمان بورس، از بدنه نهادهای مالی براساس تشخیص نیاز بازار و تحلیلگران اوراق بهادار نشات گیرد.

بازار سهام نیازمند توجه مضاعف به ابزارهای مالی

ابزارهای مالی قابل معامله در بورس‌ها را می‌توان در یک تقسیم بندی کلی به ابزار سرمایه‌ای مثل سهام، ابزار بدهی مانند اوراق قرضه و ابزار مشتقه دانست. ابزار مشتقه (Derivative Contract) در مباحث مالی ابزاری است که ساختار پرداخت و ارزش آن از ارزش دارایی پایه و شاخص‌های مربوطه نشات می‌گیرد. این ابزار به دارنده آن اختیار یا تعهد خرید یا فروش یک دارایی معین را می‌دهد و ارزش آن از ارزش دارایی مربوطه مشتق می‌شود. قراردادهای مشتقه به نوعی از قراردادهای مالی گفته می‌‌‌‌شود که ارزش خود را از کالای فیزیکی (دارایی پایه) می‌‌‌‌گیرند. دارایی پایه می‌‌‌‌تواند به شکل سهام، کالا، نرخ‌های بهره، صنعت ساخت و ساز یا هر نوع دارایی دیگر باشد. اگر بخواهیم قراردادهای سلف و آتی را با بیانی ساده تعریف کنیم باید گفت که این قراردادها دو طرف خریدار و فروشنده را متعهد می‌کند که دارایی مشخصی را در آینده‌ای معلوم با قیمتی که در هنگام بستن قرارداد تعیین می‌شود با یکدیگر مبادله کنند. اگر قراردادهای پیش‌فروش و پیش‌خرید در بازار سنتی و شبکه‌های غیررسمی (Over The Counter (OTC منعقد شوند به آنها سلف می‌گویند و اگر در بازارهای سازمان یافته منظمی‌مانند بورس مورد دادوستد قرار بگیرند و دارای استانداردهای مشخص قراردادی و تضمین انجام معامله باشند، قرارداد آتی نامیده می‌شوند.
امروزه در بازارهای آتی و سلف انواع دارایی‌ها مورد معامله قرار می‌گیرند. دارایی‌های فیزیکی مثل طلا، نقره، نفت، محصولات کشاورزی، فلزات و دارایی‌های مالی مثل اوراق قرضه، نرخ بهره، ارزهای خارجی و اوراق سهام از آن جمله‌اند. قراردادهای سلف نیز به نوبه خود سازمان یافته‌تر از گذشته در بازارهای خارج از بورس (OTC) مورد استفاده تجار و شرکت‌های چند ملیتی که قراردادهای غیراستاندارد و خصوصی را ترجیح می‌دهند، مورد معامله قرار می‌گیرند. امروزه اوراق مشتقه در قالب چهار نوع قرارداد مشتقه اصلی مورد معامله قرار می‌‌‌‌گیرند، که عبارت است از:

قراردادهای آتی (futures contract): نوعی ابزار مشتقه است که قابلیت خرید و فروش در بازارهای مالی را دارد. در این قرارداد طبق عقد صلح یک طرف (فروشنده) توافق می‌کند در سر رسید معین، مقدار معینی از کالای مشخص را در عوض قیمتی که اکنون تعیین می‌کنند به طرف دیگر (خریدار) تحویل دهد. قراردادهای آتی برای نخستین بار بر پایه محصولات کشاورزی و بعدها بر پایه منابع طبیعی مانند نفت معامله می‌‌شدند. قرارداد‌های آتی مالی‌ در سال ۱۹۷۲ وارد بازار شدند. در سال‌های اخیر، قرارداد بر پایه‌های دیگر مانند ارز، نرخ بهره و شاخص‌های بازار سهام بسیار متداول شده‌اند و نقش مهمی ‌در کنترل ریسک بازی می‌‌کنند.

قراردادهای سلف (Forwards): قراردادی است که به موجب آن دو طرف تعهد می‌کنند در یک تاریخ مشخص با یک قیمت مشخص یک کالای باکیفیت مشخص که کلا براساس توافق طرفین تعیین خواهد شد را مبادله کنند. در این قرارداد هم پیش شرط این است که تفاوت دیدگاه نسبت به قیمت آینده برای خریدار و فروشنده وجود داشته باشد. براساس قرارداد سلف تمامی‌مبلغ باید قبلا پرداخت گردد و کالا در سررسید تحویل شود. به این ترتیب، در این معاملات، غالبا یا پول نقد رد وبدل می‌شود یا اسنادی که معادل پول نقد به شمار می‌آیند. یکی از دارایی‌هایی که معامله سلف آنها بسیار متداول است، نفت خام (مثل نفت خام سبک عربستان، تحویل در ژانویه) است.

قراردادهای اختیار معامله (Options): اختیار معامله قراردادی است بین خریدار و فروشنده، به‌نحوی که خریدار از فروشنده اختیار معامله، حق خرید یا فروش یک دارایی را در یک قیمت معین خریداری می‌کند. در اینجا نیز همانند تمام قراردادها، هر طرف امتیازی را به طرف مقابل اعطا می‌کند، خریدار به فروشنده مبلغی تحت عنوان حق‌شرط پرداخت می‌کند که در واقع همان قیمت اختیار معامله است. فروشنده نیز حق خرید یا فروش دارایی مذکور را در یک قیمت معین به خریدار اعطا می‌کند. اختیاری که برای خرید یک دارایی داده می‌شود را اختیار خرید و اختیاری که برای فروش یک دارایی داده می‌شود را اختیار فروش گویند. قیمت تعیین شده‌ای که خریدار می‌تواند دارایی را خریداری کرده یا بفروشد، قیمت اعمال یا قیمت توافق نامیده می‌شود. به علاوه اختیار معامله مدت معینی دارد. حق خرید یا فروش دارایی در یک قیمت معین فقط تا تاریخ انقضایی که قبلا مشخص شده است امکان خواهد داشت. پس از اینکه تولیدکننده، برای یکی از مشتریان (یا سهامداران یا یکی از ذی‌نفعان) خود اختیار خرید یا فروش صادر کرد، این اختیار خرید یا فروش در بورس مورد خرید یا فروش قرار می‌گیرد، نرخ خرید یا فروش یک قرارداد اختیار بر اساس رقابت در بورس تعیین می‌شود. (نرخ پایه خرید یا فروش قرارداد اختیار توسط بورس تعیین می‌شود)

قراردادهای معاوضه (Swaps): قراردادی است که طرفین به موجب آن تعهد می‌کنند که برای مدت معین (توافق شده) دو دارایی یا منافع حاصله از دو دارایی را با کیفیت مشخص (توافق شده) به نسبت تعیین شده معاوضه کنند. پس از سررسید، هریک از طرفین متعهد است عین دارایی را به صاحب آن مسترد دارد. این دارایی ممکن است فیزیکی یا مالی باشد، این قراردادها به صورت غیررسمی(OVER THE - COUNTER MARKET) انجام می‌گیرند. نمونه متداول و شناخته شده معاوضه، معامله دو روش پرداخت سود برای یک مبلغ اصل یگانه است. معاوضه نرخ بهره، معمولا به سه صورت (نرخ ثابت در برابر نرخ شناور، نرخ شناور در برابر نرخ ثابت و نرخ شناور در برابر نرخ شناور) انجام می‌شود. در واقع معنای حقیقی مشتقات توافق میان دو گروه مشروط بر خروجی آتی دارایی پایه است. تصور رایج آن است که ابزارهای مشتقه خود دارایی می‌باشند، در صورتی که این تصور نادرست است، زیرا که یک ابزار مشتقه خود به تنهایی نمی‌تواند ارزشی داشته و ایجاد کند، اما بسیاری از ابزارهای معمول مانند سوآپ‌ها، معاملات آتی و اختیار معامله که دارای ارزش ذاتی نظری هستند می‌توانند از طریق فرمول‌هایی همچون بلک شولز محاسبه شده و به صورت مکرر در بازارهای آزاد قبل از تاریخ سررسید مورد معامله قرار گیرند. درحالی‌که بازار سهام ما در سالیان اخیر در بحث معاملات سهام و اوراق بدهی از رشد چشمگیری برخوردار بوده متاسفانه استفاده از ابزار مشتقه چندان جدی دنبال نشده است.

خصوصیات ابزار مشتقه:
1. قیمت اوراق مشتقه مانند سایر کالاها و اوراق به عرضه و تقاضا بستگی ندارد، بلکه به قیمت دارایی پشتوانه اوراق وابسته است.
2. مصون‌سازی در بازار نقد یا تحویل فوری برای آینده کپی می‌شود یعنی آنچه در بازار امروز وجود دارد با همان شرایط در آینده به‌دست می‌آورد.
3. بدهی در اوراق مشتقه یک ادعای اقتضایی در زمانی مشخص است که آنها را به مثابه یک اهرم بسیار قوی مطرح می‌کند. بدهی بیانگر تعهد در مقابل خریدار است.
4. محلی که طرفین برای مبادله اوراق مشتقه غیراستاندارد حضور می‌یابند بازار خارج از بورس است که برای یکی ریسک رخ می‌دهد و دیگری مصون می‌ماند در این بازار تسویه حساب طرفین در زمان مقرر صورت می‌گیرد و پرداخت‌های لازم انجام
می‌پذیرد.

نقش اقتصادی ابزار مالی مشتقه:
1. انتقال خطر بازار
الف) کنترل بر دارایی‌های مالی
ب) محدود کردن دامنه تغییرات قیمت یا نوسان‌پذیری قیمت‌ها
ج) کنترل خطر انتشار دارایی‌های مالی
2. کاهش هزینه‌های تامین مالی وام گیرندگان
3. تغییر کارآمد نسبت بدهی‌های ثابت به بدهی‌های با نرخ شناور
4. افزایش بازده دارایی
5. تعدیل سریع ساختار جریان نقدی دارایی‌ها برای انطباق بیشتر با وضعیت شرکت در بازار
6. گریز از مالیات و دور زدن مقررات

امتیازات بازارهای اوراق مشتقه نسبت به بازارنقدی:
1. انجام معامله در آن برای تعدیل خطری که پرتفوی سرمایه‌گذاران با آن روبه‌رو است هزینه کمتری در بازار نقدی دارد.
2. معاملات سریع‌تر صورت می‌گیرد
3. برخی از بازارهای مشتقه می‌توانند معاملات دلاری بزرگ‌تری را بدون تاثیرگذاری نامناسب بر قیمت اوراق مشتقه جذب کنند یعنی بازار اوراق مشتقه می‌تواند نقدشوندگی بیشتری از بازار نقدی داشته باشند. درحالی‌که در خیلی از بورس‌های جهان حجم معاملات در بخش ابزار مشتقه با سایر بخش‌ها برابری می‌کند در بازار سهام ایران نسبت حجم معاملات این ابزار نسبت به کل معاملات بسیار ناچیز است. امکان پوشش ریسک، استفاده از نسبت اهرمی ‌در معاملات، افزایش حجم معاملات، کشف قیمت بهینه برای دارایی‌های پایه و... از مزایای استفاده از ابزارهای مشتقه در بازار می‌باشد. برای مثال امکان فروش استقراضی که به معنی امکان فروش یک دارایی است قبل از آنکه دارایی در مالکیت فرد باشد می‌تواند از رشد حبابی قیمت‌ها در بازار جلوگیری کند. زیرا در بازار یک طرفه که سود همه افراد در خرید سهام صعودی است امکان رشد خارج از منطق قیمت وجود دارد درحالی‌که اگر افراد بتوانند از کاهش قیمت‌ها نیز منتفع شوند این موضوع محرکی برای افزایش فشار فروش روی سهامی‌خواهد شد که قیمت آنها از ارزش ذاتی فاصله معنی داری گرفته است.
این موضوع همچنین برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی نیز نکته مهمی‌ است، چرا که برای خیلی از معامله‌گران در بازارهای جهانی بازار سهام بدون ابزار مشتقه تقریبا بی معنی است. عدم توسعه ابزار مشتقه در بازار سهام در حالی رخ می‌دهد که ما یک تجربه نسبتا موفق از اجرای معاملات فیوچرز در معاملات سکه در بورس کالا داشته‌ایم. هر چند که مدتی است حجم معاملات در این بازار به‌دلیل نوسانات محدود قیمت سکه تا حدی کاسته شده است.با این حال تجربه موفق پیاده‌سازی یک ابزار مشتقه با لحاظ مسائل فقهی و شرعی نشان داد که می‌توان این ابزار را در مورد سایر کالاها و بازار سهام نیز به‌کار برد. هرچند که در حال حاضر معاملات فیوچرز در بازار سهام نیز برقرار است اما برخی محدودیت‌ها و البته عدم اطلاع‌رسانی درست در این زمینه سبب شده است که اقبال بازار سهام به این ابزار قابل توجه نباشد.به نظر می‌رسد در این زمینه لازم است تا متولیان بازار سرمایه با توجهی مضاعف در این بخش به تعریف سایر ابزارهای مالی متعارف در بورس تهران بپردازند و همچنین با یک برنامه‌ریزی مناسب به آموزش و اطلاع‌رسانی این ابزارها در بازار همت بگمارند تا علاوه بر افزایش پویایی بازار بتوانند در جذب سرمایه‌گذاران خارجی نیز موفق‌تر عمل کنند.

ابزارهای مشتقه فرصتی برای پوشش ریسک
بنا به تعریف، ابزارهای مشتقه (Derivatives) معاملاتی هستند که اصل دارایی در آن جابه‌جا نشده و عملکرد قیمت ابزارهای مشتقه ناشی از تغییرات قیمت کالای مربوطه است. به سخن دیگر، رفتار این ابزارها از رفتار دارایی مربوطه در بازار ناشی می‌شود. البته در بسیاری از موارد، دارایی معامله نشده و فقط تفاوت قیمت‌ها یا حق بیمه بین طرفین تسویه می‌شود. معاملات اخیر صرفا برای کسب سود یا سفته بازی بوده و برای انجام معاملات در بورس و خارج از بورس انجام می‌شود. در حقیقت یک ابزار مشتقه ابزار مالی‌ است که ساختار پرداخت و ارزش آن از ارزش اوراق بهادار، کالاهای اساسی، نرخ بهره، شاخص اوراق بهادار، انرژی و حتی سایر ابزارهای مشتقه نشأت می‌گیرد. این ابزار به دارنده آن اختیار یا تعهد خرید یا فروش یک دارایی مالی را می‌دهد. ارزش آن از ارزش دارایی‌های مالی مربوطه مشتق می‌شود. به‌طور کلی برای ابزارهای مشتقه می‌توان خصوصیات زیر را متصور شد:
1. وابستگی شدید قیمت یک قرارداد مشتقه به قیمت نقدی دارایی پایه در بازار به جای وابستگی به عرضه و تقاضا.
2. مصون‌سازی در بازار نقد و پوشش ریسک.
3. امکان کسب بازده بالا با توجه به وجود خاصیت اهرمی.
4. به حداقل رسیدن ریسک اعتباری (نکول) با توجه به وجود اتاق پایاپای.
ابزارهای مشتقه در یک بنگاه نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. پوشش ریسک بنگاه‌ها، کاهش هزینه‌های تامین مالی، افزایش بازده دارایی‌ها، تعدیل سریع ساختار جریان نقدی دارایی‌ها برای انطباق بیشتر با وضعیت شرکت در بازار و معافیت‌های مالیاتی را می‌توان از این موارد برشمرد. انواع اصلی قراردادهای مشتقه شامل قراردادهای آتی (Futures)، قراردادهای اختیار معامله (Options) و قراردادهای تاخت (Swaps) می‌باشند. البته هریک از موارد ذکر شده دارای انواع مختلفی هستند که با توجه به شرایط بازار و استراتژی فرد یا شرکت برای پوشش ریسک یا سفته‌بازی می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند. همچنین از ترکیب دو یا چند قرارداد مشتقه، مشتقات جدیدی به‌وجود می‌آیند که هرکدام با توجه به شرایط بازارهای مالی، کارکرد خود را خواهند داشت. با توجه به نوسانات اخیر در بورس اوراق بهادار تهران که ناشی از رفتارهای هیجانی و خالی از تحلیل سرمایه‌گذاران حقیقی و استراتژی‌های کوتاه‌مدت و سوداگرایانه سهامداران عمده و نهادهای حقوقی می‌باشد، کمبود ابزارهای مشتقه بیش از پیش احساس می‌شود. کل ابزارهای مشتقه به‌کارگرفته شده در بازار سرمایه کشور، تاکنون شامل قراردادهای آتی چند کالای محدود بوده است که معاملات آنها رونق چندانی نیز ندارد. البته چند نمونه اوراق سلف موازی استاندارد جهت تامین مالی بنگاه‌ها در بورس کالا و بورس انرژی منتشر شده است که با توجه به ماهیت این اوراق، کارکردهای کلاسیک ابزار مشتقه را نمی‌توان برای آنها متصور شد.
همچنین در سال‌های اخیر، سازوکار معاملات آتی سهام و معاملات اختیار فروش تبعی سهام نیز روی برخی از دارایی‌های مالی اعمال شد که با توجه به دستورالعمل‌های موجود و محدودیت‌های قانونی و شرعی، این ابزارها هیچ‌گاه کارکرد حقیقی خود را نداشتند و در نتیجه با اقبال بسیار محدودی از سوی سرمایه‌گذاران روبه‌رو شدند. این محدودیت‌ها باعث می‌شد، استراتژی‌های کسب بازده بالا و همچنین استراتژی‌های پوشش ریسک عملا قابل استفاده نبوده و در نتیجه برای سرمایه‌گذاران از جذابیت لازم برخوردار نبود. هم‌اکنون با توجه به هیجانات موجود در بازار به نظر می‌رسد توسعه و گسترش ابزارهای مشتقه و همچنین بازبینی دستورالعمل‌های موجود در بازار به کنترل این نوسانات و آسایش خاطر سرمایه‌گذاران کمک شایانی خواهد کرد. برای نمونه، قراردادهای آتی سهام و اختیار معامله بدون نیاز به داشتن سهم پایه (همانند سازوکار اوراق سلف موازی استاندارد) می‌تواند ابزارهای مشتقه فرصتی برای پوشش ریسک هیجانات و نوسانات سهام شود. همچنین گسترش این ابزارها، امکان گزینش انواع راهبردهای پوشش ریسک و راهبردهای خنثی به ریسک را در سبدهای سهام توسط سهامداران و نهادهای حقوقی و نهادهای مالی سبدگردان فراهم می‌سازد.
درخصوص ابزارهای مشتقه کالایی و ابزارهای مشتقه در حوزه انرژی نیز باید گفت که توسعه این ابزارها و همچنین گسترش دامنه دارایی‌های پایه استاندارد شده، به پوشش ریسک خریداران و فروشندگان در صنایع مختلف کمک خواهد کرد. همچنین گسترش این ابزارها سبب اقبال سفته‌بازان و واسطه‌های مالی به این حوزه شده و نقدشوندگی این بازار را تا حد قابل‌قبولی تضمین خواهد کرد. البته گسترش این ابزارها یک شرط لازم و اساسی دارد؛ آن هم اینکه قبل از طراحی ابزار مشتقه امکان نقل‌وانتقال آسان دارایی و همچنین سازوکار کشف قیمت عادلانه دارایی مشخص و اجرا شود تا با استفاده از این ابزارها و جلوگیری از فرصت‌های آربیتراژی نامعقول، مجددا شاهد اتفاقاتی که در بازار آتی سکه افتاد نباشیم. البته همان‌گونه که می‌دانیم این‌گونه ابزارها که در ایران، جدید و تقریبا ناشناخته‌اند در بورس‌های پیشرفته، بسیار جاافتاده و پرکاربرد است. علت کم‌فروغ بودن این ابزارها در بازار سرمایه ایران افزون بر پایین بودن دانش مالی نزد دست‌اندرکاران بازار، محدود بودن و گسترش نیافته بودن سازوکار بازار نیز بوده است. با به‌کارگیری تدریجی این ابزارها و گسترش دانش مالی مربوط به آن، برخی از کمبودها و کاستی‌های کارکردی بازار برطرف خواهد شد. از جمله اینکه ابزارهای کارآمدی برای پوشش ریسک معاملات در اختیار فعالان بازار قرار می‌گیرد که ضمن کاستن از ریسک سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند در جذب سرمایه‌های جدید به‌ویژه سرمایه‌های خارجی بسیار اثرگذار عمل کند. همانطور که می‌دانیم در صورت برطرف شدن موانع سیاسی و ارتباطی برای سرمایه‌گذاران خارجی، موانع مربوط به ابزارهای مالی و برخی مقررات خودنمایی خواهند کرد.

تاثیر نرخ بهره بر بازار بورس

اگر دولت و بانک مرکزی به بانک ها اجازه دهند تا نرخ سود سپرده های بانکی را افزایش دهند، نگه داشتن پول در حساب های بانکی برای افراد به شدت جذاب می شود؛ چرا که در این صورت سود بدون ریسک بیشتری به دست خواهند آورد. سه نتیجه این اتفاق عبارتند از:
1- افراد کمتر سرمایه گذاری می کنند. پس انداز و سرمایه گذاری به شدت به یکدیگر وابسته هستند. هرچه بیشتر پس انداز کنید، کمتر سرمایه گذاری خواهید کرد. عکس این رابطه نیز صادق است. (توجه داشته باشید که منظور ما از سرمایه گذاری، سرمایه گذاری در بورس است؛ زیرا هدف، ورود و موفقیت در این بازار است)
2- سرمایه گذاری کمتر به معنای آن است که شرکت های بورسی پول کمتری در اختیار خواهند داشت. این اتفاق رشد را برای شرکت ها سخت تر می کند.
3- زمانی که نرخ های بهره بالا می رود هم مردم و هم شرکت ها کمتر به وام گرفتن تمایل پیدا می کنند. دلیل این امر آن است که هزینه بازگرداندن وام افزایش می یابد. طبیعتا اگر افراد کمتر وام بگیرند، کمتر هزینه می کنند و اگر شرکت ها کمتر هزینه کنند، کمتر هم رشد خواهند کرد- برای پول درآوردن باید پول داشته باشید.
4- بنابراین در مجموع نرخ های بهره بالاتر منجر به شکل گیری بازار بورس ضعیف تر می شود.
در مجموع می توان گفت که تاثیر نرخ بهره بر بازار بورس معکوس است.بیکاری موضوع بسیار پراهمیت و بزرگی در همه جای دنیا از جمله ایران است. اثر سهمگین بیکاری منجر به رکود بسیاری از بازارها و کسب و کارها می شود. بازار سهام هم از این قاعده مستثنی نیست و تاثیر بیکاری بر بازار بورس می تواند چشمگیر باشد. افزایش بیکاری به بیان ساده به معنای آن است که شغل کمتری در کشور وجود دارد و منجر به اتفاقات زیر می شود:
اگر دولت مجبور باشد بودجه بیشتری را خرج کاهش بیکاری در کشور کند، به این ترتیب بودجه کمتری برای خرج کردن در جاهای دیگر نظیر فرهنگ، راه سازی یا بهبود زیرساخت های فناوری کشور خواهد داشت.افرادی که بیکار هستند درآمد کمتری نسبت به گذشته دارند و به این ترتیب کمتر هم خرج می کنند.
شرکت ها از هر دو مورد فوق صدمه می بینند و قیمت سهامشان نیز کاهش خواهد یافت.بیکاری بالا بر قیمت سهام تاثیر منفی می گذارد. به همین دلیل دولت ها با مداخله در بازار سعی می کنند تا نیروهای اقتصاد کلان را برای داشتن اقتصادی سالم مدیریت کنند.

چگونه سهام را نقد شونده کنیم؟

از دیدگاه کلان، وجود بازارهای سرمایه با نقدشوندگی بالا برای تخصیص کارآمد سرمایه‌ها ضروری است و تاثیر بسزایی بر ثبات سیستم‌های مالی دارد، زیرا این بازارها بهتر می‌توانند شوک‌های سیستماتیک را جذب کرده و از سرایت آن به دیگر اجزای سیستم مالی بکاهند. برای نمونه، در بازارهای با نقدشوندگی بالا، نوسانات قیمتی ناشی از تغییر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران بسیار کم است. از این‌رو، نقدشوندگی مانع سرایت اثرات نامطلوب نوسان قیمت بر دیگر اجزای سیستم مالی و اقتصاد کلان می‌شود.
از دیدگاه خرد، ویژگی اصلی بازارهای با نقدشوندگی بالا، کم بودن فاصله‌ بین قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش است. به این معنا که معاملات مقرون به‌صرفه‌ اجرا ‌شوند. نقدشوندگی بالا در بازارهای ثانویه در موفقیت عرضه‌های عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و موجب کاهش هزینه و ریسک متعهدین پذیره‌نویس و بازارسازان می‌شود. با افزایش نقدشوندگی، هزینه‌ سرمایه‌گذاران از طریق کاهش دامنه‌ نوسان و هزینه‌‌های معاملاتی، کاهش می‌یابد، همچنین هزینه سرمایه ناشران نیز کاهش پیدا می‌کند. بازار سرمایه نقد امکان دسترسی به سرمایه‌گذاران مختلف با استراتژی‌های معاملاتی متنوع را نیز فراهم می‌آورد.

به‌طور کلی می‌توان گفت که نقد‌شوندگی به عمق (تاثیر معاملات با حجم زیاد بر قیمت)، عرض (فاصله‌ بین قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش)، انعطاف‌پذیری (مدت زمان به تعادل رسیدن بازار پس از نوسان شدید قیمت) و همچنین زمان (سرعت انجام معاملات) در بازار بستگی دارد. این معیارها، معیارهای سنتی نقد‌شوندگی بازار هستند. نقدشوندگی به بسیاری از اصول اقتصادی کلان و اصول بازار شامل سیاست‌های مالی کشور، رویکرد حاکم بر نرخ ارز و نیز محیط نظارتی نیز بستگی دارد. ابزارهای مورد معامله، ماهیت مشارکت‌کنندگان بازار و همچنین ساختار بازار نیز اثر زیادی بر نقدشوندگی بازار دارند. همچنین اعتماد به بازار و اطمینان سرمایه‌گذار در بهبود شرایط نقدشوندگی تاثیر اساسی دارد.

نقدشوندگی عامل مهمی در تعیین کارآیی بازار است و دستیابی به سطح قابل قبولی از آن به‌ویژه در بازارهای مالی، دغدغه همیشگی سیاست‌گذاران و اداره‌کنندگان این بازارها به شمار می‌رود. بازارهایی با درجه نقدشوندگی مناسب، امکان ورود و خروج به بازار را با کمترین اختلال و به عبارت دیگر با حدقل کاهش در ارزش‌های اسمی و کمترین هزینه‌های معاملاتی و زمان فراهم می‌کنند که مطلوب سرمایه‌گذاران است. از این‌رو می‌توان از نقدشوندگی به‌عنوان عامل مهم رشد و توسعه بازارها یاد کرد. از سوی دیگر، جهانی شدن بازارها و نوآوری‌های صورت گرفته در خدمات و محصولات طی سال‌های اخیر، اهمیت نقدشوندگی را برای بازارهای کوچک و کمتر توسعه یافته دو چندان کرده است.

مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار بر نقدشوندگی عبارتند از: میزان سهام شناور آزاد به معنی درصدی از سرمایه که به منظور خرید و فروش در دسترس سرمایه‌گذاران قرار دارد. هرچه میزان سهام آزاد بیشتر باشد، نقدشوندگی بالاتر است. تمرکز مالکیت و ترکیب سرمایه‌گذاران عامل مهم دیگر در نقدشوندگی است. نبود تنوع در بین سرمایه‌گذاران موجب می‌شود آنها قادر به اتخاذ موقعیت‌های متقابل نباشند. تمرکز مالکیت ارتباط زیادی با میزان سهام شناور آزاد دارد. عامل تاثیرگذاری دیگر حضور واسطه‌گران مالی است. افزایش تعداد بازیگران و معامله‌گران بازار موجب افزایش رقابت، سرعت بازار و افزایش نقدشوندگی می‌شود. از عوامل دیگر تاثیرگذار بر نقد‌شوندگی می‌توان به میزان دسترسی مستقیم سرمایه‌گذاران به بازار و معاملات اینترنتی؛ هزینه معاملات، تکنولوژی سیستم‌های معاملاتی، تنوع ابزارهای معاملاتی، تنوع سرمایه‌گذاران و مشارکت سرمایه‌گذاران جزء، کیفیت شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و ارتباط با بازارهای بین‌المللی اشاره کرد.

تاکید بازارها بر بهبود نقدشوندگی، با توجه به اهمیت فزاینده آن، قابل درک است. در واقع هدف اصلی بسیاری از اقدامات در زمینه‌ تنظیم مقررات، توسعه‌ بازار و انجام اصلاحات در بازارها، ایجاد بازارهای عمیق و نقد است. وجود بازارهای نقد، اعتماد سرمایه‌گذار و کارآیی بازار را افزایش می‌دهد و بنابراین افزایش انعطاف‌پذیری بازار را به دنبال دارد. به منظور افزایش نقدشوندگی در بازار سرمایه در سال‌های گذشته اقدامات خوبی انجام شده است. از جمله می‌توان به الزام شرکت‌ها به افزایش میزان سهام شناور آزاد، تقویت ساختار قانونی کارآ برای تشویق مشارکت سرمایه‌گذاران در بازار از طریق افزایش دسترسی به بازار و راه‌اندازی معاملات برخط، افزایش دامنه نوسان و افزایش ساعت معاملاتی، انتشار ابزارهای متنوع معاملاتی مانند قراردادهای آتی، قرارداد اختیار تبعی، اوراق اجاره و...، تامین مالی خرید اعتباری، پیشنهاد و مقررات مربوط به راهکارهای جایگزین فروش استقراضی، افزایش دانش و فرهنگ سرمایه‌گذاری، افزایش کیفیت افشای اطلاعات شرکت‌های پذیرفته شده در بورس، تقویت راهبری شرکت در شرکت‌های پذیرفته شده، افزایش واسطه‌های مالی مانند راه‌اندازی صندوق بازارگرانی، صندوق توسعه بازار و تعداد کارگزاران اشاره کرد. با انجام این اقدامات، شاهد رشد و توسعه شاخص‌های نقدشوندگی در بازار بودیم؛ به‌طوری که متوسط روزانه حجم و ارزش در سال 1393 (از ابتدای سال تاکنون) به ترتیب برابر با 614 میلیون سهم، 2,519 میلیارد ریال بوده است که نسبت به سال 1388 به ترتیب معادل 75درصد (351میلیون سهم) و 234 درصد (755 میلیارد ریال) رشد داشته است.
متوسط روزانه دفعات معاملات در سال 1388، 12 هزار دفعه بوده است که با رشدی 318 درصدی به 52 هزار دفعه در سال 1393 رسیده است. سایر شاخص‌های نقدشوندگی هم رشد قابل ملاحظه‌ای را نشان می‌دهد؛ به‌رغم اینکه به دلیل اتخاذ سیاست‌های انقباضی نقدینگی در کلیه بازارها کاهش پیدا کرده است. همچنین بورس اوراق بهادار تهران پروژه‌هایی به منظور افزایش نقدشوندگی بازار از طریق انتشار اوراق بهادار جدید و تنوع در سرمایه‌گذاران و افزایش شفافیت بازار در دست دارد. این پروژه‌ها عبارتند از: را‌ه‌اندازی قرارداد اختیار معامله، راه‌اندازی صندوق‌های بازنشستگی خصوصی، بهره‌‌گیری از ابراز مبتنی بر بیمه، انتشار ابزار مشتقه مبتنی بر شاخص، طراحی و پیاده‌سازی صندوق‌های قابل معامله تک‌سهم و طراحی شاخص راهبری شرکتی.

امیدنامه شرکت‌های بورسی چیست؟

در امیدنامه این شرکت‌ها باید ابتدا چکیده‌ای از نوع فعالیت شرکت، محل شرکت، تاریخ و شماره ثبت شرکت بیان شود. بعد از چکیده فهرست مطالبی که قرار است بیان شود به ترتیب زیر مطرح می‌شود:
مقدمه/ معرفی شرکت / تاریخچه‌ای از شرکت / موضوع فعالیت شرکت / سهامداران / مدیران / ساختار نیروی انسانی
مرکزاصلی و شعب شرکت به‌طور کامل همراه با جداول مربوطه تشریح شود.
در مورد نحوه فعالیت شرکت مواردی از قبیل: محل فعالیت اصلی شرکت، دارایی‌های ثابت، محصولات، ظرفیت تولید(اسمی،حقیقی)، مواد اولیه ومنابع تامین مالی آن، بازار محصولات و رقبا و برنامه های آتی شرکت (مربوط به طرح های توسعه شرکت) ذکرشود.
همچنین اگر شرکت تولیدی باشداطلاعاتی در مورد تولید و فروش که شامل: تولید واقعی، ترکیب بهای تمام شده،تغییرات نرخ مواد اولیه، فروش، نحوه قیمت گذاری و فروش محصولات. به‌طور مثال در مورد شرکت فولاد مبارکه اصفهان فروش به صورت اعتبار اسنادی داخلی(ریال) و یافروش درصدی از محصولات از طریق بورس یا در صدی در شرکت در اتاق پایاپای صورت گرفته، عنوان می‌شود. او قراردادهای مهم.

پذیرش در بورس:
شامل فرآیند پذیرش، اقدامات انجام شده شرایط بورس، احراز شرایط بورس است.

شرایط احراز بورس شامل موارد زیر است:
1- اساسنامه شرکت باید مطابق اساسنامه نمونه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس باشد.
2- شخصیت حقوقی شرکت سهامی عام باشد(در مورد شرکت فولاد مبارکه اصفهان تغییر از سهامی خاص به عام ذکر شده).
3- مبلغ اسمی هر سهم شرکت 1000 ریال باشد(در مورد شرکت فولاد مبارکه اصفهان از 10000 ریال به 1000 ریال کاهش داشته)
4- سهامدار عمده شرکت موظف است نسبت به عرضه سهام در چارچوب سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی اقدام کند. ( در مورد شرکت فولاد مبارکه اصفهان، سهامدار عمده شرکت سازمان توسعه و نوسازی معدنی ایران است.
5- سهامدار عمده شرکت موظف است در عرضه اولیه سهام، حداقل20%سهام خود را با نظر بورس به صورت تدریجی عرضه کند.

همه شرکت‌ها در زمان درج باید موارد زیر را جمع آوری کنند:
- دعاوی حقوقی له یا علیه شرکت.
- نکات مهم گزارس حسابرس و بازرس قانونی شرکت.
- رویدادهای مهم بعد از تاریخ ترازنامه.

در مورد عرضه سهام شرکت در بورس باید موارد زیر رعایت شود:
- کارگزار معرف: مثلا شرکت کارگزاری بانک صنعت و معدن، کارگزار معرف شرکت فولاد مبارکه اصفهان جهت پذیرش در بورس اوراق بهادار است.
- تعهدات سهامدار عمده: مثلا عرضه اولیه حداقل 5% از سهام شرکت در بورس جهت عرضه به عموم وکشف قیمت، با نظر ریاست سازمان بورس و با توجه به شرایط بازار.
و در آخر سایر اطلاعات از قبیل: آدرس و شماره‌های تماس دفتر مرکزی، محل اصلی فعالیت شرکت. نهایتا به امضای مدیر پذیرش بورس اوراق بهادار می‌رسد.
در مورد شرکت سرمایه‌گذاری علاوه بر موارد ذکر شده در بالا، نحوه فعالیتشان متفاوت است.
در تشریح نحوه فعالیت: استراتژی‌های سرمایه‌گذاری، برنامه‌های آتی شرکت و طرح توسعه شرکت‌های سرمایه پذیر، سرمایه گذاری‌ها (در سهام شرکت‌های بورسی، خارج از بورس، سپرده های بانکی، نقاط قوت و ضعف پرتفوی سرمایه گذاری) مطرح می‌شود.

راهکارهای افزایش نقد شوندگی سهام آزاد در بورس

مدیریت تحقیق و توسعه بورس اوراق بهادار تهران با انتشار گزارشی با هدف ارایه راهکارهای افزایش سهام شناور آزاد در بورس اوراق بهادار به معرفی شش نوع سهام و اوراق با پشتوانه‌ی سهام پرداخته است.
در این گزارش علاوه بر معرفی این اوراق با مروری بر تجربیات کشورهای دیگر، برخی پیشنهادات اجرایی نیز برای افزایش سهام شناور آزاد در بورس اوراق بهادار تهران ارایه شده است. اوراق بهادار بررسی‌شده این امکان را به وجود می‌آورد که سهامداران عمده با حفظ توان کنترلی خود اقدام به عرضه‌ی سهام و افزایش سهام شناور شرکت‌ها کنند. انواع سهام و اوراق معرفی شده در این گزارش به شرح زیر می‌باشد:

1- سهام بدون حق رای؛ (non-voting share) دارندگان سهام بدون حق رای، همانند دارندگان سهام عادی، از کلیه منافع مالی بهره‌مند هستند و تنها وجه افتراق این نوع سهام با سهام عادی، عدم امکان مشارکت سهامدار در تصمیم‌گیرى‌هاى شرکت مى‌باشد. انتشار این نوع سهام نه تنها مانع از انتقال توان کنترلی شرکت از طریق خرید عمده‌ی سهام منتشره نمى‌شود، بلکه این امکان براى شرکت‌ها فراهم مى‌آید تا با وجود تأمین مالى از طریق انتشار سهام بدون حق رأی از توان کنترلی آنها نیز کاسته نشود.

انتشار این نوع سهام در کشورهاى غربى و توسعه‌یافته از جمله آمریکا، انگلستان، سوئد، آلمان، سوئیس و برخى کشورهاى تازه صنعتى شده مانند کره عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 42 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد. در ایران، انتشار این نوع سهم بر اساس مفاد قانون تجارت با محدودیت‌هایی همراه است اما می‌توان با سازوکارهای قانونی دیگری اقدام به انتشار اوراق بهادار بدون حق رأی با پشتوانه‌ی سهام نمود.

در این ارتباط در گزارش منتشره، صندوق‌های سرمایه‌گذاری تک سهم و گواهی سپرده سهام به عنوان اوراق بهادار با پشتوانه‌ی سهام و بدون حق رأی پیشنهاد شده است.

2- سهام ممتاز بدون حق رأی؛ (non-voting preferred share) دارندگان این نوع سهام دارای امتیازاتی از جمله برخورداری از اولویت در زمان توزیع هرگونه دارایی بین دارندگان سهام عادی هستند و در ازای آن از حق رأی در مجامع شرکت برخوردار نیستند. انتشار این نوع سهام در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس، امریکا، ژاپن و استرالیا عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 84 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد.

3- سهام با حق رأی چندگانه؛ دارنده این نوع سهم دارای حق رأی بالاتری به ازای یک ورقه در مقابل حق رأی دارندگان سهام عادی است. البته میزان ارزش حق رأی در کشورهای مختلف برای دارندگان این نوع سهم متفاوت است. به عنوان نمونه در کشورهایی نظیر سوئد و هلند یک ورقه سهام با حق رأی چندگانه دارای حق رأی 10 برابری و در کشوری نظیر فرانسه یک ورقه سهام با حق رأی چندگانه دارای حق رأی 2 برابری نسبت به یک ورقه سهام عادی است. انتشار این نوع سهام در کشورهایی نظیر دانمارک، فرانسه، انگلیس، امریکا و ژاپن عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 53 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد. در کشور با توجه به وجود بستر قانونی برای انتشار سهام ممتاز می‌توان از این نوع سهام بصورت «تبدیل سهام عادی به سهام چندگانه» بهره جست.

4- سهام برتر؛ دارندگان این نوع سهام صرف نظر از میزان سهم خود از دارایی‌های شرکت، دارای قدرت تصمیم‌گیری ویژه یا حق وتو در شرکت‌ هستند.
حقوق اعطا شده به دارندگان این نوع سهام از شرکتی به شرکتی دیگر متفاوت است و می‌تواند طیفی از اختیارات را شامل شود. انتشار این نوع سهام در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس، امریکا، ژاپن و استرالیا عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 68 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد.
در کشور نیز می‌توان با ایجاد بستر لازم جهت «تبدیل بخشی از سهام سهامداران عمده به سهام برتر» ضمن حفظ توان کنترلی سهامادان عمده، بخش قابل توجه‌ای از سهام این اشخاص را آزاد نمود.

5- سهام طلایی؛ دارندگان این نوع سهام دارای حقوق ویژه یا وتو در تصمیم‌گیری در شرایط خاص بوده و معمولاً کنترل این گونه سهام‌ اغلب در اختیار یک سازمان دولتی قرار دارد و متعلق به شرکتی دولتی می‌باشد، که تحت فرایند خصوصی‌سازی، قرار دارد. البته این سهم صرفاً متعلق به دولت نمی‌باشند و بسیاری از شرکت‌های خصوصی بزرگ در جهت حفظ منافع خود در برابر شرکت‌های تابعه در زمان واگذاری شرکت‌های زیرمجموعه یا سایر شرکت‌ها اقدام به انتشار این نوع سهم می‌کنند. انتشار این نوع سهام در کشورهایی نظیر ایتالیا، فرانسه و ژاپن عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 47 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد.

6- گواهی سپرده؛ ابزار مالی است که به پشتوانه‌ی سهام پایه توسط نهادی واسط منتشر می‌شود. نهاد واسط به پشتوانه تعداد سهامی که نزد خود نگهداری می‌کند و دارای حق رأی است، اقدام به انتشار گواهی سپرده می‌کند. دارندگان این گواهی از حقوق مالی سهام پایه برخوردارند اما حق رأی سهام در اختیار نهاد واسط است.

انتشار این نوع اوراق در کشورهایی نظیر بلژیک، هلند، استونی و دانمارک عمومیت دارد و بسترهای قانونی برای انتشار آن در 42 درصد کشورهای اروپایی وجود دارد. انتشار گواهی سپرده سهام پیشنهادی است که در گزارش منتشره برای افزایش سهام شناور آزاد مطرح شده است.

نهادهای مالی در قانون بازار اوراق بهادار

در بند 21 ماده یک این قانون، عناوین برخی نهادهای مالی ذکر شده است. در این مقاله برآنیم تا هر یک از نهادهای مالی را که نام آنها در بند 21 ماده یک این قانون آمده است، دسته‌بندی کنیم.
نهادهای مالی در قانون بازار اوراق بهادار را می‌توانیم به3 دسته کلی زیر تقسیم کنیم:

دسته اول:
نهادهایی هستند که به‌عنوان واسطه معاملات اوراق بهادار عمل می‌کنند مثل شرکت‌های کارگزاری و شرکت‌های تأمین سرمایه. شرکت‌های کارگزاری دستورات مشتریان خود مبنی بر خرید و فروش اوراق بهادار را در بازار ثانویه اجرا می‌کنند. بخشی از وظیفه کارگزار معامله‌گران نیز مشابه شرکت‌های کارگزاری است. وظیفه اصلی شرکت‌های تأمین سرمایه نیز واسطه‌گری در فروش اوراق بهادار در بازار اولیه سرمایه است.

دسته دوم:

واسطه‌هایی هستند که سرمایه‌ها را از سرمایه‌گذاران دریافت می‌کنند و به نام خودشان در اوراق بهادار سرمایه‌گذاری کرده و سود حاصل را بین این اشخاص تقسیم می‌کنند. روشن است که تصمیم به خرید، فروش یا نگهداری اوراق بهادار نیازمند تخصص است و هر سرمایه‌گذار لزوما چنین تخصصی را ندارد.
شرکت‌های مادر (هلدینگ)، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، سبدگردان‌ها و صندوق‌های بازنشستگی که در قانون از آنها نام برده شده است، جزء نهادهای مالی دسته دوم محسوب می‌شوند. این نهادها در قوانین برخی کشورهای دیگر نظیر آمریکا تحت عنوان شرکت‌های سرمایه‌گذاری نامگذاری شده‌اند. دیدگاه اولیه برای اجرای قانون بازار اوراق بهادار آن است که نهادهای مذکور را از نظر نوع فعالیت و ساختار حقوقی به شرح زیر تعریف کنیم.

دسته سوم:

از نهادهای مالی نه واسطه خرید و فروش اوراق بهادار می‌شوند و نه سرمایه دیگران را مدیریت می‌کنند، بلکه خدمات تخصصی دیگری در بازار سرمایه ارائه می‌دهند که در ذیل به تشریح آنهایی که نامشان در قانون آمده است، می‌پردازیم:
1 - مؤسسات رتبه‌بندی: قاعدتاً این مؤسسات اوراق بهادار صادره از طرف ناشران (شرکت‌ها) را از نظر میزان ریسک درجه‌بندی کرده و معلوم می‌کنند ریسک یک نوع ورقه بهادار در مقایسه با سایر اوراق بهادار بیشتر، مساوی یا کمتر است.
2 - مشاوران سرمایه‌گذاری: براساس تعریف قانون، مشاوران سرمایه‌گذاری شخصیت حقوقی دارند و نقش آنها ارائه مشاوره به سرمایه‌گذاران و راهنمایی آنان است. متخصصانی که به استخدام این مشاوران درمی‌آیند، باید اخلاق حرفه‌ای را رعایت کنند و منافع مشتریان خود را بر منافع خود و کارفرمای خود ترجیح دهند.
3 - شرکت‌های پردازش اطلاعات مالی: این شرکت‌ها اطلاعات مالی ناشران اوراق بهادار و همچنین اطلاعات مربوط به معاملات اوراق بهادار را جمع‌آوری و پردازش کرده، در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند.
4 - بازارگردان‌ها: هدف از بازارگردانی اوراق بهادار در بازار ثانویه، افزایش نقدشوندگی اوراق بهادار است. بازارگردان روی اطلاعات یک ورقه بهادار خاص تمرکز می‌یابد و با تحلیل آنها، بهترین مظنه‌های قیمت را ارائه می‌دهد.
5 - شرکت‌های سپرده‌‌گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه: قبل از اینکه بتوان اوراق بهادار را در بازار ثانویه(بورس اوراق بهادار) معامله کرد، لازم است اقداماتی شامل ثبت مشخصات اوراق بهادار و مالکان اولیه آنها، مشخصات ناشر اوراق بهادار و تعداد اوراق بهادار منتشر شده در رایانه‌های مربوط به انجام معاملات، صورت پذیرد. همچنین پس از انجام هر معامله لازم است مالکیت اوراق بهادار از فروشنده به خریدار منتقل شود، گواهی مالکیت فروشنده باطل و گواهی جدیدی برای خریدار صادر شود و وجوه مربوط از خریدار اخذ شده و به فروشنده پرداخت شود. این عملیات که اصطلاحاً به عملیات قبل و بعد از انجام معاملات معروف است، توسط شرکت سپرده‌گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه صورت می‌گیرد.

راه های افزایش نقدشوندگی در بازار سرمایه

ظرفیت‌های بالقوه بازار امکان نقش‌آفرینی بیشتر آن را در عرصه اقتصاد فراهم کرده است. توسعه نقش این بازار در حوزه اقتصاد ملی مستلزم افزایش کارآیی و نقد‌شوندگی آن جهت جلب اعتماد عمومی است. نقد‌شوندگی اوراق بهادار همواره یکی از مزیت‌های اصلی بازار سرمایه در مقایسه با بازارهای رقیب بوده است.
تقویت این ویژگی می‌تواند نقش بورس را در فروش سهام شرکت‌های دولتی برجسته‌تر کند. نقد‌شوندگی به‌عنوان امکان فروش (خرید) مقدار دلخواهی از اوراق بهادار در دوره زمانی کوتاه تعریف می‌شود (جذب معاملات عظیم) بدون آنکه نوسان شدیدی در قیمت ایجاد شود. در چنین شرایطی بازار از عمق و انعطاف پذیری (برگشت بازار به تعادل پس از شوک قیمتی) بالایی برخوردار بوده و قیمت دارایی‌ها برآورد منصفانه‌ای از ارزش فعلی جریان‌های نقدی حاصل از آن دارایی است. در واقع در یک بازار نقد شونده معاملات با کمترین وقفه زمانی انجام می‌شود. اهمیت نقدشوندگی بازار اوراق بهادار به حدی است که به‌عنوان یکی از معیارهای اصلی توسعه‌یافتگی بازار سرمایه یک کشور قلمداد می‌شود، چرا‌که نقش محوری در شکل‌گیری قیمت‌ها، کاهش ریسک انتشار عمومی اوراق بدهی و سهام، کاهش هزینه بازارگردانی و در نهایت ثبات سیستم مالی دارد. بازار سرمایه در ایران، بازاری است نوپا که افزایش نقدشوندگی در آن مستلزم رعایت موارد زیر است.

1- کاهش هزینه معاملات (اصطکاک بازار): بازار سهام ایران یکی از گران‌ترین بازارهای دنیا از حیث هزینه معاملات است. در حال حاضر بسیاری از ارکان بازار سرمایه شامل کارگزاران، بورس ها، سپرده‌گذاری و... کارمزدی از انجام معاملات دریافت می‌کنند که در اثر آن هزینه معاملات افزایش یافته است؛ در حالی که این موضوع در بسیاری از بورس‌های پیشرفته دنیا صدق نمی‌کند. درآمد بسیاری از ارکان بازار سرمایه از محل حق درج ناشران که در ایران بسیار ارزان است، تامین می‌شود.

2- افزایش شفافیت بازار: با کاهش ریسک مرتبط با اطلاعات حسابداری که از طریق افزایش کیفیت و قابلیت اتکای آنها صورت می‌گیرد، ابهامات بازار اوراق بهادار کاهش یافته و جذابیت و نقدشوندگی آن افزایش خواهد داشت. در حال حاضر صورت‌های مالی (علی الخصوص صورت‌های مالی تلفیقی) از حیث سرمایه‌گذاری اطلاعات همه‌جانبه‌ای در اختیار سرمایه‌گذاران قرار نمی‌دهد و بعضا گزارش حسابرسان ارزش افزوده‌ای برای کیفیت اطلاعات مالی ندارد. صورت‌های مالی شفاف عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش داده و منجر به کاهش هزینه سرمایه می‌شود.

3- حضور پررنگ بانک‌ها: حضور بانک‌ها چه از جهت استفاده و کسب سود از منابع مازادشان در بازار سرمایه و چه از منظر اعطای اعتبار به مشارکت‌کنندگان بازار، دارای اهمیت است. تحقیقات نشان می‌دهد که حضور بانک‌ها در بازار سهام موجب افزایش کارآیی و نقدشوندگی آن می‌شود.

4- حذف «متوقف‌کننده‌های خودکار»: رویه‌هایی که در بازار سهام ایران برای کنترل نوسان نامطلوب قیمت سهام در نظر گرفته می‌شود شامل «حجم مبنا»، «محدوده نوسان قیمت» و «توقف معاملات» است که تحت عنوان متوقف‌کننده‌های خودکار معروفند. استفاده نامناسب از این ابزارها موجب شده که فرآیند اصلاح بازار طولانی شده و نقدشوندگی بازار کاهش یابد.

5- پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات سیاست‌گذاران: شوک سیاسی و اقتصادی، بازار سرمایه ایران را که یک بازار با چشم انداز بلند مدت است کوتاه مدت گرا کرده است. هرچه فضای ابهام درخصوص تصمیمات کلان اقتصادی بیشتر باشد، سرمایه‌گذاران نرخ بازده بالاتری طلب کرده یا اینکه اقدام به سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. شرایط مبهم و پیچیده از نقدشوندگی بازار می‌کاهد.

6- توسعه فرهنگ سرمایه‌گذاری و تقویت روحیه ریسک‌پذیری: در حال حاضر شناسایی دقیقی از مفهوم سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه ایران وجود ندارد و قوانین موجود به اندازه کافی جامع نیستند. سرمایه‌گذاران عمدتا از بابت تصمیمات سرمایه‌گذاری خود، دیگران را مقصر می‌دانند و انتظار پاسخگویی دارند. همچنین ورود سرمایه‌گذاران خارجی که می‌تواند شرایط افزایش نقدشوندگی بازار را فراهم کند، مستلزم تصویب قوانینی در جهت حفظ حقوق سرمایه‌گذاران است.

7- بازارگردانی: یکی از راه‌های افزایش نقدشوندگی اوراق بهادار تعیین حداقل یک بازارگردان برای اوراق بهادار است. در این ارتباط افزایش تعداد و سرمایه صندوق‌های بازارگردانی که در آن هزینه معاملات به حداقل رسیده است می‌تواند مفید واقع شود.

8- تنوع ابزارهای مالی: با افزایش تنوع ابزارهای تامین مالی، سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک، افراد مختلف با ذائقه‌های متفاوت ریسک و بازده جذب این بازار خواهند شد بنابراین نقدشوندگی بازار افزایش خواهد یافت.

9- توسعه فناوری: توسعه فناوری در بسیاری از حوزه‌ها منجمله حوزه معاملات آنلاین (برخط) می‌تواند موجب افزایش نقدشوندگی بازار اوراق بهادار و افزایش حجم معاملات شود.

10- افزایش میزان سهام شناور: در حال حاضر شرکت‌های زیادی در بازار سرمایه وجود دارد که مالکان آنها به هیچ قیمتی حاضر نیستند از مالکیت‌شان کاسته شود. به نظر می‌رسد که الزام مالکان بر افزایش سهام شناور موجب افزایش نقدشوندگی بازار می‌شود.

مدل بازار دارایی

بر اساس این مدل ورود و خروج سرمایه به کشور بر اساس جذابیت سرمایه گذاری در بازار دارایی یک کشور به مانند بازار سهام با اوراق قرضه تعریف می شود. در واقع مطابق با این نظریه هر چه بازار سهام و اوراق قرضه یک کشور سود آوری و بهره بالاتری را برای سرمایه گذار داشته باشد. به دلیل جذب سرمایه خارجی و تبدیل به پول محلی، ارزش پول محلی نسبت به سایر ارزهای بین المللی افزایش پیدا می کند و اگر بازارهای سهام یا اوراق قرضه کشوری نزولی یا با بازدهی اندک باشند تقاضای چندانی برای نرخ ارز آن کشور وجود ندارد و در نتیجه تضعیف آن ارز مقابل سایر ارزها را می توان انتظار داشت.

قراردادهای آتی سهام چیست؟

قرارداد آتـی قراردادی است که براساس آن، فروشنده متعهد می‌شود تعداد معینی از یک دارایی (مانند سهام) را در تاریخ مشخصی در آینده، با قیمت معین به خریـدار تحویل نماید؛ قبل از آنکه درباره قرارداد آتی برای شما صحبت کنم، باید این نکته را تأکید کنم که سرمایه‌گذاری در قراردادهای آتی، بسیار پرریسک‌تر از سهام بوده و نیازمند تخصص بسیار زیاد در این زمینه است، بنابراین، به افراد عـادی و غیرمتخصص به هیچ وجـه توصیه نمی‌شود در قرارداد آتی سرمایه‌گذاری کنند. با توجه به عبارت قرارداد آتی، می‌توان فهمید اولا کلمه قرارداد در این عبارت، حاکی از نوعی رابطه قراردادی بین خریـدار و فروشنـده است و ثانیا، کلمه آتی در این عبارت، نشان می‌دهد قراردادی که بین فروشنده و خریدار قرارداد آتی وجود دارد، مربوط به آینده است.
با این مقدمه، به سراغ تعریف قرارداد آتـی می‌رویم: قرارداد آتـی قراردادی است که براساس آن، فروشنده متعهد می‌شود تعداد معینی از یک دارایی (مانند سهام) را در تاریخ مشخصی در آینده، با قیمت معین به خریـدار تحویل نماید؛ در مقابل خریدار قرارداد آتی هم متعهد می‌شود دارایی موردنظر را در تاریخ تعیین شده، با قیمت معین از فروشنده اوراق، خریداری نماید. اجازه بدهید با یک مثال توضیح دهیم: فرض کنید قیمت سهام شرکت "الف" هم‌اکنون در بورس 200 تومـان است. یک سرمایه‌گذار را درنظر بگیرید که براساس بررسی‌ها و مطالعات دقیق، به این نتیجه رسیده است که قیمت سهام شرکت الف در چهار ماه آینده، با 20 درصد افزایش، به 240 تومان خواهد رسید، بنابراین، از دید این سرمایه‌گذار، خرید سهام شرکت الف می‌تواند سودآوری قابل قبولـی داشته باشد.
اولیـن گزینه‌ای که پیش روی این سرمایه‌گذار قرار دارد، این است که سهام مذکور را خریداری نماید و منتظـر باشد تا پس از چهار مـاه، قیمت سهم رشد کرده و سود موردنظر وی محقق شود. طبیعتا درصورتی که پیش‌بینی وی دقیـق باشد و قیمت سهم از 200 تومان، به 240 تومان برسد، وی در مدت چهار ماه 20 درصد سـود خواهد کرد. اما این سرمایه‌گذار می‌تواند بجای آنکه سهام شرکت الف را خریداری و همه پول موردنیاز برای آن را پرداخت نماید، تنها با پرداخت درصدی از این پول، قرارداد آتی سهام شرکت الف با سررسید چهارماهه را در بورس خریداری نمایـد. برای مثال، اگر سرمایه‌گذار قرارداد آتی سهام شرکت الف با قیمت 220 تومان و سررسید چهار ماهه را خریداری کند، به این معناست که وی متعهد شده است چهار ماه بعد، تعداد معینی از سهام شرکت مذکور را با قیمت هر سهم 220 تومـان، از فروشنده قرارداد آتـی، خریداری نمایـد. طبیعتـا درصورتی که پیش‌بینی این سرمایه‌گذار درست باشد و قیمت سهم شرکت الف در چهار ماه بعد، به 240 تومان برسد، وی به ازای هر سهم 20 تومان سود خواهد کرد (20=220-240)، اما اگر به هر دلیل اگر قیمت سهم در چهار ماه بعد، کمتر از مبلغ ذکر شده در قرارداد آتی یعنی 220 تومان باشد، این سرمایه‌گذار متحمل زیان خواهد شد.
اولین سوالـی که ممکن است برای شما بوجود آمده باشد که تفاوت خرید سهام، با خرید قرارداد آتی سهام چیست؟ اگر به مثال ذکر شده دقت کنیـد، پاسخ این سوال را متوجه خواهید شد. برای خرید سهام، سرمایه‌گذار باید همه پول را بپردازد، اما در خرید قرارداد آتی سهام، سرمایه‌گذار تنها با پرداخت درصدی از پول که به عنوان وجه تضمین توسط بورس اخذ می‌شود، می‌تواند مطمئن باشد که سهام موردنظر خود را در تاریخ تعیین شده، با قیمت مندرج در قرارداد خریـداری خواهد کرد. وجه تضمین هم دقیقا به این علت، توسط بورس از خریدار و فروشنده قراردادهای آتی دریافت می‌شود که طرفین قرارداد به تعهدات خود مبنی‌بر تحویل سهام، با قیمت مشخص در تاریخ تعیین شـده، پایبند باشند.
دومین سوال این است که اگر قرارداد آتـی، چنین مزیتی دارد که سرمایه‌گذار تنها با پرداخت درصدی از پول، می‌تواند کل سود ناشی از افزایش قیمت سهام را بدست آورد، چرا تنها تعداد بسیار محدودی از سرمایه‌گذاران در قراردادهای آتـی، سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ مثال قبل را درنظر بگیرید. فرض کنید پیش‌بینی سرمایه‌گذار مبنی‌بر اینکه قیمت سهام شرکت الف در چهار ماه بعد به 240 تومان برسد، محقق نشود و بجای آن، قیمت سهم به 180 تومان کاهش یابد. در این حالت، سرمایه‌‌گذار نه تنها سود بدست نخواهد آورد، بلکه متحمل زیان 40 تومان نیز خواهد شد، زیرا وی متعهد شده است در تاریخ مذکور، تعداد معینی از سهام شرکت الف را با قیمت 220 تومان بخرد، درحالیکه قیمت این سهـم در بورس، هم‌اکنـون 180 تومان است: 40 = 180 - 220

بنابراین، به همان اندازه که احتمال کسب سود در قراردادهای آتـی بیشتر است، احتمال کسب زیـان براثر پیش‌بینی نادرست قیمت سهام در آینده نیز در قراردادهای آتی، بیشتر از سایر انواع اوراق بهادار است و بنابراین، ممکن است سرمایه‌گذار به علت پیش‌بینی نادرست قیمت سهم، متحمل زیانی سنگین در مقایسه با مبلغ سرمایه‌گذاری خود شود، بنابراین، به همان اندازه که احتمال کسب بازده در قراردادهای آتـی بیشتر از سهام است، ریسک این اوراق نیز در مقایسه با سهام، بسیار بیشتر است.
در پایـان، توجه به این نکته لازم است که در بازار سرمایه ایران، قرارداد آتی صرفا محدود به سهام نیست، بلکه در بورس کالای ایران نیز قراردادهای آتی سکه بهار آزادی داد و ستد می‌شود و جالب اینکه حجم معاملات قراردادهای آتی سکه طلا در بورس کالای ایران، بسیار بیشتـر از حجم معاملات قراردادهای آتی سهام است. البته برای چندمین بار، تأکید می‌کنیم که قراردادهای آتی، جزو اوراق بهادار بسیار پرریسک محسوب می‌شوند و لازم است سرمایه‌گذاران، حتی درصورت داشتن قدرت ریسک‌پذیری بالا، قبل از ورود به این عرصه، شناخت کافی درخصوص ابعاد و جزئیات قراردادهای آتـی بدست آورند.

قرارداد آتی یا معاملات آتی (Futures) چیست؟

قرارداد آتی یا معاملات آتی (Futures ) توافق نامه‌ای است قانونی، دارای حد و مرز معین و برای خرید یا فروش یک کالا یا ابزار مالی، برای زمانی در آینده با قیمتی توافق شده هنگام امضای قرارداد. کالای تحویلی قرارداد آتی باید دارای استاندارد کیفیت و کمیت باشد و زمان تحویل و محل تحویل آن نیز مشخص باشد. تنها متغیر در معاملات آتی قیمت است که در مرحله معامله کشف می‌شود. به عنوان مثال چنان‌چه کارگزاری یک قرارداد آتی مس برای خرداد ماه 1385 را خریداری کند یعنی او پذیرفته که 1000 کیلو مس برای تحویل در ماه خرداد منعقد کرده و کیفیت مس مورد قرارداد نیز استاندارد بوده و تمام قراردادهای مس خرداد ماه نشان دهنده یکسان بودن کیفیت مس در آن دوره است.

در واقع منظور از معاملات آتی پوشاندن ریسک سرمایه گذاری است و این ابزار در بورس کالا مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده از معاملات آتی می‌تواند به عنوان راه‌کاری برای جذب نقدینگی محسوب شود و با قرار گرفتن معامله‌گران و بازارسازان درکنار معاملات آتی چرخه بورس برای پذیرایی از سرمایه‌های سرگردان تکمیل می‌شود.


تاریخچه شروع معاملات آتی
در سال 1848 در شیکاگو تولیدکنندگان گندم برای فروش محصولات خود نیاز به بازاری داشتند تا معاملات نقدی را انجام دهند یعنی گندم بدهند و پول آنرا بستانند. به تدریج کشاورزان (فروشندگان) و دلالان (خریداران) شروع به نوعی تعهد جهت دریافت وجه نقد خود در آینده گرفتند و زمینه معاملات آتی (Futures) را پایه ریزی کردند بدین معنی که: تولیدکننده موافقت نماید که محصول خود را به خریدار در تاریخ آینده (تاریخ تحویل کالا) با قیمت توافق شده بفروشد. در این راستا کشاورز از قبل می داند که وجه خود را دریافت می نماید و دلال نیز از قیمت کالا با خبر می شود و این معامله برای هر دو طرف معامله سودمند است این نوع قراردادها به سرعت رایج گردید و قراردادها را قبل از تاریخ تحویل دست به دست چرخاند. اگر دلالی احساس می کرد نیازی به گندم ندارد، قرارداد خود را به فردی که گندم را نیاز داشت می فروخت، مشابه آن نیز، تولیدکننده که قصد عدم تحویل گندم را داشت مسئولیت تحویل واقعی گندم را به دیگری منتقل می کرد. قیمت قرارداد وابستگی به وضعیت و حرکت قیمت گندم و سیستم عرضه و تقاضا در بازار داشت.

این قراردادها با اندکی تغییرات به سرعت تبدیل به ابزاری حمایتی برای طرفین معامله که بازار بر خلاف نظر آن ها حرکت می‌کرد، تبدیل شد مثلاً در شرایط بد آب و هوا، افرادی که قرارداد فروش گندم منعقد کرده اند، علاقه‌مند هستند، قراردادهای ارزشمند خود را بدلیل کاهش عرضه گندم، نگه دارند، برخلاف آن، چنانچه تولید مازاد بر تقاضا باشد، ارزش قراردادهای فروش نیز کاهش می‌یابد به‌علاوه، این وضعیت معامله گرانی را که قصد خرید و فروش گندم را نداشته و صرفاً بعنوان پذیرش ریسک قیمت گندم و تحصیل سود وارد معامله شده اند را نیز ترغیب می‌کند. در نتیجه معامله در قراردادهای آتی حالتی بسیار سودمند در سرمایه گذاری داشته و باعث ورود کالاهای دیگر به بازار آتی می‌شود و زمینه‌ای را ایجاد می‌کند که شکل قراردادهای آتی منظم و قانونمند می‌شوند و به‌دنبال آن بورس CBOT در سال 1848 در آمریکا شکل می‌گیرد. بنابراین به‌طور اساسی و زیربنایی محلی عمومی برای خریداران و فروشندگان ایجاد می‌شود تا برای قراردادهای سلف و آینده خود مذاکره کنند.

قرارداد اختیار معامله (Option) چیست؟

اختیار معامله یا Option قراردادی است قانونی بین یک خریدار و یک فروشنده به نحوی که خریدار Option، حق خرید یا فروش یک دارایی مشخص را در یک قیمت توافقی و تا یک زمان معین، از فروشنده خریداری کرده و مبلغی برای در اختیار داشتن این حق تا آن زمان می‌پردازد. این یک قرارداد الزامی برای فروشنده ولی یک اختیار و نه الزام برای خریدار Option است.
به عبارت دیگر قرارداد اختیار معامله نوع خاصی از ابزار مشتقه است و می‌تواند در بورس و یا خارج از بورس مورد معامله قرار گیرد. برحسب دارایی مورد نظر انواع مختلفی از اختیار معامله‌ها وجود دارد اما بیشتر اختیار معامله‌هایی که در بورس‌ها معامله می‌شوند دارایی پایه‌شان سهام و یا قراردادهای آتی است. اما اختیار معامله‌هایی که در بازارهای خارج از بورس صورت می‌گیرند شامل دارایی‌های پایه زیادی مثل اوراق بهادار، ارزها، دارایی‌های فیزیکی، سواپ‌ها و بسته‌ای از دارایی‌ها (Basket Of Assets) می‌شوند. اختیار معامله‌ها در هر قراردادی می‌توانند ظاهر شوند. در معاملات Option، قابلیت‌ها و کاربردهای متنوع و منحصر به فرد Option به عنوان یک ابزار قدرتمند در کنترل ریسک سرمایه‌گذاری و ایجاد سودآوری در شرایط مختلف نوسانات بازار (صعودی، نزولی و حتی راکد) بررسی می‌شود.

بورس انرژی چیست؟ و چه کالاهایی در آن قابل پذیرش هستند؟

تاریخچه
شرکت بورس انرژی (سهامی عام) بر اساس قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب آذرماه 1384 مجلس شورای اسلامی تاسیس و در تاریخ 1391/04/17 تحت شماره428002 و شناسه ملی 10320798438 در اداره کل ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری به ثبت رسید و فعالیت های عملیاتی خود را در زمینه انجام معاملات نقدی، قرارداد سلف موازی استاندارد، قراردادهای آتی و اختیار معامله و به منظور مرتفع سازی نیازهایی چون خرید و فروش منابع انرژی، تامین مالی برای تولیدکنندگان و تامین منابع انرژی برای توزیع کنندگان و مصرف کنندگان، از اوایل خرداد ماه همان سال آغار نمود.

بورس انرژی دریک نگاه
ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت و گاز و دارنده یکی از بزرگترین ذخایر و منابع هیدروکربوری جهان شناخته می‌شود. از سوی دیگر با توجه به رویکرد مطرح در سند چشم انداز 1404 در ارتقاء جایگاه جمهوری اسلامی ایران به کشور اول منطقه از لحاظ اقتصادی، سیاسی ، علمی و ... لزوم تاسیس بازاری متشکل جهت کشف قیمت و معامله نفت به عنوان یک کالای استراتژیک در منطقه بیش از گذشته احساس و همین موضوع زمینه ساز طرح قیمت گذاری نفت در داخل کشور شد .از آنجا که یکی از بهترین و شفاف‌ترین مکانیزم‌های قیمت گذاری محصولات، عرضه آنها در بورس می‌باشد، در اوایل دهه 80 ایده تاسیس بورسی برای انجام معاملات نفت طی فرآیندی مشترک میان وزارتخانه های نفت و اقتصاد شکل گرفت. در فاز نخست برای محقق شدن این ایده در اواخر بهمن 1386 مبادلات فرآورده های نفت و پتروشیمی در بازار سرمایه آغاز گردید. از سویی با وجود زیرساخت‌های موجود در صنعت برق کشور که آن را از کشورهای منطقه متمایز می‌سازد، همزمان با فعالیت‌ها در راستای شکل گیری بورس نفت، لزوم راه اندازی بورس برق در ادامه توسعه بازار برق کشور احساس شد. در خرداد 87 شورای عالی بورس با تاسیس بورس برق موافقت می‌کند. در این بین تشکیل بازاری منسجم برای در بر گیری همه کالاهای از جنس انرژی و تشکیل بورسی جامع و واحد برای معاملات انواع حامل‌های انرژی پیشنهاد شد. شورای عالی بورس و اوراق بهادار در جلسه 1390/03/30 با تجمیع درخواست‌های جداگانه برای راه اندازی بورس نفت و برق به راه اندازی بورس انرژی رای داد. بر این اساس بورس انرژی به عنوان چهارمین بورس کشور جهت عرضه محصولات نفت و مشتقات نفتی ، برق، گاز طبیعی ، زغال سنگ ، حق آلودگی و سایر حامل‌های انرژی شکل گرفت. متعاقب صدور مجوز فعالیت بورس انرژی و برای تعیین گروه‌های سهامداری این بورس، سازمان بورس و اوراق بهادار، فراخوانی را در تاریخ 1390/04/05 جهت مشارکت نهادهای مالی و فعالان صنعت نفت ، گاز و فراورده های نفتی، برق و با قید ترکیب 60 درصد نهادهای مالی ، 20 درصد فعالان صنعت برق و نفت و 20 درصد عموم مردم و سقف 5/2 درصد برای هر متقاضی منتشرنمود. در تاریخ یازدهم اسفند 1390 مجمع عمومی مؤسس شرکت بورس انرژی برگزار گردید و از بین کاندیداهای عضویت در هیئت مدیره، 7 عضو اصلی و 2 عضو علی‌البدل انتخاب شدند.


ماموریت سازمانی
ایجاد بازاری شفاف، کارآمد، با نقد شوندگی و رقابت پذیری بالا، جهت رفع انحصار و کشف عادلانه قیمت حاملهای انرژی.

چشم انداز
مرجع کشف قیمت حاملهای انرژی در منطقه خاورمیانه.

اهداف
تبیین، تحکیم و ارتقاء جایگاه و کارکردهای بورس انرژی برای ذینفعان
بکارگیری رویه های موثر جهت حفظ سلامت بازار و صیانت ازحقوق ذینفعان
طراحی ابزارها و محصولات جدید با توجه به نیازهای ذینفعان و اقتضائات محیطی
تجهیز بهینه منابع فیزیکی و توسعه مستمرسرمایه های انسانی
ارزش آفرینی و تامین منافع سهامداران
تعامل و همکاری موثر با نهادهای فعال در بازارهای مالی

ارکان شرکت بورس انرژی ایران
مجامع عمومی
هیات مدیره
مدیر عامل
بازرس/حسابرس
         

کالا های پذیرفته شده در بورس انرژی در سال ١٣٩١


کالاهای پذیرفته شده در بورس انرژی در سال ١٣٩٢


کالاهای قابل پذیرش در بورس انرژی

با توجه به جلسه تفکیک فرآورده های نفتی مورخ 1392/2/14 در سازمان بورس و اوراق بهادار کالا های قابل پذیرش در بورس انرژی بدین شرح اعلام شده است:



لازم به ذکر است در مورد سایر کالاهایی که در آینده جهت پذیرش در هریک از بورسها مطرح می گردند ملاک تصمیم گیری ماهیت ذاتی کالا می باشد و در صورتی که کالا های مورد بررسی ماهیت انرژی داشته باشند در بورس انرژی معامله خواهند شد.

آیا برای شاخص ها و نمادهای بورسی نیز ابزار تحلیل تکنیکال (نمودارهای پیشرفته سامانه تکنیکال) ارائه می شود؟ چطور می توان به آنها دست پیدا کرد؟