تحلیل تکنیکال به چه معناست؟

برای معامله در بازار نیاز به دانشی دارید که بتوانید با استفاده از آن نقاط ورود به معامله (نقطه خرید یا فروش) و نقطه خروج از معامله (بستن معامله با سود یا زیان) را مشخص کنید. انواع و اقسام روش های تحلیلی وجود دارند. مثل تحلیل فاندامنتال (بنیادی) یا سنتیمنت (حسی).

فارغ از تمام مسائل، تحلیل تکنیکال به شما کمک می کند تا نقطه دقیق ورود و خروج خود را در بازار بدانید. چرا که این روش تحلیل دقیقا با قیمت در ارتباط است. اما سایر روش های تحلیلی مثل فاندامنتال به هیچ عنوان نمی توانند نقاط دقیق ورود و خروج در بازار را به شما نشان دهند. چرا که بر عوامل تاثیرگذار بر قیمت متمرکز بوده و صرفا یک دید کلی و چشم انداز از شرایط بازار را به شما می دهند و نمی توانند مشخص کنند که کجا باید بخرید یا بفروشید.

در اکثر موارد نیز خبرهایی که تحلیلگران فاندامنتال بر اساس آن اقدام به تحلیل بازار می کنند جزو خبرهای سوخته هستند و ارزشی برای تحلیلی ندارند. به همین دلیل تحلیل فاندامنتال در درجه دوم اهمیت پس از تحلیل تکنیکال قرار می گیرد.

تحلیل فنی بررسی تغییرات قیمت هاي گذشته به منظور پیشبینی تغییرات آتی قیمت ها است. تحلیل تکنیکی در زمینه سهام، و یا هر ابزار قابل داد و ستدي که متاثر از نیروهاي عرضه و تقاضا باشد کاربرد فراوانی دارد. تحلیلگر فنی اعتقاد دارد که روند قیمتها تلقی سرمایه گذاران را از عوامل گوناگون سیاسی، اقتصادي، پولی و حتی روانشناسی نشان میدهد. هنر تحلیلگر فنی تعیین روند تغییرات قیمتها و نگهداري سرمایه گذاري تا زمانی است که روند فعلی معکوس نشده است. تحلیل تکنیکی گاهی اوقات به دلیل آنکه از سابقه تغییرات بازار براي پیش بینی عرضه و تقاضا استفاده می کند روش تحلیل بازار یا تحلیل داخلی نیز نامیده می شود. تحلیلگر فنی اعتقاد دارد که بازار خود بهترین منبع براي بیان کسب اطلاعات است. "حدیث دوست از زبان دوست شنو".

محورهای اصلی تحلیل تکنیکال کدام مواردند؟

تحلیل تکنیکال به معنی بررسی نوسانات قیمت یک سهم در گذشته است که به کمک نمودار و به منظور پیش بینی حرکت آتی بازار انجام می گیرد. در این نوع تحلیل سعی می شود از روند قیمت یک سهم در گذشته ،آینده آن پیش‌بینی شود.
یک تحلیل‌گر تکنیکی معتقد است که همه اطلاعات یک سهم در سابقه قیمت آن نهفته است و از روند حرکت قیمت، می توان آینده آنرا پیش‌بینی نمود. تحلیل تکنیکی سرعت عمل بالائی داشته و به ما این امکان را می دهد که در مدت کوتاهتری نسبت به تحلیل پایه‌ای (فوندامنتال)، تعداد خیلی بیشتری سهام را مورد مطالعه وبررسی قرار بدهیم.

تحلیل تکنیکی نیاز به دانش بالای علوم اقتصادی و سیاسی ( بر عکس تحلیل پایه‌ای ) ندارد.در حال حاضر تحلیل تکنیکی در بورس های معتبر دنیا رواج زیادی پیدا کرده و طرفداران خاص خود را دارد. مزیت این نوع تحلیل در سرعت عمل آن است و می توان در مدت کوتاهی قیمت سهام چندین شرکت را بررسی کرد ولی تحلیل فاندامنتال همین تعداد سهام، بسیار وقت گیر خواهد بود. تحلیل تکنیکی مانند هر تئوری دیگر منطق خاص خود را دارد.

سه محور اصلی تحلیل تکنیکی عبارتند از:

1- همه چیز در نوسان قیمت خلاصه می شود.
2- قیمت در یک روند ( ترند) حرکت می کند.
3- تاریخ تکرار می شود.

اساس تحلیل تکنیکال:
در ابتدای قرن بیستم، تئوری داو چیزی را بنیان‌گذاری کرد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکی نوین شناخته شد. تئوری داو(Dow) از ابتدا ترکیب کاملی نبود بلکه به مرور با کنار هم قرار دادن اجزایی از میان نوشته‌های چارلز داو در طی چندین سال تکمیل شد. از میان قضیه‌های نقل شده از داو سه تا از آنها برجسته می باشند:

• قیمت معرف همه اطلاعات می باشد.
• تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست.
• اینکه چه اتفاقی افتاده ( پیشینه قیمت ) بسیار مهم‌تر است از چرایی آن ( چرا اتقاق افتاده‌ )

اساس تحلیل فنی چیست؟

تحلیل گران فنی معتقدند که اطلاعات مهم درباره نوسان هاي آتی قیمت سهام را می توان از طریق مطالعه تغییرات قبلی قیمت هاي سهام بدست آورد. اطلاعات مالی بر روي نمودارها ثبت می شود و این اطلاعات به منظور دستیابی به الگوهاي تکراري به دقت مورد بررسی قرار میگیرد. تحلیلگران فنی تصمیمهاي خرید و فروش خود را بر اساس نمودارهایی که تهیه می کنند قرار میدهند. تحلیل گران فنی اعتقاد دارند که :
1) ارزش بازار از تقابل عرضه و تقاضا تعیین می شود.
2) تغییرات قیمت اوراق بهادار داراي روندي است که به رغم نوسانهاي ناچیز براي مدت قابل ملاحظه اي دوام دارد.
3) تغییرات روندها به دلیل نقل و انتقالهاي عرضه و تقاضا است.
4) اینکه چه اتفاقی افتاده (پیشینه قیمت) بسیار مهمتر است از چرائی آن(چرا اتفاق افتاده)
5) تغییرات عرضه و تقاضا را میتوان در نمودارهاي تغییرات قیمت پیگیري کرد.

تحلیلگران فنی اعتقاد دارند که قیمت فعلی منعکس کننده تمام اطلاعات است. با توجه به اینکه اطلاعات قبلاً اثر خود را بر روي قیمت گذاشته است، لذا قیمت نشان دهنده ارزش منصفانه می باشد و باید اساس تحلیل را تشکیل دهد. در مجموع قیمت بازار نشان دهنده کلیه اطلاعات مشارکت کنندگان در بازار است. مشارکت کنندگان شامل: معاملهگران، سرمایه گذاران، شرکت هاي سرمایه گذاري، تحلیل گران خرید سهام، تحلیل گران فروش سهام، تحلیل گران فنی ، تحلیل گران بنیادي و سایر تحلیل گران می باشند. تحلیلگر فنی با گردآوري اطلاعات، از قیمت براي تفسیر اینکه بازار چه میگوید با هدف پیشبینی آینده استفاده میکند  اعتقاد تحلیل گران فنی بر این است که تشخیص روند امکانپذیر بوده و میتوان بر مبناي روند قیمت همه چیز را دانست ولی ارزش واقعی هیچ چیز را نمیدانند.


تحلیل گران فنی در ارزیابی آتی قیمت سهام با اطلاعات مهم سر و کار دارند:
1. قیمت فعلی چیست؟
2. سابقه تغییرات قیمت چیست؟

قیمت، نتیجه تقابل نهایی نیروهاي عرضه و تقاضا براي سهام شرکت است. هدف تحلیلگر فنی پیشبینی جهت تغییرات قیمت آتی است. تحلیل فنی با تمرکز بر روي قیمت و فقط قیمت، نمایانگر یک دیدگاه مستقیم است. بنیادگراها به دنبال چرایی قیمت میگردند، حال آنکه تحلیل گران فنی به مورد چرایی قیمت با دید تردید نگاه میکنند. تحلیل گران فنی اعتقاد دارند که بهترین کار این است که به دنبال چیستی قیمت باشیم و به چرایی آن اهمیت ندهیم. چرا قیمت بالا میرود؟ بخاطر بیشتر بودن خریداران (تقاضا) از فروشندگان (عرضه) سرانجام، ارزش هر چیز برابر با پولی است که یک فرد حاضر است براي آن بپردازد. چه لزومی دارد بدانیم چرا؟

تکنیک های مورد استفاده تحلیلگران فنی کدامند؟

تحلیل گران فنی از تکنیک هاي گوناگون قیمت و حجم معاملات سهام براي تحلیل بازار استفاده میکنند که اصلیترین آنها عبارتند از : نظریه داو، ترسیم نمودار، میانگین متحرك، قدرت نسبی، دیدگاه معکوس، حجم معاملات، وسعت بازار ، شاخص آر اس آی، حمایت و مقاومت.

نظریه داو چیست؟

قدیمی ترین و یکی از بهترین نظریه ها در تحلیل تکنیکی نظریه داو است. به نظر داو نوسان هاي قیمت بازار را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد:
الف) نوسان هاي روزانه: این نوسانها تصادفی و بدون مفهوم هستند و از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.
ب) نوسان هاي ثانویه: در این نوسان، قیمتها به مدت چند ماه بالا می روند. این نوسانات عمدتاً به منظور تصحیح قیمت بازار صورت میگیرد و مورد علاقه مطبوعات نیز است.
ج) نوسان هاي بلندمدت (اولیه): این نوسان ها، بازارهاي صعودي و بازارهاي نزولی نامیده می شود. در این بازارهاي صعودي قیمتها براي چند سال در مجموع روند صعودي دارد. از طرف دیگر، در بازارهاي نزولی قیمت ها براي چند ماه یا چند سال در مجموع روند نزولی دارد.
تصویر زیر شماي کلی دیدگاه داو را نشان می دهد:

میانگین متحرك چیست؟

میانگین متحرك یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین ابزار تحلیل فنی محسوب میشود. میانگین متحرك میانگین قیمت یک سهم در یک زمان مشخص است. وقتی می خواهیم میانگین متحرك را محاسبه کنیم باید دوره زمانی مورد نظر را مشخص کنیم روز و تقسیم این مجموع بر n (مثلاً میانگین 25 روزه). میانگین متحرك ساده براحتی با جمع کردن قیمت روزانه سهم در طول بدست می آید. براي مثال، قیمت بسته شدن یک سهم را در طول 25 روز با هم جمع کرده و دست آخر بر 25 تقسیم n عدد کنیم. نتیجه بدست آمده میانگین قیمت سهم در طول 25 روز گذشته است.
در جدول زیر قیمت سهام براي 10 روز کاري دیده میشود. میانگین ساده روز پنجم حاصل جمع قیمت هاي روز اول تا روز پنجم تقسیم بر 5 شده است. میانگین ساده روز ششم از جمع قیمت هاي روز دوم تا روز ششم تقسیم بر 5 بدست میآید.

در نمودار قیمت سهم، عیناً همین محاسبات براي هر دوره زمانی دیگر نیز قابل انجام است. به عنوان مثال، توجه کنید که تا فرارسیدن روز 25 ام معامله شدن یک سهم نمی توان میانگین متحرك 25 روزه براي آن سهم محاسبه کرد. نمودار زیر نشان دهنده میانگین 25 روزه قیمت سهم شرکت کاترپیلار براي قیمت بسته شدن روزانه میباشد.

از آنجا که میانگین متحرك در این نمودار نشان دهنده میانگین قیمت سهم شرکت در طول 25 روز گذشته است، این شاخص نشان دهنده اجماع نظرات و انتظارات سهام داران شرکت در طول 25 روز گذشته می باشد. اگر قیمت سهم بالاي میانگین متحرك باشد، به این معنی است که انتظارات فعلی سهام داران (و در نتیجه قیمت فعلی سهم) بالاتر از متوسط انتظارات سهامداران در 25 روز گذشته میباشد. معنی دیگر آن هم این است که سهام داران شرکت سرسخت بوده و دست از سهم بر نمیدارند و علاقمند به بالا بردن قیمت سهم هستند. بالعکس اگر قیمت روز کمتر از میانگین 25 روز گذشته باشد، نشان دهنده افت توقعات سهامداران از سهم نسبت به 25 روز گذشته بوده و تا حدي گویاي ناامیدي سهام داران از آن سهم میباشد.

تعریف کلاسیک میانگین متحرك این است که این شاخص ابزار خوبی براي دیدن و بررسی تغییرات قیمت است. سرمایه گذاران معمولا وقتی قیمت سهم بالاي میانگین متحرك میرود سهم را میخرند و وقتی قیمت به پایین میانگین متحرك رسید آن سهم را می فروشند.

دوره هاي زمانی در میانگین متحرك چه کاربردی دارد؟

علامت هاي"خرید (Buy) نمودار زیر (روند تغییرات قیمت سهم شرکت ايفلاك " (Aflac) زمانی که نمودار قیمت میانگین 200 روزه را قطع میکند ترسیم شده اند. همچنین علامتهاي " فروش (Sell) " زمانی که روند تغییرات قیمت به زیر میانگین 200 روزه رفته است، رسم شده اند. روندهاي بلندمدت معمولا توسط میانگین متحرك 200 روزه تشخیص داده می شوند. میتوان از نرم افزارهاي کامپیوتري براي تشخیص بهترین دوره زمانی استفاده نمود. صرفنظر از هزینه هاي خرید و فروش، میتوان گفت سود بیشتر با استفاده از میانگین هاي متحرك کوتاه مدت تر بدست می آید.

ارزیابی روش میانگین متحرك گویای چیست؟

یکی از مزایاي این روش (خرید و فروش در زمان هایی که قیمت میانگین متحرك را قطع میکند) این است که معمولا در جهت درست بازار قرار داریم، به این معنی که قیمت ها نمی توانند رشد زیادي داشته باشند بدون اینکه نمودار قیمت میانگین متحرك را قطع کند. عیب این روش نیز این است که معمولاً دیر می خریم و دیر هم می فروشیم. اگر روند براي یک مدت معنی دار ادامه پیدا نکند (حداقل 2 برابر دوره زمانی میانگین متحرك) ما ضرر خواهیم کرد. این موضوع در نمودار زیر کاملاً مشخص است:

پشیمانی سهام داران به چه معناست؟

معمولا پشیمانی بازار را از روي میانگین متحرك تشخیص میدهند. همانطور که در نمودار زیر مشخص است این موضوع بسیار متعارفی است که یک سهم از میانگین متحرك بلندمدت خود رد شده و سپس به میانگین قبلی خود (که از آنجا شروع به رشد کرده بود) باز گردد.

همچنین از روش میانگین متغیر براي یکنواخت کردن داده هاي بیقاعده نیز استفاده میگردد. نمودار زیر پیشینه قیمتی 13 ساله سهمی را نشان می دهد. نمودار پایینی شکل زیر میانگین 10 هفتهاي همان سهم در طول همان دوره زمانی است. دقت کنید که چطور میانگین متحرك دیدن روند واقعی تغییرات را تسهیل میکند.

منظور از قدرت نسبی چیست؟

ایده اصلی در پشت قدرت نسبی این است که برخی اوراق بهادار در بازارهاي صعودي افزایش بیشتر و در بازارهاي نزولی کاهش کمتري نسبت به بازار دارند. به عقیده تحلیل گران فنی میتوان با سرمایه گذاري در اوراق بهاداري که قدرت نسبی دارند میتوان بازده بیشتري از معدل بازده بازار بدست آورد.

مثال : آقاي y به عنوان تحلیلگر فنی در حال ارزیابی قدرت نسبی سهام شرکت x با استفاده از اطلاعات زیر است. 

محاسبات قدرت نسبی به شرح زیر است:

در سال 1381 قدرت نسبی تا اندازهاي براي سهام شرکت x وجود داشته است.

در سال 1382 سهام شرکت x از قدرت نسبی فوق العاده اي برخوردار بوده است.

منظور از دیدگاه معکوس چیست؟

ایده اصلی طرفداران دیدگاه معکوس این است که اکثر معامله گران بازار اشتباه میکنند. بنابراین، اگر معامله گران بازار در حال فروش سهام میباشند فرد معتقد به دیدگاه معکوس باید خلاف آن عمل کرده و سهام بخرد. چند قاعده دیدگاه معکوس که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد، که دو قاعده مهم آن به شرح زیر است:

نظریه معاملات خرد: 
معاملات سرراست معاملاتی هستند که دقیقاً با ضریب 100 معامله میشود. معاملات خرد معاملاتی هستند که دقیقاً با ضریب 100 معامله نمیشود. معاملات خرد بنا به فرض توسط سرمایه گذاران غیر حرف هاي صورت میگیرد. که معمولاً هم اشتباه میکنند (طبق نظریه طرفداران دیدگاه معکوس). بنابراین، اگر خریدهاي خرده نسبتاً بالا باشد قیمت هاي سهام احتمالاً رو به کاهش بوده و اگر فروش هاي خرده پایین باشد تصور می شود که پایان بازار نزولی نزدیک باشد.

نظریه پیش فروش سهام: 
پیش فروش سهام توسط سرمایه گذارانی صورت میگیرد که سهام را از کارگزار وام میگیرند و سپس آنها را به فروش میرسانند. پیش فروش کنندگان امید دارند که با جانشین کردن اوراق بهادار قرض گرفته شده با قیمت پایین از آنچه فروخته اند به سود دست یابند. طرفداران دیدگاه معکوس بر این باورند که پیش فروش کنندگان معمولا اشتباه میکنند. بنابراین، هنگامی که پیش فروشها بالا هستند نشانگر وضعیت نزولی بازار است. طرفداران دیدگاه معکوس وضعیت صعودي براي بازار در نظر میگیرند. اما گروهی دیگر دیدگاه مخالفی نسبت به روش طرفداران دیدگاه معکوس دارند. این گروه بر این باورند که پیش فروش کنندگان پیچیده تر از سرمایه گذاران متوسط هستند اگر فروشها بالا باشد بازار در وضعیت نزولی قرار دارد.

حجم معاملات چیست و چگونه محاسبه می شود؟

تحلیل گرانی که روي حجم معاملات بررسی میکنند بر این باورند که میتوانند از طریق مطالعه ارتباط بین نوسان هاي قیمت سهام و حجم معاملات در مورد پیش خرید یا پیش فروش دیدگاه بهتري پیدا کنند. به عنوان مثال، اگر حجم معاملات در روزهایی که قیمتها رو به افزایش است بالا باشد نشانگر پیش خرید کردن است و از طرف دیگر اگر در روزهایی که قیمتها رو به افزایش است حجم معاملات پایین باشد نشانگر عدم پیش خرید یا ابهام در بازار است.
حجم معاملات و تاثیر آن در تحلیل فنی بعد از مشاهده و بکارگیري الگوهاي نموداري مختلف، توجه شما به سوي"حجم معامله" جلب میشود. بطور خلاصه، حجم عبارت است از تعداد معاملات خرید و فروشی که در یک دوره زمانی (مثلا یک هفته کاري) انجام میشود. به دلیل اینکه حتی الگوهاي به ظاهر قابل اطمینان، ممکن است درست پیش بینی نکنند، حجم معاملات میتواند به عنوان ابزار دیگري براي تشخیص آنچه در بازار اتفاق میافتد به ویژه آنچه در الگوها اتفاق میافتد، بکار رود. (یعنی از ابزار حجم معاملات براي تصدیق و یا مردود دانستن الگوهاي نموداري مختلف استفاده کنیم) اعتقاد بر این است که حجم میبایست در جهت قیمت افزایش پیدا کند. اگر روند غالب قیمت به طرف بالاست، حجم میبایست در روزهاي مثبت سنگین تر (بیشتر) و در روزهاي منفی سبک تر (کمتر) باشد. این قضیه از نگاه عقل و منطق نیز درست بنظر میرسد چون در روند صعودي، تعداد خریداران می بایست بیشتر از تعداد فروشندگان باشد و در روند نزولی قیمت، تعداد فروشندگان بیشتر از تعداد خریداران است. اگر زمانی حجم معاملات شروع به کم شدن کند، این میتواند اخطاري باشد مبنی بر اینکه روند، قوت و رمق خود را از دست میدهد و ممکن است به زودي تثبیت قیمت ایست روند یا شاید یک الگوي برگشت قیمت اتفاق بیافتد. اگر در نمودار قیمت سهمی تا به حال روند صعودي قیمت را داشته اید و حالا شاهد حجم معاملات بیشتري روي افت هاي موضعی قیمت (حفره) هستید. این موضوع دلالت بر کمرنگ شدن قدرت خریداران و قويتر شدن جناح فروشندگان است

رالی به قطعات با شیب مثبت رو به بالا گفته میشود. رالی ها معمولاً پس از حفره ها اتفاق میافتند. رالی ها در روند نزولی کوتاه و در روندهاي صعودي بلندترند.

وسعت بازار به معنای چیست؟

شاخص هاي وسعت براي اندازه گیري قدرت نوسان هاي بالا و پایین بازار به کار میآید. مطبوعات روزانه موارد زیادي از افزایش و کاهش قیمت روزانه را در بورس تهران گزارش میکنند. تحلیل گران فنی افزایش خالص روزانه یعنی موارد افزایش منهاي موارد کاهش را صورت انباشته در می آورند. تحلیل گران فنی امیدوارند که بتوانند با مطالعه افزایش هاي خالص مسیر نوسان هاي بازار را تعیین کنند.

شاخص آر اس آی RSI چیست و چه کاربردی دارد؟

شاخص توان نسبی به وسیله جی ولز وایدر در سال 1978 معرفی شده است و به عنوان شاخصی براي تعیین نقطه خرید و فروش استفاده میشود. براي محاسبه RSI به طریق زیر عمل میکنیم: 

که در آن RS به شرح زیر محاسبه می شود: 

براي مثال اگر یک دوره 14 روزه براي محاسبه بنابراین براي محاسبه  RSI مد نظر باشد کل تغییرات مثبت را در این دوره با یکدیگر جمع و بر عدد 14 تقسیم می کنیم. متوسط تغییرات منفی را نیز در این دوره جمع و بر عدد 14 تقسیم می کنیم. بدین ترتیب RS را می توانیم محاسبه کنیم. سپس با قرار دادن RS در فرمول بالا RSI محاسبه می شود.

آر اس آي عددي را بین 0 تا 100 به ما میدهد. هر چه عدد به 100 نزدیکتر باشد به معنی این است که خرید آن سهم در بازار در یک دوره بیش از حد خرید شده و زمان خوبی براي فروش آن است. وقتی RSI به صفر نزدیک میشود این را میرساند که سهم مورد نظر در بازار در یک دوره بیش از حد فروخته شده 2 و زمان خوبی براي خرید است. معمولاً نقطه برش را 30 و 70 درنظر میگیرند. یعنی اگر به بالاتر از 70 افزایش یابد، احتمال بالا بودن قیمتهاي بازار وجود دارد. تنزل به زیر 30 حاکی از احتمال پدید آمدن قیمتهاي بسیار پایین است.
رفتار گذشته یک سهم تا حد زیادي کمک کننده است و ما میتوانیم بفهمیم که در گذشته بطور متوسط تا چه حد به سمت پایین آمده و تا چه حد به 100 نزدیک شده است. به همین خاطر اطلاعات 14 روز گذشته براي محاسبه RSI کفایت نمیکند و نمیتواند شاخص درستی به ما بدهد. در نتیجه ما باید اطلاعات 6 ماه گذشته و یا حتی یک سال قبل را در محاسبه RSI منظور کنیم. از آن تاریخ آن را محاسبه کرده و با وارد کردن اطلاعات جدید در هر روز آن را ادامه دهیم. 

حمایت و مقاومت چیست و چگونه محاسبه می شوند؟

هیچ چیز اسرار آمیزي در مورد حمایت و مقاومت وجود ندارد. حمایت و مقاومت همان قاعدة عرضه و تقاضا است. یعنی خطوط عرضه یا تقاضا نشان می دهند که عرضه یا تقاضا در یک قیمت مشخص چقدر خواهد بود. خط عرضه نشان دهنده مقداري (تعداد سهام) است که فروشندگان تمایل دارند در قیمت مشخصی عرضه کنند و بفروش برسانند. وقتی قیمت افزایش مییابد، تعداد فروشندگان هم بیشتر میشود و دلیل آن هم این است که سهامداران بیشتري تمایل
به فروش در قیمت هاي بالاتر دارند. خط تقاضا نشان دهنده تعداد سهامی است که سهامداران در قیمت مشخصی، تمایل به خرید آن دارند. با افزایش قیمت همانطور که تمایل خریداران براي خرید سهام کم میشود از تعداد آنها نیز کاسته میشود. شکل زیر نشان میدهد که در هر قیمتی، چه تعداد خریدار و فروشنده وجود دارند. به عنوان مثال، در قیمت 42.5 , 10خریدار و 25 فروشنده وجود دارند.

- حمایت در قیمتی رخ میدهد که در آن خط عرضه به محور عمودي میرسد (به عنوان مثال 27.5 در نمودار بالا) قیمت پایینتر از این مقدار نمی آید، چرا که هیچ فروشندهاي حاضر به فروش در این قیمت (یا قیمت هاي پایینتر) نیست.
- مقاومت در قیمتی رخ میدهد که در آن خط تقاضا به محور عمودي میرسد (به عنوان مثال 47.5 در شکل بالا) قیمت از این مقدار بالاتر نمیرود، چرا که هیچ خریداري حاضر به خرید در قیمتهاي بالاتر از این مقدار نیست.
در یک بازار آزاد این خطوط دائما در حال تغییر هستند. همانطور که انتظارات سرمایه گذار تغییر میکند، قیمت هاي مورد پذیرش خریدار و فروشنده نیز تغییر میکند. شکست سطح مقاومت نشان دهنده جابجایی نمودار تقاضا به سمت بالا می باشد یعنی خریداران حاضرند که سهام را در قیمت هاي بالاتر خریداري کنند. بطور مشابه شکست سطح حمایت نشان می دهد که نمودار عرضه به سمت پایین جابجا شده است. اساس بسیاري از ابزارهاي تحلیل فنی ریشه در مفهوم حمایت و مقاومت دارد. نمودار قیمت سهام دید خوبی از عملکرد این نیروها در تقابل با یکدیگر به ما میدهد.

پشیمانی معامله گران به معنای چیست؟

پس از یک شکست در سطح حمایت- مقاومت، عموماً این سئوال براي معامله گران پیش میآید که سطح قیمت جدیدچیست؟ به عنوان مثال، بعد از یک گذر قیمتی از سطح مقاومت، هر دو گروه فروشندگان و خریداران ممکن است به سطح قیمتی جدید به دیده شک و تردید نگاه کنند (و آن را معتبر ندانند) و تصمیم به فروش بگیرند. این مسئله باعث به وجود آمدن پدیده ها میشود که از آن به عنوان"پشیمانی معامله گران" یاد می کنیم. پس از واقع شدن این پدیده و شکست سطح مقاومت - حمایت سطح قیمتی جدید مورد توافق خریداران و فروشندگان قرار نمیگیرد و قیمت به سطح مقاومت- حمایت قبلی باز میگردد. گذر سهام شرکت فیلیپ موریس را در شکل زیر در نظر بگیرید. توجه کنید که چطور بعد از شکست سطح مقاومت، قیمت با یک تصحیح به سطح قیمتی پیشین باز میگردد.

رفتار قیمت پس از دوره هاي پشیمانی معامله گران بسیار مهم و تعیین کننده است. یکی از این دو حالت رخ میدهد: یا همه به این نتیجه میرسند که قیمت جدید قابل اتکا نیست، که در این حالت قیمت به سطح قیمت پیشین بر میگردد، یا سرمایه گذاران قیمت جدید را می پسندند، که در این حالت قیمت به حرکت در همان جهتی که سطح حمایت یا مقاومت را قطع کرده است، ادامه می دهد. پس از دوره پشیمانی معامله گران، در حالتی که اجماع انتظارات بر این است که قیمت جدید (که بالاتر است) غیرقابل قبول است، تله سنتی صعود تقلبی(گذر نادرست) به وجود می آید. همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است قیمت از سطحمقاومت 67.5 دلار خارج شده است و سپس با توافق بر قابل اتکا نبودن قیمت جدید، قیمت به زیر سطح مقاومت برگشته و خریدارانی را که سهام هاي با قیمت بالا خریداري کرده اند را جا میگذارد.

شرایط متشابهی تله نزول تقلبی را به وجود می آورد. به شکل زیر توجه کنید، قیمت به قدري زیر سطح حمایت باقی میماند که افراد با نگاه نزولی به سهم را وادار به فروش میکند و سپس قیمت به بالاتر از سطح حمایت باز میگردد و فروشندگانی که سهام خود را در قیمت پایین فروخته اند از دور خارج میکند.

حالت دیگري که ممکن است در ادامه پشیمانی معامله گران رخ دهد این است که سرمایه گذاران قیمت جدید را قابل قبول دانسته و بپذیرند. در این حالت قیمت به تغییر خود در راستاي گذر (شکستن سطح حمایت - مقاومت) ادامه می دهد، یعنی حرکت قیمت به سمت بالا. اگر گذر از سطح مقاومت رخ داده باشد به سمت پایین حرکت میکند اما اگر گذر از سطح حمایت رخ داده باشد به سمت بالا حرکت می کند. یک نمونه از این نوع رفتار قیمتی را در نمودار زیر مشاهده می کنید.

یک راه براي پیشبینی انتظارات پس از "گذر" توجه به مقادیر خرید و فروش است. اگر قیمت از سطح حمایت- مقاومت با فزایش زیادي در حجم معاملات گذر کند و پشیمانی معامله گران معمولا در مقادیر حجمی کم صورت بگیرد، نتیجتاً انتظارات جدید حکم فرما خواهد شد (یعنی تعداد کمی از سرمایه گذاران پشیمان شدهاند). برعکس، اگر گذر با حجم معاملات متوسط رخ بدهد و عموماً پشیمانی در مقادیر زیاد صورت بگیرد، نشان دهنده این است که انتظارات تعداد کمی از سرمایه گذاران تغییر میکند و از نظر اغلب آنها قیمت اولیه قابل قبول است (در این حالت شاهد پدیده برگشت دوباره قیمت به زیر خط روند یا بالاي خط حمایت خواهیم بود).

تبدیل مقاومت به حمایت چگونه رخ می دهد؟

وقتی گذر از محدوده مقاومت با موفقیت صورت بگیرد (یعنی قیمت دوباره به زیر خط مقاومت باز نگردد) این سطح براي ادامه روند قیمت، یک سطح حمایت محسوب میشود. همچنین وقتی گذر از سطح حمایت با موفقیت صورت بگیرد، این سطح تبدیل به سطح مقاومت میشود. نمونه تبدیل شدن سطح مقاومت به سطح حمایت در شکل زیر نشان داده شده است. وقتی قیمت سد مقاومت 45 دلاري را میشکند 45 دلار تبدیل به سطح حمایت میشود. این بخاطر ایجاد نسل جدیدي از خریداران است که در قیمت زیر 45 دلار خرید نکردهاند (چرا که انتظار افزایش قیمت را نداشتهاند) و اکنون منتظرند که قیمت به نزدیکی 45 دلار برسد تا خرید کنند (یعنی از قیمت 45 دلار حمایت می کنند).

بطور مشابه، وقتی قیمت بطور قطع به زیر سطح حمایت سقوط میکند، این سطح عموماً تبدیل به سطح مقاومت میشود و گذر قیمت از این سطح به سختی صورت میگیرد. وقتی که قیمت به نزدیکی سطح حمایت قبلی (مقاومت فعلی) میرسد، سرمایه گذاران سعی میکنند با فروش سهام خود ضرر خود را کم کنند (به شکل زیر توجه کنید).

جمع بندي
ما تا آنجایی که ممکن بود به تشریح عملکرد قیمت، انتظارات سرمایه گذار و حمایت و مقاومت پرداختیم. از تجربه همکاري با سرمایه گذاران به این نتیجه رسیدهایم که اغلب سرمایه گذاران میتوانند با توجه به عوامل اصلی ایجاد تغییرات در قیمت سهام یعنی: انتظارات سرمایه گذاران و عرضه-تقاضا عملکرد خود را بهبود ببخشند.
1) آنچه در ادامه آمده است خلاصه اي کوتاه در مورد مفهوم حمایت- مقاومت است: قیمت سهام نشان دهنده ارزش بازاري منصفانه اي است که مورد موافقت خریداران (مثبت نگرها) و فروشندگان (منفی نگرها) است.
2) تغییر در قیمت سهام نتیجه تغییر در انتظارات سرمایه گذاران در مورد قیمت آتی سهم است.
3) سطح حمایت وقتی به وجود میآید که اتفاق آرا بر این است که قیمت پایین تر نمیرود. این نقطه اي است که در آن تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است.
4) سطح مقاومت وقتی به وجود میآید که اتفاق آرا بر این است که قیمت بالاتر نمیرود. این نقطه اي است که در آن تعداد فروشندگان از خریداران بیشتر است.
5) گذر از سطح حمایت یا مقاومت نشاندهنده تغییر در انتظارات سرمایه گذاران و جابجایی در نمودار عرضه و تقاضا است.
6) حجم معاملات براي تعیین قدرت واقعی تغییر انتظارات بکار میآید.
پشیمانی معامله گران معمولا در ادامه گذر از سطح حمایت یا مقاومت وقتی که قیمت دوباره به سطح قبلی بر میگردد رخ میدهد.

روندها دلالتن بر چه دارند و کاربردشان چیست؟

در بخش قبل دیدیم که چگونه با تغییر در رفتار و انتظارات سهامد اران، حمایت و مقاومت  بوجود می آید که نتیجه این حمایت یا مقاومت در صفهاي خرید یا فروش قابل مشاهده است. اینگونه تغییرات معمولا بر پایه اخبار (و یا شایعات) استوار بوده و عموماً ناگهانی بوجود می آید. در این بخش، به روند تغییرات قیمت میپردازیم. روند، گویاي یک تغییر مداوم (مثبت یا منفی) در یک دوره زمانی است (مثلا تغییر در انتظارات و توقعات سهامداران یک شرکت) روند قیمت بر اساس درجه حمایت یا مقاومت یک سهم متغیر است. چون حمایت و مقاومت سدي در برابر تغییرات هستند و در مقابل تغییرات روند قیمت مقاومت می کنند. همچنان که در نمودار زیر پیداست، یک روند قیمت صعودي توسط روز به روز بالاتر رفتن قیمت یک سهم بوجود می آید (یعنی قیمت حداقل سهم روند صعودي داشته باشد).

یک دید دیگر نسبت به یک روند قیمت صعودي بالاتر رفتن درجه حمایت سهم است، به این صورت که مثبت نگرها کنترل کننده بوده و قیمت را به سمت بالاتر رفتن هل می دهند.

نمودار زیر نشان دهنده یک روند نزولی قیمت است. این روند از پایین تر رفتن قیمت حداکثر روزانه در طی یک دوره زمانی تشکیل میشود. می توان یک روند نزولی را بصورت افت درجه مقاومت یک سهم نیز در نظر گرفت. کاهش دهنده هاي قیمت فعال ترند و قیمت را به سمت پایین می کشند. وقتی قیمت به مرزهاي حمایت یا مقاومت میرسد، انتظارات از سهم تغییر میکند. قیمت میتواند خط روند را چه در حالت صعودي و چه در حالت نزولی قطع کند. نمودار زیر نشاندهنده مقاومت سهم شرکت مرك در برابر روند نزولی قیمت است. یعنی قیمت چند بار خط روند را قطع کرده و حکایت از عدم رضایت سهامداران از روند منفی شدن سهم و انتظار آنها براي مثبت شدن قیمت دارد. به حجم معاملات (نمودار ستونی زیر نمودار قیمت) توجه کنید. دقت کنید که چطور پس از تقاطع خط روند و نمودار قیمت، حجم معاملات بالا میرود. این شاهدي مهم بر این مدعاست که روند قبلی (نزول قیمت سهم) در حال تغییر است. (همانطور که دیده می شود در ماه نوامبر در محلی که علامت به معنی "شکست روند " گذاشته شده این موضوع ثابت میشود و روند نزولی برعکس شده و از این پس صعود قیمت را شاهد هستیم. شبیه به موضوع حمایت و مقاومت، بعضی مواقع نیز شاهد پشیمانی سهام داران یک سهم و رويگردانی از آن هستیم. یعنی پس از یک تقاطع خط روند با نمودار قیمت، شاهد کاهش قیمت بخاطر عرضه سهم و دست برداشتن سهام داران از آن سهم هستیم.

باز هم نمودار حجم معاملات گویاي قدرت (میزان نفوذ) یک روند بر روند قبلی میباشد. در مثال بالا حجم معاملات پس از قطع شدن خط روند بالا رفته است ولی این میزان معاملات ضعیف بوده و قدرت کافی براي راندن قیمت به حدود روند قبلی ندارد.

توانایی های روش تحلیل تکنیکال کدام موارد است؟

- تمرکز روي قیمت: اگر هدف پیش بینی قیمت آینده است، متمرکز شدن روي تغییرات قیمت منطقی است. تغییرات قیمت معمولا بر روش بنیادي پیشی میگیرند. با تمرکز بر قیمت تحلیل گران بطور اتوماتیک به آینده توجه میکنند. بازار بعنوان یک شاخص رهبر در نظر گرفته میشود و میتوان گفت که اقتصاد 6 تا 9 ماه آینده را تعیین میکند. براي همراهی با بازار لازم است که تغییرات قیمت را بطور دقیق زیر نظر داشت. معمولا تغییر قیمت یک موجود زیرك و حیله گر پنداشته میشود. با وجود اینکه بازار مستعد یک تغییر ناگهانی است، راهنمایی ها و نشانه ها معمولاً قبل از تغییرات مهم ظاهر میشوند. یک تحلیلگر معمولاً به دوره هاي خرید در کف  به عنوان گواهی بر ترقی قریب الوقوع سهم نگاه کرده و همچنین دوره هاي فروش در سقف را به عنوان شاهدي براي یک دوره رکود در شرف وقوع در نظر می گیرد.

- عرضه، تقاضا و تغییرات قیمت: خیلی از تحلیل گران قیمت باز شدن، بسته شدن، حداکثر و حداقل یک سهم را مورد بررسی قرار میدهند. در هر جزء از این داده ها، اطلاعات ذی قیمتی نهفته است. آنها بطور جداگانه گویاي مطلبی نیستند ولی وقتی با هم در نظر گرفته می شوند تاثیرات عرضه و تقاضا بر قیمت سهم را نشان می دهند.

مثال بالا سهمی را که با یک جهش مثبت باز شده است را نشان میدهد یعنی قبل از باز شدن سهم تعداد دستورات خرید بیشتر از دستورات فروش بوده و قیمت بالا رفته تا فروشندگان بیشتري را جذب کند. تقاضا از همان ابتدا بالا بوده است. قیمت حداکثر در طول روز نشان دهنده شدت تقاضا میباشد. قیمت حداقل در طول روز نیز گویاي میزان عرضه (فروشنده) موجود براي این سهم است. قیمت بسته شدن قیمت نهایی مورد توافق فروشن دگان و خریداران است. در مورد مثال فوق قیمت بسته شدن نسبت به قیمت حداکثر اختلاف زیادي داشته و بیشتر به قیمت حداقل نزدیک است. این موضوع گویاي اینست که علی رغم اینکه تقاضا (خریداران) در طول روز قوي بوده است، عرضه (فروشندگان) دست آخر غالب شده و باعث کاهش قیمت نهایی (پایان روز) شده اند. در عین حال با وجود فشار فروشندگان، قیمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باقی مانده است. با نگاه کردن به نمودار تغییرات قیمت در طول یک دوره زمانی طولانی میتوان به وضوح شاهد تقابل و رویارویی عرضه و تقاضا بود. به ساده ترین زبان میتوان گفت: قیمت هاي بالا بیانگر تقاضاي بیشتر و قیمت هاي پایین معرف فزونی عرضه است.
حمایت- مقاومت آنالیز اولیه و ساده نمودارهاي قیمت میتواند در تشخیص درجه حمایت - مقاومت مفید باشد. این پارامترها معمولا توسط دورههاي تراکم (محدوده داد و ستد) که قیمت ها در یک محدوده مشخص تغییر میکند مشخص می شوند. این مطلب گویاي این است که قواي متقابل عرضه و تقاضا به تعادل رسیده اند و داد و ستد به بن بست رسیده است. وقتی قیمت از این محدوده خارج میشود نشان دهنده این است که عرضه یا تقاضا شروع به رشد کرده و بر دیگري فائق آمده است. اگر قیمت بالاتر از حد بالایی محدوده قیمت برود نشان دهنده آن است که تقاضا برنده شده و اگر از حد پایینی خارج شود عرضه افزایش یافته است.

- پیشینه قیمت بصورت تصویري: حتی براي تحلیل گران بنیادي باتجربه و کارآزموده نیز یک نمودار قیمت، حاوي اطلاعات مفیدي است. نمودار قیمت یک شرکت، نشان دهنده یک نمودار تصویري و گویا از روند قیمت سهام آن شرکت در طول یک دوره زمانی است. نمودار بسیار گویاتر و خواناتر از یک جدول اعداد است.

- تسهیل در تشخیص زمان خرید : تحلیل فنی کمک زیادي در تشخیص زمان خرید میکند. برخی تحلیل گران، روش بنیادي را براي شناسایی سهام مناسب جهت خرید و روش فنی را براي تشخیص زمان خرید بکار میبرند. این نکته کاملاً واضح است که زمان مناسب خرید، نقش مهمی در عملکرد دارد. روش تحلیل فنی میتواند در تشخیص تقاضا (حمایت) یا عرضه (مقاومت) و همچنین زمان خروج از بازار مفید واقع شود. بطور مشخص انتظار براي خروج از بازار در نرخ هایی بالاتر از نرخ هاي عرضه گسترده و یا خرید در نرخ هایی در نزدیکی نرخ هاي حمایتی میتواند بازده را بهبود بخشد. دانستن سابقه تاریخی قیمت یک سهم مهم است. اگر شما سهمی را در دو سال گذشته به عنوان یک سهم عالی ارزیابیمیکرده اید، ولی روند سهم در این مدت ثابت بوده است معلوم میشود. اگر سهمی به اندازه زیادي رشد داشته باید گوش به زنگ برگشت رو به عقب آن سهم بود. یا اگر سهمی از حد مورد انتظار بیشتر افت نموده شاید این ارزش را داشته باشد که آن را در این قیمت بخرید و منتظر روند رو به رشد آن بمانید.

معایب تحلیل تکنیکال چیست؟

- تمایل تحلیلگر: همانند تحلیل بنیادي، روش تحلیل فنی ذهنی بوده و علایق و سلایق شخصی تحلیلگر تاثیرگذار است. در نظر داشتن این مطلب در هنگام تحلیل یک نمودار مهم است. اگر تحلیلگر روي سهمی خاص تعصب داشته باشد کل تحلیل وي تحت تاثیر این اعمال سلیقه قرار خواهد گرفت و باید این نکته را در نظر داشت همچنین چنانچه تحلیلگر نسبت به یک سهم بدبین باشد نتیجه تحلیل احتمالاً انتظار روند نزولی براي آن سهم خواهد بود.

- امکان تفاسیر مختلف : علاوه بر موضوع تمایلات شخصی تحلیلگر، باید این واقعیت را پذیرفت که تحلیل فنی را میتوان به روشه اي مختلف تفسیر نمود. علیرغم اینکه استانداردهایی وجود دارد ولی خیلی وقتها دو تحلیلگر با نگاه به یک
نمودار به دو دیدگاه متفاوت و جهت گیري مخالفی میرسند هر دو نیز میتوانند دلایل منطقی بیاورند و بر سر تحلیلشان اصرارکنند و دلایلی مبنی بر درست بودن تحلیلشان ارایه دهند. در حالیکه این موضوع می تواند ناامید کننده باشد، بنظر میرسد تحلیل فنی تا اندازه اي مثل علم اقتصاد بیشتر شبیه هنر است تا علم. اینکه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم بستگی به نظر بیننده دارد.

- عملکرد دیر هنگام : روش فنی بخاطر عکس العمل دیر هنگام معمولا مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی که روند (صعودي یا نزولی) قیمت شناسایی میشود میزان زیادي از تغییرات قیمت اتفاق افتاده است. بعد از این میزان تغییرات زیاد میزان سود به نسبت ریسک خیلی بالا نیست. عملکرد دیر هنگام یکی از انتقاداتی است که به تئوري داو وارد شده است. معمولاً در هر زمان روندهاي خوب دیگري هم هستند: حتی پس از آنکه یک روند قیمت جدید (صعودي یا نزولی) شناسایی شد همیشه یک روند قیمت مهم دیگر هم براحتی در دسترس وجود دارد. کارشناسان معمولاً متهم میشوند به اینکه روي خط میانه حرکت میکنند و یک موضع گیري مشخص ندارند. حتی اگر تحلیلگر بر سهمی بسیار مصر باشد، باز هم سهم دیگري که نظرشان را جلب و ارضا کند، وجود دارد.

- پشیمانی بازار و سرمایه گذاران : تمامی الگوها و علایم خرید و فروش با روش فنی همیشه درست از آب در نمی آید. زمانی که به مطالعه روش فنی میپردازید دست آخر به یک مجموعه شاخص ها و الگوهاي نموداري میرسید که باید با یکسري قوانین هماهنگ شوند به عنوان مثال چنانچه الگوي نوسانات قیمت یک سهم از نوع "سر و شانه " باشد. در این الگو مطابق شکل زیر نوسانات گذشته قیمت سهم به گونه اي است که پس از یک روند افزایشی و رسیدن به نقطه اوج نخست یا اصطلاحاً شانه چپ  ، سپس قیمت سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر نخست سقوط می نماید. پس از آن قیمت سهم براي بار دوم روند صعودي به خود گرفته و تا نقطه اوج دوم یا اصطلاحاً سر رشد می نماید. این نقطه از نقطه اوج اول بالاتر بوده لیکن پس از آن دوباره سهم با روند نزولی مواجه شده و تا نقطه قعر دوم کاهش می یابد. مجدداً سهم براي سومین بار تا نقطه اوج جدیدي موسوم به شانه راست که تا اندازه زیادي به شانه چپ شبیه است رشد نموده و دوباره روند نزولی آن آغاز میشود. از به هم وصل کردن نقاط قعر اول و دوم خطی موسوم به "خط گردن "بدست می آید که میتواند در تشخیص زمان مناسب براي فروش راه گشا باشد.

تحلیل بنیادی یا تحلیل تکنیکال؟

تحلیل بنیادی (فاندامنتال) اولین و مهمترین سنگ بنایی سرمایه گذاری است در واقع بخشی زیادی از سرمایه گذاران موفق جهان اعتقاد دارند شما نباید سرمایه گذاری کنید تا موقعی که دید مناسبی نسبت به تحلیل بنیادی (فاندامنتال) پیدا نکرده باشید در تحلیل بنیادی (فاندامنتال) مسائل خیلی گسترده می باشد.
فرق تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال این است که شما در تحلیل بنیادی دنبال ارزش ذاتی کالا ( سهام، مواد خام یا ارز ) می گردید در حالی که در تحلیل تکنیکال فقط یک قیمت می بینید و بر اساس ان تحلیل می کنید.
دومین فرق این دو نوع اموزش در زمان یادگیری انهاست که زمان اموزش و یادگیری تحلیل تکنیکال به مراتب کمتر از تحلیل بنیادی است.

مقایسه تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال

هدف از اموزش تحلیل بنیادی این است که سرمایه گذاران بتوانند با تحلیل شاخص های اقتصادی با مسائل روز جهانی اشنا شده و چگونگی تاثیر انها بر بازارهایی سهام، ارز، نفت و طلا را یاد بگیرند تا بتوانند معاملات دقیقتر، همراه با دانش انجام دهند.
اولین اصل در تحلیل بنیادی این است که تحلیل بازارها مالی از بالا به پایین می باشد که پنچ شاخص اصلی دارد.

۱. وقایع و شاخص های جهانی:
تصمیمات بانک های مرکزی( امریکا، اروپا و چین)، رشد ناخالص جهان، بدهی های جهانی و….

۲. وقایع و شاخص های منطقه ای:
منطقه کشورمورد نظر شما برای سرمایه گذاری باید از نظر جعرافیایی , اقتصادی و سیاسی بررسی شود تا با ریسک ها و فرصت های ان منطقه اشنا شوید و در تحلیل های بنیادی مدنظر قرار دهید. مثلا کشور ما ایران با توجه به اینکه در منطقه خاورمیانه قرارگرفته است که دارای ریسک و فرصتهای سرمایه گذاری بالای است که ما در هر مقطع از زمان باید ریسک ها و فرصت ها را مورد بررسی قرار دهیم.

۳. تحلیل وقایع و شاخص های کشور مورد نظر برای سرمایه گذاری:
مهمترین عواملی که برای سرمایه گذاری در یک کشور مد نظر قرار می گیرند.
– وضعیت بودجه کشور که ایا کسری بودجه دارد یا مازاد بودجه.
– درامد دولت از چه منابع است هرچه منابع بیشتر باشد بهتر است.
– بخشی خصوصی چه وضعیتی دارند هرچه دولت کوچکتر باشد نشانگر اقتصاد پویا در یک کشور است.
– رتبه اعتباری کشور مورد نظر از سه موسسه معتبر بین المللی رتبه بندی چگونه است ایا رتبه قابل قبولی برای سرمایه گذاری دارد ؟
– وضعیت بیکاری، تورم، واردات، صادرات، تولید ناخالص ملی و خرده فروشی.
– روابط یا سایر کشورها بخصوص همسایگان.

۴.تحلیل گروه مورد نظر برای سرمایه گذاری:
بزرگترین شاخص سرمایه گذاری دنیا S&P 500 امریکا است که دارای ۱۱ گروه اصلی متفاوت برای خرید سهام است گروه سلامت، مالی، انرژی و…..
که سرمایه گذار باید گروهی را انتخاب کند که اینده و بازده خوبی دارد.

۵. تحلیل سهام مورد نظرسرمایه گذاری:
بعد ار اینکه گروه مناسب برای سرمایه گذاری انتخاب شد از بین شرکتهای موجود در ان گروه شرکت را انتخاب میکنیم که :
– حسابهای مالی بهتری دارد.
– خوشنام تر باشد.
– اینده بهتری نسبت به رقبای خود داشته باشد.

نکته: اگر هدف شما از سرمایه گذاری بازار سهام باشد باید هر ۵ ردیف را تا انتها تجزیه وتحلیل کنید ولی اگر هدف شما از سرمایه گذاری فقط ارز یه کشور خاص باشد باید تا ردیف ۳ تجزیه تحلیل کنید تا به نتایج دقیقتری دستیابی پیدا کنید.