قدمت بورس های بین المللی به چه زمانی برمی گردد؟ و بازار های بورس بین المللی چگونه شکل گرفتند؟

بورس و بورس بازی از زمان های دور مورد توجه سرمایه داران و تاجران بوده است. در این بین تبادلات ارزی با سابقه ای به اندازه تاریخچه اختراع پول برای خود پیشینه معاملاتی دارد. از سال ۱۸۷۶ تا جنگ جهانی اول پایه ارزش هر ارز، بر مبنای پشتوانه طلا باعث ثبات نسبی ارزها در مقابل یکدیگر بود قبل از این تاریخ دولت ها و کشورها همیشه سعی در تضعیف ارز خود را داشتند و این مساله عموما منجر به تورم و ناکارآمدی اقتصاد ها می شد. پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴) توافقنامه ای با نام برتن وودز (Bretton Woods) ایجاد شد که بر مبنای آن کشورهای امضا کننده متعهد شدند ارزش پول خود را در ارزش ثابتی در برابر دلار نگه داری کنند و نرخ مرجع دلار نیز، ۳۵ دلار برای هر اُنس طلا تعیین گردید. در این توافقنامه هیچ کشوری مجاز نبود به خاطر منافع تجاری ارزش ارز خود را بیش از ۱۰ درصد در مقابل سایر ارزها کاهش دهد. این سیستم که برای ایجاد ثبات پولی بین المللی ایجاد شده بود با کاستی ها، نابسامانی ها و جلوگیری از به جریان افتادن سرمایه ها همراه بود. سرانجام در سال ۱۹۷۱ توافقنامه برتن وودز باطل گردید و از سال ۱۹۷۳ ارزش ارزهای کشورهای مهم صنعتی در بازارهای بین المللی شناور اعلام شد. در ابتدا، آزاد سازی ارزش ارزها بعد از سال ۱۹۷۳ اغلب روند کند تغییرات قیمت در بین ارزها را به دنبال داشت ولی آزادسازی کمک شایانی به ارزش گذاری ارزها بر مبنای عرضه و تقاضای بازارهای بین المللی انجام داد. به مرور با کاهش مقررات، آزاد شدن بازار و فعالیت بازیگران در بازارهای مالی جهانی، کاراترین بازاری که تا به حال بشر به خود دیده به وجود آمد. امروزه دولت ها، بانک ها، شرکت های تجاری، سوداگران و مردم عادی پنج گروه عمده شرکت کنندگان بازار تبادلات ارزی هستند و در این بین از دهه ۱۹۹۰ به این سو با پیشرفت تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی روند نظارت بر بازارهای جهانی، اجرای سفارش ها، تحلیل فرصت های مالی و گسترش این بازار سرعتی بیش از پیش پیدا کرده است. تعداد زیاد بازیگران بورس های بین المللی ارز باعث بالا رفتن حجم معاملات در بازار شده است. امروزه حجم معاملات بورس های تبادلات ارزی به بیش از ۱٫۶ تریلیون دلار در روز می رسد.

بورس چیست؟

بازار پولی که عمدتا توسط نظام بانکی یک کشور اداره می‌شود که مهمترین کارکرد آن تامین اعتبارات کوتاه مدت است و بازار سرمایه که کارکرد اصلی آن تامین مالی بلند مدت مورد نیاز در فعالیت‌های تولیدی و خدماتی مولد می‌باشد. بورس (Bourse) کلمه‌ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فرانسه کیف پول می‌باشد. بورس، نهاد سازمان یافته‌ای است که از جمله نهادهای عمده و اساسی در بازار سرمایه محسوب می‌شود و در کنار سایر موسسات و سازمانها، وظایف چندگانه‌ای را برعهده دارد. کارکردهای اساسی بورس مدیریت انتقال ریسک و توزیع آن، شفافیت اطلاعات، کشف قیمت، ایجاد بازار رقابتی و همچنین یکی از کارکردهای مهم آن جمع آوری سرمایه‌ها و پس اندازهای کوچک برای تامین سرمایه مورد نیاز فعالیتهای اقتصادی است.

چند نوع بورس در سطح جهانی وجود دارد؟

بازار های بورس سهام Stock

بازار های بورس کالایی Commodity

بازار های بورس اوراق بهادار Bond Market

بازار های بورس مبادلات ارزی Foreign Exchange

بورس سهام Stock چیست؟

بازار سهام یا (Stock Market) بازاری است که معامله گران با سرمایه گذاری و خرید سهم یا سهامی از یک شرکت یا مجموعه ای از شرکت ها و کارخانه ها در سود و زیان تفاوت قیمت سهام آن بنگاه اقتصادی و یا در سود و زیان حاصل از فعالیت آن بنگاه شریک می شوند. نمونه این بورس، بورس اوراق بهادار تهران و سهام شرکت های داخل آن می باشد.

بورس های کالایی Commodity چیست؟

بازار کالا یا (Commodity Market) شامل بورس هایی است که قیمت تبادلات کالاها به صورت جهانی یا منطقه ای بر اساس عرضه و تقاضا ارزش گذاری می شود. بورس های کالا به سه دسته عمده تقسیم می شود.


Hard- طلا، نقره، سیمان، فلزات و غیره
Soft- آب پرتقال، قهوه، اقلام خوراکی و غیره
Energy- نفت، گاز، برق، ذغال سنگ و غیره

بورس اوراق بهادار Bond Market چیست؟

بازار اوراق قرضه (Bond Market) اوراق مشارکتی که اغلب از طرف دولت ها برای مشارکت مردم و جذب سرمایه های آنها برای طرح های سودآور جذب می شود. مانند اوراق مشارکت وزارت خانه ها در ایران.

بورس های مبادلات ارزی Foreign Exchange چیست؟

بازار تبادلات ارزی مبادلات ارز (Foreign Exchange) بازاری که در آن مانند بورس های فوق الذکر، ارزش گذاری پول ملی کشورها بر اساس عرضه و تقاضا در مقابل سایر ارزها سنجیده می شود. مانند نرخ برابری دلار به ریال یا یورو به دلار.

ویژگی های مثبت یا امتیازات بورس های جهانی چیست؟

A) فعالیت ۲۴ساعته بازار – به علت باز بودن بانک ها و موسسات مالی گوناگون در سراسر جهان و وظیفه اعلام قیمت در هر ساعتی از شبانه روز (به جز شنبه و یکشنبه) در هفته بازار تبادلات ارزی فعال و امکان معاملات وجود دارد.
B) وجود همیشگی خریدار و فروشنده – حجم بالای معاملات که به آن اشاره شد و تعدد شرکت کنندگان باعث شده در هر زمانی، امکان نقد شوندگی معاملات وجود داشته باشد و همیشه خریدار و فروشنده ای در نقطه مقابل فعالیت شما در بازار وجود دارد. همیشه بانک ها و موسسات طرف تجاری معامله گران مسئول نقد کردن دستورات شما در بازار هستند و از این نظر هیچ نگرانی مانند بورس های دیگر برای پیدا شدن خریدار و فروشنده وجود ندارد.
C) معاملات دو طرفه – برای کسب سود در مورد کالاها فقط می توان از پیش بینی روند صعودی قیمت ها استفاده کرد ولی در بازار ارز به علت اینکه معاملات بر اساس ارزش گذاری دو نوع پول تعیین می گردد، با افزاریش ارزش یک ارز متقابلا ارزش ارز مقابل کاهش می یابد به همین دلیل نه تنها از روند صعودی افزایش ارزش یک ارز بلکه از روند نزولی کاهش ارزش یک ارز می توان سود گرفت. روند نزولی ارزش یک ارز در اصل روند صعودی ارزش ارز متقابل می باشد.
D) معاملات لحظه ای – خرید و فروش لحظه ای از هر نقطه ای از جهان، تنها با دسترسی به اینترنت یا تلفن. مزیت دیگر معاملات لحظه ای شفاف و یکسان در بازار است که تا خبری به صورت جهانی و عمومی انتشار نیابد تاثیری بر بازار ندارد.
E) احتمال کم تغییرات قیمت – به علت حجم بالای جابجایی مالی در بازار تبادلات ارزی و درعین حال تعداد زیاد معامله گران، به همراه نوع قراردادهای متفاوتشان در بازار، احتمال کمی برای جابجایی شدید و زیاد در بین جفت ارزهای اصلی وجود دارد. معمولا در بازار تبادلات ارزی در بین جفت ارزهای اصلی و مهم، روزانه بصورت میانگین یک تا دو درصد جابجایی را نسبت به ارزش ذاتی آن جفت ارز شاهد هستیم که در مقایسه با بازارهای کالا یا سهام مقدار کمتری است.
F) اهرم افزایش سرمایه – تسهیلات سرمایه گذاری از سوی کارگزار به صورت وام به خریدار برای انجام معاملات انجام می شود. میزان این تسهیلات در بازار های مختلف متفاوت و گاه تا چند صد برابر اصل سرمایه می باشد. بدیهی است که حد ضرر به اندازه اصل سرمایه می باشد اما محدودیتی برای کسب سود وجود ندارد.

چند نوع قرارداد یا معامله در بازارهای جهانی انجام می شود؟

۱- قرارداد لحظه ای – اسپات (Spot)

۲- قرارداد سلف – فوروارد (Forward)

۳- قرارداد آتی – فیوچر (Future)

۴- قرارداد اختیار معامله – آپشن (Option)

قرارداد لحظه ای – اسپات (Spot) چیست؟

در این قرارداد خریدار باید کل مبلغ قرارداد را به علاوه کارمزد کارگزاربه صورت نقد پرداخت نماید و فروشنده نیز باید تا حداکثر دو روز کاری کالایمورد معامله را به خریدار تحویل نماید. این نوع قرارداد در بازار مبادلات ارزغالبا به صورت لحظه ای نقد می شود.

قرارداد سلف – فوروارد (Forward) چیست؟

در این قرارداد، کل مبلغ در زمان انجام معامله از طرف خریدار پرداخت میشود و فروشنده متعهد می شود در تاریخ و زمان معین کالا را با قیمت مورد توافق به خریدار تحویل دهد.

قرارداد آتی – فیوچر (Future) چیست؟

در این روش فروشنده مطابق یک قرارداد صلح تعهد می نماید مقدار معینی از دارایی یا کالایی مشخص را در زمانی معین در مقابل مبلغی به خریدار تحویل دهد. بر اساس این قرارداد، فروشنده مقدار دارایی مورد مصالحه را در سررسید مشخص تحویل می دهد و خریدار نیز مبلغ مورد مصالحه و توافق شده را در سررسید می پردازد. طرفین در قالب شرط ضمن قرارداد به شخص ثالث یا کارگزاری وکالت می هند که از وجه الضمان آنها متناسب با نوسانات قیمت در بورس به طرف دیگر اباحه تصرف بدهد. هر یک از طرفین می توانند قبل از سررسید با انعقاد قرارداد صلح دیگری شخص ثالثی را در قرارداد صلح اولیه جایگزین خود نمایند و پس از تسویه از قرارداد خارج شوند کلیه قرارداد ها در زمان سررسید مقرر حتما باید تسویه شوند.

قرارداد اختیار معامله – آپشن (Option) چیست؟

قرارداد اختیار خرید: قراردادی است که به موجب آن عرضه کننده کالا، حق خرید مقدار معینی از کالای مورد نظر را در زمان معین و با قیمت مشخص تعیین شده در حال حاضر به طرف دوم قرارداد اعطا می نماید بدون اینکه طرف دوم ملزم به خرید آن کالا باشد.
قرارداد اختیار فروش: قراردادی است که به عنوان شرط ضمن عقد، به موجب آن خریدار حق فروش مقدار معینی از کالای مورد نظر را در زمان معین و با قیمت مشخص به طرف دیگر اعطا می نماید. بدون آنکه فروشنده ملزم به فروش کالا در تاریخ قید شده باشد.
در همه قراردادهای اختیار خرید و فروش کارمزد بالاتری نسبت به انواع قراردادهای دیگر مورد محاسبه قرار میگیرد. بسته به زمان لغو یا تحویل کالا این قراردادها به دو نوع سیستم آمریکایی و اروپایی نیز تقسیم بندی می شوند.
در اینجا چهار مورد از عمومی ترین قراردادهای استفاده شده در بورس های بین المللی توضیح داده شد. شایان ذکر است موارد دیگری مانند قرارداد اعتباری، قرارداد معاوضه، قرارداد صلح و موارد مختلف دیگری قرارداد وجود دارد که به علت عمومیت نداشتن در بازار مبادلات ارز از توضیح در مورد آنها صرف نظر می نماییم.

ISO کدها (نمادها) در بازار های جهانی به چه معناست؟

نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی (ISO) برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است. این نماد ها معمولا سه حرفی هستند. معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد. دلار ایالات متحده امریکا United States Dollar USD یورو اتحادیه اروپا European Union Euro EUR ین ژاپن Japanese Yen JPY پوند انگلستان Pound Sterling GBP فرانک سوئیس Swiss Franc CHF دلار استرالیا Australian Dollar AUD دلار کانادا Canadian Dollar CAD یک اونس طلا Gold ounce XAU یک اونس نقره Silver ounce XAG

مفهوم جفت ارز (Currency Pairs) در بازار های جهانی به چه معناست؟

همواره ارزش یا قیمت هر ارز در بازار با ارز دیگری تعیین می شود. به عنوان مثال ارزش یورو باید بر اساس ارز دیگری بیان شود، قیمت یورو در مقابل دلار (یعنی هر یک یورو چه میزان برابری نسبت به دلار ارزش دارد) قیمت یورو در مقابل پوند( برای هر یک یورو چه مقدار پوند باید پرداخت شود). از اینرو در بازار مبادلات ارز با جفت ارزها سر و کار خواهیم داشت. جفت ارزها با نماد اختصاری (ISO) دو ارز مشخص می شوند مانند: EUR/USD (میزان برابری یورو در مقابل دلار) GBP/USD (میزان برابری پوند در مقابل دلار) USD/CHF (میزان برابری دلار در مقابل فرانک سویس) USD/JPY (میزان برابری دلار در مقابل ین ژاپن) چهار جفت ارز فوق را جفت ارزهای اصلی (Major Currency) می گویند و در صورتی که در یک جفت ارز دلار ایالات متحده وجود نداشته باشد آن را ارز متقاطع (Cross Rate) می نامند. مانند: EUR/JPY- GBP/CHF- AUD/CAD در یک جفت ارز، ارز اول را ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم را ارز متقابل (Counter Currency) می نامند. این ترتیب از آنجا حائز اهمیت است که نرخ یک واحد از ارز پایه را بر اساس ارز متقابل بیان می کنند. بعنوان مثال اگر نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۲۸ باشد بدین معنی است که هر یک یورو، ۱٫۴۳۲۸ دلار می ارزد و برای خرید یک یورو باید ۱٫۴۳۲۸ دلار بپردازیم.

واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points) به چه معناست؟

به علت حجم بالای معاملات در بازار تبادلات ارزی (مبادلات ارز) معمولا نرخ برابری ارزها تا پنج رقم صحیح و اعشار محاسبه می شوند. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده می شوند. در جفت ارزهایی که نرخ برابری آنها تا چهار رقم اعشار محاسبه می شود، به رقم چهارم بعد از اعشار پیپ (Pips) یا (Point) می گویند. مثلا اگر قیمت یورو به دلار از ۱٫۳۳۸۲ به ۱٫۳۳۸۴ برسد، می گوییم ۲ پیپ افزایش یافته است. به عنوان یک مثال دیگر اگر قیمت پوند به دلار از ۱٫۸۸۵۵ به ۱٫۸۷۵۷ برسد می گوییم نرخ برابری پوند به دلار ، ۹۸ پیپ کاهش یافته است. در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستند(و طبق آنچه گفته شد تا دو رقم اعشار محاسبه می شوند) رقم دوم بعد از اعشار را پیپ یا پوینت می نامیم. به عنوان مثال اگر قیمت GBP/JPY از ۱۸۸٫۹۹ به ۱۸۸٫۸۸ برسد می گوییم ۱۱ پیپ افزایش یافته است.

اسپرد (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid & Ask) به چه معناست؟

در بازار مبادلات ارز، برای هر جفت ارز در هر لحظه دو قیمت متفاوت وجود دارد. یکی قیمتی است که شما می توانید در آن قیمت خرید انجام دهید (این نرخ را Ask می گویند) و دیگری قیمتی است که شما می توانید در ان قیمت فروش انجام دهید (این قیمت را Bid می گویند) تفاوت این دو قیمت را اسپرد (Spread) می نامیم. مثلا در نرم افزار معاملاتی به EUR/USD نگاه کنید، خواهید دید: Ask1.4703 و Bid1.4701 بدین معنی که قیمت خرید جفت ارز یورو به دلار برای شما ۱٫۴۷۰۳ و قیمت فروش این جفت ارز برای شما ۱٫۴۷۰۱ می باشد. تفاوت این نرخ ها معمولا در یک کارگزار مقدار ثابتی است. مثلا در این مثال اسپرد EUR/USD دو پوینت یا دو پیپ می باشد. اسپرد در واقع هزینه ای است که معامله گر برای انجام معامله خود می پردازد. همانطور که ملاحظه می کنید، نسبت به حجم معامله عدد بسیار کوچکی خواهد بود.

لوریج (Leverage) یا اهرم افزایش سرمایه به چه معناست؟

از آنجا که تغییر نرخ برابری ارزها در بازار، روزانه در حدود یک درصد می باشد، ممکن است معامله گران و سرمایه گزاران شخصی و خرده پا رغبتی به معامله در بازار تبادلات ارزی نداشته باشند. چرا که اگر بتوانند با انجام معامله مناسب در زمان مناسب کل این تغییر نرخ را به نفع خود داشته باشند نیز در روز حداکثر یک درصد سود خواهند داشت که برای سرمایه های کوچک رقم بسیار ناچیزی خواهد شد. از این رو در بازار مبادلات ارز مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage مطرح می گردد. با استفاده از اعتبار اهرمی، سرمایه گزار می تواند تا ۱۰۰ برابر سرمایه خود وارد معامله شود (این رقم می تواند بسته به کارگزار شما بین ۵۰ تا ۵۰۰ متغیر باشد) به عنوان مثال معامله گری که ۱۰۰۰۰ دلار سرمایه در اختیار دارد، می تواند تا ۱۰۰۰۰۰۰ دلار معامله انجام دهد. بنابراین اگر در یک معامله ۱۰۰۰۰۰۰ دلاری، بتواند یک دهم نوسان روزانه یک جفت ارز را شکار کند، یعنی ۰٫۱ درصد، ۱۰۰۰ دلار سود عاید وی خواهد شد که برابر ۱۰ درصد سرمایه اولیه وی می باشد. به این معنی که با در اختیار داشتن ۱۰۰۰۰ دلار، یک معامله یک میلیون دلار را آغاز می کند. در اینجا معامله گر صاحب یک معامله یک میلیون دلاری است، هر چقدر که این معامله سود ایجاد کند متعلق به وی خواهد بود ولی اگر این معامله به ضرر منجر شود، ضرر معامله یک میلیون دلاری از ۱۰۰۰۰ دلار وی کاسته می شود تا جایی که ممکن است ضرر این معامله به اندازه کل ۱۰۰۰۰ دلار سرمایه برسد. در چنین وضعیتی، معامله به طور خودکار از طرف کارگزار بسته می شود. همانطور که مشاهده می کنید، اعتبار اهرمی یا Leverage مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. هم می تواند سودهای معامله گر را صدها برابر کند و هم منجر به ضرر او شود.

لات – Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات چیست؟

Contract Size اندازه حجم قرارداد یک معامله در بازار مبادلات ارز می باشد. اندازه قراردادها با واژه هایی مانند لات Amount یا Lot سنجیده می شود. در Amount حجم معامله به ارز پایه یا ارز اصلی سنجیده میشود و Lot واحد اندازه گیری حجم معامله می باشد در بیشتر قراردادها هر لات برابر با ۱۰۰۰۰۰ واحد ارز پایه است. ۱۰۰۰۰۰ واحد ارز پایه= Lot 1 = K Amount100 اندازه اغلب معاملات مضربی از ۱۰۰۰۰۰ واحد محاسبه می شود. ۱۰۰۰۰ واحد ارز پایه= Lot 0.1 = K Amount10

سود و زیان در بازارهای بورس جهانی چگونه محاسبه می شود؟

محاسبه سود و زیان معامله ای از یک جفت ارز بر اساس ارز دوم (Counter Currency) انجام می شود. نحوه محاسبه سود و زیان تغییرات قیمت بر اساس ارز دوم

(Profit or Loss= (Sell Price – Buy Price) * (Amount

مثال: معامله گری جفت ارز یورو به دلار آمریکا را با اعتبار نیم لات در قیمت ۱٫۲۷۴۴ فروخته و در قیمت ۱٫۲۷۱۷ خرید انجام داده است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر محاسبه می شود.

EUR/USD Buy Price= 1.2717 Sell Price= 1.2744
Contract Size= 0.5 Lot or 50K Profit or Loss = (1.2744 – ۱٫۲۷۱۷) * ۵۰۰۰۰= ۱۳۵$


این معامله ۱۳۵ دلار سود داشته است. از آنجا که ارز مبنا اغلب حساب های معاملاتی در بازار مبادلات ارز به دلار می باشد معامله گران ترجیح می دهند سود و زیان معامله ایشان به دلار محاسبه گردد. روش محاسبه ای که در بالا ذکر شد سود و زیان بر مبنای ارز دوم (Counter Currency) محاسبه می شود. در صورتی که ارز دوم دلار نباشد یک مرحله عملیات تقسیم قیمت لحظه خروج معامله به دلار نیز محاسبه می گردد.

(Profit or Loss=((Sell Price – Buy Price)/Closing Price)* (Amount

قیمت خروجی (Closing Price) قیمتی است که فارق از نوع فرمان اولیه خرید یا فروش، معامله در این قیمت پایان می یابد. در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت فروش می باشد و در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت خرید می باشد. در انتها، محاسبه ما تقسیم بر این قیمت خروجی می شود تا سود و زیان معامله به ارز اول سنجیده شود. مثال: معامله گری جفت ارز دلار آمریکا به ین ژاپن را با اعتبار ۲Lot ابتدا در قیمت ۱۰۶٫۸۹ خریده و در قیمت ۱۰۷٫۱۰ فروخته است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر حساب می شود.

USD/JPY Buy Price= 106.89(Opening Price) Sell Price= 107.10 (Closing Price) Contract Size= 2 lot or 200K
Profit or Loss= ((107.10 – ۱۰۶٫۸۹)/۱۰۷٫۱۰) * ۲۰۰۰۰۰= ۳۹۲٫۱۶$


این معامله ۳۹۲٫۱۶ دلار سود داشته است.

دستورات اصلی در بازارهای بورس جهانی از چه قرار است؟

هر نوع معامله در بازار مبادلات ارز با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام می پذیرد:
۱- نوع جفت ارز
۲- حجم معامله
۳- تعیین دستور خرید یا فروش
۴- قیمت ورودی معاملات در بازار مبادلات ارز به دو شکل کلی انجام می پذیرد ۱-Market Order 2- Pending Order

دستور Market Orders چیست؟

سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. دستوراتی که برای کارگزار دارای چهار شاخص بالا باشد دستورات لحظه ای ورود به بازار نامگذاری می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.

دستور Pending Order چیست؟

سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۲۸ باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به ۱٫۴۴۲۱ رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود.
۱- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند.
۲- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است.

اغلب کارگزاران ساعت ۲۴ گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود. انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.
A) Buy Limit) دستور بای لیمیت دستوری است که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند.
B) Sell Limit) دستورسل لیمیت دستوری است که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند.
C) Buy Stop) دستور بای استاپ دستوری است که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.
D) Sell Stop) دستور سل استاپ دستوری است که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

دستورات تیک پرافیت Take Profit و استاپ لاس Stop Loss چه کارکردی دارند؟

غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود (تیک پرافیت و استاپ لاس) Stop Loss و Take Profit هستند. Stop Loss یا Cut Loss از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کاگزار معامله را با زیان متوقف کند. Take Profit دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند. سفارشات دیگری نیز بین کارگزاران وجود دارد که قابلیت های دیگری را به معامله گر برای انجام معاملات ارائه می دهد مانند سفارش (OCO (One cancel the other، در این سفارش دو دستور به هم ربط پیدا می کنند. فعال شدن هر کدام بصورت خودکار دستور مرتبط را باطل می کند.

چند نوع روش برای تحلیل و پیش بینی بازارها وجود دارد؟

الف: Technical Analysis (تحلیل تکنیکال)
ب: Fundamental Analysis (تحلیل فاندامنتال)
ج: Technical & Fundamental Analysis (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال)

Technical Analysis (تحلیل تکنیکال) به چه معناست؟

تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند: – تغییر قیمت ها هدفمند می باشد – قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند – در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود

Fundamental Analysis (تحلیل فاندامنتال) به چه معناست؟

فاندامنتالیست ها، سوداگرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند.

Technical & Fundamental Analysis (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال) به چه معناست؟

سوداگرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از سوداگران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.

لوریج یا اهرم (Leverage) چیست؟

اهرم یا لوریج ابزاری است که کارگزاران بازار فارکس در اختیار معامله گران قرار می دهد که معامله گران بتوانند مقادیر بزرگتری از ارز یا سهام را با مقدار کمتری وجه در حساب خود معامله کنند. با یک مثال شروع می کنیم، وقتی که حساب شما دارای لوریج ۱:۱۰۰ (یک به صد) باشد، شما می توانید صد دلار را با پرداخت یک دلار معامله کنید. بنابر این برای معامله یک لات (صد هزار واحد) دلار تنها نیاز است که ۱۰۰۰ دلار بپردازید. می توان گفت با لوریج ۱:۱۰۰، قدرت معامله پول شما در حساب مضربی از ۱۰۰ پیدا می کند. در نظر بگیرید که لوریج یا همان اهرم برای شما ۱:۱۰۰ (یک به صد) باشد. اگر شما تصمیم داشته باشید که یک معامله صد دلاری انجام دهید تنها کافی است که در حساب خود یک دلار پول داشته باشید. به بیان دیگر شما برای انجام یک معامله ای که نیازمند صد دلار پول هست با یک دلار می توانید این معامله را انجام دهید. در واقع هر واحد از پول شما در معامله، ضریبی به اندازه مقدار لوریج پیدا می کند (که در این مثال ضریب صد می باشد). این بدان مفهوم است که شما برای انجام معامله ای با حجم یک لات دلار (صد هزار واحد) با توجه به اهرم ۱:۱۰۰، باید هزار دلار پول در حساب خود داشته باشید. تعریف لوریج را با طرح یک مساله ادامه می دهیم. تصور کنید که شما تصمیم دارید معامله ای با حجم ۱۰ لات USD، در حسابی که لوریج آن ۱:۲۰۰ (یک به دویست) است انجام دهید. چه مقدار دلار در حسابتان برای انجام این معامله لازم دارید؟ بدون احتساب لوریج، هر لات استاندارد USD برابر صد هزار دلار می باشد. شما قصد معامله ۱۰ لات را دارید، پس حجم معامله شما ده ضربدر صد هزار می باشد. یعنی یک میلیون دلار. با لوریج ۱:۲۰۰ باید یک دویستم حجم معامله را تامین کنید. پس ۵۰۰۰ دلار لازم دارید تا ۱۰ لات در این حساب ترید کنید (یک میلیون دلار تقسیم بر ۲۰۰).

مارجین یا حاشیه (Margin) چیست؟

مارجین یا حاشیه، بر اساس لوریج محاسبه می گردد؛ اما برای درک بهتر مفهوم حاشیه یا مارجین، ابتدا لوریج را فراموش کنید. اجازه دهید تصور کنیم که لوریجی در کار نیست، در حقیقت حساب شما لوریج ۱:۱ دارد. بعد از بیان مفهوم اولیه، تاثیر لوریج در مارجین را نیز بیان می کنیم. مارجین مقداری از پول است که در یک پوزیشن یا معامله، شرکت می کند. اینگونه تصور کنید که شما یه حساب ۲۰،۰۰۰ دلاری دارید و تصمیم دارید ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار آمریکا (EUR/USD) بخرید. برای خرید این ۲۰۰۰ یورو با فرض اینکه نرخ یورو به دلار آمریکا برابر ۱٫۴۳۴۵ باشد، شما چه میزان دلار آمریکا باید بپردازید؟ در واقع چه میزان مارجین نیاز دارید؟ وقتی نرخ در جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۴۵ است، یعنی ارزش هر یک یورو برابر ۱٫۴۳۴۵ دلار آمریکا می باشد، پس برای خرید ۲۰۰۰ یورو، شما باید ۲۸۶۹ دلار آمریکا بپردازید. ۲۰۰۰ یورو = ۲۰۰۰ × ۱۴۳۴٫۵ بنابر این ۲۰۰۰ یورو برابر ۲۸۶۹ دلار آمریکا است اگر شما یک پوزیشنِ خرید ۲۰۰۰ EUR/USD بگیرید. (یعنی شما ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار آمریکا خریده اید) پس مقدار ۲۸۶۹ دلار از کل ۲۰،۰۰۰ دلار موجودی حساب فرضی شما، بلافاصله در این معامله درگیر می شود. وقتی شما حجم معامله (Volume) را به طور مثال روی ۰٫۰۲ لات قرار می دهید (هر لات، یکصد هزار واحد از ارز سمت چپ می باشد، پس در اینجا ۰٫۰۲ لات یعنی ۰٫۰۲ × ۱۰۰،۰۰۰ = ۲۰۰۰ واحد از ارز سمت چپ که در مثال ما برابر ۲۰۰۰ یورو می گردد) و روی دکمه خرید کلیک می کنید. برای خریدِ این ۲۰۰۰ یورو ۲۸۶۹ دلار از حساب شما پرداخت می شود که این مبلغ مارجین نامیده می شود. اکنون مفهوم لوریج را وارد بحث می کنیم، بیایید فرض کنیم که حساب شما لوریج یک به صد (۱:۱۰۰) دارد. در این حالت برای خرید همان دو هزار یورو در مقابل دلار آمریکا که در حالت قبل بررسی کردیم، شما باید یک صدم (یک از صد واحد ۱:۱۰۰) مقدار پول لازم را پرداخت کنید. در حالت قبل لوریج ۱:۱ بود که شما نسبت یک از یک واحد پول را باید پرداخت می کردید در واقع همه پول را باید پرداخت می کردید. بنابراین با لوریج ۱:۱۰۰، برای خرید ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار (۰٫۰۲ لات)، با همان نرخ ذکر شده در مثال قبل، شما باید یک صدم از ۲۸۶۹ دلار را پرداخت کنید که می شود ۲۸/۶۹ دلار. با طرح یک سوال، مسئله را بیشتر بررسی می کنیم. اگر شما بخواهید ۱ لات یورو در مقابل دلار آمریکا را در حساب تان به لوریج یک به صد (۱:۱۰۰) با نرخ ۱٫۴۳۴۵ معامله کنید، مقدار مارجین لازم برای انجام این معامله چقدر می باشد؟ هر لات یورو در مقابل دلار آمریکا، صد هزار یورو می باشد. (صد واحد از ارز سمت چپ در EUR/USD) نرخ EUR/USD برابر ۱٫۴۳۴۵ ۱۰۰ هزار × ۱٫۴۳۴۵ برابر ۱۴۳۴۵۰ است پس یک لات یورو برابر ۱۴۳۴۵۰ دلار است. لوریج ما ۱:۱۰۰ است پس یک صدم آن را باید تامین کنیم. یعنی ۱۴۳۴۵۰ تقسیم بر ۱۰۰ برابر ۱۴۳۴٫۵۰ دلار. پس یک پوزیشن با حجم یک لات EUR/USD در یک حساب با لوریح ۱:۱۰۰ به ۱۴۳۴٫۵۰ دلار مارجین نیاز دارد.

بالانس یا تراز حساب (Balance) چیست؟

زمانی که شما هیچ پوزیشن بازی نداشته باشید؛ بالانس حساب شما، مقدار پولی است که در حسابتان دارید. برای مثال اگر شما یک اکانت ۲۰۰۰ دلاری داشته باشید و هیچ پوزیشن بازی هم نداشته باشید، بالانس حساب شما ۲۰۰۰ دلار می باشد.

اکوئیتی (Equity) چیست؟

اکوئیتی برابر بالانس حساب (موجودی حساب) به علاوه مقدار متغیر سود یا ضرر پوزیشن های باز (در هر لحظه) می باشد. اکوئیتی = بالانس + سود یا زیان متغیر هنگامی که شما هیچ پوزیشن بازی نداشته باشید، در نتیجه سود یا زیان متغیری هم ندارید، بنابراین بالانس و اکوئیتی حساب شما زمانی که پوزیشن بازی ندارید با هم برابر می باشد. در این حالت مقدار اکوئیتی همان مقدار بالانس است. در حالتی که شما یک یا چند پوزیشن باز دارید و به طور مثال مجموع سود این پوزیشن ها ۲۰۰۰ دلار می باشد، اکوئیتی حساب شما، بالانس حساب به علاوه این ۲۰۰۰ دلار می باشد. حالا در نظر بگیرید که پوزیشن های شما ۱۰۰۰ دلار در ضرر قرار داشته باشد در این حالت اکوئیتی حساب شما برابر بالانس حساب منهای ۱۰۰۰ دلار است.

مارجین آزاد (Free margin) چیست؟

مارجین آزاد ، تفاوت اکوئیتی حساب و مارجینِ پوزیشن های باز شما می باشد. مارجین آزاد = اکوئیتی منهای مارجین وقتی که شما هیچ پوزیشن بازی نداشته باشید، هیچ مقدار پولی از حسابتون در مارجین استفاده نشده است. بنابراین همه پولی که در اکانت تان دارید آزاد است. تا زمانی که شما هیچ پوزیشنی نداشته باشید. اکوئیتی حساب شما و فری مارجین با بالانس حساب شما برابر است. فرض کنید که شما یک حساب ۲۰۰۰۰ دلاری با تعدادی پوزیشن باز در آن با مجموع مارجین ۱۰۰۰۰ دلار دارید که این معاملات ۴۰۰۰ دلار در سود می باشند بنابراین اکوئیتی = ۲۰۰۰۰ به اضافه ۴۰۰۰ = ۲۴۰۰۰ فری مارجین = ۲۴۰۰۰ منهای ۱۰۰۰۰ =۱۴۰۰۰

سطح مارجین (Margin Level) چیست؟

سطح مارجین (مارجین لِوِل) ، همان نسبت اکوئیتی به مارجین می باشد (به درصد). سطح مارجین = (اکوئیتی تقسیم بر مارجین) × ۱۰۰ توجه داشته باشید که درک مفهوم سطح مارجین یا مارجین لول، بسیار با اهمیت هست. بروکر توسط این معیار تشخیص می دهد که معامله گر امکان ترید دارد یا نه. هر بروکری محدودیت های خاص خود را برای سطح مارجین دارد. اما می توان گفت اکثر بروکر ها سطح صد درصد را برای سطح مارحین در نظر گرفته اند. این محدودیت را سطح کال مارجین (Margin Call) نامیده می شود. سطح کال مارجین صد درصد به این معنی است که اگر مارجین لول حساب شما به صد درصد برسد، شما هنوز می توانید پوزیشن هایتان را ببندید، اما نمی توانید پوزیشن جدیدی بگیرید. بنابراین وقتی که سطح کال مارجین صد درصد رخ دهد، اکوئیتی حساب شما با مارجین حساب تان برابر شده است و شما در حال ضرر دادن در پوزیشن هایتان هستید و روند بازار برخلاف پوزیشن های شما در حرکت است، هنگامی که اکوئیتی حساب شما برابر مارجین گردد، شما به هیچ عنوان نمی توانید پوزیشن جدیدی بگیرید. در حقیقت کارگزاری با این کار به شما اجازه نمی دهد که بیشتر از پول موجود در حساب خود ریسک کنید و در نهایت به کارگزاری بدهکار شوید. تصور کنید که شما یک حساب ۲۰۰۰۰ دلاری و یک پوزیشن ضررده با مارجین ۲۰۰۰ دلار دارید. اگر بازار بر خلاف پوزیشن شما در حرکت باشد و ضرر شما به ۱۸۰۰۰ دلار برسد اکوئیتی شما ۲۰۰۰ دلار خواهد بود (۲۰۰۰۰ دلار منهای ۱۸۰۰۰ دلار) که با مارجین شما برابر می باشد. بنابراین سطح مارجین شما (۲۰۰۰ تقسیم بر ۲۰۰۰) × ۱۰۰، مساوی صد درصد خواهد بود. هنگامی که سطح مارجین به صد درصد برسد، دیگر نمی توانید هیچ پوزیشن جدیدی بگیرید، مگر اینکه بازار تغییر جهت بدهد و اکوئیتی شما بیشتر از مارجینتان گردد. اما اگر بازار بازهم به روند خلاف معامله شما ادامه دهد، چه اتفاقی می افتد؟ اگر بازار به روند خلاف پوزیشن شما ادامه دهد. بروکر پوزیشن های ضررده شما را خواهد بست. البته هر بروکری، محدودیت های خاص خود را در این زمینه دارد. این محدودیت سطح استاپ اوت (Stop Out Level) نامیده می شود. به عنوان مثال؛ هنگامی که توسط بروکر، سطح استاپ آوت پنجاه درصد قرار داده می شود، متاتریدر به طور اتوماتیک معامله شما را هنگامی که سطح مارجین شما به پنجاه درصد برسد، می بندد و این کار را با بستن معامله ای که بیشترین ضرر را داشته است، شروع می کند. معمولا، بسته شدن یک پوزیشن ضرر ده باعث می شود که سطح مارجین به بالای پنجاه درصد برسد، زیرا این کار، مارجین پوزیشن را آزاد می کند؛ به بیان دیگر، مجموع مارجین استفاده شده پایینتر می آید و بنابراین سطح مارجین بیشتر خواهد شد. می توان گفت که سیستم در ابتدا با بستن ضررده ترین پوزیشن، سطح مارجین را به بالاتر از پنجاه درصد می رساند. اما اگر پوزیشن های دیگر شما همچنان در حالت ضررده باقی بمانند و سطح مارجین به پنجاه درصد برسد، سیستم پوزیشن های دیگر شما را هم خواهد بست. چرا بروکر زمانی که سطح مارجین به سطح استاپ آوت می رسد، پوزیشن های شما را می بندد؟ این مساله به این دلیل است که بروکر نمی تواند اجازه دهد تا شما بیشتر از پولی که در حساب دارید ضرر بدهید. زیرا ممکن است بازار همچنان مخالف با پوزیشن شما پیش برود و بروکر برای همیشه ضرر شما را متقبل نمی شود.

لغو توسط معامله گر (Cancelled By the Dealer) (کنسل شده یا تریگر نشده) به چه معناست؟

تصور کنید که شما تعدادی پوزیشن باز دارید و همزمان تعدادی هم دستور شرطی یا در حال انتظار (pending orders) دارید و بازار در حال برخورد به یکی از پندینگ اردرهای شما است، در حالی که شما فری مارجین کافی در حسابتان برای این معامله ندارید؛ اتفاقی که رخ می دهد به این صورت است که این پندینگ اردر یا اجرا نمی شود یا به طور اتوماتیک کنسل می گردد. معامله گرانی که از این مساله “لغو توسط معامله گر” اطلاعی ندارند، وقتی که می بینند پندینگ اردر کنسل شده یا عمل نکرده است، از عملکرد بروکر شاکی می شوند. آنها تصور می کنند که بروکر نتوانسته است دستور آنها را انجام دهد و آن بروکر را یک بروکر ناکارآمد و بد می دانند. در حالیکه واقعیت این است که پندینگ اردر شما به علت اینکه شما فری مارجین کافی در حساب تان ندارید، نمی تواند عمل کند و کنسل می شود. یک سیستم کنترل مارجین وجود دارد که کنترل می کند که مارجین لِوِل اکانت متاتریدر شما بعد از بازشدن ترید چقدر می گردد. اگر این سطح یا لِوِل بالای سطح قابل قبول باشد، اجازه می دهد که ترید انجام شود. این نسبت لازم برای سنجش مارجینِ پس از ترید (Post-Trade Margin) معمولا در سطح ۱۲۰% توسط بروکر تنظیم شده است. به این معنی که سیستم محاسبه می کند که اگر این پوزیشن را باز کند، مارجین شما پس از باز شدن پوزیشن چقدر خواهد شد، اگر نسبت اکوئیتی به مارجین (پس از ترید) یا همان مارجین لول شما پس از باز شدن پوزیشن کمتر از ۱۲۰ درصد بشود، سیستم رابط اکانت شما به طور خودکار دستور شما را کنسل می کند. البته این سطح در بروکر های مختلف می تواند متفاوت باشد (معمولا ۱۲۰% است)

چگونه بالانس، اکوئیتی، مارجین و مارجین لول اکانت خود را کنترل کنیم؟

این اطلاعات را می توانید در پلتفرم معاملاتی متاتریدر ۴ خود در برگه ترید در قسمت ترمینال کنترل کنید. متاتریدر خود را باز کنید. اگر این قسمت در پایین صفحه دیده نمی شود، کلید های کنترل و T را همزمان فشار بدهید. قسمت ترمینال باز می شود و مقادیر بالانس، اکوئیتی، مارجین و مارجین لول اکانت حساب شما را نمایش می دهد. ترمینال شما وقتی پوزیشن بازی ندارید به این شکل دیده می شود:

بالانس فقط وقتی که پوزیشن باز خود را می بندید، تغییر می کند. در واقع پس از بستن پوزیشن، سود یا زیان در بالانس شما لحاظ می شود و با افزودن سود یا کسر زیان، بالانس جدید اکانت شما نمایش داده می شود.

فارکس (Forex) چیست؟

ساده ترین تعریف برای تبادل ارزهای خارجی، تبدیل یک ارز به ارز دیگر است که مقداری از این تبادل برای خرید و فروش کالا و یا خدمات شرکت ها و دولت ها، هزینه های سفر و خرید جهانگردان و یا سرمایه گذاری اشخاص و بنگاه ها در کشور مورد استفاده قرارمی‌گیرد. البته بیشتر تبادل های ارزی با هدف کسب سود از تفاضل قیمت خرید و فروش انجام می گیرد.
در بازار تبادل ارز جهانی تمامی بانک ها (اعم از تجاری و مرکزی و سرمایه گذاری)، مؤسسات مالی بزرگ، شرکت های چند ملیتی، تاجران، شرکت های بیمه، شرکت های صادرات و واردات، صندوقهای بازنشستگی، سفته بازها و اشخاص حقیقی، ارزهای مختلفی همچون دلار آمریکا، یورو، پوند، ین و ... را معامله می کنند.

این بازار بر خلاف اکثر بازارهای مالی دیگر مکان فیزیکی خاصی نداشته و بانکها، مؤسسات و معامله گران از طریق شبکه الکترونیکی، یک ارز را در مقابل ارز دیگر معامله می کنند. هر چند ماهیت معاملات فارکس، خارج بورس OTC یعنی Over the counter است اما مراکز اصلی تجارت ارز به ترتیب در لندن، نیویورک و توکیو می باشد و بانکها از سراسر جهان در این معاملات شرکت می کنند.

معامله در بازار فارکس در واقع عبارت است از خرید یک ارز و همزمان، فروش ارز دیگر است. ارزها از طریق یک معامله گر یا کارگزار و به صورت جفت ارز معامله می شوند. برای مثال یورو و دلار (EUR/USD) یا پوند انگلیس و ین ژاپن(GBP/JPY).

معامله در فارکس را می توان در دو هدف خلاصه کرد: 1. ابتدا در نرخ بالا بفروشید و سپس در نرخ پایین بخرید 2. ابتدا در نرخ پایین بخرید و سپس در نرخ بالا بفروشید.


چگونگی معامله در فارکس:

با توجه به پیشرفت علوم ارتباطی و در همین راستا شبکه جهانی اینترنت هم اکنون اشخاص نیز می توانند کاملاً در شرایط یکسان با سفته بازان، شرکت های سرمایه گذاری و ... بواسطه کارگزاران (Brokers) که از طریق شبکه الکترونیکی به بانک متصل می شوند و در هر لحظه نرخ ارزها را از بانک های مختلف جمع آوری می کنند و با اتصال به نرم افزار معاملاتی اختصاصی خود(Platform) که در اختیار مشتریان خود نیز قرار داده اند نرخ ارزها را از شبکه اینترنت به نرم افزار معاملاتی مورد نظر ارسال نموده و مشتریان نیز سفارش خود را از طریق همان نرم افزار به کارگزار مربوطه منتقل می نمایند. در واقع می توان گفت که عامل واسطه بین معامله گران شخصی (Traders) و بازار، کارگزار می باشد و مهمترین نقش کارگزار نیز انتقال سفارشات معاملاتی فرد معامله گر به بازار جهانی می باشد.

بنابراین برای انجام معاملات در بازار ارز انتخاب یک کارگزار الزامی می‌باشد. برای انجام معاملات ارزی مشتری بایستی با کارگزار مورد نظرش قرارداد بسته و مبلغ مورد نظر خود را بعنوان سپرده به شماره حسابی که کارگزار مشخص می کند واریز نماید. این سپرده در واقع پشتوانه انجام معاملات می باشد و به نام خود مشتری گشایش می شود، سپس کارگزار نام کاربری و شماره رمز ورود (Password , login name) به حساب معاملاتی گشایش شده را به مشتری می دهد تا به وسیله آن مشتری بتواند از طریق نرم افزار معاملاتی که در اختیارش قرار داده است و از طریق شبکه اینترنت به حساب معاملاتی خود دسترسی پیدا نموده و به راحتی به انجام معاملات ارزی مبادرت نماید و هر گونه تغییری (حسابرسی سود و ضرر، و وضعیت سرمایه و ... ) که در اثر انجام معاملات ارزی حاصل شود را به صورت همزمان در بخش حسابداری نرم افزار معاملاتی خود که شامل موارد زیر می‌باشد ملاحظه نماید:

1 – نوع ارز مورد معامله 2 – قیمت انجام شده معامله 3– سایز یا حجم معامله 4 – تعیین نوع عملیات (خرید یا فروش) و بر اساس این متغیرها کارگزار اقدام و در ازای این خدمات کارمزد معاملاتی (Spread) دریافت می کند.

فعالیت اشخاص حقیقی و حقوقی در فارکس در 5 مورد مصداق پیدا می کند:

1 – معامله گری 2 – عملیات بروکری 3 – نمایندگی بروکر 4 – آموزش 5 –فروش سیگنال و اکسپرت


نرم افزارهای معاملاتی:

هر کارگزار یا بروکر بازار فارکس جهت انجام دستورات معاملاتی مشتریان، به محیطی نیاز دارد تا از طریق آن بتواند با مشتری های خود ارتباط برقرار کرده و در عین حال که آنها را از روند قیمت ها آگاه می سازد شرایطی را فراهم سازد که بر اساس آن بتوان مراحل انجام یک معامله را به ثبت رساند.
اصولاً این مراحل شامل دریافت تقاضاهای پیش خرید و پیش فروش و باز و بستن معاملات بر روی کالاها یا ارزهای بخصوص است که هر کارگزار به کاربران خود بر اساس آن سرویس می دهد. برای رفع این مشکل هر بروکری از«پلت فرم»های خاصی استفاده می کند که گاهی ممکن است در میان بسیاری از آنان مشترک باشد مانند نرم افزار «متاتریدر» (Metatrader).

یکی از معروفترین نرم افزار معاملات بازار فارکس نرم افزار متاتریدر محصول یک شرکت روسی بنام MetaQuotes می باشدکه به وسیله آن می توان در بازار «فیوچرز» و CFD نیز معامله کرد. آخرین نسخه این نرم افزار در حال حاضر Metatrader4 است که از سایت فوق الذکر قابل دانلود است و تا کنون بیش از 20 زبان مختلف دنیا از جمله فارسی را پشتیبانی می کند.


روشهای معاملاتی:

دو روش اصلی برای تحلیل و پیش بینی بازار وجود دارد:

1 – روش تحلیل بنیادی 2 – روش تحلیل تکنیکی.

1 – روش بنیادی: آیا تا کنون فکر کرده اید که نرخ مبادله در اثر چه مسایلی تغییر می کنند؟ چرا نرخ مبادله یورو به دلار از ابتدای سال 2007 تا بیش از 2700 واحد افزایش و سپس تا حدود 3700 واحد کاهش داشته است؟

در پاسخ به چنین سؤالاتی بایستی گفت در بازارهای پویا و فعال، قیمت ها در اثر تغییر میزان عرضه و تقاضا تعیین می شوند و بر این اساس ما در تحلیل بنیادی به دنبال آن هستیم تا مشخص کنیم چه عواملی موجب میزان عرضه و تقاضا می گردند.

یکی از بهترین و متداول ترین دسته بندی های بنیادهای اقتصادی تقسیم آن به چهار عامل زیر می باشد: الف) عوامل اقتصادی ب) عوامل مالی ج) رویدادهای سیاسی اجتماعی د) بحران ها.

2 – روش تکنیکی: تحلیل تکنیکی بررسی تغییرات قیمتهای پیشین، به منظور پیش بینی تغییرات آتی قیمتها می‌باشد. اغلب از تحلیل گران تکنیکی به عنوان «چارتیست» یاد می شود. چرا که برای تحلیل هایشان اتکای زیادی به نمودارها دارند.

در ابتدای قرن بیستم، تئوری «داو» (DOW) بنیان گذاری شد که بعدها به عنوان تحلیل تکنیکی نوین شناخته شد. تئوری «داو» از ابتدا ترکیب کاملی نبود بلکه به مرور با کنار هم قرار دادن اجزایی از میان نوشته های «چارلز داو» در طی چندین سال تکمیل شد. از میان قضیه های نقل شده از «داو» سه تا از آنها برجسته می باشند: الف) قیمت معرف همه اطلاعات می باشد. ب) تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست. ج) اینکه چه اتفاقی افتاده (پیشینه قیمت) بسیار مهمتر است از چرایی آن (چرا اتفاق افتاده).

«گاو» و «خرس» در بازارهای مالی نماد چه چیزی می باشند؟

بازار گاوی و خرسی چیست؟ این دو واژه برای مشخص کردن روند کلی بازار سرمایه به کار گرفته می‌شوند. به عبارت ساده، هنگامی که بازار رو به رشد باشد و قیمت سهام روندی صعودی دارد می‌گویند «بازار گاوی» است. این در حالی است که اگر قیمت سهام روندی نزولی داشته و رکود در اوضاع اقتصادی حاکم شده باشد، «بازار خرسی» نامی است که می‌تواند روند بازار را توضیح دهد.

«گاو» و «خرس» از کجا آمده‌اند؟
ریشه اصلی این دو واژه به طور قطع شناخته شده نیست، اما دو گمانه در رابطه با این مساله وجود دارد که استناد به آنها رایج‌تر است.
1) اولین توضیح، به نحوه جنگیدن این دو حیوان اشاره دارد. از طرفی، با توجه به اینکه گاو به هنگام حمله به دشمن، شاخ‌‌های خود را به طرف بالا می‌گیرد، روند صعودی بازار را گاوی می‌نامند. اما از سوی دیگر، خرس در مقابله با رقیب خود، پنجه‌هایش را به سمت پایین می‌گیرد و با او می‌جنگد. برخی بر این باورند که این مساله علت استفاده از نام خرس به هنگام توصیف بازار نزولی است.
2)
در گذشته‌ای دور، دلالانی وجود داشتند که پوست خرس می‌فروختند. در واقع، آنها پوست خرس را با قیمت همان روز به مشتریان پیش‌فروش می‌کردند و چون اعتقاد داشتند که قیمت آن در آینده‌ نزدیک کاهش خواهد یافت، در موعد تحویل پوست با پرداخت مبلغی کمتر به شکارچیان، از تفاوت قیمت خرید فعلی و پیش‌فروش سود کسب می‌کردند. این افراد به «خرسی‌ها» شهرت یافته بودند و چون روند نزولی قیمت را پیش‌بینی می‌کردند، عده‌ای عقیده دارند که ریشه‌ «بازار خرسی» از این افراد بر گرفته شده است. این مفسران در توجیه نام گاو نیز اشاره به مبارزات تاریخی گاو و خرس دارند که همواره در طول تاریخ، گاو نقطه مقابل خرس بوده است (جنگ گاو و خرس، از جمله تفریحات مردم مکزیک به شمار می‌آمده که هم‌اکنون نیز در برخی نقاط دنیا این عمل انجام می‌گیرد و مردم شهر را به تماشای این مبارزه جذب می‌کند).

خصوصیات بازار گاوی و خرسی عرضه و تقاضای سهام: در بازار گاوی تقاضا بسیار زیاد است و عرضه به ندرت صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران با امید به آینده رو به رشد بازار، اقدام به خرید سهام جدید می‌کنند و فروشندگان نیز تمایلی برای فروش ندارند. عکس این ماجرا در بازار خرسی حاکم است و عرضه افزایش و تقاضا به شدت کاهش می‌یابد.

روانشناسی سرمایه‌گذار: روند بازار و جو روانی حاکم بر سرمایه‌گذاران تاثیری دوجانبه بر یکدیگر دارند. برای فهم بیشتر، رابطه اقتصاد و سیاست را در نظر بگیرید، تصمیمات سیاسی روی اقتصاد جامعه تاثیرگذار است و از طرف دیگر، شرایط اقتصادی بسیاری از تصمیمات سیاسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با این تفاسیر، در بازار گاوی، بیشتر افراد به امید کسب سود بیشتر، در بازار سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در بازار خرسی، جوی منفی بر بازار حاکم است و همین امر رمقی برای سرمایه‌گذاران به منظور خرید سهام جدید باقی نمی‌گذارد. عکس این اتفاق نیز ممکن است؛ به عبارتی، اخبار ناخوشایند می‌تواند منجر به بازار خرسی شود و در مقابل، اخبار خوب بازار گاوی را رقم زند. نکته قابل توجه در رابطه با بازار گاوی و خرسی، عدم نگاه کوتاه‌مدت به روند بازار است. افت قیمت‌ها در یک روز یا یک هفته یا افزایش آنها نشان از بازار خرسی و گاوی نیست. بلکه آنچه نوع بازار را مشخص می‌کند، روند بلندمدت آن است. مثلا ممکن است در دو هفته اخیر روند بیانگر بازار گاوی باشد، در حالی که طی دو سال اخیر روند بازار حاکی از بازار خرسی است.

نرخ بهره شبانه (سواپ – Swap) چیست ؟ و چگونه محاسبه می شود؟

از آنجا که اغلب معاملات در بازار ارز در شبکه بانکی انجام می شود و واسطه سرمایه گذاران با بانک ها در قالب موارد بروکر (کارگزاران) می باشند. کارگزاران به علت اینکه نرخ بهره در کشورهای مختلف نزد بانک ها متفاوت می باشد بر اساس ساعت مشخص خویش ما به تفاوت نرخ بهره معاملات باز مشتریان را محاسبه و نرخ بهره آنرا در سود و زیان معامله لحاظ می کنند. بروکرهایی نیز وجود دارند که در زمان بازگشایی حساب به مشتریان اطلاع می دهند سیستم آنها بر مبنای کسر مبلغی معین به ازای هر لات معامله بعد از پایان روز کاری می باشد. مفهوم بهره شبانه در معاملات اسپات (لحظه ای) که کمتر از دو روز کاری معاملات باز می باشند کاربرد زیادی ندارد ولی در صورتی که قصد سوداگری با معاملات بلند مدت را دارید حتما از روش محاسبه بهره شبانه کارگزار و نرخ های بهره کشورهای مختلف آگاهی داشته باشید.

آربیتراژ چیست؟

به کسب سود از طریق اختلاف قیمت در دو بازار مختلف آربیتراژ می‌گویند. این اختلاف می‌تواند از لحاظ زمانی باشد مثل بازار نقد و آتی، و هم از نظر مکانی مثل تفاوت نرخ در دو بازار در مکان‌های جغرافیایی متفاوت باشد.
یکپارچگی بازار‌های مالی امکان آربیتراژ به علت اختلاف در مکان بازار را تقریبا به صفر رسانده است. این نوع آربیتراژ در بازارهای کالایی به علت وجود هزینه نگهداری و حمل و نقل و... که باعث ایجاد قیمت‌های متفاوت برای یک کالا می‌شود، اتفاق می‌افتد. اما اختلاف به علت تفاوت در زمان، فرصت آربیتراژی را برای هم بازارهای مالی و کالایی از طریق قرارداد آتی ایجاد می‌کند.

آربیتراژ در بازار آتی سهام زمانی اتفاق می‌افتد که فرد با حذف ریسک نوسانات قیمت در طول زمان سهم پایه را در یک بازار (نقد و آتی) خریده و در بازار دیگر به فروش برساند.

اگر قیمت‌های بازار آتی بالاتر از نقد باشد: آربیتراژگر می‌تواند سهم پایه را در بازار نقد خریده و به طور همزمان در بازار آتی با قیمت مشخص به فروش برساند.به مثال زیر توجه کنید:

خرید سهم به تعداد 10000 به قیمت 3000 ریال در بازار نقد و فروش یک قرارداد سایپا (هر قرارداد در نماد سایپا شامل 10000 سهم است) در بازار آتی به قیمت 4000 ریال:

سود ناخالص

ریال 1.000.000 = 10.000 × (3.000 – 4.000)

کارمزد خرید در بازار نقد

148.800= 0/00496 × (10.000 × 3.000)

کارمزد فروش در بازار آتی

198.400 = 0/00496 × (10.000 × 4.000)

مالیات فروش کارمزد تسویه

400.000 = (0/005 + 0/005) × (10.000 × 4.000)

کارمزد ورود به دوره تسویه و مالیات فروش

(سود خالص) 9.252.800 = (400.000 + 198.400 + 148.800) – 10000000 (سود ناخالص)

در مثال فوق سود حاصل از آربیتراژ 9,252,800ریال می‌باشد که با توجه به سرمایه مورد نیاز شامل 30,000,000 ریال بابت خرید سهم از بازار نقد و 5,600,000 ریال بابت وجه تضمین اتخاذ موقعیت باز سایپا 04 در بازارآتی بازده این سرمایه‌گذاری برابر با 26 درصد است.

تاثیر تصمیمات شرکتی بر دارندگان موقعیت‌های باز همزمان با بسته شدن سهم در بازار نقد، در بازار آتی نیز معاملات روی نمادهای مربوط به سهم یادشده، در تمام سررسیدها تا زمان باز شدن در بازار نقد متوقف می‌شود.

الف) اگر شرکت اقدام به تقسیم سود کند: بر خلاف رویه متداول در بورس‌ها، در بورس تهران به منظور حذف ریسک پیش‌بینی سود (انحراف سود مورد انتظار از سود مصوب ناشر در مجمع) قبل از باز شدن نماد سهم در بازار آتی، از آخرین قیمت تسویه روزانه، سود مصوب کسر می‌شود. این تغییر در قیمت تسویه در حساب طرفین قرارداد لحاظ نمی شود در نتیجه مشارکت‌کنندگان بازار (در صورتی که برگزاری مجمع طی دوره باشد) برای تعیین ارزش آتی سهم به منظور ثبت سفارش در بازار آتی نباید سود تقسیمی را از قیمت کسر کنند.

مثال کاربردی:

اتخاذ موقعیت خرید با قیمت 4000 ریال

آخرین قیمت تسویه قبل از برگزاری مجمع 4500ریال

سود تقسیمی در مجمع 600 ریال

تعدیل در قیمت تسویه به صورت زیر محاسبه می‌شود:

ریال 3900 = 600- 4500

(با تغییر قیمت تسویه به علت تصمیمات شرکتی در حساب عملیاتی دارندگان موقعیت باز، تغییری اعمال نمی‌شود)

در صورتی که بعد از بازگشایی نماد، معاملات روی قیمتی بالاتر انجام شود (مثلا 4200 ریال) نحوه محاسبه سود و زیان روزانه برای دارندگان موقعیت خرید از ابتدای اتخاذ موقعیت به شرح زیر است:

ریال 500= 4000 – 4500

+ سود واریز شده به حساب خریدار قبل از برگزاری مجمع به ازای هر سهم

+ تغییر در قیمت تسویه از 4500 به 3900 بدون تغییر در حساب مشتری

+ افزایش قیمت تسویه از 3900 به 4200 300= 3900-4200

یعنی با اخذ موقعیت خرید روی قیمت 4000 ریال با حساب آخرین قیمت تسویه 4200 در حساب مشتری دارنده موقعیت خرید مبلغ 800 ریال واریز شده است و می‌توان این طور در نظر گرفت که به حساب خریدار علاوه بر واریز مابه‌التفاوت قیمت خرید و آخرین قیمت تسویه سود تقسیمی مجمع نیز واریز می‌شود.
ب) اگر شرکت اقدام به افزایش سرمایه کند:

افزایش سرمایه ناشر سهم پایه منجر به تعدیل آخرین قیمت تسویه روزانه و اندازه قرارداد آتی می‌شود. در این‌صورت، بورس پیش از بازگشایی نماد معاملاتی قراردادهای سهم پایه، تعدیلات لازم را انجام می‌دهد.

شاخص دلار یا دلار ایندکس (USDX, DXY) چیست؟

شاخصی از واحدهای پولی مرجع نسبت به دلار امریکا که در سال ۱۹۷۳ بوجود امده است واحدهای پولی که در این شاخص وجود دارند عبارتند از یورو ۵۷.۶٪ ، ین ژاپن ۱۳.۶٪ ، پوند انگلیس ۱۱.۹٪ ، دلار کانادا ۹.۱٪ ، کرون سوئد ۴.۲٪ و فرانک سوئیس ۳.۶٪
این شاخص یکی از مهم ترین شاخص های بازار در جهت گیری روند قیمت هاست بطوری که هر موقع این شاخص روند صعودی داشته به طبع ان، ارزهای سایر کشورها در مقابل دلار تضعیف شده و مواد خام نیز در جهان سیر نزولی به خود می گیرد و هر موقع این شاخص روند نزولی داشته باشد به طبع آن، ارزهای سایر کشورها در مقابل دلار قوی تر شده و مواد خام در جهان گرانتر می شود. بیشترین عددی که شاخص تا حالا تست نموده مریوط می شود به فوریه ۱۹۸۵ که عدد شاخص ۱۶۴.۷۲ بوده و کمترین عددی که شاخص تا حالا تست نموده مریوط میشود به مارس ۲۰۰۸ که عدد شاخص ۷۰.۹۶ بود.

نکانی در مورد شاخص دلار یا دلار ایندکس
۱.بیشترین تاثیر بروی تغییرات شاخص دلار با تصمیمات بانک مرکزی امریکا و بانک مرکزی اروپا اتفاق می افتد.
۲.ارزهای سایر کشور وابستگی شدید به این شاخص دارند.
۳.قیمت جهانی مواد خام (نفت و طلا وسایر مواد) به روند حرکت این شاخص بستگی دارد به طوری که هر موقع شاخص دلار افزایش می یابد مواد خام ارزان می شود و هر موقع که شاخص دلار تضعیف می شود مواد خام در جهان گرانتر می شود.

شاخص های اقتصادی چه هستند؟

شاخص های اقتصادی که معمولا بصورت هفتگی، ماهیانه، سه ماهه و سالیانه توسط مراجع مختلف آماری و علمی نظير سازمانهای دولتی، سازمانهای بين‌المللی، دانشگاهها و ساير مراکز در زمينه‌های مختلف تهيه و انتشار می یابد. شاخص های اقتصادی بصورت مقادیر عددی یا گزارشی هستند که به ما کمک می کنند تا بتوانیم موارد ذیل را بهتر ارزیابی کنیم.

1. ملموس‌تر کردن وضعیت پدیده‌ها
2. فراهم کردن امکان مقایسه بین وضعیت پدیده‌ها در شرایط مختلف برای مثال شرایط زمانی و مکانی مختلف
3. کمک به تصمیم‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌های مدیریتی
4. کمک به کشف نقاط و دلایل ضعف، قوت و تهدید
5. کمک به پیش‌بینی آینده
6. کمک به انتخاب گزینه های مناسب سرمایه گذاری

انواع شاخص ها:

شاخص‌های متعددی برای بیان وضعیت اقتصاد یک کشور معرفی شده‌اند که به ترتیب عبارت اند از

۱. بازار های مالی (Financial Markets)
۲. سیاست های پولی (Monetary policy)
۳. سیاست های مالی (Fiscal policy)
۴. سیستم مالیاتی (Taxes)
۵. تولید ناخالص ملی (GDP)
۶. استخدام و کاریابی (Labour)
۷. مصرف کنندگان (Consumer)
۸. قیمت ها (Prices)
۹. مسکن (Housing)
۱۰. کسب و کار (Business)

نکات مهم در تحلیل شاخص های اقتصادی

1. مشخص کردن وضعیت کنونی شاخص ها
2. اهداف کشور مورد نظر در مورد شاخص ها
3. چگونگی رسیدن کشور به اهداف خود، باعث انتخاب استراتژی سرمایه گذاری شما می شود.

بطور مثال
تورم کنونی ایران ۱۴ درصد است
دولت و بانک مرکزی ابران هدفشان این است که تورم را تک رقمی کنند
برای تک رقمی کردن تورم اقدامات که انجام می دهند کاهش سود بانکی، کنترل نقدینگی، اصلاح نظلام بانکی و ….

وقتی اطلاعات صحیح داشته باشیم می توانیم استراتژی های مناسب برای سرمایه گذاری انتخاب کنیم.

برای مشاهده کامل ترین مجموعه شاخص های اقتصادی و همچنین پیش بینی روند آتی این شاخص ها به بخش بازارهای جهانی مراجعه بفرمایید.

چرا تحولات و بررسی شاخص های اقتصادی امریکا مهم است؟

اقتصاد ایالات متحده آمریکا با تولید ناخالص ملی در حدود ۱۸.۵۵۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۶ بزرگترین اقتصاد بزرگ جهان می باشد. و ۲۴ درصد از کل تولید ناخالص ملی جهان متعلق به اقتصاد آمریکا می باشد واحد پولی این کشور در معاملات بین المللی دلار آمریکا(USD) یا (Green Back است. آمریکا تقریبا در همه زمینه‌ها نسبت به سایر کشورهای جهان برتری نسبی دارد که از جمله انها می توان به بازارهای مالی، تولید علم، سیستم دفاعی و نظامی آمریکا اشاره کرد. ولی قدرتمندترین ابزار ایالات متحده آمریکا در جهان دلار آمریکا است و چون نظام چاپ پول بدون پشتوانه در جهان حاکم است سیاست مداران آمریکایی بخوبی از قدرت این ابزاز یعنی دلار آمریکا استفاده می کنند.

در سال ۲۰۰۸ وقتی که بحران مالی آمریکا شروع شود ترازنامه بانک مرکزی آمریکا ۸۰۰ میلیارد دلار بود و اعضای مرکزی آمریکا تصمیم به اجرای سیاستهای پولی انبساطی گرفتند و اجرای ساسیتهای پولی باعث شد که ترازنامه بانک مرکزی آمریکا از ۸۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۳ برسد و در نتیجه بانک مرکزی آمریکا با چاپ دلار باعث شد که اقتصاد آمریکا دوباره شروع به رشد نماید.

و وقتی که ریس وقت بانک مرکزی آمریکا بن برناکی در ۲۲ می ۲۰۱۳ اعلام نمود که اجرای سیاست های پولی انبساطی توسط بانکی مرکزی آمریکا در ماههای اینده به اتمام خواهد رسید. مشکلات برای اقتصاد خیلی از کشورها جهان شروع شد چون در زمان اجرای سیاست های انبساطی توسط بانک مرکزی آمریکا، پول سایر کشورها بشدت در مقابل دلار آمریکا قوی شده بود. و کشورهای جهان براحتی به وام دلاری با نرخ بهره اندک دسترسی داشتند.

با توجه به اینکه رابط بازارهای مالی کشور ما با بازارهای جهانی در حد بسیار اندک می باشد ولی بدلیل اینکه عمده‌ترین درامد ارزی کشور از طریق فروش نفت تامین می شود سرمایه گذاران و تحلیل‍‍گران بازارهای مالی ایران مجبور هستند که شاخص های اقتصادی آمریکا را تجزیه و تحلیل نمایند.

همانطور که در نمودار فوق مشاهده می شود قیمت جهانی نفت خام قبل از بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا بالاتر از ۱۲۰ دلار بود با شروع بحرانی مالی در عرض ۶ ماه قیمت نفت تا ۳۵ دلار کاهش یافت و با اجرای سیاستهای پولی انبساطی(QE) توسط بانک مرکزی آمریکا دوباره قیمت جهانی نفت خام به بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت و با اتمام سیاست های پولی انبساطی توسط بانک مرکزی آمریکا در اوایل سال ۲۰۱۴، دوباره قیمت جهانی نفت خام روند نزولی بخود گرفت.

با تحلیل برخی از شاخص های اقتصادی هر کشور و مقایسه ان با شاخص های اقتصادی قبلی می‌توان به وضعیت اقتصادی ان کشور پی برد که ان شاخص های اقتصادی عبارتند از: 


۱.وضعیت کلی بودجه هر کشور، وضعیت درامدهای دولت و هزینه های دولت
۲.وضعیت تولید ناخالص ملی کشور
۳.نرخ بیکاری کشور
۴.وضعیت تورم کشور
۵.خرده فروشی
۶.بهره‌وری
۷.آمار فروش خودرو در کشور
۸.وضعیت بازار مسکن که از سه قسمت فروش خانه‌های نوساز، فروش خانه‌های موجود و امار ساخت خانه‌های جدید تشکیل می شود.

بررسی مهمترین شاخص های اقتصادی آمریکا


۱.وضعیت کلی بودجه دولت آمریکا

در نمودار فوق به وضح دیده می شود که بودجه دولت آمریکا در اکثر مواقع با کسری روبرو بوده است.

در سال ۲۰۱۳ در امدهای دولت آمریکا در بودجه به اوج سالهای اخیر خود رسیده بود.

در دوران ریاست جمهوری بارک اوباما هزینه های دولت آمریکا بشدت کاهش یافت.

۲. تولید ناخالص ملی آمریکا
تولید ناخالص ملی آمریکا در سال ۲۰۱۶ نسبت به تولید ناخالص در سال ۲۰۱۵، ۱.۹ درصد رشد داشته است. و پیش بینی ها این است که در سال ۲۰۱۷ اقتصاد آمریکا ۲.۱ درصد رشد داشته باشد.

۳.نرخ بیکاری آمریکا در سال ۲۰۱۶، ۴.۷ درصد بود.

۴. تورم آمریکا در سال ۲۰۱۶، ۱.۸ گزارش شده است.

۵.خرده فروشی در آمریکا

۶.بهره‌وری اقتصاد آمریکا

 

۷.امار فروش خودرو در کشور: در سال ۲۰۱۸ امار فروش خودرو در آمریکا فراتر از ۱۸ میلیون دستگاه بوده است.


۸.وضعیت بازار مسکن آمریکا:.

امار فروش خانه های موجود در سال ۲۰۱۶:  بعد از بحران مالی ۲۰۰۸،بیشترین امار فروش در سالهای اخیر بوده است.


 

بازارهای سرمایه (Capital markets) و انواع آن کدامند؟

بازارهای سرمایه یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده بازارهای مالی محسوب می شوند. در واقع بازار سرمایه پلی است که سرمایه های داخلی و خارجی را به واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی که به سرمایه نیازمند هستند وصل می نماید بنابراین بازار سرمایه، به عنوان کارویژه اصلی واحدهای سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر را با یکدیگر ارتباط می‌دهد. بازارهای سرمایه به خرید و فروش اوراق قرضه با سررسید (از سه ماه تا سی سال) و یا اوراق بهادار، دارایی‌های بدون سررسید اختصاص دارند و به محلی که این نوع معاملات انجام می شود تالار بورس گفته می شود.

انواع بازارهای سرمایه
بازارهای سرمایه به طور عمده به دو نوع تقسیم می شوند

1. بازار سهام

2. بازار اوراق قرضه یا بدهی.

بازارهای سرمایه همچنین از لحاظ عملیاتی نیز به دو  قسم می باشند که عبارتند از: 
بازار اولیه (primary market): بازاری است که در هنگام انتشار اوراق قرضه یا سهام شرکت ها به وجود می آید. بانک های سرمایه گذار خالق و به وجود آورنده بازارهای اولیه محسوب می شوند و اوراق بهادار را پیش از انتشار قیمت گذاری می کنند و سپس می فروشند.

بازار ثانویه (secondary market): بازار ثانویه محل داد و ستد اوراق منتشر شده در بازار اولیه است. حجم معاملات در این بازار، نسبت به بازارهای اولیه بسیار بیشتر است. در این بازار تغییرات قیمت ها شکل می گیرد و اوراق بهادار، بارها و بارها داد و ستد می شوند.

تقسیم بندی بازارهای سرمایه بر اساس کالاهای معاملاتی


۱.بورس اوراق بهادار:

در این بازار، انواع اوراق بهادار معامله می شوند. نمونه این بازار، بورس اوراق بهادار تهران (TSE)، بورس وراق بهادار المان (Xetra) و بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) است.

۲.بورس فلزات:

در این بازار انواع فلزات شناخته شده با مشخصات معین و با ابزارهای متنوع مالی معامله می شوند. بورس فلزات تهران در نیمه دوم سال ۱۳۸۲ افتتاح شد. معروفترین بازار فلزات دنیا، بورس فلزات لندن(LME) است که فلزاتی چون آهن، آلومینیوم و روی در آن داد و ستد می شود.

۳.بورس کالای کشاورزی:

در این بازار انواع محصولات کشاورزی با ابزارهای جدید مالی، داد و ستد می شود. این بازار از قدیمی‌ترین بورس های دنیا محسوب می شود. بورس شیکاگو (CBOT) را می توان شاخص ترین نمونه این بازار عنوان کرد.

نکات مهم در مورد بازارهای سرمایه


۱. تقسیم بندی کشور جهان با شاخص MSCI:

 در تحلیل بازارهای سرمایه یکی از مهمترین فاکتور ها شاخص MSCI می باشد چرا که در این شاخص، کشورها به ۴ نوع تقسیم شده و  هر قسمت از این کشورها ریسک ها و مزیت های خود را دارا می باشند و  بر این اساس هر کشور را می توان در شاخه وسطح خود مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد.

۲. شاخص های کلیدی:

در تحلیل بازارهای سرمایه برخی از شاخص های بورس نقش کلیدی و پررنگ تری داشته چنانکه روند صعودی و نزولی انها نقش بسزایی در روند سایر شاخص های جهان دارد که به ترتیب عبارتند از شاخص بورس ( S&P 500 , DOW30) از امریکا، STOXX Europe 600 Index اروپا، DAX30 المان، FTSE 100 انگلیس و NIKKEI 225 ژاپن.

شاخص های قیمتی مواد خام (Commodity price index) چیست؟

شاخص های قیمت مواد خام (Commodity price index) یکی از زمینه های سرمایه گذاری در بازارهای جهانی محسوب می شوند که در عین حال معیاری برای اندازه گیری و آگاهی از وضعیت مواد خام و کالاها در جهان نیز می باشند. این شاخص ها توسط بانک های سرمایه گذار، خبرگزاری های اقتصادی معتبر جهان و یا موسسات تحقیقاتی بین الملی به حسب ضرورت و نیاز و بر پایه پژوهش ها و مطالعات فراوان به وجود آمده اند. این شاخص ها عموما در ذیل بازاری گردآوری و ارایه می شوند که بازارهای کالایی نامیده می شوند.

مهمترین شاخص های قیمتی مواد خام در جهان

۱.شاخص مواد خام بلومبرگ (Bloomberg Commodity Index):
این شاخص در سال ۱۹۹۸ توسط خبرگزاری بلومبرگ بوجود امده است و به اختصار BCOM نامیده می شود. مواد خام تشکیل دهنده این شاخص به شرح ذیل می باشند:

انرژی 31.03%  / محصولات زراعتی 23.22% / فلزات پایه 17.11% / فلزات گران بها 15.59% / مصنوعات کشاورزی 7.41% / مصنوعات دامی 5.63%

۲.شاخص مواد خام CRB رویترز (Thomson Reuters/Jefferies CRB Index):
این شاخص در سال ۱۹۵۸ توسط خبرگزاری رویترز بوجود امده است که شامل یک سبد از ۱۹ کالا است. ۳۹٪ از این سبد به انرژی، ۴۱٪ به کشاورزی، ۷٪ به فلزات گرانبها و ۱۳ درصد به فلزات صنعتی اختصاص داده شده است.
این ۱۹ کالا عبارتند از آلومینیوم، کاکائو، قهوه، مس، ذرت، پنبه، نفت خام، طلا، نفت و حرارت، خوک، گاو زنده، گاز طبیعی، نیکل، آب پرتقال، نقره، سویا، شکر، بنزین بدون سرب و گندم.

۳.شاخص مواد خام گلدمن ساکس (S&P Goldman Sachs Commodity Index):
این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط بانک گلدمن ساکس بوجود امده بود ولی در سال ۲۰۰۷ به شرکت Standard and Poor’s واگذار شد و به اختصار S&P GSCI نامیده می شود. سبد این شاخص را مواد خام حوزه نفت و انرژی با سهم ۶۳.۰۵ درصد و سایر مواد ۳۶.۹۵ درصد تشکیل می دهند.

۴.شاخص بین الملی مواد راجرز (Rogers International Commodity Index):
این شاخص (RICI) در سال ۱۹۹۸ توسط سرمایه گذار سرشناس امریکایی جیم راجرز که تبحر خاصی در معاملات مواد خام دارد بوجود امده است. که مواد کشاورزی با سهم ۳۴.۹۰٪، انرژی با سهم ۴۴.۰۰٪ و فلزات با سهم ۲۱.۱۰٪ بخش های تشکیل دهنده این شاخص می باشند.

البته شاخص های قیمتی دیگری نیز برای مواد خام وجود دارند که عبارتند از:

World Bank Commodity Price Index
Continuous Commodity Index / CCI
Summer Haven Dynamic Commodity Index
Astmax Commodity Index / AMCI
Commin Commodity Index
Dow Jones-UBS Commodity Index
NCDEX Commodity Index
Deutsche Bank Liquid Commodity Index / DBLCI
Credit Suisse Commodity Benchmark Index / CSCB
Merrill Lynch Commodity index eXtra /MLCX

شاخص های اقتصادی / 1 – بازارهای مالی (Financial Markets)

بازارهای مالی یکی از شاخص های اقتصادی مهم در جامعه می باشند که از آن به عنوان دماسنج اقتصاد یاد می شود. بازارهای مالی بازارهایی هستند که در ان افراد حقیقی و حقوقی می توانند به معامله سهام، اوراق قرضه، کالا و مشتقات مالی بپردازند. و قیمت کالا وسهام در این بازارها تابع عرضه و تقاضا می باشد. از دیگر ویژگی های این بازارها این است که هزینه معامله در بازارهای مالی به مراتب پایین تر از بازارهای فیزیکی می باشد.

مزایای بازارهای مالی

۱. افزایش سرمایه در بازارهای مالی با استفاده از اهرم های مالی.
۲. کاهش ریسک سرمایه گذاری در صورت استفاده از ابزارهای مشتقه مانند اختیار معامله.
۳. هزینه اندک معاملات در بازارهای مالی نسبت به بازارهای فیزیکی.
۴. کشف قیمت کالا و سهام.
۵. شفافیت و کارامدی اقتصاد کشور.
۶. تامین مالی شرکت هایی که نیازمند سرمایه می باشند به شیوه ای قاعده مند و با سرعت بیشتر.
۷. افزایش سرعت حرکت نقدینگی یا گردش پول.

چگونگی حرکت سرمایه در بازارهای مالی

انواع بازارهای مالی از لحاظ دارایی

۱.بازارهای سرمایه(Capital markets)

۲.بازار پول(Money market):
بازار پول بازاری است برای داد و ستد پول و دیگر داراییهای مالی جانشین نزدیک پول (که سررسید کمتر از یکسال دارند) است. به بیان دیگر بازار پول، بازار ابزارهای مالی کوتاه‌مدت با سه ویژگی نقدشوندگی بالا، کم بودن ریسک عدم پرداخت، ارزش اسمی زیاد هستند. ابزارهای بازار پول شامل اوراق قرضه دولتی (اوراق بهادار کوتاه مدت با سه ماه، شش ماه یا یکسال)، پذیرش بانکی (دستور پرداخت مبلغی معین در تاریخی مشخص)، گواهی سپرده و اوراق تجاری (نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت با سررسید ۲۷۰ روز یا کمتر) است. از مهمترین نهادهای این بازار می‌توان به بانک مرکزی، واسطه‌های مالی، شرکت‌های تجاری، دولت و مؤسسات دولتی، صندوق‌های سرمایه گذاری، کارگزاری‌ها و معامله‌گران اشاره نمود.

۳.بازار کالا(Commodity market):
یک بازار سازمان یافته است، که کالاهای مختلف مانند گندم، ذرت، شکر، قهوه، غلات و همچنین فلزات با ارزش در آن معامله می‌شوند. قسمت عمده معاملات در این بورس به منظور خرید، فروش و تحویل در آینده صورت می‌گیرد. از جمله این بازارها می‌توان به بازار تجارتی شیکاگو و بورس فلزات لندن اشاره نمود.

۴.بازار معاملات اتی(Futures market):
بازار آینده یا معاملات آتی، یک مرکز مالی برای انجام قراردادهای آتی استاندارد می‌باشد، که توافق نامه‌ای است قانونی، دارای حد و مرز معین، برای خرید یا فروش یک کالای اقتصادی یا ابزار مالی، برای زمانی در آینده، با قیمتی توافق شده، هنگام انجام معاملات.

۵.بازار مشتقات(Derivatives market):
برای مقابله با ریسک در بازارهای سرمایه، ابزار مشتقه از اواخر دهه هشتاد میلادی به وجود امده اند. و اطلاق مشتق به این ابزارها به ان دلیل است که ارزش این اوراق بر اساس ارزش اوراق و دارای دیگر تعیین می گردد. و معامله گران برانند که با پذیرش هزینه اندک، از ریسک نوسان زیاد قیمت اجتناب کرده و ان را به سایر سرمایه گذاران منتقل نمایند. در بازار مالی دنیا بیشتر سرمایه گذاران خرد از ابزارهای مشتقه مرتبط با سهام یا شاخص استفاده می نمایند تا بتوانند بازده معقولی کسب نمایند در حالی که صندوق های سرمایه گذاری از ابزار مشتقه جهت مدیریت ریسک دارایهای خود استفاده وسیعتری دارند. که سواپها، قراردادهای آتی، اختیار معامله (Options) و پیمان آتی از ابزارهای بازار مشتقات هستند.

۶.بازار تبادل ارزی یا فارکس(Foreign exchange market)

۷.بازار نقدی(Spot market)

۸.بازار بین‌الملی اینتربانک (Interbanks market)
بازار بین بانکی در سیستم جهانی می باشد که در ان بانک و موسسات مالی معاملات ارزی را با یکدیگر انجام می دهند.

انواع بازارهای مالی به لحاظ خدمات‌دهی
۱.بازار پول(Money market):

بازاری است برای داد و ستد پول و دیگر داراییهای مالی جانشین نزدیک پول که سررسید کمتر از یکسال دارند.
۲.بازارهای سرمایه(Capital markets):

بازاری است که سهام و اوراق قرضه یا بدهی در ان معامله می گردد.
۳.بازار مشتقات(Derivatives market):

بازاری است که سواپها، قراردادهای آتی، اختیار معامله (Options) و پیمان آتی در ان معامله می شوند.
4.بازار خدمات مالی(Financial service market):

بازار است که خدمات ان توسط بانک های تجاری ارائه می‌گردد و این خدمات شامل برداشت پول از ATM، کارت اعتباری، رتبه اعتباری، خدمات کارگزاری و سایر خدمات مالی می باشد.
5.بازارهای سپرده گذاری(Depository markets):

معمولا در این بازار فقط بانک‌ها حضور دارند که سپرده‌های افراد و شرکت دریافت کرده و به متقاضیان وام یا اعتبار پرداخت می نمایند.
6.بازارهای غیر سپرده گذاری(Non-depository market):

بازاری است که در ان واسطه مالی حضور دارند که صندوق های مشترک سرمایه‌گذاری، شرکت‌های بیمه، صندوق‌های بازنشستگی، شرکت‌های کارگزاری در این بازارها فعالیت می کنند.

شاخص های اقتصادی / 2 – سیاست های پولی (Monetary policy)

بررسی نظام اقتصادی هر کشور جزء مهمترین شاخص های اقتصادی است که به سرمایه گذاران کمک می نماید تا با اطلاعات به روز اقدام به سرمایه گذاری نمایند نظام اقتصادی هر کشور به دو قسمت تقسیم می شود.
۱.سیاست های مالی کشور: که مسول اجرای آن دولت هر کشور می باشد.
۲. سیاست های پولی کشور: که مسول اجرای آن بانک مرکزی هر کشور می باشد که در تمام کشور های توسعه یافته و در حال توسعه بصورت مستقل فعالیت می کند و دولت ها هیچ دخل و تصرفی در تصمیمات بانک مرکزی نمی توانند اعمال کنند بانک مرکزی هر کشور تصمیمات لازم را با توجه به شرایط بازار اتخاذ می نماید نه نیاز دولت.

وظایف بانک های مرکزی
1.  تعیین نرخ بهره
2. انتشار اسکناس و تنظیم حجم پول در گردش
3. نگهداری از ذخایر طلا و ارز
4. نظارت بر عملکرد بانک ها
5. ایجاد امکانات اعتباری برای بانک‌های تجاری
6. انجام دادن عملیات تصفیه حساب بین بانک‌ها
7. صندوق داری و نمایندگی مالی برای عملیات بانکی دولت
8.  اتخاذ سیاست های پولی

انواع سیاست های پولی
۱.سیاست پولی انبساطی(Expansionary Monetary Policy):
سیاست پولی انبساطی به سیاست هائی اطلاق می‌گردد که بانک مرکزی از طریق افزایش در عرضه پول،خود را به هدف عمومی سیاست پولی(رشد ناخالص ملی، تورم، نرخ ارز و بیکاری) می‌رساند و یا به عبارت دیگر هر سیاستی یا تدبیری افزایش دهندهٔ عرضه پول باشد را سیاست انبساطی پولی گویند. این سیاست بیشتر در حالاتی قابل تطبیق و مثمر است که اقتصاد در حالت رکود باشد که در این حالت بانک مرکزی جهت برقراری تعادل در اقتصاد کشور و رفع اثرات نا مطلوب این پدیده بر مقدار عرضه پول می‌افزاید تا اینکه از این طریق رکود را مهار کند.

۲.سیاست پولی انقباضی (Contractionary Monetary Policy):
سیاست‌های پولی انقباضی به تدابیری اطلاق می‌گردد که بانک مرکزی از طریق کاهش در عرضه پول، اهداف عمومی سیاست‌های پولی(رشد ناخالص ملی، تورم، نرخ ارز و بیکاری) را بر آورده می‌سازد و یا به عبارت دیگر هر نوع تدابیری کاهندهٔ عرضهٔ پول را سیاست پولی انقباضی گویند.

اهداف کلیدی سیاست های پولی
۱. تسریع رشد اقتصادی
۲. ایجاد اشتغال کامل
۳. تثبیت سطح عمومی قیمت ها
۴. ایجاد تعادل در موازنهٔ پرداخت‌های خارجی

شاخص های اقتصادی / 3 – سیاست های مالی (Fiscal policy)

در زمینه اقتصادی، دولت ها چهار و وظیفه کلی بر عهده دارند که عبارتند از  

1. ثبات پولي

2. اشتغال کامل

3. تعادل در تراز پرداخت ها

4. تناسب در توزيع درآمدها.

مهمترین نکات سیاست های مالی


۱.بودجه دولت:

کل بودجه دولت ها از دو بخش درآمد و هزینه تشکیل شده است. که اندازه و نحوه توزیع بودجه، یکی از مهمترین فاکتورهای توسعه و پیشرفت یک کشور محسوب می شود و سرمایه گذاران توجه ویژه ای به ردیف های درآمد و هزینه بودجه یک کشور می کنند.

۱.۱. درآمدهای دولت:
که از دو بخش مالیات ها و فروش مواد خام (مانند نفت، گاز و طلا) تامین می شود. و نکاتی که در بخش درآمدها باید به ان باید توجه کرد عبارتند از: درآمدهای حاصله از مالیات در بودجه کل کشور، در امد حاصله از فروش مواد خام ، فروش اوراق قرضه و ... و از همه مهم تر، توانایی دولت ها در تحقق این درآمدها با احتساب شرایط کنونی کشور و جهان می باشد.

۱.۲. هزینه های دولت:
مربوط می شود به حقوق ماهیانه کارمندان و بازنشستگان دولت، اجرای طرح های عمرانی، بهداشتی و نظامی، و ... شاید بتوان این گونه گفت که هزینه های دولت ها مهم تر از در آمدهای آنهاست و دولت مجبور است که این هرینه ها را در اکثر موارد لاجرم انجام دهد. اگر درآمدهای دولت تحقق پیدا نکند با کسری بودجه مواجه و ملزم به فروش اوارق قرضه خواهد شد و این مشکلی است که عمده کشورهای توسعه یافته جهان با ان دست به گریبان هستند.

۲. میزان بدهی کشور
میزان بدهی های یک کشور نسبت به تولید ناخالص آن کشور سنجیده می شود و هر چه میزان بدهی یک کشور کمتر باشد گویای شرایط بهتری است. البته نکته اساسی در میزان بدهی وجود دارد این است که آیا افزیش بدهی ها به جهت پراخت های جاری مانند (پرداخت حقوق کارمندان دولت و بازنشتگان و …) ایجاد شده و یا صرف توسعه راه ها، نظام آموزشی و…. گردیده است، که اگر از نوع دوم باشند بازار سرمایه آن را مثبت ارزیابی کرده و با دید سرمایه گذاری آن را ارزیابی می کند.

۳. وضعیت اصلاحات کشور
سرمایه گذاران جهانی با توجه به نوع و زمینه فعالیت شان، کشور هایی را انتخاب می کنند که در آن زمینه مورد نظر، متمایز و شاخص تر از سایر کشورها بوده و مزایای نسبی برای سرمایه گذاری آن ها به همراه داشته باشد. فاکتورهای زیر در انتخاب کشور سرمایه گذاری مهم است حداقل حقوق نیروی کار، وضعیت مهارت نیروی کار، هزینه های پراختی برای انرژی، وضعیت اقتصادی کشور، رتبه اعتباری کشور، وضعیت سیستم بانکی و اعتباری کشور ….
لذا یک کشور و بازارهای مالی و عرصه کسب و کار یک کشور می باید همواره در مسیر پویایی و نوسازی بوده و دستاوردهای جدید و بسترهای مساعدی را پیش روی سرمایه گذاران قرار دهد تا محلی مناسب و جذاب برای سرمایه گذاران به حساب آید. 

۴. بهبود رتبه اعتباری کشور
یکی از مهمترین فاکتورهایی که یک سرمایه گذار قبل از شروع به سرمایه گذاری به آن دقت می نماید رتبه اعتباری کشور مورد نظر است و دولت ها موظف به بهبود رتبه اعتباری کشور نزد موسسات بررسی  اعتبارات و در مجامع بین المللی هستند.

شاخص های اقتصادی / 4 – نظام مالیاتی (Taxes)

مالیات پرداختی است الزامی و بلاعوض. مالیات ممکن است به شخص،موسسه، دارایی و غیره تعلق گیرد. و مالیات مهمترین بخش از درامدهای اکثر کشورهای جهان از تولید ناخالص ملی محسوب می شود. و یکی از شاخص های اقتصادی که مدنظر سرمایه گذاران است و سعی می کنند با توجه به نوع فعالیتی که انجام می دهند کشوری را انتخاب کنند که در ان زمینه مالیات کمتری دارد.

درامدهای مالیاتی از دو روش مالیات مستقیم و مالیات غیرمستقیم حاصل می شود.
مالیات مستقیم را می‌توان مالیات بر درآمدها، سود یا مالیات بر ثروت و امثال آن نیز نامید. این مالیات بطور مستقیم از درآمد یا دارایی افراد حقیقی و حقوقی اخذ می‌شود.
مالیات غیر مستقیم مالیاتهایی هستند که پرداخت کننده آن فرد معینی نیست و دارای قابلیت انتقال بالایی است. مالیات غیر مستقیم، روی مصرف کالاها و فعالیتهایی وضع می‌شود که بطور غیر مستقیم روی درآمد مؤثر می‌باشد.

انواع مالیات
۱.مالیات شرکت ها(Corporate Tax): بصورت سالیانه شرکت ها موظف هستند بخشی از سود را به عنوان مالیات به دولت پرداخت نمایند در کشور ما شرکت ها ۲۰ درصد از سود خود را به عنوان مالیات پرداخت می کنند.

۲.مالیات بر در امد شخصی (Personal Income Tax): به مالیاتی که از مجموعه درامدهای که یه شخص اخذ می شود مالیات بر در امد گفته می شود و امکان دارد درامدهای اشخاص متنوع باشند از حقوق ماهیانه گرفته تا اجاره اپارتمان،

۳.مالیات فروش یا مالیات ارزش افزوده (Sales Tax):

۴.مالیات حق پرداخت بیمه تامین اجتماعی (Social Security Tax): که شامل دو بخش می شود حق بیمه ای که کارفرما به دولت پرداخت می کند و حق بیمه ای که کارمند به دولت می دهد.

نکات کاربردی در مورد مالیات ها
۱.کاهش و افزایش نرخ مالیات ها رابطه مستقیم با افزایش وکاهش (تولید ناخالص ملی، تورم و نرخ بیکاری دارد) مثلا هنگامی که رشد تولید ناخالص ملی کاهش می یابد دولت با کاهش نرخ مالیاتی پراختی از شرکت ها از ۲۰ درصد به ۱۰ درصد، می تواند اهرمی باشد برای افزایش سرمایه گذاری در کسب و کارها و در نتیجه شاهد افزایش تولید ناخالص ملی در مرور زمان خواهیم شد. و یا اگر هدف دولت افزایش اشتغال باشد می تواند با کاهش نرخ حق بیمه پراختی از طرف کارفرما باعث استخدام هایی جدید شود.

۲. تصمیمات افزیش مالیات باید از قبل به اطلاع شرکت ها و افراد جامعه برسد تا برای نرخ جدید مالیاتی خود را اماده کنند مثلا در ژاپن از دو سال قبل افزایش نرخ مالیات به اطلاع عموم می رسد.

شاخص های اقتصادی / 5 – تولید ناخالص ملی(GDP)

تولید ناخالص ملی(GDP) یکی دیگر از شاخص های اقتصادی است که عبارت است از مجموع ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی که متعلق به شهروندان یک کشور می باشد.
منظور از کالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از کالاها یا خدماتی است که به مصرف کننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد.
محاسبه کالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی کالاها یا خدمات در کل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی که به شرکت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا که ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد.
برای محاسبه تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی یک کشور سه شیوه مختلف وجود دارد. ولی پرکاربردترین روش محاسبه به فرم ذیل است.

تولید ناخالص ملی = مصرف خصوصی +سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + تراز تجاری(صادرات – واردات)

مصرف خصوصی ان دسته از مصارف افراد جامعه و خانوار هستند که برای خرید کالاهایی مصرفی صرف می شود مانند اتومبیل، پوشاک، خوارک. فقط خرید منزل مسکونی شامل این بند نیست و جزء بند سرمایه گذاری است.

انواع تولید ناخالص ملی(GDP)
۱.تولید ناخالص ملی اسمی (nominal GDP):
که بر اساس فرمول فوق محاسبه و بعد از اینکه محاسبات به واحد پولی هر کشور انجام شد برای اینکه تولید ناخالص کشورها را بتوان با هم مقایسه کرد هر کشور تولید ناخالص ملی خود را به دلار امریکا نیز محاسبه می کند و بعد از محاسبه تولید ملی بر حسب دلار امریکا، ان را بر کل جمعیت کشور تقسیم می کنند تا سرانه هر نفر از تولید ناخالص ملی مشخص گردد.

۲.تولید ناخالص ملی بر پایه برابری قدرت خرید (GDP PPP):
برای اینکه بتوان این نوع روش محاسبه تولید ناخالص ملی را توضیح داد ابتدا باید عبارت برابری قدرت خرید را توضیح دهیم.

برابری قدرت خریدی (Purchasing power parity):
یا به عبارتی PPP نوعی نرخ مبادله می باشد که برابر است با نسبت هزینه های سبد کالای یکسان در دو جامعه بر حسب ارزهای ملی.

یکی از معروفترین مواردی که اقتصاددانان در مورد آن، برابری قدرت خرید را محاسبه کردند، همبرگر مک دونالد است زیرا این همبرگر در بسیاری از کشورهای جهان با کیفیت یکسان مصرف می شود. فرض کنیم که مصرف کننده این کالا در کشور آمریکا دو دلار و در کشور بریتانیا ۱.۵ پوند بابت خرید همبرگر مک دونالد پول پرداخت کنند، نسبت ۱.۵ پوند به دو دلار برابر ۰.۷۵ خواهد بود. عدد ۰.۷۵ در مقایسه با نرخ برابری ارز آمریکایی(دلار) و ارز انگلیسی (پوند) که ۰.۶۲ است بزرگتر است و این به مفهوم آن است که مک دونالد در بریتانیا گرانتر از مک دونالد آمریکایی است .

اگر بخواهیم به طور ساده و تنها بر اساس شاخص همبرگر مک دونالد داوری کنیم باید بگوییم که:
قدرت خرید مردم کشور آمریکا بیشتر از کشور بریتانیا است.
توان رقابت پذیری اقتصاد کشور آمریکا بیشتر از اقتصاد کشور بریتانیا است.
استاندارد زندگی در کشور آمریکا بیشتر از کشور بریتانیا است.
نرخ تبدیل ارز کشور آمریکا به ارز کشور بریتانیا منطقی به نظر می رسد.

تولید ناخالص ملی بر پایه برابری قدرت خرید (GDP PPP):
تولید ناخالص ملی هر کشور، که بر اساس کالاهای استفاده شده در سبد برابری قدرت خرید محاسبه شود را می گویند.

برای اینکه بتوان کشورهای جهان، در تولید ناخالص ملی بر پایه برابری قدرت خرید را با هم مقایسه نمود تولید ناخالص ملی بر پایه برابری قدرت خرید را به دلار امریکا محاسبه می نمایند.

نکات کاربردی در مورد تولید ناخالص ملی
۱.رشد تولید ناخالص ملی هر کشور نسبت به سال قبل و بصورت درصدی بیان می شود و معمولا بصورت سه ماه و سالیانه توسط سازمان امار اعلام می شود.

۲.در سال ۱۹۹۴ تولید ناخالص ملی جهان ۲۸ تریلیون دلار و کل بدهی های جهان ۴۰ تریلیون دلار بود، درسال ۲۰۱۵ کل تولید ناخالص جهان ۷۸ تریلیون دلار و کل بدهی های جهان ۲۲۵ دلار می باشد. همانطور که مشاهده می شود در این ۲۰ سال متوسط رشد تولید ناخالص ملی سالیانه ۵ درصد و متوسط رشد بدهی جهان سالیانه ۱۰ درصد افزایش پیدا کره است. یعنی سرعت رشد بدهی های جهان از سرعت رشد تولید ناخالص جهان بیشتر بوده و اکثر این بدهی نیز از جنس دلار امریکا می باشند.

شاخص های اقتصادی / 6 – بازار کار (Labour Market)

بازار کار هر کشور یکی از شاخص های اقتصادی است که با سه موضوع ایجاداشتغال، دستمزد افراد و بازنشستگی در ارتباط است.

ایجاداشتغال
ایجاد اشتغال پایدار به فاکتور های زیادی بستگی دارد و افراد جویای کار می توانند در دو بخش صعنت یا خدمات مشغول بکار شوند. و هزینه ایجاد اشتغال در بخش صنعت به مراتب از هزینه اشتغال در بخش خدمات بالاتر است بنایراین کشورهای که نرخ بیکاری پایین تری دارند حتما بخش خدماتی فعال و گسترده ای دارند.

برای اینکه بتوانیم در مورد بازار کار یک کشور اظهارنظر کنیم حتما باید در مواردی مانند نرخ بیکاری، نرخ بیکاری در جوانان کشور، نرخ اشتغال بلند مدت، نرخ مشارکت افراد بیکار در جستجوی کار، هرینه ایجاد اشتغال برای هر فرد در بخش صنعت و خدمات، ترکیب جمعیتی شاغل و بیکار یک کشور از لحاظ جنستی، سن و نژادی و نحوه مشارکت انها در اشتغال کشور اطلاعات کامل داشته باشیم.

نکته مهمی که تمام شرکت های دنیا، در مورد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال در یک کشور مدنظر دارند مساله بهره وری (Productivity) است که قبل از سرمایه گذاری بررسی های لازم را بر روی افراد جویای کار یک کشور ا نجام می دهند که ایا افراد جویای کار دانش و روحیه تولید کالا یا خدمات با کیفیت بالا دارند یا نه؟ و بعد اقدام به سرمایه گذاری در ان کشور می نمایند.

دستمزد کارمندان
مساله تعیین دستمزد کارمندان، بخصوص تعیین حداقل حقوق کارگران در یک کشور فاکتوری مهمی در تولید کالاهای با کیفیت است که حداقل دستمزد در یک کشور طوری تعیین گردد که یک فرد بتواند در رفاه نسبی زندگی کند این مساله در کشور های توسعه یافته رعایت می شود ولی در کشورهای در حال توسعه اصلا به رفاه نسبی کارمندان توجهی نمی شود و برای همین است که بهره وری در کشور های توسعه یافته خیلی بالا است.
اگر حداقل حقوق بدون هماهنگی با سندیکایی کارفرمایان، بصورت دستوری افزایش یابد باعث بیکاری افراد شاغل نیز خواهد شد.

بازنشستگی
مساله بازنشستگی از این جهت حایز اهمیت است که هزینه پراخت حقوق ماهیانه یک بازنشسته از بودجه دولت تامین می شود و با توجه به افزایش طول عمر افراد جامعه، دولت ها سعی دارند تا می توانند سن بازنشستگی را در کشور افزایش دهند سن بانشستگی در ژاپن ۶۰ سالگی و در کانادا و المان در ۶۵ سالگی است.

شاخص های اقتصادی / 7 – مصرف کننده (Consumer)

رفتار مصرف کنندگان کالا و خدمات کشور یکی از شاخص های اقتصادی است که از طرف اقتصاددانان و سرمایه گذاران یک کشور مورد بررسی قرار می گیرد و مصرف کننده کسی است که برای مصرف کالا یا خدمات تولید شده پول پرداخت می‌کند، از این رو مصرف‌کنندگان نقش اساسی در نظام اقتصادی ملتها دارند. تقاضای مصرف‌کنندگان یکی از عوامل اصلی انگزیشی تولیدکنندگان است. همچنین مصرف کنندگان بخشی از زنجیره توزیع محسوب می‌شوند.

شاخص های اساسی که در بازار مصرف کنندگان مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از
۱.ضریب اطمینان مصرف کننده (Consumer Confidence):
یک ضریب خوش بینی است که مصرف کنندگان نسبت به اقتصاد کشور دارند و رابطه مستقیم با صرفه جویی و هزینه کردن مصرف کنندگان دارد بدین صورت که اگر مصرف کننده نسبت به اینده اقتصاد خوش بین باشد شروع به هزینه کردن می کند و اگر نسبت به اینده اقتصاد بدبین باشد شروع به صرفه جویی می کند.
در امریکا این ضریب توسط دانشگاه میشگان سنجیده می شود (University of Michigan Consumer Sentiment Index) و روال کار بدین شکل است که بصورت تلفنی حداقل با ۵۰۰ مصرف کننده تماس برقرار کرده و سوالاتی در مورد هزینه کردن و صرفه جویی می پرسند و نتایج را جمع بندی و به اطلاع عموم می رساند.

۲.هزینه های مصرف کننده (Consumer Spending):

۳.پس انداز شخصی (Personal Savings):

۴.خرده فروشی (Retail Sales):
خرده‌فروشی شامل فروش کالاها و اجناس فیزیکی برای مصرف مستقیم توسط خریدار است که از محلی معین، همچون فروشگاه، بوتیک یا کیوسک، یا از مرکز خرید، در قالب بخش‌های کوچک یا منفرد تهیه شده باشد. خرده‌فروشی می‌تواند شامل خدمات فرعی همچون تحویل نیز باشد.

۵.اعتبار مصرف کننده (Consumer Credit):
به مجموعه کالاها یا خدماتی که با اقساط توسط مصرف کنندگان خریداری می شوند.

۶.بدهی خانوارها نسبت به درآمد(Households debt to income):

۷.بدهی خانوارها نسبت به تولید ناخالص ملی(Households debt to GDP):
هرچه میزان بدهی خانوارهای یک کشور نسبت به تولید ناخالص ملی ارقام پایین تری باشد اقتصاد ان کشور با ثبات تر است.

شاخص های اقتصادی / 8 – قیمت ها (Prices)

تغییر قیمت در کالا و خدمات در کشور، یکی از شاخص های اقتصادی است که همه گروه های جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. قیمت میزان پرداخت یا جبرانی است که توسط یک شخص به دیگری به‌ ازای کالا یا خدمات داده می‌شود.

در اقتصاد نوین، قیمت‌ها معمولاً در غالب واحدهای پولی بیان می‌شوند (قیمت‌های کالاها، بصورت یکای پولی در واحد وزن آن کالا بیان می‌شوند، مثلاً یک یورو به‌ ازای هر کیلوگرم).
تقریبا هیچ فاکتوری مهمتر از تغییرات قیمت ها برای دولت و خانوار نیست و همه مجبورند زندگی خود را با قیمت ها تطبیق دهند و براساس انها برنامه ریزی کنند

شاخص های مهم که با قیمت کالا و خدمات در ارتباط هستند

۱.تورم (Inflation)

۲. تراز تجاری (Balance of Trade)

۳.جریان سرمایه (Capital Flows):
به حرکت سرمایه به منظور تجارت، سرمایه گذاری(خرید سهام، اوراق قرضه، طلا و…) و راه اندازی کسب و کار در یک کشور را جریان سرمایه می گویند و حتی پولی که شرکت برای تحقیق و توسعه هرینه می کنند نیز شامل جریان سرمایه می شود و در مقیاس بالاتر سرمایه ای که دولت یک کشور در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کند نیز شامل جریان سرمایه است.

جریان سرمایه کل کشور شاخصی است که از ان در تهیه بودجه کشور، تنظیم مقررات پولی و مالی جدید استفاده می شود.
جریان سرمایه از شاخص های پیش نگر می باشد که نشان دهنده این است که جهت سرمایه به کدام سمت در یک کشور در حال حرکت است و اگر سرمایه به سمت کالا خاصی افزایش یابد در اینده نزدیک شاهد افزایش قیمت یا رکود در ان کالا خواهیم شد که به شرایط بازار بستگی دارد.

۴.توازن حساب جاری (Current Account):
اختلاف بین پس اندازهای کل کشور با سرمایه گذاری های انجام شده در کشور را توازن حساب جاری می گویند و این شاخص نشان دهنده پویایی اقتصاد یک کشور است زیرا در برگیرنده کل تراز تجاری، درامد حاصله از خارج از کشور و پولی های جابجا شده در کشور را نشان می هد.
اگر یک کشور از سایر کشورهای جهان طلبکار باشد ان کشور دارای توازن حساب جاری مثبت است و اگر یک کشور به سایر کشورهای جهان بدهکار باشد ان کشور دارای توازن حساب جاری منفی است. توازن حساب جاری هر کشور نسبت به تولید ناخالص ملی ان کشور نیز سنجیده می شود.

در واقع توازن حساب جاری هر کشور منفی باشد یعنی سرمایه گذاری در ان کشور بیشتر است و مشکل کشور ما این است که دارای توازن حساب جاری مثبت است و مردم ترجیح می دهند سرمایه های خود را پس انداز کنند تا سرمایه گذاری.

۵.شرایط تجارت در کشور (Terms of Trade):
شرایط تجارت در هر کشور مخصوصا تعرفه های گمرکی تاثیر مستقیم بر روی قیمت اجناس دارد.

۶. توریسم (Tourist Arrivals): افرایش توریست یک کشور هم می تواند قیمت ها را افزایش دهد.

۷. تروریسم (Terrorism Index): افزایش تروریسم در یک کشور باعث کاهش اعتماد عمومی و در نتیجه کاهش سرمایه گذاری در ان کشور شده و در نتیجه باعث افزایش قیمت ها می شود.

شاخص های اقتصادی / 9 – مسکن (Housing)

کسب و کار مرتبط با بازار مسکن یکی از شاخص های اقتصادی است که در کل کشور های جهان سهم مهمی در بازار اشتغال و تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می دهند برای همین تمام سعی دولت ها این است که این صنعت همیشه پویایی خود را حفظ کند.

شاخص های که نشان دهنده وضعیت بازار مسکن یک کشور هستند عبارتند از:
۱.شاخص قیمت مسکن (House Price Index)

۲.خانه های در حال ساخت (Housing Starts)

۳.خانوارهای دارای مسکن (Home Ownership Rate):
شاخصی است که نشان دهنده این است که چند درصد از خانوارهای هر کشور دارای مسکن شخصی می باشند.

۴. کارهای عمرانی انجام شده (Construction Output):
اشاره به کار های عمرانی انجام شده توسط شرکت های که فعالیت اصلی انها ساخت و ساز می باشد.
کار ساخت و ساز شامل ساخت، بازسازی، توسعه، نوسازی، تعمیر و نگهداری می باشد.

شاخص های اقتصادی / 10 – کسب و کار(Business)

بررسی وضعیت کسب و کار های یک کشور از مهم ترین شاخص های اقتصادی است که مورد توجه سرمایه گذاران خارجی است.
کسب و کار یک سازمان است که برای فراهم کردن کالا، خدمات و یا هر دو به مشتری ایجاد شده است. کسب و کار در اقتصاد سرمایه‌داری حکم‌فرماست، بیشتر کسب و کارها که مالک آن‌ها بخش خصوصی است برای این ایجاد شده‌اند که سودساز باشند و دارایی صاحب‌شان را بیشتر کنند. از کسب و کاری که چندین فرد در دارایی آن شریک باشند با عنوان شرکت یاد برده می‌شود و شرکتها با توجه به حجم دارایی و پرسنل به دو قسمت تقیسم بندی می کنند.

۱. شرکت های بزرگ یا غول پیکر(Giant company): در تقسیم بندی اتحادیه اروپا به شرکت های دارای ۲۵۰ نفر پرسنل و حجم معاملات سالیانه بیشتر از ۵۰ میلیون یورو را، شرکت های بزرگ یا غول پیکر می گویند.

۲.شرکت های متوسط و کوچک(Small and medium-sized enterprises): که به اختصار به انها SME نیز گفته می شود. در تقسیم بندی اتحادیه اروپا به شرکت های تا ۲۵۰ نفر پرسنل و حجم معاملات سالیانه کمتر از ۵۰ میلیون یورو را، شرکت های SME می گویند.

شاخص های که نشان دهنده وضعیت کسب و کارهای یک کشور هستند
۱.تولیدات صنعتی و خدماتی (Manufacturing and service)

۲. نرخ استفاده از ظرفیت (Capacity Utilization Rate)

۳.شاخص های پیش نگر و پس نگر در اقتصاد (leading and lagging Indicator)

۴.شاخص اعتماد به نفس کسب و کار (Business Confidence):
یک شاخص اقتصادی است که میزان خوش بینی یا بدبینی مدیران کسب و کار نسبت به اینده شرکت یا سازمان خود را ارزیابی می کند. همچنین یک نمای کلی از وضعیت اقتصادی کشور را فراهم می کند.

۵.شاخص رقابت پذیری (Competitiveness Index):
رقابت‌پذیری به معنای توانایی و عملکرد یک شرکت، یک بخش اقتصادی یا یک کشور در فروش و عرضه کالا و خدمات در یک بازار در مقایسه با دیگر شرکت‌ها، زیر بخش‌ها، و کشورهای حاضر در همان بازار است. این اصطلاح همچنین برای بازارها نیز استفاده می‌شود که اشاره به میزان رقابت‌پذیر بودن ساختار بازار دارد. باید توجه شود که رقابت‌پذیر بودن یک بازار ارتباطی به رقابت‌پذیری شرکت‌های حاضر دراین بازار ندارد.

۶.شاخص احساس فساد (Corruptions Perception Index):
شاخصی است که میزان فساد موجود در میان مقامات دولتی و سیاستمدارانشان را رتبه‌بندی می‌کند. به عبارت دیگر، این معیار شاخصی است که رتبهٔ فساد در بخش عمومی یک کشور را درمیان سایر کشورهای جهان نشان می‌دهد. و توسط سازمان شفافیت بین‌الملل بصورت سالیانه انتشار پیدا می کند و هر کشوری که رتبه فساد پایین تری داشته باشد راه اندازی کسب و کارهای جدید و نو در ان اسانتر است.

۷.سهولت انجام کسب و کار (Ease of Doing Business):
شاخصی است که توسط بانک جهانی ایجاد شده است. و رتبهٔ بالاتر هر کشور در آن شاخص، نشان دهندهٔ مقررات سهل و اسان برای کسب و کارها و حمایت‌های قوی تر از حقوق مالکیت خصوصی است.

۸.ورشکستگی در کسب و کار (Bankruptcy in Business):
امار تعداد کسب و کارهای که در یک کشور اعلام ورشکستی می کنند معمولا بصورت ماهیانه اعلام می شود بررسی علل ورشکستگی کسب و کارها یک از شاخص های مهم سرمایه گذاری، در هر کشور به شمار می اید بطوری که بی کفایتی مدیران کسب وکارها، قوانین دست و پاگیر دولتی، شرایط اقتصاد کشور یا جهان برخی از علل عمده ورشکستگی کسب و کارها به شمار می ایند.